Forwarded from کنفرانس ایرانویچ
یلدا نوشته ژاله آموزگار.pdf
228.8 KB
📜🕯️🖋️به نام دادار اورمزد و مروای سرنوشت نیک، تندرستی و دیر زیستی برای همه نیکان و نیکوکاران
🔥شب چله بر همه شاد باد🔥
🆔@conference_iranvich🔥
🔥شب چله بر همه شاد باد🔥
🆔@conference_iranvich🔥
یلدا نوشته پدرام جم.pdf
268.3 KB
📜🕯️🖋️به نام دادار اورمزد و مروای سرنوشت نیک، تندرستی و دیر زیستی برای همه نیکان و نیکوکاران
🔥شب چله بر همه شاد باد🔥
🆔@conference_iranvich🔥
🔥شب چله بر همه شاد باد🔥
🆔@conference_iranvich🔥
#شب_چله_شاد_باد
📜🕯️🖋️ شب چله فرزندان رشید ایران،جانباختگان در راه میهن،با قلبی استوار و ذهنی پاک و دلی پر از شجاعت، بدون غرور وتکبر و ریا با صورتی خاکی و غبار آلود و دلی زلال و شفاف جان را فدا کردن تا ایران بماند،راهشان پر رهرو روانشان شاد.
🆔@conference_iranvich🔥
📜🕯️🖋️ شب چله فرزندان رشید ایران،جانباختگان در راه میهن،با قلبی استوار و ذهنی پاک و دلی پر از شجاعت، بدون غرور وتکبر و ریا با صورتی خاکی و غبار آلود و دلی زلال و شفاف جان را فدا کردن تا ایران بماند،راهشان پر رهرو روانشان شاد.
🆔@conference_iranvich🔥
❤3👎1
برمی گزینم کیش مزدیسنا را که آورده زرتشت است و استوارم بر این کیش.
می ستایم اندیشه نیک ، گفتار نیک ، کردار نیک را
می ستایم دین نیک مزدیسنا را که نکوهنده جنگ و خونریزی و ستایشگر آشتی و از خودگذشتگی و پارسایی است.
🆔@conference_iranvich🔥
می ستایم اندیشه نیک ، گفتار نیک ، کردار نیک را
می ستایم دین نیک مزدیسنا را که نکوهنده جنگ و خونریزی و ستایشگر آشتی و از خودگذشتگی و پارسایی است.
🆔@conference_iranvich🔥
❤14
📜🕯️🖋️اثرات برچیدن دودمان لخمی حیره به دست شاهنشاه خسرو پرویز
#بخش_اول
✅در حیره، در ساحل راست یا چپ فرات دودمان منذر عرب لخمی مسکن داشتند که عموماً خراجگزار دولت ساسانی بشمار میآمدند چنانکه رقبای ،آنان یعنی غسانیان بیابان شمال سوریه دست نشاندگان دولت بیزانس بودند لخمیان بارها ایرانیان را در کشمکشهایشان با بیزانس یاری داده بودند اما با وجود ،این از برخی جهات نفوذ آنها میتوانست مایه آزار دولت ساسانی گردد؛ مثلا در یک مورد عمروبن عدی پادشاه حیره به دفاع از مانی گرایی برخاست، اما با اینهمه سرانجام حیره پناهگاه مسیحیان گردید کواد قباد اول (۵۳۱ - ٤٨٨ م) با حارث بن عمرو بن المقصور الکندی که منذر سوم را از تخت شاهی حیره بزیر کشیده بود قرار گذاشت که وی بخشی از درآمد حیره را بردارد مشروط بر آنکه از دست اندازیهای قبايل بكر بن وائل و تغلب به سرحدات ایران جلوگیری کند.در پادشاهی خسرو ،اول معروف به انوشیروان (۷۹-۵۳۱ م) قبایل بکر به لخمیان پیوستند، و زیر علم منذر سوم با امرای غسانی به نبرد پرداختند.
✅ بنابر روایت عرب، هنگامی که خسرو دوم، پرویز (۶۲۸ - ۵۹۱م) از پیش بهرام چوبین می،گریخت به نعمان ابو قابوس نعمان سوم پادشاه حیره پناه برد اما چون تاج و تخت خود را باز گرفت، به تلافی مساعدت ابو قابوس، وی را بزیر پای پیل ،افکند و بساط دودمان او را از حیره برچید. دولت حیره به ایاس از قبیله طی داده شد و ناظری ایرانی به نظارت وی گماردند و حیره در معنی بخشی از قلمرو ایران گردید این بود سرانجام قدرت ،لخمیان انگیزه این تدبیر از سوی خسرو دوم روشن نیست جای تردید است که خودداری نعمان از دادن اسب به شاهنشاه به هنگامی که وی رو در گریز داشت یا سر باز زدنش از دادن دختر به نکاح یکی از خویشاوندان شاه برای فرو گرفتن نعمان که آیین نصاری اختیار کرده بود انگیزه کافی به خسرو داده باشد. يحتمل گرایش او به مذهب نسطوری که پیروان آن توطئه ای علیه شاه طرح ریخته بودند، خسرو را بر او خشمگین کرده بود بویژه که شاه برای شکوهیدن از نفوذ مسیحیان در دربار خود دلیل کافی داشته است. منابع نام ناظر ایرانی را نخوره غان ضبط کرده اند که احتمالا صورتی از لقب اوست.
🆔@conference_iranvich🔥
#بخش_اول
✅در حیره، در ساحل راست یا چپ فرات دودمان منذر عرب لخمی مسکن داشتند که عموماً خراجگزار دولت ساسانی بشمار میآمدند چنانکه رقبای ،آنان یعنی غسانیان بیابان شمال سوریه دست نشاندگان دولت بیزانس بودند لخمیان بارها ایرانیان را در کشمکشهایشان با بیزانس یاری داده بودند اما با وجود ،این از برخی جهات نفوذ آنها میتوانست مایه آزار دولت ساسانی گردد؛ مثلا در یک مورد عمروبن عدی پادشاه حیره به دفاع از مانی گرایی برخاست، اما با اینهمه سرانجام حیره پناهگاه مسیحیان گردید کواد قباد اول (۵۳۱ - ٤٨٨ م) با حارث بن عمرو بن المقصور الکندی که منذر سوم را از تخت شاهی حیره بزیر کشیده بود قرار گذاشت که وی بخشی از درآمد حیره را بردارد مشروط بر آنکه از دست اندازیهای قبايل بكر بن وائل و تغلب به سرحدات ایران جلوگیری کند.در پادشاهی خسرو ،اول معروف به انوشیروان (۷۹-۵۳۱ م) قبایل بکر به لخمیان پیوستند، و زیر علم منذر سوم با امرای غسانی به نبرد پرداختند.
