Cosmos' Language
@Cosmos_language
تئوریهای توطئه به دلیل جذابیت برای عوام و کسانی که اطلاعات کافی ندارند، بسیار پر طرفدار هستند.
این فیلم، اولین کنفرانس سالیانه زمین تخت در کالیفرنیا است.
تعداد افراد معتقد به زمین تخت، به طرز خطرناکی رو به افزایش است.
@Cosmos_language
این فیلم، اولین کنفرانس سالیانه زمین تخت در کالیفرنیا است.
تعداد افراد معتقد به زمین تخت، به طرز خطرناکی رو به افزایش است.
@Cosmos_language
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
کشف انحنای زمین و اندازه گیری آن در مستند Genius با حضور استیون هاوکینگ توسط سه داوطلب.
(داوطلبها افراد معمولی هستند نه دانشمند)
@Cosmos_language
(داوطلبها افراد معمولی هستند نه دانشمند)
@Cosmos_language
سیاهچالهها
قسمت اول
قسمت دوم
قسمت سوم: ویژگیهای سیاهچاله
از نظر ریاضی، هر چیزی میتواند تبدیل به سیاهچاله شود. فقط کافیست که جرم آن را ثابت نگه داریم و حجمش را کم کنیم. یعنی با فشرده کردن جرم هر چیزی در فضایی کوچک، میتوان آن را تبدیل به یک سیاهچاله کرد. اولین بار شخصی به نام شوارتز شیلد کشف کرد که هر جسمی دارای شعاعی است که اگر تمام جرم آن جسم را درون آن شعاع فشرده کنیم، جسم تبدیل به سیاهچاله میشود. به این شعاع، شعاع شوارتز شیلد میگویند (تصویر شماره 1).
وقتی جسمی تبدیل به سیاهچاله شود، همه اطلاعات آن ماننده موادی که سیاهچاله را تشکیل دادهاند و یا موادی که به درون سیاهچاله سقوط میکنند، در پشت افق رویداد ناپدید میشود و برای همیشه از دسترس ناظرین خارجی خارج میشود.
نظریه “بدون مو” بیان میکند که همه جوابهای سیاهچالهایِ معادلات گرانش و الکترومغناطیس اینشتین-ماکسول در نسبیت عام را میتوان به وسیله سه پارامتر کلاسیک قابل مشاهده از بیرون مشخص کرد. نظریه بدون مو، هر یک از اطلاعات سیاهچاله را به یک مو تشبیه میکند و نتیجه، بدون مو بودن سیاهچالههاست. آنها فقط سه مو دارند که همان سه پارامتر کلاسیک قابل مشاهده از بیرون هستند؛ یعنی جرم، بار الکتریکی و تکانه زاویهای (فیلم نظریه بدون مو).
با داشتن این سه پارامتر، میتوان ویژگیهای دیگری را هم برای سیاهچاله محاسبه کرد.
فرمولهایی برای محاسبه ویژگیهای سیاهچالههای شوارتز شیلد (سادهترین نوع سیاهچاله) را مرور میکنیم. این ریاضیات، تنها برای آشنایی جزئی با مبحث سیاهچاله است و ریاضیات سیاهچالههای واقعی که در جهان وجود دارند، بسیار پیچیدهتر است.
سیاهچالههای شوارتز شیلد، در فضا-زمانی وجود دارند که هیچ جرم دیگری در آن وجود ندارد. اما در جهان واقعی، اجرام بسیار زیادی در فاصلههای مختلف از هر سیاهچالهای وجود دارند.
سیاهچالههای شوارتز شیلد فاقد اسپین و بار الکتریکی هستند در حالی که سیاهچالههای واقعی، یا سیاهچالههای کر (سیاهچالههای دارای اسپین) هستند و یا سیاهچالههای کر-نیومن (سیاهچالههای دارای اسپین و بار الکتریکی).
سیاهچالههای شوارتز شیلد تنها از یک ویژگی (جرم) برخوردارند.
تصویر شماره 2: محاسبه شعاع افق رویداد.
تصویر شماره 3: محاسبه مساحت سطح افق رویداد.
تصویر شماره 4: مقدار شتاب گرانی در سطح افق رویداد (شتاب گرانی بر روی سطح کره زمین، که با نماد g نشان داده میشود، تقریباً برابر 9.8066 متر بر مجذور ثانیه است).
تصویر شماره 5: مقدار کشند سطحی (Surface tides). نیروی کشندی نیرویی است که به دلیل اختلاف شدت وارد شدن نیرو در قسمتهای مختلف یک جسم به وجود میآید. در مورد سیاهچالهها، اگر یک شئ کروی مانند یک توپ به سیاهچاله نزدیک شود، نقاطی از توپ که به سیاهچاله نزدیکتر هستند، با نیروی بیشتری به سمت سیاهچاله کشیده میشوند و نقاط آن طرف توپ ( که به اندازه قطر توپ از سیاهچاله دورتر هستند) نیروی گرانشی کمتری را حس میکنند (تصویر شماره 6). نیروی کشندی باعث انقباض جسم در یک راستا و انبساط آن در راستای عمود بر راستای اول میشود (تصویر شماره 7). در مواردی که نیروی کشندی بسیار شدید است (مانند سیاهچالهها) اجسام دچار پدیده “Spaghettification” (رشتهای شدن) میشوند. یعنی نیروی کشندی اجسام را آنقدر در جهت طول منبسط و در جهت عرض منقبض میکند که جسم به شکل یک رشته باریک و دراز در میآید.
تصویر شماره 8: دما.
تصویر شماره 9: درخشندگی مطلق (تمام نوری که سیاهچاله از خود تابش میکند)
تصویر شماره 10: طول عمر
تصویر شماره 11: درخشندگی ظاهری (نوری که در فاصله r از سیاهچاله به ناظر میرسد)
@Cosmos_language
https://telegram.me/Cosmos_language
قسمت اول
قسمت دوم
قسمت سوم: ویژگیهای سیاهچاله
از نظر ریاضی، هر چیزی میتواند تبدیل به سیاهچاله شود. فقط کافیست که جرم آن را ثابت نگه داریم و حجمش را کم کنیم. یعنی با فشرده کردن جرم هر چیزی در فضایی کوچک، میتوان آن را تبدیل به یک سیاهچاله کرد. اولین بار شخصی به نام شوارتز شیلد کشف کرد که هر جسمی دارای شعاعی است که اگر تمام جرم آن جسم را درون آن شعاع فشرده کنیم، جسم تبدیل به سیاهچاله میشود. به این شعاع، شعاع شوارتز شیلد میگویند (تصویر شماره 1).
وقتی جسمی تبدیل به سیاهچاله شود، همه اطلاعات آن ماننده موادی که سیاهچاله را تشکیل دادهاند و یا موادی که به درون سیاهچاله سقوط میکنند، در پشت افق رویداد ناپدید میشود و برای همیشه از دسترس ناظرین خارجی خارج میشود.
نظریه “بدون مو” بیان میکند که همه جوابهای سیاهچالهایِ معادلات گرانش و الکترومغناطیس اینشتین-ماکسول در نسبیت عام را میتوان به وسیله سه پارامتر کلاسیک قابل مشاهده از بیرون مشخص کرد. نظریه بدون مو، هر یک از اطلاعات سیاهچاله را به یک مو تشبیه میکند و نتیجه، بدون مو بودن سیاهچالههاست. آنها فقط سه مو دارند که همان سه پارامتر کلاسیک قابل مشاهده از بیرون هستند؛ یعنی جرم، بار الکتریکی و تکانه زاویهای (فیلم نظریه بدون مو).
با داشتن این سه پارامتر، میتوان ویژگیهای دیگری را هم برای سیاهچاله محاسبه کرد.
فرمولهایی برای محاسبه ویژگیهای سیاهچالههای شوارتز شیلد (سادهترین نوع سیاهچاله) را مرور میکنیم. این ریاضیات، تنها برای آشنایی جزئی با مبحث سیاهچاله است و ریاضیات سیاهچالههای واقعی که در جهان وجود دارند، بسیار پیچیدهتر است.
سیاهچالههای شوارتز شیلد، در فضا-زمانی وجود دارند که هیچ جرم دیگری در آن وجود ندارد. اما در جهان واقعی، اجرام بسیار زیادی در فاصلههای مختلف از هر سیاهچالهای وجود دارند.
سیاهچالههای شوارتز شیلد فاقد اسپین و بار الکتریکی هستند در حالی که سیاهچالههای واقعی، یا سیاهچالههای کر (سیاهچالههای دارای اسپین) هستند و یا سیاهچالههای کر-نیومن (سیاهچالههای دارای اسپین و بار الکتریکی).
سیاهچالههای شوارتز شیلد تنها از یک ویژگی (جرم) برخوردارند.
تصویر شماره 2: محاسبه شعاع افق رویداد.
تصویر شماره 3: محاسبه مساحت سطح افق رویداد.
تصویر شماره 4: مقدار شتاب گرانی در سطح افق رویداد (شتاب گرانی بر روی سطح کره زمین، که با نماد g نشان داده میشود، تقریباً برابر 9.8066 متر بر مجذور ثانیه است).
تصویر شماره 5: مقدار کشند سطحی (Surface tides). نیروی کشندی نیرویی است که به دلیل اختلاف شدت وارد شدن نیرو در قسمتهای مختلف یک جسم به وجود میآید. در مورد سیاهچالهها، اگر یک شئ کروی مانند یک توپ به سیاهچاله نزدیک شود، نقاطی از توپ که به سیاهچاله نزدیکتر هستند، با نیروی بیشتری به سمت سیاهچاله کشیده میشوند و نقاط آن طرف توپ ( که به اندازه قطر توپ از سیاهچاله دورتر هستند) نیروی گرانشی کمتری را حس میکنند (تصویر شماره 6). نیروی کشندی باعث انقباض جسم در یک راستا و انبساط آن در راستای عمود بر راستای اول میشود (تصویر شماره 7). در مواردی که نیروی کشندی بسیار شدید است (مانند سیاهچالهها) اجسام دچار پدیده “Spaghettification” (رشتهای شدن) میشوند. یعنی نیروی کشندی اجسام را آنقدر در جهت طول منبسط و در جهت عرض منقبض میکند که جسم به شکل یک رشته باریک و دراز در میآید.
تصویر شماره 8: دما.
تصویر شماره 9: درخشندگی مطلق (تمام نوری که سیاهچاله از خود تابش میکند)
تصویر شماره 10: طول عمر
تصویر شماره 11: درخشندگی ظاهری (نوری که در فاصله r از سیاهچاله به ناظر میرسد)
@Cosmos_language
https://telegram.me/Cosmos_language
تصویر شماره 7
جهت فلشهای مشکیِ بر روی محیط دایره، جهت نیروی کشندی بر روی هر نقطه از محیط دایره را نشان میدهد و طول هر فلش، مقدار نیروی کشندی در آن نقطه را نشان میدهد.
@Cosmos_language
جهت فلشهای مشکیِ بر روی محیط دایره، جهت نیروی کشندی بر روی هر نقطه از محیط دایره را نشان میدهد و طول هر فلش، مقدار نیروی کشندی در آن نقطه را نشان میدهد.
@Cosmos_language
Cosmos' Language
تصویر شماره 11 L: درخشندگی ظاهری r: فاصله ناظر از سیاهچاله @Cosmos_language
با داشتن L، میتوان طول عمر سیاهچالهای با جرم اولیه M₀ را محاسبه کرد (اگر هیچ جرمی هرگز به درون سیاهچاله نیفتد).
درخشندگی مطلق به معنای مقدار انرژیای است که سیاهچاله در مدت زمان مشخص از دست میدهد، بنابراین👇
@Cosmos_language
درخشندگی مطلق به معنای مقدار انرژیای است که سیاهچاله در مدت زمان مشخص از دست میدهد، بنابراین👇
@Cosmos_language
Cosmos' Language
و اگر dE = dM c² باشد، آنگاه👆 @Cosmos_language
سپس با استفاده از انتگرال میتوان به فرمول طول عمر سیاهچاله، که در تصویر شماره 10 بود، رسید👆
@Cosmos_language
@Cosmos_language
Cosmos' Language
سپس با استفاده از انتگرال میتوان به فرمول طول عمر سیاهچاله، که در تصویر شماره 10 بود، رسید👆 @Cosmos_language
اکنون اگر در فرمول طول عمر سیاهچاله عبارت M₀³ را کنار بگذاریم و به جای ثابتهایی که در صورت و مخرج کسر وجود دارد (ħ , c , G)، عدد گذاری و محاسبه کنیم👇
@Cosmos_language
@Cosmos_language