دانشگاه دامغان | دیو پالس
6.7K subscribers
4.75K photos
614 videos
3.4K files
11.8K links
💎﴾﷽﴿💎


کانال دانشجویی دیوپالس
«دانشگاه دامغان»

•جزوه و کتاب رایگان و رفع مشکلات دانشجویی•
🎓 @DUPulse_admin ادمین اصلی
💬 @DUPulse_GP گروه کارشناسی
💬 @DUPulse_PGE گروه ارشد و دکتری
Download Telegram
🔴 #ارسالی_مخاطبان | باسلام در سایت صندوق رفاه bp.swf.ir برای درخواست وام ضروری، 13 رویداد را میتوانیم انتخاب نماییم. ولی هیچکدوم از آن ها برای خرید وسایل کمک آموزشی نمی‌باشد.

🔸 با صندوق رفاه وزارت علوم بخش اداره تسهیلات تماس گرفتم و گفتن که برای درخواست این نوع وام گزینه تشخیص رئیس صندوق را باید بزنیم

🔸 متاسفانه از طریق دانشگاه بعد از این پیگیری کردم گفتند که: این گزینه به همه دانشجویان تعلق نمیگیره و صرفا به دانشجویان تحت پوشش کمیته امداد و بهزیستی و دانشجویان بی‌سرپرست که مشکل حاد مالی دارن تعلق خواهد گرفت.

🎓داغ، موثق و دانشجویی👇
http://t.me/joinchat/A3D6Nz5gDJG_PTXM0i9Aaw
⁉️#دغدغه_دانشجویی | تشکر از کارمند بخش سلامت دانشگاه

📚🆔 @DUPulse
#کانون قرآن | آقای جواد برزوئی لطفا برای دریافت جوایز خود به ادمین کانون قرآن مراجعه کنید.
@hasanzadeh14

• دانشجویان گرامی اگر ایشان را می‌شناسید، لطفا این پیام را برای‌شان ارسال کنید.

📚🆔 @DUPulse
یادش بخیر اول ترم که اومدم میگفتم من چطور به یه شهر دیگه آدمای جدیدی که قرار باهاشون آشنا بشم عادت کنم؟
اما خب بهترین خاطره هارو با دوستام ساختم😅❤️
یادش به خیر شبایی بود که تو خوابگاه یه اسپیکر گرفته بودیم و هرکس ناراحت بود روشن میکردیم میاوردیمش وسط میرقصیدیم تا حالش خوب شه.
دلم واسه همه اون روزای خوب و بد، ناراحتیا و شادیای که با چیزای خیلی کوچیک داشتیم تنگ شده🥺💔
گشنگیا تو خوابگاه که شبا نون پنیر میخوردیم، کلاسای صبح که به زور بیدار میشدیم، یا گیر دادنای فاطی کماندوها واسه لباسمون، حضور زدنایی که تو سرما مجبود بودیم بریم سرپرستی
همه اینا بهترین خاطرات زندگیم بود❤️
کاش درست بشه این وضعیت کاش بازم برگردیم به همون جا باز باد ببرتمون بازم تو دامغان یخ بزنیم از سرما؛
اما اونجا باشیم و روزای خوب دیگه بازم بیاد!

43مریم🤪

📚🆔 @DUPulse
ادمین جان یبار سر شوخی
شیشه پنجره خابگاه نور محمد رو شکستیم
بعد پنجره رو دراوردیم مثه برانکارد بردیم شیشه انداختیم اوردیم ساعت 11 شب
سرپرست خوابگاهم کلا خواب بود😂😂😂

📚🆔 @DUPulse
جدا از این بحثا،
خاطره بازی فقط اون موقع که میگفتن بری دانشگا دیگه درس نمیخونی😑

مختص

📚🆔 @DUPulse
راستش یه کتری داشتیم ذوب شد از اون به بعد فلاکس میبردیم کتری رو گاز بود اب جوشش رو میریختیم تو فلاکس. اما با انصاف بودیم کتری رو دوباه اب میکردیم میزاشتیم برا صاحبش . خلاصه حلال کنید دوستان پردیسی 😅🤦‍♂️
#زندانی

📚🆔 @DUPulse
از چهارشنبه هایی که یادمون میرفت غذا رزرو کنیم نگم دیگه😂
یه روز ما یادمون رفت غذا رزرو کنیم و به شدتم گرسنه بودیم از اتاق پنج نفره،چهارتامون دانشگاه بودیم فقط یه نفر کلاس نداشت و خوابگاه بود
مام زنگ زدیم بهش و گفتیم هرچی غذا تو خوابگاه مونده بردار بیار دانشگاه بخوریم
اون بنده خدا علاوه بر غذا بساط چایی و اینام آورد
حالا هرکی بود میرفت تو محوطه دانشگاه پیک نیک راه مینداخت
ما وسط سالن ابوریحان پهن زمین شدیم و نشستیم به ناهار خوردن بعدشم چایی
جاتون خالی😂😂

اتاق ۹ مریم

📚🆔 @DUPulse | ادمینمون
من حتی دلم واس امتحان ساعت ۸ شب تو دانشگاه هم تنگ شده!
حتی نگهبانم جلوی در نبود😐
یادش بخیر درکل🤦‍♀

📚🆔 @DUPulse
نمونه اتاق دانشجویی دخترانه ۵ نفره
نمونه هاتونو بفرستید 😝
۴۱ الزهرا
3 تفنگدار

📚🆔 @DUPulse
یادش بخیر 2-3 ترم پیش بود خوابگاه به ما نمیدادن ما هم لج کردیم و رفیقم خوابگاه گرفت و من جاش رفتم و خودشم تو ی اتاقی دیگه بود و خلاصه ی ترم همه رو پیچوندیم اخه زور داشت اتاق خالی داشتن و ندادن 😒 ما هم از خجالتشون دراومدیم. جالب اینجا بود که بچه های اتاق منو به اسم رفیقم تا آخرش صدا میکردند.😂😂😊😊 تا این اواخر که یکی از هم اتاقیام منو سر کلاس مجازی شناخت اومد گفت تو مگه امیر نبودی چرا الان حمیدی براش قضیه رو گفتم هنوز گیر داده میگه دروغ میگی مجبور شدم عکس کارت دانشجویی، کارت ملیو براش فرستادم😂😂

از طرف 2 تفنگدار. سومیش غایبه

📚🆔 @DUPulse
سلام
فقط اون شبا تو خوابگاه ک ۱۱شب یادمون میوفتاد وااای نون نداریم واسه صبح بایدو بدو بدو میرفتیم میخریدیم از بوفه البته اگ شانس میاوردیم باز میبود😂 یا گشنمون میشد غذا درست میکردیم بعد نون نداشتیم بخوریمو هیچکسم گردن نمیگرفت بره بخره😂

یا روز ثبت نام میگفتم خدایا من گم میشممم اینجاااا چجوری برم خوابگاااه😂البته الان ک ترم۵ هم هستم ساختمون ۱ و ۲ و ۳ نمیدونم کدوم به کدومه
امضا:m2315 😁

📚🆔 @DUPulse
‏كي بود گفت تو كنكورو بده بعدش ديگه راحت ميشي
همونو واسش صلوات بفرستید...!


#𝐴_𝑌

📚🆔 @DUPulse
یاد غذای سلف افتادم که همیشه گشنه میموندیم ناهار بود که رفتیم سلف بارفیقم غذا هم مرغ بود غذارو خوردیم ولی سیر نشدیم یادم افتاد اول ترمه این ورودیا رمزشون ۱ بود شروع کردیم ژتون فراموشی گرفتن که یکیشون درست در اومد غذا برای یه دختر خانوم (فاطمه)بود (از همین جا ازشون حلالیت میخوام) گرفتیم خوردیم
از طرف سه تفنگ دار بجر ممد 😂😂

📚🆔@DUPulse
یه بار اتاق بغلی دعوا شده بود و هی جیغ و داد میکردن🤕
بعد اولش ما جرئت نداشتیم بریم چیزی بگیم😑
آخر سر یکیمون خسته شد و گفت چه وضعشه برم یچیز بهشون بگم منم باهاش رفتم...
خلاصه ک این دوست ما رفت و یهو داد زد چه خبرتونه انقد سرو صدا میکنید ما فردا ۸ صب کلاس داریم تا ساعت ۴ صب باید صدای شمارو بشنویم...
بعد من همونجا بود ک ترکیدم از خنده آخه فردا جمعه بود😐💔
حتی خورشید خانوم هم خندش گرفته بود(از مهربونای سرپرستی)😂😂

46و47😁

📚🆔 @DUPulse
فقط بگین آقای شاهینی مارو حلال کن😬😬😬

📚🆔 @DUPulse
خاطره بازی فقط وقتایی که بجای سلف مرکزی، اشتباهی سلف فنیو میزدیم...

بعدش دیگه فقط خودت می‌موندیو اون مسیر جهنمی دانشگاه فنی :)
البته یه گزینه راحترم بود ---> قید دو تومن غذاتو بزنی و بعد یه چیز برگر ۸۰۰۰ تومنی از کافه دانشگاه بخری😎
#ریچ_کید

📚🆔 @DUPulse
یادش بخیر انگیزه کل هفتم، چلو جوجه‌ی سه‌شنبه ظهرا بود :(

روز دانشجوی پارسالم که نگم براتون، تا یه هفته با بروبچ تو شوک بودیم که کنار چلو جوجه دلسترم دادن بهمون😱

📚🆔 @DUPulse