راوی آه کشید. «فکر میکنم اونها از امید اشتباه میترسن. اگه بخوام راستش رو بگم، من هم همینطورم.» / ص۸۷
🍓2💘1
«میدونستی وقتهایی که روبهراه نیستی، از شوخی بهعنوان مکانیسم دفاعی استفاده میکنی؟» / ص۱۸۷
🐳2💘1
مطمئن نیستم دیگر آن دختر خوبی باشم که زمانی فکر میکردم هستم. او را در طی این مسیر گم کردهام. / ص۲۵۶
🍓2💘1
راوی گفت: «حالشون خوب میشه؟» هنری با ملایمت گفت: «خوب میشه. یه فنجون چایی کار خودش رو میکنه.» / ص۲۲۰
💘3
«وقتی کسی که عاشقشیم میمیره، همه همین کار رو میکنیم؛ خودمون رو مقصر میدونیم. من هم این کار رو کردم، پیپ. و زمان زیادی طول کشید تا متوجه بشم تقصیر من نبود. بعضی اوقات، اتفاقات بد خودبهخود پیش میآن.» / ص۲۹۵
😭1💘1
فکر نمیکنم نظیر تو توی این دنیا باشه. منظورم اینه، تو به شوخیهام میخندی، پس، حتماً یه چیزیات هست. / ص۲۹۷
💘3
نمیدانست چه بگوید، چه حسی داشته باشد. او لبهٔ پرتگاهی بلند، در جایی بین خندیدن، گریه کردن و جیغ کشیدن ایستاده بود. / ص۳۳۲
💘4
فصلهایِ عزیز؛
از جنایی موردعلاقهم که توو شبهاش ستاره داره؛
از راهنمای کشف قتل از یک دختر خوب؛ هالی جکسون / نشر نون.
💘2🍓1
فصلهایِ عزیز؛
از راهنمای کشف قتل از یک دختر خوب؛ هالی جکسون / نشر نون.
توضیحات اضافه: این کتاب جلدِ اول از یک سهگانهست. کاملاً میتونه یک گوشه از قصه برای هر سه جلد میخکوبتون بذاره. من هر سه جلد رو دوست داشتم ولی فقط تکههای یک جلد رو اینجا میذارم. همینطور که شاید بدونید یک سریال هم داره به اسم A Good Girl's Guide to Murder که اکثراً دوستش داشتن اما من هنوز ندیدمش و نمیدونم چطور از آب در اومده؟ کنارش برای خودتون یک ستاره بذارید. 💐
💘2🎄1
اما کمکم داشتم یاد میگرفتم که زندگیت، داستانی درمورد توئه، نه داستانی که خودت تعریف میکنی. / ص۳
🍓3
بعضیوقتها از خودم میپرسیدم که چرا از من خوشش میآد یا چرا تحملم میکنه. اصلاً چرا آدمها تحملم میکنن؟ از نظر خودم آدم اعصاب خوردکنیام. / ص۸
🐳3
همه بلدن به چشم آدم نگاه کنن، اما کم پیش میآد کسی پیدا شه که دنیا رو دقیقاً همونجوری ببینه که تو میبینی. / ص۱۰
🍓3
« نمیگم تو فوقالعاده زیبایی یا مهربونی یا هرچی. میگم به یادموندنی هستی.» / ص۱۵
🍓2
چون این افکار درست مثل علفهای هرز مزاحم هستن و از یه سرزمین دور دست وارد محیط زندگی من میشن، به من حمله میکنن و بعد ناگهان همهجا رو میگیرن. / ص۴۳
💘3
«نگرانی من رو ناراحت نمیکنه. نگرانی، جهانبینی درستیه. زندگی نگرانکنندهست.» / ص۴۸
🍓3
«در زندگی به جایی میرسید که دیدن زیبایی جهان برایتان کافیست. نیازی نیست عکسش را بگیری یا نقاشیاش کنی یا حتا به بیادش بیاوری. خودش کافی است.» / ص۵۲
💘3
«ديشب روي زمين يخزده دراز كشيدم و به آسمون صاف كه کمى آلودگی نورى داشت، نگاه كردم و گاهی بخار نفس جلوش رو مىگرفت. نه تلسكوپي نياز بود، نه چیز ديگهاى. فقط من بودم و آسمون پهناور. به اين فكر كردم چطور آسمون يه اسم مفرده و انگار فقط يه چیزه. ولى آسمون يه چیز نيست. آسمون همه چیزه و ديشب آسمون به تنهایی كافي بود. » / ص۵۳
🍓3