□ممکن است برخی از مکانیزم های کنترلی، بسیار خشونت بار باشد. مثلاً در دوران برده داری، اربابان به زور شکنجه و شلاق ، برده ها را تحت کنترل و اجبار خود در آورده بودند. اما کنترل همیشه محسوس و خشن نیست.
▪️یک معلم، با مکانیزم نمره و روش های انضباطی دانش آموزانش را کنترل می کند.
▪️والدین با روش های تنبیه و تشویق بر فرزندانشان اعمال حکومت می کنند.
▪️همسران نیز با صدها روش، از اخم و کنایه زدن گرفته تا دعوا کردن و حتی کتک کاری، سعی در کنترل همدیگر می کنند.
▪️کارفرمایان هم روش های خاص خود را برای تحمیل اراده های خود بر کارمندان و کارگران خود دارند و متقابلاً کارمندان و کارگران هم روش های خود را برای فرار از این اجبارها و تحمیل خود بر کارفرمایان به کار می برند.
□همان طور که می بینید، در دنیایی زندگی می کنیم که همه سعی می کنند خود را به نحوی بر دیگران تحمیل کنند و این، منشأ اصلی نارضایتی است. خیلی از ما دوست داریم دیگران طوری رفتار کنند که ما می خواهیم و آنها نیز می خواهند ما طوری رفتار کنیم که آنها می خواهند. این اجبار و کنترلگری متقابل، یک تنش دائمی ایجاد می کند و انسان ها و رابطه هایشان آسیب می بیند: هم کنترل کننده ها و هم کنترل شونده ها.
○نکته مهم اینجاست که تلاش برای کنترل دیگران در نهایت بی فایده است یا حداقل، چندان موفقیت آمیز نیست.
□خلاصه کلام آن که هر فرد ناخرسند درگیر یک یا چند حالت از حالت های زیر است:
– می خواهد فرد دیگری را کنترل کند.
– فرد دیگری در صدد کنترل اوست.
– او و فرد دیگری متقابلاً در صدد کنترل همدیگر هستند.
– او می خواهد خود را مجبور به کاری کند که دوست ندارد (درگیری درونی: مانند ادامه دادن ناگزیر یک شغل یا ادامه دادن زندگی مشترک به خاطر فرزند).
💎 با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
▪️یک معلم، با مکانیزم نمره و روش های انضباطی دانش آموزانش را کنترل می کند.
▪️والدین با روش های تنبیه و تشویق بر فرزندانشان اعمال حکومت می کنند.
▪️همسران نیز با صدها روش، از اخم و کنایه زدن گرفته تا دعوا کردن و حتی کتک کاری، سعی در کنترل همدیگر می کنند.
▪️کارفرمایان هم روش های خاص خود را برای تحمیل اراده های خود بر کارمندان و کارگران خود دارند و متقابلاً کارمندان و کارگران هم روش های خود را برای فرار از این اجبارها و تحمیل خود بر کارفرمایان به کار می برند.
□همان طور که می بینید، در دنیایی زندگی می کنیم که همه سعی می کنند خود را به نحوی بر دیگران تحمیل کنند و این، منشأ اصلی نارضایتی است. خیلی از ما دوست داریم دیگران طوری رفتار کنند که ما می خواهیم و آنها نیز می خواهند ما طوری رفتار کنیم که آنها می خواهند. این اجبار و کنترلگری متقابل، یک تنش دائمی ایجاد می کند و انسان ها و رابطه هایشان آسیب می بیند: هم کنترل کننده ها و هم کنترل شونده ها.
○نکته مهم اینجاست که تلاش برای کنترل دیگران در نهایت بی فایده است یا حداقل، چندان موفقیت آمیز نیست.
□خلاصه کلام آن که هر فرد ناخرسند درگیر یک یا چند حالت از حالت های زیر است:
– می خواهد فرد دیگری را کنترل کند.
– فرد دیگری در صدد کنترل اوست.
– او و فرد دیگری متقابلاً در صدد کنترل همدیگر هستند.
– او می خواهد خود را مجبور به کاری کند که دوست ندارد (درگیری درونی: مانند ادامه دادن ناگزیر یک شغل یا ادامه دادن زندگی مشترک به خاطر فرزند).
💎 با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔹اهمیت شبکهی ارتباطی و روابط انسانی در سلامت روانی افراد
🔰 اصل سوم تئوری انتخاب این است که تمام مشکلات روان شناختی انسانها از یک مشکل ارتباطی شکل میگیرد ....
💎 با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔰 اصل سوم تئوری انتخاب این است که تمام مشکلات روان شناختی انسانها از یک مشکل ارتباطی شکل میگیرد ....
💎 با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔰معرفی کتاب تئوری انتخاب؛
کتاب تئوری انتخاب با عنوان فرعی درآمدی بر روان شناسی امید، نوشته دکتر ویلیام گلسر است که ترجمه ها و ناشران مختلفی از این کتاب در بازار وجود دارد. دکتر علی صاحبی هم یکی از این مترجمان این کتاب است. این کتاب ارزشمند را میتوان از جمله مفیدترین کتابها در زمینه روانشناسی دانست.
🔰تئوری انتخاب در ۳ بخش و ۱۳ فصل نوشته شده است:
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
کتاب تئوری انتخاب با عنوان فرعی درآمدی بر روان شناسی امید، نوشته دکتر ویلیام گلسر است که ترجمه ها و ناشران مختلفی از این کتاب در بازار وجود دارد. دکتر علی صاحبی هم یکی از این مترجمان این کتاب است. این کتاب ارزشمند را میتوان از جمله مفیدترین کتابها در زمینه روانشناسی دانست.
🔰تئوری انتخاب در ۳ بخش و ۱۳ فصل نوشته شده است:
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔰معرفی کتاب تئوری انتخاب؛
کتاب تئوری انتخاب با عنوان فرعی درآمدی بر روان شناسی امید، نوشته دکتر ویلیام گلسر است که ترجمه ها و ناشران مختلفی از این کتاب در بازار وجود دارد. دکتر علی صاحبی هم یکی از این مترجمان این کتاب است. این کتاب ارزشمند را میتوان از جمله مفیدترین کتابها در زمینه روانشناسی دانست.
🔰تئوری انتخاب در ۳ بخش و ۱۳ فصل نوشته شده است:
🔷۱- نظریه
نیاز ما به روانشناسی جدید
نیازهای بنیادین و احساسات
دنیای مطلوب شما
رفتار کلی
همخوانی در شخصیت و قدرت نیازها
تعارض و واقعیت درمانی
خلاقیت
🔷۲- کاربست تئوری در عمل
عشق و ازدواج
خانواده شما و اعتماد
آموزش تحمیلی، آموزش و پرورش و مدارس کیفی
تئوری انتخاب در محیط کار
🔷۳- کاربست
اجتماع مطلوب و شایسته
تعریفی دوباره از آزادی شخصی شماست
علی صاحبی در مورد تئوری انتخاب می گوید:
به طور کلی تئوری انتخاب توضیح می دهد که افراد چرا و چگونه رفتار می کنند. این تئوری شیوه کارکرد مغز آدمی را برای صدور رفتار تبیین می کند
.
تئوری انتخاب معتقد است هر آنچه از ما سر می زند یک رفتار است:
غذا خوردن یک رفتار است، دعوا کردن یک رفتار است، دیر سر قرار رفتن یک رفتار است، خشمگین شدن یک رفتار است، غمگین و افسرده شده یک رفتار است، نگران و مضطرب شدن یک رفتار است، هذیان یک بیمار سایکوز نیز یک رفتار است.
و همه رفتارها:
از درون ما برانگیخته می شوند و معطوف به هدفی اند.
هدف هر رفتار، ارضای یکی از پنج نیاز اساسی ماست:
عشق و احساس تعلق
قدرت
تفریح
آزادی
بقا و زنده ماندن
تئوری انتخاب معتقد است هنگامی که افراد در ارضای نیازهای خود ناکام می شوند، دست به رفتار می زنند. یعنی رفتار و عمل خاصی را انتخاب می کنند تا شاید بدان وسیله نیازشان را برآورده کنند. این رفتار، هدفمند است و هدفش ارضای نیاز مورد نظر است.
تئوری انتخاب یک تئوری مبتنی بر روانشناسی کنترل درونی است که معتقد است گذشته بر زندگی کنونی ما اثر شگرفی داشته است، ولی تعیین کننده رفتار کنونی ما نیست
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
کتاب تئوری انتخاب با عنوان فرعی درآمدی بر روان شناسی امید، نوشته دکتر ویلیام گلسر است که ترجمه ها و ناشران مختلفی از این کتاب در بازار وجود دارد. دکتر علی صاحبی هم یکی از این مترجمان این کتاب است. این کتاب ارزشمند را میتوان از جمله مفیدترین کتابها در زمینه روانشناسی دانست.
