کشف سیاهچالههایی که گذشته را پاک میکنند!
در الگوی نیوتونی از مفهوم زمان، گذشتهی شما به طور یکتا آیندهی شما را تعیین میشود. اگر یک فیزیکدان، بداند چطور جهان آغاز شده، میتواند آیندهی آن را در تمام زمانها و مکانها محاسبه کند. اما اکنون، دانشمندانی از UC برکلی، انواعی از سیاهچالهها را پیدا کردهاند که این قانون را نقض میکنند!
اگر کسی بخواهد درون یکی از این سیاهچالهها برود، شانس زنده ماندن دارد اما گذشتهی او نابود شده و در نتیجه تعداد بیشماری آیندهی محتمل خواهد داشت. نتیجهی این پژوهش جذاب در مجلهی معتبر Physical Review Letters منتشر شده است.
داشتن آیندههای بیشمار، ایدهای است که در گذشته پیشنهاد شده و فیزیکدانان از مفهوم “Strong Cosmic Censorship” (سانسور کیهانی قوی) برای طفره رفتن از آن استفاده کردهاند. سانسور قوی کیهانی، نشان از پدیدهای فاجعهبار داشته و معمولاً به مرگی وحشتناک اشاره میکند که ناظر را از ورود به منطقهی فضا-زمانی که آیندهاش به طور یکتا تعیین نمیشود، باز میدارد. این ایده، 40 سال پیش و برای نخستین بار توسط فیزیکدان مشهور، راجر پنروز پیشنهاد شد و در نتیجهی ایدهی مقدس جبرگرایی، همچنان به عنوان کلید هر نظریه فیزیکی پابرجا ماند. جبرگرایی بدان معناست که قوانین فیزیکی جهان، با داشتن گذشته و حال، اجازه نمیدهند بیش از یک آینده ممکن باشد.
اما اکنون دانشمندان برکلی به کمک محاسبات ریاضی نشان دادهاند در مورد انواع خاصی از سیاهچالهها در جهانی که با سرعتی شتابدار در حال انبساط است (مانند جهان ما)، احتمال زنده ماندن در حرکت از یک جهان جبری به یک سیاهچالهی غیرجبری وجود دارد. زندگی در این سیاهچالهی غیرجبری مبهم است، چرا که آینده غیرقابل پیشبینی خواهد بود، اما پیدا کردن چنین حیاتی به آن معنی نیست که معادلات نسبیت عام اینشتین که تاکنون تحول کیهان را توصیف میکرده، غلط هستند.
دانشمندان میگویند:
«هیچ فیزیکدانی قصد ندارد به درون یک سیاهچاله سفر کرده و آن را اندازه بگیرد. این یک معادلهی ریاضی است. اما معادلات اینشتین از چنین دیدی، بسیار جالبتر میشوند. در واقع این سوالی است که کسی میتواند واقعاً فقط به طور ریاضی بررسی کند، اما کاربردهای فیزیکی و تقریباً فلسفی آن نیز بسیار جالب هستند. نتیجهی به دست آمده به شکست شدید جبرگرایی در نسبیت عام ربط دارد که نمیتواند در کیهانشناسی مدرن و انبساط شتابدار، سبک شمرده شود. این پژوهش، بهترین مدرک را برای نقض سانسور کیهانی قوی در یک نظریه گرانشی و الکترومغناطیس، به دست میدهد.»
سیاهچالهها اشیای بسیار عجیبی هستند، وجه اشتراک آنها این است که هیچ چیز، حتی نور توان گریز از آنها را ندارد. اگر بسیار به آنها بسیار نزدیک شوید و به اصطلاح از افق رویداد فراتر روید، دیگر قادر به فرار از آنها نخواهید بود. در مورد سیاهچالههای کوچک، هرگز در چنین فاصلهی نزدیکی، زنده نخواهید ماند؛ چرا که نیروهای کِشندی نزدیک افق رویداد، برای رشته رشته کردن هر چیزی، کافی هستند و هر چیزی را آنقدر میکِشند تا به رشتهای از اتمها تبدیل شود! اما در مورد سیاهچالههای بزرگتر (مانند سیاهچالههای کلان جرم که در هستهی کهکشانهایی مانند راه شیری وجود دارند) که جرمی معادل میلیاردها برابر جرم یک ستاره دارند، نزدیک شدن به افق رویداد بدون حادثه خواهد بود.
از آنجایی که با انتقال از جهان عادی به جهان درون سیاهچاله احتمال زنده ماندن وجود دارد، فیزیکدانان و ریاضیدانان بسیار مشتاقند بدانند جهان درون سیاهچاله شبیه چه چیزی خواهد بود و بدین منظور به معادلات نسبیت عام اینشتین متوسل شدهاند. البته باید بدانیم این معادلات فقط تا زمانی که ناظر به تکینگی (جایی که طبق محاسبات نظری، انحنای فضا-زمان، بینهایت میشود) نرسیده، به خوبی کار میکنند. ناظر حتی قبل از رسیدن به مرکز هم هیچگاه نمیتواند اطلاعاتی که به دست آورده، به جهان خارج منتقل کند و ممکن است با پدیدههای عجیب و مرگآوری مواجه شود.
محققان در این پژوهش، نوع خاصی از سیاهچاله را مطالعه کردند: سیاهچاله غیرچرخان استاندارد با بار الکتریکی که دارای یک “Cauchy horizon” (افق کوشی) درون افق رویداد است. افق کوشی، نقطهای است که جبرگرایی فرو میپاشد، جایی که گذشته دیگر آینده را تعیین نمیکند. فیزیکدانانی مانند پنروز، استدلال کردهاند که هیچ ناظری نمیتواند از نقطهی افق کوشی عبور کند، زیرا نابود خواهد شد.
@Cosmos_language
https://telegram.me/Cosmos_language
در الگوی نیوتونی از مفهوم زمان، گذشتهی شما به طور یکتا آیندهی شما را تعیین میشود. اگر یک فیزیکدان، بداند چطور جهان آغاز شده، میتواند آیندهی آن را در تمام زمانها و مکانها محاسبه کند. اما اکنون، دانشمندانی از UC برکلی، انواعی از سیاهچالهها را پیدا کردهاند که این قانون را نقض میکنند!
اگر کسی بخواهد درون یکی از این سیاهچالهها برود، شانس زنده ماندن دارد اما گذشتهی او نابود شده و در نتیجه تعداد بیشماری آیندهی محتمل خواهد داشت. نتیجهی این پژوهش جذاب در مجلهی معتبر Physical Review Letters منتشر شده است.
داشتن آیندههای بیشمار، ایدهای است که در گذشته پیشنهاد شده و فیزیکدانان از مفهوم “Strong Cosmic Censorship” (سانسور کیهانی قوی) برای طفره رفتن از آن استفاده کردهاند. سانسور قوی کیهانی، نشان از پدیدهای فاجعهبار داشته و معمولاً به مرگی وحشتناک اشاره میکند که ناظر را از ورود به منطقهی فضا-زمانی که آیندهاش به طور یکتا تعیین نمیشود، باز میدارد. این ایده، 40 سال پیش و برای نخستین بار توسط فیزیکدان مشهور، راجر پنروز پیشنهاد شد و در نتیجهی ایدهی مقدس جبرگرایی، همچنان به عنوان کلید هر نظریه فیزیکی پابرجا ماند. جبرگرایی بدان معناست که قوانین فیزیکی جهان، با داشتن گذشته و حال، اجازه نمیدهند بیش از یک آینده ممکن باشد.
اما اکنون دانشمندان برکلی به کمک محاسبات ریاضی نشان دادهاند در مورد انواع خاصی از سیاهچالهها در جهانی که با سرعتی شتابدار در حال انبساط است (مانند جهان ما)، احتمال زنده ماندن در حرکت از یک جهان جبری به یک سیاهچالهی غیرجبری وجود دارد. زندگی در این سیاهچالهی غیرجبری مبهم است، چرا که آینده غیرقابل پیشبینی خواهد بود، اما پیدا کردن چنین حیاتی به آن معنی نیست که معادلات نسبیت عام اینشتین که تاکنون تحول کیهان را توصیف میکرده، غلط هستند.
دانشمندان میگویند:
«هیچ فیزیکدانی قصد ندارد به درون یک سیاهچاله سفر کرده و آن را اندازه بگیرد. این یک معادلهی ریاضی است. اما معادلات اینشتین از چنین دیدی، بسیار جالبتر میشوند. در واقع این سوالی است که کسی میتواند واقعاً فقط به طور ریاضی بررسی کند، اما کاربردهای فیزیکی و تقریباً فلسفی آن نیز بسیار جالب هستند. نتیجهی به دست آمده به شکست شدید جبرگرایی در نسبیت عام ربط دارد که نمیتواند در کیهانشناسی مدرن و انبساط شتابدار، سبک شمرده شود. این پژوهش، بهترین مدرک را برای نقض سانسور کیهانی قوی در یک نظریه گرانشی و الکترومغناطیس، به دست میدهد.»
سیاهچالهها اشیای بسیار عجیبی هستند، وجه اشتراک آنها این است که هیچ چیز، حتی نور توان گریز از آنها را ندارد. اگر بسیار به آنها بسیار نزدیک شوید و به اصطلاح از افق رویداد فراتر روید، دیگر قادر به فرار از آنها نخواهید بود. در مورد سیاهچالههای کوچک، هرگز در چنین فاصلهی نزدیکی، زنده نخواهید ماند؛ چرا که نیروهای کِشندی نزدیک افق رویداد، برای رشته رشته کردن هر چیزی، کافی هستند و هر چیزی را آنقدر میکِشند تا به رشتهای از اتمها تبدیل شود! اما در مورد سیاهچالههای بزرگتر (مانند سیاهچالههای کلان جرم که در هستهی کهکشانهایی مانند راه شیری وجود دارند) که جرمی معادل میلیاردها برابر جرم یک ستاره دارند، نزدیک شدن به افق رویداد بدون حادثه خواهد بود.
از آنجایی که با انتقال از جهان عادی به جهان درون سیاهچاله احتمال زنده ماندن وجود دارد، فیزیکدانان و ریاضیدانان بسیار مشتاقند بدانند جهان درون سیاهچاله شبیه چه چیزی خواهد بود و بدین منظور به معادلات نسبیت عام اینشتین متوسل شدهاند. البته باید بدانیم این معادلات فقط تا زمانی که ناظر به تکینگی (جایی که طبق محاسبات نظری، انحنای فضا-زمان، بینهایت میشود) نرسیده، به خوبی کار میکنند. ناظر حتی قبل از رسیدن به مرکز هم هیچگاه نمیتواند اطلاعاتی که به دست آورده، به جهان خارج منتقل کند و ممکن است با پدیدههای عجیب و مرگآوری مواجه شود.
محققان در این پژوهش، نوع خاصی از سیاهچاله را مطالعه کردند: سیاهچاله غیرچرخان استاندارد با بار الکتریکی که دارای یک “Cauchy horizon” (افق کوشی) درون افق رویداد است. افق کوشی، نقطهای است که جبرگرایی فرو میپاشد، جایی که گذشته دیگر آینده را تعیین نمیکند. فیزیکدانانی مانند پنروز، استدلال کردهاند که هیچ ناظری نمیتواند از نقطهی افق کوشی عبور کند، زیرا نابود خواهد شد.
@Cosmos_language
https://telegram.me/Cosmos_language
تصویر شماره 1
نمودار فضا-زمانی رمبش یک ستاره کروی باردار برای شکلگیری یک سیاهچاله رایزنر نوردشتورم
ناحیه فضا-زمانی که با “؟” نشان داده شده، نمیتواند از دادههای اولیه پیشبینی شود
@Cosmos_language
نمودار فضا-زمانی رمبش یک ستاره کروی باردار برای شکلگیری یک سیاهچاله رایزنر نوردشتورم
ناحیه فضا-زمانی که با “؟” نشان داده شده، نمیتواند از دادههای اولیه پیشبینی شود
@Cosmos_language
در واقع وقتی ناظر به افق نزدیک میشود، زمان نسبت به او آهستهتر میگذرد. نور، امواج گرانشی و هر چیز دیگری که با یک سیاهچاله مواجه شود، به ناچار به سوی افق کوشی کشیده شده و درون آن میافتد. پس ناظر هم درون افق کوشی افتاده و در همان حال مشاهده خواهد کرد که همهی این انرژی با سرعت به داخل کشیده میشود. در نتیجه، همهی انرژی که سیاهچاله در کل طول عمر جهان دیده، در یک لحظه به افق کوشی برخورد خواهد کرد و در نهایت هر ناظری که در آنجاست، منفجر خواهد شد.
محققان دریافتهاند که شاید اتفاقات ذکر شده در بالا در مورد جهانی که به طور شتابدار در حال انبساط است (مانند جهان خودمان) صدق نکند، زیرا فضا-زمان به طور فزایندهای در حال جدا شدن از هم است. بخش بزرگی از جهان دوردست به هیچ وجه تحت تأثیر سیاهچاله قرار نخواهد گرفت، زیرا انرژی نمیتواند سریعتر از سرعت نور حرکت کند.
در حقیقت انرژیِ در دسترس برای افتادن درون سیاهچاله، فقط همان مقداری است که درون افق ناظر وجود دارد: یعنی حجم جهانی که سیاهچاله میتواند در طول حیاتش ببیند. به عنوان مثال برای ما، افق ناظر بزرگتر از 13.8 میلیارد سال نوری است، ما میتوانیم در گذشته ببینیم زیرا گذشته، همهی چیزی را که ما در آینده خواهیم دید در خود دارد. انبساط شتابدار جهان، ما را از دیدن فراسوی افق حدود 46.5 میلیارد سال نوری، باز خواهد داشت.
در چنین وضعیتی، انبساط جهان با تشدید ایجاد شده توسط اتساع زمان درون سیاهچاله، مقابله خواهد کرد و در موارد خاصی، آن را به طور کامل خنثی خواهد کرد. در آن موارد، مانند سیاهچالههای غیرچرخان و با بار الکتریکی بزرگ (سیاهچالههای رایزنر-نوردشتروم-دسیتر)، ناظر میتواند با عبور از افق کوشی و وارد شدن به یک جهان غیرجبرگرا، زنده بماند. یعنی ناظر در طول افق رویداد سفر کرده و سرانجام با افق کوشی (مرز ناحیهی فضا-زمانی که میتواند با دادههای اولیه، پیشبینی شود) مواجه میشود. ناحیهی فضا-زمانی پشت این مرز، نمیتواند از دادههای اولیه در جهانی با انبساط شتابدار (مانند جهان ما) پیشبینی شود. این پدیده، اصل سانسور کیهانی قوی را نقض میکند.
محققان میگویند:
«برخی جوابهای دقیق معادلهی اینشتین کاملاً ساده هستند؛ بدون نیروهای کِشندیای که به بینهایت میل کند، جایی که هر چیزی تا افق کوشی و ورای آن کاملاً خوش رفتار است. توجه کنید که عبور از این افق، کوتاه، اما دردناک خواهد بود! پس از آن، تمام شرایط سخت از بین میروند. در برخی موارد مانند سیاهچالهی رایزنر-نوردشتروم-دسیتر ناظر میتواند از تکینگیهای مرکزی دوری کرده و برای همیشه در یک جهان ناشناخته زندگی کند. اگر بخواهیم صادق باشیم، وجود سیاهچالههای باردار خیلی محتمل نیست، زیرا آنها تا زمان خنثی شدن، مواد دارای بار ناهمنام را جذب میکنند. با این حال، جوابهای ریاضی سیاهچالههای باردار نشاندهندهی اتفاقاتی است که درون سیاهچالههای چرخان رخ میدهد.»
دانشمندان استدلال میکنند که سیاهچالههای نرم و چرخان، به نام سیاهچالههای “Kerr-Newman-de Sitter” (کِر-نیومن-دسیتر) نیز همین گونه رفتار خواهند کرد. آنها میگویند:
«شما میتوانید با یک ستارهی به طور الکتریکی باردار که در حال فروپاشی به یک سیاهچاله است، شروع کنید. سپس درون این سیاهچاله سفر کنید و اگر پارامترهای سیاهچاله به اندازهی کافی در حالت حدی باشند، میتوانید از افق کوشی بگذرید و زنده بمانید. با عبور از افق کوشی به ناحیهای از جهان میرسید که با دانستن حالت اولیهی کامل ستاره، نمیتوانید آینده را پیشبینی کنید. در واقع آینده دیگر با دانش کاملی از شرایط اولیه تعیین نمیشود و همین نکته زندگی در چنین دنیایی را بسیار زجرآور میکند.» (فیلم شبیه سازی سیاهچاله).
@Cosmos_language
https://telegram.me/Cosmos_language
محققان دریافتهاند که شاید اتفاقات ذکر شده در بالا در مورد جهانی که به طور شتابدار در حال انبساط است (مانند جهان خودمان) صدق نکند، زیرا فضا-زمان به طور فزایندهای در حال جدا شدن از هم است. بخش بزرگی از جهان دوردست به هیچ وجه تحت تأثیر سیاهچاله قرار نخواهد گرفت، زیرا انرژی نمیتواند سریعتر از سرعت نور حرکت کند.
در حقیقت انرژیِ در دسترس برای افتادن درون سیاهچاله، فقط همان مقداری است که درون افق ناظر وجود دارد: یعنی حجم جهانی که سیاهچاله میتواند در طول حیاتش ببیند. به عنوان مثال برای ما، افق ناظر بزرگتر از 13.8 میلیارد سال نوری است، ما میتوانیم در گذشته ببینیم زیرا گذشته، همهی چیزی را که ما در آینده خواهیم دید در خود دارد. انبساط شتابدار جهان، ما را از دیدن فراسوی افق حدود 46.5 میلیارد سال نوری، باز خواهد داشت.
در چنین وضعیتی، انبساط جهان با تشدید ایجاد شده توسط اتساع زمان درون سیاهچاله، مقابله خواهد کرد و در موارد خاصی، آن را به طور کامل خنثی خواهد کرد. در آن موارد، مانند سیاهچالههای غیرچرخان و با بار الکتریکی بزرگ (سیاهچالههای رایزنر-نوردشتروم-دسیتر)، ناظر میتواند با عبور از افق کوشی و وارد شدن به یک جهان غیرجبرگرا، زنده بماند. یعنی ناظر در طول افق رویداد سفر کرده و سرانجام با افق کوشی (مرز ناحیهی فضا-زمانی که میتواند با دادههای اولیه، پیشبینی شود) مواجه میشود. ناحیهی فضا-زمانی پشت این مرز، نمیتواند از دادههای اولیه در جهانی با انبساط شتابدار (مانند جهان ما) پیشبینی شود. این پدیده، اصل سانسور کیهانی قوی را نقض میکند.
محققان میگویند:
«برخی جوابهای دقیق معادلهی اینشتین کاملاً ساده هستند؛ بدون نیروهای کِشندیای که به بینهایت میل کند، جایی که هر چیزی تا افق کوشی و ورای آن کاملاً خوش رفتار است. توجه کنید که عبور از این افق، کوتاه، اما دردناک خواهد بود! پس از آن، تمام شرایط سخت از بین میروند. در برخی موارد مانند سیاهچالهی رایزنر-نوردشتروم-دسیتر ناظر میتواند از تکینگیهای مرکزی دوری کرده و برای همیشه در یک جهان ناشناخته زندگی کند. اگر بخواهیم صادق باشیم، وجود سیاهچالههای باردار خیلی محتمل نیست، زیرا آنها تا زمان خنثی شدن، مواد دارای بار ناهمنام را جذب میکنند. با این حال، جوابهای ریاضی سیاهچالههای باردار نشاندهندهی اتفاقاتی است که درون سیاهچالههای چرخان رخ میدهد.»
دانشمندان استدلال میکنند که سیاهچالههای نرم و چرخان، به نام سیاهچالههای “Kerr-Newman-de Sitter” (کِر-نیومن-دسیتر) نیز همین گونه رفتار خواهند کرد. آنها میگویند:
«شما میتوانید با یک ستارهی به طور الکتریکی باردار که در حال فروپاشی به یک سیاهچاله است، شروع کنید. سپس درون این سیاهچاله سفر کنید و اگر پارامترهای سیاهچاله به اندازهی کافی در حالت حدی باشند، میتوانید از افق کوشی بگذرید و زنده بمانید. با عبور از افق کوشی به ناحیهای از جهان میرسید که با دانستن حالت اولیهی کامل ستاره، نمیتوانید آینده را پیشبینی کنید. در واقع آینده دیگر با دانش کاملی از شرایط اولیه تعیین نمیشود و همین نکته زندگی در چنین دنیایی را بسیار زجرآور میکند.» (فیلم شبیه سازی سیاهچاله).
