(Competent Managers) مدیران شایسته
Photo
🌹 ۸ دی ماه روز ملی صنعت پتروشیمی مبارک باد
🟢در سال ۱۳۴۳ شرکت ملی صنایع پتروشیمی بهمنظور تمرکز و توسعه این صنعت، تاسیس شد.از آن روز تا به حال روز ۸ دی ماه در ایران به عنوان "روز ملی صنعت پتروشیمی" گرامی داشته می شود.
🔵ظرفیت تولید محصولات پتروشیمی ایران که تا دهه ۵۰ تنها حدود ۳ میلیون تن بود، پس از آن به بیش از ۹۶ میلیون تن در سال رسیده و در حال حاضر، بیشترین سهم را در میان صادرات غیرنفتی کشور دارد. فلذا ۸ ام دی ماه به پاس دستاوردها و نقش مهم صنعت پتروشیمی در توسعه اقتصادی و صنعتی کشور نامگذاری شده است.
🟣 صنعت پتروشیمی به عنوان یکی از صنایع استراتژیک ایران، نقش بسیار مهمی در تولید محصولات با ارزش افزوده و کاهش وابستگی به خام فروشی نفت و گاز دارد. این صنعت از مواد اولیه ای که از منابع نفت و گاز به دست می آید، محصولات متنوعی از جمله پلیمرها، کودهای شیمیایی، مواد شوینده و بسیاری از مواد صنعتی دیگر تولید می کند که در بسیاری از بخش های صنعتی و مصرفی کاربرد دارند.
🧿بزرگداشت این روز فرصتی است تا ضمن تقدیر و تشکر از تلاشگران این حوزه، بر اهمیت سرمایه گذاری، پژوهش و نوآوری در صنعت پتروشیمی و بررسی چالش ها و فرصت های موجود در این حوزه.بیش از پیش تاکید گردد.
🟢 توسعه صنعت پتروشیمی نه تنها به ارتقای وضعیت اقتصادی کشور کمک می کند، بلکه با ایجاد فرصت های شغلی، ارزش آفرینی بیشتر، و گسترش صادرات غیرنفتی، نقش بسزایی در رشد پایدار و کاهش وابستگی به درآمدهای نفتی ایفا می کند. این روز همچنین به یادآوری تلاش های فعالان و متخصصان این حوزه اختصاص دارد که با پیشبرد فناوری و بهبود فرآیندها، زمینه ساز تقویت جایگاه ایران در صنعت جهانی پتروشیمی می شوند.
🟠اینجانب به نوبه خود این روز ارزشمند را خدمت شریف تمامی، مهندسان، کارکنان، کارگران، و خدمت تمامی تلاشگران، صنعت پتروشیمی و پالایشگاهی تبریک و تهنیت عرض میکنم .
🔴دکتر محمد حسین کاشفی، ادمین کانال تلگرامی مدیران شایسته. 💐🙏
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🟢در سال ۱۳۴۳ شرکت ملی صنایع پتروشیمی بهمنظور تمرکز و توسعه این صنعت، تاسیس شد.از آن روز تا به حال روز ۸ دی ماه در ایران به عنوان "روز ملی صنعت پتروشیمی" گرامی داشته می شود.
🔵ظرفیت تولید محصولات پتروشیمی ایران که تا دهه ۵۰ تنها حدود ۳ میلیون تن بود، پس از آن به بیش از ۹۶ میلیون تن در سال رسیده و در حال حاضر، بیشترین سهم را در میان صادرات غیرنفتی کشور دارد. فلذا ۸ ام دی ماه به پاس دستاوردها و نقش مهم صنعت پتروشیمی در توسعه اقتصادی و صنعتی کشور نامگذاری شده است.
🟣 صنعت پتروشیمی به عنوان یکی از صنایع استراتژیک ایران، نقش بسیار مهمی در تولید محصولات با ارزش افزوده و کاهش وابستگی به خام فروشی نفت و گاز دارد. این صنعت از مواد اولیه ای که از منابع نفت و گاز به دست می آید، محصولات متنوعی از جمله پلیمرها، کودهای شیمیایی، مواد شوینده و بسیاری از مواد صنعتی دیگر تولید می کند که در بسیاری از بخش های صنعتی و مصرفی کاربرد دارند.
🧿بزرگداشت این روز فرصتی است تا ضمن تقدیر و تشکر از تلاشگران این حوزه، بر اهمیت سرمایه گذاری، پژوهش و نوآوری در صنعت پتروشیمی و بررسی چالش ها و فرصت های موجود در این حوزه.بیش از پیش تاکید گردد.
🟢 توسعه صنعت پتروشیمی نه تنها به ارتقای وضعیت اقتصادی کشور کمک می کند، بلکه با ایجاد فرصت های شغلی، ارزش آفرینی بیشتر، و گسترش صادرات غیرنفتی، نقش بسزایی در رشد پایدار و کاهش وابستگی به درآمدهای نفتی ایفا می کند. این روز همچنین به یادآوری تلاش های فعالان و متخصصان این حوزه اختصاص دارد که با پیشبرد فناوری و بهبود فرآیندها، زمینه ساز تقویت جایگاه ایران در صنعت جهانی پتروشیمی می شوند.
🟠اینجانب به نوبه خود این روز ارزشمند را خدمت شریف تمامی، مهندسان، کارکنان، کارگران، و خدمت تمامی تلاشگران، صنعت پتروشیمی و پالایشگاهی تبریک و تهنیت عرض میکنم .
🔴دکتر محمد حسین کاشفی، ادمین کانال تلگرامی مدیران شایسته. 💐🙏
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Forwarded from (Competent Managers) مدیران شایسته (Mh_kashefi)
🔰 استعفای عاطفی در کار چیست؟( قسمت اول)
✍ ممکن است برای اکثر افراد این اتفاق پیش بیفتد که خود را در برههای از زمان جدای از سازمان بدانند و بین خود و سازمان، از نظر روحی و عاطفی هیچ ارتباطی پیدا نکنند.
▪️این حس و حال را که ممکن است برای افراد بسیاری اتفاق بیفتد، استعفای عاطفی مینامند که شدت آن برای افراد میتواند متفاوت باشد.
▪️در این مقاله قصد داریم تا شما را با مفهوم استعفای عاطفی آشنا کنیم و به شما بگوییم که علائم آن چیست و چه عواملی باعث بروز آن میشوند.
▪️استعفای عاطفی چیست؟
استعفای عاطفی در یک کلام به خستگی ذهن در محل کار گفته میشود که برای کارکنان و حتی مدیران ممکن است پیش بیاید. استعفای عاطفی زمانی اتفاق میافتد که فرد از نظر احساسی خود را از یک سازمان جدا کند.
▫️به این معنا که، فرد میتواند در محل کار حضور فیزیکی داشته باشد، اما از نظر احساسی خود را خارج از سازمان در نظر میگیرد؛ این وضعیت به دلیل عدم علاقه، انگیزه یا نبود پیشرفت برای عملکرد فرد در آن شغل یا محیط کار ممکن است رخ دهد.
▫️واقعیت این است که همه ما ممکن است یک بار و یا در حالت سختگیرانه چند بار این حالت را تجربه کنیم، خواه کارفرما باشید یا کارمند.
▫️طبیعت انسان سیری ناپذیر است و همیشه به دنبال فعالیتهای چالش برانگیز تر است.
▫️زمانی که کارمندی از نظر روحی و ذهنی با سازمان باشد و با ارزشها، اهداف و خواستههای سازمان وابستگی داشته باشد، میتواند به انجام کارها و اهداف متعهد نیز باشد.
▫️هنگامی که میان این تعهد کارمند و سازمان شکاف ایجاد شود، استعفای عاطفی و احساسی رخ میدهد.
▫️به همین دلیل است که همیشه توصیه میشود که در سازمانها انگیزه تزریق شود، به کارمندان توجه شود و به سلامت روان کارکنان توجه شود.
▫️قبل از اینکه کارمندی در محل کار خود استعفا دهد، باید ابتدا از نظر روانشناسی خود را از سازمان جدا کند.
▫️به همین دلیل است که فرد میتواند در سازمانی مشغول به کار باشد، اما با این وجود به دنبال فرصتهای شغلی دیگر نیز باشد.
▫️یکی از غم انگیزترین عوامل بروز این اتفاق هم میتواند از دست دادن انگیزه، پایین بودن حقوق و ترس از نداشتن پشتوانه مالی برای تأمین مخارج روزانه باشد.
▫️تا حد زیادی احساسات ما به دنبال این است که جلوی خارج شدن ما از سازمان را بگیرد. اما، این سندرم همه افراد را در محل کار خود تحت تأثیر قرار میدهد، حتی برخی از صاحبان مشاغل نیز با این احساس مواجه میشوند و به دنبال دوری از کار میافتند.
▪️علائم استعفای عاطفی
علائم استعفای عاطفی برای افراد مختلف میتواند متفاوت باشد، اما در نهایت تمام این علائم باعث به وجود آمدن آن حس جدایی از سازمان میشود و در واقع نتیجه آنها یکی است.
▪️این علائم عبارتاند از:
▫️کاهش بهره وری.
این مورد یکی از علامتهای واضح هنگام بروز این مشکل است و اولین چیزی است که فرد را تحت تأثیر قرار میدهد. با بروز استعفای عاطفی فرد کم کم انگیزه خود را از دست میدهد و به همین خاطر، بهره وری کاهش پیدا میکند.
▫️از دست دادن انگیزه.
▫️افت خلاقیت و نوآوری.
▫️افسردگی.
▫️انباشته شدن کارها و تعلل در انجام آنها.
▫️افزایش شکایات.
▫️غیبت و حاضر نشدن بی وقفه در محل کار.
▫️حذف نام شرکت از رزومه خود.
شاید به همین دلیل است که برخی از کارمندان از نام شرکتهای خود در پروفایل لینکدین خود استفاده نمیکنند.
▫️تأخیر در انجام فعالیتها و گزارش دهی.
▫️عدم تمرکز.
▫️بیماری یا افسردگی جزئی.
▫️فشار زیاد بر دیگر افراد.
▫️افزایش خطا در کار.
▫️عدم دقت در کارها.
و این لیست بی پایان است و این مشکل میتواند باعث بروز مسائل بسیاری در محل کار شود.
ادامه دارد...
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
✍ ممکن است برای اکثر افراد این اتفاق پیش بیفتد که خود را در برههای از زمان جدای از سازمان بدانند و بین خود و سازمان، از نظر روحی و عاطفی هیچ ارتباطی پیدا نکنند.
▪️این حس و حال را که ممکن است برای افراد بسیاری اتفاق بیفتد، استعفای عاطفی مینامند که شدت آن برای افراد میتواند متفاوت باشد.
▪️در این مقاله قصد داریم تا شما را با مفهوم استعفای عاطفی آشنا کنیم و به شما بگوییم که علائم آن چیست و چه عواملی باعث بروز آن میشوند.
▪️استعفای عاطفی چیست؟
استعفای عاطفی در یک کلام به خستگی ذهن در محل کار گفته میشود که برای کارکنان و حتی مدیران ممکن است پیش بیاید. استعفای عاطفی زمانی اتفاق میافتد که فرد از نظر احساسی خود را از یک سازمان جدا کند.
▫️به این معنا که، فرد میتواند در محل کار حضور فیزیکی داشته باشد، اما از نظر احساسی خود را خارج از سازمان در نظر میگیرد؛ این وضعیت به دلیل عدم علاقه، انگیزه یا نبود پیشرفت برای عملکرد فرد در آن شغل یا محیط کار ممکن است رخ دهد.
▫️واقعیت این است که همه ما ممکن است یک بار و یا در حالت سختگیرانه چند بار این حالت را تجربه کنیم، خواه کارفرما باشید یا کارمند.
▫️طبیعت انسان سیری ناپذیر است و همیشه به دنبال فعالیتهای چالش برانگیز تر است.
▫️زمانی که کارمندی از نظر روحی و ذهنی با سازمان باشد و با ارزشها، اهداف و خواستههای سازمان وابستگی داشته باشد، میتواند به انجام کارها و اهداف متعهد نیز باشد.
▫️هنگامی که میان این تعهد کارمند و سازمان شکاف ایجاد شود، استعفای عاطفی و احساسی رخ میدهد.
▫️به همین دلیل است که همیشه توصیه میشود که در سازمانها انگیزه تزریق شود، به کارمندان توجه شود و به سلامت روان کارکنان توجه شود.
▫️قبل از اینکه کارمندی در محل کار خود استعفا دهد، باید ابتدا از نظر روانشناسی خود را از سازمان جدا کند.
