Forwarded from تواناتک Tavaanatech
کودکان و آسیبی که تلفنهای هوشمند به همراه دارند
اتفاق عجیبی درباره سلامت روان نوجوانان در حال رخ دادن است. در بریتانیا، ایالات متحده، استرالیا و دیگر کشورها از اواسط دهه گذشته، تعداد جوانان مبتلا به اضطراب، افسردگی و نیز آنهایی که تمایل به خودکشی دارند به شدت افزایش یافته است.
جاناتان هایت، استاد روانشناسی در دانشکده بازرگانی استرن دانشگاه نیویورک، از دانشجویانی میگوید که با گوشیهای هوشمند بزرگ شده بودند و حالا وارد دانشگاه شدند. او متوجه تغییری شد. آنها عصبانیتر و شکنندهتر بودند و احتمال توهین بیشتر است.
او نتیجه گرفته است که رسانههای اجتماعی در حال شکل دادن به دیدگاههای نوجوانان و تضاد دائمی آنها با جامعه است. در رسانههای اجتماعی نوجوانان خود را در برابر چشم دیگران به نمایش میگذارند. همین امر حتی منجر به اعتیاد، پارانویا و ناامیدی میشود. این مخصوصا در بین دختران بیشتر دیده میشود.
به اعتقاد این متخصص یک تغییر شدید در سلامت روان دختران دیده میشود. «اگر بچهای هستید محافظهکار مذهبی، به طور متوسط، سلامتروانی شما واقعا بدتر از ده سال پیش نیست. اما اگر یک دختر لیبرال سکولار هستید، احتمالا بیش از دو برابر بیشتر احتمال دارد که مشکل سلامت روانی داشته باشید.»
او به یک نظرسنجی در دانشگاه میشیگان در مورد «تحقیر خود» اشاره میکند، یعنی اینکه نوجوانان چقدر احتمال دارد بگویند که «خوب نیستند» یا «نمیتوانم هیچ کاری را درست انجام دهم». ارقام سالها ثابت بود، اما از ده سال پیش به جز در میان پسرانی که محافظهکار بودند و میگفتند مذهب برایشان مهم است به شدت شروع به افزایش کردند».
به نظر میرسد ایمان به دختران کمک چندانی نمیکند. چرا نه؟ یک نظریه این است که دختران بیشتر از رسانههای اجتماعی استفاده میکنند. اما پروفسور هاید معتقد است که دختران به احتمال زیاد آنچه را که او «سه دروغ بزرگ» رسانههای اجتماعی میخواند، میپذیرند. اول اینکه شکننده هستند و با گفتار و کلام آسیب میبینند. بعد اینکه هیجانات و به خصوص اضطراب آنها راهنمای قابل اعتمادی برای رسیدن به واقعیت است. و در نهایت، جامعه یک نبرد بزرگ بین قربانیان و ستمگران است. او میگوید که همه اینها زیرمتن گفتمان رسانههای اجتماعی وجود دارد.
«این همان چیزی است که من بهآن «کودکان تلفنمحور» میگویم. در تمام تاریخ بشر، میلیونها سال، همه پستانداران بازی کردهاند. ما در دوران کودکی، تا حدود سال ۲۰۱۰، قرارهای بازی داشتیم با دوستانمان. در بریتانیا، تعداد کودکانی که در زندگی واقعی شرکت میکنند، به شدت کاهش یافته است.
«من آن را سیمکشی بزرگ دوران کودکی مینامم. آمریکا، کانادا، بریتانیا، استرالیا، نیوزلند دقیقا به همان شیوه بوده است. رسانههای اجتماعی در ملاء عام، هر چیزی به غریبهها میگویند، و نوجوانان را دیگران شرمنده میکنند. کودکان نباید در شبکههای اجتماعی باشند. آنها باید باهم حضوری بازی کنند. کودکان تا سن ۱۸ سالگی هرگز نباید به پلتفرمهای رسانههای اجتماعی دسترسی داشته باشند. این دیوانهوار است که به بچهها اجازه دهیم به این رسانهها دسترسی داشته باشند».
از سال۲۰۱۳ تاکنون میزان مراجعه دختران به بخشهای روانی بیشتر شده است. سطح خودآزاری ۲۰۰ تا ۳۰۰ درصد افزایش یافته است. از سال ۲۰۱۴ نرخ خودکشی در میان پسران ۲۰ درصد و در میان دختران ۶۰ درصد افزایش یافته است.
اگر قرار است این ناهنجاریها ادامه نیابد باید به چند قانون عمل کرد:
قانون اول: تا قبل از ۱۴ سالگی هیچ کودکی نباید گوشی هوشمند داشته باشد.
قانون دوم: تا قبل از ۱۶ سالگی در هیچ شبکه اجتماعی حضور نداشته باشند.
قانون سوم: هیچ کودکی نباید تلفن خود را به مدرسه ببرد.
https://www.ddinstagram.com/p/CzLfZIgs8bM/
اسپکتیتور :
https://www.spectator.co.uk/article/childhood-has-been-rewired-professor-jonathan-haidt-on-how-smartphones-are-damaging-a-generation/
ترجمه: فاطمه لطفی
#تلفن_هوشمند #کودکان #دیجیتال
@tavaanatech
اتفاق عجیبی درباره سلامت روان نوجوانان در حال رخ دادن است. در بریتانیا، ایالات متحده، استرالیا و دیگر کشورها از اواسط دهه گذشته، تعداد جوانان مبتلا به اضطراب، افسردگی و نیز آنهایی که تمایل به خودکشی دارند به شدت افزایش یافته است.
جاناتان هایت، استاد روانشناسی در دانشکده بازرگانی استرن دانشگاه نیویورک، از دانشجویانی میگوید که با گوشیهای هوشمند بزرگ شده بودند و حالا وارد دانشگاه شدند. او متوجه تغییری شد. آنها عصبانیتر و شکنندهتر بودند و احتمال توهین بیشتر است.
او نتیجه گرفته است که رسانههای اجتماعی در حال شکل دادن به دیدگاههای نوجوانان و تضاد دائمی آنها با جامعه است. در رسانههای اجتماعی نوجوانان خود را در برابر چشم دیگران به نمایش میگذارند. همین امر حتی منجر به اعتیاد، پارانویا و ناامیدی میشود. این مخصوصا در بین دختران بیشتر دیده میشود.
به اعتقاد این متخصص یک تغییر شدید در سلامت روان دختران دیده میشود. «اگر بچهای هستید محافظهکار مذهبی، به طور متوسط، سلامتروانی شما واقعا بدتر از ده سال پیش نیست. اما اگر یک دختر لیبرال سکولار هستید، احتمالا بیش از دو برابر بیشتر احتمال دارد که مشکل سلامت روانی داشته باشید.»
او به یک نظرسنجی در دانشگاه میشیگان در مورد «تحقیر خود» اشاره میکند، یعنی اینکه نوجوانان چقدر احتمال دارد بگویند که «خوب نیستند» یا «نمیتوانم هیچ کاری را درست انجام دهم». ارقام سالها ثابت بود، اما از ده سال پیش به جز در میان پسرانی که محافظهکار بودند و میگفتند مذهب برایشان مهم است به شدت شروع به افزایش کردند».
به نظر میرسد ایمان به دختران کمک چندانی نمیکند. چرا نه؟ یک نظریه این است که دختران بیشتر از رسانههای اجتماعی استفاده میکنند. اما پروفسور هاید معتقد است که دختران به احتمال زیاد آنچه را که او «سه دروغ بزرگ» رسانههای اجتماعی میخواند، میپذیرند. اول اینکه شکننده هستند و با گفتار و کلام آسیب میبینند. بعد اینکه هیجانات و به خصوص اضطراب آنها راهنمای قابل اعتمادی برای رسیدن به واقعیت است. و در نهایت، جامعه یک نبرد بزرگ بین قربانیان و ستمگران است. او میگوید که همه اینها زیرمتن گفتمان رسانههای اجتماعی وجود دارد.
«این همان چیزی است که من بهآن «کودکان تلفنمحور» میگویم. در تمام تاریخ بشر، میلیونها سال، همه پستانداران بازی کردهاند. ما در دوران کودکی، تا حدود سال ۲۰۱۰، قرارهای بازی داشتیم با دوستانمان. در بریتانیا، تعداد کودکانی که در زندگی واقعی شرکت میکنند، به شدت کاهش یافته است.
«من آن را سیمکشی بزرگ دوران کودکی مینامم. آمریکا، کانادا، بریتانیا، استرالیا، نیوزلند دقیقا به همان شیوه بوده است. رسانههای اجتماعی در ملاء عام، هر چیزی به غریبهها میگویند، و نوجوانان را دیگران شرمنده میکنند. کودکان نباید در شبکههای اجتماعی باشند. آنها باید باهم حضوری بازی کنند. کودکان تا سن ۱۸ سالگی هرگز نباید به پلتفرمهای رسانههای اجتماعی دسترسی داشته باشند. این دیوانهوار است که به بچهها اجازه دهیم به این رسانهها دسترسی داشته باشند».
از سال۲۰۱۳ تاکنون میزان مراجعه دختران به بخشهای روانی بیشتر شده است. سطح خودآزاری ۲۰۰ تا ۳۰۰ درصد افزایش یافته است. از سال ۲۰۱۴ نرخ خودکشی در میان پسران ۲۰ درصد و در میان دختران ۶۰ درصد افزایش یافته است.
اگر قرار است این ناهنجاریها ادامه نیابد باید به چند قانون عمل کرد:
قانون اول: تا قبل از ۱۴ سالگی هیچ کودکی نباید گوشی هوشمند داشته باشد.
قانون دوم: تا قبل از ۱۶ سالگی در هیچ شبکه اجتماعی حضور نداشته باشند.
قانون سوم: هیچ کودکی نباید تلفن خود را به مدرسه ببرد.
https://www.ddinstagram.com/p/CzLfZIgs8bM/
اسپکتیتور :
https://www.spectator.co.uk/article/childhood-has-been-rewired-professor-jonathan-haidt-on-how-smartphones-are-damaging-a-generation/
ترجمه: فاطمه لطفی
#تلفن_هوشمند #کودکان #دیجیتال
@tavaanatech
InstaFix
@tavaanatech
.
کودکان و آسیبی که تلفنهای هوشمند به همراه دارند
اتفاق عجیبی درباره سلامت روان نوجوانان در حال رخ دادن است. در بریتانیا، ایالات متحده، استرالیا و دیگر کشورها از اواسط دهه گذشته، تعداد جوانان مبتلا به اضطراب، افسردگی و نیز آنهایی که تمایل به خودکشی دارند…
کودکان و آسیبی که تلفنهای هوشمند به همراه دارند
اتفاق عجیبی درباره سلامت روان نوجوانان در حال رخ دادن است. در بریتانیا، ایالات متحده، استرالیا و دیگر کشورها از اواسط دهه گذشته، تعداد جوانان مبتلا به اضطراب، افسردگی و نیز آنهایی که تمایل به خودکشی دارند…
👍7
Forwarded from كانال فرهنگ ،هنر ، خلاقيت ، نوآوري
ژان ژاک روسو خطاب به روحانیون می گوید:
از آدمهای مذهبی نه، ولی از آدمهای مذهبی نما همیشه میترسیدم!
آنان به درجهای رسیدهﺍند که مطمئن هستند هر کاری بکنند اشکالی ندارد...
بهترین و بدترین آدمها را در بین دینداران دیدم!
بهترینِ آنها کسانی بودند که میخواستند خودشان به بهشت بروند و چقدر بی آلایش و پاک بودند، سرشان به کار خودشان بود و بیآزار بودند و بهترین مشوق من به دین بودند...
و بدترینِ آنها کسانی بودند که میخواستند غیر از خودشان، بقیه را هم به بهشت ببرند، چقدر وحشتناک بود برخورد با آنها، تظاهر و ریا و خشونت در بین آنها موج میزد...
به همین سیاق، باید خطاب به تمام مذهبیون دنیا گفت:
دست از اثبات وجود خدا بردارید، وجود خدا نیازی به اثبات ندارد؛ شما با رفتار نیکتان، اثبات کنید که به وجود خدا اعتقاد دارید و خدایتان، مادیات و قدرت نیست...
از آدمهای مذهبی نه، ولی از آدمهای مذهبی نما همیشه میترسیدم!
آنان به درجهای رسیدهﺍند که مطمئن هستند هر کاری بکنند اشکالی ندارد...
بهترین و بدترین آدمها را در بین دینداران دیدم!
بهترینِ آنها کسانی بودند که میخواستند خودشان به بهشت بروند و چقدر بی آلایش و پاک بودند، سرشان به کار خودشان بود و بیآزار بودند و بهترین مشوق من به دین بودند...
و بدترینِ آنها کسانی بودند که میخواستند غیر از خودشان، بقیه را هم به بهشت ببرند، چقدر وحشتناک بود برخورد با آنها، تظاهر و ریا و خشونت در بین آنها موج میزد...
به همین سیاق، باید خطاب به تمام مذهبیون دنیا گفت:
دست از اثبات وجود خدا بردارید، وجود خدا نیازی به اثبات ندارد؛ شما با رفتار نیکتان، اثبات کنید که به وجود خدا اعتقاد دارید و خدایتان، مادیات و قدرت نیست...
❤5👍3
Forwarded from كانال فرهنگ ،هنر ، خلاقيت ، نوآوري
قورباغه به کانگورو گفت: من و تو میتوانیم بپریم. پس اگر با هم ازدواج کنیم فرزند ما میتواند از روی کوهها تا یک فرسنگ بپرد و ما میتوانیم اسمش را «قورگورو» بگذاریم. کانگورو گفت: عزیزم چه ایده جالبی. من با خوشحالی با تو ازدواج میکنم اما درباره قورگورو، بهتر است اسمش را بگذاریم «کانباغه». هر دو بر سر «قورگورو» و «کانباغه» بحث کردند و بحث کردند. در آخر قورباغه گفت: برای من نه «قورگورو» مهم است و نه «کانباغه». اصلا من دلم نمیخواهد با تو ازدواج کنم. کانگورو هم گفت: چه بهتر. قورباغه دیگر چیزی نگفت. کانگورو هم جستی زد و دور شد...
آنها هرگز ازدواج نکردند، فرزندی هم نداشتند که بتواند از کوه ها بجهد و تا یک فرسنگ بپیماید. چه بد شد، چه حیف که نتوانستند فقط بر سر یک اسم توافق کنند.
این داستان از شِل سیلور اِشتاین مفهوم جالبی دارد: «پتانسیل موجود برای دستاوردهای بزرگ، قربانی اختلاف نظرهای کوچک و کم اهمیت می شود» هر آدمی درون خود کوزهای دارد که با عقاید، باورها و دانشی که از محیط اطرافش دریافت کرده، پُر می شود. کوزه آدم متعصب اگر روزی پُر شود، یاد گرفتنِ او نیز تمام میشود؛ نه که نتواند، دیگر نمیخواهد چیز بیشتری یاد بگیرد. پس تفکر را کنار میگذارد و با تعصب از کوزه باورهایش دفاع میکند و حتی برای آن جان هم می دهد. آدم غیر متعصب اما تا لحظه مرگ در حال پُر کردن کوزه است و صدها بار محتوای آن را تغییر میدهد.
آنچه ما را ویران میکند باورهای غلط و تعصباتی خشکی هستند که به خودمان اجازه تحقیق، نقد، دگربینی و دگرگونی آنها را نمی دهیم.
آنها هرگز ازدواج نکردند، فرزندی هم نداشتند که بتواند از کوه ها بجهد و تا یک فرسنگ بپیماید. چه بد شد، چه حیف که نتوانستند فقط بر سر یک اسم توافق کنند.
این داستان از شِل سیلور اِشتاین مفهوم جالبی دارد: «پتانسیل موجود برای دستاوردهای بزرگ، قربانی اختلاف نظرهای کوچک و کم اهمیت می شود» هر آدمی درون خود کوزهای دارد که با عقاید، باورها و دانشی که از محیط اطرافش دریافت کرده، پُر می شود. کوزه آدم متعصب اگر روزی پُر شود، یاد گرفتنِ او نیز تمام میشود؛ نه که نتواند، دیگر نمیخواهد چیز بیشتری یاد بگیرد. پس تفکر را کنار میگذارد و با تعصب از کوزه باورهایش دفاع میکند و حتی برای آن جان هم می دهد. آدم غیر متعصب اما تا لحظه مرگ در حال پُر کردن کوزه است و صدها بار محتوای آن را تغییر میدهد.
آنچه ما را ویران میکند باورهای غلط و تعصباتی خشکی هستند که به خودمان اجازه تحقیق، نقد، دگربینی و دگرگونی آنها را نمی دهیم.
👏4👍1
Forwarded from كانال فرهنگ ،هنر ، خلاقيت ، نوآوري
برایت رویاهایی آرزو میکنم تمام نشدنی
و آرزوهایی پرشور که از میانشان چندتایی برآورده شود.
برایت آرزو میکنم که دوست داشته باشی
آنچه را که باید دوست بداری
و فراموش کنی آنچه را که باید فراموش کنی.
برایت شوق آرزو میکنم. آرامش آرزو میکنم.
برایت آرزو میکنم که با آواز پرندگان بیدار شوی
و با آرامش خانواده به خواب روی.
برایت آرزو میکنم دوام بیاوری
در رکود، بی تفاوتی و ناپاکی روزگار.
بخصوص برایت آرزو میکنم که "خودت باشی".
سال نو مبارک🌹
و آرزوهایی پرشور که از میانشان چندتایی برآورده شود.
برایت آرزو میکنم که دوست داشته باشی
آنچه را که باید دوست بداری
و فراموش کنی آنچه را که باید فراموش کنی.
برایت شوق آرزو میکنم. آرامش آرزو میکنم.
برایت آرزو میکنم که با آواز پرندگان بیدار شوی
و با آرامش خانواده به خواب روی.
برایت آرزو میکنم دوام بیاوری
در رکود، بی تفاوتی و ناپاکی روزگار.
بخصوص برایت آرزو میکنم که "خودت باشی".
سال نو مبارک🌹
❤5
Forwarded from دُرِّ دَری (Shervin Hamideh)
سخنی در بابِ مترجم و مقدّمهنویسی!
مترجم مؤلّف نیست. مترجم شارح نیست. مترجم منتقدِ ادبی نیست. مترجم فیلسوف نیست. مترجم مورّخ نیست. مترجم تئوریسین نیست. مترجم طرّاحِ جلد نیست. مترجم ناظرِ چاپ نیست. مترجم ویراستار نیست. گرچه ممکن است توأمان یکی یا چندتا از اینها هم باشد. «مقدمهٔ مترجم» اگر جولانگاهِ مترجم فرض شود برایِ سنجش یا اثباتِ هر یک از این موارد، نتیجه چیزی میشود در مایههایِ همین که سالهاست بهچشم میبینیم: کتاب در کتاب. مترجم گاه عملاً کتابی، کتابچهای مینویسد و خواننده ناخواسته وادار میشود که برایِ خواندنِ متنِ اصلی هزینهٔ مقدمهٔ مفصّل و مُستوفایِ او را هم پیاده شود. معمولاً تخصّص و توان و صلاحیّتِ او برایِ مقدّمهنویسی سنجیده نمیشود و او اشتباهاً و عُرفاً ـــ دستِکم بنا بر عرفِ یکیدو دههٔ اخیر ـــ نوشتنِ مقدّمهٔ حتّی مفصّل را از حقوقِ حقّهٔ خود میداند. ضروریست که ناشرِ معتبرِ حرفهای درصدبندی و ترازبندیِ مشخّصی برایِ بخشهایِ مختلفِ کتاب در هر پروژه، یا بهطورِ عام، ارائه کند و محضِ محکمکاری در قرارداد هم بگنجاند. هر کس که خواست تألیف کند خودش بردارد تألیف کند و مخاطب حق داشته باشد کتابش را بخرد یا نخرد.
آزاد عندلیبی
https://t.me/Dorreedari
مترجم مؤلّف نیست. مترجم شارح نیست. مترجم منتقدِ ادبی نیست. مترجم فیلسوف نیست. مترجم مورّخ نیست. مترجم تئوریسین نیست. مترجم طرّاحِ جلد نیست. مترجم ناظرِ چاپ نیست. مترجم ویراستار نیست. گرچه ممکن است توأمان یکی یا چندتا از اینها هم باشد. «مقدمهٔ مترجم» اگر جولانگاهِ مترجم فرض شود برایِ سنجش یا اثباتِ هر یک از این موارد، نتیجه چیزی میشود در مایههایِ همین که سالهاست بهچشم میبینیم: کتاب در کتاب. مترجم گاه عملاً کتابی، کتابچهای مینویسد و خواننده ناخواسته وادار میشود که برایِ خواندنِ متنِ اصلی هزینهٔ مقدمهٔ مفصّل و مُستوفایِ او را هم پیاده شود. معمولاً تخصّص و توان و صلاحیّتِ او برایِ مقدّمهنویسی سنجیده نمیشود و او اشتباهاً و عُرفاً ـــ دستِکم بنا بر عرفِ یکیدو دههٔ اخیر ـــ نوشتنِ مقدّمهٔ حتّی مفصّل را از حقوقِ حقّهٔ خود میداند. ضروریست که ناشرِ معتبرِ حرفهای درصدبندی و ترازبندیِ مشخّصی برایِ بخشهایِ مختلفِ کتاب در هر پروژه، یا بهطورِ عام، ارائه کند و محضِ محکمکاری در قرارداد هم بگنجاند. هر کس که خواست تألیف کند خودش بردارد تألیف کند و مخاطب حق داشته باشد کتابش را بخرد یا نخرد.
آزاد عندلیبی
https://t.me/Dorreedari
Telegram
دُرِّ دَری
محفلِ دوستدارانِ ادب و تاریخِ ایرانزمین
@Sh1er9vi8n9
@Sh1er9vi8n9
👍4
Forwarded from كانال فرهنگ ،هنر ، خلاقيت ، نوآوري
گر کسب کمال میکنی میگذرد
ور فکر مجال میکنی میگذرد
دنیا همه سر به سر خیال است، خیال
هر نوع خیال میکنی میگذرد
👤#وحشی_بافقی
ور فکر مجال میکنی میگذرد
دنیا همه سر به سر خیال است، خیال
هر نوع خیال میکنی میگذرد
👤#وحشی_بافقی
👏5❤1
کنفوسیوس میگوید:
«بسیار کسان خوشبختی را در بالاتر از آدمی می جویند، و گروهی در پایینتر از او؛ ولی خوشبختی درست بهقامت آدمی است.» بنابراین به تعداد قامت آدمیان خوشبختی وجود دارد؛ و این است خوشبختی امروز من، ای شاگرد و استاد عزیزم، و من با نگرانی آن را اندازه میگیرم و باز اندازه میگیرم تا ببینم قد من اکنون چقدر است، چون تو خوب میدانی که قد آدمی همیشه به یک اندازه نیست.
آه که چگونه روح آدمی بر حسب آب و هوا و سکوت و انزوا یا معاشرانی که در مصاحبتشان بسر میبرد در تغییر و تحول است.
نیکوس کازانتزاکیس
«بسیار کسان خوشبختی را در بالاتر از آدمی می جویند، و گروهی در پایینتر از او؛ ولی خوشبختی درست بهقامت آدمی است.» بنابراین به تعداد قامت آدمیان خوشبختی وجود دارد؛ و این است خوشبختی امروز من، ای شاگرد و استاد عزیزم، و من با نگرانی آن را اندازه میگیرم و باز اندازه میگیرم تا ببینم قد من اکنون چقدر است، چون تو خوب میدانی که قد آدمی همیشه به یک اندازه نیست.
آه که چگونه روح آدمی بر حسب آب و هوا و سکوت و انزوا یا معاشرانی که در مصاحبتشان بسر میبرد در تغییر و تحول است.
نیکوس کازانتزاکیس
Forwarded from كانال فرهنگ ،هنر ، خلاقيت ، نوآوري
کتاب چهره غمگین من
(اثری بی نظیر و ستودنی از هاینریش بل، نویسنده آلمانی)
راوی مرد جوانی است که تازه از زندان آزاد شده است و اکنون در ساحل بندری متروک سرگرم تماشای کاکایی هاست.
ناگهان دستی از پشت روی شانه اش قرارمی گیرد
- با من بیایید!
صاحب صدا پاسبانی است با قیافه جدی، به گــااو وحشی می ماند که سالهاست جز قانون نشخوار نکرده است.!
جوان می پرسد:- دلیل بازداشت من چیست؟
پاسبان خیلی کوتاه جواب می دهد:
«قیافه غمگین شما»، طبق قانون شما موظفید که احساس خوشبختی کنید.!!
پاسبان مرد جوان را به پاسگاه می برد و بازجویی آغاز می شود. او را تا حد مرگ کتک می زنند و بعد به جرم داشتن قیافه غمگین به ده سال زندان محکوم اش می کنند. همچنانکه پیش از آن به دلیل داشتن چهره ای بشاش به پنج سال زندان محکوم شده بود.!!
داستانی گزنده بر ضد یک رژیم تمامیت خواه و توتالیتر، رژیمی که بی شرمانه در تمام شئونات زندگی شهروندان و در روابط خصوصی افراد جامعه دخالت می کند.
پاسبان نماد چنین رژیم هایی است.
پاسبانی که کاری ندارد آیا قوانین درست هستند یا نه. بلکه وظیفه او تنها اجرای بی چون و چرای قوانین است. مامور است و معذور!
دراین داستان همه شهروندان باید قانون را مو به مو اجرا کنند.
هر کس مخالف باشد خوک خیانتکار نامیده می شود و بی درنگ سرو کارش با قانون می افتد.!
اگر سری ازمیان سرها بلند کند باید آن را سرکوب کرد.
منتقد جایی درچنین نظام هایی ندارد.همه باید بترسند،چون زبان سرخ سر سبز می دهد بر باد.!!
هاینریش بل می پرسد: در چنین جامعه ای که انسان را زمانی به دلیل چهره غمگین و زمانی دیگر به علت بشاش بودن محکوم می کنند تکلیف شهروند بیچاره چیست؟
و خود پاسخی دردناک می دهد:
«باید کوشید که اصلاً چهره ای نداشت»!!
این است که در نظام های تمامیت خواه افراد همیشه با دروغ و ریا و با ماسک زدن بر چهره، مبتلای چندشخصیتی می شوند. چند چهره اند و بی صفت!
هیچ وقت نمی توان آنها را متمایز و متفاوت دید. چون رمه سازی و ترویج گله منشی، یکی از اصول بنیادین چنین سیستم هایی است.
می توان بسی بیش از اینها از هاینریش بل آموخت. می توان یاد گرفت که چگونه در جامعه بی صفت و چندچهره که همه نقاب زده اند ازخود مراقبت کرد.
به قول میشل فوکو، می توان حمایت از خود را جایگزین حفاظت از خود کرد. اصالت انسانی را پاس داشت و هرزه نرفت.
می توان از برشت هم یاد کرد. نمایشنامه گالیله را در سال هزار و نهصد و سی و هشت به پایان رساند.
در این اثر ماندگار پرسشی را پیش می کشد:
مسئولیت طبقه روشنفکر در روزگاری که ستم حکم می راند چیست؟؟
پاسخ برشت این است:
حقیقت را اشاعه دادن.
اما در دورانی که ترس بر همه جا مستولی است از چه راهی می توان حقیقت را اشاعه داد؟
برشت جواب می دهد: «از هر راهی که میسر باشد. حتی از طریق غیر قانونی!!
وفاداری به خویشتن، حمایت از خود، پایبندی به حقیقت، حفظ صدای خود به شیوه آلبرکامو.!!
دلیل فلاکت و بیچارگی.مردمان این است که به آرامی به ظالم عادت و تن میدهند ، نوعی مرگ تدریجی !!!
(اثری بی نظیر و ستودنی از هاینریش بل، نویسنده آلمانی)
راوی مرد جوانی است که تازه از زندان آزاد شده است و اکنون در ساحل بندری متروک سرگرم تماشای کاکایی هاست.
ناگهان دستی از پشت روی شانه اش قرارمی گیرد
- با من بیایید!
صاحب صدا پاسبانی است با قیافه جدی، به گــااو وحشی می ماند که سالهاست جز قانون نشخوار نکرده است.!
جوان می پرسد:- دلیل بازداشت من چیست؟
پاسبان خیلی کوتاه جواب می دهد:
«قیافه غمگین شما»، طبق قانون شما موظفید که احساس خوشبختی کنید.!!
پاسبان مرد جوان را به پاسگاه می برد و بازجویی آغاز می شود. او را تا حد مرگ کتک می زنند و بعد به جرم داشتن قیافه غمگین به ده سال زندان محکوم اش می کنند. همچنانکه پیش از آن به دلیل داشتن چهره ای بشاش به پنج سال زندان محکوم شده بود.!!
داستانی گزنده بر ضد یک رژیم تمامیت خواه و توتالیتر، رژیمی که بی شرمانه در تمام شئونات زندگی شهروندان و در روابط خصوصی افراد جامعه دخالت می کند.
پاسبان نماد چنین رژیم هایی است.
پاسبانی که کاری ندارد آیا قوانین درست هستند یا نه. بلکه وظیفه او تنها اجرای بی چون و چرای قوانین است. مامور است و معذور!
دراین داستان همه شهروندان باید قانون را مو به مو اجرا کنند.
هر کس مخالف باشد خوک خیانتکار نامیده می شود و بی درنگ سرو کارش با قانون می افتد.!
اگر سری ازمیان سرها بلند کند باید آن را سرکوب کرد.
منتقد جایی درچنین نظام هایی ندارد.همه باید بترسند،چون زبان سرخ سر سبز می دهد بر باد.!!
هاینریش بل می پرسد: در چنین جامعه ای که انسان را زمانی به دلیل چهره غمگین و زمانی دیگر به علت بشاش بودن محکوم می کنند تکلیف شهروند بیچاره چیست؟
و خود پاسخی دردناک می دهد:
«باید کوشید که اصلاً چهره ای نداشت»!!
این است که در نظام های تمامیت خواه افراد همیشه با دروغ و ریا و با ماسک زدن بر چهره، مبتلای چندشخصیتی می شوند. چند چهره اند و بی صفت!
هیچ وقت نمی توان آنها را متمایز و متفاوت دید. چون رمه سازی و ترویج گله منشی، یکی از اصول بنیادین چنین سیستم هایی است.
می توان بسی بیش از اینها از هاینریش بل آموخت. می توان یاد گرفت که چگونه در جامعه بی صفت و چندچهره که همه نقاب زده اند ازخود مراقبت کرد.
به قول میشل فوکو، می توان حمایت از خود را جایگزین حفاظت از خود کرد. اصالت انسانی را پاس داشت و هرزه نرفت.
می توان از برشت هم یاد کرد. نمایشنامه گالیله را در سال هزار و نهصد و سی و هشت به پایان رساند.
در این اثر ماندگار پرسشی را پیش می کشد:
مسئولیت طبقه روشنفکر در روزگاری که ستم حکم می راند چیست؟؟
پاسخ برشت این است:
حقیقت را اشاعه دادن.
اما در دورانی که ترس بر همه جا مستولی است از چه راهی می توان حقیقت را اشاعه داد؟
برشت جواب می دهد: «از هر راهی که میسر باشد. حتی از طریق غیر قانونی!!
وفاداری به خویشتن، حمایت از خود، پایبندی به حقیقت، حفظ صدای خود به شیوه آلبرکامو.!!
دلیل فلاکت و بیچارگی.مردمان این است که به آرامی به ظالم عادت و تن میدهند ، نوعی مرگ تدریجی !!!
👍8
Forwarded from تواناتک Tavaanatech
چرا نباید تصاویر فرزندانمان را به اشتراک بگذاریم؟
کارشناسان میگویند ۴۲ درصد از والدین بریتانیایی عکسهای فرزندان خود را به صورت آنلاین به اشتراک میگذارند.
بیش از ۵۰ درصد از این والدین حداقل یک بار در ماه این عکسها را به اشتراک میگذارند.
گزارش سال ۲۰۱۸ کمیسر کودکان نشان داد که والدین هر سال حدود ۷۱ عکس و ۲۹ ویدیو از فرزند خود را در رسانههای اجتماعی به اشتراک میگذارند. به طور متوسط، تا زمانی که کودک به ۱۳ سالگی میرسد، والدین ۱۳۰۰ عکس و فیلم از آنها در شبکههای اجتماعی ارسال کردهاند.
آیا وقتی فرزندتان بزرگ شود از اینکه عکسهای او را به اشتراک میگذارید خوشحال میشود؟ آیا قبل از اینکه فرزندتان حتی از این موضوع آگاه شود، به حریم خصوصی او دستاندازی میکنید؟
والدین با قرار دادن عکسهای فرزندان به صورت آنلاین، به طور خودکار زنجیرهای از دادههای متصل به فرزندشان را ایجاد میکنند و به طور غیرمستقیم ردپای دیجیتالی برای فرزند خود ایجاد میکنند اما پیامدهای آن را درک نمیکنند.
تقریبا یک سوم والدین بریتانیایی مورد بررسی گفتند که هرگز قبل از ارسال پست به این فکر نکردهاند که از کودک اجازه بگیرند و ۵۵ درصد گفتهاند که نگران عواقب آن نیستند.
با پیشرفت تکنولوژی، چگونه از دادههای شخصی فرزند شما استفاده خواهد شد؟
آیا نگران آسیبپذیری فرزندتان در برابر افراد پدوفیل نیستید؟
کارشناسان میگویند: «اشتراکگذاری» تصاویر کودکان تا سال ۲۰۳۰ عامل دو سوم موارد کلاهبرداری هویتی خواهد بود که جوانان با آنها روبهرو میشوند.
والدین با به اشتراک گذاری تصاویر فرزندان خود بهطور ناخواسته فرزندان خود را در معرض خطر هک، ردیابی تشخیص چهره، پدوفیلی و سایر تهدیدات آنلاین حریم خصوصی و امنیتی میشوند.
کارون ایروین، کارشناس رشد و تربیت کودک، میگوید حتی احتمال دارد کودکان بعد از بزرگ شدن بهدلیل به اشتراکگذاری این تصاویر خجالتزده شوند. احتمالا کودکان هدف شما از به اشتراکگذاری این تصاویر را درک نمیکنند و احساس مثبتی نسبت به آن ندارند.
جولی رومانوفسکی، مشاور دوران کودکی و مربی والدین هم میگوید عکسهایی که والدین به اشتراک میگذارند «۱۰۰ درصد» روی بچهها هنگام بزرگ شدن تأثیر میگذارد.
به گفته وی آنچه در دوران کودکی ما اتفاق میافتد عمیقا بر ما و بزرگسالان تأثیر میگذارد، خوب یا بد، آنچه والدین ما انتخاب میکنند، برای خود، برای خانواده، برای فرزندان، تأثیر طولانی مدت خواهد داشت.
در سال ۲۰۱۹ یک مطالعه ایمنی اینترنت به وسیله مایکروسافت نشان داد که ۴۲ درصد از ۱۲۵۰۰ نوجوانی که در ۲۵ کشور مورد بررسی قرار گرفتند، در مورد میزان اشتراکگذاری تصاویرشان توسط والدینشان نگران بودند و ۱۱ درصد گفتند که این یک «مشکل بزرگ» زندگی آنهاست.
به اعتقاد رومانفسکی بسته به نوع محتوایی که والدین از فرزندان خود به صورت آنلاین ارسال میکنند، تأثیرات منفی مختلفی بر آینده آنها مثلا ورود به دانشگاه یا یافتن شغل قابل انتظار است. او میگوید که عکس یا ویدیویی که والدین اکنون آن را خندهدار میدانند، ممکن است برای یک کارفرمای احتمالی ۱۵ سال بعد خندهدار نباشد.
او میگوید: «بهطور بالقوه ممکن است تصاویری وجود داشته باشند که داستانی بسیار متفاوت را برای دیگران ترسیم کنند، و یک کودک کنترلی بر آن ندارد.»
حتی زمانی که محتوایی را از اینترنت پاک میکنید، به این معنا نیست که محتوا به طور کامل پاک میشود.
رومانوفسکی میگوید والدین در نهایت مسئول ردپای دیجیتالی فرزندانشان هستند. بیشتر والدین به فرزندان خود افتخار میکنند، به همین دلیل درباره آنها پست میگذارند. اما ما باید در نظر داشته باشیم که وقتی کودک بزرگتر میشود، چه حسی خواهد داشت؟ طبق تجربه من، اکثر والدین به این موضوع فکر نمیکنند. هر چه که پست میکنید آیا این فکر به ذهن شما خطور کرده که تأثیر مثبت یا منفی این پست بر فرزندان من و آینده او چه خواهد بود؟»
منابع:
گاردین (https://theguardian.com/commentisfree/2024/feb/26/son-social-media-parents-children)
سیتیوی نیوز (https://ctvnews.ca/lifestyle/posting-photos-of-your-children-on-social-media-experts-warn-there-may-be-consequences-1.5938484)
-فاطمه لطفی (روزنامهنگار)
#کودکان #اینترنت #حریم_خصوصی
@tavaanatech
کارشناسان میگویند ۴۲ درصد از والدین بریتانیایی عکسهای فرزندان خود را به صورت آنلاین به اشتراک میگذارند.
بیش از ۵۰ درصد از این والدین حداقل یک بار در ماه این عکسها را به اشتراک میگذارند.
گزارش سال ۲۰۱۸ کمیسر کودکان نشان داد که والدین هر سال حدود ۷۱ عکس و ۲۹ ویدیو از فرزند خود را در رسانههای اجتماعی به اشتراک میگذارند. به طور متوسط، تا زمانی که کودک به ۱۳ سالگی میرسد، والدین ۱۳۰۰ عکس و فیلم از آنها در شبکههای اجتماعی ارسال کردهاند.
آیا وقتی فرزندتان بزرگ شود از اینکه عکسهای او را به اشتراک میگذارید خوشحال میشود؟ آیا قبل از اینکه فرزندتان حتی از این موضوع آگاه شود، به حریم خصوصی او دستاندازی میکنید؟
والدین با قرار دادن عکسهای فرزندان به صورت آنلاین، به طور خودکار زنجیرهای از دادههای متصل به فرزندشان را ایجاد میکنند و به طور غیرمستقیم ردپای دیجیتالی برای فرزند خود ایجاد میکنند اما پیامدهای آن را درک نمیکنند.
تقریبا یک سوم والدین بریتانیایی مورد بررسی گفتند که هرگز قبل از ارسال پست به این فکر نکردهاند که از کودک اجازه بگیرند و ۵۵ درصد گفتهاند که نگران عواقب آن نیستند.
با پیشرفت تکنولوژی، چگونه از دادههای شخصی فرزند شما استفاده خواهد شد؟
آیا نگران آسیبپذیری فرزندتان در برابر افراد پدوفیل نیستید؟
کارشناسان میگویند: «اشتراکگذاری» تصاویر کودکان تا سال ۲۰۳۰ عامل دو سوم موارد کلاهبرداری هویتی خواهد بود که جوانان با آنها روبهرو میشوند.
والدین با به اشتراک گذاری تصاویر فرزندان خود بهطور ناخواسته فرزندان خود را در معرض خطر هک، ردیابی تشخیص چهره، پدوفیلی و سایر تهدیدات آنلاین حریم خصوصی و امنیتی میشوند.
کارون ایروین، کارشناس رشد و تربیت کودک، میگوید حتی احتمال دارد کودکان بعد از بزرگ شدن بهدلیل به اشتراکگذاری این تصاویر خجالتزده شوند. احتمالا کودکان هدف شما از به اشتراکگذاری این تصاویر را درک نمیکنند و احساس مثبتی نسبت به آن ندارند.
جولی رومانوفسکی، مشاور دوران کودکی و مربی والدین هم میگوید عکسهایی که والدین به اشتراک میگذارند «۱۰۰ درصد» روی بچهها هنگام بزرگ شدن تأثیر میگذارد.
به گفته وی آنچه در دوران کودکی ما اتفاق میافتد عمیقا بر ما و بزرگسالان تأثیر میگذارد، خوب یا بد، آنچه والدین ما انتخاب میکنند، برای خود، برای خانواده، برای فرزندان، تأثیر طولانی مدت خواهد داشت.
در سال ۲۰۱۹ یک مطالعه ایمنی اینترنت به وسیله مایکروسافت نشان داد که ۴۲ درصد از ۱۲۵۰۰ نوجوانی که در ۲۵ کشور مورد بررسی قرار گرفتند، در مورد میزان اشتراکگذاری تصاویرشان توسط والدینشان نگران بودند و ۱۱ درصد گفتند که این یک «مشکل بزرگ» زندگی آنهاست.
به اعتقاد رومانفسکی بسته به نوع محتوایی که والدین از فرزندان خود به صورت آنلاین ارسال میکنند، تأثیرات منفی مختلفی بر آینده آنها مثلا ورود به دانشگاه یا یافتن شغل قابل انتظار است. او میگوید که عکس یا ویدیویی که والدین اکنون آن را خندهدار میدانند، ممکن است برای یک کارفرمای احتمالی ۱۵ سال بعد خندهدار نباشد.
او میگوید: «بهطور بالقوه ممکن است تصاویری وجود داشته باشند که داستانی بسیار متفاوت را برای دیگران ترسیم کنند، و یک کودک کنترلی بر آن ندارد.»
حتی زمانی که محتوایی را از اینترنت پاک میکنید، به این معنا نیست که محتوا به طور کامل پاک میشود.
رومانوفسکی میگوید والدین در نهایت مسئول ردپای دیجیتالی فرزندانشان هستند. بیشتر والدین به فرزندان خود افتخار میکنند، به همین دلیل درباره آنها پست میگذارند. اما ما باید در نظر داشته باشیم که وقتی کودک بزرگتر میشود، چه حسی خواهد داشت؟ طبق تجربه من، اکثر والدین به این موضوع فکر نمیکنند. هر چه که پست میکنید آیا این فکر به ذهن شما خطور کرده که تأثیر مثبت یا منفی این پست بر فرزندان من و آینده او چه خواهد بود؟»
منابع:
گاردین (https://theguardian.com/commentisfree/2024/feb/26/son-social-media-parents-children)
سیتیوی نیوز (https://ctvnews.ca/lifestyle/posting-photos-of-your-children-on-social-media-experts-warn-there-may-be-consequences-1.5938484)
-فاطمه لطفی (روزنامهنگار)
#کودکان #اینترنت #حریم_خصوصی
@tavaanatech
👍7
Forwarded from كانال فرهنگ ،هنر ، خلاقيت ، نوآوري
جی کی رولینگ جلد اول هری پاتر را در کافه نوشت.
او فقط صبحها که بچهاش را میبرد مدرسه، تا ظهر که از مدرسه برگردد، در کافهای نزدیک مدرسه فرصت نوشتن داشت.
رفتنش هم به خاطر کافهنشینی نبود؛ پول نداشت خانه را گرم کند، صبح وسایل گرمایشی را خاموش میکرده تا ظهر، میرفته توی کافه که گرم بوده مینوشت.
پ.ن: تصویر واقعی از کافه و میزی که جی کی رولینگ در آن هری پاتر را نوشت...
او فقط صبحها که بچهاش را میبرد مدرسه، تا ظهر که از مدرسه برگردد، در کافهای نزدیک مدرسه فرصت نوشتن داشت.
رفتنش هم به خاطر کافهنشینی نبود؛ پول نداشت خانه را گرم کند، صبح وسایل گرمایشی را خاموش میکرده تا ظهر، میرفته توی کافه که گرم بوده مینوشت.
پ.ن: تصویر واقعی از کافه و میزی که جی کی رولینگ در آن هری پاتر را نوشت...
👍5
Audio
ترانه باغ الفبای شهرام شبپره واقعاً جالبه. نمیدونم بهش دقت کردین یا نه:
شب شعره توی ذهنم، با حروف تازه تازه
شب انتخاب واژه، که ترانهمو بسازه
مثل پروانه زدم پر، میون باغ الفبا
یک به یک دوره کردم، از الف تا همزه و یا
بین حرفای صدادار، داد زد آی کلاهدار
منو بردار با ی و ر، بنویس دوباره از یار
ای یار ای یار، ای یار ای یار
اما من یاری نداشتم، با کسی کاری نداشتم
یار رو با سه تا حروفش، یه گوشهای کنار گذاشتم
باز دوباره تو کتابا، سر گذاشتم پی حرفا
گشتم و گشتم و دیدم، باز دوباره حرفی از آ
الف و ی و ر و آ، الف و ی و ر و آ
اگه با نون جور میومد
واسه من قشنگترین اسم توی شعرم درمیومد
از دل خانه ویران، از ته سفره بی نان
نونی برداشتم و دیدم، نام شعرم شده ایران
ایران، ایران، ایران، ایران
ترانه: همایون هوشیارنژاد
آهنگ: شهرام شبپره
تنظیم: منوچهر چشمآذر
زمان انتشار: نوروز ۱۳۶۶
.
شب شعره توی ذهنم، با حروف تازه تازه
شب انتخاب واژه، که ترانهمو بسازه
مثل پروانه زدم پر، میون باغ الفبا
یک به یک دوره کردم، از الف تا همزه و یا
بین حرفای صدادار، داد زد آی کلاهدار
منو بردار با ی و ر، بنویس دوباره از یار
ای یار ای یار، ای یار ای یار
اما من یاری نداشتم، با کسی کاری نداشتم
یار رو با سه تا حروفش، یه گوشهای کنار گذاشتم
باز دوباره تو کتابا، سر گذاشتم پی حرفا
گشتم و گشتم و دیدم، باز دوباره حرفی از آ
الف و ی و ر و آ، الف و ی و ر و آ
اگه با نون جور میومد
واسه من قشنگترین اسم توی شعرم درمیومد
از دل خانه ویران، از ته سفره بی نان
نونی برداشتم و دیدم، نام شعرم شده ایران
ایران، ایران، ایران، ایران
ترانه: همایون هوشیارنژاد
آهنگ: شهرام شبپره
تنظیم: منوچهر چشمآذر
زمان انتشار: نوروز ۱۳۶۶
.
❤6
Forwarded from گزیده های روزانه
ﺍﺯ ﺑﺮﺗﺮﺍﻧﺪ ﺭﺍﺳﻞ ﭘﺮﺳﯿﺪﻧﺪ: ﭼﺮﺍ ﯾﮏ ﺁﺩﻡ ﻣﺘﻌﺼﺐ ﻣﯽ ﺗﺮﺳﺪ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺍﻋﺘﻘﺎﺩﺍﺗﺶ ﺷﮏ ﮐﻨﺪ ﻭ ﺭﺍﻫﺶ ﺭﺍ ﺍﺻﻼﺡ ﮐﻨﺪ؟
ﺑﺮﺗﺮﺍﻧﺪ ﺭﺍﺳﻞ ﺟﻮﺍﺏ ﻣﯿﺪﻫﺪ: ﭼﻮﻥ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺑﺎ ﺧﻮﺩش ﻓﮑﺮ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ، ﭼﻪ ﺟﻮﺭ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﻢ ﺑﻪ ﺗﺎﻭﻟﻬﺎﯼ ﮐﻒ ﭘﺎﯾﻢ ﺑﮕﻮﯾﻢ ﺗﻤﺎﻡ ﻣﺴﯿﺮﯼ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺁﻣﺪﻩ ﺍﻡ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ؟
ﺍﯾﻦ ﯾﮏ ﻣﺼﯿﺒﺖ ﺑﺰﺭﮒ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺍﮐﺜﺮ ﺁﺩﻡ ﻫﺎﯼ ﺍﻣﺮﻭﺯﯼ ﮔﺮﻓﺘﺎﺭﺵ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ؛ ترس از تغییر!!
https://t.me/Dailyselections
ﺑﺮﺗﺮﺍﻧﺪ ﺭﺍﺳﻞ ﺟﻮﺍﺏ ﻣﯿﺪﻫﺪ: ﭼﻮﻥ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺑﺎ ﺧﻮﺩش ﻓﮑﺮ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ، ﭼﻪ ﺟﻮﺭ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﻢ ﺑﻪ ﺗﺎﻭﻟﻬﺎﯼ ﮐﻒ ﭘﺎﯾﻢ ﺑﮕﻮﯾﻢ ﺗﻤﺎﻡ ﻣﺴﯿﺮﯼ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺁﻣﺪﻩ ﺍﻡ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ؟
ﺍﯾﻦ ﯾﮏ ﻣﺼﯿﺒﺖ ﺑﺰﺭﮒ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺍﮐﺜﺮ ﺁﺩﻡ ﻫﺎﯼ ﺍﻣﺮﻭﺯﯼ ﮔﺮﻓﺘﺎﺭﺵ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ؛ ترس از تغییر!!
https://t.me/Dailyselections
👍4
Forwarded from كانال فرهنگ ،هنر ، خلاقيت ، نوآوري
عادت کردهایم هر روز دوش بگیریم، اما یادمان میرود که ذهنمان هم به دوش نیاز دارد. گاهی با یک غزل حافظ میتوان دوش ذهنی گرفت و خوابید.
یک شعر از فروغ، تکهای از بیهقی، صفحهای از مزامیر، عبارتی از گراهام گرین، جملهای از شکسپیر، خطی از نیما... ولی غافلیم!
شبانهروز چقدر خبر و گزارش و مطلب آشغال میتپانیم توی کلهمان؟! بعد هم با همان کلهی بادکرده به رختخواب میرویم و توقع داریم در خواب پدربزرگمان را ببینیم که یک گلابی پوست کنده و با لبخند میگوید: بفرما!
📕 #سمفونی_مردگان
✍🏻 #عباس_معروفی
یک شعر از فروغ، تکهای از بیهقی، صفحهای از مزامیر، عبارتی از گراهام گرین، جملهای از شکسپیر، خطی از نیما... ولی غافلیم!
شبانهروز چقدر خبر و گزارش و مطلب آشغال میتپانیم توی کلهمان؟! بعد هم با همان کلهی بادکرده به رختخواب میرویم و توقع داریم در خواب پدربزرگمان را ببینیم که یک گلابی پوست کنده و با لبخند میگوید: بفرما!
📕 #سمفونی_مردگان
✍🏻 #عباس_معروفی
❤5
تو مگو همه به جنگند و ز صلح من چه آید
تو یکی نهای هزاری تو چراغ خود برافروز
که یکی چراغ روشن ز هزار مرده بهتر
که به است یک قد خوش ز هزار قامت کوز
مولانا_غزل ۱۱۹۷
تو یکی نهای هزاری تو چراغ خود برافروز
که یکی چراغ روشن ز هزار مرده بهتر
که به است یک قد خوش ز هزار قامت کوز
مولانا_غزل ۱۱۹۷
❤3👍1
چون زمین بر پشت گاو استاد راست
گاو بر ماهی و ماهی در هواست
پس همه بر چیست بر هیچ است و بس
هیچ هیچست این همه هیچست و بس
عطار، منطقالطیر
گاو بر ماهی و ماهی در هواست
پس همه بر چیست بر هیچ است و بس
هیچ هیچست این همه هیچست و بس
عطار، منطقالطیر
👍3❤1👏1
Forwarded from كانال فرهنگ ،هنر ، خلاقيت ، نوآوري
#تیکه_کتاب
مردان و زنان به شیوهای متفاوت با یکدیگر ارتباط برقرار میکنند
پیش از آنکه بخواهید خود را در زندگی زناشویی اثبات کنید، بهتر است یاد بگیرید که به برخی تفاوتهای موجود میان عملکرد مردان و زنان توجه کنید. اگر بپذیرید که شما به دو جنس مختلف تعلق دارید و در دو فرهنگ متفاوت زاده شدهاید، در این صورت مانع بروز بسیاری از درگیریهای بیهوده میشوید و رابطه زناشوییتان نیز بهبود مییابد.
📕 #زندگی_مشترک_جرات_می_خواهد
✍ #فردریک_فانژه
مردان و زنان به شیوهای متفاوت با یکدیگر ارتباط برقرار میکنند
پیش از آنکه بخواهید خود را در زندگی زناشویی اثبات کنید، بهتر است یاد بگیرید که به برخی تفاوتهای موجود میان عملکرد مردان و زنان توجه کنید. اگر بپذیرید که شما به دو جنس مختلف تعلق دارید و در دو فرهنگ متفاوت زاده شدهاید، در این صورت مانع بروز بسیاری از درگیریهای بیهوده میشوید و رابطه زناشوییتان نیز بهبود مییابد.
📕 #زندگی_مشترک_جرات_می_خواهد
✍ #فردریک_فانژه
👍5
انسانها نادان به دنیا میآیند، نه ابله؛ شیوهی آموزش است که آنها را ابله میسازد.
برتراند راسل
برتراند راسل
👍6❤1
Forwarded from گزیده های روزانه
فاجعه ای به نام نوکیسگی
نوکیسگی را این گونه تعریف کرده اند:
قشری که از نظر در آمد به طبقه بالا و از نظر فرهنگی به طبقه پایین و حتی لمپن ها بسیار نزدیک است.
لمپن های فرهنگی، علاقه بسیاری به " خودنمایی" ، " دیده شدن" " عرض اندام" و "نوچه پروری" دارند.
نو کیسه ها،از یک طبقه اجتماعی مبدا به یک طبقه اجتماعی مقصد پرتاپ شده اند.
این پرتاب ناگهانی بر اثر یک اتفاق یا استفاده از رانت و شرایط و التهابات اقتصادی رخ می دهد.
آن ها، دیگر نه خود را به طبقه اجتماعی مبدا متعلق می دانند و نه با جایگاهی که اکنون کسب کرده اند، آشنایی دارند.
یعنی از گذشته خود نفرت و از اکنون خود ترس و احساس حقارت دارند.
نوکیسه برای این که به طبقه سابق خود ثابت کند که دیگر به آن ها تعلق ندارد و همچنین برای غلبه بر احساس حقارت خود در مقابل طبقه جدیدی که به آن پرتاب شده است، مجبور به تظاهر است و ساده ترین راه برای تظاهر، خرید دیوانه وار کالاهای لوکس، نمایش عروسی ها، میهمانی ها و خانه های آن چنانی شان است.
اما فاجعه اصلی از جایی آغاز می شود که ما، فیلم و عکس عروسی ها، میهمانی ها، اتوموبیل ها و خانه های آن ها را از طریق پیام رسان ها و شبکه های اجتماعی برای همدیگر ارسال می کنیم.
ما با این کار به مزدوران تبلیغاتی آن ها تبدیل می شویم که بی مزد و منت ، به هدفی که آن ها دارند نزدیکشان می کنیم. آن هدف چیزی نیست جز تظاهر و دیده شدن. جاهلان عصر جدید نوچه های جدید لازم دارند.
عده ای با موبایل های شان، عکس و فیلم آن ها را به اشتراک می گذارند و افتخار نوچگی آن ها را پذیرا می شوند.
بسیاری از آگاهان از نوکیسه ها متنفرند.
زیرا می دانند نوکیسه ها بر خلاف سرمایه دارها ی واقعی و قشر ثروتمند سنتی، سرمایه خود را نه در کار آفرینی که در دلالی صرف می کنند. آن ها منابع مالی جامعه را بر اساس بی لیاقتی به دست گرفته اند و بر این تنفر دامن می زنند.
اما فاجعه بزرگ تر وقتی رخ می دهد که هنگام تماشای فیلم عروسی ها و پارتی های این دسته، به جای آن که به فکر پس گرفتن حق خود باشیم، خودمان را جای این افراد می گذاریم و بر زندگی سطحی و انگل گونه این افراد حسرت می خوریم.
فاجعه آغاز شده است.
شما صدایش را نمی شنوید.
نوکیسگی از کتاب "تازه به دوان رسيده ها"
از دکتر علی شمیسا
@Dailyselections
نوکیسگی را این گونه تعریف کرده اند:
قشری که از نظر در آمد به طبقه بالا و از نظر فرهنگی به طبقه پایین و حتی لمپن ها بسیار نزدیک است.
لمپن های فرهنگی، علاقه بسیاری به " خودنمایی" ، " دیده شدن" " عرض اندام" و "نوچه پروری" دارند.
نو کیسه ها،از یک طبقه اجتماعی مبدا به یک طبقه اجتماعی مقصد پرتاپ شده اند.
این پرتاب ناگهانی بر اثر یک اتفاق یا استفاده از رانت و شرایط و التهابات اقتصادی رخ می دهد.
آن ها، دیگر نه خود را به طبقه اجتماعی مبدا متعلق می دانند و نه با جایگاهی که اکنون کسب کرده اند، آشنایی دارند.
یعنی از گذشته خود نفرت و از اکنون خود ترس و احساس حقارت دارند.
نوکیسه برای این که به طبقه سابق خود ثابت کند که دیگر به آن ها تعلق ندارد و همچنین برای غلبه بر احساس حقارت خود در مقابل طبقه جدیدی که به آن پرتاب شده است، مجبور به تظاهر است و ساده ترین راه برای تظاهر، خرید دیوانه وار کالاهای لوکس، نمایش عروسی ها، میهمانی ها و خانه های آن چنانی شان است.
اما فاجعه اصلی از جایی آغاز می شود که ما، فیلم و عکس عروسی ها، میهمانی ها، اتوموبیل ها و خانه های آن ها را از طریق پیام رسان ها و شبکه های اجتماعی برای همدیگر ارسال می کنیم.
ما با این کار به مزدوران تبلیغاتی آن ها تبدیل می شویم که بی مزد و منت ، به هدفی که آن ها دارند نزدیکشان می کنیم. آن هدف چیزی نیست جز تظاهر و دیده شدن. جاهلان عصر جدید نوچه های جدید لازم دارند.
عده ای با موبایل های شان، عکس و فیلم آن ها را به اشتراک می گذارند و افتخار نوچگی آن ها را پذیرا می شوند.
بسیاری از آگاهان از نوکیسه ها متنفرند.
زیرا می دانند نوکیسه ها بر خلاف سرمایه دارها ی واقعی و قشر ثروتمند سنتی، سرمایه خود را نه در کار آفرینی که در دلالی صرف می کنند. آن ها منابع مالی جامعه را بر اساس بی لیاقتی به دست گرفته اند و بر این تنفر دامن می زنند.
اما فاجعه بزرگ تر وقتی رخ می دهد که هنگام تماشای فیلم عروسی ها و پارتی های این دسته، به جای آن که به فکر پس گرفتن حق خود باشیم، خودمان را جای این افراد می گذاریم و بر زندگی سطحی و انگل گونه این افراد حسرت می خوریم.
فاجعه آغاز شده است.
شما صدایش را نمی شنوید.
نوکیسگی از کتاب "تازه به دوان رسيده ها"
از دکتر علی شمیسا
@Dailyselections
👍6❤3
زين گونهام كه در غم غربت شكيب نيست
گر سر كنم شكايت هجران غريب نيست
جانم بگير و صحبت جانانهام ببخش
كز جان شكيب هست و ز جانان شكيب نيست
گم گشتهی ديار محبت كجا رود؟
نام حبيب هست و نشان حبيب نيست
عاشق منم كه يار به حالم نظر نكرد
ای خواجه درد هست و لیكن طبیب نیست
در كار عشق او كه جهانیش مدعی است
اين شكر چون كنیم كه ما را رقیب نیست
جانا نصاب حسن تو حد كمال یافت
وین بخت بین كه از تو هنوزم نصیب نیست
گلبانگ سایه گوش كن ای سرو خوش خرام
كاین سوز دل به نـالهی هر عندليب نيست
هوشنگ ابتهاج
گر سر كنم شكايت هجران غريب نيست
جانم بگير و صحبت جانانهام ببخش
كز جان شكيب هست و ز جانان شكيب نيست
گم گشتهی ديار محبت كجا رود؟
نام حبيب هست و نشان حبيب نيست
عاشق منم كه يار به حالم نظر نكرد
ای خواجه درد هست و لیكن طبیب نیست
در كار عشق او كه جهانیش مدعی است
اين شكر چون كنیم كه ما را رقیب نیست
جانا نصاب حسن تو حد كمال یافت
وین بخت بین كه از تو هنوزم نصیب نیست
گلبانگ سایه گوش كن ای سرو خوش خرام
كاین سوز دل به نـالهی هر عندليب نيست
هوشنگ ابتهاج
👍7