🔰تئوری انتخاب در ۳ بخش و ۱۳ فصل نوشته شده است:
🔷۱- نظریه
نیاز ما به روانشناسی جدید
نیازهای بنیادین و احساسات
دنیای مطلوب شما
رفتار کلی
همخوانی در شخصیت و قدرت نیازها
تعارض و واقعیت درمانی
خلاقیت
🔷۲- کاربست تئوری در عمل
عشق و ازدواج
خانواده شما و اعتماد
آموزش تحمیلی، آموزش و پرورش و مدارس کیفی
تئوری انتخاب در محیط کار
🔷۳- کاربست
اجتماع مطلوب و شایسته
تعریفی دوباره از آزادی شخصی شماست
علی صاحبی در مورد تئوری انتخاب می گوید:
به طور کلی تئوری انتخاب توضیح می دهد که افراد چرا و چگونه رفتار می کنند. این تئوری شیوه کارکرد مغز آدمی را برای صدور رفتار تبیین می کند
.
تئوری انتخاب معتقد است هر آنچه از ما سر می زند یک رفتار است:
غذا خوردن یک رفتار است، دعوا کردن یک رفتار است، دیر سر قرار رفتن یک رفتار است، خشمگین شدن یک رفتار است، غمگین و افسرده شده یک رفتار است، نگران و مضطرب شدن یک رفتار است، هذیان یک بیمار سایکوز نیز یک رفتار است.
و همه رفتارها:
از درون ما برانگیخته می شوند و معطوف به هدفی اند.
هدف هر رفتار، ارضای یکی از پنج نیاز اساسی ماست:
عشق و احساس تعلق
قدرت
تفریح
آزادی
بقا و زنده ماندن
تئوری انتخاب معتقد است هنگامی که افراد در ارضای نیازهای خود ناکام می شوند، دست به رفتار می زنند. یعنی رفتار و عمل خاصی را انتخاب می کنند تا شاید بدان وسیله نیازشان را برآورده کنند. این رفتار، هدفمند است و هدفش ارضای نیاز مورد نظر است.
تئوری انتخاب یک تئوری مبتنی بر روانشناسی کنترل درونی است که معتقد است گذشته بر زندگی کنونی ما اثر شگرفی داشته است، ولی تعیین کننده رفتار کنونی ما نیست
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔰ده اصل اساسی در تئوری انتخاب…
آقای گلسر، ده اصل جذاب در بخش پایانی این کتاب مطرح میکند که پایههای تئوری انتخاب را شکل میدهد؛
🔷اصل اول
ما مالک هیچکس نیستیم و نمیتوانیم رفتارهای دیگران را کنترل کنیم. ما فقط میتوانیم رفتارهای خودمان را کنترل کنیم.
🔷اصل دوم
تمام آنچه میتوانیم از دیگران دریافت کنیم اطلاعات است. این که با اطلاعات چگونه برخورد کنیم انتخاب خود ما است.
🔷اصل سوم
تمام مشکلات روان شناختی طولانی مدت، از مشکلات رابطهای سرچشمه میگیرند. مشکلات رابطهای تا حدودی علت مشکلات دیگری چون درد، خستگی، ضعف و برخی بیماریهای مزمن، که معمولاً به آنها بیماریهای سیستم ایمنی گفته میشود، نیز هستند.
🔷اصل چهارم
مشکلات عاطفی، بخشی از زندگی حال حاضر ما هستند.
🔷اصل پنجم
وقایع دردناکی که در گذشته بر ما رفتهاست، اگرچه بر آنچه امروز هستیم تأثیری شگرف داشته، ولی بازنگری و مرور این گذشته دردناک، بر آنچه امروز لازم است انجام دهیم، یعنی بهبود بخشیدن به رابطه مهم حال حاضر ما، اثر ناچیزی دارد و کمکی به ما نمیکند.
🔷اصل ششم
ما در ذهن خود تصویری ذهنی از دنیای بیرون داریم که میتوان آن را دنیای کیفی نامید و ارضای نیازها یعنی واقعیت بخشیدن به این دنیای کیفی.
🔷اصل هفتم
میتوانیم نیازهایمان را فقط از طریق تصویر یا تصاویری که در دنیای مطلوب خود داریم ارضا کنیم. در واقع تنها چیزی که وجود دارد رفتار ما است.
🔷اصل هشتم
تمام آنچه از تولد تا مرگ از ما سر میزند رفتار است. تمام رفتارهای ما یک رفتار کلی است که از چهار مؤلفه به هم پیوسته عمل، فکر، احساس و فیزیولوژی تشکیل شدهاست.
🔷اصل نهم
رفتارها انتخاب میشوند؛ اما از میان چهار عنصر عمل، فکر، احساس و فیزیولوژی، ما فقط بر روی عمل و فکر کنترل داریم. برای مثال به جای استفاده از عبارت «من افسرده هستم» یا «من افسرده شدهام»، درست آن است که بگوییم: «من افسردگی را انتخاب کردهام» یا «من افسردگی میکنم»
🔷اصل دهم
تمام رفتارهای کلی، انتخاب هستند اما ما فقط بر مؤلفههای عمل و فکر بهطور مستقیم و بر مؤلفههای احساس و فیزیولوژی بهطور غیرمستقیم کنترل داریم، یعنی با انتخاب شیوه عمل و فکرمان و به واسطه آنها احساسات و فیزیولوژی خود را نیز میتوانیم کنترل کنیم
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
آقای گلسر، ده اصل جذاب در بخش پایانی این کتاب مطرح میکند که پایههای تئوری انتخاب را شکل میدهد؛
🔷اصل اول
ما مالک هیچکس نیستیم و نمیتوانیم رفتارهای دیگران را کنترل کنیم. ما فقط میتوانیم رفتارهای خودمان را کنترل کنیم.
🔷اصل دوم
تمام آنچه میتوانیم از دیگران دریافت کنیم اطلاعات است. این که با اطلاعات چگونه برخورد کنیم انتخاب خود ما است.
🔷اصل سوم
تمام مشکلات روان شناختی طولانی مدت، از مشکلات رابطهای سرچشمه میگیرند. مشکلات رابطهای تا حدودی علت مشکلات دیگری چون درد، خستگی، ضعف و برخی بیماریهای مزمن، که معمولاً به آنها بیماریهای سیستم ایمنی گفته میشود، نیز هستند.
🔷اصل چهارم
مشکلات عاطفی، بخشی از زندگی حال حاضر ما هستند.
🔷اصل پنجم
وقایع دردناکی که در گذشته بر ما رفتهاست، اگرچه بر آنچه امروز هستیم تأثیری شگرف داشته، ولی بازنگری و مرور این گذشته دردناک، بر آنچه امروز لازم است انجام دهیم، یعنی بهبود بخشیدن به رابطه مهم حال حاضر ما، اثر ناچیزی دارد و کمکی به ما نمیکند.
🔷اصل ششم
ما در ذهن خود تصویری ذهنی از دنیای بیرون داریم که میتوان آن را دنیای کیفی نامید و ارضای نیازها یعنی واقعیت بخشیدن به این دنیای کیفی.
🔷اصل هفتم
میتوانیم نیازهایمان را فقط از طریق تصویر یا تصاویری که در دنیای مطلوب خود داریم ارضا کنیم. در واقع تنها چیزی که وجود دارد رفتار ما است.
🔷اصل هشتم
تمام آنچه از تولد تا مرگ از ما سر میزند رفتار است. تمام رفتارهای ما یک رفتار کلی است که از چهار مؤلفه به هم پیوسته عمل، فکر، احساس و فیزیولوژی تشکیل شدهاست.
🔷اصل نهم
رفتارها انتخاب میشوند؛ اما از میان چهار عنصر عمل، فکر، احساس و فیزیولوژی، ما فقط بر روی عمل و فکر کنترل داریم. برای مثال به جای استفاده از عبارت «من افسرده هستم» یا «من افسرده شدهام»، درست آن است که بگوییم: «من افسردگی را انتخاب کردهام» یا «من افسردگی میکنم»
🔷اصل دهم
تمام رفتارهای کلی، انتخاب هستند اما ما فقط بر مؤلفههای عمل و فکر بهطور مستقیم و بر مؤلفههای احساس و فیزیولوژی بهطور غیرمستقیم کنترل داریم، یعنی با انتخاب شیوه عمل و فکرمان و به واسطه آنها احساسات و فیزیولوژی خود را نیز میتوانیم کنترل کنیم
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
📘پی دی اف کامل کتاب تئوری انتخاب تقدیم شما همراهان گرامی.👇👇
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Forwarded from (Competent Managers) مدیران شایسته
تئوری انتخاب - ویلیام گلاسر.pdf
6.6 MB
📘پی دی اف کامل کتاب تئوری انتخاب اثر ویلیام گلاسر، تقدیم شما همراهان گرامی
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
شما تا کدام سطح برای سازمانتان مایه میگذارید؟
🔻سطح اول(کف هرم): فرمانبرداری
👈 هر سازمانی به کارمندانی نیاز دارد که قوانین ابتدایی در زمینۀ ایمنی، انضباط مالی و مشتریمداری را رعایت کنند.
🔻 سطح دوم: سختکوشی
👈 سازمانها به کارمندانی نیاز دارند که مایلاند سخت کار کنند و مسئولیت نتایج کارشان را بپذیرند.
🔻 سطح سوم: تخصص
👈 اعضای گروه برای تأثیرگذاری در مشاغلشان به مهارتهای لازم نیاز دارند و در جهت توسعه فردی خود تلاش می کنند.
🔻 سطح چهارم: ابتکار عمل
👈 انسانهایی مستقل و سختکوش که پویا هستند، منتظر نمیمانند تا آز آنها خواشته شود که کاری انجام دهند و محدود به شرح وظایفشان نیستند.
🔻 سطح پنجم: خلاقیت
👈 انسانهایی که میتوانند از دریچه و چارچوبی متفاوت به مسائل بنگرند و راهحلهای نوین ابداع کنند.
🔻 سطح ششم: جسارت
👈 سرانجام در بالاترین سطح، جسارت قرار دارد؛ اشتیاق برای به چالش کشیدن خود و خطرپذیری برای آرمانی ستودنی.
📚 کتاب #سازمان_انسان_سالار
🔸 نویسندگان: گری همل،میکله زانینین
🔸 مترجم: ابراهیم ایراننژاد
💎 با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔻سطح اول(کف هرم): فرمانبرداری
👈 هر سازمانی به کارمندانی نیاز دارد که قوانین ابتدایی در زمینۀ ایمنی، انضباط مالی و مشتریمداری را رعایت کنند.
🔻 سطح دوم: سختکوشی
👈 سازمانها به کارمندانی نیاز دارند که مایلاند سخت کار کنند و مسئولیت نتایج کارشان را بپذیرند.
🔻 سطح سوم: تخصص
👈 اعضای گروه برای تأثیرگذاری در مشاغلشان به مهارتهای لازم نیاز دارند و در جهت توسعه فردی خود تلاش می کنند.
🔻 سطح چهارم: ابتکار عمل
👈 انسانهایی مستقل و سختکوش که پویا هستند، منتظر نمیمانند تا آز آنها خواشته شود که کاری انجام دهند و محدود به شرح وظایفشان نیستند.
🔻 سطح پنجم: خلاقیت
👈 انسانهایی که میتوانند از دریچه و چارچوبی متفاوت به مسائل بنگرند و راهحلهای نوین ابداع کنند.
🔻 سطح ششم: جسارت
👈 سرانجام در بالاترین سطح، جسارت قرار دارد؛ اشتیاق برای به چالش کشیدن خود و خطرپذیری برای آرمانی ستودنی.
📚 کتاب #سازمان_انسان_سالار
🔸 نویسندگان: گری همل،میکله زانینین
🔸 مترجم: ابراهیم ایراننژاد
💎 با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
⭕اختتلا لات شخصیتی آدمای «خود شیفته».
همدلی کردن را بلد نیستند
آز آزار دیگران لذت می برند
مسئولیت پذیر نیست.
خودشو بالاتر و برتر از دیگران می بینه
نیاز شدید به توجه دیگران داره
به احساسات و عواطف دیگران هیچ اهمیتی نمیده
عذر خواهی کردن بلد نیست
دیگران رو با تنبیه و سکوت ، آزار میده
همیشه نقش قربانی رو بازی میکنه
همیشه حق بجانب هستند.
از دیگران سواستفاده میکنند.
نیاز دائمی به تحسین و تمجید داره
نسبت به بیماری خود آگاهی نداره
همیشه به فکر منافع خودش هست.
هرگز به اشتباهاتش اعتراف نمی کنه
آدمای خود شیفته به هیچ وجه تغییر نمی کنند
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
همدلی کردن را بلد نیستند
آز آزار دیگران لذت می برند
مسئولیت پذیر نیست.
خودشو بالاتر و برتر از دیگران می بینه
نیاز شدید به توجه دیگران داره
به احساسات و عواطف دیگران هیچ اهمیتی نمیده
عذر خواهی کردن بلد نیست
دیگران رو با تنبیه و سکوت ، آزار میده
همیشه نقش قربانی رو بازی میکنه
همیشه حق بجانب هستند.
از دیگران سواستفاده میکنند.
نیاز دائمی به تحسین و تمجید داره
نسبت به بیماری خود آگاهی نداره
همیشه به فکر منافع خودش هست.
هرگز به اشتباهاتش اعتراف نمی کنه
آدمای خود شیفته به هیچ وجه تغییر نمی کنند
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
مهربان باش و بخشنده
اما همه چیزت را نبخش!
خوب است کمی دست نیافتنی باشی،
و ناخوانده برای دیگران!
بگذار همیشه به دنبال کشف تو باشند،
و حضورت برایشان گرانقدر باشد...
درود
صبحتان دل انگیزوشاد ومفرح...
🌺🌺🍀🍀🍁🍁🌱🌱💋💋🌿🌿
💎 با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
اما همه چیزت را نبخش!
خوب است کمی دست نیافتنی باشی،
و ناخوانده برای دیگران!
بگذار همیشه به دنبال کشف تو باشند،
و حضورت برایشان گرانقدر باشد...
درود
صبحتان دل انگیزوشاد ومفرح...
🌺🌺🍀🍀🍁🍁🌱🌱💋💋🌿🌿
💎 با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔴 اگر آدمی با اختلالات شخصیتی « خود شیفته» در مسند مدیریت یک سازمان قرار بگیرند، چه مشکلات و پیامدهایی میتونه در اون سازمان بوجود بیاید ؟
🔺مدیرانی که مبتلا به اختلال شخصیت خودشیفته (NPD) هستند، میتوانند چالشهای جدی فردی و سازمانی ایجاد کنند. این اختلال با ویژگیهایی مانند خودبزرگ بینی افراطی، نیاز مفرط به تحسین، فقدان همدلی، و تمایل به سوءاستفاده از دیگران شناخته میشود . در زیر پیامدهای این سبک مدیریتی به تفصیل بررسی شده است:
🔴 ۱. مشکلات فردی و بینفردی
- فقدان همدلی و ارتباطات سمی:
مدیران خودشیفته اغلب نمیتوانند نیازها یا احساسات کارمندان را درک کنند. این موضوع منجر به ارتباطات یکطرفه، نادیده گرفتن بازخوردها، و ایجاد محیطی سرشار از بیاعتمادی میشود. برای مثال، آنها ممکن است انتقاد را بهعنوان تهدیدی برای تصویر ایدهآل خود تلقی کرده و با پرخاشگری یا تحقیر پاسخ دهند .
- مثال: کارمندان ممکن است از ترس توبیخ یا اخراج، ایدههای خود را مطرح نکنند، که این امر نوآوری را در سازمان کاهش میدهد.
🔺- سوءاستفاده از قدرت:
این مدیران از موقعیت خود برای منافع
🟣ادامه مطلب در کانال 👇
💎 مدیران شایسته
🆔@Competentmanagers
🔺مدیرانی که مبتلا به اختلال شخصیت خودشیفته (NPD) هستند، میتوانند چالشهای جدی فردی و سازمانی ایجاد کنند. این اختلال با ویژگیهایی مانند خودبزرگ بینی افراطی، نیاز مفرط به تحسین، فقدان همدلی، و تمایل به سوءاستفاده از دیگران شناخته میشود . در زیر پیامدهای این سبک مدیریتی به تفصیل بررسی شده است:
🔴 ۱. مشکلات فردی و بینفردی
- فقدان همدلی و ارتباطات سمی:
مدیران خودشیفته اغلب نمیتوانند نیازها یا احساسات کارمندان را درک کنند. این موضوع منجر به ارتباطات یکطرفه، نادیده گرفتن بازخوردها، و ایجاد محیطی سرشار از بیاعتمادی میشود. برای مثال، آنها ممکن است انتقاد را بهعنوان تهدیدی برای تصویر ایدهآل خود تلقی کرده و با پرخاشگری یا تحقیر پاسخ دهند .
- مثال: کارمندان ممکن است از ترس توبیخ یا اخراج، ایدههای خود را مطرح نکنند، که این امر نوآوری را در سازمان کاهش میدهد.
🔺- سوءاستفاده از قدرت:
این مدیران از موقعیت خود برای منافع
🟣ادامه مطلب در کانال 👇
💎 مدیران شایسته
🆔@Competentmanagers
🔴 اگر آدمی با اختلالات شخصیتی « خود شیفته» در مسند مدیریت یک سازمان قرار بگیرند، چه مشکلات و پیامدهایی میتونه در اون سازمان بوجود بیاید ؟
🔺مدیرانی که مبتلا به اختلال شخصیت خودشیفته (NPD) هستند، میتوانند چالشهای جدی فردی و سازمانی ایجاد کنند. این اختلال با ویژگیهایی مانند خودبزرگ بینی افراطی، نیاز مفرط به تحسین، فقدان همدلی، و تمایل به سوءاستفاده از دیگران شناخته میشود . در زیر پیامدهای این سبک مدیریتی به تفصیل بررسی شده است:
🔴 ۱. مشکلات فردی و بین فردی
🔺- فقدان همدلی و ارتباطات سمی:
مدیران خودشیفته اغلب نمیتوانند نیازها یا احساسات کارمندان را درک کنند. این موضوع منجر به ارتباطات یکطرفه، نادیده گرفتن بازخوردها، و ایجاد محیطی سرشار از بیاعتمادی میشود. برای مثال، آنها ممکن است انتقاد را بهعنوان تهدیدی برای تصویر ایدهآل خود تلقی کرده و با پرخاشگری یا تحقیر پاسخ دهند .
- مثال: کارمندان ممکن است از ترس توبیخ یا اخراج، ایدههای خود را مطرح نکنند، که این امر نوآوری را در سازمان کاهش میدهد.
🔺- سوءاستفاده از قدرت:
این مدیران ممکن است از موقعیت خود برای تحقق اهداف شخصی استفاده کنند، مانند انتصاب افراد مطیع یا تنبیه کسانی که با آنها مخالفت میکنند. این رفتارها باعث ایجاد فرهنگ "چاپلوسی" و رقابت ناسالم در تیم میشود .
🔺- تزلزل عزت نفس کارمندان:
رفتارهای تحقیرآمیز یا بیاعتنایی به دستاوردهای دیگران میتواند منجر به کاهش رضایت شغلی، افزایش استرس، و حتی افسردگی در کارکنان شود .
🔴 ۲. چالشهای سازمانی
🔺- تصمیمگیری پرخطر و غیرمنطقی:
مدیران خودشیفته تمایل به تصمیمات نمایشی دارند که بیشتر برای جلب توجه یا اثبات برتری خود طراحی شدهاند تا منافع سازمان. این تصمیمات ممکن است بدون تحلیل ریسک یا مشورت با متخصصان گرفته شوند و سازمان را در معرض شکست مالی یا اعتباری قرار دهند .
- مثال: سرمایهگذاری در پروژههای پرزرق و برق اما غیر سودآور صرفاً برای افزایش شهرت شخصی مدیر.
🔺- تخریب کار تیمی:
تمرکز این مدیران بر فردیت و نیاز به تحسین، همکاری بین اعضای تیم را تضعیف میکند. آنها ممکن است موفقیتهای جمعی را به نام خود ثبت کنند یا اختلافات بین کارمندان را تشدید کنند تا کنترل بیشتری اعمال کنند .
🔺- افزایش جابجایی نیروها:
محیط کار سمی ناشی از مدیریت خودشیفته میتواند منجر به استعفای کارکنان کلیدی شود. مطالعات نشان میدهند که نرخ جابجایی در سازمانهای با چنین مدیرانی تا ۳۰٪ بیشتر از متوسط صنعت است .
🔺- کاهش بهره وری:
تمرکز مدیر بر ظواهر (مانند گزارشهای تحسینبرانگیز) به جای نتایج واقعی، ممکن است باعث شود کارمندان زمان خود را صرف فعالیتهای بیثمر (مثل جلسات نمایشی) کنند و از اهداف اصلی سازمان دور بمانند .
🔴 ۳. پیامدهای بلندمدت برای سازمان
🔺- تخریب فرهنگ سازمانی:
ارزشهایی مانند صداقت، همکاری، و احترام جای خود را به ترس، رقابت ناسالم، و بیاعتمادی میدهند. این تغییر فرهنگ، جذب استعدادهای جدید را دشوار میکند .
🔺- آسیب به برند سازمان:
رفتارهای غیراخلاقی مدیر (مانند دروغگویی یا سوءاستفاده از منابع) میتواند اعتبار سازمان را در بازار و بین مشتریان تخریب کند .
🔺- هزینه های قانونی:
تصمیمات یکجانبه یا تبعیضآمیز ممکن است سازمان را در معرض شکایتهای کارمندان یا نهادهای نظارتی قرار دهد .
🔴 ۴. راهکارهای مقابله
🔺- تعیین مرزهای شفاف:
ایجاد سیاستهای سازمانی محکم برای گزارشدهی رفتارهای سوءاستفادهگرانه و حمایت از کارمندان در بیان نگرانیها .
🔺- آموزش رهبری:
برگزاری کارگاههای آموزشی برای افزایش آگاهی مدیران درباره تأثیر اختلالات شخصیت بر تصمیمگیری و ارتباطات .
🔺- مداخله منابع انسانی:
در موارد حاد، ممکن است نیاز به انتقال مدیر به نقشهای غیرمدیریتی یا اخراج او باشد تا از آسیب بیشتر به سازمان جلوگیری شود .
🔺نتیجه گیری
مدیریت خودشیفته نه تنها به روابط بین فردی در سازمان آسیب میزند، بلکه پایه های سازمانی مانند اعتماد، نوآوری، و ثبات مالی را تهدید میکند. شناخت علائم اولیه (مانند خودمحوری و عدم پذیرش انتقاد) و اتخاذ اقدامات پیشگیرانه، کلید کاهش این ریسکهاست. سازمانها باید سیاستهایی برای ارزیابی سلامت روانی مدیران در سطوح عالی تدوین کنند تا از تکرار چنین سناریوهایی جلوگیری شود .
💎 با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔺مدیرانی که مبتلا به اختلال شخصیت خودشیفته (NPD) هستند، میتوانند چالشهای جدی فردی و سازمانی ایجاد کنند. این اختلال با ویژگیهایی مانند خودبزرگ بینی افراطی، نیاز مفرط به تحسین، فقدان همدلی، و تمایل به سوءاستفاده از دیگران شناخته میشود . در زیر پیامدهای این سبک مدیریتی به تفصیل بررسی شده است:
🔴 ۱. مشکلات فردی و بین فردی
🔺- فقدان همدلی و ارتباطات سمی:
مدیران خودشیفته اغلب نمیتوانند نیازها یا احساسات کارمندان را درک کنند. این موضوع منجر به ارتباطات یکطرفه، نادیده گرفتن بازخوردها، و ایجاد محیطی سرشار از بیاعتمادی میشود. برای مثال، آنها ممکن است انتقاد را بهعنوان تهدیدی برای تصویر ایدهآل خود تلقی کرده و با پرخاشگری یا تحقیر پاسخ دهند .
- مثال: کارمندان ممکن است از ترس توبیخ یا اخراج، ایدههای خود را مطرح نکنند، که این امر نوآوری را در سازمان کاهش میدهد.
🔺- سوءاستفاده از قدرت:
این مدیران ممکن است از موقعیت خود برای تحقق اهداف شخصی استفاده کنند، مانند انتصاب افراد مطیع یا تنبیه کسانی که با آنها مخالفت میکنند. این رفتارها باعث ایجاد فرهنگ "چاپلوسی" و رقابت ناسالم در تیم میشود .
🔺- تزلزل عزت نفس کارمندان:
رفتارهای تحقیرآمیز یا بیاعتنایی به دستاوردهای دیگران میتواند منجر به کاهش رضایت شغلی، افزایش استرس، و حتی افسردگی در کارکنان شود .
🔴 ۲. چالشهای سازمانی
🔺- تصمیمگیری پرخطر و غیرمنطقی:
مدیران خودشیفته تمایل به تصمیمات نمایشی دارند که بیشتر برای جلب توجه یا اثبات برتری خود طراحی شدهاند تا منافع سازمان. این تصمیمات ممکن است بدون تحلیل ریسک یا مشورت با متخصصان گرفته شوند و سازمان را در معرض شکست مالی یا اعتباری قرار دهند .
- مثال: سرمایهگذاری در پروژههای پرزرق و برق اما غیر سودآور صرفاً برای افزایش شهرت شخصی مدیر.
🔺- تخریب کار تیمی:
تمرکز این مدیران بر فردیت و نیاز به تحسین، همکاری بین اعضای تیم را تضعیف میکند. آنها ممکن است موفقیتهای جمعی را به نام خود ثبت کنند یا اختلافات بین کارمندان را تشدید کنند تا کنترل بیشتری اعمال کنند .
🔺- افزایش جابجایی نیروها:
محیط کار سمی ناشی از مدیریت خودشیفته میتواند منجر به استعفای کارکنان کلیدی شود. مطالعات نشان میدهند که نرخ جابجایی در سازمانهای با چنین مدیرانی تا ۳۰٪ بیشتر از متوسط صنعت است .
🔺- کاهش بهره وری:
تمرکز مدیر بر ظواهر (مانند گزارشهای تحسینبرانگیز) به جای نتایج واقعی، ممکن است باعث شود کارمندان زمان خود را صرف فعالیتهای بیثمر (مثل جلسات نمایشی) کنند و از اهداف اصلی سازمان دور بمانند .
🔴 ۳. پیامدهای بلندمدت برای سازمان
🔺- تخریب فرهنگ سازمانی:
ارزشهایی مانند صداقت، همکاری، و احترام جای خود را به ترس، رقابت ناسالم، و بیاعتمادی میدهند. این تغییر فرهنگ، جذب استعدادهای جدید را دشوار میکند .
🔺- آسیب به برند سازمان:
رفتارهای غیراخلاقی مدیر (مانند دروغگویی یا سوءاستفاده از منابع) میتواند اعتبار سازمان را در بازار و بین مشتریان تخریب کند .
🔺- هزینه های قانونی:
تصمیمات یکجانبه یا تبعیضآمیز ممکن است سازمان را در معرض شکایتهای کارمندان یا نهادهای نظارتی قرار دهد .
🔴 ۴. راهکارهای مقابله
🔺- تعیین مرزهای شفاف:
ایجاد سیاستهای سازمانی محکم برای گزارشدهی رفتارهای سوءاستفادهگرانه و حمایت از کارمندان در بیان نگرانیها .
🔺- آموزش رهبری:
برگزاری کارگاههای آموزشی برای افزایش آگاهی مدیران درباره تأثیر اختلالات شخصیت بر تصمیمگیری و ارتباطات .
🔺- مداخله منابع انسانی:
در موارد حاد، ممکن است نیاز به انتقال مدیر به نقشهای غیرمدیریتی یا اخراج او باشد تا از آسیب بیشتر به سازمان جلوگیری شود .
🔺نتیجه گیری
مدیریت خودشیفته نه تنها به روابط بین فردی در سازمان آسیب میزند، بلکه پایه های سازمانی مانند اعتماد، نوآوری، و ثبات مالی را تهدید میکند. شناخت علائم اولیه (مانند خودمحوری و عدم پذیرش انتقاد) و اتخاذ اقدامات پیشگیرانه، کلید کاهش این ریسکهاست. سازمانها باید سیاستهایی برای ارزیابی سلامت روانی مدیران در سطوح عالی تدوین کنند تا از تکرار چنین سناریوهایی جلوگیری شود .
💎 با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔴 شخصیت خودشیفته و چگونگی برخورد با آن را بشناسیم
♈️در فرهنگ مردمی، شخص خودشیفته به عنوان فردی دیده میشود که عاشق خودش است و خودش را ایدهآل میداند. خودشیفتهها معتقدند که بیش از حد منحصربهفرد هستند و کسی نمیتواند آنها را درک کند. آنها فکر میکنند بهقدری خوب هستند که باید مورد تحسین دیگران قرار گیرند.
اختلال شخصیت خودشیفتگی بسیار رایج نیست، اما حقیقت این است که همه ما دارای برخی از صفات آن هستیم.
🔰 صفات خودشیفتگی عبارتاند از:
♈️آنها نیاز جدی به تحسین و اعتبار دارند و فکر میکنند برای درک دیگران بیشازحد خاص و منحصر به فرد هستند.
♈️آنها احساس میکنند نسبت به دیگران برترند و فکر میکنند دستاوردهای بیشتری دارند و خیلی بیشتر از دیگران میدانند.
♈️آنها آسیبپذیر بودن خود را نشان نمیدهند. آنها از آنچه دیگران در موردشان فکر میکنند میترسند و میخواهند در هر شرایطی برتر باقی بمانند.
♈️آنها تمایلی به درک یا شناسایی احساسات و نیازهای دیگران ندارند. میخواهند مرکز توجه باشند و معتقدند نشان دادن احساسات نشانهای از ضعف است.
♈️آنها کنترلگر ماهری هستند و از لحاظ عاطفی دیگران را مورد سوءاستفاده قرار میدهند.
🔰 آیا افراد خودشیفته میدانند که خودشیفته هستند و آیا از این امر راضیاند؟
♈️این افراد به احساسات دیگران، اهمیت نمیدهند و از وجود سرد خود لذت میبرند. افراد خودشیفته نمیخواهند تغییر کنند. با استفاده از این روش، آنها کنترل کامل بر زندگی خود دارند.
🔰 آیا افراد خودشیفته درست و غلط را تشخیص میدهند؟
♈️افراد خودشیفته تفاوت بین درست و غلط را میدانند، زیرا علت و معلول را درک میکنند. هیچ «وجدان گناهکاری» وجود ندارد و آنها علائم «بی احترامی به هنجارهای اجتماعی» را از خود نشان میدهند؛ درعینحال به عنوان «فردی خون سرد» جلوه میکنند.
🔰 چرا افراد خود شیفته می شوند؟
♈️ریشهی شخصیت خودشیفته مقاومت قوی در برابر آسیبپذیر بودن با هر کسی است. افراد خودشیفته همیشه مضطرب هستند، زیرا احساساتشان بسیار زیاد است و به تفکر دیگران نسبت به خودشان خیلی اهمیت میدهند. ناسازگاری آسیبپذیری، ریشهی شخصیت خودشیفتگی است.
♈️شخصیت خودشیفتگی میتواند نتیجه گذشته یک فرد باشد. افراد خودشیفته مدام به دنبال تأیید دیگران هستند، چرا که در گذشته احساس ارزش نمیکردند یا به عنوان یکی از ارزشمندترین و منحصربهفردترین افراد در جهان با آنها رفتار میشده است.
🔰 چگونه با خودشیفتگی مقابله کنیم؟
♈️اگر فرد نزدیک به شما فردی خودشیفته است، تفاوتها را بپذیرید.
♈️سعی نکنید آنها را تغییر دهید بلکه بر نیازهای خود تمرکز کنید.
درک کنید که افراد خودشیفته در مقابل تغییر کردن مقاومت میکنند. تلاش کنید تا بیشتر بر احساسات خود و آنچه میخواهید باشید تمرکز کنید.
♈️این واقعیت را به رسمیت بشناسید که رفتار آنها ناشی از ناامنیهایشان است. افراد خودشیفته در درونشان بسیار آسیبپذیر هستند، آنها دیگران را زیر سؤال میبرند؛ زیرا اینگونه میتوانند حس بهتری نسبت به خودشان داشته باشند.
♈️به جای اینکه از آنها بپرسید دیگران چه احساسی دارند، از آنها بپرسید دیگران چه فکر میکنند. افراد خودشیفته احساس گناه نمیکنند، اما آنها به آنچه دیگران در موردشان فکر میکنند اهمیت میدهند.
♈️سعی نکنید تأیید فرد خود شیفته را به دست بیاورید، سعی کنید از آنچه فکر میکنید درست است دفاع کنید و به نظر یک فرد خودشیفته در مورد خودتان توجهی نکنید.
♈️اگر یک فرد خود شیفته به شما آسیب می رساند، از آنها دوری کنید.
♈️مرزی تنظیم کنید و همیشه آن را نگه دارید. آماده باشید که مرزی که برای خود در ارتباط با آنها تعیین کردهاید، توسط این افراد به چالش کشیده شود. به عنوان مثال، اگر تصمیم گرفتید ارتباط خود را با آنها قطع کنید، به احتمال زیاد برای صحبت با شما خواهند آمد.
♈️یاد بگیرید که به موقع از آن ها دور شوید. وقتی یک فرد خودشیفته باعث میشود احساس ناخوشایندی داشته باشید، باید به اندازه کافی به خودتان احترام بگذارید و از آنها دور شوید.
🌸کانال مدیران شایسته
🌹@Competentmanagers
♈️در فرهنگ مردمی، شخص خودشیفته به عنوان فردی دیده میشود که عاشق خودش است و خودش را ایدهآل میداند. خودشیفتهها معتقدند که بیش از حد منحصربهفرد هستند و کسی نمیتواند آنها را درک کند. آنها فکر میکنند بهقدری خوب هستند که باید مورد تحسین دیگران قرار گیرند.
اختلال شخصیت خودشیفتگی بسیار رایج نیست، اما حقیقت این است که همه ما دارای برخی از صفات آن هستیم.
🔰 صفات خودشیفتگی عبارتاند از:
♈️آنها نیاز جدی به تحسین و اعتبار دارند و فکر میکنند برای درک دیگران بیشازحد خاص و منحصر به فرد هستند.
♈️آنها احساس میکنند نسبت به دیگران برترند و فکر میکنند دستاوردهای بیشتری دارند و خیلی بیشتر از دیگران میدانند.
♈️آنها آسیبپذیر بودن خود را نشان نمیدهند. آنها از آنچه دیگران در موردشان فکر میکنند میترسند و میخواهند در هر شرایطی برتر باقی بمانند.
♈️آنها تمایلی به درک یا شناسایی احساسات و نیازهای دیگران ندارند. میخواهند مرکز توجه باشند و معتقدند نشان دادن احساسات نشانهای از ضعف است.
♈️آنها کنترلگر ماهری هستند و از لحاظ عاطفی دیگران را مورد سوءاستفاده قرار میدهند.
🔰 آیا افراد خودشیفته میدانند که خودشیفته هستند و آیا از این امر راضیاند؟
♈️این افراد به احساسات دیگران، اهمیت نمیدهند و از وجود سرد خود لذت میبرند. افراد خودشیفته نمیخواهند تغییر کنند. با استفاده از این روش، آنها کنترل کامل بر زندگی خود دارند.
🔰 آیا افراد خودشیفته درست و غلط را تشخیص میدهند؟
♈️افراد خودشیفته تفاوت بین درست و غلط را میدانند، زیرا علت و معلول را درک میکنند. هیچ «وجدان گناهکاری» وجود ندارد و آنها علائم «بی احترامی به هنجارهای اجتماعی» را از خود نشان میدهند؛ درعینحال به عنوان «فردی خون سرد» جلوه میکنند.
🔰 چرا افراد خود شیفته می شوند؟
♈️ریشهی شخصیت خودشیفته مقاومت قوی در برابر آسیبپذیر بودن با هر کسی است. افراد خودشیفته همیشه مضطرب هستند، زیرا احساساتشان بسیار زیاد است و به تفکر دیگران نسبت به خودشان خیلی اهمیت میدهند. ناسازگاری آسیبپذیری، ریشهی شخصیت خودشیفتگی است.
♈️شخصیت خودشیفتگی میتواند نتیجه گذشته یک فرد باشد. افراد خودشیفته مدام به دنبال تأیید دیگران هستند، چرا که در گذشته احساس ارزش نمیکردند یا به عنوان یکی از ارزشمندترین و منحصربهفردترین افراد در جهان با آنها رفتار میشده است.
🔰 چگونه با خودشیفتگی مقابله کنیم؟
♈️اگر فرد نزدیک به شما فردی خودشیفته است، تفاوتها را بپذیرید.
♈️سعی نکنید آنها را تغییر دهید بلکه بر نیازهای خود تمرکز کنید.
درک کنید که افراد خودشیفته در مقابل تغییر کردن مقاومت میکنند. تلاش کنید تا بیشتر بر احساسات خود و آنچه میخواهید باشید تمرکز کنید.
♈️این واقعیت را به رسمیت بشناسید که رفتار آنها ناشی از ناامنیهایشان است. افراد خودشیفته در درونشان بسیار آسیبپذیر هستند، آنها دیگران را زیر سؤال میبرند؛ زیرا اینگونه میتوانند حس بهتری نسبت به خودشان داشته باشند.
♈️به جای اینکه از آنها بپرسید دیگران چه احساسی دارند، از آنها بپرسید دیگران چه فکر میکنند. افراد خودشیفته احساس گناه نمیکنند، اما آنها به آنچه دیگران در موردشان فکر میکنند اهمیت میدهند.
♈️سعی نکنید تأیید فرد خود شیفته را به دست بیاورید، سعی کنید از آنچه فکر میکنید درست است دفاع کنید و به نظر یک فرد خودشیفته در مورد خودتان توجهی نکنید.
♈️اگر یک فرد خود شیفته به شما آسیب می رساند، از آنها دوری کنید.
♈️مرزی تنظیم کنید و همیشه آن را نگه دارید. آماده باشید که مرزی که برای خود در ارتباط با آنها تعیین کردهاید، توسط این افراد به چالش کشیده شود. به عنوان مثال، اگر تصمیم گرفتید ارتباط خود را با آنها قطع کنید، به احتمال زیاد برای صحبت با شما خواهند آمد.
♈️یاد بگیرید که به موقع از آن ها دور شوید. وقتی یک فرد خودشیفته باعث میشود احساس ناخوشایندی داشته باشید، باید به اندازه کافی به خودتان احترام بگذارید و از آنها دور شوید.
🌸کانال مدیران شایسته
🌹@Competentmanagers
🟪مقایسه مدیری که دارای عزت نفس است با مدیری که خودشیفته است.( راز موفقیت یا سقوط مدیریت)
🖊دکتر حسن بودلایی
نشر: گاهنامه مدیر
■تصور کنید دو مدیر در سازمان شما وجود دارند:
• یکی با عزت نفس بالا که ضعفهای خود را میپذیرد و به دیگران احترام میگذارد.
• دیگری خودشیفته که همیشه به دنبال اثبات برتری خودش است و انتقادات را تهدیدی علیه خود میداند.
□تفاوت این دو میتواند سرنوشت تیم شما را رقم بزند. در ادامه، با نگاهی به یک موقعیت مدیریتی و نحوه برخورد این دو سبک مدیریتی، به عمق تفاوتها میپردازیم.
●ماجرای تیم فروش: برخورد دو سبک مدیریت
▪︎چالش: تیم فروش در ماه گذشته عملکرد ضعیفی داشته است. جلسهای برای بررسی و اصلاح این شرایط برگزار میشود.
• مدیر خودشیفته:
«من فکر میکنم سادهترین راه اینه که یکی از اعضای ضعیف تیم رو اخراج کنیم. این باعث میشه بقیه بفهمن که اشتباه جایی نداره.»
• مدیر با عزت نفس:
«اخراج همیشه آخرین راهحل باید باشه. بیایید بررسی کنیم که مشکل اصلی کجاست. آیا آموزش کافی بوده؟ آیا منابع لازم در اختیار تیم قرار گرفته؟ حل مشکل از ریشه، نتیجه بهتری داره.»
• مدیر خودشیفته:
«ما نیازی به این همه جلسه و بحث نداریم. من میدونم چی درسته. کارمندان فقط باید گوش بدن و اجرا کنن.»
• مدیر با عزت نفس:
«جلسات تیمی میتونه فضایی برای شفافسازی و همفکری باشه. وقتی تیم احساس کنه که نظراتش شنیده میشه، انگیزه و تعهدش بیشتر میشه.»
• مدیر خودشیفته:
«انتقادها فقط وقت تلف کردنه. کسی که از من انتقاد کنه، فقط حسودیه. چرا باید به این حرفها اهمیت بدیم؟»
• مدیر با عزت نفس:
«انتقاد سازنده بهترین ابزار برای رشد و یادگیریه. اگر کسی انتقادی داره، بهش گوش بدیم. این نشوندهنده قدرت شخصی و حرفهای ماست.»
□نتیجه تفاوتها: تأثیر سبک مدیریت بر تیم
▪︎خودشیفتگی:
• ایجاد محیطی پرتنش و ناامن
• کاهش اعتماد به نفس کارکنان
• افزایش نرخ خروج کارمندان
▪︎عزت نفس:
• تقویت همکاری و همدلی در تیم
• افزایش انگیزه و تعهد کارکنان
• رشد و پیشرفت پایدار سازمان
●راهکارهایی برای رهبری با عزت نفس:
• پذیرای انتقاد باشید: انتقادات را فرصتی برای یادگیری و بهبود ببینید.
• به اشتباهات بهعنوان فرصت نگاه کنید: از اشتباهات کارکنان برای تقویت مهارتهایشان استفاده کنید.
• برقراری ارتباط شفاف: فضایی ایجاد کنید که کارکنان بدون ترس نظراتشان را بیان کنند.
• تمرکز بر تقویت تیم: به جای برتریجویی، تیم را به سمت موفقیت هدایت کنید.
○جمعبندی:
مدیریت موفق بر پایه عزت نفس ساخته میشود، نه خودشیفتگی. مدیران با عزت نفس میتوانند الهامبخش تیمهای قوی، باانگیزه و موفق باشند، در حالی که مدیران خودشیفته، فضای سازمان را به محیطی پرتنش و ناامن تبدیل میکنند.
▪︎آیا شما رهبری با عزت نفس هستید؟ یا هنوز در دام خودشیفتگی گرفتارید؟
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🖊دکتر حسن بودلایی
نشر: گاهنامه مدیر
■تصور کنید دو مدیر در سازمان شما وجود دارند:
• یکی با عزت نفس بالا که ضعفهای خود را میپذیرد و به دیگران احترام میگذارد.
• دیگری خودشیفته که همیشه به دنبال اثبات برتری خودش است و انتقادات را تهدیدی علیه خود میداند.
□تفاوت این دو میتواند سرنوشت تیم شما را رقم بزند. در ادامه، با نگاهی به یک موقعیت مدیریتی و نحوه برخورد این دو سبک مدیریتی، به عمق تفاوتها میپردازیم.
●ماجرای تیم فروش: برخورد دو سبک مدیریت
▪︎چالش: تیم فروش در ماه گذشته عملکرد ضعیفی داشته است. جلسهای برای بررسی و اصلاح این شرایط برگزار میشود.
• مدیر خودشیفته:
«من فکر میکنم سادهترین راه اینه که یکی از اعضای ضعیف تیم رو اخراج کنیم. این باعث میشه بقیه بفهمن که اشتباه جایی نداره.»
• مدیر با عزت نفس:
«اخراج همیشه آخرین راهحل باید باشه. بیایید بررسی کنیم که مشکل اصلی کجاست. آیا آموزش کافی بوده؟ آیا منابع لازم در اختیار تیم قرار گرفته؟ حل مشکل از ریشه، نتیجه بهتری داره.»
• مدیر خودشیفته:
«ما نیازی به این همه جلسه و بحث نداریم. من میدونم چی درسته. کارمندان فقط باید گوش بدن و اجرا کنن.»
• مدیر با عزت نفس:
«جلسات تیمی میتونه فضایی برای شفافسازی و همفکری باشه. وقتی تیم احساس کنه که نظراتش شنیده میشه، انگیزه و تعهدش بیشتر میشه.»
• مدیر خودشیفته:
«انتقادها فقط وقت تلف کردنه. کسی که از من انتقاد کنه، فقط حسودیه. چرا باید به این حرفها اهمیت بدیم؟»
• مدیر با عزت نفس:
«انتقاد سازنده بهترین ابزار برای رشد و یادگیریه. اگر کسی انتقادی داره، بهش گوش بدیم. این نشوندهنده قدرت شخصی و حرفهای ماست.»
□نتیجه تفاوتها: تأثیر سبک مدیریت بر تیم
▪︎خودشیفتگی:
• ایجاد محیطی پرتنش و ناامن
• کاهش اعتماد به نفس کارکنان
• افزایش نرخ خروج کارمندان
▪︎عزت نفس:
• تقویت همکاری و همدلی در تیم
• افزایش انگیزه و تعهد کارکنان
• رشد و پیشرفت پایدار سازمان
●راهکارهایی برای رهبری با عزت نفس:
• پذیرای انتقاد باشید: انتقادات را فرصتی برای یادگیری و بهبود ببینید.
• به اشتباهات بهعنوان فرصت نگاه کنید: از اشتباهات کارکنان برای تقویت مهارتهایشان استفاده کنید.
• برقراری ارتباط شفاف: فضایی ایجاد کنید که کارکنان بدون ترس نظراتشان را بیان کنند.
• تمرکز بر تقویت تیم: به جای برتریجویی، تیم را به سمت موفقیت هدایت کنید.
○جمعبندی:
مدیریت موفق بر پایه عزت نفس ساخته میشود، نه خودشیفتگی. مدیران با عزت نفس میتوانند الهامبخش تیمهای قوی، باانگیزه و موفق باشند، در حالی که مدیران خودشیفته، فضای سازمان را به محیطی پرتنش و ناامن تبدیل میکنند.
▪︎آیا شما رهبری با عزت نفس هستید؟ یا هنوز در دام خودشیفتگی گرفتارید؟
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌺🌺 سلام صبحتون بخیر
*خدایا نه من آنم که ز فیض نگهت چشم بپوشم*
*نه تو آنی که پناهنده بدر گاه خودت را ننوازی به نگاهی*
*در اگر باز نگردد نروم باز به جایی*
*کس به غیر از تو نخواهم چه بخواهی چه نخواهی*
*باز کن در که جز این خانه مرا نیست پناهی*
درود
پگاهتان نیک و روزتان نک
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
*خدایا نه من آنم که ز فیض نگهت چشم بپوشم*
*نه تو آنی که پناهنده بدر گاه خودت را ننوازی به نگاهی*
*در اگر باز نگردد نروم باز به جایی*
*کس به غیر از تو نخواهم چه بخواهی چه نخواهی*
*باز کن در که جز این خانه مرا نیست پناهی*
درود
پگاهتان نیک و روزتان نک
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🛡رهبر باشید: چگونه افراد را بدون توهین یا برانگیختن خشم تغییر دهیم
ℹ️بر اساس کتاب «چگونه دوستان را بدست آوریم و بر دیگران تاثیرگذار باشیم» اثر دِیل کارنگی
🟣با تمجید و قدردانی صادقانه شروع کنید.
🟣به اشتباهات مردم به طور غیر مستقیم توجه کنید.
🟣قبل از انتقاد از طرف مقابل در مورد اشتباهات خود صحبت کنید.
🟣به جای دستور مستقیم سوال بپرسید.
🟣اجازه دهید طرف مقابل چهره خود را حفظ کند.
🟣کوچکترین پیشرفت را تحسین کنید و هر پیشرفتی را تحسین کنید. «در تأیید خود صمیمانه باشید و در ستایش خود اسراف کنید».
🟣به طرف مقابل شهرت خوبی بدهید تا به آن زندگی کند.
🟣از تشویق استفاده کنید. تصحیح عیب آسان به نظر برسد.
🟣طرف مقابل را از انجام کاری که شما پیشنهاد می کنید خوشحال کنید.
💎 با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
ℹ️بر اساس کتاب «چگونه دوستان را بدست آوریم و بر دیگران تاثیرگذار باشیم» اثر دِیل کارنگی
🟣با تمجید و قدردانی صادقانه شروع کنید.
🟣به اشتباهات مردم به طور غیر مستقیم توجه کنید.
🟣قبل از انتقاد از طرف مقابل در مورد اشتباهات خود صحبت کنید.
🟣به جای دستور مستقیم سوال بپرسید.
🟣اجازه دهید طرف مقابل چهره خود را حفظ کند.
🟣کوچکترین پیشرفت را تحسین کنید و هر پیشرفتی را تحسین کنید. «در تأیید خود صمیمانه باشید و در ستایش خود اسراف کنید».
🟣به طرف مقابل شهرت خوبی بدهید تا به آن زندگی کند.
🟣از تشویق استفاده کنید. تصحیح عیب آسان به نظر برسد.
🟣طرف مقابل را از انجام کاری که شما پیشنهاد می کنید خوشحال کنید.
💎 با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🤩 اهمیت سر زدن و نشست با اعضای تیم تحت رهبری
🔸هاروارد بیزینس ریویو در مقالهای با عنوان «بازآفرینی مدیریت عملکرد» به تجربه نوین شرکت خدمات دلوئیت (مستقر در نیویورک با عمر ۱۷۰ ساله و درآمد سالیانه بیش از ۳۴ میلیارد دلار و بیش از ۲۱۰ هزار کارمند) پرداخته است؛ تیم هایی در سازمان دارای بهترین عملکرد هستند که رهبران آنها، با هر یک از اعضای تیم به صورت «حداقل هفتگی» نشستهای کوتاه بررسی (Check-in) برگزار کنند.
رهبران این تیمها در این ارتباطات فعالیتهای زیر را انجام میدهند:
1⃣ شفاف کردن انتظاراتی که از فرد طی هفته آتی دارند.
2⃣ تعیین و یا اصلاح اولویتهای کاری
3⃣ بازخورد دادن در مورد فعالیتهای هفتهی گذشته کارمند
4⃣ انتقال اطلاعات جدید و مفید در مورد پروژه به فرد
5⃣ هدایت و مربیگری دلسوزانه و نشان دادن راههای پیشرفت و بهبود عملکرد به فرد.
🔹مسئولان این شرکت تمامی رهبران تیمها را «موظف» به برگزاری «حداقل یک نشست کوتاه» (Check-in) با تیم خود در هر هفته کردهاند و معتقدند در غیر این صورت، ممکن است اولویت کارها فراموش شود و به جای اینکه مکالمهی رهبر و عضو تیم معطوف به آیندهی نزدیک گردد، به بحث در مورد چرایی عملکرد درگذشته توجه شود.
🔹علاوه بر این طبق بررسی کارشناسان این شرکت، هر اندازه که بسامد این نشستهای کوتاه بیشتر باشد، احتمال دلبسته شدن/ماندن فرد به سازمان افزایش خواهد یافت.
🔹در پایان این جمله نیز درسآموز است؛ جمله ای که به نظر میرسد در پاسخ به اعتراض یا دلخوری برخی از رهبران تیم ها (مبنی بر اینکه ما برای انجام فعالیتهای معمول خود نیز وقت نداریم، چرا کار دیگری برای ما میتراشید؟!) عنوان شده باشد: برای [سازمان] ما؛ این نشستهای بررسی و بازخورد، کاری اضافه بر کارهای رهبر تیم نیست؛ بلکه از مهمترین وظایف رهبر تیم، همین است.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔸هاروارد بیزینس ریویو در مقالهای با عنوان «بازآفرینی مدیریت عملکرد» به تجربه نوین شرکت خدمات دلوئیت (مستقر در نیویورک با عمر ۱۷۰ ساله و درآمد سالیانه بیش از ۳۴ میلیارد دلار و بیش از ۲۱۰ هزار کارمند) پرداخته است؛ تیم هایی در سازمان دارای بهترین عملکرد هستند که رهبران آنها، با هر یک از اعضای تیم به صورت «حداقل هفتگی» نشستهای کوتاه بررسی (Check-in) برگزار کنند.
رهبران این تیمها در این ارتباطات فعالیتهای زیر را انجام میدهند:
1⃣ شفاف کردن انتظاراتی که از فرد طی هفته آتی دارند.
2⃣ تعیین و یا اصلاح اولویتهای کاری
3⃣ بازخورد دادن در مورد فعالیتهای هفتهی گذشته کارمند
4⃣ انتقال اطلاعات جدید و مفید در مورد پروژه به فرد
5⃣ هدایت و مربیگری دلسوزانه و نشان دادن راههای پیشرفت و بهبود عملکرد به فرد.
🔹مسئولان این شرکت تمامی رهبران تیمها را «موظف» به برگزاری «حداقل یک نشست کوتاه» (Check-in) با تیم خود در هر هفته کردهاند و معتقدند در غیر این صورت، ممکن است اولویت کارها فراموش شود و به جای اینکه مکالمهی رهبر و عضو تیم معطوف به آیندهی نزدیک گردد، به بحث در مورد چرایی عملکرد درگذشته توجه شود.
🔹علاوه بر این طبق بررسی کارشناسان این شرکت، هر اندازه که بسامد این نشستهای کوتاه بیشتر باشد، احتمال دلبسته شدن/ماندن فرد به سازمان افزایش خواهد یافت.
🔹در پایان این جمله نیز درسآموز است؛ جمله ای که به نظر میرسد در پاسخ به اعتراض یا دلخوری برخی از رهبران تیم ها (مبنی بر اینکه ما برای انجام فعالیتهای معمول خود نیز وقت نداریم، چرا کار دیگری برای ما میتراشید؟!) عنوان شده باشد: برای [سازمان] ما؛ این نشستهای بررسی و بازخورد، کاری اضافه بر کارهای رهبر تیم نیست؛ بلکه از مهمترین وظایف رهبر تیم، همین است.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💔یه چیزایی قابل جبران نیست...
🔺مثل حرمت هایی که شکسته شد..
🔺دل هایی که شکست...
🔺شخصیت هایی که خورد شد...
🔺و اعتمادی که دیگه نموند...
🔺اینا قابل بخشش نیست...
🔺قابل جبران هم نیست...
⭕️این زخمها عمیقتر از آناند که با کلمات یا عذرخواهیها ترمیم شوند.
🔷در دنیای پرآشوب مدیریت، برخی از مدیران سنگدل و ستمگر و بیتوجه به حساب و کتاب خداوند، با کینهای عمیق و بهرهگیری از قدرتی که چند صباحی در سلسله مراتب اداری به دست آوردهاند، به نام منافع فردی یا گروهی، کارمندان و زیر دستان خود را به بهانههای واهی مورد ظلم و ستم خویش قرار میدهند. تا مثلا برتری و تسلط خود را به رخ کارمندان بکشند.
