Corporalcolonel
469 subscribers
145 photos
4 videos
30 files
4 links
Download Telegram
و اما در دریا، ناوگروه USS Abraham Lincoln (CVN-72) در دریای عرب شمالی مستقر شده است. این ناو هواپیمابر هسته‌ای به‌عنوان هسته مرکزی قدرت تهاجمی، توسط چند ناوشکن کلاس Arleigh Burke شامل USS Spruance (DDG-111)، USS Michael Murphy (DDG-112) و USS Frank E. Petersen Jr. (DDG-121) اسکورت می‌شود. این ناوشکن‌ها با سامانه AEGIS، نقش اصلی در دفاع هوایی و ضد موشکی لایه‌ای ناوگروه را بر عهده دارند.

در کنار این شناورها، حضور کشتی‌های پشتیبانی نظیر USNS Henry J. Kaiser (T-AO-187) به‌عنوان نفتکش سوخت‌رسان رزمی و USNS Carl Brashear (T-AKE-7) به‌عنوان شناور تأمین مهمات و اقلام لجستیکی، نشان‌دهنده آمادگی برای عملیات‌های تداومی و ماندگاری بلندمدت در دریا است. این ترکیب، یک آرایش استاندارد Carrier Strike Group را تشکیل می‌دهد که توان اجرای عملیات هوایی گسترده، دفاع موشکی و پشتیبانی لجستیکی مستقل را فراهم می‌کند.
@Corporalcolonel
❤3
در خلیج فارس نیز حضور دریایی آمریکا با تمرکز بر شناورهای مناسب آب‌های کم‌عمق و عملیات ساحلی تقویت شده است. ناوهای USS Tulsa (LCS-16)، USS Canberra (LCS-30) و USS Santa Barbara (LCS-32) از کلاس Littoral Combat Ship در این منطقه فعال هستند. در کنار آن‌ها، ناوشکن‌های USS Milius (DDG-69) و USS Delbert D. Black (DDG-119) نیز مستقر شده‌اند که نقش بازدارندگی، دفاع موشکی نقطه‌ای و اسکورت را ایفا می‌کنند.
@Corporalcolonel
👍2❤1
در اقیانوس هند، USS Miguel Keith (ESB-5) و ناوشکن USS Pinckney (DDG-91) در حال تغییر آرایش عملیاتی و حرکت به سمت دریای عمان ارزیابی می‌شوند.
@Corporalcolonel
❤3👍1
تحرکات اخیر نشان می‌دهد که علاوه بر آرایش فعلی، احتمال تقویت سنتکام با یک ناوگروه هواپیمابر دوم در بازه زمانی حدود یک‌ماهه وجود دارد.
محتمل‌ترین گزینه برای تقویت منطقه، ناو هواپیمابر USS George H.W. Bush (CVN-77) است. این ناو به‌همراه چهار ناوشکن کلاس Arleigh Burke شامل USS Gonzalez (DDG-66)، USS Ross (DDG-71)، USS Donald Cook (DDG-75) و USS Mason (DDG-87) پایگاه نورفولک را به‌منظور اجرای تمرین COMPTUEX ترک کرده‌اند.

تمرین COMPTUEX مرحله نهایی ارزیابی آمادگی رزمی ناوگروه پیش از استقرار عملیاتی محسوب می‌شود. بر اساس زمان‌بندی متعارف، این تمرین حدود دو هفته دیگر ادامه خواهد داشت و در صورت صدور دستور اعزام، انتقال ناوگروه از سواحل ویرجینیا به حوزه ناوگان پنجم در خاورمیانه نیز تقریباً دو هفته زمان خواهد برد. بنابراین، در سناریوی اعزام، بازه زمانی تقریبی برای ورود ناوگروه George H.W. Bush به منطقه حدود یک ماه آینده برآورد می‌شود.
@Corporalcolonel
❤3
این آرایش دریایی را می‌توان یک استقرار چندلایه و شبکه‌محور ارزیابی کرد که شامل قدرت تهاجمی هواپایه، دفاع موشکی دریاپایه، کنترل آب‌های کم‌عمق و پشتیبانی لجستیکی در عمق اقیانوسی است. چنین چیدمانی انعطاف‌پذیری عملیاتی بالایی ایجاد کرده و امکان جابه‌جایی سریع تمرکز نیرو میان خلیج فارس، دریای عرب و اقیانوس هند را فراهم می‌سازد؛ وضعیتی که معمولاً در شرایط افزایش سطح تنش یا آماده‌باش راهبردی مشاهده می‌شود.

در این سناریو، حضور همزمان دو ناوگروه هواپیمابر در پیرامون حوزه سنتکام، سطح بازدارندگی دریایی و هوایی ایالات متحده را به شکل معناداری افزایش داده و امکان اجرای عملیات‌های چندمحوره، پوشش هوایی گسترده و مدیریت همزمان چند سناریوی تنش را فراهم می‌کند.

هم‌زمانی انتقال سامانه‌های پدافندی زمینی با استقرار دارایی‌های هوایی پشتیبان نیز حاکی از یک آرایش ترکیبی (Integrated Force Posture) است که هدف آن افزایش انعطاف‌پذیری عملیاتی، ارتقای بازدارندگی و آمادگی برای طیفی از سناریوهای احتمالی در محیط راهبردی منطقه است.
@Corporalcolonel
❤4
پایگاه های آمریکا در منطقه
"پایگاه تنف و مجموعه پایگاه های منطقه روژاوا در نظر نگرفته شده.(در حال کاهش نیرو و تخلیه نیز هستند.)"
@Corporalcolonel
❤7👍2
Corporalcolonel
♦️مطالبه دکترین عملیاتی: عبور واقعی از پدافند 🔺یکی از ضعف‌های جدی در ادبیات پاسخ، ساده‌سازی مسئله «عبور از پدافند» است. در حالی که دشمن به سامانه‌های پدافندی لایه‌ای و شبکه‌محور متکی است، پاسخ مؤثر تنها در قالب یک دکترین ترکیبی و طراحی‌شده برای نفوذ حداکثری…
دکترین «مثلث پیروزی» که قبل تر هم به آن اشاره کردیم، صرفاً برای اهداف ثابت زمینی طراحی نشده، بلکه در برابر اهداف متحرک دریایی نیز کاربرد دارد.
در صورت حضور دو ناوگروه و وقوع درگیری، باید از این دکترین به‌درستی و با حداکثر کارایی بهره گرفت.
صرفِ در اختیار داشتن سلاح‌ها تعیین‌کننده نیست؛ شیوه به‌کارگیری آن‌هاست که نتیجه را رقم می‌زند.
خلاصه که:
وَمَكَرُوا وَمَكَرَ اللَّهُ وَاللَّهُ خَيْرُ الْمَاكِرِينَ
@Corporalcolonel
👍3👎1
و حالا F35 ها در راه خاورمیانه...
@Corporalcolonel
👍4❤2🫡1
Corporalcolonel
و حالا F35 ها در راه خاورمیانه... @Corporalcolonel
در ساعاتی مانده به مذاکرات،هم اکنون شاهد اعزام F35 ها به منطقه هستیم.
پرواز های ترابری به خلیج فارس و آسیای میانه نیز همانطور که گفتم جمعه به پایان رسید.
ناوگروه فورد هم در آستانه عبور از تنگه جبل الطارق هست.
کمربند ها را یک سوراخ دیگر محکم تر کنید،دشمن حرامزاده در کمین است.
@Corporalcolonel
👍10😍2❤1
Forwarded from شهسوارϟ
📡پدافند هوایی مدرن را نباید به‌عنوان یک «دیوار ثابت» یا صرفاً مجموعه‌ای از سامانه‌های رهگیر دید؛ پدافند امروز یک شبکه زنده تصمیم‌گیر است که بقایش به توانایی درک، طبقه‌بندی، اولویت‌بندی و واکنش در زمان محدود وابسته است. در چنین نبردی، مسئله اصلی دیگر صرفاً عبور یک پرتابه از یک لایه دفاعی نیست، بلکه خارج کردن کل سامانه از وضعیت کنترل‌شده و وارد کردن آن به وضعیت ازدحام و فرسایش تصمیم است. آنچه در مرکز این مدل قرار می‌گیرد، فروپاشی ظرفیت تصمیم‌گیری دفاعی است؛ یعنی لحظه‌ای که شبکه دفاعی به‌جای مدیریت فعال میدان، ناچار به واکنش‌های شتاب‌زده، ناقص و پراکنده می‌شود. «چهارضلعی فروپاشی دفاعی» دقیقاً برای توضیح همین گذار طراحی شده است: گذار از کنترل به ازدحام.

