گزیده های روزانه
119 subscribers
280 photos
153 videos
19 files
511 links
Download Telegram
مشکل من نیست اثر لوکا پونزاتو.
👍71
ای بس که نباشیم و جهان خواهد بود
نی نام زما و نی‌نشان خواهد بود
زین پیش نبودیم و نبُد هیچ خلل
زین پس چو نباشیم همان خواهد بود

حکیم عمر خیام
6👏1
شب یلدا - ابی

وقتی لال بازی توو دنیا ، یه زبونِ مشترک شد

وقتی تو گودِ حماقت ، پهلونمون فلک شد

وقتی سنجاقِ خیانت ، سهمِ بالِ شاپرک شد

وقتی گفتنِ سلام و ، به سلامت متلک شد

میرسی به حرفِ من ، میرسی به حرفِ من

وقتی توو سفره ی خالی ، قاتقت (خورشت) خونِ جگر شد

وقتی جنگل از حضورِ یه جرقه شعله ور شد

وقتی گونه های جلاد ، از صدای گریه تر شد

وقتی که کلاغِ قصه از دوباره در به در شد

میرسی به حرفِ من ، میرسی به حرفِ من

حرفِ من سوالِ من زمزمه ی زیرِ لبه

که چرا توو این حوالی ، شبِ یلدا هر شبه

حرفِ من سوالِ من زمزمه ی زیرِ لبه

که چرا توو این حوالی ، شبِ یلدا هر شبه

از نگاه بعضیا ، حرفای من حرفِ حسابه

که دهن بندِ طلایی ، واسشون تنها جوابه

از نگاهِ بعضیا ، حرفای من حرفِ اضافه است

برای همین ، سیاهی از شنیدنش کلافه است

میرسی به حرفِ من ، میرسی به حرفِ من

حرفِ من سوالِ من زمزمه ی زیرِ لبه

که چرا توو این حوالی ، شبِ یلدا هر شبه

حرفِ من سوالِ من زمزمه ی زیرِ لبه

که چرا توو این حوالی ، شبِ یلدا هر شبه


شعر: یغما گلرویی

https://youtu.be/Le2MQ-Fe7X4?si=F2wF9_hKkP1rlHDa
6
درباره‌ی مردی با من حرف زدند که دوستش زندانی شده بود و او هر شب برای همدلی و ابراز همدردی با او که رفاه و آسایشش را گرفته بودند، در اتاقش روی زمین می‌خوابید؛
چه کسی، چه کسی آقای عزیز، بخاطر ما روی زمین خواهد خوابید؟

سقوط
آلبر کامو
👍21👏1
فرزندانتان از آنِ شما نیستند!
آن‌ها پسران و دخترانی هستندکه از خودشیفتگی زندگی، جان گرفته‌اند.
آن‌ها به وسیله شما، و نه از شما شکل می‌گیرند، گرچه درکنار شما آسوده‌اند اما در تملک شما نیستند.
شما مجازید که عشق خود را به ایشان هدیه کنید، نه افکارتان را، که آن‌ها خود فکورند.

جبران خلیل جبران
2👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تاریخ، با قدرت تمام از روی مخالفان فناوری و نوآوری رد خواهد شد

ارائه‌ در استیج اینوتکس ۲۰۲۳ درباره فناوری‌هایی که در طول تاریخ پیروز شدند.

(حامد بیدی، فعال حوزه فناوری و مدیر کارزار)

#اینترنت #فیلترینگ #سانسور #فناوری

@tavaanatech
👍1
⚠️ هشدار: اینترنت ایران در تسخیر بات‌ها

آنچه این روزها در داده‌های ترافیکی ایران دیده می‌شود، نه بازگشت اینترنت است و نه حتی یک وضعیت نیمه‌عادی. مجموعه اطلاعات نت‌بلاکس و نمودار کلودفلر کنار هم، تصویری نگران‌کننده از یک عملیات سایبری سازمان‌یافته را نشان می‌دهند.

طبق گزارش نت‌بلاکس، ایران در ساعت ۳۴۸ همچنان در سومین هفته قطعی سراسری اینترنت قرار دارد. افزایش‌های جزئی مشاهده‌شده نه ناشی از اتصال واقعی کاربران، بلکه عمدتا از مسیر تونل‌ها و دسترسی‌های کنترل‌شده است. هم‌زمان، نشانه‌هایی روشن از تلاش برای تولید «ترافیک کاذب» و القای روایت بازگشت اینترنت دیده می‌شود.

اما نمودار کلودفلر تصویر دقیق‌تری ارائه می‌دهد و اینجاست که زنگ خطر واقعی به صدا درمی‌آید:

🔸از حوالی ۱۷ ژانویه، الگوی ترافیک اینترنت ایران به‌طور ناگهانی تغییر می‌کند. بخش آبی تیره که در سمت راست نمودار به شکل یک دیوار بالا آمده، نشان‌دهنده ترافیک بات‌هاست. نقطه بحرانی در ۲۰ ژانویه دیده می‌شود؛ جایی که ۹۶ درصد کل ترافیک کشور توسط بات‌ها تولید شده و سهم کاربران انسانی به حدود ۴.۳ درصد سقوط کرده است. در انتهای نمودار، این نسبت حتی به آستانه ۹۹ درصد بات نزدیک می‌شود.
به بیان ساده، ترافیک انسانی عملا به حاشیه رانده شده و اینترنت کشور در اختیار ماشین‌هاست، نه مردم.

این داده‌ها نشان می‌دهد پورت‌های اینترنت باز شده‌اند، اما نه برای شهروندان. چنین حجم عظیمی از ترافیک ماشینی تنها یک معنا دارد: فعال‌سازی تمام‌عیار زیرساخت لشکر سایبری. پهنای باند محدود کشور به‌جای پاسخ‌گویی به نیازهای واقعی جامعه، در اختیار بات‌هایی قرار گرفته که مأموریتشان تولید داده مصنوعی، اشباع فضا و مهندسی روایت است.
وقتی بیش از ۹۶ درصد ترافیک یک کشور بات باشد، هدف نه ارتباط، بلکه خفه‌کردن صدای واقعی جامعه در انبوه داده‌های ساختگی است.

⚫️حال در این شرایط باید منتظر چه پیامدهایی بود؟

بر اساس این الگو، در روزها و هفته‌های آینده احتمالا با این موج‌ها روبه‌رو خواهیم شد:

◾️تولید انبوه روایت «وضعیت عادی» شامل ویدیوها و تصاویر برنامه‌ریزی‌شده‌ای که القا می‌کنند زندگی عادی جریان دارد و بحران پایان یافته است.

◾️ترندهای جعلی و مهندسی‌شده و هشتگ‌ها و موضوعاتی که نه از دل جامعه، بلکه توسط همین بات‌ها به‌صورت مصنوعی بالا کشیده می‌شوند.

◾️کامنت‌باران و عملیات روانی، حمله سازمان‌یافته به حساب‌های خبری، روزنامه‌نگاران و کاربران فعال برای ایجاد یأس، انحراف بحث‌ها یا تغییر چارچوب روایت.

◾️حملات سایبری سازمان‌یافته، افزایش فشار روی زیرساخت‌ها، رسانه‌ها و پلتفرم‌های بیرون از ایران، هم‌زمان با عملیات روانی.

◾️نکته مهم اینجاست که بخش بزرگی از این محتوا به زبان‌های خارجی تولید می‌شود و مخاطب اصلی آن افکار عمومی و رسانه‌های خارج از ایران هستند. این موضوع نشان می‌دهد هدف صرفاً کنترل فضای داخلی نیست، بلکه ساختن یک تصویر جعلی برای بیرون از مرزهاست.

آنچه امروز دیده می‌شود، «وصل شدن اینترنت» نیست؛ یک مانور قدرت سایبری است. اینترنت ایران موقتا برای ماشین‌های دروغ‌سازی باز شده، نه برای مردم. در چنین شرایطی، هر ترند، هر تصویر و هر روایت پرانتشار باید با شک و بررسی جدی دیده شود. وقتی بات‌ها ۹۶ تا ۹۹ درصد فضا را اشغال کرده‌اند، حقیقت به‌طور سیستماتیک در حال دفن‌شدن زیر آوار داده‌های جعلی است.


💸 tavaanatech
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍3
Forwarded from اندیشه
- خدایتان خون ریخت، خدایتان خون شست

تیپ ویژهٔ «نواندیشان دینی» نشان دادند که خدایشان همان خدای ضحاک است، همان خدای دههٔ شصت است. همان‌قدر خون‌خوار، همان‌قدر وحشی، همان‌قدر ایرانی‌ستیز. تنها ریش‌هایش کمی کوتاه شده، کت‌وشلوار پوشیده، و کمی شعر هم یاد گرفته. با تکرار حرف‌های رژیم اشغالگر پای اسرائیل و امریکا و تروریست‌ها را وسط کشیدند تا رژیم همدست پیدا کند. نه بزرگ‌ترین قتل‌عام مردمِ بی‌دفاع پس از جنگ جهانی دوم را محکوم کردند، نه ذره‌ای مسئولیت این کشتار را بر عهدهٔ ضحاک دانستند. حرف‌های رژیم را به‌شکلی تکرار کردند و روضه‌ای خواندند تا کسی نگوید چرا لالمانی گرفتند.

