متن شایعه
«هارپ چیست؟؟؟
آیا جنگ آب و هوایی حقیقت دارد؟ آیا تاکنون از خودتان پرسیدهاید که چرا در ایران به یک باره و ظرف مدت تنها ده سال بسیاری از رودخانهها، تالابها و دریاچههای ما خشک شدند؟! چگونه زاینده رود، ارومیه، گاوخونی، پریشان، بختگان، حورالعظیم، هامون، ﻛﺎﻓﺘﺮ و صدها اکوسیستم دیگر از پهنه جغرافیایی ایران ناگهان ناپدید گشتند؟»
پاسخ شایعه
1- این شایعه چند سالی است که بصورت بین المللی در حال انتشار است. اهدافی که برای این تأسیسات متصور شده اند، اغلب خارج از تواناییهای این پروژه و گاه خارج از محدوده علوم روز است. ضمن اینکه هیچ گونه سند یا مدرک مستدل علمی در پشتیبانی از تأثیرات هارپ و ادعاهای مربوطه تاکنون در مجامع علمی مطرح و یا منتشر نگردیده است. قابلیت تغییر در آب و هوا، ایجاد زلزله، طوفان و گردباد و همچنین کنترل ذهن افراد، اتهامات نادرستی است که بر این پروژه وارد دانستهاند.
2- هارپ (HAARP) یا برنامه پژوهشی یونوسفر فعال با فرکانس بالا (High Frequency Active Auroral Research Program) یک پروژه پژوهشی است که در سال 1993 برای بررسی و پژوهش درباره لایهٔ یونوسفر یعنی دورترین و ناشناختهترین بخش جو زمین و با استفاده از امواج رادیویی ELF/ULF/VLF تاسیس شدهاست. این پروژه مشترکاً توسط نیروی هوایی و دریایی آمریکا و دانشگاه آلاسکا در فیربنکس انجام میشد. از این تأسیسات برای تولید یک شفق مصنوعی و بررسی رفتار ذرات باردار در جو استفاده میشود. هارپ شامل یک رصدخانه و 180 آنتن هرکدام به ارتفاع 22 متر است که این آنتنها امواج مافوق کوتاه را با قدرت 3.6MW تولید کرده و به یونوسفر میفرستند.
3- هارپ توان ایجاد تغییر در آب و هوای زمین را ندارد. فرکانس امواجی که هارپ تولید میکند تنها قابل جذب توسط لایه یونوسفر که در ارتفاعی بسیار بالاتر از آخرین لایه مربوط به تغییرات آب و هوا قرار دارد، هستند. به گفته پروفسور “اینان"، استاد دانشگاه استنفورد، مطلقاً هیچ راهی وجود ندارد که ما بتوانیم سیستم آب و هوایی زمین را به هم بزنیم. با وجود اینکه انرژیای که هارپ تولید میکند بسیار زیاد است اما این انرژی حتی قابل قیاس با انرژی حاصل از رعد و برق نیست. یعنی اگر هارپ توانایی ایجاد کوچکترین زمین لرزهای را داشته باشد، آنگاه با هر بار رعد برق باید شدیدترین زلزلهها رخ دهد و جان بسیاری را بگیرد.
4- هرچند که هارپ توان تولید شفق مصنوعی را دارد، اما سرخی آسمان پیش از زلزله یک پدیده علمی است و ارتباطی با هارپ ندارد. علت آن هم بالا رفتن حرارت اتمسفری و افزایش میزان الکترونهای موجود در یونوسفیر، فشار بر روی گسلها و آزادشدن گاز رادون میباشد. گاز رادون آزاد شده از زمین منجر به یونیزه شدن هوا شده و بار الکتریکی را به آن القا میکند و از آنجایی که آب قطبی است، جذب ذرات باردار هوا میشود. سپس گازی به نام پلاسما تشکیل میشود که این گاز از خود نور ساطع میکند.
5- نکته حائز اهمیت دیگر این است که هارپ، تنها پروژه تحقیقاتی در این حیطه نبوده و نیست، بلکه اتحادیه اروپا در نروژ، و روسیه در “نیژنی نووگورود” نیز تأسیسات مشابهی در حال فعالیت دارند که از هارپ پرقدرتتر میباشند.
6- به هر صورت دیگر نمیتوان از جانب پروژه هارپ احساس نگرانی کرد، چرا که این پروژه تحقیقاتی که ساخت و پرداخت آن دو دهه طول کشید و درکل بیش از 250 میلیون دلار خرج روی دست دولت امریکا گذاشت، به علت کمبود بودجه در ماه مه 2013 تعطیل شد.
7- علل متعددی برای انتشار شایعات پیرامون هارپ ذکر شده است از جمله: دخیل بودن نهادهای نظامی آمریکایی در این پروژه تحقیقاتی، بزرگنمایی و تبلیغات برای قدرت تسلیحاتی آمریکا، ناآگاهی اکثریت مردم از چرایی و چگونگی این پروژه و همچنین نظریات توطئه انگارانه. مشهورترین این نظریات توطئه از طرف گزارش روزنامه پراودا در روسیه و نیز هوگو چاوز در سال 2010 مطرح گردید که در آن مدعی شدند آمریکا با این تأسیسات زلزله هائیتی را خلق کرد. ظاهراً فیزیکدانی با نام "برنارد ایستلاند" و همچنین شخصی با نام "نیک بگیج" پسر عضو سابق کنگره آمریکا نیز در این روند شایعه سازی تاثیر گذار بودهاند.