✅ بنابر روایت عرب، هنگامی که خسرو دوم، پرویز (۶۲۸ - ۵۹۱م) از پیش بهرام چوبین می،گریخت به نعمان ابو قابوس نعمان سوم پادشاه حیره پناه برد اما چون تاج و تخت خود را باز گرفت، به تلافی مساعدت ابو قابوس، وی را بزیر پای پیل ،افکند و بساط دودمان او را از حیره برچید. دولت حیره به ایاس از قبیله طی داده شد و ناظری ایرانی به نظارت وی گماردند و حیره در معنی بخشی از قلمرو ایران گردید این بود سرانجام قدرت ،لخمیان انگیزه این تدبیر از سوی خسرو دوم روشن نیست جای تردید است که خودداری نعمان از دادن اسب به شاهنشاه به هنگامی که وی رو در گریز داشت یا سر باز زدنش از دادن دختر به نکاح یکی از خویشاوندان شاه برای فرو گرفتن نعمان که آیین نصاری اختیار کرده بود انگیزه کافی به خسرو داده باشد. يحتمل گرایش او به مذهب نسطوری که پیروان آن توطئه ای علیه شاه طرح ریخته بودند، خسرو را بر او خشمگین کرده بود بویژه که شاه برای شکوهیدن از نفوذ مسیحیان در دربار خود دلیل کافی داشته است. منابع نام ناظر ایرانی را نخوره غان ضبط کرده اند که احتمالا صورتی از لقب اوست.
🆔@conference_iranvich🔥
👍1
#بخش_دوم
✅جای سخن نیست که سقوط پادشاهی دست نشانده حیره با استقبال اعیان و موبدان ایران مواجه شد، آن یکی از سر کوچک شماری آن ،دولت و این یک بواسطه تنفر مذهبی ای که با آن داشت؛ اما وقایع مصیبت بار بعدی که میان عربان و ایرانیان روی نمود، آشکار کرد که برچیدن دودمان دست نشانده لخمی چه تدبیر خطایی بوده است نخستین زنگ خطر حاصل از این بی تدبیری واقعۀ ذوقار بود که در موضعی به این نام در نزدیکی کوفه کنونی روی داد. تاریخ وقوع این رویداد و در واقع ماهیت دقیق آن روشن نیست در برخی روایات تاریخ این واقعه سال ولادت محمد آمده است و برخی دیگر آن را مصادف آغاز بعثت محمد یا اندکی پس از غزوه بدر (۵_۶۲۳م)نقل کرده اند.
✅ اما پژوهشهای جدید با ارائه دلیل زمان این رویداد را میان سالهای ۶۰۹ و ۶۱۱ میلادی می.داند گمان اخیر مبتنی است بر تاریخ پایان پادشاهی نعمان که سال ۶۰۲ میلادی است و نیز این واقعیت که حکومت ایاس تنها تا سال ۶۱۱ میلادی دوام آورده بود. اعضای قبیله دستبردهایشان به مرزهای ایران فزونی گرفت برچیده شدن بساط حکومت لخمی در حیره بدان معنی بود که دیگر نه نیرویی بازدارنده وجود داشت و نه نفوذ متوفق محلی که قبایل عرب جانبش را نگه دارند قدرت آن را داشته باشد که در صورت دست اندازی آنها به مرزهای ایران که نامشخص اما فحوایی به عنوان حدود همسایگی پذیرفته شده بود، سرکوبشان کند.
✅ سخن از اینکه وجود قدرت لخمی مانع حمله تازیان به ایران و سقوط دولت ساسانی میگردید دعوی محال است؛ اما فقدان این دولت حایل هر اندازه ناتوان در گستاخی جنگجویان تازیان عرب - چنانکه خاطره جنگ ذوقار نشان داد - در دست اندازیهای اعراب به ایرانی سهمی داشته است بویژه که این دست اندازیها پس از پادشاهی کواد دوم در ایام پادشاهی شیرویه که دولت ساسانی بکلی گرفتار هرج و مرج و انحطاط گردیده بود آغاز شد؛ بدین معنی که ستیز بر سر دست یافتن به تاج و تخت در میان مدعیان پادشاهی و تغییر پی درپی زمامداران تیسفون مجال لشکر کشی طرح ریزی شده و مداوم برای مواجهه با این موج بالاگیرنده نمیداد.
📚#منبع_تاریخ_ایران_کمبریج
📚#جلد_چهارم_صفحه_یازده
🆔@conference_iranvich🔥
✅جای سخن نیست که سقوط پادشاهی دست نشانده حیره با استقبال اعیان و موبدان ایران مواجه شد، آن یکی از سر کوچک شماری آن ،دولت و این یک بواسطه تنفر مذهبی ای که با آن داشت؛ اما وقایع مصیبت بار بعدی که میان عربان و ایرانیان روی نمود، آشکار کرد که برچیدن دودمان دست نشانده لخمی چه تدبیر خطایی بوده است نخستین زنگ خطر حاصل از این بی تدبیری واقعۀ ذوقار بود که در موضعی به این نام در نزدیکی کوفه کنونی روی داد. تاریخ وقوع این رویداد و در واقع ماهیت دقیق آن روشن نیست در برخی روایات تاریخ این واقعه سال ولادت محمد آمده است و برخی دیگر آن را مصادف آغاز بعثت محمد یا اندکی پس از غزوه بدر (۵_۶۲۳م)نقل کرده اند.
✅ اما پژوهشهای جدید با ارائه دلیل زمان این رویداد را میان سالهای ۶۰۹ و ۶۱۱ میلادی می.داند گمان اخیر مبتنی است بر تاریخ پایان پادشاهی نعمان که سال ۶۰۲ میلادی است و نیز این واقعیت که حکومت ایاس تنها تا سال ۶۱۱ میلادی دوام آورده بود. اعضای قبیله دستبردهایشان به مرزهای ایران فزونی گرفت برچیده شدن بساط حکومت لخمی در حیره بدان معنی بود که دیگر نه نیرویی بازدارنده وجود داشت و نه نفوذ متوفق محلی که قبایل عرب جانبش را نگه دارند قدرت آن را داشته باشد که در صورت دست اندازی آنها به مرزهای ایران که نامشخص اما فحوایی به عنوان حدود همسایگی پذیرفته شده بود، سرکوبشان کند.
