Cosmos' Language
300 subscribers
262 photos
112 videos
69 files
190 links
🌌زبان کیهان🌌

ارتباط:
@Arman151
Download Telegram
ﺷﻨﺎخته‌ها ﻣﺤﺪﻭﺩﻧﺪ ﻭ ﻧﺎﺷﻨﺎﺧته‌ها ﻧﺎﻣﺤﺪﻭﺩ.اﺯ ﻧﻈﺮﻓﮑﺮﯼ ﻣﺎﺭﻭﯼ ﺟﺰﯾﺮﻩ ﮐﻮﭼﮑﯽ ﺩﺭﻣﯿﺎﻥ ﺍﻗﯿﺎﻧﻮﺳﯽ ﻧﺎﻣﺤﺪﻭﺩ ﺍﯾﺴﺘﺎﺩﻩﺍﯾﻢ.ﮐﺎﺭ ﻣﺎ ﺩﺭ ﻫﺮ ﻧﺴﻞ ﺁﻥ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺍﻧﺪﮐﯽ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺑﻪ ﻭﺳﻌﺖ ﺍﯾﻦ ﺟﺰﯾﺮﻩ ﺑﯿﻔزاییم
توماس هاکسلی

@Cosmos_language
فکر می‌کنید خورشید ما بزرگه؟
دوباره فکر کنید!

@Cosmos_language
فکر می‌کنید کهکشان ما بزرگه؟
دوباره فکر کنید!

@Cosmos_language
چرا #تک_قطبی مغناطیسی وجود ندارد؟

در اواسط قرن 19 میلادی، یک دانشمند اسکاتلندی بی دست و پا اما باهوش به نام "جیمز کلرک #مکسول" از ریاضیات موجود در آن زمان برای کارهای آزمایشی یک دانشمند برجسته دیگر به نام "مایکل #فارادی" استفاده کرد. در حالی که فارادی سعی داشت کاری کند که آهن رباها با جریانات الکتریکی چرخش کنند و جریانات الکتریکی را با چرخش آهن رباها ایجاد کند، مکسول با ریاضیات کار می‌کرد تا نشان دهد که میدان‌های مغناطیسی و الکتریکی می‌توانند با هم عوض شوند. این امر خاصیتی از جهان را به نام تقارن نشان می‌دهد؛ چیزهایی که یکسان به نظر می‌رسند صرف نظر از اینکه چگونه آن‌ها را می‌چرخانید، چه زمانی آن‌ها را مشاهده می‌کنید یا کجا ایستاده‌اید.

از آنجا که الکتریسیته و مغناطیس، دو وجه یک نیروی واحد به نام #الکترومغناطیس هستند و می‌توان آن‌ها را دو روی یک سکه در نظر گرفت، قاعدتاً باید میان این دو، تقارن وجود داشته باشد. اما می‌دانیم که بارهای الکتریکی منشأ میدان‌های الکتریکی هستند و بارهای الکتریکی تک قطبی الکتریکی می‌باشند. یعنی یک بار الکتریکی برای وجود داشتن، نیازی به جفت خود ندارد و یک بار مثبت یا یک بار منفی می‌تواند به تنهایی وجود داشته باشد. اما میدان‌های مغناطیسی، تک قطبی مغناطیسی ندارند! نمی‌توان یک قطب مغناطیسی N و یا یک قطب مغناطیسی S را که به تنهایی و جدا از جفتش در طبیعت وجود داشته باشد یافت. چیزهایی شبیه به تک قطبی‌های مغناطیسی تحت شرایط آزمایشگاهی خاصی با استفاده از اتم‌های فوق العاده سرد ساخته شده‌اند اما نمی‌توان چیزی که همان رفتار یک تک قطبی مغناطیسی را داشته باشد ضرورتاً تک قطبی مغناطیسی نامید، یعنی هنوز شواهد تجربی که نشان دهند این تک قطبی‌های مغناطیسی وجود دارند را در اختیار نداریم و اکنون آخرین مطالعه نشان می‌دهد که وجود آن‌ها غیرممکن است.

نور از ذرات بنیادی‌ای به نام فوتون تشکیل شده است که یک واحد اطلاعاتی در میدان الکترومغناطیسیِ حامل نیروی الکترومغناطیسی هستند. فرکانس‌های مختلف این کوانتومِ الکترومغناطیس، رنگ‌های مختلف تولید می‌کنند؛ فوتون‌ها نوعی ذره منسوب به گروه بوزون‌ها هستند که به این صورت تعریف می‌شوند: دو یا چند ذره‌ی مشابه که می‌توانند یک حالت کوانتومی یکسان را به خود بگیرند (تصویر شماره 1 و 2). گروه دیگر فرمیون‌ها هستند که شامل الکترون‌ها و کوارک‌هایی که پروتون ها و نوترون‌ها را تشکیل می‌دهند می‌باشند (پست کامل در مورد ذرات بنیادی، در بین پست‌های قبلی کانال وجود دارد)؛ این پروتون‌ها و نوترون‌ها نمی‌توانند مانند فوتون‌ها رفتار کنند که متوجه می‌شویم چرا نمی‌توانند در فضای فیزیکی بر روی هم، همپوشانی داشته باشند. بنابراین محققان دریافتند که گرانش می‌تواند تقارن را از بین برده باشد، از جمله آن‌ها که شامل فرمیون‌ها هستند. یعنی تک قطبی‌های مغناطیسی، پنهان نشده‌اند بلکه از آنجایی که گرانش در کل جهان نفوذ کرده است، از بین رفتن تقارن بین بارهای الکتریکی و تک قطبی‌های مغناطیسی، در سطح بنیادی وجود دارد.

اگر مطالعه‌ی جدید تأیید شود، یک خبر نسبتاً بزرگ خواهد بود؛ نه فقط برای نه فقط برای کسانی که به دنبال یافتن تک قطبی‌های مغناطیسی هستند، بلکه اخترفیزیکدانان و کیهان شناسان نیز باید در مطالعه‌ی پژواک‌های نورِ جهان اولیه آن را در نظر بگیرند. فوتون‌هایی که تابش پس زمینه مایکروویو کیهانی (#CMB) را تشکیل داده‌اند و نشانه‌های مهمی را درباره‌ی ماهیت جهان با خود حمل می‌کنند. تاکنون اخترفیزیکدانان و کیهان شناسان نسبت به اثرات گرانش بر قطبش فوتون‌ها نگران نبوده‌اند اما این فرضیه را مطرح کرده‌اند که چیزی مثل تقارن الکترومغناطیسی وجود دارد. مرحله‌ی بعدی این است که محققان ببینند آیا تقارن در هم شکسته شده به این معنا است که قطبش نور با افزایش سن کیهان تغییر کرده و آیا اطلاعات جدیدی را درباره‌ی تاریخچه‌ی کیهانی ما ارائه می‌دهد.

منبع: Physical Review Letters

@Cosmos_language
https://telegram.me/Cosmos_language
راه علم

تنها 5 قانون ساده وجود دارد که با رعایت آن‌ها می‌توانید خود را فردی علمی بدانید:

1- همیشه و همه جا، تا می‌توانید سؤال بپرسید. هیچ ایده‌ای درست نیست صرف اینکه کسی آن را بگوید؛ از جمله خودتان!

2- برای خودتان فکر کنید، از خودتان بپرسید، هیچ چیزی را باور نکنید تنها به این دلیل که می‌خواهید یک "باور" برای خود داشته باشید؛ باور کردن چیزی را نمی‌سازد.

3- ایده‌ها را با شواهدی که از آزمایش و تجربه به دست آمده است آزمایش کنید و به یاد داشته باشید اگر ایده دلخواه‌تان در یک آزمایشِ خوب، مردود شد آن اشتباه است؛ از آن عبور کنید. شواهد را دنبال کنید به هر کجا که شما را هدایت کردند.

4- اگر مدرکی ندارید، قضاوت یا تصمیم گیری نکنید.

5- به خاطر بسپارید که شما می‌توانید اشتباه کنید. حتی بزرگ‌ترین دانشمندان مانند نیوتن، انیشتین و... نیز در مورد چیزهایی اشتباه می‌کردند.

