در برخی سازمانها و مدلهای مدیریتی، سلسله مراتب به طور کامل حذف شده یا به حداقل رسیده است. این نوع سازمانها معمولاً به عنوان سازمانهای بدون سلسله مراتب یا سازمانهای افقی شناخته میشوند. از جمله این سازمانها میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
1. شرکتهای استارتاپی: بسیاری از استارتاپها به دلیل اندازه کوچک و فرهنگ نوآوری، معمولاً ساختارهای غیررسمی و بدون سلسله مراتب دارند.
2. سازمانهای غیرانتفاعی: برخی از این سازمانها نیز به دنبال ایجاد یک فرهنگ مشارکتی و همکاری بیشتر هستند و به همین دلیل از ساختار غیرمرتب استفاده میکنند.
3. مدلهای مدیریت مشارکتی: در این مدلها، تصمیمگیری به صورت گروهی و با مشارکت تمام اعضا انجام میشود، که میتواند به کاهش سلسله مراتب کمک کند.
4. شرکتهایی با فرهنگ نوآورانه: مانند برخی شرکتهای تکنولوژی یا خلاق، که برای تشویق نوآوری و خلاقیت، به ساختارهای افقی تمایل دارند.
5. تیمهای خودمدیریتی: در این نوع تیمها، اعضا به صورت مستقل و با همکاری یکدیگر کار میکنند و نیازی به نظارت مستقیم ندارند.
این نوع سازمانها معمولاً بر اساس همکاری، اعتماد و ارتباطات قوی بین اعضا فعالیت میکنند.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
1. شرکتهای استارتاپی: بسیاری از استارتاپها به دلیل اندازه کوچک و فرهنگ نوآوری، معمولاً ساختارهای غیررسمی و بدون سلسله مراتب دارند.
2. سازمانهای غیرانتفاعی: برخی از این سازمانها نیز به دنبال ایجاد یک فرهنگ مشارکتی و همکاری بیشتر هستند و به همین دلیل از ساختار غیرمرتب استفاده میکنند.
3. مدلهای مدیریت مشارکتی: در این مدلها، تصمیمگیری به صورت گروهی و با مشارکت تمام اعضا انجام میشود، که میتواند به کاهش سلسله مراتب کمک کند.
4. شرکتهایی با فرهنگ نوآورانه: مانند برخی شرکتهای تکنولوژی یا خلاق، که برای تشویق نوآوری و خلاقیت، به ساختارهای افقی تمایل دارند.
5. تیمهای خودمدیریتی: در این نوع تیمها، اعضا به صورت مستقل و با همکاری یکدیگر کار میکنند و نیازی به نظارت مستقیم ندارند.
این نوع سازمانها معمولاً بر اساس همکاری، اعتماد و ارتباطات قوی بین اعضا فعالیت میکنند.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
📌رییس خوب کیست؟
🔸داشتم راجع به موضوع رابطه رییس و کارکنان بحث می کردیم و گفتم رابطه رئیس وکارمند، بایدرابطه خوب و مستمری باشد! و کارمند باید رییس خود را انتخاب کند. یکی از دانشجویان پرسید از کجا بدانیم رابطه ما و رئیس خوب است و یا رئیس با ما درست برخورد می کند؟
گفتم نشانه ها که زیاد است اما می توانیم به چند مورد برجسته اشاره کنیم. بالاخره با اظهار نظر دانشجویان و جمع بندی من، به چند مورد زیر رسیدیم؛
🟢⁃ توجه به جایگاه انسان؛ هر چه به منابع انسانی و جایگاه انسان توجه بیشتری داشته باشد و تکریم و احترام متقابل باشد، و رابطه از تکبر و خودبینی به دور باشد، رابطه رئیس و کارمند سالم تر است.
🟢⁃ امنیت شغلی؛ تهدید به اخراج و تنبیه، روشی شکست خورده است اما هنوز ابزار مدیران ضعیف است. رابطه با کسی که امنیت را تهدید می کند رابطه پایدار یا خوبی نخواهد بود.
🟢⁃ امنیت روحی و روانی؛ ایجاد احساس آرامش و امنیت، تقویت حس دلسوزی و پشتیبانی رابطه را محکمتر می کند.
🟢⁃ عزت نفس و اعتماد به نفس؛هر اندازه رئیس و کارمند در تقویت عزت نفس یعنی احساس ارزشمندی و اعتماد به نفس یعنی خودباوری بکوشند رابطه بهتری دارند.
🟢 ⁃ شنونده خوبی بودن؛در رابطه خوب رئیس و کارمند، آنها برای همدیگر شنونده خوبی هستند، با احترام به صحبت ها گوش می دهند و از یکدیگر تشکر می کنند و اشکالات را با حسن نظر مطرح می نمایند.
🟢 ⁃ ابراز نظر؛ هرچه رابطه بهتر باشد، نظرات و ایده ها بهتر و راحتتر بیان می شود. احساس ترس از انتقاد و سرزنش وجود ندارد.
🟢 ⁃ فرصت رشد و ارتقا؛هر چقدر مدیر و کارمند یکدیگر را در رشد و ارتقا کمک کنند رابطه بهترست. چقدر دغدغه و اراده این کار وجود دارد و تلاش می شود فرصت و زمینه رشد و موفقیت را فراهم شود.
🟢⁃تعادل کار و زندگی؛ چقدر در تعادل کار و زندگی شما دقت می کند. واگذاری کار اضافه وتوقع اضافی انسان را از تعادل خارج می کند. توقع یک طرفه، رابطه را سست می کند.
🟢 ⁃ تفویض اختیار؛ چقدر در واگذاری کارها و دادن اختیار، به توانایی افراد کمک می کند.
🟢⁃ دستمزد عادلانه؛ چقدر در دستمزدها به میزان کار و تلاش توجه دارد. احساس ظلم و ناعدالتی رابطه را ناسالم می کند.
🟢 ⁃ شایسته سالار؛ چقدر در ارتقا، به شایستگی توجه دارد.
🟢 ⁃ مدیریت بهره وری؛ چقدر به اهداف سازمان و بهره وری توجه دارد و اهداف سازمانی را بر اهداف خود ترجیح می دهد.
🟢 ⁃ رضایت مشتری؛ چقدر به رضایت مشتریان و سایر ذینفعان توجه دارد
🟢 ⁃ قدرشناسی؛ در رابطه خوب، رئیس و کارمند، از زحمات یکدیگر قدردانی می کنند و موفقیت به حساب به همه گذاشته می شود و توسط کسی مصادره به مطلوب نمی شود.
✴️ مخلص کلام اینکه؛
اگر رابطه خوب و سالم بین کارمند و رئیس وجود نداشته باشد، سازمان سالم و موفق نخواهد ماند./ ✍️دکتر دانشفرد
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔸داشتم راجع به موضوع رابطه رییس و کارکنان بحث می کردیم و گفتم رابطه رئیس وکارمند، بایدرابطه خوب و مستمری باشد! و کارمند باید رییس خود را انتخاب کند. یکی از دانشجویان پرسید از کجا بدانیم رابطه ما و رئیس خوب است و یا رئیس با ما درست برخورد می کند؟
گفتم نشانه ها که زیاد است اما می توانیم به چند مورد برجسته اشاره کنیم. بالاخره با اظهار نظر دانشجویان و جمع بندی من، به چند مورد زیر رسیدیم؛
🟢⁃ توجه به جایگاه انسان؛ هر چه به منابع انسانی و جایگاه انسان توجه بیشتری داشته باشد و تکریم و احترام متقابل باشد، و رابطه از تکبر و خودبینی به دور باشد، رابطه رئیس و کارمند سالم تر است.
🟢⁃ امنیت شغلی؛ تهدید به اخراج و تنبیه، روشی شکست خورده است اما هنوز ابزار مدیران ضعیف است. رابطه با کسی که امنیت را تهدید می کند رابطه پایدار یا خوبی نخواهد بود.
🟢⁃ امنیت روحی و روانی؛ ایجاد احساس آرامش و امنیت، تقویت حس دلسوزی و پشتیبانی رابطه را محکمتر می کند.
🟢⁃ عزت نفس و اعتماد به نفس؛هر اندازه رئیس و کارمند در تقویت عزت نفس یعنی احساس ارزشمندی و اعتماد به نفس یعنی خودباوری بکوشند رابطه بهتری دارند.
🟢 ⁃ شنونده خوبی بودن؛در رابطه خوب رئیس و کارمند، آنها برای همدیگر شنونده خوبی هستند، با احترام به صحبت ها گوش می دهند و از یکدیگر تشکر می کنند و اشکالات را با حسن نظر مطرح می نمایند.
🟢 ⁃ ابراز نظر؛ هرچه رابطه بهتر باشد، نظرات و ایده ها بهتر و راحتتر بیان می شود. احساس ترس از انتقاد و سرزنش وجود ندارد.
🟢 ⁃ فرصت رشد و ارتقا؛هر چقدر مدیر و کارمند یکدیگر را در رشد و ارتقا کمک کنند رابطه بهترست. چقدر دغدغه و اراده این کار وجود دارد و تلاش می شود فرصت و زمینه رشد و موفقیت را فراهم شود.
🟢⁃تعادل کار و زندگی؛ چقدر در تعادل کار و زندگی شما دقت می کند. واگذاری کار اضافه وتوقع اضافی انسان را از تعادل خارج می کند. توقع یک طرفه، رابطه را سست می کند.
🟢 ⁃ تفویض اختیار؛ چقدر در واگذاری کارها و دادن اختیار، به توانایی افراد کمک می کند.
🟢⁃ دستمزد عادلانه؛ چقدر در دستمزدها به میزان کار و تلاش توجه دارد. احساس ظلم و ناعدالتی رابطه را ناسالم می کند.
🟢 ⁃ شایسته سالار؛ چقدر در ارتقا، به شایستگی توجه دارد.
🟢 ⁃ مدیریت بهره وری؛ چقدر به اهداف سازمان و بهره وری توجه دارد و اهداف سازمانی را بر اهداف خود ترجیح می دهد.
🟢 ⁃ رضایت مشتری؛ چقدر به رضایت مشتریان و سایر ذینفعان توجه دارد
🟢 ⁃ قدرشناسی؛ در رابطه خوب، رئیس و کارمند، از زحمات یکدیگر قدردانی می کنند و موفقیت به حساب به همه گذاشته می شود و توسط کسی مصادره به مطلوب نمی شود.
✴️ مخلص کلام اینکه؛
اگر رابطه خوب و سالم بین کارمند و رئیس وجود نداشته باشد، سازمان سالم و موفق نخواهد ماند./ ✍️دکتر دانشفرد
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
چه کنید تا کارکنان به شما احترام بگذارند؟
آرزوی هر مدیری است که بر کارکنانش تاثیر بگذارد تا به اهداف مورد نظر سازمان تحت رهبری او دست یابند و از سویی دیگر مورد احترام افرادش نیز باشد. یکی از هنرهای مدیران بزرگ و موفق این است که به هر دوی این دو ایدهآلها بهطور همزمان دست یافتهاند و در این مسیر اصول و راهکارهایی را مورد توجه داشتهاند که در این مطلب به آنها پرداخته خواهد شد.
سبک مدیریتی خودتان را پیدا کنید:
اینکه شما به روشنی بدانید که سازمان یا تیم تحت رهبری تان را با دانش فنیتان کنترل میکنید یا اینکه از کاریزما و کیش شخصیتیتان برای هدایت و انگیزه دادن به کارکنانتان بهره میگیرید، باعث خواهد شد افرادتان شما را قبول داشته باشند و برای شما احترام قائل شوند.
نسبت به افرادتان دلسوز باشید و این دلسوزی را به آنها نشان دهید:
هیچچیزی بیشتر از بیاعتنایی به کارکنان و ارزش قائل نشدن به شخصیت افراد موجب از بین رفتن نفوذ و احترام مدیر نزد کارکنانش نمیشود.
تا آنجا که میتوانید اطلاعاتتان را افزایش دهید:
هرچه دانش و آگاهی یک مدیر از شرایط و مسائل پیرامون سازمان بیشتر و عمیقتر باشد، بر میزان کارآیی و تصمیمگیریهای درست و بجای او افزوده خواهد شد و همین مساله باعث افزایش منزلت و اعتبار او نزد افرادش خواهد شد.
روی خودتان سرمایهگذاری کنید:
رهبران بزرگ همیشه در حال یادگیری هستند و از طریق آموختن چیزهای جدید است که روی خود سرمایهگذاری میکنند.
بِرندتان را مدیریت کنید:
شما بهعنوان رهبر یک شرکت یا سازمان باید مدیریت کاملی بر برندتان داشته باشید و برای این کار بايد از طریق بازخورد گرفتن از مشتریان و کسانی که با شرکتتان در ارتباط هستند، نام و شهرت مجموعه تحت رهبریتان را بهبود ببخشید.
روی آینده تمرکز کنید:
هنر رهبران بزرگ، تصویرسازی از آینده و متمرکز ساختن تمام قوای سازمانی بر تحقق اهداف آتی است.
افرادتان را بهطور دقیق بشناسید:
این هنر یک مدیر خوب است که بداند افرادش به چه چیزی علاقه دارند، سرگرمی مورد علاقهشان چیست، نام فرزندشان چیست و از همه مهمتر اینکه آنها در چه چیزی عالی و توانمند هستند. کارکنان، عاشق مدیری هستند که شناخت دقیقی از آنها دارد.