▫️به همین دلیل است که فرد میتواند در سازمانی مشغول به کار باشد، اما با این وجود به دنبال فرصتهای شغلی دیگر نیز باشد.
▫️یکی از غم انگیزترین عوامل بروز این اتفاق هم میتواند از دست دادن انگیزه، پایین بودن حقوق و ترس از نداشتن پشتوانه مالی برای تأمین مخارج روزانه باشد.
▫️تا حد زیادی احساسات ما به دنبال این است که جلوی خارج شدن ما از سازمان را بگیرد. اما، این سندرم همه افراد را در محل کار خود تحت تأثیر قرار میدهد، حتی برخی از صاحبان مشاغل نیز با این احساس مواجه میشوند و به دنبال دوری از کار میافتند.
▪️علائم استعفای عاطفی
علائم استعفای عاطفی برای افراد مختلف میتواند متفاوت باشد، اما در نهایت تمام این علائم باعث به وجود آمدن آن حس جدایی از سازمان میشود و در واقع نتیجه آنها یکی است.
▪️این علائم عبارتاند از:
▫️کاهش بهره وری.
این مورد یکی از علامتهای واضح هنگام بروز این مشکل است و اولین چیزی است که فرد را تحت تأثیر قرار میدهد. با بروز استعفای عاطفی فرد کم کم انگیزه خود را از دست میدهد و به همین خاطر، بهره وری کاهش پیدا میکند.
▫️از دست دادن انگیزه.
▫️افت خلاقیت و نوآوری.
▫️افسردگی.
▫️انباشته شدن کارها و تعلل در انجام آنها.
▫️افزایش شکایات.
▫️غیبت و حاضر نشدن بی وقفه در محل کار.
▫️حذف نام شرکت از رزومه خود.
شاید به همین دلیل است که برخی از کارمندان از نام شرکتهای خود در پروفایل لینکدین خود استفاده نمیکنند.
▫️تأخیر در انجام فعالیتها و گزارش دهی.
▫️عدم تمرکز.
▫️بیماری یا افسردگی جزئی.
▫️فشار زیاد بر دیگر افراد.
▫️افزایش خطا در کار.
▫️عدم دقت در کارها.
و این لیست بی پایان است و این مشکل میتواند باعث بروز مسائل بسیاری در محل کار شود.
ادامه دارد...
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
👍1
🔰 استعفای عاطفی در کار چیست؟( قسمت دوم)
❎دلایل اصلی استعفای عاطفی عبارتند از:
1️⃣. عدم احساس قدردانی و تشویق
کارکنانی که احساس میکنند زحمات و تلاشهایشان مورد توجه قرار نمیگیرد یا قدردانی نمیشود، ممکن است عاطفی از شغل خود فاصله بگیرند. بدون تشویق و پاداش، انگیزه برای انجام وظایف کاهش مییابد.
2️⃣. فرسودگی شغلی
فشار زیاد، ساعات طولانی کاری، یا عدم تعادل بین زندگی شخصی و کاری میتواند منجر به فرسودگی شغلی شود. این وضعیت میتواند باعث بیعلاقگی و کمبود انرژی برای کار و در نتیجه استعفای عاطفی شود.
3️⃣. نقص در ارتباطات و پشتیبانی از مدیریت
کمبود ارتباطات مؤثر با مدیران و همکاران میتواند باعث احساس تنهایی و بیپشتیبانی شود. اگر کارکنان احساس کنند که نمیتوانند نظرات یا مشکلات خود را با مدیران در میان بگذارند، به تدریج از سازمان فاصله میگیرند.
4️⃣. عدم شفافیت و ابهام در اهداف سازمانی
وقتی کارکنان نمیدانند که سازمان به کجا میرود یا هدفها و استراتژیها برایشان واضح نیست، احساس بیهدفی میکنند. این فقدان وضوح و جهتگیری میتواند به استعفای عاطفی منجر شود.
5️⃣. عدم فرصت برای رشد و پیشرفت حرفهای اگر کارکنان احساس کنند که در شغل خود پیشرفتی ندارند یا فرصتی برای یادگیری و رشد ندارند، ممکن است انگیزهشان را از دست بدهند و به صورت عاطفی از سازمان جدا شوند.
6️⃣. مدیریت ضعیف و نبود الگوهای رهبری مثبت
رهبری ضعیف میتواند کارکنان را از نظر عاطفی از سازمان جدا کند. زمانی که مدیران قادر به ایجاد اعتماد و انگیزش در کارکنان نباشند، آنها احساس میکنند که در محیط کاری خود فاقد جهتگیری مثبت هستند.
7️⃣. عدم تطابق با فرهنگ سازمانی
اگر فرد با فرهنگ و ارزشهای سازمان تطابق نداشته باشد، احساس بیگانگی خواهد کرد. این عدم تطابق ممکن است به استعفای عاطفی منجر شود زیرا کارکنان احساس میکنند در محیطی قرار دارند که نمیتوانند خود را با آن هماهنگ کنند.
8️⃣. نگرش منفی همکاران
فضای منفی و رفتارهای ناپسند همکاران میتواند تأثیر زیادی بر روحیه کارکنان داشته باشد. اگر کارکنان در محیطی با خصومت یا رقابتهای منفی کار کنند، ممکن است از نظر عاطفی از کار خود جدا شوند.
9️⃣. تعارضات شغلی و شخصی
تعارضات حل نشده با همکاران یا مدیران میتواند به ایجاد احساس منفی در کارکنان منجر شود و در صورت عدم حل این مشکلات، آنها ممکن است از نظر عاطفی از سازمان جدا شوند.
🔟. کمبود احساس تعلق
زمانی که کارکنان احساس نکنند که بخشی از تیم یا سازمان هستند و نتوانند ارتباط معناداری با دیگران برقرار کنند، ممکن است به طور عاطفی از شغل خود جدا شوند./ فاطمه اسدی
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
❎دلایل اصلی استعفای عاطفی عبارتند از:
1️⃣. عدم احساس قدردانی و تشویق
کارکنانی که احساس میکنند زحمات و تلاشهایشان مورد توجه قرار نمیگیرد یا قدردانی نمیشود، ممکن است عاطفی از شغل خود فاصله بگیرند. بدون تشویق و پاداش، انگیزه برای انجام وظایف کاهش مییابد.
2️⃣. فرسودگی شغلی
فشار زیاد، ساعات طولانی کاری، یا عدم تعادل بین زندگی شخصی و کاری میتواند منجر به فرسودگی شغلی شود. این وضعیت میتواند باعث بیعلاقگی و کمبود انرژی برای کار و در نتیجه استعفای عاطفی شود.
3️⃣. نقص در ارتباطات و پشتیبانی از مدیریت
کمبود ارتباطات مؤثر با مدیران و همکاران میتواند باعث احساس تنهایی و بیپشتیبانی شود. اگر کارکنان احساس کنند که نمیتوانند نظرات یا مشکلات خود را با مدیران در میان بگذارند، به تدریج از سازمان فاصله میگیرند.
4️⃣. عدم شفافیت و ابهام در اهداف سازمانی
وقتی کارکنان نمیدانند که سازمان به کجا میرود یا هدفها و استراتژیها برایشان واضح نیست، احساس بیهدفی میکنند. این فقدان وضوح و جهتگیری میتواند به استعفای عاطفی منجر شود.
5️⃣. عدم فرصت برای رشد و پیشرفت حرفهای اگر کارکنان احساس کنند که در شغل خود پیشرفتی ندارند یا فرصتی برای یادگیری و رشد ندارند، ممکن است انگیزهشان را از دست بدهند و به صورت عاطفی از سازمان جدا شوند.
6️⃣. مدیریت ضعیف و نبود الگوهای رهبری مثبت
رهبری ضعیف میتواند کارکنان را از نظر عاطفی از سازمان جدا کند. زمانی که مدیران قادر به ایجاد اعتماد و انگیزش در کارکنان نباشند، آنها احساس میکنند که در محیط کاری خود فاقد جهتگیری مثبت هستند.
7️⃣. عدم تطابق با فرهنگ سازمانی
اگر فرد با فرهنگ و ارزشهای سازمان تطابق نداشته باشد، احساس بیگانگی خواهد کرد. این عدم تطابق ممکن است به استعفای عاطفی منجر شود زیرا کارکنان احساس میکنند در محیطی قرار دارند که نمیتوانند خود را با آن هماهنگ کنند.
8️⃣. نگرش منفی همکاران
فضای منفی و رفتارهای ناپسند همکاران میتواند تأثیر زیادی بر روحیه کارکنان داشته باشد. اگر کارکنان در محیطی با خصومت یا رقابتهای منفی کار کنند، ممکن است از نظر عاطفی از کار خود جدا شوند.
9️⃣. تعارضات شغلی و شخصی
تعارضات حل نشده با همکاران یا مدیران میتواند به ایجاد احساس منفی در کارکنان منجر شود و در صورت عدم حل این مشکلات، آنها ممکن است از نظر عاطفی از سازمان جدا شوند.
🔟. کمبود احساس تعلق
زمانی که کارکنان احساس نکنند که بخشی از تیم یا سازمان هستند و نتوانند ارتباط معناداری با دیگران برقرار کنند، ممکن است به طور عاطفی از شغل خود جدا شوند./ فاطمه اسدی
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
❤2👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💐شما به ۳ بُرد روزانه نیاز دارید:
۱.یک پیروزی فیزیکی:
پیاده روی، دویدن، وزنه زدن ،شنا کردن
۲.یک پیروزی ذهنی:
خواندن، نوشتن، ساختن یا خلق، یاد گرفتن
۳.یک پیروزی روحی:
شکرگزاری، مدیتیشن، مطالعه، رشد و تعالی
سلام و آرزوی عاقبت بخیری🌹🌹🌹
💎 با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
۱.یک پیروزی فیزیکی:
پیاده روی، دویدن، وزنه زدن ،شنا کردن
۲.یک پیروزی ذهنی:
خواندن، نوشتن، ساختن یا خلق، یاد گرفتن
۳.یک پیروزی روحی:
شکرگزاری، مدیتیشن، مطالعه، رشد و تعالی
سلام و آرزوی عاقبت بخیری🌹🌹🌹
💎 با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
👍3❤2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
این موضوع را میتوان از دو زاویه بررسی کرد: زندگی فردی و زندگی سازمانی.
🔹 زندگی فردی:
در زندگی شخصی، توصیههایی مانند "خاموش کردن ذهن" یا "رد کردن موقعیتهای بیثمر" برای مدیریت انرژی و تمرکز بر رشد فردی بسیار مؤثرند. افراد میتوانند با کنار گذاشتن تعاملات بیحاصل با افراد احمق یا مغرض، از هدررفت انرژی جلوگیری کنند و به پیشرفت خود بپردازند.
🔹 زندگی سازمانی:
اما در محیطهای کاری و سازمانی، شرایط پیچیدهتر است. یک کارمند ممکن است مجبور باشد با مدیری که ویژگیهایی چون ناآگاهی، مغرض بودن، مغلطهکاری یا قلدری دارد، کار کند. در چنین مواردی، وابستگی به حقوق، مزایا، یا ارزیابیهای شغلی، اجرای این توصیهها را دشوار میکند.
🔹 چالشهای ساختاری و سوءاستفاده از قدرت:
در سازمانها، مدیرانی که از مقام و قدرت خود سوءاستفاده میکنند، میتوانند فشارهای مضاعف تحمیلی را بر کارمند اعمال کنند. این وابستگی ساختاری باعث میشود کارمند تحت فشار مضاعف قرار گرفته و نتواند از تکنیکهای فردی مانند "ریجکشن" استفاده کند.
🔴 بنابراین، آنچه در زندگی فردی مؤثر است، لزوما نمی تواند در زندگی سازمانی افراد موثر باشد.
🆔@Competentmanagers
🔹 زندگی فردی:
در زندگی شخصی، توصیههایی مانند "خاموش کردن ذهن" یا "رد کردن موقعیتهای بیثمر" برای مدیریت انرژی و تمرکز بر رشد فردی بسیار مؤثرند. افراد میتوانند با کنار گذاشتن تعاملات بیحاصل با افراد احمق یا مغرض، از هدررفت انرژی جلوگیری کنند و به پیشرفت خود بپردازند.
🔹 زندگی سازمانی:
اما در محیطهای کاری و سازمانی، شرایط پیچیدهتر است. یک کارمند ممکن است مجبور باشد با مدیری که ویژگیهایی چون ناآگاهی، مغرض بودن، مغلطهکاری یا قلدری دارد، کار کند. در چنین مواردی، وابستگی به حقوق، مزایا، یا ارزیابیهای شغلی، اجرای این توصیهها را دشوار میکند.
🔹 چالشهای ساختاری و سوءاستفاده از قدرت:
در سازمانها، مدیرانی که از مقام و قدرت خود سوءاستفاده میکنند، میتوانند فشارهای مضاعف تحمیلی را بر کارمند اعمال کنند. این وابستگی ساختاری باعث میشود کارمند تحت فشار مضاعف قرار گرفته و نتواند از تکنیکهای فردی مانند "ریجکشن" استفاده کند.
🔴 بنابراین، آنچه در زندگی فردی مؤثر است، لزوما نمی تواند در زندگی سازمانی افراد موثر باشد.
🆔@Competentmanagers
👏1
📕چرا در جهان سوم بسیاری از مدیران، همه کارمندان خویش را مطیع محض میخواهند؟
📕چرا روحیه انتقاد پذیری این گونه مدیران در حرف که نه، بلکه در مقام عمل آنچنان پایین است که حتی یک انتقاد کوچک را بر نمی تابند و با سوء استفاده از مقام و موقعیت اداری خویش، (به زعم خود با سیاست بازی!!)، کارمند منتقد را در خفا و آشکار تحت شدیدترین فشارهای اداری و سازمانی قرار میدهند تا بلکه ایشان را خفه کرده و تابع محض اوامر شخصی خویش گردانند؟ چرا اینگونه مدیران در ظاهر معتقد به روز معاد و حساب و کتاب هستنند، اما در عمل برای خفه کردن یک کارمند از هیچ اقدام ناشایستی (ولو پرونده سازی دروغین) ابایی ندارند؟
📕متاسفانه مشکل کم ظرفیتی مدیران در بسیاری از سازمانها، بهویژه در فرهنگ های مدیریتی اقتدارگرا، وجود دارد. این مسئله ریشه در عوامل متعددی دارد که میتوان آنها را در ابعاد روانشناختی، فرهنگی، و ساختاری بررسی کرد. برای تحلیل علمیتر این موضوع، به عوامل زیر میپردازیم:
✅جواب این پرسش و پاسخ حیاتی را در کانال مدیران شایسته مطالعه بفرمایید.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
📕چرا روحیه انتقاد پذیری این گونه مدیران در حرف که نه، بلکه در مقام عمل آنچنان پایین است که حتی یک انتقاد کوچک را بر نمی تابند و با سوء استفاده از مقام و موقعیت اداری خویش، (به زعم خود با سیاست بازی!!)، کارمند منتقد را در خفا و آشکار تحت شدیدترین فشارهای اداری و سازمانی قرار میدهند تا بلکه ایشان را خفه کرده و تابع محض اوامر شخصی خویش گردانند؟ چرا اینگونه مدیران در ظاهر معتقد به روز معاد و حساب و کتاب هستنند، اما در عمل برای خفه کردن یک کارمند از هیچ اقدام ناشایستی (ولو پرونده سازی دروغین) ابایی ندارند؟
📕متاسفانه مشکل کم ظرفیتی مدیران در بسیاری از سازمانها، بهویژه در فرهنگ های مدیریتی اقتدارگرا، وجود دارد. این مسئله ریشه در عوامل متعددی دارد که میتوان آنها را در ابعاد روانشناختی، فرهنگی، و ساختاری بررسی کرد. برای تحلیل علمیتر این موضوع، به عوامل زیر میپردازیم:
✅جواب این پرسش و پاسخ حیاتی را در کانال مدیران شایسته مطالعه بفرمایید.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
👍1
⭕چرا در کشورهای جهان سوم بسیاری از مدیران، همه کارمندان را مطیع محض میخواهند؟
🔺مشکل کم ظرفیتی مدیران در بسیاری از سازمانها، بهویژه در فرهنگهای مدیریتی اقتدارگرا، وجود دارد. این مسئله ریشه در عوامل متعددی دارد که میتوان آنها را در ابعاد روانشناختی، فرهنگی، و ساختاری بررسی کرد. برای تحلیل علمیتر این موضوع، به عوامل زیر میپردازیم:
🔺۱. ریشههای فرهنگی و اجتماعی
• فرهنگ اقتدارگرایی:
مطالعات نشان دادهاند که در فرهنگهایی با سابقه تاریخی اقتدارگرایی، مدیران تمایل دارند قدرت خود را مطلق بدانند. در این فرهنگها، انتقاد از مدیر نه بهعنوان فرصتی برای بهبود، بلکه بهعنوان تهدیدی علیه موقعیت و اقتدار وی تلقی میشود.
• ترس از از دست دادن کنترل:
بسیاری از مدیران در چنین جوامعی، انتقاد را با نافرمانی اشتباه میگیرند. آنها باور دارند که پذیرش انتقاد میتواند به کاهش کنترل بر زیردستان منجر شود.
• نبود فرهنگ گفتوگوی سازنده:
در فرهنگهای کاری که ارتباطات باز و سازنده جایگاهی ندارد، انتقاد بهجای اصلاح یا پیشرفت، اغلب به درگیریهای شخصی و تنش تبدیل میشود.
🔺۲. مسائل روانشناختی در مدیریت
• اثر نارسیسیزم (خودشیفتگی):
مطالعات روانشناختی (مانند تحقیق Paulhus & Williams) نشان دادهاند که مدیران با ویژگیهای خودشیفتگی، حساسیت بیشازحد به انتقاد دارند. این مدیران معمولاً بهجای پذیرفتن انتقاد، به سرکوب منتقدان روی میآورند.
• توهم شایستگی (Illusory Superiority):
بسیاری از مدیران بهدلیل موقعیت شغلی خود، دچار توهم شایستگی میشوند و تصور میکنند همواره تصمیماتشان بهترین است. در نتیجه، هرگونه انتقاد به تصمیماتشان را بیاحترامی به جایگاه خود میدانند.
• مدیریت دفاعی (Defensive Management):
مدیرانی که اعتمادبهنفس کافی ندارند، با انتقاد بهشدت دفاعی برخورد میکنند. آنها این انتقاد را نه بهعنوان بازخورد، بلکه بهعنوان تهدیدی شخصی قلمداد میکنند.
🔺۳. ساختارهای اداری و سازمانی
• سلسلهمراتب سختگیرانه:
در بسیاری از سازمانهای ایرانی، ساختار سلسلهمراتبی بهگونهای طراحی شده است که قدرت در دست مدیر متمرکز است. این تمرکز قدرت، مدیران را بهگونهای پرورش میدهد که هرگونه مخالفت یا انتقاد را بهعنوان یک "چالش قدرت" ببینند.
• نبود سیستم شفاف برای بازخورد:
در سازمانهایی که مکانیزمهای شفاف و استاندارد برای ارائه بازخورد وجود ندارد، انتقاد معمولاً به درگیریهای شخصی منجر میشود.
• فرهنگ تنبیه بهجای تشویق:
بر اساس تحقیقات دانشگاه استنفورد، در سازمانهایی که فرهنگ تنبیه غالب است، مدیران به جای استفاده از انتقاد برای پیشرفت، از آن بهعنوان بهانهای برای سرکوب کارمندان استفاده میکنند.
🔺۴. پیامدها و آثار منفی
• کاهش نوآوری و خلاقیت:
سازمانهایی که روحیه انتقادپذیری ندارند، فرصتهای نوآوری را از دست میدهند. کارمندان ترجیح میدهند سکوت کنند تا از عواقب انتقاد در امان باشند.
• ایجاد محیط ناسالم کاری:
محیطی که انتقاد در آن سرکوب میشود، بهتدریج به محیطی پر از استرس، رقابت ناسالم، و کاهش اعتماد تبدیل میشود.
• فرار نیروی انسانی متخصص:
مطالعات جهانی نشان میدهند که عدم وجود فرهنگ انتقادپذیری، یکی از عوامل اصلی مهاجرت نخبگان از سازمانها است.
🔺۵. راهکارهای پیشنهادی
برای بهبود این وضعیت در سازمانها، میتوان از رویکردهای زیر استفاده کرد:
• آموزش مهارتهای مدیریت بازخورد:
مدیران باید با اهمیت انتقاد سازنده و روشهای برخورد با آن آشنا شوند. این آموزشها باید در قالب برنامههای رسمی توسعه مدیریت ارائه شوند.
• ایجاد سیستمهای شفاف برای ارائه بازخورد:
سازمانها باید بستری شفاف برای ارائه انتقاد و بازخورد فراهم کنند تا کارمندان بدون ترس از عواقب، نظرات خود را بیان کنند.
• پیادهسازی فرهنگ گفتوگو:
فرهنگ سازمانی باید بهگونهای تغییر کند که گفتوگو و انتقاد بهعنوان ابزاری برای رشد و پیشرفت دیده شود.
• تقسیم قدرت در سازمانها:
تمرکز قدرت باید کاهش یابد و ساختاری ایجاد شود که تصمیمگیری و بازخورد در سطوح مختلف سازمان توزیع شود.
🔺این تحلیل نشان میدهد که پایین بودن روحیه انتقادپذیری در میان مدیران، مشکلی چندوجهی است که نیازمند تغییرات بنیادین در فرهنگ سازمانی، ساختارهای مدیریتی، و آموزشهای روانشناختی است.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔺مشکل کم ظرفیتی مدیران در بسیاری از سازمانها، بهویژه در فرهنگهای مدیریتی اقتدارگرا، وجود دارد. این مسئله ریشه در عوامل متعددی دارد که میتوان آنها را در ابعاد روانشناختی، فرهنگی، و ساختاری بررسی کرد. برای تحلیل علمیتر این موضوع، به عوامل زیر میپردازیم:
🔺۱. ریشههای فرهنگی و اجتماعی
• فرهنگ اقتدارگرایی:
مطالعات نشان دادهاند که در فرهنگهایی با سابقه تاریخی اقتدارگرایی، مدیران تمایل دارند قدرت خود را مطلق بدانند. در این فرهنگها، انتقاد از مدیر نه بهعنوان فرصتی برای بهبود، بلکه بهعنوان تهدیدی علیه موقعیت و اقتدار وی تلقی میشود.
• ترس از از دست دادن کنترل:
بسیاری از مدیران در چنین جوامعی، انتقاد را با نافرمانی اشتباه میگیرند. آنها باور دارند که پذیرش انتقاد میتواند به کاهش کنترل بر زیردستان منجر شود.
• نبود فرهنگ گفتوگوی سازنده:
در فرهنگهای کاری که ارتباطات باز و سازنده جایگاهی ندارد، انتقاد بهجای اصلاح یا پیشرفت، اغلب به درگیریهای شخصی و تنش تبدیل میشود.
🔺۲. مسائل روانشناختی در مدیریت
• اثر نارسیسیزم (خودشیفتگی):
مطالعات روانشناختی (مانند تحقیق Paulhus & Williams) نشان دادهاند که مدیران با ویژگیهای خودشیفتگی، حساسیت بیشازحد به انتقاد دارند. این مدیران معمولاً بهجای پذیرفتن انتقاد، به سرکوب منتقدان روی میآورند.
• توهم شایستگی (Illusory Superiority):
بسیاری از مدیران بهدلیل موقعیت شغلی خود، دچار توهم شایستگی میشوند و تصور میکنند همواره تصمیماتشان بهترین است. در نتیجه، هرگونه انتقاد به تصمیماتشان را بیاحترامی به جایگاه خود میدانند.
• مدیریت دفاعی (Defensive Management):
مدیرانی که اعتمادبهنفس کافی ندارند، با انتقاد بهشدت دفاعی برخورد میکنند. آنها این انتقاد را نه بهعنوان بازخورد، بلکه بهعنوان تهدیدی شخصی قلمداد میکنند.
🔺۳. ساختارهای اداری و سازمانی
• سلسلهمراتب سختگیرانه:
در بسیاری از سازمانهای ایرانی، ساختار سلسلهمراتبی بهگونهای طراحی شده است که قدرت در دست مدیر متمرکز است. این تمرکز قدرت، مدیران را بهگونهای پرورش میدهد که هرگونه مخالفت یا انتقاد را بهعنوان یک "چالش قدرت" ببینند.
• نبود سیستم شفاف برای بازخورد:
در سازمانهایی که مکانیزمهای شفاف و استاندارد برای ارائه بازخورد وجود ندارد، انتقاد معمولاً به درگیریهای شخصی منجر میشود.
• فرهنگ تنبیه بهجای تشویق:
بر اساس تحقیقات دانشگاه استنفورد، در سازمانهایی که فرهنگ تنبیه غالب است، مدیران به جای استفاده از انتقاد برای پیشرفت، از آن بهعنوان بهانهای برای سرکوب کارمندان استفاده میکنند.
