بیایید فقط روی طرف چپ معادله تمرکز کنیم. طرف چپ این معادله، مشابه همان سناریویی است که در مورد انرژی جنبشی و انرژی پتانسیل گرانشی سیب وقتی به سمت بالا پرتاب شده بود گفتیم. عبارت ²(ȧ/a) همانند انرژی جنبشی جهان است. اما این انرژی جنبشی، از طرف انرژی پتانسیل گرانشی که ناشی از وجود جرم و انرژی در جهان میباشد، با مقاومت رو به رو است. حرف ρ نشان دهنده چگالی کیهانی است و کل عبارت 8πGρ/3 مشابه انرژی پتانسیل گرانشی سیب است که با انرژی جنبشی سیب (که سیب را از زمین دور میکرد) مقابله میکند. در اینجا این انرژی پتانسیل گرانشی، برای کل جهان است و با انرژی جنبشی جهان (انبساط جهان) مقابله میکند.
اگر طرف چپ معادله دقیقاً برابر صفر شود، یعنی انبساط جهان کندتر و کندتر میشود اما بینهایت زمان لازم است تا به کلی متوقف شود (مانند سیبی که دقیقاً با سرعت گریز به سمت بالا پرتاب شده). اگر طرف چپ معادله مثبت باشد، یعنی پس از آنکه اثر گرانش کهکشانها روی یکدیگر به صفر میل کرد، کمی از انرژی جنبشی همچنان باقی میماند و انبساط جهان تا ابد ادامه پیدا میکند (مانند سیبی که با سرعتی بیش از سرعت گریز به سمت بالا پرتاب شده). و اگر طرف چپ معادله منفی باشد، انبساط جهان متوقف شده و تبدیل به انقباض میگردد (مانند سیبی که با سرعتی کمتر از سرعت گریز به سمت بالا پرتاب شده است).
اکنون پاسخ کدام است؟ آیا جهان تا ابد منبسط میشود؟ یا گرانش به انبساط غلبه میکند و یک دوره انقباض را رقم میزند؟ برای پاسخ به این سؤال باید دید که طرف چپ معادله منفی، صفر و یا مثبت میشود و برای انجام این محاسبه باید سرعت انبساط فعلی و چگالی جرم کیهانی را دانست. سرعت انبساط فعلی از روی اندازهگیری انتقال به سرخ کهکشانهای دور دست محاسبه شده است، اما اندازهگیری چگالی جرم کیهانی بسیار مشکل است. اخترشناسان دههها تلاش کردند تا با مشاهده کهکشانها میانگین تعداد آنها در یک حجم معین و بزرگ از فضا را تخمین بزنند و همینطور جرم آنها (چه ناشی از ماده معمولی و چه ماده تاریک) را محاسبه کنند.
مشخص شد که طرف چپ معادله مثبت است. اما هنوز حرفی در مورد طرف راست معادله یعنی عبارت kc²/a²− نزدیم؛ این عبارت نیز باید مثبت باشد (زیرا علامت مساوی بین طرف راست و چپ وجود دارد). طرف راست معادله، شکل جهان (انحنای فضایی) را توصیف میکند. معادله اول فریدمن به ما میگوید که سرنوشت جهان علاوه بر سرعت انبساط و چگالی جرم کیهانی، به شکل جهان نیز مرتبط است.
در قسمت بعدی میبینیم که تضادی بین طرف چپ و راست معادله فریدمن وجود دارد که به ما میگوید چیز بسیار مهمی را از قلم انداختهایم. آن چیز انرژی تاریک است!
ادامه دارد...
@Cosmos_language
https://telegram.me/Cosmos_language
اگر طرف چپ معادله دقیقاً برابر صفر شود، یعنی انبساط جهان کندتر و کندتر میشود اما بینهایت زمان لازم است تا به کلی متوقف شود (مانند سیبی که دقیقاً با سرعت گریز به سمت بالا پرتاب شده). اگر طرف چپ معادله مثبت باشد، یعنی پس از آنکه اثر گرانش کهکشانها روی یکدیگر به صفر میل کرد، کمی از انرژی جنبشی همچنان باقی میماند و انبساط جهان تا ابد ادامه پیدا میکند (مانند سیبی که با سرعتی بیش از سرعت گریز به سمت بالا پرتاب شده). و اگر طرف چپ معادله منفی باشد، انبساط جهان متوقف شده و تبدیل به انقباض میگردد (مانند سیبی که با سرعتی کمتر از سرعت گریز به سمت بالا پرتاب شده است).
اکنون پاسخ کدام است؟ آیا جهان تا ابد منبسط میشود؟ یا گرانش به انبساط غلبه میکند و یک دوره انقباض را رقم میزند؟ برای پاسخ به این سؤال باید دید که طرف چپ معادله منفی، صفر و یا مثبت میشود و برای انجام این محاسبه باید سرعت انبساط فعلی و چگالی جرم کیهانی را دانست. سرعت انبساط فعلی از روی اندازهگیری انتقال به سرخ کهکشانهای دور دست محاسبه شده است، اما اندازهگیری چگالی جرم کیهانی بسیار مشکل است. اخترشناسان دههها تلاش کردند تا با مشاهده کهکشانها میانگین تعداد آنها در یک حجم معین و بزرگ از فضا را تخمین بزنند و همینطور جرم آنها (چه ناشی از ماده معمولی و چه ماده تاریک) را محاسبه کنند.
مشخص شد که طرف چپ معادله مثبت است. اما هنوز حرفی در مورد طرف راست معادله یعنی عبارت kc²/a²− نزدیم؛ این عبارت نیز باید مثبت باشد (زیرا علامت مساوی بین طرف راست و چپ وجود دارد). طرف راست معادله، شکل جهان (انحنای فضایی) را توصیف میکند. معادله اول فریدمن به ما میگوید که سرنوشت جهان علاوه بر سرعت انبساط و چگالی جرم کیهانی، به شکل جهان نیز مرتبط است.
در قسمت بعدی میبینیم که تضادی بین طرف چپ و راست معادله فریدمن وجود دارد که به ما میگوید چیز بسیار مهمی را از قلم انداختهایم. آن چیز انرژی تاریک است!
ادامه دارد...
@Cosmos_language
https://telegram.me/Cosmos_language
انرژی تاریک
قسمت اول
قسمت دوم: چرا جهان به انرژی تاریک نیاز دارد؟
در قسمت قبل دیدیم که چگونه نظریه نسبیت عام اینشتین تعادل کیهانی بین انبساط جهان و مقاومت در برابر این انبساط توسط گرانش ماده درون جهان را در اولین معادله از معادلات فریدمن توصیف میکند. همچنین مشخص شد که انبساط برنده این کشمکش کیهانی (بین انبساط و گرانش) است؛ حتی با وجود اینکه هنوز انرژی تاریک را وارد کار نکردهایم. این یعنی جهان برای متوقف کردن انبساط، به اندازه کافی چگال نیست؛ بیگ کرانچی در کار نخواهد بود و جهان برای همیشه منبسط خواهد شد.
برای آزمودن این پیشبینی، دو اندازهگیری مستقل و معتبر وجود دارد. در این قسمت به یکی از این دو اندازهگیری میپردازیم.
هندسه کیهان
مطمئن هستیم که طرف چپ اولین معادله فریدمن، یعنی مجموع جملات انبساط (²(ȧ/a)) و چگالی (8πGρ/3−) یکدیگر را خنثی نمیکنند و برابر صفر نمیشوند، بلکه مجموع آنها مثبت میشود. بنابراین طرف راست معادله (یعنی عبارت kc²/a²−) نیز باید مثبت باشد؛ زیرا علامت مساوی بین آن دو قرار دارد.
اما طرف راست معادله چیز متفاوتی را توصیف میکند: انحنای فضا. پارامتر k در این عبارت، خمیدگی فضایی (spatial curvature) را نشان میدهد. خمیدگی “فضایی” زیرا “فضا-زمان” در هر صورت خمیده خواهد بود اما هندسه فضایی جهان در هر لحظه از زمان، میتواند خمیده یا تخت باشد و چندان هم پیچیده نیست: k میتواند یکی از مقادیر 1+، 1− و یا 0 را داشته باشد.
