For @NothingButAMonster
فردریش نیچه (Friedrich Nietzsche) چون یکی که یادم نیست نیچه رو فیلسوف خطر، بدن، رنج و خودآفرینی توصیف کرد. ارجاع میدم به همون جملهی معروفش که میگه «آنچه مرا نکشد، نیرومندترم میکند».
فردریش نیچه (Friedrich Nietzsche) چون یکی که یادم نیست نیچه رو فیلسوف خطر، بدن، رنج و خودآفرینی توصیف کرد. ارجاع میدم به همون جملهی معروفش که میگه «آنچه مرا نکشد، نیرومندترم میکند».
For @JustBookthief
جودیث باتلر (Judith Butler) چون نگاه میکنه چه زندگیهایی در نظم سیاسی نادیده گرفته میشن و آنچه قابل سوگواری هست رو بررسی میکنه. علاقهش به فلسفهست، در کنار ادبیات، سیاست و فرهنگ عامه.
جودیث باتلر (Judith Butler) چون نگاه میکنه چه زندگیهایی در نظم سیاسی نادیده گرفته میشن و آنچه قابل سوگواری هست رو بررسی میکنه. علاقهش به فلسفهست، در کنار ادبیات، سیاست و فرهنگ عامه.
For @sarelline
هلن سیسکو (Hélène Cixous) چون به رهایی و آزادی و میل و زنانگی میپردازه و خودش رو در قالبهای سنتی و مردمحور محدود نمیکنه و لحن شاعرانهای داره.
هلن سیسکو (Hélène Cixous) چون به رهایی و آزادی و میل و زنانگی میپردازه و خودش رو در قالبهای سنتی و مردمحور محدود نمیکنه و لحن شاعرانهای داره.
For @OfCherryfulThings
خوزه استبان مونیوث (José Esteban Muñoz) چون در باب امکان ساختن آیندهی کوییر، امید، زندگی روزمره و مقاومت دربرابر نظم موجود نوشته. امید برای مونیوث قطعی و حاضر نیست بلکه به چشم پروژه بهش نگاه میکنه.
خوزه استبان مونیوث (José Esteban Muñoz) چون در باب امکان ساختن آیندهی کوییر، امید، زندگی روزمره و مقاومت دربرابر نظم موجود نوشته. امید برای مونیوث قطعی و حاضر نیست بلکه به چشم پروژه بهش نگاه میکنه.
For @Lunanovaw
رولان بارت (Roland Barthes) چون اثری داره که عشق رو با تکنوشتهها، خیالپردازیها، نشانهها و از دریچهی موقعیتهای ذهنی عاشق میبینه؛ کسی که مدام از شخصیتها خیالی و عشق مینویسه.
رولان بارت (Roland Barthes) چون اثری داره که عشق رو با تکنوشتهها، خیالپردازیها، نشانهها و از دریچهی موقعیتهای ذهنی عاشق میبینه؛ کسی که مدام از شخصیتها خیالی و عشق مینویسه.
For @somedayyouwillhelpme
سورن کیرکگور (Søren Kierkegaard) چون در فلسفهش ترکیب درگیری درونی، نوستالژی، امید و تلاش مداوم برای نجات خود دیده میشه. در افکار کیرکگور فرد مدام با ترسآگاهی مواجهه.
سورن کیرکگور (Søren Kierkegaard) چون در فلسفهش ترکیب درگیری درونی، نوستالژی، امید و تلاش مداوم برای نجات خود دیده میشه. در افکار کیرکگور فرد مدام با ترسآگاهی مواجهه.
For @makingmyfavlife
آلن دو باتن (Alain de Bottom) چون فلسفه رو وارد زندگی روزمره، انتخابهای شخصی، کار و سبک زندگی میکنه و میخواد به نوع زندگی آگاهانهتری برسه.
آلن دو باتن (Alain de Bottom) چون فلسفه رو وارد زندگی روزمره، انتخابهای شخصی، کار و سبک زندگی میکنه و میخواد به نوع زندگی آگاهانهتری برسه.
For @maysunlightonus
آلبر کامو (Alber Camus) چون تناقض عشق به زندگی و تسلیم مرگ بودن رو در آثارش میشه دید. فیلسوفی که هرگز خودش رو از ادبیات جدا نکرد.
آلبر کامو (Alber Camus) چون تناقض عشق به زندگی و تسلیم مرگ بودن رو در آثارش میشه دید. فیلسوفی که هرگز خودش رو از ادبیات جدا نکرد.
For @The_God_Herself
والتر بنجامین (Walter Benjamin) چون به خردهریزهای زندگی مدرن و اشیای بیاهمیت حساس بود و عکس و شهر و خاطره براش معنای تاریخی و شخصی داشت. کسی بود که با جزئیات به چیزهایی نگاه میکرد که دیگران نمیدیدن.
والتر بنجامین (Walter Benjamin) چون به خردهریزهای زندگی مدرن و اشیای بیاهمیت حساس بود و عکس و شهر و خاطره براش معنای تاریخی و شخصی داشت. کسی بود که با جزئیات به چیزهایی نگاه میکرد که دیگران نمیدیدن.
For @golidiaries
سیمون دوبوار (Simone de Beauvoir) چون فلسفه براش جدا از زندگی نیست. فلسفه با اسطوره، هنر، سینما، ادبیات و توجه به زندگی گره خورده.
سیمون دوبوار (Simone de Beauvoir) چون فلسفه براش جدا از زندگی نیست. فلسفه با اسطوره، هنر، سینما، ادبیات و توجه به زندگی گره خورده.
For @takhayolebipayan
امیل چوران (Emil Cioran) چون میتونه زندگی، رویا، علم، رنج و افکارش رو بدون منطق خاصی کنار هم بنویسه.
امیل چوران (Emil Cioran) چون میتونه زندگی، رویا، علم، رنج و افکارش رو بدون منطق خاصی کنار هم بنویسه.
For @delaytillstop
مارتین بوبر (Martin Buber) چون در فلسفهش رابطه با دیگری چیزی نیست که بدون وجود یک «من» شکل بگیره.
مارتین بوبر (Martin Buber) چون در فلسفهش رابطه با دیگری چیزی نیست که بدون وجود یک «من» شکل بگیره.
For @mybooknotess
ژیل دلوز (Gilles Deleuze) چون ایدهی گسستن از مسیر قبلی و امتحان کردن راه جدید رو میشه دید. قلب فکری دلوز غیرخطیه، میخواد از چهارچوبهای تثبیتشده فرار کنه. «شدن» اهمیت داره، نه موندن.
ژیل دلوز (Gilles Deleuze) چون ایدهی گسستن از مسیر قبلی و امتحان کردن راه جدید رو میشه دید. قلب فکری دلوز غیرخطیه، میخواد از چهارچوبهای تثبیتشده فرار کنه. «شدن» اهمیت داره، نه موندن.
For @phantomneverdies
اسلاوی ژیژک (Slavoj Žižek) چون آشفتگی عمدی، طنز، ارجاعهای پراکنده و علاقه به چیزهای عجیب و نامتعارف داره.
اسلاوی ژیژک (Slavoj Žižek) چون آشفتگی عمدی، طنز، ارجاعهای پراکنده و علاقه به چیزهای عجیب و نامتعارف داره.
For @loveryoushouldntcomeover
کریس مارکر (Chris Marker) چون در مرز سینما، عکاسی، نوشتار و حافظه حرکت میکنه. در فیلمهاش سعی کرده معنا رو در تکههای پراکندهی زندگی پیدا کنه.
کریس مارکر (Chris Marker) چون در مرز سینما، عکاسی، نوشتار و حافظه حرکت میکنه. در فیلمهاش سعی کرده معنا رو در تکههای پراکندهی زندگی پیدا کنه.
For @Mithraaas
ژرژ پرک (Georges Perec) چون به اشیای معمولی، فضای روزمره، جزئیات توجه داره و میخواد قبل از اینکه برای زندگی داستان و معنایی بسازه، ثبتش کنه.
ژرژ پرک (Georges Perec) چون به اشیای معمولی، فضای روزمره، جزئیات توجه داره و میخواد قبل از اینکه برای زندگی داستان و معنایی بسازه، ثبتش کنه.
For @CoralDreaming
آیریس مرداک (Iris Murdoch) چون ترکیب ادبیت، زندگی روزمره و توجه به جزئیات انسانیه. فیلسوفی که داستان مینوشته و میتونست مسائل ساده رو به مسئلهای اخلاقی تبدیل کنه.
آیریس مرداک (Iris Murdoch) چون ترکیب ادبیت، زندگی روزمره و توجه به جزئیات انسانیه. فیلسوفی که داستان مینوشته و میتونست مسائل ساده رو به مسئلهای اخلاقی تبدیل کنه.
For @namehaneveshteha
موریس بلانشو (Maurice Blanchot) چون نسبت به رابطه بین ادبیات، غیاب، دیگری و خود عمل نوشتن حساسیت نشون میداد. در آثارش مرز بین نویسنده، خواننده، اثر و کسی که مخاطب قرار گرفته باریکه.
موریس بلانشو (Maurice Blanchot) چون نسبت به رابطه بین ادبیات، غیاب، دیگری و خود عمل نوشتن حساسیت نشون میداد. در آثارش مرز بین نویسنده، خواننده، اثر و کسی که مخاطب قرار گرفته باریکه.
For @liibertte
ژاک دریدا (Jacques Derrida) چون مفهومی داره که نشون میده چیزی که غایبه اما همچنان در اکنون حضور داره و اجازه نمیده فقدان کاملاً به گذشته تبدیل بشه.
ژاک دریدا (Jacques Derrida) چون مفهومی داره که نشون میده چیزی که غایبه اما همچنان در اکنون حضور داره و اجازه نمیده فقدان کاملاً به گذشته تبدیل بشه.
For @imnotmentallyhere
پل ریکور (Paul Ricoeur) چون هویت براش جوهری ثابت و یکتکه نیست و انسان خودش رو از خلال خاطره، روایت، روابط و تغییرات زندگی میشناسه و بازتعریف میکنه.
پل ریکور (Paul Ricoeur) چون هویت براش جوهری ثابت و یکتکه نیست و انسان خودش رو از خلال خاطره، روایت، روابط و تغییرات زندگی میشناسه و بازتعریف میکنه.