Forwarded from تبریز آنلاین
اطلاعیه ساعت کاری دستگاههای اجرایی
🔹️از روز چهارشنبه اول اسفند، ساعت شروع به کار و خاتمه کلیه دستگاههای اجرایی، طبق روال عادی خواهد بود.
#تبریز_آنلاین
💥@Tabrizonline
🌐 https://eitaa.com/tabrizonline
📱http://instagram.com/online_tabriz
🔹️از روز چهارشنبه اول اسفند، ساعت شروع به کار و خاتمه کلیه دستگاههای اجرایی، طبق روال عادی خواهد بود.
#تبریز_آنلاین
💥@Tabrizonline
🌐 https://eitaa.com/tabrizonline
📱http://instagram.com/online_tabriz
Forwarded from (Competent Managers) مدیران شایسته (Mh_Kashefi_Cm)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔰 آهنگ نوستالژیک و خاطره انگیز" گفتم غم تو دارم، گفتا غمت سرآید" تقدیم به همراهان گرامی .
🔺آهنگ گفتم غم تو دارم اثری است از استاد شاپور رحیمی که در سال 1365 در قالب آلبوم شکوفه های جاویدان و گروه مولانا منتشر شده است.
🔺شعر این اثر قطعه ای معروف از حافظ می باشد و آهنگسازی آن را جلیل عندلیبی بر عهده داشته است. استاد شاپور رحیمی (زاده ۱۳۲۶ در تهران) خواننده و نوازنده عود، مدیر سابق مرکز حفظ و اشاعه موسیقی است. در آلبوم شکوفه های جاویدان چند تصنیف نظیر “هوای وطن” و “غم تو دارم” به همراه قطعات بی کلام و ساز و آوازی اجرا می شود. استادان بزرگی در این آلبوم ساز نواخته اند و مشارکت داشته اند.
گفتم غم تو دارم ، گفتم غم تو دارم ، گفتا غمت سرآید
گفتم که ماه من شو ، گفتم که ماه من شو ، گفتا اگر برآید
گفتم غم تو دارم ، گفتم غم تو دارم ، گفتا غمت سرآید
گفتم که ماه من شو ، گفتم که ماه من شو ، گفتا اگر برآید
🔷با مدیران شایسته همراه شوید :
🆔@CompetentManagers
🔺آهنگ گفتم غم تو دارم اثری است از استاد شاپور رحیمی که در سال 1365 در قالب آلبوم شکوفه های جاویدان و گروه مولانا منتشر شده است.
🔺شعر این اثر قطعه ای معروف از حافظ می باشد و آهنگسازی آن را جلیل عندلیبی بر عهده داشته است. استاد شاپور رحیمی (زاده ۱۳۲۶ در تهران) خواننده و نوازنده عود، مدیر سابق مرکز حفظ و اشاعه موسیقی است. در آلبوم شکوفه های جاویدان چند تصنیف نظیر “هوای وطن” و “غم تو دارم” به همراه قطعات بی کلام و ساز و آوازی اجرا می شود. استادان بزرگی در این آلبوم ساز نواخته اند و مشارکت داشته اند.
گفتم غم تو دارم ، گفتم غم تو دارم ، گفتا غمت سرآید
گفتم که ماه من شو ، گفتم که ماه من شو ، گفتا اگر برآید
گفتم غم تو دارم ، گفتم غم تو دارم ، گفتا غمت سرآید
گفتم که ماه من شو ، گفتم که ماه من شو ، گفتا اگر برآید
🔷با مدیران شایسته همراه شوید :
🆔@CompetentManagers
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴مدیران محترم،!
دوران بردهداری تمام شده است!
🔺امروزه، پس از سالها، دیگر نمیتوانیم به نیروی انسانی به عنوان یک منبع صرف نگاه کنیم. در دنیای امروز، این انسانها هستند که سازمان شما را میسازند. هر فردی در تیم شما قابلیتها و استعدادهای خاص خودش را دارد که باید آنها را شناسایی و پرورش دهید.
🔺تحقیقات نشان میدهد که سازمانهایی که بر روی توسعه و توانمندسازی کارکنان خود سرمایهگذاری میکنند، نه تنها از نظر مالی موفقتر هستند، بلکه فرهنگ سازمانی قویتری نیز دارند. این بدان معناست که اگر شما به افراد خود بها دهید و آنها را تشویق کنید تا بهترین نسخه از خودشان باشند، کسب و کار شما نفس خواهد کشید و رشد خواهد کرد.
🔺سازمان بدون آدمها فقط یک ساختمان است! اما وقتی تیمی متعهد، توانمند و ارزشمند کنار هم باشند، میتوانند معجزه کنند. به یاد داشته باشید که موفقیت شما در گرو رشد و پیشرفت افرادتان است. بنابراین وقت آن رسیده است که به انسانهایتان بها داده و ارزش قایل شوید ؛
🔺بیایید با هم دنیایی بسازیم که در آن هر فرد احساس ارزشمندی کند و بتواند پتانسیلهایش را شکوفا سازد.
💎 با مدیران شایسته
🆔@Competentmanagers
دوران بردهداری تمام شده است!
🔺امروزه، پس از سالها، دیگر نمیتوانیم به نیروی انسانی به عنوان یک منبع صرف نگاه کنیم. در دنیای امروز، این انسانها هستند که سازمان شما را میسازند. هر فردی در تیم شما قابلیتها و استعدادهای خاص خودش را دارد که باید آنها را شناسایی و پرورش دهید.
🔺تحقیقات نشان میدهد که سازمانهایی که بر روی توسعه و توانمندسازی کارکنان خود سرمایهگذاری میکنند، نه تنها از نظر مالی موفقتر هستند، بلکه فرهنگ سازمانی قویتری نیز دارند. این بدان معناست که اگر شما به افراد خود بها دهید و آنها را تشویق کنید تا بهترین نسخه از خودشان باشند، کسب و کار شما نفس خواهد کشید و رشد خواهد کرد.
🔺سازمان بدون آدمها فقط یک ساختمان است! اما وقتی تیمی متعهد، توانمند و ارزشمند کنار هم باشند، میتوانند معجزه کنند. به یاد داشته باشید که موفقیت شما در گرو رشد و پیشرفت افرادتان است. بنابراین وقت آن رسیده است که به انسانهایتان بها داده و ارزش قایل شوید ؛
🔺بیایید با هم دنیایی بسازیم که در آن هر فرد احساس ارزشمندی کند و بتواند پتانسیلهایش را شکوفا سازد.
💎 با مدیران شایسته
🆔@Competentmanagers
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔺کارآفرینان و مدیران ارجمند!!
🔺کارمندان شما برده شما نیستند. آنها مشابه تمام انسانها، با انبوهی از مشکلات معیشتی و چالشهای اقتصادی در کنار شما هستند. آنها زمان و عمر خود را صرف میکنند تا شما به اهدافتان برسید و در این مسیر، خواهان موفقیت مشترک هستند.
🔺در دنیای امروز، اجرای اصول مدیریت منابع انسانی به عنوان یکی از کلیدی ترین عوامل موفقیت سازمانها می باشد. کارمندان شما تنها نیروی کار شما نیستند؛ آنها شرکای شما در مسیر پیشرفت هستند.
🔺تحقیقات نشان میدهد که ایجاد یک محیط کاری مثبت و حمایتگر نه تنها رضایت شغلی کارکنان را افزایش میدهد، بلکه بهرهوری و خلاقیت آنها را نیز به طرز چشمگیری ارتقا میبخشد. بنابراین، به جای نگاه برده داری به کارمندان، باید آنها را به عنوان سرمایههای ارزشمند خود بشناسید.
🔺به یاد داشته باشید که ارتباطات مؤثر، احترام متقابل و توجه به نیازهای کارکنان از جمله عواملی هستند که میتوانند فرهنگ سازمانی شما را تقویت کنند. با ایجاد فضایی که در آن هر فرد احساس ارزشمندی کند، نه تنها وفاداری کارکنان را افزایش خواهید داد بلکه بر عملکرد کلی سازمان نیز تأثیر مثبت دارد.
🆔@Competentmanagers
🔺کارمندان شما برده شما نیستند. آنها مشابه تمام انسانها، با انبوهی از مشکلات معیشتی و چالشهای اقتصادی در کنار شما هستند. آنها زمان و عمر خود را صرف میکنند تا شما به اهدافتان برسید و در این مسیر، خواهان موفقیت مشترک هستند.
🔺در دنیای امروز، اجرای اصول مدیریت منابع انسانی به عنوان یکی از کلیدی ترین عوامل موفقیت سازمانها می باشد. کارمندان شما تنها نیروی کار شما نیستند؛ آنها شرکای شما در مسیر پیشرفت هستند.
🔺تحقیقات نشان میدهد که ایجاد یک محیط کاری مثبت و حمایتگر نه تنها رضایت شغلی کارکنان را افزایش میدهد، بلکه بهرهوری و خلاقیت آنها را نیز به طرز چشمگیری ارتقا میبخشد. بنابراین، به جای نگاه برده داری به کارمندان، باید آنها را به عنوان سرمایههای ارزشمند خود بشناسید.
🔺به یاد داشته باشید که ارتباطات مؤثر، احترام متقابل و توجه به نیازهای کارکنان از جمله عواملی هستند که میتوانند فرهنگ سازمانی شما را تقویت کنند. با ایجاد فضایی که در آن هر فرد احساس ارزشمندی کند، نه تنها وفاداری کارکنان را افزایش خواهید داد بلکه بر عملکرد کلی سازمان نیز تأثیر مثبت دارد.
🆔@Competentmanagers
📕 مديريت چه چیزی نيست!؟
یکی از روش های تعریف و تشخیص مرزهای هر مفهوم در علوم اجتماعی "استدلال برهان خلف" است. این نوشتار قصد دارد با استفاده از این روش، حدود و صغور "مدیریت" را تا حدودی تعیین کند. بدین ترتیب گزاره هایی که معمولا به اشتباه تحت عنوان "مدیریت" اطلاق می گردد تشریح می شود. گزاره هایی که بعضا نقیض مدیریت می باشد و به پانتومیم مدیریت شبیه است تا مدیریت!
١- مديريت تمركز بر اجراى دقيق قوانين و مقررات نيست؛ تمركز بر تحقق اهداف است. قوانين و مقررات ابزار اقتضائى تحقق اهداف است، نه خود هدف.
٢- مديريت، ابلاغ دستور صرف نيست!! بعضا ناز کشیدن کارمند، دلجویی از ارباب رجوع، گوش دادن و عمل کردن به تذکرات رده پایین ترین ذی نفعان سازمان است.
٣- مديريت، جابجايى صرف كاركنان در پست های سازمانی نيست!! توانمندسازى کارکنان و برنامه ریزی برای رشد و ارتقاء آنان است.
٤- مديريت، كار با ماشين و موجودات بی روح نيست، مديريت كار با "انسان" است.
٥- مديريت نيل به اهداف سازمانى از طريق كاركنان نيست، "نيل به اهداف كاركنان" با استفاده از هم جهت ساختن تلاشهاى کارکنان و اهداف سازمانى است.
٦- مديريت، تحقير زیردستان نيست!! دنبال بهانه گشتن براى تاييد كارمند و افزایش انگیزش وی از طریق اثر كاميابى فراخود است.
٧- مديريت، افزایش و کاهش مداوم پاداش های مادی نيست! تلاش برای ايجاد امنيت مالى برای منابع انسانی به منظور افزایش تعهد سازمانی است.
٨- مديريت، پاداش هاى مادى صرف نيست؛ تكريم و ارتقا كارمند در بين خانواده و جامعه از طریق پاداش های مادی و غیر مادی است.
٩- مديريت، ورود به جزئيات عملكرد كاركنان نيست؛ مديريت تفكر استراتژيك و تدوين اهداف و خروجی هر شغل است تا نیروی انسانی خود براى تحقق آن اهداف در حوزه خویش برنامه ريزى كند.
١٠- مديريت، حضور دائمی در اتاق رياست با شعار حفظ پرستيژ نيست؛ حضور گاه و بيگاه در بين كاركنان و ارباب رجوع و بعضا گپ و گفت با ايشان است.
١١- مديريت، واكنش نشان دادن به هر نوع خطا و حتى بدگويى عمدى و غیرعمدی كاركنان نيست؛ غفلت ورزى مثبت و ندیدن خطا ها براى حفظ حريم ها و خود كنترلى كاركنان است.
١٢- مديريت، تقسيم بيشترين پاداش بين نیروهای جنجال آفرين سازمان نيست؛ اولویت دهی اعطاى پاداش از ضعيف ترين كاركنان است.
١٣- مديريت، حمد و ثناگويى مقامات مافوق و تحقير نيروهاى ضعيف سازمان نيست؛ مديريت حداكثر احترام و تكريم ضعيف ترين نيروهاى سازمان و حقظ عزت نفس در قبال نيروهاى مافوق است.
١٤- مديريت، استفاده ابزاری از رسانه های خبری برای جبران کمبود های شخصیتی و شمول تمامى اخبار سازمان بر مدیر نيست!! ابزارهای رسانه ای و سایت های اطلاع رسانی ابزار ارتقا برند سازمان است.
١٥- مديريت، آرامش سازمانى و عدم وجود جنجال سازمانی صرف نيست، حركت رو به جلو است.
١٦- مديريت، واكنش نشان دادن به محيط نيست؛ وادار كردن محيط به واكنش در قبال اقدامات سازمان است.
✅حرف آخر: مدیریت از طریق مشاهده رفتار سایر نامدیران و سعی در تقلید حرکات ایشان حاصل نمی گردد. مدیریت تلفیقی از علم، تجربه و ویژگی های شخصیتی است.
خطاهای فوق در خصوص مدیریت از فقدان علم، کمبود تجربه و مهم تر از آنها خطای نگرشی مدیر در قالب دو محور "مالک سازمان" و "بیش فهمی نسبت به دیگران" سرچشمه می گیرد که می بایست این تفکر به سمت "هماهنگ کننده سازمان برای حرکت به سمت ماموریت سازمانی" اصلاح شود./ کانال ترفند مدیریت
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
یکی از روش های تعریف و تشخیص مرزهای هر مفهوم در علوم اجتماعی "استدلال برهان خلف" است. این نوشتار قصد دارد با استفاده از این روش، حدود و صغور "مدیریت" را تا حدودی تعیین کند. بدین ترتیب گزاره هایی که معمولا به اشتباه تحت عنوان "مدیریت" اطلاق می گردد تشریح می شود. گزاره هایی که بعضا نقیض مدیریت می باشد و به پانتومیم مدیریت شبیه است تا مدیریت!
١- مديريت تمركز بر اجراى دقيق قوانين و مقررات نيست؛ تمركز بر تحقق اهداف است. قوانين و مقررات ابزار اقتضائى تحقق اهداف است، نه خود هدف.
٢- مديريت، ابلاغ دستور صرف نيست!! بعضا ناز کشیدن کارمند، دلجویی از ارباب رجوع، گوش دادن و عمل کردن به تذکرات رده پایین ترین ذی نفعان سازمان است.
٣- مديريت، جابجايى صرف كاركنان در پست های سازمانی نيست!! توانمندسازى کارکنان و برنامه ریزی برای رشد و ارتقاء آنان است.
٤- مديريت، كار با ماشين و موجودات بی روح نيست، مديريت كار با "انسان" است.
٥- مديريت نيل به اهداف سازمانى از طريق كاركنان نيست، "نيل به اهداف كاركنان" با استفاده از هم جهت ساختن تلاشهاى کارکنان و اهداف سازمانى است.
٦- مديريت، تحقير زیردستان نيست!! دنبال بهانه گشتن براى تاييد كارمند و افزایش انگیزش وی از طریق اثر كاميابى فراخود است.
٧- مديريت، افزایش و کاهش مداوم پاداش های مادی نيست! تلاش برای ايجاد امنيت مالى برای منابع انسانی به منظور افزایش تعهد سازمانی است.
٨- مديريت، پاداش هاى مادى صرف نيست؛ تكريم و ارتقا كارمند در بين خانواده و جامعه از طریق پاداش های مادی و غیر مادی است.
٩- مديريت، ورود به جزئيات عملكرد كاركنان نيست؛ مديريت تفكر استراتژيك و تدوين اهداف و خروجی هر شغل است تا نیروی انسانی خود براى تحقق آن اهداف در حوزه خویش برنامه ريزى كند.
١٠- مديريت، حضور دائمی در اتاق رياست با شعار حفظ پرستيژ نيست؛ حضور گاه و بيگاه در بين كاركنان و ارباب رجوع و بعضا گپ و گفت با ايشان است.
١١- مديريت، واكنش نشان دادن به هر نوع خطا و حتى بدگويى عمدى و غیرعمدی كاركنان نيست؛ غفلت ورزى مثبت و ندیدن خطا ها براى حفظ حريم ها و خود كنترلى كاركنان است.
١٢- مديريت، تقسيم بيشترين پاداش بين نیروهای جنجال آفرين سازمان نيست؛ اولویت دهی اعطاى پاداش از ضعيف ترين كاركنان است.
١٣- مديريت، حمد و ثناگويى مقامات مافوق و تحقير نيروهاى ضعيف سازمان نيست؛ مديريت حداكثر احترام و تكريم ضعيف ترين نيروهاى سازمان و حقظ عزت نفس در قبال نيروهاى مافوق است.
١٤- مديريت، استفاده ابزاری از رسانه های خبری برای جبران کمبود های شخصیتی و شمول تمامى اخبار سازمان بر مدیر نيست!! ابزارهای رسانه ای و سایت های اطلاع رسانی ابزار ارتقا برند سازمان است.
١٥- مديريت، آرامش سازمانى و عدم وجود جنجال سازمانی صرف نيست، حركت رو به جلو است.
١٦- مديريت، واكنش نشان دادن به محيط نيست؛ وادار كردن محيط به واكنش در قبال اقدامات سازمان است.
✅حرف آخر: مدیریت از طریق مشاهده رفتار سایر نامدیران و سعی در تقلید حرکات ایشان حاصل نمی گردد. مدیریت تلفیقی از علم، تجربه و ویژگی های شخصیتی است.
خطاهای فوق در خصوص مدیریت از فقدان علم، کمبود تجربه و مهم تر از آنها خطای نگرشی مدیر در قالب دو محور "مالک سازمان" و "بیش فهمی نسبت به دیگران" سرچشمه می گیرد که می بایست این تفکر به سمت "هماهنگ کننده سازمان برای حرکت به سمت ماموریت سازمانی" اصلاح شود./ کانال ترفند مدیریت
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
خدایا! پناهمان باش! تا همدیگر را پیر نکنیم
باور کنید تک تک آدمها زخمی اند.
هرکس درد خودش را دارد،
دغدغه و مشغله خودش را دارد.
باور کنید ذهنها خسته اند،
قلبها زخمی اند،زبانها بسته اند.
برای دیگران آرزو کنیم بهترینها را ، راحتی را.
یاری کنیم همدیگر را تا زندگی برایمان لذتبخش شود.
آدمها آرام آرام پیر نمیشوند.
آدمها در یک لحظه با یک تلفن، با یک جمله، یک نگاه، یک اتفاق، یک نیامدن، یک دیر رسیدن، یک باید برویم و با یک تمام کنیم پیرمی شوند.
آدمها را لحظه ها پیر نمیکنند.
آدم را آدم ها پیر میکنند!.
سعی کنیم هوای دل همدیگر را بیشتر داشته باشیم.
*همدیگر را پیر نکنیم ...
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
باور کنید تک تک آدمها زخمی اند.
هرکس درد خودش را دارد،
دغدغه و مشغله خودش را دارد.
باور کنید ذهنها خسته اند،
قلبها زخمی اند،زبانها بسته اند.
برای دیگران آرزو کنیم بهترینها را ، راحتی را.
یاری کنیم همدیگر را تا زندگی برایمان لذتبخش شود.
آدمها آرام آرام پیر نمیشوند.
آدمها در یک لحظه با یک تلفن، با یک جمله، یک نگاه، یک اتفاق، یک نیامدن، یک دیر رسیدن، یک باید برویم و با یک تمام کنیم پیرمی شوند.
آدمها را لحظه ها پیر نمیکنند.
آدم را آدم ها پیر میکنند!.
سعی کنیم هوای دل همدیگر را بیشتر داشته باشیم.
*همدیگر را پیر نکنیم ...
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔰 کارل گوستاو یونگ
🔴 "هیچ گاه انسان سالم، دیگری را شکنجه نمیکند."
رفتارهای آزاردهنده معمولاً ریشه در زخمهای عاطفی و روانی افراد دارند. انسانهایی که خود آسیب دیدهاند، تمایل دارند تا درد خود را بر دیگران منتقل کنند. این پدیده هم در روابط فردی و هم در محیطهای کاری مشاهده میشود.
تحقیقات نشان میدهد افرادی که عزت نفس پایینی دارند، اگر در جایگاه مدیریت قرار گیرند، ممکن است با تحقیر دیگران سعی کنند احساس برتری و کنترل خود را تجربه کنند. این رفتارها به روابط آسیب میزند و محیط کار را مسموم میکند. در چنین فضایی، افراد سالم تحت فشار قرار میگیرند و ممکن است دچار اضطراب شوند.
در یک محیط ناسالم، افراد سالم نمیتوانند رشد کنند و تحت تأثیر رفتارهای منفی قرار میگیرند که باعث کاهش خلاقیت و انگیزه آنها میشود. مطالعات نشان دادهاند که وجود یک فرد سمی در تیم میتواند تأثیرات منفی بر کل گروه داشته باشد.
به یاد داشته باشید که شما هیچ گاه کنار افرادی که سلامت روانی ندارند بزرگ نخواهید شد؛ بلکه تنها تحقیر خواهید شد. بنابراین، در انتخاب همکاران و دوستان خود دقت کنید
💎 کانال مدیران شایسته
🆔@Competentmanagers
🔴 "هیچ گاه انسان سالم، دیگری را شکنجه نمیکند."
رفتارهای آزاردهنده معمولاً ریشه در زخمهای عاطفی و روانی افراد دارند. انسانهایی که خود آسیب دیدهاند، تمایل دارند تا درد خود را بر دیگران منتقل کنند. این پدیده هم در روابط فردی و هم در محیطهای کاری مشاهده میشود.
تحقیقات نشان میدهد افرادی که عزت نفس پایینی دارند، اگر در جایگاه مدیریت قرار گیرند، ممکن است با تحقیر دیگران سعی کنند احساس برتری و کنترل خود را تجربه کنند. این رفتارها به روابط آسیب میزند و محیط کار را مسموم میکند. در چنین فضایی، افراد سالم تحت فشار قرار میگیرند و ممکن است دچار اضطراب شوند.
در یک محیط ناسالم، افراد سالم نمیتوانند رشد کنند و تحت تأثیر رفتارهای منفی قرار میگیرند که باعث کاهش خلاقیت و انگیزه آنها میشود. مطالعات نشان دادهاند که وجود یک فرد سمی در تیم میتواند تأثیرات منفی بر کل گروه داشته باشد.
به یاد داشته باشید که شما هیچ گاه کنار افرادی که سلامت روانی ندارند بزرگ نخواهید شد؛ بلکه تنها تحقیر خواهید شد. بنابراین، در انتخاب همکاران و دوستان خود دقت کنید
💎 کانال مدیران شایسته
🆔@Competentmanagers
💢یکی از بزرگترین مشکلات ما در سازمانها نبود آگاهی ناشی از "توهم دانایی" مدیران است.
👈چیزی که مردم جهان سوم باید نجات دهند، "وطنشان" نیست! آنها ابتدا باید خودشان را نجات دهند،زیرا بیشتر آنها در اعماق ناآگاهیها، توهم دانایی دارند...!
✍وینستون چرچیل
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
👈چیزی که مردم جهان سوم باید نجات دهند، "وطنشان" نیست! آنها ابتدا باید خودشان را نجات دهند،زیرا بیشتر آنها در اعماق ناآگاهیها، توهم دانایی دارند...!
✍وینستون چرچیل
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
👍2
🚨 آیا قلدری و سوءاستفاده در رهبری، سازمانها را نابود میکند؟
🔹 تا به حال با مدیری مواجه شدهاید که با ایجاد ترس و فشار، محیط کار را برای کارکنان غیرقابل تحمل کند؟
🔹 آیا دیدهاید که سوءاستفاده و قلدری در یک سازمان نادیده گرفته شود و به مرور عادی شود؟
وقتی رفتارهای مخرب، قلدری و سوءاستفاده رهبران را نادیده میگیریم یا توجیه میکنیم، در واقع به این چرخه مخرب دامن میزنیم و آن را به بخشی از فرهنگ سازمانی تبدیل میکنیم.
📌 نتایج تحقیقات نشان میدهد:
✅ افزایش استرس و فرسودگی شغلی: کارکنانی که تحت مدیریت سوءاستفادهگر قرار دارند، استرس بیشتری را تجربه میکنند.
✅ کاهش انگیزه و تعهد سازمانی: کارکنان دلسرد شده و احساس بیارزشی میکنند.
✅ افزایش ترک سازمان: افراد بااستعداد، سازمان را ترک میکنند و جایگزینی آنها پرهزینه است.
✅ ضعف در اعتماد و اخلاق سازمانی: ترس جایگزین همکاری و احترام میشود.
🔴 نکته مهم:
حتی کسانی که در ابتدا چنین رفتارهایی را توجیه میکنند، در امان نیستند. اگر قلدری به یک هنجار تبدیل شود، روزگاری همین روشها علیه خود آنها استفاده خواهد شد (Einarsen et al., 2016).
🚀 نتیجهگیری:
🔹 سازمانهایی که سوءرفتارهای مدیریتی را تحمل میکنند، در بلندمدت ضعیفتر، بیثباتتر و ناکارآمدتر خواهند شد.
🔹 پذیرش چنین رفتارهایی، نهتنها به کارکنان آسیب میزند، بلکه ساختارهای اجتماعی و سازمانی را نیز تضعیف میکند.
💬 نظر شما چیست؟
✅ آیا شما هم در محیط کار با چنین مدیریتی روبهرو شدهاید؟
✅ چطور با آن مقابله کردهاید؟
🔹 این یک دیدگاه سیاسی نیست، بلکه علم روانشناسی است.
🔹 تا به حال با مدیری مواجه شدهاید که با ایجاد ترس و فشار، محیط کار را برای کارکنان غیرقابل تحمل کند؟
🔹 آیا دیدهاید که سوءاستفاده و قلدری در یک سازمان نادیده گرفته شود و به مرور عادی شود؟
وقتی رفتارهای مخرب، قلدری و سوءاستفاده رهبران را نادیده میگیریم یا توجیه میکنیم، در واقع به این چرخه مخرب دامن میزنیم و آن را به بخشی از فرهنگ سازمانی تبدیل میکنیم.
📌 نتایج تحقیقات نشان میدهد:
✅ افزایش استرس و فرسودگی شغلی: کارکنانی که تحت مدیریت سوءاستفادهگر قرار دارند، استرس بیشتری را تجربه میکنند.
✅ کاهش انگیزه و تعهد سازمانی: کارکنان دلسرد شده و احساس بیارزشی میکنند.
✅ افزایش ترک سازمان: افراد بااستعداد، سازمان را ترک میکنند و جایگزینی آنها پرهزینه است.
✅ ضعف در اعتماد و اخلاق سازمانی: ترس جایگزین همکاری و احترام میشود.
🔴 نکته مهم:
حتی کسانی که در ابتدا چنین رفتارهایی را توجیه میکنند، در امان نیستند. اگر قلدری به یک هنجار تبدیل شود، روزگاری همین روشها علیه خود آنها استفاده خواهد شد (Einarsen et al., 2016).
🚀 نتیجهگیری:
🔹 سازمانهایی که سوءرفتارهای مدیریتی را تحمل میکنند، در بلندمدت ضعیفتر، بیثباتتر و ناکارآمدتر خواهند شد.
🔹 پذیرش چنین رفتارهایی، نهتنها به کارکنان آسیب میزند، بلکه ساختارهای اجتماعی و سازمانی را نیز تضعیف میکند.
💬 نظر شما چیست؟
✅ آیا شما هم در محیط کار با چنین مدیریتی روبهرو شدهاید؟
✅ چطور با آن مقابله کردهاید؟
🔹 این یک دیدگاه سیاسی نیست، بلکه علم روانشناسی است.
Forwarded from (Competent Managers) مدیران شایسته
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سلام صبح تون بخیر
و حال دلتون شاد
الهی زندگیتون🌺
از جنس گل باطراوت
خندههاتون از جنس دریا
و قدم هاتون ازجنس🌺
کوه باشه🌺
روانشناس سوئیسی تعبیرِ جالبی از انسانِ خوشحال دارد که بسیار از
تعریفِ عادی و معمولِ خوشحالی فاصله دارد
بر اساسِ این تعریف، خوشحال بودن یعنی: توانمندیِ بالای ما در شکیبایی و استقامت در برابر سختی ها.
- خوشحالی یعنی اطمینانی درونی به این که درد و رنج و سختی و بیماری و مرگ جزء لاینفک زندگی ست
اما هیچ کدام از آنها نمی تواند مرا از پا بیاندازد.
- خوشحالی یعنی میل به زندگی علی رغم علمِ به فانی بودنِ همه چیز، خوشحالی یعنی در سختی ها لبخند زدن
- خوشحالی یعنی آگاهی از توانمندی بزرگ ما برای به دوش کشیدنِ مشکلات.
- خوشحالی یعنی بعد از هر زمین خوردن همچنان بتوانیم بلند شویم،بعد از هر گریه همچنان بتوانیم بخندیم و لبخند بر لبِ دیگر همنوعان بیاوریم.
- خوشحالی یعنی حضورِ کاملِ ما در هستی، خوشحالی یعنی همچون رودجاری بودن و در حرکت بودن، عبور کردن و به عظمتی بی پایان چشم دوختن
- خوشحالی یعنی توانایی ما به گفتنِ یک آریِ بزرگ به زندگی.
👤کارل گوستاو یونگ
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
و حال دلتون شاد
الهی زندگیتون🌺
از جنس گل باطراوت
خندههاتون از جنس دریا
و قدم هاتون ازجنس🌺
کوه باشه🌺
روانشناس سوئیسی تعبیرِ جالبی از انسانِ خوشحال دارد که بسیار از
تعریفِ عادی و معمولِ خوشحالی فاصله دارد
بر اساسِ این تعریف، خوشحال بودن یعنی: توانمندیِ بالای ما در شکیبایی و استقامت در برابر سختی ها.
- خوشحالی یعنی اطمینانی درونی به این که درد و رنج و سختی و بیماری و مرگ جزء لاینفک زندگی ست
اما هیچ کدام از آنها نمی تواند مرا از پا بیاندازد.
- خوشحالی یعنی میل به زندگی علی رغم علمِ به فانی بودنِ همه چیز، خوشحالی یعنی در سختی ها لبخند زدن
- خوشحالی یعنی آگاهی از توانمندی بزرگ ما برای به دوش کشیدنِ مشکلات.
- خوشحالی یعنی بعد از هر زمین خوردن همچنان بتوانیم بلند شویم،بعد از هر گریه همچنان بتوانیم بخندیم و لبخند بر لبِ دیگر همنوعان بیاوریم.
- خوشحالی یعنی حضورِ کاملِ ما در هستی، خوشحالی یعنی همچون رودجاری بودن و در حرکت بودن، عبور کردن و به عظمتی بی پایان چشم دوختن
- خوشحالی یعنی توانایی ما به گفتنِ یک آریِ بزرگ به زندگی.
👤کارل گوستاو یونگ
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
امروزه دیگر مدیریت قلدرمعابانه در سازمان جواب نمی دهد. برای مدیریت انسانها در سازمان علاوه بر اینکه بایستی به علم و دانش مدیریت منابع انسانی مجهز شد، بایستی نگرش والای انسانی را در رفتار و کردار خود نهادینه کرد.
🔺در مقیاسی جهانی، یکی از مشکلاتی که امروزه گریبانگیر بسیاری از سازمانهاست، نارضایتی و بی انگیزگی کارکنان و به تبع آن عملکرد پائین سازمانی می باشد. پژوهش هایی که در سازمان های مختلف انجام شده است نیز موید همین مطلب می باشند. در کنار عوامل مختلفی که منجر به این بی انگیزگی می شوند؛ یکی از دلایل اصلی، وجود یک "رئیس قلدر" در سازمان می باشد.
⭕️اصطلاح رئیس قلدر اشاره به رئیسانی است که به تحقیر زیر دستان خود می پردازند. قلدری یکی از رفتارهای مخرب در محیط کار محسوب می شود. رئیسان قلدر به افراد و سازمانها آسیب میزنند. تحقیقات مختلف نشان میدهد افرادی که با بیادبی، توهین و تحقیر رئیسان قلدر مواجه میشوند، عملکردشان تحتتاثیر قرار میگیرد.
🟣 ادامه مطلب در کانال.
💎 با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔺در مقیاسی جهانی، یکی از مشکلاتی که امروزه گریبانگیر بسیاری از سازمانهاست، نارضایتی و بی انگیزگی کارکنان و به تبع آن عملکرد پائین سازمانی می باشد. پژوهش هایی که در سازمان های مختلف انجام شده است نیز موید همین مطلب می باشند. در کنار عوامل مختلفی که منجر به این بی انگیزگی می شوند؛ یکی از دلایل اصلی، وجود یک "رئیس قلدر" در سازمان می باشد.
⭕️اصطلاح رئیس قلدر اشاره به رئیسانی است که به تحقیر زیر دستان خود می پردازند. قلدری یکی از رفتارهای مخرب در محیط کار محسوب می شود. رئیسان قلدر به افراد و سازمانها آسیب میزنند. تحقیقات مختلف نشان میدهد افرادی که با بیادبی، توهین و تحقیر رئیسان قلدر مواجه میشوند، عملکردشان تحتتاثیر قرار میگیرد.
🟣 ادامه مطلب در کانال.
💎 با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
⭕️ رئیس قلدر!؛
🔺در مقیاسی جهانی، یکی از مشکلاتی که امروزه گریبانگیر بسیاری از سازمانهاست، نارضایتی و بی انگیزگی کارکنان و به تبع آن عملکرد پائین سازمانی می باشد. پژوهش هایی که در سازمان های مختلف انجام شده است نیز موید همین مطلب می باشند. در کنار عوامل مختلفی که منجر به این بی انگیزگی می شوند؛ یکی از دلایل اصلی، وجود یک "رئیس قلدر" در سازمان می باشد.
⭕️اصطلاح رئیس قلدر اشاره به رئیسانی است که به تحقیر زیر دستان خود می پردازند. قلدری یکی از رفتارهای مخرب در محیط کار محسوب می شود. رئیسان قلدر به افراد و سازمانها آسیب میزنند. تحقیقات مختلف نشان میدهد افرادی که با بیادبی، توهین و تحقیر رئیسان قلدر مواجه میشوند، عملکردشان تحتتاثیر قرار میگیرد.
⭕رئیسهای قلدر انواع مختلفی دارند. افراطیترین آنها کسانی هستند که به طور مداوم کارمندان خود را آزار داده و میترسانند. خیلی از آنها حتی دست به آزار جنسی کارمندان خود نیز میزنند. رفتار آنها آنقدر نفرتانگیز است که مستحق پیامدهای قانونی باشد. گروه دیگر از این رئیسهای قلدر محافظهکارتر هستند. قلدریهای آنها هرازگاهی اما ترسناکتر است. یک روز خوباند و یک روز غیرقابلتحمل. این رئیسها با تمایل به قلدری در فشار وارد کردن به شما برای محدود کردن خودتان استاد هستند و البته بلد هستند چطور مدرک برای شکایت قانونی دستتان ندهند. مثلاً سعی میکنند روی رفتار زشت و تحقیرآمیز خود با جملههایی مثل «اوه، شوخی کردم» یا «چقدر حساسی. خودت میدونی که کارت خوبه» سرپوش بگذارند.
🔺یک "رئیس قلدر" می تواند شغلی که شما دوست دارید را غیرقابل تحمل کند...
🔺یک "رئیس قلدر" می تواند از کاه، کوه بسازد و از هیچ، فاجعه بیافریند...
🔺یک "رئیس قلدر" می تواند صدای کارکنان را در نطفه خفه کند...
🔺یک "رئیس قلدر" می تواند زندگی سازمانی کارکنان را به یک جهنم تبدیل کند و ...
⭕️ نتایج پژوهشی که به تازگی انجام شده نشان می دهد که داشتن یک رئیس قلدر باعث می شود که فکر کارمندان به شدت مشغول گردد و این موضوع به زندگی شخصی آنها نیز کشیده شود تا جایی که خواب آنها را مختل کند و در یک چرخه معیوب، این کمبود خواب عملکرد شغلی و خلاقیت کارمندان را کاهش دهد.
⭕️ مطابق با نتایج مطالعات متعدد، کارکنان با انواع مختلفی از رئیسان قلدر برخورد داشته اند. در یک دسته بندی کلی، می توان 20 نوع از رئیسان قلدر را مشخص نمود:
🔹رئیس "خودستا" که در مورد موفقیت های خودش مبالغه می کند.
🔹رئیس "زورگو" که با ایجاد ترس حکمرانی می کند.
🔹رئیس "پرتوقع" که همیشه از شما ناراضی است.
🔹رئیس "نابینا" که همیشه شما را نادیده می گیرد.
🔹رئیس "بی سواد" که همه چیز را سطحی تحلیل می کند.
🔹رئیس"دروغگو" که آگاهانه دروغ می گوید.
🔹رئیس"خودخواه" که فقط به فکر خودش است.
🔹رئیس"مخالف" که پاسخش برای تمام پیشنهادهای شما جمله "نه، ما نمی توانیم این کار را انجام دهیم" می باشد.
🔹رئیس "بچه" که مانند کودکان زود از کوره در می رود و هیجانات منفی کنترلنشده دارد.
🔹رئیس "ارباب" که فکر می کند همه چیز (کارکنان، مشتریان، فضای اداری و ...) متعلق به اوست.
🔹رئیس "شاکی" که دائما از همه چیز و همه کس ناله و شکایت می کند.
🔹رئیس "بازجو" که بایستی تمام جزئیات را برای او توضیح داد.
🔹رئیس "متخیل" که انتظارات تخیلی و غیرواقعی دارد.
🔹رئیس "بی ثبات" که مرتب نظرش در مورد نحوه انجام کار تغییر می کند.
🔹رئیس "درمانده" که نمی تواند از کنج راحتیاش خارج شود.
🔹رئیس "ترسو" که همواره فکر می کند سازمانش در حال نابودی است.
🔹رئیس "فراموشکار" که از اختلال نقص توجه رنج می برد.
🔹رئیس "عشقی" که حال خوب و بدش قابل پیشبینی نیست.
🔹رئیس "نیازمند" که همواره محتاج به وقت شما، همکارانتان و خیلی چیزهای دیگر می باشد.
🔹رئیس "کوته نظر" که دید بلندمدت ندارد.
⭕️ همه این نوع قلدری ها مشکل ساز هستند. قلدرها هوای محل کار را آلوده می کنند، رفاقت ها را خراب کرده، رضایت کاری را از بین برده و باعث می شوند کارمندان تلاشی برای بالا بردن عملکرد کاری خود نداشته باشند. و جای سوال نیست که کار کردن در چنین محیطی سطح بالایی از استرس و اضطراب در افراد ایجاد می کند که زندگی شخصی آنها را نیز دچار مشکل می کند.
⭕️رفتارهای قلدرانه، روحیه اشتیاق و نوآوری را در محل کار از بین می برد. مدیریت با ترس هیچ وقت موثر نیست؛ برای گرفتن بهترین نتیجه همه چیز باید بر پایه احترام باشد. یک رئیس قلدر می تواند بر زندگی خصوصی افراد نیز تاثیر بگذارد زیرا اضطرابی که ایجاد می کند بر سلامت فرد تاثیر می گذارد.. در دنیای امروز اگر بخواهیم عملکرد و کارایی سازمان را داشته باشیم به هیچ وجه نمیتوان با رفتارهای قلدرمابانه کارکنان را مدیریت کرد، برای مدیریت بهینه کارکنان باید علم و دانش مدیریت منابع انسانی را یاد گرفت.
🆔@Competentmanagers
🔺در مقیاسی جهانی، یکی از مشکلاتی که امروزه گریبانگیر بسیاری از سازمانهاست، نارضایتی و بی انگیزگی کارکنان و به تبع آن عملکرد پائین سازمانی می باشد. پژوهش هایی که در سازمان های مختلف انجام شده است نیز موید همین مطلب می باشند. در کنار عوامل مختلفی که منجر به این بی انگیزگی می شوند؛ یکی از دلایل اصلی، وجود یک "رئیس قلدر" در سازمان می باشد.
⭕️اصطلاح رئیس قلدر اشاره به رئیسانی است که به تحقیر زیر دستان خود می پردازند. قلدری یکی از رفتارهای مخرب در محیط کار محسوب می شود. رئیسان قلدر به افراد و سازمانها آسیب میزنند. تحقیقات مختلف نشان میدهد افرادی که با بیادبی، توهین و تحقیر رئیسان قلدر مواجه میشوند، عملکردشان تحتتاثیر قرار میگیرد.
⭕رئیسهای قلدر انواع مختلفی دارند. افراطیترین آنها کسانی هستند که به طور مداوم کارمندان خود را آزار داده و میترسانند. خیلی از آنها حتی دست به آزار جنسی کارمندان خود نیز میزنند. رفتار آنها آنقدر نفرتانگیز است که مستحق پیامدهای قانونی باشد. گروه دیگر از این رئیسهای قلدر محافظهکارتر هستند. قلدریهای آنها هرازگاهی اما ترسناکتر است. یک روز خوباند و یک روز غیرقابلتحمل. این رئیسها با تمایل به قلدری در فشار وارد کردن به شما برای محدود کردن خودتان استاد هستند و البته بلد هستند چطور مدرک برای شکایت قانونی دستتان ندهند. مثلاً سعی میکنند روی رفتار زشت و تحقیرآمیز خود با جملههایی مثل «اوه، شوخی کردم» یا «چقدر حساسی. خودت میدونی که کارت خوبه» سرپوش بگذارند.
🔺یک "رئیس قلدر" می تواند شغلی که شما دوست دارید را غیرقابل تحمل کند...
🔺یک "رئیس قلدر" می تواند از کاه، کوه بسازد و از هیچ، فاجعه بیافریند...
🔺یک "رئیس قلدر" می تواند صدای کارکنان را در نطفه خفه کند...
🔺یک "رئیس قلدر" می تواند زندگی سازمانی کارکنان را به یک جهنم تبدیل کند و ...
⭕️ نتایج پژوهشی که به تازگی انجام شده نشان می دهد که داشتن یک رئیس قلدر باعث می شود که فکر کارمندان به شدت مشغول گردد و این موضوع به زندگی شخصی آنها نیز کشیده شود تا جایی که خواب آنها را مختل کند و در یک چرخه معیوب، این کمبود خواب عملکرد شغلی و خلاقیت کارمندان را کاهش دهد.
⭕️ مطابق با نتایج مطالعات متعدد، کارکنان با انواع مختلفی از رئیسان قلدر برخورد داشته اند. در یک دسته بندی کلی، می توان 20 نوع از رئیسان قلدر را مشخص نمود:
🔹رئیس "خودستا" که در مورد موفقیت های خودش مبالغه می کند.
🔹رئیس "زورگو" که با ایجاد ترس حکمرانی می کند.
🔹رئیس "پرتوقع" که همیشه از شما ناراضی است.
🔹رئیس "نابینا" که همیشه شما را نادیده می گیرد.
🔹رئیس "بی سواد" که همه چیز را سطحی تحلیل می کند.
🔹رئیس"دروغگو" که آگاهانه دروغ می گوید.
🔹رئیس"خودخواه" که فقط به فکر خودش است.
🔹رئیس"مخالف" که پاسخش برای تمام پیشنهادهای شما جمله "نه، ما نمی توانیم این کار را انجام دهیم" می باشد.
🔹رئیس "بچه" که مانند کودکان زود از کوره در می رود و هیجانات منفی کنترلنشده دارد.
🔹رئیس "ارباب" که فکر می کند همه چیز (کارکنان، مشتریان، فضای اداری و ...) متعلق به اوست.
🔹رئیس "شاکی" که دائما از همه چیز و همه کس ناله و شکایت می کند.
🔹رئیس "بازجو" که بایستی تمام جزئیات را برای او توضیح داد.
🔹رئیس "متخیل" که انتظارات تخیلی و غیرواقعی دارد.
🔹رئیس "بی ثبات" که مرتب نظرش در مورد نحوه انجام کار تغییر می کند.
🔹رئیس "درمانده" که نمی تواند از کنج راحتیاش خارج شود.
🔹رئیس "ترسو" که همواره فکر می کند سازمانش در حال نابودی است.
🔹رئیس "فراموشکار" که از اختلال نقص توجه رنج می برد.
🔹رئیس "عشقی" که حال خوب و بدش قابل پیشبینی نیست.
🔹رئیس "نیازمند" که همواره محتاج به وقت شما، همکارانتان و خیلی چیزهای دیگر می باشد.
🔹رئیس "کوته نظر" که دید بلندمدت ندارد.
⭕️ همه این نوع قلدری ها مشکل ساز هستند. قلدرها هوای محل کار را آلوده می کنند، رفاقت ها را خراب کرده، رضایت کاری را از بین برده و باعث می شوند کارمندان تلاشی برای بالا بردن عملکرد کاری خود نداشته باشند. و جای سوال نیست که کار کردن در چنین محیطی سطح بالایی از استرس و اضطراب در افراد ایجاد می کند که زندگی شخصی آنها را نیز دچار مشکل می کند.
⭕️رفتارهای قلدرانه، روحیه اشتیاق و نوآوری را در محل کار از بین می برد. مدیریت با ترس هیچ وقت موثر نیست؛ برای گرفتن بهترین نتیجه همه چیز باید بر پایه احترام باشد. یک رئیس قلدر می تواند بر زندگی خصوصی افراد نیز تاثیر بگذارد زیرا اضطرابی که ایجاد می کند بر سلامت فرد تاثیر می گذارد.. در دنیای امروز اگر بخواهیم عملکرد و کارایی سازمان را داشته باشیم به هیچ وجه نمیتوان با رفتارهای قلدرمابانه کارکنان را مدیریت کرد، برای مدیریت بهینه کارکنان باید علم و دانش مدیریت منابع انسانی را یاد گرفت.
🆔@Competentmanagers
⭕️ رئیسهای قلدر، از چه روشهایی بر اعمال قلدری خود استفاده میکنند ؟
🔴راه های زیادی برای قلدری رئیس ها وجود دارد. می تواند با فریاد زدن بر سر کارمند، مثلا بخاطر عدم رضایت از او باشد. می تواند با تهدید کردن مداوم آنها باشد، میتواند با چماق حق امضا در عدم موافقت بر حق قانونی زی دست باشد. یا اینکه همیشه به آنها بگوید که ممکن است کارشان را از دست بدهند.! خجالت زده کردن آنها با انتقاد مداوم جلو همکاران دیگر، با قرار دادن آنها در یک موقعیت بد، دادن دستوری که ممکن است کار یا اعتبار کارمند را در معرض خطر قرار دهد و گاهی این قلدری ها می تواند آشکاری کمتری داشته باشد. رئیس ممکن است کارمند را به کل نادیده بگیرد یا دیگر در جلسات از او استفاده نکند.
🔴در زیر به ۲۵ مورد از متداول ترین روش های قلدری رییس ها اشاره می کنیم:
۱. اتهام نادرست بخاطر اشتباهاتی که صورت نگرفته است.
۲. خیره شدن، زل زدن، و ترساندن غیرکلامی و نشان دادن دشمنی خود.
۳. کوچک شمردن افکار و احساسات فرد در جلسات کاری.
۴. استفاده از «رفتار خاموش» برای جدا کردن فرد از دیگران.
۵. نشان دادن تغییر رفتار و اخلاق غیرقابل کنترل در پیش گروه.
۶. وضع قانون هایی که حتی خودش قادر به اجرای آن نیست.
۷. تحقیر یک کار انجام شده کامل و باکیفیت و ایرادگیری جزیی بی مورد.
۸. انتقاد خشن و مداوم از فرد برای داشتن استاندارد متفاوت با هدف.
۹.پخش کردن شایعات نادرست در مورد فرد.
۱۰. تشویق دیگران برای ضد شدن با کارمند موردنظر و ایجاد تفرقه بین کارکنان.
۱۱. جدا کردن یکی از کارمندان از سایرین، چه از نظر فیزیکی و چه اجتماعی.
۱۲. نشان دادن رفتار غیرمحترمانه که البته غیرقانونی نیست.
۱۳. فریاد زدن، جیغ زدن و پرت کردن اشیاء در حضور دیگران برای تحقیر یک فرد.
۱۴. دزدیدن اعتبار کاری که توسط فردی دیگر انجام شده است.
۱۵. سوءاستفاده از فرایند ارزیابی با دروغ گفتن درمورد عملکرد فرد.
۱۶. اعتراض برای انجام ندادن دستورات.
۱۷. استفاده از اطلاعات محرمانه درمورد فرد برای تحقیر خصوصی یا عمومی او.
۱۸. تلافی کردن بعد از عنوان کردن شکایت از طرف یکی از کارمندان.
۱۹. آزار کلامی براساس جنسیت، نژاد، لهجه یا ناتوانی زبانی.
۲۰. محول کردن کار ناخوشایند بعنوان تنبیه.
۲۱. دستورات غیرقابل انجام.
۲۲. ایجاد کمپین بی اساس برای اخراج یک کارمند.
۲۳. تشویق فرد برای استعفا یا انتقال برای قرار نگرفتن درمعرض بدرفتاری بیشتر.
۲۴. کارشکنی درمورد هدف کاری یک فرد یا پاداش او.
۲۵. اطمینان یافتن از شکست پروژه یک فرد با انجام ندادن کارهای لازم.
🔴همه این نوع قلدری ها مشکل ساز هستند. قلدرها هوای محل کار را به شدت سمی و آلوده می کنند، رفاقت ها را خراب کرده، جو عمومی سازمان را به جهنم تبدیل میکنند. رضایت کاری همکاران را از بین برده و باعث می شوند کارمندان تلاشی برای بالا بردن عملکرد کاری خود نداشته باشند. و جای سوال نیست که کار کردن در چنین محیطی سطح بالایی از استرس و اضطراب فزاینده در افراد ایجاد می کند که زندگی شخصی آنها را نیز دچار مشکل می کند.
💎 با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔴راه های زیادی برای قلدری رئیس ها وجود دارد. می تواند با فریاد زدن بر سر کارمند، مثلا بخاطر عدم رضایت از او باشد. می تواند با تهدید کردن مداوم آنها باشد، میتواند با چماق حق امضا در عدم موافقت بر حق قانونی زی دست باشد. یا اینکه همیشه به آنها بگوید که ممکن است کارشان را از دست بدهند.! خجالت زده کردن آنها با انتقاد مداوم جلو همکاران دیگر، با قرار دادن آنها در یک موقعیت بد، دادن دستوری که ممکن است کار یا اعتبار کارمند را در معرض خطر قرار دهد و گاهی این قلدری ها می تواند آشکاری کمتری داشته باشد. رئیس ممکن است کارمند را به کل نادیده بگیرد یا دیگر در جلسات از او استفاده نکند.
🔴در زیر به ۲۵ مورد از متداول ترین روش های قلدری رییس ها اشاره می کنیم:
۱. اتهام نادرست بخاطر اشتباهاتی که صورت نگرفته است.
۲. خیره شدن، زل زدن، و ترساندن غیرکلامی و نشان دادن دشمنی خود.
۳. کوچک شمردن افکار و احساسات فرد در جلسات کاری.
۴. استفاده از «رفتار خاموش» برای جدا کردن فرد از دیگران.
۵. نشان دادن تغییر رفتار و اخلاق غیرقابل کنترل در پیش گروه.
۶. وضع قانون هایی که حتی خودش قادر به اجرای آن نیست.
۷. تحقیر یک کار انجام شده کامل و باکیفیت و ایرادگیری جزیی بی مورد.
۸. انتقاد خشن و مداوم از فرد برای داشتن استاندارد متفاوت با هدف.
۹.پخش کردن شایعات نادرست در مورد فرد.
۱۰. تشویق دیگران برای ضد شدن با کارمند موردنظر و ایجاد تفرقه بین کارکنان.
۱۱. جدا کردن یکی از کارمندان از سایرین، چه از نظر فیزیکی و چه اجتماعی.
۱۲. نشان دادن رفتار غیرمحترمانه که البته غیرقانونی نیست.
۱۳. فریاد زدن، جیغ زدن و پرت کردن اشیاء در حضور دیگران برای تحقیر یک فرد.
۱۴. دزدیدن اعتبار کاری که توسط فردی دیگر انجام شده است.
۱۵. سوءاستفاده از فرایند ارزیابی با دروغ گفتن درمورد عملکرد فرد.
۱۶. اعتراض برای انجام ندادن دستورات.
۱۷. استفاده از اطلاعات محرمانه درمورد فرد برای تحقیر خصوصی یا عمومی او.
۱۸. تلافی کردن بعد از عنوان کردن شکایت از طرف یکی از کارمندان.
۱۹. آزار کلامی براساس جنسیت، نژاد، لهجه یا ناتوانی زبانی.
۲۰. محول کردن کار ناخوشایند بعنوان تنبیه.
۲۱. دستورات غیرقابل انجام.
۲۲. ایجاد کمپین بی اساس برای اخراج یک کارمند.
۲۳. تشویق فرد برای استعفا یا انتقال برای قرار نگرفتن درمعرض بدرفتاری بیشتر.
۲۴. کارشکنی درمورد هدف کاری یک فرد یا پاداش او.
۲۵. اطمینان یافتن از شکست پروژه یک فرد با انجام ندادن کارهای لازم.
🔴همه این نوع قلدری ها مشکل ساز هستند. قلدرها هوای محل کار را به شدت سمی و آلوده می کنند، رفاقت ها را خراب کرده، جو عمومی سازمان را به جهنم تبدیل میکنند. رضایت کاری همکاران را از بین برده و باعث می شوند کارمندان تلاشی برای بالا بردن عملکرد کاری خود نداشته باشند. و جای سوال نیست که کار کردن در چنین محیطی سطح بالایی از استرس و اضطراب فزاینده در افراد ایجاد می کند که زندگی شخصی آنها را نیز دچار مشکل می کند.
💎 با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
✅جهان میدانست و سکوت کرد. و به همین دلیل قسم خوردم که هیچ وقت در هر زمان و هر مکانی که انسانها رنج و تحقیر را تحمل میکنند، ساکت نمانم. باید از حق و حقیقت جانبداری کنیم. بیطرفی به ظالم و ستمگر کمک میکند، نه به مظلوم و قربانی. سکوت، قلدارها و شکنجهگران را تشویق میکند، نه شکنجهشده را. گاهی اوقات ما باید مداخله کنیم."
— الی وایزل (Elie Wiesel)
🔰چگونه هنگام مشاهده قلدری سازمانی مداخله کنیم؟
🔴 قلدرهای سازمانی با سو استفاده از مقام و موقعیت سازمانی معمولاً با قلدری و زورگویی افراد قربانی را با منزوی کردن و آسیبپذیرتر کرن تحت سیطره خود در می آورند تا نتواند از خود دفاع کند. اما زمانی که شخص دیگری مداخله کرده و حمایت و همبستگی نشان میدهد، شخص قلدر در رسیدن به هدف خود شکست میخورد. به جای اینکه فرد قربانی احساس تنهایی کند، یک متحد پیدا میکند. این حمایت به قربانی نشان میدهد که رفتار قلدری ناپذیرفتنی است و به او کمک میکند احساس قدرت بیشتری کند. ...ادامه دارد..
🔰ادامه این مطلب را در کانال مدیران شایسته مطالعه بفرمایید ..
💎 با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
— الی وایزل (Elie Wiesel)
🔰چگونه هنگام مشاهده قلدری سازمانی مداخله کنیم؟
🔴 قلدرهای سازمانی با سو استفاده از مقام و موقعیت سازمانی معمولاً با قلدری و زورگویی افراد قربانی را با منزوی کردن و آسیبپذیرتر کرن تحت سیطره خود در می آورند تا نتواند از خود دفاع کند. اما زمانی که شخص دیگری مداخله کرده و حمایت و همبستگی نشان میدهد، شخص قلدر در رسیدن به هدف خود شکست میخورد. به جای اینکه فرد قربانی احساس تنهایی کند، یک متحد پیدا میکند. این حمایت به قربانی نشان میدهد که رفتار قلدری ناپذیرفتنی است و به او کمک میکند احساس قدرت بیشتری کند. ...ادامه دارد..
🔰ادامه این مطلب را در کانال مدیران شایسته مطالعه بفرمایید ..
💎 با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
⭕️چگونه هنگام مشاهده قلدری سازمانی مداخله کنیم؟
✅جهان میدانست و سکوت کرد. و به همین دلیل قسم خوردم که همیشه در هر زمان و هر مکانی که انسانها رنج و تحقیر را تحمل میکنند، ساکت نمانم. باید از حق و حقیقت جانبداری کنیم. بیطرفی به ظالم و ستمگر کمک میکند، نه به مظلوم و قربانی. سکوت، قلدارها و شکنجهگران را تشویق میکند، نه شکنجهشده را. گاهی اوقات ما باید مداخله کنیم."
— الی وایزل (Elie Wiesel)
قلدرهای سازمانی با سو استفاده از مقام و موقعیت سازمانی معمولاً با قلدری و زورگویی افراد قربانی را با منزوی کردن و آسیبپذیرتر کرن تحت سیطره خود در می آورند تا نتواند از خود دفاع کند. اما زمانی که شخص دیگری مداخله کرده و حمایت و همبستگی نشان میدهد، قلدری در رسیدن به هدف خود شکست میخورد. به جای اینکه فرد قربانی احساس تنهایی کند، یک متحد پیدا میکند. این حمایت به قربانی نشان میدهد که رفتار قلدری ناپذیرفتنی است و به او کمک میکند احساس قدرت بیشتری کند.
دلایل اهمیت مداخله در برابر قلدرهای سازمانی:
1. جلوگیری از تشدید: مداخله به موقع میتواند از تشدید رفتار قلدرمآبانه جلوگیری کند. اگر قلدر احساس کند که رفتار او غیرقابل قبول است و پشتیبانی وجود دارد، ممکن است رفتار خود را تغییر دهد.
2. حمایت از قربانی: وقتی مداخلهای صورت میگیرد، فرد قربانی احساس میکند که تنها نیست و دیگران او را حمایت میکنند. این حمایت نه تنها به او کمک میکند که از خود دفاع کند، بلکه باعث تقویت اعتماد به نفس او نیز میشود.
3. تغییر رفتار قلدر: گاهی اوقات افراد قلدر متوجه تأثیر منفی رفتار خود نیستند. مداخلههای کوچک، مانند توضیح دادن به قلدر درباره تأثیر رفتارهایش، میتواند به او کمک کند که تغییراتی در رفتار خود ایجاد کند.
4. بهبود فرهنگ سازمانی: مقابله با قلدری میتواند به ایجاد محیط کاری بهتر کمک کند. تیمهایی که در آنها به احترام و همکاری اهمیت داده میشود، عملکرد بهتری دارند و اعضای آنها احساس امنیت و حمایت بیشتری میکنند.
با وجود این، بسیاری از افراد اغلب قلدرمآبی را در محیط کار نادیده میگیرند یا اجازه میدهند ادامه پیدا کند. دلایل مختلفی میتواند در این امر دخیل باشد:
•ترس از فرد قلدر: ممکن است مداخلهکننده از واکنش قلدر بترسد و به همین دلیل از مداخله خودداری کند.
•عدم اطمینان از بهترین واکنش: گاهی افراد نمیدانند چه واکنشی موثرتر است و به دلیل این عدم اطمینان اقدامی نمیکنند.
برای کمک به افراد در مواجهه با قلدری، سازمان "حق مدار" پنج روش برای مداخله موثر پیشنهاد میدهد:
1.مداخله مستقیم: بهطور مستقیم با فرد قلدر روبرو شوید و با یک جمله واضح او را به چالش بکشید. مثلاً: "این رفتار نامناسب است" یا "الان باید دست از این کار برداری". این روش زمانی کارآمد است که شما در موقعیت قدرت هستید یا میتوانید بهطور مستقیم با قلدر برخورد کنید.
2.حواسپرت کردن: اگر مقابله مستقیم خطرناک یا تشدید کننده باشد، میتوانید توجه فرد قلدر را منحرف کنید. بهعنوان مثال، تغییر موضوع یا ایجاد یک وقفه ناگهانی میتواند توجه قلدر را از قربانی دور کند. در یکی از مثالهای معروف، فردی با خوردن چیپس در متروی نیویورک توجه فرد مزاحم را از زنی که دنبال او میکرد منحرف کرد.
3.واگذار کردن: در مواقعی که مداخله مستقیم برای شما ممکن نیست، میتوانید از شخصی که در موقعیت بهتری قرار دارد، مانند مدیر یا ناظر، کمک بگیرید. بهطور مثال، در یک پرواز وقتی یکی از مسافران قلدرمآبی میکرد، دانشجویی که مداخله مستقیم را مناسب نمیدید از مسافری دیگر که قدرت بیشتری داشت خواست که مداخله کند.
4.تعویق: گاهی به دلیل ترس یا شرایط، مداخله فوری ممکن نیست. در این مواقع میتوانید پس از وقوع حادثه با فرد قربانی صحبت کنید و حمایت خود را نشان دهید. این کار نشان میدهد که شما رفتار قلدری را تأیید نمیکنید و به فرد قربانی کمک میکنید احساس کند تنها نیست.
5. مستند کردن: ثبت و مستندسازی رفتار قلدرمآبانه میتواند به فرد قربانی کمک کند. این مستندات ممکن است به عنوان شواهدی در صورت گزارش حادثه یا حتی برای اطمینان خاطر فرد قربانی از اینکه رفتارهای نادرست واقعی بودهاند، استفاده شود. با این حال، به یاد داشته باشید که این مستندات متعلق به فرد قربانی هستند و نباید بدون رضایت او در جایی مثل شبکههای اجتماعی منتشر شوند.
این روشهای مداخله به افراد کمک میکند که با قلدری مقابله کنند و به ایجاد محیط کاری یا اجتماعی سالمتر کمک کنند. نکته کلیدی این است که عدم مداخله میتواند به تقویت قلدری و احساس گناه در فرد تماشاگر منجر شود.
نتیجهگیری: رهبران و همکاران باید یاد بگیرند که چگونه در مقابل قلدری سازمانی مداخله کنند تا محیطی مثبت و محترمانه ایجاد شود.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
✅جهان میدانست و سکوت کرد. و به همین دلیل قسم خوردم که همیشه در هر زمان و هر مکانی که انسانها رنج و تحقیر را تحمل میکنند، ساکت نمانم. باید از حق و حقیقت جانبداری کنیم. بیطرفی به ظالم و ستمگر کمک میکند، نه به مظلوم و قربانی. سکوت، قلدارها و شکنجهگران را تشویق میکند، نه شکنجهشده را. گاهی اوقات ما باید مداخله کنیم."
— الی وایزل (Elie Wiesel)
قلدرهای سازمانی با سو استفاده از مقام و موقعیت سازمانی معمولاً با قلدری و زورگویی افراد قربانی را با منزوی کردن و آسیبپذیرتر کرن تحت سیطره خود در می آورند تا نتواند از خود دفاع کند. اما زمانی که شخص دیگری مداخله کرده و حمایت و همبستگی نشان میدهد، قلدری در رسیدن به هدف خود شکست میخورد. به جای اینکه فرد قربانی احساس تنهایی کند، یک متحد پیدا میکند. این حمایت به قربانی نشان میدهد که رفتار قلدری ناپذیرفتنی است و به او کمک میکند احساس قدرت بیشتری کند.
دلایل اهمیت مداخله در برابر قلدرهای سازمانی:
1. جلوگیری از تشدید: مداخله به موقع میتواند از تشدید رفتار قلدرمآبانه جلوگیری کند. اگر قلدر احساس کند که رفتار او غیرقابل قبول است و پشتیبانی وجود دارد، ممکن است رفتار خود را تغییر دهد.
2. حمایت از قربانی: وقتی مداخلهای صورت میگیرد، فرد قربانی احساس میکند که تنها نیست و دیگران او را حمایت میکنند. این حمایت نه تنها به او کمک میکند که از خود دفاع کند، بلکه باعث تقویت اعتماد به نفس او نیز میشود.
3. تغییر رفتار قلدر: گاهی اوقات افراد قلدر متوجه تأثیر منفی رفتار خود نیستند. مداخلههای کوچک، مانند توضیح دادن به قلدر درباره تأثیر رفتارهایش، میتواند به او کمک کند که تغییراتی در رفتار خود ایجاد کند.
4. بهبود فرهنگ سازمانی: مقابله با قلدری میتواند به ایجاد محیط کاری بهتر کمک کند. تیمهایی که در آنها به احترام و همکاری اهمیت داده میشود، عملکرد بهتری دارند و اعضای آنها احساس امنیت و حمایت بیشتری میکنند.
با وجود این، بسیاری از افراد اغلب قلدرمآبی را در محیط کار نادیده میگیرند یا اجازه میدهند ادامه پیدا کند. دلایل مختلفی میتواند در این امر دخیل باشد:
•ترس از فرد قلدر: ممکن است مداخلهکننده از واکنش قلدر بترسد و به همین دلیل از مداخله خودداری کند.
•عدم اطمینان از بهترین واکنش: گاهی افراد نمیدانند چه واکنشی موثرتر است و به دلیل این عدم اطمینان اقدامی نمیکنند.
برای کمک به افراد در مواجهه با قلدری، سازمان "حق مدار" پنج روش برای مداخله موثر پیشنهاد میدهد:
1.مداخله مستقیم: بهطور مستقیم با فرد قلدر روبرو شوید و با یک جمله واضح او را به چالش بکشید. مثلاً: "این رفتار نامناسب است" یا "الان باید دست از این کار برداری". این روش زمانی کارآمد است که شما در موقعیت قدرت هستید یا میتوانید بهطور مستقیم با قلدر برخورد کنید.
2.حواسپرت کردن: اگر مقابله مستقیم خطرناک یا تشدید کننده باشد، میتوانید توجه فرد قلدر را منحرف کنید. بهعنوان مثال، تغییر موضوع یا ایجاد یک وقفه ناگهانی میتواند توجه قلدر را از قربانی دور کند. در یکی از مثالهای معروف، فردی با خوردن چیپس در متروی نیویورک توجه فرد مزاحم را از زنی که دنبال او میکرد منحرف کرد.
3.واگذار کردن: در مواقعی که مداخله مستقیم برای شما ممکن نیست، میتوانید از شخصی که در موقعیت بهتری قرار دارد، مانند مدیر یا ناظر، کمک بگیرید. بهطور مثال، در یک پرواز وقتی یکی از مسافران قلدرمآبی میکرد، دانشجویی که مداخله مستقیم را مناسب نمیدید از مسافری دیگر که قدرت بیشتری داشت خواست که مداخله کند.
4.تعویق: گاهی به دلیل ترس یا شرایط، مداخله فوری ممکن نیست. در این مواقع میتوانید پس از وقوع حادثه با فرد قربانی صحبت کنید و حمایت خود را نشان دهید. این کار نشان میدهد که شما رفتار قلدری را تأیید نمیکنید و به فرد قربانی کمک میکنید احساس کند تنها نیست.
5. مستند کردن: ثبت و مستندسازی رفتار قلدرمآبانه میتواند به فرد قربانی کمک کند. این مستندات ممکن است به عنوان شواهدی در صورت گزارش حادثه یا حتی برای اطمینان خاطر فرد قربانی از اینکه رفتارهای نادرست واقعی بودهاند، استفاده شود. با این حال، به یاد داشته باشید که این مستندات متعلق به فرد قربانی هستند و نباید بدون رضایت او در جایی مثل شبکههای اجتماعی منتشر شوند.
این روشهای مداخله به افراد کمک میکند که با قلدری مقابله کنند و به ایجاد محیط کاری یا اجتماعی سالمتر کمک کنند. نکته کلیدی این است که عدم مداخله میتواند به تقویت قلدری و احساس گناه در فرد تماشاگر منجر شود.
نتیجهگیری: رهبران و همکاران باید یاد بگیرند که چگونه در مقابل قلدری سازمانی مداخله کنند تا محیطی مثبت و محترمانه ایجاد شود.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
👍1
Forwarded from (Competent Managers) مدیران شایسته
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴 ایجاد سیستم های جاسوس پروری در سازمان، آخرین تیر خلاص بر پیکره فرهنگ سازمانی تعالی گرا. و کشتن اعتماد در بین کارکنان است.
🔴يكي از بدترين صفات رفتاري مديران نالايق، جاسوس پروري و گسترش بياعتمادي در سازمان است.
🔴به جای ایجاد تفرقه بین کارکنان و نصب دوربین های مختلف برای کنترل کارکنان و ایجاد سیستم های جاسوسی و جاسوس پروری به فکر ایجاد اتحاد و نظم بین کارکنان باشید.
💎 با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔴يكي از بدترين صفات رفتاري مديران نالايق، جاسوس پروري و گسترش بياعتمادي در سازمان است.
🔴به جای ایجاد تفرقه بین کارکنان و نصب دوربین های مختلف برای کنترل کارکنان و ایجاد سیستم های جاسوسی و جاسوس پروری به فکر ایجاد اتحاد و نظم بین کارکنان باشید.
💎 با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔴 ایجاد سیستم های جاسوس پروری در سازمان، آخرین تیر خلاص بر پیکره فرهنگ سازمانی تعالی گرا. و کشتن اعتماد در بین کارکنان است.
🔴جاسوس پروری و گسترش بیاعتمادی در سازمانها از جمله رفتارهای مخرب مدیران نالایق است که میتواند به شدت به فرهنگ سازمان آسیب بزند و عملکرد کلی را تحت تأثیر قرار دهد. در دنیای امروز، جایی که همکاری و ارتباطات مؤثر از ارکان اصلی موفقیت سازمانها به شمار میرود، ایجاد فضایی پر از بیاعتمادی میتواند عواقب جدی داشته باشد.
🔴۱. پیامدهای جاسوسپروری
جاسوسپروری و نظارت مداوم بر کارکنان میتواند به بروز احساس ناامنی و اضطراب در بین اعضای تیم منجر شود. این وضعیت نه تنها باعث کاهش روحیه کارکنان میشود بلکه میتواند منجر به افزایش نرخ ترک شغل، کاهش خلاقیت و نوآوری و همچنین کاهش کیفیت کار شود. کارکنانی که احساس میکنند تحت نظارت دائمی هستند، تمایل کمتری به ابراز نظرات و ایدههای خود خواهند داشت و این امر میتواند به stagnation (ایستایی) در فرایندها و پروژهها منجر شود.
🔴۲. ایجاد اعتماد و اتحاد
به جای ایجاد تفرقه و بیاعتمادی، مدیران باید به فکر ایجاد فضایی از اعتماد و همکاری باشند. برای این منظور، چند راهکار موثر وجود دارد:
• تقویت ارتباطات باز: ایجاد یک فرهنگ ارتباطی باز که در آن کارکنان بتوانند آزادانه نظرات و ایدههای خود را بیان کنند، بسیار مهم است. این کار میتواند از طریق جلسات منظم، کارگاههای آموزشی و یا پلتفرمهای آنلاین انجام شود.
• تشویق به همکاری: طراحی پروژهها و وظایفی که نیاز به همکاری بین اعضای تیم دارند، میتواند به تقویت روابط بین کارکنان کمک کند. این کار نه تنها موجب افزایش اعتماد بین افراد میشود بلکه به تبادل ایدهها و تجربیات نیز کمک میکند.
• مدیریت شفاف: شفافیت در تصمیمگیریها و فرآیندهای مدیریتی میتواند احساس اعتماد را در کارکنان تقویت کند. مدیران باید توضیح دهند که چرا تصمیمات خاصی اتخاذ شدهاند و چگونه این تصمیمات به نفع کل سازمان است.
🔴۳. بهرهگیری از فناوری
استفاده از فناوریهای نوین مانند ابزارهای مدیریت پروژه و ارتباطات آنلاین میتواند به تسهیل همکاری و ارتباطات کمک کند. این ابزارها نه تنها امکان نظارت بر پیشرفت کار را فراهم میکنند بلکه باعث میشوند که کارکنان احساس کنند در یک محیط تیمی کار میکنند.
🔴۴. آموزش و توسعه فردی
سرمایهگذاری در آموزش و توسعه فردی کارکنان میتواند به افزایش اعتماد به نفس آنها کمک کند. زمانی که کارکنان احساس کنند که مهارتهایشان در حال رشد است، تمایل بیشتری به مشارکت در فرآیندها و ابراز نظرات خود خواهند داشت.
🔴۵. فرهنگ سازمانی مثبت
مدیران باید به دنبال ایجاد یک فرهنگ سازمانی مثبت باشند که در آن ارزشهای مشترک مانند احترام، همکاری و نوآوری ترویج شود. این فرهنگ میتواند به عنوان یک عامل محرک برای افزایش رضایت شغلی و کاهش تنشها عمل کند.
🟢نتیجهگیری
در نهایت، ایجاد یک محیط کاری سالم و مثبت نیازمند تلاش مستمر مدیران برای تقویت اعتماد و همکاری بین کارکنان است. به جای ایجاد تفرقه بین کارکنان و نصب دوربین های مختلف برای کنترل کارکنان و ایجاد سیستم های جاسوسی و جاسوس پروری به فکر ایجاد اتحاد و نظم بین کارکنان باشید.. با دوری از رفتارهای مخرب مانند جاسوسپروری و تمرکز بر تقویت اتحاد، سازمانها میتوانند به سمت موفقیت پایدار حرکت کنند.
💎 با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔴جاسوس پروری و گسترش بیاعتمادی در سازمانها از جمله رفتارهای مخرب مدیران نالایق است که میتواند به شدت به فرهنگ سازمان آسیب بزند و عملکرد کلی را تحت تأثیر قرار دهد. در دنیای امروز، جایی که همکاری و ارتباطات مؤثر از ارکان اصلی موفقیت سازمانها به شمار میرود، ایجاد فضایی پر از بیاعتمادی میتواند عواقب جدی داشته باشد.
🔴۱. پیامدهای جاسوسپروری
جاسوسپروری و نظارت مداوم بر کارکنان میتواند به بروز احساس ناامنی و اضطراب در بین اعضای تیم منجر شود. این وضعیت نه تنها باعث کاهش روحیه کارکنان میشود بلکه میتواند منجر به افزایش نرخ ترک شغل، کاهش خلاقیت و نوآوری و همچنین کاهش کیفیت کار شود. کارکنانی که احساس میکنند تحت نظارت دائمی هستند، تمایل کمتری به ابراز نظرات و ایدههای خود خواهند داشت و این امر میتواند به stagnation (ایستایی) در فرایندها و پروژهها منجر شود.
🔴۲. ایجاد اعتماد و اتحاد
به جای ایجاد تفرقه و بیاعتمادی، مدیران باید به فکر ایجاد فضایی از اعتماد و همکاری باشند. برای این منظور، چند راهکار موثر وجود دارد:
• تقویت ارتباطات باز: ایجاد یک فرهنگ ارتباطی باز که در آن کارکنان بتوانند آزادانه نظرات و ایدههای خود را بیان کنند، بسیار مهم است. این کار میتواند از طریق جلسات منظم، کارگاههای آموزشی و یا پلتفرمهای آنلاین انجام شود.
• تشویق به همکاری: طراحی پروژهها و وظایفی که نیاز به همکاری بین اعضای تیم دارند، میتواند به تقویت روابط بین کارکنان کمک کند. این کار نه تنها موجب افزایش اعتماد بین افراد میشود بلکه به تبادل ایدهها و تجربیات نیز کمک میکند.
• مدیریت شفاف: شفافیت در تصمیمگیریها و فرآیندهای مدیریتی میتواند احساس اعتماد را در کارکنان تقویت کند. مدیران باید توضیح دهند که چرا تصمیمات خاصی اتخاذ شدهاند و چگونه این تصمیمات به نفع کل سازمان است.
🔴۳. بهرهگیری از فناوری
استفاده از فناوریهای نوین مانند ابزارهای مدیریت پروژه و ارتباطات آنلاین میتواند به تسهیل همکاری و ارتباطات کمک کند. این ابزارها نه تنها امکان نظارت بر پیشرفت کار را فراهم میکنند بلکه باعث میشوند که کارکنان احساس کنند در یک محیط تیمی کار میکنند.
🔴۴. آموزش و توسعه فردی
سرمایهگذاری در آموزش و توسعه فردی کارکنان میتواند به افزایش اعتماد به نفس آنها کمک کند. زمانی که کارکنان احساس کنند که مهارتهایشان در حال رشد است، تمایل بیشتری به مشارکت در فرآیندها و ابراز نظرات خود خواهند داشت.
🔴۵. فرهنگ سازمانی مثبت
مدیران باید به دنبال ایجاد یک فرهنگ سازمانی مثبت باشند که در آن ارزشهای مشترک مانند احترام، همکاری و نوآوری ترویج شود. این فرهنگ میتواند به عنوان یک عامل محرک برای افزایش رضایت شغلی و کاهش تنشها عمل کند.
🟢نتیجهگیری
در نهایت، ایجاد یک محیط کاری سالم و مثبت نیازمند تلاش مستمر مدیران برای تقویت اعتماد و همکاری بین کارکنان است. به جای ایجاد تفرقه بین کارکنان و نصب دوربین های مختلف برای کنترل کارکنان و ایجاد سیستم های جاسوسی و جاسوس پروری به فکر ایجاد اتحاد و نظم بین کارکنان باشید.. با دوری از رفتارهای مخرب مانند جاسوسپروری و تمرکز بر تقویت اتحاد، سازمانها میتوانند به سمت موفقیت پایدار حرکت کنند.
💎 با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🟢 شرافت زندگی کردن تاوان سختی داره، خیلی
🔹شریف بودن به بهای تحمل سختیها و تاوانهاست. مفاهیمی همچون معرفت، انسانیت، دوستی و رفاقت، صداقت، خانواده و ارزشهای والای دیگر در وجود انسان های شریف نهادینه شده و نهفته است، هر چند ممکن است باعث شوند تا دیگران از ایشان دور شوند. اما با این وجود، انسان های شریف به زندگی شرافتمندانه و حفظ ارزشهای اصیل انسانی پایبند میمانند.
🔹متاسفانه این انسان های شریف در دنیایی زندگی میکنند که ارزشهای انسانی کمتر مورد توجه قرار میگیرند. آنها به معرفت، خانواده، عشق و انسانیت اعتقاد کامل دارند و آنها را در زندگی خود به کار میگیرند اما گاهی احساس میکنند که تنها مانده اند. یک دفعه به دور و بر خود نگاه میکنند و میبینید که اکثر آدمها از کنار شان عبور کرده و به آنها میخندند!!. این همان لحظه و حس غریبی است که احساس تنهایی و ناامیدی میکنند، ولی با این حال، با اعتقاد راسخ به ارزشهای اخلاقی و انسانی، همچنان به ارزشهای انسانی خود پایبند میمانند. حتی اگر بقیه آدمها آنها را تنها بگذارند... این ارزشها همان چیزی است که انسانهای شریف را از دیگران متمایز میکند.
🆔@Competentmanagers
🔹شریف بودن به بهای تحمل سختیها و تاوانهاست. مفاهیمی همچون معرفت، انسانیت، دوستی و رفاقت، صداقت، خانواده و ارزشهای والای دیگر در وجود انسان های شریف نهادینه شده و نهفته است، هر چند ممکن است باعث شوند تا دیگران از ایشان دور شوند. اما با این وجود، انسان های شریف به زندگی شرافتمندانه و حفظ ارزشهای اصیل انسانی پایبند میمانند.
🔹متاسفانه این انسان های شریف در دنیایی زندگی میکنند که ارزشهای انسانی کمتر مورد توجه قرار میگیرند. آنها به معرفت، خانواده، عشق و انسانیت اعتقاد کامل دارند و آنها را در زندگی خود به کار میگیرند اما گاهی احساس میکنند که تنها مانده اند. یک دفعه به دور و بر خود نگاه میکنند و میبینید که اکثر آدمها از کنار شان عبور کرده و به آنها میخندند!!. این همان لحظه و حس غریبی است که احساس تنهایی و ناامیدی میکنند، ولی با این حال، با اعتقاد راسخ به ارزشهای اخلاقی و انسانی، همچنان به ارزشهای انسانی خود پایبند میمانند. حتی اگر بقیه آدمها آنها را تنها بگذارند... این ارزشها همان چیزی است که انسانهای شریف را از دیگران متمایز میکند.
🆔@Competentmanagers
👍1
🔰ضریب شرافت چیست؟
ضریب شرافت (Decency Quotient) که به اختصار با (DQ) معرفی میشود، مفهومی فراتر از هوش اجتماعی دارد. شرافت در سازمان به این معناست که یک مدیر نه تنها نسبت به کارمندان و همکارانش احساس همدلی دارد، بلکه تمایل واقعی برای مراقبت از آنها را نیز از خود نشان میدهد. رفتار شرافتمندانه یک رهبر در تعاملات روزانه او با دیگران مشهود است؛ به این صورت که در محل کار به همراه تمرکز بر درست انجام شدن کارها، خواستههای خوب و مثبتی برای همه کارکنان خود دارد. از همه مهمتر یک مدیر موفق و برخوردار از ضریب شرافت بالا در جهت اطمینان یافتن از اینکه همه کارمندان احساس ارزشمندی و احترام دارند به طور مشخص و موثری تلاش میکند. ضریب شرافت به کارمندان کمک میکند که قلب و ذهن خود را بر کاری که انجام میدهند متمرکز کنند..
🔰ضریب شرافت مدیران سازمان هر روز تصمیمات بزرگ و کوچکی میگیرند که بر کارمندان، مشتریان و حتی گاهاً بر روی کل جامعه اثر مثبت و یا منفی به همراه دارد. رهبران امروز و آینده به شرطی در کار خود موفق میشوند که بتوانند به ترکیبی از سه عنصر بهره مند بشند
🟣ادامه در کانال مدیران شایسته
🆔@Competentmanagers
ضریب شرافت (Decency Quotient) که به اختصار با (DQ) معرفی میشود، مفهومی فراتر از هوش اجتماعی دارد. شرافت در سازمان به این معناست که یک مدیر نه تنها نسبت به کارمندان و همکارانش احساس همدلی دارد، بلکه تمایل واقعی برای مراقبت از آنها را نیز از خود نشان میدهد. رفتار شرافتمندانه یک رهبر در تعاملات روزانه او با دیگران مشهود است؛ به این صورت که در محل کار به همراه تمرکز بر درست انجام شدن کارها، خواستههای خوب و مثبتی برای همه کارکنان خود دارد. از همه مهمتر یک مدیر موفق و برخوردار از ضریب شرافت بالا در جهت اطمینان یافتن از اینکه همه کارمندان احساس ارزشمندی و احترام دارند به طور مشخص و موثری تلاش میکند. ضریب شرافت به کارمندان کمک میکند که قلب و ذهن خود را بر کاری که انجام میدهند متمرکز کنند..
🔰ضریب شرافت مدیران سازمان هر روز تصمیمات بزرگ و کوچکی میگیرند که بر کارمندان، مشتریان و حتی گاهاً بر روی کل جامعه اثر مثبت و یا منفی به همراه دارد. رهبران امروز و آینده به شرطی در کار خود موفق میشوند که بتوانند به ترکیبی از سه عنصر بهره مند بشند
🟣ادامه در کانال مدیران شایسته
🆔@Competentmanagers
🔰ضریب شرافت چیست؟
ضریب شرافت (Decency Quotient) که به اختصار با (DQ) معرفی میشود، مفهومی فراتر از هوش اجتماعی دارد. شرافت در سازمان به این معناست که یک مدیر نه تنها نسبت به کارمندان و همکارانش احساس همدلی دارد، بلکه تمایل واقعی برای مراقبت از آنها را نیز از خود نشان میدهد. رفتار شرافتمندانه یک رهبر در تعاملات روزانه او با دیگران مشهود است؛ به این صورت که در محل کار به همراه تمرکز بر درست انجام شدن کارها، خواستههای خوب و مثبتی برای همه کارکنان خود دارد. از همه مهمتر یک مدیر موفق و برخوردار از ضریب شرافت بالا در جهت اطمینان یافتن از اینکه همه کارمندان احساس ارزشمندی و احترام دارند به طور مشخص و موثری تلاش میکند. ضریب شرافت به کارمندان کمک میکند که قلب و ذهن خود را بر کاری که انجام میدهند متمرکز کنند..
🔰ضریب شرافت (DQ: DECENCY QUOTIENT) مدیران سازمان هر روز تصمیمات بزرگ و کوچکی میگیرند که بر کارمندان، مشتریان و حتی گاهاً بر روی کل جامعه اثر مثبت و یا منفی به همراه دارد. رهبران امروز و آینده به شرطی در کار خود موفق میشوند که بتوانند به ترکیبی از سه عنصر بهره هوشی (IQ)، هوش هیجانی (EQ) و ضریب شرافت (DQ) دست یابند و تعادلی بین این سه عنصر ایجاد نمایند. منظور از بهره هوشی تنها بهرهمندی از ضریب هوشی نیست بلکه توانایی مدیر در ارائهی ایدههای کاربردی برای موفقیت سازمان در زمان مناسب است. مدیران سازمان با مفهوم هوش هیجانی نیز بیگانه نیستند. هوش هیجانی به معنای دستیابی به آگاهی از احساسات خود و درک احساسات دیگران است. رهبران موفق سازمانها از این قابلیت خود نباید برای دستکاری ذهن افراد در جهت منافع خود استفاده کنند بلکه باید در نتیجه آگاهی از عواطف و احساسات کارمندان، همدلی کرده و رفتار مشفقانه نسبت به آنها داشته باشند. از آن جا که هوش هیجانی میتواند جنبه منفی نیز داشته باشد، برخورداری از آن کافی نیست. باید عنصر بسیار مهمتری به کمک ضریب هوشی و هوش هیجانی بیاید تا قابلیتهای افراد در جهت فریب دیگران برای دستیابی به منافع شخصی به کار گرفته نشود. این عنصر همان ضریب شرافت است که در این مطلب محور بررسی ما قرار خواهد گرفت. در ادامه به مفهوم ضریب شرافت و اهمیت آن خواهیم پرداخت.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
ضریب شرافت (Decency Quotient) که به اختصار با (DQ) معرفی میشود، مفهومی فراتر از هوش اجتماعی دارد. شرافت در سازمان به این معناست که یک مدیر نه تنها نسبت به کارمندان و همکارانش احساس همدلی دارد، بلکه تمایل واقعی برای مراقبت از آنها را نیز از خود نشان میدهد. رفتار شرافتمندانه یک رهبر در تعاملات روزانه او با دیگران مشهود است؛ به این صورت که در محل کار به همراه تمرکز بر درست انجام شدن کارها، خواستههای خوب و مثبتی برای همه کارکنان خود دارد. از همه مهمتر یک مدیر موفق و برخوردار از ضریب شرافت بالا در جهت اطمینان یافتن از اینکه همه کارمندان احساس ارزشمندی و احترام دارند به طور مشخص و موثری تلاش میکند. ضریب شرافت به کارمندان کمک میکند که قلب و ذهن خود را بر کاری که انجام میدهند متمرکز کنند..
🔰ضریب شرافت (DQ: DECENCY QUOTIENT) مدیران سازمان هر روز تصمیمات بزرگ و کوچکی میگیرند که بر کارمندان، مشتریان و حتی گاهاً بر روی کل جامعه اثر مثبت و یا منفی به همراه دارد. رهبران امروز و آینده به شرطی در کار خود موفق میشوند که بتوانند به ترکیبی از سه عنصر بهره هوشی (IQ)، هوش هیجانی (EQ) و ضریب شرافت (DQ) دست یابند و تعادلی بین این سه عنصر ایجاد نمایند. منظور از بهره هوشی تنها بهرهمندی از ضریب هوشی نیست بلکه توانایی مدیر در ارائهی ایدههای کاربردی برای موفقیت سازمان در زمان مناسب است. مدیران سازمان با مفهوم هوش هیجانی نیز بیگانه نیستند. هوش هیجانی به معنای دستیابی به آگاهی از احساسات خود و درک احساسات دیگران است. رهبران موفق سازمانها از این قابلیت خود نباید برای دستکاری ذهن افراد در جهت منافع خود استفاده کنند بلکه باید در نتیجه آگاهی از عواطف و احساسات کارمندان، همدلی کرده و رفتار مشفقانه نسبت به آنها داشته باشند. از آن جا که هوش هیجانی میتواند جنبه منفی نیز داشته باشد، برخورداری از آن کافی نیست. باید عنصر بسیار مهمتری به کمک ضریب هوشی و هوش هیجانی بیاید تا قابلیتهای افراد در جهت فریب دیگران برای دستیابی به منافع شخصی به کار گرفته نشود. این عنصر همان ضریب شرافت است که در این مطلب محور بررسی ما قرار خواهد گرفت. در ادامه به مفهوم ضریب شرافت و اهمیت آن خواهیم پرداخت.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
ضریب شرافت (Decency Quotient یا DQ) به عنوان یک مفهوم نوظهور در حوزه رهبری و مدیریت سازمانی مطرح شده است. در حالی که این مفهوم هنوز به اندازه ضریب هوشی (IQ) یا هوش هیجانی (EQ) در ادبیات آکادمیک جا نیفتاده است، برخی پژوهشگران و متخصصان مدیریت به تازگی به بررسی آن پرداخته اند. در ادامه، مبانی علمی، شاخصهای اندازهگیری احتمالی و منابع مرتبط با DQ ارائه میشود:
مبانی علمی و تخصصی ضریب شرافت (DQ)
۱. تعریف و جایگاه DQ
- ضریب شرافت به عنوان توانایی رهبران در ایجاد محیطی مبتنی بر احترام، همدلی، و مراقبت از کارکنان تعریف میشود. این مفهوم توسط نویسندگانی مانند جان کولمن در کتاب "The Decency Code: The Leader’s Path to Building Integrity and Trust" (2020) معرفی شد و بر نقش صداقت، فروتنی، و مسئولیت پذیری در رهبری تأکید دارد.
- ضریب شرافت به عنوان مکمل EQ و IQ در نظر گرفته میشود و بر این ایده استوار است که رهبران موفق باید ترکیبی از سه عنصر هوش تحلیلی (IQ)، هوش عاطفی (EQ)، و هوش اخلاقی/شرافتمندانه (DQ) را داشته باشند.
۲. تفاوت DQ با مفاهیم مشابه
- ضریب شرافت با مفاهیمی مانند رهبری اخلاقی (Ethical Leadership) یا رهبری خدمتگزار (Servant Leadership) شباهت دارد، اما تمرکز آن بر رفتارهای روزمره رهبران (مانند احترام به کرامت انسانی، شفافیت، و پاسخگویی) و نه صرفاً تصمیم گیریهای اخلاقی کلان است.
۳. پشتوانه پژوهشی
- پژوهشهای محدودی به صورت مستقیم به DQ پرداخته اند، اما مطالعات مرتبط با روانشناسی مثبتگرا (Positive Psychology) و رفتار سازمانی (Organizational Behavior) از مؤلفههای DQ حمایت میکنند.
- برای مثال، تحقیقات برنه براون در مورد آسیبپذیری و رهبری و کارهای آدام گرنت در زمینه بخشندگی و همکاری به طور غیرمستقیم به ابعاد DQ اشاره دارند.
شاخص های اندازهگیری ضریب شرافت (DQ)
شاخصهای DQ عمدتاً مبتنی بر رفتارهای قابل مشاهده و بازخوردهای کارکنان هستند. برخی از معیارهای پیشنهادی عبارتند از:
۱. شاخص های فردی (در سطح رهبر)
- همدلی فعال: توانایی درک احساسات کارکنان و پاسخگویی به نیازهای آنها.
- رفتارهای احترامآمیز: استفاده از زبان و رفتار غیرتحقیرآمیز، گوشدادن فعال، و ارزشگذاری به نظرات دیگران.
- شفافیت و صداقت: ارائه اطلاعات دقیق و اجتناب از پنهانکاری.
- مسئولیت پذیری اجتماعی: توجه به تأثیر تصمیمات سازمان بر جامعه و محیطزیست.
۲. شاخصهای سازمانی
- میزان اعتماد کارکنان به مدیریت: اندازهگیری شده از طریق نظرسنجیهای داخلی.
- نرخ حفظ کارکنان (Employee Retention Rate): ارتباط مثبت بین DQ مدیران و تمایل کارکنان به ماندن در سازمان.
- فرهنگ گزارشدهی شفاف: تعداد گزارشهای مربوط به تخلفات اخلاقی و نحوه برخورد با آنها.
۳. ابزارهای اندازه گیری
- پرسشنامه های 360 درجه: جمع آوری بازخورد از همکاران، زیردستان، و مافوقها درباره رفتارهای شرافتمندانه رهبر.
- مقیاسهای مبتنی بر روانشناسی مثبتگرا: مانند ارزیابی میزان رضایت شغلی و احساس تعلق کارکنان.
- شاخصهای کیفی: تحلیل محتوای مکالمات و ایمیلهای مدیران از نظر احترام و همدلی.
منابع علمی و عملی برای مطالعه بیشتر
۱. کتابها:
- 📘 "The Decency Code: The Leader’s Path to Building Integrity and Trust" by Steven L. Harrison & James M. Kouzes.
- 📘 "Dare to Lead" by Brené Brown (تمرکز بر آسیبپذیری و رهبری شرافتمندانه).
۲. مقالات:
- 📄 "Decency Quotient: The Next Big Thing in Leadership" (Harvard Business Review, 2021 - مقالهای نظری).
- 📄 "Ethical Leadership and Employee Well-being" (Journal of Business Ethics, 2020).
۳. مدلهای سازمانی:
- مدل "راهبرد سه گانه IQ, EQ, DQ" در مشاورههای شرکتهای بزرگی مانند مککینزی و گالوپ.
۴. سازمانهای پیشرو:
- شرکتهایی مانند پاتاگونیا و سازمان بهداشت جهانی (WHO) که بر مسئولیتپذیری اجتماعی و احترام به کارکنان تمرکز دارند، به عنوان نمونههای عملی DQ شناخته میشوند.
جمع بندی
اگرچه DQ هنوز به عنوان یک شاخص استاندارد شده در روانشناسی صنعتی-سازمانی شناخته نمیشود، اما به سرعت در حال تبدیل شدن به یک مفهوم کلیدی در مباحث رهبری مدرن است. شاخصهای آن عمدتاً مبتنی بر رفتارهای اخلاقی، بازخورد کارکنان، و تأثیرات سازمانی هستند. برای توسعه بیشتر این مفهوم، انجام پژوهشهای تجربی و طراحی ابزارهای سنجش معتبر ضروری است..
مبانی علمی و تخصصی ضریب شرافت (DQ)
۱. تعریف و جایگاه DQ
- ضریب شرافت به عنوان توانایی رهبران در ایجاد محیطی مبتنی بر احترام، همدلی، و مراقبت از کارکنان تعریف میشود. این مفهوم توسط نویسندگانی مانند جان کولمن در کتاب "The Decency Code: The Leader’s Path to Building Integrity and Trust" (2020) معرفی شد و بر نقش صداقت، فروتنی، و مسئولیت پذیری در رهبری تأکید دارد.
- ضریب شرافت به عنوان مکمل EQ و IQ در نظر گرفته میشود و بر این ایده استوار است که رهبران موفق باید ترکیبی از سه عنصر هوش تحلیلی (IQ)، هوش عاطفی (EQ)، و هوش اخلاقی/شرافتمندانه (DQ) را داشته باشند.
۲. تفاوت DQ با مفاهیم مشابه
- ضریب شرافت با مفاهیمی مانند رهبری اخلاقی (Ethical Leadership) یا رهبری خدمتگزار (Servant Leadership) شباهت دارد، اما تمرکز آن بر رفتارهای روزمره رهبران (مانند احترام به کرامت انسانی، شفافیت، و پاسخگویی) و نه صرفاً تصمیم گیریهای اخلاقی کلان است.
۳. پشتوانه پژوهشی
- پژوهشهای محدودی به صورت مستقیم به DQ پرداخته اند، اما مطالعات مرتبط با روانشناسی مثبتگرا (Positive Psychology) و رفتار سازمانی (Organizational Behavior) از مؤلفههای DQ حمایت میکنند.
- برای مثال، تحقیقات برنه براون در مورد آسیبپذیری و رهبری و کارهای آدام گرنت در زمینه بخشندگی و همکاری به طور غیرمستقیم به ابعاد DQ اشاره دارند.
شاخص های اندازهگیری ضریب شرافت (DQ)
شاخصهای DQ عمدتاً مبتنی بر رفتارهای قابل مشاهده و بازخوردهای کارکنان هستند. برخی از معیارهای پیشنهادی عبارتند از:
۱. شاخص های فردی (در سطح رهبر)
- همدلی فعال: توانایی درک احساسات کارکنان و پاسخگویی به نیازهای آنها.
- رفتارهای احترامآمیز: استفاده از زبان و رفتار غیرتحقیرآمیز، گوشدادن فعال، و ارزشگذاری به نظرات دیگران.
- شفافیت و صداقت: ارائه اطلاعات دقیق و اجتناب از پنهانکاری.
- مسئولیت پذیری اجتماعی: توجه به تأثیر تصمیمات سازمان بر جامعه و محیطزیست.
۲. شاخصهای سازمانی
- میزان اعتماد کارکنان به مدیریت: اندازهگیری شده از طریق نظرسنجیهای داخلی.
- نرخ حفظ کارکنان (Employee Retention Rate): ارتباط مثبت بین DQ مدیران و تمایل کارکنان به ماندن در سازمان.
- فرهنگ گزارشدهی شفاف: تعداد گزارشهای مربوط به تخلفات اخلاقی و نحوه برخورد با آنها.
۳. ابزارهای اندازه گیری
- پرسشنامه های 360 درجه: جمع آوری بازخورد از همکاران، زیردستان، و مافوقها درباره رفتارهای شرافتمندانه رهبر.
- مقیاسهای مبتنی بر روانشناسی مثبتگرا: مانند ارزیابی میزان رضایت شغلی و احساس تعلق کارکنان.
- شاخصهای کیفی: تحلیل محتوای مکالمات و ایمیلهای مدیران از نظر احترام و همدلی.
منابع علمی و عملی برای مطالعه بیشتر
۱. کتابها:
- 📘 "The Decency Code: The Leader’s Path to Building Integrity and Trust" by Steven L. Harrison & James M. Kouzes.
- 📘 "Dare to Lead" by Brené Brown (تمرکز بر آسیبپذیری و رهبری شرافتمندانه).
۲. مقالات:
- 📄 "Decency Quotient: The Next Big Thing in Leadership" (Harvard Business Review, 2021 - مقالهای نظری).
- 📄 "Ethical Leadership and Employee Well-being" (Journal of Business Ethics, 2020).
۳. مدلهای سازمانی:
- مدل "راهبرد سه گانه IQ, EQ, DQ" در مشاورههای شرکتهای بزرگی مانند مککینزی و گالوپ.
۴. سازمانهای پیشرو:
- شرکتهایی مانند پاتاگونیا و سازمان بهداشت جهانی (WHO) که بر مسئولیتپذیری اجتماعی و احترام به کارکنان تمرکز دارند، به عنوان نمونههای عملی DQ شناخته میشوند.
جمع بندی
اگرچه DQ هنوز به عنوان یک شاخص استاندارد شده در روانشناسی صنعتی-سازمانی شناخته نمیشود، اما به سرعت در حال تبدیل شدن به یک مفهوم کلیدی در مباحث رهبری مدرن است. شاخصهای آن عمدتاً مبتنی بر رفتارهای اخلاقی، بازخورد کارکنان، و تأثیرات سازمانی هستند. برای توسعه بیشتر این مفهوم، انجام پژوهشهای تجربی و طراحی ابزارهای سنجش معتبر ضروری است..