@Cosmos_language
https://telegram.me/Cosmos_language
«هارپ چیست؟؟؟
آیا جنگ آب و هوایی حقیقت دارد؟ آیا تاکنون از خودتان پرسیدهاید که چرا در ایران به یک باره و ظرف مدت تنها ده سال بسیاری از رودخانهها، تالابها و دریاچههای ما خشک شدند؟! چگونه زاینده رود، ارومیه، گاوخونی، پریشان، بختگان، حورالعظیم، هامون، ﻛﺎﻓﺘﺮ و صدها اکوسیستم دیگر از پهنه جغرافیایی ایران ناگهان ناپدید گشتند؟»
پاسخ شایعه
1- این شایعه چند سالی است که بصورت بین المللی در حال انتشار است. اهدافی که برای این تأسیسات متصور شده اند، اغلب خارج از تواناییهای این پروژه و گاه خارج از محدوده علوم روز است. ضمن اینکه هیچ گونه سند یا مدرک مستدل علمی در پشتیبانی از تأثیرات هارپ و ادعاهای مربوطه تاکنون در مجامع علمی مطرح و یا منتشر نگردیده است. قابلیت تغییر در آب و هوا، ایجاد زلزله، طوفان و گردباد و همچنین کنترل ذهن افراد، اتهامات نادرستی است که بر این پروژه وارد دانستهاند.
2- هارپ (HAARP) یا برنامه پژوهشی یونوسفر فعال با فرکانس بالا (High Frequency Active Auroral Research Program) یک پروژه پژوهشی است که در سال 1993 برای بررسی و پژوهش درباره لایهٔ یونوسفر یعنی دورترین و ناشناختهترین بخش جو زمین و با استفاده از امواج رادیویی ELF/ULF/VLF تاسیس شدهاست. این پروژه مشترکاً توسط نیروی هوایی و دریایی آمریکا و دانشگاه آلاسکا در فیربنکس انجام میشد. از این تأسیسات برای تولید یک شفق مصنوعی و بررسی رفتار ذرات باردار در جو استفاده میشود. هارپ شامل یک رصدخانه و 180 آنتن هرکدام به ارتفاع 22 متر است که این آنتنها امواج مافوق کوتاه را با قدرت 3.6MW تولید کرده و به یونوسفر میفرستند.
3- هارپ توان ایجاد تغییر در آب و هوای زمین را ندارد. فرکانس امواجی که هارپ تولید میکند تنها قابل جذب توسط لایه یونوسفر که در ارتفاعی بسیار بالاتر از آخرین لایه مربوط به تغییرات آب و هوا قرار دارد، هستند. به گفته پروفسور “اینان"، استاد دانشگاه استنفورد، مطلقاً هیچ راهی وجود ندارد که ما بتوانیم سیستم آب و هوایی زمین را به هم بزنیم. با وجود اینکه انرژیای که هارپ تولید میکند بسیار زیاد است اما این انرژی حتی قابل قیاس با انرژی حاصل از رعد و برق نیست. یعنی اگر هارپ توانایی ایجاد کوچکترین زمین لرزهای را داشته باشد، آنگاه با هر بار رعد برق باید شدیدترین زلزلهها رخ دهد و جان بسیاری را بگیرد.
4- هرچند که هارپ توان تولید شفق مصنوعی را دارد، اما سرخی آسمان پیش از زلزله یک پدیده علمی است و ارتباطی با هارپ ندارد. علت آن هم بالا رفتن حرارت اتمسفری و افزایش میزان الکترونهای موجود در یونوسفیر، فشار بر روی گسلها و آزادشدن گاز رادون میباشد. گاز رادون آزاد شده از زمین منجر به یونیزه شدن هوا شده و بار الکتریکی را به آن القا میکند و از آنجایی که آب قطبی است، جذب ذرات باردار هوا میشود. سپس گازی به نام پلاسما تشکیل میشود که این گاز از خود نور ساطع میکند.
5- نکته حائز اهمیت دیگر این است که هارپ، تنها پروژه تحقیقاتی در این حیطه نبوده و نیست، بلکه اتحادیه اروپا در نروژ، و روسیه در “نیژنی نووگورود” نیز تأسیسات مشابهی در حال فعالیت دارند که از هارپ پرقدرتتر میباشند.
6- به هر صورت دیگر نمیتوان از جانب پروژه هارپ احساس نگرانی کرد، چرا که این پروژه تحقیقاتی که ساخت و پرداخت آن دو دهه طول کشید و درکل بیش از 250 میلیون دلار خرج روی دست دولت امریکا گذاشت، به علت کمبود بودجه در ماه مه 2013 تعطیل شد.
7- علل متعددی برای انتشار شایعات پیرامون هارپ ذکر شده است از جمله: دخیل بودن نهادهای نظامی آمریکایی در این پروژه تحقیقاتی، بزرگنمایی و تبلیغات برای قدرت تسلیحاتی آمریکا، ناآگاهی اکثریت مردم از چرایی و چگونگی این پروژه و همچنین نظریات توطئه انگارانه. مشهورترین این نظریات توطئه از طرف گزارش روزنامه پراودا در روسیه و نیز هوگو چاوز در سال 2010 مطرح گردید که در آن مدعی شدند آمریکا با این تأسیسات زلزله هائیتی را خلق کرد. ظاهراً فیزیکدانی با نام "برنارد ایستلاند" و همچنین شخصی با نام "نیک بگیج" پسر عضو سابق کنگره آمریکا نیز در این روند شایعه سازی تاثیر گذار بودهاند.
@Cosmos_language
https://telegram.me/Cosmos_language
اثر دانینگ-کروگر
رابطهی بین “اعتماد به نفس” و “میزان دانش در یک زمینه”.
“دیوید دانینگ” و “جاستین کروگر” جایزه ایگ نوبل روانشناسی را به خاطر کشف این رابطه در سال 2000 دریافت کردند.
@Cosmos_language
رابطهی بین “اعتماد به نفس” و “میزان دانش در یک زمینه”.
“دیوید دانینگ” و “جاستین کروگر” جایزه ایگ نوبل روانشناسی را به خاطر کشف این رابطه در سال 2000 دریافت کردند.
@Cosmos_language
مقیاس ریشتر
هر یک ریشتر بالاتر، زلزلهای 10 برابر قدرتمندتر از ریشتر قبلی است.
یعنی زلزله 2 ریشتری، 10 برابر 1 ریشتر و زلزله 3 ریشتری 10 برابر 2 ریشتر و همینطور الی آخر.
@Cosmos_language
هر یک ریشتر بالاتر، زلزلهای 10 برابر قدرتمندتر از ریشتر قبلی است.
یعنی زلزله 2 ریشتری، 10 برابر 1 ریشتر و زلزله 3 ریشتری 10 برابر 2 ریشتر و همینطور الی آخر.
@Cosmos_language
هر واحد ریشتر، 10 برابر واحد قبلی است.
زلزله بیش از 9 ریشتر تقریباً هر 1000 سال یکبار رخ میدهد و به همین دلیل معمولاً تا 9 واحد در نظر گرفته میشود.
@Cosmos_language
زلزله بیش از 9 ریشتر تقریباً هر 1000 سال یکبار رخ میدهد و به همین دلیل معمولاً تا 9 واحد در نظر گرفته میشود.
@Cosmos_language
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
انواع امواج زلزله
3- موج رایلی، به عنوان موج سوم بوده که بعد از موج S مشاهده میشود و اثر تخریبی کمتری نسبت به موج S دارد.
@Cosmos_language
3- موج رایلی، به عنوان موج سوم بوده که بعد از موج S مشاهده میشود و اثر تخریبی کمتری نسبت به موج S دارد.
@Cosmos_language
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
انواع امواج زلزله
4- موج “Love” (لاو) موج آخر زلزله محسوب شده و اثر تخریبی چندانی ندارد.
@Cosmos_language
4- موج “Love” (لاو) موج آخر زلزله محسوب شده و اثر تخریبی چندانی ندارد.
@Cosmos_language
Cosmos' Language
پست امروز دکتر فیروز نادری در صفحه اینستاگرامش @Cosmos_language
از مغزتان استفاده کنید — هر چیزی که در اینترنت، یوتیوب یاکانالهای تلگرام میخوانید و یا در مسجد از آشناهایتان میشنوید را باور نکنید. احتمال اینکه شما در یک تصادف رانندگی کشته شوید بیشتر است تا با برخورد شهابسنگ در سال 2019. هارپ علت زلزله در ایران و یا در هیچ جای دیگر نیست. سفر به ماه دروغ نبود و زمین هم تخت نیست و فرشتگان هم در چاهها زندگی نمیکنند.
@Cosmos_language
@Cosmos_language
ذرات سیمپ، کاندید جدید ماده تاریک
مادهی تاریک از زمان مطرح شدنش، حجم عظیمی از پژوهشهای فیزیکدانان را به خود اختصاص داده است. این پژوهشها، دستاوردهای مهمی داشته و پیشنهادهای جالبی برای ذرات تشکیلدهندهی مادهی تاریک، مطرح شده که البته وجود برخی از آنها رد شده است. اما جدیدترین و امیدبخشترین کاندیدای مادهی تاریک، ذرات “SIMP” (سیمپ) هستند.
یافتن مادهی تاریک که با جستجوی یک توده ستارهای پرجرم و تاریک یا ذرات سنگین جدید دارای برهمکنش ضعیف دنبال میشود، تا کنون ناموفق بوده، اما حالا یک ذرهی جدید به واسطه مشاهدات، کم کم طرفدارانی پیدا کرده است. این ذرات که به آنها ذرات سیمپ میگویند، ذرات پرجرمی با برهمکنش قوی بوده و سه سال پیش در دانشگاه برکلی توسط فیزیکدان نظری “Hitoshi Murayama” (هیتوشی مورایاما) و “Yonit Hochberg” (یونیت هوچبرگ) پیشنهاد شدند.
مورایاما اعتقاد دارد یک تجمع کهکشانی نزدیک که به تازگی مشاهده شده، میتواند مدرکی دال بر وجود ذرات سیمپ باشد. او پیشبینی کرده که آزمایشهای فیزیک ذرات در آینده، یکی از این ذرات را آشکار خواهد کرد. مورایاما در مورد آخرین دستاوردهای نظری خود در مورد ذرات سیمپ و اینکه برخورد کهکشانها چگونه وجود این ذرات را تأیید میکند کنفرانسی ارائه داده است.
با اینکه مادهی تاریک نامرئی است، ستارهشناسان مقدار آن را 85% جرم عالم محاسبه کردهاند. محکمترین مدرک برای وجود ماده تاریک، حرکت ستارگان درونی کهکشان است؛ بدون وجود ماده تاریک، کهکشان از هم گسسته خواهد شد. در برخی کهکشانها، ستارههای مرئی آنقدر کم هستند که ماده تاریک 99.9% جرم کهکشان را تشکیل میدهد.
نظریهپردازان ابتدا تصور میکردند که این ماده نادیدنی، همان ماده معمولی است که خیلی کم نور است؛ مانند کوتولههای قهوهای، ستارههای سوخته یا سیاهچالهها. هنوز هم اجرام پرجرم و چگال در هالهای که مخفف آن “MACHO” (ماخو) نام دارد، کشف نشدهاند. همچنین بررسی کهکشان آندرومدا در اوایل سال جاری توسط تلسکوپ “Subaru” (سوبارو)، هرگونه اجتماع مهم کشف نشده از سیاهچالهها را از اساس رد کرد. محققان به دنبال پیدا کردن سیاهچالههایی هستند که از جهان بسیار اولیه باقی مانده بودند. این سیاهچالهها که به اصطلاح، سیاهچالههای زودگذر نام دارند با درخشندگی ناگهانی ناشی از عبور از جلوی ستارگان پس زمینه و اثر لنز گرانشی، شناخته میشوند. آنها دقیقا یکی از این سیاهچالهها را یافتند که برای توجیه جرم کهکشان، خیلی کم است. مورایاما معتقد است این تحقیق نشان میدهد که ماخوها وجود ندارند.
