مرکز توسعه مدیریت
31 subscribers
1.09K photos
203 videos
22 files
1.22K links
وظایف این مرکز:
-برنامه ریزی و سازماندهی
-جذب و آموزش مدیران متخصص
-تدوین چارت سازمانی
-طراحی و اجرای «چرخه خدائی» (بهبود مستمر)
-برنامه ریزی و تدوین بیزینس پلن
-طراحی و اجرای پروژه های:
«راه اندازی، مهندسی و سازماندهی مجدد کسب و کارها»
-و…
Download Telegram
Forwarded from مرکز توسعه شخصیت (Dr Khodaei)
چند توصیه درباره سلامت روان:

1️⃣ اگر بعد از ۲۴ ساعت همچنان موضوعی شما را اذیت کرد، ظرف ۴۸ ساعت بعدی درباره آن صحبت کنید.

2️⃣ باخودتان طوری رفتار کنید که انگار مسئول مراقبت از خود هستید.

3️⃣ داشتن روزهای بد به معنی بد بودن کل زندگی نیست.

4️⃣ آن قضاوت کننده منتقد که در سرتان است، همیشه به شما راست نمی‌گوید.

5️⃣ مغز شما همزمان نمیتواند هم اضطراب داشته باشد هم شکرگزار باشد.
پس در روز زمانی را به نیایش و شکرگزاری اختصاص دهید تا تمرکز از روی نداشته‌هایتان کاهش و و اضطرابتان فروکش کند.

6️⃣ عذرخواهی به خاطر ابراز احساساتتان را متوقف کنید، با اینکارشما خودتان را متقاعد می‌کنید که احساسات شما ارزشمند نیستند.

┄┄┅┅┄┄┅✶🔮✶┅┄┄┅┅┄┄
https://t.me/TLS_Academy
#TLS & #DM
مراحل برنامه ریزی:

به عنوان مثال برای راه انداختن یک کسب و کار
(که مربوط میشه به ثروت سازی یکی از ۵ عامل TLS (موفقیت )) 5 عامل TLS عبارتند از:
۱-سلامت جسم وروح وروان ۲-ثروت سازی پایدار
۳-خلاقیت وایده پردازی
۴-شادی ولذت مدام
۵-ارتباطات گسترده و سودمند

۱) نخست باید مطابق با اصل خودشناسی وضعیت فعلیمون رو بررسی کنیم وببینیم از لحاظ دیگر عوامل "TLS" ارتباطات-شادی-خلاقیت و سلامت در چه وضعیتی قرار داریم وهمینطور وضعیت ثروت سازیمون.

حالا در این مرحله خودمان را کامل میشناسیم و اشراف کامل از هر منظر روی خودمان داریم.

۲) هدف شناسی:
حال که مرحله خودشناسی را با موفقیت پشت سر گذاشتیم زمان این است که هدف را خوب آنالیز وشناسایی کنیم
کسب وکار مورد نظر را بشناسیم چه پیش نیازهایی و توانمندیهایی از منظر ۵عامل موفقیت لازم دارد وباتوجه به اینکه حالا چون خودمان رو خوب میشناسیم دیگر میدانیم که آماده هستیم یانه واگر آماده نیستیم یعنی از نظر سطح ۵ عامل موفقیت (مطاق با آنچه توانمندی برای رسیدن باتوجه به آنالیز وشناسایی که روی هدف داشتیم ) ضعیف هستیم باید ببینیم چقدر کم داریم تا در صدد جبران وتکمیلش برآییم.

۳)روش شناسی:
اکنون دیگر می دانیم چه میخواهیم و چه کار می خواهیم بکنیم و آیا توان لازم را داریم یا نه که اگر نداریم به دستشان بیاوریم.
در مرحله روش شناسی باید بینیم با استفاده از روش حل خلاقانه مسأله و عنصر خلاقیت و ارتباطات نقشه موفقیت را طرح ریزی کنیم.
و راه های رسیدن به هدف را شناسایی و بیابیم.

۴) ابزارشناسی:
اکنون در مرحله آخر قرار داریم شناسایی ابزارهای رسیدن به هدف.
این ابزارها هم ارتباط تنگاتنگی با ۵ عنصر موفقیت دارد.
یعنی باید ببینیم چگونه میتوانیم از داشته ها و نداشته ها و آنچه که باید بدست بیاوریم (حاصل ۳مرحله پیش ) بهره بگیریم تا به بهترین نحو به هدف و موفقیت برسیم.
https://t.me/DM_Theory
💢مذاکره برد-برد بر اساس DM


👈همه ما بارها و بارها واژه مذاکره برد-برد را شنیده‌ایم و تا حدودی با آن آشنا هستیم و معتقدیم بهترین نوع مذاکره، یک مذاکره برد-برد است. اما مذاکره برد-برد واقعاً یعنی چه؟

👈برخی از مذاکره‌کنندگان تصور می‌کنند صرف این که طرفین به توافق دست پیدا کنند، می‌توان گفت مذاکره شکل برد-برد داشته است

👈بعضی دیگر هم بر این باورند که مذاکره برد-برد، مذاکره‌ای است که طرفین بعد از مذاکره همچنان رابطه خود را حفظ می‌کنند

👈بعضی دیگر، مذاکره برد-برد را تقسیم کاملاً برابر منافع برای همه طرف‌های درگیر در مذاکره می‌دانند

👈گرچه همه این شرایط به نوعی مطلوب هستند، ولی تعریف جامعی از مذاکره برد-برد به دست نمی‌دهند

👈به طور کلی، می‌توان گفت مذاکره برد-برد حالتی است که برای هیچ یک از طرفین نتوان توافق رضایت‌بخش‌تری تصور نمود

👈به بیان دیگر، اگر هیچ راهی برای بهبود وضعیت توافق حاصله برای هر دو طرف وجود نداشته باشد، مذاکره به حد برد-برد رسیده است

👈این تعریف از مذاکره برد-برد نشان می‌دهد که تشخیص این موضوع که آیا به حد برد-برد رسیده‌ایم یا نه را دشوار می‌کند. به همین دلیل، مذاکره‌کنندگان حرفه‌ای مسیر برعکس را می‌روند و از نشانه‌هایی استفاده می‌کنند که نشان می‌دهد هنوز با حد برد-برد فاصله دارند و باید به مذاکره ادامه بدهند. مهم‌ترین این نشانه‌ها عبارتند از:

1️⃣پیشنهاد اول شما بلافاصله مورد موافقت طرف مقابل قرار می‌گیرد

2️⃣یک پیشنهاد داده‌اید و طرف مقابل نیز نظرش را اعلام کرده است و سپس توافق می‌کنید که نقطه وسط خواسته‌های دو طرف را به عنوان حاصل توافق انتخاب کنید

3️⃣شما و طرف مقابل در مسیر مذاکره و قبل از رسیدن به توافق، کمتر از پنج راهکار را با یکدیگر مطرح‌ کرده‌اید

4️⃣از طرف مقابل خود هیچ سوالی نپرسیده‌اید و او هم از شما سوالی نپرسیده است

5️⃣هیچ یک از طرفین مذاکره، گزینه‌ای را برای بهبود شرایط توافق اولیه، پیشنهاد نکرده و همان نخستین توافق، به عنوان توافق نهایی در نظر گرفته شده است

6️⃣در طول مذاکره فقط در مورد یک عامل، مثلا قیمت، مذاکره کرده‌اید

7️⃣در طول مذاکره درباره چند عامل مختلف مذاکره کرده‌اید ولی هر یک از آنها را به طور مستقل مورد بررسی قرار داده‌اید نه به صورت وابسته به هم. https://t.me/DM_Theory
💢دستورالعمل اخلاق در بازاریابی

👈هیچ شرکتی نمی‌تواند مدعی باشد یک شرکت مشتری‌مدار است، ولی اخلاقیات را زیر پا بگذارد. با این حال، متاسفانه بسیاری از شرکت‌ها به اخلاقیات اهمیتی نمی‌دهند و در نتیجه، بسیاری از مشتریان به بازاریابی و فروش بدبین شده‌اند

👈به همین دلیل، اگر می‌خواهید مشتریانی واقعا راضی و وفادار داشته باشید، یکی از بهترین‌ها استراتژی‌ها برای رسیدن به این هدف، رعایت اخلاق در بازاریابی است

👈اخلاق در بازاریابی به دستورالعمل‌هایی گفته می‌شود که شرکت با رعایت آنها تلاش می‌کند به گونه‌ای رفتار کند که منافع مشتریان و جامعه را تامین می‌کند

👈علی‌رغم این تعریف به ظاهر ساده از اخلاق در بازاریابی، طراحی دستورالعمل‌های اخلاقی واقعا کار دشواری است. به همین دلیل، با همکاری انجمن بازاریابی آمریکا، یک دستورالعمل پیشنهادی در این زمینه طراحی کرده‌ایم که مهم‌ترین سرفصل‌های آن به شرح زیر است:

1️⃣ما به عنوان بازاریاب باید به گونه‌ای تصمیم‌گیری کنیم که برنامه‌ها، استراتژی‌ها و کمپین‌های بازاریابی‌مان به جامعه و محیط زیست صدمه نزند

2️⃣ما به عنوان بازاریاب باید به گونه‌ای رفتار کنیم که اعتماد جامعه به سیستم بازاریابی افزایش یابد

3️⃣ما به عنوان بازاریاب باید با مشتریان‌مان صادق و صریح باشیم به این معنا که تمام اطلاعات مورد نیاز مشتری را در اختیار او قرار بدهیم

4️⃣ما به عنوان بازاریاب باید مسئولیت‌پذیر باشیم به این معنا که باید مسئولیت رفتارمان در قبال مشتری را بپذیریم و خواسته‌های او را با احساس مسئولیت بالا پیگیری کنیم

5️⃣ما به عنوان بازاریاب باید علاوه بر منافع شرکت خودمان به منافع مشتری‌مان هم اهمیت بدهیم

6️⃣ما به عنوان بازاریاب باید به شخصیت، نظرات، انتقادات و ایده‌های مشتری‌مان احترام بگذاریم

7️⃣ما به عنوان بازاریاب باید شفافیت داشته باشیم و هیچ اطلاعات، واقعیت و موضوعی را از مشتری‌مان پنهان نکنیم

8️⃣ما به عنوان بازاریاب باید مثل یک شهروند مسئولیت‌پذیر باشیم و به محیط زیست‌مان احترام بگذاریم
https://t.me/DM_Theory
*پارادوکس انتخاب*

■بری شوارتز، نویسنده کتاب پارادوکس انتخاب، میگه زمانی که انسانها حق انتخاب کمتری داشتن، زندگی بهتر و اعصاب آرومتری داشتن. میگه هرچی انتخاب بیشتر باشه، تصمیم‌گیری برای ما سخت‌تر میشه، احتمال اینکه اشتباه کنیم بالاتر رفته و در نهایت هم رضایت کمتری از انتخابمون داریم.

□شوارتز میگه بشر تابحال هیچوقت در چنین رفاهی نبوده و هیچوقت به اندازه‌ی امروز، حق انتخاب نداشته. از نوع غذا بگیر تا لباسی که میخری، ده‌ها و صدها انتخاب داری که می‌تونی از بین شون انتخاب کنی. اما برخلاف چیزی که تصور میشه، شواتز میگه این حق انتخاب گسترده باعث پریشانی بشر شده.

●هنگام تصمیم گیری، زیاد بودن گزینه‌ها باعث میشه در اکثر مواقع تصمیم درستی نگیریم. میگه مواجهه با انتخاب‌های زیاد آنقدر برامون خواستنی و جذابه که باعث هیجان و اضطراب در ما میشه و همین انتخاب رو برای ما سخت میکنه. و وقتی هم که انتخاب نهایی رو انجام میدیم، سایر گزینه‌ها همچنان توی ذهن ما موندگارن و باعث میشه که همچنان بهشون فکر کنیم.

○شوارتز بر این عقیده‌ست که کم کردن حق انتخاب باعث میشه اضطراب کمتری رو تجربه کنیم. میگه چند دهه پیش تو آمریکا برای آب و برق و تلفن حق انتخاب نداشتیم، اما امروزه برای هر کدوم باید بین چندین عرضه[تامین] کننده تصمیم‌گیری کنیم.

■یا میگه الان دانشگاهها شبیه مالهای تجاری شدن: انواع دانشگاه جدید با کلی رشته و دروس جدید که همه افتادن تو کار تبلیغات که بیاید پیش ما درس بخونید. مهم نیست دنبال چه چیزی هستیم، از همه چیز به تعداد فراوان وجود داره.

□شوارتز میگه داشتن حق انتخاب زیاد، یک مسئولیت مازادی رو روی دوش ما میگذاره و میگه در طول دهه‌های گذشته به مرور این مسئولیت تصمیم‌گیری از دوش حکومت‌ها ورداشته شده و به افراد منتقل پیدا کرده. برای مثال شما اگه بیمه رو نگاه کنید، صدها جور بیمه وجود داره و هرکدوم صدها آپشن دارن. میگه ما آدمها که همه‌مون متخصص نیستیم، و در جاهایی که گزینه زیاده و مسئولیت انتخاب هم باماست، ممکنه خطا کنیم. ممکنه کسی کل سرمایه‌ی زندگی‌ش رو با انتخاب اشتباه یک بیمه به باد بده.

●داشتن حق انتخاب فراوان باعث شده که مدام در حال آنالیز، بررسی و تحقیق باشیم. در آزمایشی که خود شوارتز انجام داده چند نفر رو به دو گروه تقسیم کردن: برای یک گروه ۶ نوع مربا و برای دیگری ۲۴ نوع مربا روی میز قرار دادن. اون گروهی که انتخاب بیشتری داشت، کار انتخاب براش سخت‌تر بود و احتمال خریدش به شدت پایین میومد.

○گروهی که با گزینه‌ی کمتری روبرو بود، راحت‌تر میتونست انتخاب و خرید کنه. شوارتز میگه دلیلش اینه که هرچی انتخاب کمتر باشه، انتخابمون هرچی باشه در کنار سایر گزینه‌ها کمتر استثنایی به نظر میاد و اما وقتی گزینه ها زیاد میشن، اونی که انتخاب میکنیم این حس رو به ما میده که حتما باید یک گزینه‌ی استثنایی باشه و باید دقت و توجه بیشتری بهش داشته باشیم. اینجا بحث هزینه‌ی فرصت به وجود میاد و هرچی هزینه فرصت بالاتر باشه، رضایت کلی ما از انتخابمون کمتر خواهد بود.

■میگه جامعه‌ی آمریکایی مادامیکه پولدارتر شده، آمار افسردگی و اضطرابش هم بیشتر شده. برای مثال میگه سال ۲۰۰۰ میزان افسردگی ده برابر سال ۱۹۹۰ بوده و یکی از عمده دلایلش حق انتخاب بیش از حد افراد و رفاه بالا بوده. وقتی انتخاب زیاد باشه احساس رضایت از انتخابت نداری و پس از انتخاب، خیلی وقتا خودت رو مقصر میدونی که چرا دیگری رو انتخاب نکردی.

□شوارتز آدما رو به دو دسته تقسیم می‌کنه. دسته‌ی اول ماکسیمایزرها (Maximiser) که خیلی وسواس دارن. دوست دارن از هر چیزی بهترینش رو بخرن. همیشه تو کار مقایسه هستن و ممکنه برای خریدن یه سوییشرت کل یک شهر رو بگردن تا یک گزینه‌ی بی‌عیب و نقص پیدا کنن. این آدما معمولا همیشه ناراضی هستن. و حتی کار مقایسه کردن رو چه قبل از خرید و چه بعد از خرید انجام میدن. وقتی کالایی رو هم میخرن، بازم تو فکر اینن که آیا بهتر نبود چهار جای دیگه هم میرفتن؟

●دسته‌ی دوم آدمای راضی satisfier هستن که هنگام انتخاب، به اون چیزی که براشون مناسبه بسنده می‌کنن، نه اون چیزی که بهترینه. این آدما معمولا هنگام خرید، در اولین برخوردشون با چیزی که «مناسب» و «کافیه»، توقف می‌کنن و دیگه ادامه نمی‌دن. همون رو میخرن. دنبال بهترین نیستن و خیلی تو کار مقایسه و آنالیز هم نیستن. معمولا این آدما رضایت بیشتری از زندگی و درگیری فکری کمتری هم دارن. دنبال دنیای بی‌عیب و نقص نیستن.
*منبع:* گزیده ای از کتاب پارادوکس انتخاب اثر بری شوارتز
https://t.me/Sustainable_Development_Holding
تا زمانی که نسلی از زنان آزاده به وجود نیایند
هـرگـز نسلی از مردان بزرگ را نخواهیم دید