⏺نخستین ضلع این چارچوب، تراکم زمانی است. سامانه‌های دفاعی حتی اگر از نظر تعداد رهگیر و پوشش راداری قدرتمند باشند، با محدودیت بنیادی زمان مواجه‌اند. هر شبکه پدافندی باید در یک بازه کوتاه تهدید را کشف کند، آن را تشخیص دهد، اولویت بدهد، آتش تخصیص دهد و نتیجه را ارزیابی کند. وقتی فشار زمانی فشرده شود، دفاع پیش از آنکه از نظر فنی شکست بخورد، از نظر ریتم تصمیم‌گیری دچار عقب‌ماندگی می‌شود. این عقب‌ماندگی به‌صورت زنجیره‌ای انباشته می‌شود و سامانه را از حالت طراحی‌شده خارج می‌کند. در واقع، تراکم زمانی پنجره تصمیم را می‌بندد و دفاع را به سمت واکنش اضطراری سوق می‌دهد.

⏺ضلع دوم، تنوع بردار و پروفایل تهدید است. پدافند برای عملکرد بهینه به دنبال همگن‌سازی میدان است؛ یعنی ترجیح می‌دهد با تهدیدهای مشابه، مسیرهای قابل پیش‌بینی و امضاهای قابل طبقه‌بندی مواجه باشد تا بتواند پاسخ استاندارد و بهینه تولید کند. اما زمانی که تنوع واقعی در جهت ورود، سرعت، ارتفاع و الگوهای رفتاری تهدید ایجاد شود، شبکه دفاعی مجبور می‌شود ظرفیت خود را تقسیم کند؛ نه فقط تقسیم آتشبار، بلکه تقسیم توجه و تقسیم تصمیم. در چنین شرایطی، احتمال خطا در طبقه‌بندی، تضاد در اولویت‌ها و ناهماهنگی بین لایه‌های دفاعی افزایش می‌یابد و سامانه به جای یک پاسخ یکپارچه، به مجموعه‌ای از تصمیم‌های نیمه‌کامل تبدیل می‌شود.