اگر k=+1 باشد، یعنی جهان هندسه فضاییای با خمیدگی مثبت دارد. تصویر فضایی جهان در هر لحظه از زمان، به شکل سطح یک کره خمیده خواهد بود (تصویر شماره 1). هندسه در چنین جهانی عجیب است؛ مجموع زوایای داخلی هر مثلثی بیشتر از °180، محیط هر دایرهای کمتر از 2πr و مساحت هر دایره بیشتر از πr² خواهد بود. به چنین جهانی، “جهان بسته” گفته میشود.
اگر k=−1 باشد، جهان ورژن سه بعدی از یک صفحه هایپربولیک خواهد بود (تصویر شماره 2). مجموع زوایای داخلی هر مثلثی کمتر از °180، محیط هر دایرهای بیشتر از 2πr و مساحت هر دایره کمتر از πr² خواهد بود. به چنین جهانی، “جهان باز” گفته میشود.
و k=0 به معنای یک جهان تخت است. اما به هیچ وجه شکل جهان را مانند یک صفحه کاغذ دو بعدی تخت فرض نکنید. واژهی “تخت” در اینجا فقط به معنای خمیدگی فضایی صفر در هر لحظه از زمان است.
در قسمت اول طرف چپ معادله را بررسی کردیم و دیدیم که مقدار آن بیشتر از صفر (مثبت) محاسبه شد. اکنون برای اینکه تساوی رعایت شود، طرف راست معادله نیز باید مثبت باشد و این به معنای k=−1 و یک جهان باز هایپربولیک است. اکنون میتوانیم با مشاهده هندسه جهان مشخص کنیم آیا محاسبه طرف چپ معادله را درست انجام دادهایم یا خیر. اگر مجموع زوایای داخلی یک مثلث بسیار بزرگ، کمتر از °180 اندازهگیری شود، یعنی جهان هایپربولیک است و k=−1 میباشد که این باعث میشود طرف راست معادله مثبت شود و با طرف چپ که پیشتر آن را مثبت محاسبه کرده بودیم، همخوانی داشته باشد. این اندازهگیری از روی پس زمینه مایکروویو کیهانی (CMB) انجام شد و مشخص شد که مجموع زوایای داخلی یک مثلث در مقیاس کیهانی، برابر °180 است؛ که این یعنی جهان تخت، طرف راست معادله صفر و محاسبه ما در مورد طرف چپ معادله غلط بوده است!
@Cosmos_language
https://telegram.me/Cosmos_language
قسمت اول
قسمت دوم: چرا جهان به انرژی تاریک نیاز دارد؟
در قسمت قبل دیدیم که چگونه نظریه نسبیت عام اینشتین تعادل کیهانی بین انبساط جهان و مقاومت در برابر این انبساط توسط گرانش ماده درون جهان را در اولین معادله از معادلات فریدمن توصیف میکند. همچنین مشخص شد که انبساط برنده این کشمکش کیهانی (بین انبساط و گرانش) است؛ حتی با وجود اینکه هنوز انرژی تاریک را وارد کار نکردهایم. این یعنی جهان برای متوقف کردن انبساط، به اندازه کافی چگال نیست؛ بیگ کرانچی در کار نخواهد بود و جهان برای همیشه منبسط خواهد شد.
برای آزمودن این پیشبینی، دو اندازهگیری مستقل و معتبر وجود دارد. در این قسمت به یکی از این دو اندازهگیری میپردازیم.
هندسه کیهان
مطمئن هستیم که طرف چپ اولین معادله فریدمن، یعنی مجموع جملات انبساط (²(ȧ/a)) و چگالی (8πGρ/3−) یکدیگر را خنثی نمیکنند و برابر صفر نمیشوند، بلکه مجموع آنها مثبت میشود. بنابراین طرف راست معادله (یعنی عبارت kc²/a²−) نیز باید مثبت باشد؛ زیرا علامت مساوی بین آن دو قرار دارد.
اما طرف راست معادله چیز متفاوتی را توصیف میکند: انحنای فضا. پارامتر k در این عبارت، خمیدگی فضایی (spatial curvature) را نشان میدهد. خمیدگی “فضایی” زیرا “فضا-زمان” در هر صورت خمیده خواهد بود اما هندسه فضایی جهان در هر لحظه از زمان، میتواند خمیده یا تخت باشد و چندان هم پیچیده نیست: k میتواند یکی از مقادیر 1+، 1− و یا 0 را داشته باشد.
اگر k=+1 باشد، یعنی جهان هندسه فضاییای با خمیدگی مثبت دارد. تصویر فضایی جهان در هر لحظه از زمان، به شکل سطح یک کره خمیده خواهد بود (تصویر شماره 1). هندسه در چنین جهانی عجیب است؛ مجموع زوایای داخلی هر مثلثی بیشتر از °180، محیط هر دایرهای کمتر از 2πr و مساحت هر دایره بیشتر از πr² خواهد بود. به چنین جهانی، “جهان بسته” گفته میشود.
اگر k=−1 باشد، جهان ورژن سه بعدی از یک صفحه هایپربولیک خواهد بود (تصویر شماره 2). مجموع زوایای داخلی هر مثلثی کمتر از °180، محیط هر دایرهای بیشتر از 2πr و مساحت هر دایره کمتر از πr² خواهد بود. به چنین جهانی، “جهان باز” گفته میشود.
و k=0 به معنای یک جهان تخت است. اما به هیچ وجه شکل جهان را مانند یک صفحه کاغذ دو بعدی تخت فرض نکنید. واژهی “تخت” در اینجا فقط به معنای خمیدگی فضایی صفر در هر لحظه از زمان است.
در قسمت اول طرف چپ معادله را بررسی کردیم و دیدیم که مقدار آن بیشتر از صفر (مثبت) محاسبه شد. اکنون برای اینکه تساوی رعایت شود، طرف راست معادله نیز باید مثبت باشد و این به معنای k=−1 و یک جهان باز هایپربولیک است. اکنون میتوانیم با مشاهده هندسه جهان مشخص کنیم آیا محاسبه طرف چپ معادله را درست انجام دادهایم یا خیر. اگر مجموع زوایای داخلی یک مثلث بسیار بزرگ، کمتر از °180 اندازهگیری شود، یعنی جهان هایپربولیک است و k=−1 میباشد که این باعث میشود طرف راست معادله مثبت شود و با طرف چپ که پیشتر آن را مثبت محاسبه کرده بودیم، همخوانی داشته باشد. این اندازهگیری از روی پس زمینه مایکروویو کیهانی (CMB) انجام شد و مشخص شد که مجموع زوایای داخلی یک مثلث در مقیاس کیهانی، برابر °180 است؛ که این یعنی جهان تخت، طرف راست معادله صفر و محاسبه ما در مورد طرف چپ معادله غلط بوده است!
@Cosmos_language
https://telegram.me/Cosmos_language
تصویر شماره 1
جهان با خمیدگی مثبت.
❗️نکته مهم❗️
جهان به هیچ عنوان این شکلی نیست. در صورت k=+1، سطح سه بعدی از یک ابرکرهی چهار بعدی چنین خمیدگیای خواهد داشت.
@Cosmos_language
جهان با خمیدگی مثبت.
❗️نکته مهم❗️
جهان به هیچ عنوان این شکلی نیست. در صورت k=+1، سطح سه بعدی از یک ابرکرهی چهار بعدی چنین خمیدگیای خواهد داشت.
@Cosmos_language
آیا در اندازهگیری اشتباه کردهایم یا نسبیت عام غلط است؟ خیر، هیچ کدام. زمانی که خواستیم جهان را با تقلیل دادن معادلات میدان اینشتین به اولین معادله فریدمن توصیف کنیم، چیزی را از قلم انداختیم. آن چیز، ثابت کیهانشناسی بود. معادلات میدان اینشتین در واقع به این شکل است (تصویر شماره 3) که در آن، حرف لامبدا (Λ) ثابت کیهانشناسی است. اینشتین برای فضای خالی، انرژی متصور شده بود و چگالی انرژی خلأ را با ثابت کیهانشناسی نشان داد تا با اضافه کردنش به معادلات، بتواند به یک جهان ایستا برسد. بعدها با کشف ادوین هابل مبنی بر ایستا نبودن جهان، اینشتین اضافه کردن ثابت کیهانشناسی به معادلاتش را بزرگترین اشتباه خود خواند.
اولین معادله فریدمن با در نظر گرفتن ثابت کیهانشناسی، به این شکل خواهد شد (تصویر شماره 4) که اگر عبارت Λc²/3 را مثبت فرض کنیم، این عبارت میتواند از طرف چپ معادله که مثلت محاسبه شده بود مقداری را کم کند (زیرا در معادله، پشت این عبارت علامت منفی قرار دارد) و طرف چپ را به صفر برساند تا با طرف راست همخوانی پیدا کند.
اما Λ چیست و چه کاری انجام میدهد؟
همانطور که بالاتر گفتیم، Λ (یا همان ثابت کیهانشناسی)، انرژی خود فضا است و واژهی “ثابت” در اینجا به معنای مقدار ثابت نیست، بلکه به معنای چگالی ثابت است. اگر مقدار انرژی فضا ثابت بود، با انبساط جهان و افزایش اندازه فضا، چگالی این انرژی (یعنی مقدار این انرژی در حجم مشخصی از فضا) کاهش پیدا میکرد. اما اینطور نیست؛ در واقع با انبساط جهان و اضافه شدن حجمی به فضا، این حجم جدید خود انرژی دارد و بدین صورت مقدار این انرژی با انبساط کیهان افزایش مییابد به گونهای که چگالی آن همواره ثابت باقی بماند. این انرژی خلأ، همان انرژی تاریک است.
با افزایش اندازهی جهان، چگالی مادهی معمولی در نقطهای از زمان به زیر چگالی انرژی تاریک افت میکند. در آن لحظه، انرژی منفی (همان انرژی پتانسیل گرانشی بین اجرام که با انبساط جهان مخالفت میکند) کمتر از انرژی مثبت (انرژی تاریک که به انبساط جهان شتاب میدهد) میشود و از این لحظه به بعد، سرعت انبساط تحت تأثیر انرژی تاریک مدام افزایش خواهد یافت. این اتفاق 5 میلیارد سال پیش رخ داد؛ 5 میلیارد سال پیش چگالی انرژی معمولی کمتر از انرژی تاریک شد و از آن زمان سرعت نبساط که تا آن لحظه رو به کاهش بود، شروع به افزایش کرد (تصویر شماره 5).
در قسمت بعد به اینکه از کجا اینها را میدانیم و این موضوع چه پیامدهایی به دنبال دارد خواهیم پرداخت.
ادامه دارد...
@Cosmos_language
https://telegram.me/Cosmos_language
اولین معادله فریدمن با در نظر گرفتن ثابت کیهانشناسی، به این شکل خواهد شد (تصویر شماره 4) که اگر عبارت Λc²/3 را مثبت فرض کنیم، این عبارت میتواند از طرف چپ معادله که مثلت محاسبه شده بود مقداری را کم کند (زیرا در معادله، پشت این عبارت علامت منفی قرار دارد) و طرف چپ را به صفر برساند تا با طرف راست همخوانی پیدا کند.
اما Λ چیست و چه کاری انجام میدهد؟
همانطور که بالاتر گفتیم، Λ (یا همان ثابت کیهانشناسی)، انرژی خود فضا است و واژهی “ثابت” در اینجا به معنای مقدار ثابت نیست، بلکه به معنای چگالی ثابت است. اگر مقدار انرژی فضا ثابت بود، با انبساط جهان و افزایش اندازه فضا، چگالی این انرژی (یعنی مقدار این انرژی در حجم مشخصی از فضا) کاهش پیدا میکرد. اما اینطور نیست؛ در واقع با انبساط جهان و اضافه شدن حجمی به فضا، این حجم جدید خود انرژی دارد و بدین صورت مقدار این انرژی با انبساط کیهان افزایش مییابد به گونهای که چگالی آن همواره ثابت باقی بماند. این انرژی خلأ، همان انرژی تاریک است.
با افزایش اندازهی جهان، چگالی مادهی معمولی در نقطهای از زمان به زیر چگالی انرژی تاریک افت میکند. در آن لحظه، انرژی منفی (همان انرژی پتانسیل گرانشی بین اجرام که با انبساط جهان مخالفت میکند) کمتر از انرژی مثبت (انرژی تاریک که به انبساط جهان شتاب میدهد) میشود و از این لحظه به بعد، سرعت انبساط تحت تأثیر انرژی تاریک مدام افزایش خواهد یافت. این اتفاق 5 میلیارد سال پیش رخ داد؛ 5 میلیارد سال پیش چگالی انرژی معمولی کمتر از انرژی تاریک شد و از آن زمان سرعت نبساط که تا آن لحظه رو به کاهش بود، شروع به افزایش کرد (تصویر شماره 5).
در قسمت بعد به اینکه از کجا اینها را میدانیم و این موضوع چه پیامدهایی به دنبال دارد خواهیم پرداخت.
ادامه دارد...
@Cosmos_language
https://telegram.me/Cosmos_language
تصویر شماره 5
محور عمودی: چگالی کسری
محور افقی: لگاریتم اندازه جهان
آبی: انرژی تاریک
قرمز: ماده تاریک
زرد: ماده معمولی
سبز: کل ماده (معمولی و تاریک)
طبق مدل تورمی، از ³⁶⁻10 ثانیه تا یه زمانی بین ³³⁻10 و ³²⁻10 ثانیه جهان به شدت متورم شد و پس از آن، گرانش سرعت انبساط را کند کرد و این کند شدن انبساط تا تقریباً پنج میلیارد سال پیش ادامه داشت. سپس انرژی تاریک به گرانش غلبه کرد و انبساط دوباره شتاب مثبت گرفت.
آن جا که نمودار آبی (انرژی تاریک) نمودار سبز (کل ماده) را قطع کرده است، لحظه غلبه انرژی تاریک به گرانش و آغاز انبساط تند شونده است.
@Cosmos_language
محور عمودی: چگالی کسری
محور افقی: لگاریتم اندازه جهان
آبی: انرژی تاریک
قرمز: ماده تاریک
زرد: ماده معمولی
سبز: کل ماده (معمولی و تاریک)
طبق مدل تورمی، از ³⁶⁻10 ثانیه تا یه زمانی بین ³³⁻10 و ³²⁻10 ثانیه جهان به شدت متورم شد و پس از آن، گرانش سرعت انبساط را کند کرد و این کند شدن انبساط تا تقریباً پنج میلیارد سال پیش ادامه داشت. سپس انرژی تاریک به گرانش غلبه کرد و انبساط دوباره شتاب مثبت گرفت.
آن جا که نمودار آبی (انرژی تاریک) نمودار سبز (کل ماده) را قطع کرده است، لحظه غلبه انرژی تاریک به گرانش و آغاز انبساط تند شونده است.
@Cosmos_language
Cosmos' Language
فیزیک کلاسیک؟ در قسمت قبل گفتیم که حتی پدیدههایی که با فیزیک کلاسیک توصیف میشوند نیز به فیزیک مدرن مربوط هستند و مثالی از الکترومغناطیس زدیم که در آن یک ناظر دور شدن بار آزمون از سیم حامل جریان را معلول نیروی مغناطیسی میدانست و ناظر دیگر آن را به نیروی…
سؤال یکی از اعضا در مورد پست “فیزیک کلاسیک؟”
پرسیدن که اگر بار آزمون به جای حرکت در موازات سیم، در جهت عمود بر سیم حرکت کنه چطور میشه.
@Cosmos_language
پرسیدن که اگر بار آزمون به جای حرکت در موازات سیم، در جهت عمود بر سیم حرکت کنه چطور میشه.
@Cosmos_language
Cosmos' Language
سؤال یکی از اعضا در مورد پست “فیزیک کلاسیک؟” پرسیدن که اگر بار آزمون به جای حرکت در موازات سیم، در جهت عمود بر سیم حرکت کنه چطور میشه. @Cosmos_language
این چیزیست که از چارچوب سیم دیده میشود و در این چارچوب، نیرویی وارد به بار آزمون، نیروی مغناطیسی میباشد.
@Cosmos_language
@Cosmos_language
Cosmos' Language
این چیزیست که از چارچوب سیم دیده میشود و در این چارچوب، نیرویی وارد به بار آزمون، نیروی مغناطیسی میباشد. @Cosmos_language
در چارچوب بار آزمون، خود بار آزمون ساکن از و سیم حامل جریان از راست به چپ حرکت میکند (برای سادگی تصویر خود سیم رسم نشده و فقط تصویر حرکت یکی از الکترونهای سیم رسم شده). برای سادگی بیشتر فرض بر این است که سرعت حرکت الکترونها به سمت بالا، برابر با سرعت حرکت سیم به سمت چپ است.
اگر در چارچوب بار آزمون، مبدأ مختصات را روی بار آزمونِ ساکن فرض کنیم، آنگاه به دلیل اینکه انقباض طول فقط در راستای مسیر حرکت رخ میدهد، میدان الکتریکی هستههای سیم در راستای محور x تضعیف و در راستای محور y تقویت میشود. در حالی که به دلیل حرکت اُریب الکترونها، میدان الکتریکی آنها در راستای خط y=−x تضعیف و در راستای خط y=x تقویت میشود.
در نتیجه برایند میدان الکتریکی در جایی که بار آزمون حضور دارد در تمام مدت آزمایش غیرصفر خواهد بود و همان نیرویی که در چارچوب سیم به بار آزمون وارد میشد، در این چارچوب به شکل نیروی الکتریکی (و نه مغناطیسی) به بار آزمون وارد میشود.
برای اطلاعات بیشتر، دو فایل PDF زیر را مطالعه کنید.
@Cosmos_language
اگر در چارچوب بار آزمون، مبدأ مختصات را روی بار آزمونِ ساکن فرض کنیم، آنگاه به دلیل اینکه انقباض طول فقط در راستای مسیر حرکت رخ میدهد، میدان الکتریکی هستههای سیم در راستای محور x تضعیف و در راستای محور y تقویت میشود. در حالی که به دلیل حرکت اُریب الکترونها، میدان الکتریکی آنها در راستای خط y=−x تضعیف و در راستای خط y=x تقویت میشود.
در نتیجه برایند میدان الکتریکی در جایی که بار آزمون حضور دارد در تمام مدت آزمایش غیرصفر خواهد بود و همان نیرویی که در چارچوب سیم به بار آزمون وارد میشد، در این چارچوب به شکل نیروی الکتریکی (و نه مغناطیسی) به بار آزمون وارد میشود.
برای اطلاعات بیشتر، دو فایل PDF زیر را مطالعه کنید.
@Cosmos_language
Cosmos' Language
در چارچوب بار آزمون، خود بار آزمون ساکن از و سیم حامل جریان از راست به چپ حرکت میکند (برای سادگی تصویر خود سیم رسم نشده و فقط تصویر حرکت یکی از الکترونهای سیم رسم شده). برای سادگی بیشتر فرض بر این است که سرعت حرکت الکترونها به سمت بالا، برابر با سرعت حرکت…
Magnetism_from_ElectroStatics_and_SR.pdf
341.7 KB
Cosmos' Language
در چارچوب بار آزمون، خود بار آزمون ساکن از و سیم حامل جریان از راست به چپ حرکت میکند (برای سادگی تصویر خود سیم رسم نشده و فقط تصویر حرکت یکی از الکترونهای سیم رسم شده). برای سادگی بیشتر فرض بر این است که سرعت حرکت الکترونها به سمت بالا، برابر با سرعت حرکت…
b2ba3ee634235979b1c323abcb6094b45cab.pdf
101.4 KB