حرفم با شما همدست‌ها و توجیه‌کنندگان جنایت است که اسم خودتان را «نواندیش» گذاشته‌اید. خدای «رحمان» شما همین خدایی‌ست که جنایت را همچون «مذهب حقه» موعظه می‌کند. همین خدایی‌ست که هرچقدر خون بریزد و ویران کند عین خیالتان نیست.

سربازها و سردارهای خدایتان در خیابان‌ها مردم را به رگبار بستند. کودک و پیر و جوان را به خاک و خون کشیدند. از پشت‌بام‌ها یکی‌یکی کشتند و ذکر گفتند. در بیمارستان‌ها کشتند و تسبیح انداختند. ذخایر خون را از بیمارستان‌ها ربودند و یاد کربلا کردند. زخمی‌ها را از بیمارستان‌ها بردند و تیر خلاص زدند. جوان‌ها را زنده‌زنده در کیسه‌ها روی هم انداختند. با بولدوزر پیکر میهن‌پرستان ایرانی را دپو کردند. پول تیر گرفتند و زکات دادند. شیرینی خواستند. بازماندگان را تحقیر کردند و زینب‌زینب کردند. گور میهن‌پرستان را در دورترین جا از خانه‌هایشان تعیین کردند تا آثارِ جنایت را پاک کنند. دسته‌جمعی و بی‌نشان دفن کردند. زنده‌به‌گور کردند. سر بریدند. مثله کردند. به پیکرهای بی‌جان رگبار بستند و تف کردند. برادران دینی‌شان را آوردند که از این «عید قربانِ ایرانی‌ها» سهمی ببرند. دختران را در فرار از پشت کشتند. کشتند و خندیدند. در راه بازداشتگاه کشتند. بی‌محاکمه کشتند. اعدام کردند. اجزای بدن کشتگان را بیرون کشیدند تا برای جنودِ شیعه عمر و پول بسازند. جلو خانه‌ها نوجوان‌ها را کشتند. در بن‌بست‌ها سالم و جانباز را گیر انداختند و به رگبار بستند. قساوتی نبود که نکردند. ذکر گفتند و جنایت کردند، حیدرحیدر کردند و کشتند، الله‌الله سر دادند و سر بریدند.

با شما هستم! این خدای شما، این مذهب شما، چیست که کسب‌وکارش با خون مردم بی‌دفاع می‌گردد؟ این خدای پانصدسالهٔ شما چندصدهزار ایرانیِ دیگر را باید قربانی کند تا وجودش از این خاک گم شود؟ چه باید کند که تمام شود؟

خدای شما دوست دارد بکوبد و بکشد و هیچ «کافر بیگانه‌ای» در دفاع از ایرانی‌ها چیزی نگوید و کاری نکند. هر جنایتی برای این خدا و فرزندانش «داخلی»ست تا راحت باشد. انگار کشتن برای خدای شما از زمین‌های بدخشان تا مدیترانه خانوداگی‌ست. هر جنایتی کردند و هر بار چهارتا جملهٔ «رحم» از لای چندصد جملهٔ «قتال» بیرون کشیدید تا دل خودتان و پیروان را خوش کنید و مردم را بخوابانید.

این بار کشتار چنان بزرگ است چندان عظیم است که فکر می‌کنید خدایتان هم با همه خونخواری‌اش به‌تنهایی نمی‌تواند گردنش بگیرد. چنان کشته‌اند و می‌کشند که کار با اداهای همیشگی درنمی‌آید. چاره چیست؟ دنبال «همدست» می‌گردید. دنبال «شریک جرم» می‌گردید. پای امپریالیسم جهان‌خوار را وسط می‌کشید، رهبر خیزش ملّی (شاهزاد رضا پهلوی) را هدف می‌گیرید و در تقصیر شریکش می‌کنید، به هر کاری دست می‌زنید تا بار کشتار را تقسیم کنید. می‌دانید که وزنش از دماوند هم سنگین‌تر است.

نه، آقایانِ بی‌شرم و ریاکار! قطره‌قطرهٔ این دریای خون بر سر و دست خدای شما و هم‌کیشان شماست. کمترین خون‌بهای این قتل‌عام چیزی جز انهدامِ تمام‌عیارِ نهادِ «آخوند» در ایران نیست. پس از نیم‌هزاره زمانش رسیده است که این خدای خون‌خوار را بی‌خدایان و خدادارهای ایرانی به جایی تبعید کنند که آمده بود: جبل‌عامل، نجف، بصره و جهنم‌درّه‌های دیگر. این کشتار شکافی عظیم در تاریخ ما ساخته که خدای شما (این خدایی که دو چهره اما یک مغزِ واحد دارد) تاوانش را با سقوط در قعر آن خواهد پرداخت. زمانِ تبعیدش از این خاکِ مقدس فرا رسیده است.

او فیلیپِ عرب یا والریان نیست که با زانوزدن زنده بماند، سلطان قاجار نیست که به سفارتی پناه ببرد و با کالسکه بدرقه شود، محمود افغان نیست که آویخته شود، حتا ضحاک نیست که در دماوند به بند کشیده شود، او خدای مادربزرگ‌ها و پدربزرگ‌های ساده‌دل ما هم نیست. ضحاک فرزند ارشد اوست. شما فرزندانِ وقیحش هم می‌توانید در جمجمه‌های گندیده‌تان نگاهش دارید، اما روزی که سلاح از دستش بیفتد، روزی که به زیر کشیده شود، در پهنهٔ این کشور رد و نشانی از او باقی نخواهد ماند. این را یک‌یکتان خواستید.

آزاد عندلیبی
نویسنده و مترجم
ـــــــــــــــــ

•• اگر دوستانی مشتاق خواندن تحلیل‌های روز دارید، لطفاً شناسهٔ کانال را در اختیارشان قرار دهید:
2
Koocheye Nastaran
Ebi
کوچه نسترن

شعر: یغما گلرویی

موسیقی: اشکان دباغ


کوچه نسترن

https://t.me/Dailyselections/2002
5
کارمند شریف اداره سلاخی

ابتدا اسرای لهستانی را به اردوگاه‌‌های کار اجباری می‌فرستاند. بعد نوبت به یهودی‌ها رسید. زن و مرد در این اردوگاه‌ها به کار طاقت‌فرسا می‌پرداختند و حداقل جیره غذایی را دریافت می‌کردند. وقتی بیمار و ناتوان می‌شدند به «حمام» فرستاده‌می‌شدند. در این حمام‌ها گاز سمی استنشاق‌ می‌کردند و ظرف چند‌دقیقه بدون صرف فشنگ جان‌می دادند؛ سپس جنازه‌ها را در کوره‌ها می‌سوزاندند، «تمیز ترین» شکل کشتار!

چه کسی این سیستم «تمیز» را راهبری می‌کرد؟

«آدولف آیشمن» مهندس آلمانی که مامور طراحی سیستم «راه‌حل نهایی» (Final Solution) شده‌بود.

وقتی در ۱۹۴۵ متفقین «برلین» را محاصره‌ کرده‌ بودند، «هیتلر» خودکشی‌کرد، اما هیتلر به‌تنهایی جنایات خود را سازماندهی‌نمی‌کرد، جمعی از «نوابغ آلمان» با او همراهی‌می‌کردند: «گوبلز»، «گورینگ»، «هیملر» و «آیشمن» نمونه‌هایی از این «نوابغ مومن به پیشوا» بودند. بخشی از آن‌ها در دادگاه جنایات جنگی نورنبرگ محاکمه‌شدند ولی تعدادی از آنها به‌نقاط دور دنیا هم‌چون آمریکای جنوبی گریختند و با هویت جعلی سال‌ها به‌زندگی مخفی ادامه‌ دادند. «آیشمن» جزو آنان بود. او سال‌ها پس از پایان جنگ دستگیر‌شد و به «اورشلیم» فرستاده‌شد.

پژوهشگران برجسته‌ای به مطالعه پرونده آیشمن پرداختند؛ آنها کنجکاو بودند ببینند وضعیت روانی کسی که مرگ هزاران انسان بی‌گناه را مدیریت‌کرده چگونه است.

یکی از معروف‌ترین کسانی که پرونده آیشمن را بررسی‌کرد «هانا آرنت» بود. «هانا آرنت» (۱۹۷۵- ۱۹۰۶) دکترای فلسفه خود را در ۱۹۲۹ زیر نظر «کارل یاسپرز» روان‌پزشک و فیلسوف آلمانی در دانشگاه هایدلبرگ اخذ‌کرد. پس از به‌قدرت‌رسیدن نازی‌ها مدتی توسط گشتاپو دستگیر‌ شد ولی سپس به آمریکا گریخت. او اولین زن استاد در دانشگاه پرینستون بود.

«هانا آرنت» در زمان محاکمه آیشمن مقالاتی را برای مطبوعات می‌نوشت که بعدا در کتاب «آیشمن در اورشلیم» جمع‌آوری و منتشر‌شدند.
نتیجه تحقیقات پژوهشگرانی برجسته در سطح آرنت این بود:

آیشمن هیچ‌گونه بیماری روانی نداشت. او نه نسبت به لهستانی‌ها و نه نسبت به یهودیان هیچ خاطره بد یا کینه‌ای نداشت.
آیشمن در تمام سال‌های مدرسه و دانشگاه فردی منضبط، قانون‌مند، وظیفه‌شناس و «نمونه» بود!
آیشمن هیچ سابقه شخصی از پرخاشگری و خشونت نداشت و در خانواده و دوستان به‌عنوان فردی معاشرتی، مهربان و گرم شناخته‌می‌شد!
آیشمن اعتقاد‌داشت که به عنوان یک «تکنوکرات» به «وظایفش» عمل‌کرده‌است، «سیستمی» که در آن کار‌می‌کرد «ماموریتی» را به‌او محول‌کرده‌بود و او هم به‌بهترین نحو ماموریت را «مهندسی» کرده‌بود!
در جنایات بزرگ و نظام‌مند به دنبال شخصیت‌های ضد‌اجتماعی (Antisocial Personality) نگردید، شاگرد اول‌هایی با معدل بالا و نمره انضباط بیست بدنه ماشین‌های سرکوب را می‌سازند و نوابغ خودشیفته (Narcissistic) این کارمندان شریف، وظیفه‌شناس و مطیع را به «انجام وظیفه» مکلف‌می‌کنند!
جنایت‌های سازمان‌یافته و کلان‌ زمانی محقق می‌شوند که «جنایت» تبدیل به «وظیفه» شود!
شعبده رهبران توتالیتر همچون «هیتلر»، «استالین» و «مائو» این است که جنایت را تبدیل به تکلیف می‌کنند!

دکتر محمدرضا سرگلزایی – روان‌پزشک

https://drsargolzaei.com/?p=603
👍42
هم مرگ بر جهان شما نیز بگذرد
هم رونق زمان شما نیز بگذرد

وین بوم محنت از پی آن تا کند خراب
بر دولت آشیان شما نیز بگذرد

باد خزان نکبت ایام ناگهان
بر باغ و بوستان شما نیز بگذرد

آب اجل که هست گلوگیر خاص و عام
بر حلق و بر دهان شما نیز بگذرد

ای تیغتان چو نیزه برای ستم دراز
این تیزی سنان شما نیز بگذرد

چون داد عادلان به جهان در بقا نکرد
بیداد ظالمان شما نیز بگذرد

در مملکت چو غرش شیران گذشت و رفت
این عوعو سگان شما نیز بگذرد

آن کس که اسب داشت غبارش فرونشست
گرد سم خران شما نیز بگذرد

بادی که در زمانه بسی شمع‌ها بِکُشت
هم بر چراغدان شما نیز بگذرد

زین کاروانسرایْ بسی کاروان گذشت
ناچار کاروان شما نیز بگذرد

ای مفتخر به طالع مسعود خویشتن
تأثیر اختران شما نیز بگذرد

این نوبت از کسان به شما ناکسان رسید
نوبت ز ناکسان شما نیز بگذرد

بیش از دو روز بود از آن دگر کسان
بعد از دو روز از آن شما نیز بگذرد

بر تیر جورتان ز تحمل سپر کنیم
تا سختی کمان شما نیز بگذرد

در باغ دولت دگران بود مدتی
این گل ز گلستان شما نیز بگذرد

آبی‌ست ایستاده درین خانه مال و جاه
این آب ناروان شما نیز بگذرد

ای تو رمه سپرده به چوپان گرگ‌طبع
این گرگی شبان شما نیز بگذرد

پیل فنا که شاه بقا مات حکم اوست
هم بر پیادگان شما نیز بگذرد

ای دوستان خوهم [که] به نیکی دعای سیف
یک روز بر زبان شما نیز بگذرد

سیف فرغانی
5👍4
خدا كند انگورها برسند
جهان مست شود
تلوتلو بخورند خیابان‌ها
به شانه‌ی هم بزنند
رئیس‌جمهورها و گداها

برای لحظه‌ای
تفنگ‌ها یادشان برود دریدن را
كاردها یادشان برود
بریدن را
قلم‌ها آتش را
آتش‌بس بنویسند

خدا كند كوهها به هم برسند
دریا چنگ بزند به آسمان
ماهش را بدزدد
به میخانه‌ شوند پلنگ‌ها با آهوها.

خدا كند مستی به اشیاء سرایت كند
پنجره‌‌ها
دیوارها را بشكنند
...

الیاس علوی
8