Cosmos' Language
300 subscribers
262 photos
112 videos
69 files
190 links
🌌زبان کیهان🌌

ارتباط:
@Arman151
Download Telegram
Cosmos' Language
@Cosmos_language
پس از محاسبه، مقدار کسری که در فرمول طول عمر ساهچاله وجود داشت، تقریباً برابر

8.41092×10⁻¹⁷
خواهد بود.

@Cosmos_language
Cosmos' Language
پس از محاسبه، مقدار کسری که در فرمول طول عمر ساهچاله وجود داشت، تقریباً برابر 8.41092×10⁻¹⁷ خواهد بود. @Cosmos_language
و این یعنی طول عمر سیاهچاله‌ای به جرم اولیه M₀، در صورتی که هیچ جرمی را در زمان حیاتش نبلعد، از دو فرمول بالا به به دست می‌آید.

M*: جرم خورشید

@Cosmos_language
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
کره زمین چگونه حرکت می‌کند؟
مایکل استیوِنس (Vsauce)
#روز
#ماه
#سال
#تقویم

@Cosmos_language
سرن به دنبال ساخت شتاب‌دهنده‌ای جدید!

@Cosmos_language
‏FCC، شتاب‌دهنده ذرات آینده!

شتاب‌دهنده ذرات، وسیله‌ای برای رساندن ذرات به سرعت‌های نزدیک به نور و برخورد دادن آن‌ها با یک دیگر به منظور مطالعه بر روی آن‌ها و تحقیقات فیزیک هسته‌ای و فیزیک ذرات بنیادی است. بزرگ‌ترین و قدرتمندترین شتاب‌دهنده کنونی، LHC مخفف Large Hadron Collider (برخورد دهنده بزرگ هادرون‌ها) است. این شتاب‌دهنده که توسط سازمان تحقیقات هسته‌ای اروپا (CERN) مدیریت می‌شود، در نزدیکی شهر ژنو سوئیس در سال 2008 پس از 20 سال آماده سازی شروع به کار کرد و با تونلی به طول 27 کیلومتر قادر است به انرژی 13TeV دست یابد. کشف ذره هیگز از دستاوردهای تاریخ ساز این شتاب‌دهنده است.

اما دانشمندان به دنبال ساخت شتاب‌دهنده حتی بزرگ‌تر و قوی‌تر از LHC هستند و نام آن را FCC مخفف Future Circular Collider (برخورد دهنده دایره‌ای آینده) گذاشته‌اند. FCC برای ایجاد کارایی بیشتر در برخورد ذرات طراحی شده تا بتواند تحقیقاتی که LHC آغاز کرده را پس از پایان عمر LHC ادامه دهد.
‏FCC حلقه‌ای به طول 80 تا 100 کیلومتر خواهد داشت و قادر خواهد بود به انرژی 100TeV دست یابد. سنسورهای که در این برخورد دهنده به کار خواهد رفت، از سه نوع مختلف‌اند: آشکارساز برخورد هادرون‌ها، آشکارساز برخورد الکترون-پوزیترون و آشکارساز برخورد پروتون-الکترون.
انتظار داریم با استفاده از FCC، کشف‌های جدیدی در زمینه فیزیک ذرات بنیادی و به خصوص ماده تاریک داشته باشیم.
ساخت FCC در سال 2018 آغاز و احتمالاً در سال 2035 آماده استفاده خواهد بود.

منبع: CERN

@Cosmos_language
https://telegram.me/Cosmos_language
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آزمایش گربه شرودینگر به زبان ساده

@Cosmos_language
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کنترل عضلات یک شخص، توسط مغز شخصی دیگر!
اراده آزاد توهمی بیش نیست...
#الکترو_فیزیولوژی

@Cosmos_language
سؤال یکی از اعضا

@Cosmos_language
تکینگی نقطه‌ای با حجم صفر و جرم بسیار زیاد (چگالی بی‌نهایت) است. گرانش شدید آن موجب می‌شود که حتی نور هم نتواند از آن بگریزد و به همین دلیل افق رویدادی به دور آن ساخته می‌شود که تکینگی را از جهان پنهان می‌سازد. به چنین تکینگی‌ای به دلیل افق رویدادی که مانع خروج نور می‌شود، سیاهچاله می‌گویند.
اما نسبیت عام پیش‌بینی می‌کند که ممکن است گاهی پس از رُمبش ستاره و فرو ریختن جرمش به درون تکینگی، اصلاً افق رویدادی تشکیل نشود. یا اینکه در ابتدا سیاهچاله‌ای تشکیل شود و سپس به هر دلیلی دارای بار الکتریکی شود؛ بار الکتریکی باعث می‌شود دو افق رویداد تکینگی را در بر گیرند و اگر بار الکتریکی بیشر و بیشتر شود، این دو افق به هم نزدیک و نزدیک‌تر می‌شوند تا جایی که هر دو از بین رفته و تکینگی برهنه می‌شود (برای اطلاعات بیشتر “متریک رایزنر-نوردشترم” را مطالعه کنید).
در شبیه سازی‌های کامپیوتری، تکینگی‌های برهنه با موفقیت شکل گرفته‌اند. در تصویر شماره 1، یک سیاهچاله و یک تکینگی برهنه نشان داده شده است. تکینگی برهنه (در صورت وجود) مانند یک سوراخ غیر منتظره در فضا-زمان خواهد بود. نه تنها باعث تحریف فضا-زمان شده، بلکه قوانین فیزیک را نیز ویران می‌کند. اما سؤال این است که چگونه یک تکینگی برهنه را از یک سیاهچاله معمولی تشخیص دهیم؟

محققان “Tata Institute of Fundamental Research” (مؤسسه تحقیقات بنیادی تاتا) (TIFR) در هند، راه حلی دو مرحله‌ای برای تشخیص این دو‌ از هم یافته‌اند. راهی که آن‌ها یافته‌اند بر اساس این است که تا جایی که می‌دانیم، تمام تکینگی‌ها (چه تکینگی برهنه و چه سیاهچاله) اجرامی دارای چرخش هستند.
طبق نسبیت عام اینشتین، تار و پود فضا-زمان در مجاورت اجرام چرخان، بر اثر این چرخش پیچ خورده می‌شود (امواج گرانشی). و این اثر باعث به وجود آمدن یک “اسپین ژیروسکوپیک” می‌شود که محور مدار چرخش ذرات به دور جرم چرخان را تغییر می‌دهد (تصویر شماره 2). بر همین اساس، تیم تحقیقاتی می‌گوید می‌توان با اندازه‌گیری نرخ تغییرات محور چرخش ژیروسکوپ (فرکانس تغییر محور) در دو نقطه نزدیک به جرم، ماهیت جرم چرخان را کشف نمود.
طبق مقاله این گروه تحقیقاتی، دو حالت ممکن وجود دارد:
1- فرکانس تغییر محور ژیروسکوپ، بین دو نقطه به شدت تغییر می‌کند.
2- تغییرات فرکانس تغییر محور، منظم و کم است.

فرکانس تغییر محور چرخش یک ژیروسکوپِ در حال گردش به دور یک سیاهچاله یا یک تکینگی برهنه، حساس به حضور افق رویداد می‌باشد.
یک ژیروسکوپ دوران کننده و نزدیک شونده به افق رویداد یک سیاهچاله، از هر جهتی که به افق رویداد نزدیک شود، به طور افزاینده‌ای شدید رفتار می‌کند. یعنی سرعت تغییر محور آن مدام افزایش می‌یابد.
از آنجا که با نزدیک‌تر شدن یک جسم به سیاهچاله چرخان، فرکانس تغییر محور مدار آن بیشتر می‌شود، پس حالت 1 نشان دهنده یک سیاهچاله است.
از طرفی در مورد تکینگی برهنه، فرکانس تغییر محور ژیروسکوپ فقط در مدار استوایی آن خود به خود افزایش می‌یابد و در مدارهای دیگر معمولی و منظم است.
یعنی با نزدیک‌تر شدن یک جسم به تکینگی برهنه چرخان، فرکانس تغییر محور مدار آن می‌تواند کاهش یابد و یا حتی به صفر برسد. بنابر‌این حالت 2 نشان دهنده یک تکینگی برهنه است.

فرکانس تغییر محور مدار چرخش ماده‌ای که به درون سیاهچاله یا تکینگی برهنه کشیده می‌شود را می‌توان با تلسکوپ‌های پرتو X اندازه گیری نمود.

اما جدای از این‌ها باید این نکته را هم در نظر گرفت که با اینکه وجود تکینگی برهنه از نظر تئوری ممکن است و در شبیه سازی‌های کامپیوتری نیز به وجود آمده است، اما باز هم وجودش در طبیعت قطعی نیست. تیم دیگری از محققان پیش از تیم TIFR نشان داده بودند که حتی اگر تکینگی برهنه شکل بگیرد، مکانیک کوانتوم به سرعت آن را تبدیل به یک سیاهچاله دارای افق می‌کند.

@Cosmos_language
https://telegram.me/Cosmos_language
تصویر شماره 1
چپ سیاهچاله است و افق رویداد با خط چین نشان داده شده.
راست تکینگی برهنه است و افق رویداد ندارد.
فلش‌ها، در هر دو تصویر، جهت حرکت پرتوهای نور را نشان می‌دهند.

@Cosmos_language
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تصویر شماره 2
نمونه اسپین ژیروسکوپیک و تغییر محور چرخش

@Cosmos_language
تحصیلات اینکه چقدر به خاطر سپرده‌اید یا حتی اینکه چقدر می‌دانید نیست. تحصیلات، توانایی تمیز دادن چیزهایی که می‌دانید از چیزهایی که نمی‌دانید است.

@Cosmos_language
Cosmos' Language
@Cosmos_language
تلسکوپ فضایی کپلر دو سیاره جدید در منظومه‌های Kepler-90 و Kepler-80 به نام‌های Kepler-90i و Kepler-80g پیدا کرد.
منظومه Kepler-90 تبدیل به اولین منظومه‌ای شد که به اندازه منظومه شمسی سیاره دارد (8 سیاره).
تفاوت این کشف با کشف‌های دیگر کپلر این است که از هوش مصنوعی (شبکه نورونی) و تکنیک “Machine learning” برای تجزیه و تحلیل داده‌ها استفاده شد. در واقع شبکه نورونی‌ای که برای پیدا کردن سیارات با استفاده از الگوی نوری ستاره‌ها آموزش داده شده بود، توانست دو سیاره را پیدا کند که به دلیل اثرات خیلی ضعیف‌شان بر روی الگوی نوری ستاره میزبان، تا کنون از دید دانشمندان پنهان مانده بودند.

@Cosmos_language
https://telegram.me/Cosmos_language
سیاهچاله‌ها

قسمت اول
قسمت دوم
قسمت سوم

قسمت چهارم: آنتروپی بکنشتاین-هاوکینگ

آنتروپی بکنشتاین-هاوکینگ، مقدار آنتروپی‌ای است که باید برای یک سیاهچاله در نظر گرفت تا از دید ناظر خارجیِ دور، سیاهچاله از قوانین ترمودینامیک (به ویژه قوانین اول و دوم) پیروی کند. آنتروپی سیاهچاله ایده‌ای با ریشه هندسی است که پیامدهای فیزیکی بسیاری به همراه دارد. مفاهیم گرانش، ترمودینامیک و نظریه کوانتوم را به هم پیوند می‌دهد و از این طریق پنجره‌ای به دنیای کشف نشده “گرانش کوانتومی” باز می‌کند.

چرا آنتروپی سیاهچاله؟
یک سیاهچاله ممکن است به عنوان عیب و نقصی در فضا-زمان و یا نقطه‌ای با خمیدگی خیلی زیاد توصیف شود. آیا نسبت دادن آنتروپی به آن، معنا دار و ممکن است؟
چند راه برای توجیه ایده آنتروپی سیاهچاله وجود دارد (بکنشتاین 1972، 1973):
یک سیاهچاله معمولاً از رُمبش مقداری ماده یا تشعشع شکل می‌گیرد که هر دوی این‌ها آنتروپی دارند. با این حال، درون سیاهچاله و محتوای آن از چشم ناظر خارجی پنهان است، بنابراین یک توصیف ترمودینامیکی از رمبش، از دید ناظر خارجی، نمی‌تواند بر اساس آنتروپی آن ماده و تشعشع باشد زیرا آن‌ها قابل مشاهده نیستند. اما نسبت دادن یک آنتروپی به سیاهچاله، اهرمی برای ترمودینامیک فراهم می‌کند.
یک سیاهچاله ساکن، فقط با چند عدد توصیف می‌شود (روفینی و ویلر 1971): جرم، بار الکتریکی و اسپین آن (و بار تک قطبی مغناطیسی که البته هنوز وجودش در طبیعت مشاهده و اثبات نشده است). به ازای تک تک انتخاب‌های قابل تصور برای هر یک از این ویژگی‌ها، سناریوهای بسیاری برای شکل‌گیری سیاهچاله وجود دارد. بنابراین حالت‌های فرعی بسیاری وجود دارد که متناظر با آن سیاهچاله هستند. در ترمودینامیک نیز به وضعیت مشابهی برمی‌خوریم: حالت‌های درونی میکروسکوپیک زیادی از یک سیستم، که سازگار با یک حالت ماکروسکوپیک مشاهده شده هستند (به عنوان مثال در یک سیستم بسته گازی، سرعت حرکت، جهت حرکت و انرژی جنبشی ذرات گاز و تعداد برخوردهای بین ذرات همگی حالت‌های میکروسکوپیکی هستند که از دید ناظر، به شکل یک حالت ماکروسکوپیک مثل دما یا فشار گاز مشاهده می‌شود.) آنتروپی ترمودینامیکی، گوناگونی ذکر شده را تبدیل به یک کمیت واحد می‌کند؛ بنابراین به همین شکل باید آنتروپی‌ای به یک سیاهچاله نسبت داد.
افق رویداد با جلوگیری از عبور تمام سیگنال‌هایی که قصد خروج از آن را دارند، مانع دریافت اطلاعات در مورد سیاهچاله توسط ناظر خارجی می‌شود. بنابراین می‌توان گفت که سیاهچاله اطلاعات را پنهان می‌کند. در فیزیک معمولی، آنتروپی یک اندازه‌گیری از اطلاعات گم شده است؛ از این رو نسبت دادن آنتروپی به سیاهچاله، عقلانی است.

فرمول آنتروپی سیاهچاله:
چگونه آنتروپی سیاهچاله را در یک فرمول یکپارچه بیان کنیم؟ در ابتدا واضح است که آنتروپی سیاهچاله باید فقط به ویژگی‌های قابل مشاهده سیاهچاله بستگی داشته باشد: جرم، بار الکتریکی و تکانه زاویه‌ای. مشخص شده است که این سه پارامتر تنها در ترکیبی که نشان دهنده سطح سیاهچاله است با هم ترکیب می‌شوند. یک راه برای درک اینکه چرا اینگونه است، یاد آوری “قضیه سطح” (هاوکینگ 1971، میسنر، تورن و ویلر 1973) است: مساحت افق رویداد یک سیاهچاله، نمی‌تواند کاهش یابد بلکه در اکثر تحولات سیاهچاله، افزایش می‌یابد. این افزایش سطح افق رویداد، یادآور آنتروپی یک سیستم بسته در ترمودینامیک است. بنابراین معقول است که آنتروپی سیاهچاله، تابعی از مساحت افق رویداد باشد. بنابراین آنتروپی سیاهچاله بر حسب ژول بر کلوین (J/K) از فرمول تصویر شماره 1 به دست می‌آید. آنتروپی سیاهچاله را می‌توان به شکل یک کمیت بدون واحد نیز نشان داد (تصویر شماره 2) که این تأییدی بر “ Holographic principle” (اصل هولوگرافیک) است (تصویر شماره 3).
برای سیاهچاله‌های کروی متقارن ایستا (سیاهچاله‌های شوارتزشیلد) تنها پارامتر قابل مشاهده جرم است. شعاع برابر شعاع شوارتزشیلد (r=2GM/c²) و مساحت سطح افق رویداد A=4πr² است (تصویر شماره 4).
به عنوان مثال، سیاهچاله شوارتزشیلدی به جرم خورشید، مساحت سطحی تقریباً به اندازه 10⁹×4 دارد. آنتروپی آن تقریباً برابر 10⁷⁶×4.56 می‌باشد که تقریباً 20 مرتبه بزرگتر از آنتروپی خورشید است. این مشاهدات بیانگر این واقعیت است که نباید آنتروپی سیاهچاله را به عنوان “مقدار آنتروپی‌ای که در هنگام شکل گیری سیاهچاله به داخل آن فرو ریخته شده است” در نظر گرفت.

@Cosmos_language
https://telegram.me/Cosmos_language
تصویر شماره 1
آنتروپی بکنشتاین-هاوکینگ بر حسب ژول بر کلوین (J/K).
A: مساحت سطح افق رویداد
k: ثابت بولتزمان
c: سرعت نور
G: ثابت گرانش نیوتن
h: ثابت پلانک
ħ: ثابت پلانک کاهش یافته

@Cosmos_language
تصویر شماره 2
آنتروپی بکنشتاین-هاوکینگ بی واحد.
A: مساحت سطح افق رویداد
Lp: طول پلانک
c: سرعت نور
G: ثابت گرانش نیوتن
ħ: ثابت پلانک کاهش یافته

@Cosmos_language
تصویر شماره 3
اصل هولوگرافیک بیا‌ن می‌کند که هر پدیده‌ای در فضای سه بعدی، هم ارز است با اطلاعات کد نگاری شده بر روی سطحِ دو بعدیِ در بر گیرنده آن فضای سه بعدی.

@Cosmos_language
تصویر شماره 4

@Cosmos_language