تراپیست که نام اثری از رنهماگریت است گویی از قفس درون درمانگر، پرده بر میدارد؛ قفسى با پرندگانی که چشم به گشوده شدن آن دوختهاند...
طبیبا به یاری خود برخیز تا بتوانی به بیمارانت مدد رسانی،
بهترین مدد بیمار این است که به چشم خود کسی را ببیند که درمانگر خویش است.
چنین گفت زرتشت، فریدریش نیچه
☀️ گروه روانشناسی ارغوان
طبیبا به یاری خود برخیز تا بتوانی به بیمارانت مدد رسانی،
بهترین مدد بیمار این است که به چشم خود کسی را ببیند که درمانگر خویش است.
چنین گفت زرتشت، فریدریش نیچه
☀️ گروه روانشناسی ارغوان
👏2👍1
گفتم: «ببین عزیزم، متاسفم، اما متوجه نیستی این شغلم داره من رو دیوونه میکنه؟ ببین، بذار بیخیالش بشم. بیا همین جور فقط ولو شیم این ور و اون ور و همهش عشق بازی کنیم با هم و بریم پیاده روی و یه کم حرف بزنیم. بیا بریم اصلن باغ وحش. بریم حیوونها رو نگاه کنیم. برونیم بریم اون پایین مایینها و اقیانوس رو نگاه کنیم. فقط ۴۵ دقیقه راهه. بریم زیر گذر بازی کنیم. بریم یه کم دوست پیدا کنیم. بریم بخندیم. این زندگیای که داریم میکنیم مثل زندگیایه که بقیهی آدمها دارن میکنن. اینجور زندگی کردن ما رو میکشه.»
(اداره پست، بوکوفسکی، امیرریاحی)
پ.ن: این یکی از فانتزیهاییه که بر اساس تجربهی من و درسهایی که از زندگی گرفتم فقط روی کاغذ جواب میده. به یک میلیون دلیل در واقعیت امکانپذیر نیست. حتا اگه کلی پول داشته باشید. زندگی یعنی گه خوردن. معمای زندگی اینه که چارهای نداریم گه زندگی رو تا آخرش بخوریم. کسی نمیتونه از این گهخوردن فرار کنه.
@dr.hadihashemirazini
(اداره پست، بوکوفسکی، امیرریاحی)
پ.ن: این یکی از فانتزیهاییه که بر اساس تجربهی من و درسهایی که از زندگی گرفتم فقط روی کاغذ جواب میده. به یک میلیون دلیل در واقعیت امکانپذیر نیست. حتا اگه کلی پول داشته باشید. زندگی یعنی گه خوردن. معمای زندگی اینه که چارهای نداریم گه زندگی رو تا آخرش بخوریم. کسی نمیتونه از این گهخوردن فرار کنه.
@dr.hadihashemirazini
😐6👍3🤝1🙊1
چرا بعضی افراد هیچ وقت عذرخواهی نمی کنند؟؟
عذرخواهی نکردن معمولاً نشانه یک ویژگی واحد نیست، بلکه حاصل تعامل شخصیت، سبک دلبستگی، باورهای شناختی، هیجانها و تجارب رشدی است. در ارزیابی بالینی، پیش از نتیجهگیری درباره علت، باید زمینه و الگوی کلی رفتار فرد را بررسی کرد.
مهمترین دلایل عبارتاند از:
۱. عذرخواهی را معادل شکست میدانند
برخی افراد این باور عمیق را دارند که:
«اگر عذرخواهی کنم، ضعیف به نظر میرسم.»
«اگر اشتباهم را بپذیرم، دیگران از من سوءاستفاده میکنند.»
در نتیجه، برای حفظ تصویر قدرتمند از خود، از عذرخواهی اجتناب میکنند.
۲. عزت نفس بسیار شکننده دارند
برخلاف ظاهرشان، بسیاری از این افراد دروناً احساس ناامنی میکنند. پذیرش اشتباه برای آنها تهدیدی برای ارزشمندی خود است، بنابراین از مکانیزمهای دفاعی مانند انکار، توجیه یا سرزنش دیگران استفاده میکنند.
۳. ویژگیهای شخصیت خودشیفته
افراد دارای ویژگیهای خودشیفتگی معمولاً:
همدلی کمتری دارند.
خود را محقتر از دیگران میدانند.
مسئولیت اشتباه را به سختی میپذیرند.
بیشتر انتظار دارند دیگران از آنها عذرخواهی کنند تا برعکس.
البته هر کسی که عذرخواهی نمیکند، لزوماً اختلال شخصیت خودشیفته ندارد.
۴. شرم شدید
گاهی مشکل «غرور» نیست، بلکه «شرم» است. این افراد ناخودآگاه فکر میکنند: «اگر اشتباه کنم، یعنی آدم بدی هستم.»
برای فرار از این احساس دردناک، اشتباه را انکار میکنند.
۵. یاد نگرفتهاند
اگر در خانوادهای بزرگ شده باشند که:
هیچکس عذرخواهی نمیکرد،
اشتباه مساوی تنبیه بود،
یا همیشه دیگران مقصر معرفی میشدند،
ممکن است هرگز مهارت عذرخواهی سالم را یاد نگرفته باشند.
۶. همدلی پایین
برخی افراد واقعاً متوجه نمیشوند رفتارشان چه آسیبی به دیگران زده است. بنابراین نیازی به عذرخواهی احساس نمیکنند.
۷. سبکهای دفاعی ناسالم
برای کاهش اضطراب، از دفاعهایی مانند:
انکار،
دلیلتراشی،
فرافکنی،
منطقیسازی،
یا سرزنش دیگران استفاده میکنند.
۸. نیاز شدید به کنترل
برای بعضی افراد، عذرخواهی به معنای از دست دادن قدرت است. به همین دلیل حتی وقتی میدانند اشتباه کردهاند، سکوت را ترجیح میدهند.
۹. سوگیریهای شناختی
ذهن ممکن است به گونهای عمل کند که فرد همیشه خود را «حقبهجانب» ببیند و شواهد مخالف را نادیده بگیرد.
۱۰. برخی اختلالات شخصیت
در بعضی اختلالات شخصیت (مانند برخی موارد خودشیفته یا ضداجتماعی)، پذیرش مسئولیت و ابراز پشیمانی میتواند بسیار دشوارتر از افراد عادی باشد؛ البته تشخیص این اختلالات تنها با ارزیابی بالینی امکانپذیر است.
از دیدگاه پژوهشهای رواندرمانی
یک عذرخواهی سالم معمولاً چهار مؤلفه دارد:
پذیرش مسئولیت.
ابراز همدلی با فرد آسیبدیده.
بیان پشیمانی واقعی.
تلاش برای جبران و تغییر رفتار.
اگر یکی از این اجزا وجود نداشته باشد، عذرخواهی ممکن است صرفاً ظاهری یا برای پایان دادن به تعارض باشد.
جمعبندی
افرادی که هرگز عذرخواهی نمیکنند، الزاماً «بد» یا «خودشیفته» نیستند. این رفتار میتواند ریشه در ترس، شرم، سبک دلبستگی ناایمن، الگوهای خانوادگی، عزت نفس شکننده، یا برخی ویژگیهای شخصیتی داشته باشد. در رواندرمانی، هدف سرزنش فرد نیست؛ بلکه کمک به اوست تا بتواند بدون احساس فروپاشی، مسئولیت اشتباهاتش را بپذیرد. توانایی عذرخواهی صادقانه، یکی از شاخصهای مهم بلوغ هیجانی، خودآگاهی و سلامت روابط بینفردی است.
عذرخواهی نکردن معمولاً نشانه یک ویژگی واحد نیست، بلکه حاصل تعامل شخصیت، سبک دلبستگی، باورهای شناختی، هیجانها و تجارب رشدی است. در ارزیابی بالینی، پیش از نتیجهگیری درباره علت، باید زمینه و الگوی کلی رفتار فرد را بررسی کرد.
مهمترین دلایل عبارتاند از:
۱. عذرخواهی را معادل شکست میدانند
برخی افراد این باور عمیق را دارند که:
«اگر عذرخواهی کنم، ضعیف به نظر میرسم.»
«اگر اشتباهم را بپذیرم، دیگران از من سوءاستفاده میکنند.»
در نتیجه، برای حفظ تصویر قدرتمند از خود، از عذرخواهی اجتناب میکنند.
۲. عزت نفس بسیار شکننده دارند
برخلاف ظاهرشان، بسیاری از این افراد دروناً احساس ناامنی میکنند. پذیرش اشتباه برای آنها تهدیدی برای ارزشمندی خود است، بنابراین از مکانیزمهای دفاعی مانند انکار، توجیه یا سرزنش دیگران استفاده میکنند.
۳. ویژگیهای شخصیت خودشیفته
افراد دارای ویژگیهای خودشیفتگی معمولاً:
همدلی کمتری دارند.
خود را محقتر از دیگران میدانند.
مسئولیت اشتباه را به سختی میپذیرند.
بیشتر انتظار دارند دیگران از آنها عذرخواهی کنند تا برعکس.
البته هر کسی که عذرخواهی نمیکند، لزوماً اختلال شخصیت خودشیفته ندارد.
۴. شرم شدید
گاهی مشکل «غرور» نیست، بلکه «شرم» است. این افراد ناخودآگاه فکر میکنند: «اگر اشتباه کنم، یعنی آدم بدی هستم.»
برای فرار از این احساس دردناک، اشتباه را انکار میکنند.
۵. یاد نگرفتهاند
اگر در خانوادهای بزرگ شده باشند که:
هیچکس عذرخواهی نمیکرد،
اشتباه مساوی تنبیه بود،
یا همیشه دیگران مقصر معرفی میشدند،
ممکن است هرگز مهارت عذرخواهی سالم را یاد نگرفته باشند.
۶. همدلی پایین
برخی افراد واقعاً متوجه نمیشوند رفتارشان چه آسیبی به دیگران زده است. بنابراین نیازی به عذرخواهی احساس نمیکنند.
۷. سبکهای دفاعی ناسالم
برای کاهش اضطراب، از دفاعهایی مانند:
انکار،
دلیلتراشی،
فرافکنی،
منطقیسازی،
یا سرزنش دیگران استفاده میکنند.
۸. نیاز شدید به کنترل
برای بعضی افراد، عذرخواهی به معنای از دست دادن قدرت است. به همین دلیل حتی وقتی میدانند اشتباه کردهاند، سکوت را ترجیح میدهند.
۹. سوگیریهای شناختی
ذهن ممکن است به گونهای عمل کند که فرد همیشه خود را «حقبهجانب» ببیند و شواهد مخالف را نادیده بگیرد.
۱۰. برخی اختلالات شخصیت
در بعضی اختلالات شخصیت (مانند برخی موارد خودشیفته یا ضداجتماعی)، پذیرش مسئولیت و ابراز پشیمانی میتواند بسیار دشوارتر از افراد عادی باشد؛ البته تشخیص این اختلالات تنها با ارزیابی بالینی امکانپذیر است.
از دیدگاه پژوهشهای رواندرمانی
یک عذرخواهی سالم معمولاً چهار مؤلفه دارد:
پذیرش مسئولیت.
ابراز همدلی با فرد آسیبدیده.
بیان پشیمانی واقعی.
تلاش برای جبران و تغییر رفتار.
اگر یکی از این اجزا وجود نداشته باشد، عذرخواهی ممکن است صرفاً ظاهری یا برای پایان دادن به تعارض باشد.
جمعبندی
افرادی که هرگز عذرخواهی نمیکنند، الزاماً «بد» یا «خودشیفته» نیستند. این رفتار میتواند ریشه در ترس، شرم، سبک دلبستگی ناایمن، الگوهای خانوادگی، عزت نفس شکننده، یا برخی ویژگیهای شخصیتی داشته باشد. در رواندرمانی، هدف سرزنش فرد نیست؛ بلکه کمک به اوست تا بتواند بدون احساس فروپاشی، مسئولیت اشتباهاتش را بپذیرد. توانایی عذرخواهی صادقانه، یکی از شاخصهای مهم بلوغ هیجانی، خودآگاهی و سلامت روابط بینفردی است.
💯4👍1
من یه کشف زبانشناسی کردم!
کاربرد سرخ با قرمز فرق داره.
در موارد کمی ما از واژهی سرخ استفاده میکنیم. هیچ وقت نمیگیم ماشین سرخ، کفش سرخ، پیراهن سرخ....باید بگیم ماشین قرمز، کفش قرمز، پیراهن قرمز....
جاهای محدودی که از واژهی سرخ استفاده میکنیم: گل سرخ، صورتش سرخ شد، سرخپوست، خون سرخ (اون هم فقط خون سرخ شهیدان- در موارد دیگه میگیم خون قرمز)
پ.ن: واقعن با چه منطق زبانشناسی کاربرد سرخ با قرمز فرق داره؟! خیلی ذهن منو مشغول کرده.
@dr.hadihashemirazini
کاربرد سرخ با قرمز فرق داره.
در موارد کمی ما از واژهی سرخ استفاده میکنیم. هیچ وقت نمیگیم ماشین سرخ، کفش سرخ، پیراهن سرخ....باید بگیم ماشین قرمز، کفش قرمز، پیراهن قرمز....
جاهای محدودی که از واژهی سرخ استفاده میکنیم: گل سرخ، صورتش سرخ شد، سرخپوست، خون سرخ (اون هم فقط خون سرخ شهیدان- در موارد دیگه میگیم خون قرمز)
پ.ن: واقعن با چه منطق زبانشناسی کاربرد سرخ با قرمز فرق داره؟! خیلی ذهن منو مشغول کرده.
@dr.hadihashemirazini
🤔2👏1
من یه کشفی کردم!
کاربرد سفید با سپید فرق داره.
سپید مفهومیتر و فلسفیتره. سفید فقط یک رنگه.
مثلن "موی سفید" با "موی سپید" فرق داره. از "موی سپید" معانی تجربه و خردمندی بر میاد.
مثل تفاوت قرمز و سرخ. سرخ با مفاهیم احساسی ـ فلسفی پیوند خورده. اما قرمز فقط یک رنگه
@dr.hadihashemirazini
کاربرد سفید با سپید فرق داره.
سپید مفهومیتر و فلسفیتره. سفید فقط یک رنگه.
مثلن "موی سفید" با "موی سپید" فرق داره. از "موی سپید" معانی تجربه و خردمندی بر میاد.
مثل تفاوت قرمز و سرخ. سرخ با مفاهیم احساسی ـ فلسفی پیوند خورده. اما قرمز فقط یک رنگه
@dr.hadihashemirazini
👏3👍1
از یکی از مربیهای اتاق آموزش برنامه پرسیدم من چطور میتونم دوازده ساعت کار کنم، بعد بخوابم، غذا بخورم، حموم برم، این راه رو برم و بیام، لباس هام رو بشورم، بنزین بزنم، اجاره خونهم رو بدم، لاستیک ماشین رو عوض کنم، اون همه خوردهریزی که باید انجام بدم رو انجام بدم، بعد تازه بیام این برنامه رو هم یاد بگیرم؟
در جوابم گفت: «بدون خوابیدن» همین طور نگاهش کردم. مسخره بازی در نمیآورد. مردکِ احمق جدی داشت میگفت.
(اداره پست، بوکوفسکی، امیرریاحی)
پ.ن: بردهداری مدرن از بردهداری سنتی وحشتناکتره.
@dr.hadihashemjrazini
در جوابم گفت: «بدون خوابیدن» همین طور نگاهش کردم. مسخره بازی در نمیآورد. مردکِ احمق جدی داشت میگفت.
(اداره پست، بوکوفسکی، امیرریاحی)
پ.ن: بردهداری مدرن از بردهداری سنتی وحشتناکتره.
@dr.hadihashemjrazini
👍6👏1
من کشف عجیبی کردم؛
عجب کشفی. من تو خونه حوصلهم سر میره. به همین سادگی.
ممکنه بگید آخه این چه کشفیه؟ ولی من نظرم عوض نمیشه و همچنان این رو یه کشف بزرگ میدونم. این دقتها در سادهترین احوالات انسانی کشفیات ارزندهای هستن. بذارید یه نکتهی عجیبی رو به شما بگم. از نظر من کشف "قاشق" یا "چنگال" جزو ارزشمندترین کشفیات صنعت هستن. این قدر این کشفها سنجیده بودهاند که پس از سالیان سال، شکلشون عوض نشده و کسی پیدا نشده بگه اگه قاشق یا چنگال یه جور دیگه درست بشن بهتره. یه مثال دیگه مسالهی "جیب" در شلواره. و جالبه تعداد اپتیمم جیب در شلوار چهار تاست. همون تعداد جیبی که سالهاست در شلوارها وجود داره. شلوار "شش جیب" در برابر شلوارهای معمولی چهار جیب نتونست رقابت کنه. این کشفیات به ظاهر ساده باید به چشم ما بیان.
یکمی به پدیدهی حوصله سر رفتن تو خونه فکر کنید. واقعا کشف عجیبیه. شما اگه بهترین امکانات رو تو خونهتون داشته باشید، باز هم وقتی بدونید قراره برای چند ساعت تو خونه باشید حوصلهتون سر میره و کک به تنبونتون میفته که برم بیرون.
کجاش مهم نیست. "جاست اوت" هر جایی غیر خونه! آخه چرا؟! خب همینه دیگه. بشر این جوریه. یکی از پایههای تعریف بشریت اینه که بشر تو خونه حوصلهش سر میره. هر چی فکرشو میکنم کشف عجیبتر و پرمغزتر از این به ذهنم نمیرسه.
@dr.hadihashemirazini
عجب کشفی. من تو خونه حوصلهم سر میره. به همین سادگی.
ممکنه بگید آخه این چه کشفیه؟ ولی من نظرم عوض نمیشه و همچنان این رو یه کشف بزرگ میدونم. این دقتها در سادهترین احوالات انسانی کشفیات ارزندهای هستن. بذارید یه نکتهی عجیبی رو به شما بگم. از نظر من کشف "قاشق" یا "چنگال" جزو ارزشمندترین کشفیات صنعت هستن. این قدر این کشفها سنجیده بودهاند که پس از سالیان سال، شکلشون عوض نشده و کسی پیدا نشده بگه اگه قاشق یا چنگال یه جور دیگه درست بشن بهتره. یه مثال دیگه مسالهی "جیب" در شلواره. و جالبه تعداد اپتیمم جیب در شلوار چهار تاست. همون تعداد جیبی که سالهاست در شلوارها وجود داره. شلوار "شش جیب" در برابر شلوارهای معمولی چهار جیب نتونست رقابت کنه. این کشفیات به ظاهر ساده باید به چشم ما بیان.
یکمی به پدیدهی حوصله سر رفتن تو خونه فکر کنید. واقعا کشف عجیبیه. شما اگه بهترین امکانات رو تو خونهتون داشته باشید، باز هم وقتی بدونید قراره برای چند ساعت تو خونه باشید حوصلهتون سر میره و کک به تنبونتون میفته که برم بیرون.
کجاش مهم نیست. "جاست اوت" هر جایی غیر خونه! آخه چرا؟! خب همینه دیگه. بشر این جوریه. یکی از پایههای تعریف بشریت اینه که بشر تو خونه حوصلهش سر میره. هر چی فکرشو میکنم کشف عجیبتر و پرمغزتر از این به ذهنم نمیرسه.
@dr.hadihashemirazini
🥰2👍1👏1
من یک کشفی کردم ؛
مخالط همه کس باش تا بخندی خوش
نه پایبند یکی کز غمش بگریی زار
سعدی
من کشف کردم که سعدی ذاتا آدم حسابی بوده. اون غزلهای عاشقانه و گریستن چون ابر در بهاران رو بیشتر برای دور همی گفته.😃
@dr.hadihashemirazuni
مخالط همه کس باش تا بخندی خوش
نه پایبند یکی کز غمش بگریی زار
سعدی
من کشف کردم که سعدی ذاتا آدم حسابی بوده. اون غزلهای عاشقانه و گریستن چون ابر در بهاران رو بیشتر برای دور همی گفته.😃
@dr.hadihashemirazuni
🤓2🥰1👏1
آلن دو باتن:
رواندرمانی بزرگترین گامی است که ما میتوانیم در جهت خودفهمی و شکوفایی خویش برداریم. یک دوره رواندرمانی میتواند قدری از خشم، خودمغلوبانگاری، بیاعتمادی، سرگشتگی و اندوه ما را بکاهد.
تأملی بر دیدگاه آلن دو باتن
👇👇👇👇👇👇
رواندرمانی؛ فراتر از درمان، ابزاری برای بازسازی ذهن و هویت
آلن دو باتن میگوید: «رواندرمانی بزرگترین گامی است که انسان میتواند در مسیر خودفهمی و شکوفایی خویش بردارد.» این گزاره، اگرچه در نگاه نخست رنگوبوی فلسفی دارد، اما یافتههای چند دهه پژوهش در روانشناسی بالینی نشان میدهد که از پشتوانه علمی قابلتوجهی برخوردار است.
امروز رواندرمانی دیگر صرفاً مداخلهای برای کاهش نشانههای اضطراب، افسردگی یا وسواس تلقی نمیشود؛ بلکه فرایندی است که ساختار شناختی، هیجانی و بینفردی انسان را دگرگون میکند
بزرگترین دستاورد رواندرمانی، افزایش *خودآگاهی* است. بسیاری از انسانها رنج نمیکشند چون ضعیفاند؛
رنج میکشند چون علت رفتارها، هیجانها و تصمیمهای خود را نمیشناسند.
فرد ممکن است بارها وارد رابطهای مشابه شود، بارها از یک موقعیت فرار کند یا بارها خود را شکستخورده بداند، بیآنکه بداند این الگوها چگونه در سالهای اولیه زندگی شکل گرفتهاند. رواندرمانی این چرخه ناآگاهانه را به آگاهی تبدیل میکند؛ و آگاهی، نخستین شرط تغییر است.
از منظر پژوهشهای معاصر، عامل مشترک همه درمانهای مؤثر تنها تکنیکهای اختصاصی آنها نیست؛ بلکه ایجاد احساس خودمختاری، شایستگی و تعلق در مراجع است. هنگامی که فرد احساس میکند میتواند زندگی خود را بفهمد، انتخاب کند و بر آن اثر بگذارد، نهتنها علائم روانشناختی کاهش مییابد، بلکه احساس معنا، امید و انسجام هویتی نیز افزایش پیدا میکند.
رواندرمانی همچنین رابطه انسان با هیجانهایش را تغییر میدهد. خشم، شرم، اضطراب و اندوه دشمن انسان نیستند؛ آنها پیامآور نیازهایی هستند که سالها نادیده گرفته شدهاند. درمان به فرد نمیآموزد احساساتش را سرکوب کند، بلکه کمک میکند آنها را بشناسد، تنظیم کند و به شیوهای سازگارانه پاسخ دهد. به همین دلیل، هدف درمان حذف هیجان نیست؛ بلکه افزایش ظرفیت تحمل، فهم و مدیریت هیجان است.
یکی دیگر از یافتههای مهم پژوهشهای جدید آن است که کیفیت رابطه درمانگر و مراجع، صرفنظر از رویکرد درمانی، از قویترین پیشبینیکنندههای موفقیت درمان است. احساس امنیت، همدلی، پذیرش و همکاری، بستری فراهم میکند که در آن فرد جرئت میکند بخشهایی از وجودش را که سالها پنهان کرده بود، آشکار سازد. بسیاری از تغییرات عمیق، نه از طریق نصیحت، بلکه در بستر همین رابطه درمانی شکل میگیرند.
از دیدگاه علوم اعصاب و روانشناسی معاصر، هر بار که انسان تجربهای هیجانی را در فضایی امن بازبینی و بازتفسیر میکند، شبکههای شناختی و هیجانی مغز نیز دستخوش تغییر میشوند. بنابراین رواندرمانی صرفاً تغییر «افکار» نیست؛ بلکه بازسازماندهی شیوه پردازش تجربههای زندگی است. این همان دلیلی است که باعث میشود تغییرات درمانی، در صورت تداوم و تعمیم، پایدارتر از تغییرات موقتی ناشی از اجتناب یا سرکوب باشند.
در نهایت، شاید بتوان سخن آلن دو باتن را اینگونه بازنویسی کرد: رواندرمانی هنر کاهش رنج نیست؛ هنر افزایش ظرفیت زیستن است. انسان پس از درمان الزاماً زندگی آسانتری ندارد، اما ذهنی سازمانیافتهتر، روابطی سالمتر، انعطافپذیری روانشناختی بیشتر و درکی عمیقتر از خویشتن پیدا میکند. شکوفایی، محصول حذف درد نیست؛ بلکه نتیجه آموختن شیوهای تازه برای مواجهه با درد، معنا بخشیدن به تجربه و انتخاب آگاهانه مسیر زندگی است. این همان چیزی است که رواندرمانی، در بهترین شکل خود، به انسان هدیه میدهد.
دکتر هادی هاشمی رزینی
رواندرمانی بزرگترین گامی است که ما میتوانیم در جهت خودفهمی و شکوفایی خویش برداریم. یک دوره رواندرمانی میتواند قدری از خشم، خودمغلوبانگاری، بیاعتمادی، سرگشتگی و اندوه ما را بکاهد.
تأملی بر دیدگاه آلن دو باتن
👇👇👇👇👇👇
رواندرمانی؛ فراتر از درمان، ابزاری برای بازسازی ذهن و هویت
آلن دو باتن میگوید: «رواندرمانی بزرگترین گامی است که انسان میتواند در مسیر خودفهمی و شکوفایی خویش بردارد.» این گزاره، اگرچه در نگاه نخست رنگوبوی فلسفی دارد، اما یافتههای چند دهه پژوهش در روانشناسی بالینی نشان میدهد که از پشتوانه علمی قابلتوجهی برخوردار است.
امروز رواندرمانی دیگر صرفاً مداخلهای برای کاهش نشانههای اضطراب، افسردگی یا وسواس تلقی نمیشود؛ بلکه فرایندی است که ساختار شناختی، هیجانی و بینفردی انسان را دگرگون میکند
بزرگترین دستاورد رواندرمانی، افزایش *خودآگاهی* است. بسیاری از انسانها رنج نمیکشند چون ضعیفاند؛
رنج میکشند چون علت رفتارها، هیجانها و تصمیمهای خود را نمیشناسند.
فرد ممکن است بارها وارد رابطهای مشابه شود، بارها از یک موقعیت فرار کند یا بارها خود را شکستخورده بداند، بیآنکه بداند این الگوها چگونه در سالهای اولیه زندگی شکل گرفتهاند. رواندرمانی این چرخه ناآگاهانه را به آگاهی تبدیل میکند؛ و آگاهی، نخستین شرط تغییر است.
از منظر پژوهشهای معاصر، عامل مشترک همه درمانهای مؤثر تنها تکنیکهای اختصاصی آنها نیست؛ بلکه ایجاد احساس خودمختاری، شایستگی و تعلق در مراجع است. هنگامی که فرد احساس میکند میتواند زندگی خود را بفهمد، انتخاب کند و بر آن اثر بگذارد، نهتنها علائم روانشناختی کاهش مییابد، بلکه احساس معنا، امید و انسجام هویتی نیز افزایش پیدا میکند.
رواندرمانی همچنین رابطه انسان با هیجانهایش را تغییر میدهد. خشم، شرم، اضطراب و اندوه دشمن انسان نیستند؛ آنها پیامآور نیازهایی هستند که سالها نادیده گرفته شدهاند. درمان به فرد نمیآموزد احساساتش را سرکوب کند، بلکه کمک میکند آنها را بشناسد، تنظیم کند و به شیوهای سازگارانه پاسخ دهد. به همین دلیل، هدف درمان حذف هیجان نیست؛ بلکه افزایش ظرفیت تحمل، فهم و مدیریت هیجان است.
یکی دیگر از یافتههای مهم پژوهشهای جدید آن است که کیفیت رابطه درمانگر و مراجع، صرفنظر از رویکرد درمانی، از قویترین پیشبینیکنندههای موفقیت درمان است. احساس امنیت، همدلی، پذیرش و همکاری، بستری فراهم میکند که در آن فرد جرئت میکند بخشهایی از وجودش را که سالها پنهان کرده بود، آشکار سازد. بسیاری از تغییرات عمیق، نه از طریق نصیحت، بلکه در بستر همین رابطه درمانی شکل میگیرند.
از دیدگاه علوم اعصاب و روانشناسی معاصر، هر بار که انسان تجربهای هیجانی را در فضایی امن بازبینی و بازتفسیر میکند، شبکههای شناختی و هیجانی مغز نیز دستخوش تغییر میشوند. بنابراین رواندرمانی صرفاً تغییر «افکار» نیست؛ بلکه بازسازماندهی شیوه پردازش تجربههای زندگی است. این همان دلیلی است که باعث میشود تغییرات درمانی، در صورت تداوم و تعمیم، پایدارتر از تغییرات موقتی ناشی از اجتناب یا سرکوب باشند.
در نهایت، شاید بتوان سخن آلن دو باتن را اینگونه بازنویسی کرد: رواندرمانی هنر کاهش رنج نیست؛ هنر افزایش ظرفیت زیستن است. انسان پس از درمان الزاماً زندگی آسانتری ندارد، اما ذهنی سازمانیافتهتر، روابطی سالمتر، انعطافپذیری روانشناختی بیشتر و درکی عمیقتر از خویشتن پیدا میکند. شکوفایی، محصول حذف درد نیست؛ بلکه نتیجه آموختن شیوهای تازه برای مواجهه با درد، معنا بخشیدن به تجربه و انتخاب آگاهانه مسیر زندگی است. این همان چیزی است که رواندرمانی، در بهترین شکل خود، به انسان هدیه میدهد.
دکتر هادی هاشمی رزینی
👏5🥰1
💢جام طمع؛ ظرف ۲۵۰۰ سالهای که زیاده خواهان را تنبیه میکند.
راز جام فیثاغورس چیست؟ با داستان شگفتانگیز «جام طمع»، نحوه کارکرد فیزیکی سیفون و درس اخلاقی فیثاغورس برای زیادهخواهان در این مقاله جامع آشنا شوید.
به گزارش مجله باستان شناسی ، تصور کنید در یک مهمانی باشکوه در یونان باستان نشستهاید. جامی پر از نوشیدنی به دستتان میدهند، اما به محض اینکه طمع میکنید و آن را تا خفت لبریز میسازید، کل مایع از زیر جام بیرون میریزد و روی لباسهایتان پخش میشود! این یک شعبدهبازی نیست؛ بلکه شاهکار مهندسی و اخلاق از فیثاغورس، دانشمند پرآوازه یونانی است. «جام فیثاغورس» (Pythagorean Cup) که به «جام طمع» (Greedy Cup) نیز معروف است، ابزاری هوشمندانه است که ۲۵ centuries پیش، فیزیک سیالات را به ابزاری برای آموزش اعتدال تبدیل کرد.داستان و فلسفه؛ جامی که برای تعادل ساخته شد
داستان و فلسفه؛ جامی که برای تعادل ساخته شد
بر اساس روایات تاریخی مجلههای باستانشناسی، این جام در قرن ششم پیش از میلاد در جزیره ساموس (Samos) — زادگاه فیثاغورس — طراحی شد. درباره علت اختراع این جام دو روایت اصلی وجود دارد:
مدیریت منابع آب (دیدگاه تاریخی): در زمان ساخت پروژههای عظیم عمرانی جزیره ساموس (مانند تونل معروف اوپالینوس)، منابع آب بسیار محدود بود. فیثاغورس این جام را طراحی کرد تا هیچ کارگری نتواند بیش از سهم مشخصشده خود آب یا شراب بردارد.
درس اخلاق و قناعت (دیدگاه فلسفی): فیثاغورس میخواست به شاگردانش نشان دهد که مرز باریکی میان «نیاز» و «زیادهخواهی» وجود دارد؛ اینکه اگر به سهم عادلانه خود قانع نباشید، همان داشتههای قبلیتان را هم از دست خواهید داد!
راز فیزیک؛ مکانیزم سیفون چطور کار میکند؟
ظاهر جام فیثاغورس درست مانند یک جام معمولی است، با این تفاوت که در مرکز آن یک ستون ناودانی قرار دارد. راز اصلی در داخل این ستون پنهان شده است: یک لوله بهشکل U معکوس (سیفون).
عملیات تخلیه جام در سه مرحله ساده اما فوقالعاده رخ میدهد:
مرحله ۱ (اندازه نگه داشتن): وقتی مایع را تا زیر لبه ستون وسط میریزید، فشار هیدروستاتیک طبیعی است و مایع بدون هیچ مشکلی داخل جام باقی میماند.
مرحله ۲ (عبور از مرز): اگر طمع کنید و جام را کمی بیشتر پر کنید، سطح مایع از قوس بالایی لوله داخلی عبور میکند.
مرحله ۳ (تخلیه کامل): به محض عبور مایع از خط قرمز، پدیده سیفون (Siphon Effect) و نیروی گرانش فعال میشوند. مکش ایجادشده، کل مایع داخل جام را از سوراخ تهِ پایه بیرون میکشد و جام کاملاً خالی میشود!
شاید شگفتزده شوید اگر بدانید همان مکانیزمی که فیثاغورس برای تنبیه افراد طمعکار طراحی کرده بود، امروز در وسایل مدرن زندگی ما به کار میرود.
کلام آخر
جام فیثاغورس یادگاری بینظیر از زمانی است که دانش، هنر و فلسفه در هم تنیده بودند. این جام نمادین به ما یادآوری میکند که طمع، انسان را نه به داشتههای بیشتر، بلکه به «هیچ» میرساند.
https://greekreporter.com/2026/08/01/pythagorean-cup-ancient-greece/
راز جام فیثاغورس چیست؟ با داستان شگفتانگیز «جام طمع»، نحوه کارکرد فیزیکی سیفون و درس اخلاقی فیثاغورس برای زیادهخواهان در این مقاله جامع آشنا شوید.
به گزارش مجله باستان شناسی ، تصور کنید در یک مهمانی باشکوه در یونان باستان نشستهاید. جامی پر از نوشیدنی به دستتان میدهند، اما به محض اینکه طمع میکنید و آن را تا خفت لبریز میسازید، کل مایع از زیر جام بیرون میریزد و روی لباسهایتان پخش میشود! این یک شعبدهبازی نیست؛ بلکه شاهکار مهندسی و اخلاق از فیثاغورس، دانشمند پرآوازه یونانی است. «جام فیثاغورس» (Pythagorean Cup) که به «جام طمع» (Greedy Cup) نیز معروف است، ابزاری هوشمندانه است که ۲۵ centuries پیش، فیزیک سیالات را به ابزاری برای آموزش اعتدال تبدیل کرد.داستان و فلسفه؛ جامی که برای تعادل ساخته شد
داستان و فلسفه؛ جامی که برای تعادل ساخته شد
بر اساس روایات تاریخی مجلههای باستانشناسی، این جام در قرن ششم پیش از میلاد در جزیره ساموس (Samos) — زادگاه فیثاغورس — طراحی شد. درباره علت اختراع این جام دو روایت اصلی وجود دارد:
مدیریت منابع آب (دیدگاه تاریخی): در زمان ساخت پروژههای عظیم عمرانی جزیره ساموس (مانند تونل معروف اوپالینوس)، منابع آب بسیار محدود بود. فیثاغورس این جام را طراحی کرد تا هیچ کارگری نتواند بیش از سهم مشخصشده خود آب یا شراب بردارد.
درس اخلاق و قناعت (دیدگاه فلسفی): فیثاغورس میخواست به شاگردانش نشان دهد که مرز باریکی میان «نیاز» و «زیادهخواهی» وجود دارد؛ اینکه اگر به سهم عادلانه خود قانع نباشید، همان داشتههای قبلیتان را هم از دست خواهید داد!
راز فیزیک؛ مکانیزم سیفون چطور کار میکند؟
ظاهر جام فیثاغورس درست مانند یک جام معمولی است، با این تفاوت که در مرکز آن یک ستون ناودانی قرار دارد. راز اصلی در داخل این ستون پنهان شده است: یک لوله بهشکل U معکوس (سیفون).
عملیات تخلیه جام در سه مرحله ساده اما فوقالعاده رخ میدهد:
مرحله ۱ (اندازه نگه داشتن): وقتی مایع را تا زیر لبه ستون وسط میریزید، فشار هیدروستاتیک طبیعی است و مایع بدون هیچ مشکلی داخل جام باقی میماند.
مرحله ۲ (عبور از مرز): اگر طمع کنید و جام را کمی بیشتر پر کنید، سطح مایع از قوس بالایی لوله داخلی عبور میکند.
مرحله ۳ (تخلیه کامل): به محض عبور مایع از خط قرمز، پدیده سیفون (Siphon Effect) و نیروی گرانش فعال میشوند. مکش ایجادشده، کل مایع داخل جام را از سوراخ تهِ پایه بیرون میکشد و جام کاملاً خالی میشود!
شاید شگفتزده شوید اگر بدانید همان مکانیزمی که فیثاغورس برای تنبیه افراد طمعکار طراحی کرده بود، امروز در وسایل مدرن زندگی ما به کار میرود.
کلام آخر
جام فیثاغورس یادگاری بینظیر از زمانی است که دانش، هنر و فلسفه در هم تنیده بودند. این جام نمادین به ما یادآوری میکند که طمع، انسان را نه به داشتههای بیشتر، بلکه به «هیچ» میرساند.
https://greekreporter.com/2026/08/01/pythagorean-cup-ancient-greece/
GreekReporter.com
Pythagorean Cup From Ancient Greece Pranks Greedy Drinkers
The Pythagorean Cup, an invention from ancient Greece, shows that Greek heads weren't in the intellectual clouds all the time.
من یه کشفی کردم!
اسم ۹۶/۴ درصد سگها و گربهها و پرندههای خانگی در ایران خارجین.
اون ۳/۶ درصد هم که اسم ایرانی دارن، ۹۵/۳ درصدشون اسامی خیلی قدیمی ایرانی هستن، نه اسمهای معمول. مثل قنبر، مملی، ....
آخه چرا؟!!!!
@dr.hadihashemirazini
اسم ۹۶/۴ درصد سگها و گربهها و پرندههای خانگی در ایران خارجین.
اون ۳/۶ درصد هم که اسم ایرانی دارن، ۹۵/۳ درصدشون اسامی خیلی قدیمی ایرانی هستن، نه اسمهای معمول. مثل قنبر، مملی، ....
آخه چرا؟!!!!
@dr.hadihashemirazini
یه سوال:
آیا از نظر علم زبانشناسی مرد بیزینسی همون بیزینس منه ولی زن بیزینسی معنای دیگه میده؟
@dr.hadihashemirazini
آیا از نظر علم زبانشناسی مرد بیزینسی همون بیزینس منه ولی زن بیزینسی معنای دیگه میده؟
@dr.hadihashemirazini
من یه کشف زبانشناسی کردم!
واژهی "خانوم" در فرهنگ ما میتونه در کانتکستهای خاصی معنای بد بده.
بدتر از اون واژهی "خانوم رییس"
@dr.hadihashemirazini
واژهی "خانوم" در فرهنگ ما میتونه در کانتکستهای خاصی معنای بد بده.
بدتر از اون واژهی "خانوم رییس"
@dr.hadihashemirazini
🥰1
من یه کشفی کردم!
گریهی خوشحالی (happy crying ) رو بچهها بلد نیستن. گریهی خوشحالی نیاز به رشد هیجانی بیشتری داره که در سن بالاتر به دست میاد.
کشف بالا احتمالا اشتباه است. 🙈
خوب ادیسون هم کشفهای اشتباه کرده! دلیل نمیشه! در کشفهای بعدی جبران میکنم براتون😊
@dr.hadihashemirazini
گریهی خوشحالی (happy crying ) رو بچهها بلد نیستن. گریهی خوشحالی نیاز به رشد هیجانی بیشتری داره که در سن بالاتر به دست میاد.
کشف بالا احتمالا اشتباه است. 🙈
خوب ادیسون هم کشفهای اشتباه کرده! دلیل نمیشه! در کشفهای بعدی جبران میکنم براتون😊
@dr.hadihashemirazini
🥰1
من همیشه فکر میکردم با وجود تولید روزافزون محصولات فیک و "های کپی"، طرفداران "اصل جنس" همچنان وجود داره.
واقعیت اینه که دنیا داره به سمت تولیدهای ارزون فیک پیش میره. فقط منظورم لباس و کیف و کفش و ساعت نیست. حتا لاغری هم الان فیک شده. یک زمانی برای لاغر شدن باید کلی ورزش میکردیم و به وسوسهی خوردن غلبه میکردیم. ولی الان یک دوره آمپول مونجارو و تامام! گیرم این دارو عوارضی هم داشته باشه. شما ما رو بکش و خوشگلمون کن. نوکرتیم.
این اتفاق حتا برای دانش پزشکی هم افتاده. یک زمانی برای اینکه کسی پزشک حاذق و خوبی بشه لازم بود کلی مطالعات وسیع میکرد، جنبههای مختلف رو در نظر میگرفت، و به معنای واقعی نگاه همهجانبه میداشت. یک پزشک حاذق لازم بود به کلیت دانش پزشکی اشراف داشته باشه، نسبت به تشخیص افتراقیهای متنوع حضور ذهن داشته باشه و در تکنیکهای گرفتن شرح حال و معاینهی فیزیکی مسلط میبود.....ولی الان پزشکی شده گایدلاین. دیگه خیلی تفاوتی نمیکنه شما پیش کدوم دکتر برید. یه گایدلاینهای مشخصی برای تشخیص و درمان وجود داره که همهی دکترها ازش پیروی میکنن و شما پیش هر کس برید تفاوت چندانی نمیکنه.
ولی من همیشه نسبت به پذیرش این واقعیت مقاومت میکردم و پیش خودم میگفتم برلیان رو ببین. با وجود این هم بدلیجات فیک lab grown (ساخته شده در آزمایشگاه) که بعضیهاشون رو حتا جواهرفروشها از اصلش تشخیص نمیدن، برلیان بازار خودش و مشتریهای خودش رو داره. ولی امروز فهمیدم اشتباه میکردم. این خبر روخوندم که معدن الماس ونتیا که بزرگترین معدن الماس در آفریقای جنوبی (کشوری که ۴۰ درصد الماس در جهان را استخراج میکند) است که از داراییهای کمپانی De Beers با ۴۰۰۰ پرسنل است به مدت ۲ سال به صورت کامل تعطیل شده! چرا؟ چون مشتری نداره. چون دیگه کسی برای الماس اصل پول نمیده. دنیا طرفدار تولیدات فیک شده. شما اگه طرفدار جنس اصل هستید با مناسبات رایج این دنیا هماهنگ نیستید. جسارتن دورهی شما گذشته. الان کشف کردم آدمهایی که خودشون فیک هستن و فیکپسند هستن خیلی آدمحسابی هستن. خیلی باشخصیتن. هیچ کار بدی هم نمیکنن، حرف بدی هم نمیزنن. همینه که هست. رسم دنیا عوض شده. وقتی جاده میپیچه لطفن شما هم بپیچید وگرنه میرید تو دره.
از توجه شما سپاسگزارم.
@dr.hadihashemirazini
واقعیت اینه که دنیا داره به سمت تولیدهای ارزون فیک پیش میره. فقط منظورم لباس و کیف و کفش و ساعت نیست. حتا لاغری هم الان فیک شده. یک زمانی برای لاغر شدن باید کلی ورزش میکردیم و به وسوسهی خوردن غلبه میکردیم. ولی الان یک دوره آمپول مونجارو و تامام! گیرم این دارو عوارضی هم داشته باشه. شما ما رو بکش و خوشگلمون کن. نوکرتیم.
این اتفاق حتا برای دانش پزشکی هم افتاده. یک زمانی برای اینکه کسی پزشک حاذق و خوبی بشه لازم بود کلی مطالعات وسیع میکرد، جنبههای مختلف رو در نظر میگرفت، و به معنای واقعی نگاه همهجانبه میداشت. یک پزشک حاذق لازم بود به کلیت دانش پزشکی اشراف داشته باشه، نسبت به تشخیص افتراقیهای متنوع حضور ذهن داشته باشه و در تکنیکهای گرفتن شرح حال و معاینهی فیزیکی مسلط میبود.....ولی الان پزشکی شده گایدلاین. دیگه خیلی تفاوتی نمیکنه شما پیش کدوم دکتر برید. یه گایدلاینهای مشخصی برای تشخیص و درمان وجود داره که همهی دکترها ازش پیروی میکنن و شما پیش هر کس برید تفاوت چندانی نمیکنه.
ولی من همیشه نسبت به پذیرش این واقعیت مقاومت میکردم و پیش خودم میگفتم برلیان رو ببین. با وجود این هم بدلیجات فیک lab grown (ساخته شده در آزمایشگاه) که بعضیهاشون رو حتا جواهرفروشها از اصلش تشخیص نمیدن، برلیان بازار خودش و مشتریهای خودش رو داره. ولی امروز فهمیدم اشتباه میکردم. این خبر روخوندم که معدن الماس ونتیا که بزرگترین معدن الماس در آفریقای جنوبی (کشوری که ۴۰ درصد الماس در جهان را استخراج میکند) است که از داراییهای کمپانی De Beers با ۴۰۰۰ پرسنل است به مدت ۲ سال به صورت کامل تعطیل شده! چرا؟ چون مشتری نداره. چون دیگه کسی برای الماس اصل پول نمیده. دنیا طرفدار تولیدات فیک شده. شما اگه طرفدار جنس اصل هستید با مناسبات رایج این دنیا هماهنگ نیستید. جسارتن دورهی شما گذشته. الان کشف کردم آدمهایی که خودشون فیک هستن و فیکپسند هستن خیلی آدمحسابی هستن. خیلی باشخصیتن. هیچ کار بدی هم نمیکنن، حرف بدی هم نمیزنن. همینه که هست. رسم دنیا عوض شده. وقتی جاده میپیچه لطفن شما هم بپیچید وگرنه میرید تو دره.
از توجه شما سپاسگزارم.
@dr.hadihashemirazini
🥰2
من یه کشف زبانشناسی کردم!
دخالت و مداخله واژههای عربی هستند که وارد زبان فارسی شدهاند. جالبه دخالت معنی بد میده ولی مداخله معنی بد نمیده. دخالت چون معنی منفی میده همیشه با فعل نهی به کار میره. مثل "شما دخالت نکن" ولی مداخله خیلی وقتها توصیه میشه. مثل این که بگیم شما باید مداخله میکردی یا این مساله نیاز به مداخلهی شما داره.
@dr.hadihashemirazini
دخالت و مداخله واژههای عربی هستند که وارد زبان فارسی شدهاند. جالبه دخالت معنی بد میده ولی مداخله معنی بد نمیده. دخالت چون معنی منفی میده همیشه با فعل نهی به کار میره. مثل "شما دخالت نکن" ولی مداخله خیلی وقتها توصیه میشه. مثل این که بگیم شما باید مداخله میکردی یا این مساله نیاز به مداخلهی شما داره.
@dr.hadihashemirazini
🥰2
من یه کشف زبانشناسی کردم!
وقتی کسی "بر میگرده" و یه چیزی به آدم میگه، هرچی بگه حرف بدیه. وقتی میگیم "طرف برگشته، به من میگه...." هیچ وقت حرف خوبی طرف نزده.
آدمها برای گفتن حرفهای خوب بر نمیگردند
@dr.hadihashemirazini
وقتی کسی "بر میگرده" و یه چیزی به آدم میگه، هرچی بگه حرف بدیه. وقتی میگیم "طرف برگشته، به من میگه...." هیچ وقت حرف خوبی طرف نزده.
آدمها برای گفتن حرفهای خوب بر نمیگردند
@dr.hadihashemirazini
🤯5🥰2
📜نامهای از ماریا کاسارس به آلبر کامو
مراقب خودت باش، خیلی مراقب خودت باش. در سختی و آسایش با تو خوشبخت بودهام، خیلی به حضورت نیاز دارم، به لبخندهایت،
به خندههایی که به من میبخشیدی،
به اعتمادی که به من میدادی،
به غم و خشمی که در من میساختی.
بله الان بیشتر از همیشه درک میکنم چطور و چقدر دوستت دارم...
۲۱ ژوئن ۱۹۴۹
✍🏻حضور در رابطهای امن است که
به ما اجازه میدهد"خودمان باشیم" و با "در میان گذاشتن احساساتمان"،
ابعاد آسیبپذیر وجودمان را نشان دهیم
بدون نگرانی از اینکه گفتن آنچه درونمان میگذرد، ما را از یکدیگر دور كند...
🌺🌺🌺🌹🌹🌹
مراقب خودت باش، خیلی مراقب خودت باش. در سختی و آسایش با تو خوشبخت بودهام، خیلی به حضورت نیاز دارم، به لبخندهایت،
به خندههایی که به من میبخشیدی،
به اعتمادی که به من میدادی،
به غم و خشمی که در من میساختی.
بله الان بیشتر از همیشه درک میکنم چطور و چقدر دوستت دارم...
۲۱ ژوئن ۱۹۴۹
✍🏻حضور در رابطهای امن است که
به ما اجازه میدهد"خودمان باشیم" و با "در میان گذاشتن احساساتمان"،
ابعاد آسیبپذیر وجودمان را نشان دهیم
بدون نگرانی از اینکه گفتن آنچه درونمان میگذرد، ما را از یکدیگر دور كند...
🌺🌺🌺🌹🌹🌹
🥰3