قانون پارکینسون
چرا وقتی انجام پروژهای را یکساله تعریف میکنیم، در یک سال انجام میشود و اگر همان را هشت ماه تعیین کنیم در هشت ماه انجام میشود؟
چرا وقتي براي انجام كاري يكساعته سه ساعت وقت داريم انجام آن سه ساعت طول مي كشد؟
پاسخ همه این سوالات در "قانون پارکینسون" نهفته است:
بر اساس قانون پارکینسون در مدیریت، "ذهن، کار را به مدت زمانی که به آن اختصاص داده شده کش میدهد"؛
در واقع میتوان اینگونه بیان کرد، براساس قانون پارکینسون:
وقت بیشتر = اتلاف وقت بیشتر
کارمند بیشتر = بیکاری بیشتر
دخل بیشتر = خرج بیشتر
لذا به عنوان مدیر، مهم است بتوانیم بر قانون پارکینسون غلبه کنیم که مهمترین تکنیک برای غلبه بر آن نیز گزاره زیر است:
"تعیین مهلت زمانی و ضربالاجل معقول، و پایبندی به انجام کارها در زمان تعیین شده."
@DM_Theory
چرا وقتی انجام پروژهای را یکساله تعریف میکنیم، در یک سال انجام میشود و اگر همان را هشت ماه تعیین کنیم در هشت ماه انجام میشود؟
چرا وقتي براي انجام كاري يكساعته سه ساعت وقت داريم انجام آن سه ساعت طول مي كشد؟
پاسخ همه این سوالات در "قانون پارکینسون" نهفته است:
بر اساس قانون پارکینسون در مدیریت، "ذهن، کار را به مدت زمانی که به آن اختصاص داده شده کش میدهد"؛
در واقع میتوان اینگونه بیان کرد، براساس قانون پارکینسون:
وقت بیشتر = اتلاف وقت بیشتر
کارمند بیشتر = بیکاری بیشتر
دخل بیشتر = خرج بیشتر
لذا به عنوان مدیر، مهم است بتوانیم بر قانون پارکینسون غلبه کنیم که مهمترین تکنیک برای غلبه بر آن نیز گزاره زیر است:
"تعیین مهلت زمانی و ضربالاجل معقول، و پایبندی به انجام کارها در زمان تعیین شده."
@DM_Theory
Forwarded from مرکز توسعه و مدل سازی رهبری
بگذار شلیک کنند؛
آنها نمیدانند آرمانهای ما،
ضد گلوله اند...
#چگوارا
https://t.me/Sustainable_Development_Holding
آنها نمیدانند آرمانهای ما،
ضد گلوله اند...
#چگوارا
https://t.me/Sustainable_Development_Holding
Stay focused on your destination even if your path may seem stormy today.
تمام تمركزت را روى مقصد بگذار، حتى اگر مسير امروزت طوفانى ست .
https://t.me/DM_Theory
تمام تمركزت را روى مقصد بگذار، حتى اگر مسير امروزت طوفانى ست .
https://t.me/DM_Theory
Telegram
DM Theory نظریه مدیریت مقصد
کانال رسمی"تئوری مدیریت مقصد"
(DESTINATION MANAGEMENT)
باحضور جمعی از استراتژیستها، مدرسان و پایه گذار و مؤلف:
(TLS و DM و SM و BM و CSM)
و دیگر اساتید مدیریت که حاوی جدیدترین تالیفات و پژوهش ها درخصوص افزایش آگاهی عملی در شاخه های مدیریت مدرن!
(DESTINATION MANAGEMENT)
باحضور جمعی از استراتژیستها، مدرسان و پایه گذار و مؤلف:
(TLS و DM و SM و BM و CSM)
و دیگر اساتید مدیریت که حاوی جدیدترین تالیفات و پژوهش ها درخصوص افزایش آگاهی عملی در شاخه های مدیریت مدرن!
🔴 تفاوت بین مدیر ایرانی با مدیر ژاپنی
🔹بنیان گذار پاناسونیک جناب ماتسوشیتا یه کتاب پر فروشی داره به نام " نه برای لقمه ای نان
این کتاب به خوبی تفاوت نگرش یک مدیر موفق ژاپنی را به ما نشان میدهد:
🔹اهمیت نیروی انسانی:
مدیرانی که کارمندان رو نه بعنوان بخشی از هزینه ها ، بلکه بعنوان بخشی از سرمایگذاری های بلندمدت و جزو سرمایه های انسانی اون مجموعه می بینند و نهایت مراقبت از این سرمایه ها انجام میدهند..
برای همین کارمندان اون شرکت هم برای افزایش بهره وری نهایت تلاششون میکنند.
🔹مشارکت تیمی ( نه به فرد محوری):
مهارت کار گروهی براشون در اولویت و تو مدارس کودکان را با کارهای تیمی آشنا می کنند .
مدیران ما خصوصا مدیران دولتی که بیشتر مدیران سیاسی هستند ، عمدتا فردمحور هستند و اغلب موارد حتی به نظرات کارشناسی مدیران میانی هم توجهی ندارند.
🔹مهارت به جای ارادت:
مدیران ژاپنی عمدتا مدیران بخش خصوصی هستند و براشون مهارت مهم ولی مدیران ما عمدتا دولتی و سیاسی هستن و ارادات و خط فکر سیاسی و...براشون مهمتر از مهارت و تخصص
برای همین تو مجموعه های دولتی ما شاهد مدیریت اتوبوسی هستیم.
با تغییر مدیر بالا دستی ،شاهد ورود و خروج اتوبوسی مدیران میانی هستیم ،هر کی ارادت بیشتر داشته باشه و خط فکر سیاسی اش به مدیر نزدیک تر باشه شانس گرفتن پست و ترفیع براش بیشتره!
🔹قانونگرایی:
در ژاپن قانون تعیین می کند که مدیر با چه صلاحیتها و استانداردهایی باید کار کند. هیچکس نمی تواند فراقانونی عمل کند .در اینجا اول کسی را رییس می کنند بعد برایش قانون می نویسند و یا قانون را برایش اصلاح می کنند. اصلا صلاحیتها ملاک انتخاب قرار نمی گیرد. انگار نه انگار رشد یک مجموعه وابسته به مدیریت صلاحیت مدار است.
🔹رشد جمعی به جای رشد فردی:
تلاش میکنند با سخت کوشی به رشد مجموعه کمک کنند.
اینجا عمدتا هدف اصلی مدیر ، رشد فردی است تا جمعی
اینو تو بازار سرمایه هم میشه دید منابع صندوق یا پورتفوی شرکت صرف پروژه کردن سهام شخصی مدیر شده!
🔹 احساس مسئولیت :
یه پروژه ای که 3 سال قراره تحویل داده شود باید سر اون موعد تحویل بدهند.
برای یک مدیر ژاپنی شکست معادل مرگ است و از اینکه باعث ورشکستگی مجموعه ای بشه یا از شرمندگی اقدام به خودکشی میکنه یا خودش استعفاش مینویسه و عذرخواهی میکنه
اما اینجا فلان مجتمع پتروشیمی قرار بود طی 4 سال ساخته بشه ولی بعد 15 سال هنوز پروژه روی زمین مونده و یا شرکت سودده میگیرن زیاندهش میکنند و تازه ترفیع هم میگیرن!
🔹احترام به مشتری :
میانگین تاخیر هر قطار در ژاپن در سال کمتر از 2 دقیقه است و بابت همون تاخیر 2 دقیقه ای هم مدیر میاد وسط جمعیت 10 بار تا کمر خم میشه معذرت خواهی میکنه
اینجا متوسط تاخیر خطوط هوایی یا قطار 10 برابر ژاپن و نه تنها مدیری نمیاد معذرت خواهی کنه بلکه مردم معترض را هم با تدابیری وادار به سکوت می کنند.
یا مدیر تویوتا بخاطر ایراد کوچک در پدال گاز اومد کنفرانس مطبوعاتی گذاشت ،خم شد عذرخواهی کرد.
اینجا پژو 405 آتش میگیره مدیر ایران خودرو میاد میگه همینه که هست !هر کی خوشش نمیاد به درک نخره
🔹سختکوشی:
مدیر ژاپنی دنبال سختکوشی و بالا بردن بهره وری است
اگر یکی وارد اون مجموعه بشه نمیتونه تشخیص بده مدیر کیه ، یه میز کوچک گذاشته وسط اون سالن کنار کارمندان نشسته
اما مدیر ایرانی، 100 نفر رو تو یه سالن 100 متری چپونده بعد خودش تو یه دفتر لوکس 100 متری با یه غروری نشسته !
و اینکه در ژاپن تعداد مدیر دولتی خیلی کمه و عمدتا مدیران در بخش خصوصی هستن
ولی اینجا عمدتا مدیران ما دولتی هستند و بقول نویسنده کتاب " نفحات نفت " مدیرانی برآمده از پول نفت هستن
🔹توجه به تجربه :
مدیریت ژاپنی ، تجربه ها را بهم متصل می کند تا مبتنی بر آنها رشد را تضمین سازد . مدیر جدید تکمیل کننده برنامه ی مدیران پیشین است . در اینجا مدیران جدید هرآنچه را که مربوط به مدیران قبلی است دور می ریزند . حتی میز و صندلی آنها را و تلاش می کنند از نو شروع کنند ، آنچنان است که هر گز رشد حاصل نمی شود !
🔹یادگیرندگی مادام العمر:
مدیران ژاپنی خود را بمثابه یادگیرندگانی مادام العمر می دانند و دایما بینش های جدیدی را کسب می کنند . در مقابل بسیاری از مدیران ایرانی دچار توهم عقل کل هستند و خود را قله علم و دانایی می دانند.
https://t.me/DM_Theory
🔹بنیان گذار پاناسونیک جناب ماتسوشیتا یه کتاب پر فروشی داره به نام " نه برای لقمه ای نان
این کتاب به خوبی تفاوت نگرش یک مدیر موفق ژاپنی را به ما نشان میدهد:
🔹اهمیت نیروی انسانی:
مدیرانی که کارمندان رو نه بعنوان بخشی از هزینه ها ، بلکه بعنوان بخشی از سرمایگذاری های بلندمدت و جزو سرمایه های انسانی اون مجموعه می بینند و نهایت مراقبت از این سرمایه ها انجام میدهند..
برای همین کارمندان اون شرکت هم برای افزایش بهره وری نهایت تلاششون میکنند.
🔹مشارکت تیمی ( نه به فرد محوری):
مهارت کار گروهی براشون در اولویت و تو مدارس کودکان را با کارهای تیمی آشنا می کنند .
مدیران ما خصوصا مدیران دولتی که بیشتر مدیران سیاسی هستند ، عمدتا فردمحور هستند و اغلب موارد حتی به نظرات کارشناسی مدیران میانی هم توجهی ندارند.
🔹مهارت به جای ارادت:
مدیران ژاپنی عمدتا مدیران بخش خصوصی هستند و براشون مهارت مهم ولی مدیران ما عمدتا دولتی و سیاسی هستن و ارادات و خط فکر سیاسی و...براشون مهمتر از مهارت و تخصص
برای همین تو مجموعه های دولتی ما شاهد مدیریت اتوبوسی هستیم.
با تغییر مدیر بالا دستی ،شاهد ورود و خروج اتوبوسی مدیران میانی هستیم ،هر کی ارادت بیشتر داشته باشه و خط فکر سیاسی اش به مدیر نزدیک تر باشه شانس گرفتن پست و ترفیع براش بیشتره!
🔹قانونگرایی:
در ژاپن قانون تعیین می کند که مدیر با چه صلاحیتها و استانداردهایی باید کار کند. هیچکس نمی تواند فراقانونی عمل کند .در اینجا اول کسی را رییس می کنند بعد برایش قانون می نویسند و یا قانون را برایش اصلاح می کنند. اصلا صلاحیتها ملاک انتخاب قرار نمی گیرد. انگار نه انگار رشد یک مجموعه وابسته به مدیریت صلاحیت مدار است.
🔹رشد جمعی به جای رشد فردی:
تلاش میکنند با سخت کوشی به رشد مجموعه کمک کنند.
اینجا عمدتا هدف اصلی مدیر ، رشد فردی است تا جمعی
اینو تو بازار سرمایه هم میشه دید منابع صندوق یا پورتفوی شرکت صرف پروژه کردن سهام شخصی مدیر شده!
🔹 احساس مسئولیت :
یه پروژه ای که 3 سال قراره تحویل داده شود باید سر اون موعد تحویل بدهند.
برای یک مدیر ژاپنی شکست معادل مرگ است و از اینکه باعث ورشکستگی مجموعه ای بشه یا از شرمندگی اقدام به خودکشی میکنه یا خودش استعفاش مینویسه و عذرخواهی میکنه
اما اینجا فلان مجتمع پتروشیمی قرار بود طی 4 سال ساخته بشه ولی بعد 15 سال هنوز پروژه روی زمین مونده و یا شرکت سودده میگیرن زیاندهش میکنند و تازه ترفیع هم میگیرن!
🔹احترام به مشتری :
میانگین تاخیر هر قطار در ژاپن در سال کمتر از 2 دقیقه است و بابت همون تاخیر 2 دقیقه ای هم مدیر میاد وسط جمعیت 10 بار تا کمر خم میشه معذرت خواهی میکنه
اینجا متوسط تاخیر خطوط هوایی یا قطار 10 برابر ژاپن و نه تنها مدیری نمیاد معذرت خواهی کنه بلکه مردم معترض را هم با تدابیری وادار به سکوت می کنند.
یا مدیر تویوتا بخاطر ایراد کوچک در پدال گاز اومد کنفرانس مطبوعاتی گذاشت ،خم شد عذرخواهی کرد.
اینجا پژو 405 آتش میگیره مدیر ایران خودرو میاد میگه همینه که هست !هر کی خوشش نمیاد به درک نخره
🔹سختکوشی:
مدیر ژاپنی دنبال سختکوشی و بالا بردن بهره وری است
اگر یکی وارد اون مجموعه بشه نمیتونه تشخیص بده مدیر کیه ، یه میز کوچک گذاشته وسط اون سالن کنار کارمندان نشسته
اما مدیر ایرانی، 100 نفر رو تو یه سالن 100 متری چپونده بعد خودش تو یه دفتر لوکس 100 متری با یه غروری نشسته !
و اینکه در ژاپن تعداد مدیر دولتی خیلی کمه و عمدتا مدیران در بخش خصوصی هستن
ولی اینجا عمدتا مدیران ما دولتی هستند و بقول نویسنده کتاب " نفحات نفت " مدیرانی برآمده از پول نفت هستن
🔹توجه به تجربه :
مدیریت ژاپنی ، تجربه ها را بهم متصل می کند تا مبتنی بر آنها رشد را تضمین سازد . مدیر جدید تکمیل کننده برنامه ی مدیران پیشین است . در اینجا مدیران جدید هرآنچه را که مربوط به مدیران قبلی است دور می ریزند . حتی میز و صندلی آنها را و تلاش می کنند از نو شروع کنند ، آنچنان است که هر گز رشد حاصل نمی شود !
🔹یادگیرندگی مادام العمر:
مدیران ژاپنی خود را بمثابه یادگیرندگانی مادام العمر می دانند و دایما بینش های جدیدی را کسب می کنند . در مقابل بسیاری از مدیران ایرانی دچار توهم عقل کل هستند و خود را قله علم و دانایی می دانند.
https://t.me/DM_Theory
Telegram
DM Theory نظریه مدیریت مقصد
کانال رسمی"تئوری مدیریت مقصد"
(DESTINATION MANAGEMENT)
باحضور جمعی از استراتژیستها، مدرسان و پایه گذار و مؤلف:
(TLS و DM و SM و BM و CSM)
و دیگر اساتید مدیریت که حاوی جدیدترین تالیفات و پژوهش ها درخصوص افزایش آگاهی عملی در شاخه های مدیریت مدرن!
(DESTINATION MANAGEMENT)
باحضور جمعی از استراتژیستها، مدرسان و پایه گذار و مؤلف:
(TLS و DM و SM و BM و CSM)
و دیگر اساتید مدیریت که حاوی جدیدترین تالیفات و پژوهش ها درخصوص افزایش آگاهی عملی در شاخه های مدیریت مدرن!
Forwarded from مرکز توسعه شخصیت (Dr Khodaei)
هر گوشه دنیا، هر رژیم حاکمی چیزی را ممنوع الانتشار به قلم داده من به خودم حق میدهم که فکر کنم در کار آن رژیم کلکی هست و میخواهد چیزی را از من پنهان کند.
احمد شاملو
#روز_قلم مبارک https://t.me/TLS_Academy
احمد شاملو
#روز_قلم مبارک https://t.me/TLS_Academy
TLS: Technological Thinking & Life Style
(سبک زندگی و تفکر فن آورانه)
+
DM:Destination Management
(مدیریت مقصد)
=
SAS: Sustainable Accelerated Success
(موفقیت پرشتاب پایدار)
https://t.me/TLS_Academy
https://t.me/DM_Theory
(سبک زندگی و تفکر فن آورانه)
+
DM:Destination Management
(مدیریت مقصد)
=
SAS: Sustainable Accelerated Success
(موفقیت پرشتاب پایدار)
https://t.me/TLS_Academy
https://t.me/DM_Theory
Forwarded from DM & TLS Language Academy
دنبال روياهات برو ، اونا راه رو بلدن .
Follow your dreams .They know the way .
Follow your dreams .They know the way .
✅۱۰ فرد ثروتمند روی کره زمین معرفی شدند...
🔴-ایلان ماسک با ۲۲۶ میلیارد دلار با فاصله، در رتبه نخست قرار داره...مالک تسلا، ایکس، اسپیس ایکس و ...
🔴-برنارد آرنالت...تاجر، سرمایه گذار و کارآفرین فرانسوی در رتبه دوم قرار داره...آرنالت تنها غیر آمریکایی این لیست است...ثروت ۱۸۳ میلیارد دلار...
🔴-جف بزوس مالک آمازون رتبه سوم ایستاده....ثروت ۱۶۲ میلیارد دلار...
🔴-لری الیسون مالک شرکت اوراکل در مقام چهارم با ۱۳۴ میلیارد دلار ثروت...
🔴-بیل گیتس موسس ماکروسافت با ۱۲۹ میلیارد دلار پنجم...
🔴-لری پیج بنیان گذار گوگل با ۱۲۲ میلیارد دلار ثروت ششم...
🔴-وارن بافت مدیر برکشایر هثوی با ۱۲۱ میلیارد دلار و ۹۳ سال سن در رتبه هفتم...
🔴-سرجی برین موسس گوگل با ۱۱۶ میلیارد دلار ثروت در رتبه هشتم...
🔴-رتبه نهم استیو بالمر با ۱۱۴ میلیارد دلار دارایی مدیر موفق ماکروسافت....تقریبا نصف ایلان ماسک ثروت داره...
🔴-رتبه دهم...مارک زاکربرگ خالق فیس بوک، متا و مالک واتساپ...با ۱۰۸ میلیارد دلار دارایی...
🔷هیچ زنی در بین ۱۰ نفر ثروتمند دنیا حضور ندارد...
https://t.me/DM_Theory
🔴-ایلان ماسک با ۲۲۶ میلیارد دلار با فاصله، در رتبه نخست قرار داره...مالک تسلا، ایکس، اسپیس ایکس و ...
🔴-برنارد آرنالت...تاجر، سرمایه گذار و کارآفرین فرانسوی در رتبه دوم قرار داره...آرنالت تنها غیر آمریکایی این لیست است...ثروت ۱۸۳ میلیارد دلار...
🔴-جف بزوس مالک آمازون رتبه سوم ایستاده....ثروت ۱۶۲ میلیارد دلار...
🔴-لری الیسون مالک شرکت اوراکل در مقام چهارم با ۱۳۴ میلیارد دلار ثروت...
🔴-بیل گیتس موسس ماکروسافت با ۱۲۹ میلیارد دلار پنجم...
🔴-لری پیج بنیان گذار گوگل با ۱۲۲ میلیارد دلار ثروت ششم...
🔴-وارن بافت مدیر برکشایر هثوی با ۱۲۱ میلیارد دلار و ۹۳ سال سن در رتبه هفتم...
🔴-سرجی برین موسس گوگل با ۱۱۶ میلیارد دلار ثروت در رتبه هشتم...
🔴-رتبه نهم استیو بالمر با ۱۱۴ میلیارد دلار دارایی مدیر موفق ماکروسافت....تقریبا نصف ایلان ماسک ثروت داره...
🔴-رتبه دهم...مارک زاکربرگ خالق فیس بوک، متا و مالک واتساپ...با ۱۰۸ میلیارد دلار دارایی...
🔷هیچ زنی در بین ۱۰ نفر ثروتمند دنیا حضور ندارد...
https://t.me/DM_Theory
Telegram
DM Theory نظریه مدیریت مقصد
کانال رسمی"تئوری مدیریت مقصد"
(DESTINATION MANAGEMENT)
باحضور جمعی از استراتژیستها، مدرسان و پایه گذار و مؤلف:
(TLS و DM و SM و BM و CSM)
و دیگر اساتید مدیریت که حاوی جدیدترین تالیفات و پژوهش ها درخصوص افزایش آگاهی عملی در شاخه های مدیریت مدرن!
(DESTINATION MANAGEMENT)
باحضور جمعی از استراتژیستها، مدرسان و پایه گذار و مؤلف:
(TLS و DM و SM و BM و CSM)
و دیگر اساتید مدیریت که حاوی جدیدترین تالیفات و پژوهش ها درخصوص افزایش آگاهی عملی در شاخه های مدیریت مدرن!
💢مدیریت کسب و کارهای خانوادگی
👈هنری مینتزبرگ در کتاب خود به نام «قصههای شب برای مدیران» مینویسد:
👈من به شخصه طرفدار کسب و کارهای خانوادگی هستم، البته به این شرط که بتوانند این مشکل را حل کنند: «چه کسی جانشین بنیانگذار شرکت میشود؟ آیا پسر بزرگتر همیشه جانشین مناسبی برای پدر هست؟»
👈پدر خود من کارآفرینی موفق بود و در نتیجه ما زندگی مرفهی داشتیم. اما من مسیر پدر را ادامه ندادم و از کسب و کار او بیرون رفتم. پدرم نیز نهایتا کسب و کار خود را فروخت
👈خیلی از هم سن و سالهای من در خانوادهای کارآفرین به دنیا آمدند، اما اغلب آنها نیز همانند من از کسب و کار خانوادگیشان خارج شدند. البته تعداد محدودی نیز کسب و کار خانوادگی خود را ادامه دادند یا آن را به ورشکستگی کامل کشاندند
👈این واقعیت نشان میدهد که در کسب و کار، نبوغ موروثی نیست. به بیان دیگر، اگر روزی در خانوادهای کارآفرینِ نابغهای متولد میشود و ثروت زیادی برای بازماندگان خود به ارث میگذارد، بدین معنا نیست که این میراث به جا مانده باعث میشود فرزندان آن خانواده نیز همان نبوغ را داشته باشند و همان مسیر موفقیتآمیز را طی کنند
👈به همین دلیل است که جانشینپروری در شرکتها و کسب و کارهای خانوادگی، اصلیترین چالش به حساب میآید و اگر موسس شرکت به این چالش توجه نکند، کسب و کاری که با هزاران زحمت راهاندازی کرده، توسط اعضای خانواده به ورشکستگی کامل کشانده میشود
👈نکته جالبتر این که برخلاف باورهای رایج، این روزها دخترها گزینه بهتری برای جانشینی پدرشان هستند. دلیل این واقعیت آن است که نوع رابطه بین دختر و پدر، متفاوتتر و باکیفیتتر از رابطه بین پسر و پدر است و دخترها معمولا تمایل بیشتری به شنیدن و اجرای نصایح پدرشان و پیمودن مسیر آنها دارند
👈کارکنان وفادار به پدری که کسب و کار خانوادگی را راهاندازی کرده نیز میتوانند گزینه خوبی برای جانشینی پدر باشند. به همین دلیل است که بسیاری از پدران کارآفرین احترام عمیقی به برخی از کارمندانشان میگذارند و آنها را بخشی از خانوادهشان میدانند تا بتوانند از این طریق، آنها را برای جانشینی آماده کنند
https://t.me/DM_Theory
👈هنری مینتزبرگ در کتاب خود به نام «قصههای شب برای مدیران» مینویسد:
👈من به شخصه طرفدار کسب و کارهای خانوادگی هستم، البته به این شرط که بتوانند این مشکل را حل کنند: «چه کسی جانشین بنیانگذار شرکت میشود؟ آیا پسر بزرگتر همیشه جانشین مناسبی برای پدر هست؟»
👈پدر خود من کارآفرینی موفق بود و در نتیجه ما زندگی مرفهی داشتیم. اما من مسیر پدر را ادامه ندادم و از کسب و کار او بیرون رفتم. پدرم نیز نهایتا کسب و کار خود را فروخت
👈خیلی از هم سن و سالهای من در خانوادهای کارآفرین به دنیا آمدند، اما اغلب آنها نیز همانند من از کسب و کار خانوادگیشان خارج شدند. البته تعداد محدودی نیز کسب و کار خانوادگی خود را ادامه دادند یا آن را به ورشکستگی کامل کشاندند
👈این واقعیت نشان میدهد که در کسب و کار، نبوغ موروثی نیست. به بیان دیگر، اگر روزی در خانوادهای کارآفرینِ نابغهای متولد میشود و ثروت زیادی برای بازماندگان خود به ارث میگذارد، بدین معنا نیست که این میراث به جا مانده باعث میشود فرزندان آن خانواده نیز همان نبوغ را داشته باشند و همان مسیر موفقیتآمیز را طی کنند
👈به همین دلیل است که جانشینپروری در شرکتها و کسب و کارهای خانوادگی، اصلیترین چالش به حساب میآید و اگر موسس شرکت به این چالش توجه نکند، کسب و کاری که با هزاران زحمت راهاندازی کرده، توسط اعضای خانواده به ورشکستگی کامل کشانده میشود
👈نکته جالبتر این که برخلاف باورهای رایج، این روزها دخترها گزینه بهتری برای جانشینی پدرشان هستند. دلیل این واقعیت آن است که نوع رابطه بین دختر و پدر، متفاوتتر و باکیفیتتر از رابطه بین پسر و پدر است و دخترها معمولا تمایل بیشتری به شنیدن و اجرای نصایح پدرشان و پیمودن مسیر آنها دارند
👈کارکنان وفادار به پدری که کسب و کار خانوادگی را راهاندازی کرده نیز میتوانند گزینه خوبی برای جانشینی پدر باشند. به همین دلیل است که بسیاری از پدران کارآفرین احترام عمیقی به برخی از کارمندانشان میگذارند و آنها را بخشی از خانوادهشان میدانند تا بتوانند از این طریق، آنها را برای جانشینی آماده کنند
https://t.me/DM_Theory
Telegram
DM Theory نظریه مدیریت مقصد
کانال رسمی"تئوری مدیریت مقصد"
(DESTINATION MANAGEMENT)
باحضور جمعی از استراتژیستها، مدرسان و پایه گذار و مؤلف:
(TLS و DM و SM و BM و CSM)
و دیگر اساتید مدیریت که حاوی جدیدترین تالیفات و پژوهش ها درخصوص افزایش آگاهی عملی در شاخه های مدیریت مدرن!
(DESTINATION MANAGEMENT)
باحضور جمعی از استراتژیستها، مدرسان و پایه گذار و مؤلف:
(TLS و DM و SM و BM و CSM)
و دیگر اساتید مدیریت که حاوی جدیدترین تالیفات و پژوهش ها درخصوص افزایش آگاهی عملی در شاخه های مدیریت مدرن!
Booye Pirahan Yousef
Majid Entezami | Phodoshin
موزیک - بیکلام
بوی پیراهن یوسف
بیکلامی که میشنوید از شاهکارهای استاد مجید انتظامی است که بر فرکانس 320 هرتز تنظیم شده بسیار تسکین دهنده درد قلب است.
https://t.me/TLS_Academy| بیکلام
بوی پیراهن یوسف
بیکلامی که میشنوید از شاهکارهای استاد مجید انتظامی است که بر فرکانس 320 هرتز تنظیم شده بسیار تسکین دهنده درد قلب است.
https://t.me/TLS_Academy| بیکلام
Forwarded from مرکز توسعه شخصیت (Dr Khodaei)
🔴 زندگی خوشحال از زبان یک آدم ۸۰ ساله
کارهایی ساده برای داشتن یک زندگی خوشحال که یک فرد ۸۰ ساله به ما میآموزد، هدیهایست از یک عمر تجربه که به آسانی در اختیارمان قرار میگیرد:
۱- محکم دست بدهید.
۲- مردم را در چشمهایشان پیدا کنید. چشمهای آنها دروغ نمیگویند.
۳- داشتن یک زندگی خوشحال ساده است، زیر دوش حمام آواز بخوانید.
۴- موسیقی را با کیفیت عالی گوش کنید.
۵- در مبارزهها، اولین ضربه را شما بزنید و محکم بزنید.
۶- راز خود را به هیچکس نگویید.
۷- هیچ وقت تسلیم نشوید، معجزهها همیشه رخ میدهند.
۸- همیشه پذیرای دستی که به سوی شما دراز شده، باشید.
۹- شجاع باشید حتی اگر میترسید هم وانمود کنید شجاع هستید.
۱۰- داشتن یک زندگی خوشحال یعنی سوت بزنید . خیلی ساده است.
۱۱- هرگز با کسی به طعنه و کنایه حرف نزنید.
۱۲- شریک زندگیتان را با دقت انتخاب کنید. همین یک تصمیم، ضامن ۹۰ درصد خوشبختی یا بدبختی شما خواهد بود.
۱۳- عادت کنید به عنوان یک فرد ناشناس، به دیگران کمک کنید.
۱۴- فقط کتابهایی را قرض بدهید که مطمئنید دوباره نمیخوانید.
۱۵- امیدِ کسی را از او نگیرید، شاید این تنها چیزی است که دارد.
۱۶- اگر با کودکان، بازی میکنید اجازه دهید آنها برنده شوند.
۱۷- به آدمها یک شانس دوم بدهید اما نه سوم.
۱۸- سعی کنید رمانتیک باشید.
۱۹- یک زندگی حوشحال یعنی خودتان مثبت اندیش ترین فردی باشید که در زندگیتان میشناسید.
۲۰- رها و ریلکس باشید.
۲۱- تلفن وسیلهایست که برای راحتی شما اختراع شده، نه برای سلب آسایش شما.
۲۲- بازندهی خوبی باشید.
۲۳- برندهی خوبی باشید.
۲۴- قبل از اینکه رازی را به دوستی بگویید، ۲ بار فکر کنید.
۲۵- اگر کسی شما را در آغوش گرفت، اجازه دهید خودش از آغوش شما بیرون آید.
۲۶- فروتن باشید. قبل از اینکه به دنیا بیایید زندگی جریان داشت و بعد از شما هم جریان دارد.
۲۷- زندگی خوشحال یعنی ساده زندگی کنید.
۲۸- مراقب کسانیکه چیزی برای از دست دادن ندارند باشید.
۲۹- پلهای پشت سرتان را خراب نکنید شاید نیاز باشد چندین بار از آن رودخانه عبور کنید.
۳۰- به تمامی، زندگی کنید طوریکه واژهی پشیمانی روی سنگ قبرتان جایی نداشته باشد.
۳۱- شجاع باشید و ریسک کنید.
۳۲- اگر کسی را دوست دارید ، فرصت گفتن این جمله را از دست ندهید.
۳۳- هیچکس به تنهایی نمیتواند کاری را تمام کند. قلب بزرگی داشته باشید و از کسانی که به شما کمک کردهاند قدردانی کنید.
۳۴- خودتان چشم انداز زندگیتان را انتخاب کنید، اجازه ندهید دیگران به جایتان تصمیم بگیرند.
۳۵- اگر دوست یا آشنایی در بیمارستان بستری است، او را ملاقات کنید حتی در حد چند دقیقه.
۳۶- هر روزتان را با یکی از موسیقیهای مورد علاقه تان آغاز کنید.
۳۷- هر از چندگاهی از مسیرهای خوش منظره عبور کنید.
۳۸- برای کسی که در نظرش مهم هستید چندین کارت پستال با امضا خودتان بفرستید.
۳۹- تماسهای تلفنی را با انرژی مثبت پاسخ دهید.
۴۰- یک دفترچه یادداشت و قلم کنار تخت بگذارید چرا که گاهی یک ایدهی چند میلیون دلاری، ساعت ۳ نیمه شب به سراغتان میآید.
۴۱- برای هر شخصی که کار و زحمت میکند ارزش قائل باشید، فارغ از اینکه شغلش چیست.
۴۲- برای کسی که دوستش دارید گل بفرستید بعدا به دلیلش فکر کنید.
۴۳- گاهی برای ماشین عقبی خود عوارض جاده را پرداخت کنید. روزش را خواهید ساخت.
۴۴- برای یک نفر قهرمان باشید.
۴۵- فقط با عشق ازدواج کنید.
۴۶- برای داشتن یک زندگی خوشحال ، نعمتهایی که دارید را بشمارید.
۴۷- اگر جایی میهمان هستید از غذایی که برای شما درست کردهاند تعریف و تمجید کنید.
۴۸- برای بچه مدرسهای ها که در سرویس مدرسه هستند، دست تکان بدهید.
۴۹- یادتان نرود که هشتاد درصد از موفقیت شغلی شما بستگی به توانایی خودتان در برقرای ارتباط با دیگران دارد.
۵۰- انتظار نداشته باشید زندگی عادلانه باشد تا یک زندگی خوشحال داشته باشید. زندگی عادلانه نیست. #من_میتونم_تمام https://t.me/TLS_Academy
کارهایی ساده برای داشتن یک زندگی خوشحال که یک فرد ۸۰ ساله به ما میآموزد، هدیهایست از یک عمر تجربه که به آسانی در اختیارمان قرار میگیرد:
۱- محکم دست بدهید.
۲- مردم را در چشمهایشان پیدا کنید. چشمهای آنها دروغ نمیگویند.
۳- داشتن یک زندگی خوشحال ساده است، زیر دوش حمام آواز بخوانید.
۴- موسیقی را با کیفیت عالی گوش کنید.
۵- در مبارزهها، اولین ضربه را شما بزنید و محکم بزنید.
۶- راز خود را به هیچکس نگویید.
۷- هیچ وقت تسلیم نشوید، معجزهها همیشه رخ میدهند.
۸- همیشه پذیرای دستی که به سوی شما دراز شده، باشید.
۹- شجاع باشید حتی اگر میترسید هم وانمود کنید شجاع هستید.
۱۰- داشتن یک زندگی خوشحال یعنی سوت بزنید . خیلی ساده است.
۱۱- هرگز با کسی به طعنه و کنایه حرف نزنید.
۱۲- شریک زندگیتان را با دقت انتخاب کنید. همین یک تصمیم، ضامن ۹۰ درصد خوشبختی یا بدبختی شما خواهد بود.
۱۳- عادت کنید به عنوان یک فرد ناشناس، به دیگران کمک کنید.
۱۴- فقط کتابهایی را قرض بدهید که مطمئنید دوباره نمیخوانید.
۱۵- امیدِ کسی را از او نگیرید، شاید این تنها چیزی است که دارد.
۱۶- اگر با کودکان، بازی میکنید اجازه دهید آنها برنده شوند.
۱۷- به آدمها یک شانس دوم بدهید اما نه سوم.
۱۸- سعی کنید رمانتیک باشید.
۱۹- یک زندگی حوشحال یعنی خودتان مثبت اندیش ترین فردی باشید که در زندگیتان میشناسید.
۲۰- رها و ریلکس باشید.
۲۱- تلفن وسیلهایست که برای راحتی شما اختراع شده، نه برای سلب آسایش شما.
۲۲- بازندهی خوبی باشید.
۲۳- برندهی خوبی باشید.
۲۴- قبل از اینکه رازی را به دوستی بگویید، ۲ بار فکر کنید.
۲۵- اگر کسی شما را در آغوش گرفت، اجازه دهید خودش از آغوش شما بیرون آید.
۲۶- فروتن باشید. قبل از اینکه به دنیا بیایید زندگی جریان داشت و بعد از شما هم جریان دارد.
۲۷- زندگی خوشحال یعنی ساده زندگی کنید.
۲۸- مراقب کسانیکه چیزی برای از دست دادن ندارند باشید.
۲۹- پلهای پشت سرتان را خراب نکنید شاید نیاز باشد چندین بار از آن رودخانه عبور کنید.
۳۰- به تمامی، زندگی کنید طوریکه واژهی پشیمانی روی سنگ قبرتان جایی نداشته باشد.
۳۱- شجاع باشید و ریسک کنید.
۳۲- اگر کسی را دوست دارید ، فرصت گفتن این جمله را از دست ندهید.
۳۳- هیچکس به تنهایی نمیتواند کاری را تمام کند. قلب بزرگی داشته باشید و از کسانی که به شما کمک کردهاند قدردانی کنید.
۳۴- خودتان چشم انداز زندگیتان را انتخاب کنید، اجازه ندهید دیگران به جایتان تصمیم بگیرند.
۳۵- اگر دوست یا آشنایی در بیمارستان بستری است، او را ملاقات کنید حتی در حد چند دقیقه.
۳۶- هر روزتان را با یکی از موسیقیهای مورد علاقه تان آغاز کنید.
۳۷- هر از چندگاهی از مسیرهای خوش منظره عبور کنید.
۳۸- برای کسی که در نظرش مهم هستید چندین کارت پستال با امضا خودتان بفرستید.
۳۹- تماسهای تلفنی را با انرژی مثبت پاسخ دهید.
۴۰- یک دفترچه یادداشت و قلم کنار تخت بگذارید چرا که گاهی یک ایدهی چند میلیون دلاری، ساعت ۳ نیمه شب به سراغتان میآید.
۴۱- برای هر شخصی که کار و زحمت میکند ارزش قائل باشید، فارغ از اینکه شغلش چیست.
۴۲- برای کسی که دوستش دارید گل بفرستید بعدا به دلیلش فکر کنید.
۴۳- گاهی برای ماشین عقبی خود عوارض جاده را پرداخت کنید. روزش را خواهید ساخت.
۴۴- برای یک نفر قهرمان باشید.
۴۵- فقط با عشق ازدواج کنید.
۴۶- برای داشتن یک زندگی خوشحال ، نعمتهایی که دارید را بشمارید.
۴۷- اگر جایی میهمان هستید از غذایی که برای شما درست کردهاند تعریف و تمجید کنید.
۴۸- برای بچه مدرسهای ها که در سرویس مدرسه هستند، دست تکان بدهید.
۴۹- یادتان نرود که هشتاد درصد از موفقیت شغلی شما بستگی به توانایی خودتان در برقرای ارتباط با دیگران دارد.
۵۰- انتظار نداشته باشید زندگی عادلانه باشد تا یک زندگی خوشحال داشته باشید. زندگی عادلانه نیست. #من_میتونم_تمام https://t.me/TLS_Academy
Telegram
مرکز توسعه شخصیت
وظایف این مرکز :
-مشاوره و کوچینگ
-طراحی و اجرای چارت-مدل برندینگ شخصیتی
-پژوهش و تفکر گروهی (اتاق فکر)
-برنامه ریزی و تدوین«چرخه خدائی»فردی(بهبود مستمر شخصیتی)
-طراحی و اجرای پروژه های توسعه منابع انسانی متفکر و پیشرو (سازمان ها و کسب و کارها)
-مشاوره و کوچینگ
-طراحی و اجرای چارت-مدل برندینگ شخصیتی
-پژوهش و تفکر گروهی (اتاق فکر)
-برنامه ریزی و تدوین«چرخه خدائی»فردی(بهبود مستمر شخصیتی)
-طراحی و اجرای پروژه های توسعه منابع انسانی متفکر و پیشرو (سازمان ها و کسب و کارها)
آیا درونگراها بهتر از برونگراها میتوانند دیگران را درک کنند؟
بر اساس تحقیقات جدید ییل (Yale) درباره درونگرایی، ممکن است افراد درونگرا به اندازه افراد برونگرا از زندگی لذت نبرند ولی بهتر آنها را درک میکنند.
افراد کمرو و ساکت، درک بهتری از شخصیت و روانشناسی دیگران دارند تا افرادی که زمان بیشتری را صرف معاشرت با دیگران میکنند.
درونگراها ذاتا روانشناس هستند
گروه مطالعاتی ییل نزدیک به هزار داوطلب را مورد آزمایش قرار داد تا ببیند آنها چگونه میتوانند به سوالات مربوط به حقایق روانشناختی ثابت پاسخ دهند.
به داوطلبان یک سری تستهای شخصیتی دادند. در نتایج مشخص شد که افراد درونگرا قطعا بهتر از افراد شوخطبع و اجتماعی عمل میکنند.
ولی چرا اینطور است؟
آنتوان گولویتزر، روانشناس و نویسنده مطالعه ییل میگوید:
«ممکن است افراد درونگرا نسبت به افرادی که مشغول تعاملات اجتماعی گسترده با دیگران هستند، زمان بیشتری را برای مشاهده طبیعت انسانها صرف میکنند یا برای مشاهده درون افراد دقیقتر عمل کنند؛ زیرا تعصبات انگیزشی کمتری دارند.»
تحقیقات بیشتر نشان میدهد که افراد درونگرا اغلب مهارتهای گرانبهایی برای رهبری دارند
به عنوان مثال، مطالعات دیگری نشان میدهد درونگراها چون درک بهتری از رفتار و شخصیت و زوایای پنهان دیگران دارند، بهتر میتوانند همدردی کرده، در انگیزهها و اهداف دیگران بیشتر موثر باشند و در نتیجه برای رهبری، مهارتهای مهمی درون خودشان پرورش دهند.
اگرچه این تحقیقات فعلا در حد نظریه است و نمیتوان آنها را قطعی دانست ولی فعلا به این معنا است که اگر در یک میهمانی خسته شدید، در کمتر از یک ساعت میتوانید کاری کنید که افراد سالها برای تبدیل شدن به یک روانشناس آموزش دیده، صرف میکنند.
این به تیزهوشی شما برمیگردد که چه زمانی در جمع سکوت کنید
و چه زمانی سخن بگویید.
اگر در تمام مدتی که سکوت کردید و در گوشهای مشغول نظاره کردن رفتار و شنیدن سخنان دیگران هستید و میخواهید رفتار و شخصیت آنها را درک کنید، احتمالا ضریب هوشی بالاتر از متوسط انسانها داشته و میتوانید به سمت رهبری تیمها و کسبوکارها حرکت کنید.
https://t.me/DM_Theory
بر اساس تحقیقات جدید ییل (Yale) درباره درونگرایی، ممکن است افراد درونگرا به اندازه افراد برونگرا از زندگی لذت نبرند ولی بهتر آنها را درک میکنند.
افراد کمرو و ساکت، درک بهتری از شخصیت و روانشناسی دیگران دارند تا افرادی که زمان بیشتری را صرف معاشرت با دیگران میکنند.
درونگراها ذاتا روانشناس هستند
گروه مطالعاتی ییل نزدیک به هزار داوطلب را مورد آزمایش قرار داد تا ببیند آنها چگونه میتوانند به سوالات مربوط به حقایق روانشناختی ثابت پاسخ دهند.
به داوطلبان یک سری تستهای شخصیتی دادند. در نتایج مشخص شد که افراد درونگرا قطعا بهتر از افراد شوخطبع و اجتماعی عمل میکنند.
ولی چرا اینطور است؟
آنتوان گولویتزر، روانشناس و نویسنده مطالعه ییل میگوید:
«ممکن است افراد درونگرا نسبت به افرادی که مشغول تعاملات اجتماعی گسترده با دیگران هستند، زمان بیشتری را برای مشاهده طبیعت انسانها صرف میکنند یا برای مشاهده درون افراد دقیقتر عمل کنند؛ زیرا تعصبات انگیزشی کمتری دارند.»
تحقیقات بیشتر نشان میدهد که افراد درونگرا اغلب مهارتهای گرانبهایی برای رهبری دارند
به عنوان مثال، مطالعات دیگری نشان میدهد درونگراها چون درک بهتری از رفتار و شخصیت و زوایای پنهان دیگران دارند، بهتر میتوانند همدردی کرده، در انگیزهها و اهداف دیگران بیشتر موثر باشند و در نتیجه برای رهبری، مهارتهای مهمی درون خودشان پرورش دهند.
اگرچه این تحقیقات فعلا در حد نظریه است و نمیتوان آنها را قطعی دانست ولی فعلا به این معنا است که اگر در یک میهمانی خسته شدید، در کمتر از یک ساعت میتوانید کاری کنید که افراد سالها برای تبدیل شدن به یک روانشناس آموزش دیده، صرف میکنند.
این به تیزهوشی شما برمیگردد که چه زمانی در جمع سکوت کنید
و چه زمانی سخن بگویید.
اگر در تمام مدتی که سکوت کردید و در گوشهای مشغول نظاره کردن رفتار و شنیدن سخنان دیگران هستید و میخواهید رفتار و شخصیت آنها را درک کنید، احتمالا ضریب هوشی بالاتر از متوسط انسانها داشته و میتوانید به سمت رهبری تیمها و کسبوکارها حرکت کنید.
https://t.me/DM_Theory
Telegram
DM Theory نظریه مدیریت مقصد
کانال رسمی"تئوری مدیریت مقصد"
(DESTINATION MANAGEMENT)
باحضور جمعی از استراتژیستها، مدرسان و پایه گذار و مؤلف:
(TLS و DM و SM و BM و CSM)
و دیگر اساتید مدیریت که حاوی جدیدترین تالیفات و پژوهش ها درخصوص افزایش آگاهی عملی در شاخه های مدیریت مدرن!
(DESTINATION MANAGEMENT)
باحضور جمعی از استراتژیستها، مدرسان و پایه گذار و مؤلف:
(TLS و DM و SM و BM و CSM)
و دیگر اساتید مدیریت که حاوی جدیدترین تالیفات و پژوهش ها درخصوص افزایش آگاهی عملی در شاخه های مدیریت مدرن!
Forwarded from مرکز توسعه شخصیت (Dr Khodaei)
✅ چند توصیه درباره سلامت روان:
1️⃣ اگر بعد از ۲۴ ساعت همچنان موضوعی شما را اذیت کرد، ظرف ۴۸ ساعت بعدی درباره آن صحبت کنید.
2️⃣ باخودتان طوری رفتار کنید که انگار مسئول مراقبت از خود هستید.
3️⃣ داشتن روزهای بد به معنی بد بودن کل زندگی نیست.
4️⃣ آن قضاوت کننده منتقد که در سرتان است، همیشه به شما راست نمیگوید.
5️⃣ مغز شما همزمان نمیتواند هم اضطراب داشته باشد هم شکرگزار باشد.
پس در روز زمانی را به نیایش و شکرگزاری اختصاص دهید تا تمرکز از روی نداشتههایتان کاهش و و اضطرابتان فروکش کند.
6️⃣ عذرخواهی به خاطر ابراز احساساتتان را متوقف کنید، با اینکارشما خودتان را متقاعد میکنید که احساسات شما ارزشمند نیستند.
┄┄┅┅┄┄┅✶🔮✶┅┄┄┅┅┄┄
https://t.me/TLS_Academy
1️⃣ اگر بعد از ۲۴ ساعت همچنان موضوعی شما را اذیت کرد، ظرف ۴۸ ساعت بعدی درباره آن صحبت کنید.
2️⃣ باخودتان طوری رفتار کنید که انگار مسئول مراقبت از خود هستید.
3️⃣ داشتن روزهای بد به معنی بد بودن کل زندگی نیست.
4️⃣ آن قضاوت کننده منتقد که در سرتان است، همیشه به شما راست نمیگوید.
5️⃣ مغز شما همزمان نمیتواند هم اضطراب داشته باشد هم شکرگزار باشد.
پس در روز زمانی را به نیایش و شکرگزاری اختصاص دهید تا تمرکز از روی نداشتههایتان کاهش و و اضطرابتان فروکش کند.
6️⃣ عذرخواهی به خاطر ابراز احساساتتان را متوقف کنید، با اینکارشما خودتان را متقاعد میکنید که احساسات شما ارزشمند نیستند.
┄┄┅┅┄┄┅✶🔮✶┅┄┄┅┅┄┄
https://t.me/TLS_Academy
Telegram
مرکز توسعه شخصیت
وظایف این مرکز :
-مشاوره و کوچینگ
-طراحی و اجرای چارت-مدل برندینگ شخصیتی
-پژوهش و تفکر گروهی (اتاق فکر)
-برنامه ریزی و تدوین«چرخه خدائی»فردی(بهبود مستمر شخصیتی)
-طراحی و اجرای پروژه های توسعه منابع انسانی متفکر و پیشرو (سازمان ها و کسب و کارها)
-مشاوره و کوچینگ
-طراحی و اجرای چارت-مدل برندینگ شخصیتی
-پژوهش و تفکر گروهی (اتاق فکر)
-برنامه ریزی و تدوین«چرخه خدائی»فردی(بهبود مستمر شخصیتی)
-طراحی و اجرای پروژه های توسعه منابع انسانی متفکر و پیشرو (سازمان ها و کسب و کارها)
#TLS & #DM
✅ مراحل برنامه ریزی:
به عنوان مثال برای راه انداختن یک کسب و کار
(که مربوط میشه به ثروت سازی یکی از ۵ عامل TLS (موفقیت )) 5 عامل TLS عبارتند از:
۱-سلامت جسم وروح وروان ۲-ثروت سازی پایدار
۳-خلاقیت وایده پردازی
۴-شادی ولذت مدام
۵-ارتباطات گسترده و سودمند
۱) نخست باید مطابق با اصل خودشناسی وضعیت فعلیمون رو بررسی کنیم وببینیم از لحاظ دیگر عوامل "TLS" ارتباطات-شادی-خلاقیت و سلامت در چه وضعیتی قرار داریم وهمینطور وضعیت ثروت سازیمون.
حالا در این مرحله خودمان را کامل میشناسیم و اشراف کامل از هر منظر روی خودمان داریم.
۲) هدف شناسی:
حال که مرحله خودشناسی را با موفقیت پشت سر گذاشتیم زمان این است که هدف را خوب آنالیز وشناسایی کنیم
کسب وکار مورد نظر را بشناسیم چه پیش نیازهایی و توانمندیهایی از منظر ۵عامل موفقیت لازم دارد وباتوجه به اینکه حالا چون خودمان رو خوب میشناسیم دیگر میدانیم که آماده هستیم یانه واگر آماده نیستیم یعنی از نظر سطح ۵ عامل موفقیت (مطاق با آنچه توانمندی برای رسیدن باتوجه به آنالیز وشناسایی که روی هدف داشتیم ) ضعیف هستیم باید ببینیم چقدر کم داریم تا در صدد جبران وتکمیلش برآییم.
۳)روش شناسی:
اکنون دیگر می دانیم چه میخواهیم و چه کار می خواهیم بکنیم و آیا توان لازم را داریم یا نه که اگر نداریم به دستشان بیاوریم.
در مرحله روش شناسی باید بینیم با استفاده از روش حل خلاقانه مسأله و عنصر خلاقیت و ارتباطات نقشه موفقیت را طرح ریزی کنیم.
و راه های رسیدن به هدف را شناسایی و بیابیم.
۴) ابزارشناسی:
اکنون در مرحله آخر قرار داریم شناسایی ابزارهای رسیدن به هدف.
این ابزارها هم ارتباط تنگاتنگی با ۵ عنصر موفقیت دارد.
یعنی باید ببینیم چگونه میتوانیم از داشته ها و نداشته ها و آنچه که باید بدست بیاوریم (حاصل ۳مرحله پیش ) بهره بگیریم تا به بهترین نحو به هدف و موفقیت برسیم.
https://t.me/DM_Theory
✅ مراحل برنامه ریزی:
به عنوان مثال برای راه انداختن یک کسب و کار
(که مربوط میشه به ثروت سازی یکی از ۵ عامل TLS (موفقیت )) 5 عامل TLS عبارتند از:
۱-سلامت جسم وروح وروان ۲-ثروت سازی پایدار
۳-خلاقیت وایده پردازی
۴-شادی ولذت مدام
۵-ارتباطات گسترده و سودمند
۱) نخست باید مطابق با اصل خودشناسی وضعیت فعلیمون رو بررسی کنیم وببینیم از لحاظ دیگر عوامل "TLS" ارتباطات-شادی-خلاقیت و سلامت در چه وضعیتی قرار داریم وهمینطور وضعیت ثروت سازیمون.
حالا در این مرحله خودمان را کامل میشناسیم و اشراف کامل از هر منظر روی خودمان داریم.
۲) هدف شناسی:
حال که مرحله خودشناسی را با موفقیت پشت سر گذاشتیم زمان این است که هدف را خوب آنالیز وشناسایی کنیم
کسب وکار مورد نظر را بشناسیم چه پیش نیازهایی و توانمندیهایی از منظر ۵عامل موفقیت لازم دارد وباتوجه به اینکه حالا چون خودمان رو خوب میشناسیم دیگر میدانیم که آماده هستیم یانه واگر آماده نیستیم یعنی از نظر سطح ۵ عامل موفقیت (مطاق با آنچه توانمندی برای رسیدن باتوجه به آنالیز وشناسایی که روی هدف داشتیم ) ضعیف هستیم باید ببینیم چقدر کم داریم تا در صدد جبران وتکمیلش برآییم.
۳)روش شناسی:
اکنون دیگر می دانیم چه میخواهیم و چه کار می خواهیم بکنیم و آیا توان لازم را داریم یا نه که اگر نداریم به دستشان بیاوریم.
در مرحله روش شناسی باید بینیم با استفاده از روش حل خلاقانه مسأله و عنصر خلاقیت و ارتباطات نقشه موفقیت را طرح ریزی کنیم.
و راه های رسیدن به هدف را شناسایی و بیابیم.
۴) ابزارشناسی:
اکنون در مرحله آخر قرار داریم شناسایی ابزارهای رسیدن به هدف.
این ابزارها هم ارتباط تنگاتنگی با ۵ عنصر موفقیت دارد.
یعنی باید ببینیم چگونه میتوانیم از داشته ها و نداشته ها و آنچه که باید بدست بیاوریم (حاصل ۳مرحله پیش ) بهره بگیریم تا به بهترین نحو به هدف و موفقیت برسیم.
https://t.me/DM_Theory
Telegram
DM Theory نظریه مدیریت مقصد
کانال رسمی"تئوری مدیریت مقصد"
(DESTINATION MANAGEMENT)
باحضور جمعی از استراتژیستها، مدرسان و پایه گذار و مؤلف:
(TLS و DM و SM و BM و CSM)
و دیگر اساتید مدیریت که حاوی جدیدترین تالیفات و پژوهش ها درخصوص افزایش آگاهی عملی در شاخه های مدیریت مدرن!
(DESTINATION MANAGEMENT)
باحضور جمعی از استراتژیستها، مدرسان و پایه گذار و مؤلف:
(TLS و DM و SM و BM و CSM)
و دیگر اساتید مدیریت که حاوی جدیدترین تالیفات و پژوهش ها درخصوص افزایش آگاهی عملی در شاخه های مدیریت مدرن!
💢مذاکره برد-برد بر اساس DM
👈همه ما بارها و بارها واژه مذاکره برد-برد را شنیدهایم و تا حدودی با آن آشنا هستیم و معتقدیم بهترین نوع مذاکره، یک مذاکره برد-برد است. اما مذاکره برد-برد واقعاً یعنی چه؟
👈برخی از مذاکرهکنندگان تصور میکنند صرف این که طرفین به توافق دست پیدا کنند، میتوان گفت مذاکره شکل برد-برد داشته است
👈بعضی دیگر هم بر این باورند که مذاکره برد-برد، مذاکرهای است که طرفین بعد از مذاکره همچنان رابطه خود را حفظ میکنند
👈بعضی دیگر، مذاکره برد-برد را تقسیم کاملاً برابر منافع برای همه طرفهای درگیر در مذاکره میدانند
👈گرچه همه این شرایط به نوعی مطلوب هستند، ولی تعریف جامعی از مذاکره برد-برد به دست نمیدهند
👈به طور کلی، میتوان گفت مذاکره برد-برد حالتی است که برای هیچ یک از طرفین نتوان توافق رضایتبخشتری تصور نمود
👈به بیان دیگر، اگر هیچ راهی برای بهبود وضعیت توافق حاصله برای هر دو طرف وجود نداشته باشد، مذاکره به حد برد-برد رسیده است
👈این تعریف از مذاکره برد-برد نشان میدهد که تشخیص این موضوع که آیا به حد برد-برد رسیدهایم یا نه را دشوار میکند. به همین دلیل، مذاکرهکنندگان حرفهای مسیر برعکس را میروند و از نشانههایی استفاده میکنند که نشان میدهد هنوز با حد برد-برد فاصله دارند و باید به مذاکره ادامه بدهند. مهمترین این نشانهها عبارتند از:
1️⃣پیشنهاد اول شما بلافاصله مورد موافقت طرف مقابل قرار میگیرد
2️⃣یک پیشنهاد دادهاید و طرف مقابل نیز نظرش را اعلام کرده است و سپس توافق میکنید که نقطه وسط خواستههای دو طرف را به عنوان حاصل توافق انتخاب کنید
3️⃣شما و طرف مقابل در مسیر مذاکره و قبل از رسیدن به توافق، کمتر از پنج راهکار را با یکدیگر مطرح کردهاید
4️⃣از طرف مقابل خود هیچ سوالی نپرسیدهاید و او هم از شما سوالی نپرسیده است
5️⃣هیچ یک از طرفین مذاکره، گزینهای را برای بهبود شرایط توافق اولیه، پیشنهاد نکرده و همان نخستین توافق، به عنوان توافق نهایی در نظر گرفته شده است
6️⃣در طول مذاکره فقط در مورد یک عامل، مثلا قیمت، مذاکره کردهاید
7️⃣در طول مذاکره درباره چند عامل مختلف مذاکره کردهاید ولی هر یک از آنها را به طور مستقل مورد بررسی قرار دادهاید نه به صورت وابسته به هم. https://t.me/DM_Theory
👈همه ما بارها و بارها واژه مذاکره برد-برد را شنیدهایم و تا حدودی با آن آشنا هستیم و معتقدیم بهترین نوع مذاکره، یک مذاکره برد-برد است. اما مذاکره برد-برد واقعاً یعنی چه؟
👈برخی از مذاکرهکنندگان تصور میکنند صرف این که طرفین به توافق دست پیدا کنند، میتوان گفت مذاکره شکل برد-برد داشته است
👈بعضی دیگر هم بر این باورند که مذاکره برد-برد، مذاکرهای است که طرفین بعد از مذاکره همچنان رابطه خود را حفظ میکنند
👈بعضی دیگر، مذاکره برد-برد را تقسیم کاملاً برابر منافع برای همه طرفهای درگیر در مذاکره میدانند
👈گرچه همه این شرایط به نوعی مطلوب هستند، ولی تعریف جامعی از مذاکره برد-برد به دست نمیدهند
👈به طور کلی، میتوان گفت مذاکره برد-برد حالتی است که برای هیچ یک از طرفین نتوان توافق رضایتبخشتری تصور نمود
👈به بیان دیگر، اگر هیچ راهی برای بهبود وضعیت توافق حاصله برای هر دو طرف وجود نداشته باشد، مذاکره به حد برد-برد رسیده است
👈این تعریف از مذاکره برد-برد نشان میدهد که تشخیص این موضوع که آیا به حد برد-برد رسیدهایم یا نه را دشوار میکند. به همین دلیل، مذاکرهکنندگان حرفهای مسیر برعکس را میروند و از نشانههایی استفاده میکنند که نشان میدهد هنوز با حد برد-برد فاصله دارند و باید به مذاکره ادامه بدهند. مهمترین این نشانهها عبارتند از:
1️⃣پیشنهاد اول شما بلافاصله مورد موافقت طرف مقابل قرار میگیرد
2️⃣یک پیشنهاد دادهاید و طرف مقابل نیز نظرش را اعلام کرده است و سپس توافق میکنید که نقطه وسط خواستههای دو طرف را به عنوان حاصل توافق انتخاب کنید
3️⃣شما و طرف مقابل در مسیر مذاکره و قبل از رسیدن به توافق، کمتر از پنج راهکار را با یکدیگر مطرح کردهاید
4️⃣از طرف مقابل خود هیچ سوالی نپرسیدهاید و او هم از شما سوالی نپرسیده است
5️⃣هیچ یک از طرفین مذاکره، گزینهای را برای بهبود شرایط توافق اولیه، پیشنهاد نکرده و همان نخستین توافق، به عنوان توافق نهایی در نظر گرفته شده است
6️⃣در طول مذاکره فقط در مورد یک عامل، مثلا قیمت، مذاکره کردهاید
7️⃣در طول مذاکره درباره چند عامل مختلف مذاکره کردهاید ولی هر یک از آنها را به طور مستقل مورد بررسی قرار دادهاید نه به صورت وابسته به هم. https://t.me/DM_Theory
Telegram
DM Theory نظریه مدیریت مقصد
کانال رسمی"تئوری مدیریت مقصد"
(DESTINATION MANAGEMENT)
باحضور جمعی از استراتژیستها، مدرسان و پایه گذار و مؤلف:
(TLS و DM و SM و BM و CSM)
و دیگر اساتید مدیریت که حاوی جدیدترین تالیفات و پژوهش ها درخصوص افزایش آگاهی عملی در شاخه های مدیریت مدرن!
(DESTINATION MANAGEMENT)
باحضور جمعی از استراتژیستها، مدرسان و پایه گذار و مؤلف:
(TLS و DM و SM و BM و CSM)
و دیگر اساتید مدیریت که حاوی جدیدترین تالیفات و پژوهش ها درخصوص افزایش آگاهی عملی در شاخه های مدیریت مدرن!
💢دستورالعمل اخلاق در بازاریابی
👈هیچ شرکتی نمیتواند مدعی باشد یک شرکت مشتریمدار است، ولی اخلاقیات را زیر پا بگذارد. با این حال، متاسفانه بسیاری از شرکتها به اخلاقیات اهمیتی نمیدهند و در نتیجه، بسیاری از مشتریان به بازاریابی و فروش بدبین شدهاند
👈به همین دلیل، اگر میخواهید مشتریانی واقعا راضی و وفادار داشته باشید، یکی از بهترینها استراتژیها برای رسیدن به این هدف، رعایت اخلاق در بازاریابی است
👈اخلاق در بازاریابی به دستورالعملهایی گفته میشود که شرکت با رعایت آنها تلاش میکند به گونهای رفتار کند که منافع مشتریان و جامعه را تامین میکند
👈علیرغم این تعریف به ظاهر ساده از اخلاق در بازاریابی، طراحی دستورالعملهای اخلاقی واقعا کار دشواری است. به همین دلیل، با همکاری انجمن بازاریابی آمریکا، یک دستورالعمل پیشنهادی در این زمینه طراحی کردهایم که مهمترین سرفصلهای آن به شرح زیر است:
1️⃣ما به عنوان بازاریاب باید به گونهای تصمیمگیری کنیم که برنامهها، استراتژیها و کمپینهای بازاریابیمان به جامعه و محیط زیست صدمه نزند
2️⃣ما به عنوان بازاریاب باید به گونهای رفتار کنیم که اعتماد جامعه به سیستم بازاریابی افزایش یابد
3️⃣ما به عنوان بازاریاب باید با مشتریانمان صادق و صریح باشیم به این معنا که تمام اطلاعات مورد نیاز مشتری را در اختیار او قرار بدهیم
4️⃣ما به عنوان بازاریاب باید مسئولیتپذیر باشیم به این معنا که باید مسئولیت رفتارمان در قبال مشتری را بپذیریم و خواستههای او را با احساس مسئولیت بالا پیگیری کنیم
5️⃣ما به عنوان بازاریاب باید علاوه بر منافع شرکت خودمان به منافع مشتریمان هم اهمیت بدهیم
6️⃣ما به عنوان بازاریاب باید به شخصیت، نظرات، انتقادات و ایدههای مشتریمان احترام بگذاریم
7️⃣ما به عنوان بازاریاب باید شفافیت داشته باشیم و هیچ اطلاعات، واقعیت و موضوعی را از مشتریمان پنهان نکنیم
8️⃣ما به عنوان بازاریاب باید مثل یک شهروند مسئولیتپذیر باشیم و به محیط زیستمان احترام بگذاریم
https://t.me/DM_Theory
👈هیچ شرکتی نمیتواند مدعی باشد یک شرکت مشتریمدار است، ولی اخلاقیات را زیر پا بگذارد. با این حال، متاسفانه بسیاری از شرکتها به اخلاقیات اهمیتی نمیدهند و در نتیجه، بسیاری از مشتریان به بازاریابی و فروش بدبین شدهاند
👈به همین دلیل، اگر میخواهید مشتریانی واقعا راضی و وفادار داشته باشید، یکی از بهترینها استراتژیها برای رسیدن به این هدف، رعایت اخلاق در بازاریابی است
👈اخلاق در بازاریابی به دستورالعملهایی گفته میشود که شرکت با رعایت آنها تلاش میکند به گونهای رفتار کند که منافع مشتریان و جامعه را تامین میکند
👈علیرغم این تعریف به ظاهر ساده از اخلاق در بازاریابی، طراحی دستورالعملهای اخلاقی واقعا کار دشواری است. به همین دلیل، با همکاری انجمن بازاریابی آمریکا، یک دستورالعمل پیشنهادی در این زمینه طراحی کردهایم که مهمترین سرفصلهای آن به شرح زیر است:
1️⃣ما به عنوان بازاریاب باید به گونهای تصمیمگیری کنیم که برنامهها، استراتژیها و کمپینهای بازاریابیمان به جامعه و محیط زیست صدمه نزند
2️⃣ما به عنوان بازاریاب باید به گونهای رفتار کنیم که اعتماد جامعه به سیستم بازاریابی افزایش یابد
3️⃣ما به عنوان بازاریاب باید با مشتریانمان صادق و صریح باشیم به این معنا که تمام اطلاعات مورد نیاز مشتری را در اختیار او قرار بدهیم
4️⃣ما به عنوان بازاریاب باید مسئولیتپذیر باشیم به این معنا که باید مسئولیت رفتارمان در قبال مشتری را بپذیریم و خواستههای او را با احساس مسئولیت بالا پیگیری کنیم
5️⃣ما به عنوان بازاریاب باید علاوه بر منافع شرکت خودمان به منافع مشتریمان هم اهمیت بدهیم
6️⃣ما به عنوان بازاریاب باید به شخصیت، نظرات، انتقادات و ایدههای مشتریمان احترام بگذاریم
7️⃣ما به عنوان بازاریاب باید شفافیت داشته باشیم و هیچ اطلاعات، واقعیت و موضوعی را از مشتریمان پنهان نکنیم
8️⃣ما به عنوان بازاریاب باید مثل یک شهروند مسئولیتپذیر باشیم و به محیط زیستمان احترام بگذاریم
https://t.me/DM_Theory
Telegram
DM Theory نظریه مدیریت مقصد
کانال رسمی"تئوری مدیریت مقصد"
(DESTINATION MANAGEMENT)
باحضور جمعی از استراتژیستها، مدرسان و پایه گذار و مؤلف:
(TLS و DM و SM و BM و CSM)
و دیگر اساتید مدیریت که حاوی جدیدترین تالیفات و پژوهش ها درخصوص افزایش آگاهی عملی در شاخه های مدیریت مدرن!
(DESTINATION MANAGEMENT)
باحضور جمعی از استراتژیستها، مدرسان و پایه گذار و مؤلف:
(TLS و DM و SM و BM و CSM)
و دیگر اساتید مدیریت که حاوی جدیدترین تالیفات و پژوهش ها درخصوص افزایش آگاهی عملی در شاخه های مدیریت مدرن!
Forwarded from مرکز توسعه و مدل سازی رهبری
*پارادوکس انتخاب*
■بری شوارتز، نویسنده کتاب پارادوکس انتخاب، میگه زمانی که انسانها حق انتخاب کمتری داشتن، زندگی بهتر و اعصاب آرومتری داشتن. میگه هرچی انتخاب بیشتر باشه، تصمیمگیری برای ما سختتر میشه، احتمال اینکه اشتباه کنیم بالاتر رفته و در نهایت هم رضایت کمتری از انتخابمون داریم.
□شوارتز میگه بشر تابحال هیچوقت در چنین رفاهی نبوده و هیچوقت به اندازهی امروز، حق انتخاب نداشته. از نوع غذا بگیر تا لباسی که میخری، دهها و صدها انتخاب داری که میتونی از بین شون انتخاب کنی. اما برخلاف چیزی که تصور میشه، شواتز میگه این حق انتخاب گسترده باعث پریشانی بشر شده.
●هنگام تصمیم گیری، زیاد بودن گزینهها باعث میشه در اکثر مواقع تصمیم درستی نگیریم. میگه مواجهه با انتخابهای زیاد آنقدر برامون خواستنی و جذابه که باعث هیجان و اضطراب در ما میشه و همین انتخاب رو برای ما سخت میکنه. و وقتی هم که انتخاب نهایی رو انجام میدیم، سایر گزینهها همچنان توی ذهن ما موندگارن و باعث میشه که همچنان بهشون فکر کنیم.
○شوارتز بر این عقیدهست که کم کردن حق انتخاب باعث میشه اضطراب کمتری رو تجربه کنیم. میگه چند دهه پیش تو آمریکا برای آب و برق و تلفن حق انتخاب نداشتیم، اما امروزه برای هر کدوم باید بین چندین عرضه[تامین] کننده تصمیمگیری کنیم.
■یا میگه الان دانشگاهها شبیه مالهای تجاری شدن: انواع دانشگاه جدید با کلی رشته و دروس جدید که همه افتادن تو کار تبلیغات که بیاید پیش ما درس بخونید. مهم نیست دنبال چه چیزی هستیم، از همه چیز به تعداد فراوان وجود داره.
□شوارتز میگه داشتن حق انتخاب زیاد، یک مسئولیت مازادی رو روی دوش ما میگذاره و میگه در طول دهههای گذشته به مرور این مسئولیت تصمیمگیری از دوش حکومتها ورداشته شده و به افراد منتقل پیدا کرده. برای مثال شما اگه بیمه رو نگاه کنید، صدها جور بیمه وجود داره و هرکدوم صدها آپشن دارن. میگه ما آدمها که همهمون متخصص نیستیم، و در جاهایی که گزینه زیاده و مسئولیت انتخاب هم باماست، ممکنه خطا کنیم. ممکنه کسی کل سرمایهی زندگیش رو با انتخاب اشتباه یک بیمه به باد بده.
●داشتن حق انتخاب فراوان باعث شده که مدام در حال آنالیز، بررسی و تحقیق باشیم. در آزمایشی که خود شوارتز انجام داده چند نفر رو به دو گروه تقسیم کردن: برای یک گروه ۶ نوع مربا و برای دیگری ۲۴ نوع مربا روی میز قرار دادن. اون گروهی که انتخاب بیشتری داشت، کار انتخاب براش سختتر بود و احتمال خریدش به شدت پایین میومد.
○گروهی که با گزینهی کمتری روبرو بود، راحتتر میتونست انتخاب و خرید کنه. شوارتز میگه دلیلش اینه که هرچی انتخاب کمتر باشه، انتخابمون هرچی باشه در کنار سایر گزینهها کمتر استثنایی به نظر میاد و اما وقتی گزینه ها زیاد میشن، اونی که انتخاب میکنیم این حس رو به ما میده که حتما باید یک گزینهی استثنایی باشه و باید دقت و توجه بیشتری بهش داشته باشیم. اینجا بحث هزینهی فرصت به وجود میاد و هرچی هزینه فرصت بالاتر باشه، رضایت کلی ما از انتخابمون کمتر خواهد بود.
■میگه جامعهی آمریکایی مادامیکه پولدارتر شده، آمار افسردگی و اضطرابش هم بیشتر شده. برای مثال میگه سال ۲۰۰۰ میزان افسردگی ده برابر سال ۱۹۹۰ بوده و یکی از عمده دلایلش حق انتخاب بیش از حد افراد و رفاه بالا بوده. وقتی انتخاب زیاد باشه احساس رضایت از انتخابت نداری و پس از انتخاب، خیلی وقتا خودت رو مقصر میدونی که چرا دیگری رو انتخاب نکردی.
□شوارتز آدما رو به دو دسته تقسیم میکنه. دستهی اول ماکسیمایزرها (Maximiser) که خیلی وسواس دارن. دوست دارن از هر چیزی بهترینش رو بخرن. همیشه تو کار مقایسه هستن و ممکنه برای خریدن یه سوییشرت کل یک شهر رو بگردن تا یک گزینهی بیعیب و نقص پیدا کنن. این آدما معمولا همیشه ناراضی هستن. و حتی کار مقایسه کردن رو چه قبل از خرید و چه بعد از خرید انجام میدن. وقتی کالایی رو هم میخرن، بازم تو فکر اینن که آیا بهتر نبود چهار جای دیگه هم میرفتن؟
●دستهی دوم آدمای راضی satisfier هستن که هنگام انتخاب، به اون چیزی که براشون مناسبه بسنده میکنن، نه اون چیزی که بهترینه. این آدما معمولا هنگام خرید، در اولین برخوردشون با چیزی که «مناسب» و «کافیه»، توقف میکنن و دیگه ادامه نمیدن. همون رو میخرن. دنبال بهترین نیستن و خیلی تو کار مقایسه و آنالیز هم نیستن. معمولا این آدما رضایت بیشتری از زندگی و درگیری فکری کمتری هم دارن. دنبال دنیای بیعیب و نقص نیستن.
*منبع:* گزیده ای از کتاب پارادوکس انتخاب اثر بری شوارتز
https://t.me/Sustainable_Development_Holding
■بری شوارتز، نویسنده کتاب پارادوکس انتخاب، میگه زمانی که انسانها حق انتخاب کمتری داشتن، زندگی بهتر و اعصاب آرومتری داشتن. میگه هرچی انتخاب بیشتر باشه، تصمیمگیری برای ما سختتر میشه، احتمال اینکه اشتباه کنیم بالاتر رفته و در نهایت هم رضایت کمتری از انتخابمون داریم.
□شوارتز میگه بشر تابحال هیچوقت در چنین رفاهی نبوده و هیچوقت به اندازهی امروز، حق انتخاب نداشته. از نوع غذا بگیر تا لباسی که میخری، دهها و صدها انتخاب داری که میتونی از بین شون انتخاب کنی. اما برخلاف چیزی که تصور میشه، شواتز میگه این حق انتخاب گسترده باعث پریشانی بشر شده.
●هنگام تصمیم گیری، زیاد بودن گزینهها باعث میشه در اکثر مواقع تصمیم درستی نگیریم. میگه مواجهه با انتخابهای زیاد آنقدر برامون خواستنی و جذابه که باعث هیجان و اضطراب در ما میشه و همین انتخاب رو برای ما سخت میکنه. و وقتی هم که انتخاب نهایی رو انجام میدیم، سایر گزینهها همچنان توی ذهن ما موندگارن و باعث میشه که همچنان بهشون فکر کنیم.
○شوارتز بر این عقیدهست که کم کردن حق انتخاب باعث میشه اضطراب کمتری رو تجربه کنیم. میگه چند دهه پیش تو آمریکا برای آب و برق و تلفن حق انتخاب نداشتیم، اما امروزه برای هر کدوم باید بین چندین عرضه[تامین] کننده تصمیمگیری کنیم.
■یا میگه الان دانشگاهها شبیه مالهای تجاری شدن: انواع دانشگاه جدید با کلی رشته و دروس جدید که همه افتادن تو کار تبلیغات که بیاید پیش ما درس بخونید. مهم نیست دنبال چه چیزی هستیم، از همه چیز به تعداد فراوان وجود داره.
□شوارتز میگه داشتن حق انتخاب زیاد، یک مسئولیت مازادی رو روی دوش ما میگذاره و میگه در طول دهههای گذشته به مرور این مسئولیت تصمیمگیری از دوش حکومتها ورداشته شده و به افراد منتقل پیدا کرده. برای مثال شما اگه بیمه رو نگاه کنید، صدها جور بیمه وجود داره و هرکدوم صدها آپشن دارن. میگه ما آدمها که همهمون متخصص نیستیم، و در جاهایی که گزینه زیاده و مسئولیت انتخاب هم باماست، ممکنه خطا کنیم. ممکنه کسی کل سرمایهی زندگیش رو با انتخاب اشتباه یک بیمه به باد بده.
●داشتن حق انتخاب فراوان باعث شده که مدام در حال آنالیز، بررسی و تحقیق باشیم. در آزمایشی که خود شوارتز انجام داده چند نفر رو به دو گروه تقسیم کردن: برای یک گروه ۶ نوع مربا و برای دیگری ۲۴ نوع مربا روی میز قرار دادن. اون گروهی که انتخاب بیشتری داشت، کار انتخاب براش سختتر بود و احتمال خریدش به شدت پایین میومد.
○گروهی که با گزینهی کمتری روبرو بود، راحتتر میتونست انتخاب و خرید کنه. شوارتز میگه دلیلش اینه که هرچی انتخاب کمتر باشه، انتخابمون هرچی باشه در کنار سایر گزینهها کمتر استثنایی به نظر میاد و اما وقتی گزینه ها زیاد میشن، اونی که انتخاب میکنیم این حس رو به ما میده که حتما باید یک گزینهی استثنایی باشه و باید دقت و توجه بیشتری بهش داشته باشیم. اینجا بحث هزینهی فرصت به وجود میاد و هرچی هزینه فرصت بالاتر باشه، رضایت کلی ما از انتخابمون کمتر خواهد بود.
■میگه جامعهی آمریکایی مادامیکه پولدارتر شده، آمار افسردگی و اضطرابش هم بیشتر شده. برای مثال میگه سال ۲۰۰۰ میزان افسردگی ده برابر سال ۱۹۹۰ بوده و یکی از عمده دلایلش حق انتخاب بیش از حد افراد و رفاه بالا بوده. وقتی انتخاب زیاد باشه احساس رضایت از انتخابت نداری و پس از انتخاب، خیلی وقتا خودت رو مقصر میدونی که چرا دیگری رو انتخاب نکردی.
□شوارتز آدما رو به دو دسته تقسیم میکنه. دستهی اول ماکسیمایزرها (Maximiser) که خیلی وسواس دارن. دوست دارن از هر چیزی بهترینش رو بخرن. همیشه تو کار مقایسه هستن و ممکنه برای خریدن یه سوییشرت کل یک شهر رو بگردن تا یک گزینهی بیعیب و نقص پیدا کنن. این آدما معمولا همیشه ناراضی هستن. و حتی کار مقایسه کردن رو چه قبل از خرید و چه بعد از خرید انجام میدن. وقتی کالایی رو هم میخرن، بازم تو فکر اینن که آیا بهتر نبود چهار جای دیگه هم میرفتن؟
●دستهی دوم آدمای راضی satisfier هستن که هنگام انتخاب، به اون چیزی که براشون مناسبه بسنده میکنن، نه اون چیزی که بهترینه. این آدما معمولا هنگام خرید، در اولین برخوردشون با چیزی که «مناسب» و «کافیه»، توقف میکنن و دیگه ادامه نمیدن. همون رو میخرن. دنبال بهترین نیستن و خیلی تو کار مقایسه و آنالیز هم نیستن. معمولا این آدما رضایت بیشتری از زندگی و درگیری فکری کمتری هم دارن. دنبال دنیای بیعیب و نقص نیستن.
*منبع:* گزیده ای از کتاب پارادوکس انتخاب اثر بری شوارتز
https://t.me/Sustainable_Development_Holding
Forwarded from مرکز توسعه و مدل سازی رهبری
تا زمانی که نسلی از زنان آزاده به وجود نیایند
هـرگـز نسلی از مردان بزرگ را نخواهیم دید
#رابرت_اینگرسل
روز جهانی مبارزه با #خشونت_علیه_زنان
https://t.me/Sustainable_Development_Holding
هـرگـز نسلی از مردان بزرگ را نخواهیم دید
#رابرت_اینگرسل
روز جهانی مبارزه با #خشونت_علیه_زنان
https://t.me/Sustainable_Development_Holding
مهره هایِ موفقیت زندگی
کاسپارف شطرنج باز معروف در بازی شطرنج به یک آماتور باخت. همه تعجب کردند و علت را جویا شدند. او گفت اصلاً در بازی با او نمیدانستم که آماتور است، برای این با هر حرکت او دنبال نقشه ای که در سر داشت بودم. گاهی بخیال خود نقشه اش را خوانده و حرکت بعدی را پیش بینی میکردم. اما در کمال تعجب حرکت ساده دیگری میدیدم، تمرکز میکردم که شاید نقشه جدیدش را کشف کنم، آنقدر در پی حرکتهای او بودم که مهره های خودم را گم کردم. بعد که مات شدم فهمیدم حرکت های او از سر بی مهارتی بود.
بازی را باختم اما درس بزرگی گرفتم.
«تمام حرکتها از سر حیله نیست آنقدر فریب دیده ایم و نقشه کشیده ایم که حرکت صادقانه را باور نداریم و نخواهیم کرد و درنهایت مسیر را گم میکنیم..... و می بازیم!!!»
مراقب حرکت مهره هایی که برای موفقیتمون داریم باشیم مبادا بخاطر کارهای کم ارزش مهره هامون رو گم کنیم و از مسیر خارج بشیم.
https://t.me/DM_Theory
کاسپارف شطرنج باز معروف در بازی شطرنج به یک آماتور باخت. همه تعجب کردند و علت را جویا شدند. او گفت اصلاً در بازی با او نمیدانستم که آماتور است، برای این با هر حرکت او دنبال نقشه ای که در سر داشت بودم. گاهی بخیال خود نقشه اش را خوانده و حرکت بعدی را پیش بینی میکردم. اما در کمال تعجب حرکت ساده دیگری میدیدم، تمرکز میکردم که شاید نقشه جدیدش را کشف کنم، آنقدر در پی حرکتهای او بودم که مهره های خودم را گم کردم. بعد که مات شدم فهمیدم حرکت های او از سر بی مهارتی بود.
بازی را باختم اما درس بزرگی گرفتم.
«تمام حرکتها از سر حیله نیست آنقدر فریب دیده ایم و نقشه کشیده ایم که حرکت صادقانه را باور نداریم و نخواهیم کرد و درنهایت مسیر را گم میکنیم..... و می بازیم!!!»
مراقب حرکت مهره هایی که برای موفقیتمون داریم باشیم مبادا بخاطر کارهای کم ارزش مهره هامون رو گم کنیم و از مسیر خارج بشیم.
https://t.me/DM_Theory
Telegram
DM Theory نظریه مدیریت مقصد
کانال رسمی"تئوری مدیریت مقصد"
(DESTINATION MANAGEMENT)
باحضور جمعی از استراتژیستها، مدرسان و پایه گذار و مؤلف:
(TLS و DM و SM و BM و CSM)
و دیگر اساتید مدیریت که حاوی جدیدترین تالیفات و پژوهش ها درخصوص افزایش آگاهی عملی در شاخه های مدیریت مدرن!
(DESTINATION MANAGEMENT)
باحضور جمعی از استراتژیستها، مدرسان و پایه گذار و مؤلف:
(TLS و DM و SM و BM و CSM)
و دیگر اساتید مدیریت که حاوی جدیدترین تالیفات و پژوهش ها درخصوص افزایش آگاهی عملی در شاخه های مدیریت مدرن!
Forwarded from مرکز توسعه استراتژیک
استراتژي لبخندها
درباره مدیریت ژاپنی و مدیریت آمریکائی بسیار خوانده و شنیده اید؛ اما راز و رمز موفقیت و اقتدار کشورهائی همچون مالزي که طی دهه هاي گذشته، جهش بی نظیري در رشد و توسعه اقتصادي داشته اند، به صورت جدي و فراگیر مورد بررسی و کالبد شکافی مدیریتی قرار نگرفته و یا اگر هم انجام شده باشد، شهرت نیافت و در دسترس قرار نگرفت. در مالزي « بهره وري » عامل اصلی توسعه ملی کشور محسوب می شود و مدیران این کشور ملزم هستند توسعه ملی را از طریق ارتقاي « بهره وري کل عوامل » دنبال کنند.
آنها معتقدند مردم با افزایش بهره وري می توانند سازمان هاي بهره ور بسازند و به وسیله آن سازمان ها می توانند اقتصاد مورد نظر خود را ارتقا بخشند که سود این بهره وري در سطح کشور به مردم خواهد رسید و این چرخه پیوسته ادامه پیدا خواهد کرد. راهکار کشور مالزي براي توسعه، استراتژي لبخندهاست. آنان براي این کار از حروف واژه SMILES که به معنی لبخندهاست بهره برده و براي هر کدام از حروف این کلمه تعریفی را مطرح می کنند که افراد با به کارگیري آنها در پایان لبخند خواهند زد:
S : Strategy
به معنی آینده نگري، دوراندیشی، راه رسیدن به هدف
M : Measurement
به معنی اندازه گیري
I : Innovation
به معنی نوآوري
L : Learning
به معنی دانش اندوزي
E : Enviroment
به معنی نگهداري محیط زیست و دوست داشتن آن
S : Salary
به معنی حقوق و دستمزد است
بنا به اعتقاد آنها با اجراي موارد شش گانه فوق، بهره وري در سازمان پدید خواهد آمد و ارتقاي بهره وري، موفقیت سازمان ها را به دنبال خواهد داشت.
سازمان هاي موفق، کشور را سعادتمند می کنند و کشور سعادتمند، مردم خوشبخت خواهد داشت و این امر،خوشبختی، شادي، نشاط و لبخند به همراه می آورد.
https://t.me/Strategic_Academy
درباره مدیریت ژاپنی و مدیریت آمریکائی بسیار خوانده و شنیده اید؛ اما راز و رمز موفقیت و اقتدار کشورهائی همچون مالزي که طی دهه هاي گذشته، جهش بی نظیري در رشد و توسعه اقتصادي داشته اند، به صورت جدي و فراگیر مورد بررسی و کالبد شکافی مدیریتی قرار نگرفته و یا اگر هم انجام شده باشد، شهرت نیافت و در دسترس قرار نگرفت. در مالزي « بهره وري » عامل اصلی توسعه ملی کشور محسوب می شود و مدیران این کشور ملزم هستند توسعه ملی را از طریق ارتقاي « بهره وري کل عوامل » دنبال کنند.
آنها معتقدند مردم با افزایش بهره وري می توانند سازمان هاي بهره ور بسازند و به وسیله آن سازمان ها می توانند اقتصاد مورد نظر خود را ارتقا بخشند که سود این بهره وري در سطح کشور به مردم خواهد رسید و این چرخه پیوسته ادامه پیدا خواهد کرد. راهکار کشور مالزي براي توسعه، استراتژي لبخندهاست. آنان براي این کار از حروف واژه SMILES که به معنی لبخندهاست بهره برده و براي هر کدام از حروف این کلمه تعریفی را مطرح می کنند که افراد با به کارگیري آنها در پایان لبخند خواهند زد:
S : Strategy
به معنی آینده نگري، دوراندیشی، راه رسیدن به هدف
M : Measurement
به معنی اندازه گیري
I : Innovation
به معنی نوآوري
L : Learning
به معنی دانش اندوزي
E : Enviroment
به معنی نگهداري محیط زیست و دوست داشتن آن
S : Salary
به معنی حقوق و دستمزد است
بنا به اعتقاد آنها با اجراي موارد شش گانه فوق، بهره وري در سازمان پدید خواهد آمد و ارتقاي بهره وري، موفقیت سازمان ها را به دنبال خواهد داشت.
سازمان هاي موفق، کشور را سعادتمند می کنند و کشور سعادتمند، مردم خوشبخت خواهد داشت و این امر،خوشبختی، شادي، نشاط و لبخند به همراه می آورد.
https://t.me/Strategic_Academy
#TLS & #MBA
✅ مراحل برنامه ریزی:
به عنوان مثال برای راه انداختن یک کسب وکار
(که مربوط میشه به ثروت سازی یکی از ۵ پایه TLS ) (۵ پایه TLS عبارتند از:
۱-سلامت جسم و روح و روان
۲-ثروت سازی پایدار
۳-خلاقیت وایده پردازی
۴-شادی و لذت مدام
۵-ارتباطات وسیع و سودمند ):
۱) نخست باید مطابق با اصل خودشناسی وضعیت فعلیمون رو بررسی کنیم وببینیم از لحاظ دیگر عوامل "موفقیت" ارتباطات-شادی-خلاقیت و سلامت در چه وضعیتی قرار داریم وهمینطور وضعیت ثروت سازیمون.
حالا در این مرحله خودمان را کامل میشناسیم واشراف کامل از هر منظر روی خودمان داریم.
۲) هدف شناسی:
حال که مرحله خودشناسی را با موفقیت پشت سر گذاشتیم زمان اینست که هدف را خوب آنالیز وشناسایی کنیم
کسب وکار مورد نظر را بشناسیم چه پیش نیازهایی وتوانمندیهایی از منظر ۵عامل موفقیت لازم دارد وباتوجه به اینکه حالا چون خودمان رو خوب میشناسیم دیگر میدانیم که آماده هستیم یانه واگر آماده نیستیم یعنی از نظر سطح ۵ عامل موفقیت (مطاق با آنچه توانمندی برای رسیدن باتوجه به آنالیز وشناسایی که روی هدف داشتیم ) ضعیف هستیم باید ببینیم چقدر کم داریم تا در صدد جبران وتکمیلش برآییم.
۳)روش شناسی:
اکنون دیگر میدانیم چه میخواهیم وچکار میخواهیم بکنیم وآیا توان لازم را داریم یانه که اگر نداریم بدستشان بیاوریم.
در مرحله روش شناسی باید بینیم بااستفاده از روش حل خلاقانه مسأله و عنصر خلاقیت وارتباطات نقشه موفقیت را طرحریزی کنیم.
و راه های رسیدن به هدف را شناسایی وبیابیم.
۴) ابزار شناسی:
اکنون در مرحله آخر قرارداریم شناسایی ابزارهای رسیدن به هدف.
این ابزارها هم ارتباط تنگاتنگی با ۵ عنصر موفقیت دارد.
یعنی باید ببینیم چگونه میتوانیم از داشته ها ونداشته ها وآنچه که باید بدست بیاوریم (حاصل ۳مرحله پیش ) بهره بگیریم تا به بهترین نحو به هدف وموفقیت برسیم.
https://t.me/DM_Theory
✅ مراحل برنامه ریزی:
به عنوان مثال برای راه انداختن یک کسب وکار
(که مربوط میشه به ثروت سازی یکی از ۵ پایه TLS ) (۵ پایه TLS عبارتند از:
۱-سلامت جسم و روح و روان
۲-ثروت سازی پایدار
۳-خلاقیت وایده پردازی
۴-شادی و لذت مدام
۵-ارتباطات وسیع و سودمند ):
۱) نخست باید مطابق با اصل خودشناسی وضعیت فعلیمون رو بررسی کنیم وببینیم از لحاظ دیگر عوامل "موفقیت" ارتباطات-شادی-خلاقیت و سلامت در چه وضعیتی قرار داریم وهمینطور وضعیت ثروت سازیمون.
حالا در این مرحله خودمان را کامل میشناسیم واشراف کامل از هر منظر روی خودمان داریم.
۲) هدف شناسی:
حال که مرحله خودشناسی را با موفقیت پشت سر گذاشتیم زمان اینست که هدف را خوب آنالیز وشناسایی کنیم
کسب وکار مورد نظر را بشناسیم چه پیش نیازهایی وتوانمندیهایی از منظر ۵عامل موفقیت لازم دارد وباتوجه به اینکه حالا چون خودمان رو خوب میشناسیم دیگر میدانیم که آماده هستیم یانه واگر آماده نیستیم یعنی از نظر سطح ۵ عامل موفقیت (مطاق با آنچه توانمندی برای رسیدن باتوجه به آنالیز وشناسایی که روی هدف داشتیم ) ضعیف هستیم باید ببینیم چقدر کم داریم تا در صدد جبران وتکمیلش برآییم.
۳)روش شناسی:
اکنون دیگر میدانیم چه میخواهیم وچکار میخواهیم بکنیم وآیا توان لازم را داریم یانه که اگر نداریم بدستشان بیاوریم.
در مرحله روش شناسی باید بینیم بااستفاده از روش حل خلاقانه مسأله و عنصر خلاقیت وارتباطات نقشه موفقیت را طرحریزی کنیم.
و راه های رسیدن به هدف را شناسایی وبیابیم.
۴) ابزار شناسی:
اکنون در مرحله آخر قرارداریم شناسایی ابزارهای رسیدن به هدف.
این ابزارها هم ارتباط تنگاتنگی با ۵ عنصر موفقیت دارد.
یعنی باید ببینیم چگونه میتوانیم از داشته ها ونداشته ها وآنچه که باید بدست بیاوریم (حاصل ۳مرحله پیش ) بهره بگیریم تا به بهترین نحو به هدف وموفقیت برسیم.
https://t.me/DM_Theory