🔷متأسفانه، این مدیران به دلیل افراط در ظلم، چنان دل مرده شده اند، که دیگر هیچ صدای حق و حقیقت را نمی شنوند.
🔷در چنین شرایطی، اگر کارمند بی پناه با دلی شکسته فریاد بزند که «حلالت نمیکنم»، پاسخ او چیزی جز نیشخندی مسخرهآمیز از کبر و غرور ناشی از مست قدرت نیست: «به درک! به جهنم! حلال نکن!»
🔺غافل از اینکه دنیا دار مکافات است؛ روزی خواهد رسید که این ظلمها بازتاب خواهد یافت و عدالت الهی در انتظار آنان خواهد بود.
🆔@Competentmanagers
🔺مثل حرمت هایی که شکسته شد..
🔺دل هایی که شکست...
🔺شخصیت هایی که خورد شد...
🔺و اعتمادی که دیگه نموند...
🔺اینا قابل بخشش نیست...
🔺قابل جبران هم نیست...
⭕️این زخمها عمیقتر از آناند که با کلمات یا عذرخواهیها ترمیم شوند.
🔷در دنیای پرآشوب مدیریت، برخی از مدیران سنگدل و ستمگر و بیتوجه به حساب و کتاب خداوند، با کینهای عمیق و بهرهگیری از قدرتی که چند صباحی در سلسله مراتب اداری به دست آوردهاند، به نام منافع فردی یا گروهی، کارمندان و زیر دستان خود را به بهانههای واهی مورد ظلم و ستم خویش قرار میدهند. تا مثلا برتری و تسلط خود را به رخ کارمندان بکشند.
🔷متأسفانه، این مدیران به دلیل افراط در ظلم، چنان دل مرده شده اند، که دیگر هیچ صدای حق و حقیقت را نمی شنوند.
🔷در چنین شرایطی، اگر کارمند بی پناه با دلی شکسته فریاد بزند که «حلالت نمیکنم»، پاسخ او چیزی جز نیشخندی مسخرهآمیز از کبر و غرور ناشی از مست قدرت نیست: «به درک! به جهنم! حلال نکن!»
🔺غافل از اینکه دنیا دار مکافات است؛ روزی خواهد رسید که این ظلمها بازتاب خواهد یافت و عدالت الهی در انتظار آنان خواهد بود.
🆔@Competentmanagers
💡یک رهبر واقعی، از تیم خود در برابر فرهنگ سمی محافظت میکند!
محیط کار ناسالم میتواند انگیزه، خلاقیت و بهرهوری را نابود کند. اما رهبران قوی همانند یک سپر محکم، تیم خود را از مدیریت خرد، حواسپرتیها، سیاستهای اداری، فرهنگ سرزنش، انتظارات غیرواقعی و هرجومرج ارتباطی حفظ میکنند.
🔺رهبری فقط هدایت تیم نیست، بلکه ایجاد محیطی سالم برای رشد و موفقیت تیم است.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
محیط کار ناسالم میتواند انگیزه، خلاقیت و بهرهوری را نابود کند. اما رهبران قوی همانند یک سپر محکم، تیم خود را از مدیریت خرد، حواسپرتیها، سیاستهای اداری، فرهنگ سرزنش، انتظارات غیرواقعی و هرجومرج ارتباطی حفظ میکنند.
🔺رهبری فقط هدایت تیم نیست، بلکه ایجاد محیطی سالم برای رشد و موفقیت تیم است.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📕سخنان قابل تامل ....
🔰نظام دانشگاهی ما تا حالا نتوانسته مدیران کلان نگر پرورش بدهد ..
.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔰نظام دانشگاهی ما تا حالا نتوانسته مدیران کلان نگر پرورش بدهد ..
.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔰در باب فواید گفتگو
یکی از فواید انکارناپذیر گفتوگو این است که خطاهای شناختی ما را در تفسیر و توجیه رفتار دیگران کاهش میدهد."هایدی مایبام،" نویسنده کتاب "فاصلهها" معتقد است، تفاوتهای اساسیای در اندیشیدن به رفتار خود و اندیشیدن به رفتار دیگران وجود دارند. در فرایند گفتوگو، این تفاوتها، گرچه هیچگاه از بین نمیروند، اما تاحدودی زیادی تعدیل میشوند.
📌وقتی کسی به اعمال و رفتار خودش فکر میکند:
🔸️معمولاً بیشتر به این فکر میکند که چه احساسی را تجربه میکند تا اینکه فکر کند چرا دارد فلان کار را انجام میدهد.
🔸️اعمالش را بیشتر با دلیل توضیح میدهد تا منطقیتر به نظر برسند و کمتر به عوامل خارجی و محیطی اشاره میکند.
🔸️دلایلش را بیشتر در قالب "عقاید" مطرح میکند تا "امیال" تا عقلانیتر بهنظر برسند.
🔸️به عقایدش بیشتر بر مبنای این فکر میکند که راه و رسمِ قطعیِ دنیا همین است تا اینکه آنها را در حکم عقاید شخصی و فکر شده در نظر بگیرد.
🔸️به اعمالش بیشتر از منظرِ قابلیت و مهارت فکر میکند تا برحسب پیامدهای اخلاقی_اجتماعی یا بین فردی آنها
📌وقتی به اعمال و رفتار دیگران فکر میکنیم:
🔸️وقتی کسی به دیگران فکر میکند، معمولاً بیشتر به این فکر میکند که چرا اینگونه عمل میکنند تا اینکه چرا فلان احساسات یا تجربیات را از سر میگذراند.
🔸️ رفتار دیگران را بیشتر بر حسب عوامل بیرونی و علی توضیح میدهد تا براساس دلایل شخصی و فکرشدهای که برای انجام آن اعمال دارند؛
🔸️اعمال دیگران را بر مبنای این توضیح میدهد که چه میخواهند(امیال) نه براساس اینکه چه فکری میکنند(عقاید)
🔸️عقاید دیگران را بیشتر در قالب عقیده شخصی میبیند تا بازتابی صرف از سازوکار کلی دنیا که قطعی به.نظر میآیند.
🔸️به اعمال افراد دیگر بیشتر بر حسب پیامدهای اخلاقی، اجتماعی یا بینفردی شان فکر میکند تا از منظر قابلیت، مهارت یا اثر بخشی آنها
برداشت ازاد از کتاب "فاصلهها،" نوشته هایدی المایبام
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
یکی از فواید انکارناپذیر گفتوگو این است که خطاهای شناختی ما را در تفسیر و توجیه رفتار دیگران کاهش میدهد."هایدی مایبام،" نویسنده کتاب "فاصلهها" معتقد است، تفاوتهای اساسیای در اندیشیدن به رفتار خود و اندیشیدن به رفتار دیگران وجود دارند. در فرایند گفتوگو، این تفاوتها، گرچه هیچگاه از بین نمیروند، اما تاحدودی زیادی تعدیل میشوند.
📌وقتی کسی به اعمال و رفتار خودش فکر میکند:
🔸️معمولاً بیشتر به این فکر میکند که چه احساسی را تجربه میکند تا اینکه فکر کند چرا دارد فلان کار را انجام میدهد.
🔸️اعمالش را بیشتر با دلیل توضیح میدهد تا منطقیتر به نظر برسند و کمتر به عوامل خارجی و محیطی اشاره میکند.
🔸️دلایلش را بیشتر در قالب "عقاید" مطرح میکند تا "امیال" تا عقلانیتر بهنظر برسند.
🔸️به عقایدش بیشتر بر مبنای این فکر میکند که راه و رسمِ قطعیِ دنیا همین است تا اینکه آنها را در حکم عقاید شخصی و فکر شده در نظر بگیرد.
🔸️به اعمالش بیشتر از منظرِ قابلیت و مهارت فکر میکند تا برحسب پیامدهای اخلاقی_اجتماعی یا بین فردی آنها
📌وقتی به اعمال و رفتار دیگران فکر میکنیم:
🔸️وقتی کسی به دیگران فکر میکند، معمولاً بیشتر به این فکر میکند که چرا اینگونه عمل میکنند تا اینکه چرا فلان احساسات یا تجربیات را از سر میگذراند.
🔸️ رفتار دیگران را بیشتر بر حسب عوامل بیرونی و علی توضیح میدهد تا براساس دلایل شخصی و فکرشدهای که برای انجام آن اعمال دارند؛
🔸️اعمال دیگران را بر مبنای این توضیح میدهد که چه میخواهند(امیال) نه براساس اینکه چه فکری میکنند(عقاید)
🔸️عقاید دیگران را بیشتر در قالب عقیده شخصی میبیند تا بازتابی صرف از سازوکار کلی دنیا که قطعی به.نظر میآیند.
🔸️به اعمال افراد دیگر بیشتر بر حسب پیامدهای اخلاقی، اجتماعی یا بینفردی شان فکر میکند تا از منظر قابلیت، مهارت یا اثر بخشی آنها
برداشت ازاد از کتاب "فاصلهها،" نوشته هایدی المایبام
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers