CosmoIran
گروسی گفت که بحث درباره اورانیوم غنی شده و فعالیت هستهای ایران در آینده و روند بازرسی آژانس، موضوعات مذکور هستند.
💥 گروسی اشاره کرد که ایران قرار است با ایدههای عینی و دقیق درباره این مطالبات از خود، به زودی بازگردد و دوره زمانی 10 روزه ترامپ را نیز مرتبط با آن دانست.
@Cosmo_Iran
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
CosmoIran
@Cosmo_Iran
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
CosmoIran
@Cosmo_Iran
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
CosmoIran
گروسی گفت که ویتکاف و کوشنر جدی هستند برای برنامهریزی و رسیدن به توافق و از سوی دیگر... از نظر او... ایرانیها فهمیدهاند که این بار داستان متفاوت است.
@Cosmo_Iran
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👎1
اندور ویندزور حالا بازداشت شده است. این روزی است که همه منتظر دیدن آن بودند و هیچکس هم باور نداشت که ببیند! برادر پادشاه بریتانیا و فرزند عزیز کرده ملکه فقید این کشور، حالا با قطعیت وجود زمینه بررسی ارتکاب جرم توسط او و انتقال اسناد محرمانه به اپستین از سوی او، بازداشت شده است.
پادشاه بریتانیا رسماً اعلام کرده است که از نیروهای انتظامی و قانون بریتانیا حمایت میکند و او و خانواده سلطنتی خود را وقف مردم کشور کردهاند.
اندرو مدتی است که مجبور به املاک رسمی شده است و پس از آنکه مدتها بیش از آنچه با حکم رسمی اخراجش مقرر بود در املاک سلطنتی خوش نشسته بود، اخراج شده بود.
@Cosmo_Iran
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍1
روزی بزرگ ثبت شد وقتی در روز چهارشنبه، دموکراتهای کمیسیون نظارت مجلس نمایندگان به اوهایو رفتند تا با لزلی وکسنر گفتگو کنند و شهادت رسمی او درباره اپستین را مستند کنند.
وکسنر، صاحب چندین کمپانی بزرگ و یهودی معروفی است که شاید برای بسیاری با Victoria's Secret شناخته شده است. این میلیاردر معروف همدل اسرائیلیها، کسی است که در دهههای دور، اپستین به عنوان مدیر مالی و مدیر کاری برایش فعال بود و همه کاره او و ثروت اپستین تا حد زیادی از آنجا شروع به روی هم جمع شدن کرد!
وکسنر سالخورده پذیرفت که به جزیره اپستین رفته... گفت که اپستین کلاهبردار بود و سر او را هم کلاه گذاشت و فریفتش درباره نیات واقعی و برنامه شوم بهرهکشی جنسی و ... یک نکته را به صراحت علنی کرد که همه را شوکه کرد!
وکسنر که در یکی از اسناد تازه منتشر شده اپستین، از سوی FBI به عنوان یکی از افراد احتمالی شریک جرائم اپستین ثبت شده، به دموکراتها گفت که تا امروز، پس از دو دهه، هیچکس از مقامات FBI سراغی از او نگرفته و با او گفتگو نکرده است!
هیچیک از جمهوریخواهان از ترس ترامپ راهی اوهایو نشد!
@Cosmo_Iran
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍2
در روزهای تلاطم تعاملات ایران و آمریکا، ثبت اظهارات رسمی وکسنر به عنوان رئیس و منبع ثروتمند شدن اپستین در دهههای دور، فرصت مناسبی ایجاد کرده است تا داستان اپستین و ایران و ایران کنترا را به کوتاهی و در حد "امن بودن"روایت کنیم.
سرنگونی یک هواپیمای Southern Air Transport در سال ۱۹۸۶ پرده از شبکهای برداشت که بعدها به ایران کنترا معروف شد؛ شبکهای که در آن سلاحها از مسیر اسرائیل به ایران میرسید و سود حاصل به کنتراها در نیکاراگوئه منتقل میشد. این شرکت که پیشتر با CIA پیوند داشت، پس از بالا گرفتن رسوایی به کلمبوس اوهایو نقل مکان کرد و ظاهرا به حمل پوشاک از چین پرداخت، اما همزمان با اتهامهای قاچاق مواد مخدر نیز روبهرو بود.
در همین دوره، جفری اپستین به عنوان مدیر مالی لزلی وکسنر مطرح شد و نقش کلیدی در انتقال عملیات و هواپیماهای این شرکت به اوهایو ایفا کرد. هواپیماهایی که در عملیاتهای پنهان به کار میرفتند بعدها برای حمل کالا به فروشگاههای وکسنر استفاده شدند. تحقیقهای محلی درباره ارتباطهای احتمالی شرکت با قاچاق و شبکههای اطلاعاتی متوقف شد و ماجرا هرگز به طور کامل روشن نشد.
داستان سپس به دهه ۱۹۸۰ بازمیگردد و ارتباطهای اپستین با چهرههایی چون داگلاس لیس، جان پاتینجر، سایرس هاشمی و عدنان خاشقجی را ترسیم میکند؛ افرادی که در معاملات تسلیحاتی و دور زدن تحریمها نقش داشتند. بانک BCCI و شبکهای از شرکتهای صوری برای جابهجایی و پنهانسازی پولها به کار گرفته میشد. نام رابرت مکسول نیز در ارتباط با پنهان کردن بخشی از این سرمایهها مطرح میشود.
در ادامه، اپستین به عنوان مهندس مالی در امپراتوری وکسنر تصویر میشود که با ساختارهای پیچیده شرکتی و پروژههای بزرگ املاک در اوهایو فعالیت میکرد. با انتقال Southern Air Transport به اوهایو و دریافت مشوقهای دولتی، فعالیتهای شرکت ادامه یافت تا سرانجام در ۱۹۹۸ ورشکست شد؛ درست زمانی که گزارش رسمی CIA درباره ایران کنترا منتشر شد.
@Cosmo_Iran
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🤯2🥰1
@Cosmo_Iran
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👎1🤬1
@Cosmo_Iran
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
@Cosmo_Iran
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤3
وزیر خارجه ایران که در یک سال اخیر روند ملاطفت و همراهی رسانهای با ترامپ را در پیش گرفته بود و جدای از مواضع همدلانه با ترامپ در شبکههای اجتماعی، کمتر به رسانههای منتقد او سر زده بود، با MS NOW مصاحبه کرد.
عراقچی وعده داده که تا دو سه روز دیگر، پاسخ ایران آماده است و جالب اینکه مدعی شده که طرف آمریکایی هرگز خواهان منع کامل غنیسازی نشده است.
@Cosmo_Iran
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
😁9👍4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
@Cosmo_Iran
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤2👎2
@Cosmo_Iran
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👇
@Cosmo_Iran
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍4❤1
CosmoIran
بازاری بهطور آرام اما واقعی پیرامون مطالبات بازپرداخت تعرفهها در ایالات متحده شکل گرفته است که اختلافات اداری را به داراییهای مالی قابل ارزشگذاری تبدیل کرده است. این بازار نه عمومی است نه در بورس معامله میشود و نه در دادههای متعارف مالی دیده میشود. این بازار بهصورت خصوصی و از طریق قراردادها سازوکارهای تأمین مالی دعاوی و ابزارهای ساختاری فعالیت میکند اما وجود آن انکارناپذیر است و در حال گسترش قرار دارد. بنیان این بازار بر یک واقعیت ساده استوار است: زمانی که تعرفهها در مقیاس بزرگ اعمال میشوند و سپس بهعنوان اقدامی غیرقانونی به چالش کشیده میشوند پول وصولشده ناپدید نمیشود بلکه به یک بدهی بالقوه برای خزانهداری ایالات متحده تبدیل میشود و در نتیجه به مطالبهای با ارزش اقتصادی بدل میگردد.
پایه این بازار در گستره بیسابقه تعرفههایی قرار دارد که در دوره دانلد ترامپ اعمال شد. این تعرفهها دهها میلیارد دلار پرداخت از سوی واردکنندگان آمریکایی ایجاد کرد. با پیشرفت چالشهای حقوقی بهویژه در دادگاه تجارت بینالمللی و دادگاههای فدرال تجدیدنظر امکان ابطال بخشی از این تعرفهها بهطور فزایندهای معتبر شد. از آن لحظه پرداختهای گذشته تعرفه دیگر هزینههای سوخته نبودند بلکه به مطالبات بازپرداخت مشروط تبدیل شدند مطالباتی که در صورت صدور رأی دادگاهها مبنی بر فراتر رفتن قوه مجریه از حدود اختیارات قانونی قابل وصول میشدند.
این دگرگونی همان عاملی است که بازار را پدید آورد. مطالبهای با طرف مقابل حاکمیتیِ کاملاً توانمند مسیر حقوقی مشخص برای وصول و اندازه مالی بزرگ دیگر صرفاً یک مسئله حقوقی باقی نمیماند بلکه به دارایی مالی تبدیل میشود حتی اگر نتیجه آن نامطمئن باشد. شرکتهای تأمین مالی دعاوی صندوقهای اعتباری دچار بحران متخصصان تأمین مالی تجارت و برخی دفاتر سرمایهگذاری خانوادگی این موضوع را زودتر تشخیص دادند. آنها آغاز به عرضه سرمایه به شرکتهای دارنده مطالبات کردند یا از طریق تأمین مالی دعاوی در برابر سهمی از بازپرداختهای آتی یا از طریق تملک منافع اقتصادی مطالبات.
نکته مهم این است که این بازار با شرکتهای بزرگ آغاز نشد. دعاوی اولیه عمدتاً از سوی واردکنندگان کوچک و متوسط طرح شد. آنچه مقیاس و اعتبار بازار را تغییر داد ورود بعدی شرکتهای بزرگ با مطالبات سنگین و مستند بود. زمانی که شرکتهایی با نامهای شناختهشده و نظامهای انطباق پیشرفته وارد دعوا شدند این پیام مخابره شد که مطالبات پاک بااهمیت و پایدار هستند. این اعتبار سرمایه بیشتری جذب کرد و بازار را حرفهای ساخت.
بازار مطالبات همچنان خصوصی باقی مانده است زیرا از نظر حقوقی پیچیده و از نظر سیاسی حساس است. مطالبات به نتایج قضایی رعایت تشریفات و اجرای اداری از سوی خزانهداری وابسته هستند. سازوکار استانداردی برای بازپرداخت تعرفههای ابطالشده در این مقیاس وجود ندارد. همین عدم قطعیت فرصت را میسازد. مطالبات با کسر ارزش ناشی از ریسک حقوقی ریسک زمانی و ریسک سیاسی قیمتگذاری میشوند. خریداران بر احساسات سیاست تجاری شرط نمیبندند بلکه احتمال قضایی و مدتزمان را قیمتگذاری میکنند.
آنچه اکنون وجود دارد بازاری کارا هرچند غیرشفاف است که در آن مطالبات تأمین مالی تجمیع و بهطور اقتصادی منتقل میشوند. ارقام آنقدر بزرگ هستند که اهمیت داشته باشند و طرفها آنقدر معتبر هستند که فرآیند را پایدار کنند. این دیگر یک امکان نظری نیست بلکه بازاری فعال است که بر انتظار معکوسشدن یکی از ستونهای اصلی سیاست تجاری اخیر ایالات متحده بنا شده است.
@Cosmo_Iran
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤1👍1
CosmoIran
بازار مطالباتِ شکلگرفته در پی تعرفههای دوره ترامپ از طریق ساختارهای حقوقی و مالی عمل میکند که برای تبدیل بازپرداختهای نامطمئن آینده به مواجهه سرمایهپذیر طراحی شدهاند. در هسته این بازار یک گزاره ساده قرار دارد: اگر تعرفههایی که توسط قوه مجریه اعمال شدهاند غیرقانونی تشخیص داده شوند دولت ایالات متحده ممکن است میلیاردها دلار بدهکار شود. سرمایهگذاران پیشاپیش خود را در برابر این امکان موقعیتدهی میکنند.
مطالبات بهندرت بهصورت فروش مستقیم خریداری میشوند. در عوض معاملات بهگونهای ساختاربندی میشوند که جایگاه دادرسی حفظ شود و با قواعد دعاوی در ایالات متحده سازگار بماند. رایجترین سازوکارها شامل تأمین مالی غیرقابل رجوع دعاوی ترتیبات تقسیم درآمد و منافع مشارکتی است. در این ساختارها یک صندوق به مدعی سرمایه میدهد اغلب برای پشتیبانی از دعوا یا بهبود نقدینگی در برابر درصدی از هرگونه بازیافت آتی. اگر پرونده شکست بخورد صندوق سرمایه خود را از دست میدهد و اگر موفق شود در بازپرداخت سهیم میشود.
با رشد بازار ساختارهای پیچیدهتری پدیدار شدهاند. مطالبات بهطور فزایندهای در پرتفویها تجمیع و در قالب نهادهای هدف خاص SPV قرار میگیرند. این SPVها چندین مطالبه را گرد هم میآورند تا به مقیاس اقتصادی برسند ریسک حقوقی را متنوع کنند و الگوهای جریان نقدی قابل پیشبینی ایجاد کنند. این امر ضروری است زیرا حداقل عملی برای تأمین مالی وجود دارد. هرچند قانون حداقلی تعیین نکرده است اقتصاد بازار چنین حداقلی را تحمیل میکند. مطالبات کمتر از حدود پنج میلیون دلار معمولاً توجهی جلب نمیکنند. حوالی ده میلیون دلار آستانه عملی برای تأمین مالی جدی است. بالاتر از بیستوپنج میلیون دلار مطالبات میان خریداران بهطور فعال رقابتی میشوند.
تجمیع مشکل مقیاس را حل میکند. شرکتهای حقوقی اتحادیههای تجاری یا حامیان مالی چندین مطالبه را در یک وسیله واحد ترکیب میکنند تا سرمایهگذاران بتوانند سرمایه را کارآمد مستقر کنند. ساختار SPV همچنین امکان لایهبندی داخلی را فراهم میکند که در آن مشارکتکنندگان ارشد ریسک کمتر و مشارکتکنندگان شبهسهامی ریسک بیشترِ وابسته به نتایج قضایی و زمانبندی را میپذیرند.
سیاست تعرفهای دانلد ترامپ محرک این وضعیت است. تعرفهها بهشکل تهاجمی اعمال شدند و اغلب با تفاسیر موسع از قوانین امنیت ملی و تجارت توجیه شدند. این تفاسیر اکنون زیر ذرهبین مستقیم قضایی قرار دارند. استدلال حقوقی محوری در بسیاری از پروندهها این است که تعرفهها غیرقانونی بودهاند و قوه مجریه از اختیارات تفویضشده توسط کنگره فراتر رفته است. دادگاهها پیشتر نسبت به گستره این اختیارات نشانههایی از تردید بروز دادهاند و تصمیم دیوان عالی در راه است که میتواند بخشهای کلیدی رژیم تعرفهای را بهطور جدی محدود یا ابطال کند.
آن تصمیم معلق نقطه بالقوه اشتعال است. اگر دیوان عالی علیه تعرفهها رأی دهد احتمال موفقیت مطالبات یکشبه بهطور چشمگیر افزایش مییابد. آنچه اکنون بازاری خصوصی و با کسر ارزش است میتواند بهسرعت گسترش یابد زیرا مطالبات به دریافتنیهای تقریباً قطعی تبدیل میشوند. سرمایه بهسرعت جابهجا میشود قیمتگذاری فشردهتر میشود و ابزارهای تازهای برای جذب تقاضا شکل میگیرد.
وضعیتی که ترامپ ایجاد کرد نامعمول است: مواجهه مالی عظیم و پسنگر که مستقیماً به قانونیبودن اقدام اجرایی گره خورده است. بازار مطالبات بهسبب همین مواجهه وجود دارد. رأی دیوان عالی صرفاً یک اختلاف حقوقی را حل نخواهد کرد بلکه موجی از مطالبات را آزاد خواهد کرد و میتواند جهشی را در بازاری رقم بزند که هماکنون بهطور آرام در حرکت قرار دارد.
@Cosmo_Iran
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍1
او اعلام کرد که ایران باید توافق کند و سپس اعلام کرد که مردم ایران با حکومتشان متفاوتند.
💥 ترامپ برای اولین بار از تعداد کشته شدگان رویدادهای 8 و 9 ژانویه سخن گفت و رسماً به 32 هزار کشته اشاره کرد.
@Cosmo_Iran
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🤬7❤4🤔3👎1🐳1
آنچه رویترز درباره تحرکات و برنامه ارتش آمریکا گزارش داد، تفاوتهایی با برخی دیگر از گزارشها داشت و ارائه جزئیات کلیدی آن، اهمیت دارد.
اهمّ مطالب این گزارش را میبینید.
بر اساس گزارشی از رویترز، برنامهریزی نظامی ایالات متحده علیه ایران به مرحلهای پیشرفته رسیده است و گزینههایی از جمله هدف قرار دادن افراد مشخص در چارچوب یک حمله، و حتی تلاش برای تغییر رژیم در تهران، در صورت صدور دستور از سوی دانلد ترامپ، مورد بررسی قرار گرفته است. دو مقام آمریکایی این موضوع را به این خبرگزاری گفتهاند.
این گزینههای نظامی تازهترین نشانه از آن است که واشینگتن در صورت شکست تلاشهای دیپلماتیک، خود را برای یک درگیری جدی با ایران آماده میکند. رویترز هفته گذشته نخستین بار گزارش داد که ارتش آمریکا در حال آمادهسازی برای یک عملیات پایدار و چند هفتهای علیه ایران است که میتواند شامل حمله به تأسیسات امنیتی ایران و همچنین زیرساختهای هستهای آن باشد.
افشاگریهای اخیر نشان میدهد که پیش از تصمیمگیری نهایی دانلد ترامپ، برنامهریزیها جزئیتر و بلندپروازانهتر شده است. ترامپ در روزهای اخیر به طور علنی ایده تغییر رژیم در جمهوری اسلامی را مطرح کرده است.
این مقامات آمریکایی که به دلیل حساسیت موضوع به شرط ناشناس ماندن سخن گفتهاند، جزئیات بیشتری درباره اینکه کدام افراد ممکن است هدف قرار گیرند یا اینکه ارتش آمریکا چگونه بدون استفاده از نیروی زمینی گسترده میتواند برای تغییر رژیم اقدام کند، ارائه نکردهاند.
یکی از این مقامات به آنچه موفقیت اسرائیل در هدف قرار دادن رهبران ایرانی طی جنگ ۱۲ روزه سال گذشته خواند، اشاره کرده است. منابع منطقهای در آن زمان به رویترز گفته بودند که دستکم ۲۰ فرمانده ارشد، از جمله رئیس ستاد کل نیروهای مسلح، سرلشکر محمد باقری، کشته شدند.
این مقام گفته است: «جنگ ۱۲ روزه و حملات اسرائیل به اهداف فردی واقعاً کارآمدی این رویکرد را نشان داد»، و افزوده است که تمرکز بر افرادی بوده که در فرماندهی و کنترل نیروهای سپاه پاسداران نقش داشتهاند.
با این حال، او هشدار داده است که هدف قرار دادن افراد نیازمند منابع اطلاعاتی بیشتری است. کشتن یک فرمانده نظامی مشخص مستلزم اطلاع دقیق از محل حضور او و درک این موضوع است که چه افراد دیگری ممکن است در این عملیات آسیب ببینند.
برای مقاماتی که با رویترز گفتگو کردهاند روشن نبوده است که ایالات متحده چه میزان اطلاعات درباره رهبران ایرانی در اختیار دارد که بالقوه میتوانند هدف قرار گیرند.
@Cosmo_Iran
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👎3❤2
CosmoIran
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤2