Forwarded from 🧙🏻♂️P H E N O M E N A👨🏻🔬
«زیبای خفته» داستانی است دربارهی تعلیق و بیداری، که در آن زن جوان بهدست نیرویی تاریک به خواب فرو میرود و تنها با مداخلهی شاهزادهای نجاتبخش بیدار میشود—روایتی که نقش زن را منفعل و وابسته به نجات بیرونی تصویر میکند. این قصه، در لایههای زیرین، بازتابی است از ترسهای فرهنگی دربارهی بلوغ، قدرت زنانه، و کنترل زمان، و در بازخوانیهای مدرن اغلب به نقد ساختارهای پدرسالارانه و بازتعریف بیداری درونی میپردازد.
نقاشی «زیبای خفته» (۱۸۹۰) از سر ادوارد برن-جونز (۱۸۳۳-۱۸۹۸)، یکی از نقاشهای برجستهی جنبش پیشرافائلی و هنر تزئینی سدهی نوزدهم میلادی
نقاشی «زیبای خفته» (۱۸۹۰) از سر ادوارد برن-جونز (۱۸۳۳-۱۸۹۸)، یکی از نقاشهای برجستهی جنبش پیشرافائلی و هنر تزئینی سدهی نوزدهم میلادی
از مشاورم پرسیدم بابت اشتباهم غصه بخورم یا نه، هنوز جوابمو نداده نمی دونم غصه هارو بخورم یا بریزم دور☹️
شما تصمیماتونو یا با عقل می گیرید یا دل، من با حس ششمم و هورمونام.
خوبی فرجه کم اینه که وقت نداری غصه بخوری همش جمع می شه تو دلت تا اخر سر بترکی بمیری🙏
😭3