#رابرت_اینگرسل
روز جهانی مبارزه با #خشونت_علیه_زنان

https://t.me/Sustainable_Development_Holding
مهره هایِ موفقیت زندگی

کاسپارف شطرنج باز معروف  در بازی شطرنج به یک آماتور باخت. همه تعجب کردند و علت را جویا شدند. او گفت اصلاً در بازی با او نمیدانستم که آماتور است، برای این با هر حرکت او دنبال نقشه ای که در سر داشت بودم. گاهی بخیال خود نقشه اش را خوانده و حرکت بعدی را پیش بینی میکردم. اما در کمال تعجب حرکت ساده دیگری میدیدم، تمرکز میکردم که شاید نقشه جدیدش را کشف کنم، آنقدر در پی حرکتهای او بودم که مهره های خودم را گم کردم. بعد که مات شدم فهمیدم حرکت های او از سر بی مهارتی بود.

بازی را باختم اما درس بزرگی گرفتم.

«تمام حرکتها از سر حیله نیست آنقدر فریب دیده ایم و نقشه کشیده ایم که حرکت صادقانه را باور نداریم و نخواهیم کرد و درنهایت مسیر را گم میکنیم..... و می بازیم!!!»

مراقب حرکت مهره هایی که برای موفقیتمون داریم باشیم مبادا بخاطر کارهای کم ارزش مهره هامون رو گم کنیم و از مسیر خارج بشیم.

https://t.me/DM_Theory
استراتژي لبخندها

درباره مدیریت ژاپنی و مدیریت آمریکائی بسیار خوانده و شنیده اید؛ اما راز و رمز موفقیت و اقتدار کشورهائی همچون مالزي که طی دهه هاي گذشته، جهش بی نظیري در رشد و توسعه اقتصادي داشته اند، به صورت جدي و فراگیر مورد بررسی و کالبد شکافی مدیریتی قرار نگرفته و یا اگر هم انجام شده باشد، شهرت نیافت و در دسترس قرار نگرفت. در مالزي « بهره وري » عامل اصلی توسعه ملی کشور محسوب می شود و مدیران این کشور ملزم هستند توسعه ملی را از طریق ارتقاي  « بهره وري کل عوامل » دنبال کنند.
آنها معتقدند مردم با افزایش بهره وري می توانند سازمان هاي بهره ور بسازند و به وسیله آن سازمان ها می توانند اقتصاد مورد نظر خود را ارتقا بخشند که سود این بهره وري در سطح کشور به مردم خواهد رسید و این چرخه پیوسته ادامه پیدا خواهد کرد. راهکار کشور مالزي براي توسعه، استراتژي لبخندهاست. آنان براي این کار از حروف واژه SMILES که به معنی لبخندهاست بهره برده و براي هر کدام از حروف این کلمه تعریفی را مطرح می کنند که افراد با به کارگیري آنها در پایان لبخند خواهند زد:
S : Strategy
به معنی آینده نگري، دوراندیشی، راه رسیدن به هدف
M : Measurement
به معنی اندازه گیري
I : Innovation
به معنی نوآوري
L :  Learning
به معنی دانش اندوزي
E : Enviroment
به معنی نگهداري محیط زیست و دوست داشتن آن
S :  Salary
به معنی حقوق و دستمزد است

بنا به اعتقاد آنها با اجراي موارد شش گانه فوق، بهره وري در سازمان پدید خواهد آمد و ارتقاي بهره وري، موفقیت سازمان ها را به دنبال خواهد داشت.
سازمان هاي موفق، کشور را سعادتمند می کنند و کشور سعادتمند، مردم خوشبخت خواهد داشت و این امر،خوشبختی، شادي، نشاط و لبخند به همراه می آورد.

https://t.me/Strategic_Academy
#TLS & #MBA
مراحل برنامه ریزی:

به عنوان مثال برای راه انداختن یک کسب وکار 
(که مربوط میشه به ثروت سازی یکی از ۵ پایه TLS ) (۵ پایه TLS عبارتند از:
۱-سلامت جسم و روح و روان
۲-ثروت سازی پایدار
۳-خلاقیت وایده پردازی
۴-شادی و لذت مدام
۵-ارتباطات وسیع و سودمند ):

۱) نخست باید مطابق با اصل خودشناسی وضعیت فعلیمون رو بررسی کنیم وببینیم از لحاظ دیگر عوامل "موفقیت" ارتباطات-شادی-خلاقیت و سلامت در چه وضعیتی قرار داریم وهمینطور وضعیت ثروت سازیمون.

حالا در این مرحله خودمان را کامل میشناسیم واشراف کامل از هر منظر روی خودمان داریم.

۲) هدف شناسی:
حال که مرحله خودشناسی را با موفقیت پشت سر گذاشتیم زمان اینست که هدف را خوب آنالیز وشناسایی کنیم
کسب وکار مورد نظر را بشناسیم چه پیش نیازهایی وتوانمندیهایی از منظر ۵عامل موفقیت لازم دارد وباتوجه به اینکه حالا چون خودمان رو خوب میشناسیم دیگر میدانیم که آماده  هستیم یانه واگر آماده نیستیم یعنی از نظر سطح ۵ عامل موفقیت (مطاق با آنچه توانمندی برای رسیدن باتوجه به آنالیز وشناسایی که روی هدف داشتیم ) ضعیف هستیم باید ببینیم چقدر کم داریم تا در صدد جبران وتکمیلش برآییم.

