shirin khanom 001
<unknown>
🔥ای آتش تا تو در این خانمان فروزان باشی تا تو هماره در این خانمان فروزان باشی.
تا تو در این خانمان روشن باشی
به روزگارانی دیر پای تا به هنگام رستاخیز توانا و همچنان در هنگامه رستاخیز
توانا و نیک
🔥ای آذر آهوره مزدا !
زود مرا گشایش بخش
زود مرا پناه بخش
زود مرا زندگی پر گشایش و پناه بخش!
زود مرا زندگی دراز، دانایی ،اشویی ،زبان شیوا روان هوشیار و پس آنگاه خرد فراوان فراگیر نابود نشدنی بخش ...
پس آنگاه مرا دلیری مردانه، همیشه بر پای ایستاده، بی خواب و در آرامگاه [نیز]بیدار بخش
🔥مرا فرزندانی رسا و کاردان دین گستر کشور [ پرور] و انجمن آرا، با هم بالنده، نیک اندیش و از تنگنا رهاننده بخش که خانمان و روستا و شهر و کشور و نام و آوازه کشور را افزایش بخشد.
#خوانش_بانو_شیرین
🆔@conference_iranvich🔥
تا تو در این خانمان روشن باشی
به روزگارانی دیر پای تا به هنگام رستاخیز توانا و همچنان در هنگامه رستاخیز
توانا و نیک
🔥ای آذر آهوره مزدا !
زود مرا گشایش بخش
زود مرا پناه بخش
زود مرا زندگی پر گشایش و پناه بخش!
زود مرا زندگی دراز، دانایی ،اشویی ،زبان شیوا روان هوشیار و پس آنگاه خرد فراوان فراگیر نابود نشدنی بخش ...
پس آنگاه مرا دلیری مردانه، همیشه بر پای ایستاده، بی خواب و در آرامگاه [نیز]بیدار بخش
🔥مرا فرزندانی رسا و کاردان دین گستر کشور [ پرور] و انجمن آرا، با هم بالنده، نیک اندیش و از تنگنا رهاننده بخش که خانمان و روستا و شهر و کشور و نام و آوازه کشور را افزایش بخشد.
#خوانش_بانو_شیرین
🆔@conference_iranvich🔥
👍4❤2
#بهمن / #روز_بهمن/ #جشن_بهمنگان
✅(در اوستا «وهومن» یا «وهو مننگه»، به چم منش خوب یا نهاد نیک و گاه او «وهیشت من» به چم بهترین منش آمده و در پهلوی «وهمن» و در فارسی بهمن» شده است.) در گاهان، بهمن یکی از فروزه های مزدا اهوره و در اوستای نو یکی از امشاسپندان است که نماد اندیشه ی نیک و خرد و دانایی آفریدگار به شمار می آید. بهمن آدمی را از خرد و تدبیر بهره مند و او را به آفریدگار نزدیک می کند. اوست که زرتشت را هنگام زادن از دستبرد اهریمن و دیوان نگاهبانی می کند و روان زرتشت را در خواب به بارگاه اهورایی رهنمون می شود.در دیگر بخشهای اوستا، اهوره مزدا به دستیاری بهمن جهان را می آفریند و بهمن است که نیکو کاران و اشونان را به بهشت رهنمون می شود. درمان بخشی «هوم»، با خوشی «بهمن» همراه است.
✅ایزدان ماه و گوش و رام از همکاران و یاران امشاسپند بهمن و «اک من» یا «اک مننگه»، از كماله ی دیوان و دستیاران اهریمن، همستار اوست خویشکاری بهمن در جهان استومند، پرورش و نگاهداری همه ی جانوران سودمند است. خروس که سپیده دمان به بانگ خویش، مردمان را از خواب بر می انگیزد و به نیایش و کار و زندگی فرا می خواند و نیز جامه ی سپید و گل یاسمین ویژه ی امشاسپند بهمن است. دومین روز ماه و پازدهمین ماه سال را به نام این امشاسپند خوانده اند. از روز بهمن، نام دومین روز ماه است که به نام امشاسپند بهمن خوانده شده و نگاهبانی آن بدو سپرده شده است.
✅جشن بهمنگان، نام جشنی است که در بهمن روز از بهمن ماه دوم بهمن ماه برگزار می شود و ابوریحان بیرونی آن را «بهمنجنه» خوانده و درباره ی آن نوشته است: «بهمنجنه، بهمن روزی است از بهمن ماه و بدین روز بهمن سپید ریشه ای است سپیدرنگ مثل زردک که بهمنین یا بهمنان نیز خوانده می شود و در گذشته ریشه ی آن را به نام بهمن سرخ و بهمن سپید در داروها استفاده می کردند. واژه ی فرانسوی( Behen به همین چم است و از بهمن پارسی گرفته شده است.) به شیر
خالص پاک خورند و گویند حفظ آید مردم را و فرامشتی برود. و اما به خراسان مهمانی کنند بر دیگی که اندر او از هر دانه ی خوردنی (که) خورند، کنند و گوشت هر جانوری و حیوانی که حلالند و آنچه اندر آن وقت اندر آن بقعه یافته شود از تره و نبات. اسدی نیز درباره ی این جشن آورده است: «بهمنجنه رسم عجم است. چون دو روز از ماه بهمن گذشته بودی، بهمنجنه کردند و این عیدی بودی و طعام پختندی و بهمن سرخ و بهمن زرد بر سر کاسه ها برافشاندندی.»
🆔@conference_iranvich🔥
✅(در اوستا «وهومن» یا «وهو مننگه»، به چم منش خوب یا نهاد نیک و گاه او «وهیشت من» به چم بهترین منش آمده و در پهلوی «وهمن» و در فارسی بهمن» شده است.) در گاهان، بهمن یکی از فروزه های مزدا اهوره و در اوستای نو یکی از امشاسپندان است که نماد اندیشه ی نیک و خرد و دانایی آفریدگار به شمار می آید. بهمن آدمی را از خرد و تدبیر بهره مند و او را به آفریدگار نزدیک می کند. اوست که زرتشت را هنگام زادن از دستبرد اهریمن و دیوان نگاهبانی می کند و روان زرتشت را در خواب به بارگاه اهورایی رهنمون می شود.در دیگر بخشهای اوستا، اهوره مزدا به دستیاری بهمن جهان را می آفریند و بهمن است که نیکو کاران و اشونان را به بهشت رهنمون می شود. درمان بخشی «هوم»، با خوشی «بهمن» همراه است.
✅ایزدان ماه و گوش و رام از همکاران و یاران امشاسپند بهمن و «اک من» یا «اک مننگه»، از كماله ی دیوان و دستیاران اهریمن، همستار اوست خویشکاری بهمن در جهان استومند، پرورش و نگاهداری همه ی جانوران سودمند است. خروس که سپیده دمان به بانگ خویش، مردمان را از خواب بر می انگیزد و به نیایش و کار و زندگی فرا می خواند و نیز جامه ی سپید و گل یاسمین ویژه ی امشاسپند بهمن است. دومین روز ماه و پازدهمین ماه سال را به نام این امشاسپند خوانده اند. از روز بهمن، نام دومین روز ماه است که به نام امشاسپند بهمن خوانده شده و نگاهبانی آن بدو سپرده شده است.