🔺۴. پیامدها و آثار منفی
• کاهش نوآوری و خلاقیت:
سازمانهایی که روحیه انتقادپذیری ندارند، فرصتهای نوآوری را از دست میدهند. کارمندان ترجیح میدهند سکوت کنند تا از عواقب انتقاد در امان باشند.
• ایجاد محیط ناسالم کاری:
محیطی که انتقاد در آن سرکوب میشود، بهتدریج به محیطی پر از استرس، رقابت ناسالم، و کاهش اعتماد تبدیل میشود.
• فرار نیروی انسانی متخصص:
مطالعات جهانی نشان میدهند که عدم وجود فرهنگ انتقادپذیری، یکی از عوامل اصلی مهاجرت نخبگان از سازمانها است.
🔺۵. راهکارهای پیشنهادی
برای بهبود این وضعیت در سازمانها، میتوان از رویکردهای زیر استفاده کرد:
• آموزش مهارتهای مدیریت بازخورد:
مدیران باید با اهمیت انتقاد سازنده و روشهای برخورد با آن آشنا شوند. این آموزشها باید در قالب برنامههای رسمی توسعه مدیریت ارائه شوند.
• ایجاد سیستمهای شفاف برای ارائه بازخورد:
سازمانها باید بستری شفاف برای ارائه انتقاد و بازخورد فراهم کنند تا کارمندان بدون ترس از عواقب، نظرات خود را بیان کنند.
• پیادهسازی فرهنگ گفتوگو:
فرهنگ سازمانی باید بهگونهای تغییر کند که گفتوگو و انتقاد بهعنوان ابزاری برای رشد و پیشرفت دیده شود.
• تقسیم قدرت در سازمانها:
تمرکز قدرت باید کاهش یابد و ساختاری ایجاد شود که تصمیمگیری و بازخورد در سطوح مختلف سازمان توزیع شود.
🔺این تحلیل نشان میدهد که پایین بودن روحیه انتقادپذیری در میان مدیران، مشکلی چندوجهی است که نیازمند تغییرات بنیادین در فرهنگ سازمانی، ساختارهای مدیریتی، و آموزشهای روانشناختی است.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
👍1
🔰🔴انفجار نادانی !!!
🔷چه میشود هنگامی که فردی غیرمتخصص و بیتجربه در مصدر مدیریت قرار میگیرد ؟
با یک نگاه میتوان این پیامدها را تصور کرد :
🔻 نمایش، ظاهرسازی و دروغهای پیدرپی برای وارونه نشان دادن واقعیتها
🔻 سقوط کارآمدی و به هدر رفتن منابع مادی و انسانی
🔻 به حاشیه راندن افراد متخصص و مجرب و استفاده زیرمجموعه بیتجربه و ناکارآمد
🔻 لذت پنهان استفاده از امکانات مالی توسط افرادی ناشایست که لیاقت جایگاهشان را ندارند
🔰کاواساکی نظریه پرداز مدیریت و از مشاوران شرکت Apple، پدیدهای را در سازمانهای اداری و صنعتی عنوان میکند که استیو جابز از آن به عنوان «انفجار نادانی» نام می برد!
🔰این نظریه میگوید: مدیران درجه یک، کسانی را استخدام میکنند که از خودشان بهتر و تواناتر هستند؛ اما افراد درجه دو و پایینتر، با نگرانی از دست دادن جایگاه خود، افرادی از خود پایینتر را استخدام می کنند و همینطور نفرات ردههای پایینتر نیز همین چرخه باطل را ادامه میدهند (چون مسلماً آنها هم نفرات درجه یک نیستند)
🔰 لذا پس از مدتی با موجی فراگیر از افراد ضعیف و ناتوان در ساختار سازمان مواجه میشوید که معدود افراد توانمند را نیز ناامید و فلج می کنند
🔰معمولا افراد توانا ـ که در چهارچوب اصولی مستحکم کار و زندگی میکنند خودشان را تبلیغ نمیکنند چون نیازی به این کار ندارند ... برای نمونه کارخانه بنز فقط شرایط خرید اتومبیل خود را تبلیغ میکند و دیگر نیازی به تبلیغ کیفیت و استحکام فرآوردهاش ندارد در حالی که پراید باید تا آخرین روزهای عمر خود در حال دفاع کردن از این محصول بیکیفیت باشد تا شاید مورد توجه قرار گیرد
🔷جامعه سالم و جامعه اخلاقی، جامعهایست که باسوادترینها، سیرترینها، متخصصترینها و با اصالتترینها در آن بر مصدر امور باشند تا حتی در خلوت نیز اصول و آداب اخلاقی را رعایت کنند و اینگونه برای جامعه الگو باشند . یک روحانی برجسته، یک مهندس متبحر، یک نویسندۀ موفق، یک صنعتگر زبده و یک سیاستمدار باهوش نیازمند هیاهو، دروغگویی و تخریب دیگران نیست تا پایدار باقی بماند و این افراد ضعیف و نادان هستند که همواره باید نمایش دهند تا مورد توجه قرار گیرند و از هر آنچه در مخزن حیلههای بشریست برای حفظ خود بهره گیرند که این مخزن حیله از ظاهر تا جملات و رفتار را شامل میشود
🔷ریشۀ اصلی تشدید بیاخلاقی در سالهای اخیر، کنار گذاشتن افراد متخصص و رشد قارچوار افرادی است که سوابق روشن تخصصی، علمی، اجرایی و تجربی ندارند.
🔷 افراد بزرگ هرگز دنبال کوتولهها نمیروند و بزرگی خود را با انتخاب افراد بزرگ در زیرمجموعۀ خود اثبات میکنند ولی افراد درجه دو و ناتوان به دلیل نگرانی از دست دادن جایگاه مدیریتیشان همواره در پی افرادی ناتوانتر از خود هستند و نفرات ردههای پایینتر نیز همین چرخه باطل را ادامه میدهند و این همان پدیدهای است که استیو_جابز از آن به عنوان انفجار_نادانی یاد میکرد و از آنجا که بسیاری از مدیران کشور ما به واسطه ارتباطات در جایگاه خود قرار گرفتهاند مرتب در حال تبلیغ ، چاپلوسی و تخریب دیگران هستند
🔷وقتی ساختاری، اولویت را به افراد کمتجربه و کمدانش میدهد به طور طبیعی باید انتظار عملکردهای ضعیف، قضاوتهای بیپایه، دانش محدود، تصمیمگیری اشتباه، سخنان نسنجیده و پیامدهای منفی آنرا داشته باشد، انتصاب یک سفیر که در طول عمر خود دو کتاب هم نخوانده به حقوق انسانهای دیگر و مصلحت عمومی لطمه میزند و حریمهای اجتماعی را مخدوش میکند. تخصص پیدا کردن دستکم نتیجه بیست سال زحمت است ولی پنهان ماندن در پشت مواضع سیاسی برای دستیابی به پول, امکانات و ریاست چندان انرژی نمیخواهد.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔷چه میشود هنگامی که فردی غیرمتخصص و بیتجربه در مصدر مدیریت قرار میگیرد ؟
با یک نگاه میتوان این پیامدها را تصور کرد :
🔻 نمایش، ظاهرسازی و دروغهای پیدرپی برای وارونه نشان دادن واقعیتها
🔻 سقوط کارآمدی و به هدر رفتن منابع مادی و انسانی
🔻 به حاشیه راندن افراد متخصص و مجرب و استفاده زیرمجموعه بیتجربه و ناکارآمد
🔻 لذت پنهان استفاده از امکانات مالی توسط افرادی ناشایست که لیاقت جایگاهشان را ندارند
🔰کاواساکی نظریه پرداز مدیریت و از مشاوران شرکت Apple، پدیدهای را در سازمانهای اداری و صنعتی عنوان میکند که استیو جابز از آن به عنوان «انفجار نادانی» نام می برد!
🔰این نظریه میگوید: مدیران درجه یک، کسانی را استخدام میکنند که از خودشان بهتر و تواناتر هستند؛ اما افراد درجه دو و پایینتر، با نگرانی از دست دادن جایگاه خود، افرادی از خود پایینتر را استخدام می کنند و همینطور نفرات ردههای پایینتر نیز همین چرخه باطل را ادامه میدهند (چون مسلماً آنها هم نفرات درجه یک نیستند)
🔰 لذا پس از مدتی با موجی فراگیر از افراد ضعیف و ناتوان در ساختار سازمان مواجه میشوید که معدود افراد توانمند را نیز ناامید و فلج می کنند
🔰معمولا افراد توانا ـ که در چهارچوب اصولی مستحکم کار و زندگی میکنند خودشان را تبلیغ نمیکنند چون نیازی به این کار ندارند ... برای نمونه کارخانه بنز فقط شرایط خرید اتومبیل خود را تبلیغ میکند و دیگر نیازی به تبلیغ کیفیت و استحکام فرآوردهاش ندارد در حالی که پراید باید تا آخرین روزهای عمر خود در حال دفاع کردن از این محصول بیکیفیت باشد تا شاید مورد توجه قرار گیرد
🔷جامعه سالم و جامعه اخلاقی، جامعهایست که باسوادترینها، سیرترینها، متخصصترینها و با اصالتترینها در آن بر مصدر امور باشند تا حتی در خلوت نیز اصول و آداب اخلاقی را رعایت کنند و اینگونه برای جامعه الگو باشند . یک روحانی برجسته، یک مهندس متبحر، یک نویسندۀ موفق، یک صنعتگر زبده و یک سیاستمدار باهوش نیازمند هیاهو، دروغگویی و تخریب دیگران نیست تا پایدار باقی بماند و این افراد ضعیف و نادان هستند که همواره باید نمایش دهند تا مورد توجه قرار گیرند و از هر آنچه در مخزن حیلههای بشریست برای حفظ خود بهره گیرند که این مخزن حیله از ظاهر تا جملات و رفتار را شامل میشود
🔷ریشۀ اصلی تشدید بیاخلاقی در سالهای اخیر، کنار گذاشتن افراد متخصص و رشد قارچوار افرادی است که سوابق روشن تخصصی، علمی، اجرایی و تجربی ندارند.
🔷 افراد بزرگ هرگز دنبال کوتولهها نمیروند و بزرگی خود را با انتخاب افراد بزرگ در زیرمجموعۀ خود اثبات میکنند ولی افراد درجه دو و ناتوان به دلیل نگرانی از دست دادن جایگاه مدیریتیشان همواره در پی افرادی ناتوانتر از خود هستند و نفرات ردههای پایینتر نیز همین چرخه باطل را ادامه میدهند و این همان پدیدهای است که استیو_جابز از آن به عنوان انفجار_نادانی یاد میکرد و از آنجا که بسیاری از مدیران کشور ما به واسطه ارتباطات در جایگاه خود قرار گرفتهاند مرتب در حال تبلیغ ، چاپلوسی و تخریب دیگران هستند
🔷وقتی ساختاری، اولویت را به افراد کمتجربه و کمدانش میدهد به طور طبیعی باید انتظار عملکردهای ضعیف، قضاوتهای بیپایه، دانش محدود، تصمیمگیری اشتباه، سخنان نسنجیده و پیامدهای منفی آنرا داشته باشد، انتصاب یک سفیر که در طول عمر خود دو کتاب هم نخوانده به حقوق انسانهای دیگر و مصلحت عمومی لطمه میزند و حریمهای اجتماعی را مخدوش میکند. تخصص پیدا کردن دستکم نتیجه بیست سال زحمت است ولی پنهان ماندن در پشت مواضع سیاسی برای دستیابی به پول, امکانات و ریاست چندان انرژی نمیخواهد.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Telegram
attach 📎
❤2👍1
📕معرفی کتاب؛ «مرگ تخصص» چرا صدای متخصصان شنیده نمیشود؟
نویسنده؛ تام نیکولز؛
ترجمه : حسین خدادادی
ناشر؛ نشر آموخته
🔰دوران عجیب و خطیری ست؛ جهان در عصر انفجار اطلاعات، با حضور موتورهای جست و جو گر و شبکههای اجتماعی گوناگون که به تکتک افراد توهم دانای کل بودن میدهند، به سمتی رفته که در بسیاری از مواقع هیچ تفاوتی با اعصار جاهلی تاریخی و پیشا تاریخی ندارد! نوعی جاهلیت با رنگ و لعابی مدرنیستی که به بلاهت بازترین عقاید و رفتارها رنگ و بویی شبه عقلانی میدهد.
