کانال آموزشی دکتر هادی هاشمی رزینی
477 subscribers
1.12K photos
187 videos
183 files
438 links
این کانال توسط دکتر هادی هاشمی رزینی اداره می شود و با هدف انتشار آگاهی عمومی، تعیین وقت مشاوره انلاین و حضوری، فایل های کاربردی روانشناسی و اخبار دوره های آموزشی ایشان فعالیت می کند.
لینک کانال
@Cpcsa2016
پیام مستقیم به دکتر هاشمی رزینی
@Psy1400
Download Telegram
به مناسبت روز جهانی ازدواج
تاریخچه ازدواج

-ازدواج به دنبال انقلاب کشاورزی حدود ۱۰۰۰۰ سال پیش به یک نهاد عرفی و مذهبی تبدیل شد.
-اولین اشاره به قوانین ازدواج در کتیبه اورنمو ۲۱۰۰ ق م

-چندهمسری در اکثر فرهنگها مجاز بوده است. معمولا مردها چند همسر دارند. در بعضی مناطق هیمالیا یک زن میتواند به همسری چند برادر درآید

-ازدواج همجنسها در بعضی فرهنگها موجود بوده است. اولین مورد ثبت شده ازدواج همجنس مربوط به ازدواج نرو امپراطور روم با یک مرد است!

-در بعضی مناطق ازدواج با روح افراد مرده برای ادامه نهاد خانواده یا شادی ارواح مرسوم بوده است.

-گرچه ادبیات جهان پر از داستاتهای عاشقانه است، معمولا ازدواج بر اساس مصالح اقتصادی و اجتماعی صورت می‌گرفته است. ازدواج با مرکزیت عشق و رستگاری فردی در قرون اخیر به دنبال انقلاب صنعتی شکل گرفته است که به نوبه خود منجر به راحت شدن قوانین جدایی و ... شده است.

آنچه مشخص است، ازدواج به عنوان یک نهاد مذهبی و عرفی طی تاریخ تغییرات عمده ای ناشی از شرایط اجتماعی و اقتصادی داشته است و خواهد داشت.
💯4👏1
گر از من بخواهند به یک دانشجوی سال دوم روان‌شناسی و یا افراد اهل مطالعه نصیحتی بکنم، خواهم گفت:

نصیحت اول: از روش «پومودورو» استفاده کن

این روش، سازوکاری بسیار مؤثر برای تقسیم زمان است؛ به شکلی که با نحوهٔ کار مغز ما هماهنگ است و ما را در برابر سنگینی حجم زیاد اطلاعات، به شروع کار وادار می‌کند.
به‌طور ساده، زمان مطالعه به این صورت تقسیم می‌شود:
۲۵ دقیقه تمرکز + ۵ دقیقه استراحت.
در زمان تمرکز باید تمام توجهت را فقط به همان کاری که در دست داری معطوف کنی؛ یعنی ۲۵ دقیقه پومودوروی خالص. و اینجا به‌شدت روی «تمرکز» تأکید می‌کنم. چون با این کار، مغزت را از اتلاف وقت ناشی از جابه‌جایی بین کارها نجات می‌دهی، در نتیجه هم در زمان صرفه‌جویی می‌کنی و هم اطلاعات بهتر در ذهنت تثبیت می‌شوند. علاوه بر این، دانستن این‌که یک زمان استراحت در راه است، آدم را تشویق می‌کند تا با جدیت بیشتری ادامه دهد.
اگر در حین تمرکز، فکری خارج از موضوع به ذهنت رسید، آن را روی یک کاغذ کناری یادداشت کن؛ با این کار مغزت را از درگیر شدن با آن فکر رها می‌کنی، به‌جای این‌که آن را در «لیست انتظار» نگه دارد و حواست را پرت کند.
می‌توانی چند پومودورو را پشت‌سر هم انجام دهی، اما توصیه نمی‌کنم بیش از سه پومودورو را به هم بچسبانی، چون تمرکز به‌تدریج کاهش پیدا می‌کند.
و اگر می‌پرسی نام این روش از کجا آمده: از ایتالیا. نام اصلی آن Pomodoro Technique است که فرانچسکو چی‌ریلو آن را به نام تایمر آشپزخانه‌اش که به شکل گوجه‌فرنگی بود، نام‌گذاری کرد.

نصیحت دوم: مجبور نیستی در همهٔ کلاس‌ها شرکت کنی

همهٔ کلاس‌ها از نظر میزان فایده یکسان نیستند. این موضوع در درجهٔ اول به روشی برمی‌گردد که مغز ما ترجیح می‌دهد اطلاعات را دریافت کند؛ همان‌طور که بعضی‌ها کتاب صوتی را دوست دارند و بعضی دیگر کتاب کاغذی را.
این حرف دعوت به غیبت یا بی‌احترامی به زحمت اساتید دانشگاه نیست؛ اما اگر واقعاً از حضور در کلاسی بهره‌ای نمی‌بری، بهتر است آن زمان را صرف مطالعه به روشی کنی که برایت مؤثرتر است.
خود من در دوران دانشگاه در خیلی از کلاس‌ها خوابم برد (با این‌که کاملاً هم خواب کافی داشتم!)، جالب این‌که بیدار شدم و به سؤالی که استاد پرسید پاسخ دادم.

نصیحت سوم: به خودت پاداش بده!

فرقی نمی‌کند دستاوردت چقدر کوچک باشد؛ تو شایستهٔ پاداش هستی.
مثلاً اگر مطالعهٔ یک مبحث تشریح اندام فوقانی را تمام کردی، این یک موفقیت بزرگ است و می‌تواند پاداشی مثل یک تکه شکلات یا دیدن یک قسمت از سریال مورد علاقه‌ات داشته باشد. پاداش باید متناسب با میزان تلاش باشد و این را خودت تعیین می‌کنی.
اگر امکانش هست، این شادی را با افراد نزدیکت شریک شو. این کار باعث ایجاد یک ارتباط مثبت در «سیستم پاداش» مغزت می‌شود و دفعهٔ بعد تو را به تلاش بیشتر ترغیب می‌کند.

نصیحت چهارم: قانون ۳۰/۷۰ را به یاد داشته باش

این قانون دربارهٔ هر کاری که نیاز به تلاش دارد صدق می‌کند:
۷۰٪ نتیجه از ۳۰٪ تلاش به‌دست می‌آید، اما ۳۰٪ پایانی نتیجه، به ۷۰٪ تلاش اضافه نیاز دارد.

من تو را تشویق می‌کنم که همیشه کارت را درست و اصولی انجام دهی، چون بعضی کارها فقط وقتی درست انجام شوند معنا دارند. اما در شرایط فشار زمانی و حجم بالای درس‌ها، گاهی لازم است این قانون را به نفع خودت به کار بگیری.

نصیحت پنجم: بدان که یکپارچگی اطلاعات مهم‌تر از غرق شدن در جزئیات است

روانشناسی مشاوره و روان‌درمانی دریایی عظیم از دانش است. در ابتدای راه، اطلاعات زیادی وجود دارند که باید به هم وصل شوند تا بتوانی آن‌ها را بفهمی. کافی است از هر موضوع، در حدی بدانی که بتوانی یک تصویر نسبتاً کامل از آن در ذهنت بسازی.

بعد از این‌که وظیفهٔ درسی‌ات را انجام دادی، می‌توانی با خیال راحت در موضوعاتی که دوست داری عمیق‌تر شوی.

جزئیات گاهی جذاب و هیجان‌انگیزند، اما با انباشت حجم زیاد اطلاعات، معمولاً بعداً یادت نمی‌مانند و این کاملاً طبیعی است. آنچه همیشه به آن نیاز داری، تصویر کلی و فهم سازوکارهاست تا بتوانی مسائل روانی را حل کنی.

روانشناساسان تقریباً به‌طور روزانه نظریه ها و تکنیک‌های های روان‌درمانی را مرور می‌کنند، و هنگام انجام برخی روان‌درمانی های دشوار ، کاملاً طبیعی است که درمانگر ، تکنیک ها را دوباره مرور کند.

و در پایان، یادت باشد با همکلاسی‌هایت دوست شوی، از زمانت لذت ببری و خاطرات زیبایی بسازی که روزی با لبخند به آن‌ها برگردی…
👏6🙏3🎄1💘1
گاهی تاریخ، کتاب‌های کهنه را از قفسه بیرون می‌کشد که نه برای تجدید خاطره که برای فهم زمان و درک شرایط، در پیش روی‌ ما قرار دهد.
رمان *طاعون* یکی از شاهکارهای ادبی *آلبر کامو* یکی از همین کتاب‌ها است.
قصه‌‌ی شهری محاصره شده توسط مرگ، در شهری طاعون‌زده که استعاره‌ای از هر وضعیت بسته‌‌ی انسانی است، آلبر کامو به دنبال پاسخ این پرسش می‌گردد که وقتی راه فرار از معضلات اجتماعی نیست، وظیفه‌‌ی ما چیست؟
پاسخ کامو یک بیانیه‌ی آتشین برای بر هم زدن جهان نیست. بر عکس، فراخوانی‌ برای حفظ کردن آرمان‌هایی که در هنگام وحشت در حال نابودی است می‌باشد: انسانیت، وظیفه‌شناسی و هم‌بستگی.
قهرمان رمان طاعون، دکتر برنار ریو، مردی خسته است که هر روز با مرگ روبه‌رو می‌شود. انگیزه‌‌ی او ساختن دنیایی بهتر نیست، بلکه انجام وظیفه‌اش است.
وقتی از او می‌پرسند که چرا خود را به خطر می‌اندازی، پاسخی می‌دهد که چکیده‌‌ی تمام فلسفه‌‌ی مقاومت در این کتاب است:
«این شغل من است».
در چنین جهانی، شرافت، در انجام ِ درستِ کار‌های هر فرد خلاصه می‌شود، پزشک باید خوب درمان کند، معلم باید خوب درس بدهد و یک نویسنده یا شاعر باید کلمات دقیق را پیدا کند. این‌ها سنگرهای کوچکی در برابر معضلات اجتماعی هستند.
این نبرد درونی برای حفظ انسانیت، در شخصیت رامبرِ روزنامه‌نگار، به اوج می‌رسد. او که از بیرون به شهر آمده، تمام تلاش خود را می‌کند تا فرار کند و به زندگی شخصی و عشقش باز گردد. او باور دارد که این فاجعه به او ربطی ندارد، اما درست در لحظه‌ای که راه فرار باز می‌شود، می‌ماند! چرا؟ چون به قول خودش، «شرم‌آور است که انسان به تنهایی خوشبخت باشد».
این کشف دردناک، همان نقطه‌ای است که فردیت به مسوولیت اجتماعی گره می‌خورد. کامو به ما می‌گوید که در بحران‌های جمعی، خوشبختی فردی یک دروغ آرامش‌بخش بیش‌ نیست.
پایان کتاب «طاعون» یک پیروزی شیرین نیست، یک هشدار تلخ است. وقتی دروازه‌های شهر باز می‌شود و مردم غرق در شادی‌ هستند، دکتر ریو می‌داند که این فقط یک آتش‌بس است. او می‌داند که «میکروب طاعون هرگز نمی‌میرد.» و صبورانه در جایی پنهان می‌شود تا روزی دوباره باز گردد.
این همان حقیقت عریانی است که کامو پیش روی بشر می‌گذارد. مبارزه با شر، یک پروژه با نقطه‌ی پایانِ مشخص نیست، یک وظیفه‌‌ی انسانی بی‌پایان است. وظیفه‌‌ی ما ساختن آرمان‌شهر نیست، بلکه ساختن همین سنگرهای کوچک شرافت در برابر هر طاعونی است که در هر نسل، دوباره از راه می‌رسد. این سنگرها، شاید تنها و بهترین اثری است که در نهایت برای‌مان باقی می‌مانند.
👏2👍1
🔴 دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی
در علوم انسانی صفریم، صفر

ما در علوم انسانی صفر‌الکفّ هستیم. هیچی نیستیم. پزشک خوب ایرانی [من اسم نمی‌برم] از هیچ پزشک فرنگی درجهٔ اول دنیا کم ندارد. اگر کم دارد نِرسینگِ اوست یا دارو‌هایی که در اختیارش می‌گذارند، یا وسایل جراحی اوست. آن مربوط به او نیست. او وقتی پایش را گذاشت بیرون، رفت به هاروارد از استاد پزشکی آنجا هیچ کم ندارد. به حضرت عباس!

ما در علوم انسانی صفریم، صفر! مثل کفِ دستِ من. ما باید در این زمینه کار کنیم و این خیلی مهم است. ببینید، آیندهٔ دراز‌مدتِ این مملکت با پزشکی و مهندسی ساخته نمی‌شود. در آیندهٔ دراز مدت یک مملکت با آن نگاهی که ژاپن به جهان نگاه می‌کند، آلمان به جهان نگاه می‌کند، علوم انسانی هیچ کم از علوم تجربی و پزشکی ندارد. ما هیچ کم نداریم. آن دختری که خیلی جوان‌مرگ شد و بهترین ریاضی‌دان جهان بود عملاً، از همین دانشگاه شریف درآمده بود.

من به دولت هیچ کاری ندارم. من نمی‌خواهم نکوهش کنم دولت را. دولت اصلا کیست؟ ماهیتی‌ست که وجودش به وجود افرادش است. در این ماهیت دولت ممکن است آدم‌های خیلی بزرگ و شریف و پاکدامن باشند و یا ممکن است مُشتی دزد و قالتاق هم باشند. من هیچ کدامشان را عَلَی‌التّعیین نمی‌شناسم که تحسین کنم یا تقبیح کنم. ما به دولت کاری نداریم.
ببیند، دولت آمده مثلاً توی کدکن ما شعبهٔ دانشگاه آزاد باز می‌کند. در آنجا مثلاً آمده دکترای فلسفهٔ کانت می‌دهد؛ حالا مسخره می‌کنم من این را، دارم مثال می‌زنم. ولی عملاً همین‌طور است. آخر کجا؟ با کدام استادت تو داری کانت درس می‌دهی؟! تو می‌دانی اصلاً کانت یعنی چی؟! استادِ کانت ایرانی یعنی کی؟ حالا من کانت گفتم. ویتگنشتاینش، هگلش...
ما در علوم انسانی بسیار وضع بدی داریم. خیلی فقیریم.
شما این کنگره‌ها را نگاه کنید!
هفت‌ هشت ده تا آدم. ابن سینا باشد همان‌ها صحبت می‌کنند. کانت باشد همان‌ها صحبت می‌کنند. ویتگنشتاین باشد همان‌ها صحبت می‌کنند. نمی‌دانم، تاریخ ابن هیثم و فیزیک و بینایی در ابن هیثم و اینا باشد همان‌ها صحبت می‌کنند.
این خیلی شرم دارد. خجالت نمی‌کشند.
هی مرتب فراخوان، هی فراخوان. می‌گویند از الان تا ۱۵ روز دیگر برای تَنقیح‌ُالمَناظرِ ابن هیثم مقاله بدهید. مثلاً یک خانمِ خانه‌‌داری که آشپزی‌اش را کرده و بچّه‌اش را شیر داده است، می‌گوید چه عیبی دارد من هم در این فراخوان شرکت می‌کنم. می‌رود آنجا چایی می‌خورد، می‌نشیند و در کنگرهٔ تنقیح‌ُالمناظرِ ابن هیثم هم شرکت می‌کند. آخر تو اسم ابن هیثم را کِی شنیدی؟! محال است در کمبریج و آکسفورد فراخوان پیدا کنید. فراخوان یعنی چه؟!
خانم آشپز و یک عدّه آدم بیکار و فلان و بهمان یک چیزی می‌نویسد و چه بسا از بیکاری بگوید بیا بخوان.

کدام متخصص؟! ما الان یک آدمی که شفا را تدریس کند نداریم؛ بی‌خود می‌گویند. یک آدمی که تمام شفا را بتواند درس بدهد نیست؛ بی‌خود می‌گویند. یک قسمت خاصّی از الهیات را فقط توی حوزهٔ حرّافی و انشا‌نویسی و این‌هاست. کسی که از عهدهٔ تمام شفا بربیاید وجود ندارد. بقیه‌اش هم همینطور است. هیچ فرقی نمی‌کند.
دولت باید از این توسعهٔ عناوین علوم انسانی جلوگیری کند. همهٔ دانشگاه‌ها نباید همهٔ رشته‌ها را داشته باشند. ما برای متخصّص ابن سینا یک دانشگاه‌ برای متخصّص سهروردی یک دانشگاه. برای متخصّص نمی‌دانم کانت یک دانشگاه. در همهٔ دانشگاه‌ها که نمی‌شود. در دانشگاه تربت حیدریه یا نیشابور متخصّص کانت کجا هست که تو دکترای کانت می‌گذاری و دکترای هگل می‌گذاری.[مثال می‌زنم] خجالت دارد. این کاغذها را به دست بچّه‌ها می‌دهید که چی؟! من نمی‌گویم که نباشد. ولی برای کلّ صاحب‌نظرانِ میدانِ مطالعات کانت که صد سال دیگر انشاء اللّه ما یک نفر داشته باشیم که کانت را با همهٔ ابعادش بشناسد و بتواند در یک کنگرهٔ بین‌المللیِ کانت لِکچر بدهد و برایش دست بزنند، صد سال دیگر، کلاهمان را باید به آسمان بیندازیم. یک دانشگاه شروع کند برای برنامه‌ریزی که ما می‌خواهیم متخصّص کانت تربیت کنیم، هِگِل تربیت کنیم، اسپینوزا تربیت کنیم، ویتگنشتاین تربیت کنیم، راسِل تربیت کنیم.
می‌آیند در کوچک‌ترین روستاها دکتری فلسفه می‌دهند. در همهٔ رشته‌ها استاد دارند. این یعنی کشک!

(مطلب از درسگفتارهای شفیعی کدکنی اخذ شده است)
👏2
در این شرایط اجتماعی مراقب scarcity principle یا "اصل کمیابی" باشید.

"اصل کمیابی" یک قانون اقتصادیه که در روانشناسی هم کاربرد داره. هر چیزی که کمیابه، گرون می‌شه. مثل الماس که یکی از علت‌های گرون بودنش کمیاب بودنشه. تا این‌جاش مهم نیست. مساله‌ی مهم‌تر بی‌ارزش شدن کالاهاییه که کمیاب نیستن. مثلن اگه مواد غذایی کمیاب بشن و طبیعتن به دلیل کمیابی گران بشن، قیمت قهوه میاد پایین، یا قیمت اسباب‌بازی میاد پایین. چون تقاضا برای قهوه یا اسباب‌بازی کم می‌شه. خب تا این‌جاش هم مهم نیست. قیمت قهوه یا اسباب‌بازی کم بشه. مگه چه مشکلی پیش میاد؟!
ولی مساله‌ی خطرناک وقتی اتفاق میفته که مثلن امنیت یا آزادی در یک جامعه کم بشه و طبیعتن قیمت‌شون بالا بره. اون وقت شاهد پایین اومدن قیمت چیزهایی مثل پیشگیری‌های پزشکی، تغذیه‌ی سالم، ورزش منظم، تلاش برای ساختن رابطه‌ی عاطفی، کتاب‌خوانی، تفکر و خیلی چیزهای دیگه هستیم. مشکل بالا رفتن قیمت یک مفهوم، از سکه‌افتادن و بی‌قیمت شدن مفاهیم دیگه‌ایه که به سادگی به دست نیومدن. یکی از خطرات پنهانی تمام بحران‌ها scarcity principle است.

@dr.hadihashemirazini
🙏7
یک نویسنده اگر این چیزی بود که قرار بود بشوم چیزهای زیر را لازم دارد: اشراف یک تک تیرانداز به میدان دیدش + میلی شوم به نمایش چهره‌ی واقعیت به خودش + شنوایی یک شکارچی + شخصیتی متمایل به دراز کشیدن در تخت خواب + میل بیمارگونه به مطالعه + زندگی‌ای درونی شبیه کسانی که با دستگاه تنفس مصنوعی زنده‌اند + ذهنی باز نسبت به صندلی‌های طبی با محافظ کمر + ارتباطی عمیق با کلمات مكتوب + اشتیاقی پرشور به بهره برداری از فجایع زمانه + توانایی برای زندگی بدون اعتبار بیرونی + کنجکاوی‌ای مهارنشدنی که به آدم اجازه می‌دهد حرف هر آدمی روی کره زمین را گوش کند یا دنبالش راه بیفتد.
(کتاب ریگ روان، تولتز، ترجمه خاکسار)


پ.ن: شما کدام‌یک از ویژگی‌هایی که تولتز برای یک نویسنده‌ی خوب شدن مطرح کرده را دارید؟


@dr.hadihashemirazini
👏1👌1
به قول سقراط زندگی سنجش نشده ارزش زیستن ندارد.


خوبه آدم همیشه زندگیش رو بسنجه. به عبارت دیگه از یه زاویه نگاه بالاتر مشاهده‌ش کنه. خودش رو به چالش بکشه. شاید هنر اصلی تراپی همین باشه. تراپی یه جور آچارکشیه. یه جور سنجش زندگیه. زندگیت رو به یه نفر دیگه نشون می‌دی و با همدیگه اون رو می‌سنجید.

دیالوگ به زبان نیامده‌ی ۹۹/۹۹ درصد جلسات تراپی اینه:
-دکتر پس من دیوونه نیستم؟
- نه جانم، خوبی. عالی هستی. جلسه‌ی بعد می‌بینمت‌.
@dr.hadihashemirazini
👌1💯1
ربع پایانی عمر
نوشته: بیر یوهانسون

بیر یوهانسون، جامعه‌شناس سوئدی که در دانشگاه استکهلم جامعه‌شناسی تدریس می‌کرد، مقاله‌ای برای سالمندان نوشته است که در آن تجربه شخصی‌اش پس از بازنشستگی را با عنوان
ربع پایانی عمر بازگو می‌کند:

همان‌طور که می‌دانی... زمان طوری حرکت می‌کند که گویی تو را می‌رباید، بی‌آنکه متوجه سرعت گذرش باشی...
انگار همین دیروز بود که جوان بودم و تازه زندگی را آغاز می‌کردم...
ولی به‌طرز عجیبی احساس می‌کنم که این اتفاق مربوط به قرن‌ها پیش بوده، و از خود می‌پرسم:
همه‌ آن سال‌ها کجا رفتند؟
می‌دانم که همه‌ آنها را زندگی کرده‌ام،
خاطراتی از آن زمان و رویاهایی که در سر داشتم دارم...
اما ناگهان متوجه شدم که اکنون در ربع پایانی زندگی‌ام هستم و این کشف مرا شگفت‌زده کرد...
همه‌ آن سال‌ها کجا رفتند!؟
جوانی‌ام کی و کجا از من دور شد؟
در طول عمرم با سالمندان زیادی روبه‌رو شدم، اما همیشه فکر می‌کردم پیری از من دور است...
آن زمان در ربع اول مسیر زندگی‌ام بودم و ربع چهارم آن‌قدر دور به‌ نظر می‌رسید که حتی نمی‌توانستم تصورش را بکنم...
اما حالا ربع چهارم درب را کوبیده، به‌آرامی و آهستگی از آستانه‌ عمرم گذشته و جوانی‌ام را با خود برده است...
دوستانم بازنشسته شده‌اند، موهایشان سفید شده،
آهسته راه می‌روند،
به‌سختی می‌شنوند،
به‌زحمت می‌فهمند...
برخی از آنها از من بهترند و برخی بدتر...
اما به‌‌وضوح می‌بینم که چقدر تغییر کرده‌اند...
دیگر آن آدم‌های پرشور و جوانی که در خاطرم بودند نیستند...
ما اکنون همان سالمندانی هستیم که زمانی نگاهشان می‌کردیم و هرگز تصور نمی‌کردیم روزی مثل آنها شویم...

امروز برایم سختی حمام کردن خودش به هدف تبدیل شده!!
و چرت نیم‌روزی دیگر اختیاری نیست، بلکه ضروری‌ست!!
چرا که اگر خودم به‌‌دلخواه نخوابم، همان‌جا که نشسته‌ام خوابم می‌برد...

و این‌گونه وارد فصل جدیدی از زندگی‌ام شده‌ام، بی‌آنکه برای دردها، ناتوانی‌ها و کارهایی که می‌خواستم انجام دهم ولی هرگز نکردم آماده باشم...
چقدر برای کارهایی که نباید انجام می‌دادم پشیمانم...
و چقدر برای چیزهایی که باید انجام می‌دادم و نکردم افسوس می‌خورم...
🌹
در عین حال، کارهای زیادی هم هست که از انجامشان در گذشته خوشحالم...

پس اگر تو هنوز وارد ربع پایانی زندگی‌ات نشده‌ای...
بگذار به تو یادآوری کنم که زودتر از آنچه فکرش را می‌کنی از راه می‌رسد...
بنابراین، هرچه در زندگی‌ات می‌خواهی انجام دهی، همین حالا انجامش بده...
کار را به فردا نینداز!
زندگی باسرعت می‌گذرد...
پس هرچه می‌توانی امروز انجام بده، چون هیچ‌گاه نمی‌توانی مطمئن باشی که در کدام ربع از زندگی‌ات هستی...
هیچ تضمینی نیست که همه‌ فصل‌های عمرت را ببینی...
پس امروز را زندگی کن و هرچه می‌خواهی انجام دهی یا بگویی تا عزیزانت به‌ یاد بسپارند،
همین امروز بگو و انجام بده...
امیدوار باش که قدردان تو باشند و به‌خاطر همه‌ آن‌چه برایشان در این سال‌ها کرده‌ای، دوستت داشته باشند...

«زندگی» هدیه‌ای است برای تو.
و نحوه‌ زندگی‌ات، هدیه‌ای‌ است برای کسانی که بعد از تو می‌آیند...
پس آن را عالی کن...
زندگی‌ات را خوب زندگی کن.
از روزت لذت ببر...
کارهای مفرّح انجام بده...
شاد باش...
برای تو روزی فوق‌العاده آرزو دارم...

به یاد داشته باش که «سلامتی» ثروت واقعی‌است، نه طلا و نقره نه دلار...
و بهتر است این موارد را هم در نظر داشته باشی:

بیرون رفتن خوب است
بازگشت به خانه بهتر

فراموش کردن اسامی اشکالی ندارد...
چون بعضی‌ها حتی فراموش کرده‌اند که تو را می‌شناسند!

می‌دانی که قرار نیست در همه‌ چیز حرفه‌ای باشی،

کارهایی که قبلاً انجام می‌دادی، دیگر برایت مهم نیستند

روی صندلی راحتی و با تلویزیون روشن بهتر از تخت می‌خوابی

تمایل داری از کلمات کوتاه‌تری استفاده کنی:
«چی؟»...
«کی؟»...
«کجا؟»
🌻🌻🌻🌻
لباس‌های زیادی در کمد داری که بیش از نیمی از آن‌ها را دیگر هرگز نخواهی پوشید

چیزهای قدیمی برایت ارزشمندتر می‌شوند:
آهنگ‌های قدیمی
فیلم‌های قدیمی
و از همه بهتر: دوستان قدیمی!!


مهم نیست چه اندازه جمع کرده‌ای، بلکه مهم این است که چه چیزهایی پخش کرده‌ای...
و این نشان می‌دهد که چه نوع زندگی‌ای داشته‌ای.....


ارسالی از دوست بسیار گرانقدرم دکتر فکور
@dr.hadihashemirazini
با نهایت تاسف و تاثر درگذشت
استاد عالیقدر ، دوست و همشهری عزیزم دکتر حسن پاشا شریفی را دریافت کردم. ایشان استادی برجسته در حوزه روان‌شناسی و روانسنجی بود و بیش از هر کس دیگر به روانسنجی کمک کرد. کتاب های به جامانده جامانده از ایشان گواه این مطلب است.
روحشان در آرامش
دکتر هادی هاشمی رزینی
😭7🙏4👏1
کسانی که بیش از اندازه از خود انتظار دارید و همیشه فکر می‌کنید از بقیه عقب مانده‌اید و کسانی که هدف‌تان رسیدن به تمام آرزوهای‌تان است و طبعن سرنوشت‌تان ناکامی.


من الان دارم فکر می‌کنم ترس از عقب افتادن از دیگران همیشه قوی‌ترین موتور محرکه‌ی من بوده. به دیگران حسودی می‌کنم، دچار FOMO می‌شم، بعد می‌رم که بهش برسم و این چرخه تا ابدالآباد ادامه داره و همیشه در احساس ناکامی غوطه‌ور باقی می‌مانم.

باباطاهر عریان عجب آدم متشخص و فهمیده‌ای بوده: بسازُم خنجری نیشش ز پولاد/ زنُم بر دیده تا دل گردد آزاد
👏6
یک جو از عقلت کم کن و هرچه خواهی کن.


(ضرب‌المثل فارسی)
👏1🤔1
اگه یه نگاه به پروفایلش می‌انداختی، تو سایت دوست‌یابی دات کام با روح خودت دوست نمی‌شدی؟؟
😊
🤔2👍1😐1🙈1
من یه کشفی کردم!



معضل زن‌ها در سن بالا؛ نداشتن ابرو است، معضل مردها در سن بالا؛ داشتن ابرو است.
😐4🤷‍♀3😎3🤔2
اگر با یک پارتنر جدید رابطه‌ی جنسی داشتید و پس از رابطه متوجه شدید که او HIV مثبت است باید چه کار کنید؟

تنها راه دارودرمانی:


از آن‌جا که اطمینان دارم بیشتر آدم‌ها نمی‌دانند در این شرایط چه کاری بکنند و جایی آموزش داده نمی‌شود، از این فضا استفاده می‌کنم که اطلاع‌رسانی کنم.
حواس‌تان باشد زمان طلایی ۷۲ ساعته را از دست ندهید. از زمان رابطه‌ی جنسی به مدت ۷۲ ساعت فرصت دارید که "پیش‌گیری پس از مواجهه"
یا post-exposure prophylaxis را شروع کنید.

استانداردترین روش، درمان ۳ دارویی به مدت ۲۸ روز (۴ هفته) است.
این ۳ دارو به مدت ۴ هفته باید تحت نظر متخصص عفونی خورده شود:
Tenofovir emtricitabine raltegravir

اسم داروها مهم نیست، اما دانستن زمان طلایی ۷۲ ساعته برای شروع "پیشگیری پس از مواجهه" حیاتی است.

😊😊
🙏4
هنرمندهای خوب عاریت می‌گیرن، هنرمندهای بهتر نمی‌گیرن، بهترین هنرمندها می‌دزدن.



این جمله‌ منتسب به "تی اس الیوت" شاعر مشهور انگلیسی است. در زمان پیش از اینترنت و هوش مصنوعی که سرقت ادبی و هنری به فراوانی اتفاق میفتاد. شاید الان به خاطر این‌که راحت‌تر لو می‌رن کمتر اتفاق بیفته‌. البته که هنرمندان سطح بالا سارقان حرفه‌ای تری هستند و طوری دزدی می‌کنن که هوش مصنوعی و گوگل نتونه مچ‌شون روبگیره. نهایتش هم اگه بهشون بگی این شعری که تو سرودی رو سعدی هم گفته، به شما می‌گن سعدی از من سرقت ادبی کرده! ماشالله روشون زیاده.
برای تک تک‌شون آرزوی عمر طولانی، توام با سلامتی و عزت و سربلندی دارم.

@dr.hadihashemirazini
👍2🤩2
پنج عصر جمعه است و توی ماشینم که روبه روی آپارتمانم پارک کرده‌ام فلافل می‌خورم. به نظرم این جا خوردن کمتر رقت انگیز است تا خوردنش جلوی تلویزیون.

الان کشف کردم بیزینس رستوران‌ها روی همین اصل می‌چرخه. آدم به خاطر غذا نمی‌ره رستوران. درست کردن یه استیک توی خونه از یه پیتزای معمولی در رستوران هم ارزون‌تره، هم کمتر وقت می‌گیره، هم خوشمزه‌تره. علت این‌که آدما می‌رن رستوران می‌خوان از موقعیت رقت‌انگیز غذاخوردن جلوی تلویزیون خونه برای یک شب هم که شده نجات پیدا کنن. واقعن دیدن این‌که کسی جلوی تلویزیون خونه‌ش داره غذا می‌خوره منظره‌ی وحشتناک و رقت انگیزیه. ولی خب چاره چیه؟! زندگی همینه. باید جلوی تلویزیون خونه‌ت بشینی غذاتو بخوری. ببخشید چه انتظاری از زندگی داری؟! می‌خواهی فشفشه برات هوا کنیم؟! همینه که هست. بشین جلوی تلویزیون غذاتو بخور و خدا رو شکر کن.

@dr.hadihashemirazini
👍8🤔3💯1
به مناسبت روز دندان درد

اولین دندانپزشک نامبرده شده در تاریخ فردی مصری است (۲۶۰۰ قبل میلاد) به نام هسی-را که در مقبره اش از او به عنوان بزرگترین درمانگر بیماریهای دندان یاد شده است (تصویر)

در واقع دندانپزشکان از افراد بسیار متمول و با نفوذ مصر باستان بودند. آنها مقبره مخصوص به خود داشتند

البته طبق متون مصری باستان دو گروه دندانپزشک وجود داشته اند. گروه اول iryw-ebew نامیده شده و برای مردم عادی بوده اند و گروه دوم ir iryw-ebew بوده اند که مخصوص افرار متمول و خانواده فراعنه بودند. هرودوت ۵۰ نفر مصری را نام میبرد که دندانپزشک بوده اند.

قدیمیترین متن پزشکی که حاوی اطلاعات دندانپزشکی است باز هم مربوط به مصر باستان است. این متن به عنوان پاپیروس اِبِرز معروف است.

مطالب دندانپزشکی پاپیروس ابرز (نوشته ۱۵۰۰ قبل میلاد) بسیار متنوع است. از درمانهای مربوط به درد دندان گرفته تا انواع اقدامات پیشگیری کننده.
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
به مناسبت روز جهانی حبوبات

حبوبات دانه های خوراکی خشک گیاهان بوده که منبع غذایی بسیار مهمی برای انسان هستند مانند لوبیا، عدس، ماش و ...
حبوبات منبع مهم پروتئین برای بخش عظیمی از ساکنان کره زمین هستند

کشت حبوبات نسبت به سایر مواد غذایی با محیط زیست سازگارتر است و فواید مشخص برای سلامتی انسانها دارند.

#دانه‌های مغذی
به مناسبت سالروز مرگ سقراط

اعدام سقراط در سال ۳۹۹ قبل از میلاد با نوشیدن شوکران از مهمترین وقایع تاریخ فلسفه است.

چرا سقراط اعدام شد؟

سقراط در محاکمه ای که هیات منصفه آن تعدادی از مردم آتن بودند به جرم منحرف کردن جوانان به مرگ محکوم شد!
سقراط از منتقدین جدی سیستم دموکراسی در یونان باستان بود!
اینکه یک‌دستاورد عظیم یونان باستان (فلسفه) مخالف دستاورد عظیم دیگر (دموکراسی) باشد بسیار عجیب است
استدلال سقراط که در مکالمات افلاطون ثبت شده است این است که رای دادن در واقع یک هنر و تکنیک است که باید فرد در آن خبره باشد و الا افراد نادرستی را برای حکمرانی انتخاب خواهند کرد

از نظر سقراط مردم عادی مثلا توانایی تشخیص اینکه یک شیرینی فروش به صلاح آنها رفتار می‌کند یا یک پزشک، ندارند. آنها درد و رنج موقتی که پزشک به آنها تحمیل می‌کند را دیده و عملا دیگر به دفاعیات پزشک توجه نخواهند کرد.

محاکمه سقراط یک نمونه بارز عوامفریبی در دموکراسی شناخته می شود
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
به مناسبت روز جهانی شنوایی

سن گوش شما چقدر است؟

با افزایش سن انسان، سلولهای عصبی حلزون گوش داخلی به تدریج از بین می‌روند و کم کم انسان نمی‌تواند فرکانس های زیر را بشنود. با افزایش سن این کاهش حساسیت به فرکانس‌های بالا شدیدتر می‌شود.

فیلم به طور تقریبی نشان میدهد که سن شنوایی شما چند سال است.
هیچ فرایند دیگر نمی‌تواند گذر عمر انسان را اینگونه نشان دهد.
روز جهانی چاقی
رژیم غذایی انسان و اجدادش

همه چیزخواری از مشخصات اجداد هومینین انسانها است

گوشت: شواهد مصرف گوشت توسط هومو ارکتوس در ۲.۵ میلیون سال قبل دیده شده است
مصرف گوشت خطرات بسیاری داشته است از صدمه هنگام شکار تا مسمومیت با گوشت فاسد

ماهی: شواهد شکار ماهی و لاک‌پشت در ۱.۹ میلیون سال قبل در هومینین ها دیده شده است
شکار ماهی البته با خطر شکار شدن توسط تمساح همراه بوده است
گیاهان: مصرف یک گیاه می‌تواند به تنهایی برای سلامتی مضر باشد. هومینین ها استراتژی مصرف چندین گیاه را به طور همزمان داشته اند
حشرات و محصولات آنها مانند عسل: به احتمال زیاد جزو رژیم غذایی اجداد انسان بوده اند و شواهدی دال بر مصرف موریانه در هومینین ها دیده شده است

به این ترتیب رژیم غذایی انسانهای اولیه و اجداد هومینین آنها بسیار متنوع بوده است که به بقاء نسل آنها کمک کرده است

این رژیم غذایی متنوع گاهی با خطر بسیار همراه بوده است. در یک مورد، فسیل یافت شده یک هومو ارکتوس نشانه های مسمومیت با ویتامین A را داشته که احتمالا به علت خوردن جگر گوشتخواران بوده است.
👍1