فصل‌هایِ عزیز؛
189 subscribers
75 photos
17 videos
1 link
— آن سویِ صفحه، در امتدادِ خیال؛ پناه کاغذی روزهای خاکستری، میان سطرها و قصه‌خانهٔ آبی؛
• حرف‌هایِ تو:

꙳ @DearChaptersbot ⭑
Download Telegram
گفتم: «دست تو نیست. مشكل همينه. زندگی چیزی نيست كه كنترلش دست تو باشه. مى‌دونى؟» / ص۵۹
💘2
«من سخت‌ترین کلمه برای معنی کردنه. » / ص۶۹
💘2
«دارى حرف رو عوض مى كنى.» فقط بهش زل زدم. «حق باتوئه ايزا، "خود" ساده نيست. شايد حتی مفرد هم نباشه. شايد "خود" جمع باشه، اما مگه نمى‌شه يه مجموعه رو یکپارچه كرد؟ به رنگین‌كمان فكر كن. يه كمون از جنس نور. ولى در عين حال مى‌شه گفت هفت كمان از جنس نور داريم كه كنار هم قرار دارن.» / ص۷۵
🍓3
گاهی آرایش حس زره پوشیدن بهم می‌ده؛ انگار پشت یه چیزی پنهان شدم. / ص۸۰
💘4
نمى‌دونم چرا، اما هميشه ساعد مردها رو دوست دارم. / ص۸۱
💘3
بعد ديدم داره سعى مى‌كنه دستم رو بگیره. گرفتمش. زير نور ستاره‌هايى بوديم كه سال ها از عمرشون مى‌گذشت. / ص۸۸
🍓3
هركسى از جذابيت آشكار چشم‌هاى آبى و سبز لذت مى‌بره اما چشم‌هاى قهوه‌اى ديويس يه عمقى داشت كه چشم‌هاى رنگ روشن ندارن و دیویس جورى بهم نگاه مى‌كرد که احساس مى‌كردم حتماً چیز ارزشمندى هم تو چشم‌هاى خرمايى من هست. / ص۸۹
🍓3
دوست‌شون داشته باشید. تکه‌های این کتاب به‌جای همزادپنداری که همیشه در کتاب‌ها دنبال‌شون می‌گردم بیشتر شبیه تکه‌هایی‌ه که زندگی در هر مرحله ممکنه برامون دیکته کنه و یاد گرفتن و فهمیدن‌ش بهای زیادی داشته باشه؟ یا حداقل خیلی طول بکشه تا درست دیکته کردن‌ش رو یاد بگیری. بقیه‌ش رو با بوسهٔ شب‌بخیر براتون می‌ذارم. 🩶
💘4🍓1
گفت: «دارم فكر مى كنم اين قدر خوبه كه ممكن نيست واقعيت داشته باشه.»
«چی؟»
«تو.» / ص۹۲
💘3
اون بهم گفت که زیبایی ناشی از توجه ماست. گفت: «رودخونه قشنگه، چون تو داری نگاهش می‌کنی.» / ص۵۳
💘2
«وقتی همیشه آسیب‌پذیر باشی انگار داری به دیگران می‌گی ازت سوءاستفاده کنن.» / ص۹۲
❤4
«می‌دونم فکر می‌کنی فقیری چیزی هستی، اما واقعیت اینه که تو هیچی درمورد فقر نمی‌دونی. » / ص۱۱۸
😭3
همهٔ جمله‌های خوب من دزدی‌ن. نظر شخصی ندارم. / ص۱۲۲
🕊3
«متأسفم.»
«این رو خیلی می‌گی.»
«این رو خیلی حس می‌کنم.» / ص۱۲۵
🐳2
ولی تو زبان انگلیسی به عاشق‌بودن می‌گن "درعشق‌بودن" که عجیبه و یه‌جورایی احساس می‌کنی عشق یه دریاست که توش غرق می‌شی یا یه شهره که توش زندگی می‌کنی. / ص۱۲۷
🐳3
گفت: «ولى مثل شاعرها حرف مى‌زنى. اگه نصف حرف هايى رو که مى‌زنى، روى كاغذ بنويسى مى‌شه يه شعرى كه از شعرهاى من خيلى بهتره.» / ص۱۲۸
🐳3