Corporalcolonel
467 subscribers
145 photos
4 videos
30 files
4 links
Download Telegram
در مقابل، ۴۸ فروند سوخو-۳۴ در حالت Full Load، توان حمل ۳۸۴ تن مهمات را دارند. از نظر تناژ، برتری با جنگنده است (۳.۸ برابر). اما برای رساندن این بمب‌ها به مقصد، به یک "پکیج پروازی" عظیم شامل سوخو-۳۵ (اسکورت) و تانکرهای سوخت‌رسان نیاز است.
3/5
@Corporalcolonel
🔥4👍2
چالش اصلی جنگنده های ما علاوه بر فاصله،
برخلاف جهود "متحدین جهود" است. عبور از لایه‌های راداری چندین کشور و پدافند متراکم محور عربی-عبری-یانکی با ۴۸ جنگنده سنگین، ریسک تلفات انسانی و تجهیزاتی بالایی دارد. سقوط یک سوخو-۳۴ یعنی از دست رفتن ۵۰ میلیون دلار و دو خلبان زبده.
اینجا مشخص می‌شود که استراتژی ایران در دهه‌های اخیر کاملاً هوشمندانه بوده است: "دستیابی به قدرت تخریب هدفمند در دوربرد، بدون به خطر انداختن نیروی انسانی."موشک بالستیک بهترین پاسخ برای دشمنی است که در فاصله دور قرار دارد و نیروی هوایی قدرتمندی دارد.
4/5
@Corporalcolonel
👏4🔥3
با این حال، چرا خرید سوخو-۳۵ و ۳۴ هنوز یک ضرورت بالقوه است؟ واردات جنگنده پیشرفته نه برای جایگزینی موشک، بلکه برای تکمیل پازل پدافندی و "کنترل آسمان" است. جنگنده برای مقابله با ریزپرنده‌ها، گشت‌زنی هوایی و پاسخ به تهاجم احتمالی دشمن یک رکن غیرقابل جایگزین است.
اما فراتر از بحث پدافندی، ترکیب "موشک‌های سپاه" و "جنگنده‌های ارتش" در فاز آفندی (هجومی)، یک کابوس چندلایه برای دشمن می‌سازد. در یک حمله ترکیبی، موشک‌های بالستیک ابتدا پدافند هوایی و رادارهای دشمن را اشباع و منهدم می‌کنند (SEAD).
بلافاصله پس از کور شدن رادارهای دشمن، نوبت به جنگنده‌های سوخو-۳۴ و ۳۵ ارتش می‌رسد تا با پشتیبانی تانکرها، وارد حریم هوایی شده و با حجم عظیم بمب‌های سنگین، کارِ نقاط باقی‌مانده را تمام کنند. این یعنی هم‌افزایی قدرت تخریب جنگنده با قابلیت نفوذ موشک.
نتیجه این هماهنگی بین سپاه و ارتش، ایجاد یک "قدرت بازدارندگی مطلق" است. ایران با موشک راه را باز می‌کند و با جنگنده، مشت نهایی را می‌کوبد. این استراتژی یعنی استفاده از "بهترین ابزار" برای "سخت‌ترین اهداف" با کمترین ضریب خطا.
5/5
@Corporalcolonel
🔥9❤2
دوستان از حمله پیش دستانه
حرف می زنند...
اما پیش چه دستانی؟!
حمله پیش دستانه باید از توان آفند دشمن کم کند یعنی:
-حذف فیزیکی سران رژیم
-ضربه به ستون فقرات نیروی هوایی جهود یعنی تانکر های سوخت رسان و جنگنده ها(چیزی شبیه به عملیات فکوس و نابودی توان هوایی مصر توسط رژیم)
دو شرط دیگر برای چک اول نیازه
بعد از موج اول حمله،قادر باشی از آسمانت پاسبانی کنی
دوم هم‌ شرایط داخلی(اقتصادی-اجتماعی) مساعد باشد.
خب طبیعتا ما هنوز قادر به پاس کردن این ۴ پیش شرط بدیهی نیستیم...
پس روی کاغذ را ببینیم و بعد حرف بزنیم.
البته که احتياط شرط لازم هست و باید در آمادگی کامل باشیم و اگر تحرکاتی از حمله دشمن دیدیم دیگر کاغذ را مچاله کرده و با زدن چک اول،هر چه در توان داریم در جهت نابودی رژیم به کار ببریم تا دیگر فکر حمله نکند.
بعد هم بریم سراغ بازی های دیپلماتیک جهت برون رفت از برزخ فعلی.
@Corporalcolonel
👍7❤2👎1
متأسفانه عناصر تروریستی و آشوب‌ طلب با تمرکز بر برخی مناطق مستعد نا امنی و خرابکاری در جنوب‌غرب کشور تلاش کرده‌اند با انجام تحرکات مسلحانه ؛ مطالبات و اعتراضات اجتماعی را به آشوب و اغتشاش سازمان‌یافته تبدیل کنند.

از مردم فهیم و آگاه این مناطق انتظار می‌رود مرزبندی روشنی میان خود و این عناصر مخرب برقرار کرده و اجازه ندهند مطالبات مشروع آنان به ابزار سوءاستفاده جریان‌های خشونت‌طلب تبدیل شود.

تجربه وقایع مشابه در گذشته نشان داده است که این‌گونه تحرکات در نهایت جز تخریب زیرساخت‌ها نا امنی پایدار و آسیب مستقیم به زندگی مردم محلی دستاوردی نخواهد داشت.

بدیهی است پس از پایان این بحران‌ها آنچه باقی می‌ماند خسارت‌های جبران‌ناپذیر مادی و اجتماعی برای همان مناطقی است که ناخواسته یا آگاهانه درگیر این سناریوها شده‌اند.

Join us | @Iranian_Militarism
👍3
در جنگ احتمالی بعد، ایران اگر نتواند تانکرهای سوخت‌رسان را روی زمین هدف قرار دهد، دست‌کم می‌تواند آسمان را برای آن‌ها ناامن کند؛ ناامن‌سازی‌ای که این‌بار نه به‌صورت مستقیم و کلاسیک، بلکه از طریق بازوی غیرمستقیم و در قالب محور مقاومت انجام می‌شود. در این چارچوب، سامانه ۳۵۹ نه به‌عنوان یک پدافند رسمی و اعلام‌شده، بلکه به‌صورت پراکنده، کم‌امضا و در پوشش نیروهای همسو در بخش‌هایی از جغرافیای محتمل، از جمله شمال و غرب عراق، جای می‌گیرد؛ جایی که نه خط مقدم است و نه عمق امن مطلق، بلکه یک منطقه خاکستری با ارزش عملیاتی بالا محسوب می‌شود.
@Corporalcolonel
👌2
Corporalcolonel
در جنگ احتمالی بعد، ایران اگر نتواند تانکرهای سوخت‌رسان را روی زمین هدف قرار دهد، دست‌کم می‌تواند آسمان را برای آن‌ها ناامن کند؛ ناامن‌سازی‌ای که این‌بار نه به‌صورت مستقیم و کلاسیک، بلکه از طریق بازوی غیرمستقیم و در قالب محور مقاومت انجام می‌شود. در این چارچوب،…
در این سناریو، مسئله اصلی «زدن» نیست، بلکه ایجاد تهدید معتبر و مداوم است. ۳۵۹ از اساس شبیه پدافندهای کلاسیک نیست؛ نه به رادار درگیری دائم متکی است، نه به سایت ثابت، و نه به الگوی شلیک آشکار. این سامانه برای کار در فضایی طراحی شده که دیده نشود، لو نرود و در زمان مناسب، خود را نشان دهد. همین تفاوت ماهوی است که آن را برای استفاده غیرمستقیم و نامتقارن مناسب می‌کند.

چالش اول، شناخت زمان سوخت‌رسانی است. تانکرها مجبورند در پنجره‌های زمانی مشخص و محدود وارد فرآیند سوخت‌گیری شوند؛ پنجره‌هایی که اگرچه متغیرند، اما کاملاً تصادفی نیستند. فهم این زمان‌ها بدون شبکه دیده‌بانی ممکن نیست و اینجاست که نقش دیده‌بان، چه انسانی و چه اطلاعاتی، حیاتی می‌شود. بدون دانستن زمان، حتی بهترین سامانه هم صرفاً یک تهدید بالقوه باقی می‌ماند.

@Corporalcolonel
👍3
چالش دوم، شناخت مکان سوخت‌رسانی است. مکان‌ها معمولاً به‌گونه‌ای انتخاب می‌شوند که از تهدیدات کلاسیک دور باشند، اما همین دوری، آن‌ها را به مسیرهای تکرارشونده و قابل تحلیل وابسته می‌کند. در نبرد آینده، ارزش این تحلیل‌ها بیش از قدرت آتش خواهد بود، زیرا تهدیدی که بداند «کجا ممکن است» شکل بگیرد، دشمن را وادار به تغییر مسیر، افزایش فاصله یا کاهش زمان مأموریت می‌کند.
@Corporalcolonel
👍1
از نظر فنی، ۳۵۹ با برد گزارش‌شده در حدود ۱۵۰ کیلومتر و سقف پروازی مؤثر نزدیک به ۳۰ هزار پا، دقیقاً در مرز عملیاتی تانکرها عمل می‌کند. تانکرهایی مانند KC-135 یا KC-46 اگرچه می‌توانند بالاتر پرواز کنند، اما در مأموریت واقعی، تحت فشار سوخت، وزن، هماهنگی با جنگنده‌ها و الزامات عملیاتی، ناچارند به ارتفاعات پایین‌تر نزدیک شوند. همین هم‌پوشانی محدود، پنجره تهدید را شکل می‌دهد.
@Corporalcolonel
❤2
اسکورت جنگنده‌ها یکی دیگر از چالش‌های جدی است. اسکورت‌ها برای نابودی تهدید طراحی شده‌اند، اما در برابر سامانه‌ای که کلاسیک عمل نمی‌کند و الزاماً وارد درگیری مستقیم نمی‌شود، بیشتر به عامل هزینه‌ساز تبدیل می‌شوند تا عامل حذف‌کننده. هرچه اسکورت بیشتر شود، پیچیدگی مأموریت بالا می‌رود و انعطاف‌پذیری کاهش می‌یابد؛ و این دقیقاً همان اثری است که از چنین تهدیدی انتظار می‌رود.

در قالب محور مقاومت، جایگذاری ۳۵۹ به‌معنای ایجاد «خط پدافندی پیوسته» نیست، بلکه به‌معنای ایجاد نقاط احتمال است؛ نقاطی که معلوم نیست فعال‌اند یا نه، شلیک می‌کنند یا نه، و دقیقاً همین عدم قطعیت است که ارزش عملیاتی دارد. دشمن مجبور است همه این نقاط را جدی بگیرد، حتی اگر هیچ‌کدام شلیک نکنند.

این سناریو بر پایه یک منطق ساده بنا شده است: اگر زنجیره سوخت‌رسانی هوایی دچار تردید شود، کل عملیات هوایی دچار تردید می‌شود. ۳۵۹ در این معادله، نه شمشیر نهایی، بلکه اهرم فشار نامتقارن است؛ اهرمی که با تکیه بر دیده‌بانی، ابهام، و زمان‌بندی، می‌تواند بدون نبرد مستقیم، میدان تصمیم را در جنگ آینده ایران و اسرائیل تغییر دهد.
@Corporalcolonel
👍4❤1
Corporalcolonel
اسکورت جنگنده‌ها یکی دیگر از چالش‌های جدی است. اسکورت‌ها برای نابودی تهدید طراحی شده‌اند، اما در برابر سامانه‌ای که کلاسیک عمل نمی‌کند و الزاماً وارد درگیری مستقیم نمی‌شود، بیشتر به عامل هزینه‌ساز تبدیل می‌شوند تا عامل حذف‌کننده. هرچه اسکورت بیشتر شود، پیچیدگی…
در نهایت سامانه‌ای مانند ۳۵۹ اگر در بستر:

اطلاعات دقیق

دیده‌بانی پایدار

انتخاب هوشمند هدف

و ابهام عملیاتی

قرار گیرد، می‌تواند بدون درگیری مستقیم، اثر راهبردی قابل توجهی بر عملیات هوایی دشمن بگذارد.
@Corporalcolonel
👍5
پس از بیش از شش ماه کمپین پیوسته و هدفمند ایالات متحده علیه ونزوئلا، سرانجام واشنگتن وارد فاز نهایی اقدام شد؛ فازی که از ابتدا نه با هدف مذاکره یا مهار سیاسی، بلکه با هدف حذف مستقیم رأس هرم قدرت در کاراکاس طراحی شده بود. این کمپین، ترکیبی از فشار دیپلماتیک، عملیات روانی، تحریم‌های فلج‌کننده، تحرکات آشکار نظامی در حوزه کارائیب و فعالیت‌های اطلاعاتی پنهان بود؛ به‌گونه‌ای که عملاً ونزوئلا در یک محاصره چندلایه قرار گرفت.

در طول این مدت، گسیل ناوهای جنگی آمریکا به آب‌های پیرامونی، افزایش پروازهای شناسایی و رزمی، حضور جنگنده‌ها و پهپادهای راهبردی و همچنین تحرک یگان‌های ویژه در پایگاه‌های منطقه‌ای، همگی نشانه‌هایی آشکار از آماده‌سازی صحنه عملیات بودند. واشنگتن هم‌زمان روایت «دولت-مواد مخدر» را به‌صورت حساب‌شده در رسانه‌ها تقویت کرد تا افکار عمومی را برای یک اقدام قهری آماده کند.
1/9
@Corporalcolonel
👍3
در نهایت، در تاریخ اعلام‌نشده اما کاملاً برنامه‌ریزی‌شده، عملیات اصلی انجام شد؛ عملیاتی برق‌آسا، محدود از نظر زمانی و کاملاً دقیق از نظر هدف. نیروهای ویژه آمریکا، با محوریت یگان دلتا فورس و پشتیبانی مستقیم واحد 160th SOAR، وارد عمل شدند. پیش از ورود تیم‌های زمینی، شبکه‌های هشدار، ارتباطی و بخش‌هایی از پدافند هوایی ونزوئلا به‌صورت نقطه‌ای و هوشمندانه سرکوب شد؛ نه یک حمله گسترده و پرهزینه، بلکه کورسازی هدفمند برای باز کردن یک کریدور امن نفوذ. این سطح از هماهنگی و دقت، بدون اشراف اطلاعاتی عمیق و چندلایه امکان‌پذیر نبود.
2/9
@Corporalcolonel
👌2
نشانه‌ها حاکی از آن است که ایالات متحده، به‌ویژه از طریق CIA، به اشراف اطلاعاتی بسیار بالایی بر الگوهای تردد، محل استقرار، لایه‌های حفاظتی و حتی زمان‌بندی‌های امنیتی مادورو دست یافته بود. چنین سطحی از نفوذ، نه حاصل جمع‌آوری اطلاعات لحظه‌ای، بلکه نتیجه ماه‌ها و شاید سال‌ها رصد، نفوذ انسانی، شنود و تحلیل رفتاری در درون ساختار امنیتی ونزوئلاست. این اشراف اطلاعاتی، عملاً هرگونه واکنش مؤثر را پیش از وقوع خنثی کرده بود.
3/9
@Corporalcolonel
👍3
نکته‌ای که بلافاصله پس از عملیات جلب توجه کرد، سطح بسیار پایین درگیری و مقاومت بود. نه نبرد شهری گسترده‌ای گزارش شد و نه تصاویر قابل‌توجهی از مقابله سازمان‌یافته به بیرون درز کرد. در مقابل، گزارش‌هایی غیررسمی از کشته‌شدن برخی محافظان نزدیک مادورو منتشر شد؛ مسئله‌ای که نشان می‌دهد عملیات دست‌کم در لایه حفاظتی اولیه با مقاومت محدودی مواجه شده، اما این مقاومت به‌سرعت درهم شکسته شده است.
4/9
@Corporalcolonel
👍1