«علم راهی است که ما را از گول زدن خود باز می‌دارد و از شدت جهالت و تعصب ما می‌کاهد»

@Cosmos_language
https://telegram.me/Cosmos_language
نظریه کوانتوم

قسمت اول: مقدمه

دید ما نسبت به جهان و گرانش پس از ارائه نظریه نسبیت توسط آلبرت #انیشتین تغییر کرد و در مورد رفتار مواد در مقیاس معمولی و بسیار بزرگ چیزهای زیادی فهمیدیم. اما خود آلبرت انیشتین می‌دانست که نسبیت کافی نیست! او می‌دانست نظریه‌ای برای توصیف چیزهای بسیار کوچک نیز لازم است و تبدیل به یکی از بنیان گذاران نظریه کوانتوم در کنار اروین #شرودینگر، #نیلز_بور، والفگان پاولی، ورنر هایزنبرگ و بسیاری از دانشمندان دیگر شد.
#مکانیک_کوانتومی شاخه‌ای بنیادی از فیزیک نظری است که با پدیده‌های فیزیکی در مقیاس میکروسکوپیک سر و کار دارد. در این مقیاس، کُنش‌های فیزیکی در حد و اندازۀ ثابت پلانک (³⁴⁻10×6.62607004) هستند. مکانیک کوانتومی یا نظریۀ کوانتومی شامل نظریه‌ای دربارهٔ ماده و تابش الکترومغناطیسی و برهمکنش میان ماده و تابش است.

@Cosmos_language
https://telegram.me/Cosmos_language
#مكانيک_كوانتوم مرا ديوانه كرده است. اعتراف می‌كنم كه به اين ايده معتقدم كه جهان، افسانه‌ای خيالی است! دنيا ممكن است يک تصوير ذهنی و مسئله وجود صرفاً يک رويا باشد.
«#جان_ويلر»

@Cosmos_language
اگر کسی ادعا کند می‌تواند بدون گیج شدن راجب مکانیک کوانتومی فکر کند این یعنی او ابتدایی ترین چیزها را درمورد کوانتوم نمی‌داند.
«#نیلز_بور»

@Cosmos_language
نظریه کوانتوم

قسمت دوم: سوء استفاده از مفاهیم #کوانتوم

بسیاری از تعاریف و واژگان حیطه علوم در معرض سوء برداشت قرار دارند و حتی مفاهیم پایه‌ای ریاضیات، نجوم، زیست ‌شناسی یا فیزیک نیز ممکن است جابه‌جا فهمیده شوند.

مثلاً ممکن است فردی تصور کند مفهوم تکامل (فرگشت) داروینی را خوب فهمیده اما اگر در محتوای ذهن او دقیق شویم درمی‌یابیم که او نمی‌تواند میان رویکرد داروینی و لامارکی تفاوتی قائل شود و در حقیقت این دو را با هم جابه‌جا گرفته است. رد پای این فهم نادرست را غیر از علم، در فلسفه نیز می‌توان یافت.

به عنوان مثال بسیاری تصور می‌کنند متافیزیک یعنی چیزی ورای فیزیک یا مجموعه رویدادها یا پدیده‌هایی که فیزیک از توصیف و توجیه آن عاجز است. حتی افراد تحصیل کرده نیز اصطلاح متافیزیک را به اشتباه به پدیده‌های عجیب اطلاق می‌کنند.

در سال‌های اخیر این سوء استعمال لغات و تعاریف، بیش از همه گریبان فیزیک کوانتومی را گرفته و بسیاری تلاش کرده‌اند مبانی اصلی فیزیک کوانتومی را با مفاهیمی چون عشق؛ عرفان و معنویات و تائوئیسم پیوند دهند.

بسیاری از افراد که این بخش از فیزیک را یا به کلی متوجه نشده‌اند یا به صورت مبهم و مغشوش از سایرین یا از طریق مجلات و وبسایت های زرد راجع به آن مطالب پراکنده‌ای شنیده یا خوانده‌اند، تصور می‌کنند که فیزیک کوانتومی به دلیل توصیف پدیده‌های عجیب جهان، راز آلود و بنابراین تعریف و مفهومی معنوی است.
آنها باور دارند که کوانتوم جایی‌ست که اتفاقات ماورایی و معنوی و فراطبیعی رخ می‌دهد و می‌توان برای توصیف یا توجیه هر چیز غریبی به سراغ کوانتوم رفت.

غالباً از سوی این افراد، اصرار عجیبی روی این موضوع وجود دارد که هرچه فیزیک جدید (از کوانتوم گرفته تا نسبیت و نظریه ریسمان‌ها) به آن رسیده، در گذشته فیلسوفان می‌دانسته‌اند.

تلفیق عرفان و معنویات با مفاهیم علمی، یکی از پر طرفدارترین بازارهای شبه‌ علم است و در این بین، فیزیک کوانتومی به دلیل بیش از حد سنگین بودن مفاهیم و داشتن پیچیدگی ریاضی زیاد، دستاویز خوبی برای فضل ‌فروشی و اظهار نظرهای به ظاهر عمیق (ولی در باطن تو خالی) است.

در ایران نیز کتاب‌های پرفروش بسیاری در این خصوص نوشته شده و اقبال عمومی به همایش‌ها و سخنرانی‌هایی با اصطلاحات پرطنینی مثل فیزیک کوانتومی، جهان‌های موازی و متافیزیک بسیار بالاست.

استقبال عوام از این گفته‌ها (بی‌خاصیت برای عموم و پر کننده جیب فریبکاران) چنان است که عاقبت به چاپ چرندیات شبه‌ علمی با عناوینی غلط همچون:
صفر: تولد و مرگ در فیزیک جدید
جهان هولو گرافی
اندیشه کوانتومی مولانا و شعور آب
راز قانون جذب
و... منجر می‌شود.

حتی دست‌اندرکاران برنامه‌های فریب عمومی، رمالان حرفه‌ای، فالگیرهای اینترنتی یا کسانی که مدعی‌اند با وصل شدن به یک مفهوم انتزاعی مثل حلقه‌های شعور کیهانی می‌توان بیماری‌ها را درمان کرد؛ نیز از فیزیک کوانتوم صحبت می‌کنند تا آموزه‌های خود را ژرف و به عبارت دیگر علمی جلوه دهند.

در گفته‌های رمالان و فالگیران و درمانگرهای ماورایی دیگر صحبت از «قمر در عقرب» و «قفل کردن بخت» و «نفرین جن نامسلمان» نیست؛ بلکه آن‌ها جدیداً از «جذب نامناسب انرژی» و «ارتعاش نادرست» و «ارسال انرژی منفی» و «موجودات غیر اورگانیک» برایتان می‌گویند تا با ترکیبی جدید از واژه‌های نامأنوس و شبه ‌علمی شما را مسخ کنند.

آن‌ها برای علمی و تخصصی جلوه دادن گفته‌هایشان از بیگ ‌بنگ و بوزون ‌هیگز و کوانتوم‌ و ارتباطش به رویای صادقه و قانون عمل و عکس العمل برگرفته از اصل طرد پاولی می‌گویند؛ خمش فضا را به سرعت جبرئیل ربط می‌دهند و برای هر ادعا از دانشمندان خیالی گواه می‌آورند.

مدعیان عوام‌ فریب امروز کیسه‌ای از کلمات قلنبه سلنبه دارند که در هر مبحث دست در کیسه‌شان کرده و تعدادی کلمه بیرون کشیده و با قطار کردن آنها جملات بی‌معنی می‌سازند و با لفاظی و سفسطه نوع جدیدی از شبه ‌علم را روایت می‌کنند.

البته که دنیای عرفان و فلسفه، سرگرم کننده و برای برخی زیباست. رباعیات خیام، شوریدگی مولانا و رندی حافظ، دنیایی جذاب و دوست داشتنی‌ست؛ اما این موضوع کم‌ترین ارتباطی به سرفصل‌های علوم و فیزیک پیدا نمی‌کند. این سنخ تلفیق‌ها به صورت بنیادین غلط هستند، هرچند که جذاب و زیبا به نظر برسند.

@Cosmos_language
https://telegram.me/Cosmos_language
#مدل_استاندارد
جدول بالا، #ذرات بنیادی کشف شده تا به امروز است. تمام ماده موجود در جهان ما، از همین 17 ذره ساخته شده است. مگر اینکه در آینده ذرات دیگری نیز کشف شوند.

