آنها هميشه دوستان خوبى بودند، اما آنى از مدتها قبل فهميده بود كه براى گام نهادن در قلمروى رؤياهايش نبايد از او انتظار همراهى داشته باشد. / ص ۱۵
💘4🍓2❤1
«به نظر من ايرادهايش آن را دوست داشتنىتر كرده. من از مكان ها يا آدمهاى بىعيب خوشم نمىآيد. به نظر من يك انسان كامل و بینقص هيچ جذابيتى ندارد. » / ص ۲۶
🍓3❤2
چیزهاى بد هم هرگز آنطور که انتظار دارى نمىشوند؛ يعنى هميشه كمى بهتر از چیزی مىشوند که فكرش را کردهای. / ص ۲۸
🍓2❤1💘1
آنى روحى لطيف داشت، اما گاهی اوقات كاملاً به موقع زهرش راهم مى ريخت. / ص ۷۵
🍓2😭2🐳1
- انى شرلى! تو فقط تظاهر مىكنى بزرگ شدهای. فكر كنم در تنهايى، همان دختر كوچولوی هميشگی باشى. / ص ۸۰
🍓3💘2
توسكاى سفيدى كه در حال بوسيدنش بودم خواهر من است. ما فقط يك تفاوت كوچک با هم داريم، او یك درخت است و من يك دختر، البته تفاوت قابل توجهى نيست. / ص ۸۱
🎄2💘2❤1
به نظر من در شغل معلمى، سختترين و در عین حال هيجان انگیزترين كار این است كه بچهها را راضی كنى افكارشان را ان طور که هست به زبان بياورند. / ص ۹۱
❤2😭1💘1
ما بايد با گربهها مهربان باشيم و به آنها شير تازه بدهيم، ولى نبايد آنها را بیشتر از بچههايمان دوست داشته باشيم. / ص ۹۳
🍓3❤1
شما همهچیز را درك مىكنيد. بيشتر مردم نمىتوانند حرفهاى آدم را درک كنند؛ پس صحبت كردن با آنها فايدهاى ندارد. / ص ۹۸
💘2❤1🍓1
شب خوش. آفتاب غروب كرده است و ستارهها مىدرخشند؛ ستارههايى به روشنى و زیبایی چشمهاى شما. / ص ۹۵
😭2❤1💘1
تو زیادی وسواس به خرج مىدهى آنى! همه ما اشتباه مىكنيم، اما مردم فراموش مىكنند. / ص ۱۰۷
❤2💘2
داينا گفت: «آن درخت هاى گیلاس را خودش كاشته. او به مادرم گفته بود كه تا میوه دادن آنها زنده نمىماند، ولى خوشحال است كه پس از مرگش آنچه كاشته به زندگی ادامه مىدهد و دنيا را زيباتر مىكند.» / ص ۱۱۸
💘2❤1🍓1
– تا به حال شعرى به اين قشنگی نديده بودم.
جين گفت: «به اين مىگویند منظره. شعر از بیت و قافیه تشكيل شده. » آنى سرش را با موهاى نرم و گیلاسی رنگش را تکان داد و گفت: «نه عزيزم! نه. بيت و قافيه فقط اجزاى ظاهرى شعر راتشكيل مىدهند و در حكم بدنه آن محسوب مىشوند، درحالى كه زيبايى واقعى شعر در روحى نهفته است كه در این بدن دميده مىشود. صحنه زيبايى كه مىبينيد روح يك شعر نانوشته است. آدم هميشه شانس ديدن روح راييدا نمىكند، حتى روح يك شعر را.» / ص ۱۲۰
جين گفت: «به اين مىگویند منظره. شعر از بیت و قافیه تشكيل شده. » آنى سرش را با موهاى نرم و گیلاسی رنگش را تکان داد و گفت: «نه عزيزم! نه. بيت و قافيه فقط اجزاى ظاهرى شعر راتشكيل مىدهند و در حكم بدنه آن محسوب مىشوند، درحالى كه زيبايى واقعى شعر در روحى نهفته است كه در این بدن دميده مىشود. صحنه زيبايى كه مىبينيد روح يك شعر نانوشته است. آدم هميشه شانس ديدن روح راييدا نمىكند، حتى روح يك شعر را.» / ص ۱۲۰
❤1💘1