فصل‌هایِ عزیز؛
189 subscribers
75 photos
17 videos
1 link
— آن سویِ صفحه، در امتدادِ خیال؛ پناه کاغذی روزهای خاکستری، میان سطرها و قصه‌خانهٔ آبی؛
• حرف‌هایِ تو:

꙳ @DearChaptersbot ⭑
Download Telegram
«وقتی همیشه آسیب‌پذیر باشی انگار داری به دیگران می‌گی ازت سوءاستفاده کنن.» / ص۹۲
❤4
«می‌دونم فکر می‌کنی فقیری چیزی هستی، اما واقعیت اینه که تو هیچی درمورد فقر نمی‌دونی. » / ص۱۱۸
😭3
همهٔ جمله‌های خوب من دزدی‌ن. نظر شخصی ندارم. / ص۱۲۲
🕊3
«متأسفم.»
«این رو خیلی می‌گی.»
«این رو خیلی حس می‌کنم.» / ص۱۲۵
🐳2
ولی تو زبان انگلیسی به عاشق‌بودن می‌گن "درعشق‌بودن" که عجیبه و یه‌جورایی احساس می‌کنی عشق یه دریاست که توش غرق می‌شی یا یه شهره که توش زندگی می‌کنی. / ص۱۲۷
🐳3
گفت: «ولى مثل شاعرها حرف مى‌زنى. اگه نصف حرف هايى رو که مى‌زنى، روى كاغذ بنويسى مى‌شه يه شعرى كه از شعرهاى من خيلى بهتره.» / ص۱۲۸
🐳3
«شعرهای کوتاه با قافیه‌های عجیب رو دوست دارم، چون زندگی هم درست همین‌طوره.» / ص۱۲۸
🐳1
اگه به اندازه‌ی کافی به آسمون‌ها نگاه کنین، می‌فهمین که چقدر کوچیک هستین. / ص۱۵۳
❤3
هر فقدانى كاملاً بى‌سابقه‌ست. هيچ‌وقت نمى‌تونى درد كس ديگه‌‌اى رو فهمى. واقعاً نمى‌تونى. / ص۱۴۴
🎄3
حدود صد ميليارد ستاره توى راه شيرى هست. يه جورايى انگار هر آدمی كه تا حالا زندگی كرده براى خودش ستاره داره. / ۱۵۴
❤3
حتی سکوت هم داستانی دارد که برایت بگوید. / ص۱۵۴
🎄3
بدترين قسمت تنها بودن اينه كه به تمام اون وقت هايى فكر می‌كنى كه آرزو مى‌كردى كاش همه دست از سرت بردارن. بعد كه اين كار رو كردن و به حال خودت رها شدى، مى‌فهمى چندان از همنشينى با خودت راضى نيستى. / ص۱۵۴
🕊2
بعد از این كه قطع كرديم، بهم پيام داد: من از خودمون خوشم مى‌آد. جدى. / ص۱۵۸
💘3
اون: «مى‌تونم تو دنياى واقعى ببينمت؟» من: «گمونم. ولى من تو واقعيت كم‌تر باحالم.» / ص۱۶۵
🐳3
بعد از بهترین گفت‌وگوها حتا یادت نمی‌آد که در مورد چی حرف می‌زدی. فقط یادت می‌آد چه حسی داشتی. / ص۱۷۱
💘3
گفتم: «هنوزم بهترين و بدترين چیزها پيش پاى ماست.» گفت: «اميدوارم اين‌طور نباشه. من از صميم قلب اميدوارم بدترين‌ها رو پشت سر گذاشته باشم.» / ص۱۶۹
💘3
«مى‌دونى؟ سيكوو سوندياتا تو يكى از شعرهاش مى‌گه كه مهم‌ترين قسمت بدن ما قلب يا ریه يا مغز نيست. بزرگ‌ترین و مهم‌ترين قسمت بدن ما اون جاييه كه درد مى‌كنه.» / ص۱۸۴
🕊3
شايد ما استعاره رو براى توصيف درد خلق كرديم. شايد نياز داريم كه براى درد گنگی كه تو عمق وجودمونه و به منطق و حس‌هامون حمله مى‌كنه، شكلى در نظر بگیرم. / ص۱۹۱
🐳3
گفت: «آخه عزيزم كى گفته تو خل شدى. تو هميشه همين قدر خل بودى.» / ص۱۹۶
🕊2
« و بله، دوست تو بودن خودش كار محسوب مى‌شه، اما تو حيرت انگیزترین آدمى هستى كه تمام عمرم ديدم و سس‌خردل هم نيستى. تو پيتزايى. اين بالاترين و بهترين تعريف براى توصيف يه آدمه.» / ص۱۹۶
🍓2
«بايد با همونى كه دارى بسازى. اين رودخونه مسخره رو داشتن، اما سعى‌شون رو كردن و شهر رو روش ساختن. شايد شهر بزرگی نيست، اما بد هم نيست. تو رودخونهٔ داستان نیستی. شهرى.» / ص۲۰۲
😭2