⏺ضلع سوم و چهارم، ترکیب اثرگذاری و اصطکاک اطلاعاتی‌اند؛ دو عاملی که دفاع را از سطح تاکتیکی به سطح راهبردی تحت فشار قرار می‌دهند. ترکیب اثرگذاری یعنی دفاع صرفاً با «ورود» نمی‌جنگد، بلکه با «معنای اثر» می‌جنگد: اثر نقطه‌ای، اثر زیرساختی، اثر تداومی و پیامدهای روانی و سیاسی. حتی اگر بخشی از موج مهار شود، باقی‌مانده می‌تواند اثر راهبردی را حفظ کند و همین مسئله دفاع را مجبور به مدیریت هم‌زمان چند نوع تهدید و چند نوع پیامد می‌کند. در کنار آن، اصطکاک اطلاعاتی تعیین‌کننده‌ترین ضلع است، زیرا جنگ پدافند در نهایت جنگ فهم است. هشدارهای کاذب، ابهام در تشخیص، داده‌های متناقض و کاهش اعتماد به تصویر عملیاتی مشترک، شبکه را از درون فرسوده می‌کند. وقتی سامانه نفهمد یا دیر بفهمد، فروپاشی رخ می‌دهد؛ نه به‌دلیل کمبود ابزار، بلکه به‌دلیل فرسایش تصمیم. جمع‌بندی این چارچوب روشن است» پدافند زمانی می‌شکند که چهار عامل زمان، پیچیدگی، اثر و ابهام هم‌زمان شبکه را از کنترل به ازدحام منتقل کنند.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤4👌2⚡1
Corporalcolonel
دکترین «مثلث پیروزی» که قبل تر هم به آن اشاره کردیم، صرفاً برای اهداف ثابت زمینی طراحی نشده، بلکه در برابر اهداف متحرک دریایی نیز کاربرد دارد. در صورت حضور دو ناوگروه و وقوع درگیری، باید از این دکترین به‌درستی و با حداکثر کارایی بهره گرفت. صرفِ در اختیار داشتن…
🛑 سناریوی «روز صفر»؛ فراتر از پاسخ متوازن
در دکترین دفاعی ایران، پاسخ به تهاجم احتمالی آمریکا و اسرائیل صرفاً به درهم‌کوبیدن پایگاه‌های منطقه‌ای یا اهداف عمقی در سرزمین‌های اشغالی محدود نمی‌شود. در این سناریو، هدف قرار دادن نمادهای قدرت آفندی ایالات متحده، به‌ویژه ناوروه هواپیمابر آبراهام لینکلن (CVN-72)، یک ضرورت راهبردی برای تغییر موازنه وحشت است.

♦️هرچند عبور از سد دفاع لایه‌ای یک ناوگروه و "غرق کردن" آن نیازمند تحلیل با احتیاط نظامی است، اما وارد آوردن آسیب‌های ساختاری به ناوشکن‌ها، از کار انداختن بخشی از عرشه پروازی یا تحمیل خسارات غیرمستقیم (مانند از دست رفتن جنگنده‌های F/A-18 بر اثر شوک‌های انفجاری و برخورد، مشابه تجربه ناو ترومن در دریای سرخ) کاملاً در دسترس است؛ اما با «شرطها و شروطها»:

1️⃣پیاده‌سازی استراتژی «مثلث آفندی»:
برای اشباع پدافند ناوگان، حمله باید ترکیبی (Integrated) باشد. شلیک هم‌زمان و از دو جهت با همکاری بازوی قدرتمند ایران در منطقه یعنی یمن باشد.
موشک‌های کروز ، بالستیک‌های نقطه‌زن (خانواده بصیر) و پهپادهای انتحاری لایه‌های دفاعی Aegis را دچار اختلال در اولویت‌بندی اهداف (Target Prioritization) می‌کند.
همچنین این ناوگان مهمانانی ناخوانده نیز دارند:شهپاد های انتحاری!

2️⃣ حفظ زنجیره «اطلاعات لحظه‌ای» (Real-time Intel):
بزرگترین چالش در زدن اهداف متحرک دریایی، سرعت جابجایی ناوگان است. برخورد دقیق بالستیک‌های هایپرسونیک و میان‌برد (مثل خیبرشکن بصیر و قاسم بصیر) بدون اشراف اطلاعاتی ناممکن است.
برای این کار، حضور پهپادهای شناسایی استراتژیک مانند شاهد ۱۷۱ و شاهد ۱۲۹ در لایه بالای منطقه نبرد حیاتی است. این پهپادها وظیفه تأمین "داده‌های نسبی و لحظه‌ای" را برای اصلاح مسیر موشک در فاز میانی پرواز بر عهده دارند.

3️⃣ اصلاح مسیر در سرعت‌های بالا:
اگرچه سرعت بالای موشک‌های بالستیک، زمان واکنش پدافند دشمن را به حداقل می‌رساند، اما همین سرعت زیاد، اصلاح مسیر (Correction) را سخت‌تر می‌کند. لذا استفاده از پهپادهای دیده‌بان به عنوان "گره ارتباطی" (Data Link Hub) الزامی است تا مختصات نهایی هدف را به جستجوگرهای اپتیکی کلاهک‌های «بصیر» منتقل کنند.

♦️در نبرد نامتقارن، پیروزی در گرو شلیک نیست؛ بلکه در گرو «دیدن هدف تا لحظه اصابت» است. وقتی شبکه‌ای از پهپادهای شناسایی، مختصات لحظه‌ای را به کلاهک‌های هوشمند برسانند، حتی غول‌های ۱۰۰ هزار تنی نیز در اقیانوس پناهگاهی نخواهند داشت.
@Corporalcolonel
👍3❤1
📡اما برای کشورخودمان، پیشنهاد ما همیشه, تاکتیک "کمین پرسه‌زن یکپارچه با تمرکز بر عدم قطعیت" است، که سازوکار آن بر مهندسی تصمیم‌گیری دشمن استوار است؛ استقرار سامانه‌های 358/359 و کرار مسلح[طبیعتا عالی نخواهد بود این یکی] در کریدورهای مرزی (مانند عراق) با سنسورهای پسیو IR/EO برای کشف بدون افشاگری، و فعال‌سازی کوتاه‌مدت رادار تنها پیش از شلیک(درصورت‌نیاز)، که این رویکرد پنجره "اوودا" دشمن را تنگ کرده و هزینه تصمیم را افزایش می‌دهد. از دیدگاه مفهومی، به جای حضور دائمی، بر "حضور پنهان و فعال‌شونده" تأکید میشود و با استفاده از شبکه فرماندهی مقاوم (C2) و تحرک‌پذیری بالا برای تولید تهدید معتبر در زمان‌های کوتاه، بدون افشای محل استقرار.
🚫 این تاکتیک، بر پایه تحقیقات جنگ نامتقارن، نرخ اصابت را به طور قابل توجهی افزایش می‌دهد و حتی بدون ساقط کردن، ماموریت‌های دشمن را با ایجاد عدم قطعیت (مانند ریسک اجکت بر فراز خاک دشمن) پرهزینه می‌کند، همانند تجربه یمنی که فرماندهی عملیاتی را مجبور به بازنگری مسیرها و زمان‌بندی می‌کند. (لغو ماموریت ها و ...) (میدانیم که ایده آل نیست ولی حداقلی است)

⏺در اجرای این تاکتیک برای خودمان، تمرکز بر افزایش ظرفیت انسانی و سازمانی ضروری است، جایی که کمبودهای ساختاری مانند نیروی متخصص و شبکه C2 با آموزش‌های شبیه‌سازی‌شده؛ استانداردسازی پروتکل‌ها و تمرینات بین‌لایه‌ای جبران شود، تا سامانه‌ها از ابزار پراکنده به "سیستم" یکپارچه تبدیل شوند. تحلیل های قبلی ما نشان می‌دهد که در سناریوی آسمان امن، شلیک 200-300 موشک با دیلِی 1-2 دقیقه‌ای می‌تواند 100-150 هدف را مهندم کند، با هزینه کم (کمتر از چند ده میلیون دلار)، که این امر برتری استراتژیک آفندی ایجاد می‌کند در صورتی که موارد گفته شده انجام پذیر تا حداقل پهپادهای دشمن را از جولان باز دارد، بدون نیاز به روایت‌های نمایشی (شونصدتا اف 35 زدیم)، بلکه با ساخت محیط عملیاتی پرریسک که مهاجم را به محافظه‌کاری، فرسایش و برنامه ریزی مجدد وامی‌دارد. (سخن بسیار است اما سعی کردیم خلاصه حرف ها را بزنیم) 2/2

Join us | @Iranian_Militarism 🥰😊😎
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤5
همانطور که قبل تر دوست عزیزم شهسوار در کانال خود"@SHAHSAVAR373" تاکید کرده بود
تا زمانی که مولفه‌های زیر در دکترین و چرخه طراحی تسلیحاتی لحاظ نشوند، هیچ‌گونه ارتقای ملموسی در «کمیت پذیری» و «اثر‌بخشی» (Casualty & Damage Effectiveness) ضربات آفندی حاصل نخواهد شد:
​۱. پایدارسازی سکوهای پرتاب از طریق یکپارچه‌سازی پدافند فعال: تقویت سیستم‌های پدافند هوایی موضعی جهت صیانت از آتشبارها و حفظ پیوستگی نرخ آتش آفندی (Rate of Fire).
​۲. بهینه‌سازی الگوریتم‌های پروازی بر پایه ماتریس آفند چندبعدی: طراحی پکیج‌های عملیاتی در چهارچوب فاکتورهای هم‌زمانی (Time-on-Target)، تنوع پروفایل پروازی (Trajectory Profiles) و ترکیب بهینه سرجنگی‌ها (Warhead Payload Mix).
​۳. ارتقای سنسوریک و سامانه‌های هدایت، کنترل و ناوبری (GNC): ضرورت الحاق بسته‌های پیشرفته هدایت میانی (Mid-course Correction) و ترمینال (Terminal Guidance) جهت تصحیح آنی مسیر و کاهش خطای دایره‌ای احتمال (CEP).
​۴. پیاده‌سازی مکانیزم انفجار مجاورتی (Airburst): تنظیم فیوزهای سنسوری جهت تحریک سرجنگی در ارتفاع بهینه از سطح زمین (HOB) برای بیشینه‌سازی شعاع ترکش و موج انفجار.
​۵. اصلاح دینامیک رهایش در تسلیحات خوشه‌ای (Cluster): بازطراحی هندسه چینش و کالیبراسیون زمان‌بندی باز شدن فرعی‌ها (Submunitions) در موشک‌های بارشی (نظیر قدر و خرمشهر) جهت دستیابی به چگالی توزیع بهینه (Pattern Density).

@Corporalcolonel
❤3🍓1
💥برادران جهادی:کامل ترین لیست پهپاد های انتحاری ایران
پ ن1: حقیقتا ایران تحولی بنیادین در مفهوم پهپادهای انتحاری در جهان ایجاد کرد.خداقوت به طراحان و سازندگان در معاونت های پهپادی نیروها
پ ن2: متاسفانه آفت تنوع طلبی از سامانه های پدافندی زمین پایه به پهپادها نیز سرایت کرده است!
@Corporalcolonel
👍7👏2😢1
باید از تنوع طلبی پرهیز کرده و با کارکردن بر روی کارآمد ترین پهپاد آن را ارتقا داده و در کمیت و کیفیت آن ها کار شود.
نمونه موفق: ژرانیوم 1 تا 5
@Corporalcolonel
👍7🍓2
طرح انتقال و فروش اراضی پایگاه‌های شکاری که امروز در دل بافت شهری قرار گرفته‌اند، می‌تواند به یک اقدام راهبردی و اقتصادی برای نیروی هوایی تبدیل شود. بسیاری از این زمین‌ها پیش از انقلاب تملک شده‌اند و اکنون ارزش مالی بسیار بالایی دارند، در حالی که بخش قابل توجهی از تأسیسات و زیرساخت‌های آن‌ها یا در جریان جنگ آسیب دیده و نابود شده‌اند و یا پس از دهه‌ها بهره‌برداری دچار فرسودگی شده‌اند؛ از این‌رو بازسازی کامل آن‌ها در همان موقعیت فعلی، توجیه اقتصادی و پدافندی محدودی دارد.

راهکار منطقی، فروش این اراضی ارزشمند، احداث پایگاه‌های جدید در خارج از محدوده شهری با رعایت اصول پدافند غیرعامل و انتقال یگان‌ها به زیرساخت‌های مدرن و استاندارد است. به این ترتیب، هم توان عملیاتی نهاجا افزایش می‌یابد، هم آسیب‌پذیری پایگاه‌ها کاهش پیدا می‌کند و هم بخشی از منابع حاصل می‌تواند صرف نوسازی ناوگان و تأمین جنگنده‌های جدید شود؛ اقدامی که همزمان منافع اقتصادی، عملیاتی و پدافندی را تأمین می‌کند.

@Corporalcolonel
👍19👌2🍓1
به نظر، توافق ۶۰ روزه فقط یک تنفس کوتاه هست.کمپین لجستیکی آمریکا نشان می‌دهد این‌بار زمینی می‌آیند.
خطاب به مجموعه های دانش‌بنیان و جهادهای خودکفایی: تمام توان را روی تجهیز نیروهای مسلح به FPVها بگذارید؛ از فریم‌های فیبر کربن، موتور، باتری‌های LiPo و پروپلرها تا کابل فیبر نوری.
@Corporalcolonel
👍11🔥3❤1🍓1
♦️تحلیل راهبردی دفاع ساحلی؛ عبور از ساب‌سونیک به عصر هایپرسونیک
​جنگ ۳۹روزه زنگ خطری جدی برای آفند ساحلی به صدا درآورد. واقعیت فنی و عملیاتی میدان نبرد اثبات کرد که اتکای مطلق به موشک‌های کروز ساب‌سونیک (زیر سرعت صوت) توسعه‌یافته از خانواده‌های چینی C-701، C-704 و C-802
کوثر (پایه C-701)، نصر و نصیر (پایه C-704) و خانواده نور، قادر و قدیر (پایه C-802)
دیگر تکاپوی مقابله با آرایش متحرک، لایه‌های پدافندی مجهز به سامانه‌های ناوجنگی (نظیر ایجیس) و جنگ الکترونیک فشرده ناوگان متحرک آمریکا را ندارد. سرعت پایین این موشک‌ها (حدود ۰.۹ ماخ) فرصت واکنش ایده آلی به پدافند ناوهای متحرک دشمن می‌دهد.
​برای پر کردن این خلاء تاکتیکی در کوتاه‌مدت، گام فوری و ناگزیر، جابجایی موازنه قدرت به سمت تسلیحات سوپرسونیک (مافوق صوت) و هایپرسونیک (ابرصوت) شرقی از طریق خرید سامانه‌های دفاع ساحلی متحرک (A2/AD) از روسیه و چین است. سه سامانه کلیدی زیر توانایی دگرگون کردن قواعد بازی را دارند:

@Corporalcolonel
👍3🍓1
​۱. سامانه باستیون-پی (Bastion-P) | روسیه 🇷🇺
​این سامانه متحرک زره‌پوش مخوف‌ترین بازدارنده دریایی ساحل‌پایه مسکو است:
​موشک: کروز سوپرسونیک یاخونت (P-800 Yakhont)
​سرعت: ۲.۵ برابر سرعت صوت (Mach 2.5) در ارتفاع بالا و حفظ سرعت مافوق صوت در فاز نهایی.
​پروفایل پروازی: توانایی پرواز مماس با آب (Sea-skimming) در ارتفاع ۱۰ متری در فاز ترمینال جهت کور کردن افق راداری ناوها.
​ویژگی متمایز: بهره‌گیری از هوش مصنوعی در شلیک‌های رگباری (اشباع)؛ موشک‌ها در طول پرواز داده‌های راداری هدف را با یکدیگر به اشتراک می‌گذارند.

@Corporalcolonel
👍2🍓1