Forwarded from اتچ بات
🔰پانزده ویژگی مدیران بد را بشناسید_ بخش اول_
🔺 هر مدیری بسته به ویژگیهای ذاتی و اکتسابی تفاوت هایی باهم دارند. به گزارش مجله موفقیت به نقل از فوربس، مشکل بسیاری از سازمانها این است که نمیتوانند مشکل را تشخیص دهند یا این که نمیتوانند مدیران خوب را از مدیران بد متمایز کنند. در این مطلب، به تعداد معدودی از ویژگیهای مدیران بد پرداخته میشود.
🔹1- مدیری که نمیتواند ببیند، احتمالا راهش را پیدا نخواهد کرد.
مدیران بدون زاویه دید موفق نمیشوند. آنهایی که زاویه دید ندارند، نمیتوانند به تیم انگیزه بدهند، نیروها را ترغیب کنند و ارزهای متداوم را به وجود بیاورند. زاویه دید خیلی نزدیک، یا بسیار عمیق، زاویه دیدی که ناگهان تغییر میکند یا اصلا نبود زاویه دید، باعث شکست مدیران میشود. کار یک مدیر سازمان این است که سازمان را به سوی یک زاویه دید روشن و قابل دسترس هدایت کند. این هدف محقق نمیشود وقتی که یک نابینا میخواهد نابینای دیگری را راهنمایی کند.
🔹2- مدیرانی که خودشان را مدیریت نمیکنند.
مدیری که شخصیت یا شرافت و صداقت ندارد، نمیتواند در طول زمان دوام بیاورد. این مهم نیست که یک فرد چقدر باهوش، صمیمی، انگیزه دهنده یا با دانش باشد، اگر او با اعمال غیر اخلاقی، بخواهد اهداف اکنون یا آینده را پیش ببرند، عاقبت به دلیل همین رفتار خودشان شکست خواهند خورد. گذر کردن از اخلاقیات، فرمولی برای رسیدن به موفقیت نیست.
🔹3-انجامش بده یا ساکت شو.
هیچ مشکلی، ضعف مدیریت را مانند ضعف در انجام کارها نشان نمیدهد. هیچ کس کامل نیست اما مدیرانی که به طور پیوسته موفق نمیشوند و شکست میخورند، فارغ از این که چقدر دوست داشته باشند که موفق شوند، مدیر نیستند. وقتی که یک مدیر به مدت طولانی هیچ برنامهای را نمیتواند با موفقیت پشت سر بگذارد، این نکته در حافظه جمعی سازمان وارد میشود که امکان انجام درست کارها در سازمان کم است. کسی که به طور پیوسته در انجام کارها موفق میشود، شانس بیشتری در موفقیت کارهای بعدیش، نسبت به کسی که موفق نمیشود دارد. باید به خاطر داشته باشید که مدیرانی که قابلیتشان در انجام کارها ثابت نشده، ریسک بیشتری برای شکست خوردن دارند. صاحبان کسب و کار، توان بالقوه مدیران را تشخیص میدهند اما برای موفقیتهایی هم که در گذشته داشتهاند، ارزش قایلند.
🔹4-مراقبت همهچیزدانها باشید.
بهترین مدیران کسانی هستند که میدانند که چقدر نمیدانند. آنها نیازی ندارند که باهوشترین فرد در سازمان باشند اما اشتیاق سیریناپذیری دارند که از دیگران بیاموزند. مدیرانی که رشد نمیکنند، نخواهند توانست کسب و کاری را که در حال رشد است، مدیریت کنند. یکی از مشخصههای شناخت مدیران و رهبران بزرگ، کنجکاوی بسیار زیاد آنان است. اگر یک مدیر درباره جنبههای مختلف کار در سازمان تحت مدیریتش به خوبی کنجکاو نباشد، مطمئن باشید که در طول زمان برای او مشکلات بسیاری پیش خواهد آمد.
🔹5-وقتی که مشکلی در ارتباط وجود دارد.
هنگامی که یک مدیر مدام به وسیله کسانی که آنها را مشاهده نمیکند، مشکل پیدا میکند و برای حل آن سردرگم میشود، در واقع هم با مشکل مدیریتی و هم با مشکل ارتباطات در سازمان روبهرو است. مدیران بزرگ، به طور تاثیرگذاری میتوانند با افراد سازمان، رسانهها، مجامع و محیط اطراف خود ارتباط معقولی برقرار کنند. آنها گوشکنندههای فعالی هستند که جریان فکریشان مدام کار میکند و میدانند که چه موقعی حرف بزنند، کم حرف بزنند یا اصلا ساکت باشند.
🔹6- همه کارها را دیگران بر دوش میکشند.
اگر یک مدیر مفهوم «گذشتن از خود» را درک نکند، نمیتواند منشا به وجود آمدن صداقت، اعتماد به نفس و وفاداری در سازمانی باشد که آن را مدیریت میکند. هر مدیری، فقط به همان خوبی مجموعهای است که در حال مدیریت آن است. نبود یا از بین بردن کمی غرور، اعتماد به نفس، جاهطلبی و اعتقاد به خود در یک تیم، از خصوصیتهای مدیریت شایسته نیست. مدیران واقعی ادعا میکنند، فضا را برای کار مهیا میکنند و از اعتبار خود خرج میکنند؛ نه این که فقط از دیگران استفاده کنند.
🔹7-ترانه عشق نمیسراید.
در حالی که مدیریت و رهبری و نیز عشق، دو کلمهای هستند که خیلی کم اتفاق میافتد در یک جمله با هم بیایند، باید به شما اطمینان داد که مدیران بزرگ خیلی به ندرت از یک سازمان خارج میشوند، مگر این که در آن عشق به اندازه کافی وجود نداشته باشد یا تمرین نشده باشد. اگر شکستهای مدیران را در جایی جمع کنیم و به عنوان یک کلاس آموزشی به آنها نگاه کنیم، میتوان دید که نبود عشق، یا عشق نابجا و بی منطق دلیل موفق نشدن آنها یا دست کم ریشه علتهای شکستشان بوده است.همدردی، فروتنی و مهربانی، ترانههای مدیریت قوی هستند نه ضعیف.
♦️کانال مدیران شایسته
🌸@Competentmanagers
🔺 هر مدیری بسته به ویژگیهای ذاتی و اکتسابی تفاوت هایی باهم دارند. به گزارش مجله موفقیت به نقل از فوربس، مشکل بسیاری از سازمانها این است که نمیتوانند مشکل را تشخیص دهند یا این که نمیتوانند مدیران خوب را از مدیران بد متمایز کنند. در این مطلب، به تعداد معدودی از ویژگیهای مدیران بد پرداخته میشود.
🔹1- مدیری که نمیتواند ببیند، احتمالا راهش را پیدا نخواهد کرد.
مدیران بدون زاویه دید موفق نمیشوند. آنهایی که زاویه دید ندارند، نمیتوانند به تیم انگیزه بدهند، نیروها را ترغیب کنند و ارزهای متداوم را به وجود بیاورند. زاویه دید خیلی نزدیک، یا بسیار عمیق، زاویه دیدی که ناگهان تغییر میکند یا اصلا نبود زاویه دید، باعث شکست مدیران میشود. کار یک مدیر سازمان این است که سازمان را به سوی یک زاویه دید روشن و قابل دسترس هدایت کند. این هدف محقق نمیشود وقتی که یک نابینا میخواهد نابینای دیگری را راهنمایی کند.
🔹2- مدیرانی که خودشان را مدیریت نمیکنند.
مدیری که شخصیت یا شرافت و صداقت ندارد، نمیتواند در طول زمان دوام بیاورد. این مهم نیست که یک فرد چقدر باهوش، صمیمی، انگیزه دهنده یا با دانش باشد، اگر او با اعمال غیر اخلاقی، بخواهد اهداف اکنون یا آینده را پیش ببرند، عاقبت به دلیل همین رفتار خودشان شکست خواهند خورد. گذر کردن از اخلاقیات، فرمولی برای رسیدن به موفقیت نیست.
🔹3-انجامش بده یا ساکت شو.
هیچ مشکلی، ضعف مدیریت را مانند ضعف در انجام کارها نشان نمیدهد. هیچ کس کامل نیست اما مدیرانی که به طور پیوسته موفق نمیشوند و شکست میخورند، فارغ از این که چقدر دوست داشته باشند که موفق شوند، مدیر نیستند. وقتی که یک مدیر به مدت طولانی هیچ برنامهای را نمیتواند با موفقیت پشت سر بگذارد، این نکته در حافظه جمعی سازمان وارد میشود که امکان انجام درست کارها در سازمان کم است. کسی که به طور پیوسته در انجام کارها موفق میشود، شانس بیشتری در موفقیت کارهای بعدیش، نسبت به کسی که موفق نمیشود دارد. باید به خاطر داشته باشید که مدیرانی که قابلیتشان در انجام کارها ثابت نشده، ریسک بیشتری برای شکست خوردن دارند. صاحبان کسب و کار، توان بالقوه مدیران را تشخیص میدهند اما برای موفقیتهایی هم که در گذشته داشتهاند، ارزش قایلند.
🔹4-مراقبت همهچیزدانها باشید.
بهترین مدیران کسانی هستند که میدانند که چقدر نمیدانند. آنها نیازی ندارند که باهوشترین فرد در سازمان باشند اما اشتیاق سیریناپذیری دارند که از دیگران بیاموزند. مدیرانی که رشد نمیکنند، نخواهند توانست کسب و کاری را که در حال رشد است، مدیریت کنند. یکی از مشخصههای شناخت مدیران و رهبران بزرگ، کنجکاوی بسیار زیاد آنان است. اگر یک مدیر درباره جنبههای مختلف کار در سازمان تحت مدیریتش به خوبی کنجکاو نباشد، مطمئن باشید که در طول زمان برای او مشکلات بسیاری پیش خواهد آمد.
🔹5-وقتی که مشکلی در ارتباط وجود دارد.
هنگامی که یک مدیر مدام به وسیله کسانی که آنها را مشاهده نمیکند، مشکل پیدا میکند و برای حل آن سردرگم میشود، در واقع هم با مشکل مدیریتی و هم با مشکل ارتباطات در سازمان روبهرو است. مدیران بزرگ، به طور تاثیرگذاری میتوانند با افراد سازمان، رسانهها، مجامع و محیط اطراف خود ارتباط معقولی برقرار کنند. آنها گوشکنندههای فعالی هستند که جریان فکریشان مدام کار میکند و میدانند که چه موقعی حرف بزنند، کم حرف بزنند یا اصلا ساکت باشند.
🔹6- همه کارها را دیگران بر دوش میکشند.
اگر یک مدیر مفهوم «گذشتن از خود» را درک نکند، نمیتواند منشا به وجود آمدن صداقت، اعتماد به نفس و وفاداری در سازمانی باشد که آن را مدیریت میکند. هر مدیری، فقط به همان خوبی مجموعهای است که در حال مدیریت آن است. نبود یا از بین بردن کمی غرور، اعتماد به نفس، جاهطلبی و اعتقاد به خود در یک تیم، از خصوصیتهای مدیریت شایسته نیست. مدیران واقعی ادعا میکنند، فضا را برای کار مهیا میکنند و از اعتبار خود خرج میکنند؛ نه این که فقط از دیگران استفاده کنند.
🔹7-ترانه عشق نمیسراید.
در حالی که مدیریت و رهبری و نیز عشق، دو کلمهای هستند که خیلی کم اتفاق میافتد در یک جمله با هم بیایند، باید به شما اطمینان داد که مدیران بزرگ خیلی به ندرت از یک سازمان خارج میشوند، مگر این که در آن عشق به اندازه کافی وجود نداشته باشد یا تمرین نشده باشد. اگر شکستهای مدیران را در جایی جمع کنیم و به عنوان یک کلاس آموزشی به آنها نگاه کنیم، میتوان دید که نبود عشق، یا عشق نابجا و بی منطق دلیل موفق نشدن آنها یا دست کم ریشه علتهای شکستشان بوده است.همدردی، فروتنی و مهربانی، ترانههای مدیریت قوی هستند نه ضعیف.
♦️کانال مدیران شایسته
🌸@Competentmanagers
Telegram
attach 📎
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔰ویروس کرونا از آنکه فکر میکنید به شما نزدیکتر است!
♦️با کانال مدیران شایسته همراه باشید
🌸@Competentmanagers
♦️با کانال مدیران شایسته همراه باشید
🌸@Competentmanagers
👤رضا نصری با انتشار این نمودار نوشت:
🔹در اینکه ایران یک قدرت نظامی است تردیدی نیست. برجام میتوانست به این قدرت یک مولفه «اقتصادی» هم اضافه کند. این را نتانیاهو از روز اول فهمیده بود. حیف که یک «صنعت تحریف» در داخل کشور نیز موضوع را وارونه نشان داد و پشت دولت و دستگاه دیپلماسی را خالی کرد. /منبع: کانال اندیشه ایرانی
کانال مدیران شایسته
🆑 @Competentmanagers
🔹در اینکه ایران یک قدرت نظامی است تردیدی نیست. برجام میتوانست به این قدرت یک مولفه «اقتصادی» هم اضافه کند. این را نتانیاهو از روز اول فهمیده بود. حیف که یک «صنعت تحریف» در داخل کشور نیز موضوع را وارونه نشان داد و پشت دولت و دستگاه دیپلماسی را خالی کرد. /منبع: کانال اندیشه ایرانی
کانال مدیران شایسته
🆑 @Competentmanagers
✍️ دکتر محمد فاضلی
🖊 خواندن درس این قرن
⭕️ یک سال دیگر قرن چهاردهم هجری شمسی که با نوروز ۱۳۰۰ آغاز شد، با ۲۹ اسفند ۱۳۹۹ پایان مییابد. صدای پایان قرن سیزدهم که داشت در گوش تاریخ میپیچید، در سوم اسفند ۱۲۹۹، لشکر رضاخان میرپنج برای کودتا راهی تهران بود و به این ترتیب چهار سال از قرن جدید در دوران قاجار، پنجاهوسه سال در دوران پهلوی و باقیمانده دوره جمهوری اسلامی ایران بوده است؛ یک قرن با سه حکومت.
⭕️ ایران اما در این قرن تحولاتی بسیار افزونتر از سه حکومت به خود دیده است و طوفانی از سؤالات ما را در یک درصد پایانی این قرن در بر گرفتهاند و گویی گذر از دریای مهیب تاریخ، به سوی قرن پانزدهم هجری شمسی، در گرو آن است که از پاسخ این سؤالات انبوه، کشتی بسازیم به سوی آینده. شاید دستور کار سال ۱۳۹۹ خواندن #درس_این_قرن باشد؛ خوانشی در همه زمینهها.
⭕️ اول این قرن کجای تاریخ ایستاده بودیم؟ جامعه، سیاست، هنر، دولت، پزشکی، صنعت، علوم انسانی، اقتصاد، محیطزیست، فقه، قانون، ارتش، شهرها، روستاها، طبیعت و هر آنچه آن روز ایران و ایرانی خوانده میشد چه وضعی داشت؟
⭕️ چه بر سر ما در این قرن رفت و ما خود چه کردیم؟ شورش، انقلاب، جنبش، تحصیل، استخراج نفت، مدرن شدن، نوسازی اندیشهها، ضداستعمارگری، جنگ، اشغالشدگی، تورم، رکود، افتخار، تباهی و ... یا هر آنچه نام رخداد، تحول، تغییر یا کنشگری بر آن مینهیم.
⭕️ ما کجای «هر چه هست» در این جهان ایستادهایم؟ وضع ما، وضع حکومت، صنعت، پزشکی، شهر، پایداری، محیطزیست، اندیشه، افتخار، هویت، حاکمیت قانون، عدالت، آزادی و ... هر آنچه بودن ما را حالا و اینجا میسازد، اکنون چگونه است؟
⭕️ ما به کجا میرویم؟ وضع زیرساختها، کیفیت زندگی، اخلاق، روابط انسانی، مناسبات اجتماعی، امنیت ملی، قدرت نسبی ما در برابر دیگر کشورها و صنعت و تجارتمان در ادامه مسیری که یک قرن گذشته پیمودهایم، به کجا خواهد رسید؟
⭕️ یک سال پایانی قرن چهاردهم را میشود کارزاری برای انجمنهای علمی همه رشتهها؛ سرآمدان هنرها، علوم، صنعت و سیاست؛ اتاقهای بازرگانی و اصناف؛ و هر دسته و گروهی دانست برای آنکه یک قرن را در عرصه تخصص و منافع خود بازخوانی کنند.
⭕️ سال ۱۳۹۹ فرصت کمنظیری است برای تعریف صدها رساله درباره «تاریخ هر چه بوده و هست»، هزاران مقاله و کتاب درباره آنچه انجام دادیم و بر ما گذشت؛ و ضرورتی است برای درک جایگاهمان در تاریخ، فراسوی هر خودکمبینی یا توهم خودبزرگبینی؛ برای رسیدن به درکی واقعبینانه از آنچه هستیم، و سنجیدن کردارهای تاریخی درست و اشتباهمان.
⭕️ سال ۱۳۹۹ فرصتی است تا مجلات این کشور شمارههای ویژه بازخوانی درسهای این قرن منتشر کنند. مجلات تخصصی گاوداری تا سیاست، کشاورزی تا علوم فضایی، علوم سیاسی تا معماری؛ در همه این عرصهها میتواننند اول و آخر قرن را مقایسه کنند و به سنجش دستآوردها و از دسترفتههای آن بپردازند.
⭕️ سال ۱۳۹۹ مهلتی است برای بازخوانی کتابها، موسیقیها، ساختمانها، انتخاباتها، آدمها، مصنوعات و هر آنچه از جنس شاهکارهای بهیادماندنی است. آنها که استوانههای هویت شدهاند.
⭕️ آخرین سال قرن چهاردهم هجری شمسی، فرصتی برای بازنگریستن در هویت چهلتکّه برآمده از میراث متنوع قومی، مذهبی، زبانی، دینی، مدرن، جنسیتی و ... ماست. مدارا و مهربانی، صلح درونی و گشودگی به جهان، از درون این بازخوانی هویتها فرصتی برای زادن و زیستن پیدا میکنند.
🔴 پیشنهاد
🔹 بیایید همه با هم، قرن حاضر را بازخوانی کنیم. ما ایرانیان در یک قرن گذشته آنقدر نهادها، سازمانها، نخبگان و منابع خلق کردهایم که قادر به این بازخوانی باشیم. آن قدر ایران برای همه ما عزیز هست که سفید و سیاه تاریخاش را مرور کنیم.
🔹 بیایید قدرت و حکومت را هم به مشارکت در این بازخوانی دعوت کنیم. سازمانهای حکومت بخش مهمی از این تاریخ را رقم زدهاند و خود محصول این تاریخ هستند. ایرادی دارد که وزارت علوم دستورکارش در سال ۱۳۹۹ بازخوانی پیدایش و تحول علوم در ایران این قرن باشد؟ یا وزارت نفت و نیرو به تاریخ آب و انرژی مشغول شوند؟ و همین طور الی آخر. شرط این شراکت البته آن است که قدرت میل نکند «تاریخ بهفرموده» بسازد و به میل، سیاه و سفید کند.
🔹 خوانش درس این قرن تا ابد ادامه خواهد داشت، اما این ماییم که تصمیم میگیریم در آخرین سال این قرن، از بازخوانی آن، توشهای روشنیبخش برای قرن نو – قرن پانزدهم هجری شمسی – برگیریم، یا به سیاق گذشته، راه بسپریم به امید قضا و قدر.
جهت تاریخ در اسفند ۱۳۹۹ به کدامین سو خواهد بود؟
🆔 @Competentmanagerd
🖊 خواندن درس این قرن
⭕️ یک سال دیگر قرن چهاردهم هجری شمسی که با نوروز ۱۳۰۰ آغاز شد، با ۲۹ اسفند ۱۳۹۹ پایان مییابد. صدای پایان قرن سیزدهم که داشت در گوش تاریخ میپیچید، در سوم اسفند ۱۲۹۹، لشکر رضاخان میرپنج برای کودتا راهی تهران بود و به این ترتیب چهار سال از قرن جدید در دوران قاجار، پنجاهوسه سال در دوران پهلوی و باقیمانده دوره جمهوری اسلامی ایران بوده است؛ یک قرن با سه حکومت.
⭕️ ایران اما در این قرن تحولاتی بسیار افزونتر از سه حکومت به خود دیده است و طوفانی از سؤالات ما را در یک درصد پایانی این قرن در بر گرفتهاند و گویی گذر از دریای مهیب تاریخ، به سوی قرن پانزدهم هجری شمسی، در گرو آن است که از پاسخ این سؤالات انبوه، کشتی بسازیم به سوی آینده. شاید دستور کار سال ۱۳۹۹ خواندن #درس_این_قرن باشد؛ خوانشی در همه زمینهها.
⭕️ اول این قرن کجای تاریخ ایستاده بودیم؟ جامعه، سیاست، هنر، دولت، پزشکی، صنعت، علوم انسانی، اقتصاد، محیطزیست، فقه، قانون، ارتش، شهرها، روستاها، طبیعت و هر آنچه آن روز ایران و ایرانی خوانده میشد چه وضعی داشت؟
⭕️ چه بر سر ما در این قرن رفت و ما خود چه کردیم؟ شورش، انقلاب، جنبش، تحصیل، استخراج نفت، مدرن شدن، نوسازی اندیشهها، ضداستعمارگری، جنگ، اشغالشدگی، تورم، رکود، افتخار، تباهی و ... یا هر آنچه نام رخداد، تحول، تغییر یا کنشگری بر آن مینهیم.
⭕️ ما کجای «هر چه هست» در این جهان ایستادهایم؟ وضع ما، وضع حکومت، صنعت، پزشکی، شهر، پایداری، محیطزیست، اندیشه، افتخار، هویت، حاکمیت قانون، عدالت، آزادی و ... هر آنچه بودن ما را حالا و اینجا میسازد، اکنون چگونه است؟
⭕️ ما به کجا میرویم؟ وضع زیرساختها، کیفیت زندگی، اخلاق، روابط انسانی، مناسبات اجتماعی، امنیت ملی، قدرت نسبی ما در برابر دیگر کشورها و صنعت و تجارتمان در ادامه مسیری که یک قرن گذشته پیمودهایم، به کجا خواهد رسید؟
⭕️ یک سال پایانی قرن چهاردهم را میشود کارزاری برای انجمنهای علمی همه رشتهها؛ سرآمدان هنرها، علوم، صنعت و سیاست؛ اتاقهای بازرگانی و اصناف؛ و هر دسته و گروهی دانست برای آنکه یک قرن را در عرصه تخصص و منافع خود بازخوانی کنند.
⭕️ سال ۱۳۹۹ فرصت کمنظیری است برای تعریف صدها رساله درباره «تاریخ هر چه بوده و هست»، هزاران مقاله و کتاب درباره آنچه انجام دادیم و بر ما گذشت؛ و ضرورتی است برای درک جایگاهمان در تاریخ، فراسوی هر خودکمبینی یا توهم خودبزرگبینی؛ برای رسیدن به درکی واقعبینانه از آنچه هستیم، و سنجیدن کردارهای تاریخی درست و اشتباهمان.
⭕️ سال ۱۳۹۹ فرصتی است تا مجلات این کشور شمارههای ویژه بازخوانی درسهای این قرن منتشر کنند. مجلات تخصصی گاوداری تا سیاست، کشاورزی تا علوم فضایی، علوم سیاسی تا معماری؛ در همه این عرصهها میتواننند اول و آخر قرن را مقایسه کنند و به سنجش دستآوردها و از دسترفتههای آن بپردازند.
⭕️ سال ۱۳۹۹ مهلتی است برای بازخوانی کتابها، موسیقیها، ساختمانها، انتخاباتها، آدمها، مصنوعات و هر آنچه از جنس شاهکارهای بهیادماندنی است. آنها که استوانههای هویت شدهاند.
⭕️ آخرین سال قرن چهاردهم هجری شمسی، فرصتی برای بازنگریستن در هویت چهلتکّه برآمده از میراث متنوع قومی، مذهبی، زبانی، دینی، مدرن، جنسیتی و ... ماست. مدارا و مهربانی، صلح درونی و گشودگی به جهان، از درون این بازخوانی هویتها فرصتی برای زادن و زیستن پیدا میکنند.
