متن کوتاه عاشقانه شعر دکلمه Text ashghaneh
2.87K subscribers
40 photos
3 videos
1 link
Download Telegram
ناگهان به یاد آوردم روزی کسی بودم با شوقی بی پایان و ذهنی متفاوت؛
کسی که دیگر راهی به او ندارم...
@Cooksiyah
-اگه دلیل زندگیتون رو از دست دادین
یدونه جدیدشو پیدا کنید....
@Cooksiyah
پاییز می‌شه، هوا خنک میشه، بارون میاد، هودی و بوت می‌پوشیم و میریم بیرون هات‌چاکلت می‌خوریم. دووم بیار...
@Cooksiyah
او امن بود؛
اگر دیگران به من می‌گفتند نکن، او همیشه دست هایش را دراز می‌کرد تا بعد از گریه اشک هایم را پاک کند...
@Cooksiyah
گفت: گیرم روزهای خوب بیایند، این تلنبار ماتم که در وجودم رسوخ کرده چگونه خواهد رفت؟
من خودم را دیگر بدون غم هایم نمیشناسم...
@Cooksiyah
«در منی و این‌همه ز من جدا...»
@Cooksiyah
اگر بچه‌ها به‌موقع به‌ دنیا آمدن، به‌جای گریه می‌خندیدند چه می‌شد؟ چه سوال عجیبی، چون می‌دانیم که زندگی این شکلی نیست...
@Cooksiyah
از تو توقع زیادی نداشتم؛ جز اینکه با چند بطری شراب، پاکت های سیگار و پلی لیست شجریان به خانه‌ام بیایی تا در آغوش هم اشک بریزیم...
@Cooksiyah
صبح می‌خندد و من گریه‌کنان در غم دوست
ای دم صبح! چه داری خبر از مقدم دوست؟...
@Cooksiyah
دوستان عزیز ؛
من جنوبی ام ، نه برای تعریف ، برای افتخار ...
@Cooksiyah
مرا در آغوش بگیر!
قلبم کودکی گریان است
که زمین خورده...
@Cooksiyah
از آن پس دیگر با غم نجنگیدم ، کنارش نشستم؛
مثل دو مسافری که می‌دانند تا پایان راه هیچ یک از دیگری جدا نخواهد شد...
@Cooksiyah
حق با تو
بود مامان ،
نمیشه با دوست داشتن  زیاد
کسی رو تغییر داد
ادما ذاتشون عوض نمیشه :)...
@Cooksiyah
دریا همیشه آن‌جا بود؛ گاهی نان می‌آورد،
گاهی بیشتر اندوه.

جنوب🖤
@Cooksiyah