Forwarded from مرکز توسعه و مدل سازی رهبری
#CSM
💢روش تحقیق تولید علم در علوم ۵گانه:
باتوجه پرسش های شما عزیزان همراه درباره چگونگی تولید و طراحی این علوم ۵ گانه به ویژه #CSM یاد آور می شود که از روش Grounded Theory یا تئوری زمینه ای یا داده بنیاد استفاده کرده ام که در ادامه به صورت چکیده مقاله ای را در همین خصوص می آورم امید است که مورد توجه شما عزیزان قرار بگیرد و در هرچه بهتر بهره برداری ازاین علوم ۵گانه راهگشا و یاریگر شما همراهان گرامی باشد!
https://t.me/CSM_MODEL
💢روش تحقیق تولید علم در علوم ۵گانه:
باتوجه پرسش های شما عزیزان همراه درباره چگونگی تولید و طراحی این علوم ۵ گانه به ویژه #CSM یاد آور می شود که از روش Grounded Theory یا تئوری زمینه ای یا داده بنیاد استفاده کرده ام که در ادامه به صورت چکیده مقاله ای را در همین خصوص می آورم امید است که مورد توجه شما عزیزان قرار بگیرد و در هرچه بهتر بهره برداری ازاین علوم ۵گانه راهگشا و یاریگر شما همراهان گرامی باشد!
https://t.me/CSM_MODEL
Telegram
مدل مدیریت استراتژی شطرنج
مدل مدیریت استراتژی شطرنج
( Chess Strategy Management Model)
مدل و علم نوین رهبری که توسط «مهدی خدائی» دانش پژوه، استراتژیست و طراح ۴ علم نوین دیگر
”TLS, DMT, NSM, NBM”
تولید و بنیان نهاده شده است!
( Chess Strategy Management Model)
مدل و علم نوین رهبری که توسط «مهدی خدائی» دانش پژوه، استراتژیست و طراح ۴ علم نوین دیگر
”TLS, DMT, NSM, NBM”
تولید و بنیان نهاده شده است!
Forwarded from مرکز توسعه و مدل سازی رهبری
#CSM
گراندد تئوری (Grounded Theory) یا نظریه داده بنیاد یک روش تحقیق کیفی است که برای نظریه پردازی پیرامون پدیده مورد مطالعه استفاده میشود.
این روش زمانی استفاده میشود که ادبیات پژوهش پیرامون موضوع از غنای لازم برخوردار نباشد.
همچنین هدف ارائه یک نظریه جدید است که تاکنون در جوامع پژوهشی مطرح نشده است.
این روش توسط دو جامعه شناس به نام بارنی گلیزر و آنسلم اشتراوس در سال ۱۹۶۷ میلادی معرفی شد.
البته بعدها میان این پژوهشگران اختلاف نظرهایی پیش آمد و راهشان از هم جدا شد.
همچنین پژوهشگران دیگری مانند کوربین و چارمز رهیافتهای دیگری را برای این روش ارائه کردند.
بیشتر پژوهشگران ایرانی از روش استراوش و کوربین برای انجام تحلیل «گراندد تئوری» استفاده میکنند که همان «رهیافت نظاممند» است..
روش اصلی گردآوری دادهها در این روش استفاده از انواع مصاحبه است.
با تحلیل و کدگذاری متن مصاحبهها به ارائه مدل پارادایمی پرداخته میشود.
در روش «گراندد تئوری» با استفاده از یک دسته دادهها، نظریهای تکوین مییابد، به طوری که این نظریه در یک سطح وسیع، یک فرایند، عمل یا تعامل را تبیین میکند.
در ادامه مبانی زیربنایی روش نظریهپردازی دادهبنیاد را تشریح می نماییم.
پیدایش روش گراندد تئوری
بارنی گلیزر (Barney Glaser) و آنسلم اشتراوس (Anselm Strauss) در دهه ۱۹۶۰ در خلال مطالعه مفهوم مرگ در بیماران و نگرش آنها به نزدیکانشان به دستاوردهایی رسیدند که در کتابی با نام «گراندد تئوری» منتشر شد.
آنها در این کتاب رویکرد تازهای در روش پژوهش ارائه کردند که هدف آن کاهش سلطه روشهای کمی بر علوم اجتماعی و پرستاری بود.
کتاب گلیزر و اشتراوس به سال ۱۹۶۷ منتشر شد یعنی زمانی که طرفداران مکتب فکری فرانکفورت و نظریه انتقادی به شدت به پارادایم اثبات گرایی میتاختند.
دیدگاههای جان دیویی، هربرت بلومر، رابرت مرتون، جرج هربرت مید و تالکوت پارسونز در شکلگیری روش دادهبنیاد گلیزر و اشتراوس تاثیر زیادی داشت.
گلیزر، اشتراوس، کوربین و چارمز
مراحل تکامل روش نظریهپردازی دادهبنیاد در چهار دهه قابل بررسی است:
دهه اکتشاف (۱۹۶۰-۱۹۷۰)
دهه توسعه (۱۹۷۰-۱۹۸۰)
دهه انتشار (۱۹۸۰-۱۹۹۰)
دهه تمایز (۱۹۹۰-۲۰۰۰ و تاکنون)
پس از دهه ۱۹۹۰ گلیزر و اشتراوس با هم به دچار مشکلات فکری شدند. ژولیت کوربین به همفکری با آنسلم اشتراوس پرداخت و رهیافت نظاممند را مطرح کرد. از سوی دیگر کتی چارمز به توسعه رهیافت ساختارمند پرداخت و گلیزر خشمگین نیز رهیافت ظاهرشونده را مطرح کرد.
فلسفه روش گراندد تئوری
فلسفه علمی روش گراندد تئوری براساس نظریه کنش متقابل نمادین (Symbolic interactionism) قرار دارد. تعاملگرایی سمبولیک خود مبتنی بر پارادایم تفسیری است. در تعاملگرایی سمبولیک اعتقاد بر این است که مردم مبنای اینکه چگونه سمبولهای خاص مانند پوشش، عبارات کلامی و غیرکلامی را معنی و تفسیر مینمایند، رفتار کرده و با یکدیگر تعامل دارند. عناصر کلیدی روش گراندد تئوری شامل نمونهگیری نظری، مقایسه ثابت، کدگذاری باز، محوری و انتخابی، یادآوری و اطلاع نظری، توسط اشتراوس و کوربین توصیف شده است.
نظریه حاصل از اجرای چنین روش پژوهشی، نظریهای فراگردی است. از مزایای روش گراندد تئوری این است که:
تئوری به شکل منظم و بر اساس دادههای واقعی شکل میگیرد.
برای موقعیتی مناسب است که دانش ما در مورد آن محدود است.
تئوری قابل اعتنا پیرامون پدیده مورد مطالعه، موجود نیست که بتوان بر اساس آن فرضیه پردازی کرد.
گراندد تئوری در بازه انجام پژوهش رشد میکند و از رهگذر تعامل مستمر بین گردآوری و تحلیل دادهها حاصل میشود.
رهیافتهای نظریهپردازی دادهبنیاد
امروزه ۳ رهیافت مسلط در نظریه پردازی زمینه بنیان قابل تفکیک است:
۱- رهیافت ظاهرشونده (Emergent): بارنی گلیسر (۱۹۹۲)
۲- رهیافت نظام مند (Systematic): اشتراوس و کوربین (۱۹۹۸)
۳-رهیافت ساخت گرایانه (Constructivist): کتی چارمز (۲۰۰۰)
نظریه داده بنیاد یکی از استراتژیهای پژوهش محسوب میشود که از طریق آن نظریهپردازی بر مبنای مفاهیم اصلی حاصل از
دادههای موجود در زمینه، شکل میگیرد. اینگونه نظریهپردازی مبتنی بر استعاره کولاژ و همانند مدل سطل زباله تصمیمگیری میباشد که از تلاقی تصادفی اجزاء و البته با هنرنمایی نظریهپرداز ترکیبی نو، بدیع و جذاب خلق میشود.
رهیافتهای گراندد تئوری
به عبارت دیگر، نظریهپرداز زمینهبنیان در زمینی متشکل از دادهای پراکنده متعدد و متنوع سیر نموده و به منظور دستیابی به نظریههای نو با هنرنمایی آنها را ترکیب مینماید. خلاقیت یکی از اجزای مهم نظریهپردازی زمینهبنیان است. رویههای این روش پژوهشگر را مجبور میسازد که پیشفرضها را درهم شکسته و از عناصر قدیمی نظمی نو بیافریند.
استراتژی روش گراندد تئوری
گراندد تئوری (Grounded Theory) یا نظریه داده بنیاد یک روش تحقیق کیفی است که برای نظریه پردازی پیرامون پدیده مورد مطالعه استفاده میشود.
این روش زمانی استفاده میشود که ادبیات پژوهش پیرامون موضوع از غنای لازم برخوردار نباشد.
همچنین هدف ارائه یک نظریه جدید است که تاکنون در جوامع پژوهشی مطرح نشده است.
این روش توسط دو جامعه شناس به نام بارنی گلیزر و آنسلم اشتراوس در سال ۱۹۶۷ میلادی معرفی شد.
البته بعدها میان این پژوهشگران اختلاف نظرهایی پیش آمد و راهشان از هم جدا شد.
همچنین پژوهشگران دیگری مانند کوربین و چارمز رهیافتهای دیگری را برای این روش ارائه کردند.
بیشتر پژوهشگران ایرانی از روش استراوش و کوربین برای انجام تحلیل «گراندد تئوری» استفاده میکنند که همان «رهیافت نظاممند» است..
روش اصلی گردآوری دادهها در این روش استفاده از انواع مصاحبه است.
با تحلیل و کدگذاری متن مصاحبهها به ارائه مدل پارادایمی پرداخته میشود.
در روش «گراندد تئوری» با استفاده از یک دسته دادهها، نظریهای تکوین مییابد، به طوری که این نظریه در یک سطح وسیع، یک فرایند، عمل یا تعامل را تبیین میکند.
در ادامه مبانی زیربنایی روش نظریهپردازی دادهبنیاد را تشریح می نماییم.
پیدایش روش گراندد تئوری
بارنی گلیزر (Barney Glaser) و آنسلم اشتراوس (Anselm Strauss) در دهه ۱۹۶۰ در خلال مطالعه مفهوم مرگ در بیماران و نگرش آنها به نزدیکانشان به دستاوردهایی رسیدند که در کتابی با نام «گراندد تئوری» منتشر شد.
آنها در این کتاب رویکرد تازهای در روش پژوهش ارائه کردند که هدف آن کاهش سلطه روشهای کمی بر علوم اجتماعی و پرستاری بود.
کتاب گلیزر و اشتراوس به سال ۱۹۶۷ منتشر شد یعنی زمانی که طرفداران مکتب فکری فرانکفورت و نظریه انتقادی به شدت به پارادایم اثبات گرایی میتاختند.
دیدگاههای جان دیویی، هربرت بلومر، رابرت مرتون، جرج هربرت مید و تالکوت پارسونز در شکلگیری روش دادهبنیاد گلیزر و اشتراوس تاثیر زیادی داشت.
گلیزر، اشتراوس، کوربین و چارمز
مراحل تکامل روش نظریهپردازی دادهبنیاد در چهار دهه قابل بررسی است:
دهه اکتشاف (۱۹۶۰-۱۹۷۰)
دهه توسعه (۱۹۷۰-۱۹۸۰)
دهه انتشار (۱۹۸۰-۱۹۹۰)
دهه تمایز (۱۹۹۰-۲۰۰۰ و تاکنون)
پس از دهه ۱۹۹۰ گلیزر و اشتراوس با هم به دچار مشکلات فکری شدند. ژولیت کوربین به همفکری با آنسلم اشتراوس پرداخت و رهیافت نظاممند را مطرح کرد. از سوی دیگر کتی چارمز به توسعه رهیافت ساختارمند پرداخت و گلیزر خشمگین نیز رهیافت ظاهرشونده را مطرح کرد.
فلسفه روش گراندد تئوری
فلسفه علمی روش گراندد تئوری براساس نظریه کنش متقابل نمادین (Symbolic interactionism) قرار دارد. تعاملگرایی سمبولیک خود مبتنی بر پارادایم تفسیری است. در تعاملگرایی سمبولیک اعتقاد بر این است که مردم مبنای اینکه چگونه سمبولهای خاص مانند پوشش، عبارات کلامی و غیرکلامی را معنی و تفسیر مینمایند، رفتار کرده و با یکدیگر تعامل دارند. عناصر کلیدی روش گراندد تئوری شامل نمونهگیری نظری، مقایسه ثابت، کدگذاری باز، محوری و انتخابی، یادآوری و اطلاع نظری، توسط اشتراوس و کوربین توصیف شده است.
نظریه حاصل از اجرای چنین روش پژوهشی، نظریهای فراگردی است. از مزایای روش گراندد تئوری این است که:
تئوری به شکل منظم و بر اساس دادههای واقعی شکل میگیرد.
برای موقعیتی مناسب است که دانش ما در مورد آن محدود است.
تئوری قابل اعتنا پیرامون پدیده مورد مطالعه، موجود نیست که بتوان بر اساس آن فرضیه پردازی کرد.
گراندد تئوری در بازه انجام پژوهش رشد میکند و از رهگذر تعامل مستمر بین گردآوری و تحلیل دادهها حاصل میشود.
رهیافتهای نظریهپردازی دادهبنیاد
امروزه ۳ رهیافت مسلط در نظریه پردازی زمینه بنیان قابل تفکیک است:
۱- رهیافت ظاهرشونده (Emergent): بارنی گلیسر (۱۹۹۲)
۲- رهیافت نظام مند (Systematic): اشتراوس و کوربین (۱۹۹۸)
۳-رهیافت ساخت گرایانه (Constructivist): کتی چارمز (۲۰۰۰)
نظریه داده بنیاد یکی از استراتژیهای پژوهش محسوب میشود که از طریق آن نظریهپردازی بر مبنای مفاهیم اصلی حاصل از
دادههای موجود در زمینه، شکل میگیرد. اینگونه نظریهپردازی مبتنی بر استعاره کولاژ و همانند مدل سطل زباله تصمیمگیری میباشد که از تلاقی تصادفی اجزاء و البته با هنرنمایی نظریهپرداز ترکیبی نو، بدیع و جذاب خلق میشود.
رهیافتهای گراندد تئوری
به عبارت دیگر، نظریهپرداز زمینهبنیان در زمینی متشکل از دادهای پراکنده متعدد و متنوع سیر نموده و به منظور دستیابی به نظریههای نو با هنرنمایی آنها را ترکیب مینماید. خلاقیت یکی از اجزای مهم نظریهپردازی زمینهبنیان است. رویههای این روش پژوهشگر را مجبور میسازد که پیشفرضها را درهم شکسته و از عناصر قدیمی نظمی نو بیافریند.
استراتژی روش گراندد تئوری
Forwarded from مرکز توسعه و مدل سازی رهبری
استراتژی نظریه داده بنیاد زمینه بنیان از نوعی رویکرد استقرایی بهره میگیرد. یعنی روند شکلگیری نظریه در این استراتژی حرکت از جزء به کل است. این روش یک سلسله رویههای سیستماتیک را به کار میگیرد تا نظریهای مبتنی بر استقرا درباره پدیده مورد نظر ایجاد کند. یافتههای تحقیق دربرگیرنده تنظیم نظری واقعیت تحت بررسی است نه یک سلسله ارقام یا مجموعهای از مطالب که به یکدیگر وصل شده باشند.
هدف نظریه پردازی زمینه بنیان ساختن و پرداختن نظریهای است که در زمینه مورد مطالعه صادق و روشنگر باشد. این استراتژی پژوهش بر سه عنصر: مفاهیم، مقولهها و گزارهها استوار است.
مراحل نظریه داده بنیاد (گراندد تئوری)
در پژوهش نظریه پردازی زمینهبنیان، نظریه مورد نظر یک نظریه فراگردی است. اگر چه نظریهپردازان زمینهبنیان ممکن است یک تک ایده مثلاً مهارتهای رهبری را هم مورد تحقیق قرار دهند ولی آنها اغلب یک فراگرد را بررسی میکنند. زیرا درک جهان اجتماعی مستلزم این است که افراد با یکدیگر تعامل داشته باشند. در نظریهپردازی زمینهبنیان، یک فراگرد، زنجیرهای از کنشها و واکنشها بین افراد و وقایع مربوط به یک موضوع است.
دادههایی که توسط نظریهپرداز زمینهبنیان برای تشریح فراگردها گردآوری میشود شامل انواع مختلفی از دادههای کیفی است نظیر مشاهده، گفت و شنودها، مصاحبه، اسناد و مدارک، خاطرات پاسخدهندگان و تأملات شخصی خود پژوهشگر. نظریه پردازی زمینه بنیان از فراگردی استفاده می کند که مستلزم گردآوری و تحلیل همزمان و زنجیره وار دادهها است.
در این استراتژی پژوهشی، از نمونه برداری نظری استفاده می شود. نمونهبرداری نظری، فراگرد گردآوری داده برای تولید نظریه است که بدان وسیله تحلیلگر به طور همزمان دادههایش را جمع آوری، کدگذاری و تحلیل کرده و تصمیم میگیرد به منظور بهبود نظریه خود تا هنگام ظهور آن، در آینده چه داده هایی را جمع آوری و در کجا آنها را پیدا کند.
فرایند نظریه پردازی نظریه دادهبنیاد
بیشتر پژوهشگران ایرانی از رهیافت نظاممند اشتراوس و کوربین استفاده میکنند. نظریهپردازی دادهبنیاد براساس رهیافت ساختارمند مبتنی بر ۳ نوع کدگذاری باز، محوری و انتخابی است که در ادامه هر یک تشریح میشوند.
کدگذاری باز Open Coding
کدگذاری محوری Axial Coding
کدگذاری انتخابی Selective Coding
انواع کدگذاری در روش گراندد تئوری
کدگذاری آزاد ( باز) : کدگذاری، روند تجزیه و تحلیل دادههاست. کدگذاری باز بخشی از فرایند تحلیل دادههاست که به خردکردن، مقایسهسازی، نامگذاری، مفهومپردازی و مقولهبندی دادهها میپردازد. طی کدگذاری باز، دادهها به بخشهای مجزا خرد شده و برای بهدست آوردن مشابهتها و تفاوتهایشان مورد بررسی قرار میگیرند. کدگذاری باز دربرگیرنده رویههای زیر است.
کدگذاری محوری: کدگذاری محوری مرحله دوم تجزیه و تحلیل در نظریهپردازی زمینهبنیان است. هدف این مرحله برقراری رابطه بین مقولههای تولید شده در مرحله کدگذاری باز است. این کدگذاری، به این دلیل محوری نامیده شده که کدگذاری حول محور یک مقوله رخ میدهد. در این مرحله پژوهشگر یکی از مقولهها را به عنوان مقوله محوری انتخاب کرده، آن را تحت عنوان پدیده محوری در مرکز فرایند، مورد کاوش قرار داده و ارتباط سایر مقولات را با آن مشخص میکند.
کدگذاری انتخابی: در این گام از کدگذاری، نظریهپرداز یک نظریه را از روابط بین مقولههای موجود در کدگذاری محوری به نگارش در میآورد. این فرایند مبتنی بر روشهایی مانند نگارش خط داستان است که مقولهها را یکپارچه میسازد و به یک نظریه ختم میشود. یک روش دیگر، بکارگیری ماتریس شرطی برای نظریهپردازی است.
ارائه الگوی پارادایمی
درکدگذاریباز، مقولهها و مضامین اصلی پیرامون پدیده مورد مطالعه شناسایی میشوند. در کدگذاریمحوری، مقولهها بهطور نظاممند بهبودیافته و با زیرمقولهها پیوند داده میشوند. در نهایت از طریق، کدگذاری گزینشی، الگوی پارادایمی پژوهش ارائه میشود. یک مدل پارادایمی شامل موارد زیر است:
-شرایط علی
-شرایط زمینهای
-شرایط مداخلهگر
-استراتژیها
-پیامدها
ارائه الگوی پارادایمی در نظریهپردازی دادهبنیاد
از طریق الگوی پارادایمی، گستره پژوهش تا سطح یکی از چندین فرایند یا شرایط اجتماعی اصلی که در دادهها وجود دارند، فشردهتر میشود. ظهور متغیر محوری در مطالعه، به عنوان راهنمایی برای گردآوری و تحلیل دادههای بیشتر بعدی نیز، عمل میکند، یعنی مقوله محوری سبب جهتدهی به نمونه برداری نظری میشود.
نتیجهگیری
هدف نظریهپردازی زمینه بنیان، تولید نظریه است نه توصیف صرف پدیده. برای اینکه تحلیلها به نظریه تبدیل شوند مفاهیم باید به طور منظم به یکدیگر ربط یابند.
هدف نظریه پردازی زمینه بنیان ساختن و پرداختن نظریهای است که در زمینه مورد مطالعه صادق و روشنگر باشد. این استراتژی پژوهش بر سه عنصر: مفاهیم، مقولهها و گزارهها استوار است.
مراحل نظریه داده بنیاد (گراندد تئوری)
در پژوهش نظریه پردازی زمینهبنیان، نظریه مورد نظر یک نظریه فراگردی است. اگر چه نظریهپردازان زمینهبنیان ممکن است یک تک ایده مثلاً مهارتهای رهبری را هم مورد تحقیق قرار دهند ولی آنها اغلب یک فراگرد را بررسی میکنند. زیرا درک جهان اجتماعی مستلزم این است که افراد با یکدیگر تعامل داشته باشند. در نظریهپردازی زمینهبنیان، یک فراگرد، زنجیرهای از کنشها و واکنشها بین افراد و وقایع مربوط به یک موضوع است.
دادههایی که توسط نظریهپرداز زمینهبنیان برای تشریح فراگردها گردآوری میشود شامل انواع مختلفی از دادههای کیفی است نظیر مشاهده، گفت و شنودها، مصاحبه، اسناد و مدارک، خاطرات پاسخدهندگان و تأملات شخصی خود پژوهشگر. نظریه پردازی زمینه بنیان از فراگردی استفاده می کند که مستلزم گردآوری و تحلیل همزمان و زنجیره وار دادهها است.
در این استراتژی پژوهشی، از نمونه برداری نظری استفاده می شود. نمونهبرداری نظری، فراگرد گردآوری داده برای تولید نظریه است که بدان وسیله تحلیلگر به طور همزمان دادههایش را جمع آوری، کدگذاری و تحلیل کرده و تصمیم میگیرد به منظور بهبود نظریه خود تا هنگام ظهور آن، در آینده چه داده هایی را جمع آوری و در کجا آنها را پیدا کند.
فرایند نظریه پردازی نظریه دادهبنیاد
بیشتر پژوهشگران ایرانی از رهیافت نظاممند اشتراوس و کوربین استفاده میکنند. نظریهپردازی دادهبنیاد براساس رهیافت ساختارمند مبتنی بر ۳ نوع کدگذاری باز، محوری و انتخابی است که در ادامه هر یک تشریح میشوند.
کدگذاری باز Open Coding
کدگذاری محوری Axial Coding
کدگذاری انتخابی Selective Coding
انواع کدگذاری در روش گراندد تئوری
کدگذاری آزاد ( باز) : کدگذاری، روند تجزیه و تحلیل دادههاست. کدگذاری باز بخشی از فرایند تحلیل دادههاست که به خردکردن، مقایسهسازی، نامگذاری، مفهومپردازی و مقولهبندی دادهها میپردازد. طی کدگذاری باز، دادهها به بخشهای مجزا خرد شده و برای بهدست آوردن مشابهتها و تفاوتهایشان مورد بررسی قرار میگیرند. کدگذاری باز دربرگیرنده رویههای زیر است.
کدگذاری محوری: کدگذاری محوری مرحله دوم تجزیه و تحلیل در نظریهپردازی زمینهبنیان است. هدف این مرحله برقراری رابطه بین مقولههای تولید شده در مرحله کدگذاری باز است. این کدگذاری، به این دلیل محوری نامیده شده که کدگذاری حول محور یک مقوله رخ میدهد. در این مرحله پژوهشگر یکی از مقولهها را به عنوان مقوله محوری انتخاب کرده، آن را تحت عنوان پدیده محوری در مرکز فرایند، مورد کاوش قرار داده و ارتباط سایر مقولات را با آن مشخص میکند.
کدگذاری انتخابی: در این گام از کدگذاری، نظریهپرداز یک نظریه را از روابط بین مقولههای موجود در کدگذاری محوری به نگارش در میآورد. این فرایند مبتنی بر روشهایی مانند نگارش خط داستان است که مقولهها را یکپارچه میسازد و به یک نظریه ختم میشود. یک روش دیگر، بکارگیری ماتریس شرطی برای نظریهپردازی است.
ارائه الگوی پارادایمی
درکدگذاریباز، مقولهها و مضامین اصلی پیرامون پدیده مورد مطالعه شناسایی میشوند. در کدگذاریمحوری، مقولهها بهطور نظاممند بهبودیافته و با زیرمقولهها پیوند داده میشوند. در نهایت از طریق، کدگذاری گزینشی، الگوی پارادایمی پژوهش ارائه میشود. یک مدل پارادایمی شامل موارد زیر است:
-شرایط علی
-شرایط زمینهای
-شرایط مداخلهگر
-استراتژیها
-پیامدها
ارائه الگوی پارادایمی در نظریهپردازی دادهبنیاد
از طریق الگوی پارادایمی، گستره پژوهش تا سطح یکی از چندین فرایند یا شرایط اجتماعی اصلی که در دادهها وجود دارند، فشردهتر میشود. ظهور متغیر محوری در مطالعه، به عنوان راهنمایی برای گردآوری و تحلیل دادههای بیشتر بعدی نیز، عمل میکند، یعنی مقوله محوری سبب جهتدهی به نمونه برداری نظری میشود.
نتیجهگیری
هدف نظریهپردازی زمینه بنیان، تولید نظریه است نه توصیف صرف پدیده. برای اینکه تحلیلها به نظریه تبدیل شوند مفاهیم باید به طور منظم به یکدیگر ربط یابند.
Forwarded from مرکز توسعه و مدل سازی رهبری
در کدگذاری محوری، مبانی و پایههای کدگذاری انتخابی پیریزی میشود.
کدگذاری انتخابی مرحله اصلی نظریهپردازی است که مقوله محوری را به شکلی نظاممند به دیگر مقولهها ربط داده، آن روابط را در چارچوب یک روایت و داستان، روشن کرده و مقولههایی را که به بهبود و توسعه بیشتری نیاز دارند، اصلاح میکند.
کدگذاری انتخابی، یافتههای مراحل کدگذاری قبلی را گرفته، مقوله محوری را انتخاب میکند، به شکلی نظاممند آن را به دیگر مقولهها ربط میدهد، آن روابط را اثبات میکند، و مقولههایی را که به بهبود و توسعه بیشتری نیاز دارند تکمیل میکند. در این حالت توجه به روابط میان مقولهها بر مبنای مشخصهها و ابعادشان است.
اولین گام در کدگذاری انتخابی تشریح خط اصلی داستان است. گام دوم ربط دادن مقولههای تکمیلی حول مقوله محوری با استفاده از یک مدل است. در مرحله بعد هر یک از مقولهها میباید به ابعادشان مرتبط شوند. گام چهارم به تائید رساندن آن روابط با استفاده از دادههاست. آخرین مرحله تکمیل مقولههایی است که نیاز به اصلاح و یا بسط و گسترش دارند. در نهایت نظریه زمینهبنیان ممکن است با گزارهها یا قضایایی پایان یابد که روابط بین مقولهها را در الگوی کدگذاری محوری روشن میکنند.
https://t.me/CSM_MODEL
کدگذاری انتخابی مرحله اصلی نظریهپردازی است که مقوله محوری را به شکلی نظاممند به دیگر مقولهها ربط داده، آن روابط را در چارچوب یک روایت و داستان، روشن کرده و مقولههایی را که به بهبود و توسعه بیشتری نیاز دارند، اصلاح میکند.
کدگذاری انتخابی، یافتههای مراحل کدگذاری قبلی را گرفته، مقوله محوری را انتخاب میکند، به شکلی نظاممند آن را به دیگر مقولهها ربط میدهد، آن روابط را اثبات میکند، و مقولههایی را که به بهبود و توسعه بیشتری نیاز دارند تکمیل میکند. در این حالت توجه به روابط میان مقولهها بر مبنای مشخصهها و ابعادشان است.
اولین گام در کدگذاری انتخابی تشریح خط اصلی داستان است. گام دوم ربط دادن مقولههای تکمیلی حول مقوله محوری با استفاده از یک مدل است. در مرحله بعد هر یک از مقولهها میباید به ابعادشان مرتبط شوند. گام چهارم به تائید رساندن آن روابط با استفاده از دادههاست. آخرین مرحله تکمیل مقولههایی است که نیاز به اصلاح و یا بسط و گسترش دارند. در نهایت نظریه زمینهبنیان ممکن است با گزارهها یا قضایایی پایان یابد که روابط بین مقولهها را در الگوی کدگذاری محوری روشن میکنند.
https://t.me/CSM_MODEL
Telegram
مدل مدیریت استراتژی شطرنج
مدل مدیریت استراتژی شطرنج
( Chess Strategy Management Model)
مدل و علم نوین رهبری که توسط «مهدی خدائی» دانش پژوه، استراتژیست و طراح ۴ علم نوین دیگر
”TLS, DMT, NSM, NBM”
تولید و بنیان نهاده شده است!
( Chess Strategy Management Model)
مدل و علم نوین رهبری که توسط «مهدی خدائی» دانش پژوه، استراتژیست و طراح ۴ علم نوین دیگر
”TLS, DMT, NSM, NBM”
تولید و بنیان نهاده شده است!
Forwarded from مرکز توسعه برند
#BM
تغییرات در صنعت ارتباطات و فناوری اطلاعات به گونهای شگفتانگیز در حال وقوع است و همراه اول، بزرگترین اپراتور موبایل ایران، بهخوبی این تحولات را درک کرده است. با تصمیم به ری برندینگ همراه اول، این اپراتور به دنبال ارتقاء هویت خود و پاسخگویی به نیازهای روزافزون کاربران در عصر دیجیتال است. تغییرات ظاهری مانند لوگوی جدید همراه اول، تنها بخشی از این فرآیند هستند؛ هدف اصلی بازتعریف مأموریت و ارزشهای همراه اول در فناوریهای نوین است. آیا تاکنون به این فکر کردهاید که یک لوگو چگونه میتواند نماد تحولی بزرگ باشد؟ طراحی جدید لوگوی همراه اول، با رنگهای جذاب و خطوط مدرن، نه تنها به جلب نظر نسل جوان کمک میکند، بلکه نشاندهنده عزم راسخ این اپراتور برای ورود به یک عصر جدید است.
سال ۱۴۰۴ سال تحول بنیادین همراه اول و بسیاری دیگر از برندهاست و سالی ویژه برای ورود برندهای جدید و ریبرند برندهای قدیمی است!
با ما (هلدینگ توسعه پایدار خدائی) برندینگ و ریبرندینگ خود را به بهترین شیوه رقم بزنید!
#برندینگ
#ریبرندینگ
https://t.me/Branding_Academy
تغییرات در صنعت ارتباطات و فناوری اطلاعات به گونهای شگفتانگیز در حال وقوع است و همراه اول، بزرگترین اپراتور موبایل ایران، بهخوبی این تحولات را درک کرده است. با تصمیم به ری برندینگ همراه اول، این اپراتور به دنبال ارتقاء هویت خود و پاسخگویی به نیازهای روزافزون کاربران در عصر دیجیتال است. تغییرات ظاهری مانند لوگوی جدید همراه اول، تنها بخشی از این فرآیند هستند؛ هدف اصلی بازتعریف مأموریت و ارزشهای همراه اول در فناوریهای نوین است. آیا تاکنون به این فکر کردهاید که یک لوگو چگونه میتواند نماد تحولی بزرگ باشد؟ طراحی جدید لوگوی همراه اول، با رنگهای جذاب و خطوط مدرن، نه تنها به جلب نظر نسل جوان کمک میکند، بلکه نشاندهنده عزم راسخ این اپراتور برای ورود به یک عصر جدید است.
سال ۱۴۰۴ سال تحول بنیادین همراه اول و بسیاری دیگر از برندهاست و سالی ویژه برای ورود برندهای جدید و ریبرند برندهای قدیمی است!
با ما (هلدینگ توسعه پایدار خدائی) برندینگ و ریبرندینگ خود را به بهترین شیوه رقم بزنید!
#برندینگ
#ریبرندینگ
https://t.me/Branding_Academy
Forwarded from مرکز توسعه و مدل سازی رهبری
Baharertebatat
توسعه فردی TLS (مقدماتی)
<p><span style='color: rgb(85, 57, 130);'><strong><span style='font-size: 18px;'><strong style='box-sizing: border-box; font-weight: 700; color: rgb(65, 65, 65); font-family: sans-serif; font-size: 14px; font-style: normal; font-variant-ligatures: normal;…
Forwarded from مرکز توسعه و مدل سازی رهبری
#DMT
💢حكايت مديريتى
🔵 مردی که در یکی از روزهای تعطیل ماهی میگرفت به کنار قایقش نگاه کرد و ماری را دید که قورباغهای در دهان دارد. برای قورباغه ناراحت شد. دستش را دراز کرد و قورباغه را از دهان مار نجات داد و آزادش ساخت. اما حالا برای گرسنگی مار ناراحت بود. چون غذا نداشت قمقمه را برداشت و چند قطره شربت در دهان مار ریخت. مار با خوشحالی شنا کرد و دور شد. قورباغه شاد و مرد نیز از این کارش مسرور بود. او در این اندیشه بود که تمام کارهایش درست بوده تا اینکه بعد از چند دقیقه صدای برخورد چیزی را با قایقش شنید. با ناباوری و حیرت دید که این دفعه مار با دو تا قورباغه آمده بود.
این حکایت حاوی درسهای ارزنده است:
🔸رفتاری که به آن پاداش داده شود تکرار میشود.
🔸در تلاش برای انجام کارهای درست گاهی ممکن است کارهای غلط مشمول پاداش قرار گیرند.
در این کتاب ارزشمند که توسط آقای مایکل لوبوف نوشته و آقای دکتر مهدی ایران نژاد پاریزی ترجمه کردهاند،به طور خلاصه در خصوص پاداش این بزرگترین اصل مدیریت توصیههای مهمی برشمرده شده است. از قبیل:
🔸1- به راه حلهای اساسی به جای راه حلهای مقطعی پاداش دهید.
🔸2- به ریسک پذیری به جای اجتناب از ریسک پاداش دهید.
🔸3- به خلاقیت کاربردی به جای اطاعت کورکورانه پاداش دهید.
🔸4- به اقدام قاطع به جای فلج کردن کار با تجزیه و تحلیل پاداش دهید.
🔸5- به کار برجسته به جای نمایش کار پاداش دهید.
🔸6- به ساده کردن کاربه جای پیچیدگی غیرلازم پاداش دهید.
🔸7- به رفتار آرام و موثر به جای نق زدن و سر و صدا راه انداختن پاداش دهید.
🔸8- به کیفیت کار به جای سرعت در کار پاداش دهید:
🔸9- به وفاداری به سازمان، به جای تهدید به ترک خدمت پاداش دهید.
🔸10- به کار تیمی به جای تک روی پاداش دهید.
https://t.me/DM_Development
💢حكايت مديريتى
🔵 مردی که در یکی از روزهای تعطیل ماهی میگرفت به کنار قایقش نگاه کرد و ماری را دید که قورباغهای در دهان دارد. برای قورباغه ناراحت شد. دستش را دراز کرد و قورباغه را از دهان مار نجات داد و آزادش ساخت. اما حالا برای گرسنگی مار ناراحت بود. چون غذا نداشت قمقمه را برداشت و چند قطره شربت در دهان مار ریخت. مار با خوشحالی شنا کرد و دور شد. قورباغه شاد و مرد نیز از این کارش مسرور بود. او در این اندیشه بود که تمام کارهایش درست بوده تا اینکه بعد از چند دقیقه صدای برخورد چیزی را با قایقش شنید. با ناباوری و حیرت دید که این دفعه مار با دو تا قورباغه آمده بود.
این حکایت حاوی درسهای ارزنده است:
🔸رفتاری که به آن پاداش داده شود تکرار میشود.
🔸در تلاش برای انجام کارهای درست گاهی ممکن است کارهای غلط مشمول پاداش قرار گیرند.
در این کتاب ارزشمند که توسط آقای مایکل لوبوف نوشته و آقای دکتر مهدی ایران نژاد پاریزی ترجمه کردهاند،به طور خلاصه در خصوص پاداش این بزرگترین اصل مدیریت توصیههای مهمی برشمرده شده است. از قبیل:
🔸1- به راه حلهای اساسی به جای راه حلهای مقطعی پاداش دهید.
🔸2- به ریسک پذیری به جای اجتناب از ریسک پاداش دهید.
🔸3- به خلاقیت کاربردی به جای اطاعت کورکورانه پاداش دهید.
🔸4- به اقدام قاطع به جای فلج کردن کار با تجزیه و تحلیل پاداش دهید.
🔸5- به کار برجسته به جای نمایش کار پاداش دهید.
🔸6- به ساده کردن کاربه جای پیچیدگی غیرلازم پاداش دهید.
🔸7- به رفتار آرام و موثر به جای نق زدن و سر و صدا راه انداختن پاداش دهید.
🔸8- به کیفیت کار به جای سرعت در کار پاداش دهید:
🔸9- به وفاداری به سازمان، به جای تهدید به ترک خدمت پاداش دهید.
🔸10- به کار تیمی به جای تک روی پاداش دهید.
https://t.me/DM_Development
Telegram
مرکز توسعه مدیریت
وظایف این مرکز:
-برنامه ریزی و سازماندهی
-جذب و آموزش مدیران متخصص
-تدوین چارت سازمانی
-طراحی و اجرای «چرخه خدائی» (بهبود مستمر)
-برنامه ریزی و تدوین بیزینس پلن
-طراحی و اجرای پروژه های:
«راه اندازی، مهندسی و سازماندهی مجدد کسب و کارها»
-و…
-برنامه ریزی و سازماندهی
-جذب و آموزش مدیران متخصص
-تدوین چارت سازمانی
-طراحی و اجرای «چرخه خدائی» (بهبود مستمر)
-برنامه ریزی و تدوین بیزینس پلن
-طراحی و اجرای پروژه های:
«راه اندازی، مهندسی و سازماندهی مجدد کسب و کارها»
-و…
Forwarded from مرکز توسعه و مدل سازی رهبری (Khodai Sustainable Development Holding)
✅تسبیحات اربعه را بخون!!!!
✍حمید قنبری
دو سال پیش، وقتی از پست اجراییام در بانک مرکزی خداحافظی کردم و بهعنوان مشاور ادامه دادم، برنامهام سبکتر شد.
بعد از هجده سال کار شبانهروزی، فرصتی پیش آمده بود که بیشتر مطالعه کنم، کمی به کارهای عقبافتاده برسم، نفس بکشم.
در همین دوران بود که یکی از دوستان قدیمی تماس گرفت. با لحنی دوستانه گفت: «الان که سرت خلوت شده، چرا به مرکز امور حقوقی بینالمللی ریاستجمهوری مشورت نمیدی؟ دنبال یکی هستن که حقوق بینالملل خونده باشه، ولی از نظام بانکی هم سر دربیاره. تو که سالها تو بانک مرکزی بودی، چه کسی بهتر از تو؟»
حرفش بیراه نبود. من نه دنبال سمت بودم، نه عنوان، نه پول. گفتم حالا که وقت دارم و بار اجراییام سبک شده، اگر کاری از دستم برمیاد برای مملکتم انجام بدم، چرا نه؟
قبول کردم. کمی بعد، با رئیس مرکز صحبت کردم. گفت: «چند پرونده خارجی داریم در حوزه بانکها. لایحهنویسی و کارهای حقوقی رو وکلای خارجی انجام میدن، اما ما یه نفر ایرانی میخوایم که هم حقوق بلد باشه، هم بانک رو بشناسه، که پروندهها رو بخونه، مطمئن بشه جایی اشتباه نکردن، کم نگذاشتن، و منافع ما حفظ شده.»
کار کاملاً فنی بود. نه منصب داشت، نه اعتبار، نه درآمد آنچنانی. فقط دلمشغولی من بود برای ایران. برای اینکه سهمی هرچند کوچک داشته باشم در دفاع از منافع کشورم در یک دعوای بینالمللی. روند معمول اداری این بود که برای همکاری، باید مراحل گزینش نهاد ریاست جمهوری را هم طی میکردم. گفتم باشد.
یک روز زنگ زدند که برای مصاحبه گزینش بیایید. رفتم؛ خیابان پاستور، ساختمانی رسمی، اتاقی ساده. مردی پشت میز نشسته بود. چند فرم داد تا پر کنم. شروع کرد به سؤالوجواب. مشخصات، سوابق، درسهایی که خواندهام، تجربهها. بعد ناگهان گفت: «تسبیحات اربعه را بخون.»
سکوت کردم. پرسید: «انواع غسلها را بگو.» بعد گفت: «غسلهای مخصوص بانوان را هم توضیح بده.»
همانجا درونم فرو ریخت. حس کردم هجده سال تلاش بیوقفه، همه دقت و وسواس در حفظ منافع بانک مرکزی، همه ساعتهای پرتنش تحریم و مذاکره و نامهنگاری، ناگهان به هیچ تبدیل شد. من را، با «تسبیحات اربعه» میسنجیدند. نه با تعهدم. نه با تخصصم. نه با کارنامهام. با دانستن غسلهای بانوان.
من آمده بودم برای وطنم کاری بکنم. برای پروندههایی که اگر اشتباهی در آنها میرفت، شاید میلیونها دلار خسارت روی دست کشور میگذاشت. اما معیار سنجش من نه صداقت بود، نه توان، نه شناخت حقوق بینالملل، نه تجربه بانکی. معیار، میزان آشنایی من با جزئیات مناسک بود.
در آن لحظه فهمیدم درد این کشور فقط تحریم و بحران اقتصادی نیست؛ درد این کشور آن است که آنکس که از کار دزدی نکرده، اما تسبیحات اربعه را از حفظ نیست، در معرض طرد است. و آنکس که نماز جمعه را درست میرود اما در کار خیانت میکند، با افتخار میماند.
این همان ساختاریست که باعث شده متخصصان شریف یکییکی مهاجرت کنند. نه چون نمیخواستند بمانند، بلکه چون این کشور نتوانست قدرشان را بداند. چون وقتی آمده بودند که خدمت کنند، در برابرشان فرمی گذاشتند و گفتند: «غسل بانوان را توضیح بده.»
بعد گفت: «معرفت کیه؟» نوشتم: احمد عراقچی.
نگاهی کرد و گفت: «همون عراقچی که پرونده داره؟» گفتم: «آره، همون.»
با تعجب گفت: «آخه نمیشه که!»
گفتم: «همینه که هست. اون آدمی بود که اومد برای این مملکت کار کنه و بهش ظلم شد. اگر اون از نظر شما مردوده، منم همونم. از نظر من، آدم درستیه.»
رفتم. آرام، بیعصبانیت، اما محکم. و پشت سرم را هم نگاه نکردم.
در آن لحظه، شاید آن شخص نفهمید چرا دارم میروم. اما من میدانستم. میدانستم که تدوام این سیستم گزینش، فقط مساوی است با تأیید همین سنجههای ریاکارانهای که کشور را به این نقطه رساندهاند. همین گزینشها، همین معیارهای ظاهربین و مقلد، ریشهی پوسیدگیاند. ریشهی کوچ آدمها، ریشهی فرسایش سرمایه انسانی، ریشهی فربه شدن ظاهرسازان و بیاثر شدن باکفایتها.
و واقعیت این است:
وقتی پای وطن در میان است، وقتی کشوری در بزنگاه نیاز به کسی دارد که پشتش بایستد، تسبیحات اربعه به کارش نمیآید.
آنچه به کار میآید، قلبیست که برای ایران بتپد و پاییست که در لحظهی خطر عقب نکشد.
*مدیرکل سابق بینالملل بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران
https://t.me/CSM_MODEL
✍حمید قنبری
دو سال پیش، وقتی از پست اجراییام در بانک مرکزی خداحافظی کردم و بهعنوان مشاور ادامه دادم، برنامهام سبکتر شد.
بعد از هجده سال کار شبانهروزی، فرصتی پیش آمده بود که بیشتر مطالعه کنم، کمی به کارهای عقبافتاده برسم، نفس بکشم.
در همین دوران بود که یکی از دوستان قدیمی تماس گرفت. با لحنی دوستانه گفت: «الان که سرت خلوت شده، چرا به مرکز امور حقوقی بینالمللی ریاستجمهوری مشورت نمیدی؟ دنبال یکی هستن که حقوق بینالملل خونده باشه، ولی از نظام بانکی هم سر دربیاره. تو که سالها تو بانک مرکزی بودی، چه کسی بهتر از تو؟»
حرفش بیراه نبود. من نه دنبال سمت بودم، نه عنوان، نه پول. گفتم حالا که وقت دارم و بار اجراییام سبک شده، اگر کاری از دستم برمیاد برای مملکتم انجام بدم، چرا نه؟
قبول کردم. کمی بعد، با رئیس مرکز صحبت کردم. گفت: «چند پرونده خارجی داریم در حوزه بانکها. لایحهنویسی و کارهای حقوقی رو وکلای خارجی انجام میدن، اما ما یه نفر ایرانی میخوایم که هم حقوق بلد باشه، هم بانک رو بشناسه، که پروندهها رو بخونه، مطمئن بشه جایی اشتباه نکردن، کم نگذاشتن، و منافع ما حفظ شده.»
کار کاملاً فنی بود. نه منصب داشت، نه اعتبار، نه درآمد آنچنانی. فقط دلمشغولی من بود برای ایران. برای اینکه سهمی هرچند کوچک داشته باشم در دفاع از منافع کشورم در یک دعوای بینالمللی. روند معمول اداری این بود که برای همکاری، باید مراحل گزینش نهاد ریاست جمهوری را هم طی میکردم. گفتم باشد.
یک روز زنگ زدند که برای مصاحبه گزینش بیایید. رفتم؛ خیابان پاستور، ساختمانی رسمی، اتاقی ساده. مردی پشت میز نشسته بود. چند فرم داد تا پر کنم. شروع کرد به سؤالوجواب. مشخصات، سوابق، درسهایی که خواندهام، تجربهها. بعد ناگهان گفت: «تسبیحات اربعه را بخون.»
سکوت کردم. پرسید: «انواع غسلها را بگو.» بعد گفت: «غسلهای مخصوص بانوان را هم توضیح بده.»
همانجا درونم فرو ریخت. حس کردم هجده سال تلاش بیوقفه، همه دقت و وسواس در حفظ منافع بانک مرکزی، همه ساعتهای پرتنش تحریم و مذاکره و نامهنگاری، ناگهان به هیچ تبدیل شد. من را، با «تسبیحات اربعه» میسنجیدند. نه با تعهدم. نه با تخصصم. نه با کارنامهام. با دانستن غسلهای بانوان.
من آمده بودم برای وطنم کاری بکنم. برای پروندههایی که اگر اشتباهی در آنها میرفت، شاید میلیونها دلار خسارت روی دست کشور میگذاشت. اما معیار سنجش من نه صداقت بود، نه توان، نه شناخت حقوق بینالملل، نه تجربه بانکی. معیار، میزان آشنایی من با جزئیات مناسک بود.
در آن لحظه فهمیدم درد این کشور فقط تحریم و بحران اقتصادی نیست؛ درد این کشور آن است که آنکس که از کار دزدی نکرده، اما تسبیحات اربعه را از حفظ نیست، در معرض طرد است. و آنکس که نماز جمعه را درست میرود اما در کار خیانت میکند، با افتخار میماند.
این همان ساختاریست که باعث شده متخصصان شریف یکییکی مهاجرت کنند. نه چون نمیخواستند بمانند، بلکه چون این کشور نتوانست قدرشان را بداند. چون وقتی آمده بودند که خدمت کنند، در برابرشان فرمی گذاشتند و گفتند: «غسل بانوان را توضیح بده.»
بعد گفت: «معرفت کیه؟» نوشتم: احمد عراقچی.
نگاهی کرد و گفت: «همون عراقچی که پرونده داره؟» گفتم: «آره، همون.»
با تعجب گفت: «آخه نمیشه که!»
گفتم: «همینه که هست. اون آدمی بود که اومد برای این مملکت کار کنه و بهش ظلم شد. اگر اون از نظر شما مردوده، منم همونم. از نظر من، آدم درستیه.»
رفتم. آرام، بیعصبانیت، اما محکم. و پشت سرم را هم نگاه نکردم.
در آن لحظه، شاید آن شخص نفهمید چرا دارم میروم. اما من میدانستم. میدانستم که تدوام این سیستم گزینش، فقط مساوی است با تأیید همین سنجههای ریاکارانهای که کشور را به این نقطه رساندهاند. همین گزینشها، همین معیارهای ظاهربین و مقلد، ریشهی پوسیدگیاند. ریشهی کوچ آدمها، ریشهی فرسایش سرمایه انسانی، ریشهی فربه شدن ظاهرسازان و بیاثر شدن باکفایتها.
و واقعیت این است:
وقتی پای وطن در میان است، وقتی کشوری در بزنگاه نیاز به کسی دارد که پشتش بایستد، تسبیحات اربعه به کارش نمیآید.
آنچه به کار میآید، قلبیست که برای ایران بتپد و پاییست که در لحظهی خطر عقب نکشد.
*مدیرکل سابق بینالملل بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران
https://t.me/CSM_MODEL
Telegram
مدل مدیریت استراتژی شطرنج
مدل مدیریت استراتژی شطرنج
( Chess Strategy Management Model)
مدل و علم نوین رهبری که توسط «مهدی خدائی» دانش پژوه، استراتژیست و طراح ۴ علم نوین دیگر
”TLS, DMT, NSM, NBM”
تولید و بنیان نهاده شده است!
( Chess Strategy Management Model)
مدل و علم نوین رهبری که توسط «مهدی خدائی» دانش پژوه، استراتژیست و طراح ۴ علم نوین دیگر
”TLS, DMT, NSM, NBM”
تولید و بنیان نهاده شده است!
Forwarded from مرکز توسعه شخصیت (Khodai Sustainable Development Holding)
Forwarded from مرکز توسعه استراتژیک (Khodai Sustainable Development Holding)
#NSM
اگه به دنبال توسعه کسب و کارت هستی...
توسعه کسب و کار، تجارت و نظریه سازمانی که هدف آن ایجاد ارزش بلندمدت برای یک سازمان، از طریق مشتریان، بازار و ارتباط فردی میباشد و مستلزم فرایندهای توسعه و پیادهسازی فرصتهای رشد در داخل و بین سازمانها است.
ما بر اساس شرایط بومشناسی کشورمان و ریشهیابی عناصر پیدایش کسب و کار از دیرباز، مدل نوین بر اساس علم نوین مدیریت مقصد که مخفف (DMT) Destination Management Theory میباشد، تمامی اقدامات و شناختها، بررسیها، تحلیلها، برنامهریزیها و استراتژیها بر اساس تعریف و انتخاب مقصد نهایی Final Destination شکل میگیرد و به جای مدیریت فرآیند ها، ما در این تئوری نوین اهداف و نهایتاً مقصد را مدیریت میکنیم که این خود یکی از چهار نظریه و علم ایجاد شده توسط «دکتر مهدی خدائی» برای ایجاد و توسعه کسب و کار به بهترین شکل میباشد.
که برای فهم بهتر، این چهار مرحله را معرفی و بررسی میکنیم:
▪️مدل چهار مرحلهای برنامهریزی استراتژیک نوین (NSM)
۱)مرحله اول: مبدا شناسی با استفاده از تکنیکهای علم نوین (TLS)
۲)مرحله دوم: مقصد شناسی با استفاده از تکنیکهای علم نوین (DMT)
۳)مرحله سوم: روششناسی با استفاده از تکنیکهای علم نوین (NSM)
۴)مرحله چهارم: ابزارشناسی با استفاده از تکنیکهای علم نوین (NBM)
▪️جدیدترین و بهترین تعریف:
شناخت اولیه در گام نخست و همیشگی و مداوم در گامهای بعدی از؛ قوتها ، ضعفها، فرصتها و تهدیدها با استفاده از ماتریکس (SWOT) و شناخت و تعریف اهداف و مقصد (توجه داشته باشید فقط یک مقصد) با یافتن روشهای نوین و کاربردی ضمن پژوهش مداوم و متناسب با ابزارهای موجود (و در صورت لزوم یافتن و ساختن ابزارهای لازم ).
سپس با توجه به این مدل از ایجاد توسعه کسب و کار، ما همواره در یک سیکل دائمی پژوهش میکنیم، هدفگذاری میکنیم، روشهایی را ابداع یا پیدا میکنیم و اقدام میکنیم.
و اما اقدام، که داستان منحصر به خود را دارد
بر اساس مدل نوین (چرخه خدائی) میتوان آن را موثر و فزاینده کرد.
در زیر به طور خلاصه به معرفی آن میپردازیم:
۱)استراتژی (Strategy)
۲)برنامهریزی (Planning)
۳)رهبری (Leadership)
۴)اقدام (Action)
۵)تداوم (Continuity)
این چرخه، زمینهساز بهبود مستمر (continuous improvement) است
که خود پیشنیاز توسعه کسب و کار است.
باز به طور خلاصه به معرفی و تعریف آن میپردازیم:
۱) استراتژی:
اولین گام استراتژیک در ایجاد توسعه کسب و کار BMC یا بیزینس مدل کانواس میباشد که هر یک از ۳ حرف دربرگیرنده مفاهیم مختص به خود میباشد:
•B (Business):
کسب و کار: مفاهیم کلیدی: فلسفه، چرایی، چیستی، ایده، انگیزه اولیه
•M (Model)
مدل: مفاهیم کلیدی: بنچمارک، تحقیق، آنالیز، دانش فنی، مزیت منحصر به فرد
•C (Canvas) بوم: مفاهیم کلیدی: ژئومارکتینگ، زنجیره ارزش، منابع، CRM، ساختار
۲) برنامهریزی 2(STP):
دومین گام از ایجاد توسعه کسب و کار برنامهریزی 2(STP) میباشد که به صورت زیر است:
• S: (Self Management & Segmentation) خودشناسی و مدیریت خویشتن و طبقهبندی و بخشبندی .
• T: (Targeting & Targeting)
هدف شناسی و هدف گذاری.
• P: (Promotion & Positioning)
ترویج و جایگاه یابی.
۳) رهبری CCS
• C (Checking)
بررسی:
مفاهیم کلیدی: منابع، آمیخته برندینگ و اجزای برند، بازارها، رقبا، مشتریان، مصرفکنندگان
• C (Control)
کنترل:
مفاهیم کلیدی:
فرایندها، دستورالعملها، استانداردها، منابع و دیگر موارد بالا
• S(Supervision)
نظارت:
مفاهیم کلیدی:
برنامهریزی ۹ گانه (ابعاد مارکتینگ)، 5M، 5P، و کلیه موارد بالا
۴)اقدام:
که شامل مراحل ۶ گانه زیر میباشد:
۴-۱) آموزش و کوچینگ مستمر.
۴-۲) ورود به بازار.
۴-۳) اجرای کمپینها و برنامهها.
۴-۴) مدیریت و انجام مذاکرات.
۴-۵)برگزاری رویدادها.
۴-۶)تهیه گزارشات جامع.
۵)تداوم:
حضور همیشگی و رو به افزایش (کمی و کیفی) در بازار و ساختن و ایجاد و رسیدن به: ((برند برتر و برند محبوب)) با استفاده از مدل های سه گانه مارکتینگ و چهارگانه برندینگ در علم نوین«NBM» و دو فلسفه نوین کسب و کار دکترخدائی.
بدیهی است با رعایت گامبهگام این موارد و عمل به آنها که بر اساس ۵ علم نوین در زمینه توسعه شخصیتی و کسب و کار میباشد، که حاصل بیش از ۳ دهه پژوهش و مطالعه مداوم
((دکترخدائی))
میباشد، که این خود معرف مزیت رقابتی این هلدینگ میباشد.
چرا که تنها ارائهکننده این علوم، تئوریها، روشها و برنامههای نوین توسعه شخصیتی و کسب و کار «هلدینگ توسعه پایدار خدائی» میباشد.
https://t.me/Strategic_Development_Centerو
اگه به دنبال توسعه کسب و کارت هستی...
توسعه کسب و کار، تجارت و نظریه سازمانی که هدف آن ایجاد ارزش بلندمدت برای یک سازمان، از طریق مشتریان، بازار و ارتباط فردی میباشد و مستلزم فرایندهای توسعه و پیادهسازی فرصتهای رشد در داخل و بین سازمانها است.
ما بر اساس شرایط بومشناسی کشورمان و ریشهیابی عناصر پیدایش کسب و کار از دیرباز، مدل نوین بر اساس علم نوین مدیریت مقصد که مخفف (DMT) Destination Management Theory میباشد، تمامی اقدامات و شناختها، بررسیها، تحلیلها، برنامهریزیها و استراتژیها بر اساس تعریف و انتخاب مقصد نهایی Final Destination شکل میگیرد و به جای مدیریت فرآیند ها، ما در این تئوری نوین اهداف و نهایتاً مقصد را مدیریت میکنیم که این خود یکی از چهار نظریه و علم ایجاد شده توسط «دکتر مهدی خدائی» برای ایجاد و توسعه کسب و کار به بهترین شکل میباشد.
که برای فهم بهتر، این چهار مرحله را معرفی و بررسی میکنیم:
▪️مدل چهار مرحلهای برنامهریزی استراتژیک نوین (NSM)
۱)مرحله اول: مبدا شناسی با استفاده از تکنیکهای علم نوین (TLS)
۲)مرحله دوم: مقصد شناسی با استفاده از تکنیکهای علم نوین (DMT)
۳)مرحله سوم: روششناسی با استفاده از تکنیکهای علم نوین (NSM)
۴)مرحله چهارم: ابزارشناسی با استفاده از تکنیکهای علم نوین (NBM)
▪️جدیدترین و بهترین تعریف:
شناخت اولیه در گام نخست و همیشگی و مداوم در گامهای بعدی از؛ قوتها ، ضعفها، فرصتها و تهدیدها با استفاده از ماتریکس (SWOT) و شناخت و تعریف اهداف و مقصد (توجه داشته باشید فقط یک مقصد) با یافتن روشهای نوین و کاربردی ضمن پژوهش مداوم و متناسب با ابزارهای موجود (و در صورت لزوم یافتن و ساختن ابزارهای لازم ).
سپس با توجه به این مدل از ایجاد توسعه کسب و کار، ما همواره در یک سیکل دائمی پژوهش میکنیم، هدفگذاری میکنیم، روشهایی را ابداع یا پیدا میکنیم و اقدام میکنیم.
و اما اقدام، که داستان منحصر به خود را دارد
بر اساس مدل نوین (چرخه خدائی) میتوان آن را موثر و فزاینده کرد.
در زیر به طور خلاصه به معرفی آن میپردازیم:
۱)استراتژی (Strategy)
۲)برنامهریزی (Planning)
۳)رهبری (Leadership)
۴)اقدام (Action)
۵)تداوم (Continuity)
این چرخه، زمینهساز بهبود مستمر (continuous improvement) است
که خود پیشنیاز توسعه کسب و کار است.
باز به طور خلاصه به معرفی و تعریف آن میپردازیم:
۱) استراتژی:
اولین گام استراتژیک در ایجاد توسعه کسب و کار BMC یا بیزینس مدل کانواس میباشد که هر یک از ۳ حرف دربرگیرنده مفاهیم مختص به خود میباشد:
•B (Business):
کسب و کار: مفاهیم کلیدی: فلسفه، چرایی، چیستی، ایده، انگیزه اولیه
•M (Model)
مدل: مفاهیم کلیدی: بنچمارک، تحقیق، آنالیز، دانش فنی، مزیت منحصر به فرد
•C (Canvas) بوم: مفاهیم کلیدی: ژئومارکتینگ، زنجیره ارزش، منابع، CRM، ساختار
۲) برنامهریزی 2(STP):
دومین گام از ایجاد توسعه کسب و کار برنامهریزی 2(STP) میباشد که به صورت زیر است:
• S: (Self Management & Segmentation) خودشناسی و مدیریت خویشتن و طبقهبندی و بخشبندی .
• T: (Targeting & Targeting)
هدف شناسی و هدف گذاری.
• P: (Promotion & Positioning)
ترویج و جایگاه یابی.
۳) رهبری CCS
• C (Checking)
بررسی:
مفاهیم کلیدی: منابع، آمیخته برندینگ و اجزای برند، بازارها، رقبا، مشتریان، مصرفکنندگان
• C (Control)
کنترل:
مفاهیم کلیدی:
فرایندها، دستورالعملها، استانداردها، منابع و دیگر موارد بالا
• S(Supervision)
نظارت:
مفاهیم کلیدی:
برنامهریزی ۹ گانه (ابعاد مارکتینگ)، 5M، 5P، و کلیه موارد بالا
۴)اقدام:
که شامل مراحل ۶ گانه زیر میباشد:
۴-۱) آموزش و کوچینگ مستمر.
۴-۲) ورود به بازار.
۴-۳) اجرای کمپینها و برنامهها.
۴-۴) مدیریت و انجام مذاکرات.
۴-۵)برگزاری رویدادها.
۴-۶)تهیه گزارشات جامع.
۵)تداوم:
حضور همیشگی و رو به افزایش (کمی و کیفی) در بازار و ساختن و ایجاد و رسیدن به: ((برند برتر و برند محبوب)) با استفاده از مدل های سه گانه مارکتینگ و چهارگانه برندینگ در علم نوین«NBM» و دو فلسفه نوین کسب و کار دکترخدائی.
بدیهی است با رعایت گامبهگام این موارد و عمل به آنها که بر اساس ۵ علم نوین در زمینه توسعه شخصیتی و کسب و کار میباشد، که حاصل بیش از ۳ دهه پژوهش و مطالعه مداوم
((دکترخدائی))
میباشد، که این خود معرف مزیت رقابتی این هلدینگ میباشد.
چرا که تنها ارائهکننده این علوم، تئوریها، روشها و برنامههای نوین توسعه شخصیتی و کسب و کار «هلدینگ توسعه پایدار خدائی» میباشد.
https://t.me/Strategic_Development_Centerو
Forwarded from مرکز توسعه شخصیت (Khodai Sustainable Development Holding)
Forwarded from مرکز توسعه شخصیت (Khodai Sustainable Development Holding)
▪️اگر دین ندارید لااقل آزاده باشید!
امام حسین (ع)
در سه دهه اخیر که به صورت حرفه ای در زمینه برندینگ و توسعه فردی و کسب و کارها پژوهش، مطالعه و کار کرده ام همواره مهمترین دغدغه ام نشانه شناسی و مهندسی پیام که اولین گام های شناختی در راستای توسعه و برندینگ می باشند بوده است و با اطمینان می گویم حال که خود منشاء اندیشه ها و علوم نوین در این زمینه بدل گشته ام در هیچ واژه نامه و ترمینولوژی ای نتوانستم شعار، تگ لاین و پیامی ماندگار را کشف نمایم تا اینکه سالها پیش با اسطوره شناسی آشنا شدم و سرِ کلاسها و دوره های اساتید به نام سرزمینم در این حوزه نشستم و شاگردی کردم و کشف کردم که اولین گام در اسطوره و برند شدن داشتن شخصیتی تمام و کمال است تا با بالاترین ضریب در قلبها نفوذ کرد و همانجا تا ابد جای خوش کرد!
پس از آن همچنان در راه توسعه و برندینگ ادامه مسیر دادم اما با نگاه و محکی جدید؛ آری شاخصه اسطوره شناسی !!!
باری دیگر همه راه های رفته و پژوهش های انجام شده را از دریچه این پنجره تازه گشوده پیمودم و آنگاه بود که با مشاهیر صاحب نام و متنفذ بسیاری از هزاران سال پیش تا کنون در سراسر پهنه گیتی آشنا شدم و تمام آموزه ها و پیام هایشان را به نثر و نظم با گوش جان نیوشیدم و با تمام تاروپودِ ذهن کم جانم به «برندینگ شخصیت» رسیدم و در گذر از اسطوره های عالی جاهِ بسیارِ وطنی و جهانی در ورا و بالای همه اسطوره ها با اسطوره ای خیال انگیز و شبیه به افسانه ها آشنا شدم که همانا «حسین بن علی (ع)» بود کسی که ساختمان شخصیتش آنچنان محکم و استوار است که تا ابد پابرجای خواهد ماند و صدالبته شعارها و تگ لاینهایش بیشتر و بهتر!
که مهمترین و ماندگارترینِ آنها همین شعار و پیام است که با بهای بس گزاف (خون آزادگانِ ظلم ستیز) تا به امروز طنین انداز ذهن های خسته و آشفته ما (یکی از ستم دیده ترین مردمان در این هزاران سال) شده است!
پس برماست که باری دیگر نه تنها در ذهن و زبان بلکه در عمل و رفتارِ دِیْن خود را به این پیام و صاحب همیشگی اش ادا نماییم؛ در مواجهه با ظلم و فساد داخلی و تهاجم و دست اندازی خارجی!
🖋مهدی خدائی
@TLS_Academy
امام حسین (ع)
در سه دهه اخیر که به صورت حرفه ای در زمینه برندینگ و توسعه فردی و کسب و کارها پژوهش، مطالعه و کار کرده ام همواره مهمترین دغدغه ام نشانه شناسی و مهندسی پیام که اولین گام های شناختی در راستای توسعه و برندینگ می باشند بوده است و با اطمینان می گویم حال که خود منشاء اندیشه ها و علوم نوین در این زمینه بدل گشته ام در هیچ واژه نامه و ترمینولوژی ای نتوانستم شعار، تگ لاین و پیامی ماندگار را کشف نمایم تا اینکه سالها پیش با اسطوره شناسی آشنا شدم و سرِ کلاسها و دوره های اساتید به نام سرزمینم در این حوزه نشستم و شاگردی کردم و کشف کردم که اولین گام در اسطوره و برند شدن داشتن شخصیتی تمام و کمال است تا با بالاترین ضریب در قلبها نفوذ کرد و همانجا تا ابد جای خوش کرد!
پس از آن همچنان در راه توسعه و برندینگ ادامه مسیر دادم اما با نگاه و محکی جدید؛ آری شاخصه اسطوره شناسی !!!
باری دیگر همه راه های رفته و پژوهش های انجام شده را از دریچه این پنجره تازه گشوده پیمودم و آنگاه بود که با مشاهیر صاحب نام و متنفذ بسیاری از هزاران سال پیش تا کنون در سراسر پهنه گیتی آشنا شدم و تمام آموزه ها و پیام هایشان را به نثر و نظم با گوش جان نیوشیدم و با تمام تاروپودِ ذهن کم جانم به «برندینگ شخصیت» رسیدم و در گذر از اسطوره های عالی جاهِ بسیارِ وطنی و جهانی در ورا و بالای همه اسطوره ها با اسطوره ای خیال انگیز و شبیه به افسانه ها آشنا شدم که همانا «حسین بن علی (ع)» بود کسی که ساختمان شخصیتش آنچنان محکم و استوار است که تا ابد پابرجای خواهد ماند و صدالبته شعارها و تگ لاینهایش بیشتر و بهتر!
که مهمترین و ماندگارترینِ آنها همین شعار و پیام است که با بهای بس گزاف (خون آزادگانِ ظلم ستیز) تا به امروز طنین انداز ذهن های خسته و آشفته ما (یکی از ستم دیده ترین مردمان در این هزاران سال) شده است!
پس برماست که باری دیگر نه تنها در ذهن و زبان بلکه در عمل و رفتارِ دِیْن خود را به این پیام و صاحب همیشگی اش ادا نماییم؛ در مواجهه با ظلم و فساد داخلی و تهاجم و دست اندازی خارجی!
🖋مهدی خدائی
@TLS_Academy
Forwarded from مرکز توسعه شخصیت (Khodai Sustainable Development Holding)
#TLS
▪️حرف مرد یکی نیست!
برتراند راسل گفت: «کسانی که نمیخواهند به عقایدشان شک کنند، متعصب
کسانی که می ترسند به عقایدشان شک کنند، بردگان
و کسانی که نمیتوانند به عقایدشان شک کنند، احمقند…»
و گفته آلوین تافلر در این رابطه:
«جهانی که شاهد ظهور بسیار سریع ارزشها، فنآوریهای تازه، روابط ژئوفیزیکی جدید، سبکهای زندگی تازه و روشهای جدید ارتباطی است، نیازمند عقاید، طبقهبندیها و مفاهیمی کاملا تـازه و نـو است. ما نمیتوانیم با روشهای دیـروز وارد جـهان فردا شویم.»
امروزه روزگار عدم قطعیت هایزنبرگ است و اگر کسی هنوز بر حرفی که در گذشته شنیده یا زده تنها به دلیل قدمتش پافشاری می کند حتما باید بر سلامت عقلش شک کرد!
اما امان از رسوبات ذهنی؛ که با چگالی بالا مغز و ذهن را سنگین میکنند و اجازه به روز شدنشان را نمی دهند.
به قول پائولو کوئیلو:
«خداوند برای هر کس در زندگی مسیری قرار داده است که باید آن را طی کند!»
پس نمی توان از یک نسخه واحد برای همه استفاده کرد؛ من همیشه در مجالس جشن طرفدار پذیرایی سلف سرویس آنهم با چند غذای متنوع هستم تا «هر کسی از ظن خود شود یار من» و راضی و شادمان آن مجلس را ترک کند!
پس چطور میشود این دنیای به این بزرگی و تنوع فقط یک راه و روش برای زندگی عرضه کند حتی ادیان و مذاهب نیز با هوشمندی دهها بلکه هزاران راه برای رسیدن به خدا دارند تا همه راضی و خشنود باشند(البته از جنبه اختلاف انگیزانه آن اگر بگذریم»!
بهرحال سخن در این باره بسیار است و به علت وسعت و عمق آن شاید ادامه دادن آن مارا دچار پراکنده گویی کند.
ضرورت طرح موضوع پاسخ به پرسش و نظرخواهی دوست اندیشمندم جناب دکتر حیدری عزیز بود که اشتراک آن را با شما خوبان بسیار مغتنم و مناسب دیدم!
امیداست در فرصتی دوباره بهتر به آن بپردازیم!
🖋مهدی خدائی
https://t.me/TLS_Academy
▪️حرف مرد یکی نیست!
برتراند راسل گفت: «کسانی که نمیخواهند به عقایدشان شک کنند، متعصب
کسانی که می ترسند به عقایدشان شک کنند، بردگان
و کسانی که نمیتوانند به عقایدشان شک کنند، احمقند…»
و گفته آلوین تافلر در این رابطه:
«جهانی که شاهد ظهور بسیار سریع ارزشها، فنآوریهای تازه، روابط ژئوفیزیکی جدید، سبکهای زندگی تازه و روشهای جدید ارتباطی است، نیازمند عقاید، طبقهبندیها و مفاهیمی کاملا تـازه و نـو است. ما نمیتوانیم با روشهای دیـروز وارد جـهان فردا شویم.»
امروزه روزگار عدم قطعیت هایزنبرگ است و اگر کسی هنوز بر حرفی که در گذشته شنیده یا زده تنها به دلیل قدمتش پافشاری می کند حتما باید بر سلامت عقلش شک کرد!
اما امان از رسوبات ذهنی؛ که با چگالی بالا مغز و ذهن را سنگین میکنند و اجازه به روز شدنشان را نمی دهند.
به قول پائولو کوئیلو:
«خداوند برای هر کس در زندگی مسیری قرار داده است که باید آن را طی کند!»
پس نمی توان از یک نسخه واحد برای همه استفاده کرد؛ من همیشه در مجالس جشن طرفدار پذیرایی سلف سرویس آنهم با چند غذای متنوع هستم تا «هر کسی از ظن خود شود یار من» و راضی و شادمان آن مجلس را ترک کند!
پس چطور میشود این دنیای به این بزرگی و تنوع فقط یک راه و روش برای زندگی عرضه کند حتی ادیان و مذاهب نیز با هوشمندی دهها بلکه هزاران راه برای رسیدن به خدا دارند تا همه راضی و خشنود باشند(البته از جنبه اختلاف انگیزانه آن اگر بگذریم»!
بهرحال سخن در این باره بسیار است و به علت وسعت و عمق آن شاید ادامه دادن آن مارا دچار پراکنده گویی کند.
ضرورت طرح موضوع پاسخ به پرسش و نظرخواهی دوست اندیشمندم جناب دکتر حیدری عزیز بود که اشتراک آن را با شما خوبان بسیار مغتنم و مناسب دیدم!
امیداست در فرصتی دوباره بهتر به آن بپردازیم!
🖋مهدی خدائی
https://t.me/TLS_Academy
Telegram
مرکز توسعه شخصیت
وظایف این مرکز :
-مشاوره و کوچینگ
-طراحی و اجرای چارت-مدل برندینگ شخصیتی
-پژوهش و تفکر گروهی (اتاق فکر)
-برنامه ریزی و تدوین«چرخه خدائی»فردی(بهبود مستمر شخصیتی)
-طراحی و اجرای پروژه های توسعه منابع انسانی متفکر و پیشرو (سازمان ها و کسب و کارها)
-مشاوره و کوچینگ
-طراحی و اجرای چارت-مدل برندینگ شخصیتی
-پژوهش و تفکر گروهی (اتاق فکر)
-برنامه ریزی و تدوین«چرخه خدائی»فردی(بهبود مستمر شخصیتی)
-طراحی و اجرای پروژه های توسعه منابع انسانی متفکر و پیشرو (سازمان ها و کسب و کارها)
Forwarded from مرکز توسعه استراتژیک (Khodai Sustainable Development Holding)
#NSM
▪️هر ایرانی یک استراتژیست!
دوره همه گیری کرونا هر بدی و ضرری برای کره زمین و مردم روی آن داشت، یک خوبی و سود ویژه ای برایشان داشت و آن هم همه گیر شدن و افزایش کاربران فضای مجازی و آشنایی و کسب مهارت بیشتر در زمینه کار با کامپیوتر، موبایل ، اینترنت و شبکه های اجتماعی بود و همینطور جا افتادن فرهنگ فریلنسری(دورکاری) بود .
به همین شکل با SWOT جنگ ۱۲ روزه متوجه یک فرصت ویژه در دل این تهدید هولناک شدم و آن توجه ویژه به تکنیک، تاکتیک و استراتژی در این روزهاست که دانستن آن برای تک تک مردم بیش از پیش ضروری می نماید.
منِ استراتژیست همواره دغدغه ام از بدو در آمدن به این کسوت در همه نشست ها، انجمن ها، و محافل مرتبط این شعار بوده است(هر ایرانی یک استراتژیست) و بدیهی است در صورت تحقق حتی درصد پایینی از چشم انداز(حتی ۳۰ درصد گروه های مرجع) می توان به ساختن دوباره وطن در دل این ویرانی های برآمده از حکمرانی ناکارآمد و جنگهای پی در پی روانی و فیزیکی مطمئن باشیم!
به همین منظور برای شروع کتاب «هنر جنگ» اثر «سون یا سان تزو» و تعمق در آن را توصیه می نمایم.
https://t.me/Strategic_Development_Center
▪️هر ایرانی یک استراتژیست!
دوره همه گیری کرونا هر بدی و ضرری برای کره زمین و مردم روی آن داشت، یک خوبی و سود ویژه ای برایشان داشت و آن هم همه گیر شدن و افزایش کاربران فضای مجازی و آشنایی و کسب مهارت بیشتر در زمینه کار با کامپیوتر، موبایل ، اینترنت و شبکه های اجتماعی بود و همینطور جا افتادن فرهنگ فریلنسری(دورکاری) بود .
به همین شکل با SWOT جنگ ۱۲ روزه متوجه یک فرصت ویژه در دل این تهدید هولناک شدم و آن توجه ویژه به تکنیک، تاکتیک و استراتژی در این روزهاست که دانستن آن برای تک تک مردم بیش از پیش ضروری می نماید.
منِ استراتژیست همواره دغدغه ام از بدو در آمدن به این کسوت در همه نشست ها، انجمن ها، و محافل مرتبط این شعار بوده است(هر ایرانی یک استراتژیست) و بدیهی است در صورت تحقق حتی درصد پایینی از چشم انداز(حتی ۳۰ درصد گروه های مرجع) می توان به ساختن دوباره وطن در دل این ویرانی های برآمده از حکمرانی ناکارآمد و جنگهای پی در پی روانی و فیزیکی مطمئن باشیم!
به همین منظور برای شروع کتاب «هنر جنگ» اثر «سون یا سان تزو» و تعمق در آن را توصیه می نمایم.
https://t.me/Strategic_Development_Center
Forwarded from مرکز توسعه استراتژیک (Khodai Sustainable Development Holding)
Honar.Jang.Book.PDF.pdf
4.4 MB
Forwarded from مرکز توسعه شخصیت (Khodai Sustainable Development Holding)
Forwarded from مرکز توسعه شخصیت (Khodai Sustainable Development Holding)
مرکز توسعه مدیریت pinned «▪️مدل نوین و انحصاری توسعه کسب و کار ✍️مهدی خدائی توسعه کسب و کار، تجارت و نظریه سازمانی که هدف آن ایجاد ارزش بلندمدت برای یک سازمان، از طریق مشتریان، بازار و ارتباط فردی میباشد و مستلزم فرایندهای توسعه و پیادهسازی فرصتهای رشد در داخل و بین سازمانها…»
Forwarded from مرکز توسعه شخصیت (Mehdi Khodaei)