ذرات سنگین با برهمکنش ضعیف یا همان ذرات “WIMP” (ویمپ) هم، چنین وضعی دارند؛ علیرغم آنکه چندین دهه مورد تحقیق قرار گرفتهاند. این ذرات باید حدود صدبرابر سنگینتر از پروتون باشند و خیلی به ندرت با یکدیگر برهمکنش دارند. گمان میشد این ذرات اغلب با ماده معمولی از طریق گرانش برهمکنش کرده و منجر به جذب ماده معمولی به داخل تودههایی که درون کهکشانها رشد میکنند، شده و در نهایت ستارهها را ایجاد میکنند.
ذرات سیمپ با خودشان برهمکنش میکنند نه با بقیه!
ذرات سیمپ مانند ذرات ویمپ و ماخوها از لحاظ نظری در مقیاس بزرگ و در ابتدای تاریخ جهان تولید شده و تا دمای میانگین کیهانی سرد شدهاند، اما برخلاف ذرات ویمپ، نظریه ذرات سیمپ میگوید آنها با خودشان برهمکنش گرانشی قوی برقرار میکنند و با ذرات معمولی، خیلی ضعیف برهمکنش دارند. به نظر مورایاما یک امکان این است که یک ذره سیمپ، مانند ذره پایون از یک کوارک و یک پادکوارک تشکیل شده باشد (تصویر شماره 1).
یک ذره سیمپ با اندازهای شبیه به یک هسته اتم، از یک ذره ویمپ، کوچکتر خواهد بود که نشان میدهد تعداد آنها باید از ذرات ویمپ موجود، بیشتر باشد. مورایاما معتقد است تعداد بیشتر ذرات سیمپ به معنی این است که آنها علیرغم برهمکنش ضعیف با ماده معمولی، هنوز اثر شاخصی روی آن، باقی میگذارند.
مورایاما چنین اثر شاخصی را در چهار کهکشان در حال برخورد درون خوشه آبل 3827 میبیند، جایی که ماده تاریک به طور شگفت انگیزی و با تأخیر، پشت ماده مرئی ظاهر میشود. این پدیده میتواند با برهمکنشهای بین ماده تاریک در هر کهکشانی توضیح داده شود؛ چرا که ادغام ماده تاریک را کُند میکند، اما ادغام ماده معمولی و اساساً ستارگان را نه. مورایاما میگوید: «یک روش برای درک عقبتر بودن ماده تاریک نسبت به ماده معمولی، این است که ذرات ماده تاریک، اندازهای محدود دارند و در برابر یکدیگر پراکنده میشوند. بنابراین زمانی که بخواهند به سمت دیگر سیستم حرکت کنند، پس زده میشوند. این چیزی است که در نظریهی من که ماده تاریک، نوع جدیدی از کوارکها است، پیشبینی میشود.» (تصویر شماره 2).
مادهی تاریک از زمان مطرح شدنش، حجم عظیمی از پژوهشهای فیزیکدانان را به خود اختصاص داده است. این پژوهشها، دستاوردهای مهمی داشته و پیشنهادهای جالبی برای ذرات تشکیلدهندهی مادهی تاریک، مطرح شده که البته وجود برخی از آنها رد شده است. اما جدیدترین و امیدبخشترین کاندیدای مادهی تاریک، ذرات “SIMP” (سیمپ) هستند.
یافتن مادهی تاریک که با جستجوی یک توده ستارهای پرجرم و تاریک یا ذرات سنگین جدید دارای برهمکنش ضعیف دنبال میشود، تا کنون ناموفق بوده، اما حالا یک ذرهی جدید به واسطه مشاهدات، کم کم طرفدارانی پیدا کرده است. این ذرات که به آنها ذرات سیمپ میگویند، ذرات پرجرمی با برهمکنش قوی بوده و سه سال پیش در دانشگاه برکلی توسط فیزیکدان نظری “Hitoshi Murayama” (هیتوشی مورایاما) و “Yonit Hochberg” (یونیت هوچبرگ) پیشنهاد شدند.
مورایاما اعتقاد دارد یک تجمع کهکشانی نزدیک که به تازگی مشاهده شده، میتواند مدرکی دال بر وجود ذرات سیمپ باشد. او پیشبینی کرده که آزمایشهای فیزیک ذرات در آینده، یکی از این ذرات را آشکار خواهد کرد. مورایاما در مورد آخرین دستاوردهای نظری خود در مورد ذرات سیمپ و اینکه برخورد کهکشانها چگونه وجود این ذرات را تأیید میکند کنفرانسی ارائه داده است.
با اینکه مادهی تاریک نامرئی است، ستارهشناسان مقدار آن را 85% جرم عالم محاسبه کردهاند. محکمترین مدرک برای وجود ماده تاریک، حرکت ستارگان درونی کهکشان است؛ بدون وجود ماده تاریک، کهکشان از هم گسسته خواهد شد. در برخی کهکشانها، ستارههای مرئی آنقدر کم هستند که ماده تاریک 99.9% جرم کهکشان را تشکیل میدهد.
نظریهپردازان ابتدا تصور میکردند که این ماده نادیدنی، همان ماده معمولی است که خیلی کم نور است؛ مانند کوتولههای قهوهای، ستارههای سوخته یا سیاهچالهها. هنوز هم اجرام پرجرم و چگال در هالهای که مخفف آن “MACHO” (ماخو) نام دارد، کشف نشدهاند. همچنین بررسی کهکشان آندرومدا در اوایل سال جاری توسط تلسکوپ “Subaru” (سوبارو)، هرگونه اجتماع مهم کشف نشده از سیاهچالهها را از اساس رد کرد. محققان به دنبال پیدا کردن سیاهچالههایی هستند که از جهان بسیار اولیه باقی مانده بودند. این سیاهچالهها که به اصطلاح، سیاهچالههای زودگذر نام دارند با درخشندگی ناگهانی ناشی از عبور از جلوی ستارگان پس زمینه و اثر لنز گرانشی، شناخته میشوند. آنها دقیقا یکی از این سیاهچالهها را یافتند که برای توجیه جرم کهکشان، خیلی کم است. مورایاما معتقد است این تحقیق نشان میدهد که ماخوها وجود ندارند.
ذرات سنگین با برهمکنش ضعیف یا همان ذرات “WIMP” (ویمپ) هم، چنین وضعی دارند؛ علیرغم آنکه چندین دهه مورد تحقیق قرار گرفتهاند. این ذرات باید حدود صدبرابر سنگینتر از پروتون باشند و خیلی به ندرت با یکدیگر برهمکنش دارند. گمان میشد این ذرات اغلب با ماده معمولی از طریق گرانش برهمکنش کرده و منجر به جذب ماده معمولی به داخل تودههایی که درون کهکشانها رشد میکنند، شده و در نهایت ستارهها را ایجاد میکنند.
ذرات سیمپ با خودشان برهمکنش میکنند نه با بقیه!
ذرات سیمپ مانند ذرات ویمپ و ماخوها از لحاظ نظری در مقیاس بزرگ و در ابتدای تاریخ جهان تولید شده و تا دمای میانگین کیهانی سرد شدهاند، اما برخلاف ذرات ویمپ، نظریه ذرات سیمپ میگوید آنها با خودشان برهمکنش گرانشی قوی برقرار میکنند و با ذرات معمولی، خیلی ضعیف برهمکنش دارند. به نظر مورایاما یک امکان این است که یک ذره سیمپ، مانند ذره پایون از یک کوارک و یک پادکوارک تشکیل شده باشد (تصویر شماره 1).
یک ذره سیمپ با اندازهای شبیه به یک هسته اتم، از یک ذره ویمپ، کوچکتر خواهد بود که نشان میدهد تعداد آنها باید از ذرات ویمپ موجود، بیشتر باشد. مورایاما معتقد است تعداد بیشتر ذرات سیمپ به معنی این است که آنها علیرغم برهمکنش ضعیف با ماده معمولی، هنوز اثر شاخصی روی آن، باقی میگذارند.
مورایاما چنین اثر شاخصی را در چهار کهکشان در حال برخورد درون خوشه آبل 3827 میبیند، جایی که ماده تاریک به طور شگفت انگیزی و با تأخیر، پشت ماده مرئی ظاهر میشود. این پدیده میتواند با برهمکنشهای بین ماده تاریک در هر کهکشانی توضیح داده شود؛ چرا که ادغام ماده تاریک را کُند میکند، اما ادغام ماده معمولی و اساساً ستارگان را نه. مورایاما میگوید: «یک روش برای درک عقبتر بودن ماده تاریک نسبت به ماده معمولی، این است که ذرات ماده تاریک، اندازهای محدود دارند و در برابر یکدیگر پراکنده میشوند. بنابراین زمانی که بخواهند به سمت دیگر سیستم حرکت کنند، پس زده میشوند. این چیزی است که در نظریهی من که ماده تاریک، نوع جدیدی از کوارکها است، پیشبینی میشود.» (تصویر شماره 2).
تصویر شماره 1
ساختار پیشنهادی موریاما برای ذرات سیمپ.
ذره سیمپ (راست) مشابه یک ذره پایون (چپ) از یک کوارک و یک پادکوارک تشکیل شده و با یک گلئون (G) کنار هم نگه داشته شدهاند.
@Cosmos_language
ساختار پیشنهادی موریاما برای ذرات سیمپ.
ذره سیمپ (راست) مشابه یک ذره پایون (چپ) از یک کوارک و یک پادکوارک تشکیل شده و با یک گلئون (G) کنار هم نگه داشته شدهاند.
@Cosmos_language
تصویر شماره 2
تصویر تلسکوپ فضایی هابل از خوشه آبل 3827 و برخورد چهار کهکشان درخشان. کهکشانهای پشت این خوشه (Arc B و Lensing image A) تغییر شکل یافتهاند.
@Cosmos_language
تصویر تلسکوپ فضایی هابل از خوشه آبل 3827 و برخورد چهار کهکشان درخشان. کهکشانهای پشت این خوشه (Arc B و Lensing image A) تغییر شکل یافتهاند.
@Cosmos_language
علاوه بر این، ذرات سیمپ به یک پیروزی در توضیح توزیع ماده تاریک در کهکشانهای کوچک دست پیدا کردند که نظریهی ویمپ در آن ناکام مانده بود. مورایاما میگوید: «این معما از قدیم وجود داشته است که اگر به کهکشانهای کوتوله نگاه کنید که شامل چند ستاره و خیلی کوچک هستند، میبینید که واقعاً بیشتر از ماده تاریک تشکیل شدهاند. شبیهسازی تشکیل تودهی ماده تاریک، همیشه نشان میدهد که یک انباشتگی بزرگ به سمت مرکز وجود دارد، اما در مشاهدات، این انباشتگی را پهنتر میبینند. این اختلاف، یکی از مسائل مهم در مورد ماده تاریک است. در صورتی که اگر ماده تاریک، مقدار محدودی داشته باشد (مانند یک ذره سیمپ)، آنگاه ذرات میتوانند خودشان را پراکنده کنند و این عملاً نمایانگر تودهای پهن به سمت مرکز میباشد. این خود میتواند گواهی دیگر بر درستی این نظریه باشد.» (تصویر شماره 3)
پیش به سوی یافتن ذرات سیمپ، ویمپ و اکسیونها:
دانشمندان در حال طراحی آزمایشهای زمینی برای یافتن ذرات سیمپ هستند؛ به ویژه در شتابدهندههایی مانند LHC در سرن که فیزیکدانان همیشه در آنجا به دنبال کشف ذرات ناشناخته جدید هستند. آزمایش دیگری در برخورد دهنده خطی بینالمللی در ژاپن میتواند برای پیدا کردن ذرات سیمپ استفاده شود. همانطور که مورایاما و همکارانش نظریه ذرات سیمپ را اصلاح کرده و به دنبال راهی برای کشف این ذرات هستند، تحقیق در مورد ذرات ویمپ همچنان ادامه دارد. علاوه بر این فیزیکدانان همچنان به دنبال کاندیداهای دیگری برای ماده تاریک هستند. یکی از آنها ذره “اکسیون” است که یک ذره فرضی کاندیدای ماده تاریک است. آزمایش “CASPEr” برای یافتن اختلالات اسپین هسته ناشی از میدان اکسیون طراحی شده است. آزمایش ماده تاریک با فرکانس بالا (ADMX-HF) نیز به دنبال یافتن اکسیون است. مورایاما میگوید: «ما نباید جستجوی ذرات ویمپ را رها کنیم. محدودیتهای آزمایشگاهی بسیار مهم هستند. از آنجا که نشانهای از وجود ذرات ویمپ دیده نشده، مردم وسیعتر میاندیشند. بیایید دست نگه داریم و دوباره به آن فکر کنیم.»
پستهای مرتبط:
اکسیون
فوتونهای تاریک
نظریهی ماند
@Cosmos_language
https://telegram.me/Cosmos_language
پیش به سوی یافتن ذرات سیمپ، ویمپ و اکسیونها:
دانشمندان در حال طراحی آزمایشهای زمینی برای یافتن ذرات سیمپ هستند؛ به ویژه در شتابدهندههایی مانند LHC در سرن که فیزیکدانان همیشه در آنجا به دنبال کشف ذرات ناشناخته جدید هستند. آزمایش دیگری در برخورد دهنده خطی بینالمللی در ژاپن میتواند برای پیدا کردن ذرات سیمپ استفاده شود. همانطور که مورایاما و همکارانش نظریه ذرات سیمپ را اصلاح کرده و به دنبال راهی برای کشف این ذرات هستند، تحقیق در مورد ذرات ویمپ همچنان ادامه دارد. علاوه بر این فیزیکدانان همچنان به دنبال کاندیداهای دیگری برای ماده تاریک هستند. یکی از آنها ذره “اکسیون” است که یک ذره فرضی کاندیدای ماده تاریک است. آزمایش “CASPEr” برای یافتن اختلالات اسپین هسته ناشی از میدان اکسیون طراحی شده است. آزمایش ماده تاریک با فرکانس بالا (ADMX-HF) نیز به دنبال یافتن اکسیون است. مورایاما میگوید: «ما نباید جستجوی ذرات ویمپ را رها کنیم. محدودیتهای آزمایشگاهی بسیار مهم هستند. از آنجا که نشانهای از وجود ذرات ویمپ دیده نشده، مردم وسیعتر میاندیشند. بیایید دست نگه داریم و دوباره به آن فکر کنیم.»
پستهای مرتبط:
اکسیون
فوتونهای تاریک
نظریهی ماند
@Cosmos_language
https://telegram.me/Cosmos_language
تصویر شماره 3
چپ: نظریه ویمپ (توزیع زیاد ماده تاریک در یک ناحیه کوچک مرکز کهکشان)
راست: نظریه سیمپ (توزیع پهن ماده تاریک در مرکز کهکشان که بیشتر در کهکشانهای کوتوله متداول است.)
@Cosmos_language
چپ: نظریه ویمپ (توزیع زیاد ماده تاریک در یک ناحیه کوچک مرکز کهکشان)
راست: نظریه سیمپ (توزیع پهن ماده تاریک در مرکز کهکشان که بیشتر در کهکشانهای کوتوله متداول است.)
@Cosmos_language
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دکتر علی نیری
شبهعلم یعنی وامگیری از واژگان زیبا مثل انرژی، کیهان و شعور برای منطقی جلوه دادن اعتقادات.
@Cosmos_language
شبهعلم یعنی وامگیری از واژگان زیبا مثل انرژی، کیهان و شعور برای منطقی جلوه دادن اعتقادات.
@Cosmos_language
تاکیونها، ذراتی سریعتر از نور!
احتمالاً میدانید که بر اساس نظریه نسبیت خاص اینشتین، هیچ ذرهای را که دارای جرم سکون حقیقی غیر صفر باشد نمیتوان به سرعت نور در خلأ رساند، زیرا برای این کار به بینهایت انرژی نیاز است. اما در سال 1967 یک فیزیکدان امریکایی به نام “Gerald Feinberg” (جرالد فاینبرگ) از دانشگاه کلمبیای امریکا در مقالهای که در نشریه معتبر Physical Review منتشر کرد، اندیشه شگفتانگیزی را در ارتباط با این موضوع مطرح کرد. بنا بر استدلال فاینبرگ، ممکن است ذراتی با جرم غیرحقیقی یا موهومی (کمیتهای موهومی در ریاضیات به کمیتهایی گفته میشود که مجذور آنها عددی منفی است) در جهان وجود داشته باشند که بتوانند بدون زیر پا گذاشتن نسبیت خاص، با سرعتی فراتر از سرعت نور در کیهان حرکت کنند. فاینبرگ اسم چنین ذراتی را “Tachyon” (تاکیون) گذاشت که از واژه “تاکیس” یونانی به معنای تند و سریع گرفته شده است.
تاکیونها در صورت وجود همواره با سرعتی بیشتر از سرعت نور حرکت میکنند و هیچ گاه نمیتوان سرعت آنهای را تا حد سرعت نور و یا کمتر از آن کاهش داد، زیرا بر اساس معادلات نسبیت خاص اینشتین، برای کاهش سرعت یک تاکیون تا حد سرعت نور، به بینهایت انرژی نیاز است.
“تاکیون” یکی از اعجابهای مکانیک کوانتومی است؛ تاکیونها در جهانی عجیب به سر میبرند که در آن همه چیز سریعتر از نور حرکت میکند. آنها رفتارهای عجیب و غریبی دارند، تاکیونها با از دست دادن انرژی تندتر میروند، بنابراین با از دست دادن کل انرژی خود با سرعت بینهایت حرکت خواهند کرد. اما اعجاب آورترین خصوصیت آنها این است که دارای جرمی موهومی هستند!
در جهان ریاضیات یک عدد موهومی، یک عدد به شکل bi است به طوری که b یک عدد غیر صفر و حقیقی، همچنین i نیز به صورت i²=−1 (که به آن واحد موهومی نیز میگویند) تعریف شده باشد. اگر در معادلات مشهور اینشتین m را با im جایگزین کنیم، آنگاه چیزی خیره کننده پدیدار میشود. به ناگاه تمام ذرات با سرعت فراتر از نور حرکت میکنند. اما وقتی میفهمیم که ممکن است این وضعیت انتزاعی ریاضیات به فیزیک و عالم کشیده شود به معنای واقعی ترسی ژرف تمام وجودمان را فرا میگیرد چون حتی نمیتوانیم آن را در تخیل بیاوریم. بنابراین جرم موهومی حتی از جرمی بینهایت هم عجیبتر است. در هر صورت تاکیونها سریعتر از نور حرکت میکنند و جرم موهومی دارند اما فعلاً کسی آنها را ندیده است.
با وجود همه این خصلتهای عجیب و غریب، تاکیونها به طور جدی مورد مطالعه فیزیکدانان مانند فاینبرگ قرار گرفتهاند. مشکل در آن است که تاکنون کسی تاکیون را در آزمایشگاه ندیده است. فاینبرگ پیشنهاد کرد که فیزیکدانها به بررسی باریکه لیزر پیش از روشن کردن آن بپردازند. اگر تاکیون وجود داشته باشند، آنگاه نور آمده از باریکه لیزر را میتوان حتی پیش از روشن شدن این وسیله آشکارسازی کرد! معلوم نیست که از تاکیونها بشود برای فرستادن پیام به گذشته استفاده کرد مثلاً فاینبرگ عقیده داشت که گسیل تاکیونی که در زمان پیش میرود، با جذب تاکیون انرژی منفی که در زمان پس میرود یکسان است (مشابه با وضعیت مربوط به پادماده) و شاید علیت نقض نشود.
تفسیر جدی امروزی تاکیونها این است که آنها شاید در لحظه بیگ بنگ وجود داشتهاند و با نقض علیت دیگر وجود ندارند. تاکیونها دارای خصوصیات عجیب دیگری نیز هستند، وقتی آنها را در هر نظریهای وارد کنید آنها خلاء را که پایین ترین حالت انرژی است، ناپایدار میکنند. اگر سیستمی دارای تاکیونها باشد، یعنی در خلاء دروغین قرار دارد به طوری که آن سیستم ناپایدار میشود و به خلاء راستین واپاشی میکند. فرضیهای وجود دارد که کیهان قبل از بیگ بنگ، در اصل با خلائی دروغین آغاز شد که در آن تاکیونها وجود داشتهاند. به باور فیزیکدانان بوزون هیگز در اصل به صورت تاکیون به راه افتاد.
@Cosmos_language
https://telegram.me/Cosmos_language
احتمالاً میدانید که بر اساس نظریه نسبیت خاص اینشتین، هیچ ذرهای را که دارای جرم سکون حقیقی غیر صفر باشد نمیتوان به سرعت نور در خلأ رساند، زیرا برای این کار به بینهایت انرژی نیاز است. اما در سال 1967 یک فیزیکدان امریکایی به نام “Gerald Feinberg” (جرالد فاینبرگ) از دانشگاه کلمبیای امریکا در مقالهای که در نشریه معتبر Physical Review منتشر کرد، اندیشه شگفتانگیزی را در ارتباط با این موضوع مطرح کرد. بنا بر استدلال فاینبرگ، ممکن است ذراتی با جرم غیرحقیقی یا موهومی (کمیتهای موهومی در ریاضیات به کمیتهایی گفته میشود که مجذور آنها عددی منفی است) در جهان وجود داشته باشند که بتوانند بدون زیر پا گذاشتن نسبیت خاص، با سرعتی فراتر از سرعت نور در کیهان حرکت کنند. فاینبرگ اسم چنین ذراتی را “Tachyon” (تاکیون) گذاشت که از واژه “تاکیس” یونانی به معنای تند و سریع گرفته شده است.
تاکیونها در صورت وجود همواره با سرعتی بیشتر از سرعت نور حرکت میکنند و هیچ گاه نمیتوان سرعت آنهای را تا حد سرعت نور و یا کمتر از آن کاهش داد، زیرا بر اساس معادلات نسبیت خاص اینشتین، برای کاهش سرعت یک تاکیون تا حد سرعت نور، به بینهایت انرژی نیاز است.
“تاکیون” یکی از اعجابهای مکانیک کوانتومی است؛ تاکیونها در جهانی عجیب به سر میبرند که در آن همه چیز سریعتر از نور حرکت میکند. آنها رفتارهای عجیب و غریبی دارند، تاکیونها با از دست دادن انرژی تندتر میروند، بنابراین با از دست دادن کل انرژی خود با سرعت بینهایت حرکت خواهند کرد. اما اعجاب آورترین خصوصیت آنها این است که دارای جرمی موهومی هستند!
در جهان ریاضیات یک عدد موهومی، یک عدد به شکل bi است به طوری که b یک عدد غیر صفر و حقیقی، همچنین i نیز به صورت i²=−1 (که به آن واحد موهومی نیز میگویند) تعریف شده باشد. اگر در معادلات مشهور اینشتین m را با im جایگزین کنیم، آنگاه چیزی خیره کننده پدیدار میشود. به ناگاه تمام ذرات با سرعت فراتر از نور حرکت میکنند. اما وقتی میفهمیم که ممکن است این وضعیت انتزاعی ریاضیات به فیزیک و عالم کشیده شود به معنای واقعی ترسی ژرف تمام وجودمان را فرا میگیرد چون حتی نمیتوانیم آن را در تخیل بیاوریم. بنابراین جرم موهومی حتی از جرمی بینهایت هم عجیبتر است. در هر صورت تاکیونها سریعتر از نور حرکت میکنند و جرم موهومی دارند اما فعلاً کسی آنها را ندیده است.
با وجود همه این خصلتهای عجیب و غریب، تاکیونها به طور جدی مورد مطالعه فیزیکدانان مانند فاینبرگ قرار گرفتهاند. مشکل در آن است که تاکنون کسی تاکیون را در آزمایشگاه ندیده است. فاینبرگ پیشنهاد کرد که فیزیکدانها به بررسی باریکه لیزر پیش از روشن کردن آن بپردازند. اگر تاکیون وجود داشته باشند، آنگاه نور آمده از باریکه لیزر را میتوان حتی پیش از روشن شدن این وسیله آشکارسازی کرد! معلوم نیست که از تاکیونها بشود برای فرستادن پیام به گذشته استفاده کرد مثلاً فاینبرگ عقیده داشت که گسیل تاکیونی که در زمان پیش میرود، با جذب تاکیون انرژی منفی که در زمان پس میرود یکسان است (مشابه با وضعیت مربوط به پادماده) و شاید علیت نقض نشود.
تفسیر جدی امروزی تاکیونها این است که آنها شاید در لحظه بیگ بنگ وجود داشتهاند و با نقض علیت دیگر وجود ندارند. تاکیونها دارای خصوصیات عجیب دیگری نیز هستند، وقتی آنها را در هر نظریهای وارد کنید آنها خلاء را که پایین ترین حالت انرژی است، ناپایدار میکنند. اگر سیستمی دارای تاکیونها باشد، یعنی در خلاء دروغین قرار دارد به طوری که آن سیستم ناپایدار میشود و به خلاء راستین واپاشی میکند. فرضیهای وجود دارد که کیهان قبل از بیگ بنگ، در اصل با خلائی دروغین آغاز شد که در آن تاکیونها وجود داشتهاند. به باور فیزیکدانان بوزون هیگز در اصل به صورت تاکیون به راه افتاد.
@Cosmos_language
https://telegram.me/Cosmos_language
در خلاء دروغین، هیچ کدام از ذرات زیر اتمی اصلاً جرمی نداشتند اما تاکیون آن را ناپایدار کرد و جهان گذاری به خلاء جدید انجام داد که در آن بوزون هیگز تبدیل به ذرهای عادی شد. پس از گذار از تاکیون به ذره عادی، ذرات زیر اتمی شروع به جرم دار شدن کردند. بدین ترتیب کشف بوزون هیگز نه تنها آخرین تکه گمشده مدل استاندارد را تکمیل میکند، بلکه تأکید خواهد کرد که حالت تاکیونی زمانی وجود داشته است اما به ذرهای عادی تبدیل شده است. شاید تاکیونها پیش از بیگ بنگ وجود داشتند، این ذرات علیت را نقض میکنند اما کی از دیدگاههای موجود بین فیزیکدانان این است که کار اصلی آنها راه انداختن بیگ بنگ بود و بنابراین دیگر مشاهده شدنی نیستند. بنابراین تاکیونها نمایانگر حالت کوانتومی عجیبیاند که در آن اجسام میتوانند سریعتر از نور بروند حتی علیت را نقض کنند. اما آنها مدتها پیش ناپدید شدهاند و شاید به شکل گیری کیهان انجامیده باشند.
طبق نظر فاینمن، الکترونی که در زمان به عقب بر میگردد همان پوزیترون با بار مخالف است. تفسیری که ولف و سارافتی به آن میافزایند این است که الکترون به خارج از مخروط نور خود، به درون خط جهانی تاکیونی که در آن سرعت الکترون بیش از سرعت نور است تابانده میشود. حتی تعدادی از فیزیکدانان معتقدند که تئوری نسبیت اینشتین وجود تاکیونها را نفی نمیکند و حتی بر وجود آنها صحه میگذارد و در واقع میتوان گفت تاکیونها در خارج از مخروط نور وجود دارند، یعنی در آنسوی فضا-زمان!
منبع:
Gerald Feinberg Phys. Rev. 159, 1089 (1967)
@Cosmos_language
https://telegram.me/Cosmos_language
طبق نظر فاینمن، الکترونی که در زمان به عقب بر میگردد همان پوزیترون با بار مخالف است. تفسیری که ولف و سارافتی به آن میافزایند این است که الکترون به خارج از مخروط نور خود، به درون خط جهانی تاکیونی که در آن سرعت الکترون بیش از سرعت نور است تابانده میشود. حتی تعدادی از فیزیکدانان معتقدند که تئوری نسبیت اینشتین وجود تاکیونها را نفی نمیکند و حتی بر وجود آنها صحه میگذارد و در واقع میتوان گفت تاکیونها در خارج از مخروط نور وجود دارند، یعنی در آنسوی فضا-زمان!
منبع:
Gerald Feinberg Phys. Rev. 159, 1089 (1967)
@Cosmos_language
https://telegram.me/Cosmos_language