مرکز توسعه مدیریت
31 subscribers
1.09K photos
203 videos
22 files
1.22K links
وظایف این مرکز:
-برنامه ریزی و سازماندهی
-جذب و آموزش مدیران متخصص
-تدوین چارت سازمانی
-طراحی و اجرای «چرخه خدائی» (بهبود مستمر)
-برنامه ریزی و تدوین بیزینس پلن
-طراحی و اجرای پروژه های:
«راه اندازی، مهندسی و سازماندهی مجدد کسب و کارها»
-و…
Download Telegram
۹ دانشگاه برتر ایران!

#مدیریت_مقصد

https://t.me/DM_Theory
💢 ۵ سرمایه گذاری سودآور

👈 بسیاری از شرکت ها به اشتباه تصور می کنند سرمایه گذاری یعنی صرفا خرید اموال و دارایی های فیزیکی مثل ساختمان، خط تولید و غیره. این در حالی است که بررسی سبد دارایی های شرکت های بزرگ نشان می دهد سهم دارایی های فیزیکی از کل دارایی های آنها، بسیار ناچیز است و این شرکت ها بیشتر از هر چیزی روی دارایی های ناملموس خود سرمایه گذاری می کنند.

#مدیریت_مقصد

https://t.me/DM_Theory
💢 91 خطای فروشندگان

👈 هر کارمندی ممکن است مرتکب خطا شود، اما خطای فروشندگان از بقیه کارمندان خطرناک تر است، چون فروشندگان با مهم ترین دارایی یک شرکت، یعنی با مشتریان آن سر و کار دارند.

👈 برای همین، شرکتهای حرفه ای همیشه سعی می کنند جلوی خطای فروشندگانشان را بگیرند، ولی شرکتهای معمولی هیچ آشنایی با خطاهایی که فروشندگانشان ممکن است مرتکب بشوند، ندارند.

👈 بر همین اساس، از امروز با هم خلاصه خوانی کتاب عالی و پرفروش 91 خطای فروشندگان نوشته کانر را در کانال #مدیریت_مقصد #DM_Theory آغاز می کنیم. امیدواریم این هدیه مدیریت مقصد بتواند جلوی خطای فروشندگان شما را بگیرد.

#مدیریت_مقصد

https://t.me/DM_Theory
💢چگونه کسب و کارمان را به قتل برسانیم؟

👈الن دیب در کتاب معروف خود به نام «برنامه بازاریابی یک صفحه‌ای» می‌نویسد:

👈می‌خواهم به شما راحت‌ترین و مرسوم‌ترین راه از بین بردن یک کسب و کار را معرفی کنم، البته به این امید که شما هیچ وقت این راه را نروید!

👈این خطای مرگبار که معمولا توسط شرکت‌های کوچک و متوسط اتفاق می‌افتد و باعث نابودی آنها می‌شود، عبارت است از: تقلید کردن از استراتژی‌ها، برنامه‌ها و کمپین‌های بازاریابی شرکت‌های بزرگ!

👈در حقیقت، مدیران ارشد و بازاریابی اکثر شرکت‌های کوچک و متوسط با خودشان فکر می‌کنند «این رقیب بزرگ چون از این استراتژی، برنامه یا کمپین استفاده کرده است، موفق و بزرگ شده، پس ما هم باید از همین استراتژی، برنامه یا کمپین استفاده کنیم»!

👈این منطق شاید در ظاهر منطق درستی باشد، اما به این دو دلیل، یک منطق کاملا اشتباه و مرگبار است:

1️⃣شرکت‌های بزرگ، اهداف متفاوتی دارند:
شرکت‌های بزرگ در اجرای استراتژی‌های بازاریابی‌شان اهدافی مثل انحصاری کردن بازار، ممانعت از بزرگ‌تر شدن رقبا، تاثیرگذاری بر دولت و غیره را دنبال می‌کنند. این اهداف هیچ سنخیتی با ماهیت کسب و کارهای کوچک و متوسط ندارد، چون هدف آنها فقط و فقط باید یک چیز باشد: کسب سود به منظور بقا در بازار!

2️⃣شرکت‌های بزرگ، بودجه متفاوتی دارند:
توانایی مالی شرکت‌های بزرگ قابل مقایسه با شرکت‌های کوچک و متوسط نیست. برای همین، وقتی از برنامه بازاریابی شرکت‌های بزرگ تقلید می‌کنیم، نمی‌توانیم این برنامه‌ها را در حجم گسترده‌ای اجرا کنیم. در نتیجه، برنامه مدنظر اثر چندانی روی وضعیت‌مان نمی‌گذارد:

👈به همین دلیل، شرکت‌های کوچک و متوسط باید به جای تقلید از شرکت‌های بزرگ، به این دو سوال مهم پاسخ بدهند:

1️⃣نقطه ضعف اصلی شرکت‌های بزرگ چیست که باعث نارضایتی مشتریان‌شان شده است؟

2️⃣آیا می‌توانیم از این نقطه ضعف برای جذب مشتریان‌شان استفاده کنیم؟

👈برای مثال، یکی از شرکت‌های کوچک کرایه خودرو در آمریکا متوجه شد که مشتریان رهبر بازار با این که از گستردگی شعبه‌ها و تنوع خودروهای رهبر بازار راضی‌اند، اما از این که باید مدتی طولانی منتظر بمانند تا خودروی مورد نظرشان را دریافت کنند، ناراضی‌اند. برای همین، شرکت کوچک‌تر تصمیم گرفت در تبلیغاتش روی تحویل سریع خودرو به مشتریان تمرکز کند نه روی گستردگی شعبه‌ها یا تنوع خودروهایش!

#مدیریت_مقصد

https://t.me/DM_Theory
💢رانندگی در تاریکی؟!

👈فیلیپ کاتلر، پدر بازاریابی مدرن در دنیا، معتقد است: «متوقف کردن یادگیری بازاریابی، به دلایلی مثل نداشتن وقت و نداشتن پول، مثل این است که وقتی شب می‌شود، چراغ خودرو خود را خاموش کنیم»!

👈یکی از دلایل اصلی موفقیت افراد و شرکت‌های موفق این است که در بدترین شرایط اقتصادی و شلوغ‌ترین زمان‌ها هم یادگیری را کنار نمی‌گذارند. به همین دلیل است که مدیران عامل شرکت‌های بزرگ هم حداقل هفته‌ای هشت ساعت از وقت‌شان را به یادگیری مطالب جدید اختصاص می‌دهند!

👈بنابراین، اگر می‌خواهیم در بازاریابی و فروش موفق باشیم، باید همواره در حال مطالعه کتاب‌ها و مقالات مربوطه باشیم و هیچ وقت مطالعه را رها نکنیم!!!
#مدیریت_مقصد
https://t.me/DM_Theory
💢پنج افسانه فروش

👈برایان گری، مشاور بازاریابی و نویسنده کتاب «فروش مبتنی بر اولویت»، در جدیدترین مقاله خود به نام «پنج افسانه» فروش می‌نویسد:

👈دنیای بازاریابی و فروش، با سرعتی بیش از گذشته در حال تغییر است، اما اکثر فروشندگان حواس‌شان به این تغییرات نیست و روش کارشان را با این تغییرات هماهنگ نکرده‌اند

👈برای مثال، با گسترش انتشار اطلاعات در اینترنت و شبکه‌های اجتماعی، مشتریان به راحتی می‌توانند درباره ما اطلاعات جمع‌آوری کنند و درستی یا نادرستی ادعاهایمان را بررسی کنند. با این حال، بسیاری از فروشندگان هنوز تصور می‌کنند می‌توانند به مشتریان‌شان اطلاعات نادرست یا وعده‌های دروغ بدهند

👈وی در ادامه این مقاله، ضمن اشاره به 10 تغییر بزرگ در دنیای بازاریابی و فروش، ما را با پنج افسانه‌ای آشنا می‌کند که در بین بازاریاب‌ها و فروشندگان رایج است ولی با در نظر گرفتن تغییرات دنیای بازاریابی و فروش، باید از این افسانه‌ها فاصله بگیریم. این پنج افسانه عبارتند از:

1️⃣باید با ارائه حجم انبوهی از اطلاعات، مشتریان‌مان را آموزش بدهیم!

2️⃣قیمت مهم‌ترین عامل در تصمیم‌گیری مشتری است!

3️⃣باید روی مشکلات مشتری تمرکز کنیم تا تشویق بشود محصول‌مان را بخرد!

4️⃣فقط شرکت‌هایی که محصولی مشابه ما می‌فروشند، رقیب‌مان هستند و در مذاکره با مشتری، فقط باید حواس‌مان به این رقبا باشد!

5️⃣اگر می‌خواهیم فروش‌مان به مشتریان کنونی‌مان را افزایش بدهیم، باید خدمات بهتری به آنها ارائه کنیم!

#مدیریت_مقصد

https://t.me/DM_Theory
📌چرا تعداد کارآفرینان زن کمتر از مردان است؟

#مدیریت_مقصد

https://t.me/DM_Theory
💢جوک فروش

👈 «سوال کنید، بفروشید»:

👈فروشندگان حرفه‌ای به خوبی می‌دانند که وقتی در فروش موفق می‌شوند که با طرح سوالات هوشمندانه، مشتری را به حرف زدن تشویق کنند و سپس بر اساس صحبت‌های خود مشتری، محصول را به گونه‌ای معرفی کنند که مشتری عاشقش بشود

👈اما اکثر فروشندگان، فروش را با جوک گفتن اشتباه می‌گیرند و به محض این که با مشتری مواجه می‌شوند، بروشور یا نمونه محصول را از کیف‌شان در می‌آورند و مثل یک طوطی، حرف‌هایی که از قبل حفظ کرده‌اند را برای مشتری بازگو می‌کنند یا حتی بروشور را برای مشتری با صدای بلند می‌خوانند

👈آیا مشتری حق ندارد به این رفتار ما بخندد یا حداقل تعجب کند که این فروشنده است یا یک طوطی سخنگو؟

👈برخی از فروشندگان هم برای این که مثل طوطی سخنگو به نظر نرسند، بدون آن که درباره وضعیت مشتری و نیازهای او سوال کنند، یک راست سراغ معرفی منافع محصول‌شان می‌روند و تصور می‌کنند به محض آن که منافع محصول را برای مشتری توضیح بدهند، مشتری عاشقش می‌شود

👈پس اگر می‌خواهیم به یک فروشنده حرفه‌ای تبدیل شویم، ابتدا باید یاد بگیریم چگونه با طرح سوالات درست از مشتری، سر صحبت را باز کنیم و سپس بر اساس پاسخ‌های مشتری، تصمیم بگیریم که محصول‌مان را چگونه به او معرفی کنیم یا هنگام معرفی محصول‌مان، روی کدام ویژگی آن تمرکز کنیم

👈شیفمن بعد از طرح این موضوعات به تجربه شخصی خودش اشاره می‌کند و می‌نویسد:

👈سال اولی که موسسه آموزشی‌ام را راه انداختم، به همراه سه موسسه آموزشی قدیمی و معروف، به جلسه‌ای در یک شرکت بزرگ دعوت شدم تا طرح‌مان برای یک دوره آموزشی را ارائه کنیم

👈من نفر چهارمی بودم که باید طرحم را ارائه می‌کردم. سه شرکت قبلی کلی پاورپوینت جذاب طراحی کرده بودند و حسابی درباره مزایا و تجربیات موسسه‌شان صحبت کردند

👈وقتی نوبت به من رسید، مدیرعامل شرکت مشتری گفت «پاورپوینت‌تان را به متصدی سالن داده‌اید؟» در پاسخ گفتم «من پاورپوینت ندارم ولی یک سوال دارم». مدیرعامل شرکت مذکور که حسابی توجه کرده بود، گفت «سوال‌تان چیست؟»

👈پرسیدم «چرا می‌خواهید یک دوره آموزشی برگزار کنید؟ هدف‌تان چیست؟»

👈بعد از این سوال، مدیرعامل و سه مدیر همراه او کلی درباره دلایل برگزاری دوره آموزشی مدنظرشان توضیح دادند و متوجه شدم که می‌خواهند یک سری روش عملی برای برخورد مناسب‌تر با مشتریان عصبانی را به کارمندان‌شان آموزش بدهند

👈بعد از این صحبت‌ها بود که یکی از روش‌های مدیریت ارتباط با مشتریان عصبانی را به صورت مختصر توضیح دادم و گفتم «اگر خواستید روش‌های بیشتری را توضیح بدهم، می‌توانید این دوره آموزشی را به من بسپارید»

👈کل صحبتی که من کردم، چند دقیقه بیشتر طول نکشید ولی آن شرکت تصمیم گرفت دوره را به من واگذار کند نه به سه موسسه دیگری که مدیران آنها هر کدام بیشتر از یک ساعت صحبت کردند

🔆 کانال مدیریت مقصد

https://t.me/DM_Theory
همونطور که هیچکس نه به زشتی عکس کارت ملیشه و نه به جذابیت عکس پروفایلش، هیچ شرکتی نه به داغونیه تعریف کساییه که با ناراحتی اون رو ترک کردن و نه به زیباییه تعریفای اکانت منابع انسانی و روابط عمومیش.
ولی وقتی تعداد کسایی که با ناراحتی یه شرکت را ترک کنن بالا بره، تصویر اون شرکت به سمت داغون بودن میل میکنه اگر چه که روابط عمومی و کارمندای راضیش برای زیبا سازی تصویر شرکت تلاش کنن.
دقت داشته باشین که یه ناراضی، نارضایتیش را برای ۱۰ نفر میگه و یه راضی(اگه واقعا راضی باشه و نه ناراضی ساکت) برای ۵ نفر

https://t.me/DM_Theory
Forwarded from مرکز توسعه شخصیت (Dr Mehdi Khodaeei استراتژیست و توسعه دهنده فردی و سازمانی(TLS & DM))
‏یک روزهایی هستند که دورند، دورند، خیلی دورند...
اما می‌رسند...
بالاخره از راه می‌رسند

#سبک_تفکر_و_زندگی_مدرن

https://t.me/TLS_Academy