به رشد و ارتقای حرفهای کارکنانتان توجه کنید:
شما بهعنوان یک رهبر حتما بايد زمینه رشد و ترقی افرادتان را نیز فراهم آورید، چرا که موفقیت فردی تک تک افراد باعث موفقیت کل سازمان خواهد شد.
بهطور نامحدود افرادتان را مورد ستایش قرار دهید:
وقتی افرادتان عملکرد خوبی از خود نشان دادند، حتما از آنها تقدیر کنید. شما میتوانید تعریف و تشکر از کارکنانتان را هم به صورت حضوری و در مقابل دیگران انجام دهید و هم به صورت مجازی و از طریق فرستادن ایمیلهای حاوی سپاس و قدردانی و در صورت امکان دادن هدایایی کوچک اما معجزه گر به آنها.
به افرادتان ثابت کنید که هوای آنها را دارید:
مطمئن باشید در این صورت آنها هم در مواقع بحرانی هوای شما را خواهند داشت.
بهترینها را در اطرافتان جمع کنید:
از قدیم گفتهاند «همه چیز را همگان دانند» پس شما هم باید از غرور بیجا دست بردارید و با جمع کردن بهترین نیروها و کسانی که نقاط ضعف شما را پوشش میدهند و جبران میکنند یک من برتر و کاملتر به وجود بیاورید.
اول بشنوید بعد سخن بگویید:
رهبران بزرگ بیشتر گوش میکنند و کمتر حرف میزنند. آنها همچنین قبل از هر اظهارنظری خوب در مورد آن پرسوجو میکنند و پس از تفکر کافی تصمیمگیری میکنند.
همیشه خطر کنید:
چرا که تا ریسک و مخاطرهای نباشد خبری از موفقیت و پاداش نخواهد بود. افرادی که تحت مدیریت رهبران جسور و بی باک کار میکنند هم آنها را تحسین میکنند و هم برای آنها فداکاری خواهند كرد.
همیشه به دنبال بزرگترینها و بهترینها باشید.
رهبران بزرگ و محبوب همیشه به دنبال تکامل هستند. آنها به درستی بر این اعتقادند که بهترین روز کاریشان فردا خواهد بود و بزرگترین موفقیتها در آینده انتظارشان را میکشد.
منبع: entrepreneur
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
آرزوی هر مدیری است که بر کارکنانش تاثیر بگذارد تا به اهداف مورد نظر سازمان تحت رهبری او دست یابند و از سویی دیگر مورد احترام افرادش نیز باشد. یکی از هنرهای مدیران بزرگ و موفق این است که به هر دوی این دو ایدهآلها بهطور همزمان دست یافتهاند و در این مسیر اصول و راهکارهایی را مورد توجه داشتهاند که در این مطلب به آنها پرداخته خواهد شد.
سبک مدیریتی خودتان را پیدا کنید:
اینکه شما به روشنی بدانید که سازمان یا تیم تحت رهبری تان را با دانش فنیتان کنترل میکنید یا اینکه از کاریزما و کیش شخصیتیتان برای هدایت و انگیزه دادن به کارکنانتان بهره میگیرید، باعث خواهد شد افرادتان شما را قبول داشته باشند و برای شما احترام قائل شوند.
نسبت به افرادتان دلسوز باشید و این دلسوزی را به آنها نشان دهید:
هیچچیزی بیشتر از بیاعتنایی به کارکنان و ارزش قائل نشدن به شخصیت افراد موجب از بین رفتن نفوذ و احترام مدیر نزد کارکنانش نمیشود.
تا آنجا که میتوانید اطلاعاتتان را افزایش دهید:
هرچه دانش و آگاهی یک مدیر از شرایط و مسائل پیرامون سازمان بیشتر و عمیقتر باشد، بر میزان کارآیی و تصمیمگیریهای درست و بجای او افزوده خواهد شد و همین مساله باعث افزایش منزلت و اعتبار او نزد افرادش خواهد شد.
روی خودتان سرمایهگذاری کنید:
رهبران بزرگ همیشه در حال یادگیری هستند و از طریق آموختن چیزهای جدید است که روی خود سرمایهگذاری میکنند.
بِرندتان را مدیریت کنید:
شما بهعنوان رهبر یک شرکت یا سازمان باید مدیریت کاملی بر برندتان داشته باشید و برای این کار بايد از طریق بازخورد گرفتن از مشتریان و کسانی که با شرکتتان در ارتباط هستند، نام و شهرت مجموعه تحت رهبریتان را بهبود ببخشید.
روی آینده تمرکز کنید:
هنر رهبران بزرگ، تصویرسازی از آینده و متمرکز ساختن تمام قوای سازمانی بر تحقق اهداف آتی است.
افرادتان را بهطور دقیق بشناسید:
این هنر یک مدیر خوب است که بداند افرادش به چه چیزی علاقه دارند، سرگرمی مورد علاقهشان چیست، نام فرزندشان چیست و از همه مهمتر اینکه آنها در چه چیزی عالی و توانمند هستند. کارکنان، عاشق مدیری هستند که شناخت دقیقی از آنها دارد.
به رشد و ارتقای حرفهای کارکنانتان توجه کنید:
شما بهعنوان یک رهبر حتما بايد زمینه رشد و ترقی افرادتان را نیز فراهم آورید، چرا که موفقیت فردی تک تک افراد باعث موفقیت کل سازمان خواهد شد.
بهطور نامحدود افرادتان را مورد ستایش قرار دهید:
وقتی افرادتان عملکرد خوبی از خود نشان دادند، حتما از آنها تقدیر کنید. شما میتوانید تعریف و تشکر از کارکنانتان را هم به صورت حضوری و در مقابل دیگران انجام دهید و هم به صورت مجازی و از طریق فرستادن ایمیلهای حاوی سپاس و قدردانی و در صورت امکان دادن هدایایی کوچک اما معجزه گر به آنها.
به افرادتان ثابت کنید که هوای آنها را دارید:
مطمئن باشید در این صورت آنها هم در مواقع بحرانی هوای شما را خواهند داشت.
بهترینها را در اطرافتان جمع کنید:
از قدیم گفتهاند «همه چیز را همگان دانند» پس شما هم باید از غرور بیجا دست بردارید و با جمع کردن بهترین نیروها و کسانی که نقاط ضعف شما را پوشش میدهند و جبران میکنند یک من برتر و کاملتر به وجود بیاورید.
اول بشنوید بعد سخن بگویید:
رهبران بزرگ بیشتر گوش میکنند و کمتر حرف میزنند. آنها همچنین قبل از هر اظهارنظری خوب در مورد آن پرسوجو میکنند و پس از تفکر کافی تصمیمگیری میکنند.
همیشه خطر کنید:
چرا که تا ریسک و مخاطرهای نباشد خبری از موفقیت و پاداش نخواهد بود. افرادی که تحت مدیریت رهبران جسور و بی باک کار میکنند هم آنها را تحسین میکنند و هم برای آنها فداکاری خواهند كرد.
همیشه به دنبال بزرگترینها و بهترینها باشید.
رهبران بزرگ و محبوب همیشه به دنبال تکامل هستند. آنها به درستی بر این اعتقادند که بهترین روز کاریشان فردا خواهد بود و بزرگترین موفقیتها در آینده انتظارشان را میکشد.
منبع: entrepreneur
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔰قدرت شگفتانگیز یک احوال پرسی ساده از همکارتان
مجله کسب و کار هاروارد
ما انسانها به شکل ذاتی نیاز داریم که تعلق خاطر داشته باشیم، به همدیگر، به دوستان و خانوادههایمان و به کشور و فرهنگی که در آن زندگی میکنیم. این موضوع وقتی که ما سر کار هستیم نیز صدق میکند. تحقیقات ما در مرکز نوآوری استعدادها نشان داد که هرگاه افراد به کاری که مشغول آن هستند تعلق خاطر داشته باشند، با انگیزه، تعهد و کارایی بیشتری کار میکنند و تا 3.5 برابر بیشتر امکان موفقیت در مسئولیتی که به آنها محول شده را خواهند داشت.
برای اینکه درک بهتری از تاثیر روانی و عاطفی تعلق خاطر پیدا کنیم، پژوهشی تحت عنوان “سنجش تعلق خاطر کارکنان در شرکت ارنست و یانگ (EY)” را شروع کردیم که شامل نظرسنجی از 1000 فرد بالغ و شاغل آمریکایی بود.
پژوهش ما ضمن تائید شواهدی که در مورد در حال گسترش بودن مشکل جدا افتادن از سایرین وجود داشت، مشخص کرد که حدود 40% از افرادی که در نظرسنجی شرکت کرده بودند چه از نظر فیزیکی و چه از نظر عاطفی در محیط کارشان احساس جدا افتادگی میکنند. این افراد متعلق به گروههای مختلف سنی، جنسیتی و قومیتی بودند.
اغلب افراد بیشتر از محل کارشان به خانههایشان تعلق خاطر دارند (62%) گرچه تعلق خاطر افراد به محل کار (34%) به ترتیب بیشتر از اجتماعات همسایگی (19%) و مکانهای عبادت (17%) بود. از آنجا که بسیاری از افراد بیشتر وقتشان را سر کار میگذرانند، بوجود آوردن اجتماعاتی که افراد در محل کارشان به آنها تعلق خاطر داشته باشند امری ضروری است. این به ما نشان میدهد افراد بسیاری علاقه دارند که با همکارانشان ارتباط بیشتری داشته باشند.
حال شرکتهای مختلف چگونه میتوانند با کارمندانشان ارتباط موثرتری داشته باشند و به آنها کمک کنند که به محل کارشان تعلق خاطر پیدا کنند؟ نتایج نظرسنجیها یک راهکار ساده را به ما نشان داد : فرصت بیشتری برای کارمندان فراهم کنید تا با همکارانشان احوالپرسی کنند.
در مطالعهای که انجام داده شد ما متوجه شدیم که 39% از پاسخدهندگان وقتی که همکارانشان با آنها سلام و احوالپرسی میکنند بیشترین احساس تعلق خاطر را (چه از نظر شخصی و چه از نظر حرفهای) به آنها پیدا میکنند. این امر در میان گروههای مختلف جنسیتی و سنی ثابت بود و احوالپرسی به عنوان محبوبترین روش برقراری احساس تعلق خاطر در این گروهها دیده میشد. شرکتها و مدیران آنها با اطلاع از اوضاع کارمندانشان در یک سطح شخصی، تجربه کاری آنها را به شکل قابل توجهی بهبود بخشیده و باعث میشوند که افراد احساس ارزشمند بودن و همبستگی داشته باشند.
حال تعلق خاطر در چه مسائلی زیاد مهم به نظر نمیرسید؟ زمانهایی که کارمندان با مدیران ارشدشان ملاقاتهای غیر شخصی داشتند. برای کارمندانی که در نظرسنجی شرکت کرده بودند احساس تعلق خاطر در مواردی مانند دعوت شدن به رویدادهای بزرگ یا کنفرانسها توسط مدیران ارشد یا دریافت ایمیل از طرف آنها زیاد معنیدار نبود./ ادامه دارد.....
با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
مجله کسب و کار هاروارد
ما انسانها به شکل ذاتی نیاز داریم که تعلق خاطر داشته باشیم، به همدیگر، به دوستان و خانوادههایمان و به کشور و فرهنگی که در آن زندگی میکنیم. این موضوع وقتی که ما سر کار هستیم نیز صدق میکند. تحقیقات ما در مرکز نوآوری استعدادها نشان داد که هرگاه افراد به کاری که مشغول آن هستند تعلق خاطر داشته باشند، با انگیزه، تعهد و کارایی بیشتری کار میکنند و تا 3.5 برابر بیشتر امکان موفقیت در مسئولیتی که به آنها محول شده را خواهند داشت.
برای اینکه درک بهتری از تاثیر روانی و عاطفی تعلق خاطر پیدا کنیم، پژوهشی تحت عنوان “سنجش تعلق خاطر کارکنان در شرکت ارنست و یانگ (EY)” را شروع کردیم که شامل نظرسنجی از 1000 فرد بالغ و شاغل آمریکایی بود.
پژوهش ما ضمن تائید شواهدی که در مورد در حال گسترش بودن مشکل جدا افتادن از سایرین وجود داشت، مشخص کرد که حدود 40% از افرادی که در نظرسنجی شرکت کرده بودند چه از نظر فیزیکی و چه از نظر عاطفی در محیط کارشان احساس جدا افتادگی میکنند. این افراد متعلق به گروههای مختلف سنی، جنسیتی و قومیتی بودند.
اغلب افراد بیشتر از محل کارشان به خانههایشان تعلق خاطر دارند (62%) گرچه تعلق خاطر افراد به محل کار (34%) به ترتیب بیشتر از اجتماعات همسایگی (19%) و مکانهای عبادت (17%) بود. از آنجا که بسیاری از افراد بیشتر وقتشان را سر کار میگذرانند، بوجود آوردن اجتماعاتی که افراد در محل کارشان به آنها تعلق خاطر داشته باشند امری ضروری است. این به ما نشان میدهد افراد بسیاری علاقه دارند که با همکارانشان ارتباط بیشتری داشته باشند.
حال شرکتهای مختلف چگونه میتوانند با کارمندانشان ارتباط موثرتری داشته باشند و به آنها کمک کنند که به محل کارشان تعلق خاطر پیدا کنند؟ نتایج نظرسنجیها یک راهکار ساده را به ما نشان داد : فرصت بیشتری برای کارمندان فراهم کنید تا با همکارانشان احوالپرسی کنند.
در مطالعهای که انجام داده شد ما متوجه شدیم که 39% از پاسخدهندگان وقتی که همکارانشان با آنها سلام و احوالپرسی میکنند بیشترین احساس تعلق خاطر را (چه از نظر شخصی و چه از نظر حرفهای) به آنها پیدا میکنند. این امر در میان گروههای مختلف جنسیتی و سنی ثابت بود و احوالپرسی به عنوان محبوبترین روش برقراری احساس تعلق خاطر در این گروهها دیده میشد. شرکتها و مدیران آنها با اطلاع از اوضاع کارمندانشان در یک سطح شخصی، تجربه کاری آنها را به شکل قابل توجهی بهبود بخشیده و باعث میشوند که افراد احساس ارزشمند بودن و همبستگی داشته باشند.
حال تعلق خاطر در چه مسائلی زیاد مهم به نظر نمیرسید؟ زمانهایی که کارمندان با مدیران ارشدشان ملاقاتهای غیر شخصی داشتند. برای کارمندانی که در نظرسنجی شرکت کرده بودند احساس تعلق خاطر در مواردی مانند دعوت شدن به رویدادهای بزرگ یا کنفرانسها توسط مدیران ارشد یا دریافت ایمیل از طرف آنها زیاد معنیدار نبود./ ادامه دارد.....
با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
بخش دوم
🔰هنر احوالپرسی:
🔹ما در موسسه EY برای اطلاع از احوالات کارمندانمان به منظور ایجاد یک ارتباط دوستانه و همچنین یاریرسانی به آنها پس از وقایع و اخبار مهم، زمان بسیار زیادی را صرف کردهایم. گرچه نباید فراموش کرد که افراد ممکن است دیدگاههای متفاوتی در مورد چگونگی ارتباطشان با دیگر کارمندان داشته باشند. با وجود اینکه بعضی از کارمندان ممکن است علاقمند باشند که با شما رو در رو صحبت کنند، سایر افراد ممکن است ارتباط دیجیتال از طریق چَت را ترجیح دهد و یا اینکه اصلاً مایل به برقراری چنین ارتباطی نباشند. یادگیری اینکه چگونه باید با کارمندان طوری ارتباط برقرار کرد که با شما احساس راحتی کنند، نکته کلیدی در ایجاد همبستگی در محل کار است. در اینجا ما به بعضی از توصیهها که میتوانند به شما در یافتن راه مناسب احوالپرسی با همکارانتان کمک کنند اشاره میکنیم:
🔹از فرصتهای کوچکی که به دست میآورید برای برقراری ارتباط استفاده کنید:
سعی کنید با ارتباط برقرار کردن با همکارانتان به آنها بفهمانید که برای آنها ارزش قائل هستید و آنها را درک میکنید و آنها برای شما اهمیت دارند. هشیار باشید و سعی کنید از فرصت های کوچکی که در طول روز به دست میآورید برای برقراری ارتباط موثر استفاده کنید. برای مثال، یک “حالتان چطور است؟” ساده یا “چه کمکی از دست بنده بر میآید؟” کوتاه میتواند در هر شغلی که هستید تاثیر فوقالعادهای داشته باشد.
🔹سوگراییها را کنار بگذارید:
زمان احوالپرسی زمان شنیدن نقطه نظر طرف مقابل است نه زمان مناظره و متقاعد کردن طرف مقابل. وقتی کسی مسئلهای را با شما در میان میگذارد که شما لزوماً با آن موافق نیستید یا آن را درک نمیکنید، شاید بهتر باشد در مورد آن از خودتان علاقه نشان دهید و از همکارتان بخواهید بیشتر در موردش برای شما توضیح دهد. ممکن است که در ادامه پاسخهای آنها شما را شگفتزده کند. برای مثال، “بیشتر راجع به آن برایم بگو” یا “هیچ وقت راجع به آن اینطور فکر نکرده بودم اما درک میکنم که ما ممکن است وضعیتهای مشابهی را به اشکال مختلف تجربه کنیم و به خاطر توضیحی که به من دادید متشکرم.”
🔹حسن ظن داشته باشید:
سعی کنید هر گفتگویی را که با همکارانتان شروع میکنید از روی حسن ظن باشد و باور داشته باشید که طرف مقابل بد شما را نمیخواهد، بخصوص در شرایط دشوار. گاهی ممکن است احساس کنید که طرف مقابل را قبول ندارید اما حسن ظن میتواند به شما کمک کند که کمی تعلل کرده و در راستای شفاف شدن بعضی نکات مبهم سوالاتی از او بپرسید و به شکل معنیدارتری با وی ارتباط برقرار کنید. گاهی این تعللها میتواند بسیار تاثیرگذار باشد. مثلاً خوب است که بگویید “من حرفم را قطع کردم چون نمیدانم چه چیزی بگویم،” یا “من حرفم را قطع کردم چون میخواهم بهتر متوجه شوم شما چه میخواهید بگویید”.
🔹هیچ عیبی ندارد که کامل نباشید:
از همکارانتان تقاضا کنید که نظرشان را در مورد عملکرد شما بگویند، بخصوص آنهایی که نسبت به شما تازهکار ترند. با برخوردی که نسب به نظراتشان از خود بروز میدهید نشان دهید که به آنها اعتماد دارید. برای مثال با تایید اینکه شما کامل نیستید و ممکن است طرف مقابلتان درست بگوید و همچنین آزادانه صحبت کردن در مورد چالشهایی که با آنها روبرو هستید، میتوانید ارتباطتان با همکاران همرده و بالادستی را انسانیتر کنید.
🔹استوار و مسئولیتپذیر باشید:
شفافیت داشته باشید و حتی در شرایط تحت فشار یا طی گفتگوهای دشوار از خود استواری و رفتار فراگیر نشان دهید. در کنارش از دیگران نیز انتظار مسئولیتپذیری داشته باشید و آنها را در زمینه های مختلف تشویق کنید. برای مثال در مواقعی که رویدادی سخت اتفاق میافتد به همگروهیهایتان پیشنهاد دهید که با یکدیگر گفتگو کنید و در واکنشهای خودتان نسبت به آنها رفتار فراگیر داشته باشید تا از شما الگو بگیرند.
🔰این پنج توصیه میتوانند در راهی که در پیش دارید به شما کمک کنند اما برای رسیدن به نتیجهای فراگیر هیچگاه نباید از تلاش باز بایستید. هدفی که در نظر دارید نیازمند عزم جدی و مستمر (بخصوص از سوی مدیریت سازمانها) است زیرا بیشتر افراد در محل کارشان به دنبال اعتبار، امنیت، تحقق اهداف و شادمانی هستند.
◀️ به عنوان نتیجه این تلاش ها میتوانند در مقیاسهای مختلف مزیتهای فوقالعادهای داشته باشند، از تعهد بیشتر کارمندان به کار گرفته تا حفظ مشتری و نتایج اقتصادی مطلوبتر. با شروع از کارهای سادهای مانند احوالپرسی، همه میتوانیم قدرت اثرگذاری در زندگی سایرین و حتی تغییر نتیجه وقایع مهم را انتظار داشته باشیم.
با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔰هنر احوالپرسی:
🔹ما در موسسه EY برای اطلاع از احوالات کارمندانمان به منظور ایجاد یک ارتباط دوستانه و همچنین یاریرسانی به آنها پس از وقایع و اخبار مهم، زمان بسیار زیادی را صرف کردهایم. گرچه نباید فراموش کرد که افراد ممکن است دیدگاههای متفاوتی در مورد چگونگی ارتباطشان با دیگر کارمندان داشته باشند. با وجود اینکه بعضی از کارمندان ممکن است علاقمند باشند که با شما رو در رو صحبت کنند، سایر افراد ممکن است ارتباط دیجیتال از طریق چَت را ترجیح دهد و یا اینکه اصلاً مایل به برقراری چنین ارتباطی نباشند. یادگیری اینکه چگونه باید با کارمندان طوری ارتباط برقرار کرد که با شما احساس راحتی کنند، نکته کلیدی در ایجاد همبستگی در محل کار است. در اینجا ما به بعضی از توصیهها که میتوانند به شما در یافتن راه مناسب احوالپرسی با همکارانتان کمک کنند اشاره میکنیم:
🔹از فرصتهای کوچکی که به دست میآورید برای برقراری ارتباط استفاده کنید:
سعی کنید با ارتباط برقرار کردن با همکارانتان به آنها بفهمانید که برای آنها ارزش قائل هستید و آنها را درک میکنید و آنها برای شما اهمیت دارند. هشیار باشید و سعی کنید از فرصت های کوچکی که در طول روز به دست میآورید برای برقراری ارتباط موثر استفاده کنید. برای مثال، یک “حالتان چطور است؟” ساده یا “چه کمکی از دست بنده بر میآید؟” کوتاه میتواند در هر شغلی که هستید تاثیر فوقالعادهای داشته باشد.
🔹سوگراییها را کنار بگذارید:
زمان احوالپرسی زمان شنیدن نقطه نظر طرف مقابل است نه زمان مناظره و متقاعد کردن طرف مقابل. وقتی کسی مسئلهای را با شما در میان میگذارد که شما لزوماً با آن موافق نیستید یا آن را درک نمیکنید، شاید بهتر باشد در مورد آن از خودتان علاقه نشان دهید و از همکارتان بخواهید بیشتر در موردش برای شما توضیح دهد. ممکن است که در ادامه پاسخهای آنها شما را شگفتزده کند. برای مثال، “بیشتر راجع به آن برایم بگو” یا “هیچ وقت راجع به آن اینطور فکر نکرده بودم اما درک میکنم که ما ممکن است وضعیتهای مشابهی را به اشکال مختلف تجربه کنیم و به خاطر توضیحی که به من دادید متشکرم.”
🔹حسن ظن داشته باشید:
سعی کنید هر گفتگویی را که با همکارانتان شروع میکنید از روی حسن ظن باشد و باور داشته باشید که طرف مقابل بد شما را نمیخواهد، بخصوص در شرایط دشوار. گاهی ممکن است احساس کنید که طرف مقابل را قبول ندارید اما حسن ظن میتواند به شما کمک کند که کمی تعلل کرده و در راستای شفاف شدن بعضی نکات مبهم سوالاتی از او بپرسید و به شکل معنیدارتری با وی ارتباط برقرار کنید. گاهی این تعللها میتواند بسیار تاثیرگذار باشد. مثلاً خوب است که بگویید “من حرفم را قطع کردم چون نمیدانم چه چیزی بگویم،” یا “من حرفم را قطع کردم چون میخواهم بهتر متوجه شوم شما چه میخواهید بگویید”.
🔹هیچ عیبی ندارد که کامل نباشید:
از همکارانتان تقاضا کنید که نظرشان را در مورد عملکرد شما بگویند، بخصوص آنهایی که نسبت به شما تازهکار ترند. با برخوردی که نسب به نظراتشان از خود بروز میدهید نشان دهید که به آنها اعتماد دارید. برای مثال با تایید اینکه شما کامل نیستید و ممکن است طرف مقابلتان درست بگوید و همچنین آزادانه صحبت کردن در مورد چالشهایی که با آنها روبرو هستید، میتوانید ارتباطتان با همکاران همرده و بالادستی را انسانیتر کنید.
🔹استوار و مسئولیتپذیر باشید:
شفافیت داشته باشید و حتی در شرایط تحت فشار یا طی گفتگوهای دشوار از خود استواری و رفتار فراگیر نشان دهید. در کنارش از دیگران نیز انتظار مسئولیتپذیری داشته باشید و آنها را در زمینه های مختلف تشویق کنید. برای مثال در مواقعی که رویدادی سخت اتفاق میافتد به همگروهیهایتان پیشنهاد دهید که با یکدیگر گفتگو کنید و در واکنشهای خودتان نسبت به آنها رفتار فراگیر داشته باشید تا از شما الگو بگیرند.
🔰این پنج توصیه میتوانند در راهی که در پیش دارید به شما کمک کنند اما برای رسیدن به نتیجهای فراگیر هیچگاه نباید از تلاش باز بایستید. هدفی که در نظر دارید نیازمند عزم جدی و مستمر (بخصوص از سوی مدیریت سازمانها) است زیرا بیشتر افراد در محل کارشان به دنبال اعتبار، امنیت، تحقق اهداف و شادمانی هستند.
◀️ به عنوان نتیجه این تلاش ها میتوانند در مقیاسهای مختلف مزیتهای فوقالعادهای داشته باشند، از تعهد بیشتر کارمندان به کار گرفته تا حفظ مشتری و نتایج اقتصادی مطلوبتر. با شروع از کارهای سادهای مانند احوالپرسی، همه میتوانیم قدرت اثرگذاری در زندگی سایرین و حتی تغییر نتیجه وقایع مهم را انتظار داشته باشیم.
