مرکز توسعه مدیریت
31 subscribers
1.09K photos
203 videos
22 files
1.22K links
وظایف این مرکز:
-برنامه ریزی و سازماندهی
-جذب و آموزش مدیران متخصص
-تدوین چارت سازمانی
-طراحی و اجرای «چرخه خدائی» (بهبود مستمر)
-برنامه ریزی و تدوین بیزینس پلن
-طراحی و اجرای پروژه های:
«راه اندازی، مهندسی و سازماندهی مجدد کسب و کارها»
-و…
Download Telegram
#BM

نکته ظریف نگاهداشت منابع انسانی:

بسیاری از مدیران در جلسات مصاحبه از دلایل ترک محل کارهای قبلی می پرسند. خوبست بدانیم در دوران جدید کسب و کارها مدت ماندگاری افراد در شرکت ها همانند گذشته نیست و میانگین این مدت بسیار کاهش داشته است.

https://t.me/DM_Theory
#DM

شاید تصور عام از تیم ، یعنی تعدادی از افراد که حول محوری خاص در کنار هم کار و تلاش می کنند . اما مفهوم
‏تیم به معنای واقعی کلمه زمانی معنا پیدا می کند که “اعتماد” باشد
‏بدون “اعتماد” لشکر شکست خورده ای را مدیریت می کنیم .⁧ ⁩

https://t.me/DM_Theory
#DM

💢با حضور چند آشپز، غذا خوشمزه‌تر می‌شود!

👈بارها این ضرب‌المثل را شنیده‌اید که وقتی آشپز دو تا بشود، آش یا شور می‌شود یا بی‌نمک. همه ما این ضرب‌المثل را در عمل هم دیده‌ایم. مثلا وقتی تعداد افراد حاضر در یک جلسه یا یک پروژه گروهی افزایش می‌یابد، نتیجه ضعیف‌تری به دست می‌آید

👈اما به جرات می‌گویم که این ضرب‌المثل در تصمیم‌گیری، کمتر کاربرد دارد. در حقیقت، اگر از من بپرسید که آیا واقعا به تنهایی می‌توان بهترین تصمیم را گرفت؟ به شما می‌گویم: خیر

👈به همین دلیل است که در انتخاب یک همکار جدید، باید با تمام تیم یا گروه کاری‌تان مشورت کنید، چون آن فرد جدید قرار است با تیم فعلی‌تان کار کند، پس باید بتوانند با هم کنار بیایند

👈در حقیقت، هنگام استخدام یک فرد جدید، مشورت کردن با تمام تیم کاری‌تان یا حداقل با اعضای اصلی آن، باعث نمی‌شود که آش‌تان یا شور بشود یا بی‌نمک

👈مطمئن باشید اگر برای استخدام یک فرد جدید، نظرات تیم کاری‌تان را نادیده بگیرید، آش‌تان یا شور می‌شود یا بی‌نمک. یعنی در آینده نزدیک، مشکلات و ناهماهنگی‌ها در تیم‌تان آن قدر افزایش می‌یابد که شما را به دردسر می‌اندازد

👈برای دخالت دادن اعضای تیم کاری‌تان در انتخاب کارمند جدید، می‌توانید از این دو روش کمک بگیرید:

1️⃣اعضای تیم‌تان را به یک مصاحبه گروهی با فرد داوطلب دعوت کنید

2️⃣از فرد داوطلب بخواهید مصاحبه‌های جداگانه‌ای با اعضای تیم‌تان داشته باشد

https://t.me/DM_Theory
Forwarded from مرکز توسعه شخصیت (Mehdi Khodaei)
#TLS

اولین سین سفره امسال:
سفیدی لباس عروسی مجردا باشه!

سین دوم:
سور و سات مهمونیا شادی خونه هاتون باشه!

سین سوم:
سفره سلامتی همه مریضا!

سین چهارم:
سیب سرخی برای همه دلا!

سین پنجم :
سلامتی و شادابی پدر مادرا!

سین ششم:
سکه های طلای حلال تو جیبتون!

سین هفتم:
سبزی زندگی خودتون و عزیزان!

https://t.me/TLS_Academy
Forwarded from مرکز توسعه شخصیت (Mehdi Khodaei)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#TLS

البته این را هم اضافه کنم که علم مدیریت اینی نیست که تو دانشگاه های ما تدریس میشه چراکه بنابر اقرار دانشمندان و مدیران آمریکایی (به عنوان نمونه : جورج زیمن مدیر بازاریابی کوکاکولا در کتابش به نام پایان عصر بازاریابی سنتی و جکدیش ‌پروفسور هاروارد در کتابش به نام آمیخته 4A ) عصر مدیریت سنتی، کلاسیک و نئو کلاسیک(آنچه که در دانشگاه های ما تدریس می شود تازه نه همه اش)را پایان یافته می دانند، این را ژاپنی ها در دهه ۵۰ میلادی و اروپایی ها چند دهه پیش تر و چینی ها و روس ها چند دهه بعد تر متوجه شدند و طرحی نو درانداختند.

در ایران نیز کارهایی جسته و گریخته اما غیرمنسجم انجام شد اما اینجانب از دهه ۷۰شمسی تا کنون در۵حوزه تخصصی علومی نوین را پایه گذاری کردم که البته تا کنون مهجور واقع شده است اما با تلاش و همت خودم به تنهایی در ده ها مجموعه و دانشگاه و فرهنگسرا و کنفرانس و سمینار و مقالات متعدد در معرض بیش از یک میلیون دانشجو و دانش پذیر قرار گرفته است.

پس وقت آن رسیده آموزش مدیریت(توسعه شخصیتی و کسب وکار)را در اولویت امور خود قرار داده و تا دیر نشده فکری اساسی به حال خود نمایید!

https://t.me/TLS_Academy
#CSM

پایان کار رستوران KFC در ترکیه

🔹تمام ۵۳۷ شعبه KFC در ترکیه پس از اعلام ورشکستگی که تحت تاثیر جنبش بایکوت برای دفاع از مردم فلسطین اتفاق افتاده بود، تعطیل شدند.

پی نوشت: اینجاست
که تعارض و ضعف بیش از حد در مدیریت کسب و کار نوین (MBO) بیش از بیش نمایان می شود، نکته ای که سالهاست در همین جا و دیگر فضاها بارها یادآوری کرده ایم و این نکته هایی فراوان برای صاحبان کسب و کارهای ایرانی و حتی دیگران دارد که همواره در مطالب، پست ها و تئوری ها و این ۵ سر رشته علمی و آموزشی آورده ایم!

مطمئن هستیم که به زودی اگر با درایت و آینده نگری به موقع تغییرات بنیادین و ساختاری صورت نگیرد این نتیجه برای همه رقم خواهد خورد!!!

https://t.me/CSM_MODEL
Forwarded from مرکز توسعه شخصیت (Khodai Sustainable Development Holding)
لیست کانال های تخصصی «هلدینگ توسعه پایدار خدائی» (تولید و پژوهش علوم مدیریت و رهبری، برندینگ، توسعه فردی و سازمانی و اجرای پروژه های مرتبط):

۱)سبک تفکر و زندگی فن آورانه:
https://t.me/TLS_Academy
۲)تئوری مدیریت مقصد:
https://t.me/DM_Theory
۳)آکادمی برندینگ:
https://t.me/BRANDING_ACADEMY
۴)آکادمی استراتژی:
https://t.me/STRATEGIC_ACADEMY
۵)آکادمی زبان تخصصی:
https://t.me/DTL_Academy
۶)مدل مدیریت استراتژی شطرنج:
https://t.me/CSM_MODEL
۷)هلدینگ توسعه پایدار خدائی:
https://t.me/Sustainable_Development_Holding
Forwarded from مرکز توسعه شخصیت (Khodai Sustainable Development Holding)
خلاصه علوم ۵گانه:

«ستایش و نیایش به جای پیمایش و نمایش!!!»

ستایش و نیایش زمانی انجام می شود که به خواسته، هدف، مقصد و خویشتنِ خویش و خدائی رسیده ای!
در آرامش و آسایش فارغ از و من و مایی و های و هویْ مشغولِ نرد عشق و دلدادگی با معشوق (خودِخدائیِ خویش) هستی! بی هیچ ادایی و اطواری و نگرانی و تقلایی!
و اینجاست که همه تن چشم می شوند و خیره به دنبالت می گردند!!!
هر چند اصلا برای تو اهمیتی ندارد آنچه که بیرونِ از توست!!!

اما پیمایش(مسیر گرایی) و نمایش(فرآیند انگاری و خودنمایی) زمانی پدید می آید که هنوز اندر خم یک کوچه ایم و در حال دست و پا زدن و خود مهم پنداری و پروپاگاندای پوشالیِ دستاوردهای خیالی خود هستیم!

مهدی خدائی
#CSM

💢روش تحقیق تولید علم در علوم ۵گانه:

باتوجه پرسش های شما عزیزان همراه درباره چگونگی تولید و طراحی این علوم ۵ گانه به ویژه #CSM یاد آور می شود که از روش Grounded Theory یا تئوری زمینه ای یا داده بنیاد استفاده کرده ام که در ادامه به صورت چکیده مقاله ای را در همین خصوص می آورم امید است که مورد توجه شما عزیزان قرار بگیرد و در هرچه بهتر بهره برداری ازاین علوم ۵گانه راهگشا و یاریگر شما همراهان گرامی باشد!

https://t.me/CSM_MODEL
#CSM

گراندد تئوری (Grounded Theory) یا نظریه داده بنیاد یک روش تحقیق کیفی است که برای نظریه پردازی پیرامون پدیده مورد مطالعه استفاده می‌شود.
این روش زمانی استفاده می‌شود که ادبیات پژوهش پیرامون موضوع از غنای لازم برخوردار نباشد.
همچنین هدف ارائه یک نظریه جدید است که تاکنون در جوامع پژوهشی مطرح نشده است.
این روش توسط دو جامعه شناس به نام بارنی گلیزر و آنسلم اشتراوس در سال ۱۹۶۷ میلادی معرفی شد.
البته بعدها میان این پژوهشگران اختلاف نظرهایی پیش آمد و راهشان از هم جدا شد.
همچنین پژوهشگران دیگری مانند کوربین و چارمز رهیافت‌های دیگری را برای این روش ارائه کردند.
بیشتر پژوهشگران ایرانی از روش استراوش و کوربین برای انجام تحلیل «گراندد تئوری» استفاده می‌کنند که همان «رهیافت نظام‌مند» است..

روش اصلی گردآوری داده‌ها در این روش استفاده از انواع مصاحبه است.
با تحلیل و کدگذاری متن مصاحبه‌ها به ارائه مدل پارادایمی پرداخته می‌شود.

در روش «گراندد تئوری» با استفاده از یک دسته داده‌ها، نظریه‌ای تکوین می‌یابد، به طوری که این نظریه در یک سطح وسیع، یک فرایند، عمل یا تعامل را تبیین می‌کند.

در ادامه مبانی زیربنایی روش نظریه‌پردازی داده‌بنیاد را تشریح می نماییم.

پیدایش روش گراندد تئوری
بارنی گلیزر (Barney Glaser) و آنسلم اشتراوس (Anselm Strauss) در دهه ۱۹۶۰ در خلال مطالعه  مفهوم مرگ در بیماران و نگرش آنها به نزدیکان‌شان به دستاوردهایی رسیدند که در کتابی با نام «گراندد تئوری» منتشر شد.

آنها در این کتاب رویکرد تازه‌ای در روش پژوهش ارائه کردند که هدف آن کاهش سلطه روش‌های کمی بر علوم اجتماعی و پرستاری بود.

کتاب گلیزر و اشتراوس به سال ۱۹۶۷ منتشر شد یعنی زمانی که طرفداران مکتب فکری فرانکفورت و نظریه انتقادی به شدت به پارادایم اثبات گرایی می‌تاختند.

دیدگاه‌های جان دیویی، هربرت بلومر، رابرت مرتون، جرج هربرت مید و تالکوت پارسونز در شکل‌گیری روش داده‌بنیاد گلیزر و اشتراوس تاثیر زیادی داشت.

گلیزر، اشتراوس، کوربین و چارمز
مراحل تکامل روش نظریه‌پردازی داده‌بنیاد در چهار دهه قابل بررسی است:
دهه اکتشاف (۱۹۶۰-۱۹۷۰)
دهه توسعه (۱۹۷۰-۱۹۸۰)
دهه انتشار (۱۹۸۰-۱۹۹۰)
دهه تمایز (۱۹۹۰-۲۰۰۰ و تاکنون)

پس از دهه ۱۹۹۰ گلیزر و اشتراوس با هم به دچار مشکلات فکری شدند. ژولیت کوربین به همفکری با آنسلم اشتراوس پرداخت و رهیافت نظام‌مند را مطرح کرد. از سوی دیگر کتی چارمز به توسعه رهیافت ساختارمند پرداخت و گلیزر خشمگین نیز رهیافت ظاهرشونده را مطرح کرد.
فلسفه روش گراندد تئوری
فلسفه علمی روش گراندد تئوری براساس نظریه کنش متقابل نمادین (Symbolic interactionism) قرار دارد. تعامل‌گرایی سمبولیک خود مبتنی بر پارادایم تفسیری است. در تعامل‌گرایی سمبولیک اعتقاد بر این است که مردم مبنای اینکه چگونه سمبول‌های خاص مانند پوشش‌، عبارات کلامی و غیرکلامی را معنی و تفسیر می‌نمایند، رفتار کرده و با یکدیگر تعامل دارند. عناصر کلیدی روش گراندد تئوری شامل نمونه‌گیری نظری، مقایسه ثابت، کدگذاری باز، محوری و انتخابی، یادآوری و اطلاع نظری، توسط اشتراوس و کوربین توصیف شده است.

نظریه حاصل از اجرای چنین روش پژوهشی، نظریه‌ای فراگردی است. از مزایای روش گراندد تئوری این است که:
تئوری به شکل منظم و بر اساس داده‌های واقعی شکل می‌گیرد.
برای موقعیتی مناسب است که دانش ما در مورد آن محدود است.
تئوری قابل اعتنا پیرامون پدیده مورد مطالعه، موجود نیست که بتوان بر اساس آن فرضیه پردازی کرد.

گراندد تئوری در بازه انجام پژوهش رشد می‌کند و از رهگذر تعامل مستمر بین گردآوری و تحلیل داده‌ها حاصل می‌شود.
رهیافت‌های نظریه‌پردازی داده‌بنیاد
امروزه ۳ رهیافت مسلط در نظریه­ پردازی زمینه بنیان قابل تفکیک است:

۱- رهیافت ظاهرشونده (Emergent): بارنی گلیسر (۱۹۹۲)

۲- رهیافت نظام مند (Systematic): اشتراوس و کوربین (۱۹۹۸)

۳-رهیافت ساخت گرایانه (Constructivist): کتی چارمز (۲۰۰۰)

نظریه­ داده بنیاد یکی از استراتژی‌‌های پژوهش محسوب می‌­شود که از طریق آن نظریه‌‌پردازی بر مبنای مفاهیم اصلی حاصل از
داده‌‌های موجود در زمینه، شکل می‌گیرد. اینگونه نظریه‌پردازی مبتنی بر استعاره کولاژ و همانند مدل سطل زباله تصمیم‌‌گیری می‌باشد که از تلاقی تصادفی اجزاء و البته با هنرنمایی نظریه‌پرداز ترکیبی نو، بدیع و جذاب خلق می‌شود.

رهیافت‌های گراندد تئوری
به عبارت دیگر، نظریه‌‌پرداز زمینه‌‌بنیان در زمینی متشکل از داد‌‌های پراکنده متعدد و متنوع سیر نموده و به منظور دستیابی به نظریه‌های نو با هنرنمایی آنها را ترکیب می‌نماید. خلاقیت یکی از اجزای مهم نظریه‌‌پردازی زمینه‌‌بنیان است. رویه­‌های این روش پژوهشگر را مجبور می‌‌سازد که پیش‌فرض‌‌ها را درهم شکسته و از عناصر قدیمی نظمی نو بیافریند.
استراتژی روش گراندد تئوری
استراتژی نظریه­ داده بنیاد زمینه­ بنیان از نوعی رویکرد استقرایی بهره می‌­گیرد. یعنی روند شکل­‌گیری نظریه در این استراتژی حرکت از جزء به کل است. این روش یک سلسله رویه­‌های سیستماتیک را به کار می­‌گیرد تا نظریه‌­ای مبتنی بر استقرا درباره پدیده­ مورد نظر ایجاد کند. یافته‌های تحقیق دربرگیرنده تنظیم نظری واقعیت تحت بررسی است نه یک سلسله ارقام یا مجموعه‌­ای از مطالب که به یکدیگر وصل شده باشند.
هدف نظریه­ پردازی زمینه­ بنیان ساختن و پرداختن نظریه‌­ای است که در زمینه مورد مطالعه صادق و روشنگر باشد. این استراتژی پژوهش بر سه عنصر: مفاهیم، مقوله‌­ها و گزاره­‌ها استوار است.

مراحل نظریه داده بنیاد (گراندد تئوری)
در پژوهش نظریه­ پردازی زمینه‌­بنیان، نظریه مورد نظر یک نظریه فراگردی است. اگر چه نظریه­پردازان زمینه­بنیان ممکن است یک تک ایده مثلاً مهارت­‌های رهبری را هم مورد تحقیق قرار دهند ولی آن­ها اغلب یک فراگرد را بررسی می­‌کنند. زیرا درک جهان اجتماعی مستلزم این است که افراد با یکدیگر تعامل داشته باشند. در نظریه‌­پردازی زمینه­‌بنیان، یک فراگرد، زنجیره­ای از کنش‌­ها و واکنش­‌ها بین افراد و وقایع مربوط به یک موضوع است.
داده‌هایی که توسط نظریه­‌پرداز زمینه‌­بنیان برای تشریح فراگردها گردآوری می­‌شود شامل انواع مختلفی از داده­‌های کیفی است نظیر مشاهده، گفت و شنودها، مصاحبه، اسناد و مدارک، خاطرات پاسخ‌دهندگان و تأملات شخصی خود پژوهشگر. نظریه­ پردازی زمینه­ بنیان از فراگردی استفاده می­ کند که مستلزم گردآوری و تحلیل همزمان و زنجیره ­وار داده‌­ها است.
در این استراتژی پژوهشی، از نمونه ­برداری نظری استفاده می­ شود. نمونه‌برداری نظری، فراگرد گردآوری داده برای تولید نظریه است که بدان وسیله تحلیل‌گر به طور همزمان داده‌هایش را جمع ­آوری، کدگذاری و تحلیل کرده و تصمیم می­‌گیرد به منظور بهبود نظریه خود تا هنگام ظهور آن، در آینده چه داده­ هایی را جمع­ آوری و در کجا آن­ها را پیدا کند.
فرایند نظریه پردازی نظریه­ داده‌بنیاد
بیشتر پژوهشگران ایرانی از رهیافت نظام‌مند اشتراوس و کوربین استفاده می‌کنند. نظریه‌­پردازی داده­‌بنیاد براساس رهیافت ساختارمند مبتنی بر ۳ نوع کدگذاری باز، محوری و انتخابی است که در ادامه هر یک تشریح می‌­شوند.
کدگذاری باز Open Coding
کدگذاری محوری Axial Coding
کدگذاری انتخابی Selective Coding

انواع کدگذاری در روش گراندد تئوری
کدگذاری آزاد ( باز) : کدگذاری، روند تجزیه و تحلیل داده‌­هاست. کدگذاری باز بخشی از فرایند تحلیل داده‌هاست که به خردکردن، مقایسه­‌سازی، نام‌گذاری، مفهوم‌­­پردازی و مقوله­‌بندی داده‌­ها می‌پردازد. طی کدگذاری باز، داده‌­ها به بخش‌­های مجزا خرد شده و برای به­‌دست آوردن مشابهت­‌ها و تفاوت­‌هایشان مورد بررسی قرار می­‌گیرند. کدگذاری باز دربرگیرنده رویه­‌های زیر است.
کدگذاری محوری: کدگذاری محوری مرحله دوم تجزیه و تحلیل در نظریه­‌پردازی زمینه‌­بنیان است. هدف این مرحله برقراری رابطه بین مقوله‌­های تولید شده در مرحله کدگذاری باز است. این کدگذاری، به این دلیل محوری نامیده شده که کدگذاری حول محور یک مقوله رخ می‌دهد. در این مرحله پژوهشگر یکی از مقوله‌ها را به عنوان مقوله محوری انتخاب کرده، آن را تحت عنوان پدیده محوری در مرکز فرایند، مورد کاوش قرار داده و ارتباط سایر مقولات را با آن مشخص می‌کند.
کدگذاری انتخابی: در این گام از کدگذاری، نظریه‌پرداز یک نظریه را از روابط بین مقوله‌های موجود در کدگذاری محوری به نگارش در می‌آورد. این فرایند مبتنی بر روش‌هایی مانند نگارش خط داستان است که مقوله‌ها را یکپارچه می‌سازد و به یک نظریه ختم می‌شود. یک روش دیگر، بکارگیری ماتریس شرطی برای نظریه‌پردازی است.

ارائه الگوی پارادایمی
درکدگذاری‌باز، مقوله‌ها و مضامین اصلی پیرامون پدیده مورد مطالعه شناسایی می‌شوند. در کدگذاری‌محوری‌، مقوله‌ها‌ به‌طور نظام‌مند بهبودیافته و با زیرمقوله‌ها پیوند داده‌ می‌شوند‌. در نهایت از طریق، کدگذاری گزینشی، الگوی پارادایمی پژوهش ارائه می‌شود. یک مدل پارادایمی شامل موارد زیر است:

-شرایط علی
-شرایط زمینه‌ای
-شرایط مداخله‌گر
-استراتژی‌ها
-پیامدها

ارائه الگوی پارادایمی در نظریه‌پردازی داده‌بنیاد
از طریق الگوی پارادایمی، گستره پژوهش تا سطح یکی از چندین فرایند یا شرایط اجتماعی اصلی که در داده‌ها وجود دارند، فشرده‌تر می‌شود. ظهور متغیر محوری در مطالعه، به عنوان راهنمایی برای گردآوری و تحلیل داده‌های بیشتر بعدی نیز، عمل می‌کند، یعنی مقوله محوری سبب جهت‌دهی به نمونه برداری نظری می‌شود.
نتیجه‌گیری
هدف نظریه‌­پردازی زمینه ­بنیان، تولید نظریه است نه توصیف صرف پدیده. برای اینکه تحلیل­‌ها به نظریه تبدیل شوند مفاهیم باید به طور منظم به یکدیگر ربط یابند.
در کدگذاری محوری، مبانی و پایه­‌های کدگذاری انتخابی پی­ریزی می­شود.

کدگذاری انتخابی مرحله اصلی نظریه­‌پردازی است که مقوله محوری را به شکلی نظام‌­مند به دیگر مقوله­‌ها ربط داده، آن روابط را در چارچوب یک روایت و داستان، روشن کرده و مقوله‌­هایی را که به بهبود و توسعه بیشتری نیاز دارند، اصلاح می‌­کند.
کدگذاری انتخابی، یافته‌­های مراحل کدگذاری قبلی را گرفته، مقوله محوری را انتخاب می­‌کند، به شکلی نظام­مند آن را به دیگر مقوله‌­ها ربط می­‌دهد، آن روابط را اثبات می­‌کند، و مقوله­‌هایی را که به بهبود و توسعه بیشتری نیاز دارند تکمیل می­‌کند. در این حالت توجه به روابط میان مقوله‌­ها بر مبنای مشخصه­‌ها و ابعادشان است.
اولین گام در کدگذاری انتخابی تشریح خط اصلی داستان است. گام دوم ربط دادن مقوله‌های تکمیلی حول مقوله محوری با استفاده از یک مدل است. در مرحله بعد هر یک از مقوله­‌ها می­باید به ابعادشان مرتبط شوند. گام چهارم به تائید رساندن آن روابط با استفاده از داده‌هاست. آخرین مرحله تکمیل مقوله­‌هایی است که نیاز به اصلاح و یا بسط و گسترش دارند. در نهایت نظریه زمینه‌­بنیان ممکن است با گزاره‌­ها یا قضایایی پایان یابد که روابط بین مقوله­‌ها را در الگوی کدگذاری محوری روشن می‌­کنند.

https://t.me/CSM_MODEL
#BM

تغییرات در صنعت ارتباطات و فناوری اطلاعات به گونه‌ای شگفت‌انگیز در حال وقوع است و همراه اول، بزرگ‌ترین اپراتور موبایل ایران، به‌خوبی این تحولات را درک کرده است. با تصمیم به ری برندینگ همراه اول، این اپراتور به دنبال ارتقاء هویت خود و پاسخگویی به نیازهای روزافزون کاربران در عصر دیجیتال است. تغییرات ظاهری مانند لوگوی جدید همراه اول، تنها بخشی از این فرآیند هستند؛ هدف اصلی بازتعریف مأموریت و ارزش‌های همراه اول در فناوری‌های نوین است. آیا تاکنون به این فکر کرده‌اید که یک لوگو چگونه می‌تواند نماد تحولی بزرگ باشد؟ طراحی جدید لوگوی همراه اول، با رنگ‌های جذاب و خطوط مدرن، نه تنها به جلب نظر نسل جوان کمک می‌کند، بلکه نشان‌دهنده عزم راسخ این اپراتور برای ورود به یک عصر جدید است.

سال ۱۴۰۴ سال تحول بنیادین همراه اول و بسیاری دیگر از برندهاست و سالی ویژه برای ورود برندهای جدید و ریبرند برندهای قدیمی است!

با ما (هلدینگ توسعه پایدار خدائی) برندینگ و ریبرندینگ خود را به بهترین شیوه رقم بزنید!

#برندینگ
#ریبرندینگ

https://t.me/Branding_Academy
#DMT

💢حكايت مديريتى

🔵 مردی که در یکی از روزهای تعطیل ماهی می‌گرفت به کنار قایقش نگاه کرد و ماری را دید که قورباغه‌ای در دهان دارد. برای قورباغه ناراحت شد. دستش را دراز کرد و قورباغه را از دهان مار نجات داد و آزادش ساخت. اما حالا برای گرسنگی مار ناراحت بود. چون غذا نداشت قمقمه را برداشت و چند قطره شربت در دهان مار ریخت. مار با خوشحالی شنا کرد و دور شد. قورباغه شاد و مرد نیز از این کارش مسرور بود. او در این اندیشه بود که تمام کارهایش درست بوده تا اینکه بعد از چند دقیقه صدای برخورد چیزی را با قایقش شنید. با ناباوری و حیرت دید که این دفعه مار با دو تا قورباغه آمده بود.
این حکایت حاوی درسهای ارزنده است:

🔸رفتاری که به آن پاداش داده شود تکرار می‌شود.
🔸در تلاش برای انجام کارهای درست گاهی ممکن است کارهای غلط مشمول پاداش قرار گیرند.
در این کتاب ارزشمند که توسط آقای مایکل لوبوف نوشته و آقای دکتر مهدی ایران نژاد پاریزی ترجمه کرده‌اند،‌به طور خلاصه در خصوص پاداش این بزرگترین اصل مدیریت توصیه‌های مهمی برشمرده شده است. از قبیل:

🔸1- به راه حلهای اساسی به جای راه حلهای مقطعی پاداش دهید.
🔸2- به ریسک پذیری به جای اجتناب از ریسک پاداش دهید.
🔸3- به خلاقیت کاربردی به جای اطاعت کورکورانه پاداش دهید.
🔸4- به اقدام قاطع به جای فلج کردن کار با تجزیه و تحلیل پاداش دهید.
🔸5- به کار برجسته به جای نمایش کار پاداش دهید.
🔸6- به ساده کردن کاربه جای پیچیدگی غیرلازم پاداش دهید.
🔸7- به رفتار آرام و موثر به جای نق زدن و سر و صدا راه انداختن پاداش دهید.
🔸8- به کیفیت کار به جای سرعت در کار پاداش دهید:
🔸9- به وفاداری به سازمان، به جای تهدید به ترک خدمت پاداش دهید.
🔸10- به کار تیمی به جای تک روی پاداش دهید.

https://t.me/DM_Development
Forwarded from مرکز توسعه و مدل سازی رهبری (Khodai Sustainable Development Holding)
تسبیحات اربعه را بخون!!!!

حمید قنبری
دو سال پیش، وقتی از پست اجرایی‌ام در بانک مرکزی خداحافظی کردم و به‌عنوان مشاور ادامه دادم، برنامه‌ام سبک‌تر شد.
بعد از هجده سال کار شبانه‌روزی، فرصتی پیش آمده بود که بیشتر مطالعه کنم، کمی به کارهای عقب‌افتاده برسم، نفس بکشم.

در همین دوران بود که یکی از دوستان قدیمی تماس گرفت. با لحنی دوستانه گفت: «الان که سرت خلوت شده، چرا به مرکز امور حقوقی بین‌المللی ریاست‌جمهوری مشورت نمی‌دی؟ دنبال یکی هستن که حقوق بین‌الملل خونده باشه، ولی از نظام بانکی هم سر دربیاره. تو که سال‌ها تو بانک مرکزی بودی، چه کسی بهتر از تو؟»

حرفش بی‌راه نبود. من نه دنبال سمت بودم، نه عنوان، نه پول. گفتم حالا که وقت دارم و بار اجرایی‌ام سبک شده، اگر کاری از دستم برمیاد برای مملکتم انجام بدم، چرا نه؟
قبول کردم. کمی بعد، با رئیس مرکز صحبت کردم. گفت: «چند پرونده خارجی داریم در حوزه بانک‌ها. لایحه‌نویسی و کارهای حقوقی رو وکلای خارجی انجام می‌دن، اما ما یه نفر ایرانی می‌خوایم که هم حقوق بلد باشه، هم بانک رو بشناسه، که پرونده‌ها رو بخونه، مطمئن بشه جایی اشتباه نکردن، کم نگذاشتن، و منافع ما حفظ شده.»

کار کاملاً فنی بود. نه منصب داشت، نه اعتبار، نه درآمد آن‌چنانی. فقط دل‌مشغولی من بود برای ایران. برای اینکه سهمی هرچند کوچک داشته باشم در دفاع از منافع کشورم در یک دعوای بین‌المللی. روند معمول اداری این بود که برای همکاری، باید مراحل گزینش نهاد ریاست جمهوری را هم طی می‌کردم. گفتم باشد.

یک روز زنگ زدند که برای مصاحبه گزینش بیایید. رفتم؛ خیابان پاستور، ساختمانی رسمی، اتاقی ساده. مردی پشت میز نشسته بود. چند فرم داد تا پر کنم. شروع کرد به سؤال‌وجواب. مشخصات، سوابق، درس‌هایی که خوانده‌ام، تجربه‌ها. بعد ناگهان گفت: «تسبیحات اربعه را بخون.»

سکوت کردم. پرسید: «انواع غسل‌ها را بگو.» بعد گفت: «غسل‌های مخصوص بانوان را هم توضیح بده.»

همان‌جا درونم فرو ریخت. حس کردم هجده سال تلاش بی‌وقفه، همه دقت و وسواس در حفظ منافع بانک مرکزی، همه ساعت‌های پرتنش تحریم و مذاکره و نامه‌نگاری، ناگهان به هیچ تبدیل شد. من را، با «تسبیحات اربعه» می‌سنجیدند. نه با تعهدم. نه با تخصصم. نه با کارنامه‌ام. با دانستن غسل‌های بانوان.

من آمده بودم برای وطنم کاری بکنم. برای پرونده‌هایی که اگر اشتباهی در آن‌ها می‌رفت، شاید میلیون‌ها دلار خسارت روی دست کشور می‌گذاشت. اما معیار سنجش من نه صداقت بود، نه توان، نه شناخت حقوق بین‌الملل، نه تجربه بانکی. معیار، میزان آشنایی من با جزئیات مناسک بود.

در آن لحظه فهمیدم درد این کشور فقط تحریم و بحران اقتصادی نیست؛ درد این کشور آن است که آن‌کس که از کار دزدی نکرده، اما تسبیحات اربعه را از حفظ نیست، در معرض طرد است. و آن‌کس که نماز جمعه را درست می‌رود اما در کار خیانت می‌کند، با افتخار می‌ماند.

این همان ساختاری‌ست که باعث شده متخصصان شریف یکی‌یکی مهاجرت کنند. نه چون نمی‌خواستند بمانند، بلکه چون این کشور نتوانست قدرشان را بداند. چون وقتی آمده بودند که خدمت کنند، در برابرشان فرمی گذاشتند و گفتند: «غسل بانوان را توضیح بده.»

بعد گفت: «معرفت کیه؟» نوشتم: احمد عراقچی.

نگاهی کرد و گفت: «همون عراقچی که پرونده داره؟» گفتم: «آره، همون.»
با تعجب گفت: «آخه نمی‌شه که!»
گفتم: «همینه که هست. اون آدمی بود که اومد برای این مملکت کار کنه و بهش ظلم شد. اگر اون از نظر شما مردوده، منم همونم. از نظر من، آدم درستیه.»

رفتم. آرام، بی‌عصبانیت، اما محکم. و پشت سرم را هم نگاه نکردم.

در آن لحظه، شاید آن شخص نفهمید چرا دارم می‌روم. اما من می‌دانستم. می‌دانستم که تدوام این سیستم گزینش، فقط مساوی است با تأیید همین سنجه‌های ریاکارانه‌ای که کشور را به این نقطه رسانده‌اند. همین گزینش‌ها، همین معیارهای ظاهربین و مقلد، ریشه‌ی پوسیدگی‌اند. ریشه‌ی کوچ آدم‌ها، ریشه‌ی فرسایش سرمایه انسانی، ریشه‌ی فربه شدن ظاهرسازان و بی‌اثر شدن با‌کفایت‌ها.

و واقعیت این است:
وقتی پای وطن در میان است، وقتی کشوری در بزنگاه نیاز به کسی دارد که پشتش بایستد، تسبیحات اربعه به کارش نمی‌آید.
آن‌چه به کار می‌آید، قلبی‌ست که برای ایران بتپد و پایی‌ست که در لحظه‌ی خطر عقب نکشد.

*مدیرکل سابق بین‌الملل بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران

https://t.me/CSM_MODEL
Forwarded from مرکز توسعه شخصیت (Khodai Sustainable Development Holding)
Forwarded from مرکز توسعه استراتژیک (Khodai Sustainable Development Holding)
#NSM

اگه به دنبال توسعه کسب و کارت هستی...

توسعه کسب و کار، تجارت و نظریه سازمانی که هدف آن ایجاد ارزش بلندمدت برای یک سازمان، از طریق مشتریان، بازار و ارتباط فردی می‌باشد و مستلزم فرایندهای توسعه و پیاده‌سازی فرصت‌های رشد در داخل و بین سازمان‌ها است.

ما بر اساس شرایط بوم‌شناسی کشورمان و ریشه‌یابی عناصر پیدایش کسب و کار از دیرباز، مدل نوین بر اساس علم نوین مدیریت مقصد که مخفف (DMT) Destination Management Theory  می‌باشد، تمامی اقدامات و شناخت‌ها، بررسی‌ها، تحلیل‌ها، برنامه‌ریزی‌ها و استراتژی‌ها بر اساس تعریف و انتخاب مقصد نهایی Final Destination  شکل می‌گیرد و به جای مدیریت فرآیند ها، ما در این تئوری نوین اهداف و نهایتاً مقصد را مدیریت می‌کنیم که این خود یکی از چهار نظریه و علم ایجاد شده توسط «دکتر مهدی خدائی» برای ایجاد و توسعه کسب و کار به بهترین شکل می‌باشد.

که برای فهم بهتر، این چهار مرحله را معرفی و بررسی می‌کنیم:

▪️مدل چهار مرحله‌ای برنامه‌ریزی استراتژیک نوین (NSM)
۱)مرحله اول: مبدا شناسی با استفاده از تکنیک‌های علم نوین (TLS)
۲)مرحله دوم: مقصد شناسی با استفاده از تکنیک‌های علم نوین (DMT)
۳)مرحله سوم: روش‌شناسی با استفاده از تکنیک‌های علم نوین (NSM)
۴)مرحله چهارم: ابزارشناسی با استفاده از تکنیک‌های علم نوین (NBM)

▪️جدیدترین و بهترین تعریف:
شناخت اولیه در گام نخست و همیشگی و مداوم در گام‌های بعدی از؛ قوت‌ها ، ضعف‌ها،  فرصت‌ها و  تهدید‌ها با استفاده از ماتریکس (SWOT) و شناخت و تعریف اهداف و مقصد (توجه داشته باشید فقط یک مقصد) با یافتن روش‌های نوین و کاربردی ضمن پژوهش مداوم و متناسب با ابزار‌های موجود (و در صورت لزوم یافتن و ساختن ابزارهای لازم ).

سپس با توجه به این مدل از ایجاد توسعه کسب و کار، ما همواره در یک سیکل دائمی پژوهش می‌کنیم، هدف‌گذاری می‌کنیم، روش‌هایی را ابداع یا پیدا می‌کنیم و اقدام می‌کنیم.

و اما اقدام، که داستان منحصر به خود را دارد

بر اساس مدل نوین  (چرخه خدائی)  می‌توان آن را موثر و فزاینده کرد.

در زیر به طور خلاصه به معرفی آن می‌پردازیم:

۱)استراتژی (Strategy)
۲)برنامه‌ریزی (Planning)
۳)رهبری (Leadership)
۴)اقدام (Action)
۵)تداوم (Continuity)
این چرخه، زمینه‌ساز بهبود مستمر (continuous improvement)  است
که خود پیش‌نیاز توسعه کسب و کار است.

باز به طور خلاصه به معرفی و تعریف آن می‌پردازیم:

۱) استراتژی:
اولین گام استراتژیک در ایجاد توسعه کسب و کار BMC یا بیزینس مدل کانواس می‌باشد که هر یک از ۳ حرف دربرگیرنده مفاهیم مختص به خود می‌باشد:
B (Business):
کسب و کار:
 مفاهیم کلیدی: فلسفه، چرایی، چیستی، ایده، انگیزه اولیه
M (Model)
مدل:
 مفاهیم کلیدی: بنچ‌مارک، تحقیق، آنالیز، دانش فنی، مزیت منحصر به فرد
C (Canvas) بوم: مفاهیم کلیدی: ژئومارکتینگ، زنجیره ارزش، منابع، CRM، ساختار

۲) برنامه‌ریزی 2(STP):
دومین گام از ایجاد توسعه کسب و کار برنامه‌ریزی 2(STP) می‌باشد که به صورت زیر است:
S: (Self Management & Segmentation) خودشناسی و مدیریت خویشتن و طبقه‌بندی و بخش‌بندی .
T: (Targeting & Targeting)
هدف شناسی و هدف گذاری.
P: (Promotion & Positioning)
ترویج و جایگاه یابی.

۳) رهبری CCS
C (Checking)
بررسی:
مفاهیم کلیدی: منابع، آمیخته برندینگ و اجزای برند، بازار‌ها، رقبا، مشتریان، مصرف‌کنندگان
C (Control)
کنترل:

مفاهیم کلیدی:
فرایند‌ها، دستورالعمل‌ها، استانداردها، منابع و دیگر موارد بالا
S(Supervision)
نظارت:
مفاهیم کلیدی: 
برنامه‌ریزی ۹ گانه (ابعاد مارکتینگ)، 5M، 5P، و کلیه موارد بالا 
 
۴)اقدام:
که شامل مراحل ۶ گانه زیر می‌باشد:
۴-۱) آموزش و کوچینگ مستمر.

۴-۲) ورود به بازار.

۴-۳) اجرای کمپین‌ها و برنامه‌ها.

۴-۴) مدیریت و انجام مذاکرات.

۴-۵)برگزاری رویدادها.

۴-۶)تهیه گزارشات جامع.

۵)تداوم:
حضور همیشگی و رو به افزایش (کمی و کیفی) در بازار و ساختن و ایجاد و رسیدن به: ((برند برتر و برند محبوب)) با استفاده از مدل های سه گانه مارکتینگ و چهارگانه برندینگ در علم نوین«NBM» و دو فلسفه نوین کسب و کار دکترخدائی.

بدیهی است با رعایت گام‌به‌گام این موارد و عمل به آن‌ها که بر اساس ۵ علم نوین در زمینه توسعه شخصیتی و کسب و کار می‌باشد، که حاصل بیش از ۳ دهه پژوهش و مطالعه مداوم
 ((دکترخدائی)) 
می‌باشد، که این خود معرف مزیت رقابتی این هلدینگ می‌باشد.
چرا که تنها ارائه‌کننده این علوم، تئوری‌ها، روش‌ها و برنامه‌های نوین توسعه شخصیتی و کسب و کار «هلدینگ توسعه پایدار خدائی» می‌باشد.
 

https://t.me/Strategic_Development_Centerو