@Cosmos_language
نظریه کوانتوم

قسمت سوم: معرفی #ذرات_بنیادی

به ذراتی که از ذرات کوچک‌تری ساخته نشده‌اند، ذرات بنیادی گفته می‌شود. ذرات بنیادی در جدولی به نام "#مدل_استاندارد ذرات بنیادی" بر اساس جرم، بار الکتریکی و اسپین مرتب شده‌اند. #بوزون ها، ذرات بنیادی هستند که اسپین صحیح دارند و #فرمیون ها ذرات بنیادی هستند که اسپین نیمه صحیح (کسری) دارند. عکس بالا، مدل استاندارد ذرات بنیادی را نشان می‌دهد که بوزون‌ها در سمت راست و فرمیون‌ها (شامل دو گروه کوارک و لپتون) در سمت چپ هستند. بوزون‌ها شامل گلئون، فوتون، بوزون z، بوزون w و بوزون هیگز و فرمیون‌ها شامل دو گروه #کوارک ها و #لپتون ها می‌شوند.
کوارک‌ها 6 نوع هستند:
‏1- Up quark (کوارک بالا)
‏2- Down quark (کوارک پایین)
‏3- Charm quark (کوارک افسون)
‏4- Strange quark (کوارک شگفت)
‏5- Top quark (کوارک سر)
‏6-Bottom quark (کوارک ته)
لپتون‌ها که در جدول، زیر کوارک‌ها قرار دارند نیز شامل 6 نوع ذره می‌شوند که Electron (الکترون)، Muon (میون) و Tau (تاو) در ردیف بالا و در ردیف پایین، سه نوع Neutrino (نوترینو) وجود دارد که به دلیل شباهت با سه ذره ردیف بالایی، Electron Neutrino (الکترون نوترینو) و Muon Neutrino (میون نوترینو) و Tau Neutrino (تاو نوترینو) نام گذاری شده‌اند. تمام اتم‌ها از این ذرات بنیادی ساخته شده‌اند. هسته اتم از پروتون و نوترون ساخته شده است؛ ولی در این جدول پروتون و نوترون وجود ندارد زیرا طبق تعریف ذرات بنیادی (ذراتی هستند که از ذرات کوچک‌تری ساخته نشده باشند)، پروتون و نوترون ذره بنیادی نیستند. زیرا از ذرات کوچک‌تری ساخته شده‌اند. پروتون از دو کوارک بالا و یک کوارک پایین و نوترون از دو کوارک پایین و یک کوارک بالا ساخته شده است.

@Cosmos_language
https://telegram.me/Cosmos_language
#کوارک ها

کوارک‌ها 6 نوع هستند:
‏1- Up quark (کوارک بالا)
جرم: 2.4MeV/c²≈
بار الکتریکی: 2/3e
اسپین: 1/2±

‏2- Down quark (کوارک پایین)
جرم: 4.8MeV/c²≈
بار الکتریکی: 1/3e−
اسپین: 1/2±

‏3- Charm quark (کوارک افسون)
جرم: 1.275GeV/c²≈
بار الکتریکی: 2/3e
اسپین: 1/2±

‏4- Strange quark (کوارک شگفت)
جرم: 95MeV/c²≈
بار الکتریکی: 1/3e−
اسپین: 1/2±

‏5- Top quark (کوارک سر)
جرم: 172.44GeV/c²≈
بار الکتریکی: 2/3e
اسپین: 1/2±

‏6-Bottom quark (کوارک ته)
جرم: 4.18GeV/c²≈
بار الکتریکی: 1/3e−
اسپین: 1/2±


کوارک یک ذره بنیادی و یکی از اجزای پایه‌ای تشکیل دهنده ماده است. این ذرات کنار هم قرار میگیرند و ذرات مرکب و سنگین‌تری به نام "Hadron" (#هادرون) تولید می‌کنند. به هادرون‌هایی که از دو کوارک ساخته شده‌اند، "Meson" (#مزون) و به هادرون‌هایی که از سه کوارک ساخته شده‌اند، "Baryon" (#باریون) گفته می‌شود.
معروف ترین و پایدارترین باریون‌ها، #پروتون و #نوترون هستند که هسته اتم را می‌سازند. کوارک‌ها تنها ذرات بنیادی هستند که مقدار بار الکتریکی آن‌ها، کسری از بار بنیادی (¹⁹⁻10×1.6 کولن) می‌باشد. کوارک بالا و کوارک پایین، پایدار ترین و فراوان ترین نوع کوارک هستند و چهار نوع دیگر کوارک، معمولاً طی فرایندهایی به کوارک بالا یا کوارک پاین تبدیل می‌شوند. به همین دلیل فراوانی چهار نوع دیگر نسبت به کوارک بالا و پایین، بسیار ناچیز است.