🔰فناوری و افزایش سطح تحصیلات، مردم را بیش از گذشته در معرض اطلاعات مختلف قرار داده است. با این حال، این دستاورد اجتماعی باعث شکلگیری موج فزایندهی برابریطلبی گمراهکنندهای شده که گفتوگو دربارهی بسیاری از مسائل مهم و تخصصی را بینتیجه کرده است.
🔰تام نیکولز در «مرگ تخصص» نشان میدهد که چرا صدای متخصصان بهخوبی شنیده نمیشود: ظهور اینترنت، اهمیت رضایت مشتری در آموزش عالی و تبدیل صنعت خبر به یک ماشین سرگرمی ۲۴ ساعته، از جمله دلایلی است که باعث شده بهجای تولید یک جامعهی تحصیلکرده، ارتشی از شهروندان بداطلاع و عصبانی شکل بگیرد که دستاوردهای فکری متخصصین و دانشمندان را محکوم میکنند.
🔰شاید در دورههای دیگر نیز به دانش و دانشمندان بیاعتمادیهایی وجود داشت؛ اما امروز این عدماعتماد به وضعیت خطرناکی رسیده که مشروعیت علم و تخصص را در جامعه خدشه دار نموده است.
🔰حمله به متخصصان به بهانههای مختلف با هدف کاهش مشروعیت علم در جامعه است؛ تا از این طریق بتوانند خرافهها و باورهای نادرست خود را طرح کنند و به یارگیری بپردازند. در حقیقت غلبه دانش و تخصص میتوانست امکان طرح ایدههای خطرناک را محدود سازد. اما گروههایی که نفعشان در گسترش خرافه و باورهای نادرست است؛ تنها راهشان نیز در ضدیت با علمگرایی است.
🔰بخش عمدهای از مردم از گفت و گو بیزار هستند و همین احساس ملالآور بودن و غیر مفید بودن گفتوگوها و مناظرهها است که باز هم به نفع جریان ضدعلم تمام میشود.
🔰معمولا بین متخصصها و غیر متخصصها در جامعه شکاف و فاصله های وجود دارد. تام نیکولز نویسنده کتاب مرگ تخصص ابتدا به دلایل این شکاف اشاره میکند چیزهایی مثل اثر دانینگ-کروگر، خطاهای شناختی و انواع الگوهای فکری نادرست مثل خرافات و تئوری توطئه. بعد سراغ این موضوع میرود که این شکاف به مرز خطرناکی رسیده؛ یعنی وضعیتی که فرد عامی مفتخر است از اینکه متخصص نیست. پرسش درباره اینکه چرا اینطور شده؟ چه چیزی در این دوران تازه تغییر کرده که باعث این وضع شده؟ بخش دیگری از کتاب مرگ تخصص است.
🔰تام نیکولز می گوید "گرچه تخصص نمرده، اما سخت در مخمصه است. یک جای کار بدجور میلنگد. موضوع فقط این نیست که مردم اطلاعات فراوانی دربارهی علم یا سیاست یا جغرافی ندارند؛ آری ندارند، ولی این مشکلی قدیمی است و بهراستی اصلاً مشکل نیست. زیرا در جامعهای زندگی میکنیم که امورات خویش را با سیستم تقسیمکار میگذراند، سیستمی که هدف از طراحیاش این است که تکتک ما مجبور نباشیم درباره همهچیز بدانیم و متخصص باشیم. خلبان هواپیما میراند، وکیل پرونده تشکیل میدهد و پزشک دارو تجویز میکند. هیچکدام از ما داوینچی نیستیم که صبح مونالیزا میکشید و شب هلیکوپتر طراحی میکرد. اشکالی هم ندارد.
📕مشکل بزرگتر این است که امروزه به ندانستن «افتخار میکنیم». امروزه مردم به جایی رسیدهاند که نادانی را، بهویژه ناآگاهی از مسائل عمومی و سیاستگذاری عمومی را، فضیلت تلقی میکنند. امتناع از پذیرش توصیهی متخصصان معادل اظهار خودمختاری است.
🔰چرا کتاب مرگ تخصص را پیشنهاد میکنیم؟ با از بین رفتن احترام به حقیقت، تجزیه و تحلیل منطقی و تفکر انتقادی شرایط خطرناکی در پیش داریم. در این شرایط نظرات ناآگاه هم وزن نظرات متخصصان میشود و تقلب، نظریههای توطئه، اخبار جعلی، تبلیغات و انواع مزخرفات رونق میگیرند. وقتی دلایل و پیامدهای این وضعیت را بفهمیم هشیارتر حرف متخصصها را در هر موضوعی دنبال میکنیم.
🔰نویسنده کتاب مرگ تخصص کیست؟
تام نیکولز کارشناسی علوم سیاسی در دانشگاه بوستون خوانده، دوره کارشناسی ارشدش را هم در همین رشته و در دانشگاه کلمبیا گذرانده. از دانشگاه جورج تاون هم دکتری علوم سیاسی گرفته. نیکولز در حال حاضر استاد کالج جنگ دریایی ایالات متحده و مدرسه توسعه هاروارد است. تخصص او درباره مسائل مربوط به روسیه، سلاحهای هستهای و امنیت ملی در امریکاست. قبلاً عضو مرکز مطالعات استراتژیک و بین المللی، شورای اخلاق کارنگی در امور بین الملل و مدرسه دولتی جان اف کندی در دانشگاه هاروارد است.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
نویسنده؛ تام نیکولز؛
ترجمه : حسین خدادادی
ناشر؛ نشر آموخته
🔰دوران عجیب و خطیری ست؛ جهان در عصر انفجار اطلاعات، با حضور موتورهای جست و جو گر و شبکههای اجتماعی گوناگون که به تکتک افراد توهم دانای کل بودن میدهند، به سمتی رفته که در بسیاری از مواقع هیچ تفاوتی با اعصار جاهلی تاریخی و پیشا تاریخی ندارد! نوعی جاهلیت با رنگ و لعابی مدرنیستی که به بلاهت بازترین عقاید و رفتارها رنگ و بویی شبه عقلانی میدهد.
🔰فناوری و افزایش سطح تحصیلات، مردم را بیش از گذشته در معرض اطلاعات مختلف قرار داده است. با این حال، این دستاورد اجتماعی باعث شکلگیری موج فزایندهی برابریطلبی گمراهکنندهای شده که گفتوگو دربارهی بسیاری از مسائل مهم و تخصصی را بینتیجه کرده است.
🔰تام نیکولز در «مرگ تخصص» نشان میدهد که چرا صدای متخصصان بهخوبی شنیده نمیشود: ظهور اینترنت، اهمیت رضایت مشتری در آموزش عالی و تبدیل صنعت خبر به یک ماشین سرگرمی ۲۴ ساعته، از جمله دلایلی است که باعث شده بهجای تولید یک جامعهی تحصیلکرده، ارتشی از شهروندان بداطلاع و عصبانی شکل بگیرد که دستاوردهای فکری متخصصین و دانشمندان را محکوم میکنند.
🔰شاید در دورههای دیگر نیز به دانش و دانشمندان بیاعتمادیهایی وجود داشت؛ اما امروز این عدماعتماد به وضعیت خطرناکی رسیده که مشروعیت علم و تخصص را در جامعه خدشه دار نموده است.
🔰حمله به متخصصان به بهانههای مختلف با هدف کاهش مشروعیت علم در جامعه است؛ تا از این طریق بتوانند خرافهها و باورهای نادرست خود را طرح کنند و به یارگیری بپردازند. در حقیقت غلبه دانش و تخصص میتوانست امکان طرح ایدههای خطرناک را محدود سازد. اما گروههایی که نفعشان در گسترش خرافه و باورهای نادرست است؛ تنها راهشان نیز در ضدیت با علمگرایی است.
🔰بخش عمدهای از مردم از گفت و گو بیزار هستند و همین احساس ملالآور بودن و غیر مفید بودن گفتوگوها و مناظرهها است که باز هم به نفع جریان ضدعلم تمام میشود.
🔰معمولا بین متخصصها و غیر متخصصها در جامعه شکاف و فاصله های وجود دارد. تام نیکولز نویسنده کتاب مرگ تخصص ابتدا به دلایل این شکاف اشاره میکند چیزهایی مثل اثر دانینگ-کروگر، خطاهای شناختی و انواع الگوهای فکری نادرست مثل خرافات و تئوری توطئه. بعد سراغ این موضوع میرود که این شکاف به مرز خطرناکی رسیده؛ یعنی وضعیتی که فرد عامی مفتخر است از اینکه متخصص نیست. پرسش درباره اینکه چرا اینطور شده؟ چه چیزی در این دوران تازه تغییر کرده که باعث این وضع شده؟ بخش دیگری از کتاب مرگ تخصص است.
🔰تام نیکولز می گوید "گرچه تخصص نمرده، اما سخت در مخمصه است. یک جای کار بدجور میلنگد. موضوع فقط این نیست که مردم اطلاعات فراوانی دربارهی علم یا سیاست یا جغرافی ندارند؛ آری ندارند، ولی این مشکلی قدیمی است و بهراستی اصلاً مشکل نیست. زیرا در جامعهای زندگی میکنیم که امورات خویش را با سیستم تقسیمکار میگذراند، سیستمی که هدف از طراحیاش این است که تکتک ما مجبور نباشیم درباره همهچیز بدانیم و متخصص باشیم. خلبان هواپیما میراند، وکیل پرونده تشکیل میدهد و پزشک دارو تجویز میکند. هیچکدام از ما داوینچی نیستیم که صبح مونالیزا میکشید و شب هلیکوپتر طراحی میکرد. اشکالی هم ندارد.
📕مشکل بزرگتر این است که امروزه به ندانستن «افتخار میکنیم». امروزه مردم به جایی رسیدهاند که نادانی را، بهویژه ناآگاهی از مسائل عمومی و سیاستگذاری عمومی را، فضیلت تلقی میکنند. امتناع از پذیرش توصیهی متخصصان معادل اظهار خودمختاری است.
🔰چرا کتاب مرگ تخصص را پیشنهاد میکنیم؟ با از بین رفتن احترام به حقیقت، تجزیه و تحلیل منطقی و تفکر انتقادی شرایط خطرناکی در پیش داریم. در این شرایط نظرات ناآگاه هم وزن نظرات متخصصان میشود و تقلب، نظریههای توطئه، اخبار جعلی، تبلیغات و انواع مزخرفات رونق میگیرند. وقتی دلایل و پیامدهای این وضعیت را بفهمیم هشیارتر حرف متخصصها را در هر موضوعی دنبال میکنیم.
🔰نویسنده کتاب مرگ تخصص کیست؟
تام نیکولز کارشناسی علوم سیاسی در دانشگاه بوستون خوانده، دوره کارشناسی ارشدش را هم در همین رشته و در دانشگاه کلمبیا گذرانده. از دانشگاه جورج تاون هم دکتری علوم سیاسی گرفته. نیکولز در حال حاضر استاد کالج جنگ دریایی ایالات متحده و مدرسه توسعه هاروارد است. تخصص او درباره مسائل مربوط به روسیه، سلاحهای هستهای و امنیت ملی در امریکاست. قبلاً عضو مرکز مطالعات استراتژیک و بین المللی، شورای اخلاق کارنگی در امور بین الملل و مدرسه دولتی جان اف کندی در دانشگاه هاروارد است.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
👍1
Forwarded from (Competent Managers) مدیران شایسته
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✅نظریه انفجار احمق ها...
♈️گای کاوازاکی نظریهپرداز اپل از پدیدهای صحبت میکند که استیو جابز آنرا به نام *"انفجار ابلهها"* نامگذاری کرده است.
وقتی مدیر با استاندارد و مهارت A انتخاب میشود، این مدیر اطراف خود را از نیروهای متخصص و با سطح استاندارد A پر میکند.
♈️برعکس، اگر شما شروع به پایین آوردن استانداردهای خود کنید و به B ها اجازه ورود به سازمانتان را بدهید، C ها را جذب خواهند کرد، زیرا میخواهند احساس برتری کنند و این ادامه پیدا میکند تا سرانجام به Z ها (دلقکها و ابلههای بزرگتر ) ختم شود.
♈️وقتی سمت بزرگی را به یک دلقک و ابله میدهید، پس انتظار داشته باشید در ادامه موجی از ابلهان بر جامعه سوار شوند.
که به این پدیده *انفجار احمق ها* یا *انفجار ابلهان* گفته میشود.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
♈️گای کاوازاکی نظریهپرداز اپل از پدیدهای صحبت میکند که استیو جابز آنرا به نام *"انفجار ابلهها"* نامگذاری کرده است.
وقتی مدیر با استاندارد و مهارت A انتخاب میشود، این مدیر اطراف خود را از نیروهای متخصص و با سطح استاندارد A پر میکند.
♈️برعکس، اگر شما شروع به پایین آوردن استانداردهای خود کنید و به B ها اجازه ورود به سازمانتان را بدهید، C ها را جذب خواهند کرد، زیرا میخواهند احساس برتری کنند و این ادامه پیدا میکند تا سرانجام به Z ها (دلقکها و ابلههای بزرگتر ) ختم شود.
♈️وقتی سمت بزرگی را به یک دلقک و ابله میدهید، پس انتظار داشته باشید در ادامه موجی از ابلهان بر جامعه سوار شوند.
که به این پدیده *انفجار احمق ها* یا *انفجار ابلهان* گفته میشود.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
👏1
Forwarded from (Competent Managers) مدیران شایسته
💐 سلام و عرض ادب؛🙏
🟣 خیر مقدم عرض میکنم خدمت شریف همه اساتید گرانقدر، کارشناسان، کارکنان، و همه علاقمندان به دانش مدیریت، خاصه حوزه مربوط به مدیریت منابع انسانی 💐
🔰از اینکه لطف کرده و بزرگواری فرموده اید در این عصر زمانه که اکثر شهروندان عزیزمان، حالا بنا به هر دلیل و توجیهی، حوصله و فرصت اندکی برای مطالعه دارند و عموما بنا به دلایل (فرهنگی، اقتصادی, اجتماعی و... )صبر مستمر برای مطالعه در جامعه بی رمق شده است، شما بزرگواران با هزاران مشغله و کار و گرفتاری، این کانال را برای مطالعه و همراهی انتخاب نموده اید، بی نهایت سپاسگزاریم و ضمن خوش آمد گویی حضورتان را صمیمانه ارج مینهیم🙏
✳ امیدواریم. بتوانیم با به اشتراک گذاری مطالب مفید در حوزه های مربوط به دانش مدیریت که یک علم چند وجهی و چند بعدی است، اولا گامی کوچک در ارتقای فرهنگ مطالعه کشورمان برداریم، ثانیا قدمی هر چند کوچک در تحقق اهداف تعالی و رشد و بالندگی سازمان های کشورمان برداشته و در امر کاربردی کردن این دانش در سطح فردی، سازمانی و ملی کمک حال مجموعه مدیریتی سازمان های کشورمان باشیم.
💎 با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🟣 خیر مقدم عرض میکنم خدمت شریف همه اساتید گرانقدر، کارشناسان، کارکنان، و همه علاقمندان به دانش مدیریت، خاصه حوزه مربوط به مدیریت منابع انسانی 💐
🔰از اینکه لطف کرده و بزرگواری فرموده اید در این عصر زمانه که اکثر شهروندان عزیزمان، حالا بنا به هر دلیل و توجیهی، حوصله و فرصت اندکی برای مطالعه دارند و عموما بنا به دلایل (فرهنگی، اقتصادی, اجتماعی و... )صبر مستمر برای مطالعه در جامعه بی رمق شده است، شما بزرگواران با هزاران مشغله و کار و گرفتاری، این کانال را برای مطالعه و همراهی انتخاب نموده اید، بی نهایت سپاسگزاریم و ضمن خوش آمد گویی حضورتان را صمیمانه ارج مینهیم🙏
✳ امیدواریم. بتوانیم با به اشتراک گذاری مطالب مفید در حوزه های مربوط به دانش مدیریت که یک علم چند وجهی و چند بعدی است، اولا گامی کوچک در ارتقای فرهنگ مطالعه کشورمان برداریم، ثانیا قدمی هر چند کوچک در تحقق اهداف تعالی و رشد و بالندگی سازمان های کشورمان برداشته و در امر کاربردی کردن این دانش در سطح فردی، سازمانی و ملی کمک حال مجموعه مدیریتی سازمان های کشورمان باشیم.
💎 با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
✅فواید مطالعه کردن چیست؟(بخش اول)
🔵1. مطالعه، پايه هاي مهارت را استوار مي سازد.
مطالعه ، به روشن شدن موضوعات پيچيده كمك مي كند. كتاب ها اطلاعاتي را فراهم مي كنند كه خیلی اوقات از بحث هاي كلاس درس عميق تر هستند.
🔵2. مطالعه ، شیوه درست اندیشیدن را تقویت میکند .
مطالعه کتاب باعث میشود شیوه تفکرو اندیشیدن در موضوعات را بیاموزیم و به بررسی منطقی موضوعات مختلف آشنا شویم.
🔵3. مطالعه، قدرت تحلیل و بررسی ریشه ایی مسایل را تقویت میکند.
کتاب خواندن کمک میکند شما در بررسی مسایل و مشکلات از سطحی نگری به عمق نگری برسید.
🔵4. مطالعه ، قدرت تشخیص سره را از ناسره به شما عطا میکند.
مطالعه ، به شما کمک میکند تا از قبول خرافات و مهملات مبرا گشته و به درک حقایق ناب نایل آیید.
🔵5. مطاله ،شیوه تفکر فرآیندی و سلسله مراتبی را تقویت میکند.
🔵6. مطالعه ،فرآیند ذهن را فعال میکند .
برخلاف تلويزيون، مطالعه ، شما را وادار مي كند كه از مغز خود استفاده فعال داشته باشید. در هنگام مطالعه شما بيشتر فكر کرده و باهوش تر شويد.
🔵7. مطالعه، واژگان شناخته شده شما را افزايش مي دهد.
وقتي كه كتاب هاي سنگين (از نظر مفهومي) را مطالعه مي كنيد، خودتان را با لغت هاي جديدي مواجه مي ببنيد كه در حالت عادي با آنها سر و كار نداريد.
8🔵. مطالعه به شما اين امكان را مي دهد كه به صورت اجمالي با ساير فرهنگ ها و مناطق آشنا شويد
خواندن كتاب ها مي تواند افق ديد شما را با ارايه اطلاعلاتی که از مناطق مختلف جهان دارید، گسترش دهند.
🔵9. مطالعه، تمركز ذهنی را افزايش مي دهد.
برخلاف مجلات، مقالات اينترنتي يا ايميل ها كه ممكن است حاوي بسته هاي اطلاعاتي كوچكي باشند. كتاب ها همه ماجرا را بيان مي كنند. اين باعث مي شود كه شما در بلند مدت روي آنچه مطالعه مي كنيد تمركز كنيد.
🔵10. مطالعه، باعث ايجاد اعتماد به نفس مي شود.
با مطالعه بيشتر، آگاهي و تجربه شما در رابطه با مطالبي كه مي خوانيد بيشتر مي شود واین امر به افزایش اعتماد به نفس تان کمک می کند
🔵11. مطالعه، حافظه را تقويت مي كند
تحقيقات نشان مي دهند كه اگر شما از حافظه تان استفاده نكنيد،به مرور آن را از دست خواهيد داد.. مطالعه راهي است غير از روش هاي بازي با كلمات كه مي تواند حافظه شما را تقويت كند. مطالعه مستلزم به خاطر سپردن جزييات، رويدادها و در كتب ادبي، موضوع داستان، مضمون و شخصيت هاست.
🔵12. مطالعه، انضباط فردي را افزايش مي دهد.
همه ما به اهميت مطالعه واقفيم و مي دانيم كه بايد مطالعه را در برنامه روزانه خود بگنجانيم. اگر ما براي مطالعه زمانبندي و برنامه طراحي كنيم، همين باعث افزايش انضباط ما مي شود.
🔶 با کانال مدیران شایسته همراه شوید؛
🆔@CompetentManagers
🔵1. مطالعه، پايه هاي مهارت را استوار مي سازد.
مطالعه ، به روشن شدن موضوعات پيچيده كمك مي كند. كتاب ها اطلاعاتي را فراهم مي كنند كه خیلی اوقات از بحث هاي كلاس درس عميق تر هستند.
🔵2. مطالعه ، شیوه درست اندیشیدن را تقویت میکند .
مطالعه کتاب باعث میشود شیوه تفکرو اندیشیدن در موضوعات را بیاموزیم و به بررسی منطقی موضوعات مختلف آشنا شویم.
🔵3. مطالعه، قدرت تحلیل و بررسی ریشه ایی مسایل را تقویت میکند.
کتاب خواندن کمک میکند شما در بررسی مسایل و مشکلات از سطحی نگری به عمق نگری برسید.
🔵4. مطالعه ، قدرت تشخیص سره را از ناسره به شما عطا میکند.
مطالعه ، به شما کمک میکند تا از قبول خرافات و مهملات مبرا گشته و به درک حقایق ناب نایل آیید.
🔵5. مطاله ،شیوه تفکر فرآیندی و سلسله مراتبی را تقویت میکند.
🔵6. مطالعه ،فرآیند ذهن را فعال میکند .
برخلاف تلويزيون، مطالعه ، شما را وادار مي كند كه از مغز خود استفاده فعال داشته باشید. در هنگام مطالعه شما بيشتر فكر کرده و باهوش تر شويد.
🔵7. مطالعه، واژگان شناخته شده شما را افزايش مي دهد.
وقتي كه كتاب هاي سنگين (از نظر مفهومي) را مطالعه مي كنيد، خودتان را با لغت هاي جديدي مواجه مي ببنيد كه در حالت عادي با آنها سر و كار نداريد.
8🔵. مطالعه به شما اين امكان را مي دهد كه به صورت اجمالي با ساير فرهنگ ها و مناطق آشنا شويد
خواندن كتاب ها مي تواند افق ديد شما را با ارايه اطلاعلاتی که از مناطق مختلف جهان دارید، گسترش دهند.
🔵9. مطالعه، تمركز ذهنی را افزايش مي دهد.
برخلاف مجلات، مقالات اينترنتي يا ايميل ها كه ممكن است حاوي بسته هاي اطلاعاتي كوچكي باشند. كتاب ها همه ماجرا را بيان مي كنند. اين باعث مي شود كه شما در بلند مدت روي آنچه مطالعه مي كنيد تمركز كنيد.
🔵10. مطالعه، باعث ايجاد اعتماد به نفس مي شود.
با مطالعه بيشتر، آگاهي و تجربه شما در رابطه با مطالبي كه مي خوانيد بيشتر مي شود واین امر به افزایش اعتماد به نفس تان کمک می کند
🔵11. مطالعه، حافظه را تقويت مي كند
تحقيقات نشان مي دهند كه اگر شما از حافظه تان استفاده نكنيد،به مرور آن را از دست خواهيد داد.. مطالعه راهي است غير از روش هاي بازي با كلمات كه مي تواند حافظه شما را تقويت كند. مطالعه مستلزم به خاطر سپردن جزييات، رويدادها و در كتب ادبي، موضوع داستان، مضمون و شخصيت هاست.
🔵12. مطالعه، انضباط فردي را افزايش مي دهد.
همه ما به اهميت مطالعه واقفيم و مي دانيم كه بايد مطالعه را در برنامه روزانه خود بگنجانيم. اگر ما براي مطالعه زمانبندي و برنامه طراحي كنيم، همين باعث افزايش انضباط ما مي شود.
🔶 با کانال مدیران شایسته همراه شوید؛
🆔@CompetentManagers
👍1
✅فواید مطالعه کردن چیست؟(بخش دوم)
✍ محمد حسین کاشفی
🔵13. مطالعه، به ما اين امكان را مي دهد كه همه جا مطلب بياموزيم.
كتاب قابل حمل هست. از آنجايي كه شما مي توانيد كتاب ها را با خود به هر كجا كه مي خواهيد ببريد، مي توانيد هر جا كه باشيد، مطلب بياموزيد.
🔵14. مطالعه، خلاقيت را افزايش مي دهد
با مطالعه كتب بيشتر و قرار دادن خود در معرض اطلاعات كامل تر، مي توانيد سطح خلاقيت خود را افزايش دهيد. مغز شما مي تواند مطالب كتاب هاي مختلف را براي دستيابي به راه حلي جديد براي يك مساله با هم تركيب كند.
🔵15. مطالعه، اين امكان را به شما مي دهد كه در رابطه با یک موضوعي صحبت كنيد
در صورتي كه شما كتاب هاي زيادي خوانده باشيد، هميشه حرفي براي گفتن داريد. شما مي توانيد درباره موضوعات مختلف در جمع صحبت كنيد و يا اطلاعات علمي كه از كتاب هاي علمي آموخته ايد را بيان كنيد. به اين صورت مطالب زيادي براي بيان كردن داريد
🔵16. مطالعه اين امكان را به شما مي دهد كه به اختيار خود مطلب بياموزيد.