🔴 پیشنهاد
🔹 بیایید همه با هم، قرن حاضر را بازخوانی کنیم. ما ایرانیان در یک قرن گذشته آنقدر نهادها، سازمانها، نخبگان و منابع خلق کردهایم که قادر به این بازخوانی باشیم. آن قدر ایران برای همه ما عزیز هست که سفید و سیاه تاریخاش را مرور کنیم.
🔹 بیایید قدرت و حکومت را هم به مشارکت در این بازخوانی دعوت کنیم. سازمانهای حکومت بخش مهمی از این تاریخ را رقم زدهاند و خود محصول این تاریخ هستند. ایرادی دارد که وزارت علوم دستورکارش در سال ۱۳۹۹ بازخوانی پیدایش و تحول علوم در ایران این قرن باشد؟ یا وزارت نفت و نیرو به تاریخ آب و انرژی مشغول شوند؟ و همین طور الی آخر. شرط این شراکت البته آن است که قدرت میل نکند «تاریخ بهفرموده» بسازد و به میل، سیاه و سفید کند.
🔹 خوانش درس این قرن تا ابد ادامه خواهد داشت، اما این ماییم که تصمیم میگیریم در آخرین سال این قرن، از بازخوانی آن، توشهای روشنیبخش برای قرن نو – قرن پانزدهم هجری شمسی – برگیریم، یا به سیاق گذشته، راه بسپریم به امید قضا و قدر.
جهت تاریخ در اسفند ۱۳۹۹ به کدامین سو خواهد بود؟
🆔 @Competentmanagerd
🔰چگونه اعتماد سازی سازمانی به وجود آوریم؟
👤یکی از پژوهشگران میگوید: «زمانی که کودکی هفتساله بودم، مادرم من و برادرم را در کلاس شنا ثبتنام کرده بود. من موقع شنا کردن، از ترس غرقشدن مرتب دستوپا میزدم. این ترس همیشه موقع شنا کردن همراهم بود. من این نکته را بهخوبی میدانستم که هر روز که به استخر میروم، زندگیام در دست مربیان قراردارد اما با این حال، هر روز برای شنا کردن به استخر میرفتم چون بهعنوان یک شناگر خردسال یاد گرفته بودم که به مربی خود اعتماد کنم. مربی من آدمی مصمم بود. او همیشه به نگرانیها و ترس من توجه میکرد و همواره صادقانه در مواقع گرفتاری به کمکم میشتافت و مرا نجات میداد و هرگز اجازه نمیداد که در استخر غرق شوم.»
⭕️اکنون سؤال این است: «آیا کارکنان، مشتریان و مراجعین، به شما بهعنوان یک مدیر این اعتماد را دارند که نگذارید در دریای مشکلات غرق شوند و به کمکشان بشتابید؟»
📝اگر میخواهید دیگران به شما اعتماد کنند، توصیههای زیر را رعایت کنید:
💥 به تعهدها و قولهای خود پایبند باشید:
اگر شک دارید که نمیتوانید به قولتان عمل کنید، هیچگاه قول ندهید. اگر اعتماد از بین رفت، دیگر بازنمیگردد.
- خوب گوش کنید: افراد به کسانی اعتماد میکنند که آنان را درک کنند.
💥رازدار باشید:
اگر میخواهید اعتماد را در قلب کسی نابود کنید، اطلاعات محرمانه و اسرار او را فاش کنید.
💥در دسترس باشید:
وقتی مدیران همیشه در دسترس کارکنان باشند، اعتماد شکل میگیرد. سازمانهای موفق و برتر همواره دارای مدیرانی دلسوز و دستیافتنی هستند.
💥احترام بگذارید:
چون افراد مؤدب از طریق توجه به علایق و نیازهای دیگران و ارضای آنها، فضایی توأم با اعتماد بهوجود میآورند.
💥منصف باشید:
مردم و کارکنان دوست دارند با کسانی کار کنند که رفتاری قابل پیشبینی داشته باشند و در تصمیمگیری و رفتارشان، عدالت را رعایت کنند.
💥مشارکت کنید و همواره بهدنبال کمک به دیگران باشید:
همکاری شما در شرایط دشوار، نشاندهندهی علاقهتان به کمک به دیگران است.
💥 بهانهتراشی و ملامت نکنید:
اگر خطایی کردید، صادق باشید و آنرا بپذیرید. از ملامت دیگران خودداری کنید. توجیه، بهانهتراشی و سرزنش کردن دیگران، اعتبار شخص را کاهش داده و اعتماد را از بین میبرد.
💥 پاسخگو باشید:
در مورد اعمالتان پاسخگو و مسؤولیتپذیر باشید. وقتی افراد در قبال اعمالشان پاسخگو نباشند، دیگر به آنان اطمینان نمیکنند که بتوانند پاسخهای روشن و صحیح دریافت کنند. یک سازمان یا فرد به شرطی رشد میکند که در قبال اعمال خود پاسخگو باشد
🔺 با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🔹@Competentmanagers
👤یکی از پژوهشگران میگوید: «زمانی که کودکی هفتساله بودم، مادرم من و برادرم را در کلاس شنا ثبتنام کرده بود. من موقع شنا کردن، از ترس غرقشدن مرتب دستوپا میزدم. این ترس همیشه موقع شنا کردن همراهم بود. من این نکته را بهخوبی میدانستم که هر روز که به استخر میروم، زندگیام در دست مربیان قراردارد اما با این حال، هر روز برای شنا کردن به استخر میرفتم چون بهعنوان یک شناگر خردسال یاد گرفته بودم که به مربی خود اعتماد کنم. مربی من آدمی مصمم بود. او همیشه به نگرانیها و ترس من توجه میکرد و همواره صادقانه در مواقع گرفتاری به کمکم میشتافت و مرا نجات میداد و هرگز اجازه نمیداد که در استخر غرق شوم.»
⭕️اکنون سؤال این است: «آیا کارکنان، مشتریان و مراجعین، به شما بهعنوان یک مدیر این اعتماد را دارند که نگذارید در دریای مشکلات غرق شوند و به کمکشان بشتابید؟»
📝اگر میخواهید دیگران به شما اعتماد کنند، توصیههای زیر را رعایت کنید:
💥 به تعهدها و قولهای خود پایبند باشید:
اگر شک دارید که نمیتوانید به قولتان عمل کنید، هیچگاه قول ندهید. اگر اعتماد از بین رفت، دیگر بازنمیگردد.
- خوب گوش کنید: افراد به کسانی اعتماد میکنند که آنان را درک کنند.
💥رازدار باشید:
اگر میخواهید اعتماد را در قلب کسی نابود کنید، اطلاعات محرمانه و اسرار او را فاش کنید.
💥در دسترس باشید:
وقتی مدیران همیشه در دسترس کارکنان باشند، اعتماد شکل میگیرد. سازمانهای موفق و برتر همواره دارای مدیرانی دلسوز و دستیافتنی هستند.
💥احترام بگذارید:
چون افراد مؤدب از طریق توجه به علایق و نیازهای دیگران و ارضای آنها، فضایی توأم با اعتماد بهوجود میآورند.
💥منصف باشید:
مردم و کارکنان دوست دارند با کسانی کار کنند که رفتاری قابل پیشبینی داشته باشند و در تصمیمگیری و رفتارشان، عدالت را رعایت کنند.
💥مشارکت کنید و همواره بهدنبال کمک به دیگران باشید:
همکاری شما در شرایط دشوار، نشاندهندهی علاقهتان به کمک به دیگران است.
💥 بهانهتراشی و ملامت نکنید:
اگر خطایی کردید، صادق باشید و آنرا بپذیرید. از ملامت دیگران خودداری کنید. توجیه، بهانهتراشی و سرزنش کردن دیگران، اعتبار شخص را کاهش داده و اعتماد را از بین میبرد.
💥 پاسخگو باشید:
در مورد اعمالتان پاسخگو و مسؤولیتپذیر باشید. وقتی افراد در قبال اعمالشان پاسخگو نباشند، دیگر به آنان اطمینان نمیکنند که بتوانند پاسخهای روشن و صحیح دریافت کنند. یک سازمان یا فرد به شرطی رشد میکند که در قبال اعمال خود پاسخگو باشد
🔺 با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🔹@Competentmanagers
Forwarded from اتچ بات
🔰اعتماد و انواع آن:
✍دکتر مصطفی ملکیان
اعتماد سه مولفه دارد:
🔺اعتماد نظری
🔺اعتماد عملی
🔺اعتماد حفظ حریم
وجود هر یک از این سه مولفه در فردی نسبت به دیگری، به معنای وجود اعتماد است. اما اگر دو مولفه یا هر سه مولفه در فردی نسبت به دیگری وجود داشته باشد، به معنای اعتماد بیشتر است.
1⃣اعتماد نظری:
فرض کنید شخصی به دیگری می گوید که "الف، ب است." و شخص دوم دلیلی بر صدق این گزاره ندارد، اما صدق این گزاره را به اعتبار شخص گوینده می پذیرد. در این حالت، شخص دوم نسبت به شخص اول، اعتماد نظری دارد. در واقع اعتماد نظری، عبارت اُخری تعبُّد است. اعتماد نظری، همان تعبد است.
اعتماد نظری یا تعبد نزد عموم معرفت شناسان ناموجه است. این معرفت شناسان قبول می کنند که انسان ها به لحاظ روان شناسانه، به افرادی که دارای ویژگی هایی خاص هستند اعتماد نظری می کنند، اما این کار را به لحاظ معرفت شناختی موجه نمی دانند. آنان گذر از قائلِ به صدق سخن را گذری غیر منطقی می دانند. البته در میان معرفت شناسان استثناهایی هستند که اعتماد نظری را تحت شرایطی موجه می دانند. خانم لیندا زاگزبسکی(فیلسوف اروپایی تبارِ امریکایی)، از جمله معرفت شناسان معاصر است که مدافع اعتماد نظری تحت شرایطی خاص است.
او در یکی از کتبی که منتشر کرده است، تمام تلاش خود را می کند تا نشان دهد که اعتماد نظری تحت شرایطی خاص بلا اشکال است.
2⃣اعتماد عملی:
اعتماد عملی، حساب باز کردن بر روی پیشنهاد کمک دیگران برای انجام کاری در ساحت عمل است که فرد به تنهایی توانایی انجام آن کار را ندارد. فرض کنید شخصی می خواهد کاری را انجام دهد و تمام نیروهای لازم در درون خود برای انجام آن کار را محاسبه می کند و متوجه می شود که با این نیروها، توان انجام آن کار را ندارد. عقلانیت عملی می گوید که بیهوده توان خود را هدر ندهیم تا این کار را انجام دهیم، چرا که شدنی نیست و به نتیجه نمی رسد. عقلانیت عملی، یعنی دست به کاری نزنیم که هزینه ی آن، بیشتر از فایده ی آن است. حال اگر یک نفر دیگری بگوید که کار را انجام بده و برای کمبود توان خود، بر روی کمک من حساب کن و شخص این کار را انجام دهد، به شخص دوم اعتماد عملی کرده است. اعتماد عملی در زندگی اجتماعی بسیار اتفاق می افتد.
3⃣اعتماد حفظ حریم:
فرض کنید که شخصی چیز ذی قیمتی دارد و در شرایطی نیست که این شی ذی قیمت را از خطر مصون بدارد و آن را تحت ظل حمایت یک شخص دیگری قرار می دهد. در این حالت، فرد به کمک دیگری، حریم خود را حفظ کرده است. این چیز ذی قیمت می تواند یک گوهر، همسر، فرزند و یا یک سِرّ باشد. همه ی این ها از مقوله ی حفظ حریم(Privacy) هستند.
تمامی مصادیق اعتماد، زیر مجموعه ی یکی از این سه نوع اعتماد است.
🔺زندگی اجتماعی بدون اعتماد، گویی ممکن نیست و هیچ کس نمی تواند زندگی خود را مستقلاً اداره کند. زندگی اجتماعی که می آید، اعتماد هم می آید. به دلیل اهمیت بالای اعتماد است که کسانی که در فلسفه ی حقوق و فلسفه ی اخلاق کار می کنند، بزرگترین جرم حقوقی و اخلاقی را، سلب اعتماد عمومی می دانند. وقتی اعتماد عمومی از بین برود، انسان ها بی پناهی کامل پیدا می کنند، چرا که در طول تاریخ هیچ انسانی نبوده است که از روز تولد تا هنگام مرگ، بدون اعتماد به کسی زندگی کرده باشد. انسان ها در زندگی اجتماعی باید به قوه ی قضائیه و پلیس برای حفظ حریم خود اعتماد کنند. همچنین باید به دانشمندان و فیلسوفان و متفکرین، اعتماد نظری داشته باشند.
🔸بنابراین باید به قول ها و عهدها و پیمان
ها اعتنا کنیم، چرا که توجه به آن ها، اعتماد عملی به همراه می آورد. اشخاصی که خارج از اندازه بدبین هستند و یا فوبیا دارند، زندگی خیلی سختی دارند، چرا که خیلی سخت اعتماد می کنند و این اعتماد کم، به معنای زندگی سخت اجتماعی است.
اگر دانش آموزی بخواهد تمامی گفته های معلم خود را مورد تحقیق قرار دهد، درس خواندن برای او بسیار بسیار مشکل می شود.
🔹من خودم زمانی که در دوره ی اول متوسطه درس می خواندم، به معلم زبان خود اعتماد نداشتم، گرچه که او از برترین اساتید زبان انگلیسی بود. هر لغتی که او ترجمه می کرد را با مداد کنار واژه می نوشتم و بعد از تحقیق در فرهنگ لغت، آن را با خودکار می نوشتم. این درس خواندن را برای من سخت کرده بود، چرا که بی اعتمادی مختص به زبان انگلیسی که نبود، من باید نسبت به معلم فیزیک و شیمی و ریاضی هم بی اعتماد می شدم و گفته های آنان را نیز مورد تحقیق قرار می دادم!
🔰با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🔺@Competentmanagers
✍دکتر مصطفی ملکیان
اعتماد سه مولفه دارد:
🔺اعتماد نظری
🔺اعتماد عملی
🔺اعتماد حفظ حریم
وجود هر یک از این سه مولفه در فردی نسبت به دیگری، به معنای وجود اعتماد است. اما اگر دو مولفه یا هر سه مولفه در فردی نسبت به دیگری وجود داشته باشد، به معنای اعتماد بیشتر است.
1⃣اعتماد نظری:
فرض کنید شخصی به دیگری می گوید که "الف، ب است." و شخص دوم دلیلی بر صدق این گزاره ندارد، اما صدق این گزاره را به اعتبار شخص گوینده می پذیرد. در این حالت، شخص دوم نسبت به شخص اول، اعتماد نظری دارد. در واقع اعتماد نظری، عبارت اُخری تعبُّد است. اعتماد نظری، همان تعبد است.
اعتماد نظری یا تعبد نزد عموم معرفت شناسان ناموجه است. این معرفت شناسان قبول می کنند که انسان ها به لحاظ روان شناسانه، به افرادی که دارای ویژگی هایی خاص هستند اعتماد نظری می کنند، اما این کار را به لحاظ معرفت شناختی موجه نمی دانند. آنان گذر از قائلِ به صدق سخن را گذری غیر منطقی می دانند. البته در میان معرفت شناسان استثناهایی هستند که اعتماد نظری را تحت شرایطی موجه می دانند. خانم لیندا زاگزبسکی(فیلسوف اروپایی تبارِ امریکایی)، از جمله معرفت شناسان معاصر است که مدافع اعتماد نظری تحت شرایطی خاص است.
او در یکی از کتبی که منتشر کرده است، تمام تلاش خود را می کند تا نشان دهد که اعتماد نظری تحت شرایطی خاص بلا اشکال است.
2⃣اعتماد عملی:
اعتماد عملی، حساب باز کردن بر روی پیشنهاد کمک دیگران برای انجام کاری در ساحت عمل است که فرد به تنهایی توانایی انجام آن کار را ندارد. فرض کنید شخصی می خواهد کاری را انجام دهد و تمام نیروهای لازم در درون خود برای انجام آن کار را محاسبه می کند و متوجه می شود که با این نیروها، توان انجام آن کار را ندارد. عقلانیت عملی می گوید که بیهوده توان خود را هدر ندهیم تا این کار را انجام دهیم، چرا که شدنی نیست و به نتیجه نمی رسد. عقلانیت عملی، یعنی دست به کاری نزنیم که هزینه ی آن، بیشتر از فایده ی آن است. حال اگر یک نفر دیگری بگوید که کار را انجام بده و برای کمبود توان خود، بر روی کمک من حساب کن و شخص این کار را انجام دهد، به شخص دوم اعتماد عملی کرده است. اعتماد عملی در زندگی اجتماعی بسیار اتفاق می افتد.
3⃣اعتماد حفظ حریم:
فرض کنید که شخصی چیز ذی قیمتی دارد و در شرایطی نیست که این شی ذی قیمت را از خطر مصون بدارد و آن را تحت ظل حمایت یک شخص دیگری قرار می دهد. در این حالت، فرد به کمک دیگری، حریم خود را حفظ کرده است. این چیز ذی قیمت می تواند یک گوهر، همسر، فرزند و یا یک سِرّ باشد. همه ی این ها از مقوله ی حفظ حریم(Privacy) هستند.
تمامی مصادیق اعتماد، زیر مجموعه ی یکی از این سه نوع اعتماد است.
🔺زندگی اجتماعی بدون اعتماد، گویی ممکن نیست و هیچ کس نمی تواند زندگی خود را مستقلاً اداره کند. زندگی اجتماعی که می آید، اعتماد هم می آید. به دلیل اهمیت بالای اعتماد است که کسانی که در فلسفه ی حقوق و فلسفه ی اخلاق کار می کنند، بزرگترین جرم حقوقی و اخلاقی را، سلب اعتماد عمومی می دانند. وقتی اعتماد عمومی از بین برود، انسان ها بی پناهی کامل پیدا می کنند، چرا که در طول تاریخ هیچ انسانی نبوده است که از روز تولد تا هنگام مرگ، بدون اعتماد به کسی زندگی کرده باشد. انسان ها در زندگی اجتماعی باید به قوه ی قضائیه و پلیس برای حفظ حریم خود اعتماد کنند. همچنین باید به دانشمندان و فیلسوفان و متفکرین، اعتماد نظری داشته باشند.
🔸بنابراین باید به قول ها و عهدها و پیمان
ها اعتنا کنیم، چرا که توجه به آن ها، اعتماد عملی به همراه می آورد. اشخاصی که خارج از اندازه بدبین هستند و یا فوبیا دارند، زندگی خیلی سختی دارند، چرا که خیلی سخت اعتماد می کنند و این اعتماد کم، به معنای زندگی سخت اجتماعی است.
اگر دانش آموزی بخواهد تمامی گفته های معلم خود را مورد تحقیق قرار دهد، درس خواندن برای او بسیار بسیار مشکل می شود.
🔹من خودم زمانی که در دوره ی اول متوسطه درس می خواندم، به معلم زبان خود اعتماد نداشتم، گرچه که او از برترین اساتید زبان انگلیسی بود. هر لغتی که او ترجمه می کرد را با مداد کنار واژه می نوشتم و بعد از تحقیق در فرهنگ لغت، آن را با خودکار می نوشتم. این درس خواندن را برای من سخت کرده بود، چرا که بی اعتمادی مختص به زبان انگلیسی که نبود، من باید نسبت به معلم فیزیک و شیمی و ریاضی هم بی اعتماد می شدم و گفته های آنان را نیز مورد تحقیق قرار می دادم!
🔰با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🔺@Competentmanagers
Telegram
attach 📎
Forwarded from Dr.kashefi
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔰بنان میخواند...
مرز پر گوهر را...
به دور از هر گونه رنگ بندی سیاسی، او برای مام میهنش میخواند...
این سه تن چه حماسه ای آفریدند در مایه دشتی!!!
خالقی و گل گلاب و بنان
براستی که هیچ جریان و دیدگاهی نمیتواند این حماسه ملی را خدشه دار کند...
بنان در هشتم اسفند ماه، سالروز جاودانگی اش میخواند...
آری بنان بر بلندای قله آواز ایران بر پهندشت خاک ایرانمان میخواند
بشنوید!!!
🔹او در تصادفی یک چشم خود را از دست داد و 28 سال با عینک دودی سر کرد!
🔰اگر قرار باشد در تاریخ موسیقی ایران فقط نام چند شخصیت ماندگار و تاثیرگذار را نام برد بیشک استاد غلامحسین بنان یکی از آنها خواهد بود. خوانندهای که با ترانههای ماندگاری که خواند سالها در حافظه موسیقایی چهار نسل از مردمان این سرزمین جای گرفته است.
🎼🌺 استاد غلامحسین بنان در ساعت ۶:۴۵ غروب ۸ اسفندماه ۱۳۶۴، پس از اذان مغرب در بیمارستان ایرانمهر تهران درگذشت در دهم اسفند، در امامزاده طاهر کرج به خاک سپرده شد. او مدتها از بیماری دستگاه گوارش و افسردگی رنج میبرد.
♦️با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🌸@Competentmanagers
مرز پر گوهر را...
به دور از هر گونه رنگ بندی سیاسی، او برای مام میهنش میخواند...
این سه تن چه حماسه ای آفریدند در مایه دشتی!!!
خالقی و گل گلاب و بنان
براستی که هیچ جریان و دیدگاهی نمیتواند این حماسه ملی را خدشه دار کند...
بنان در هشتم اسفند ماه، سالروز جاودانگی اش میخواند...
آری بنان بر بلندای قله آواز ایران بر پهندشت خاک ایرانمان میخواند
بشنوید!!!
🔹او در تصادفی یک چشم خود را از دست داد و 28 سال با عینک دودی سر کرد!
🔰اگر قرار باشد در تاریخ موسیقی ایران فقط نام چند شخصیت ماندگار و تاثیرگذار را نام برد بیشک استاد غلامحسین بنان یکی از آنها خواهد بود. خوانندهای که با ترانههای ماندگاری که خواند سالها در حافظه موسیقایی چهار نسل از مردمان این سرزمین جای گرفته است.
🎼🌺 استاد غلامحسین بنان در ساعت ۶:۴۵ غروب ۸ اسفندماه ۱۳۶۴، پس از اذان مغرب در بیمارستان ایرانمهر تهران درگذشت در دهم اسفند، در امامزاده طاهر کرج به خاک سپرده شد. او مدتها از بیماری دستگاه گوارش و افسردگی رنج میبرد.
♦️با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🌸@Competentmanagers
Forwarded from اتچ بات
🔰پانزده ویژگی مدیران بد را بشناسید_ بخش دوم_
🔹8-یک روش برای همه انواع مدیریت:
بهترین مدیران کسانیاند که در روشهایشان منعطف هستند. آنها به قدرت و نیز ضرورت پیش زمینه مدیریتشان آگاهند. سبک مدیریتی «یا راهی که من میگویم یا هیچ راهی» در مدیریت جهان امروز دیگر جواب نمیدهد و به گسستگی فرهنگ سازمانی و نهایتا تبدیل سازمان به یک سازمان نابارور و ضد تولیدی، میانجامد. تنها مدیرانی که بتوانند به سرعت مسایل را تشخیص دهند، میتوانند در بلند مدت موفق باشند. در ذهنتان را باز بگذارید بدون این که انحصار برای فکر خود قایل شوید، گاهی عقبنشینی کنید بدون این که بخواهید همه چیز را کنترل کنید و با اعضای سازمان همکاری کنید به جای این که اقتدارطلبانه برخورد کنید.
🔹9- نبود تمرکز
مدیریت کمتر درباره تعادل است و بیشتر مشغول اولویتهاست. بهترین مدیران کسانی هستند که به طور بیرحمانهای در کارشان تمرکز میکنند. مدیرانی که بر کارهایشان تمرکز نمیکنند و به جزییات کار توجه کافی ندارند، نیازمند به کار بردن کمکها و منابع اضافی هستند و آنها را با عصبیت بسیار زیادی به کار میگیرند. مدیرانی که توجه کافی به کارشان ندارند، خود و تیمشان را با شکست مواجه خواهند کرد. مدیرانی که با بی انضباطی تمرکز خود را بر کار از دست بدهند، سازمان تحت مدیریت آنها با بزرگترین خطرها روبهرو میشود.
🔹10- مرگ در لحظه احساس راحتی،
بهترین سازمانها رقبای خود را در حرکت به سوی آینده شکست میدهند. و بهترین مدیران میدانند که چطور آینده را رقم بزنند. مدیرانی که با موقعیت حال حاضر راحت هستند یا آنهایی که تمرکز بیشتری بر باقی ماندن در موقعیت فعلی دارند تا رشد در آینده، در دراز مدت نمیتوانند بازده خوبی داشته باشند. بهترین مدیران بر تغییرات مدیریتی و نوآوریها تمرکز میکنند تا سازمان را همواره تازه، پویا و در حال رشد نگه دارند. جان کلام این است که مدیران که کسب و کار را ایستا نگه میدارند، خود را به سوی شکست میبرند.
🔹11- به مشتریان توجه نمیکنند.
مدیرانی که به نیازهای بازار بیتوجهند، شکست خواهند خورد. مدیران موفق بر تجربه مشتریان تمرکز میکنند که این تجربهها آنها را به سوی مفاهیم رضایت و وفاداری میکشاند. بهترین مدیران راههایی را برای همیشه ارتباط داشتن با مشتریان پیدا میکنند و آنها را در خلق نوآوریها و طرحهای خود برای کسب و کار، دخالت میدهند. اگر شما مشتریان را نادیده بگیرید، با آنها بدرفتاری کنید یا به هر طریقی برای آنها ارزش قایل نباشید، روزهای شما در کسوت یک مدیر محدود خواهد بود.
12- سرمایهگذاری کنید.
مدیرانی که بر روی کسانی که مدیریتشان میکنند، به طور کامل سرمایهگذاری نکردهاند، موفق نمیشوند. بهترین مدیران تیمشان را حمایت میکنند، آن را میسازند، تیم را هدایت و رهبری میکنند و واقعا به تیم توجه میکنند. مدیرانی که به طور کامل بر روی تیمشان سرمایهگذاری نکردهاند، تیم ندارند یا دست کم تیمی موثر و کارا ندارند. هیچ گاه این ضربالمثل قدیمی را از یاد نبرید که میگوید مردم اهمیت نمیدهند که شما چقدر میدانید تا وقتی که آنها بدانند شما چقدر اهمیت میدهید.
13- پاسخگو باشید
رهبران واقعی پاسخگو هستند. آنها مدعی نیستند و هیچ وقت موفقیت تیمشان را تضمین نمیکنند اما همیشه مسئولیت خود را در شکستهایی که در تیم تحت مدیریتشان اتفاق میافتد، میپذیرند. بسیاری از مدیران نیز پاسخگوی تیمشان هستند. هر مدیری که پاسخگوی افراد نباشد، نهایتا از جانب افراد وادار به پاسخگویی میشود.
14- اشتباهات فرهنگی
به فرهنگ سازمان اجازه ندهید که هر طور میخواهد رشد کند و تلاش کنید که آنها را هدایت و طراحی کنید. اولین قدم برای طراحی سازمان، این است که بسیار بسیار مراقبت باشید که به چه کسی اجازه میدهید از در جلویی داخلی داخل بیاید. رفتارها، عقاید و نگرشها در سازمان قابل سرایت هستند. این نکته منفی یا مثبتی میتواند باشد و به انتخاب شما بستگی دارد. این ضربالمثل قدیمی میگوید که استعداد پدر استعداد است، درست است اما وقتی که یک استعداد با فرهنگ ترکیب میشود، تاثیر مثبت بیشتری دارد، از استعدادی که با فرهنگ ترکیب نشده است.
15- کمی شهامت به خرج بدهید.
شهامت و شجاعت یک عرض اندام بیباکانه و بیمنطق نیست بلکه یک شجاعت واقعی منظور است. شجاعت باعث شکستن هنجارها و در افتادن در وضعیت جاری، یافتن فرصتهای جدید، کاهش زیانها، تصمیمگیری سخت، درس گرفتن بیش از صحبت کردن، پذیرش خطاها، فراموش کردن خطاهای دیگران، اجازه ندادن به شکستها برای کاهش انگیزهها، باقی ماندن بر سر ارزشهای اساسی سازمان میشود. شجاعت شما را متقاعد میکند که کار درست را انجام بدهید وقتی که میبینید کاری سادهتر پیش پای شما وجود دارد.
🔰@Competentmanagers
🔹8-یک روش برای همه انواع مدیریت:
بهترین مدیران کسانیاند که در روشهایشان منعطف هستند. آنها به قدرت و نیز ضرورت پیش زمینه مدیریتشان آگاهند. سبک مدیریتی «یا راهی که من میگویم یا هیچ راهی» در مدیریت جهان امروز دیگر جواب نمیدهد و به گسستگی فرهنگ سازمانی و نهایتا تبدیل سازمان به یک سازمان نابارور و ضد تولیدی، میانجامد. تنها مدیرانی که بتوانند به سرعت مسایل را تشخیص دهند، میتوانند در بلند مدت موفق باشند. در ذهنتان را باز بگذارید بدون این که انحصار برای فکر خود قایل شوید، گاهی عقبنشینی کنید بدون این که بخواهید همه چیز را کنترل کنید و با اعضای سازمان همکاری کنید به جای این که اقتدارطلبانه برخورد کنید.
🔹9- نبود تمرکز
مدیریت کمتر درباره تعادل است و بیشتر مشغول اولویتهاست. بهترین مدیران کسانی هستند که به طور بیرحمانهای در کارشان تمرکز میکنند. مدیرانی که بر کارهایشان تمرکز نمیکنند و به جزییات کار توجه کافی ندارند، نیازمند به کار بردن کمکها و منابع اضافی هستند و آنها را با عصبیت بسیار زیادی به کار میگیرند. مدیرانی که توجه کافی به کارشان ندارند، خود و تیمشان را با شکست مواجه خواهند کرد. مدیرانی که با بی انضباطی تمرکز خود را بر کار از دست بدهند، سازمان تحت مدیریت آنها با بزرگترین خطرها روبهرو میشود.
🔹10- مرگ در لحظه احساس راحتی،
بهترین سازمانها رقبای خود را در حرکت به سوی آینده شکست میدهند. و بهترین مدیران میدانند که چطور آینده را رقم بزنند. مدیرانی که با موقعیت حال حاضر راحت هستند یا آنهایی که تمرکز بیشتری بر باقی ماندن در موقعیت فعلی دارند تا رشد در آینده، در دراز مدت نمیتوانند بازده خوبی داشته باشند. بهترین مدیران بر تغییرات مدیریتی و نوآوریها تمرکز میکنند تا سازمان را همواره تازه، پویا و در حال رشد نگه دارند. جان کلام این است که مدیران که کسب و کار را ایستا نگه میدارند، خود را به سوی شکست میبرند.
🔹11- به مشتریان توجه نمیکنند.
مدیرانی که به نیازهای بازار بیتوجهند، شکست خواهند خورد. مدیران موفق بر تجربه مشتریان تمرکز میکنند که این تجربهها آنها را به سوی مفاهیم رضایت و وفاداری میکشاند. بهترین مدیران راههایی را برای همیشه ارتباط داشتن با مشتریان پیدا میکنند و آنها را در خلق نوآوریها و طرحهای خود برای کسب و کار، دخالت میدهند. اگر شما مشتریان را نادیده بگیرید، با آنها بدرفتاری کنید یا به هر طریقی برای آنها ارزش قایل نباشید، روزهای شما در کسوت یک مدیر محدود خواهد بود.
12- سرمایهگذاری کنید.
مدیرانی که بر روی کسانی که مدیریتشان میکنند، به طور کامل سرمایهگذاری نکردهاند، موفق نمیشوند. بهترین مدیران تیمشان را حمایت میکنند، آن را میسازند، تیم را هدایت و رهبری میکنند و واقعا به تیم توجه میکنند. مدیرانی که به طور کامل بر روی تیمشان سرمایهگذاری نکردهاند، تیم ندارند یا دست کم تیمی موثر و کارا ندارند. هیچ گاه این ضربالمثل قدیمی را از یاد نبرید که میگوید مردم اهمیت نمیدهند که شما چقدر میدانید تا وقتی که آنها بدانند شما چقدر اهمیت میدهید.
13- پاسخگو باشید
رهبران واقعی پاسخگو هستند. آنها مدعی نیستند و هیچ وقت موفقیت تیمشان را تضمین نمیکنند اما همیشه مسئولیت خود را در شکستهایی که در تیم تحت مدیریتشان اتفاق میافتد، میپذیرند. بسیاری از مدیران نیز پاسخگوی تیمشان هستند. هر مدیری که پاسخگوی افراد نباشد، نهایتا از جانب افراد وادار به پاسخگویی میشود.
14- اشتباهات فرهنگی
به فرهنگ سازمان اجازه ندهید که هر طور میخواهد رشد کند و تلاش کنید که آنها را هدایت و طراحی کنید. اولین قدم برای طراحی سازمان، این است که بسیار بسیار مراقبت باشید که به چه کسی اجازه میدهید از در جلویی داخلی داخل بیاید. رفتارها، عقاید و نگرشها در سازمان قابل سرایت هستند. این نکته منفی یا مثبتی میتواند باشد و به انتخاب شما بستگی دارد. این ضربالمثل قدیمی میگوید که استعداد پدر استعداد است، درست است اما وقتی که یک استعداد با فرهنگ ترکیب میشود، تاثیر مثبت بیشتری دارد، از استعدادی که با فرهنگ ترکیب نشده است.
15- کمی شهامت به خرج بدهید.
شهامت و شجاعت یک عرض اندام بیباکانه و بیمنطق نیست بلکه یک شجاعت واقعی منظور است. شجاعت باعث شکستن هنجارها و در افتادن در وضعیت جاری، یافتن فرصتهای جدید، کاهش زیانها، تصمیمگیری سخت، درس گرفتن بیش از صحبت کردن، پذیرش خطاها، فراموش کردن خطاهای دیگران، اجازه ندادن به شکستها برای کاهش انگیزهها، باقی ماندن بر سر ارزشهای اساسی سازمان میشود. شجاعت شما را متقاعد میکند که کار درست را انجام بدهید وقتی که میبینید کاری سادهتر پیش پای شما وجود دارد.
🔰@Competentmanagers
Telegram
attach 📎
Forwarded from پیوند نگار
🔴چهارده ویژگی یک سازمان اخلاقمدار:
🔸۱. مواجهه عادلانه در توزیع فرصتها و امکانات:
در سازمان نهتنها تبعیض نباشد، بلکه احساس تبعیض (چه واهی چه واقعی) نیز نباشد.
- سازمان باید در همه شئون حرفهای به گونهای باشد که کارکنان و سهامداران آن احساس ارزشمند بودن داشته باشند.
🔹۲. شایستهسالاری در واگذاری مسوولیتها
🔸۳. نقدپذیری، ایجاد سیستمی برای اخذ دیدگاهها، تحلیل آنها و ارائه پاسخ و اقدام مقتضی نسبت به انتقادات و پیشنهادات
🔹۴. پیشبینیپذیری:
یعنی سازمان به لحاظ سیاستگذاری و برنامهریزی رفتار آن به گونهای باشد که ذینفعان بتوانند بر مبنای استحکام و ثبات سیاستها و رویهها سازمان، قدرت پیشبینی و برنامهریزی داشته باشند.
🔸۵. تامین امنیت شغلی:
تعریف سنتی امنیت شغلی، یک تعریف حقوقی و قانونی است یعنی تداوم شغل در چارچوب قرارداد یا قانون مگر به ادله محکمهپسند. در حالیکه تعریف جدید امنیت شغلی چنین است: تواناسازی منابع انسانی یک سازمان بهگونهای که در این حرفه یا حرفههای مشابه همیشه به این فرد نیاز باشد.
🔹۶. حمایت از جایگاه حرفهای و ایجاد زمینه و ابزار برای ارتقای توانایی حرفهای
🔸۷. جبران خدمت مکفی و عادلانه و تلاش برای ارتقای امنیت معیشتی و رفاه همکاران
🔹۸. پایبندی به راهبردهای توسعه حرفهای و ایجاد زمینه و ابزار برای ایفای کیفی وظایف و ارتقای مهارتها و توان حرفهای
🔸۹. تقویت ارتباط آسان و صمیمی کارکنان با مدیران سازمان و تقویت مدیریت مشارکتی
🔹۱۰. وفاداری و تعهد به اهداف و رسالت سازمان
🔸۱۱. تقویت چابکی سازمانی و ایجاد زمینه برای افزایش چابکی کارکنان:
چابکی به معنای تغییر جهت در حین سرعت است. سازمان چابک سازمانی است سریع، دقیق، بهرهور، منعطف و به روز در تصمیمگیری و اجرا.
🔹۱۲. حمایت و حراست از جایگاه، منزلت و حقوق کارکنان سازمان:
کارکنان ما حق خطا دارند و باید حق
خطا به رسمیت شناخته شود و اگر کارکنان در راستای ایفای وظیفه شغلی و حفظ منافع سازمان خود هم پای آنها به محاکم قضایی کشیده شد، سازمان او باید تمام قد پشت او باشد و از او حمایت کند.
🔸۱۳. توجه به بهداشت روانی کارکنان سازمان
🔹۱۴. امانتداری:
امانتداری رفتار ارتباطی با امری است مبتنی بر استفاده بهینه از آن امر. استفاده بهینه به مفهوم اقتصادی با کارایی و اثر بخشی ارتباط پیدا میکند. جمع کارایی و اثربخشی هم یعنی بهرهوری. بنابراین مفهوم امانتداری در اخلاق حرفهای به بهرهوری مربوط میشود. مواجهه حقوق با امانتداری یک مواجهه حداقلی است اما مواجهه اخلاقی با امانتداری یک مواجهه حداکثری است. به این ترتیب، تلاش برای ارتقای ویژگیهای فوق در هر سازمان یا شرکت، تلاش در جهت بهبود بنیه اخلاق حرفهای در آن سازمان یا شرکت خواهد بود؛ فرآیندی که باعث افزایش بهرهوری، تقویت بنیه رقابتی، تبدیل تهدیدها به فرصتها، مدیریت تعارضها، همافزایی سازمانی، اعتمادآفرینی و بهبود مناسبات در ارتباطات انسانی و تعالی و سرآمدی سازمانی خواهد شد.
✳با کانال مدیران شایسته همراه شوید:
@CompetentManagers
🔸۱. مواجهه عادلانه در توزیع فرصتها و امکانات:
در سازمان نهتنها تبعیض نباشد، بلکه احساس تبعیض (چه واهی چه واقعی) نیز نباشد.
- سازمان باید در همه شئون حرفهای به گونهای باشد که کارکنان و سهامداران آن احساس ارزشمند بودن داشته باشند.
🔹۲. شایستهسالاری در واگذاری مسوولیتها
🔸۳. نقدپذیری، ایجاد سیستمی برای اخذ دیدگاهها، تحلیل آنها و ارائه پاسخ و اقدام مقتضی نسبت به انتقادات و پیشنهادات
🔹۴. پیشبینیپذیری:
یعنی سازمان به لحاظ سیاستگذاری و برنامهریزی رفتار آن به گونهای باشد که ذینفعان بتوانند بر مبنای استحکام و ثبات سیاستها و رویهها سازمان، قدرت پیشبینی و برنامهریزی داشته باشند.
🔸۵. تامین امنیت شغلی:
تعریف سنتی امنیت شغلی، یک تعریف حقوقی و قانونی است یعنی تداوم شغل در چارچوب قرارداد یا قانون مگر به ادله محکمهپسند. در حالیکه تعریف جدید امنیت شغلی چنین است: تواناسازی منابع انسانی یک سازمان بهگونهای که در این حرفه یا حرفههای مشابه همیشه به این فرد نیاز باشد.
🔹۶. حمایت از جایگاه حرفهای و ایجاد زمینه و ابزار برای ارتقای توانایی حرفهای
🔸۷. جبران خدمت مکفی و عادلانه و تلاش برای ارتقای امنیت معیشتی و رفاه همکاران
🔹۸. پایبندی به راهبردهای توسعه حرفهای و ایجاد زمینه و ابزار برای ایفای کیفی وظایف و ارتقای مهارتها و توان حرفهای
🔸۹. تقویت ارتباط آسان و صمیمی کارکنان با مدیران سازمان و تقویت مدیریت مشارکتی
🔹۱۰. وفاداری و تعهد به اهداف و رسالت سازمان
🔸۱۱. تقویت چابکی سازمانی و ایجاد زمینه برای افزایش چابکی کارکنان:
چابکی به معنای تغییر جهت در حین سرعت است. سازمان چابک سازمانی است سریع، دقیق، بهرهور، منعطف و به روز در تصمیمگیری و اجرا.
🔹۱۲. حمایت و حراست از جایگاه، منزلت و حقوق کارکنان سازمان:
کارکنان ما حق خطا دارند و باید حق
خطا به رسمیت شناخته شود و اگر کارکنان در راستای ایفای وظیفه شغلی و حفظ منافع سازمان خود هم پای آنها به محاکم قضایی کشیده شد، سازمان او باید تمام قد پشت او باشد و از او حمایت کند.
🔸۱۳. توجه به بهداشت روانی کارکنان سازمان
🔹۱۴. امانتداری:
امانتداری رفتار ارتباطی با امری است مبتنی بر استفاده بهینه از آن امر. استفاده بهینه به مفهوم اقتصادی با کارایی و اثر بخشی ارتباط پیدا میکند. جمع کارایی و اثربخشی هم یعنی بهرهوری. بنابراین مفهوم امانتداری در اخلاق حرفهای به بهرهوری مربوط میشود. مواجهه حقوق با امانتداری یک مواجهه حداقلی است اما مواجهه اخلاقی با امانتداری یک مواجهه حداکثری است. به این ترتیب، تلاش برای ارتقای ویژگیهای فوق در هر سازمان یا شرکت، تلاش در جهت بهبود بنیه اخلاق حرفهای در آن سازمان یا شرکت خواهد بود؛ فرآیندی که باعث افزایش بهرهوری، تقویت بنیه رقابتی، تبدیل تهدیدها به فرصتها، مدیریت تعارضها، همافزایی سازمانی، اعتمادآفرینی و بهبود مناسبات در ارتباطات انسانی و تعالی و سرآمدی سازمانی خواهد شد.
✳با کانال مدیران شایسته همراه شوید:
@CompetentManagers
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
♦️تصنیف زیبای :
♦️ما زیاران چشم یاری داشتیم، خود غلط بود آنچه می پنداشتیم.
♦️با هنرمندی : صدیق تعریف
🔹با کانال مدیران شایسته همراه شوید .
🌸@Competentmanagers
♦️ما زیاران چشم یاری داشتیم، خود غلط بود آنچه می پنداشتیم.
♦️با هنرمندی : صدیق تعریف
🔹با کانال مدیران شایسته همراه شوید .
🌸@Competentmanagers
Forwarded from Dr.kashefi
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔰 شما مدیریت میکنید، یا رهبری؟
🔰مدیریت کردن آدمها با رهبری کردن آنها چه تفاوت هایی دارد؟
♦️با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🌸@Competentmanagers
🔰مدیریت کردن آدمها با رهبری کردن آنها چه تفاوت هایی دارد؟
♦️با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🌸@Competentmanagers
💢خطرناکترین زمان روز چه زمانی است!
جمع بندی طیف وسیعی از مطالعات علمی در زمینه ریتم زمانی بدن ما (Chronobiology) نشان می دهد که در حدود سه چهارم از افراد ریتم کاری صبحگاهی دارند: یعنی در حدود بین ساعت ۷ تا ۹ صبح در اوج بازدهی ذهنی هستند، این آمادگی به مرور کاهش می یابد و در ساعتهای ابتدایی بعد از ظهر به حداقل خودش می رسد، و در نهایت در انتهای بعد از ظهر و ابتدای شب مجدداً به اوج خودش می رسد. این افراد را «مرغان صبحگاهی» می نامند. اما یک چهارم افراد ریتم کاری شبانه دارند: این افراد معمولاً تمایل دارند که دیرتر از خواب بیدار شوند، به مرور تا نزدیکی ظهر کم کم انرژی ذهنی خودشان را کسب می کنند ولی مجدداً در ساعتهای ابتدایی بعدازظهر این انرژی کاهش مییابد تا اینکه در ساعتهای ابتدایی شب مجدداً این انرژی ذهنی به اوج خود میرسد (معمولاً بیشتر از صبح) و لذا تمایل دارند تا ساعتهای دیرتری از شب بیدار بمانند. این افراد را «جغدهای شامگاهی» می نامند.
1. من مرغ صبحگاهی هستم یا جغد شامگاهی؟
این یکی از مهمترین سؤالاتی که هر کدام از ما باید هم بپرسیم و هم به صورت دقیق و سیستماتیک جواب آن را پیدا کنیم. اشتباه ما در پاسخ دادن به این سؤال مساوی ست با تلف کردن ساعتهای طلایی زندگی مان در طول «تک تک روزهای عمرمان». یافتن پاسخ مناسب و هماهنگ کردن فعالیتهای حرفه ای با ریتم کاری خودمان مساوی ست با افزایش بازدهی فعالیتهای حرفه ای ما، بدون هیچگونه تلاش بیشتری!
2. خطرناکترین زمان روز چه زمانی ست؟ اگر به قدر مشترک دو گروه بالا توجه کنیم می بینیم که هر دو گروه در ساعتهای ابتدای بعد از ظهر در پایین ترین میزان آمادگی ذهنی هستند. این ساعتها را خطرناکترین ساعتهای روز می توان قلمداد کرد. بایستی از فعالیتهای مهم، تصمیمات کلیدی، مذاکرات سرنوشت ساز، و جلسات مهم در این ساعتها اجتناب کنیم. این ساعتها را می توانیم به فعالیتهایی اختصاص دهیم که بیشتر حالت تکراری دارند و نیازمند تمرکز و خلاقیت و انرژی ذهنی بالایی نیستند.
✍نویسنده: محمد حسین رضازاده مهریزی- مدرس دانشگاه
🔹 با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🆔 @Competentmanagers
جمع بندی طیف وسیعی از مطالعات علمی در زمینه ریتم زمانی بدن ما (Chronobiology) نشان می دهد که در حدود سه چهارم از افراد ریتم کاری صبحگاهی دارند: یعنی در حدود بین ساعت ۷ تا ۹ صبح در اوج بازدهی ذهنی هستند، این آمادگی به مرور کاهش می یابد و در ساعتهای ابتدایی بعد از ظهر به حداقل خودش می رسد، و در نهایت در انتهای بعد از ظهر و ابتدای شب مجدداً به اوج خودش می رسد. این افراد را «مرغان صبحگاهی» می نامند. اما یک چهارم افراد ریتم کاری شبانه دارند: این افراد معمولاً تمایل دارند که دیرتر از خواب بیدار شوند، به مرور تا نزدیکی ظهر کم کم انرژی ذهنی خودشان را کسب می کنند ولی مجدداً در ساعتهای ابتدایی بعدازظهر این انرژی کاهش مییابد تا اینکه در ساعتهای ابتدایی شب مجدداً این انرژی ذهنی به اوج خود میرسد (معمولاً بیشتر از صبح) و لذا تمایل دارند تا ساعتهای دیرتری از شب بیدار بمانند. این افراد را «جغدهای شامگاهی» می نامند.
1. من مرغ صبحگاهی هستم یا جغد شامگاهی؟
این یکی از مهمترین سؤالاتی که هر کدام از ما باید هم بپرسیم و هم به صورت دقیق و سیستماتیک جواب آن را پیدا کنیم. اشتباه ما در پاسخ دادن به این سؤال مساوی ست با تلف کردن ساعتهای طلایی زندگی مان در طول «تک تک روزهای عمرمان». یافتن پاسخ مناسب و هماهنگ کردن فعالیتهای حرفه ای با ریتم کاری خودمان مساوی ست با افزایش بازدهی فعالیتهای حرفه ای ما، بدون هیچگونه تلاش بیشتری!
2. خطرناکترین زمان روز چه زمانی ست؟ اگر به قدر مشترک دو گروه بالا توجه کنیم می بینیم که هر دو گروه در ساعتهای ابتدای بعد از ظهر در پایین ترین میزان آمادگی ذهنی هستند. این ساعتها را خطرناکترین ساعتهای روز می توان قلمداد کرد. بایستی از فعالیتهای مهم، تصمیمات کلیدی، مذاکرات سرنوشت ساز، و جلسات مهم در این ساعتها اجتناب کنیم. این ساعتها را می توانیم به فعالیتهایی اختصاص دهیم که بیشتر حالت تکراری دارند و نیازمند تمرکز و خلاقیت و انرژی ذهنی بالایی نیستند.
✍نویسنده: محمد حسین رضازاده مهریزی- مدرس دانشگاه
🔹 با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🆔 @Competentmanagers
■ وقتی خود خواهی یک فرد برای جامعهای، به صورت قانون درآمد
فانوس بردارید و روز روشن
به دنبال عدالت و انسانیت بگردید.
👤 موریس مترلینگ
♦️با کانال مدیران شایسته همراه باشید
🌸@Competentmanagers
فانوس بردارید و روز روشن
به دنبال عدالت و انسانیت بگردید.
👤 موریس مترلینگ
♦️با کانال مدیران شایسته همراه باشید
🌸@Competentmanagers
🔴ابلاغ مصوبه عیدی کارکنان دولت
🔰جهانگیری معاون اول رئیسجمهور، مصوبه پرداخت پاداش آخر سال (عیدی) کارکنان دولت را برای اجرا به سازمان برنامه و بودجه کشور ابلاغ کرد.
🔻هیئت وزیران در جلسه ۶ بهمن ۱۳۹۸ تصویب کرد دستگاههای اجرایی موضوع ماده (۵) قانون مدیریت خدمات کشوری و ماده (۵) قانون محاسبات عمومی کشور، نیروهای مسلح، نیروهای انتظامی و قوه قضاییه و سایر دستگاههای اجرایی مشمول قوانین خاص مجازند به کارمندان خود (رسمی، ثابت، پیمانی، خرید خدمت، قراردادی و موقت) و اعضای هیئت علمی دانشگاهها و مؤسسات آموزشعالی و تحقیقاتی و قضات که به طور تماموقت اشتغال به کار دارند، مبلغ ثابت ۱۲ میلیون ریال به نسبت مدت خدمت تماموقت در سال ۱۳۹۸ به عنوان پاداش آخر سال (عیدی) در بهمن ماه سال جاری از محل بودجه مصوب دستگاههای اجرایی پرداخت کنند.
🔻 پرداخت هرگونه وجه دیگری به عنوان پاداش آخر سال (عیدی) یا عناوین مشابه، علاوه بر مبلغ موضوع این بند توسط دستگاههای مزبور و تمام واحدهای وابسته و تابعه و سایر واحدهایی که اجرای مقررات در مورد آنها مستلزم ذکر نام است، ممنوع میباشد. ذیحسابان و مدیران امور مالی دستگاههای اجرایی مکلفند نظارت لازم را اعمال و موارد خلاف را گزارش کنند.
🔻پرداخت پاداش آخر سال ( عیدی) موضوع این بند به کارکنان خرید خدمت، قراردادی و موقت به نسبت خدمات تماموقت آنان در سال ۱۳۹۸ است و در هر حال میزان عیدی اینگونه افراد از ۵۰ درصد رقم مذکور کمتر نخواهد بود.
🔻میزان پرداخت پاداش آخر سال ( عیدی) بازنشستگان، مستمریبگیران، حقوق وظیفه ازکارافتادگی، حقوق وظیفه وراث مستخدمین متوفای مشمول صندوق بازنشستگی کشوری، سازمان تأمین اجتماعی نیروهای مسلح و سایر صندوقهای بازنشستگی و نیز شهدا و جانبازان ازکارافتاده کلی نیز به مبلغ ثابت ۱۲ میلیون ریال حسب مورد از محل بودجه مصوب صندوق بازنشستگی یا دستگاه اجرایی ذیربط قابل پرداخت است.
🔻عیدی بازنشستگان مشمول صندوق بازنشستگی کشوری که در سال ۱۳۹۸ حق عائلهمندی، اولاد و بیمه خدمات درمانی آنها را صندوق مذکور پرداخت نموده است، توسط آن صندوق قابل پرداخت است. سایر مواردی که مشمول صندوقهای مندرج در بند (۲) نیستند، از محل اعتبارات دستگاه اجرایی، سازمان یا شرکت دولتی ذیربط قابل پرداخت است.
🔻برهمین اساس، خدمت نیمه وقت بانوان از لحاظ اجرای این تصویبنامه، تمام وقت محسوب می شود و معلمان حقالتدریس نسبت به ساعات تدریس مشمول این تصویبنامه خواهند بود.
🔻شرکتهای دولتی موظفند از پرداخت هر مبلغی تحت عنوان پاداش آخر سال (عیدی) یا عناوین مشابه، علاوه بر مبلغ موضوع این تصویبنامه به مدیران و اعضای هیئت مدیره خودداری کنند. مسئولیت اجرای این بند بر عهده مدیرعامل و سایر مدیران ذیربط است. سازمان حسابرسی یا حسابرسان قانونی شرکتها مکلفند نظارت لازم را اعمال و موارد خلاف را گزارش کنند.
🔴باکانال مدیران شایسته باشید
🔰@Competentmanagers
🔰جهانگیری معاون اول رئیسجمهور، مصوبه پرداخت پاداش آخر سال (عیدی) کارکنان دولت را برای اجرا به سازمان برنامه و بودجه کشور ابلاغ کرد.
🔻هیئت وزیران در جلسه ۶ بهمن ۱۳۹۸ تصویب کرد دستگاههای اجرایی موضوع ماده (۵) قانون مدیریت خدمات کشوری و ماده (۵) قانون محاسبات عمومی کشور، نیروهای مسلح، نیروهای انتظامی و قوه قضاییه و سایر دستگاههای اجرایی مشمول قوانین خاص مجازند به کارمندان خود (رسمی، ثابت، پیمانی، خرید خدمت، قراردادی و موقت) و اعضای هیئت علمی دانشگاهها و مؤسسات آموزشعالی و تحقیقاتی و قضات که به طور تماموقت اشتغال به کار دارند، مبلغ ثابت ۱۲ میلیون ریال به نسبت مدت خدمت تماموقت در سال ۱۳۹۸ به عنوان پاداش آخر سال (عیدی) در بهمن ماه سال جاری از محل بودجه مصوب دستگاههای اجرایی پرداخت کنند.
🔻 پرداخت هرگونه وجه دیگری به عنوان پاداش آخر سال (عیدی) یا عناوین مشابه، علاوه بر مبلغ موضوع این بند توسط دستگاههای مزبور و تمام واحدهای وابسته و تابعه و سایر واحدهایی که اجرای مقررات در مورد آنها مستلزم ذکر نام است، ممنوع میباشد. ذیحسابان و مدیران امور مالی دستگاههای اجرایی مکلفند نظارت لازم را اعمال و موارد خلاف را گزارش کنند.
🔻پرداخت پاداش آخر سال ( عیدی) موضوع این بند به کارکنان خرید خدمت، قراردادی و موقت به نسبت خدمات تماموقت آنان در سال ۱۳۹۸ است و در هر حال میزان عیدی اینگونه افراد از ۵۰ درصد رقم مذکور کمتر نخواهد بود.
🔻میزان پرداخت پاداش آخر سال ( عیدی) بازنشستگان، مستمریبگیران، حقوق وظیفه ازکارافتادگی، حقوق وظیفه وراث مستخدمین متوفای مشمول صندوق بازنشستگی کشوری، سازمان تأمین اجتماعی نیروهای مسلح و سایر صندوقهای بازنشستگی و نیز شهدا و جانبازان ازکارافتاده کلی نیز به مبلغ ثابت ۱۲ میلیون ریال حسب مورد از محل بودجه مصوب صندوق بازنشستگی یا دستگاه اجرایی ذیربط قابل پرداخت است.
🔻عیدی بازنشستگان مشمول صندوق بازنشستگی کشوری که در سال ۱۳۹۸ حق عائلهمندی، اولاد و بیمه خدمات درمانی آنها را صندوق مذکور پرداخت نموده است، توسط آن صندوق قابل پرداخت است. سایر مواردی که مشمول صندوقهای مندرج در بند (۲) نیستند، از محل اعتبارات دستگاه اجرایی، سازمان یا شرکت دولتی ذیربط قابل پرداخت است.
🔻برهمین اساس، خدمت نیمه وقت بانوان از لحاظ اجرای این تصویبنامه، تمام وقت محسوب می شود و معلمان حقالتدریس نسبت به ساعات تدریس مشمول این تصویبنامه خواهند بود.
🔻شرکتهای دولتی موظفند از پرداخت هر مبلغی تحت عنوان پاداش آخر سال (عیدی) یا عناوین مشابه، علاوه بر مبلغ موضوع این تصویبنامه به مدیران و اعضای هیئت مدیره خودداری کنند. مسئولیت اجرای این بند بر عهده مدیرعامل و سایر مدیران ذیربط است. سازمان حسابرسی یا حسابرسان قانونی شرکتها مکلفند نظارت لازم را اعمال و موارد خلاف را گزارش کنند.
🔴باکانال مدیران شایسته باشید
🔰@Competentmanagers
🔰 مدیران ظاهرا قوی اما واقعا بی کفایت چه ویژگی هایی دارند؟
کاملا واضح است که یک مدیر قوی و کارآمد بسیار بهتر از مدیر ضعیف و بی کفایت است. همه ما هم می توانیم به خوبی یک مدیر قوی را از مدیر ضعیف تشخیص دهیم. اما مساله این است که گاهی یک مدیر ضعیف نقش آدم قوی و کارآمد را بازی می کند و اطرافیان را گول می زند. اما با نگاه دقیق به باورهای آنها به عنوان رهبر قدرتمند، می توان تشخیص داد که باورها و رفتارهای آنها خطرناک و مخرب هستند. رفتارهایی که می تواند به از بین رفتن یک سازمان منجر شود.
این فقط یک بخش از کار کردن با مدیر ضعیفی است که تصور می کند قوی است. بدتر از آن زمانی است که در طولانی مدت متوجه می شوید همه اشتباه ها را شما انجام داده اید. ویژگی ها و رفتارهایی مدیرتان که تصور می کردید درست است، درست برعکس است و به جای اینکه شما را به انجام درست امور هدایت کند، باعث می شود همچون یک نارنجک همه چیز را ویران کنید.
⭕️در اینجا چهار نشانه از مدیران بی کفایت را نام برده ایم که تصور یا تظاهر به قوی و کارآمد بودن، می کنند.
1⃣ او همه چیز را می داند
برخی از مشاغل با مدیران ارشد و موسسان شرکت ها در ارتباط مستقیم هستند. آنها برای ساعت های طولانی در روز یا حتی چند روز در هفته جلسه دارند. این مساله کمک می کند تا این افراد بتوانند مدیران ضعیف و قوی را از هم تشخیص دهند. در واقع می توان یک الگویی برای مدیران در نظر گرفت: مدیری که ضعیف است، ادعای بیشتر هم دارد و خود را عقل کل نشان می دهد.
🔘مدیران بی کفایت اصولا ساعت های متمادی، بی وقفه و بدون کمک دیگران در مورد شغل خود صحبت می کنند. چیزی در دنیا نیست که آنها ندانند، به هیچ کس برای مشاوره نیاز ندارند و به نظر خود، همه اطلاعات لازم را دارند. کار کردن با این افراد همچون گیر افتادن در تنگ ماهی است در حالیکه دنیای واقعی در بیرون از این تنگ جریان دارد.
🔘مکالمه با مدیران واقعا موفق درست برعکس این است. آنها هنگام صحبت در مورد کسب و کار خویش، دیگران را نیز در صحبت هایشان شریک می کنند. مدیران موفق می دانند که همه چیز شغل خود را به خوبی نمی دانند و به همین دلیل همیشه گروهی قوی دارند و با اطمینان به آنها کارها را پیش می برند.
2⃣ او همیشه مشغول است
مدیریت یک شغل، بخش، پروژه، گروه یا تیم کار زمان گیر و خسته کننده است. اما نشانه یک مدیر موفق این نیست که همیشه مشغول باشد و برای هیچ کس وقت نداشته باشد. اگر هیچ زمانی برای فکر کردن نداشته باشید، اگر نتوانید چند دقیقه در روز بیرون قدم بزنید تا ذهنتان باز شود، در واقع یک مدیر واقعی و با کفایت نیستید.
اگر شما نتوانید برای پیشرفت شغل خود زمان بگذارید و امور را سازمان دهی کنید، چه کسی باید این کار را انجام دهد؟
3⃣همیشه دید منفی داشتن به دیگران
مکالمات مدیران موفق با کارمندان، مشتری یا فروشنده ها همیشه در جهت مثبت و مسیر پیشرفت قرار دارد . مدیران قوی همیشه به دنبال یافتن موفقیت در دیگران هستند. آنها عموما روی کارهای دستی که انجام شده تمرکز دارند و می خواهند تلاش ها به موفقیت ختم شود. اما درست برعکس، یک مدیر بی کفایت اصولا به همه چیز بدبینانه نگاه می کند. آنها همیشه روی مسایلی تمرکز می کنند که بد پیش رفته است و سعی می کنند تا مسایل ساده را به مشکلات بزرگ تبدیل کنند.
مدیران موفق آدم های خوش بین و ساده ای نیستند. آنها همه مسایل را به درستی می بینند و اشتباه های افراد را به خوبی تشخیص می دهند اما به طور ذاتی به دنبال شایستگی و موفقیت در دیگران هستند و آن را تقدیر می کنند.
4⃣فقط دو واکنش از خود نشان می دهند
مدیران ضعیفی که خود را قوی فرض می کنند اصولا با یکی از این دو حالت در جلسات گزارش امور حاضر می شوند: یا آنها مسوول هستند یا آنها آنجا نیستند. اگر آنها در اتاق باشند، بدون شک آنها مدیر و مسوول هستند.
☑️مدیران موفق درست برعکس این رفتار را دارند. آنها راه سومی هم برای برخورد با کارمندان خود دارند. آنها خود را همچون دیگر کارمندان می دانند. مدیران موفق به اندازه کافی به موقعیت خود اعتماد دارند و نیاز نیست تا در همه جا موقعیت مدیریتی خود را به دیگران یادآوری کنند. آنها می توانند در صورت لزوم در جلسات کاری در کنار دیگر کارمندان بنشینند و گزارش های دیگران را گوش کنند و لازم نیست حتما روی صندلی مدیریتی و در راس میز بنشیند. این کار باعث می شود تا کارمندان احساس راحتی بیشتر با مدیر خود داشته باشند.
✏️ کانال مدیران شایسته
@Competentmanagers
کاملا واضح است که یک مدیر قوی و کارآمد بسیار بهتر از مدیر ضعیف و بی کفایت است. همه ما هم می توانیم به خوبی یک مدیر قوی را از مدیر ضعیف تشخیص دهیم. اما مساله این است که گاهی یک مدیر ضعیف نقش آدم قوی و کارآمد را بازی می کند و اطرافیان را گول می زند. اما با نگاه دقیق به باورهای آنها به عنوان رهبر قدرتمند، می توان تشخیص داد که باورها و رفتارهای آنها خطرناک و مخرب هستند. رفتارهایی که می تواند به از بین رفتن یک سازمان منجر شود.
این فقط یک بخش از کار کردن با مدیر ضعیفی است که تصور می کند قوی است. بدتر از آن زمانی است که در طولانی مدت متوجه می شوید همه اشتباه ها را شما انجام داده اید. ویژگی ها و رفتارهایی مدیرتان که تصور می کردید درست است، درست برعکس است و به جای اینکه شما را به انجام درست امور هدایت کند، باعث می شود همچون یک نارنجک همه چیز را ویران کنید.
⭕️در اینجا چهار نشانه از مدیران بی کفایت را نام برده ایم که تصور یا تظاهر به قوی و کارآمد بودن، می کنند.
1⃣ او همه چیز را می داند
برخی از مشاغل با مدیران ارشد و موسسان شرکت ها در ارتباط مستقیم هستند. آنها برای ساعت های طولانی در روز یا حتی چند روز در هفته جلسه دارند. این مساله کمک می کند تا این افراد بتوانند مدیران ضعیف و قوی را از هم تشخیص دهند. در واقع می توان یک الگویی برای مدیران در نظر گرفت: مدیری که ضعیف است، ادعای بیشتر هم دارد و خود را عقل کل نشان می دهد.
🔘مدیران بی کفایت اصولا ساعت های متمادی، بی وقفه و بدون کمک دیگران در مورد شغل خود صحبت می کنند. چیزی در دنیا نیست که آنها ندانند، به هیچ کس برای مشاوره نیاز ندارند و به نظر خود، همه اطلاعات لازم را دارند. کار کردن با این افراد همچون گیر افتادن در تنگ ماهی است در حالیکه دنیای واقعی در بیرون از این تنگ جریان دارد.
🔘مکالمه با مدیران واقعا موفق درست برعکس این است. آنها هنگام صحبت در مورد کسب و کار خویش، دیگران را نیز در صحبت هایشان شریک می کنند. مدیران موفق می دانند که همه چیز شغل خود را به خوبی نمی دانند و به همین دلیل همیشه گروهی قوی دارند و با اطمینان به آنها کارها را پیش می برند.
2⃣ او همیشه مشغول است
مدیریت یک شغل، بخش، پروژه، گروه یا تیم کار زمان گیر و خسته کننده است. اما نشانه یک مدیر موفق این نیست که همیشه مشغول باشد و برای هیچ کس وقت نداشته باشد. اگر هیچ زمانی برای فکر کردن نداشته باشید، اگر نتوانید چند دقیقه در روز بیرون قدم بزنید تا ذهنتان باز شود، در واقع یک مدیر واقعی و با کفایت نیستید.
اگر شما نتوانید برای پیشرفت شغل خود زمان بگذارید و امور را سازمان دهی کنید، چه کسی باید این کار را انجام دهد؟
3⃣همیشه دید منفی داشتن به دیگران
مکالمات مدیران موفق با کارمندان، مشتری یا فروشنده ها همیشه در جهت مثبت و مسیر پیشرفت قرار دارد . مدیران قوی همیشه به دنبال یافتن موفقیت در دیگران هستند. آنها عموما روی کارهای دستی که انجام شده تمرکز دارند و می خواهند تلاش ها به موفقیت ختم شود. اما درست برعکس، یک مدیر بی کفایت اصولا به همه چیز بدبینانه نگاه می کند. آنها همیشه روی مسایلی تمرکز می کنند که بد پیش رفته است و سعی می کنند تا مسایل ساده را به مشکلات بزرگ تبدیل کنند.
مدیران موفق آدم های خوش بین و ساده ای نیستند. آنها همه مسایل را به درستی می بینند و اشتباه های افراد را به خوبی تشخیص می دهند اما به طور ذاتی به دنبال شایستگی و موفقیت در دیگران هستند و آن را تقدیر می کنند.
4⃣فقط دو واکنش از خود نشان می دهند
مدیران ضعیفی که خود را قوی فرض می کنند اصولا با یکی از این دو حالت در جلسات گزارش امور حاضر می شوند: یا آنها مسوول هستند یا آنها آنجا نیستند. اگر آنها در اتاق باشند، بدون شک آنها مدیر و مسوول هستند.
☑️مدیران موفق درست برعکس این رفتار را دارند. آنها راه سومی هم برای برخورد با کارمندان خود دارند. آنها خود را همچون دیگر کارمندان می دانند. مدیران موفق به اندازه کافی به موقعیت خود اعتماد دارند و نیاز نیست تا در همه جا موقعیت مدیریتی خود را به دیگران یادآوری کنند. آنها می توانند در صورت لزوم در جلسات کاری در کنار دیگر کارمندان بنشینند و گزارش های دیگران را گوش کنند و لازم نیست حتما روی صندلی مدیریتی و در راس میز بنشیند. این کار باعث می شود تا کارمندان احساس راحتی بیشتر با مدیر خود داشته باشند.
✏️ کانال مدیران شایسته
@Competentmanagers
Forwarded from (Competent Managers) مدیران شایسته (Mh_Kasefi_Cm)
✳ در مسیر موفقیت:
🔷حداقل شرط لازم برای موفقیت این است که درباره حوزه کاری خود به صورت مداوم مطالب جدیدی یاد بگیرید.
🔶 هر مطلب جدید یک پله برای صعود به قله موفقیت است.
💐 با کانال مدیران شایسته همراه شوید.
🆔 @CompetentManagers
🔷حداقل شرط لازم برای موفقیت این است که درباره حوزه کاری خود به صورت مداوم مطالب جدیدی یاد بگیرید.
🔶 هر مطلب جدید یک پله برای صعود به قله موفقیت است.
💐 با کانال مدیران شایسته همراه شوید.
🆔 @CompetentManagers
🔴 ملزومات و مراحل اساسی در توسعه اقتصادی
✔️توسعه اقتصادي مستلزم داشتن انسان متحول شده فرهنگی است؛ ولی کافی نیست.
✔️انسان متحول شده فرهنگی باید با تولید نوین و ابزارهای علمی روز مجهز شود؛ ولی کافی نیست.
✔️ابزار مجهز روز و تولید نوین نیاز به انباشت سرمایه دارد؛ ولی کافی نیست.
✔️انباشت سرمایه مستلزم استفاده از
مدیریت مؤثر بنگاه ها و هدایت نظام اقتصادی است؛ ولی کافی نیست.
✔️ مدیریت و هدایت نظام اقتصادی مستلزم حفظ ثبات در نظام اقتصادی و مدیریتی کشور است؛ الان کافی است./ مدیدیت و توسعه
✍️ برگرفته از نوشته های مرحوم دکتر حسین عظیمی
❇️ با کانال مدیران شایسته همراه شوید.
📕@CompetentManagers
✔️توسعه اقتصادي مستلزم داشتن انسان متحول شده فرهنگی است؛ ولی کافی نیست.
✔️انسان متحول شده فرهنگی باید با تولید نوین و ابزارهای علمی روز مجهز شود؛ ولی کافی نیست.
✔️ابزار مجهز روز و تولید نوین نیاز به انباشت سرمایه دارد؛ ولی کافی نیست.
✔️انباشت سرمایه مستلزم استفاده از
مدیریت مؤثر بنگاه ها و هدایت نظام اقتصادی است؛ ولی کافی نیست.
✔️ مدیریت و هدایت نظام اقتصادی مستلزم حفظ ثبات در نظام اقتصادی و مدیریتی کشور است؛ الان کافی است./ مدیدیت و توسعه
✍️ برگرفته از نوشته های مرحوم دکتر حسین عظیمی
❇️ با کانال مدیران شایسته همراه شوید.
📕@CompetentManagers
Forwarded from 📚عصر دانائی و توسعه ایران - راستی (جواد راستی)
💠ایران پنجمین کشور پراسترس جهان
طبق مطالعات اخیر موسسه گالوپ، مردم ایران در میان خشمگینترینها در رتبه سوم، بین نگرانترینها در رتبه چهارم و از نظر اضطراب و استرس نیز در رتبه پنجم قرار گرفتهاند
شرايط نامناسب و پرنوسان اقتصادي، سياسي و اجتماعي عامل افزایش استرس، بیماری های مختلف و کاهش عمر شهروندان میشود. در بين ١٤٣ كشور دنيا يونان بدلیل بحران مالی پر استرس ترين كشور دنيا معرفي شده است.
ايران نيز بدلیل بی ثابتی اقتصادی، خشونت، بیکاری، فضای بسته سیاسی و اجتماعی و نیز تهديد به جنگ توسط کشورهای خارجی بعنوان پنجمين كشور پر استرس دنيا در سال ٢٠۱۹ معرفی شده است. رتبه آمریکا نیز به دلیل بی عدالتی های اجتماعی و شکاف اقتصادی در رتبه هفتم قرار دارد. کمترین میزان استرس جهانی در میان کشورهای نروژ، دانمارک و سوئیس است.
طبق مطالعات اخیر موسسه گالوپ، مردم ایران در میان خشمگینترینها در رتبه سوم، بین نگرانترینها در رتبه چهارم و از نظر اضطراب و استرس نیز در رتبه پنجم قرار گرفتهاند
شرايط نامناسب و پرنوسان اقتصادي، سياسي و اجتماعي عامل افزایش استرس، بیماری های مختلف و کاهش عمر شهروندان میشود. در بين ١٤٣ كشور دنيا يونان بدلیل بحران مالی پر استرس ترين كشور دنيا معرفي شده است.
ايران نيز بدلیل بی ثابتی اقتصادی، خشونت، بیکاری، فضای بسته سیاسی و اجتماعی و نیز تهديد به جنگ توسط کشورهای خارجی بعنوان پنجمين كشور پر استرس دنيا در سال ٢٠۱۹ معرفی شده است. رتبه آمریکا نیز به دلیل بی عدالتی های اجتماعی و شکاف اقتصادی در رتبه هفتم قرار دارد. کمترین میزان استرس جهانی در میان کشورهای نروژ، دانمارک و سوئیس است.