✅ سخن از اینکه وجود قدرت لخمی مانع حمله تازیان به ایران و سقوط دولت ساسانی میگردید دعوی محال است؛ اما فقدان این دولت حایل هر اندازه ناتوان در گستاخی جنگجویان تازیان عرب - چنانکه خاطره جنگ ذوقار نشان داد - در دست اندازیهای اعراب به ایرانی سهمی داشته است بویژه که این دست اندازیها پس از پادشاهی کواد دوم در ایام پادشاهی شیرویه که دولت ساسانی بکلی گرفتار هرج و مرج و انحطاط گردیده بود آغاز شد؛ بدین معنی که ستیز بر سر دست یافتن به تاج و تخت در میان مدعیان پادشاهی و تغییر پی درپی زمامداران تیسفون مجال لشکر کشی طرح ریزی شده و مداوم برای مواجهه با این موج بالاگیرنده نمیداد.
📚#منبع_تاریخ_ایران_کمبریج
📚#جلد_چهارم_صفحه_یازده
🆔@conference_iranvich🔥
👍1
📜🕯️🖋️ 11دی زادروز سید محمدحسین بهجت تبریزی ملقب به #شهریار
✅شهریار در تبریز زاده شد و دورۀ تحصیلاتش را در زادگاه خود و سپس تهران (مدرسۀ دارالفنون) سپری کرد. او کارمند بانک کشاورزی و استاد افتخاری دانشکدۀ ادبیات تبریز بود.
شهریار از بزرگترین غزلسرایان دورۀ خود به شمار میآمد که در سرودن انواع دیگر شعر فارسی، مانند قصیده، مثنوی، قطعه، رباعی، دوبیتی و شعر نیمایی نیز مهارت داشت.
از آثار شعری این شاعر نامدار آذربایجانی میتوان به روح پروانه، صدای خدا، حالا چرا، حیدربابایه سلام و دیوان اشعار اشاره کرد.
✅ایراندوستیِ شهریار در سرودههایش، همچون سرودهٔ تختِ جمشید یا در ستایشِ فردوسی، بازتابی گسترده دارد.شهریار که خود از آذربایجان بود و بدان بوم مهری بسیارداشت،آذربایجاندوستیاش بر پایهٔ ایراندوستیاش بود. از همین رو بود که گفت:
🔥ترکی ما بس عزیز است و زبانِ مادری
🔥لیک اگر «ایران» نگوید، لال باد از وی زبان
🔥مرد آن باشد که حق گوید،چو باطل رخنه کرد
🔥هم بایستد بر سرِ پیمانِ حق تا پایِ جان
✅شهریار در جایی دیگر نیز پیش از خواندنِ غزلِ «پر میزند مرغِ دلم با یادِ آذربایجان» میگوید: «کانونِ زبانِ پهلوی آذربایجان بوده، مرکزِ ایران آذربایجان بوده، دروازهٔ شرق، دروازهٔ غرب، همه، آذربایجان بودهاست.
✅استاد شهریار خطاب به آذربایجان و آذربایجانیان....
✅تو همایون مهدِ زردشتی و فرزندانِ تو پورِ ایراناند و پاکآیین نژادِ آریان
✅اختلافِ لهجه ملیت نزاید بهر کس
ملتی با یک زبان کمتر به یاد آرد زمان
✅گر بدین منطق تو را گفتند ایرانی نهای صبح را خوانند شام و آسمان را ریسمان
✅مادرِ ایران ندارد همچو تو فرزندی دلیر روزِ سختی چشمِ امید از تو دارد همچنان
✅بیکس از ایران به حرفِ ناکسان از ره مرو
جان به قربانِ تو ای جانانه آذربایجان!
🆔@conference_iranvich🔥
✅شهریار در تبریز زاده شد و دورۀ تحصیلاتش را در زادگاه خود و سپس تهران (مدرسۀ دارالفنون) سپری کرد. او کارمند بانک کشاورزی و استاد افتخاری دانشکدۀ ادبیات تبریز بود.
شهریار از بزرگترین غزلسرایان دورۀ خود به شمار میآمد که در سرودن انواع دیگر شعر فارسی، مانند قصیده، مثنوی، قطعه، رباعی، دوبیتی و شعر نیمایی نیز مهارت داشت.
از آثار شعری این شاعر نامدار آذربایجانی میتوان به روح پروانه، صدای خدا، حالا چرا، حیدربابایه سلام و دیوان اشعار اشاره کرد.
✅ایراندوستیِ شهریار در سرودههایش، همچون سرودهٔ تختِ جمشید یا در ستایشِ فردوسی، بازتابی گسترده دارد.شهریار که خود از آذربایجان بود و بدان بوم مهری بسیارداشت،آذربایجاندوستیاش بر پایهٔ ایراندوستیاش بود. از همین رو بود که گفت:
🔥ترکی ما بس عزیز است و زبانِ مادری
🔥لیک اگر «ایران» نگوید، لال باد از وی زبان
🔥مرد آن باشد که حق گوید،چو باطل رخنه کرد
🔥هم بایستد بر سرِ پیمانِ حق تا پایِ جان
✅شهریار در جایی دیگر نیز پیش از خواندنِ غزلِ «پر میزند مرغِ دلم با یادِ آذربایجان» میگوید: «کانونِ زبانِ پهلوی آذربایجان بوده، مرکزِ ایران آذربایجان بوده، دروازهٔ شرق، دروازهٔ غرب، همه، آذربایجان بودهاست.
✅استاد شهریار خطاب به آذربایجان و آذربایجانیان....
✅تو همایون مهدِ زردشتی و فرزندانِ تو پورِ ایراناند و پاکآیین نژادِ آریان
✅اختلافِ لهجه ملیت نزاید بهر کس
ملتی با یک زبان کمتر به یاد آرد زمان
✅گر بدین منطق تو را گفتند ایرانی نهای صبح را خوانند شام و آسمان را ریسمان
✅مادرِ ایران ندارد همچو تو فرزندی دلیر روزِ سختی چشمِ امید از تو دارد همچنان
✅بیکس از ایران به حرفِ ناکسان از ره مرو
جان به قربانِ تو ای جانانه آذربایجان!
🆔@conference_iranvich🔥
👍9❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سرنگونی ایران؟؟
پدر سوخته ی صیغه ای
هزاران سال ایران با وجود هزاران دشمن داخلی و خارجی سرنگون نشده، امثال تو فاحشه و اسماعیلیون ترحم انگیز و مهتدی جز بدبختی و ویرانی برای ایران و ایرانی هیچ منفعتی ندارید.
این وسط یه عده بی وطن بزدل ترس انتقاد و مخالفت با این زنا زاده ها رو دارن،باید مردم بفهمن که خط قرمز ما ایران است و بس نه این دگوری های ساعتی
🆔@conference_iranvich🔥
پدر سوخته ی صیغه ای
هزاران سال ایران با وجود هزاران دشمن داخلی و خارجی سرنگون نشده، امثال تو فاحشه و اسماعیلیون ترحم انگیز و مهتدی جز بدبختی و ویرانی برای ایران و ایرانی هیچ منفعتی ندارید.
این وسط یه عده بی وطن بزدل ترس انتقاد و مخالفت با این زنا زاده ها رو دارن،باید مردم بفهمن که خط قرمز ما ایران است و بس نه این دگوری های ساعتی
🆔@conference_iranvich🔥
👍24👎3😁1
✅طی تفحص در منطقه چیلات پیکر دو شهید پیدا شد یکی از آنها دیگری را که مجروح بوده به آغوش کشیده بود. شماره پلاکشان ۵۵۵ و ۵۵۶ بود. معمولا کسانی که آشنا بودند با هم پلاک میگرفتند. با وارد کردن شماره ها در سیستم مشخص شد پیکر فرد نشسته متعلق به شهید سید ابراهیم اسماعیل زاده و پیکر درازکش متعلق به فرزند ایشان، شهید سید حسین اسماعیل زاده از اهالی روستای باقر تنگه بابلسر میباشد
به پاس هر وجب خاكی از اين ملک
چه بسيار است، آن سرها كه رفته...
🆔@conference_iranvich🔥
به پاس هر وجب خاكی از اين ملک
چه بسيار است، آن سرها كه رفته...
🆔@conference_iranvich🔥
🕊14❤8👍7😢4
✅ شرکت ملی گاز:وارد شرایط بحرانی گاز شدهایم
🔹باید ۱۰۰ میلیون متر مکعب در روز کاهش مصرف داشته باشیم تا از این اوضاع خارج شویم
🔹مردم، روزانه ۶ ساعت یکی از بخاریها را خاموش کنند.
✅خاک بر سر بی عرضتون بی لیاقتهای ریشو،دومین ذخایر گاز دنیا رو داریم از پس تامین گاز خودتون هم بر نمیایید و مدام دم از زمستان سخت اروپا میزنید.
وقتی یک مشت کوتوله سیاسی و پخمه بر کشوری با این منابع و سرمایه حاکم میشه باید هم اوضاع مملکت همین باشه.
🆔@conference_iranvich🔥
🔹باید ۱۰۰ میلیون متر مکعب در روز کاهش مصرف داشته باشیم تا از این اوضاع خارج شویم
🔹مردم، روزانه ۶ ساعت یکی از بخاریها را خاموش کنند.
✅خاک بر سر بی عرضتون بی لیاقتهای ریشو،دومین ذخایر گاز دنیا رو داریم از پس تامین گاز خودتون هم بر نمیایید و مدام دم از زمستان سخت اروپا میزنید.
وقتی یک مشت کوتوله سیاسی و پخمه بر کشوری با این منابع و سرمایه حاکم میشه باید هم اوضاع مملکت همین باشه.
🆔@conference_iranvich🔥
👍11
shirin khanom 001
<unknown>
🔥ای آتش تا تو در این خانمان فروزان باشی تا تو هماره در این خانمان فروزان باشی.
تا تو در این خانمان روشن باشی
به روزگارانی دیر پای تا به هنگام رستاخیز توانا و همچنان در هنگامه رستاخیز
توانا و نیک
🔥ای آذر آهوره مزدا !
زود مرا گشایش بخش
زود مرا پناه بخش
زود مرا زندگی پر گشایش و پناه بخش!
زود مرا زندگی دراز، دانایی ،اشویی ،زبان شیوا روان هوشیار و پس آنگاه خرد فراوان فراگیر نابود نشدنی بخش ...
پس آنگاه مرا دلیری مردانه، همیشه بر پای ایستاده، بی خواب و در آرامگاه [نیز]بیدار بخش
🔥مرا فرزندانی رسا و کاردان دین گستر کشور [ پرور] و انجمن آرا، با هم بالنده، نیک اندیش و از تنگنا رهاننده بخش که خانمان و روستا و شهر و کشور و نام و آوازه کشور را افزایش بخشد.
#خوانش_بانو_شیرین
🆔@conference_iranvich🔥
تا تو در این خانمان روشن باشی
به روزگارانی دیر پای تا به هنگام رستاخیز توانا و همچنان در هنگامه رستاخیز
توانا و نیک
🔥ای آذر آهوره مزدا !
زود مرا گشایش بخش
زود مرا پناه بخش
زود مرا زندگی پر گشایش و پناه بخش!
زود مرا زندگی دراز، دانایی ،اشویی ،زبان شیوا روان هوشیار و پس آنگاه خرد فراوان فراگیر نابود نشدنی بخش ...
پس آنگاه مرا دلیری مردانه، همیشه بر پای ایستاده، بی خواب و در آرامگاه [نیز]بیدار بخش
🔥مرا فرزندانی رسا و کاردان دین گستر کشور [ پرور] و انجمن آرا، با هم بالنده، نیک اندیش و از تنگنا رهاننده بخش که خانمان و روستا و شهر و کشور و نام و آوازه کشور را افزایش بخشد.
#خوانش_بانو_شیرین
🆔@conference_iranvich🔥
👍4❤2
#بهمن / #روز_بهمن/ #جشن_بهمنگان
✅(در اوستا «وهومن» یا «وهو مننگه»، به چم منش خوب یا نهاد نیک و گاه او «وهیشت من» به چم بهترین منش آمده و در پهلوی «وهمن» و در فارسی بهمن» شده است.) در گاهان، بهمن یکی از فروزه های مزدا اهوره و در اوستای نو یکی از امشاسپندان است که نماد اندیشه ی نیک و خرد و دانایی آفریدگار به شمار می آید. بهمن آدمی را از خرد و تدبیر بهره مند و او را به آفریدگار نزدیک می کند. اوست که زرتشت را هنگام زادن از دستبرد اهریمن و دیوان نگاهبانی می کند و روان زرتشت را در خواب به بارگاه اهورایی رهنمون می شود.در دیگر بخشهای اوستا، اهوره مزدا به دستیاری بهمن جهان را می آفریند و بهمن است که نیکو کاران و اشونان را به بهشت رهنمون می شود. درمان بخشی «هوم»، با خوشی «بهمن» همراه است.
✅ایزدان ماه و گوش و رام از همکاران و یاران امشاسپند بهمن و «اک من» یا «اک مننگه»، از كماله ی دیوان و دستیاران اهریمن، همستار اوست خویشکاری بهمن در جهان استومند، پرورش و نگاهداری همه ی جانوران سودمند است. خروس که سپیده دمان به بانگ خویش، مردمان را از خواب بر می انگیزد و به نیایش و کار و زندگی فرا می خواند و نیز جامه ی سپید و گل یاسمین ویژه ی امشاسپند بهمن است. دومین روز ماه و پازدهمین ماه سال را به نام این امشاسپند خوانده اند. از روز بهمن، نام دومین روز ماه است که به نام امشاسپند بهمن خوانده شده و نگاهبانی آن بدو سپرده شده است.
✅جشن بهمنگان، نام جشنی است که در بهمن روز از بهمن ماه دوم بهمن ماه برگزار می شود و ابوریحان بیرونی آن را «بهمنجنه» خوانده و درباره ی آن نوشته است: «بهمنجنه، بهمن روزی است از بهمن ماه و بدین روز بهمن سپید ریشه ای است سپیدرنگ مثل زردک که بهمنین یا بهمنان نیز خوانده می شود و در گذشته ریشه ی آن را به نام بهمن سرخ و بهمن سپید در داروها استفاده می کردند. واژه ی فرانسوی( Behen به همین چم است و از بهمن پارسی گرفته شده است.) به شیر
خالص پاک خورند و گویند حفظ آید مردم را و فرامشتی برود. و اما به خراسان مهمانی کنند بر دیگی که اندر او از هر دانه ی خوردنی (که) خورند، کنند و گوشت هر جانوری و حیوانی که حلالند و آنچه اندر آن وقت اندر آن بقعه یافته شود از تره و نبات. اسدی نیز درباره ی این جشن آورده است: «بهمنجنه رسم عجم است. چون دو روز از ماه بهمن گذشته بودی، بهمنجنه کردند و این عیدی بودی و طعام پختندی و بهمن سرخ و بهمن زرد بر سر کاسه ها برافشاندندی.»
🆔@conference_iranvich🔥
✅(در اوستا «وهومن» یا «وهو مننگه»، به چم منش خوب یا نهاد نیک و گاه او «وهیشت من» به چم بهترین منش آمده و در پهلوی «وهمن» و در فارسی بهمن» شده است.) در گاهان، بهمن یکی از فروزه های مزدا اهوره و در اوستای نو یکی از امشاسپندان است که نماد اندیشه ی نیک و خرد و دانایی آفریدگار به شمار می آید. بهمن آدمی را از خرد و تدبیر بهره مند و او را به آفریدگار نزدیک می کند. اوست که زرتشت را هنگام زادن از دستبرد اهریمن و دیوان نگاهبانی می کند و روان زرتشت را در خواب به بارگاه اهورایی رهنمون می شود.در دیگر بخشهای اوستا، اهوره مزدا به دستیاری بهمن جهان را می آفریند و بهمن است که نیکو کاران و اشونان را به بهشت رهنمون می شود. درمان بخشی «هوم»، با خوشی «بهمن» همراه است.
✅ایزدان ماه و گوش و رام از همکاران و یاران امشاسپند بهمن و «اک من» یا «اک مننگه»، از كماله ی دیوان و دستیاران اهریمن، همستار اوست خویشکاری بهمن در جهان استومند، پرورش و نگاهداری همه ی جانوران سودمند است. خروس که سپیده دمان به بانگ خویش، مردمان را از خواب بر می انگیزد و به نیایش و کار و زندگی فرا می خواند و نیز جامه ی سپید و گل یاسمین ویژه ی امشاسپند بهمن است. دومین روز ماه و پازدهمین ماه سال را به نام این امشاسپند خوانده اند. از روز بهمن، نام دومین روز ماه است که به نام امشاسپند بهمن خوانده شده و نگاهبانی آن بدو سپرده شده است.
✅جشن بهمنگان، نام جشنی است که در بهمن روز از بهمن ماه دوم بهمن ماه برگزار می شود و ابوریحان بیرونی آن را «بهمنجنه» خوانده و درباره ی آن نوشته است: «بهمنجنه، بهمن روزی است از بهمن ماه و بدین روز بهمن سپید ریشه ای است سپیدرنگ مثل زردک که بهمنین یا بهمنان نیز خوانده می شود و در گذشته ریشه ی آن را به نام بهمن سرخ و بهمن سپید در داروها استفاده می کردند. واژه ی فرانسوی( Behen به همین چم است و از بهمن پارسی گرفته شده است.) به شیر
خالص پاک خورند و گویند حفظ آید مردم را و فرامشتی برود. و اما به خراسان مهمانی کنند بر دیگی که اندر او از هر دانه ی خوردنی (که) خورند، کنند و گوشت هر جانوری و حیوانی که حلالند و آنچه اندر آن وقت اندر آن بقعه یافته شود از تره و نبات. اسدی نیز درباره ی این جشن آورده است: «بهمنجنه رسم عجم است. چون دو روز از ماه بهمن گذشته بودی، بهمنجنه کردند و این عیدی بودی و طعام پختندی و بهمن سرخ و بهمن زرد بر سر کاسه ها برافشاندندی.»
🆔@conference_iranvich🔥
👍2
به عنوان یک شهروند عادی ایرانی،
برای گذار از این ظلمت و خفقان، برای ایرانی آباد و آزاد، برای ایرانی قدرتمند برای ایرانی پر از شادی و نشاط،برای ایرانی سکولار،به شاهزاده رضا پهلوی وکالت میدهم.
#پاینده_ایران
🆔@conference_iranvich🔥
برای گذار از این ظلمت و خفقان، برای ایرانی آباد و آزاد، برای ایرانی قدرتمند برای ایرانی پر از شادی و نشاط،برای ایرانی سکولار،به شاهزاده رضا پهلوی وکالت میدهم.
#پاینده_ایران
🆔@conference_iranvich🔥
👍26👎11❤1
Audio
به یاری اهورامزدا
در پرتو اندیشه پاک روانم را به سوی فردوس رهبری خواهم کرد
و با آگاهی از پاداشی که خدای هستی بخش دانا برای کارهای نیک مقرر کرده فرموده است کوشش خواهم کرد تا آنجا که مرا تاب و توان است مردم را بیاموزم
که به راستی گرایند و درستی پیشه کنند.
گاتهای پاک هات 28بند 4
#خوانش_بانو_شیرین
🆔@conference_iranvich🔥
در پرتو اندیشه پاک روانم را به سوی فردوس رهبری خواهم کرد
و با آگاهی از پاداشی که خدای هستی بخش دانا برای کارهای نیک مقرر کرده فرموده است کوشش خواهم کرد تا آنجا که مرا تاب و توان است مردم را بیاموزم
که به راستی گرایند و درستی پیشه کنند.
گاتهای پاک هات 28بند 4
#خوانش_بانو_شیرین
🆔@conference_iranvich🔥
❤5👍5👏1🙏1
📜🕯️🖋️هوشنگ بنیانگذار جشن سده
✅چنانکه اشاره شد، از جمله بزرگترین جشن های آتش در ایران باستان که تداوم داشته و تا به امروز ادامه دارد، جشن سده است، یعنی جشنی که به یادگار پیدایی آتش برگزار می شود.
فردوسی شرح آن را در ضمن احوال هوشنگ آورده است. هم چنین گذشت که در این استوره پر معنی، دو عامل اساسی و متضاد، جهتي فکري ایرانیان را به روشنی تصویر کرده است. مار سیاه که مظهر مرگ و نیستی و جلوه گاه اهریمن است پدید می آید - اما بلافاصله فروغ ایزدی به جلوۂ آتش و روشنایی در آمده و مار می گریزد.اشارت فردوسی به این نکته که مار بر اثر پرتاب سنگ کشته نشده و می گریزد، بسیار پر معنی است، چون اهریمن برابر با همه روایات داستانی و اساطیری، و قالب فکری ایرانیان، هنگام تباهی و نابودی مطلقش در پایان جهانست.
✅باری، داستانی که فردوسی آورده چنین است که هوشنگ شاه پیشدادی روزی به هنگام کار که با گروهی همراه بوده، مار سیاه بزرگی بر سر راه می بیند. سنگی با شدت به سویش پرتاب می کند. بر اثر اصابت سنگ بر سنگ، جرقه می جهد و خار و خاشاک اطراف آن به آتش کشیده می شود. مار می گریزد و شاه و همراهان به گرد آتش به جشن و سرور تا شب هنگام پرداخته و نمی گذارند آتش هیچگاه خاموش شود. از آنگاه، آن جشن را سده نام نهاده و هر ساله ، پاس حرمت آتش و یادگار آن، بر پایش می کنند، و آن را پدیده و هدیه اورمزدی دانسته و قبله گاه خود قرار میدهند.
🆔@conference_iranvich🔥
✅چنانکه اشاره شد، از جمله بزرگترین جشن های آتش در ایران باستان که تداوم داشته و تا به امروز ادامه دارد، جشن سده است، یعنی جشنی که به یادگار پیدایی آتش برگزار می شود.
فردوسی شرح آن را در ضمن احوال هوشنگ آورده است. هم چنین گذشت که در این استوره پر معنی، دو عامل اساسی و متضاد، جهتي فکري ایرانیان را به روشنی تصویر کرده است. مار سیاه که مظهر مرگ و نیستی و جلوه گاه اهریمن است پدید می آید - اما بلافاصله فروغ ایزدی به جلوۂ آتش و روشنایی در آمده و مار می گریزد.اشارت فردوسی به این نکته که مار بر اثر پرتاب سنگ کشته نشده و می گریزد، بسیار پر معنی است، چون اهریمن برابر با همه روایات داستانی و اساطیری، و قالب فکری ایرانیان، هنگام تباهی و نابودی مطلقش در پایان جهانست.
✅باری، داستانی که فردوسی آورده چنین است که هوشنگ شاه پیشدادی روزی به هنگام کار که با گروهی همراه بوده، مار سیاه بزرگی بر سر راه می بیند. سنگی با شدت به سویش پرتاب می کند. بر اثر اصابت سنگ بر سنگ، جرقه می جهد و خار و خاشاک اطراف آن به آتش کشیده می شود. مار می گریزد و شاه و همراهان به گرد آتش به جشن و سرور تا شب هنگام پرداخته و نمی گذارند آتش هیچگاه خاموش شود. از آنگاه، آن جشن را سده نام نهاده و هر ساله ، پاس حرمت آتش و یادگار آن، بر پایش می کنند، و آن را پدیده و هدیه اورمزدی دانسته و قبله گاه خود قرار میدهند.
🆔@conference_iranvich🔥
🔥2
1
📜🕯️🖋️نام سده
✅سده واژهای فارسی است. در فارسی میانه و فارسی باستان و اوستا به هر حال واژه #ست به معنی سد، عدد سد می باشد، چنانکه در فارسی نیز #سده به معنی سد سال در برابر قرن به کار میرود.
✅اما وجه تسمیه این جشن، یعنی جشن سده کدام است و چیست؟ یک رشته از تأویلات و انگیزه ها به همان عدد سد می رسد و مربوط است به موقعیت های فصلی. چنانکه گذشت، در دورانی، ایرانیان سال رابه دو فصل تقسیم می کردند. تابستان بزرگ - #همه که هفت ماه بود، از آغاز فروردین تا پایان مهر ماه، و زمستان بزرگ - #زينه که از اول آبان ماه شروع و به پایان اسفندماه می رسید و بعضی پنجه را نیز در این پنج ماه به شمار می آوردند که مجموعا یک سد و پنجاه روز میشد.
✅گویند چون سد روز از زمستان بزرگ سپری می شد، ایرانیان جشن سده را بر پا میکردند چون بر آن بودند که اوج و شدت سرما سپری شده و این پدیده نابسامانی و سکون که از کردار اهریمن است، توان و نیرویش رو به زوال و کاستی است. پس همگان در دشت و صحراگرد آمده و تلی بزرگ از خار و خس و خاشاک و هیزم فراهم آورده و با فرا رسیدن تاریکی شب می افروختند و معتقد بودند که این جلوه گاه و فروغ اهورایی، بازمانده های سرما را نابود می سازد.
✅چنانکه در نقل داستان هوشنگ و نسبت دادن جشن سده در روایت فردوسی به وی گذشت، تقارن بديع و گویایی در موازنہ مار سیاه که نشان مرگ و نیستی است و آتش و فروغ آن که از مظاهر اهورایی، یعنی سازندگی و دوام و بقای زندگی است ملاحظه می شود.
✅ خلف تبریزی در برهان قاطع چنین آورده: «هوشنگ با همراهان از پیدا شدن آتش خرم و شادان گردید و گفت: این نور خداست که دشمن ما را کشت» جشن سده را در دهمین روز از ماه بهمن برگزار می کردند به شب هنگام و در این وقت درست سد روز ( آبان آذر - دی و ده روز بهمن) از زمستان بزرگ میگذشت. به عقیده ایرانیان در این هنگام است که سرما در زمستان به اوج خود می رسد. چون از این پس هوا رو به اعتدال می رود.
✅ ایرانیان چنانکه گذشت برای مبارزه با این پدیده اهریمنی که به کشت و ورز و دام هایشان صدمه و زیان می رساند، در جشنی بزرگ، آتش راکه جلوه گاه و رمز و کنایت از اورمزد است می افروزند تا نیروهای اهریمنی ضعیف و نابود شوند. ابوریحان بیرونی نیز در آثارالباقیه به این که سرما در این شب به شدت خود می رسد گوید: «ایرانیان پس از آنکه کبس از ماههای ایشان برطرف شد، در این وقت منتظر بودند که سرما از ایشان برطرف شود و دوره آن به سر آید، زیر ایشان آغاز زمستان را از پنج روز که از آبان ماه بگذرد می شمردند و آخر زمستان ده روز که از بهمن ماه می گذشت میشد (= پنجه را در آغاز قرار می دادند . به همین جهت پنج روز اشارت به پنجه می باشد و خود آبان در ست سی روز ہود) و اهل کرج این شب را شب گزنه - می گویند. یعنی شبی که در آن گزیدن زیاد است و مقصودشان این است که سرما شخص را در این شب میگزد»
🆔@conference_iranvich🔥
📜🕯️🖋️نام سده
✅سده واژهای فارسی است. در فارسی میانه و فارسی باستان و اوستا به هر حال واژه #ست به معنی سد، عدد سد می باشد، چنانکه در فارسی نیز #سده به معنی سد سال در برابر قرن به کار میرود.
✅اما وجه تسمیه این جشن، یعنی جشن سده کدام است و چیست؟ یک رشته از تأویلات و انگیزه ها به همان عدد سد می رسد و مربوط است به موقعیت های فصلی. چنانکه گذشت، در دورانی، ایرانیان سال رابه دو فصل تقسیم می کردند. تابستان بزرگ - #همه که هفت ماه بود، از آغاز فروردین تا پایان مهر ماه، و زمستان بزرگ - #زينه که از اول آبان ماه شروع و به پایان اسفندماه می رسید و بعضی پنجه را نیز در این پنج ماه به شمار می آوردند که مجموعا یک سد و پنجاه روز میشد.
✅گویند چون سد روز از زمستان بزرگ سپری می شد، ایرانیان جشن سده را بر پا میکردند چون بر آن بودند که اوج و شدت سرما سپری شده و این پدیده نابسامانی و سکون که از کردار اهریمن است، توان و نیرویش رو به زوال و کاستی است. پس همگان در دشت و صحراگرد آمده و تلی بزرگ از خار و خس و خاشاک و هیزم فراهم آورده و با فرا رسیدن تاریکی شب می افروختند و معتقد بودند که این جلوه گاه و فروغ اهورایی، بازمانده های سرما را نابود می سازد.
✅چنانکه در نقل داستان هوشنگ و نسبت دادن جشن سده در روایت فردوسی به وی گذشت، تقارن بديع و گویایی در موازنہ مار سیاه که نشان مرگ و نیستی است و آتش و فروغ آن که از مظاهر اهورایی، یعنی سازندگی و دوام و بقای زندگی است ملاحظه می شود.
✅ خلف تبریزی در برهان قاطع چنین آورده: «هوشنگ با همراهان از پیدا شدن آتش خرم و شادان گردید و گفت: این نور خداست که دشمن ما را کشت» جشن سده را در دهمین روز از ماه بهمن برگزار می کردند به شب هنگام و در این وقت درست سد روز ( آبان آذر - دی و ده روز بهمن) از زمستان بزرگ میگذشت. به عقیده ایرانیان در این هنگام است که سرما در زمستان به اوج خود می رسد. چون از این پس هوا رو به اعتدال می رود.
✅ ایرانیان چنانکه گذشت برای مبارزه با این پدیده اهریمنی که به کشت و ورز و دام هایشان صدمه و زیان می رساند، در جشنی بزرگ، آتش راکه جلوه گاه و رمز و کنایت از اورمزد است می افروزند تا نیروهای اهریمنی ضعیف و نابود شوند. ابوریحان بیرونی نیز در آثارالباقیه به این که سرما در این شب به شدت خود می رسد گوید: «ایرانیان پس از آنکه کبس از ماههای ایشان برطرف شد، در این وقت منتظر بودند که سرما از ایشان برطرف شود و دوره آن به سر آید، زیر ایشان آغاز زمستان را از پنج روز که از آبان ماه بگذرد می شمردند و آخر زمستان ده روز که از بهمن ماه می گذشت میشد (= پنجه را در آغاز قرار می دادند . به همین جهت پنج روز اشارت به پنجه می باشد و خود آبان در ست سی روز ہود) و اهل کرج این شب را شب گزنه - می گویند. یعنی شبی که در آن گزیدن زیاد است و مقصودشان این است که سرما شخص را در این شب میگزد»
🆔@conference_iranvich🔥
❤1🔥1
2
✅یکی از مشخصات و ویژگیهای جشن سده، تعاون و همکاری مردم است. این جشنی همگانی است چون گاهنبارها. در گذشته مرسوم بود که گرد آوری هیزم و خار و خاشاک برای جشن، فریضهای دینی است و کرداری که ثواب دارد. هر کس به اندازه توانایی اش هیزم و چوب گرد می آورد. بزرگان و امیران و امیرزادگان و ثروتمندان، کسانی را اجیر کرده و مزد میدادند تا به نیت آنان هيزم و خار بیابانی گرد آورند. چون نیروی مردمان گرد می آمد و این اشتراک مساعی برای ضعف و نابودی اهریمن ضروری بود. مانده های این عقیدت و اندیشه در کردار و عمل، هنوز در بسیاری از روستاها و شهرستانها و شهرهایی چون کرمان باقی است.
✅اما وجه تسمیه ای دیگر درباره انتساب این جشن به عدد سد هست که ابوریحان بیرونی از آن در کتاب التفهیم یاد کرده است: «و اما سبب نامش چنان است که از آن ( = جشن سده) تا نوروز پنجاه روز است و پنجاه شب...» یعنی بیست روز از بهمن و سی روز اسفند ماه که پنجاه شبانه روز - و یک سده گاه است، پنجاه شب و پنجاه روز.
✅منوچهری دامغانی گوید
🔥و نیک بیامدست به پنجاه روز پیش
🔥جشن سده، طلایه نوروز و نوبهار
✅روایتی دیگر درباره وجه تسمیه، آن است که میگویند از این روز، یعنی روز سده یا دهم بهمن تا هنگام گرد آوری غله سد روز فاصله است. البته جز در نواحی گرم و معتدل، روز پنجاهم از نوروز یا فروردین، یعنی بیستم اردیبهشت، غله، و به ویژه جو را نمی توان به دست آورد ".
✅در برهان قاطع انگیزه انتساب جشن به سده، از آن آمده است که روزی هوشنگ با سد تن از همراهان به طرف کوهی رفت، که ناگهان ماری بر وی ظاهر شد، و از آن پس روایت شاهنامه را آورده است.به هر حال یک رشته از انگیزه هایی که جهت تعلیل وجه انتساب جشن سده آورده اند، مواردی است که نقل شد. بی گمان علت اصلی پیدایش جشن سده پدید آمدن و کشف آتش است.
✅و دیگر مژده و بشارتی جهت پایان زمستان که توجه به احترام و تقدس آتش، با مراسمی کنایت آمیز، و شادی و پایکوبی برگزار می شده است. اما مطابق معمول، ایرانیان این جشن را نیز چون سایر جشنها و رویدادها و حوادث، به مردان بزرگ تاریخی و داستانی خود نسبت داده اند و علت هایی نیز در این باره یاد کرده و باقی گذاشته اند.
🆔@conference_iranvich🔥
✅یکی از مشخصات و ویژگیهای جشن سده، تعاون و همکاری مردم است. این جشنی همگانی است چون گاهنبارها. در گذشته مرسوم بود که گرد آوری هیزم و خار و خاشاک برای جشن، فریضهای دینی است و کرداری که ثواب دارد. هر کس به اندازه توانایی اش هیزم و چوب گرد می آورد. بزرگان و امیران و امیرزادگان و ثروتمندان، کسانی را اجیر کرده و مزد میدادند تا به نیت آنان هيزم و خار بیابانی گرد آورند. چون نیروی مردمان گرد می آمد و این اشتراک مساعی برای ضعف و نابودی اهریمن ضروری بود. مانده های این عقیدت و اندیشه در کردار و عمل، هنوز در بسیاری از روستاها و شهرستانها و شهرهایی چون کرمان باقی است.
✅اما وجه تسمیه ای دیگر درباره انتساب این جشن به عدد سد هست که ابوریحان بیرونی از آن در کتاب التفهیم یاد کرده است: «و اما سبب نامش چنان است که از آن ( = جشن سده) تا نوروز پنجاه روز است و پنجاه شب...» یعنی بیست روز از بهمن و سی روز اسفند ماه که پنجاه شبانه روز - و یک سده گاه است، پنجاه شب و پنجاه روز.
✅منوچهری دامغانی گوید
🔥و نیک بیامدست به پنجاه روز پیش
🔥جشن سده، طلایه نوروز و نوبهار
✅روایتی دیگر درباره وجه تسمیه، آن است که میگویند از این روز، یعنی روز سده یا دهم بهمن تا هنگام گرد آوری غله سد روز فاصله است. البته جز در نواحی گرم و معتدل، روز پنجاهم از نوروز یا فروردین، یعنی بیستم اردیبهشت، غله، و به ویژه جو را نمی توان به دست آورد ".
✅در برهان قاطع انگیزه انتساب جشن به سده، از آن آمده است که روزی هوشنگ با سد تن از همراهان به طرف کوهی رفت، که ناگهان ماری بر وی ظاهر شد، و از آن پس روایت شاهنامه را آورده است.به هر حال یک رشته از انگیزه هایی که جهت تعلیل وجه انتساب جشن سده آورده اند، مواردی است که نقل شد. بی گمان علت اصلی پیدایش جشن سده پدید آمدن و کشف آتش است.
✅و دیگر مژده و بشارتی جهت پایان زمستان که توجه به احترام و تقدس آتش، با مراسمی کنایت آمیز، و شادی و پایکوبی برگزار می شده است. اما مطابق معمول، ایرانیان این جشن را نیز چون سایر جشنها و رویدادها و حوادث، به مردان بزرگ تاریخی و داستانی خود نسبت داده اند و علت هایی نیز در این باره یاد کرده و باقی گذاشته اند.
🆔@conference_iranvich🔥
👍2❤1
📜🕯️🖋️جشن سده شاد باد
✅جشن فرخنده سده؛ یادمان غرور آفرین، سرمایه مینوی و از جشن های بزرگ و باستانی سرزمین ایران است که شعله های آن، سر به آسمان و درخشش بی مانندش، گرمی بخش دلها و روشنگر اندیشه های پر افتخار مردمان این کهن بوم و بر است.
✅همه ساله در شهرهای ایران زمین به روز مهر از ماه بهمن، آتش جشن سده را برای بزرگداشت این آفریده سودمند و نیک پروردگار یکتا و مهربان، در سردترین روزها میافروزیم.
✅جشن سده، جشن پیروزی روشنی و مهربانی و دانش بر تاریکی و بی مهری و نادانی بر همگان خجسته باد.
🆔@conference_iranvich🔥
✅جشن فرخنده سده؛ یادمان غرور آفرین، سرمایه مینوی و از جشن های بزرگ و باستانی سرزمین ایران است که شعله های آن، سر به آسمان و درخشش بی مانندش، گرمی بخش دلها و روشنگر اندیشه های پر افتخار مردمان این کهن بوم و بر است.
✅همه ساله در شهرهای ایران زمین به روز مهر از ماه بهمن، آتش جشن سده را برای بزرگداشت این آفریده سودمند و نیک پروردگار یکتا و مهربان، در سردترین روزها میافروزیم.
✅جشن سده، جشن پیروزی روشنی و مهربانی و دانش بر تاریکی و بی مهری و نادانی بر همگان خجسته باد.
🆔@conference_iranvich🔥
🔥3❤1