تحصيلات رسمي در سيستم آموزشي كشورها، نيازمند صرف زمان در بازه هاي تعريف شده است. ولي مطالعه كتاب اين امكان را به شما مي دهد كه مطالب مورد علاقه خود را در هر زماني كه دوست داريد بياموزيد.
🔵17. مطالعه، مشاركت ذهني جديد ايجاد مي كند
هر چه شما كتاب هاي بيشتري مطالعه ممي كنيد، عمق و پهنه آگاهي شما گسترش پيدا مي كند و قابليت شما براي مشاركت با ديگران بيشتر مي شود. در حين مطالعه يك كتاب براي دريافتن پاسخ يك مشكل، شما ممكن است كه پاسخ بسياري مشكلات ديگر را نيز دريابيد
🔵18. مطالعه، قواي استدلال شما را افزايش مي دهد
يعني وقتي زياد مطالعه كنيد، قادر خواهيد بود با استفاده از دلايلي كه داريد، انجام يا عدم انجام كاري را بررسي كنيد و به بهترين نتيجه برسيد.
🔵19. مطالعه كردن، مهارت هاي شما را بارور مي سازد
برايان تريسي مي گويد: يكي از راه هايي كه بتوانيد در زمينه مورد نظر خود خبره شويد اين است كه حداقل 100 كتاب درباره آن موضوع بخوانيد؛ او همچنيني مي افزايد كه اگر اين كار را براي 5 سال ادامه دهيد، به يك حرفه اي بين المللي تبديل خواهيد شد. با كمك اينترنت و سایت ها و وبلاگ های معتبر و موثق، شما قادر خواهيد بود كه اين زمان را به 2 تا 3 سال كاهش دهيد.
🔵20. مطالعه، شما را از مضرّات دنياي ديجيتالي دور مي كند
وقتي يك كتاب خوب براي خواندن پيدا كنيد، خود را غرق در مطالعه خواهيد يافت و ديگر درگير مسائل پيرامون نخواهيد بود. هرچه بيشتر بخوانيد بيشتر غرق در خواندن مي شويد و ديگر توجهي به وسايل ديجيتالي كه به ما التماس مي كنند تا به آنها توجه كنيم نداريم.
🔵21. مطالعه باعث مي شود كه اشتباهاتمان كاهش پيدا كند
با كمك كتاب شما مي توانيد خرد عميق و وسيعي بدست آوريد و اشتباهات كمتري مرتكب شويد.
🔵22. مطالعه كسالت را كاهش مي دهد
هر وقت كه احساس كسالت كرديد، فقط كافي است كه يك كتاب با موضوع مورد علاقه خود را برداريد و بخوانيد. خواهيد ديد كه كسالت شما بر طرف مي شود.
✏ نگارش؛ دکتر کاشفی،"
🔶 با کانال مدیران شایسته همراه شوید؛
🆔@CompetentManagers
✍ محمد حسین کاشفی
🔵13. مطالعه، به ما اين امكان را مي دهد كه همه جا مطلب بياموزيم.
كتاب قابل حمل هست. از آنجايي كه شما مي توانيد كتاب ها را با خود به هر كجا كه مي خواهيد ببريد، مي توانيد هر جا كه باشيد، مطلب بياموزيد.
🔵14. مطالعه، خلاقيت را افزايش مي دهد
با مطالعه كتب بيشتر و قرار دادن خود در معرض اطلاعات كامل تر، مي توانيد سطح خلاقيت خود را افزايش دهيد. مغز شما مي تواند مطالب كتاب هاي مختلف را براي دستيابي به راه حلي جديد براي يك مساله با هم تركيب كند.
🔵15. مطالعه، اين امكان را به شما مي دهد كه در رابطه با یک موضوعي صحبت كنيد
در صورتي كه شما كتاب هاي زيادي خوانده باشيد، هميشه حرفي براي گفتن داريد. شما مي توانيد درباره موضوعات مختلف در جمع صحبت كنيد و يا اطلاعات علمي كه از كتاب هاي علمي آموخته ايد را بيان كنيد. به اين صورت مطالب زيادي براي بيان كردن داريد
🔵16. مطالعه اين امكان را به شما مي دهد كه به اختيار خود مطلب بياموزيد.
تحصيلات رسمي در سيستم آموزشي كشورها، نيازمند صرف زمان در بازه هاي تعريف شده است. ولي مطالعه كتاب اين امكان را به شما مي دهد كه مطالب مورد علاقه خود را در هر زماني كه دوست داريد بياموزيد.
🔵17. مطالعه، مشاركت ذهني جديد ايجاد مي كند
هر چه شما كتاب هاي بيشتري مطالعه ممي كنيد، عمق و پهنه آگاهي شما گسترش پيدا مي كند و قابليت شما براي مشاركت با ديگران بيشتر مي شود. در حين مطالعه يك كتاب براي دريافتن پاسخ يك مشكل، شما ممكن است كه پاسخ بسياري مشكلات ديگر را نيز دريابيد
🔵18. مطالعه، قواي استدلال شما را افزايش مي دهد
يعني وقتي زياد مطالعه كنيد، قادر خواهيد بود با استفاده از دلايلي كه داريد، انجام يا عدم انجام كاري را بررسي كنيد و به بهترين نتيجه برسيد.
🔵19. مطالعه كردن، مهارت هاي شما را بارور مي سازد
برايان تريسي مي گويد: يكي از راه هايي كه بتوانيد در زمينه مورد نظر خود خبره شويد اين است كه حداقل 100 كتاب درباره آن موضوع بخوانيد؛ او همچنيني مي افزايد كه اگر اين كار را براي 5 سال ادامه دهيد، به يك حرفه اي بين المللي تبديل خواهيد شد. با كمك اينترنت و سایت ها و وبلاگ های معتبر و موثق، شما قادر خواهيد بود كه اين زمان را به 2 تا 3 سال كاهش دهيد.
🔵20. مطالعه، شما را از مضرّات دنياي ديجيتالي دور مي كند
وقتي يك كتاب خوب براي خواندن پيدا كنيد، خود را غرق در مطالعه خواهيد يافت و ديگر درگير مسائل پيرامون نخواهيد بود. هرچه بيشتر بخوانيد بيشتر غرق در خواندن مي شويد و ديگر توجهي به وسايل ديجيتالي كه به ما التماس مي كنند تا به آنها توجه كنيم نداريم.
🔵21. مطالعه باعث مي شود كه اشتباهاتمان كاهش پيدا كند
با كمك كتاب شما مي توانيد خرد عميق و وسيعي بدست آوريد و اشتباهات كمتري مرتكب شويد.
🔵22. مطالعه كسالت را كاهش مي دهد
هر وقت كه احساس كسالت كرديد، فقط كافي است كه يك كتاب با موضوع مورد علاقه خود را برداريد و بخوانيد. خواهيد ديد كه كسالت شما بر طرف مي شود.
✏ نگارش؛ دکتر کاشفی،"
🔶 با کانال مدیران شایسته همراه شوید؛
🆔@CompetentManagers
💢مدیر موفق کیست؟
🔰سخن گفتن از مدیریت بدین معنا نیست که انسان چگونه بتواند یک اداره و یا سازمان مشخص را اداره نماید، بلکه مراد از مدیریت این است که ما چه قوانین را برای مدیریت داشته باشیم و چگونه بتوانیم در هر شرایط و زمان خود را به آن قوانین پایبند بدانیم و مدیریت خود مان را آن طور با قوانین جامعه مورد نظر هماهنگ کنیم که نه خود ما و نه جامعه از آن ضرر ببیند .
🔰در همه ی تمدن های بشری این یک امر پذیرفته شده است که اداره کننده ی سالم، راستکار، راستگوی و پای بند به قانون را مردم می پسندند. همه ی ادیان و مکتب های بشری اصولی را در زمینه ای وضع کرده اند تا جامعه را به سوی خیر و فلاح بکشانند، این اشخاص هستند که قانون را زیر پای می گذازند، آن را توجیه غلط می کنند و مورد استفادهء سوء قرار می دهند. به عبارت دیگر مشکل اصلی در نبود قانون نیست بلکه مشکل در عدم رعایت و تطبیق قانون است.
بدون شک قوانین در ذات خود برتری ها و بهتری هایی نسبت به یکدیگر دارند، اما در مجموع هیچ قانونی انسانها را تشویق به ظلم و تجاوز به حق دیگران نمی کند .
🔰مدیر موفق کسی است که:
۱- مسئولیت پذیری در برابر کار ها ، فعالیت ها و شکست ها
۲- تمایل براى بهبود انجام کارها و به کار گیری ابتکار عمل
۳- قلمداد کردن کارها به عنوان سرگرمی لذت بخش نه به عنوان بارى بر دوش
۴- برخورداری از توانایى کافى در زمان بندى مناسب براى انجام فعالیت ها
۵- توانایى انجام کارها در فشرده ترین زمان ممکن
۶- درک و پذیرش منطقی شرایط و پشتکار فراوان برای انجام فعالیت ها
۷- اعتماد وافر نسبت به سایر افراد و مردم
۸-ا نجام فعالیت به منظور دستیابى و تحقق موفقیت
۹- فراگرفتن ابزارها و روشهاى تقویت حافظه
۱۰- برخورداری از نیروی جسمانی و سلامت بدنی
۱۱- داشتن دیدگاههای روشن و آشکار و اندیشه ی نافذ و بینشی فراگیر
۱۲- داشتن آرزوهایی هدفمند و قابل دستیابی و به عبارتی نزدیک به حقایق
۱۳- انعطاف پذیری در عین استواری و پایداری در رسیدن به اهداف
۱۴- میانه روی وپرهیزاز افراط و تفریط
۱۵- برخورداری از شخصیت پایدار و غیر متزلزل
۱۶- بردباری و صبر در حل مشکلات
۱۷- خویشتن داری در جایگاهها و موقعیتهای سخت و برانگیزاننده
۱۸- آرامش در برابر بحران
۱۹- واقع بینی در برخورد با مسائل
۲۰- رعایت اصول و موازینی ( ارزش ) چون نظم ، ترتیب و احترام به زمان بندیها
۲۱- یکسان نگری به حال و آینده (چرا که نبایستی این دو را فدای یکدیگر کرد)
۲۲- قاطع بودن در تصمیم گیری و درگیر شک و تردید نگشتن
۲۳- پایبندی به تصمیماتی که با اندیشه و مشاوره اتخاذ گردیده اند
۲۴- روحیه هم کارى وهم بستگی در سیستم مدیریتى
۲۵- داشتن روحیه انتقاد پذیر
۲۶- سیستم مدیریتی هدف گراو واقع گرا.
۲۷- گوش فرا دادن به صحبت ها و نظرات دیگران و احترام به آنها
را داشته باشد .
🔰مدیران برای هدایت نیروی انسانی به سمت اهداف از پیش تعیین شده،باید به یک سلسله اصول در مدیریت پایبند باشند. رعایت این اصول، افزایشکیفیت کاری آنان را در پی داشته، همچنانکه بیتوجّهی به آنها نیز سببشکست مدیران در رسیدن به اهداف مورد نظر خواهد شد.
امام علی (ع) یکی از عوامل سقوط و تباهی هر تشکیلاتی را ضایع کردن اصول اساسی آن میداند. در هر رشته از علوم بشری به ویژه علوم انسانی اصولی را شاهدیم که مسائل مربوط به حوزه آن علم بر محور آنها میچرخد و با آنها معنا مییابد، این اصول خود شاخههایی دارند که در گذر زمان و مکان دچار تغییر و تحوّل میشوند، بدون آن که اصول تغییر یابند. مدیریت چون سایر رشتههای علوم، از این قاعده کلّی مستثنی نیست و در جایگاه یکی از رشتههای علوم انسانی اصولی دارد که باید آنها را شناخت.
با مراجعه بهسخنان امام (ع) و روش و سیره عملی حضرت اصول متعددی برای مدیریت کارآمد بهدست میآید که در این بخش به مواردی از آنها پرداخته میشود.
۱ . صبر و تحمّل
۲ . صداقت
۳ . امانتداری
۴ . آگاهی و تخصص
۵ . پرهیزگاری
۶ . عدالت
۷ . دوری از بدرفتاری
۸ . مهربانی
۹ . برخورد منصفانه با فرودستان
۱۰ . توجّه به وضع معیشتی کارکنان
۱۱ . مصمم بودن در اجرا
۱۲. توانایی انسجام دهی و حفظ جامعه
۱۳ . نظم
۱۴ . تعهد در برابر هدف
۱۵ . توانایی شناخت خویشتن
۱۶ . آگاهی از تحوّلات اجتماعی
۱۷ . آشنایی به تکلیف
۱۸ . پاکسازی محیط از چاپلوسان
۱۹ . رفتار ملایم ،مدارا و انعطافپذیری با افراد در موقعیتهایمقتضی
۲۰ . انتقادپذیری
۲۱ . رعایت اعتدال در امور
۲۲ . تشویق و تنبیه
۲۳ . حفظ اسرار
۲۴ . آیندهنگری
✍🏻عزیزاله بابلی بهمئ
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔰سخن گفتن از مدیریت بدین معنا نیست که انسان چگونه بتواند یک اداره و یا سازمان مشخص را اداره نماید، بلکه مراد از مدیریت این است که ما چه قوانین را برای مدیریت داشته باشیم و چگونه بتوانیم در هر شرایط و زمان خود را به آن قوانین پایبند بدانیم و مدیریت خود مان را آن طور با قوانین جامعه مورد نظر هماهنگ کنیم که نه خود ما و نه جامعه از آن ضرر ببیند .
🔰در همه ی تمدن های بشری این یک امر پذیرفته شده است که اداره کننده ی سالم، راستکار، راستگوی و پای بند به قانون را مردم می پسندند. همه ی ادیان و مکتب های بشری اصولی را در زمینه ای وضع کرده اند تا جامعه را به سوی خیر و فلاح بکشانند، این اشخاص هستند که قانون را زیر پای می گذازند، آن را توجیه غلط می کنند و مورد استفادهء سوء قرار می دهند. به عبارت دیگر مشکل اصلی در نبود قانون نیست بلکه مشکل در عدم رعایت و تطبیق قانون است.
بدون شک قوانین در ذات خود برتری ها و بهتری هایی نسبت به یکدیگر دارند، اما در مجموع هیچ قانونی انسانها را تشویق به ظلم و تجاوز به حق دیگران نمی کند .
🔰مدیر موفق کسی است که:
۱- مسئولیت پذیری در برابر کار ها ، فعالیت ها و شکست ها
۲- تمایل براى بهبود انجام کارها و به کار گیری ابتکار عمل
۳- قلمداد کردن کارها به عنوان سرگرمی لذت بخش نه به عنوان بارى بر دوش
۴- برخورداری از توانایى کافى در زمان بندى مناسب براى انجام فعالیت ها
۵- توانایى انجام کارها در فشرده ترین زمان ممکن
۶- درک و پذیرش منطقی شرایط و پشتکار فراوان برای انجام فعالیت ها
۷- اعتماد وافر نسبت به سایر افراد و مردم
۸-ا نجام فعالیت به منظور دستیابى و تحقق موفقیت
۹- فراگرفتن ابزارها و روشهاى تقویت حافظه
۱۰- برخورداری از نیروی جسمانی و سلامت بدنی
۱۱- داشتن دیدگاههای روشن و آشکار و اندیشه ی نافذ و بینشی فراگیر
۱۲- داشتن آرزوهایی هدفمند و قابل دستیابی و به عبارتی نزدیک به حقایق
۱۳- انعطاف پذیری در عین استواری و پایداری در رسیدن به اهداف
۱۴- میانه روی وپرهیزاز افراط و تفریط
۱۵- برخورداری از شخصیت پایدار و غیر متزلزل
۱۶- بردباری و صبر در حل مشکلات
۱۷- خویشتن داری در جایگاهها و موقعیتهای سخت و برانگیزاننده
۱۸- آرامش در برابر بحران
۱۹- واقع بینی در برخورد با مسائل
۲۰- رعایت اصول و موازینی ( ارزش ) چون نظم ، ترتیب و احترام به زمان بندیها
۲۱- یکسان نگری به حال و آینده (چرا که نبایستی این دو را فدای یکدیگر کرد)
۲۲- قاطع بودن در تصمیم گیری و درگیر شک و تردید نگشتن
۲۳- پایبندی به تصمیماتی که با اندیشه و مشاوره اتخاذ گردیده اند
۲۴- روحیه هم کارى وهم بستگی در سیستم مدیریتى
۲۵- داشتن روحیه انتقاد پذیر
۲۶- سیستم مدیریتی هدف گراو واقع گرا.
۲۷- گوش فرا دادن به صحبت ها و نظرات دیگران و احترام به آنها
را داشته باشد .
🔰مدیران برای هدایت نیروی انسانی به سمت اهداف از پیش تعیین شده،باید به یک سلسله اصول در مدیریت پایبند باشند. رعایت این اصول، افزایشکیفیت کاری آنان را در پی داشته، همچنانکه بیتوجّهی به آنها نیز سببشکست مدیران در رسیدن به اهداف مورد نظر خواهد شد.
امام علی (ع) یکی از عوامل سقوط و تباهی هر تشکیلاتی را ضایع کردن اصول اساسی آن میداند. در هر رشته از علوم بشری به ویژه علوم انسانی اصولی را شاهدیم که مسائل مربوط به حوزه آن علم بر محور آنها میچرخد و با آنها معنا مییابد، این اصول خود شاخههایی دارند که در گذر زمان و مکان دچار تغییر و تحوّل میشوند، بدون آن که اصول تغییر یابند. مدیریت چون سایر رشتههای علوم، از این قاعده کلّی مستثنی نیست و در جایگاه یکی از رشتههای علوم انسانی اصولی دارد که باید آنها را شناخت.
با مراجعه بهسخنان امام (ع) و روش و سیره عملی حضرت اصول متعددی برای مدیریت کارآمد بهدست میآید که در این بخش به مواردی از آنها پرداخته میشود.
۱ . صبر و تحمّل
۲ . صداقت
۳ . امانتداری
۴ . آگاهی و تخصص
۵ . پرهیزگاری
۶ . عدالت
۷ . دوری از بدرفتاری
۸ . مهربانی
۹ . برخورد منصفانه با فرودستان
۱۰ . توجّه به وضع معیشتی کارکنان
۱۱ . مصمم بودن در اجرا
۱۲. توانایی انسجام دهی و حفظ جامعه
۱۳ . نظم
۱۴ . تعهد در برابر هدف
۱۵ . توانایی شناخت خویشتن
۱۶ . آگاهی از تحوّلات اجتماعی
۱۷ . آشنایی به تکلیف
۱۸ . پاکسازی محیط از چاپلوسان
۱۹ . رفتار ملایم ،مدارا و انعطافپذیری با افراد در موقعیتهایمقتضی
۲۰ . انتقادپذیری
۲۱ . رعایت اعتدال در امور
۲۲ . تشویق و تنبیه
۲۳ . حفظ اسرار
۲۴ . آیندهنگری
✍🏻عزیزاله بابلی بهمئ
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Telegram
(Competent Managers) مدیران شایسته
کانال «مدیران شایسته» باهدف اشتراک گذاری دانش مدیریت، خاصه مدیریت منابع انسانی با تمرکز برحوزه ارزیابی و توسعه شایستگی های مدیران, در تلگرام ایجاد شده است. با ما در ارتباط باشید.
@Competentmanagers
www.instagram.com/Dr.kashefi
@Competentmanagers
www.instagram.com/Dr.kashefi
Forwarded from (Competent Managers) مدیران شایسته (Mh_kashefi)
✳بیشعورها می توانند دیگران را سرکوب کنند ،
اما کسی نمی تواند آن ها را سرکوب کند ،
مگر یک بیشعور بزرگتر !. بیشعورها برای خودشان قواعد نانوشته ای دارند که برطبق آن رفتار می کنند. بعضی از این قواعد از این قرارند:
1) تمام مشکلات را دیگران به وجود آورده اند.
2) اصلاً نیازی به ریشه یابی و حل مشکلات نیست. فقط یکی را پیدا کن که تقصیرها را گردنش بیندازی.
3) کم نیاور. تمام کاستی ها و خطاها را می توان در پشت نقابی از وقاحت و گستاخی پنهان کرد. هرچقدر که جرمت بزرگتر است باید پُررویی ات هم بیشتر باشد.
4) تمام قوانین برای این بوجود آمده اند که نقض شوند. اما فقط توسط تو. اگر کس دیگری این کار را انجام داد دودمانش را بر باد بده.
5) اگر از قانونی خسته شدی،مطابق نیازت یکی دیگر بساز ، اما به محض آنکه به خواسته ات رسیدی آن را هم نقض کن.
6) هرگز در توانایی ات در بدست آوردن هر چیز کثیفی که اراده کنی، شک نکن.
📕 کتاب بیشعوری ✍🏻 خاویر کرمنت
اما کسی نمی تواند آن ها را سرکوب کند ،
مگر یک بیشعور بزرگتر !. بیشعورها برای خودشان قواعد نانوشته ای دارند که برطبق آن رفتار می کنند. بعضی از این قواعد از این قرارند:
1) تمام مشکلات را دیگران به وجود آورده اند.
2) اصلاً نیازی به ریشه یابی و حل مشکلات نیست. فقط یکی را پیدا کن که تقصیرها را گردنش بیندازی.
3) کم نیاور. تمام کاستی ها و خطاها را می توان در پشت نقابی از وقاحت و گستاخی پنهان کرد. هرچقدر که جرمت بزرگتر است باید پُررویی ات هم بیشتر باشد.
4) تمام قوانین برای این بوجود آمده اند که نقض شوند. اما فقط توسط تو. اگر کس دیگری این کار را انجام داد دودمانش را بر باد بده.
5) اگر از قانونی خسته شدی،مطابق نیازت یکی دیگر بساز ، اما به محض آنکه به خواسته ات رسیدی آن را هم نقض کن.
6) هرگز در توانایی ات در بدست آوردن هر چیز کثیفی که اراده کنی، شک نکن.
📕 کتاب بیشعوری ✍🏻 خاویر کرمنت
👍3
Forwarded from (Competent Managers) مدیران شایسته (Mh_kashefi)
کتاب بیشعوری - خاویر کرمنت.pdf
2 MB
Forwarded from (Competent Managers) مدیران شایسته (Mh_kashefi)
✳بیشعورها می توانند دیگران را سرکوب کنند ،
اما کسی نمی تواند آن ها را سرکوب کند ،
مگر یک بیشعور بزرگتر !. بیشعورها برای خودشان قواعد نانوشته ای دارند که برطبق آن رفتار می کنند. بعضی از این قواعد از این قرارند:
1) تمام مشکلات را دیگران به وجود آورده اند.
2) اصلاً نیازی به ریشه یابی و حل مشکلات نیست. فقط یکی را پیدا کن که تقصیرها را گردنش بیندازی.
3) کم نیاور. تمام کاستی ها و خطاها را می توان در پشت نقابی از وقاحت و گستاخی پنهان کرد. هرچقدر که جرمت بزرگتر است باید پُررویی ات هم بیشتر باشد.
4) تمام قوانین برای این بوجود آمده اند که نقض شوند. اما فقط توسط تو. اگر کس دیگری این کار را انجام داد دودمانش را بر باد بده.
5) اگر از قانونی خسته شدی،مطابق نیازت یکی دیگر بساز ، اما به محض آنکه به خواسته ات رسیدی آن را هم نقض کن.
6) هرگز در توانایی ات در بدست آوردن هر چیز کثیفی که اراده کنی، شک نکن.
✳ فایل pdf کتاب بیشعوری - را در کانال دانلود کنید
📕 کتاب بیشعوری ✍🏻 خاویر کرمنت
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
اما کسی نمی تواند آن ها را سرکوب کند ،
مگر یک بیشعور بزرگتر !. بیشعورها برای خودشان قواعد نانوشته ای دارند که برطبق آن رفتار می کنند. بعضی از این قواعد از این قرارند:
1) تمام مشکلات را دیگران به وجود آورده اند.
2) اصلاً نیازی به ریشه یابی و حل مشکلات نیست. فقط یکی را پیدا کن که تقصیرها را گردنش بیندازی.
3) کم نیاور. تمام کاستی ها و خطاها را می توان در پشت نقابی از وقاحت و گستاخی پنهان کرد. هرچقدر که جرمت بزرگتر است باید پُررویی ات هم بیشتر باشد.
4) تمام قوانین برای این بوجود آمده اند که نقض شوند. اما فقط توسط تو. اگر کس دیگری این کار را انجام داد دودمانش را بر باد بده.
5) اگر از قانونی خسته شدی،مطابق نیازت یکی دیگر بساز ، اما به محض آنکه به خواسته ات رسیدی آن را هم نقض کن.
6) هرگز در توانایی ات در بدست آوردن هر چیز کثیفی که اراده کنی، شک نکن.
✳ فایل pdf کتاب بیشعوری - را در کانال دانلود کنید
📕 کتاب بیشعوری ✍🏻 خاویر کرمنت
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
👍1