۳)روش شناسی:
اکنون دیگر میدانیم چه میخواهیم وچکار میخواهیم بکنیم وآیا توان لازم را داریم یانه که اگر نداریم بدستشان بیاوریم.
در مرحله روش شناسی باید بینیم بااستفاده از روش حل خلاقانه مسأله و عنصر خلاقیت وارتباطات نقشه موفقیت را طرحریزی کنیم.
و راه های رسیدن به هدف را شناسایی وبیابیم.

۴) ابزار شناسی:
اکنون در مرحله آخر قرارداریم  شناسایی ابزارهای رسیدن به هدف.
این ابزارها هم ارتباط تنگاتنگی با ۵ عنصر موفقیت دارد.
یعنی باید ببینیم چگونه میتوانیم از داشته ها ونداشته ها وآنچه که باید بدست بیاوریم (حاصل ۳مرحله پیش ) بهره بگیریم تا به بهترین نحو به هدف وموفقیت برسیم.

https://t.me/DM_Theory
💢اهمیت بیش از حد به وفاداری

👈بسیاری از مدیران ارشد و مدیران بازاریابی تصور می‌کنند مزیت رقابتی به فعالیت‌هایی گفته می‌شود که یک شرکت می‌تواند برای خلق ارزش بیشتر و جلب رضایت مشتریانش انجام بدهد

👈دیدگاه کلاسیک به مزیت رقابتی بر مبنای این فرض اساسی شکل گرفته که مشتریان اصولاً انسان‌هایی منطقی هستند و تصمیماتی کاملاً منطقی می‌گیرند

👈اما تحقیقات گسترده در زمینۀ تحلیل رفتارهای خرید انسان‌ها نشان می‌دهد این فرض که ما انسان‌ها منطقی و عقلانی تصمیم می‌گیریم، اصولاً یک فرض نادرست است و در نتیجه، مبنای دیدگاه کلاسیک به مزیت رقابتی و جلب وفاداری مشتریان، بسیار سست و ناپایدار است

https://t.me/DM_Theory
📝📚چرا با وجود سخنرانی خوب از نتیجه جلسه راضی نیستید؟

🔹وقتی به جلسه مهمی می‌روید که صحبت‌های شما همه درست بوده، اما هنگام ترک جلسه حس می‌کنید به نتیجه مطلوب نرسیده‌اید، درحالی‌که دلیل آن را نمی‌دانید، علت را در حرکات بدن خود جست‌وجو کنید. تحقیقات جدید نشان می‌دهد ایجاد تعادل مناسب بین اقتدار و اختیار با گرمی و صمیمیت، برای مدیران ضروری است. اگر زبان بدن مدیران طوری باشد که فقط نشانه‌های اقتدار را منتقل کند، آنها خشک و غیرصمیمی به نظر می‌رسند. اما گرمی و صمیمیت بیش از حد هم باعث می‌شود نتوانند خود را از دیگران مجزا کنند و قوی به نظر برسند. در اینجا به مهم‌ترین نشانه‌های داشتن یک زبان بدن مناسب برای مدیران اشاره می‌کنیم:

🔹صاف نگه داشتن سر: به گفته کارول کینزی گومن، مدیر اجرایی و نویسنده کتاب «زبان خاموش رهبران» یک مدیر وقتی برای جمعیتی چه بزرگ و چه کوچک سخنرانی می‌کند، باید سر خود را صاف نگه دارد و آن را به این طرف و آن طرف کج نکند. سر می‌تواند کمی به عقب خم شود، اما نباید بیش از حد باشد؛ در غیر این صورت، متکبر به نظر می‌رسد.

🔹لبخند زدن تدریجی: لبخند باید ملایم باشد، چون لبخند بیش از حد باعث می‌شود فرد ضعیف به نظر برسد. به گفته گومن، موثرترین لبخند به گونه‌‌ای است که بسیار کوچک شروع شود، اما وقتی فرد وارد اتاق جلسه شد یا پشت تریبون سخنرانی رفت، بیشتر شود.

🔹تماس چشمی: به گفته گومن، در تماس چشمی باید یک حد وسط را در نظر گرفت. تماس چشمی خیلی کم باعث می‌شود فرد سخنران فریب‌کار به نظر بیاید و تماس چشمی بیش از حد نیز می‌تواند به زل زدن غیرطبیعی منجر شود. توصیه گومن این است که بر یک مثلث که با چشم‌ها و پیشانی افراد شکل می‌گیرد، متمرکز شوید. اگر خارج از این مثلث و به‌خصوص پایین‌تر از چشم‌ها را نگاه کنید، اصلا مناسب نیست و حالت رسمی ندارد.

🔹اشاره کردن: جو ناوارو، نویسنده کتاب «هر کس چه می‌گوید» معتقد است مدیران هنگام اشاره کردن به چیزی در خلال صحبت‌هایشان باید با کل دستشان اشاره کنند، نه فقط انگشت اشاره. تحقیقات نشان داده اشاره صرف با انگشت اشاره باعث می‌شود فرد حالت تهاجمی به خود بگیرد و مخاطب احساس ناراحتی داشته باشد.

🔹ژست‌های تسکین‌بخش: افراد وقتی عصبی و مضطرب هستند، اغلب پشت گردن خود را لمس می‌کنند، یقه لباس خود را صاف می‌کنند یا به موهای خود دست می‌کشند. مدیران باید از این‌گونه رفتارها اجتناب کنند، چون کارمندان از آنها انتظار آرامش و کنترل اوضاع را دارند و اگر اضطراب را در مدیران خود کشف کنند، خودشان هم دچار این وضعیت می‌شوند. همچنین مدیران باید این رفتارهای کلیدی را در کارمندان خود جست‌وجو تا در سازمان آرامش ایجاد کنند و به این ترتیب همکاری و مشارکت را تسهیل کنند.

🔹حالات دست: از نظر ناوارو، چه ایستاده باشید و چه نشسته، وقتی دست‌های خود را به شکل یک مثلث به هم می‌چسبانید، خیلی سریع به مخاطب این پیام را منتقل می‌کنید که اعتماد به نفس زیادی دارید.

🔹در حرکت بودن: آمی کادی، استاد مدرسه کسب‌وکار هاروارد و نویسنده کتاب «حضور» می‌گوید: «مدیران هنگام سخنرانی نباید پشت تریبون مخفی شوند، بلکه باید هنگام صحبت کردن روی صحنه در حرکت باشند تا به مخاطب انرژی منتقل کنند و مخاطب را درگیر کنند. راه رفتن، مکث کردن و سپس دوباره راه رفتن بهترین اثر را دارد» و البته حرکت بیش از حد هم می‌تواند غیرمعقول و بدون نظم باشد.

🔹قدرت مکث کردن: آرام صحبت کردن و هر از گاهی مکث کردن باعث می‌شود مدیران هنگام سخنرانی مقتدرتر به نظر برسند. به گفته کادی، هر چقدر سریع‌تر صحبت کنید، اقتدارتان نزد مخاطب کمتر می‌شود.
https://t.me/DM_Theory
مرکز توسعه مدیریت pinned «#TLS & #MBA مراحل برنامه ریزی: به عنوان مثال برای راه انداختن یک کسب وکار  (که مربوط میشه به ثروت سازی یکی از ۵ پایه TLS ) (۵ پایه TLS عبارتند از: ۱-سلامت جسم و روح و روان ۲-ثروت سازی پایدار ۳-خلاقیت وایده پردازی ۴-شادی و لذت مدام ۵-ارتباطات وسیع و…»
#DM & #TLS

🌟چرخه حسابداری:

🔴چرخه حسابداری فرایندی مرحله به مرحله برای ثبت، دسته بندی و خلاصه سازی معاملات اقتصادی شرکت های تجاری می باشد. این چرخه اطلاعات مفید و سودمندی در قالب صورت وضعیتهای  مالی از جمله صورت وضعیت درآمد، ترازنامه، صورت وضعیت جریان نقدینگی، و صورت وضعیت معاوضه های صاحبان سهام می دهد.


⭕️اصل مدت زمان شرکتهای تجاری را ملزم می سازد صورت وضعیت های مالی را به صورت دوره‌ای آماده سازند.به گزارش عصربانک دات آی آر بنابراین چرخه حسابداری یکبار در هر دوره حسابداری کنترل و متابعت می‌شود. چرخه حسابداری از ثبت و ضبط معاملات با افراد آغاز می شود و با آماده سازی صورت وضعیت‌های مالی و بستن حساب ها  خاتمه می یابد.


📍مراحل اصلی چرخه حسابداری


⭕️مراحل اصلی چرخه حسابداری در پایین آورده شده است. از مثالی بسیار ساده برای توضیح و شرح هر مرحله استفاده می کنیم.


⬅️1.تجزیه و تحلیل و ثبت معاملات از طریق ثبت های دفتر روزنامه


⬅️2.ارسال و انتقال ثبت های دفتر روزنامه به حساب های دفتر کل


⬅️3.آماده سازی ترازنامه آزمایشی قبل از اصلاحات(تعدیل نشده)


⬅️4.آماده سازی ثبت ها در پایان هر دوره


⬅️5.آماده سازی ترازنامه آزمایشی اصلاح شده


⬅️6.آماده سازی صورت وضعیت های مالی


⬅️7.بستن حسابهای موقت  از طریق بستن حساب ها
 

⬅️8.آماده سازی ترازنامه آزمایشی بعد از بستن حساب ها
https://t.me/DM_Theory
🔥🔥 کدام شغلها آینده حرفه ای عالی دارد؟

🔶 غیر از رشته های مرتبط به آی تی (مثل هوش مصنوعی، ماشین لرنینگ، برنامه نویسی و ...)، یک رشته داغ این روزها "کوچینگ حرفه ای" است
🔶🔶 آمارها نشان می دهد بازار کوچینگ تا سال 2025 به 15 میلیارد دلار در سال می رسد و هم اکنون 3000 کوچ حرفه ای آموزش دیده در ایران مشغول کسب درآمدهای بالا در بازار هستند
https://t.me/DM_Theory
#TLS
#DM
#BM

🌟‍ نکات کلیدی مذاکره:

 در مذاکره همواره باید به مسیر پیش رو نگاه کرد از دیگر قوانین مذاکره این است که همیشه به چیزی که جلویمان است نگاه کنیم نه به چیزی که پشت سرمان است و اصلا مهم نیست چقدر راه تا حالا آمده‌ایم.ما حتی خیلی وقت‌ها تصمیم‌های غلط شخصی‌مان را ادامه می‌دهیم فقط به خاطر اینکه قبلا خیلی برایش وقت گذاشته‌ایم!

هیچوقت یک گزینه را به تنهایی پیش روی طرف مقابل قرار ندهید.هیچکس دوست ندارد یک گزینه را از میان یک گزینه انتخاب نماید.چه هنگامی که به عنوان کارمند،‌ روبروی مدیر خود می‌ایستیم و چه زمانی که به عنوان مدیر با کارمندان خود صحبت می‌کنیم، همیشه تعداد گزینه‌ها می تواند مفید و اثربخش باشد و احساس خوبی را برای طرف مقابل ایجاد کند.

تا حد امکان یک گفتگو و مذاکره را با حالت قهر ترک نکنید ترک گفتگو به حالت قهر،‌ تنها زمانی توجیه دارد که مطمئن باشید دیگر هرگز هرگز هرگز نمی‌خواهید با طرف مقابل رابطه داشته باشید. اما اگر فکر می‌کنید که قهر کردن می‌تواند باعث گرفتن امتیازهای بیشتری شود و بعداً در شرایط بهتری به گفتگو و مذاکره ادامه می‌دهید.


تا زمانی که گفتگوی شما با طرف مقابل به نتیجه قطعی نرسیده به دیگران درباره مذاکره گزارش قطعی ندهید.یک مذاکره‌کننده حرفه‌ای، تا قطعی نشدن چنین نتیجه‌ای، اصلاً در مورد آن با کسی حرف نمی‌زند.

برای ارتباطات و مذاکره‌های خود «خطر قرمز» داشته باشید خط قرمز، حداقل خواسته‌های ما یا حداکثر امتیازاتی است که حاضر هستیم به طرف مقابل بدهیم. به عنوان یکی از قوانین مهم مذاکره، می‌گویند که قبل از شروع، خطوط قرمز خود را بدانید.بسیاری از نارضایتی‌های ما در گفتگوها و ارتباطات روزمره و مذاکره‌ها، مربوط به مواردی است که خط قرمزی تعریف نکرده‌ایم.

اگر مذاکره نیازمند «متقاعدسازی» است،برای نتیجه‌گیری عجله نکنید متقاعدسازی،به معنای تغییر نظر دیگران و نزدیک کردن دیدگاه آنها به دیدگاه خودمان است.انسانها در مقابل تغییر نظر خود،مقاومت دارند.مقاومت مردم در برابر متقاعدسازی،‌شبیه مقاومت هوا در برابر حرکت است.اگر آرام حرکت کنید آن را نمی‌بینید.اما اگر با شتاب حرکت کنید کاملاً می‌تواند مانع شما شود.
https://t.me/DM_Theory
10 نکته برای مدیریت زمان

https://t.me/DM_Theory
#TLS
#DM
#BM
🎯موسسات تحقیقاتی مدیریتی "هاروارد بیزینس مانیتور"، همه ساله با بررسی های میدانی، علمی و مصاحبه با مدیران با تجربه تلاش می کنند تا به معرفی اشتباهات رایج بین مدیران بپردازند، در ادامه پانزده اشتباه مهلک به ترتیب آمده است.

یک - نداشتن هدف، برنامه و چشم انداز مشخص
دو - نداشتن نظم در کارها و زمان
سه - بی توجهی به قوانین و مقررات
چهار - خود محوری و اعتقاد نداشتن به مشورت در تصمیم گیری.

پنج - اعتماد نکردن به کارکنان و تقسیم کار
شش - عدم استفاده از مدیران شایسته به جای افراد نزدیک و تملق گو
هفت - بی توجهی به موفقیت و پیشرفت های کاری کارکنان
هشت - دور بودن از کارکنان و اختصاص ندادن وقت خود به آن ها
نه - جدیت بیش از اندازه در مدیریت و برخورد با کارکنان
ده - مقاومت در برابر تغییرات
یازده - امتناع از فراگیری آموزش های جدید برای خود و کارکنان
دوازده - عدم ثبات در تصمیمات و نپذیرفتن اشتباهات
سیزده - مقایسه کارکنان بایکدیگر
چهارده - نداشتن سیستم نظام مند برای استخدام کارکنان در مجموعه
پانزده - عدم بررسی عملکرد سازمان و ارزش یابی.

https://t.me/Sustainable_Development_Holding
#TLS
#DM
#BM
بازخورد رو به جلو(Feed-forward)

هنوز هم مدرسانی را می‌بینم که در دوره‌های بازخورد، تکنیک «بازخورد ساندویچی» را تدریس می‌کنند، در صورتی که امروزه اکثر صاحب نظران این حوزه اعتقادی به تکنیک بازخورد ساندویچی ندارند. امروزه حتی برخی از صاحب نظران معتقداند که به جای بازخورد (Feedback)، بهتر است از بازخورد رو به جلو (Feedforward) استفاده کنیم. در بازخورد رو به جلو، به جای تمرکز بر ارزیابی و قضاوت در خصوص عملکرد افراد در گذشته، بر توسعه آن‌ها در آینده متمرکز می‌شویم. این کار تکنیک‌های مخصوص به خود را دارد.

اما چرا بهتر است از بازخورد رو به جلو استفاده کنیم؟

1  می‌توانیم آینده را تغییر دهیم، اما گذشته را نمی‌توان تغییر داد.
2. بسیاری از ما نسبت به اینکه بخواهیم بازخورد منفی بدهیم یا دریافت کنیم، علاقه‌ای نداریم.
3. اینکه به افراد کمک کنیم کار و رفتار صحیح را انجام دهند، موثرتر از این است که به آن‌ها ثابت کنیم اشتباه عمل می‌کنند.
4. بازخورد رو به جلو به اندازه بازخورد، جنبه شخصی و فردی برای افراد ندارد.
5.بازخورد رو به جلو بسیار سریع‌تر و موثرتر است.

بر همین اساس و بر مبنای اصول DM تفکر پیشنهادی رو جایگزین تفکر انتقادی کرده ایم و اینگونه است که بسیار کاراتر، صمیمی و دوستانه و پایدار و ساری در ارکان سازمان (و عوامل بیرون از سازمان) نتایج SWOT را بدون هیچ مقاومتی در سازمان پیاده سازی می کنیم.

#گفتمان_پیشنهادی
#FEED_FORWARD

https://t.me/DM_Theory
🤩 ⁣ سبک‌های رهبری مخرب برای ایجاد فضای تعاملی

▫️ The good-old-days boss
مدیری که از تغییر می هراسد و به گذشته می چسبد.

▫️ The “hearing impaired” boss
مدیری که به حرف دیگران گوش نمی دهد.

▫️ The dictator boss
مدیری که دیکتاتور و خود رای است.

▫️ The movie star boss
مدیری که دستاوردهای دیگران را به اسم خود ثبت می کند.

▫️ The kickback boss
مدیری که افراد خاصی را مورد توجه قرار می دهد.

▫️ The punishing boss
مدیری که تنها دیگران را تنبیه می کند و از تشویق خبری نیست.

▫️ The condescending boss
مدیری که دیگران را تحقیر می کند.

▫️ The airhead boss
مدیری که بدون اطلاعات لازم تصمیم گیری می کند.

▫️ The charging bull boss
مدیری که از ظرفیت های تیمش بی خبر است.

▫️ The “do as I say not as I do” boss
مدیری که حرفش با عملش همخوانی ندارد.

▫️ The silo boss
مدیری که مانع از تبادلات و ارتباطات بین واحدی می شود.

▫️ The fearful boss
مدیری که شهامت تصمیم گیری را ندارد.

#سبک_رهبری

https://t.me/DM_Theory
⭕️ ۲۰ ویژگی مدیران بد

🔸در سال ۲۰۱۸ موسسه Predictive Index تحقیق گسترده‌ای را درباره خصوصیات مدیران بد انجام داد. در این تحقیق از بیش از ۵ هزار نفر از کارکنان پرسیده شد مدیران آنها چه خصوصیات منفی دارند. بر اساس نتایج این تحقیق ۲۰ ویژگی مدیران بد که فراوانی بیشتری دارند، عبارتند از:

▪️انتظارات واضحی را بیان نمی‌کنند.
▪️تبعیض قائل می‌شوند.
▪️به حرفه و توسعه فردی کارکنان اهمیتی نمی‌دهند.
▪️پشت سر دیگران حرف می زنند.
▪️علاقه مند به بازخورد نیستند.
▪️همواره می‌خواهند ثابت کنند که حق با آنها است.
▪️خودآگاهی ضعیفی دارند.
▪️به اعتماد دیگران خیانت می‌کنند.
▪️به دیگران گوش نمی دهند.
▪️نیازهای خود را در مقابل نیازهای دیگران قرار می‌دهند.
▪️مهارت کلامی ضعیفی دارند.
▪️از کارکنان خود حمایت نمی‌کنند.
▪️انتظارات خود از دیگران را به روشنی تببین نمی‌کنند.
▪️از کارِ خوب دیگران قدردانی نمی‌کنند.
▪️دیگران را با تهدید وادار به انجام کارها می‌کنند.
▪️بی‌حوصله و کم‌صبر هستند.
▪️موجب آزردگی خاطر دیگران می‌شوند.
▪️منفعل هستند.
▪️به تعهدات خود عمل نمی‌کنند.
▪️به راحتی تهدید و مرعوب می‌شوند.

https://t.me/DM_Theory
نگویید شکست خوردیم

دانشگاه هاروارد، مطالعه جالبی درباره ادبیات رهبران شرکت‌ها در مواجهه با شکست انجام داده است. نتایج تحقیقات این دانشگاه نشان می‌دهد، رهبران شرکت‌های تجاری به ندرت از کلمه «شکست» استفاده می‌کنند و به جای آن اصطلاحاتی مثل «تجربه کسب کردیم» یا «یک تجربه آموزنده» را به کار می‌برند و مثلا می‌گویند: «این یک تجربه آموزنده و با ارزش برای ما بود» یا «این یک تجربه آموزنده دردناک بود»

این دسته از رهبران معتقدند برای موفق شدن در کسب و کار، باید برای تعداد زیادی «تجربه آموزنده» آماده باشیم تا بتوانیم محصولی مناسب و خلاقانه را عرضه کنیم و چیزی به عنوان شکست وجود ندارد، فقط بازخورد و تجربه‌آموزی است و ما با شکست خوردن، راه موفق شدن را یاد می‌گیریم.

این تحقیقات، در پایان به این نتیجه رسیده است که موفقیت در کسب و کار و بازاریابی، مستلزم طی کردن این چهار گام است:

۱. تصمیم بگیریم چه برنامه یا کمپین یا استراتژی خلاقانه‌ای را می‌خواهیم اجرا کنیم

۲. آن برنامه، کمپین یا استراتژی را فورا انجام بدهیم و از انجام آن نترسیم

۳. ممکن است شکست بخوریم ولی باید از شکست‌مان یاد بگیریم

۴. دوباره و بارها و بارها امتحان می‌کنیم تا وقتی که موفق بشویم

این فرایند به ما دو نکته مهم را یادآوری می‌کند: اول، نباید از ترس شکست، از امتحان کردن استراتژی‌ها، کمپین‌ها و برنامه‌های خلاقانه غافل بشویم. دوم، بازارها و مشتریان به قدری پیچیده و متغیر هستند که حتی شرکت‌های بسیار حرفه‌ای هم نمی‌توانند با اطمینان کامل بگویند استراتژی‌، کمپین یا برنامه‌شان قطعا موفق می‌شود.

https://t.me/Strategic_Academy