@Cosmos_language
https://telegram.me/Cosmos_language
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
فروفلوئید سیالی است که اگر در معرض یک میدان مغناطیسی قرار بگیرد تمام ذرات آن با خطوط میدان همتراز میشوند...
@Cosmos_language
@Cosmos_language
Cosmos' Language
کژفهمی انرژی حیاتی یا ریکی و هاله چاکرا @Cosmos_language
کژفهمی انرژی حیاتی یا ریکی و هاله چاکرا
علم در این باره یک پاسخ صریح و قاطع دارد: هیچ!
در حقیقت به لحاظ علمی نه هاله و عکس برداری از کریلیان وجود دارد نه انرژی ریکی که بتوان از آن تصویر برداری کرد و یا توسط موجودات تخیلی کشیده و خورده شود.
ترموگرافی Thermography یا تصویربرداری حرارتی هم هیچ ارتباطی به هاله دور بدن و انرژی موهومی به نام ریکی ندارد و بلکه در پزشکی یک روش شناخته شده برای تشخیص بیماری هاست. ازآنجایی که دمای غیر طبیعی بدن یک شاخص طبیعی از بیماری است، ترموگرافی می تواند در تشخیص به پزشکان یاری برساند. اما هاله و چاکرا و انرژی ریکی صرفا تعابیر ساختگی و فاقد هرگونه ارزش علمی هستند و اساسا چنین اسامی و اصطلاحاتی در دایره خرافات و شبه علم جای می گیرند.
در دهه ۹۰ میلادی یک دختر ۹ ساله به نام امیلی روزا نشان داد که درمانگران ریکی واقعا قادر به تشخیص انرژی -که به گفته خودشان از بدن انسانها خارج میشود- نیستند. روش انجام آزمایش به این صورت بود که یک دیوار چوبی نازک روی یک میز نصب شد که تنها در پایین دیوار دو سوراخ برای عبور دست درمانگران وجود داشت. به این ترتیب درمانگران نمیتوانستند طرف دیگر میز را ببینند. کف دست درمانگران رو به طرف بالا روی میز قرار میگرفت و امیلی دست خود را به فاصله کمی بالای دست آنها میگرفت و از درمانگران خواسته میشد بگویند دست امیلی بالای کدام دست آنها قرار دارد. راست یا چپ. از آنجا که دیدن طرف دیگر میز به علت وجود دیواره چوبی مقدور نبود درمانگران میبایست با توجه به انرژی بدن امیلی و حس کردن آن جواب پرسش را بدهند. از ۲۸۰ باری که این آزمایش روی ۲۱ درمانگر مختلف انجام شد ، تنها ۱۲۲ بار (۴۴% موارد) پاسخ درست گفته شد. نتیجه ای حتی کمتر از ۵۰% که نشان دهنده کاملا شانسی بودن پاسخها است.
پس از اینکه مجله پزشکی
American medical association
نتایج این تحقیق را منتشر کرد رهبران ریکی این تست را “اتاق نشیمن” نامیدند ولی هیچ کدام حاضر نشدند خودشان تحت آزمایشی شبیه این آزمایش قرار بگیرند یا حتی آزمایشی جایگزین برای اثبات صحت ادعای خود پیشنهاد دهند.
#عرفان_کسرایی
@Cosmos_language
https://telegram.me/Cosmos_language
علم در این باره یک پاسخ صریح و قاطع دارد: هیچ!
در حقیقت به لحاظ علمی نه هاله و عکس برداری از کریلیان وجود دارد نه انرژی ریکی که بتوان از آن تصویر برداری کرد و یا توسط موجودات تخیلی کشیده و خورده شود.
ترموگرافی Thermography یا تصویربرداری حرارتی هم هیچ ارتباطی به هاله دور بدن و انرژی موهومی به نام ریکی ندارد و بلکه در پزشکی یک روش شناخته شده برای تشخیص بیماری هاست. ازآنجایی که دمای غیر طبیعی بدن یک شاخص طبیعی از بیماری است، ترموگرافی می تواند در تشخیص به پزشکان یاری برساند. اما هاله و چاکرا و انرژی ریکی صرفا تعابیر ساختگی و فاقد هرگونه ارزش علمی هستند و اساسا چنین اسامی و اصطلاحاتی در دایره خرافات و شبه علم جای می گیرند.
در دهه ۹۰ میلادی یک دختر ۹ ساله به نام امیلی روزا نشان داد که درمانگران ریکی واقعا قادر به تشخیص انرژی -که به گفته خودشان از بدن انسانها خارج میشود- نیستند. روش انجام آزمایش به این صورت بود که یک دیوار چوبی نازک روی یک میز نصب شد که تنها در پایین دیوار دو سوراخ برای عبور دست درمانگران وجود داشت. به این ترتیب درمانگران نمیتوانستند طرف دیگر میز را ببینند. کف دست درمانگران رو به طرف بالا روی میز قرار میگرفت و امیلی دست خود را به فاصله کمی بالای دست آنها میگرفت و از درمانگران خواسته میشد بگویند دست امیلی بالای کدام دست آنها قرار دارد. راست یا چپ. از آنجا که دیدن طرف دیگر میز به علت وجود دیواره چوبی مقدور نبود درمانگران میبایست با توجه به انرژی بدن امیلی و حس کردن آن جواب پرسش را بدهند. از ۲۸۰ باری که این آزمایش روی ۲۱ درمانگر مختلف انجام شد ، تنها ۱۲۲ بار (۴۴% موارد) پاسخ درست گفته شد. نتیجه ای حتی کمتر از ۵۰% که نشان دهنده کاملا شانسی بودن پاسخها است.
پس از اینکه مجله پزشکی
American medical association
نتایج این تحقیق را منتشر کرد رهبران ریکی این تست را “اتاق نشیمن” نامیدند ولی هیچ کدام حاضر نشدند خودشان تحت آزمایشی شبیه این آزمایش قرار بگیرند یا حتی آزمایشی جایگزین برای اثبات صحت ادعای خود پیشنهاد دهند.
#عرفان_کسرایی
@Cosmos_language
https://telegram.me/Cosmos_language
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شبیه سازی 3D از برخورد آنتیپروتونها با ماده معمولی که طی آن ذرات دیگری تولید میشود
این رویداد که “annihilation star” (نابودی ستاره) نام دارد، به تازگی در آزمایش AEglS سرن ثبت شده
@Cosmos_language
این رویداد که “annihilation star” (نابودی ستاره) نام دارد، به تازگی در آزمایش AEglS سرن ثبت شده
@Cosmos_language
امروز (14.03.2018) جهان یکی از برترین دانشمندان را از دست داد؛ پروفسور استیون هاوکینگ 76 ساله، از دنیا رفت.
بشر تا ابد حسرت نبودنت را به دوش خواهد کشید❤️
@Cosmos_language
بشر تا ابد حسرت نبودنت را به دوش خواهد کشید❤️
@Cosmos_language
من از مرک نمیترسم، اما برای مردن عجلهای ندارم. چیزهای زیادی هستند که دوست دارم اول انجام دهم.
~ استیون هاوکینگ
@Cosmos_language
~ استیون هاوکینگ
@Cosmos_language
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
استیون هاوکینگ در تاریخ مرگ گالیلئو گالیله، به دنیا آمد و در تاریخ تولد آلبرت اینشتین، از دنیا رفت!
@Cosmos_language
@Cosmos_language
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
Mohsen Raeisi:
⬆️ ⬆️ ⬆️ ⬆️ ⬆️ ⬆️
عنوان ویدئو: "شگفت انگيزترين حقيقت"
گوینده: اخترفیزیکدان "نيل دگرس تايسون"
توضيح: شگفت انگيزترين حقيقت علمى در خصوص جهان از ديد تايسون چيست؟
⬆️ ⬆️ ⬆️ ⬆️ ⬆️ ⬆️
عنوان ویدئو: "شگفت انگيزترين حقيقت"
گوینده: اخترفیزیکدان "نيل دگرس تايسون"
توضيح: شگفت انگيزترين حقيقت علمى در خصوص جهان از ديد تايسون چيست؟
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نظریه زیست کوانتومی ♻️
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جهان چگونه میمیرد
@cosmos_language
@cosmos_language