Crimson Cipher
1 subscriber
ناشناس بوسید.
ساکت نوشت.
بی‌رحم خواست.
[ جایی که واژه‌ها ، تن می‌شن ]
Download Telegram
اصلا قدرم رو‌ تا الان دونستی ؟!
می تونستم فقط نگاهت کنم و هورنی بشم از حس عمیقی که بهت داشتم
ولی تو ... فرار رو ترجیح دادی
من توی میدون خالی ، با گرد و خاک ها بجنگم !؟
منتظرم لبات رو زیر ماه خونی ۱۸ سال بعد ، خونی کنم !
من فرشته نیستم
فقط دستت لای پام ، درمون منه
بوسیدن گردنته که مرهم روح منه ‌‌...
اون ، شخصیتش خوبه ولی من اعصابم
نمی کشه
من همون آدم خودمو می خوام
همون چشمای خمار ریز رو می خوام
هنوزم فاصله بین چونه تا لبات برام سکسیه
هنوزم کیرم دهنته
بازی های روانی ؟ معلومه که تک به تک اش رو بلدم و‌ به سرت میارم
بدتر از من ، اونی که توی آیینه لونه کرده
هم عوضی ام هم هزار رنگ
من شکاک ام
پارانویا دارم
تاکسیک‌ ام
به خون تشنه ام
این قالب مظلومی که می بینی نمایشه
من خوب بلدم خودمو‌ قربانی نشون بدم