Forwarded from مرکز توسعه و مدل سازی رهبری
Baharertebatat
توسعه فردی TLS (مقدماتی)
<p><span style='color: rgb(85, 57, 130);'><strong><span style='font-size: 18px;'><strong style='box-sizing: border-box; font-weight: 700; color: rgb(65, 65, 65); font-family: sans-serif; font-size: 14px; font-style: normal; font-variant-ligatures: normal;…
Forwarded from مرکز توسعه و مدل سازی رهبری
#DMT
💢حكايت مديريتى
🔵 مردی که در یکی از روزهای تعطیل ماهی میگرفت به کنار قایقش نگاه کرد و ماری را دید که قورباغهای در دهان دارد. برای قورباغه ناراحت شد. دستش را دراز کرد و قورباغه را از دهان مار نجات داد و آزادش ساخت. اما حالا برای گرسنگی مار ناراحت بود. چون غذا نداشت قمقمه را برداشت و چند قطره شربت در دهان مار ریخت. مار با خوشحالی شنا کرد و دور شد. قورباغه شاد و مرد نیز از این کارش مسرور بود. او در این اندیشه بود که تمام کارهایش درست بوده تا اینکه بعد از چند دقیقه صدای برخورد چیزی را با قایقش شنید. با ناباوری و حیرت دید که این دفعه مار با دو تا قورباغه آمده بود.
این حکایت حاوی درسهای ارزنده است:
🔸رفتاری که به آن پاداش داده شود تکرار میشود.
🔸در تلاش برای انجام کارهای درست گاهی ممکن است کارهای غلط مشمول پاداش قرار گیرند.
در این کتاب ارزشمند که توسط آقای مایکل لوبوف نوشته و آقای دکتر مهدی ایران نژاد پاریزی ترجمه کردهاند،به طور خلاصه در خصوص پاداش این بزرگترین اصل مدیریت توصیههای مهمی برشمرده شده است. از قبیل:
🔸1- به راه حلهای اساسی به جای راه حلهای مقطعی پاداش دهید.
🔸2- به ریسک پذیری به جای اجتناب از ریسک پاداش دهید.
🔸3- به خلاقیت کاربردی به جای اطاعت کورکورانه پاداش دهید.
🔸4- به اقدام قاطع به جای فلج کردن کار با تجزیه و تحلیل پاداش دهید.
🔸5- به کار برجسته به جای نمایش کار پاداش دهید.
🔸6- به ساده کردن کاربه جای پیچیدگی غیرلازم پاداش دهید.
🔸7- به رفتار آرام و موثر به جای نق زدن و سر و صدا راه انداختن پاداش دهید.
🔸8- به کیفیت کار به جای سرعت در کار پاداش دهید:
🔸9- به وفاداری به سازمان، به جای تهدید به ترک خدمت پاداش دهید.
🔸10- به کار تیمی به جای تک روی پاداش دهید.
https://t.me/DM_Development
💢حكايت مديريتى
🔵 مردی که در یکی از روزهای تعطیل ماهی میگرفت به کنار قایقش نگاه کرد و ماری را دید که قورباغهای در دهان دارد. برای قورباغه ناراحت شد. دستش را دراز کرد و قورباغه را از دهان مار نجات داد و آزادش ساخت. اما حالا برای گرسنگی مار ناراحت بود. چون غذا نداشت قمقمه را برداشت و چند قطره شربت در دهان مار ریخت. مار با خوشحالی شنا کرد و دور شد. قورباغه شاد و مرد نیز از این کارش مسرور بود. او در این اندیشه بود که تمام کارهایش درست بوده تا اینکه بعد از چند دقیقه صدای برخورد چیزی را با قایقش شنید. با ناباوری و حیرت دید که این دفعه مار با دو تا قورباغه آمده بود.
این حکایت حاوی درسهای ارزنده است:
🔸رفتاری که به آن پاداش داده شود تکرار میشود.
🔸در تلاش برای انجام کارهای درست گاهی ممکن است کارهای غلط مشمول پاداش قرار گیرند.
در این کتاب ارزشمند که توسط آقای مایکل لوبوف نوشته و آقای دکتر مهدی ایران نژاد پاریزی ترجمه کردهاند،به طور خلاصه در خصوص پاداش این بزرگترین اصل مدیریت توصیههای مهمی برشمرده شده است. از قبیل:
🔸1- به راه حلهای اساسی به جای راه حلهای مقطعی پاداش دهید.
🔸2- به ریسک پذیری به جای اجتناب از ریسک پاداش دهید.
🔸3- به خلاقیت کاربردی به جای اطاعت کورکورانه پاداش دهید.
🔸4- به اقدام قاطع به جای فلج کردن کار با تجزیه و تحلیل پاداش دهید.
🔸5- به کار برجسته به جای نمایش کار پاداش دهید.
🔸6- به ساده کردن کاربه جای پیچیدگی غیرلازم پاداش دهید.
🔸7- به رفتار آرام و موثر به جای نق زدن و سر و صدا راه انداختن پاداش دهید.
🔸8- به کیفیت کار به جای سرعت در کار پاداش دهید:
🔸9- به وفاداری به سازمان، به جای تهدید به ترک خدمت پاداش دهید.
🔸10- به کار تیمی به جای تک روی پاداش دهید.
https://t.me/DM_Development
Telegram
مرکز توسعه مدیریت
وظایف این مرکز:
-برنامه ریزی و سازماندهی
-جذب و آموزش مدیران متخصص
-تدوین چارت سازمانی
-طراحی و اجرای «چرخه خدائی» (بهبود مستمر)
-برنامه ریزی و تدوین بیزینس پلن
-طراحی و اجرای پروژه های:
«راه اندازی، مهندسی و سازماندهی مجدد کسب و کارها»
-و…
-برنامه ریزی و سازماندهی
-جذب و آموزش مدیران متخصص
-تدوین چارت سازمانی
-طراحی و اجرای «چرخه خدائی» (بهبود مستمر)
-برنامه ریزی و تدوین بیزینس پلن
-طراحی و اجرای پروژه های:
«راه اندازی، مهندسی و سازماندهی مجدد کسب و کارها»
-و…
Forwarded from مرکز توسعه و مدل سازی رهبری (Khodai Sustainable Development Holding)
✅تسبیحات اربعه را بخون!!!!
✍حمید قنبری
دو سال پیش، وقتی از پست اجراییام در بانک مرکزی خداحافظی کردم و بهعنوان مشاور ادامه دادم، برنامهام سبکتر شد.
بعد از هجده سال کار شبانهروزی، فرصتی پیش آمده بود که بیشتر مطالعه کنم، کمی به کارهای عقبافتاده برسم، نفس بکشم.
در همین دوران بود که یکی از دوستان قدیمی تماس گرفت. با لحنی دوستانه گفت: «الان که سرت خلوت شده، چرا به مرکز امور حقوقی بینالمللی ریاستجمهوری مشورت نمیدی؟ دنبال یکی هستن که حقوق بینالملل خونده باشه، ولی از نظام بانکی هم سر دربیاره. تو که سالها تو بانک مرکزی بودی، چه کسی بهتر از تو؟»
حرفش بیراه نبود. من نه دنبال سمت بودم، نه عنوان، نه پول. گفتم حالا که وقت دارم و بار اجراییام سبک شده، اگر کاری از دستم برمیاد برای مملکتم انجام بدم، چرا نه؟
قبول کردم. کمی بعد، با رئیس مرکز صحبت کردم. گفت: «چند پرونده خارجی داریم در حوزه بانکها. لایحهنویسی و کارهای حقوقی رو وکلای خارجی انجام میدن، اما ما یه نفر ایرانی میخوایم که هم حقوق بلد باشه، هم بانک رو بشناسه، که پروندهها رو بخونه، مطمئن بشه جایی اشتباه نکردن، کم نگذاشتن، و منافع ما حفظ شده.»
کار کاملاً فنی بود. نه منصب داشت، نه اعتبار، نه درآمد آنچنانی. فقط دلمشغولی من بود برای ایران. برای اینکه سهمی هرچند کوچک داشته باشم در دفاع از منافع کشورم در یک دعوای بینالمللی. روند معمول اداری این بود که برای همکاری، باید مراحل گزینش نهاد ریاست جمهوری را هم طی میکردم. گفتم باشد.
یک روز زنگ زدند که برای مصاحبه گزینش بیایید. رفتم؛ خیابان پاستور، ساختمانی رسمی، اتاقی ساده. مردی پشت میز نشسته بود. چند فرم داد تا پر کنم. شروع کرد به سؤالوجواب. مشخصات، سوابق، درسهایی که خواندهام، تجربهها. بعد ناگهان گفت: «تسبیحات اربعه را بخون.»
سکوت کردم. پرسید: «انواع غسلها را بگو.» بعد گفت: «غسلهای مخصوص بانوان را هم توضیح بده.»
همانجا درونم فرو ریخت. حس کردم هجده سال تلاش بیوقفه، همه دقت و وسواس در حفظ منافع بانک مرکزی، همه ساعتهای پرتنش تحریم و مذاکره و نامهنگاری، ناگهان به هیچ تبدیل شد. من را، با «تسبیحات اربعه» میسنجیدند. نه با تعهدم. نه با تخصصم. نه با کارنامهام. با دانستن غسلهای بانوان.
من آمده بودم برای وطنم کاری بکنم. برای پروندههایی که اگر اشتباهی در آنها میرفت، شاید میلیونها دلار خسارت روی دست کشور میگذاشت. اما معیار سنجش من نه صداقت بود، نه توان، نه شناخت حقوق بینالملل، نه تجربه بانکی. معیار، میزان آشنایی من با جزئیات مناسک بود.
در آن لحظه فهمیدم درد این کشور فقط تحریم و بحران اقتصادی نیست؛ درد این کشور آن است که آنکس که از کار دزدی نکرده، اما تسبیحات اربعه را از حفظ نیست، در معرض طرد است. و آنکس که نماز جمعه را درست میرود اما در کار خیانت میکند، با افتخار میماند.
این همان ساختاریست که باعث شده متخصصان شریف یکییکی مهاجرت کنند. نه چون نمیخواستند بمانند، بلکه چون این کشور نتوانست قدرشان را بداند. چون وقتی آمده بودند که خدمت کنند، در برابرشان فرمی گذاشتند و گفتند: «غسل بانوان را توضیح بده.»
بعد گفت: «معرفت کیه؟» نوشتم: احمد عراقچی.
نگاهی کرد و گفت: «همون عراقچی که پرونده داره؟» گفتم: «آره، همون.»
با تعجب گفت: «آخه نمیشه که!»
گفتم: «همینه که هست. اون آدمی بود که اومد برای این مملکت کار کنه و بهش ظلم شد. اگر اون از نظر شما مردوده، منم همونم. از نظر من، آدم درستیه.»
رفتم. آرام، بیعصبانیت، اما محکم. و پشت سرم را هم نگاه نکردم.
در آن لحظه، شاید آن شخص نفهمید چرا دارم میروم. اما من میدانستم. میدانستم که تدوام این سیستم گزینش، فقط مساوی است با تأیید همین سنجههای ریاکارانهای که کشور را به این نقطه رساندهاند. همین گزینشها، همین معیارهای ظاهربین و مقلد، ریشهی پوسیدگیاند. ریشهی کوچ آدمها، ریشهی فرسایش سرمایه انسانی، ریشهی فربه شدن ظاهرسازان و بیاثر شدن باکفایتها.
و واقعیت این است:
وقتی پای وطن در میان است، وقتی کشوری در بزنگاه نیاز به کسی دارد که پشتش بایستد، تسبیحات اربعه به کارش نمیآید.
آنچه به کار میآید، قلبیست که برای ایران بتپد و پاییست که در لحظهی خطر عقب نکشد.
*مدیرکل سابق بینالملل بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران
https://t.me/CSM_MODEL
✍حمید قنبری
دو سال پیش، وقتی از پست اجراییام در بانک مرکزی خداحافظی کردم و بهعنوان مشاور ادامه دادم، برنامهام سبکتر شد.
بعد از هجده سال کار شبانهروزی، فرصتی پیش آمده بود که بیشتر مطالعه کنم، کمی به کارهای عقبافتاده برسم، نفس بکشم.
در همین دوران بود که یکی از دوستان قدیمی تماس گرفت. با لحنی دوستانه گفت: «الان که سرت خلوت شده، چرا به مرکز امور حقوقی بینالمللی ریاستجمهوری مشورت نمیدی؟ دنبال یکی هستن که حقوق بینالملل خونده باشه، ولی از نظام بانکی هم سر دربیاره. تو که سالها تو بانک مرکزی بودی، چه کسی بهتر از تو؟»
حرفش بیراه نبود. من نه دنبال سمت بودم، نه عنوان، نه پول. گفتم حالا که وقت دارم و بار اجراییام سبک شده، اگر کاری از دستم برمیاد برای مملکتم انجام بدم، چرا نه؟
قبول کردم. کمی بعد، با رئیس مرکز صحبت کردم. گفت: «چند پرونده خارجی داریم در حوزه بانکها. لایحهنویسی و کارهای حقوقی رو وکلای خارجی انجام میدن، اما ما یه نفر ایرانی میخوایم که هم حقوق بلد باشه، هم بانک رو بشناسه، که پروندهها رو بخونه، مطمئن بشه جایی اشتباه نکردن، کم نگذاشتن، و منافع ما حفظ شده.»
کار کاملاً فنی بود. نه منصب داشت، نه اعتبار، نه درآمد آنچنانی. فقط دلمشغولی من بود برای ایران. برای اینکه سهمی هرچند کوچک داشته باشم در دفاع از منافع کشورم در یک دعوای بینالمللی. روند معمول اداری این بود که برای همکاری، باید مراحل گزینش نهاد ریاست جمهوری را هم طی میکردم. گفتم باشد.
یک روز زنگ زدند که برای مصاحبه گزینش بیایید. رفتم؛ خیابان پاستور، ساختمانی رسمی، اتاقی ساده. مردی پشت میز نشسته بود. چند فرم داد تا پر کنم. شروع کرد به سؤالوجواب. مشخصات، سوابق، درسهایی که خواندهام، تجربهها. بعد ناگهان گفت: «تسبیحات اربعه را بخون.»
سکوت کردم. پرسید: «انواع غسلها را بگو.» بعد گفت: «غسلهای مخصوص بانوان را هم توضیح بده.»
همانجا درونم فرو ریخت. حس کردم هجده سال تلاش بیوقفه، همه دقت و وسواس در حفظ منافع بانک مرکزی، همه ساعتهای پرتنش تحریم و مذاکره و نامهنگاری، ناگهان به هیچ تبدیل شد. من را، با «تسبیحات اربعه» میسنجیدند. نه با تعهدم. نه با تخصصم. نه با کارنامهام. با دانستن غسلهای بانوان.
من آمده بودم برای وطنم کاری بکنم. برای پروندههایی که اگر اشتباهی در آنها میرفت، شاید میلیونها دلار خسارت روی دست کشور میگذاشت. اما معیار سنجش من نه صداقت بود، نه توان، نه شناخت حقوق بینالملل، نه تجربه بانکی. معیار، میزان آشنایی من با جزئیات مناسک بود.
در آن لحظه فهمیدم درد این کشور فقط تحریم و بحران اقتصادی نیست؛ درد این کشور آن است که آنکس که از کار دزدی نکرده، اما تسبیحات اربعه را از حفظ نیست، در معرض طرد است. و آنکس که نماز جمعه را درست میرود اما در کار خیانت میکند، با افتخار میماند.
این همان ساختاریست که باعث شده متخصصان شریف یکییکی مهاجرت کنند. نه چون نمیخواستند بمانند، بلکه چون این کشور نتوانست قدرشان را بداند. چون وقتی آمده بودند که خدمت کنند، در برابرشان فرمی گذاشتند و گفتند: «غسل بانوان را توضیح بده.»
بعد گفت: «معرفت کیه؟» نوشتم: احمد عراقچی.
نگاهی کرد و گفت: «همون عراقچی که پرونده داره؟» گفتم: «آره، همون.»
با تعجب گفت: «آخه نمیشه که!»
گفتم: «همینه که هست. اون آدمی بود که اومد برای این مملکت کار کنه و بهش ظلم شد. اگر اون از نظر شما مردوده، منم همونم. از نظر من، آدم درستیه.»
رفتم. آرام، بیعصبانیت، اما محکم. و پشت سرم را هم نگاه نکردم.
در آن لحظه، شاید آن شخص نفهمید چرا دارم میروم. اما من میدانستم. میدانستم که تدوام این سیستم گزینش، فقط مساوی است با تأیید همین سنجههای ریاکارانهای که کشور را به این نقطه رساندهاند. همین گزینشها، همین معیارهای ظاهربین و مقلد، ریشهی پوسیدگیاند. ریشهی کوچ آدمها، ریشهی فرسایش سرمایه انسانی، ریشهی فربه شدن ظاهرسازان و بیاثر شدن باکفایتها.
و واقعیت این است:
وقتی پای وطن در میان است، وقتی کشوری در بزنگاه نیاز به کسی دارد که پشتش بایستد، تسبیحات اربعه به کارش نمیآید.
آنچه به کار میآید، قلبیست که برای ایران بتپد و پاییست که در لحظهی خطر عقب نکشد.
*مدیرکل سابق بینالملل بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران
https://t.me/CSM_MODEL
Telegram
مدل مدیریت استراتژی شطرنج
مدل مدیریت استراتژی شطرنج
( Chess Strategy Management Model)
مدل و علم نوین رهبری که توسط «مهدی خدائی» دانش پژوه، استراتژیست و طراح ۴ علم نوین دیگر
”TLS, DMT, NSM, NBM”
تولید و بنیان نهاده شده است!
( Chess Strategy Management Model)
مدل و علم نوین رهبری که توسط «مهدی خدائی» دانش پژوه، استراتژیست و طراح ۴ علم نوین دیگر
”TLS, DMT, NSM, NBM”
تولید و بنیان نهاده شده است!
Forwarded from مرکز توسعه شخصیت (Khodai Sustainable Development Holding)
Forwarded from مرکز توسعه استراتژیک (Khodai Sustainable Development Holding)
#NSM
اگه به دنبال توسعه کسب و کارت هستی...
توسعه کسب و کار، تجارت و نظریه سازمانی که هدف آن ایجاد ارزش بلندمدت برای یک سازمان، از طریق مشتریان، بازار و ارتباط فردی میباشد و مستلزم فرایندهای توسعه و پیادهسازی فرصتهای رشد در داخل و بین سازمانها است.
ما بر اساس شرایط بومشناسی کشورمان و ریشهیابی عناصر پیدایش کسب و کار از دیرباز، مدل نوین بر اساس علم نوین مدیریت مقصد که مخفف (DMT) Destination Management Theory میباشد، تمامی اقدامات و شناختها، بررسیها، تحلیلها، برنامهریزیها و استراتژیها بر اساس تعریف و انتخاب مقصد نهایی Final Destination شکل میگیرد و به جای مدیریت فرآیند ها، ما در این تئوری نوین اهداف و نهایتاً مقصد را مدیریت میکنیم که این خود یکی از چهار نظریه و علم ایجاد شده توسط «دکتر مهدی خدائی» برای ایجاد و توسعه کسب و کار به بهترین شکل میباشد.
که برای فهم بهتر، این چهار مرحله را معرفی و بررسی میکنیم:
▪️مدل چهار مرحلهای برنامهریزی استراتژیک نوین (NSM)
۱)مرحله اول: مبدا شناسی با استفاده از تکنیکهای علم نوین (TLS)
۲)مرحله دوم: مقصد شناسی با استفاده از تکنیکهای علم نوین (DMT)
۳)مرحله سوم: روششناسی با استفاده از تکنیکهای علم نوین (NSM)
۴)مرحله چهارم: ابزارشناسی با استفاده از تکنیکهای علم نوین (NBM)
▪️جدیدترین و بهترین تعریف:
شناخت اولیه در گام نخست و همیشگی و مداوم در گامهای بعدی از؛ قوتها ، ضعفها، فرصتها و تهدیدها با استفاده از ماتریکس (SWOT) و شناخت و تعریف اهداف و مقصد (توجه داشته باشید فقط یک مقصد) با یافتن روشهای نوین و کاربردی ضمن پژوهش مداوم و متناسب با ابزارهای موجود (و در صورت لزوم یافتن و ساختن ابزارهای لازم ).
سپس با توجه به این مدل از ایجاد توسعه کسب و کار، ما همواره در یک سیکل دائمی پژوهش میکنیم، هدفگذاری میکنیم، روشهایی را ابداع یا پیدا میکنیم و اقدام میکنیم.
و اما اقدام، که داستان منحصر به خود را دارد
بر اساس مدل نوین (چرخه خدائی) میتوان آن را موثر و فزاینده کرد.
در زیر به طور خلاصه به معرفی آن میپردازیم:
۱)استراتژی (Strategy)
۲)برنامهریزی (Planning)
۳)رهبری (Leadership)
۴)اقدام (Action)
۵)تداوم (Continuity)
این چرخه، زمینهساز بهبود مستمر (continuous improvement) است
که خود پیشنیاز توسعه کسب و کار است.
باز به طور خلاصه به معرفی و تعریف آن میپردازیم:
۱) استراتژی:
اولین گام استراتژیک در ایجاد توسعه کسب و کار BMC یا بیزینس مدل کانواس میباشد که هر یک از ۳ حرف دربرگیرنده مفاهیم مختص به خود میباشد:
•B (Business):
کسب و کار: مفاهیم کلیدی: فلسفه، چرایی، چیستی، ایده، انگیزه اولیه
•M (Model)
مدل: مفاهیم کلیدی: بنچمارک، تحقیق، آنالیز، دانش فنی، مزیت منحصر به فرد
•C (Canvas) بوم: مفاهیم کلیدی: ژئومارکتینگ، زنجیره ارزش، منابع، CRM، ساختار
۲) برنامهریزی 2(STP):
دومین گام از ایجاد توسعه کسب و کار برنامهریزی 2(STP) میباشد که به صورت زیر است:
• S: (Self Management & Segmentation) خودشناسی و مدیریت خویشتن و طبقهبندی و بخشبندی .
• T: (Targeting & Targeting)
هدف شناسی و هدف گذاری.
• P: (Promotion & Positioning)
ترویج و جایگاه یابی.
۳) رهبری CCS
• C (Checking)
بررسی:
مفاهیم کلیدی: منابع، آمیخته برندینگ و اجزای برند، بازارها، رقبا، مشتریان، مصرفکنندگان
• C (Control)
کنترل:
مفاهیم کلیدی:
فرایندها، دستورالعملها، استانداردها، منابع و دیگر موارد بالا
• S(Supervision)
نظارت:
مفاهیم کلیدی:
برنامهریزی ۹ گانه (ابعاد مارکتینگ)، 5M، 5P، و کلیه موارد بالا
۴)اقدام:
که شامل مراحل ۶ گانه زیر میباشد:
۴-۱) آموزش و کوچینگ مستمر.
۴-۲) ورود به بازار.
۴-۳) اجرای کمپینها و برنامهها.
۴-۴) مدیریت و انجام مذاکرات.
۴-۵)برگزاری رویدادها.
۴-۶)تهیه گزارشات جامع.
۵)تداوم:
حضور همیشگی و رو به افزایش (کمی و کیفی) در بازار و ساختن و ایجاد و رسیدن به: ((برند برتر و برند محبوب)) با استفاده از مدل های سه گانه مارکتینگ و چهارگانه برندینگ در علم نوین«NBM» و دو فلسفه نوین کسب و کار دکترخدائی.
بدیهی است با رعایت گامبهگام این موارد و عمل به آنها که بر اساس ۵ علم نوین در زمینه توسعه شخصیتی و کسب و کار میباشد، که حاصل بیش از ۳ دهه پژوهش و مطالعه مداوم
((دکترخدائی))
میباشد، که این خود معرف مزیت رقابتی این هلدینگ میباشد.
چرا که تنها ارائهکننده این علوم، تئوریها، روشها و برنامههای نوین توسعه شخصیتی و کسب و کار «هلدینگ توسعه پایدار خدائی» میباشد.
https://t.me/Strategic_Development_Centerو
اگه به دنبال توسعه کسب و کارت هستی...
توسعه کسب و کار، تجارت و نظریه سازمانی که هدف آن ایجاد ارزش بلندمدت برای یک سازمان، از طریق مشتریان، بازار و ارتباط فردی میباشد و مستلزم فرایندهای توسعه و پیادهسازی فرصتهای رشد در داخل و بین سازمانها است.
ما بر اساس شرایط بومشناسی کشورمان و ریشهیابی عناصر پیدایش کسب و کار از دیرباز، مدل نوین بر اساس علم نوین مدیریت مقصد که مخفف (DMT) Destination Management Theory میباشد، تمامی اقدامات و شناختها، بررسیها، تحلیلها، برنامهریزیها و استراتژیها بر اساس تعریف و انتخاب مقصد نهایی Final Destination شکل میگیرد و به جای مدیریت فرآیند ها، ما در این تئوری نوین اهداف و نهایتاً مقصد را مدیریت میکنیم که این خود یکی از چهار نظریه و علم ایجاد شده توسط «دکتر مهدی خدائی» برای ایجاد و توسعه کسب و کار به بهترین شکل میباشد.
که برای فهم بهتر، این چهار مرحله را معرفی و بررسی میکنیم:
▪️مدل چهار مرحلهای برنامهریزی استراتژیک نوین (NSM)
۱)مرحله اول: مبدا شناسی با استفاده از تکنیکهای علم نوین (TLS)
۲)مرحله دوم: مقصد شناسی با استفاده از تکنیکهای علم نوین (DMT)
۳)مرحله سوم: روششناسی با استفاده از تکنیکهای علم نوین (NSM)
۴)مرحله چهارم: ابزارشناسی با استفاده از تکنیکهای علم نوین (NBM)
▪️جدیدترین و بهترین تعریف:
شناخت اولیه در گام نخست و همیشگی و مداوم در گامهای بعدی از؛ قوتها ، ضعفها، فرصتها و تهدیدها با استفاده از ماتریکس (SWOT) و شناخت و تعریف اهداف و مقصد (توجه داشته باشید فقط یک مقصد) با یافتن روشهای نوین و کاربردی ضمن پژوهش مداوم و متناسب با ابزارهای موجود (و در صورت لزوم یافتن و ساختن ابزارهای لازم ).
سپس با توجه به این مدل از ایجاد توسعه کسب و کار، ما همواره در یک سیکل دائمی پژوهش میکنیم، هدفگذاری میکنیم، روشهایی را ابداع یا پیدا میکنیم و اقدام میکنیم.
و اما اقدام، که داستان منحصر به خود را دارد
بر اساس مدل نوین (چرخه خدائی) میتوان آن را موثر و فزاینده کرد.
در زیر به طور خلاصه به معرفی آن میپردازیم:
۱)استراتژی (Strategy)
۲)برنامهریزی (Planning)
۳)رهبری (Leadership)
۴)اقدام (Action)
۵)تداوم (Continuity)
این چرخه، زمینهساز بهبود مستمر (continuous improvement) است
که خود پیشنیاز توسعه کسب و کار است.
باز به طور خلاصه به معرفی و تعریف آن میپردازیم:
۱) استراتژی:
اولین گام استراتژیک در ایجاد توسعه کسب و کار BMC یا بیزینس مدل کانواس میباشد که هر یک از ۳ حرف دربرگیرنده مفاهیم مختص به خود میباشد:
•B (Business):
کسب و کار: مفاهیم کلیدی: فلسفه، چرایی، چیستی، ایده، انگیزه اولیه
•M (Model)
مدل: مفاهیم کلیدی: بنچمارک، تحقیق، آنالیز، دانش فنی، مزیت منحصر به فرد
•C (Canvas) بوم: مفاهیم کلیدی: ژئومارکتینگ، زنجیره ارزش، منابع، CRM، ساختار
۲) برنامهریزی 2(STP):
دومین گام از ایجاد توسعه کسب و کار برنامهریزی 2(STP) میباشد که به صورت زیر است:
• S: (Self Management & Segmentation) خودشناسی و مدیریت خویشتن و طبقهبندی و بخشبندی .
• T: (Targeting & Targeting)
هدف شناسی و هدف گذاری.
• P: (Promotion & Positioning)
ترویج و جایگاه یابی.
۳) رهبری CCS
• C (Checking)
بررسی:
مفاهیم کلیدی: منابع، آمیخته برندینگ و اجزای برند، بازارها، رقبا، مشتریان، مصرفکنندگان
• C (Control)
کنترل:
مفاهیم کلیدی:
فرایندها، دستورالعملها، استانداردها، منابع و دیگر موارد بالا
• S(Supervision)
نظارت:
مفاهیم کلیدی:
برنامهریزی ۹ گانه (ابعاد مارکتینگ)، 5M، 5P، و کلیه موارد بالا
۴)اقدام:
که شامل مراحل ۶ گانه زیر میباشد:
۴-۱) آموزش و کوچینگ مستمر.
۴-۲) ورود به بازار.
۴-۳) اجرای کمپینها و برنامهها.
۴-۴) مدیریت و انجام مذاکرات.
۴-۵)برگزاری رویدادها.
۴-۶)تهیه گزارشات جامع.
۵)تداوم:
حضور همیشگی و رو به افزایش (کمی و کیفی) در بازار و ساختن و ایجاد و رسیدن به: ((برند برتر و برند محبوب)) با استفاده از مدل های سه گانه مارکتینگ و چهارگانه برندینگ در علم نوین«NBM» و دو فلسفه نوین کسب و کار دکترخدائی.
بدیهی است با رعایت گامبهگام این موارد و عمل به آنها که بر اساس ۵ علم نوین در زمینه توسعه شخصیتی و کسب و کار میباشد، که حاصل بیش از ۳ دهه پژوهش و مطالعه مداوم
((دکترخدائی))
میباشد، که این خود معرف مزیت رقابتی این هلدینگ میباشد.
چرا که تنها ارائهکننده این علوم، تئوریها، روشها و برنامههای نوین توسعه شخصیتی و کسب و کار «هلدینگ توسعه پایدار خدائی» میباشد.
https://t.me/Strategic_Development_Centerو
Forwarded from مرکز توسعه شخصیت (Khodai Sustainable Development Holding)
Forwarded from مرکز توسعه شخصیت (Khodai Sustainable Development Holding)
▪️اگر دین ندارید لااقل آزاده باشید!
امام حسین (ع)
در سه دهه اخیر که به صورت حرفه ای در زمینه برندینگ و توسعه فردی و کسب و کارها پژوهش، مطالعه و کار کرده ام همواره مهمترین دغدغه ام نشانه شناسی و مهندسی پیام که اولین گام های شناختی در راستای توسعه و برندینگ می باشند بوده است و با اطمینان می گویم حال که خود منشاء اندیشه ها و علوم نوین در این زمینه بدل گشته ام در هیچ واژه نامه و ترمینولوژی ای نتوانستم شعار، تگ لاین و پیامی ماندگار را کشف نمایم تا اینکه سالها پیش با اسطوره شناسی آشنا شدم و سرِ کلاسها و دوره های اساتید به نام سرزمینم در این حوزه نشستم و شاگردی کردم و کشف کردم که اولین گام در اسطوره و برند شدن داشتن شخصیتی تمام و کمال است تا با بالاترین ضریب در قلبها نفوذ کرد و همانجا تا ابد جای خوش کرد!
پس از آن همچنان در راه توسعه و برندینگ ادامه مسیر دادم اما با نگاه و محکی جدید؛ آری شاخصه اسطوره شناسی !!!
باری دیگر همه راه های رفته و پژوهش های انجام شده را از دریچه این پنجره تازه گشوده پیمودم و آنگاه بود که با مشاهیر صاحب نام و متنفذ بسیاری از هزاران سال پیش تا کنون در سراسر پهنه گیتی آشنا شدم و تمام آموزه ها و پیام هایشان را به نثر و نظم با گوش جان نیوشیدم و با تمام تاروپودِ ذهن کم جانم به «برندینگ شخصیت» رسیدم و در گذر از اسطوره های عالی جاهِ بسیارِ وطنی و جهانی در ورا و بالای همه اسطوره ها با اسطوره ای خیال انگیز و شبیه به افسانه ها آشنا شدم که همانا «حسین بن علی (ع)» بود کسی که ساختمان شخصیتش آنچنان محکم و استوار است که تا ابد پابرجای خواهد ماند و صدالبته شعارها و تگ لاینهایش بیشتر و بهتر!
که مهمترین و ماندگارترینِ آنها همین شعار و پیام است که با بهای بس گزاف (خون آزادگانِ ظلم ستیز) تا به امروز طنین انداز ذهن های خسته و آشفته ما (یکی از ستم دیده ترین مردمان در این هزاران سال) شده است!
پس برماست که باری دیگر نه تنها در ذهن و زبان بلکه در عمل و رفتارِ دِیْن خود را به این پیام و صاحب همیشگی اش ادا نماییم؛ در مواجهه با ظلم و فساد داخلی و تهاجم و دست اندازی خارجی!
🖋مهدی خدائی
@TLS_Academy
امام حسین (ع)
در سه دهه اخیر که به صورت حرفه ای در زمینه برندینگ و توسعه فردی و کسب و کارها پژوهش، مطالعه و کار کرده ام همواره مهمترین دغدغه ام نشانه شناسی و مهندسی پیام که اولین گام های شناختی در راستای توسعه و برندینگ می باشند بوده است و با اطمینان می گویم حال که خود منشاء اندیشه ها و علوم نوین در این زمینه بدل گشته ام در هیچ واژه نامه و ترمینولوژی ای نتوانستم شعار، تگ لاین و پیامی ماندگار را کشف نمایم تا اینکه سالها پیش با اسطوره شناسی آشنا شدم و سرِ کلاسها و دوره های اساتید به نام سرزمینم در این حوزه نشستم و شاگردی کردم و کشف کردم که اولین گام در اسطوره و برند شدن داشتن شخصیتی تمام و کمال است تا با بالاترین ضریب در قلبها نفوذ کرد و همانجا تا ابد جای خوش کرد!
پس از آن همچنان در راه توسعه و برندینگ ادامه مسیر دادم اما با نگاه و محکی جدید؛ آری شاخصه اسطوره شناسی !!!
باری دیگر همه راه های رفته و پژوهش های انجام شده را از دریچه این پنجره تازه گشوده پیمودم و آنگاه بود که با مشاهیر صاحب نام و متنفذ بسیاری از هزاران سال پیش تا کنون در سراسر پهنه گیتی آشنا شدم و تمام آموزه ها و پیام هایشان را به نثر و نظم با گوش جان نیوشیدم و با تمام تاروپودِ ذهن کم جانم به «برندینگ شخصیت» رسیدم و در گذر از اسطوره های عالی جاهِ بسیارِ وطنی و جهانی در ورا و بالای همه اسطوره ها با اسطوره ای خیال انگیز و شبیه به افسانه ها آشنا شدم که همانا «حسین بن علی (ع)» بود کسی که ساختمان شخصیتش آنچنان محکم و استوار است که تا ابد پابرجای خواهد ماند و صدالبته شعارها و تگ لاینهایش بیشتر و بهتر!
که مهمترین و ماندگارترینِ آنها همین شعار و پیام است که با بهای بس گزاف (خون آزادگانِ ظلم ستیز) تا به امروز طنین انداز ذهن های خسته و آشفته ما (یکی از ستم دیده ترین مردمان در این هزاران سال) شده است!
پس برماست که باری دیگر نه تنها در ذهن و زبان بلکه در عمل و رفتارِ دِیْن خود را به این پیام و صاحب همیشگی اش ادا نماییم؛ در مواجهه با ظلم و فساد داخلی و تهاجم و دست اندازی خارجی!
🖋مهدی خدائی
@TLS_Academy
Forwarded from مرکز توسعه شخصیت (Khodai Sustainable Development Holding)
#TLS
▪️حرف مرد یکی نیست!
برتراند راسل گفت: «کسانی که نمیخواهند به عقایدشان شک کنند، متعصب
کسانی که می ترسند به عقایدشان شک کنند، بردگان
و کسانی که نمیتوانند به عقایدشان شک کنند، احمقند…»
و گفته آلوین تافلر در این رابطه:
«جهانی که شاهد ظهور بسیار سریع ارزشها، فنآوریهای تازه، روابط ژئوفیزیکی جدید، سبکهای زندگی تازه و روشهای جدید ارتباطی است، نیازمند عقاید، طبقهبندیها و مفاهیمی کاملا تـازه و نـو است. ما نمیتوانیم با روشهای دیـروز وارد جـهان فردا شویم.»
امروزه روزگار عدم قطعیت هایزنبرگ است و اگر کسی هنوز بر حرفی که در گذشته شنیده یا زده تنها به دلیل قدمتش پافشاری می کند حتما باید بر سلامت عقلش شک کرد!
اما امان از رسوبات ذهنی؛ که با چگالی بالا مغز و ذهن را سنگین میکنند و اجازه به روز شدنشان را نمی دهند.
به قول پائولو کوئیلو:
«خداوند برای هر کس در زندگی مسیری قرار داده است که باید آن را طی کند!»
پس نمی توان از یک نسخه واحد برای همه استفاده کرد؛ من همیشه در مجالس جشن طرفدار پذیرایی سلف سرویس آنهم با چند غذای متنوع هستم تا «هر کسی از ظن خود شود یار من» و راضی و شادمان آن مجلس را ترک کند!
پس چطور میشود این دنیای به این بزرگی و تنوع فقط یک راه و روش برای زندگی عرضه کند حتی ادیان و مذاهب نیز با هوشمندی دهها بلکه هزاران راه برای رسیدن به خدا دارند تا همه راضی و خشنود باشند(البته از جنبه اختلاف انگیزانه آن اگر بگذریم»!
بهرحال سخن در این باره بسیار است و به علت وسعت و عمق آن شاید ادامه دادن آن مارا دچار پراکنده گویی کند.
ضرورت طرح موضوع پاسخ به پرسش و نظرخواهی دوست اندیشمندم جناب دکتر حیدری عزیز بود که اشتراک آن را با شما خوبان بسیار مغتنم و مناسب دیدم!
امیداست در فرصتی دوباره بهتر به آن بپردازیم!
🖋مهدی خدائی
https://t.me/TLS_Academy
▪️حرف مرد یکی نیست!
برتراند راسل گفت: «کسانی که نمیخواهند به عقایدشان شک کنند، متعصب
کسانی که می ترسند به عقایدشان شک کنند، بردگان
و کسانی که نمیتوانند به عقایدشان شک کنند، احمقند…»
و گفته آلوین تافلر در این رابطه:
«جهانی که شاهد ظهور بسیار سریع ارزشها، فنآوریهای تازه، روابط ژئوفیزیکی جدید، سبکهای زندگی تازه و روشهای جدید ارتباطی است، نیازمند عقاید، طبقهبندیها و مفاهیمی کاملا تـازه و نـو است. ما نمیتوانیم با روشهای دیـروز وارد جـهان فردا شویم.»
امروزه روزگار عدم قطعیت هایزنبرگ است و اگر کسی هنوز بر حرفی که در گذشته شنیده یا زده تنها به دلیل قدمتش پافشاری می کند حتما باید بر سلامت عقلش شک کرد!
اما امان از رسوبات ذهنی؛ که با چگالی بالا مغز و ذهن را سنگین میکنند و اجازه به روز شدنشان را نمی دهند.
به قول پائولو کوئیلو:
«خداوند برای هر کس در زندگی مسیری قرار داده است که باید آن را طی کند!»
پس نمی توان از یک نسخه واحد برای همه استفاده کرد؛ من همیشه در مجالس جشن طرفدار پذیرایی سلف سرویس آنهم با چند غذای متنوع هستم تا «هر کسی از ظن خود شود یار من» و راضی و شادمان آن مجلس را ترک کند!
پس چطور میشود این دنیای به این بزرگی و تنوع فقط یک راه و روش برای زندگی عرضه کند حتی ادیان و مذاهب نیز با هوشمندی دهها بلکه هزاران راه برای رسیدن به خدا دارند تا همه راضی و خشنود باشند(البته از جنبه اختلاف انگیزانه آن اگر بگذریم»!
بهرحال سخن در این باره بسیار است و به علت وسعت و عمق آن شاید ادامه دادن آن مارا دچار پراکنده گویی کند.
ضرورت طرح موضوع پاسخ به پرسش و نظرخواهی دوست اندیشمندم جناب دکتر حیدری عزیز بود که اشتراک آن را با شما خوبان بسیار مغتنم و مناسب دیدم!
امیداست در فرصتی دوباره بهتر به آن بپردازیم!
🖋مهدی خدائی
https://t.me/TLS_Academy
Telegram
مرکز توسعه شخصیت
وظایف این مرکز :
-مشاوره و کوچینگ
-طراحی و اجرای چارت-مدل برندینگ شخصیتی
-پژوهش و تفکر گروهی (اتاق فکر)
-برنامه ریزی و تدوین«چرخه خدائی»فردی(بهبود مستمر شخصیتی)
-طراحی و اجرای پروژه های توسعه منابع انسانی متفکر و پیشرو (سازمان ها و کسب و کارها)
-مشاوره و کوچینگ
-طراحی و اجرای چارت-مدل برندینگ شخصیتی
-پژوهش و تفکر گروهی (اتاق فکر)
-برنامه ریزی و تدوین«چرخه خدائی»فردی(بهبود مستمر شخصیتی)
-طراحی و اجرای پروژه های توسعه منابع انسانی متفکر و پیشرو (سازمان ها و کسب و کارها)
Forwarded from مرکز توسعه استراتژیک (Khodai Sustainable Development Holding)
#NSM
▪️هر ایرانی یک استراتژیست!
دوره همه گیری کرونا هر بدی و ضرری برای کره زمین و مردم روی آن داشت، یک خوبی و سود ویژه ای برایشان داشت و آن هم همه گیر شدن و افزایش کاربران فضای مجازی و آشنایی و کسب مهارت بیشتر در زمینه کار با کامپیوتر، موبایل ، اینترنت و شبکه های اجتماعی بود و همینطور جا افتادن فرهنگ فریلنسری(دورکاری) بود .
به همین شکل با SWOT جنگ ۱۲ روزه متوجه یک فرصت ویژه در دل این تهدید هولناک شدم و آن توجه ویژه به تکنیک، تاکتیک و استراتژی در این روزهاست که دانستن آن برای تک تک مردم بیش از پیش ضروری می نماید.
منِ استراتژیست همواره دغدغه ام از بدو در آمدن به این کسوت در همه نشست ها، انجمن ها، و محافل مرتبط این شعار بوده است(هر ایرانی یک استراتژیست) و بدیهی است در صورت تحقق حتی درصد پایینی از چشم انداز(حتی ۳۰ درصد گروه های مرجع) می توان به ساختن دوباره وطن در دل این ویرانی های برآمده از حکمرانی ناکارآمد و جنگهای پی در پی روانی و فیزیکی مطمئن باشیم!
به همین منظور برای شروع کتاب «هنر جنگ» اثر «سون یا سان تزو» و تعمق در آن را توصیه می نمایم.
https://t.me/Strategic_Development_Center
▪️هر ایرانی یک استراتژیست!
دوره همه گیری کرونا هر بدی و ضرری برای کره زمین و مردم روی آن داشت، یک خوبی و سود ویژه ای برایشان داشت و آن هم همه گیر شدن و افزایش کاربران فضای مجازی و آشنایی و کسب مهارت بیشتر در زمینه کار با کامپیوتر، موبایل ، اینترنت و شبکه های اجتماعی بود و همینطور جا افتادن فرهنگ فریلنسری(دورکاری) بود .
به همین شکل با SWOT جنگ ۱۲ روزه متوجه یک فرصت ویژه در دل این تهدید هولناک شدم و آن توجه ویژه به تکنیک، تاکتیک و استراتژی در این روزهاست که دانستن آن برای تک تک مردم بیش از پیش ضروری می نماید.
منِ استراتژیست همواره دغدغه ام از بدو در آمدن به این کسوت در همه نشست ها، انجمن ها، و محافل مرتبط این شعار بوده است(هر ایرانی یک استراتژیست) و بدیهی است در صورت تحقق حتی درصد پایینی از چشم انداز(حتی ۳۰ درصد گروه های مرجع) می توان به ساختن دوباره وطن در دل این ویرانی های برآمده از حکمرانی ناکارآمد و جنگهای پی در پی روانی و فیزیکی مطمئن باشیم!
به همین منظور برای شروع کتاب «هنر جنگ» اثر «سون یا سان تزو» و تعمق در آن را توصیه می نمایم.
https://t.me/Strategic_Development_Center
Forwarded from مرکز توسعه استراتژیک (Khodai Sustainable Development Holding)
Honar.Jang.Book.PDF.pdf
4.4 MB
Forwarded from مرکز توسعه شخصیت (Khodai Sustainable Development Holding)
Forwarded from مرکز توسعه شخصیت (Khodai Sustainable Development Holding)
مرکز توسعه مدیریت pinned «▪️مدل نوین و انحصاری توسعه کسب و کار ✍️مهدی خدائی توسعه کسب و کار، تجارت و نظریه سازمانی که هدف آن ایجاد ارزش بلندمدت برای یک سازمان، از طریق مشتریان، بازار و ارتباط فردی میباشد و مستلزم فرایندهای توسعه و پیادهسازی فرصتهای رشد در داخل و بین سازمانها…»
Forwarded from مرکز توسعه شخصیت (Mehdi Khodaei)
Forwarded from مرکز توسعه و مدل سازی رهبری (Mehdi Khodaei)
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
این *فیلم واقعی* ست که در سال ۹۸ یک ایرانی از کشور آلمان دستگاهی را به ایران آورد و در برابر چشمان رئیس دانشگاه و چند استاد دیگر *آسمان صاف را ابری کرد، رعد و برق و باد هم درست کرد و باران بارید که در برخی نقاط تبدیل به سیل شد.*
پولش را ندادند و جمع کرد و رفت حالا در کشورهای منطقه این کار را می کنند۰😭😭
https://t.me/CSM_MODEL
پولش را ندادند و جمع کرد و رفت حالا در کشورهای منطقه این کار را می کنند۰😭😭
https://t.me/CSM_MODEL
چرا آدمهای خوب، تبدیل به رئیسهای بد میشوند؟
وقتی به موقعیتی دارای اختیار میرسیم، آرامآرام درکی که از تأثیر رفتار و گفتارمان بر دیگران داشتیم، محو میشود. دیگران کمتر با ما مخالفت میکنند، کمتر بازخورد صادقانه میدهند، و حتی به شوخیهای بیمزهٔ ما میخندند. بهزودی، در دنیایی تحریفشده زندگی میکنیم که در آن تصور میکنیم «همه چیز خوب پیش میرود» – درحالیکه اطرافیانمان ممکن است در سکوت رنج بکشند.
https://t.me/DM_Development
یکی از پاسخها مفهومی بهنام «نابینایی قدرت» (Power Blindness) است.
وقتی به موقعیتی دارای اختیار میرسیم، آرامآرام درکی که از تأثیر رفتار و گفتارمان بر دیگران داشتیم، محو میشود. دیگران کمتر با ما مخالفت میکنند، کمتر بازخورد صادقانه میدهند، و حتی به شوخیهای بیمزهٔ ما میخندند. بهزودی، در دنیایی تحریفشده زندگی میکنیم که در آن تصور میکنیم «همه چیز خوب پیش میرود» – درحالیکه اطرافیانمان ممکن است در سکوت رنج بکشند.
https://t.me/DM_Development
Telegram
مرکز توسعه مدیریت
وظایف این مرکز:
-برنامه ریزی و سازماندهی
-جذب و آموزش مدیران متخصص
-تدوین چارت سازمانی
-طراحی و اجرای «چرخه خدائی» (بهبود مستمر)
-برنامه ریزی و تدوین بیزینس پلن
-طراحی و اجرای پروژه های:
«راه اندازی، مهندسی و سازماندهی مجدد کسب و کارها»
-و…
-برنامه ریزی و سازماندهی
-جذب و آموزش مدیران متخصص
-تدوین چارت سازمانی
-طراحی و اجرای «چرخه خدائی» (بهبود مستمر)
-برنامه ریزی و تدوین بیزینس پلن
-طراحی و اجرای پروژه های:
«راه اندازی، مهندسی و سازماندهی مجدد کسب و کارها»
-و…