✅جشن بهمنگان، نام جشنی است که در بهمن روز از بهمن ماه دوم بهمن ماه برگزار می شود و ابوریحان بیرونی آن را «بهمنجنه» خوانده و درباره ی آن نوشته است: «بهمنجنه، بهمن روزی است از بهمن ماه و بدین روز بهمن سپید ریشه ای است سپیدرنگ مثل زردک که بهمنین یا بهمنان نیز خوانده می شود و در گذشته ریشه ی آن را به نام بهمن سرخ و بهمن سپید در داروها استفاده می کردند. واژه ی فرانسوی( Behen به همین چم است و از بهمن پارسی گرفته شده است.) به شیر
خالص پاک خورند و گویند حفظ آید مردم را و فرامشتی برود. و اما به خراسان مهمانی کنند بر دیگی که اندر او از هر دانه ی خوردنی (که) خورند، کنند و گوشت هر جانوری و حیوانی که حلالند و آنچه اندر آن وقت اندر آن بقعه یافته شود از تره و نبات. اسدی نیز درباره ی این جشن آورده است: «بهمنجنه رسم عجم است. چون دو روز از ماه بهمن گذشته بودی، بهمنجنه کردند و این عیدی بودی و طعام پختندی و بهمن سرخ و بهمن زرد بر سر کاسه ها برافشاندندی.»
🆔@conference_iranvich🔥
👍2
به عنوان یک شهروند عادی ایرانی،
برای گذار از این ظلمت و خفقان، برای ایرانی آباد و آزاد، برای ایرانی قدرتمند برای ایرانی پر از شادی و نشاط،برای ایرانی سکولار،به شاهزاده رضا پهلوی وکالت میدهم.
#پاینده_ایران
🆔@conference_iranvich🔥
برای گذار از این ظلمت و خفقان، برای ایرانی آباد و آزاد، برای ایرانی قدرتمند برای ایرانی پر از شادی و نشاط،برای ایرانی سکولار،به شاهزاده رضا پهلوی وکالت میدهم.
#پاینده_ایران
🆔@conference_iranvich🔥
👍26👎11❤1
Audio
به یاری اهورامزدا
در پرتو اندیشه پاک روانم را به سوی فردوس رهبری خواهم کرد
و با آگاهی از پاداشی که خدای هستی بخش دانا برای کارهای نیک مقرر کرده فرموده است کوشش خواهم کرد تا آنجا که مرا تاب و توان است مردم را بیاموزم
که به راستی گرایند و درستی پیشه کنند.
گاتهای پاک هات 28بند 4
#خوانش_بانو_شیرین
🆔@conference_iranvich🔥
در پرتو اندیشه پاک روانم را به سوی فردوس رهبری خواهم کرد
و با آگاهی از پاداشی که خدای هستی بخش دانا برای کارهای نیک مقرر کرده فرموده است کوشش خواهم کرد تا آنجا که مرا تاب و توان است مردم را بیاموزم
که به راستی گرایند و درستی پیشه کنند.
گاتهای پاک هات 28بند 4
#خوانش_بانو_شیرین
🆔@conference_iranvich🔥
❤5👍5👏1🙏1
📜🕯️🖋️هوشنگ بنیانگذار جشن سده
✅چنانکه اشاره شد، از جمله بزرگترین جشن های آتش در ایران باستان که تداوم داشته و تا به امروز ادامه دارد، جشن سده است، یعنی جشنی که به یادگار پیدایی آتش برگزار می شود.
فردوسی شرح آن را در ضمن احوال هوشنگ آورده است. هم چنین گذشت که در این استوره پر معنی، دو عامل اساسی و متضاد، جهتي فکري ایرانیان را به روشنی تصویر کرده است. مار سیاه که مظهر مرگ و نیستی و جلوه گاه اهریمن است پدید می آید - اما بلافاصله فروغ ایزدی به جلوۂ آتش و روشنایی در آمده و مار می گریزد.اشارت فردوسی به این نکته که مار بر اثر پرتاب سنگ کشته نشده و می گریزد، بسیار پر معنی است، چون اهریمن برابر با همه روایات داستانی و اساطیری، و قالب فکری ایرانیان، هنگام تباهی و نابودی مطلقش در پایان جهانست.
✅باری، داستانی که فردوسی آورده چنین است که هوشنگ شاه پیشدادی روزی به هنگام کار که با گروهی همراه بوده، مار سیاه بزرگی بر سر راه می بیند. سنگی با شدت به سویش پرتاب می کند. بر اثر اصابت سنگ بر سنگ، جرقه می جهد و خار و خاشاک اطراف آن به آتش کشیده می شود. مار می گریزد و شاه و همراهان به گرد آتش به جشن و سرور تا شب هنگام پرداخته و نمی گذارند آتش هیچگاه خاموش شود. از آنگاه، آن جشن را سده نام نهاده و هر ساله ، پاس حرمت آتش و یادگار آن، بر پایش می کنند، و آن را پدیده و هدیه اورمزدی دانسته و قبله گاه خود قرار میدهند.
🆔@conference_iranvich🔥
✅چنانکه اشاره شد، از جمله بزرگترین جشن های آتش در ایران باستان که تداوم داشته و تا به امروز ادامه دارد، جشن سده است، یعنی جشنی که به یادگار پیدایی آتش برگزار می شود.
فردوسی شرح آن را در ضمن احوال هوشنگ آورده است. هم چنین گذشت که در این استوره پر معنی، دو عامل اساسی و متضاد، جهتي فکري ایرانیان را به روشنی تصویر کرده است. مار سیاه که مظهر مرگ و نیستی و جلوه گاه اهریمن است پدید می آید - اما بلافاصله فروغ ایزدی به جلوۂ آتش و روشنایی در آمده و مار می گریزد.اشارت فردوسی به این نکته که مار بر اثر پرتاب سنگ کشته نشده و می گریزد، بسیار پر معنی است، چون اهریمن برابر با همه روایات داستانی و اساطیری، و قالب فکری ایرانیان، هنگام تباهی و نابودی مطلقش در پایان جهانست.
✅باری، داستانی که فردوسی آورده چنین است که هوشنگ شاه پیشدادی روزی به هنگام کار که با گروهی همراه بوده، مار سیاه بزرگی بر سر راه می بیند. سنگی با شدت به سویش پرتاب می کند. بر اثر اصابت سنگ بر سنگ، جرقه می جهد و خار و خاشاک اطراف آن به آتش کشیده می شود. مار می گریزد و شاه و همراهان به گرد آتش به جشن و سرور تا شب هنگام پرداخته و نمی گذارند آتش هیچگاه خاموش شود. از آنگاه، آن جشن را سده نام نهاده و هر ساله ، پاس حرمت آتش و یادگار آن، بر پایش می کنند، و آن را پدیده و هدیه اورمزدی دانسته و قبله گاه خود قرار میدهند.
🆔@conference_iranvich🔥
🔥2
1
📜🕯️🖋️نام سده
✅سده واژهای فارسی است. در فارسی میانه و فارسی باستان و اوستا به هر حال واژه #ست به معنی سد، عدد سد می باشد، چنانکه در فارسی نیز #سده به معنی سد سال در برابر قرن به کار میرود.
✅اما وجه تسمیه این جشن، یعنی جشن سده کدام است و چیست؟ یک رشته از تأویلات و انگیزه ها به همان عدد سد می رسد و مربوط است به موقعیت های فصلی. چنانکه گذشت، در دورانی، ایرانیان سال رابه دو فصل تقسیم می کردند. تابستان بزرگ - #همه که هفت ماه بود، از آغاز فروردین تا پایان مهر ماه، و زمستان بزرگ - #زينه که از اول آبان ماه شروع و به پایان اسفندماه می رسید و بعضی پنجه را نیز در این پنج ماه به شمار می آوردند که مجموعا یک سد و پنجاه روز میشد.
✅گویند چون سد روز از زمستان بزرگ سپری می شد، ایرانیان جشن سده را بر پا میکردند چون بر آن بودند که اوج و شدت سرما سپری شده و این پدیده نابسامانی و سکون که از کردار اهریمن است، توان و نیرویش رو به زوال و کاستی است. پس همگان در دشت و صحراگرد آمده و تلی بزرگ از خار و خس و خاشاک و هیزم فراهم آورده و با فرا رسیدن تاریکی شب می افروختند و معتقد بودند که این جلوه گاه و فروغ اهورایی، بازمانده های سرما را نابود می سازد.
✅چنانکه در نقل داستان هوشنگ و نسبت دادن جشن سده در روایت فردوسی به وی گذشت، تقارن بديع و گویایی در موازنہ مار سیاه که نشان مرگ و نیستی است و آتش و فروغ آن که از مظاهر اهورایی، یعنی سازندگی و دوام و بقای زندگی است ملاحظه می شود.
✅ خلف تبریزی در برهان قاطع چنین آورده: «هوشنگ با همراهان از پیدا شدن آتش خرم و شادان گردید و گفت: این نور خداست که دشمن ما را کشت» جشن سده را در دهمین روز از ماه بهمن برگزار می کردند به شب هنگام و در این وقت درست سد روز ( آبان آذر - دی و ده روز بهمن) از زمستان بزرگ میگذشت. به عقیده ایرانیان در این هنگام است که سرما در زمستان به اوج خود می رسد. چون از این پس هوا رو به اعتدال می رود.
✅ ایرانیان چنانکه گذشت برای مبارزه با این پدیده اهریمنی که به کشت و ورز و دام هایشان صدمه و زیان می رساند، در جشنی بزرگ، آتش راکه جلوه گاه و رمز و کنایت از اورمزد است می افروزند تا نیروهای اهریمنی ضعیف و نابود شوند. ابوریحان بیرونی نیز در آثارالباقیه به این که سرما در این شب به شدت خود می رسد گوید: «ایرانیان پس از آنکه کبس از ماههای ایشان برطرف شد، در این وقت منتظر بودند که سرما از ایشان برطرف شود و دوره آن به سر آید، زیر ایشان آغاز زمستان را از پنج روز که از آبان ماه بگذرد می شمردند و آخر زمستان ده روز که از بهمن ماه می گذشت میشد (= پنجه را در آغاز قرار می دادند . به همین جهت پنج روز اشارت به پنجه می باشد و خود آبان در ست سی روز ہود) و اهل کرج این شب را شب گزنه - می گویند. یعنی شبی که در آن گزیدن زیاد است و مقصودشان این است که سرما شخص را در این شب میگزد»
🆔@conference_iranvich🔥
📜🕯️🖋️نام سده
✅سده واژهای فارسی است. در فارسی میانه و فارسی باستان و اوستا به هر حال واژه #ست به معنی سد، عدد سد می باشد، چنانکه در فارسی نیز #سده به معنی سد سال در برابر قرن به کار میرود.
✅اما وجه تسمیه این جشن، یعنی جشن سده کدام است و چیست؟ یک رشته از تأویلات و انگیزه ها به همان عدد سد می رسد و مربوط است به موقعیت های فصلی. چنانکه گذشت، در دورانی، ایرانیان سال رابه دو فصل تقسیم می کردند. تابستان بزرگ - #همه که هفت ماه بود، از آغاز فروردین تا پایان مهر ماه، و زمستان بزرگ - #زينه که از اول آبان ماه شروع و به پایان اسفندماه می رسید و بعضی پنجه را نیز در این پنج ماه به شمار می آوردند که مجموعا یک سد و پنجاه روز میشد.
✅گویند چون سد روز از زمستان بزرگ سپری می شد، ایرانیان جشن سده را بر پا میکردند چون بر آن بودند که اوج و شدت سرما سپری شده و این پدیده نابسامانی و سکون که از کردار اهریمن است، توان و نیرویش رو به زوال و کاستی است. پس همگان در دشت و صحراگرد آمده و تلی بزرگ از خار و خس و خاشاک و هیزم فراهم آورده و با فرا رسیدن تاریکی شب می افروختند و معتقد بودند که این جلوه گاه و فروغ اهورایی، بازمانده های سرما را نابود می سازد.
✅چنانکه در نقل داستان هوشنگ و نسبت دادن جشن سده در روایت فردوسی به وی گذشت، تقارن بديع و گویایی در موازنہ مار سیاه که نشان مرگ و نیستی است و آتش و فروغ آن که از مظاهر اهورایی، یعنی سازندگی و دوام و بقای زندگی است ملاحظه می شود.
✅ خلف تبریزی در برهان قاطع چنین آورده: «هوشنگ با همراهان از پیدا شدن آتش خرم و شادان گردید و گفت: این نور خداست که دشمن ما را کشت» جشن سده را در دهمین روز از ماه بهمن برگزار می کردند به شب هنگام و در این وقت درست سد روز ( آبان آذر - دی و ده روز بهمن) از زمستان بزرگ میگذشت. به عقیده ایرانیان در این هنگام است که سرما در زمستان به اوج خود می رسد. چون از این پس هوا رو به اعتدال می رود.
✅ ایرانیان چنانکه گذشت برای مبارزه با این پدیده اهریمنی که به کشت و ورز و دام هایشان صدمه و زیان می رساند، در جشنی بزرگ، آتش راکه جلوه گاه و رمز و کنایت از اورمزد است می افروزند تا نیروهای اهریمنی ضعیف و نابود شوند. ابوریحان بیرونی نیز در آثارالباقیه به این که سرما در این شب به شدت خود می رسد گوید: «ایرانیان پس از آنکه کبس از ماههای ایشان برطرف شد، در این وقت منتظر بودند که سرما از ایشان برطرف شود و دوره آن به سر آید، زیر ایشان آغاز زمستان را از پنج روز که از آبان ماه بگذرد می شمردند و آخر زمستان ده روز که از بهمن ماه می گذشت میشد (= پنجه را در آغاز قرار می دادند . به همین جهت پنج روز اشارت به پنجه می باشد و خود آبان در ست سی روز ہود) و اهل کرج این شب را شب گزنه - می گویند. یعنی شبی که در آن گزیدن زیاد است و مقصودشان این است که سرما شخص را در این شب میگزد»
🆔@conference_iranvich🔥
❤1🔥1
2
✅یکی از مشخصات و ویژگیهای جشن سده، تعاون و همکاری مردم است. این جشنی همگانی است چون گاهنبارها. در گذشته مرسوم بود که گرد آوری هیزم و خار و خاشاک برای جشن، فریضهای دینی است و کرداری که ثواب دارد. هر کس به اندازه توانایی اش هیزم و چوب گرد می آورد. بزرگان و امیران و امیرزادگان و ثروتمندان، کسانی را اجیر کرده و مزد میدادند تا به نیت آنان هيزم و خار بیابانی گرد آورند. چون نیروی مردمان گرد می آمد و این اشتراک مساعی برای ضعف و نابودی اهریمن ضروری بود. مانده های این عقیدت و اندیشه در کردار و عمل، هنوز در بسیاری از روستاها و شهرستانها و شهرهایی چون کرمان باقی است.
✅اما وجه تسمیه ای دیگر درباره انتساب این جشن به عدد سد هست که ابوریحان بیرونی از آن در کتاب التفهیم یاد کرده است: «و اما سبب نامش چنان است که از آن ( = جشن سده) تا نوروز پنجاه روز است و پنجاه شب...» یعنی بیست روز از بهمن و سی روز اسفند ماه که پنجاه شبانه روز - و یک سده گاه است، پنجاه شب و پنجاه روز.
✅منوچهری دامغانی گوید
🔥و نیک بیامدست به پنجاه روز پیش
🔥جشن سده، طلایه نوروز و نوبهار
✅روایتی دیگر درباره وجه تسمیه، آن است که میگویند از این روز، یعنی روز سده یا دهم بهمن تا هنگام گرد آوری غله سد روز فاصله است. البته جز در نواحی گرم و معتدل، روز پنجاهم از نوروز یا فروردین، یعنی بیستم اردیبهشت، غله، و به ویژه جو را نمی توان به دست آورد ".
✅در برهان قاطع انگیزه انتساب جشن به سده، از آن آمده است که روزی هوشنگ با سد تن از همراهان به طرف کوهی رفت، که ناگهان ماری بر وی ظاهر شد، و از آن پس روایت شاهنامه را آورده است.به هر حال یک رشته از انگیزه هایی که جهت تعلیل وجه انتساب جشن سده آورده اند، مواردی است که نقل شد. بی گمان علت اصلی پیدایش جشن سده پدید آمدن و کشف آتش است.
✅و دیگر مژده و بشارتی جهت پایان زمستان که توجه به احترام و تقدس آتش، با مراسمی کنایت آمیز، و شادی و پایکوبی برگزار می شده است. اما مطابق معمول، ایرانیان این جشن را نیز چون سایر جشنها و رویدادها و حوادث، به مردان بزرگ تاریخی و داستانی خود نسبت داده اند و علت هایی نیز در این باره یاد کرده و باقی گذاشته اند.
🆔@conference_iranvich🔥
✅یکی از مشخصات و ویژگیهای جشن سده، تعاون و همکاری مردم است. این جشنی همگانی است چون گاهنبارها. در گذشته مرسوم بود که گرد آوری هیزم و خار و خاشاک برای جشن، فریضهای دینی است و کرداری که ثواب دارد. هر کس به اندازه توانایی اش هیزم و چوب گرد می آورد. بزرگان و امیران و امیرزادگان و ثروتمندان، کسانی را اجیر کرده و مزد میدادند تا به نیت آنان هيزم و خار بیابانی گرد آورند. چون نیروی مردمان گرد می آمد و این اشتراک مساعی برای ضعف و نابودی اهریمن ضروری بود. مانده های این عقیدت و اندیشه در کردار و عمل، هنوز در بسیاری از روستاها و شهرستانها و شهرهایی چون کرمان باقی است.
✅اما وجه تسمیه ای دیگر درباره انتساب این جشن به عدد سد هست که ابوریحان بیرونی از آن در کتاب التفهیم یاد کرده است: «و اما سبب نامش چنان است که از آن ( = جشن سده) تا نوروز پنجاه روز است و پنجاه شب...» یعنی بیست روز از بهمن و سی روز اسفند ماه که پنجاه شبانه روز - و یک سده گاه است، پنجاه شب و پنجاه روز.
✅منوچهری دامغانی گوید
🔥و نیک بیامدست به پنجاه روز پیش
🔥جشن سده، طلایه نوروز و نوبهار
✅روایتی دیگر درباره وجه تسمیه، آن است که میگویند از این روز، یعنی روز سده یا دهم بهمن تا هنگام گرد آوری غله سد روز فاصله است. البته جز در نواحی گرم و معتدل، روز پنجاهم از نوروز یا فروردین، یعنی بیستم اردیبهشت، غله، و به ویژه جو را نمی توان به دست آورد ".
✅در برهان قاطع انگیزه انتساب جشن به سده، از آن آمده است که روزی هوشنگ با سد تن از همراهان به طرف کوهی رفت، که ناگهان ماری بر وی ظاهر شد، و از آن پس روایت شاهنامه را آورده است.به هر حال یک رشته از انگیزه هایی که جهت تعلیل وجه انتساب جشن سده آورده اند، مواردی است که نقل شد. بی گمان علت اصلی پیدایش جشن سده پدید آمدن و کشف آتش است.
✅و دیگر مژده و بشارتی جهت پایان زمستان که توجه به احترام و تقدس آتش، با مراسمی کنایت آمیز، و شادی و پایکوبی برگزار می شده است. اما مطابق معمول، ایرانیان این جشن را نیز چون سایر جشنها و رویدادها و حوادث، به مردان بزرگ تاریخی و داستانی خود نسبت داده اند و علت هایی نیز در این باره یاد کرده و باقی گذاشته اند.
🆔@conference_iranvich🔥
👍2❤1
📜🕯️🖋️جشن سده شاد باد
✅جشن فرخنده سده؛ یادمان غرور آفرین، سرمایه مینوی و از جشن های بزرگ و باستانی سرزمین ایران است که شعله های آن، سر به آسمان و درخشش بی مانندش، گرمی بخش دلها و روشنگر اندیشه های پر افتخار مردمان این کهن بوم و بر است.
✅همه ساله در شهرهای ایران زمین به روز مهر از ماه بهمن، آتش جشن سده را برای بزرگداشت این آفریده سودمند و نیک پروردگار یکتا و مهربان، در سردترین روزها میافروزیم.
✅جشن سده، جشن پیروزی روشنی و مهربانی و دانش بر تاریکی و بی مهری و نادانی بر همگان خجسته باد.
🆔@conference_iranvich🔥
✅جشن فرخنده سده؛ یادمان غرور آفرین، سرمایه مینوی و از جشن های بزرگ و باستانی سرزمین ایران است که شعله های آن، سر به آسمان و درخشش بی مانندش، گرمی بخش دلها و روشنگر اندیشه های پر افتخار مردمان این کهن بوم و بر است.
✅همه ساله در شهرهای ایران زمین به روز مهر از ماه بهمن، آتش جشن سده را برای بزرگداشت این آفریده سودمند و نیک پروردگار یکتا و مهربان، در سردترین روزها میافروزیم.
✅جشن سده، جشن پیروزی روشنی و مهربانی و دانش بر تاریکی و بی مهری و نادانی بر همگان خجسته باد.
🆔@conference_iranvich🔥
🔥3❤1
این انجمن جنبه تحقیقاتی دارد.
پیوند گروه
https://t.me/joinchat/EGqAwq0ardE2ZWE0
🔥به گروه تاریخی ایرانویچ بپیوندید🔥
پیوند گروه
https://t.me/joinchat/EGqAwq0ardE2ZWE0
🔥به گروه تاریخی ایرانویچ بپیوندید🔥
📜🕯️🖋️جام طلای افسانه زندگی در حفاری های مارلیک، قسمتهای مختلف داستان در ردیفهای جداگانه دور تا دور جام نمایش داده شده است. در حاشیه جام نوار تزئینی و در کف جام نقش حصیرباف مشاهده میشود.
🆔@conference_iranvich🔥
🆔@conference_iranvich🔥
👏1
#ردیف_اول
✅این جام زرین که در حدود ۲۰ سانتیمتر ارتفاع و ۱۴ سانتیمتر قطر دهانه میباشد در آرامگاه شماره ۲ حفاری گردیده است. طلای بکار رفته در ساختمان این جام تا اندازه ای نرم بوده و خود جام دارای بدنه کاملا نازک و ظریفی میباشد. فلز لبه جام مانند بیشتر جامهای مارلیک تاب داده شده و در لبه بصورت نوار مفتولی درآمده و استحکام بیشتری را در این قسمت جام تولید نموده است. این جام بلند که دارای دیوارهای مستقیم میباشد در اثر فشار خاک یا عامل دیگری تا خورده و له شده و اطراف آن بیکدیگر نزدیک شده و شکل اصلی خود را از دست داده و ناقص شده است . بدنه جام با چهار ردیف نقش که به سبک برجسته با تزئینات ظریف و دقیق قلمزنی و کنده کاری ساخته شده اند تزئین گردیده است. در هر ردیف یک نقش یا صحنه اصلی چندبار در دورادور جام تکرار شده است . هر کدام از این ردیف ها یک قسمت از یک داستان کلی را تصویر نموده که مجموع آنها بر رویهم کلیه داستان را به نحو و سبک مصور شرح دادهاند. داستان از ردیف پائین شروع شده و ردیفهای بالائی هر یک بنوبت مکمل قسمت پائین تر بوده و در بالاترین ردیف به انتها میرسد.
✅ در پائین ترین ردیف و اولین صحنه یک بز کوهی مادر در حال شیر دادن به بچه جوانش که هنوز کاملا نوزاد بوده و شاخهای آن نروئیده است نمایش داده شده این صحنه که پنج بار در دور تا دور جام در این ردیف تکرار شده است اولین قسمت داستان را تصویر و تجلی داده است و در عین حال ابتدای زندگانی این بز کوهی جوان و داستان زندگانی او را نمایش میدهد موهای بدن بز کوهی ماده و نوزادش بوسیله نقش جناغهای موازی مرکب از خطوط نقطه چین نشان داده شده و ناحیه شانه و پاهای عقب و جلو صیقل و هموار باقیمانده و با خطوط ساده نمایش داده شده و عاری از هرگونه تزئین میباشند. گوشمها و زاویه های ناحیه شانه که عموما موهای بدن در این نواحی پیچش خاصی داشته و بهم تا اندازهای تابیده شدهاند بوسیله خطوط منحنی نیم دایرههای متحدالمرکز نمایش داده شدهاند. در بعضی از نمونه های تکرار شده در اطراف جام عضلات پاها و یا دستهای حیوان با خطوط ساده فرورفته نمایش داده شده و تاکید و تشدید گردیده اند.
🆔@conference_iranvich🔥
✅این جام زرین که در حدود ۲۰ سانتیمتر ارتفاع و ۱۴ سانتیمتر قطر دهانه میباشد در آرامگاه شماره ۲ حفاری گردیده است. طلای بکار رفته در ساختمان این جام تا اندازه ای نرم بوده و خود جام دارای بدنه کاملا نازک و ظریفی میباشد. فلز لبه جام مانند بیشتر جامهای مارلیک تاب داده شده و در لبه بصورت نوار مفتولی درآمده و استحکام بیشتری را در این قسمت جام تولید نموده است. این جام بلند که دارای دیوارهای مستقیم میباشد در اثر فشار خاک یا عامل دیگری تا خورده و له شده و اطراف آن بیکدیگر نزدیک شده و شکل اصلی خود را از دست داده و ناقص شده است . بدنه جام با چهار ردیف نقش که به سبک برجسته با تزئینات ظریف و دقیق قلمزنی و کنده کاری ساخته شده اند تزئین گردیده است. در هر ردیف یک نقش یا صحنه اصلی چندبار در دورادور جام تکرار شده است . هر کدام از این ردیف ها یک قسمت از یک داستان کلی را تصویر نموده که مجموع آنها بر رویهم کلیه داستان را به نحو و سبک مصور شرح دادهاند. داستان از ردیف پائین شروع شده و ردیفهای بالائی هر یک بنوبت مکمل قسمت پائین تر بوده و در بالاترین ردیف به انتها میرسد.
✅ در پائین ترین ردیف و اولین صحنه یک بز کوهی مادر در حال شیر دادن به بچه جوانش که هنوز کاملا نوزاد بوده و شاخهای آن نروئیده است نمایش داده شده این صحنه که پنج بار در دور تا دور جام در این ردیف تکرار شده است اولین قسمت داستان را تصویر و تجلی داده است و در عین حال ابتدای زندگانی این بز کوهی جوان و داستان زندگانی او را نمایش میدهد موهای بدن بز کوهی ماده و نوزادش بوسیله نقش جناغهای موازی مرکب از خطوط نقطه چین نشان داده شده و ناحیه شانه و پاهای عقب و جلو صیقل و هموار باقیمانده و با خطوط ساده نمایش داده شده و عاری از هرگونه تزئین میباشند. گوشمها و زاویه های ناحیه شانه که عموما موهای بدن در این نواحی پیچش خاصی داشته و بهم تا اندازهای تابیده شدهاند بوسیله خطوط منحنی نیم دایرههای متحدالمرکز نمایش داده شدهاند. در بعضی از نمونه های تکرار شده در اطراف جام عضلات پاها و یا دستهای حیوان با خطوط ساده فرورفته نمایش داده شده و تاکید و تشدید گردیده اند.
🆔@conference_iranvich🔥
#ردیف_دوم
✅ردیف بالاتر یا ردیف دوم نقش دومین صحنه داستان زندگانی این بز کوهی جوان را نمایش داده و تصویر مینماید. در اینجا بز کوهی جوان بر روی پاهای عقب بلند شده و بحالت ایستاده و یا در حال بالا رفتن از این درخت نمایش داده شده و از برگهای درخت تغذیه مینماید. در این مرحله بز کوهی جوان در ستین بزرگتر از صحنه قبلی که شاخهای او هنوز نروئیده بود نشان داده شده و شاخهای آن درآمده و بصورت مستقیم و نوک تیز با دو خط موازی با دو گره . بر روی شاخ که هریک معرف یک سال عمر بوده و بر رویهم بز کوهی جوان را در دو سالگی نشان میدهد مشاهده میگردد. بز کوهی جوان در وضع سرزندگی و جوانی و در حالت تحرک نمایش داده شده است . شاخهای او نوک تیز و مستقیم، گوشهای او مستقیم و برگشته در جهت عقب و متمایل به بالا و چشمانش بحالت بیضی نوک دار در طرفین ترسیم و قلمزنی گردیده است همانطور که در ردیف قبلی نیز نشان داده شده بود موهای بعضی از قسمتهای بدن حیوان با ردیف خطوط جناغهای موازی مرکب از نوار نقطه چین نمایش داده شده است. حیوان دارای دم بلند و طویلی بوده که در نزدیک بدن خم شده و از آنجا به بعد بطرف زمین بحالت عمودی سرازیر گردیده و انبوه موهای انتهای دم بوسیله قطر بیشتر و ضخیم تر در این قسمت نشان داده شده است.
✅درختی که بز کوهی از آن بالا رفته و در حال خوردن برگهای آن میباشد یک نوع درخت نخل تزئینی است که با بدنه نسبتا کلفتی نشان داده شده است بدنه درخت از سه قسمت اصلی تشکیل شده و هرچه یطرف بالاتر میرود نازکتر گردیده است. دو شاخه بلند و طویل از بالای هر قسمت اصلی در محلی که پوست بدنه درخت بصورت حلقوی تاب داده شده است روئیده شده اند . بر سر هر شاخه تزئینات حلقوی مشابهی مشاهده میگردد که احتمالا گلهای درخت را در این قسمتها معرفی مینماید . پوست کنده درخت با خطوط موازی عمودی مستقیم در هر قسمت تنه نمایش داده شده است شاخه های درخت هر کدام از چند قسمت تشکیل شده و هر قسمت در داخل با خطوط نقطه چین موازی تزئین گردیده اند. در بالای بدنه درخت دو گل برگ قرینه یکدیگر در هر طرف و به شاخه نوک تیز در وسط قرار گرفته اند . این گلها و شاخههای بالای درخت با نقوش موازی جناغها تزئین و پوشیده شده اند. قسمت پائین بدنه درخت نزدیک به زمین نیز با ردیف نقوش جناغهای موازی تزئین گردیده است . این صحنه که شامل گروه بزهای متقارن در دو طرف درخت تزئینی میباشد سه بار دورا دور بدنه جام تکرار شده است.
🆔@conference_iranvich🔥
✅ردیف بالاتر یا ردیف دوم نقش دومین صحنه داستان زندگانی این بز کوهی جوان را نمایش داده و تصویر مینماید. در اینجا بز کوهی جوان بر روی پاهای عقب بلند شده و بحالت ایستاده و یا در حال بالا رفتن از این درخت نمایش داده شده و از برگهای درخت تغذیه مینماید. در این مرحله بز کوهی جوان در ستین بزرگتر از صحنه قبلی که شاخهای او هنوز نروئیده بود نشان داده شده و شاخهای آن درآمده و بصورت مستقیم و نوک تیز با دو خط موازی با دو گره . بر روی شاخ که هریک معرف یک سال عمر بوده و بر رویهم بز کوهی جوان را در دو سالگی نشان میدهد مشاهده میگردد. بز کوهی جوان در وضع سرزندگی و جوانی و در حالت تحرک نمایش داده شده است . شاخهای او نوک تیز و مستقیم، گوشهای او مستقیم و برگشته در جهت عقب و متمایل به بالا و چشمانش بحالت بیضی نوک دار در طرفین ترسیم و قلمزنی گردیده است همانطور که در ردیف قبلی نیز نشان داده شده بود موهای بعضی از قسمتهای بدن حیوان با ردیف خطوط جناغهای موازی مرکب از نوار نقطه چین نمایش داده شده است. حیوان دارای دم بلند و طویلی بوده که در نزدیک بدن خم شده و از آنجا به بعد بطرف زمین بحالت عمودی سرازیر گردیده و انبوه موهای انتهای دم بوسیله قطر بیشتر و ضخیم تر در این قسمت نشان داده شده است.
✅درختی که بز کوهی از آن بالا رفته و در حال خوردن برگهای آن میباشد یک نوع درخت نخل تزئینی است که با بدنه نسبتا کلفتی نشان داده شده است بدنه درخت از سه قسمت اصلی تشکیل شده و هرچه یطرف بالاتر میرود نازکتر گردیده است. دو شاخه بلند و طویل از بالای هر قسمت اصلی در محلی که پوست بدنه درخت بصورت حلقوی تاب داده شده است روئیده شده اند . بر سر هر شاخه تزئینات حلقوی مشابهی مشاهده میگردد که احتمالا گلهای درخت را در این قسمتها معرفی مینماید . پوست کنده درخت با خطوط موازی عمودی مستقیم در هر قسمت تنه نمایش داده شده است شاخه های درخت هر کدام از چند قسمت تشکیل شده و هر قسمت در داخل با خطوط نقطه چین موازی تزئین گردیده اند. در بالای بدنه درخت دو گل برگ قرینه یکدیگر در هر طرف و به شاخه نوک تیز در وسط قرار گرفته اند . این گلها و شاخههای بالای درخت با نقوش موازی جناغها تزئین و پوشیده شده اند. قسمت پائین بدنه درخت نزدیک به زمین نیز با ردیف نقوش جناغهای موازی تزئین گردیده است . این صحنه که شامل گروه بزهای متقارن در دو طرف درخت تزئینی میباشد سه بار دورا دور بدنه جام تکرار شده است.
🆔@conference_iranvich🔥
#ردیف_سوم
✅سومین ردیف نقوش ظرف مرکب از نقش یک گراز وحشی است که شش بار دورادور بدنه ظرف همین نقش تکرار گردیده است. نمایش نقش گراز وحشی در این ردیف معرف بخطر انداختن زندگانی بز کوهی بوده و قسمت سوم داستان را در این ردیف تصویر نموده است . گراز وحشی که با نمایش نیشها و دندانهای بلند در جلوی فک نوع حیوان "کاملا مشخص شده است در حال راه رفتن بطرف جلو پنجوی که سر حیوان بطرف مقابل و کمی بطرف پائین قرار گرفته و حالت حمله را نشان میدهد نمایش داده شده است.
✅ موهای ضخیم و خش حیوان با ردیف نوار نقوش جناغی که سراسر بدن حیوان را پوشانیده است نمایش داده شده و موهای خشن تر در ناحیه پشت گردن و پیشانی بوسیله ردیف خطوط کوچک مستقیم موازی در حالت مایل قلمزنی گردیده اند. گوشهای حیوان بیضی شکل و نوک تیز بطرف عقب نمایش داده شده و چشمها با شکل ساده بیضی نوکدار ترسیم گردیدهاند. دندانهای درشت و برآمده جلو دهان، بینی و عضلات ورزیده پاهای عقب حیوان بوسیله خطوط ساده و فرورفته واضحی تاکید و تشدید شده اند.
🆔@conference_iranvich🔥
✅سومین ردیف نقوش ظرف مرکب از نقش یک گراز وحشی است که شش بار دورادور بدنه ظرف همین نقش تکرار گردیده است. نمایش نقش گراز وحشی در این ردیف معرف بخطر انداختن زندگانی بز کوهی بوده و قسمت سوم داستان را در این ردیف تصویر نموده است . گراز وحشی که با نمایش نیشها و دندانهای بلند در جلوی فک نوع حیوان "کاملا مشخص شده است در حال راه رفتن بطرف جلو پنجوی که سر حیوان بطرف مقابل و کمی بطرف پائین قرار گرفته و حالت حمله را نشان میدهد نمایش داده شده است.
✅ موهای ضخیم و خش حیوان با ردیف نوار نقوش جناغی که سراسر بدن حیوان را پوشانیده است نمایش داده شده و موهای خشن تر در ناحیه پشت گردن و پیشانی بوسیله ردیف خطوط کوچک مستقیم موازی در حالت مایل قلمزنی گردیده اند. گوشهای حیوان بیضی شکل و نوک تیز بطرف عقب نمایش داده شده و چشمها با شکل ساده بیضی نوکدار ترسیم گردیدهاند. دندانهای درشت و برآمده جلو دهان، بینی و عضلات ورزیده پاهای عقب حیوان بوسیله خطوط ساده و فرورفته واضحی تاکید و تشدید شده اند.
🆔@conference_iranvich🔥
#ردیف_چهارم
✅بالاترین و آخرین ردیف نقش که در عین حال آخرین قسمت داستان را نمایش میدهد شامل صحنه گویاتر و بزرگتری بوده و همین صحنه سه بار دورادور بدنه ظرف تکرار شده است. این صحنه در عین آخرین مرحله زندگانی این بز کوهی را نمایش داده است. در قسمت جلوی صحنه لاشه مرده بز کوهی که احتمالا در اثر حمله گراز و حتی کشته شده است بر روی زمین بدرازا نقش بسته و دو لاشخور بزرگ در حال خوردن
امعا و احشا و گوشت بدن حیوان هستند. چشمها، منقار و پنجه های لاشخورها بوسیله خطوط ساده و روش نمایش داده شده ند. پرهای ناحیه گردن و پاها بوسیله خطوط هلالی که بر روی یکدیگر قرار گرفته و شبیه به نقش فلس ماهی میباشد نشان داده شدهاند. بالیا بلند و بزرگ بوده و هر یک از چهار ردیف پرها تشکیل گردیدهاند که سه ردیف بالاتر دارای پرهای کوچکتر بوده و ردیف چهارم که در نوک بال قرار گرفته است پرهای طویل تری را در بر دارد.
✅ پرها در سه ردیف کوچکتر در کنار یکدیگر قرار گرفته و هر کدام با یک مثلث باریک با ساقهای طویل در مرکز که شبیه به تیرک نوک تیزی است به دو قسمت تقسیم شده و از اطراف آن پرکهای هر پر که با خطوط مستقیم گوناه موازی نشان داده شدهاند روئیدهاند و بر رویهم نقش جناغی را بوجود آورده اند. ردیف چهارم پرهای طویلتری داشته که نوک آنها "کاملا" تیز بوده و با نقش جناغهای موازی نمایش داده شده اند. لاشه بدن بز کوهی بر روی زمین بحالت دراز کشیده بر روی پشت نشان داده شده است و بدن بوسیله نوارهای خطوط نقطه چین موازی پوشیده شده است. در این هنگام بز کوهی دوران جوانی را پشت سر گذارده و سن او بوسیله شاخهای طویل و منحنی حیوان که دارای یازده گره میباشد او را در زمانیکه زندگانیش بوسیله گراز وحشی مورد خطر قرار گرفته و در اثر این حمله کشته شده است یازده ساله نشان میدهد.
✅در فاصله بین این ردیف نقش و ردیف پائین تر که ردیف گرازهای وحشی را نشان میدهد لاشخورهای دیگری در حال پرواز در فاصله دورتری نمایش داده شدهاند و بدن آنها بعلت آنکه در فاصله دورتر در پرواز میباشند بسیار کوچکتر از لاشخورهائیکه در فاصله نزدیک در کنار بز کوهی ایستاده اند نمایش داده شده است. این وضعیت دلیل بر آنست که هنرمند "کاملا از دقایق تنظیم صحنه آگاه بوده و نوعی پرسپکتیو و یا صحنه ای سه بعدی را در حالتی کاملا بدوی و اولیه نمایش داده است.
🆔@conference_iranvich🔥
✅بالاترین و آخرین ردیف نقش که در عین حال آخرین قسمت داستان را نمایش میدهد شامل صحنه گویاتر و بزرگتری بوده و همین صحنه سه بار دورادور بدنه ظرف تکرار شده است. این صحنه در عین آخرین مرحله زندگانی این بز کوهی را نمایش داده است. در قسمت جلوی صحنه لاشه مرده بز کوهی که احتمالا در اثر حمله گراز و حتی کشته شده است بر روی زمین بدرازا نقش بسته و دو لاشخور بزرگ در حال خوردن
امعا و احشا و گوشت بدن حیوان هستند. چشمها، منقار و پنجه های لاشخورها بوسیله خطوط ساده و روش نمایش داده شده ند. پرهای ناحیه گردن و پاها بوسیله خطوط هلالی که بر روی یکدیگر قرار گرفته و شبیه به نقش فلس ماهی میباشد نشان داده شدهاند. بالیا بلند و بزرگ بوده و هر یک از چهار ردیف پرها تشکیل گردیدهاند که سه ردیف بالاتر دارای پرهای کوچکتر بوده و ردیف چهارم که در نوک بال قرار گرفته است پرهای طویل تری را در بر دارد.
✅ پرها در سه ردیف کوچکتر در کنار یکدیگر قرار گرفته و هر کدام با یک مثلث باریک با ساقهای طویل در مرکز که شبیه به تیرک نوک تیزی است به دو قسمت تقسیم شده و از اطراف آن پرکهای هر پر که با خطوط مستقیم گوناه موازی نشان داده شدهاند روئیدهاند و بر رویهم نقش جناغی را بوجود آورده اند. ردیف چهارم پرهای طویلتری داشته که نوک آنها "کاملا" تیز بوده و با نقش جناغهای موازی نمایش داده شده اند. لاشه بدن بز کوهی بر روی زمین بحالت دراز کشیده بر روی پشت نشان داده شده است و بدن بوسیله نوارهای خطوط نقطه چین موازی پوشیده شده است. در این هنگام بز کوهی دوران جوانی را پشت سر گذارده و سن او بوسیله شاخهای طویل و منحنی حیوان که دارای یازده گره میباشد او را در زمانیکه زندگانیش بوسیله گراز وحشی مورد خطر قرار گرفته و در اثر این حمله کشته شده است یازده ساله نشان میدهد.
✅در فاصله بین این ردیف نقش و ردیف پائین تر که ردیف گرازهای وحشی را نشان میدهد لاشخورهای دیگری در حال پرواز در فاصله دورتری نمایش داده شدهاند و بدن آنها بعلت آنکه در فاصله دورتر در پرواز میباشند بسیار کوچکتر از لاشخورهائیکه در فاصله نزدیک در کنار بز کوهی ایستاده اند نمایش داده شده است. این وضعیت دلیل بر آنست که هنرمند "کاملا از دقایق تنظیم صحنه آگاه بوده و نوعی پرسپکتیو و یا صحنه ای سه بعدی را در حالتی کاملا بدوی و اولیه نمایش داده است.
🆔@conference_iranvich🔥
#پایان
✅ در قسمتی بالاتر و تقریبا" در بین فاصله لاشخورهای ایستاده موجود کوچکی که در مقابل شیی مانند پایه ستون و یا درخت کوچکی میباشد بحالت چمباتمه مشاهده میگردد. این موجود باسری بشکل غیر عادی ، چشمهای بیضی ، گردن کوتاه و کلفت و بدنی که با نوارهایی که از نقطه های طویل تشکیل شدهاند پوشیده شده نمایش داده شده است. دستها و پاهای این موجود با خطوط ساده نمایش داده شده و سطح آنها بدون هیچگونه نقشی ساده باقی مانده است . سطح پایه ، ستون و یا درخت کوچکی که در مقابل این موجود قرار گرفته بوسیله هلالهای قرار گرفته بر رویهم که شبیه به نقش فلس ماهی است پوشیده شده است. دو شاخه کوچک که سر آنها حلقوی است بنحو قرینه در دو طرف از میان درخت روئیدهاند. هویت این موجود کوچکی که در مقابل درخت یاستون کوچک قرار گرفته ممکن است بعلت شکل ظاهری بعنوان یک میمون یا یک نوزاد و جنین شناسائی و معرفی گردد. اگر چنانچه بعنوان یک نوزاد و یا جنین تشخیص داده شود، صحنه کاملی که بر روی جام نمایش داده شده شامل مدار و حلقه زندگانی است که از زمان تولد تا هنگام مرگ و سپس تولد مجدد ادامه مدار را نشان میدهد.
✅ در صورتیکه اگر این موجود بعنوان یک میمون تشخیص داده شود ارتباط صحنه نمایش داده شده بر روی جام را با اساطیر و افسانه های کهن اقوام هند و ایرانی و ادبیات آنها که در متون قدیمی مانند شاهنامه و یا کلیله و دمنه وجود دارد و احتمالا این صحنه نمایش داده شده بر روی جام در تحت تاثیر آنها ساخته شده است آشکار میسازد. در کتاب کلیله و دمنه پند و اندرز و نصایح به جوامع انسانی در خلال شرح زندگانی حیوانات در جنگل بصورت داستان آمده است. در این کتاب که برای اولین بار در دوران سلسله ساسانی در حدود قرون اولیه میلادی از دره رودسند و هندوستان قدیم به ایران وارد و معرفی گردید و بدون شک قبلا از اساطیر و داستانهای هند و ایرانی اقتباس و سرچشمه گرفته است میمون در زندگانی و محیط جنگل بعنوان یک حیوان هوشیار و عاقل معرفی گردیده و عموما به بقیه حیوانات پند و نصحیت میدهد.
✅ در صحنه نمایش داده شده بر روی جام زرین افسانه زندگانی مارلیک در صورتیکه موجود آخرین ردیف نقش را با توجه به شکل ظاهری آن میمون تصور نمائیم میتوان ملاحظه نمود که این حیوان در بالای جام و آخرین ردیف ظاهر شده و پند و اندرز حکیمانه این انتها و پایان زندگی است، چندان دل بدان مبندید یگونه ای مصور در خلال صحنه های داستان زندگانی بز کوهی به بهترین وجهی شرح و نمایش داده شده است . این جام زرین در زیر لبه با نقش تزئینی چهار ردیفه یافته زنجیری که دورادور ظرف ادامه دارد تزئین گردیده است. در نزدیک کف جام شبیه همین نواری که در لبه ظرف وجود دارد دور دور جام را احاطه نموده است . کف جام با تزئینات خاصی که با نقش کف جامهای دیگر مارلیک اختلاف دارد و بین نقوش کف جامهای مارلیک منحصر بفرد است زینت گردیده است. این نقش که نمایش حصیر بافته را میدهد در اطراف با نواری متشکل از جناغهای موازی بصورت دایره محصور گردیده است.
🆔@conference_iranvich🔥
✅ در قسمتی بالاتر و تقریبا" در بین فاصله لاشخورهای ایستاده موجود کوچکی که در مقابل شیی مانند پایه ستون و یا درخت کوچکی میباشد بحالت چمباتمه مشاهده میگردد. این موجود باسری بشکل غیر عادی ، چشمهای بیضی ، گردن کوتاه و کلفت و بدنی که با نوارهایی که از نقطه های طویل تشکیل شدهاند پوشیده شده نمایش داده شده است. دستها و پاهای این موجود با خطوط ساده نمایش داده شده و سطح آنها بدون هیچگونه نقشی ساده باقی مانده است . سطح پایه ، ستون و یا درخت کوچکی که در مقابل این موجود قرار گرفته بوسیله هلالهای قرار گرفته بر رویهم که شبیه به نقش فلس ماهی است پوشیده شده است. دو شاخه کوچک که سر آنها حلقوی است بنحو قرینه در دو طرف از میان درخت روئیدهاند. هویت این موجود کوچکی که در مقابل درخت یاستون کوچک قرار گرفته ممکن است بعلت شکل ظاهری بعنوان یک میمون یا یک نوزاد و جنین شناسائی و معرفی گردد. اگر چنانچه بعنوان یک نوزاد و یا جنین تشخیص داده شود، صحنه کاملی که بر روی جام نمایش داده شده شامل مدار و حلقه زندگانی است که از زمان تولد تا هنگام مرگ و سپس تولد مجدد ادامه مدار را نشان میدهد.
✅ در صورتیکه اگر این موجود بعنوان یک میمون تشخیص داده شود ارتباط صحنه نمایش داده شده بر روی جام را با اساطیر و افسانه های کهن اقوام هند و ایرانی و ادبیات آنها که در متون قدیمی مانند شاهنامه و یا کلیله و دمنه وجود دارد و احتمالا این صحنه نمایش داده شده بر روی جام در تحت تاثیر آنها ساخته شده است آشکار میسازد. در کتاب کلیله و دمنه پند و اندرز و نصایح به جوامع انسانی در خلال شرح زندگانی حیوانات در جنگل بصورت داستان آمده است. در این کتاب که برای اولین بار در دوران سلسله ساسانی در حدود قرون اولیه میلادی از دره رودسند و هندوستان قدیم به ایران وارد و معرفی گردید و بدون شک قبلا از اساطیر و داستانهای هند و ایرانی اقتباس و سرچشمه گرفته است میمون در زندگانی و محیط جنگل بعنوان یک حیوان هوشیار و عاقل معرفی گردیده و عموما به بقیه حیوانات پند و نصحیت میدهد.
✅ در صحنه نمایش داده شده بر روی جام زرین افسانه زندگانی مارلیک در صورتیکه موجود آخرین ردیف نقش را با توجه به شکل ظاهری آن میمون تصور نمائیم میتوان ملاحظه نمود که این حیوان در بالای جام و آخرین ردیف ظاهر شده و پند و اندرز حکیمانه این انتها و پایان زندگی است، چندان دل بدان مبندید یگونه ای مصور در خلال صحنه های داستان زندگانی بز کوهی به بهترین وجهی شرح و نمایش داده شده است . این جام زرین در زیر لبه با نقش تزئینی چهار ردیفه یافته زنجیری که دورادور ظرف ادامه دارد تزئین گردیده است. در نزدیک کف جام شبیه همین نواری که در لبه ظرف وجود دارد دور دور جام را احاطه نموده است . کف جام با تزئینات خاصی که با نقش کف جامهای دیگر مارلیک اختلاف دارد و بین نقوش کف جامهای مارلیک منحصر بفرد است زینت گردیده است. این نقش که نمایش حصیر بافته را میدهد در اطراف با نواری متشکل از جناغهای موازی بصورت دایره محصور گردیده است.
🆔@conference_iranvich🔥
📜🕯️🖋️قرار است نشستی در دانشگاه جورج تاون برای آینده ایران بین اپوزیسیون برگزار شود،جای تعجب است حضور شاهزاده و علی کریمی بین چهره های فمنیست،چپی،تجزیه طلب،جهان وطنی(بی وطنی)،البته برخی شنیده ها حاکی از این است که این یک اتلاف نیست و خود دانشگاه مستقلا حضرات رو دعوت کرده.به هر حال باید منتظر بود.این یعنی افتضاح و ابتذال در سیاست.
این قاب منهای شاهزاده رضا پهلوی، و علی کریمی ثابت میکند که ما برای جهان یک سرگرمی هستیم. در حساس ترین رویداد سیاسی ایران نظریه پردازان که امثال اسماعیلیون، علینژاد، عبادی، گلشیفته،نازنین بنیادی و مهتدی تروریست باشند باید قید آن انقلاب و تغییر را داد.
🆔@conference_iranvich🔥
این قاب منهای شاهزاده رضا پهلوی، و علی کریمی ثابت میکند که ما برای جهان یک سرگرمی هستیم. در حساس ترین رویداد سیاسی ایران نظریه پردازان که امثال اسماعیلیون، علینژاد، عبادی، گلشیفته،نازنین بنیادی و مهتدی تروریست باشند باید قید آن انقلاب و تغییر را داد.
🆔@conference_iranvich🔥
🤬5👍3