@Cosmos_language
https://telegram.me/Cosmos_language
#لپتون ‌ها

لپتون‌ها 6 نوع هستند:

‏1- Electron (#الکترون)
جرم: 0.511MeV/c²≈
بار الکتریکی: 1e−
اسپین: 1/2
الکترون‌ها به هسته‌‌هایی که از پروتون و نوترون ساخته شده‌اند می‌پیوندند و اتم‌ها را می‌سازند. الکترون‌ها در پدیده‌های فیزیکی مانند الکتریسیته، مغناطیس و رسانش گرمایی، نقش اساسی دارند و در برهمکنش‌های گرانشی، الکترومغناطیسی و هسته‌ای ضعیف نیز شرکت می‌کنند.

‏2- Muon (#میون)
جرم: 105.67MeV/c²≈
بار الکتریکی: 1e−
اسپین: 1/2
میون در ابتدا اشتباهاً در گروه مزون‌ها طبقه بندی شده بود در صورتی که یک لپتون با نیمه عمر نسبتاً طولانی 2.2μs است و در فعالیت‌های هسته‌ای درون ستاره‌ها ساخته می‌شود. در هر دقیقه به هر متر مربع از زمین، حدود 100 میون برخورد می‌کند.

‏3- Tau (#تاو)
جرم: 1.7768GeV/c²≈
بار الکتریکی: 1e−
اسپین: 1/2
تاوها لپتون‌هایی با نیمه عمر 29ps هستند بسیار شبیه به الکترون هستند و مثل الکترون‌ها در در برهمکنش‌های گرانشی، الکترومغناطیسی و هسته‌ای ضعیف نیز شرکت می‌کنند ولی جرم بسیار بیشتری نسبت به الکترون دارند.

‏4- Electron neutrino (#الکترون_نوترینو)
جرم: 2.2eV/c²>
بار الکتریکی: 0
اسپین: 1/2

‏5- Muon neutrino (#میون_نوترینو)
جرم: 1.7MeV/c²>
بار الکتریکی: 0
اسپین: 1/2

‏6- Tau neutrino (#تاو_نوترینو)
جرم: 15.5MeV/c²>
بار الکتریکی: 0
اسپین: 1/2

#نوترینو ها ذرات شبح مانندی با جرم بسیار ناچیز (ولی غیر صفر) هستند. از نظر بار خنثی هستند و برهمکنش بسیار کمی با ذرات دیگر دارند به طوری که اگر یک سپر سربی به قطر یک سال نوری داشته باشیم و 100 نوترینو وارد آن کنیم، 99 نوترینو از آن طرف خارج می‌شود. از نظر فراوانی به ازای هر پروتون، یک میلیون نوترینو وجود دارد. در فعالیت‌های هسته‌ای درون ستاره‌ها، نوترینوهای زیادی تپلید می‌شود و به راحتی از هر ماده‌ای می‌گذرند و در کیهان با سرعت نزدیک به نور پخش می‌شوند. همین حالا که این مطلب را می‌خوانید، میلیاردها نوترینو از بدن شما عبور می‌کنند.

@Cosmos_language
https://telegram.me/Cosmos_language
#گلئون ها

گلئون بوزونی با جرم 0، بار الکتریکی 0 و اسپین 1 است. #نیرو‌های_بنیادی یعنی گرانش، الکترومغناطیس، نیروی ضعیف و #نیروی_قوی هر کدام از طریق ذره‌ای بر جهان اثر می‌کنند. ذره‌ای که حامل نیروی قوی هسته‌ای است، گلئون می‌باشد. گلئون کوارک‌ها را به شکل دو تایی و سه تایی به هم پیوند می‌دهد و در کنار هم نگه می‌دارد تا مزون‌ها و باریون‌ها که در قسمت‌های قبلی در مورد آن‌ها گفتیم ساخته شوند. به عنوان مثال، گلئون سه کوارک را با نیروی قوی کنار هم نگه میدارد تا پروتون و نوترون را بسازند. اگر گلئون وجود نداشت، کوارک‌ها نمی‌توانستند هادرون‌ها را بسازند و هسته اتم ناپایدار می‌شد. پس هیچ اتمی ساخته نمی‌شد و در نتیجه هیچ چیزی شکل نمی‌گرفت و جهان مملوء از ذرات بنیادی بدون ساختار و سرگردان بود.
#فوتون ها
فوتون بوزونی با جرم 0، بار الکتریکی 0، و اسپین 1 است. همان طور که در قسمت قبل گفتیم، هر نیروی بنیادی، ذره‌ای مخصوص به خود دارد و توسط آن ذره منتقل می‌شود و اثر می‌گذارد. فوتون حامل نیروی بنیادی #الکترومغناطیس است. تمام پرتوهای طیف الکترومغناطیس، فوتون هستند و تفاوت آن‌ها در انرژی فوتون‌هایشان است. هر چه فوتون پر انرژی‌تر باشد، پرتوهایی با طول موج کوتاه‌تر را می‌سازد و هر چه انرژی فوتون کم تر باشد، پرتویی با طول موج بلندتر تولید می‌کند. فوتون پر سرعت ترین چیز شناخته شده در جهان است و سرعتی برابر با 299,792,458 متر بر ثانیه دارد. اگر فوتون وجود نداشت، تابش‌های الکترومغناطیسی (از جمله نور مرئی) نیز وجود نداشت و جهان بدون نور و تاریک می‌شد و انرژی ستاره‌ها به سیارات اطرافشان نمی‌رسید و حیاتی هم وجود نداشت.

@Cosmos_language
https://telegram.me/Cosmos_language
بوزون Z و بوزون W

#بوزون_Z
جرم: 91.19GeV/c²≈
بار الکتریکی: 0
اسپین: 1

#بوزون_W
جرم: 80.39GeV/c²≈
بار الکتریکی: 1±
اسپین: 1

بوزون Z و بوزون W (که می‌تواند بار مثبت یا منفی داشته باشد) حامل #نیروی_ضعیف هسته‌ای هستند. نیروی ضعیف مسئول واپاشی هسته‌ای و قبل از همه واپاشی بتا است که در آن یک نوترون به یک پروتون و یک الکترون و یک پادنوترینو تبدیل می‌شود. #نیروی_قوی، بین #کوارک ها با تبادل #گلئون برقرار بود ولی نیروی ضعیف، بین کوارک‌ها و #لپتون ‌ها با تبادل بوزون‌های Z و ⁻W و ⁺W اتفاق می‌افتد و 10¹³ برابر ضعیف‌تر از نیروی قوی است. نیروی قوی کوارک‌ها را در کنار هم نگه می‌داشت تا هادرون‌ها ساخته شوند و پروتون‌ها و نوترون‌‌ها را کنار هم نگه می‌داشت تا هسته اتم پایدار بماند؛ ولی نیروی ضعیف (با تبادل بوزون‌های Z و ⁻W و ⁺W بین الکترون‌ها و کوارک‌های هسته اتم) باعث می‌شود الکترون‌ها در اطراف هسته اتم بمانند و روی هسته سقوط نکنند یا از اتم جدا نشوند. اما از آنجا که این نیرو بسیار ضعیف است، برای جدا کردن الکترون‌ها از اتم، انرژی بسیار کم‌تری لازم است در مقایسه با شکافت هسته اتم. نیروی #الکترومغناطیس و نیروی ضعیف، در واقع دو جنبه از نیرویی واحد به نام #نیروی_الکتروضعیف هستند. وقتی انرژی ذرات بیش از حدود 50000MeV باشد، نیروی وحدت یافته الکتروضعیف احساس می‌شود و با کم شدن انرژی، به شکل دو نیروی جداگانه عمل می‌کنند.

@Cosmos_language
https://telegram.me/Cosmos_language