با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🫵 ششم بهمن ماه روز جهانی آموزش بهداشت و ارتقای سلامت گرامی باد
👈 روز جهانی آموزش، فرصتی برای تأکید بر اهمیت یادگیری و آموزش در زمینههای مختلف، به ویژه در حوزه سلامت است.
👈شعار ملی امسال "آموزش سلامت با هوش مصنوعی: از سواد سلامت تا شهرهای سالم" نشاندهنده توجه به استفاده از تکنولوژیهای نوین در آموزش و نقش آن در ارتقاء سلامت جامعه است.
👈 سواد سلامت به معنای توانایی افراد در دسترسی به اطلاعات سلامت و استفاده از آنها برای تصمیمگیریهای آگاهانه است و شهرهای سالم به محیطهایی اطلاق میشود که در آنها سلامت شهروندان تأمین میشود.
👈 هوش مصنوعی میتواند با فراهم کردن اطلاعات دقیق و بهروز، به افزایش سواد سلامت عموم مردم کمک کند، به طوریکه ارتقاء سطح سواد سلامت عمومی به بهینهسازی زیرساختها، مدیریت منابع بهداشتی و ایجاد شهرهای سالم بیانجامد.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
👈 روز جهانی آموزش، فرصتی برای تأکید بر اهمیت یادگیری و آموزش در زمینههای مختلف، به ویژه در حوزه سلامت است.
👈شعار ملی امسال "آموزش سلامت با هوش مصنوعی: از سواد سلامت تا شهرهای سالم" نشاندهنده توجه به استفاده از تکنولوژیهای نوین در آموزش و نقش آن در ارتقاء سلامت جامعه است.
👈 سواد سلامت به معنای توانایی افراد در دسترسی به اطلاعات سلامت و استفاده از آنها برای تصمیمگیریهای آگاهانه است و شهرهای سالم به محیطهایی اطلاق میشود که در آنها سلامت شهروندان تأمین میشود.
👈 هوش مصنوعی میتواند با فراهم کردن اطلاعات دقیق و بهروز، به افزایش سواد سلامت عموم مردم کمک کند، به طوریکه ارتقاء سطح سواد سلامت عمومی به بهینهسازی زیرساختها، مدیریت منابع بهداشتی و ایجاد شهرهای سالم بیانجامد.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Forwarded from (Competent Managers) مدیران شایسته
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔰به بهانه روز ملی آموزش ....
تدریس یک حرفه عمیق و خلاقانه است...
تدریسی که منجر به یادگیری و تغییر رفتار شود، زیربنای همه حرفه های دیگر است... مشاوره، کوچینگ، منتورینگ و راهبری تغییر ، همگی از این جنسند...
عمیقا به این نکته باور دارم و همواره سعی کردم در این مسیر باشم..
مسیری سخت و پر چالش، اما شیرین...
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
تدریس یک حرفه عمیق و خلاقانه است...
تدریسی که منجر به یادگیری و تغییر رفتار شود، زیربنای همه حرفه های دیگر است... مشاوره، کوچینگ، منتورینگ و راهبری تغییر ، همگی از این جنسند...
عمیقا به این نکته باور دارم و همواره سعی کردم در این مسیر باشم..
مسیری سخت و پر چالش، اما شیرین...
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🌿 قابل توجه اساتید محترم و کوششگران حوزه آموزش، تعالی و توسعه منابع انسانی؛
✍پیام یونسکو
به مناسبت روز جهانی آموزش
✅ آموزش یک حق انسانی و مسئولیت عمومی است. مجمع عمومی سازمان ملل متحد در سال ۲۰۱۸ میلادی *، ۲۴ ژانویه* ( ۴ بهمن ) هر سال را بهعنوان *روز جهانی آموزش* ، در جهت تبیین نقش آن برای صلح و توسعه اعلام کرد.
🔹شعار امسال روز جهانی آموزش
« *To invest in people, prioritize education
؛ برای سرمایهگذاری روی افراد ، اولویت را به آموزش بدهید»،*
انتخاب شده است.
✅ *یونسکو* در بیانیه خود به مناسبت روز جهانی آموزش آورده است:
🔹« جهت شتاببخشیدن به تحقق *« اهداف_توسعه_پایدار»* (SDG) *در شرایط رکود جهانی، نابرابری فزاینده و بحرانهای آبوهوایی و ... آموزش باید در اولویت قرار گیرد.* از این رو اگر بخواهیم در صلحی سیارهای و شرایط عادلانهتری زنده بمانیم و رشد کنیم، *آموزش جانمایه بنیادین امید و راهحل ماست».*
🔹از دیدگاه یونسکو *آموزش مادامالعمر* که از نخستین سالهای زندگی آغاز میشود، میتواند چرخه فقر را بشکند، سلامتی را بهبود بخشد، مردم را برای حرفه های مناسب با فرصت های مهارت آموزی و مهارت افزایی آماده کند و ...
✅ *در دنیای امروز که عصر دانش و سرریز اطلاعات است، بدون تردید سودآورترین و پربازده ترین سرمایه گذاری برای مردم در اولویت قراردادن آموزش است و هزینه کردن اندک و تنگ نظرانه در آن خطری است که زیست بوم اجتماعی و درهم تنیده انسان ها را به مخاطره خواهد افکند.*
🔹بند نخست ماده ۲۶ اعلامیه جهانی حقوق بشر نیز به *«حق آموزش»* اختصاص داده شده است. توجه به این موضوع در اسناد بین المللی حقوق بشری نشان از تاثیرگذاری آموزش بر مناسبات اجتماعی در شکل گیری جهانی بدون مرز و عاری از خود شیفتگی های سیاسی و اجتماعی است.
🌿 آمادگی برای زیستن خلاقانه و شجاعانه و مسئولانه. آموزش، پرورش سوژههای شایسته و تواناست؛ مدرسهای که چنین آمادگی را ایجاد کند، مدرسه آینده است؛ مدرسهای که در آن نسل جدید از طریق مشارکت فعال و داشتن آزادی برای بهکارگیری خلاقیت خود و همچنین خلقِ فرهنگی مبتنی بر اقتضائات وجودی کودک و نوجوان و کسب تجربهای از زمان که متعلق به آینده آنان است، توانمند و کارا میشود. این کارایی و توانمند شدن، حس رضایت پایدار را برای کودکان و نوجوانان خلق میکند.»*
✅ اگر بخواهیم در آینده نسلهای جوان زندگی بهتری داشته باشند، لازم است سیاست حافظهسازی در مدرسهها تغییر کند و *عاملیت*، *فردیت* و *تفاوت هایِ فردی و اجتماعی*
دانشآموزان پذیرفته شود.
✍خدمتگزار حمیدرضا .
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
✍پیام یونسکو
به مناسبت روز جهانی آموزش
✅ آموزش یک حق انسانی و مسئولیت عمومی است. مجمع عمومی سازمان ملل متحد در سال ۲۰۱۸ میلادی *، ۲۴ ژانویه* ( ۴ بهمن ) هر سال را بهعنوان *روز جهانی آموزش* ، در جهت تبیین نقش آن برای صلح و توسعه اعلام کرد.
🔹شعار امسال روز جهانی آموزش
« *To invest in people, prioritize education
؛ برای سرمایهگذاری روی افراد ، اولویت را به آموزش بدهید»،*
انتخاب شده است.
✅ *یونسکو* در بیانیه خود به مناسبت روز جهانی آموزش آورده است:
🔹« جهت شتاببخشیدن به تحقق *« اهداف_توسعه_پایدار»* (SDG) *در شرایط رکود جهانی، نابرابری فزاینده و بحرانهای آبوهوایی و ... آموزش باید در اولویت قرار گیرد.* از این رو اگر بخواهیم در صلحی سیارهای و شرایط عادلانهتری زنده بمانیم و رشد کنیم، *آموزش جانمایه بنیادین امید و راهحل ماست».*
🔹از دیدگاه یونسکو *آموزش مادامالعمر* که از نخستین سالهای زندگی آغاز میشود، میتواند چرخه فقر را بشکند، سلامتی را بهبود بخشد، مردم را برای حرفه های مناسب با فرصت های مهارت آموزی و مهارت افزایی آماده کند و ...
✅ *در دنیای امروز که عصر دانش و سرریز اطلاعات است، بدون تردید سودآورترین و پربازده ترین سرمایه گذاری برای مردم در اولویت قراردادن آموزش است و هزینه کردن اندک و تنگ نظرانه در آن خطری است که زیست بوم اجتماعی و درهم تنیده انسان ها را به مخاطره خواهد افکند.*
🔹بند نخست ماده ۲۶ اعلامیه جهانی حقوق بشر نیز به *«حق آموزش»* اختصاص داده شده است. توجه به این موضوع در اسناد بین المللی حقوق بشری نشان از تاثیرگذاری آموزش بر مناسبات اجتماعی در شکل گیری جهانی بدون مرز و عاری از خود شیفتگی های سیاسی و اجتماعی است.
🌿 آمادگی برای زیستن خلاقانه و شجاعانه و مسئولانه. آموزش، پرورش سوژههای شایسته و تواناست؛ مدرسهای که چنین آمادگی را ایجاد کند، مدرسه آینده است؛ مدرسهای که در آن نسل جدید از طریق مشارکت فعال و داشتن آزادی برای بهکارگیری خلاقیت خود و همچنین خلقِ فرهنگی مبتنی بر اقتضائات وجودی کودک و نوجوان و کسب تجربهای از زمان که متعلق به آینده آنان است، توانمند و کارا میشود. این کارایی و توانمند شدن، حس رضایت پایدار را برای کودکان و نوجوانان خلق میکند.»*
✅ اگر بخواهیم در آینده نسلهای جوان زندگی بهتری داشته باشند، لازم است سیاست حافظهسازی در مدرسهها تغییر کند و *عاملیت*، *فردیت* و *تفاوت هایِ فردی و اجتماعی*
دانشآموزان پذیرفته شود.
✍خدمتگزار حمیدرضا .
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔵مطالعات گالوپ نشان میدهد در سازمان ها به طور متوسط به ازاء هر ۱۰ نفر کارمند، یک مدیر و سرپرست لازم است و از بین هر ۱۰ نفر کارمند هم یک نفر هست که استعداد برتر در زمینه مدیریت باشد. ما با کمبود مدیر مواجه نیستیم. مشکل اینجاست که این استعداد های برتر مدیریتی را نمی شناسیم و یا بنا به دلایلی سیستم مناسبی برای شناسایی استعداد های برتر مدیریتی در سازمان خود تعبیه نکرده ایم و یا ملاحظات سیاسی و غیر منطقی اجازه نمی دهد آنها را منصوب کنیم.
🎯 توصیه راهبردی :
اگر می خواهیم سازمان های موفق تری داشته باشیم، باید خود را به هنر شناسائی استعدادهای مدیریتی مجهز کنیم و در انتصاب شایستگان جسارت لازم را به خرج دهیم.
🎯از پیش داوری های متعصبانه، ازتنگ نظری ها و استفاده از برچسب های ناعادلانه به افراد پرهیز کنیم و به جای کوچک کردن دامنه کسانی که می توانیم با آنها کار کنیم، با نگاهی گسترده و فراگیر از بهترین و قوی ترین مدیران سازمان خود استفاده کنیم.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🎯 توصیه راهبردی :
اگر می خواهیم سازمان های موفق تری داشته باشیم، باید خود را به هنر شناسائی استعدادهای مدیریتی مجهز کنیم و در انتصاب شایستگان جسارت لازم را به خرج دهیم.
🎯از پیش داوری های متعصبانه، ازتنگ نظری ها و استفاده از برچسب های ناعادلانه به افراد پرهیز کنیم و به جای کوچک کردن دامنه کسانی که می توانیم با آنها کار کنیم، با نگاهی گسترده و فراگیر از بهترین و قوی ترین مدیران سازمان خود استفاده کنیم.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
⭕️ قحطی مدیر...!!!
🔴 موسسه گالوپ در یکی از پژوهشهای اخیر خود به این نتبجه رسیده است که حدود ده درصد از مردم، استعدادهای عالی و کافی برای مدیر شدن دارند.
🟠 همچنین حدود بیست درصد از مردم بعضی از شایستگی های لازم برای مدیر شدن را دارند و می توان آنها را هم با کمی سرمایه گذاری آموزشی و زیر نظر مربیان خوب، به مدیرانی موفق و موثر تبدیل کرد.
🟡 این بررسی نشان داده است که فقط هجده درصد از مدیران موجود در سازمانها از بین آن ده درصد انتخاب شده اند، در حالی که این افراد به طور میانگین ۴۸ درصد سود بیشتر، در مقایسه با سایر مدیران، برای سازمانشان به ارمغان آورده اند.
🟢 وقتی پژوهشگران گالوپ از مدیران فعلی سازمان ها سئوال کردند که به نظر خودشان چرا برای تصدی مناصب مدیریتی انتخاب شده اند و نسبت به بقیه چه تمایز و اولویتی داشته اند، در پاسخ با این دو گزینه روبرو شدند:
1️⃣ ما نسبت به بقیه، سابقه کار و تجربه بیشتری در حرفه یا سازمان داشتیم!
2️⃣ ما در مشاغل قبل از مدیر شدن (مشاغل غیر مدیریتی) موفق بودیم!
⭕️ این دو پاسخ نشان می دهد که در انتخاب مدیران، ما به جای سنجش استعداد مدیریتی آنها، موفقیت در مشاغل غیر مدیریتی و یا طول سابقه آنها را ملاک قرار می دهیم.
🔵 در سازمان ها به طور متوسط به ازاء هر ۱۰ نفر کارمند، یک مدیر و سرپرست لازم است و از بین هر ۱۰ نفر کارمند هم یک نفر هست که استعداد برتر در زمینه مدیریت باشد.
🟣 نتیجه : این دو اطلاع نشان می دهد که ما با کمبود مدیر مواجه نیستیم. مشکل اینجاست که این افراد را نمی شناسیم و یا ملاحظات سیاسی و غیر منطقی اجازه نمی دهد آنها را منصوب کنیم.
🎯 توصیه راهبردی :
اگر می خواهیم سازمان های موفق تری داشته باشیم، باید خود را به هنر شناسائی استعدادهای مدیریتی مجهز کنیم و در انتصاب شایستگان جسارت لازم را به خرج دهیم.
🎯از پیش داوری های متعصبانه، ازتنگ نظری ها و استفاده از برچسب های ناعادلانه به افراد پرهیز کنیم و به جای کوچک کردن دامنه کسانی که می توانیم با آنها کار کنیم، با نگاهی گسترده و فراگیر از بهترین و قوی ترین مدیران سازمان خود استفاده کنیم.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔴 موسسه گالوپ در یکی از پژوهشهای اخیر خود به این نتبجه رسیده است که حدود ده درصد از مردم، استعدادهای عالی و کافی برای مدیر شدن دارند.
🟠 همچنین حدود بیست درصد از مردم بعضی از شایستگی های لازم برای مدیر شدن را دارند و می توان آنها را هم با کمی سرمایه گذاری آموزشی و زیر نظر مربیان خوب، به مدیرانی موفق و موثر تبدیل کرد.
🟡 این بررسی نشان داده است که فقط هجده درصد از مدیران موجود در سازمانها از بین آن ده درصد انتخاب شده اند، در حالی که این افراد به طور میانگین ۴۸ درصد سود بیشتر، در مقایسه با سایر مدیران، برای سازمانشان به ارمغان آورده اند.
🟢 وقتی پژوهشگران گالوپ از مدیران فعلی سازمان ها سئوال کردند که به نظر خودشان چرا برای تصدی مناصب مدیریتی انتخاب شده اند و نسبت به بقیه چه تمایز و اولویتی داشته اند، در پاسخ با این دو گزینه روبرو شدند:
1️⃣ ما نسبت به بقیه، سابقه کار و تجربه بیشتری در حرفه یا سازمان داشتیم!
2️⃣ ما در مشاغل قبل از مدیر شدن (مشاغل غیر مدیریتی) موفق بودیم!
⭕️ این دو پاسخ نشان می دهد که در انتخاب مدیران، ما به جای سنجش استعداد مدیریتی آنها، موفقیت در مشاغل غیر مدیریتی و یا طول سابقه آنها را ملاک قرار می دهیم.
🔵 در سازمان ها به طور متوسط به ازاء هر ۱۰ نفر کارمند، یک مدیر و سرپرست لازم است و از بین هر ۱۰ نفر کارمند هم یک نفر هست که استعداد برتر در زمینه مدیریت باشد.
🟣 نتیجه : این دو اطلاع نشان می دهد که ما با کمبود مدیر مواجه نیستیم. مشکل اینجاست که این افراد را نمی شناسیم و یا ملاحظات سیاسی و غیر منطقی اجازه نمی دهد آنها را منصوب کنیم.
🎯 توصیه راهبردی :
اگر می خواهیم سازمان های موفق تری داشته باشیم، باید خود را به هنر شناسائی استعدادهای مدیریتی مجهز کنیم و در انتصاب شایستگان جسارت لازم را به خرج دهیم.
🎯از پیش داوری های متعصبانه، ازتنگ نظری ها و استفاده از برچسب های ناعادلانه به افراد پرهیز کنیم و به جای کوچک کردن دامنه کسانی که می توانیم با آنها کار کنیم، با نگاهی گسترده و فراگیر از بهترین و قوی ترین مدیران سازمان خود استفاده کنیم.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
⭕️برای ایجاد سازمانهای موفقتر، شناسایی استعدادهای مدیریتی و انتصاب شایستهها از اهمیت بالایی برخوردار است. این فرآیند نیازمند رویکردی سیستماتیک و مبتنی بر شواهد علمی است تا از پیشداوریها و برچسبزنیهای ناعادلانه جلوگیری شود. در ادامه، با استناد به مطالعات اخیر، این موضوع را بسط داده و شواهد تجربی و علمی ارائه میشود.
1. شناسایی استعدادهای مدیریتی: یک فرآیند سیستماتیک
شناسایی استعدادهای مدیریتی نباید به شانس یا روابط شخصی واگذار شود. مطالعات نشان میدهند که سازمانهایی که از چارچوبهای سیستماتیک برای شناسایی استعدادها استفاده میکنند، عملکرد بهتری دارند. به عنوان مثال، مدلهای شایستگی که بر اساس ویژگیهای رفتاری، مهارتها و دانش مورد نیاز برای نقشهای مدیریتی طراحی شدهاند، میتوانند به شناسایی دقیقتر استعدادها کمک کنند. این مدلها نه تنها به کاهش سوگیریها کمک میکنند، بلکه تضمین میکنند که افراد بر اساس معیارهای عینی و مرتبط با شغل انتخاب میشوند.
2. اجتناب از پیشداوری و برچسبزنی
پیشداوریهای ناخودآگاه و برچسبزنی میتوانند مانع شناسایی استعدادهای واقعی شوند. تحقیقات نشان میدهند که سازمانهایی که از ابزارهای ارزیابی عینی مانند آزمونهای روانسنجی، مصاحبههای ساختاریافته و بازخورد 360 درجه استفاده میکنند، بهتر میتوانند از این سوگیریها اجتناب کنند. این ابزارها به جای تکیه بر برداشتهای شخصی، بر دادههای واقعی و رفتارهای قابل مشاهده تمرکز میکنند.
3. استفاده از نگاهی وسیع برای شناسایی استعدادها
سازمانها باید دامنه جستجوی خود را برای شناسایی استعدادها گسترش دهند. این به معنای نگاه فراتر از سلسله مراتب سنتی و جستجوی استعدادها در تمام سطوح سازمان است. مطالعات نشان میدهند که سازمانهایی که برنامههای جانشینپروری و توسعه رهبری را در تمام سطوح اجرا میکنند، بهتر میتوانند از استعدادهای داخلی خود استفاده کنند و از خروج استعدادهای کلیدی جلوگیری کنند. این رویکرد نه تنها به حفظ استعدادها کمک میکند، بلکه فرهنگ سازمانی مثبت و مشارکتی را تقویت میکند.
4. جسارت در انتصاب شایستهها
انتصاب شایستهها نیازمند جسارت و شفافیت است. سازمانها باید از انتصاب افراد بر اساس روابط شخصی یا سابقه طولانی خدمت اجتناب کنند و به جای آن، بر شایستگیها و پتانسیل افراد تمرکز کنند. تحقیقات نشان میدهند که سازمانهایی که از فرآیندهای شفاف و مبتنی بر شایستگی برای انتصاب مدیران استفاده میکنند، عملکرد بهتری دارند و بهتر میتوانند با تغییرات محیطی سازگار شوند.
5. تأثیر مثبت مدیریت استعداد بر عملکرد سازمانی
مدیریت استعداد نه تنها به بهبود عملکرد فردی کمک میکند، بلکه تأثیر مثبتی بر عملکرد کلی سازمان دارد. مطالعات نشان میدهند که سازمانهایی که برنامههای مدیریت استعداد را بهطور مؤثر اجرا میکنند، بهرهوری بالاتری دارند، نوآوری بیشتری نشان میدهند و بهتر میتوانند در بازار رقابتی باقی بمانند. این سازمانها همچنین رضایت و تعهد کارکنان را افزایش میدهند، که به نوبه خود به کاهش نرخ ترک خدمت و افزایش وفاداری کارکنان منجر میشود.
6. شواهد تجربی از سازمانهای موفق
برخی از سازمانهای پیشرو در جهان، مانند شرکتهای فناوری اطلاعات و ارتباطات، از مدلهای پیشرفته مدیریت استعداد استفاده میکنند. به عنوان مثال، شرکتهایی مانند گوگل و مایکروسافت از ابزارهای تحلیلی و دادهمحور برای شناسایی و توسعه استعدادها استفاده میکنند. این شرکتها نه تنها به شایستگیهای فنی، بلکه به مهارتهای رهبری و تواناییهای حل مسئله نیز توجه ویژهای دارند.
نتیجهگیری
برای ایجاد سازمانهای موفقتر، شناسایی و توسعه استعدادهای مدیریتی باید بهطور سیستماتیک و مبتنی بر شواهد علمی انجام شود. اجتناب از پیشداوریها، استفاده از ابزارهای ارزیابی عینی، و جسارت در انتصاب شایستهها از جمله عوامل کلیدی هستند که میتوانند به بهبود عملکرد سازمانی و ایجاد مزیت رقابتی پایدار کمک کنند. سازمانهایی که این اصول را رعایت میکنند، نه تنها بهتر میتوانند با تغییرات محیطی سازگار شوند، بلکه فرهنگ سازمانی مثبت و مشارکتی را نیز تقویت میکنند.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
1. شناسایی استعدادهای مدیریتی: یک فرآیند سیستماتیک
شناسایی استعدادهای مدیریتی نباید به شانس یا روابط شخصی واگذار شود. مطالعات نشان میدهند که سازمانهایی که از چارچوبهای سیستماتیک برای شناسایی استعدادها استفاده میکنند، عملکرد بهتری دارند. به عنوان مثال، مدلهای شایستگی که بر اساس ویژگیهای رفتاری، مهارتها و دانش مورد نیاز برای نقشهای مدیریتی طراحی شدهاند، میتوانند به شناسایی دقیقتر استعدادها کمک کنند. این مدلها نه تنها به کاهش سوگیریها کمک میکنند، بلکه تضمین میکنند که افراد بر اساس معیارهای عینی و مرتبط با شغل انتخاب میشوند.
2. اجتناب از پیشداوری و برچسبزنی
پیشداوریهای ناخودآگاه و برچسبزنی میتوانند مانع شناسایی استعدادهای واقعی شوند. تحقیقات نشان میدهند که سازمانهایی که از ابزارهای ارزیابی عینی مانند آزمونهای روانسنجی، مصاحبههای ساختاریافته و بازخورد 360 درجه استفاده میکنند، بهتر میتوانند از این سوگیریها اجتناب کنند. این ابزارها به جای تکیه بر برداشتهای شخصی، بر دادههای واقعی و رفتارهای قابل مشاهده تمرکز میکنند.
3. استفاده از نگاهی وسیع برای شناسایی استعدادها
سازمانها باید دامنه جستجوی خود را برای شناسایی استعدادها گسترش دهند. این به معنای نگاه فراتر از سلسله مراتب سنتی و جستجوی استعدادها در تمام سطوح سازمان است. مطالعات نشان میدهند که سازمانهایی که برنامههای جانشینپروری و توسعه رهبری را در تمام سطوح اجرا میکنند، بهتر میتوانند از استعدادهای داخلی خود استفاده کنند و از خروج استعدادهای کلیدی جلوگیری کنند. این رویکرد نه تنها به حفظ استعدادها کمک میکند، بلکه فرهنگ سازمانی مثبت و مشارکتی را تقویت میکند.
4. جسارت در انتصاب شایستهها
انتصاب شایستهها نیازمند جسارت و شفافیت است. سازمانها باید از انتصاب افراد بر اساس روابط شخصی یا سابقه طولانی خدمت اجتناب کنند و به جای آن، بر شایستگیها و پتانسیل افراد تمرکز کنند. تحقیقات نشان میدهند که سازمانهایی که از فرآیندهای شفاف و مبتنی بر شایستگی برای انتصاب مدیران استفاده میکنند، عملکرد بهتری دارند و بهتر میتوانند با تغییرات محیطی سازگار شوند.
5. تأثیر مثبت مدیریت استعداد بر عملکرد سازمانی
مدیریت استعداد نه تنها به بهبود عملکرد فردی کمک میکند، بلکه تأثیر مثبتی بر عملکرد کلی سازمان دارد. مطالعات نشان میدهند که سازمانهایی که برنامههای مدیریت استعداد را بهطور مؤثر اجرا میکنند، بهرهوری بالاتری دارند، نوآوری بیشتری نشان میدهند و بهتر میتوانند در بازار رقابتی باقی بمانند. این سازمانها همچنین رضایت و تعهد کارکنان را افزایش میدهند، که به نوبه خود به کاهش نرخ ترک خدمت و افزایش وفاداری کارکنان منجر میشود.
6. شواهد تجربی از سازمانهای موفق
برخی از سازمانهای پیشرو در جهان، مانند شرکتهای فناوری اطلاعات و ارتباطات، از مدلهای پیشرفته مدیریت استعداد استفاده میکنند. به عنوان مثال، شرکتهایی مانند گوگل و مایکروسافت از ابزارهای تحلیلی و دادهمحور برای شناسایی و توسعه استعدادها استفاده میکنند. این شرکتها نه تنها به شایستگیهای فنی، بلکه به مهارتهای رهبری و تواناییهای حل مسئله نیز توجه ویژهای دارند.
نتیجهگیری
برای ایجاد سازمانهای موفقتر، شناسایی و توسعه استعدادهای مدیریتی باید بهطور سیستماتیک و مبتنی بر شواهد علمی انجام شود. اجتناب از پیشداوریها، استفاده از ابزارهای ارزیابی عینی، و جسارت در انتصاب شایستهها از جمله عوامل کلیدی هستند که میتوانند به بهبود عملکرد سازمانی و ایجاد مزیت رقابتی پایدار کمک کنند. سازمانهایی که این اصول را رعایت میکنند، نه تنها بهتر میتوانند با تغییرات محیطی سازگار شوند، بلکه فرهنگ سازمانی مثبت و مشارکتی را نیز تقویت میکنند.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✅فرهنگ گفتگو در سازمان باید از راس هرم سازمانی توسط مدیران در سازمان نهادینه شود.
✅ فرهنگ گفتگو یک عنصر حیاتی برای موفقیت هر سازمان است که نیازمند تلاش مستمر مدیران برای نهادینه کردن آن است.فرهنگ گفتگو در سازمان به معنای ایجاد فضایی است که در آن اعضای سازمان بتوانند به راحتی و با اطمینان نظرات، ایدهها و نگرانیهای خود را بیان کنند. این فرهنگ نه تنها به بهبود ارتباطات داخلی کمک میکند، بلکه میتواند منجر به افزایش خلاقیت، نوآوری و رضایت شغلی کارکنان شود. در ادامه، نقش مدیران و رهبران سازمان در بسط و توسعه این فرهنگ بررسی میشود.
۱. اهمیت فرهنگ گفتگو
فرهنگ گفتگو در سازمانها به دلایل زیر اهمیت دارد:
- افزایش شفافیت: وقتی افراد احساس کنند که میتوانند آزادانه صحبت کنند، اطلاعات بهتر و سریعتری بین اعضای تیم منتقل میشود.
- تقویت همکاری: گفتگوهای موثر باعث تقویت روابط بین اعضای تیم و افزایش همکاری میشود.
- نوآوری: تبادل ایدهها و نظرات مختلف منجر به نوآوریهای جدید خواهد شد.
- حل تعارضات: فرهنگ گفتگو کمک میکند تا تعارضات به شیوهای سازنده حل شوند.
💎 با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
✅ فرهنگ گفتگو یک عنصر حیاتی برای موفقیت هر سازمان است که نیازمند تلاش مستمر مدیران برای نهادینه کردن آن است.فرهنگ گفتگو در سازمان به معنای ایجاد فضایی است که در آن اعضای سازمان بتوانند به راحتی و با اطمینان نظرات، ایدهها و نگرانیهای خود را بیان کنند. این فرهنگ نه تنها به بهبود ارتباطات داخلی کمک میکند، بلکه میتواند منجر به افزایش خلاقیت، نوآوری و رضایت شغلی کارکنان شود. در ادامه، نقش مدیران و رهبران سازمان در بسط و توسعه این فرهنگ بررسی میشود.
۱. اهمیت فرهنگ گفتگو
فرهنگ گفتگو در سازمانها به دلایل زیر اهمیت دارد:
- افزایش شفافیت: وقتی افراد احساس کنند که میتوانند آزادانه صحبت کنند، اطلاعات بهتر و سریعتری بین اعضای تیم منتقل میشود.
- تقویت همکاری: گفتگوهای موثر باعث تقویت روابط بین اعضای تیم و افزایش همکاری میشود.
- نوآوری: تبادل ایدهها و نظرات مختلف منجر به نوآوریهای جدید خواهد شد.
- حل تعارضات: فرهنگ گفتگو کمک میکند تا تعارضات به شیوهای سازنده حل شوند.
💎 با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
💢۱۰ مهارت گفتگو که همه ما باید یاد بگیریم
ارتباط کلامی شما با دیگران نقش مهمی در بهوجود آوردن برند شخصیتان دارد. این ارتباط بر زندگی شخصی و حرفهای شما تأثیر بسزایی دارد. با بهبود بخشیدن مهارتهای گفتگو میتوانید بهسرعت با دیگران ارتباط مؤثر برقرار کنید، روی آنها تأثیر بگذارید و نزد دیگران دوستداشتنیتر و مقبولتر و قابل احترام باشید.
«دن شوبل»، متخصص برندینگ شخصی، میگوید: «وقتی افراد مهارتهای مشابه دارند و برای بهدست آوردن موقعیتهای مشابه رقابت میکنند، آنچه آنها را متمایز میکند مهارتهای گفتگو است. طوری که خود را نشان میدهید، ارتباطتان با دیگران هنگام مصاحبه یا حین کار، میتواند برند شخصی شما را بسازد یا تخریب کند.». در ادامه با ۱۰ مورد بسیار مهم برای تقویت مهارتهای گفتگو آشنا میشویم.
۱. رفتار دوستانه داشته باشید
ما ناخودآگاه جذب افرادی میشویم که رفتار دوستانهتری دارند چون این افراد احساس بهتری در ما ایجاد میکنند و خوشحالی بیشتری به زندگی ما میآورند.
۲. قبل از صحبت کردن فکر کنید
یک ضربالمثلهای مورد علاقه من این است: «اگر حرف نقره باشد سکوت طلاست». بارها دیدهام افراد بدون اینکه ذرهای فکر کنند هرچه را به ذهنشان میرسد، میگویند و با حرفهای نسنجیدهشان احترام دیگران را از دست میدهند.
۳. روشن حرف بزنید
افرادی که در ارتباطات کلامی خود روشن نیستند و منظورشان را دقیق بیان نمیکنند کمتر مورد احترام سایرین قرار میگیرند. وقتی میخواهید چیزی بگویید از خودتان بپرسید روشنترین روشی که میتوانم منظورم را بیان کنم کدام است؟
۴. پرحرفی نکنید
افراد دوست ندارند با کسی همراه باشند که تمام مدت حرف میزند و به دیگران اجازه صحبت کردن نمیدهد.
۵. خودتان باشید
مردم از کسانی که نقش بازی میکنند تا حرفشان را به کرسی بنشانند بیزارند. ما جذب کسانی میشویم که روشن و شفاف و از صمیم قلب حرف میزنند.
۶. فروتن باشید
فروتنی یکی از جذابترین ویژگیهای فردی است و باعث جلب احترام دیگران میشود. افرادی که با فروتنی و احترام صحبت میکنند همیشه جایگاه والاتری نسبت به دیگران دارند.
۷. با اعتماد به نفس حرف بزنید
اعتمادبهنفس یعنی اطمینانی که در نتیجه درک تواناییهایتان بهدست میآورید؛ در عین حال فروتنی یعنی عقیده متواضعانهای در مورد خود داشته باشید. با اعتمادبهنفس صحبت کردن در نتیجه انتخاب کلمات مناسب، تُن صدا، ارتباط چشمی و زبان بدن حاصل میشود.
۸. روی زبان بدن خود تمرکز کنید
زبان بدن ابزار قدرتمندی است که استفاده درست از آن باعث ایجاد احترام و علاقه میشود و منظور واقعیتان را به فرد مقابل میرساند.
۹. خلاصه حرف بزنید
از قبل برنامهریزی کنید و یکراست بروید سر اصل مطلب! مخاطب شما وقتی برای تلف کردن ندارد. مدام از خودتان بپرسید «چطور میتوانم مختصر و مفید و با کمترین کلمات ممکن حرفم را بزنم و در عین حال احترام شنونده را رعایت کنم».
۱۰. هنر گوش دادن را بیاموزید
در مهارت گفتگو بهدقت گوش دادن مهمتر از حرف زدن است. باید واقعا به موضوع گفتگو علاقمند باشید، سؤالات مناسب بپرسید، به معنای واقعی پیغام توجه کنید و حرف گوینده را قطع نکنید.
در نهایت، مردم بهطور طبیعی جذب کسانی میشوند که شبیه خودِ آنها هستند؛ برای همین است که معمولا دوستان سلایق مشابهی دارند. میتوانید از این قانون به نفع خود استفاده و رفتار و صدای افراد را تقلید کنید. مثلا اگر آنها آرام صحبت میکنند شما هم آرام صحبت کنید یا اگر با هیجان صحبت میکنند، شما هم پرانرژی باشید. هرچه بیشتر مانند آنها صحبت کنید، بیشتر شما را دوست خواهند داشت.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
ارتباط کلامی شما با دیگران نقش مهمی در بهوجود آوردن برند شخصیتان دارد. این ارتباط بر زندگی شخصی و حرفهای شما تأثیر بسزایی دارد. با بهبود بخشیدن مهارتهای گفتگو میتوانید بهسرعت با دیگران ارتباط مؤثر برقرار کنید، روی آنها تأثیر بگذارید و نزد دیگران دوستداشتنیتر و مقبولتر و قابل احترام باشید.
«دن شوبل»، متخصص برندینگ شخصی، میگوید: «وقتی افراد مهارتهای مشابه دارند و برای بهدست آوردن موقعیتهای مشابه رقابت میکنند، آنچه آنها را متمایز میکند مهارتهای گفتگو است. طوری که خود را نشان میدهید، ارتباطتان با دیگران هنگام مصاحبه یا حین کار، میتواند برند شخصی شما را بسازد یا تخریب کند.». در ادامه با ۱۰ مورد بسیار مهم برای تقویت مهارتهای گفتگو آشنا میشویم.
۱. رفتار دوستانه داشته باشید
ما ناخودآگاه جذب افرادی میشویم که رفتار دوستانهتری دارند چون این افراد احساس بهتری در ما ایجاد میکنند و خوشحالی بیشتری به زندگی ما میآورند.
۲. قبل از صحبت کردن فکر کنید
یک ضربالمثلهای مورد علاقه من این است: «اگر حرف نقره باشد سکوت طلاست». بارها دیدهام افراد بدون اینکه ذرهای فکر کنند هرچه را به ذهنشان میرسد، میگویند و با حرفهای نسنجیدهشان احترام دیگران را از دست میدهند.
۳. روشن حرف بزنید
افرادی که در ارتباطات کلامی خود روشن نیستند و منظورشان را دقیق بیان نمیکنند کمتر مورد احترام سایرین قرار میگیرند. وقتی میخواهید چیزی بگویید از خودتان بپرسید روشنترین روشی که میتوانم منظورم را بیان کنم کدام است؟
۴. پرحرفی نکنید
افراد دوست ندارند با کسی همراه باشند که تمام مدت حرف میزند و به دیگران اجازه صحبت کردن نمیدهد.
۵. خودتان باشید
مردم از کسانی که نقش بازی میکنند تا حرفشان را به کرسی بنشانند بیزارند. ما جذب کسانی میشویم که روشن و شفاف و از صمیم قلب حرف میزنند.
۶. فروتن باشید
فروتنی یکی از جذابترین ویژگیهای فردی است و باعث جلب احترام دیگران میشود. افرادی که با فروتنی و احترام صحبت میکنند همیشه جایگاه والاتری نسبت به دیگران دارند.
۷. با اعتماد به نفس حرف بزنید
اعتمادبهنفس یعنی اطمینانی که در نتیجه درک تواناییهایتان بهدست میآورید؛ در عین حال فروتنی یعنی عقیده متواضعانهای در مورد خود داشته باشید. با اعتمادبهنفس صحبت کردن در نتیجه انتخاب کلمات مناسب، تُن صدا، ارتباط چشمی و زبان بدن حاصل میشود.
۸. روی زبان بدن خود تمرکز کنید
زبان بدن ابزار قدرتمندی است که استفاده درست از آن باعث ایجاد احترام و علاقه میشود و منظور واقعیتان را به فرد مقابل میرساند.
۹. خلاصه حرف بزنید
از قبل برنامهریزی کنید و یکراست بروید سر اصل مطلب! مخاطب شما وقتی برای تلف کردن ندارد. مدام از خودتان بپرسید «چطور میتوانم مختصر و مفید و با کمترین کلمات ممکن حرفم را بزنم و در عین حال احترام شنونده را رعایت کنم».
۱۰. هنر گوش دادن را بیاموزید
در مهارت گفتگو بهدقت گوش دادن مهمتر از حرف زدن است. باید واقعا به موضوع گفتگو علاقمند باشید، سؤالات مناسب بپرسید، به معنای واقعی پیغام توجه کنید و حرف گوینده را قطع نکنید.
در نهایت، مردم بهطور طبیعی جذب کسانی میشوند که شبیه خودِ آنها هستند؛ برای همین است که معمولا دوستان سلایق مشابهی دارند. میتوانید از این قانون به نفع خود استفاده و رفتار و صدای افراد را تقلید کنید. مثلا اگر آنها آرام صحبت میکنند شما هم آرام صحبت کنید یا اگر با هیجان صحبت میکنند، شما هم پرانرژی باشید. هرچه بیشتر مانند آنها صحبت کنید، بیشتر شما را دوست خواهند داشت.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Forwarded from (Competent Managers) مدیران شایسته
🔺۱_ مهارت گفتوگو؛ (بخش اول)
🔷یکی از اصلیترین مولفه های بلوغ عقلایی و روحی جامعه، مهارت گفتگو است، که در تبادلات فردی و اجتماعی مردم آن جامعه، خودش را نشان میدهد. بدون تقویت این توانایی در یک جامعه آرزوی توسعه آرزوی تقریبا محال است.
🔷مرادم از گفتوگو، حرف زدن یا «اختلاط» نیست. گفتوگو، مجادله و مناظره و بحث هم نیست. گفتوگو یک دادوستد زاینده، اخلاقی، عقلانی و همسطح است. گفتوگو عین وقتی است که خریدار و فروشنده برای معامله و مبادله کالایی که نیاز دارند، روبهروی هم میایستند و درباره آن کالا صحبت میکنند. در مبادله، هر دو طرف احساس میکنند که از این مبادله منتفع میشوند، وگرنه هیچگاه وارد مبادله نمیشدند.در مبادله پیشداوری نمیکنیم، کالا را میگیریم و وارسی میکنیم، اگر سالم و استاندارد بود مبادله انجام میشود. در مبادله حاضریم در برابر چیزی که میستانیم چیزی بدهیم. در مبادله موقعیت های علمی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی طرفین اثری ندارد، یعنی تا زمانی که درباره خریدوفروش آن کالا با هم صحبت میکنند گویی هر دو همسطح هستند. و در پایانِ مبادله، هر دو طرف راضی از یکدیگر جدا میشوند.
🔷گفتوگو یک توانایی محوری برای مبادله اندیشهها است که در آن هر طرف باید دستکم ده ویژگی داشته باشد تا در پایان، هر دو طرف از گفتوگو راضی باشند. این تواناییها عبارتند از:
🔸توانایی گوش دادن فعال (فقط نشنویم بلکه عمیقاً گوش بدهیم)؛
🔸 توانایی سخن گفتن محترمانه؛ توانایی ابراز خویش یا سخنگفتن صادقانه (صاف و رو راست و بدون پیچیدگی سخن گفتن)؛
🔸 توانایی پذیرندگی و آموزندگی (به مثابه یک فرد عالم که نیازی به یادگیری از دیگران ندارد وارد گفتوگو نشویم)؛
🔸توانایی داشتن ذهنی گشوده و باز نسبت به دیدگاه دیگران (حق را در انحصار خودمان ندانیم)؛
🔸 توانایی صبر در شنیدن و آرامش در بیان نظر؛ توانایی تعلیق ذهنی (گوش دادن بدون پیشداوری و توقف موقت دادن به باورهای قبلیمان)؛
🔸 توانایی همدلی و جانبداری سازنده (به طرف مقابل فرصت و آرامش بدهیم تا مقصودش را به اندازه کافی توضیح بدهد)؛
🔸 توانایی جویندگی (همواره در جستوجوی دانستن بیشتر باشیم)؛
🔸 و توانایی ناظر بودن (خودآگاه بودن در طول گفتوگو، خود را فریب ندادن، بر پچپچهای درونی غلبه کردن و ...).
🔷متاسفانه این ویژگیها چیزی نیستند که هر گاه اراده کنیم آنها را کسب کنیم. این ویژگیها باید از کودکی و در فرایند آموزش از مدرسه، از خانواده، از جامعه، در وجود افراد جایگیر و درونی شده و به یک عادت رفتاری تبدیل شود. و فراموش نکنیم که هر گاه در فرد یا جامعهای توانایی گفتوگو شکل نگیرد بستری مناسب برای معضلات دیگر اجتماعی و فرهنگی فراهم آمده است./ادامه دارد...
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔷یکی از اصلیترین مولفه های بلوغ عقلایی و روحی جامعه، مهارت گفتگو است، که در تبادلات فردی و اجتماعی مردم آن جامعه، خودش را نشان میدهد. بدون تقویت این توانایی در یک جامعه آرزوی توسعه آرزوی تقریبا محال است.
🔷مرادم از گفتوگو، حرف زدن یا «اختلاط» نیست. گفتوگو، مجادله و مناظره و بحث هم نیست. گفتوگو یک دادوستد زاینده، اخلاقی، عقلانی و همسطح است. گفتوگو عین وقتی است که خریدار و فروشنده برای معامله و مبادله کالایی که نیاز دارند، روبهروی هم میایستند و درباره آن کالا صحبت میکنند. در مبادله، هر دو طرف احساس میکنند که از این مبادله منتفع میشوند، وگرنه هیچگاه وارد مبادله نمیشدند.در مبادله پیشداوری نمیکنیم، کالا را میگیریم و وارسی میکنیم، اگر سالم و استاندارد بود مبادله انجام میشود. در مبادله حاضریم در برابر چیزی که میستانیم چیزی بدهیم. در مبادله موقعیت های علمی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی طرفین اثری ندارد، یعنی تا زمانی که درباره خریدوفروش آن کالا با هم صحبت میکنند گویی هر دو همسطح هستند. و در پایانِ مبادله، هر دو طرف راضی از یکدیگر جدا میشوند.
🔷گفتوگو یک توانایی محوری برای مبادله اندیشهها است که در آن هر طرف باید دستکم ده ویژگی داشته باشد تا در پایان، هر دو طرف از گفتوگو راضی باشند. این تواناییها عبارتند از:
🔸توانایی گوش دادن فعال (فقط نشنویم بلکه عمیقاً گوش بدهیم)؛
🔸 توانایی سخن گفتن محترمانه؛ توانایی ابراز خویش یا سخنگفتن صادقانه (صاف و رو راست و بدون پیچیدگی سخن گفتن)؛
🔸 توانایی پذیرندگی و آموزندگی (به مثابه یک فرد عالم که نیازی به یادگیری از دیگران ندارد وارد گفتوگو نشویم)؛
🔸توانایی داشتن ذهنی گشوده و باز نسبت به دیدگاه دیگران (حق را در انحصار خودمان ندانیم)؛
🔸 توانایی صبر در شنیدن و آرامش در بیان نظر؛ توانایی تعلیق ذهنی (گوش دادن بدون پیشداوری و توقف موقت دادن به باورهای قبلیمان)؛
🔸 توانایی همدلی و جانبداری سازنده (به طرف مقابل فرصت و آرامش بدهیم تا مقصودش را به اندازه کافی توضیح بدهد)؛
🔸 توانایی جویندگی (همواره در جستوجوی دانستن بیشتر باشیم)؛
🔸 و توانایی ناظر بودن (خودآگاه بودن در طول گفتوگو، خود را فریب ندادن، بر پچپچهای درونی غلبه کردن و ...).
🔷متاسفانه این ویژگیها چیزی نیستند که هر گاه اراده کنیم آنها را کسب کنیم. این ویژگیها باید از کودکی و در فرایند آموزش از مدرسه، از خانواده، از جامعه، در وجود افراد جایگیر و درونی شده و به یک عادت رفتاری تبدیل شود. و فراموش نکنیم که هر گاه در فرد یا جامعهای توانایی گفتوگو شکل نگیرد بستری مناسب برای معضلات دیگر اجتماعی و فرهنگی فراهم آمده است./ادامه دارد...
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔺۱_ مهارت گفتوگو؛ (بخش دوم)
🔸گفت و گو، اما نقطه مقابل مونولوگ است. در گفت و گو برخلاف مونولوگ، هر دو طرف به طور مساوی فرصت سخن گفتن دارند.
🔸اگر بخواهیم مشکلات جامعه ایرانی را به طور بنیادین بررسی کنیم، بی گمان فقدان فرهنگ گفت و گو، یکی از مهم ترین و اساسی ترین مصائب جامعه ایرانی است که اگر فقط همین یک مورد اصلاح شود، بسیاری از مشکلات زیست اجتماعی ما می شود.
🔸گفت و گو دو مقدمه لازم دارد: یکی خوب گوش کردن و دیگر استدلال داشتن.
🔸یعنی اگر کسی بخواهد گفت و گو کند، باید ابتدا گوش کردن را یاد بگیرد.
🔸واقعیت این است که ما ، چندان با هنر گوش کردن آشنا نیستیم. اکثر ما وقتی در حال گوش کردن هستیم، در واقع گوش نمی کنیم که استدلال را بشنویم و تجزیه و تحلیل کنیم؛ ما در حالی که ظاهراً گوش می کنیم، در واقع خودمان را برای جواب دادن آماده می کنیم. طرف مقابل هم همین طور!
🔸به همین دلیل است که کمتر مشاهده کرده ایم دو نفر بحث کنند و در آخر، یکی بگوید من از حرف های شما متقاعد شدم و از دیدگاه قبلی ام برگشتم و طرف مقابل هم بگوید فلان بخش از استدلال های شما درست بود... .
🔸گوش کردن، آنقدر مهم و حیاتی است که در این باره، حتی کتاب هایی هم در دنیا نوشته شده است.
📗(که به نظرم یکی از بهترین کتاب هایی که در این زمینه نوشته شده است کتاب "شوق گفتگو و گستردگی فرهنگ تک گویی در میان ایرانیان" است که توسط حسن قاضی مرادی نوشته شده است).
🔸اما دومین مقدمه گفت و گو، استدلال داشتن است. اگر کسی بخواهد در یک فرهنگ گفت و گومدار زندگی کند، ناگزیر از مجهز شدن به منطق و استدلال است.
🔸جامعه ای هم که مردمانش اهل گفتگو، تعامل و منطقی و استدلال گرا باشند، در همه زمینه ها رشد خواهد کرد. " ایرج محمدی- عصر ایران "
🔸بذرتوسعه در کشور، دو لَپّه دارد، یعنی برای این که اصولاً جامعه ما حتی بتواند وارد «شرایط آستانهای توسعه» شود، باید دو ویژگی را در خود پرورش دهد:
📕نخست «صبوری»
📕 دوم «گفتوگو».
که هر دو ویژگی، نیازمند آموزش، تربیت، مراقبت و تمرین است.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔸گفت و گو، اما نقطه مقابل مونولوگ است. در گفت و گو برخلاف مونولوگ، هر دو طرف به طور مساوی فرصت سخن گفتن دارند.
🔸اگر بخواهیم مشکلات جامعه ایرانی را به طور بنیادین بررسی کنیم، بی گمان فقدان فرهنگ گفت و گو، یکی از مهم ترین و اساسی ترین مصائب جامعه ایرانی است که اگر فقط همین یک مورد اصلاح شود، بسیاری از مشکلات زیست اجتماعی ما می شود.
🔸گفت و گو دو مقدمه لازم دارد: یکی خوب گوش کردن و دیگر استدلال داشتن.
🔸یعنی اگر کسی بخواهد گفت و گو کند، باید ابتدا گوش کردن را یاد بگیرد.
🔸واقعیت این است که ما ، چندان با هنر گوش کردن آشنا نیستیم. اکثر ما وقتی در حال گوش کردن هستیم، در واقع گوش نمی کنیم که استدلال را بشنویم و تجزیه و تحلیل کنیم؛ ما در حالی که ظاهراً گوش می کنیم، در واقع خودمان را برای جواب دادن آماده می کنیم. طرف مقابل هم همین طور!
🔸به همین دلیل است که کمتر مشاهده کرده ایم دو نفر بحث کنند و در آخر، یکی بگوید من از حرف های شما متقاعد شدم و از دیدگاه قبلی ام برگشتم و طرف مقابل هم بگوید فلان بخش از استدلال های شما درست بود... .
🔸گوش کردن، آنقدر مهم و حیاتی است که در این باره، حتی کتاب هایی هم در دنیا نوشته شده است.
📗(که به نظرم یکی از بهترین کتاب هایی که در این زمینه نوشته شده است کتاب "شوق گفتگو و گستردگی فرهنگ تک گویی در میان ایرانیان" است که توسط حسن قاضی مرادی نوشته شده است).
🔸اما دومین مقدمه گفت و گو، استدلال داشتن است. اگر کسی بخواهد در یک فرهنگ گفت و گومدار زندگی کند، ناگزیر از مجهز شدن به منطق و استدلال است.
🔸جامعه ای هم که مردمانش اهل گفتگو، تعامل و منطقی و استدلال گرا باشند، در همه زمینه ها رشد خواهد کرد. " ایرج محمدی- عصر ایران "
🔸بذرتوسعه در کشور، دو لَپّه دارد، یعنی برای این که اصولاً جامعه ما حتی بتواند وارد «شرایط آستانهای توسعه» شود، باید دو ویژگی را در خود پرورش دهد:
📕نخست «صبوری»
📕 دوم «گفتوگو».
که هر دو ویژگی، نیازمند آموزش، تربیت، مراقبت و تمرین است.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔰درباره مدیران شایسته و عالی!!
🔶با نگاهی دقیق به شرکت های دچار مشکل، می توان دریافت که مشکل بسیاری از آن ها مدیریت است. مثلاً عمدتاً کارکنان از مدیریت شکایت دارند. برخی معتقدند که مدیریت مانعی در برابر تحول و نوآوری و فکرهای نو است. امروزه مدیریت ضعیف آن چنان فراوان شده که برخی بر این باورند که سازمان ها اصولاً بهتر است مسطح بوده و فاقد هرگونه مدیر باشند! با مشاهده عملکردهای ضعیف مدیران و شکست های پی در پی، معمولاً کارکنان بر این باورند که می توانستند بهتر از آنان عمل کرده و موفق شوند.
🔰امروزه در دنیا، مدیریت به هر شکل آن، یکی از متداول ترین شغل ها است و ما هنوز هم چیزهایی از آن می خواهیم که تقریباً غیر ممکن است! معرفی مدیران متوسط و نه چندان موفق مشکل نیست! اما مدیرانی که الگو و نمونه باشند را نمی توان به وفور یافت ، مدیرانی شایسته و عالی و یا به عبارت بهتر رؤسایی استثنایی که در لیاقت و شایستگی های آنها شکی نیست!
❇️بیایید به این گروه ازمدیران، نگاهی عمیق تر و دقیق تر بیندازیم. زیرا اگرچه تعداد آن ها اندک است، اما جلوه، عظمت و تأثیر آن ها در زندگی افراد پیرامونشان بسیار بزرگ و عظیم است.
🔰یکی از علل کمیابی مدیران قوی، کمبود در تعلیم و تربیت مدیران است. علوم مدیریتی (آمار، تجزیه و تحلیل اطلاعات،بهره وری، کنترل های مالی و ارایه خدمات) موضوعاتی هستند که این روزها با آن ها زیاد سروکار داریم. ما می دانیم که چگونه این علوم را آموزش دهیم اما هنگامی که پای آموزش چگونگی رفتار برای مدیریت قوی به میان می آید، باید اعتراف کنیم که هنوز هم در عصر جاهلیت به سر می بریم!
✳️این گونه به نظر می رسد که مدیران، مسؤول شادی و خرسندی افراد نیستند ومحیط کار، مدرسه پرستاری نیست! آنها باید در فکر سهم بازار، رشد سازمان و سود آن باشند و در یک کلام باید از قدرت استفاده کنند! اما مدیران قوی و بزرگ ایمان دارند که مدیریت صرفاً یک سری کارها و وظایف مکانیکی نیست بلکه مجموعه ای از واکنش های انسانی است.
✳️از ارتباط با تعداد کثیری از مدیران موفق و بررسی تجارب آن ها می توان نتیجه گرفت که مدیریت در واقع یک فعالیت انسانی بوده و واقعیتی است که به ما می گوید چرا در کنار تمام درخواست هایی که از مدیران داریم، شخصیت آن ها بیش از تحصیلاتشان برایمان مهم است. ما برای مدیری که دانش اندکی درباره کامپیوتر یا بازاریابی دارد اما انسانی وارسته و عالی است از دل و جان کار می کنیم اما از مدیرانی که خسیس و بد ذات هستند، متنفر هستیم.
✅ یکی از ویژگیهای مدیران قوی، درستی و صداقت است. درستی در مدیریت یعنی مسئول بودن، برقراری ارتباط به طورشفاف و هماهنگ، یعنی یک کارگزار صادق بودن، به وعده های خود عمل نمودن، شناختن افراد و اجتناب از موضوعات پنهانی و گفتن تمام حقایق به افراد. این ویژگی بسیار شبیه به آنچه است که آن را درستکاری می نامیم!
✅ّمدیریت قوی در خود نوعی احترام به همراه دارد. این نوع مدیریت در برگیرنده نوعی اعطای اختیار به کارکنان می باشد.مدیرانی که مردم از آن ها به شایستگی نام می برند همواره آن هایی هستند که قدرت و اختیار خویش را به دیگران نیز اعطاء می نمایند و کاری می کنند که زیردستان آن ها احساس اختیار و توانایی کنند. این مدیران بدین ترتیب خواستار خلاقیت واحساس مسئولیت فوق العاده زیردستان هستند.بدین ترتیب مدیران بزرگ قادر هستند مدیران بزرگ دیگری را خلق نمایند.
🔰آن چه مدیران بزرگ و قوی را متمایز می سازد تنها بصیرت، راستی، قدرت رهبری و تفکر نیست. بلکه علاوه بر تمام این ویژگی ها، مردانگی و فداکاری نیز لازم است. اما شاید آن هایی که با شنیدن کلماتی نظیر شجاعت و مردانگی به یاد ساختمان های شعله ور و ایثار بی پروا می افتند، این نظر را نپسندند!.فداکاری کار ساده ای نیست و به ناچار باید این واقعیت را پذیرفت که بسیاری از مدیران کارهایی را برای منافع شخصی خویش انجام می دهند. اما گذشته از تمام این ها ، آیا ایجاد ارزش های جدید، به وجود آوردن و حفظ مشاغل و خط مشی ها، انجام کارهای خوب، سودآور و مولد بودن وغالباً بدون حامی در برابر مشکلات ایستادن و پرقدرت ایستادگی نمودن، انجام کارهای مشکل در عین حال رعایت اصول اخلاقی و اصرار و پای بندی به آن، همه و همه با فداکاری و اسطورگی قرین نیست؟
منبع: هاروارد بیزینس ریویو
با کانال مدیران شایسته همراه شوید؛
🆔@Competentmanagers
🔶با نگاهی دقیق به شرکت های دچار مشکل، می توان دریافت که مشکل بسیاری از آن ها مدیریت است. مثلاً عمدتاً کارکنان از مدیریت شکایت دارند. برخی معتقدند که مدیریت مانعی در برابر تحول و نوآوری و فکرهای نو است. امروزه مدیریت ضعیف آن چنان فراوان شده که برخی بر این باورند که سازمان ها اصولاً بهتر است مسطح بوده و فاقد هرگونه مدیر باشند! با مشاهده عملکردهای ضعیف مدیران و شکست های پی در پی، معمولاً کارکنان بر این باورند که می توانستند بهتر از آنان عمل کرده و موفق شوند.
🔰امروزه در دنیا، مدیریت به هر شکل آن، یکی از متداول ترین شغل ها است و ما هنوز هم چیزهایی از آن می خواهیم که تقریباً غیر ممکن است! معرفی مدیران متوسط و نه چندان موفق مشکل نیست! اما مدیرانی که الگو و نمونه باشند را نمی توان به وفور یافت ، مدیرانی شایسته و عالی و یا به عبارت بهتر رؤسایی استثنایی که در لیاقت و شایستگی های آنها شکی نیست!
❇️بیایید به این گروه ازمدیران، نگاهی عمیق تر و دقیق تر بیندازیم. زیرا اگرچه تعداد آن ها اندک است، اما جلوه، عظمت و تأثیر آن ها در زندگی افراد پیرامونشان بسیار بزرگ و عظیم است.
🔰یکی از علل کمیابی مدیران قوی، کمبود در تعلیم و تربیت مدیران است. علوم مدیریتی (آمار، تجزیه و تحلیل اطلاعات،بهره وری، کنترل های مالی و ارایه خدمات) موضوعاتی هستند که این روزها با آن ها زیاد سروکار داریم. ما می دانیم که چگونه این علوم را آموزش دهیم اما هنگامی که پای آموزش چگونگی رفتار برای مدیریت قوی به میان می آید، باید اعتراف کنیم که هنوز هم در عصر جاهلیت به سر می بریم!
✳️این گونه به نظر می رسد که مدیران، مسؤول شادی و خرسندی افراد نیستند ومحیط کار، مدرسه پرستاری نیست! آنها باید در فکر سهم بازار، رشد سازمان و سود آن باشند و در یک کلام باید از قدرت استفاده کنند! اما مدیران قوی و بزرگ ایمان دارند که مدیریت صرفاً یک سری کارها و وظایف مکانیکی نیست بلکه مجموعه ای از واکنش های انسانی است.
✳️از ارتباط با تعداد کثیری از مدیران موفق و بررسی تجارب آن ها می توان نتیجه گرفت که مدیریت در واقع یک فعالیت انسانی بوده و واقعیتی است که به ما می گوید چرا در کنار تمام درخواست هایی که از مدیران داریم، شخصیت آن ها بیش از تحصیلاتشان برایمان مهم است. ما برای مدیری که دانش اندکی درباره کامپیوتر یا بازاریابی دارد اما انسانی وارسته و عالی است از دل و جان کار می کنیم اما از مدیرانی که خسیس و بد ذات هستند، متنفر هستیم.
✅ یکی از ویژگیهای مدیران قوی، درستی و صداقت است. درستی در مدیریت یعنی مسئول بودن، برقراری ارتباط به طورشفاف و هماهنگ، یعنی یک کارگزار صادق بودن، به وعده های خود عمل نمودن، شناختن افراد و اجتناب از موضوعات پنهانی و گفتن تمام حقایق به افراد. این ویژگی بسیار شبیه به آنچه است که آن را درستکاری می نامیم!
✅ّمدیریت قوی در خود نوعی احترام به همراه دارد. این نوع مدیریت در برگیرنده نوعی اعطای اختیار به کارکنان می باشد.مدیرانی که مردم از آن ها به شایستگی نام می برند همواره آن هایی هستند که قدرت و اختیار خویش را به دیگران نیز اعطاء می نمایند و کاری می کنند که زیردستان آن ها احساس اختیار و توانایی کنند. این مدیران بدین ترتیب خواستار خلاقیت واحساس مسئولیت فوق العاده زیردستان هستند.بدین ترتیب مدیران بزرگ قادر هستند مدیران بزرگ دیگری را خلق نمایند.
🔰آن چه مدیران بزرگ و قوی را متمایز می سازد تنها بصیرت، راستی، قدرت رهبری و تفکر نیست. بلکه علاوه بر تمام این ویژگی ها، مردانگی و فداکاری نیز لازم است. اما شاید آن هایی که با شنیدن کلماتی نظیر شجاعت و مردانگی به یاد ساختمان های شعله ور و ایثار بی پروا می افتند، این نظر را نپسندند!.فداکاری کار ساده ای نیست و به ناچار باید این واقعیت را پذیرفت که بسیاری از مدیران کارهایی را برای منافع شخصی خویش انجام می دهند. اما گذشته از تمام این ها ، آیا ایجاد ارزش های جدید، به وجود آوردن و حفظ مشاغل و خط مشی ها، انجام کارهای خوب، سودآور و مولد بودن وغالباً بدون حامی در برابر مشکلات ایستادن و پرقدرت ایستادگی نمودن، انجام کارهای مشکل در عین حال رعایت اصول اخلاقی و اصرار و پای بندی به آن، همه و همه با فداکاری و اسطورگی قرین نیست؟
منبع: هاروارد بیزینس ریویو
با کانال مدیران شایسته همراه شوید؛
🆔@Competentmanagers
🌹مبعث حضرت رسول اکرم (ص) مبارک.💐
✅مبعث پیامبراکرم (ص),به منزله بزرگترین رخداد در عرصه آفرینش، با حکم به خواندن و یادگرفتن آغاز شد تا تلنگری باشد برذهن های رسوبزده و جرمگرفته و خو کرده به تباهی، شاید بیدار شوند و برخیزند و حقیقت رسالت خویش را در گستره هستی بازیابند
❇️بعثتِ تجلی انوار الهی، طلوع خورشید درخشانِ خاتمیت، در سرزمین تاریکی جهل و خرافات بود.
❇️بعثت انگيزشي در احساس، فکر، شعور راکد و مرده و خفته مردم است در عصري مرگبار و در سرزميني قبرستاني که همه انديشه ها و اراده ها و شخصيت ها و فضيلت ها و استعدادها در خاک گور مدفون شدند،
❇️بعثت همچون صور اسرافيل در اين قبرستان قرن مي دمد و گورها را مي شکافد و کالبدهاي مرده را جان مي بخشد و رستاخيزي پديد مي آورد و محشري و ترازوي عدلي و رسيدن به حساب ها و کتاب ها و گناه و ثواب ها و پاداش و کيفرها و بالاخره بهشت و آتش و ... قيامتي است!!
✅فرا رسیدن سالروز بعثت پیامبر اکرم (ص)، بزرگ معلم اخلاق عالَم بشریّت، رحمت لِلعالمین و عید مبعث بر تمام مسلمین جهان اسلام مبارک باد
🌹 دکتر علي شريعتي
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
✅مبعث پیامبراکرم (ص),به منزله بزرگترین رخداد در عرصه آفرینش، با حکم به خواندن و یادگرفتن آغاز شد تا تلنگری باشد برذهن های رسوبزده و جرمگرفته و خو کرده به تباهی، شاید بیدار شوند و برخیزند و حقیقت رسالت خویش را در گستره هستی بازیابند
❇️بعثتِ تجلی انوار الهی، طلوع خورشید درخشانِ خاتمیت، در سرزمین تاریکی جهل و خرافات بود.
❇️بعثت انگيزشي در احساس، فکر، شعور راکد و مرده و خفته مردم است در عصري مرگبار و در سرزميني قبرستاني که همه انديشه ها و اراده ها و شخصيت ها و فضيلت ها و استعدادها در خاک گور مدفون شدند،
❇️بعثت همچون صور اسرافيل در اين قبرستان قرن مي دمد و گورها را مي شکافد و کالبدهاي مرده را جان مي بخشد و رستاخيزي پديد مي آورد و محشري و ترازوي عدلي و رسيدن به حساب ها و کتاب ها و گناه و ثواب ها و پاداش و کيفرها و بالاخره بهشت و آتش و ... قيامتي است!!
✅فرا رسیدن سالروز بعثت پیامبر اکرم (ص)، بزرگ معلم اخلاق عالَم بشریّت، رحمت لِلعالمین و عید مبعث بر تمام مسلمین جهان اسلام مبارک باد
🌹 دکتر علي شريعتي
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers