مرکز توسعه مدیریت
31 subscribers
1.09K photos
203 videos
22 files
1.22K links
وظایف این مرکز:
-برنامه ریزی و سازماندهی
-جذب و آموزش مدیران متخصص
-تدوین چارت سازمانی
-طراحی و اجرای «چرخه خدائی» (بهبود مستمر)
-برنامه ریزی و تدوین بیزینس پلن
-طراحی و اجرای پروژه های:
«راه اندازی، مهندسی و سازماندهی مجدد کسب و کارها»
-و…
Download Telegram
⭕️ ۲۰ ویژگی مدیران بد

🔸در سال ۲۰۱۸ موسسه Predictive Index تحقیق گسترده‌ای را درباره خصوصیات مدیران بد انجام داد. در این تحقیق از بیش از ۵ هزار نفر از کارکنان پرسیده شد مدیران آنها چه خصوصیات منفی دارند. بر اساس نتایج این تحقیق ۲۰ ویژگی مدیران بد که فراوانی بیشتری دارند، عبارتند از:

▪️انتظارات واضحی را بیان نمی‌کنند.
▪️تبعیض قائل می‌شوند.
▪️به حرفه و توسعه فردی کارکنان اهمیتی نمی‌دهند.
▪️پشت سر دیگران حرف می زنند.
▪️علاقه مند به بازخورد نیستند.
▪️همواره می‌خواهند ثابت کنند که حق با آنها است.
▪️خودآگاهی ضعیفی دارند.
▪️به اعتماد دیگران خیانت می‌کنند.
▪️به دیگران گوش نمی دهند.
▪️نیازهای خود را در مقابل نیازهای دیگران قرار می‌دهند.
▪️مهارت کلامی ضعیفی دارند.
▪️از کارکنان خود حمایت نمی‌کنند.
▪️انتظارات خود از دیگران را به روشنی تببین نمی‌کنند.
▪️از کارِ خوب دیگران قدردانی نمی‌کنند.
▪️دیگران را با تهدید وادار به انجام کارها می‌کنند.
▪️بی‌حوصله و کم‌صبر هستند.
▪️موجب آزردگی خاطر دیگران می‌شوند.
▪️منفعل هستند.
▪️به تعهدات خود عمل نمی‌کنند.
▪️به راحتی تهدید و مرعوب می‌شوند.

https://t.me/DM_Theory
نگویید شکست خوردیم

دانشگاه هاروارد، مطالعه جالبی درباره ادبیات رهبران شرکت‌ها در مواجهه با شکست انجام داده است. نتایج تحقیقات این دانشگاه نشان می‌دهد، رهبران شرکت‌های تجاری به ندرت از کلمه «شکست» استفاده می‌کنند و به جای آن اصطلاحاتی مثل «تجربه کسب کردیم» یا «یک تجربه آموزنده» را به کار می‌برند و مثلا می‌گویند: «این یک تجربه آموزنده و با ارزش برای ما بود» یا «این یک تجربه آموزنده دردناک بود»

این دسته از رهبران معتقدند برای موفق شدن در کسب و کار، باید برای تعداد زیادی «تجربه آموزنده» آماده باشیم تا بتوانیم محصولی مناسب و خلاقانه را عرضه کنیم و چیزی به عنوان شکست وجود ندارد، فقط بازخورد و تجربه‌آموزی است و ما با شکست خوردن، راه موفق شدن را یاد می‌گیریم.

این تحقیقات، در پایان به این نتیجه رسیده است که موفقیت در کسب و کار و بازاریابی، مستلزم طی کردن این چهار گام است:

۱. تصمیم بگیریم چه برنامه یا کمپین یا استراتژی خلاقانه‌ای را می‌خواهیم اجرا کنیم

۲. آن برنامه، کمپین یا استراتژی را فورا انجام بدهیم و از انجام آن نترسیم

۳. ممکن است شکست بخوریم ولی باید از شکست‌مان یاد بگیریم

۴. دوباره و بارها و بارها امتحان می‌کنیم تا وقتی که موفق بشویم

این فرایند به ما دو نکته مهم را یادآوری می‌کند: اول، نباید از ترس شکست، از امتحان کردن استراتژی‌ها، کمپین‌ها و برنامه‌های خلاقانه غافل بشویم. دوم، بازارها و مشتریان به قدری پیچیده و متغیر هستند که حتی شرکت‌های بسیار حرفه‌ای هم نمی‌توانند با اطمینان کامل بگویند استراتژی‌، کمپین یا برنامه‌شان قطعا موفق می‌شود.

https://t.me/Strategic_Academy
#TLS
#DM
#BM

... انفجار ابله ها ...
گای کاواساکی نظریه پرداز مدیریت و از موسسان شرکت اپل پدیده ای رو تحلیل میکنه که استیو جابز از اون به نام "انفجار ابله ها" نام میبرد، او می گوید:
مدیران درجه یک، کسانی را استخدام می‌کنند که از خودشان بهتر و تواناتر هستند، اما افراد درجه دو و پائینتر با نگرانی از دست دادن جایگاه خود، افرادی از خود پایینتر را استخدام می کنند و همینطور نفرات رده های پایینتر و ... (چون مسلما آنها هم نفرات درجه یک نیستند! )
لذا پس از مدتی با موجی فراگیر از نفرات ضعیف و ناتوان در ساختار سازمان مواجه می شوید که معدود افراد توانمند را نیز فلج می کند ... !!!

®https://t.me/DM_Theory
#TLS
#DM
#BM
«سینرژی»

وقتی یک نفر به تنهایی می خواهد کاری را انجام دهد شاید اگر تمام ظرفیت ذهنی، جسمی، مالی و روحی و روانی خود را به کار ببندد هم نتواند از پس آن برآید اما با کمک گرفتن از یک یا چند نفر دیگر( فکری، جسمی یا روانی) بهتر می تواند از پس آن کار یا مسئله بر آید چرا که در این موقعیت دیگر انرژی یک نفر دیگر فقط وجود ندارد بلکه سینرژی یا هم افزایی نیروها حاکم می شود و در واقع با در کنار هم قرار گرفتن دو میدان انرژی، نیروها فقط دو برابر نمی شوند بلکه چندین برابر می شوند و به این می گویند«سینرژی».

حال اگر جوحاکم بر جمعی و گروهی مثبت باشد سینرژی حاصل بی نهایت مثبت می شود و بر عکس.


*مواردی که سینرژی مثبت را افزایش می دهد:

۱) به کاربردن کلمات مثبت به ویژه:
عشق، محبت، دوست داشتن،
مهربانی، انگیزه، جدید، شادی، هیجان، سود، ثروت، لذت، فراوانی، امید، زندگی، خدا و کلماتی ازاین دست...

۲) بودن در محافل و گروه هایی که همه مثبت نگر هستند، ترک محافل و گروه هایی که منفی نگرند!

۳) مطالعه نشریه ها و کتاب هایی با رویکرد مثبت و دیدن و شنیدن برنامه ها و ووسیقی های آرامش بخش و مثبت و سودمند.

۴) اگردر فضای مجازی هستید نام و تصویر پروفایل خود را مثبت انتخاب نمایید اگر نمی خواهید از نام و تصویر خود استفاده کنید و فقط مطالب سودمند ،شاد و مثبت بگذارید آن وقت با اثرپروانه ای مثبتی که ازخود به جای می گذارید طوفانی از انرژی مثبت ایجاد می کنید که زندگی خود، هم گروهی ها و هم گروهی های آنها وچه بسا کل جهان را متحول و سرشار از خوبی ، شادی، انگیزه و در نهایت موفقیت می سازید که دست آخر به خود شما باز می گردد و سینرژی ایجاد شده آنچنان شمارا به عرش آرزوها و خواسته هایتان می رساند که در مخیله تان نیز نگنجد.

۵) به کار نبردن کلمات منفی یا به ظاهر خنثی اما دارای بار منفی به ویژه:
خیانت، شیطان، تصادف، افسوس، حسرت، گذشته، نوستالژی، مرگ، غم، غمکده، ویرانی، کمبود، مسخره، دشمن و کلماتی از این دست...

۶) قرار نگرفتن در معرض اخبار و اطلاعات منفی، حجم عمده اخبار مندرج در بخش های خبری شبکه های تلوزیونی، رادیویی، روزنامه ها و سایت هاو خبرگزاری ها منفی و انعکاس حوادث هستند که اینها به نوبه خودشان در تخریب روح و روان مخاطب سهم بسزایی دارند.

۷) قرار گرفتن در کانون ها و مجراهای سینرژی مثبت که البته تعدادشان هنوز در جامعه ما فراوان است به طور مثال در محل کار، دانشگاه و یا باشگاه و محل ورزش و کتابخانه، خانواده و... که وقتی اراده کنید که مثبت باشید و موفق جذبشان می کنید‌.

و مواردی که در فرصتی دیگر بیان خواهم کرد فعلا با هم به این نکات عمل کنیم و اثرش را ببینیم.

تابعد...
®https://t.me/TLS_Academy
#TLS
#DM
#BM

شرایط تصمیم گیری

1- شرایط محیطی : شرایط محیطی عواملی هستند که بر تصمیمات مدیران تاثیر می گذارد و مدیران کنترل کمی بر آنها دارند یا اصلا کنترل ندارند .

2- شرایط اطمینان : زمانی در شرایط اطمینان قرار داریم که آگاه باشیم در آینده چه رخ خواهدداد . تحت این شرایط اطلاعات درست سنجش پذیر و قابل اطمینان وجود دارد که بر اساس آن می توان تصمیم گیری کرد . اطمینان به معنای آن است که مدیر انواع مسائل و راهکارهای جایگزین را می شناسد و قادر به تعریف آنها است .

3- شرایط مخاطره : در شرایط مخاطره قابلیت پیش بینی کمتر است . اطلاعات کاملی در دست نیست ولی تصمیم گیرنده می داند که احتمال نتایج ممکن تا چه اندازه است .
4- شرایط عدم اطمینان : تحت شرایط عدم اطمینان تقریبا اطلاعاتی درباره ی آنچه پیش خواهد آمد در دست نیست و تصمیم گیرنده از احتمالات و حتی نتایج ممکن بی خبر است . در شرایط عدم اطمینان تصمیم گیرنده برای انتخاب راه حل مناسب از سه شیوه می تواند استفاده کند که عبارتند از :
الف : حداکثر حداکثرها
ب : حداکثر حداقل ها
ج : ارزش مورد انتظار با احتمال یکسان.

®https://t.me/DM_Theory
💸همراه ما باشید تا در زمینه‌ی "اقتصاد و مدیریت" لغات انگلیسی مهم و پرکاربرد رو یاد بگیریم.

economis => علم اقتصاد
budget => بودجه
currency => ارز
debt => بدهی
fiscal => مالی
inflation => تورم
invest => سرمایه‌گذاری
poverty => فقر
profit => سود
tax => مالیات


یادگیری روزمره و کاربردی زبان انگلیسی تخصصی در آکادمی زبان DTL:
https://t.me/DTL_Academy
A calm mind can handle any storm.
یک ذهن آروم می‌تونه هر طوفانی رو اداره کنه.

https://t.me/DTL_Academy
#TLS
#DM
#BM

💥مديران برتر دنیا 16 ویژگی دارند که عبارتند از:

1- تمایل به کسب موفقيت
2- ظاهری مرتب و آراسته
3- غرور شغلی
4- مهارت در ارتباطات
5- صداقت و صراحت
6- داشتن حافظه خوب
7- ظرفیت کار سنگین
8- تصمیمات عاقلانه
9- اتکا به خود
10-غلبه بر ترس
11-دوراندیشی و ریسک پذیری
12-سالم بودن
13-انتقادپذیری
14-ایجاد انرژی مثبت
15-تمایل به ارزشیابی از خود
16-علاقه به ديگران
         https://t.me/DM_Theory
#TLS
#DM
#BM

14 نکته دمینگ (DEMING) :

بخش عمده نوآوری های مدیریتی ژاپن در نیمه دوم قرن بیستم حاصل تلاش های دکتر دبلیو ادواردز دمینگ امریکایی بود. دمینگ ، که در سال 1993 در گذشت، مبتکر خستگی ناپذیر در علم مدیریت و مدافع سرسخت کیفیت بود. در سال 1992 دمینگ در یک تله کنفرانس ، حاصل مطالعات خود را ارائه کرد.

دکتر دمینگ بیشتر به خاطر" 14 نکته " اش مشهور است، دستور العملی برای درمان بیماری های مدیریت امروز. بسیاری از این نکات امروز در برنامه ی عادی بنگاه های اقتصادی امریکا قرار دارند اما 30 سال پیش دکتر به آنها توجه کرد.

۱. هدف خود را به صورتی پایدار ، افزایش کیفیت محصولات و خدمات قرار دهید. با این نیت که با رقبا رقابت کنید ، در بازار بمانید و کارآفرینی کنید.

۲. فلسفه ی جدید را بپذیرید. ما در عصر اقتصادی نوینی هستیم. مدیران باید این چالش را بپذیرند، مسئولیت های خود را بیاموزند و رهبری تغییرات را به دست بگیرند.

۳. برای دستیابی به کیفیت، وابستگی به بررسی محصولات پس از تولید را کنار بگذارید. به جای آن کیفیت را از همان اول وارد محصولات خود کنید.

۴. به جای پایین آوردن قیمت کالا و کنار آن سود خود، هزینه های کلی را پایین بیاورید.

۵. سامانه های تولید و خدمات را به طور پیوسته تا ابد بهتر کنید تا کیفیت و بازدهی بالاتر برود و در نتیجه هزینه ها پایین تر بیاید.

۶. آموزش در حین کار را برای کارگران فراهم کنید.

۷. رهبری را نهادینه کنید. هدف رهبری باید کمک به افراد و دستگاه ها باشد تا کار خود را بهتر انجام دهند.

۸. ترس را از محیط کار حذف کنید با همه بتوانند به طور موثر برای شرکت کار کنند.

۹. دیوار های میان دپارتمان ها را بردارید . کارکنان واحدهای پژوهش ، طراحی ، فروش و تولید باید به شکل یک تیم کار کنند تا بتوانند مشکلات تولید و کاربرد محصولات را به موقع پیش بینی کنند.

۱۰. از شعارهای پر زرق و برق و همین طور نصیحت به کارگران برای رسیدن به نقایص و ضایعات صفر پرهیز کنید. این نصیحت ها فقط منجر به بروز روابط رقابتی ناسالم می شود، چرا که دلیل کیفیت و بازدهی کم در سیستم های کاری است و از اختیار نیروی کار خارج است. به جای کارگران فرایندها را اصلاح کنید.


۱۱. الف) به جای تعریف معیارهای کاری و توقع ، به رهبری بپردازید. ب) از مدیریت برمبنای هدف ، اعداد، ارقام پرهیز کنید و به جای آن رهبری کنید.

۱۲. الف) موانعی را که مانع احساس غرور کارگران ساعتی می شود بردارید. مسئولیت سرپرستان باید از کمیت به کیفیت تغییر یابد. ب) موانعی را که مدیران و مهندسان را از حق احساس غرور نسبت به کارشان محروم می کند، بردارید. یعنی از ارزیابی کار بر مبنای اعداد به دست آمده پرهیز کنید.

۱۳. یک برنامه ی جدی برای آموزش و رشد حرفه ای در سازمان نهادینه کنید.

۱۴. در سازمان همه را وادار کنید تا این تحول را تحقق ببخشند. این تحول وظیفه همه است.

®https://t.me/DM_Theory
با درود فراوان بر همه عزیزان حاضر و عزیزانی که به تازگی افتخار همراهیتان نصیب ما شده است !

۱- این کانال و دیگر کانال های
گروه و هلدینگ " توسعه پایدار" در راستای آگاهی بخشی و افزایش سطح دانش و مهارت
علم مدیریت و شاخه های متنوع آن(هر کانال مختص یک زمینه می باشد و این کانال مخصوص علم بین رشته ای TLS می باشد).

۲- از همه عزیزان فرهیخته و اندیشمند خواهشمندیم که ما را در ادامه راه همراهی نمایند و مطالب مرتبط خود را برای ما ارسال فرمایید تا به نام خودتان منتشر گردد و در صورت تمایل مشتاقیم که از تخصص تک تک عزیزان در پروژه های این هلدینگ در بخش های مختلف بهره مند شویم.

۳- و همینطور عزیزان کارآفرین و صاحبان کسب و کار ها و استارتاپ ها در زمینه های مختلف و متنوع این مجموعه آماده خدمت گذاری و همکاری با این مجموعه ها می باشد:

- راه اندازی و استقرار کسب وکار.
- سازماندهی و مدیریت.
- توسعه و برندینگ.
- نگهداشت و پایش دائمی دستاوردها.

که این ۴ مرحله شامل بیش از ۵۰ سرفصل ( پژوهشی، برنامه ریزی استراتژیک، آموزشی، عملیاتی و اجرایی و...) می باشد از جمله:
(#TLS #DM #BM)
که مجموع این ۳ علم بین رشته ای حاصل بیش از سه دهه فعالیت پژوهش نظری و عملیاتی مان می باشد .

با سپاس فراوان / ارادتمند مهدی خدائی .
Talk to people who make you see the world differently.
با افرادی صحبت کنین که باعث می‌شن دنیا رو متفاوت ببینین.
https://t.me/DTL_Academy
#TLS
#DM
#SM
#BM

درس امروز :

*ابزار GRPI چيست؟

ابزار GRPI برای اولین بار توسط (ریچارد بکهارد) یکی از بنیانگذاران توسعه سازمانی معرفی شده است. GRPI مخفف واژگان زیر است:
• اهداف (Goals)
• نقش‌ها (Roles)
• فرآیندها (Processes یا Procedures)
• ارتباطات (Interactions)
ابهام در هریک از سطوح می‌تواند روی سطح بعدی اثر گذاشته و موجب بروز ابهامات بیشتر شود.

• اگر اهداف مشخص و شفاف نباشد، نقش‌های فردی با عدم قطعیت مواجه می‌شوند.

• اگر وضعیت نقش‌ها در تیم معلوم نباشد، منجر به تعارض در فرآیندها می‌شود.

• اگر فرآیندها وضعیت نامشخصی داشته باشند، درگیری و تعارضات زیادی در ارتباطات بین اعضای تیم پدیدار خواهد شد.

بنابراین شفافیت حداکثری در هریک از مولفه‌های GRPI، کمک به اثربخشی هرچه بیشتر تیم کاری خواهد کرد.

اکنون با جزئیات بیشتری به بررسی اجزای این ابزار پرداخته می‌شود:

۱. اهداف (Goals)

هدف‌گذاری، یکی از اساسی‌ترین اقدامات برای داشتن تیم کاری یا سازمانی اثربخش است. هنگامی که «چشم‌انداز مشترک» و «ارزش‌های مشترک» به خوبی شفاف شده باشد، اعضای تیم نیز قادر به درک آن خواهند بود.

برای اطمینان از وضعیت اهداف می‌توانید این سوالات را از خود بپرسید:
آیا ماموریت و اهداف تیم روشن و مشخص است؟ آیا اهداف تعیین شده هماهنگ با وضعیت اعضای تیم هست؟ آیا اعضای تیم این اهداف را به خوبی درک می‌کنند و آنها را به‌عنوان وظایف اصلی خود پذیرفته اند؟ اهداف اولویت‌دار تیم کدامند؟ آیا همه اعضای تیم با این اولویت‌بندی موافقند؟ آیا اعضای تیم کاری، نسبت به اهداف احساس تعهد دارند؟

۲. نقش‌ها (Roles)
نقش‌ها و مسوولیت‌ها نشان‌دهنده جایگاه‌های شغلی رسمی و غیررسمی افراد در تیم کاری هستند.
معمولا هر یک از نقش‌ها در تیم کاری برای تحقق اهداف تعیین‌شده به افراد محول می‌شود.
موضوع مهم در عامل نقش‌ها، درک عمیق افراد از مسوولیت‌ها و سطوح اختیارات ایشان است. به‌طور بدیهی با شفاف بودن هرچه بیشتر نقش‌ها، میزان اثربخشی تیم کاری بالاتر خواهد رفت.

برای اطمینان از وضعیت نقش‌ها می‌توانید سوالات زیر را از خود بپرسید: آیا نقش‌ها و مسوولیت‌ها به وضوح تشریح، درک و پذیرفته شده است؟ آیا نقش‌های تعریف شده به‌طور کامل از اهداف تیم پشتیبانی می‌کند؟ آیا اعضای تیم شایستگی و منابع لازم برای انجام نقش‌های خود را دارند؟ آیا رهبری رسمی (یا‌غیررسمی) در تیم وجود دارد؟ اعضای تیم چه توقعاتی از یکدیگر دارند؟ آیا این انتظارات به اشتراک گذاشته شده است؟ آیا اهداف فردی در تیم با اهداف کلی تیم سازگاری دارد؟

۳. فرآیندها(perocesses)

فرآیندها توافق‌نامه‌هایی هستند که اعضای تیم را برای تحقق اهداف تعیین‌شده تیم راهنمایی می‌کنند. فرآیندها می‌توانند شامل ارتباطات، آموزش، تصمیم‌گیری، حل مساله و برنامه‌ریزی باشند.
برای اطمینان از وضعیت فرآیند‌ها می‌توانید سوالات زیر را از خود بپرسید: آیا فرآیندها و دستورالعمل‌های تیم (مانند روش حل مساله، روش‌های ارتباطات، فرآیندهای تصمیم‌گیری، تخصیص منابع) درک و پذیرفته شده است؟ آیا فرآیندها و دستورالعمل‌ها اهداف و نقش‌های تیم را به‌خوبی پشتیبانی می‌کند؟ تصمیمات در تیم چگونه اتخاذ می‌شود؟ آیا میزان اختیارات روشن و شفاف است؟ آیا در سرتاسر تیم کاری، فرآیند ارتباطات بین اعضا به خوبی عمل می‌کند؟ مشکلات و تعارضات بین اعضا چگونه حل و فصل می‌شود؟ هماهنگی بین فعالیت‌های اعضای تیم چگونه است؟ آیا دستورالعملی برای ارائه گزارش و اظهار عملکرد اعضا وجود دارد؟

۴. ارتباطات (Interactions)

این عامل در ابزار GRPI، نشان‌دهنده چگونگی ارتباطات اعضای تیم کاری با یکدیگر و ذی‌نفعان بیرونی تیم است.
سبک رهبری تیم کاری، تاثیر زیادی در نحوه ارتباطات بین اعضا دارد و جنبه‌ای حیاتی برای ایجاد اعتماد و پاسخگویی افراد به شمار می‌آید.
رهبری که به خوبی گوش می‌کند و به موقع بازخورد موثر می‌دهد، می‌تواند محیطی مناسب برای ارتباطات در تیم ایجاد کند.
برای اطمینان از وضعیت ارتباطات در تیم می‌توانید سوالات زیر را از خود بپرسید:
آیا سطح سالم از اعتماد، باز بودن فضای ارتباطی و پذیرش در تیم وجود دارد؟ اعضای تیم کاری نسبت به یکدیگر چه احساسی دارند؟ آیا نیازهای فردی افراد در تیم به رسمیت شناخته شده و مورد احترام است؟ آیا شرایط تیم اجازه انتقاد و به اشتراک‌گذاری نگرانی‌ها و دغدغه‌ها را می‌دهد؟ آیا رهبر و اعضای تیم برای ارائه بازخورد اشتیاق دارند؟
به‌خاطر داشته باشید انتخاب و به‌کارگیری ابزارهای بهبود اثربخشی کار تیمی، برای تیم‌های کاری، سازمان‌ها و کشورهایی که در آن افراد نیاز جدی به بهبود همکاری با هم دارند، یک الزام است.    

پرسش‌ها و ابهامات خود در خصوص این درس مطرح کنید در اولین فرصت پاسخ داده می شوند.

®https://t.me/DM_Theory
Good things come to those who wait.
چیزهای خوب نصیب کسانی میشند که صبر می کنند.

https://t.me/DTL_Academy
#TLS
#DM
#SM
#BM
جدید ترین مقاله در زمینه مدیریت استراتژیک

رهبران درخشان اغلب متفکرانی استراتژیک هستند که در مدیریت پیچیدگی مهارت دارند

چرا ارزش تفکر استراتژیک هرگز بالاتر نبوده است؟ 

برگرفته از کتاب "شش رشته تفکر استراتژیک ۲۰۲۴ نوشته مایکل دی واتکینز / هارپر کالینز

در کانال آکادمی استراتژی👇
https://t.me/Strategic_Academy
Be good, but never waste your time to prove it.
خوب باش، اما هرگز وقتت رو برای اثباتش تلف نکن.
https://t.me/DTL_Academy
#DM
#TLS
#SM
#BM

💢برای استخدام یک نفر، یک لشگر لازم است؟

👈بدون شک، یکی از دشوارترین کارها برای مدیران، استخدام و جایگزینی نیروهایی است که از شرکت رفته‌اند

👈نکته‌ای که بسیاری از مدیران به آن توجه نمی‌کنند، این است که لازم نیست این کار را به تنهایی انجام بدهیم چون موسسات بسیاری از قبیل موسسه‌های زیر هستند که می‌توانند به ما در استخدام کمک کنند:

1️⃣دبیرستان‌ها
شرکت‌های حرفه‌ای برنامه‌های خوبی برای کارآموزی با همکاری دبیرستان‌هایی که در اطراف‌شان قرار دارند، انجام می‌دهند. این قبیل برنامه‌ها را می‌توان با کمک انجمن‌های علمی فعال در مدارس طراحی و اجرا کرد. برخی از شرکت‌ها هم با هماهنگی مدارس بزرگ، روز خاصی را برای معرفی شرکت‌شان به دانش‌آموزان در نظر می‌گیرند

2️⃣دانشگاه‌ها
مدیران حرفه‌ای تلاش می‌کنند روابط خوبی با دانشگاه‌ها برقرار کنند چون به خوبی می‌دانند که دانشگاه‌ها بهترین محل برای جذب افراد مستعد هستند

3️⃣آموزشگاه‌های دولتی
دولت‌ها معمولا آموزشگاه‌های متعددی برای افراد مختلف جامعه دارند. مثلا تقریبا همه کشورها آموزشگاه‌هایی برای افراد نیازمند، افراد جوان و غیره دارند که می‌توان از آنها برای کارمندیابی استفاده کرد

4️⃣کارمندان سایر شرکت‌ها و سازمان‌ها
همواره شرکت‌ها و سازمان‌هایی وجود دارند که به دلایلی می‌خواهند کوچک‌سازی و تعدادی از کارمندان‌شان را اخراج کنند. به همین دلیل می‌توان با هماهنگی با این شرکت‌ها و سازمان‌ها، کارمندان تعدیل شده آنها را جذب کرد

5️⃣سازمان‌های کاریابی
این قبیل سازمان‌ها، دم دست‌ترین سازمان‌هایی هستند که به شرکت‌ها برای کارمندیابی کمک می‌کنند

6️⃣متخصصان و مشاوران
افراد متخصص در هر رشته، از قبیل اساتید دانشگاه، مربیان فنی و حرفه‌ای و غیره معمولا با تعداد زیادی از افراد جویای کار در تماس هستند. به همین دلیل می‌توان از طریق این افراد، کارمندان مورد نیاز را استخدام کرد

https://t.me/DM_Theory
#DM
#SM
#BM
#TLS

مدیریت از نگاه ۴۰ شخص مشهور جهان:

1- بجوئید تا بیابید و بدانید با زحمت و تلاش چیزی را از دست نمیدهید (اسوپ، افسانه‌نویس یونانی)

۲- برنامه‌های توسعه مدیریتی ما در محل کار صورت می‌گیرد نه در کلاس‌های مختلف آموزشی. (ژوزف شرسن)

۳- ترجیح می‌دهم که ملتم به سیاست‌های اقتصادی من بخندند تا اینکه از ولخرجیهایم گریان شوند. (پادشاه سوئد)

۴- برای آنکه مدیر شوید باید از پایین شروع کنید هیچ استثناءی هم وجود ندارد. (هنری بلاک)

۵- با هشت ساعت کار صادقانه در روز می‌توانید به ریاست برسید و روزی ۱۲ ساعت کار کنید. (رابرت فراست)

۶- برای بهبود ارتباطات کامپیوتری باید کمر بوروکراسی ایجاد شده را شکست. (مایکل آلبرشت)

۷- یک مدیر نالایق اغلب به نصیحت و مشاوره آخرین کسی که با او صحبت می‌نماید گوش می‌کند. (وارن بنیس)

۸- مدیر باید جرأت آن را داشته باشد که گاهی طبق نیاز برخلاف رأی متخصصان عمل کند. (جیمز کالاگان)

۹- هیچ چیز برای کارمندان ارزشمندتر از سهیم کردن آنها در چرخه تصمیم‌گیری نیست. (جودیت باردویک)

۱۰- مدیریت مشارکتی این است که افراد مناسب را در زمان مناسب در چرخه تصمیم‌گیری وارد کنیم. (واین بارلو)

۱۱- با احتیاط بیندیشید اما با قاطعیت عمل کنید. (چارلز کالب کلتن)

۱۲- دیگران را عفو کنید. (بابیلیوس سایروس)

۱۳- سرپرست باید قبل از هرگونه اقدام انضباطی، تذکرات و اخطارهای لازم را بدهد. (موریس تراتر)

۱۴- تجربه را نمی‌توان خلق کرد باید آن را تجربه کرد. (آلبرت کامو)

۱۵- تجربه فرزند اندیشه است و اندیشه فرزند عمل. (بنجامین دیزرائیلی)

۱۶- رمز موفقیت، ثبات در پیگیری هدف است. (بنجامین دیرائیلی)

۱۷- اهداف بایستی مشخص، واقعگرایانه و قابل سنجش باشند. (ویلیام دایر)

۱۸- هدف بزرگ زندگی، دانش نیست، عمل است. (توماس هنری هاکسلی)

۱۹- تجربه خوب است اما به شرطی که برای آن بهای گزاف نپردازیم. (باربر، کتاب هزار ضرب‌المثل)

۲۰- از خشم انسان‌های صبور برحذر باشید. (جان درایدن)

۱- کلمات و جملات خوب، پرارزش و کم‌ هزینه‌‌اند. (جورج هربرت)

۲۲- خطا را محکوم کن نه خطاکار را. (ویلیام شکسپیر)

۲۳- جمع‌آوری اطلاعات به عنوان اساس کار مدیریت است برای همین است که اکثر وقت روزانه‌ام را صرف آن می‌کنم. (اندرو گراو)

۲۴- تجربه نامی است که شخص برای اشتباهاتش انتخاب می‌کند. (اسکاروایلد)

۲۵- یک راه کاملاً مؤثر برای کسب اطلاعات که توسط اکثر مدیران نادیده گرفته می‌شود بازدید از قسمت‌ها و مشاهده مستقیم وقایع است. (اندرو گراو)

۲۶- بوروکراسی نه تنها مانعی بر سر راه دموکراسی نیست بلکه مکمل اجتناب‌ناپذیر آن نیز هست. (ژوزف شومپیتر)

۲۷- اگر شرایط افراد ساعی و سختکوش بهتر از شرایط افراد کامل و تنبل نباشد،
بنابراین دلیلی برای سختکوشی وجود نخواهد داشت. (جرمی بنتام ۱۸۳۸)

۲۸- به عنوان یک نظریه کلی، جبران خدمت براساس حقوق ثابت و بدون تغییر در هیچ گروه و طبقه‌ای باعث ایجاد حداکثر علاقه نمی‌شود. (جان استوارت میل ۱۸۴۸)

۲۹- شخصی مدیر را اینگونه توصیف می‌کند: مدیر کسی است که با مراجعان ملاقات می‌کند تا بقیه کارکنان به کارشان برسند. (هنری مینتزبرگ)

۳۰- مشکلات مدیریت همیشه به مشکلات مردم تبدیل می‌شود. (سرپیتر دراکر)

۳۱- بسیاری از بهترین مشاغل در حقیقت وجود ندارند مگر اینکه فرد مناسبی را برای آنها استخدام کنیم. (جیمز چالنجر)

۳۲- مادامی که انسان در سر راه خود بایستد به نظر می‌رسد همه چیز سد راه اوست. (رالف والدو امرسون)

۳۳- اگر فکر می‌کنید که رئیستان ابله است به خاطر داشته باشید که اگر باهوش‌تر بود، بیکار می‌شدید. (آلبرت گرانت)

۳۴- اگر انتظار پیشرفت و بهسازی کارکنان را دارید بایستی به آنها مسئولیت بدهید، باید به آنها بگوئید که اهدافشان چیست و باید به آنها اجازه دهید که کارشان را بکنند. (دیوید رادمن ۱۲۸۴)

۳۵- شما مجبور نیستید که رئیستان را دوست داشته باشید و او را تحسین کنید. همچنین نباید از وی متنفر باشید، در هر حال باید او را به گونه‌ای اداره کنید که بتواند منبعی برای موفقیت شخصی شما و موفقیت سازمان باشد. (پیتر دراکر)

۳۶- هیچ چیز محال نیست و هر کاری راهی دارد، اگر به اندازه شایسته، اراده داشته باشیم، به قدر کافی وسایل پیدا می‌کنیم. (لاروشفو کولد)

۳۷- از مخالفت نهراسید، فقط وقتی بادبادک می‌تواند بالا رود که با باد مخالف مواجه شود. (چرچیل)

۳۸- موفقیت از آن کسانی نیست که هر گز دچار ناکامی نمی‌شوند، بلکه متعلق به آنهایی است که هرگز از تجدید مبارزه، بیم و هراس ندارند. (هانری کپ)

۳۹- رهبری یکی از چیزهایی است که نمی‌توان آن را به
کسی محول کرد یا باید آن را اجرا کنید و یا از آن کناره‌گیری کنید.

۴۰- انسان آنقدر ترقی می‌کند تا به جایی می‌رسد که دیگر کارآیی خود را از دست می‌دهد.

®https://t.me/DM_Theory
#DM
#SM
#BM
#TLS
☑️ اثربخشی و کارایی در مدیریت

پیتر دراکر می‌گوید:
"هیچ چیز در این دنیا بیهوده‌تر از، درست انجام دادنِ کاری که اساساً نباید انجام شود، نیست."

در واقع منظورِ پیتر دراکر این است که؛
قبل از این که به درست انجام دادن کار فکر کنیم (کارآیی)،باید به پیدا کردن کارهای درست بیاندیشیم (اثربخشی).

کارآیی و اثربخشی به چه معنی است؟
معمولا دو عبارت *اثربخشی* و *کارآیی* را زیاد می شنویم. در این مطلب به تعریف دقیق این دو عبارت می پردازیم.

تعریف اثربخشی (Effectiveness):
ميزاني كه فعاليتهاي برنامه ريزي شده تحقق يافته و نتايج برنامه ريزي شده بدست آمده است. مطابق تعریف فوق، هرگاه صحبت از برنامه ریزی و یا زمان شد، باید بدنبال تعریف اثربخشی باشیم. بعنوان مثال شاخص برنامه تولید، تحویل به موقع و ...
تعریف عامیانه تر اثربخشی: "کار را به درستی تعریف کنیم." و یا بعبارت بهتر "کار درست را به درستی تعریف کنیم"

تعریف کارآیی (Efficiency):
"رابطه ميان نتايج بدست آمده با منابع استفاده شده." براساس این تعریف زمانی که صحبت از منابع مانند پول یا منابع انسانی می آید، صحبت از کارآیی است، بعنوان مثال شاخص سود، کاهش هزینه های تولید، نسبت نیروی انسانی به تولید و ....
تعریف عامیانه تر کارآیی : *کار را به درستی انجام دهیم.*

اما سوال اینجاست که کدام یک بهتر هستند، "آیا باید بدنبال کارآیی بود یا اثربخشی؟"
سازمان‌های پیشرو همواره توجه ویژه ای به هر دو شاخص اثربخشی و کارآیی دارند و سعی می کنند در سازمان هر دوشاخص اندازه‌گیری شود. "زمانی می توانیم بگوییم بهره‌وری سازمانی در حد مطلوبی است که هر دو شاخص اثربخشی و کارآیی در حد مطلوب باشد."

همانطور که در تعاریف عامیانه گفتیم "زمانی کاری صحیح است که هم درست تعریف شود و هم درست انجام شود." شاید شما هم شنیده باشید که فردی که بصورت حرفه ای دزدی می کند کارآیی بالایی دارد چرا که کارش را بدرستی انجام می‌دهد اما چون کار را بدرستی تعریف نکرده است، اثربخشی مناسبی ندارد.
https://t.me/DM_Theory
💢موفقیت یک رهبر در گروه اعتماد آفرینی در پیروانش است.
https://t.me/DM_Theory
#بازی_های_مدیریتی

منفی/مثبت

🔸این بازی حداقل به دونفر شرکت کننده نیاز دارد.
🔸در ابتدا یکی از افراد، یک اتفاق ناگوار و منفی را تعریف می کند. این اتفاق می تواند شخصی یا کاری باشد.

🔸شخص دوم بعد از اتمام توضیحات نفر اول، نکات مثبت حرف های او را بیان می کند. درواقع شخص دوم باید سعی کند به نیمه پر لیوان دقت کند و آن ها را بیان کند. شخص دوم می تواند عملکرد مثبت و مناسب نفر اول در آن شرایط را بازگو کند و به او بگوید که خیلی از افراد در آن شرایط اقدام اشتباهی انجام می دهند ولی او توانسته شرایط را به خوبی مدیریت کند. همچنین هر نکته مثبت دیگری که وجود دارد را با صداقت بیان کند.

🔸این بازی کمک می کند تا از شرایط بحرانی و یا منفی گذشته در زندگی درس بگیریم و از آن در آینده به درستی استفاده کنیم.

دراصل برای آینده تهدید را به فرصت تبدیل می کنیم.

https://t.me/DM_Theory