مرکز توسعه مدیریت
31 subscribers
1.09K photos
203 videos
22 files
1.22K links
وظایف این مرکز:
-برنامه ریزی و سازماندهی
-جذب و آموزش مدیران متخصص
-تدوین چارت سازمانی
-طراحی و اجرای «چرخه خدائی» (بهبود مستمر)
-برنامه ریزی و تدوین بیزینس پلن
-طراحی و اجرای پروژه های:
«راه اندازی، مهندسی و سازماندهی مجدد کسب و کارها»
-و…
Download Telegram
💢چگونه کسب و کارمان را به قتل برسانیم؟

👈الن دیب در کتاب معروف خود به نام «برنامه بازاریابی یک صفحه‌ای» می‌نویسد:

👈می‌خواهم به شما راحت‌ترین و مرسوم‌ترین راه از بین بردن یک کسب و کار را معرفی کنم، البته به این امید که شما هیچ وقت این راه را نروید!

👈این خطای مرگبار که معمولا توسط شرکت‌های کوچک و متوسط اتفاق می‌افتد و باعث نابودی آنها می‌شود، عبارت است از: تقلید کردن از استراتژی‌ها، برنامه‌ها و کمپین‌های بازاریابی شرکت‌های بزرگ!

👈در حقیقت، مدیران ارشد و بازاریابی اکثر شرکت‌های کوچک و متوسط با خودشان فکر می‌کنند «این رقیب بزرگ چون از این استراتژی، برنامه یا کمپین استفاده کرده است، موفق و بزرگ شده، پس ما هم باید از همین استراتژی، برنامه یا کمپین استفاده کنیم»!

👈این منطق شاید در ظاهر منطق درستی باشد، اما به این دو دلیل، یک منطق کاملا اشتباه و مرگبار است:

1️⃣شرکت‌های بزرگ، اهداف متفاوتی دارند:
شرکت‌های بزرگ در اجرای استراتژی‌های بازاریابی‌شان اهدافی مثل انحصاری کردن بازار، ممانعت از بزرگ‌تر شدن رقبا، تاثیرگذاری بر دولت و غیره را دنبال می‌کنند. این اهداف هیچ سنخیتی با ماهیت کسب و کارهای کوچک و متوسط ندارد، چون هدف آنها فقط و فقط باید یک چیز باشد: کسب سود به منظور بقا در بازار!

2️⃣شرکت‌های بزرگ، بودجه متفاوتی دارند:
توانایی مالی شرکت‌های بزرگ قابل مقایسه با شرکت‌های کوچک و متوسط نیست. برای همین، وقتی از برنامه بازاریابی شرکت‌های بزرگ تقلید می‌کنیم، نمی‌توانیم این برنامه‌ها را در حجم گسترده‌ای اجرا کنیم. در نتیجه، برنامه مدنظر اثر چندانی روی وضعیت‌مان نمی‌گذارد:

👈به همین دلیل، شرکت‌های کوچک و متوسط باید به جای تقلید از شرکت‌های بزرگ، به این دو سوال مهم پاسخ بدهند:

1️⃣نقطه ضعف اصلی شرکت‌های بزرگ چیست که باعث نارضایتی مشتریان‌شان شده است؟

2️⃣آیا می‌توانیم از این نقطه ضعف برای جذب مشتریان‌شان استفاده کنیم؟

👈برای مثال، یکی از شرکت‌های کوچک کرایه خودرو در آمریکا متوجه شد که مشتریان رهبر بازار با این که از گستردگی شعبه‌ها و تنوع خودروهای رهبر بازار راضی‌اند، اما از این که باید مدتی طولانی منتظر بمانند تا خودروی مورد نظرشان را دریافت کنند، ناراضی‌اند. برای همین، شرکت کوچک‌تر تصمیم گرفت در تبلیغاتش روی تحویل سریع خودرو به مشتریان تمرکز کند نه روی گستردگی شعبه‌ها یا تنوع خودروهایش!

#مدیریت_مقصد

https://t.me/DM_Theory
💢رانندگی در تاریکی؟!

👈فیلیپ کاتلر، پدر بازاریابی مدرن در دنیا، معتقد است: «متوقف کردن یادگیری بازاریابی، به دلایلی مثل نداشتن وقت و نداشتن پول، مثل این است که وقتی شب می‌شود، چراغ خودرو خود را خاموش کنیم»!

👈یکی از دلایل اصلی موفقیت افراد و شرکت‌های موفق این است که در بدترین شرایط اقتصادی و شلوغ‌ترین زمان‌ها هم یادگیری را کنار نمی‌گذارند. به همین دلیل است که مدیران عامل شرکت‌های بزرگ هم حداقل هفته‌ای هشت ساعت از وقت‌شان را به یادگیری مطالب جدید اختصاص می‌دهند!

👈بنابراین، اگر می‌خواهیم در بازاریابی و فروش موفق باشیم، باید همواره در حال مطالعه کتاب‌ها و مقالات مربوطه باشیم و هیچ وقت مطالعه را رها نکنیم!!!
#مدیریت_مقصد
https://t.me/DM_Theory
💢پنج افسانه فروش

👈برایان گری، مشاور بازاریابی و نویسنده کتاب «فروش مبتنی بر اولویت»، در جدیدترین مقاله خود به نام «پنج افسانه» فروش می‌نویسد:

👈دنیای بازاریابی و فروش، با سرعتی بیش از گذشته در حال تغییر است، اما اکثر فروشندگان حواس‌شان به این تغییرات نیست و روش کارشان را با این تغییرات هماهنگ نکرده‌اند

👈برای مثال، با گسترش انتشار اطلاعات در اینترنت و شبکه‌های اجتماعی، مشتریان به راحتی می‌توانند درباره ما اطلاعات جمع‌آوری کنند و درستی یا نادرستی ادعاهایمان را بررسی کنند. با این حال، بسیاری از فروشندگان هنوز تصور می‌کنند می‌توانند به مشتریان‌شان اطلاعات نادرست یا وعده‌های دروغ بدهند

👈وی در ادامه این مقاله، ضمن اشاره به 10 تغییر بزرگ در دنیای بازاریابی و فروش، ما را با پنج افسانه‌ای آشنا می‌کند که در بین بازاریاب‌ها و فروشندگان رایج است ولی با در نظر گرفتن تغییرات دنیای بازاریابی و فروش، باید از این افسانه‌ها فاصله بگیریم. این پنج افسانه عبارتند از:

1️⃣باید با ارائه حجم انبوهی از اطلاعات، مشتریان‌مان را آموزش بدهیم!

2️⃣قیمت مهم‌ترین عامل در تصمیم‌گیری مشتری است!

3️⃣باید روی مشکلات مشتری تمرکز کنیم تا تشویق بشود محصول‌مان را بخرد!

4️⃣فقط شرکت‌هایی که محصولی مشابه ما می‌فروشند، رقیب‌مان هستند و در مذاکره با مشتری، فقط باید حواس‌مان به این رقبا باشد!

5️⃣اگر می‌خواهیم فروش‌مان به مشتریان کنونی‌مان را افزایش بدهیم، باید خدمات بهتری به آنها ارائه کنیم!

#مدیریت_مقصد

https://t.me/DM_Theory
📌چرا تعداد کارآفرینان زن کمتر از مردان است؟

#مدیریت_مقصد

https://t.me/DM_Theory
💢جوک فروش

👈 «سوال کنید، بفروشید»:

👈فروشندگان حرفه‌ای به خوبی می‌دانند که وقتی در فروش موفق می‌شوند که با طرح سوالات هوشمندانه، مشتری را به حرف زدن تشویق کنند و سپس بر اساس صحبت‌های خود مشتری، محصول را به گونه‌ای معرفی کنند که مشتری عاشقش بشود

👈اما اکثر فروشندگان، فروش را با جوک گفتن اشتباه می‌گیرند و به محض این که با مشتری مواجه می‌شوند، بروشور یا نمونه محصول را از کیف‌شان در می‌آورند و مثل یک طوطی، حرف‌هایی که از قبل حفظ کرده‌اند را برای مشتری بازگو می‌کنند یا حتی بروشور را برای مشتری با صدای بلند می‌خوانند

👈آیا مشتری حق ندارد به این رفتار ما بخندد یا حداقل تعجب کند که این فروشنده است یا یک طوطی سخنگو؟

👈برخی از فروشندگان هم برای این که مثل طوطی سخنگو به نظر نرسند، بدون آن که درباره وضعیت مشتری و نیازهای او سوال کنند، یک راست سراغ معرفی منافع محصول‌شان می‌روند و تصور می‌کنند به محض آن که منافع محصول را برای مشتری توضیح بدهند، مشتری عاشقش می‌شود

👈پس اگر می‌خواهیم به یک فروشنده حرفه‌ای تبدیل شویم، ابتدا باید یاد بگیریم چگونه با طرح سوالات درست از مشتری، سر صحبت را باز کنیم و سپس بر اساس پاسخ‌های مشتری، تصمیم بگیریم که محصول‌مان را چگونه به او معرفی کنیم یا هنگام معرفی محصول‌مان، روی کدام ویژگی آن تمرکز کنیم

👈شیفمن بعد از طرح این موضوعات به تجربه شخصی خودش اشاره می‌کند و می‌نویسد:

👈سال اولی که موسسه آموزشی‌ام را راه انداختم، به همراه سه موسسه آموزشی قدیمی و معروف، به جلسه‌ای در یک شرکت بزرگ دعوت شدم تا طرح‌مان برای یک دوره آموزشی را ارائه کنیم

👈من نفر چهارمی بودم که باید طرحم را ارائه می‌کردم. سه شرکت قبلی کلی پاورپوینت جذاب طراحی کرده بودند و حسابی درباره مزایا و تجربیات موسسه‌شان صحبت کردند

👈وقتی نوبت به من رسید، مدیرعامل شرکت مشتری گفت «پاورپوینت‌تان را به متصدی سالن داده‌اید؟» در پاسخ گفتم «من پاورپوینت ندارم ولی یک سوال دارم». مدیرعامل شرکت مذکور که حسابی توجه کرده بود، گفت «سوال‌تان چیست؟»

👈پرسیدم «چرا می‌خواهید یک دوره آموزشی برگزار کنید؟ هدف‌تان چیست؟»

👈بعد از این سوال، مدیرعامل و سه مدیر همراه او کلی درباره دلایل برگزاری دوره آموزشی مدنظرشان توضیح دادند و متوجه شدم که می‌خواهند یک سری روش عملی برای برخورد مناسب‌تر با مشتریان عصبانی را به کارمندان‌شان آموزش بدهند

👈بعد از این صحبت‌ها بود که یکی از روش‌های مدیریت ارتباط با مشتریان عصبانی را به صورت مختصر توضیح دادم و گفتم «اگر خواستید روش‌های بیشتری را توضیح بدهم، می‌توانید این دوره آموزشی را به من بسپارید»

👈کل صحبتی که من کردم، چند دقیقه بیشتر طول نکشید ولی آن شرکت تصمیم گرفت دوره را به من واگذار کند نه به سه موسسه دیگری که مدیران آنها هر کدام بیشتر از یک ساعت صحبت کردند

🔆 کانال مدیریت مقصد

https://t.me/DM_Theory
همونطور که هیچکس نه به زشتی عکس کارت ملیشه و نه به جذابیت عکس پروفایلش، هیچ شرکتی نه به داغونیه تعریف کساییه که با ناراحتی اون رو ترک کردن و نه به زیباییه تعریفای اکانت منابع انسانی و روابط عمومیش.
ولی وقتی تعداد کسایی که با ناراحتی یه شرکت را ترک کنن بالا بره، تصویر اون شرکت به سمت داغون بودن میل میکنه اگر چه که روابط عمومی و کارمندای راضیش برای زیبا سازی تصویر شرکت تلاش کنن.
دقت داشته باشین که یه ناراضی، نارضایتیش را برای ۱۰ نفر میگه و یه راضی(اگه واقعا راضی باشه و نه ناراضی ساکت) برای ۵ نفر

https://t.me/DM_Theory
Forwarded from مرکز توسعه شخصیت (Dr Mehdi Khodaeei استراتژیست و توسعه دهنده فردی و سازمانی(TLS & DM))
‏یک روزهایی هستند که دورند، دورند، خیلی دورند...
اما می‌رسند...
بالاخره از راه می‌رسند

#سبک_تفکر_و_زندگی_مدرن

https://t.me/TLS_Academy
قانون پارکینسون

چرا وقتی انجام پروژه‌ای را یکساله تعریف می‌کنیم، در یک سال انجام می‌شود و اگر همان را هشت ماه تعیین کنیم در هشت ماه انجام می‌شود؟

چرا وقتي براي انجام كاري يكساعته سه ساعت وقت داريم انجام آن سه ساعت طول مي كشد؟

پاسخ همه این سوالات در "قانون پارکینسون" نهفته است:

بر اساس قانون پارکینسون در مدیریت، "ذهن، کار را به مدت زمانی که به آن اختصاص داده شده کش می‌دهد"؛

در واقع می‌توان این‌گونه بیان کرد، براساس قانون پارکینسون:

وقت بیشتر = اتلاف وقت بیشتر
کارمند بیشتر = بیکاری بیشتر
دخل بیشتر = خرج بیشتر

لذا به ‌عنوان مدیر، مهم است بتوانیم بر قانون پارکینسون غلبه کنیم که مهم‌ترین تکنیک برای غلبه بر آن نیز گزاره زیر است:

"تعیین مهلت زمانی و ضرب‌الاجل معقول، و پایبندی به انجام کارها در زمان تعیین شده‌."

@DM_Theory
بگذار شلیک کنند؛
آنها نمی‌دانند آرمانهای ما،
ضد گلوله اند...

#چگوارا

https://t.me/Sustainable_Development_Holding
🔴 تفاوت بین مدیر ایرانی با مدیر ژاپنی

🔹بنیان گذار پاناسونیک جناب ماتسوشیتا یه کتاب پر فروشی داره به نام " نه برای لقمه ای نان
این کتاب به خوبی تفاوت نگرش یک مدیر موفق ژاپنی را به ما نشان می‌دهد:

🔹اهمیت نیروی انسانی:
مدیرانی که کارمندان رو نه بعنوان بخشی از هزینه ها ، بلکه بعنوان بخشی از سرمایگذاری های بلندمدت و جزو سرمایه های انسانی اون مجموعه می بینند و نهایت مراقبت از این سرمایه ها انجام میدهند..
برای همین کارمندان اون شرکت هم برای افزایش بهره وری نهایت تلاششون میکنند.

🔹مشارکت تیمی ( نه به فرد محوری):
مهارت کار گروهی براشون در اولویت و تو مدارس کودکان را با کارهای تیمی آشنا می کنند .
مدیران ما خصوصا مدیران دولتی که بیشتر مدیران سیاسی هستند ، عمدتا فردمحور هستند و اغلب موارد حتی به نظرات کارشناسی مدیران میانی هم توجهی ندارند.

🔹مهارت به جای ارادت:
مدیران ژاپنی عمدتا مدیران بخش خصوصی هستند و براشون مهارت مهم ولی مدیران ما عمدتا دولتی و سیاسی هستن و ارادات و خط فکر سیاسی و...براشون مهمتر از مهارت و تخصص
برای همین تو مجموعه های دولتی ما شاهد مدیریت اتوبوسی هستیم.
با تغییر مدیر بالا دستی ،شاهد ورود و خروج اتوبوسی مدیران میانی هستیم ،هر کی ارادت بیشتر داشته باشه و خط فکر سیاسی اش به مدیر نزدیک تر باشه شانس گرفتن پست و ترفیع براش بیشتره!

🔹قانونگرایی:
در ژاپن قانون تعیین می کند که مدیر با چه صلاحیتها و استانداردهایی باید کار کند. هیچکس نمی تواند فراقانونی عمل کند .در اینجا اول کسی را رییس می کنند بعد برایش قانون می نویسند و یا قانون را برایش اصلاح می کنند. اصلا صلاحیتها ملاک انتخاب قرار نمی گیرد. انگار نه انگار رشد یک مجموعه وابسته به مدیریت صلاحیت مدار است.

🔹رشد جمعی به جای رشد فردی:
تلاش میکنند با سخت کوشی به رشد مجموعه کمک کنند.
اینجا عمدتا هدف اصلی مدیر ، رشد فردی است تا جمعی
اینو تو بازار سرمایه هم میشه دید منابع صندوق یا پورتفوی شرکت صرف پروژه کردن سهام شخصی مدیر شده!

🔹 احساس مسئولیت :
یه پروژه ای که 3 سال قراره تحویل داده شود باید سر اون موعد تحویل بدهند.
برای یک مدیر ژاپنی شکست معادل مرگ است و از اینکه باعث ورشکستگی مجموعه ای بشه یا از شرمندگی اقدام به خودکشی میکنه یا خودش استعفاش مینویسه و عذرخواهی میکنه
اما اینجا فلان مجتمع پتروشیمی قرار بود طی 4 سال ساخته بشه ولی بعد 15 سال هنوز پروژه روی زمین مونده و یا شرکت سودده میگیرن زیاندهش میکنند و تازه ترفیع هم میگیرن!

🔹احترام به مشتری :
میانگین تاخیر هر قطار در ژاپن در سال کمتر از 2 دقیقه است و بابت همون تاخیر 2 دقیقه ای هم مدیر میاد وسط جمعیت 10 بار تا کمر خم میشه معذرت خواهی میکنه
اینجا متوسط تاخیر خطوط هوایی یا قطار 10 برابر ژاپن و نه تنها مدیری نمیاد معذرت خواهی کنه بلکه مردم معترض را هم با تدابیری وادار به سکوت می کنند.

یا مدیر تویوتا بخاطر ایراد کوچک در پدال گاز اومد کنفرانس مطبوعاتی گذاشت ،خم شد عذرخواهی کرد.
اینجا پژو 405 آتش میگیره مدیر ایران خودرو میاد میگه همینه که هست !هر کی خوشش نمیاد به درک نخره
🔹سختکوشی:
مدیر ژاپنی دنبال سختکوشی و بالا بردن بهره وری است
اگر یکی وارد اون مجموعه بشه نمیتونه تشخیص بده مدیر کیه ، یه میز کوچک گذاشته وسط اون سالن کنار کارمندان نشسته
اما مدیر ایرانی، 100 نفر رو تو یه سالن 100 متری چپونده بعد خودش تو یه دفتر لوکس 100 متری با یه غروری نشسته !
و اینکه در ژاپن تعداد مدیر دولتی خیلی کمه و عمدتا مدیران در بخش خصوصی هستن
ولی اینجا عمدتا مدیران ما دولتی هستند و بقول نویسنده کتاب " نفحات نفت " مدیرانی برآمده از پول نفت هستن

🔹توجه به تجربه :
مدیریت ژاپنی ، تجربه ها را بهم متصل می کند تا مبتنی بر آنها رشد را تضمین سازد . مدیر جدید تکمیل کننده برنامه ی مدیران پیشین است . در اینجا مدیران جدید هرآنچه را که مربوط به مدیران قبلی است دور می ریزند . حتی میز و صندلی آنها را و تلاش می کنند از نو شروع کنند ، آنچنان است که هر گز رشد حاصل نمی شود !
🔹یادگیرندگی مادام العمر:
مدیران ژاپنی خود را بمثابه یادگیرندگانی مادام العمر می دانند و دایما بینش های جدیدی را کسب می کنند . در مقابل بسیاری از مدیران ایرانی دچار توهم عقل کل هستند و خود را قله علم و دانایی می دانند.


https://t.me/DM_Theory

Forwarded from مرکز توسعه شخصیت (Dr Khodaei)
هر گوشه دنیا، هر رژیم حاکمی چیزی را ممنوع الانتشار به قلم داده من به خودم حق می‌دهم که فکر کنم در کار آن رژیم کلکی هست و می‌خواهد چیزی را از من پنهان کند.

احمد شاملو
#روز_قلم مبارک https://t.me/TLS_Academy
TLS: Technological Thinking & Life Style
(سبک زندگی و تفکر فن آورانه)
+
DM:Destination Management
(مدیریت مقصد)
=
SAS: Sustainable Accelerated Success
(موفقیت پرشتاب پایدار)

https://t.me/TLS_Academy
https://t.me/DM_Theory
دنبال روياهات برو ، اونا راه رو بلدن .

Follow your dreams .They know the way .
۱۰ فرد ثروتمند روی کره زمین معرفی شدند...

🔴-ایلان ماسک با ۲۲۶ میلیارد دلار با فاصله، در رتبه نخست قرار داره...مالک تسلا، ایکس، اسپیس ایکس و ...

🔴-برنارد آرنالت...تاجر، سرمایه گذار و کارآفرین فرانسوی در رتبه دوم قرار داره...آرنالت تنها غیر آمریکایی این لیست است...ثروت ۱۸۳ میلیارد دلار...

🔴-جف بزوس مالک آمازون رتبه سوم ایستاده....ثروت ۱۶۲ میلیارد دلار...

🔴-لری الیسون مالک شرکت اوراکل در مقام چهارم با ۱۳۴ میلیارد دلار ثروت...

🔴-بیل گیتس موسس ماکروسافت با ۱۲۹ میلیارد دلار پنجم...

🔴-لری پیج بنیان گذار گوگل با ۱۲۲ میلیارد دلار ثروت ششم...

🔴-وارن بافت مدیر برکشایر هثوی با ۱۲۱ میلیارد دلار و ۹۳ سال سن در رتبه هفتم...

🔴-سرجی برین موسس گوگل با ۱۱۶ میلیارد دلار ثروت در رتبه هشتم...

🔴-رتبه نهم استیو بالمر با ۱۱۴ میلیارد دلار دارایی مدیر موفق ماکروسافت....تقریبا نصف ایلان ماسک ثروت داره...

🔴-رتبه دهم...مارک زاکربرگ خالق فیس بوک، متا و مالک واتساپ...با ۱۰۸ میلیارد دلار دارایی...

🔷هیچ زنی در بین ۱۰ نفر ثروتمند دنیا حضور ندارد...

https://t.me/DM_Theory
💢مدیریت کسب و کارهای خانوادگی

👈هنری مینتزبرگ در کتاب خود به نام «قصه‌های شب برای مدیران» می‌نویسد:

👈من به شخصه طرفدار کسب و کارهای خانوادگی هستم، البته به این شرط که بتوانند این مشکل را حل کنند: «چه کسی جانشین بنیانگذار شرکت می‌شود؟ آیا پسر بزرگ‌تر همیشه جانشین مناسبی برای پدر هست؟»

👈پدر خود من کارآفرینی موفق بود و در نتیجه ما زندگی مرفهی داشتیم. اما من مسیر پدر را ادامه ندادم و از کسب و کار او بیرون رفتم. پدرم نیز نهایتا کسب و کار خود را فروخت

👈خیلی از هم سن و سال‌های من در خانواده‌ای کارآفرین به دنیا آمدند، اما اغلب آنها نیز همانند من از کسب و کار خانوادگی‌شان خارج شدند. البته تعداد محدودی نیز کسب و کار خانوادگی خود را ادامه دادند یا آن را به ورشکستگی کامل کشاندند

👈این واقعیت نشان می‌دهد که در کسب و کار، نبوغ موروثی نیست. به بیان دیگر، اگر روزی در خانواده‌ای کارآفرینِ نابغه‌ای متولد می‌شود و ثروت زیادی برای بازماندگان خود به ارث می‌گذارد، بدین معنا نیست که این میراث به جا مانده باعث می‌شود فرزندان آن خانواده نیز همان نبوغ را داشته باشند و همان مسیر موفقیت‌آمیز را طی کنند

👈به همین دلیل است که جانشین‌پروری در شرکت‌ها و کسب و کارهای خانوادگی، اصلی‌ترین چالش به حساب می‌آید و اگر موسس شرکت به این چالش توجه نکند، کسب و کاری که با هزاران زحمت راه‌اندازی کرده، توسط اعضای خانواده به ورشکستگی کامل کشانده می‌شود

👈نکته جالب‌تر این که برخلاف باورهای رایج، این روزها دخترها گزینه بهتری برای جانشینی پدرشان هستند. دلیل این واقعیت آن است که نوع رابطه بین دختر و پدر، متفاوت‌تر و باکیفیت‌تر از رابطه بین پسر و پدر است و دخترها معمولا تمایل بیشتری به شنیدن و اجرای نصایح پدرشان و پیمودن مسیر آنها دارند

👈کارکنان وفادار به پدری که کسب و کار خانوادگی را راه‌اندازی کرده نیز می‌توانند گزینه خوبی برای جانشینی پدر باشند. به همین دلیل است که بسیاری از پدران کارآفرین احترام عمیقی به برخی از کارمندان‌شان می‌گذارند و آنها را بخشی از خانواده‌شان می‌دانند تا بتوانند از این طریق، آنها را برای جانشینی آماده کنند

https://t.me/DM_Theory