همچنین وقتی کوارکها و پاد کوارکها مدام درون پروتون تولید میشوند، دیگر ویژگیها باید ثابت بمانند.
بار الکتریکی: به عنوان مثال اگر کوارکی با بار الکتریکی 1/3− در پروتون ظاهر شود، جفتش باید بار الکتریکی 1/3+ داشته باشد.
اسپین: اگر کوارکی با اسپین پایین در پروتون ظاهر شود، جفتش باید اسپین بالا داشته باشد.
رنگ: بیرنگ بودن پروتون باید حفظ شود؛ یعنی سه کوارک ارزشیابی باید قرمز، آبی و سبز باشند. البته کوارکها میتوانند رنگ عوض کنند اما رنگ برایند باید همیشه سفید بماند. دیگر جفتهای کوارک - پاد کوارک نیز باید رنگ یکدیگر را خنثی کنند یعنی زمانی که کوارک قرمز در پروتون ظاهر شود، جفت آن باید پاد قرمز باشد (که آن هم همچنان قرمز است اگر بخواهیم به مفهوم “رنگهای کوانتومی” مانند رنگهای کلاسیک واقعی نگاه کنیم).
پس دفعه بعد که بهتان گفته شد سه کوارک درون پروتون (یا نوترون) وجود دارد، بگویید: نه! سه کوارک ارزشیابی درون آن وجود دارد و دریایی از جفتهای کوارک - پاد کوارک و گلئونها. خیلی بیشتر از آنچه که بتوان شمرد، غیر ممکن است که بشود شمرد...
@Cosmos_language
https://telegram.me/Cosmos_language
بار الکتریکی: به عنوان مثال اگر کوارکی با بار الکتریکی 1/3− در پروتون ظاهر شود، جفتش باید بار الکتریکی 1/3+ داشته باشد.
اسپین: اگر کوارکی با اسپین پایین در پروتون ظاهر شود، جفتش باید اسپین بالا داشته باشد.
رنگ: بیرنگ بودن پروتون باید حفظ شود؛ یعنی سه کوارک ارزشیابی باید قرمز، آبی و سبز باشند. البته کوارکها میتوانند رنگ عوض کنند اما رنگ برایند باید همیشه سفید بماند. دیگر جفتهای کوارک - پاد کوارک نیز باید رنگ یکدیگر را خنثی کنند یعنی زمانی که کوارک قرمز در پروتون ظاهر شود، جفت آن باید پاد قرمز باشد (که آن هم همچنان قرمز است اگر بخواهیم به مفهوم “رنگهای کوانتومی” مانند رنگهای کلاسیک واقعی نگاه کنیم).
پس دفعه بعد که بهتان گفته شد سه کوارک درون پروتون (یا نوترون) وجود دارد، بگویید: نه! سه کوارک ارزشیابی درون آن وجود دارد و دریایی از جفتهای کوارک - پاد کوارک و گلئونها. خیلی بیشتر از آنچه که بتوان شمرد، غیر ممکن است که بشود شمرد...
@Cosmos_language
https://telegram.me/Cosmos_language
Forwarded from Cosmos' Language
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from Cosmos' Language
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
موسیقی عدد π تا 122 رقم اعشار!
هر کلید پیانو برابر یک عدد بین 0 تا 9 قرار داده شده است.
@Cosmos_language
هر کلید پیانو برابر یک عدد بین 0 تا 9 قرار داده شده است.
@Cosmos_language
فضانوردان مأموریت STS-107
از چپ به راست:
David Brown, Rich Husband, Laurel Clark, Kalpana Chawla, Michael Anderson, William McCool, Ilan Ramon
@Cosmos_language
از چپ به راست:
David Brown, Rich Husband, Laurel Clark, Kalpana Chawla, Michael Anderson, William McCool, Ilan Ramon
@Cosmos_language
Cosmos' Language
فضانوردان مأموریت STS-107 از چپ به راست: David Brown, Rich Husband, Laurel Clark, Kalpana Chawla, Michael Anderson, William McCool, Ilan Ramon @Cosmos_language
یکی از ماموریتهای شاتل فضایی کلمبیا که STS-107 نام داشت، در 16 ژانویه 2003 پرتاب شد. هر هفت خدمه در اول فوریه 2003 با متلاشی شدن مدارگرد هنگام ورود به اتمسفر زمین کشته شدند. دلیل این رخداد، کنده شدن تکهای از فوم در لبه بال چپ فضاپیما بود که باعث آسیب رسیدن به اجزای حفاظت گرمایی شاتل شده بود.
PLT (Willie McCool): OK Houston, we’re gonna start APUs (Auxiliary Power Unit) 1 and 3 now. CAPCOM (Capsule communicator astronaut Charlie Hobaugh): And Willie, we’re with you on remaining APU start.
CAPCOM: And Columbia, Houston, the hyd fluid thermo conditioning will not be required today. We’ll meet you on the CARTS. PLT: We copy, Houston. Hyd fluid thermal conditioning not required. And we copy going to the CARTS.
CAPCOM: And Rick, don’t wanna lead you astray, and don’t forget the stuff on page 3-44. CDR (Rick Husband): Alright we’re checking that, we got the flight controller power on and we’re working through the rest of it as well, thanks. CAPCOM: Sounds good.
CAPCOM: Columbia, Houston, for Rick we’ll take another item 27, please.
CAPCOM: Columbia, Houston, comm check. CAPCOM: Columbia, Houston, UHF comm check. CAPCOM: Columbia, Houston, UHF comm check. CAPCOM: Columbia, Houston, UHF comm check. CAPCOM: Columbia, Houston, UHF comm check. CAPCOM: Columbia, Houston, UHF comm check
و اين آخرين مکالماتشان بود. درست 16 دقيقه قبل از فرود بر روی زمين، از بين رفتند!
@Cosmos_language
https://telegram.me/Cosmos_language
PLT (Willie McCool): OK Houston, we’re gonna start APUs (Auxiliary Power Unit) 1 and 3 now. CAPCOM (Capsule communicator astronaut Charlie Hobaugh): And Willie, we’re with you on remaining APU start.
CAPCOM: And Columbia, Houston, the hyd fluid thermo conditioning will not be required today. We’ll meet you on the CARTS. PLT: We copy, Houston. Hyd fluid thermal conditioning not required. And we copy going to the CARTS.
CAPCOM: And Rick, don’t wanna lead you astray, and don’t forget the stuff on page 3-44. CDR (Rick Husband): Alright we’re checking that, we got the flight controller power on and we’re working through the rest of it as well, thanks. CAPCOM: Sounds good.
CAPCOM: Columbia, Houston, for Rick we’ll take another item 27, please.
CAPCOM: Columbia, Houston, comm check. CAPCOM: Columbia, Houston, UHF comm check. CAPCOM: Columbia, Houston, UHF comm check. CAPCOM: Columbia, Houston, UHF comm check. CAPCOM: Columbia, Houston, UHF comm check. CAPCOM: Columbia, Houston, UHF comm check
و اين آخرين مکالماتشان بود. درست 16 دقيقه قبل از فرود بر روی زمين، از بين رفتند!
@Cosmos_language
https://telegram.me/Cosmos_language
Cosmos' Language
The Evpatoria Report – Taijin Kyofusho
قطعه Taijin Kyofusho از Evpatoria report برای خدمه این پرواز ساخته شد.
مراسم یادبود این هفت فضانورد، هر ساله در 25 ژانویه برگذار میشود.
به یاد تمام کسانی که برای پیشرفت علم و بشریت، جان باختند...
@Cosmos_language
مراسم یادبود این هفت فضانورد، هر ساله در 25 ژانویه برگذار میشود.
به یاد تمام کسانی که برای پیشرفت علم و بشریت، جان باختند...
@Cosmos_language
Cosmos' Language
#کارل_سیگن @Cosmos_language
حقیقت ممکن است گیج کننده باشد. درک آن ممکن است نیاز به کلنجار رفتن داشته باشد. ممکن است بر خلاف شهود ما باشد. ممکن است باورهای عمیق و مقدس ما را نقض کند. ممکن است با آنچه ما ناامیدانه دوست داریم حقیقت داشته باشد، انطباق نداشته باشد. اما ترجیحات ما، تعین کننده حقیقت نیستند.
~ کارل سیگن
@Cosmos_language
~ کارل سیگن
@Cosmos_language
تنها 2 ساعت تا آغاز عملیات ارسال تسلا مدل S به مریخ به وسیله موشک فالکن هِوی باقی مانده...
@Cosmos_language
@Cosmos_language
کشف سیاهچالههایی که گذشته را پاک میکنند!
در الگوی نیوتونی از مفهوم زمان، گذشتهی شما به طور یکتا آیندهی شما را تعیین میشود. اگر یک فیزیکدان، بداند چطور جهان آغاز شده، میتواند آیندهی آن را در تمام زمانها و مکانها محاسبه کند. اما اکنون، دانشمندانی از UC برکلی، انواعی از سیاهچالهها را پیدا کردهاند که این قانون را نقض میکنند!
اگر کسی بخواهد درون یکی از این سیاهچالهها برود، شانس زنده ماندن دارد اما گذشتهی او نابود شده و در نتیجه تعداد بیشماری آیندهی محتمل خواهد داشت. نتیجهی این پژوهش جذاب در مجلهی معتبر Physical Review Letters منتشر شده است.
داشتن آیندههای بیشمار، ایدهای است که در گذشته پیشنهاد شده و فیزیکدانان از مفهوم “Strong Cosmic Censorship” (سانسور کیهانی قوی) برای طفره رفتن از آن استفاده کردهاند. سانسور قوی کیهانی، نشان از پدیدهای فاجعهبار داشته و معمولاً به مرگی وحشتناک اشاره میکند که ناظر را از ورود به منطقهی فضا-زمانی که آیندهاش به طور یکتا تعیین نمیشود، باز میدارد. این ایده، 40 سال پیش و برای نخستین بار توسط فیزیکدان مشهور، راجر پنروز پیشنهاد شد و در نتیجهی ایدهی مقدس جبرگرایی، همچنان به عنوان کلید هر نظریه فیزیکی پابرجا ماند. جبرگرایی بدان معناست که قوانین فیزیکی جهان، با داشتن گذشته و حال، اجازه نمیدهند بیش از یک آینده ممکن باشد.
اما اکنون دانشمندان برکلی به کمک محاسبات ریاضی نشان دادهاند در مورد انواع خاصی از سیاهچالهها در جهانی که با سرعتی شتابدار در حال انبساط است (مانند جهان ما)، احتمال زنده ماندن در حرکت از یک جهان جبری به یک سیاهچالهی غیرجبری وجود دارد. زندگی در این سیاهچالهی غیرجبری مبهم است، چرا که آینده غیرقابل پیشبینی خواهد بود، اما پیدا کردن چنین حیاتی به آن معنی نیست که معادلات نسبیت عام اینشتین که تاکنون تحول کیهان را توصیف میکرده، غلط هستند.
دانشمندان میگویند:
«هیچ فیزیکدانی قصد ندارد به درون یک سیاهچاله سفر کرده و آن را اندازه بگیرد. این یک معادلهی ریاضی است. اما معادلات اینشتین از چنین دیدی، بسیار جالبتر میشوند. در واقع این سوالی است که کسی میتواند واقعاً فقط به طور ریاضی بررسی کند، اما کاربردهای فیزیکی و تقریباً فلسفی آن نیز بسیار جالب هستند. نتیجهی به دست آمده به شکست شدید جبرگرایی در نسبیت عام ربط دارد که نمیتواند در کیهانشناسی مدرن و انبساط شتابدار، سبک شمرده شود. این پژوهش، بهترین مدرک را برای نقض سانسور کیهانی قوی در یک نظریه گرانشی و الکترومغناطیس، به دست میدهد.»
سیاهچالهها اشیای بسیار عجیبی هستند، وجه اشتراک آنها این است که هیچ چیز، حتی نور توان گریز از آنها را ندارد. اگر بسیار به آنها بسیار نزدیک شوید و به اصطلاح از افق رویداد فراتر روید، دیگر قادر به فرار از آنها نخواهید بود. در مورد سیاهچالههای کوچک، هرگز در چنین فاصلهی نزدیکی، زنده نخواهید ماند؛ چرا که نیروهای کِشندی نزدیک افق رویداد، برای رشته رشته کردن هر چیزی، کافی هستند و هر چیزی را آنقدر میکِشند تا به رشتهای از اتمها تبدیل شود! اما در مورد سیاهچالههای بزرگتر (مانند سیاهچالههای کلان جرم که در هستهی کهکشانهایی مانند راه شیری وجود دارند) که جرمی معادل میلیاردها برابر جرم یک ستاره دارند، نزدیک شدن به افق رویداد بدون حادثه خواهد بود.
از آنجایی که با انتقال از جهان عادی به جهان درون سیاهچاله احتمال زنده ماندن وجود دارد، فیزیکدانان و ریاضیدانان بسیار مشتاقند بدانند جهان درون سیاهچاله شبیه چه چیزی خواهد بود و بدین منظور به معادلات نسبیت عام اینشتین متوسل شدهاند. البته باید بدانیم این معادلات فقط تا زمانی که ناظر به تکینگی (جایی که طبق محاسبات نظری، انحنای فضا-زمان، بینهایت میشود) نرسیده، به خوبی کار میکنند. ناظر حتی قبل از رسیدن به مرکز هم هیچگاه نمیتواند اطلاعاتی که به دست آورده، به جهان خارج منتقل کند و ممکن است با پدیدههای عجیب و مرگآوری مواجه شود.
محققان در این پژوهش، نوع خاصی از سیاهچاله را مطالعه کردند: سیاهچاله غیرچرخان استاندارد با بار الکتریکی که دارای یک “Cauchy horizon” (افق کوشی) درون افق رویداد است. افق کوشی، نقطهای است که جبرگرایی فرو میپاشد، جایی که گذشته دیگر آینده را تعیین نمیکند. فیزیکدانانی مانند پنروز، استدلال کردهاند که هیچ ناظری نمیتواند از نقطهی افق کوشی عبور کند، زیرا نابود خواهد شد.
@Cosmos_language
https://telegram.me/Cosmos_language
در الگوی نیوتونی از مفهوم زمان، گذشتهی شما به طور یکتا آیندهی شما را تعیین میشود. اگر یک فیزیکدان، بداند چطور جهان آغاز شده، میتواند آیندهی آن را در تمام زمانها و مکانها محاسبه کند. اما اکنون، دانشمندانی از UC برکلی، انواعی از سیاهچالهها را پیدا کردهاند که این قانون را نقض میکنند!
اگر کسی بخواهد درون یکی از این سیاهچالهها برود، شانس زنده ماندن دارد اما گذشتهی او نابود شده و در نتیجه تعداد بیشماری آیندهی محتمل خواهد داشت. نتیجهی این پژوهش جذاب در مجلهی معتبر Physical Review Letters منتشر شده است.
داشتن آیندههای بیشمار، ایدهای است که در گذشته پیشنهاد شده و فیزیکدانان از مفهوم “Strong Cosmic Censorship” (سانسور کیهانی قوی) برای طفره رفتن از آن استفاده کردهاند. سانسور قوی کیهانی، نشان از پدیدهای فاجعهبار داشته و معمولاً به مرگی وحشتناک اشاره میکند که ناظر را از ورود به منطقهی فضا-زمانی که آیندهاش به طور یکتا تعیین نمیشود، باز میدارد. این ایده، 40 سال پیش و برای نخستین بار توسط فیزیکدان مشهور، راجر پنروز پیشنهاد شد و در نتیجهی ایدهی مقدس جبرگرایی، همچنان به عنوان کلید هر نظریه فیزیکی پابرجا ماند. جبرگرایی بدان معناست که قوانین فیزیکی جهان، با داشتن گذشته و حال، اجازه نمیدهند بیش از یک آینده ممکن باشد.
اما اکنون دانشمندان برکلی به کمک محاسبات ریاضی نشان دادهاند در مورد انواع خاصی از سیاهچالهها در جهانی که با سرعتی شتابدار در حال انبساط است (مانند جهان ما)، احتمال زنده ماندن در حرکت از یک جهان جبری به یک سیاهچالهی غیرجبری وجود دارد. زندگی در این سیاهچالهی غیرجبری مبهم است، چرا که آینده غیرقابل پیشبینی خواهد بود، اما پیدا کردن چنین حیاتی به آن معنی نیست که معادلات نسبیت عام اینشتین که تاکنون تحول کیهان را توصیف میکرده، غلط هستند.
دانشمندان میگویند:
«هیچ فیزیکدانی قصد ندارد به درون یک سیاهچاله سفر کرده و آن را اندازه بگیرد. این یک معادلهی ریاضی است. اما معادلات اینشتین از چنین دیدی، بسیار جالبتر میشوند. در واقع این سوالی است که کسی میتواند واقعاً فقط به طور ریاضی بررسی کند، اما کاربردهای فیزیکی و تقریباً فلسفی آن نیز بسیار جالب هستند. نتیجهی به دست آمده به شکست شدید جبرگرایی در نسبیت عام ربط دارد که نمیتواند در کیهانشناسی مدرن و انبساط شتابدار، سبک شمرده شود. این پژوهش، بهترین مدرک را برای نقض سانسور کیهانی قوی در یک نظریه گرانشی و الکترومغناطیس، به دست میدهد.»
سیاهچالهها اشیای بسیار عجیبی هستند، وجه اشتراک آنها این است که هیچ چیز، حتی نور توان گریز از آنها را ندارد. اگر بسیار به آنها بسیار نزدیک شوید و به اصطلاح از افق رویداد فراتر روید، دیگر قادر به فرار از آنها نخواهید بود. در مورد سیاهچالههای کوچک، هرگز در چنین فاصلهی نزدیکی، زنده نخواهید ماند؛ چرا که نیروهای کِشندی نزدیک افق رویداد، برای رشته رشته کردن هر چیزی، کافی هستند و هر چیزی را آنقدر میکِشند تا به رشتهای از اتمها تبدیل شود! اما در مورد سیاهچالههای بزرگتر (مانند سیاهچالههای کلان جرم که در هستهی کهکشانهایی مانند راه شیری وجود دارند) که جرمی معادل میلیاردها برابر جرم یک ستاره دارند، نزدیک شدن به افق رویداد بدون حادثه خواهد بود.
از آنجایی که با انتقال از جهان عادی به جهان درون سیاهچاله احتمال زنده ماندن وجود دارد، فیزیکدانان و ریاضیدانان بسیار مشتاقند بدانند جهان درون سیاهچاله شبیه چه چیزی خواهد بود و بدین منظور به معادلات نسبیت عام اینشتین متوسل شدهاند. البته باید بدانیم این معادلات فقط تا زمانی که ناظر به تکینگی (جایی که طبق محاسبات نظری، انحنای فضا-زمان، بینهایت میشود) نرسیده، به خوبی کار میکنند. ناظر حتی قبل از رسیدن به مرکز هم هیچگاه نمیتواند اطلاعاتی که به دست آورده، به جهان خارج منتقل کند و ممکن است با پدیدههای عجیب و مرگآوری مواجه شود.
محققان در این پژوهش، نوع خاصی از سیاهچاله را مطالعه کردند: سیاهچاله غیرچرخان استاندارد با بار الکتریکی که دارای یک “Cauchy horizon” (افق کوشی) درون افق رویداد است. افق کوشی، نقطهای است که جبرگرایی فرو میپاشد، جایی که گذشته دیگر آینده را تعیین نمیکند. فیزیکدانانی مانند پنروز، استدلال کردهاند که هیچ ناظری نمیتواند از نقطهی افق کوشی عبور کند، زیرا نابود خواهد شد.
@Cosmos_language
https://telegram.me/Cosmos_language
تصویر شماره 1
نمودار فضا-زمانی رمبش یک ستاره کروی باردار برای شکلگیری یک سیاهچاله رایزنر نوردشتورم
ناحیه فضا-زمانی که با “؟” نشان داده شده، نمیتواند از دادههای اولیه پیشبینی شود
@Cosmos_language
نمودار فضا-زمانی رمبش یک ستاره کروی باردار برای شکلگیری یک سیاهچاله رایزنر نوردشتورم
ناحیه فضا-زمانی که با “؟” نشان داده شده، نمیتواند از دادههای اولیه پیشبینی شود
@Cosmos_language
در واقع وقتی ناظر به افق نزدیک میشود، زمان نسبت به او آهستهتر میگذرد. نور، امواج گرانشی و هر چیز دیگری که با یک سیاهچاله مواجه شود، به ناچار به سوی افق کوشی کشیده شده و درون آن میافتد. پس ناظر هم درون افق کوشی افتاده و در همان حال مشاهده خواهد کرد که همهی این انرژی با سرعت به داخل کشیده میشود. در نتیجه، همهی انرژی که سیاهچاله در کل طول عمر جهان دیده، در یک لحظه به افق کوشی برخورد خواهد کرد و در نهایت هر ناظری که در آنجاست، منفجر خواهد شد.
محققان دریافتهاند که شاید اتفاقات ذکر شده در بالا در مورد جهانی که به طور شتابدار در حال انبساط است (مانند جهان خودمان) صدق نکند، زیرا فضا-زمان به طور فزایندهای در حال جدا شدن از هم است. بخش بزرگی از جهان دوردست به هیچ وجه تحت تأثیر سیاهچاله قرار نخواهد گرفت، زیرا انرژی نمیتواند سریعتر از سرعت نور حرکت کند.
در حقیقت انرژیِ در دسترس برای افتادن درون سیاهچاله، فقط همان مقداری است که درون افق ناظر وجود دارد: یعنی حجم جهانی که سیاهچاله میتواند در طول حیاتش ببیند. به عنوان مثال برای ما، افق ناظر بزرگتر از 13.8 میلیارد سال نوری است، ما میتوانیم در گذشته ببینیم زیرا گذشته، همهی چیزی را که ما در آینده خواهیم دید در خود دارد. انبساط شتابدار جهان، ما را از دیدن فراسوی افق حدود 46.5 میلیارد سال نوری، باز خواهد داشت.
در چنین وضعیتی، انبساط جهان با تشدید ایجاد شده توسط اتساع زمان درون سیاهچاله، مقابله خواهد کرد و در موارد خاصی، آن را به طور کامل خنثی خواهد کرد. در آن موارد، مانند سیاهچالههای غیرچرخان و با بار الکتریکی بزرگ (سیاهچالههای رایزنر-نوردشتروم-دسیتر)، ناظر میتواند با عبور از افق کوشی و وارد شدن به یک جهان غیرجبرگرا، زنده بماند. یعنی ناظر در طول افق رویداد سفر کرده و سرانجام با افق کوشی (مرز ناحیهی فضا-زمانی که میتواند با دادههای اولیه، پیشبینی شود) مواجه میشود. ناحیهی فضا-زمانی پشت این مرز، نمیتواند از دادههای اولیه در جهانی با انبساط شتابدار (مانند جهان ما) پیشبینی شود. این پدیده، اصل سانسور کیهانی قوی را نقض میکند.
محققان میگویند:
«برخی جوابهای دقیق معادلهی اینشتین کاملاً ساده هستند؛ بدون نیروهای کِشندیای که به بینهایت میل کند، جایی که هر چیزی تا افق کوشی و ورای آن کاملاً خوش رفتار است. توجه کنید که عبور از این افق، کوتاه، اما دردناک خواهد بود! پس از آن، تمام شرایط سخت از بین میروند. در برخی موارد مانند سیاهچالهی رایزنر-نوردشتروم-دسیتر ناظر میتواند از تکینگیهای مرکزی دوری کرده و برای همیشه در یک جهان ناشناخته زندگی کند. اگر بخواهیم صادق باشیم، وجود سیاهچالههای باردار خیلی محتمل نیست، زیرا آنها تا زمان خنثی شدن، مواد دارای بار ناهمنام را جذب میکنند. با این حال، جوابهای ریاضی سیاهچالههای باردار نشاندهندهی اتفاقاتی است که درون سیاهچالههای چرخان رخ میدهد.»
دانشمندان استدلال میکنند که سیاهچالههای نرم و چرخان، به نام سیاهچالههای “Kerr-Newman-de Sitter” (کِر-نیومن-دسیتر) نیز همین گونه رفتار خواهند کرد. آنها میگویند:
«شما میتوانید با یک ستارهی به طور الکتریکی باردار که در حال فروپاشی به یک سیاهچاله است، شروع کنید. سپس درون این سیاهچاله سفر کنید و اگر پارامترهای سیاهچاله به اندازهی کافی در حالت حدی باشند، میتوانید از افق کوشی بگذرید و زنده بمانید. با عبور از افق کوشی به ناحیهای از جهان میرسید که با دانستن حالت اولیهی کامل ستاره، نمیتوانید آینده را پیشبینی کنید. در واقع آینده دیگر با دانش کاملی از شرایط اولیه تعیین نمیشود و همین نکته زندگی در چنین دنیایی را بسیار زجرآور میکند.» (فیلم شبیه سازی سیاهچاله).
@Cosmos_language
https://telegram.me/Cosmos_language
محققان دریافتهاند که شاید اتفاقات ذکر شده در بالا در مورد جهانی که به طور شتابدار در حال انبساط است (مانند جهان خودمان) صدق نکند، زیرا فضا-زمان به طور فزایندهای در حال جدا شدن از هم است. بخش بزرگی از جهان دوردست به هیچ وجه تحت تأثیر سیاهچاله قرار نخواهد گرفت، زیرا انرژی نمیتواند سریعتر از سرعت نور حرکت کند.
در حقیقت انرژیِ در دسترس برای افتادن درون سیاهچاله، فقط همان مقداری است که درون افق ناظر وجود دارد: یعنی حجم جهانی که سیاهچاله میتواند در طول حیاتش ببیند. به عنوان مثال برای ما، افق ناظر بزرگتر از 13.8 میلیارد سال نوری است، ما میتوانیم در گذشته ببینیم زیرا گذشته، همهی چیزی را که ما در آینده خواهیم دید در خود دارد. انبساط شتابدار جهان، ما را از دیدن فراسوی افق حدود 46.5 میلیارد سال نوری، باز خواهد داشت.
در چنین وضعیتی، انبساط جهان با تشدید ایجاد شده توسط اتساع زمان درون سیاهچاله، مقابله خواهد کرد و در موارد خاصی، آن را به طور کامل خنثی خواهد کرد. در آن موارد، مانند سیاهچالههای غیرچرخان و با بار الکتریکی بزرگ (سیاهچالههای رایزنر-نوردشتروم-دسیتر)، ناظر میتواند با عبور از افق کوشی و وارد شدن به یک جهان غیرجبرگرا، زنده بماند. یعنی ناظر در طول افق رویداد سفر کرده و سرانجام با افق کوشی (مرز ناحیهی فضا-زمانی که میتواند با دادههای اولیه، پیشبینی شود) مواجه میشود. ناحیهی فضا-زمانی پشت این مرز، نمیتواند از دادههای اولیه در جهانی با انبساط شتابدار (مانند جهان ما) پیشبینی شود. این پدیده، اصل سانسور کیهانی قوی را نقض میکند.
محققان میگویند:
«برخی جوابهای دقیق معادلهی اینشتین کاملاً ساده هستند؛ بدون نیروهای کِشندیای که به بینهایت میل کند، جایی که هر چیزی تا افق کوشی و ورای آن کاملاً خوش رفتار است. توجه کنید که عبور از این افق، کوتاه، اما دردناک خواهد بود! پس از آن، تمام شرایط سخت از بین میروند. در برخی موارد مانند سیاهچالهی رایزنر-نوردشتروم-دسیتر ناظر میتواند از تکینگیهای مرکزی دوری کرده و برای همیشه در یک جهان ناشناخته زندگی کند. اگر بخواهیم صادق باشیم، وجود سیاهچالههای باردار خیلی محتمل نیست، زیرا آنها تا زمان خنثی شدن، مواد دارای بار ناهمنام را جذب میکنند. با این حال، جوابهای ریاضی سیاهچالههای باردار نشاندهندهی اتفاقاتی است که درون سیاهچالههای چرخان رخ میدهد.»
دانشمندان استدلال میکنند که سیاهچالههای نرم و چرخان، به نام سیاهچالههای “Kerr-Newman-de Sitter” (کِر-نیومن-دسیتر) نیز همین گونه رفتار خواهند کرد. آنها میگویند:
«شما میتوانید با یک ستارهی به طور الکتریکی باردار که در حال فروپاشی به یک سیاهچاله است، شروع کنید. سپس درون این سیاهچاله سفر کنید و اگر پارامترهای سیاهچاله به اندازهی کافی در حالت حدی باشند، میتوانید از افق کوشی بگذرید و زنده بمانید. با عبور از افق کوشی به ناحیهای از جهان میرسید که با دانستن حالت اولیهی کامل ستاره، نمیتوانید آینده را پیشبینی کنید. در واقع آینده دیگر با دانش کاملی از شرایط اولیه تعیین نمیشود و همین نکته زندگی در چنین دنیایی را بسیار زجرآور میکند.» (فیلم شبیه سازی سیاهچاله).
@Cosmos_language
https://telegram.me/Cosmos_language