🔰20 کشور با کیفیت جهان برای زندگی مشخص شد .
🔺ایسنا/ در ردهبندی منتشر شده توسط دانشگاه پنسیلوانیای آمریکا، سوئیس توانست بهترین کشور جهان از نظر شاخص های اقتصادی برای زندگی در سال ۲۰۱۹ لقب گیرد. همچنین کانادا بر اساس ۷۵ پارامتر مختلف، به عنوان با کیفیتترین کشور برای زندگی در سراسر جهان شناخته شد.
🔺طبق اعلام پایگاه خبری " یو اس نیوز اند ورلد ریپورت"، در ردهبندی امسال از کیفیت زندگی شهروندان کشورهای مختلف بر اساس ۷۵ پارامتر مختلف، کانادا به عنوان با کیفیت ترین کشور برای زندگی در سراسر جهان شناخته شد. این سومین سال متوالی است که کانادا چنین جایگاهی را تصاحب میکند.
🔺برخی از فاکتورهای ردهبندی امسال شامل فرصتهای شغلی، استطاعت مالی شهروندان، ثبات اقتصادی، بنیان خانوادگی، توزیع عادلانه درآمد، ثبات سیاسی، امنیت، نظام بهداشتی و درمانی و همچنین نظام آموزشی بودهاند.
🔺بر این اساس ۲۰ کشور برتر جهان از نظر کیفیت زندگی در سال ۲۰۱۹ عبارتند از:
۱- کانادا
۲- سوئد
۳- دانمارک
۴- نروژ
۵- سوئیس
۶- فنلاند
۷- استرالیا
۸- هلند
۹- نیوزلند
۱۰- آلمان
۱۱- بلژیک
۱۲- انگلیس
۱۳- ژاپن
۱۴- لوکزامبورگ
۱۵- ایرلند
۱۶- فرانسه
۱۷- آمریکا
۱۸- سنگاپور
۱۹- پرتغال
۲۰- چین
🔺از سوی دیگر به مانند سالهای گذشته دانشگاه پنسیلوانیا با همکاری مشترک مؤسسه " وای اند آر" به رتبهبندی بهترین کشورهای جهان پرداخت.
🔺بهترین کشور جهان در این گزارش بر اساس میانگین امتیاز ۸۰ کشور جهان در زمینههای محیط کسب و کار، رضایت شهروندان از زندگی، میزان آیندهنگری سیاستمداران، کارآفرینی، تجارت خارجی، گردشگر پذیری، سرمایهگذاری، جذب سرمایه خارجی و درآمد ملی رتبهبندی شدهاند.
🔰بهترین کشورهای جهان:
🔷کشور ۸.۵ میلیون نفری سوئیس با تولید ناخالص داخلی ۶۷۸.۹ میلیارد دلار در سال و متوسط درآمد سرانه ۶۲ هزار و ۱۲۵ دلار، توانست بیشترین امتیاز را در مجموع کسب کند و برای سومین سال متوالی به عنوان بهترین کشور جهان معرفی شود.
🔺پس از سوئیس، ژاپن، کانادا، آلمان، انگلیس، سوئد، استرالیا، آمریکا نروژ و فرانسه در ردههای دوم تا دهم بهترین کشورهای جهان قرار گرفتند.
🔺در آسیا نیز به جز ژاپن، سنگاپور در رده بندی امسال با ایستادن در رده پانزدهم جهان توانست یکی از بهترین کشورهای آسیایی لقب گیرد.
🔺چین با ایستادن در رده شانزدهم و کره جنوبی با ایستادن در رده بیست و دوم از دیگر کشورهای مطرح آسیایی بودهاند.
🔷رتبه همسایگان ایران:
🔺امارات با تولید ناخالص داخلی ۳۸۲.۶ میلیارد دلاری و متوسط درآمد سرانه ۶۸ هزار و ۶۴۶ دلار، بهترین عملکرد را در بین کشورهای منطقه داشته است و در جایگاه بیست و سوم جهان قرار گرفته است.
🔺روسیه در رده بیست و چهارم، قطر در رده سی و یکم، عربستان در رده سی و دوم و ترکیه در رده سی و چهارم جای گرفتهاند.
♦️رتبه ایران
🔺ایران با تولید ناخالص داخلی ۴۳۹.۵ میلیارد دلار و درآمد سرانه ۲۰ هزار و ۱۳۶ دلار در سال، در رده ۷۹ جهان ایستاده است.
🔺عراق با تولید ناخالص داخلی ۱۹۷.۷ میلیارد دلار و درآمد سرانه متوسط ۱۶ هزار و ۷۱۰ دلار، پایینتر از ایران قرار گرفته است.
🔺آنگولا، صربستان، لبنان، پاکستان، نیجریه، بلاروس، تونس، اردن و آذربایجان دیگر کشورهایی هستند که نامشان در بین رتبههای 70 تا 78 جدول دیده میشود
♻️توسعه و پیشرفت اتفاقی نیست؛ با مدیریت صحیح و برنامه ریزی اصولی، با به خدمت گیری علم و دانش بشری، با همگرایی ملی میتوان به آن دست یافت. مهم خواستن است و تلاش در جهت خواستن.
📙با کانال مدیران شایسته همراه شوید
📕@Competentmanagers
🔺ایسنا/ در ردهبندی منتشر شده توسط دانشگاه پنسیلوانیای آمریکا، سوئیس توانست بهترین کشور جهان از نظر شاخص های اقتصادی برای زندگی در سال ۲۰۱۹ لقب گیرد. همچنین کانادا بر اساس ۷۵ پارامتر مختلف، به عنوان با کیفیتترین کشور برای زندگی در سراسر جهان شناخته شد.
🔺طبق اعلام پایگاه خبری " یو اس نیوز اند ورلد ریپورت"، در ردهبندی امسال از کیفیت زندگی شهروندان کشورهای مختلف بر اساس ۷۵ پارامتر مختلف، کانادا به عنوان با کیفیت ترین کشور برای زندگی در سراسر جهان شناخته شد. این سومین سال متوالی است که کانادا چنین جایگاهی را تصاحب میکند.
🔺برخی از فاکتورهای ردهبندی امسال شامل فرصتهای شغلی، استطاعت مالی شهروندان، ثبات اقتصادی، بنیان خانوادگی، توزیع عادلانه درآمد، ثبات سیاسی، امنیت، نظام بهداشتی و درمانی و همچنین نظام آموزشی بودهاند.
🔺بر این اساس ۲۰ کشور برتر جهان از نظر کیفیت زندگی در سال ۲۰۱۹ عبارتند از:
۱- کانادا
۲- سوئد
۳- دانمارک
۴- نروژ
۵- سوئیس
۶- فنلاند
۷- استرالیا
۸- هلند
۹- نیوزلند
۱۰- آلمان
۱۱- بلژیک
۱۲- انگلیس
۱۳- ژاپن
۱۴- لوکزامبورگ
۱۵- ایرلند
۱۶- فرانسه
۱۷- آمریکا
۱۸- سنگاپور
۱۹- پرتغال
۲۰- چین
🔺از سوی دیگر به مانند سالهای گذشته دانشگاه پنسیلوانیا با همکاری مشترک مؤسسه " وای اند آر" به رتبهبندی بهترین کشورهای جهان پرداخت.
🔺بهترین کشور جهان در این گزارش بر اساس میانگین امتیاز ۸۰ کشور جهان در زمینههای محیط کسب و کار، رضایت شهروندان از زندگی، میزان آیندهنگری سیاستمداران، کارآفرینی، تجارت خارجی، گردشگر پذیری، سرمایهگذاری، جذب سرمایه خارجی و درآمد ملی رتبهبندی شدهاند.
🔰بهترین کشورهای جهان:
🔷کشور ۸.۵ میلیون نفری سوئیس با تولید ناخالص داخلی ۶۷۸.۹ میلیارد دلار در سال و متوسط درآمد سرانه ۶۲ هزار و ۱۲۵ دلار، توانست بیشترین امتیاز را در مجموع کسب کند و برای سومین سال متوالی به عنوان بهترین کشور جهان معرفی شود.
🔺پس از سوئیس، ژاپن، کانادا، آلمان، انگلیس، سوئد، استرالیا، آمریکا نروژ و فرانسه در ردههای دوم تا دهم بهترین کشورهای جهان قرار گرفتند.
🔺در آسیا نیز به جز ژاپن، سنگاپور در رده بندی امسال با ایستادن در رده پانزدهم جهان توانست یکی از بهترین کشورهای آسیایی لقب گیرد.
🔺چین با ایستادن در رده شانزدهم و کره جنوبی با ایستادن در رده بیست و دوم از دیگر کشورهای مطرح آسیایی بودهاند.
🔷رتبه همسایگان ایران:
🔺امارات با تولید ناخالص داخلی ۳۸۲.۶ میلیارد دلاری و متوسط درآمد سرانه ۶۸ هزار و ۶۴۶ دلار، بهترین عملکرد را در بین کشورهای منطقه داشته است و در جایگاه بیست و سوم جهان قرار گرفته است.
🔺روسیه در رده بیست و چهارم، قطر در رده سی و یکم، عربستان در رده سی و دوم و ترکیه در رده سی و چهارم جای گرفتهاند.
♦️رتبه ایران
🔺ایران با تولید ناخالص داخلی ۴۳۹.۵ میلیارد دلار و درآمد سرانه ۲۰ هزار و ۱۳۶ دلار در سال، در رده ۷۹ جهان ایستاده است.
🔺عراق با تولید ناخالص داخلی ۱۹۷.۷ میلیارد دلار و درآمد سرانه متوسط ۱۶ هزار و ۷۱۰ دلار، پایینتر از ایران قرار گرفته است.
🔺آنگولا، صربستان، لبنان، پاکستان، نیجریه، بلاروس، تونس، اردن و آذربایجان دیگر کشورهایی هستند که نامشان در بین رتبههای 70 تا 78 جدول دیده میشود
♻️توسعه و پیشرفت اتفاقی نیست؛ با مدیریت صحیح و برنامه ریزی اصولی، با به خدمت گیری علم و دانش بشری، با همگرایی ملی میتوان به آن دست یافت. مهم خواستن است و تلاش در جهت خواستن.
📙با کانال مدیران شایسته همراه شوید
📕@Competentmanagers
Forwarded from اتچ بات
🔰گزارش «سعادت» در جهان: فنلاند در صدر، ایران رتبه ۱۱۷ ؛
«گزارش جهانی سعادت» برای سال ۲۰۱۹
🔺 بنا بر گزارش جهانی سعادت و مقایسه رتبهبندیهای آن، فنلاندیها در صدر جدول مردمان «باسعادت» قرار دارند و اهالی سودان جنوبی در قعر جدول.
🔺۱۰ کشور نخست «باسعادت» در این رتبهبندی عبارتند از فنلاند، دانمارک، نروژ، ایسلند، هلند، سوئیس، سوئد، نیوزیلند، کانادا و اتریش. ایالات متحده در رتبه یازدهم قرار دارد و از سال گذشته یک پله تنزل داشته است.
🔻پایینترین رتبه مربوط به سودان جنوبی (رتبه ۱۵۶) است. یک پله بالاتر از سودان جنوبی، جمهوری آفریقای مرکزی و در رتبه بالاتر افغانستان (۱۵۴) و بعد از آن چندین کشور آفریقایی قرار گرفتهاند.
🔹ایران در جدول شاخص سعادت کشورهای جهان، امسال در رتبه ۱۱۷ جای گرفته است.
🔸این شاخص برای ایران در سال گذشته میلادی ۱۰۶ بود که در نتیجه یازده پله سقوط کرده است.
🔺ایران پیرارسال در رتبه ۱۰۸ و در سال ۲۰۱۶ میلادی در جایگاه ۱۰۵ قرار داشت.
🔹مؤسسه تهیهکننده این گزارش، زمینههایی چون ثروت، امید به زندگی، فساد، آزادی و شاخصهای دیگر مهم کیفیت زندگی را در ۱۵۶ کشور بررسی کرده است.
🔸در گزارش تازه در مورد شاخص بهروزی کشورها آمده که تمرکز امسال این تحقیق بر فناوریها، هنجارهای اجتماعی، درگیریها و سیاستهای دولتی بوده است.
🔹در میان کشورهای مورد تحقیق، از ۲۰ کشوری که در سالهای اخیر بیشترین ارتقاء رتبه را داشتهاند ۱۰ کشور در اروپای مرکزی و اروپای شرقی قرار دارند.
🔺پنج کشوری که بیشترین تنزل رتبه را داشتهاند نیز عبارتند از یمن، هند، سوریه، بوتسوانا و ونزوئلا.
🔸رتبه امسال برخی دیگر از کشورها از این قرارند: اسرائیل ۱۳، جمهوری چک ۲۰، روسیه ۶۸، تاجیکستان ۷۴، جمهوری آذربایجان ۹۰، ارمنستان ۱۱۶، گرجستان ۱۱۹ و اوکراین ۱۳۳.
🔹گزارش سالانه بررسی وضعیت بهروزی در کشورهای جهان اولین بار در سال ۲۰۱۲ میلادی انتشار یافت./ منبع: گزارش شاخص سعادت ۲۰۱۹
♻️با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🔷@Competentmanagers
«گزارش جهانی سعادت» برای سال ۲۰۱۹
🔺 بنا بر گزارش جهانی سعادت و مقایسه رتبهبندیهای آن، فنلاندیها در صدر جدول مردمان «باسعادت» قرار دارند و اهالی سودان جنوبی در قعر جدول.
🔺۱۰ کشور نخست «باسعادت» در این رتبهبندی عبارتند از فنلاند، دانمارک، نروژ، ایسلند، هلند، سوئیس، سوئد، نیوزیلند، کانادا و اتریش. ایالات متحده در رتبه یازدهم قرار دارد و از سال گذشته یک پله تنزل داشته است.
🔻پایینترین رتبه مربوط به سودان جنوبی (رتبه ۱۵۶) است. یک پله بالاتر از سودان جنوبی، جمهوری آفریقای مرکزی و در رتبه بالاتر افغانستان (۱۵۴) و بعد از آن چندین کشور آفریقایی قرار گرفتهاند.
🔹ایران در جدول شاخص سعادت کشورهای جهان، امسال در رتبه ۱۱۷ جای گرفته است.
🔸این شاخص برای ایران در سال گذشته میلادی ۱۰۶ بود که در نتیجه یازده پله سقوط کرده است.
🔺ایران پیرارسال در رتبه ۱۰۸ و در سال ۲۰۱۶ میلادی در جایگاه ۱۰۵ قرار داشت.
🔹مؤسسه تهیهکننده این گزارش، زمینههایی چون ثروت، امید به زندگی، فساد، آزادی و شاخصهای دیگر مهم کیفیت زندگی را در ۱۵۶ کشور بررسی کرده است.
🔸در گزارش تازه در مورد شاخص بهروزی کشورها آمده که تمرکز امسال این تحقیق بر فناوریها، هنجارهای اجتماعی، درگیریها و سیاستهای دولتی بوده است.
🔹در میان کشورهای مورد تحقیق، از ۲۰ کشوری که در سالهای اخیر بیشترین ارتقاء رتبه را داشتهاند ۱۰ کشور در اروپای مرکزی و اروپای شرقی قرار دارند.
🔺پنج کشوری که بیشترین تنزل رتبه را داشتهاند نیز عبارتند از یمن، هند، سوریه، بوتسوانا و ونزوئلا.
🔸رتبه امسال برخی دیگر از کشورها از این قرارند: اسرائیل ۱۳، جمهوری چک ۲۰، روسیه ۶۸، تاجیکستان ۷۴، جمهوری آذربایجان ۹۰، ارمنستان ۱۱۶، گرجستان ۱۱۹ و اوکراین ۱۳۳.
🔹گزارش سالانه بررسی وضعیت بهروزی در کشورهای جهان اولین بار در سال ۲۰۱۲ میلادی انتشار یافت./ منبع: گزارش شاخص سعادت ۲۰۱۹
♻️با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🔷@Competentmanagers
Telegram
attach 📎
🔰ایران در قعر جدول رتبه بندی شاخص فلاکت با رتبه ۹۱ در بین ۹۵ کشور:
🔹یکی از معیارهای اصلی برای سنجش کارایی دولتهای مختلف قطعاً عملکرد اقتصادی است. در همین راستا و برای سنجش عملکرد اقتصادی کشورها و دولتهای مختلف از نشانگرهای اقتصادی متفاوتی استفاده میکنند. در میان این نشانگرهای اقتصادی شاخص فلاکت اقتصادی با توجه به تعریف ساده آن از یک طرف، و اهمیت مؤلفههای آن از سوی دیگر، یکی از پرکاربردترین نشانگرها در این زمینه است.
🔺شاخص فلاکت چیست؟
شاخص فلاکت اولین بار توسط آرتور اوکان مشاور اقتصادی لیندون جانسون رئیس جمهور امریکا در دهه ۷۰ میلادی مطرح شد.
اوکان با این فرض که افزایش نرخ بیکاری و تورم باعث تحمیل هزینه اقتصادی واجتماعی به جامعه میشود مجموع این دو نرخ را به عنوان شاخص فلاکت معرفی نمود. ترکیب افزایش سطح قیمتها و تعداد افراد بدون کار باعث کاهش عملکرد اقتصادی و افزایش شاخص فلاکت میشود
🔺شاخص فلاکت اوکان = نرخ تورم + نرخ بیکاری
🔸در واقع شاخص فلاکت اوکان یا شاخص ناراحتی اقتصادی زمانی مطرح شد که اقتصاد آمریکا در رکود تورمی قرار داشت و هدف اوکان از تعریف این شاخص معرفی معیاری برای اندازه گیری ساده اما کارآمد آسیب اقتصادی ناشی از هزینههایی که سطح بالای تورم و بیکاری به جامعه تحمیل می کند بوده است. در نتیجه با توجه به اینکه سطح تورم و بیکاری باعث کاهش رفاه ملی میشود اندازه این شاخص میتواند معیاری برای سنجش رفاه اقتصادی باشد.
به عنوان مثال، نرخ بیکاری در سال ۹۲ عدد ۱۰.۴ درصد و نرخ تورم ۳۴.۷ درصد بود. شاخص فلاکت هم بر همین اساس به ۴۵.۱ درصد رسیده بود.
♦️وضعیت کشورهای دیگر
🔺اما کشورهای دیگر در چه وضعیتی قرار دارند؟ کمترین عددها در شاخص فلاکت برای کشورهایی مثل ژاپن، ازبکستان، تایوان، سنگاپور، کره جنوبی، تایلند، قطر، مالزی، چین و پاناماست. شاخص فلاکت در این کشورها چیزی در حدود ۵.۴۱ درصد تا ۸.۲۴ درصد است.
🔹ایران به لحاظ رتبهبندی شـاخص فلاکت در قعر جدول در کنار کشورهای ونزوئلا، آرژانتین و زیمبابوه که بیشترین میزان شـاخص فلاکت را دارند قرار دارد.
جدیدترین آمارهای رسمی منتشر شده نشان میدهد که شـاخص فلاکت ایران به رقم ۵۳.۲ درصد در تابستان ۹۸ رسیده است.
🔻ایران در شـاخص فلاکت در بین ۹۵ کشور در انتهای جدول با رتبه ۹۱
🔸به گزارش خبرگزاری صبح اقتصاد، در تاریخ ۱۵ مهرماه ۹۸، موسسه کاتو در گزارشی به قلم استیو هانکه، به رتبه بندی کشورها بر اساس شـاخص فلاکت تا پایان سال ۲۰۱۸ پرداخت. این شـاخص که در برگیرنده معیارهای رشد اقتصادی، نرخ بیکاری، نرخ تورم و نرخ بهره است برای ۹۵ کشور اندازه گیری شده است.
🔹بر این اساس شش کشوری که در بین ۹۵ کشو، کمترین واحد شـاخص فلاکت را دارند عبارتند از:
🔹تایلند با شـاخص فلاکت ۱.۲ واحد، مجارستان، ۲.۶ واحد ، ژاپن، ۳.۳ واحد، اتریش، ۳.۹ واحد، چین، ۴.۲ واحد و سویس ۴.۳ واحد درصدر کشورهایی که کمترین شـاخص فلاکت را دارا میباشند.
🔸همچنین شش کشوری که بیشترین شـاخص فلاکت را دارند عبارتند از:
۱- ونزوئلا: امسال نیز به مانند سال های قبل ونزوئلا در انتهای جدول قرار دارد و شـاخص فلاکت آن یک میلیون و ۷۴۶ هزار و ۴۳۹ است.
۲- آرژانتین: در گزارش امسال ۱۰۵.۶ واحد،
۳- زیمبابوه: ۱۰۳.۵ واحد،
۴- ایران: با شـاخص فلاکت ، ۷۵.۷ واحد در قعر جدول در رتبه ۹۱ قرار دارد
خاطر نشان میشود که آمار رسمی دولتی در تابستان ۹۸ شـاخص فلاکت را ۵۳.۲ واحد اعلام کرد در صورتیکه بنا بر گزارش موسسه بین المللی کاتو، شـاخص فلاکت در ایران امسال برابر، ۷۵.۷ واحد اعلام شده است، که ۲۲.۵ واحد بیشر از عدد اعلام شده از آمار رسمی ایران است
♻️با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🔷@Competentmanagers
🔹یکی از معیارهای اصلی برای سنجش کارایی دولتهای مختلف قطعاً عملکرد اقتصادی است. در همین راستا و برای سنجش عملکرد اقتصادی کشورها و دولتهای مختلف از نشانگرهای اقتصادی متفاوتی استفاده میکنند. در میان این نشانگرهای اقتصادی شاخص فلاکت اقتصادی با توجه به تعریف ساده آن از یک طرف، و اهمیت مؤلفههای آن از سوی دیگر، یکی از پرکاربردترین نشانگرها در این زمینه است.
🔺شاخص فلاکت چیست؟
شاخص فلاکت اولین بار توسط آرتور اوکان مشاور اقتصادی لیندون جانسون رئیس جمهور امریکا در دهه ۷۰ میلادی مطرح شد.
اوکان با این فرض که افزایش نرخ بیکاری و تورم باعث تحمیل هزینه اقتصادی واجتماعی به جامعه میشود مجموع این دو نرخ را به عنوان شاخص فلاکت معرفی نمود. ترکیب افزایش سطح قیمتها و تعداد افراد بدون کار باعث کاهش عملکرد اقتصادی و افزایش شاخص فلاکت میشود
🔺شاخص فلاکت اوکان = نرخ تورم + نرخ بیکاری
🔸در واقع شاخص فلاکت اوکان یا شاخص ناراحتی اقتصادی زمانی مطرح شد که اقتصاد آمریکا در رکود تورمی قرار داشت و هدف اوکان از تعریف این شاخص معرفی معیاری برای اندازه گیری ساده اما کارآمد آسیب اقتصادی ناشی از هزینههایی که سطح بالای تورم و بیکاری به جامعه تحمیل می کند بوده است. در نتیجه با توجه به اینکه سطح تورم و بیکاری باعث کاهش رفاه ملی میشود اندازه این شاخص میتواند معیاری برای سنجش رفاه اقتصادی باشد.
به عنوان مثال، نرخ بیکاری در سال ۹۲ عدد ۱۰.۴ درصد و نرخ تورم ۳۴.۷ درصد بود. شاخص فلاکت هم بر همین اساس به ۴۵.۱ درصد رسیده بود.
♦️وضعیت کشورهای دیگر
🔺اما کشورهای دیگر در چه وضعیتی قرار دارند؟ کمترین عددها در شاخص فلاکت برای کشورهایی مثل ژاپن، ازبکستان، تایوان، سنگاپور، کره جنوبی، تایلند، قطر، مالزی، چین و پاناماست. شاخص فلاکت در این کشورها چیزی در حدود ۵.۴۱ درصد تا ۸.۲۴ درصد است.
🔹ایران به لحاظ رتبهبندی شـاخص فلاکت در قعر جدول در کنار کشورهای ونزوئلا، آرژانتین و زیمبابوه که بیشترین میزان شـاخص فلاکت را دارند قرار دارد.
جدیدترین آمارهای رسمی منتشر شده نشان میدهد که شـاخص فلاکت ایران به رقم ۵۳.۲ درصد در تابستان ۹۸ رسیده است.
🔻ایران در شـاخص فلاکت در بین ۹۵ کشور در انتهای جدول با رتبه ۹۱
🔸به گزارش خبرگزاری صبح اقتصاد، در تاریخ ۱۵ مهرماه ۹۸، موسسه کاتو در گزارشی به قلم استیو هانکه، به رتبه بندی کشورها بر اساس شـاخص فلاکت تا پایان سال ۲۰۱۸ پرداخت. این شـاخص که در برگیرنده معیارهای رشد اقتصادی، نرخ بیکاری، نرخ تورم و نرخ بهره است برای ۹۵ کشور اندازه گیری شده است.
🔹بر این اساس شش کشوری که در بین ۹۵ کشو، کمترین واحد شـاخص فلاکت را دارند عبارتند از:
🔹تایلند با شـاخص فلاکت ۱.۲ واحد، مجارستان، ۲.۶ واحد ، ژاپن، ۳.۳ واحد، اتریش، ۳.۹ واحد، چین، ۴.۲ واحد و سویس ۴.۳ واحد درصدر کشورهایی که کمترین شـاخص فلاکت را دارا میباشند.
🔸همچنین شش کشوری که بیشترین شـاخص فلاکت را دارند عبارتند از:
۱- ونزوئلا: امسال نیز به مانند سال های قبل ونزوئلا در انتهای جدول قرار دارد و شـاخص فلاکت آن یک میلیون و ۷۴۶ هزار و ۴۳۹ است.
۲- آرژانتین: در گزارش امسال ۱۰۵.۶ واحد،
۳- زیمبابوه: ۱۰۳.۵ واحد،
۴- ایران: با شـاخص فلاکت ، ۷۵.۷ واحد در قعر جدول در رتبه ۹۱ قرار دارد
خاطر نشان میشود که آمار رسمی دولتی در تابستان ۹۸ شـاخص فلاکت را ۵۳.۲ واحد اعلام کرد در صورتیکه بنا بر گزارش موسسه بین المللی کاتو، شـاخص فلاکت در ایران امسال برابر، ۷۵.۷ واحد اعلام شده است، که ۲۲.۵ واحد بیشر از عدد اعلام شده از آمار رسمی ایران است
♻️با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🔷@Competentmanagers
(Competent Managers) مدیران شایسته
Photo
🔰انگ بزن و قلدری کن!
✍امیر ناظمی:
♦️انگ زنی!
واقعیت دردناکی است اما انسانها به کسانی که مشابهشان نیستند، برچسب میزنند. آنها وقتی به کسی که مشابهشان لباس نمیپوشد، انگ یا برچسب میزنند: گاه فرد دیندار به او میگوید «بیدین» یا فرد اشرافزاده او را «بیاصل و نسب» مینامد؛ به هر حال هر دو به او برچسب زدهاند، چرا که پوشش او را مشابه خود نیافتهاند؛ همانطور که برای هیپیها در دهههای ۶۰ و ۷۰ گفته میشد. اغلب بکر (Becker) به عنوان نظریهپرداز «برچسبزنی» (Labeling Theory) شناخته میشود؛ سوسیالیستی که به گروههای حاشیهای در جامعه میپرداخت. اما این نظریه سریع به سرعت به «جرمشناسی» نزدیک شد.
🔺برچسبها, گویی نوعی انتقام اجتماعی از کسی است که قواعد جامعه را تغییر میدهد. برچسب به بخشی از جامعه این مجوز را میدهد تا علیه بخش دیگر اعمال مجازات کنند. انگار وقتی برچسب «بیدین» زده میشود، حالا آن بخش دیندار مجوز مییابد تا او را کیفر دهد، همانطور که وقتی بخش دیگر جامعه به آنها برچسب «ایدئولوژیک» یا «دیندار افراطی» میزند، مجوز آن را مییابد تا آنها را بیمنطق و بیدانش قلمداد کند. در کل کسی که شبیه ما نیست، کسی که «دیگری» است؛ همان کسی است که برچسب میخورد!
برچسبزنی به همین دلیل نزدیک به جرمشناسی میشود؛ چون برچسب نقطه آغازین بسیاری از جرمهاست؛ همان جایی که مجرم آسودگی وجدان مییابد از خشونتورزیاش! همان جایی که «خفاش شب» این اجازه را به خود میدهد تا زنانی را به خشنترین وجه به قتل برساند، یا همان جایی که زورگیر خیابانی، طلبهای را به قتل میرساند! آنها سرشار از تنفر «دیگری» بودند؛ همان دیگری که حالا یک برچسب داشت تا بتوان او را کشت، چه او را فاحشه بنامند، چه او را افراطی!
🔺خشونت افسار گسیخته
جامعه امروز به روایت آمار بگیریم یا مشاهده شخصیمان، سرشار از خشونت شده است. خشونتی که از همین برچسبزنیها آغاز میشود. جایی که افراد جامعهای بیمحابا به خود اجازه میدهند تا هر «دیگری» را به هر انگی برنجانند. وقتی برچسبها در تریبونهای رسمی تولید میشوند؛ حتما بخش غیررسمی آمادگی انگهای بیشتر و خشونتورزی بالاتر دارد.
🔺این روزها تنها مشاهده شبکههای اجتماعی به ما نشان میدهد تا چه حد برچسبزنی تفریح روزمره شده است. برچسبهایی که ابتدا در قالب واژههای پاسخ به یک توییت آغاز میشود؛ سپس تبدیل به یک برچسب استاندارد میشوند؛ از جاعشی، افراطی و بازجو گرفته تا غربزده، فتنهگر و نفوذی. برچسب ابتدا غیررسمی است، شاید واژهای باشد که از یک سخنرانی وام گرفته شده، اما به مرور و توسط بخشی از جامعه تبدیل به برچسب میشود تا از این طریق «دیگری» را از میدان خارج کنند.
🔺برچسب اما نقطه آغازین فرآیندی است که در ادامه مسیر تجسم و تبلو مییابد؛ تبدیل به چاقو و گلوله و طناب میشود. برچسبها درست مثل شعر اریش فرید میشود که:
«بچهها شوخی شوخی
به قورباغهها سنگ میزدند
قورباغهها
جدی جدی میمردند»
حالا میتوان گفت:
برچسبها شوخی شوخی تولید میشوند
تا «دیگری» جدی جدی قربانی شود!
🔺برچسبزنی تکنیک سیاسی
اما برچسبزنی حالا بیش از امری اجتماعی تبدیل به تکنیکی سیاسی شده است. در این تکنیک سیاسی، مخالف یا دیگری را باید برچسب زد. با برچسب میتوان او را تا هر کجا میخواهی ببری. میتوان به او گفت نفوذی یا بازجو! در هر حال او پس از برچسب دیگر تاثیرگذاری سابق را ندارد!
برچسب هم بر ذهن فرد گیرنده و هم بر ذهن مخاطب او تاثیرگذار است. کافی است اقتصاددانی را برچسب لیبرال بزنید؛ صرفنظر از آنکه او چه عقیدهای داشته باشد؛ دو اتفاق میافتد:
1️⃣ اقتصاددان برای اثبات آنکه لیبرال نیست، تمامی حرفهایش تبدیل به واکنش میشود؛ دیگر حرفهایش و ایدههایش را از ترس نشانه اثبات آن برچسب فرومیخورد. او آزادی عقیدهاش را به همین سادگی از دست میدهد.
2️⃣ اما همزمان مخاطب او نیز فرومیریزد؛ کسانی که لیبرالیسم دوست ندارند، به دلیل این انگ دیگر حرفهایش را نخواهند شنید و آنانکه طرفدار لیبرالیسم اقتصادی هستند؛ چون عقاید او را همراستا با اقتصاد لیبرال نمیدانند؛ به نقد او برمیخیزند!
☑️ نتیجه راهبردی
برچسب سادهترین راه بیاثر کردن کنشگران اجتماعی است. راهی ساده برای حذف رقیب؛ اما پرهزینه برای جامعه! جامعه از طریق برچسبها امکان گفتگو را از دست میدهد! آنها دیگر نمیتوانند آزاداندیشانه سخن بگویند و مخاطب آنان نیز با عینکی پر از سوءتفاهم به شنیدن و نقد آن کنشگر میپردازد.
برچسبزنی نشانه خشونتورزی جامعهای است که برای انتقام به انتظار یک برچسب نشسته است. امید که بر این شعله نفس ما ندمد! برچسبها را از کلام خود پاک کنیم. و یادمان باشد یک برچسب تفاوتاش با یک مفهوم جایی است که یک فرد یا گروه مشخص را نشانه میگیرد و مجوز اعمال خشونت میدهد.
♦️@Competentmanagers
✍امیر ناظمی:
♦️انگ زنی!
واقعیت دردناکی است اما انسانها به کسانی که مشابهشان نیستند، برچسب میزنند. آنها وقتی به کسی که مشابهشان لباس نمیپوشد، انگ یا برچسب میزنند: گاه فرد دیندار به او میگوید «بیدین» یا فرد اشرافزاده او را «بیاصل و نسب» مینامد؛ به هر حال هر دو به او برچسب زدهاند، چرا که پوشش او را مشابه خود نیافتهاند؛ همانطور که برای هیپیها در دهههای ۶۰ و ۷۰ گفته میشد. اغلب بکر (Becker) به عنوان نظریهپرداز «برچسبزنی» (Labeling Theory) شناخته میشود؛ سوسیالیستی که به گروههای حاشیهای در جامعه میپرداخت. اما این نظریه سریع به سرعت به «جرمشناسی» نزدیک شد.
🔺برچسبها, گویی نوعی انتقام اجتماعی از کسی است که قواعد جامعه را تغییر میدهد. برچسب به بخشی از جامعه این مجوز را میدهد تا علیه بخش دیگر اعمال مجازات کنند. انگار وقتی برچسب «بیدین» زده میشود، حالا آن بخش دیندار مجوز مییابد تا او را کیفر دهد، همانطور که وقتی بخش دیگر جامعه به آنها برچسب «ایدئولوژیک» یا «دیندار افراطی» میزند، مجوز آن را مییابد تا آنها را بیمنطق و بیدانش قلمداد کند. در کل کسی که شبیه ما نیست، کسی که «دیگری» است؛ همان کسی است که برچسب میخورد!
برچسبزنی به همین دلیل نزدیک به جرمشناسی میشود؛ چون برچسب نقطه آغازین بسیاری از جرمهاست؛ همان جایی که مجرم آسودگی وجدان مییابد از خشونتورزیاش! همان جایی که «خفاش شب» این اجازه را به خود میدهد تا زنانی را به خشنترین وجه به قتل برساند، یا همان جایی که زورگیر خیابانی، طلبهای را به قتل میرساند! آنها سرشار از تنفر «دیگری» بودند؛ همان دیگری که حالا یک برچسب داشت تا بتوان او را کشت، چه او را فاحشه بنامند، چه او را افراطی!
🔺خشونت افسار گسیخته
جامعه امروز به روایت آمار بگیریم یا مشاهده شخصیمان، سرشار از خشونت شده است. خشونتی که از همین برچسبزنیها آغاز میشود. جایی که افراد جامعهای بیمحابا به خود اجازه میدهند تا هر «دیگری» را به هر انگی برنجانند. وقتی برچسبها در تریبونهای رسمی تولید میشوند؛ حتما بخش غیررسمی آمادگی انگهای بیشتر و خشونتورزی بالاتر دارد.
🔺این روزها تنها مشاهده شبکههای اجتماعی به ما نشان میدهد تا چه حد برچسبزنی تفریح روزمره شده است. برچسبهایی که ابتدا در قالب واژههای پاسخ به یک توییت آغاز میشود؛ سپس تبدیل به یک برچسب استاندارد میشوند؛ از جاعشی، افراطی و بازجو گرفته تا غربزده، فتنهگر و نفوذی. برچسب ابتدا غیررسمی است، شاید واژهای باشد که از یک سخنرانی وام گرفته شده، اما به مرور و توسط بخشی از جامعه تبدیل به برچسب میشود تا از این طریق «دیگری» را از میدان خارج کنند.
🔺برچسب اما نقطه آغازین فرآیندی است که در ادامه مسیر تجسم و تبلو مییابد؛ تبدیل به چاقو و گلوله و طناب میشود. برچسبها درست مثل شعر اریش فرید میشود که:
«بچهها شوخی شوخی
به قورباغهها سنگ میزدند
قورباغهها
جدی جدی میمردند»
حالا میتوان گفت:
برچسبها شوخی شوخی تولید میشوند
تا «دیگری» جدی جدی قربانی شود!
🔺برچسبزنی تکنیک سیاسی
اما برچسبزنی حالا بیش از امری اجتماعی تبدیل به تکنیکی سیاسی شده است. در این تکنیک سیاسی، مخالف یا دیگری را باید برچسب زد. با برچسب میتوان او را تا هر کجا میخواهی ببری. میتوان به او گفت نفوذی یا بازجو! در هر حال او پس از برچسب دیگر تاثیرگذاری سابق را ندارد!
برچسب هم بر ذهن فرد گیرنده و هم بر ذهن مخاطب او تاثیرگذار است. کافی است اقتصاددانی را برچسب لیبرال بزنید؛ صرفنظر از آنکه او چه عقیدهای داشته باشد؛ دو اتفاق میافتد:
1️⃣ اقتصاددان برای اثبات آنکه لیبرال نیست، تمامی حرفهایش تبدیل به واکنش میشود؛ دیگر حرفهایش و ایدههایش را از ترس نشانه اثبات آن برچسب فرومیخورد. او آزادی عقیدهاش را به همین سادگی از دست میدهد.
2️⃣ اما همزمان مخاطب او نیز فرومیریزد؛ کسانی که لیبرالیسم دوست ندارند، به دلیل این انگ دیگر حرفهایش را نخواهند شنید و آنانکه طرفدار لیبرالیسم اقتصادی هستند؛ چون عقاید او را همراستا با اقتصاد لیبرال نمیدانند؛ به نقد او برمیخیزند!
☑️ نتیجه راهبردی
برچسب سادهترین راه بیاثر کردن کنشگران اجتماعی است. راهی ساده برای حذف رقیب؛ اما پرهزینه برای جامعه! جامعه از طریق برچسبها امکان گفتگو را از دست میدهد! آنها دیگر نمیتوانند آزاداندیشانه سخن بگویند و مخاطب آنان نیز با عینکی پر از سوءتفاهم به شنیدن و نقد آن کنشگر میپردازد.
برچسبزنی نشانه خشونتورزی جامعهای است که برای انتقام به انتظار یک برچسب نشسته است. امید که بر این شعله نفس ما ندمد! برچسبها را از کلام خود پاک کنیم. و یادمان باشد یک برچسب تفاوتاش با یک مفهوم جایی است که یک فرد یا گروه مشخص را نشانه میگیرد و مجوز اعمال خشونت میدهد.
♦️@Competentmanagers
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎼 تصنیف شکوه - عبدالحسین مختاباد
وفا نکردی و کردم، خطا ندیدی و دیدم رمیدی و نرمیدم، بریدی و نبریدم
اگر ز جمله ملامت، شنیدم از تو شنیدم وگر ز کرده ندامت، کشیدم از تو کشیدم
شکوه دارم شکوه دارم با دل بی غمگسارم مُردم ای مهتاب بسوزی همچو شمعی در مزارم
🌸کانال مدیران شایسته
🌹@Competentmanagers
وفا نکردی و کردم، خطا ندیدی و دیدم رمیدی و نرمیدم، بریدی و نبریدم
اگر ز جمله ملامت، شنیدم از تو شنیدم وگر ز کرده ندامت، کشیدم از تو کشیدم
شکوه دارم شکوه دارم با دل بی غمگسارم مُردم ای مهتاب بسوزی همچو شمعی در مزارم
🌸کانال مدیران شایسته
🌹@Competentmanagers
✍️ دکتر حسن محدثی
لقمهگیری و سفرهسازی در فقدان «چرخش نخبگان»
🔸«فساد استخراجی» چیست؟ و چرا ایران گرفتار چنین فسادی است؟
🔺معمولاً وقتی از فساد در سطحی کلان صحبت میکنیم، مقصود رابطه دو سویه میان دولت (نیروهای دولتی) و جامعه (نیروهایی که در بیرون از دولت قرار دارند) است. به تعبیری، فساد در میان مجموعه این نیروها و عملکرد آنان رخ میدهد.
🔺نظریههایی که در باب «رابطه میان جامعه و دولت» مطرح میشود به دو دسته کلی تقسیم میشوند؛ نخست، نظریههای «فساد بازتوزیعی» و دیگری نظریه «فساد استخراجی» که بنابر نوع رابطهای که میان دولت و جامعه برقرار است، یکی از این دو نوع فساد بروز میکند؛ گاه جامعه ضعیف و دولت قدرتمند است و گاه دولت ضعیف و نیروهای اجتماعی نیرومند هستند.
🔺وقتی جامعه و نیروهای غیردولتی قدرتمند و دولت ضعیف است «نظریه فساد بازتوزیعی» مطرح میشود. به این معنا که نیروهای اجتماعی غیردولتی، بهمنابعی که دولت در اختیار دارد، دسترسی پیدا کرده و دستبرد میزنند. بنگلادش از جمله جوامعی است که با این نوع از فساد مواجه است.
🔺اما در جوامعی که دولت نیرومند و نیروهای اجتماعی ضعیف هستند «نخبگان دولتی» میتوانند منابعی را که در دست نیروهای غیردولتی است، در اختیار گرفته و آنها را در جهت مقاصد و اهداف خود استخراج کنند. معمولاً در نظامهایی که قدرت در آن توزیع شده نیست «فساد استخراجی» بروز میکند.
🔺 سیستمی که از «فساد استخراجی» رنج میبرد با «نظام نخبگانی بسته» مواجه است؛ تا آنجا که فضای مناسب برای چرخش نخبگان، برآمدن نخبگان شایسته و ایجاد فرصت برای همه نیروهای اجتماعی میسر نیست. در نتیجه، با مجموعه خاصی از نخبگان مواجه است که سالها بر اریکه قدرت سلطه دارند و بتدریج «شبکهای از نیروها» را برای خود در درون نظام دولتی فراهم میکنند و بتدریج دستگاههای دولتی را در جهت مقاصدشان به کار میگیرند.
نفوذ این نخبگان تا جایی پیش خواهد رفت که حتی میتوانند بیرون از دولت برای خود پتانسیلهایی را ایجاد کنند که اگر بههر دلیلی موقعیتهای درون دولت را از دست دادند، بتوانند منافعشان را جایگزین کرده و مجدد فعال شوند. از این رو، کسانی که میخواهند در اقتصاد یا حوزههای دیگر ورود کنند و امتیازاتی بگیرند، باید از موانعی عبور کنند که این نیروها ایجاد میکنند. این گروهها اغلب مدت طولانی در درون سیستمها ماندگار میشوند.
🔺 وقتی تاریخ کشورها را بررسی میکنیم تا پی ببریم به اینکه چرا حکومتها رو به ضعف نهادند؟ یکی از عوامل مهم، همواره فساد درونسیستمی است. از این منظر، هر نظامی که میخواهد آینده خود را تضمین کند باید با فساد به شکل جدی برخورد کند.
🔺«فساد استخراجی» وضعیتی است که ما نیز کم و بیش گرفتار آن هستیم. از این رو، باید تمام راههایی را که مانع چرخش نخبگان در جامعه است، از میان برداشت. چرا که اگر فساد فراگیر و سیستمی شود دیگر نمیتوان با راهحلهای کوچک و محدود، مشکل را حل کرد بلکه جراحی اساسی طلب میکند.
🔺از این رو، نخست، ما نیازمند یک قوهقضائیه مستقل هستیم که متأثر از هیچ جریان سیاسی نباشد و تمام تصمیماتش از درون و بر اساس تخصص گرفته شود. همچنین نیازمند یک مجلس مستقل و کارآمد هم هستیم که نظارت بر نظام سیاسی را به شکلی سیستماتیک در دستور کار قرار دهد؛ نه اینکه صرفاً به افشاگریهای چند نماینده ازخودگذشته بسنده کند. در غیر این صورت، دل خوش کردن به این سطح از افشاگریها، اگرچه بسیار مغتنم و احترامبرانگیز است اما مشکل را مبنایی حل نمیکند.
🔺 دوم آنکه، نظام سیاسی باید روی گشاده برای نخبگان داشته باشد تا حوزههای مختلف در جامعه تخصصی شود و نخبگان درون نظام سیاسی احساس «امنیت همیشگی» نداشته باشند و نگران باشند که اگر در موقعیتهایی که به آنان داده میشود به شایستگی عمل نکنند، از سیستم حذف خواهند شد.
🔺وقتی بهطور مدام نخبگان دولتی را ارزیابی نمیکنیم، طبیعی است که فرصت مناسبی برای آنان فراهم شود تا از منابع دولتی و غیردولتی، در جهت مقاصد خود بهره گیرند. تا زمانی که در این سطح، تدابیری اندیشیده نشود، بحثهای فرعی در باب فساد نمیتواند چندان راهگشا باشد.
🔰کانال مدیران شایسته
@Competentmanagers
لقمهگیری و سفرهسازی در فقدان «چرخش نخبگان»
🔸«فساد استخراجی» چیست؟ و چرا ایران گرفتار چنین فسادی است؟
🔺معمولاً وقتی از فساد در سطحی کلان صحبت میکنیم، مقصود رابطه دو سویه میان دولت (نیروهای دولتی) و جامعه (نیروهایی که در بیرون از دولت قرار دارند) است. به تعبیری، فساد در میان مجموعه این نیروها و عملکرد آنان رخ میدهد.
🔺نظریههایی که در باب «رابطه میان جامعه و دولت» مطرح میشود به دو دسته کلی تقسیم میشوند؛ نخست، نظریههای «فساد بازتوزیعی» و دیگری نظریه «فساد استخراجی» که بنابر نوع رابطهای که میان دولت و جامعه برقرار است، یکی از این دو نوع فساد بروز میکند؛ گاه جامعه ضعیف و دولت قدرتمند است و گاه دولت ضعیف و نیروهای اجتماعی نیرومند هستند.
🔺وقتی جامعه و نیروهای غیردولتی قدرتمند و دولت ضعیف است «نظریه فساد بازتوزیعی» مطرح میشود. به این معنا که نیروهای اجتماعی غیردولتی، بهمنابعی که دولت در اختیار دارد، دسترسی پیدا کرده و دستبرد میزنند. بنگلادش از جمله جوامعی است که با این نوع از فساد مواجه است.
🔺اما در جوامعی که دولت نیرومند و نیروهای اجتماعی ضعیف هستند «نخبگان دولتی» میتوانند منابعی را که در دست نیروهای غیردولتی است، در اختیار گرفته و آنها را در جهت مقاصد و اهداف خود استخراج کنند. معمولاً در نظامهایی که قدرت در آن توزیع شده نیست «فساد استخراجی» بروز میکند.
🔺 سیستمی که از «فساد استخراجی» رنج میبرد با «نظام نخبگانی بسته» مواجه است؛ تا آنجا که فضای مناسب برای چرخش نخبگان، برآمدن نخبگان شایسته و ایجاد فرصت برای همه نیروهای اجتماعی میسر نیست. در نتیجه، با مجموعه خاصی از نخبگان مواجه است که سالها بر اریکه قدرت سلطه دارند و بتدریج «شبکهای از نیروها» را برای خود در درون نظام دولتی فراهم میکنند و بتدریج دستگاههای دولتی را در جهت مقاصدشان به کار میگیرند.
نفوذ این نخبگان تا جایی پیش خواهد رفت که حتی میتوانند بیرون از دولت برای خود پتانسیلهایی را ایجاد کنند که اگر بههر دلیلی موقعیتهای درون دولت را از دست دادند، بتوانند منافعشان را جایگزین کرده و مجدد فعال شوند. از این رو، کسانی که میخواهند در اقتصاد یا حوزههای دیگر ورود کنند و امتیازاتی بگیرند، باید از موانعی عبور کنند که این نیروها ایجاد میکنند. این گروهها اغلب مدت طولانی در درون سیستمها ماندگار میشوند.
🔺 وقتی تاریخ کشورها را بررسی میکنیم تا پی ببریم به اینکه چرا حکومتها رو به ضعف نهادند؟ یکی از عوامل مهم، همواره فساد درونسیستمی است. از این منظر، هر نظامی که میخواهد آینده خود را تضمین کند باید با فساد به شکل جدی برخورد کند.
🔺«فساد استخراجی» وضعیتی است که ما نیز کم و بیش گرفتار آن هستیم. از این رو، باید تمام راههایی را که مانع چرخش نخبگان در جامعه است، از میان برداشت. چرا که اگر فساد فراگیر و سیستمی شود دیگر نمیتوان با راهحلهای کوچک و محدود، مشکل را حل کرد بلکه جراحی اساسی طلب میکند.
🔺از این رو، نخست، ما نیازمند یک قوهقضائیه مستقل هستیم که متأثر از هیچ جریان سیاسی نباشد و تمام تصمیماتش از درون و بر اساس تخصص گرفته شود. همچنین نیازمند یک مجلس مستقل و کارآمد هم هستیم که نظارت بر نظام سیاسی را به شکلی سیستماتیک در دستور کار قرار دهد؛ نه اینکه صرفاً به افشاگریهای چند نماینده ازخودگذشته بسنده کند. در غیر این صورت، دل خوش کردن به این سطح از افشاگریها، اگرچه بسیار مغتنم و احترامبرانگیز است اما مشکل را مبنایی حل نمیکند.
🔺 دوم آنکه، نظام سیاسی باید روی گشاده برای نخبگان داشته باشد تا حوزههای مختلف در جامعه تخصصی شود و نخبگان درون نظام سیاسی احساس «امنیت همیشگی» نداشته باشند و نگران باشند که اگر در موقعیتهایی که به آنان داده میشود به شایستگی عمل نکنند، از سیستم حذف خواهند شد.
🔺وقتی بهطور مدام نخبگان دولتی را ارزیابی نمیکنیم، طبیعی است که فرصت مناسبی برای آنان فراهم شود تا از منابع دولتی و غیردولتی، در جهت مقاصد خود بهره گیرند. تا زمانی که در این سطح، تدابیری اندیشیده نشود، بحثهای فرعی در باب فساد نمیتواند چندان راهگشا باشد.
🔰کانال مدیران شایسته
@Competentmanagers
💢 13نکته ی مدیریتی برای رهبران بزرگ
1- به میدان بیایید!
وقتی افراد تیم شما ببینند شمااهل عملید و شخصا پا به میدان می گذارید، ازشما الهام میگیرند تا بیشتر فعالیت کنند و راه شما را ادامه دهند.
2- وقت خود را متمرکز کنید!
به قانون 20/80توجه کنید. بیشترین توجه و وقت خود را صرف 20درصد از افرادتان کنید که 80درصد نتایجتان را بوسیله آنها می گیرید.
3- محیط دوست داشتنی بیافرینید!
افرادتان می خواهند از محیط کارلذت ببرند. تلاش کنید تا محیط کار برای همه ی شما لذت بخش شود.
4- موانع را حذف کنید !
بوروکراسی ، خلاقیت و نوآوری را ازبین می برد. برخی کاغذبازی ها را حذف کنید.
5-بازخوردبدهید!
زیردستان شما بازخوردمی خواهند. بازخورد برای حداکثرکردن بهره وری ضروری است. اعضای تیم شمابایدنظرشما را نسبت به عملکردشان و فعالیت هایشان بدانند.
6- سبک خود را تطبیق دهید!
درتیم خودسبک های ارتباطی و شخصیت هایی متفاوت وجوددارند. نمی توانید همه را به یک روش مدیریت کنید. تصورنکنید هرشخصی دوست دارد به شیوه ای که شما می پسندید مدیریت شود. راه درست ارتباط با افراد مختلف را کشف کنید!
7- اهداف کوچکترهم تعیین کنید!
داشتن اهداف بزرگ برای آینده و رشد ضروریست اما باید هدف های کوچکی که درزمان های نزدیک هم به آن می توان رسید داشته باشید،تا انرژی و احساس تیم تقویت شود.برای رسیدن به هدف های کوچک جشن بگیریدتاهمه باهم برای رسیدن به هدف های بزرگ انرژی بگیرید.
8- اطلاعات رابه اشتراک بگذارید!
تاجایی که می توانید اطلاعات را در اختیار همه قراردهید. تعداد زیادی ذهن ، ازمسیر منحرف نمی شوند. این به معنای رعایت نکردن امنیت نیست به معنای دادن اطلاعات کافی و مناسب و سنجیده به اعضای تیم است.
9- تشکرکنید!
مردم دوست دارند که از آنها بخاطر کاری که انجام می دهند قدردانی شود. یک یادداشت تشکر کوچک هزینه ای ندارد ، اما تفاوت زیادی ایجاد می کند. همه ی اعضای تیم شما نیاز دارند تا فعالیت ها و تلاشهایشان دیده شود.
10- تفویض اختیارکنید!
هیچکس نمی تواند آن کار را به خوبی شما انجام دهد! اما بازهم لازم است که تفویض اختیار کنیدتابرای انجام وظایفی که مناسب سطح شما است ،وقت داشته باشید.
تفویض اختیار درست یکی از مهارتهای کلیدی رهبران و مدیران موفق است. پس این مهارت مهم را درخود تقویت کنید.!
11- کارتیمی را تقویت کنید!
همکاران شمااگر بتوانند کارتیمی رابخوبی تجربه کنند نتایج آن برای همه اعجاب انگیز خواهدبود. لذت و موفقیت همزمان نصیب اعضای تیم خواهدشد.
12-صادق باشید!
بدون صداقت ممکن نیست که سایرین رهبری شما را به معنای واقعی بپذیرند. برای اینکه یک رهبرواقعی وشایسته باشید پیوسته و صادقانه برای داشتن روحیه سالمتر تلاش کنید.
13- آموختن را متوقف نکنید!
شما الگوی اعضای تیمتان هستید. بنابراین پیوسته آموختن یکی از وظایف کلیدی شماست . آنرا در هیچ شریطی متوقف نکنید. اعضای تیم خود را هم به آموختن و رشد تشویق کنید./ منبع کانال رفتار سازمانی
✏️ با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🔰 @Competentmanagers
1- به میدان بیایید!
وقتی افراد تیم شما ببینند شمااهل عملید و شخصا پا به میدان می گذارید، ازشما الهام میگیرند تا بیشتر فعالیت کنند و راه شما را ادامه دهند.
2- وقت خود را متمرکز کنید!
به قانون 20/80توجه کنید. بیشترین توجه و وقت خود را صرف 20درصد از افرادتان کنید که 80درصد نتایجتان را بوسیله آنها می گیرید.
3- محیط دوست داشتنی بیافرینید!
افرادتان می خواهند از محیط کارلذت ببرند. تلاش کنید تا محیط کار برای همه ی شما لذت بخش شود.
4- موانع را حذف کنید !
بوروکراسی ، خلاقیت و نوآوری را ازبین می برد. برخی کاغذبازی ها را حذف کنید.
5-بازخوردبدهید!
زیردستان شما بازخوردمی خواهند. بازخورد برای حداکثرکردن بهره وری ضروری است. اعضای تیم شمابایدنظرشما را نسبت به عملکردشان و فعالیت هایشان بدانند.
6- سبک خود را تطبیق دهید!
درتیم خودسبک های ارتباطی و شخصیت هایی متفاوت وجوددارند. نمی توانید همه را به یک روش مدیریت کنید. تصورنکنید هرشخصی دوست دارد به شیوه ای که شما می پسندید مدیریت شود. راه درست ارتباط با افراد مختلف را کشف کنید!
7- اهداف کوچکترهم تعیین کنید!
داشتن اهداف بزرگ برای آینده و رشد ضروریست اما باید هدف های کوچکی که درزمان های نزدیک هم به آن می توان رسید داشته باشید،تا انرژی و احساس تیم تقویت شود.برای رسیدن به هدف های کوچک جشن بگیریدتاهمه باهم برای رسیدن به هدف های بزرگ انرژی بگیرید.
8- اطلاعات رابه اشتراک بگذارید!
تاجایی که می توانید اطلاعات را در اختیار همه قراردهید. تعداد زیادی ذهن ، ازمسیر منحرف نمی شوند. این به معنای رعایت نکردن امنیت نیست به معنای دادن اطلاعات کافی و مناسب و سنجیده به اعضای تیم است.
9- تشکرکنید!
مردم دوست دارند که از آنها بخاطر کاری که انجام می دهند قدردانی شود. یک یادداشت تشکر کوچک هزینه ای ندارد ، اما تفاوت زیادی ایجاد می کند. همه ی اعضای تیم شما نیاز دارند تا فعالیت ها و تلاشهایشان دیده شود.
10- تفویض اختیارکنید!
هیچکس نمی تواند آن کار را به خوبی شما انجام دهد! اما بازهم لازم است که تفویض اختیار کنیدتابرای انجام وظایفی که مناسب سطح شما است ،وقت داشته باشید.
تفویض اختیار درست یکی از مهارتهای کلیدی رهبران و مدیران موفق است. پس این مهارت مهم را درخود تقویت کنید.!
11- کارتیمی را تقویت کنید!
همکاران شمااگر بتوانند کارتیمی رابخوبی تجربه کنند نتایج آن برای همه اعجاب انگیز خواهدبود. لذت و موفقیت همزمان نصیب اعضای تیم خواهدشد.
12-صادق باشید!
بدون صداقت ممکن نیست که سایرین رهبری شما را به معنای واقعی بپذیرند. برای اینکه یک رهبرواقعی وشایسته باشید پیوسته و صادقانه برای داشتن روحیه سالمتر تلاش کنید.
13- آموختن را متوقف نکنید!
شما الگوی اعضای تیمتان هستید. بنابراین پیوسته آموختن یکی از وظایف کلیدی شماست . آنرا در هیچ شریطی متوقف نکنید. اعضای تیم خود را هم به آموختن و رشد تشویق کنید./ منبع کانال رفتار سازمانی
✏️ با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🔰 @Competentmanagers
دکتر_سریعالقلم ( انفجار نادانی )
کاواساکی نظریهپرداز مدیریت و از مشاوران شرکت Apple، پدیدهای را در سازمانهای اداری و صنعتی عنوان میکند که استیو جابز از آن به عنوان «انفجار نادانی» نام می برد!
این نظریه میگوید: مدیران درجه یک، کسانی را استخدام میکنند که از خودشان بهتر و تواناتر هستند؛ اما افراد درجه دو و پایینتر، با نگرانی از دست دادن جایگاه خود، افرادی از خود پایینتر را استخدام می کنند و همینطور نفرات ردههای پایینتر نیز همین چرخه باطل را ادامه میدهند (چون مسلماً آنها هم نفرات درجه یک نیستند)
لذا پس از مدتی با موجی فراگیر از افراد ضعیف و ناتوان در ساختار سازمان مواجه میشوید که معدود افراد توانمند را نیز ناامید و فلج می کنند
چه میشود هنگامی که فردی غیرمتخصص و بیتجربه در مصدر مدیریت قرار میگیرد ؟
با یک نگاه میتوان این پیامدها را تصور کرد :
🔻 نمایش ، ظاهرسازی و دروغهای پیدرپی برای وارونه نشان دادن واقعیتها
🔻 سقوط کارآمدی و به هدر رفتن منابع
🔻 به حاشیه راندن افراد متخصص و مجرب و استفاده زیرمجموعه بیتجربه و ناکارآمد
🔻 لذت پنهان استفاده از امکانات مالی توسط افرادی ناشایست که لیاقت جایگاهشان را ندارند
معمولا افراد توانا ـ که در چهارچوب اصولی مستحکم کار و زندگی میکنند خودشان را تبلیغ نمیکنند چون نیازی به این کار ندارند ... برای نمونه کارخانه بنز فقط شرایط خرید اتومبیل خود را تبلیغ میکند و دیگر نیازی به تبلیغ کیفیت و استحکام فرآوردهاش ندارد در حالی که پراید باید تا آخرین روزهای عمر خود در حال دفاع کردن از این محصول بیکیفیت باشد تا شاید مورد توجه قرار گیرد
جامعه سالم و جامعه اخلاقی ، جامعهایست که باسوادترینها ، سیرترینها ، متخصصترینها و با اصالتترینها در آن بر مصدر امور باشند تا حتی در خلوت نیز اصول و آداب اخلاقی را رعایت کنند و اینگونه برای جامعه الگو باشند . یک روحانی برجسته ، یک مهندس متبحر ، یک نویسندۀ موفق ، یک صنعتگر زبده و یک سیاستمدار باهوش نیازمند هیاهو ، دروغگویی و تخریب دیگران نیست تا پایدار باقی بماند و این افراد ضعیف و نادان هستند که همواره باید نمایش دهند تا مورد توجه قرار گیرند و از هر آنچه در مخزن حیلههای بشریست برای حفظ خود بهره گیرند که این مخزن حیله از ظاهر تا جملات و رفتار را شامل میشود
ریشۀ اصلی تشدید بیاخلاقی در سالهای اخیر ، کنار گذاشتن افراد متخصص و رشد قارچوار افرادیست که سوابق روشن تخصصی ، علمی ، اجرایی و تجربی ندارند . افراد بزرگ هرگز دنبال کوتولهها نمیروند و بزرگی خود را با انتخاب افراد بزرگ در زیرمجموعۀ خود اثبات میکنند ولی افراد درجه دو و ناتوان به دلیل نگرانی از دست دادن جایگاه مدیریتیشان همواره در پی افرادی ناتوانتر از خود هستند و نفرات ردههای پایینتر نیز همین چرخه باطل را ادامه میدهند و این همان پدیدهای است که استیو_جابز از آن به عنوان انفجار_نادانی یاد میکرد و از آنجا که بسیاری از مدیران کشور ما به واسطه ارتباطات در جایگاه خود قرار گرفتهاند مرتب در حال تبلیغ ، چاپلوسی و تخریب دیگران هستند
وقتی ساختاری ، اولویت را به افراد کمتجربه و کمدانش میدهد به طور طبیعی باید انتظار عملکردهای ضعیف ، قضاوتهای بیپایه ، دانش محدود ، تصمیمگیری اشتباه ، سخنان نسنجیده و پیامدهای منفی آنرا داشته باشد ، انتصاب یک سفیر که در طول عمر خود دو کتاب هم نخوانده به حقوق انسانهای دیگر و مصلحت عمومی لطمه میزند و حریمهای اجتماعی را مخدوش میکند . تخصص پیدا کردن دستکم نتیجه بیست سال زحمت است ولی پنهان ماندن در پشت مواضع سیاسی برای دستیابی به پول , امکانات و ریاست چندان انرژی نمیخواهد .
🔰با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🌸@Competentmanagers
دکتر_سریعالقلم ( انفجار نادانی )
کاواساکی نظریهپرداز مدیریت و از مشاوران شرکت Apple، پدیدهای را در سازمانهای اداری و صنعتی عنوان میکند که استیو جابز از آن به عنوان «انفجار نادانی» نام می برد!
این نظریه میگوید: مدیران درجه یک، کسانی را استخدام میکنند که از خودشان بهتر و تواناتر هستند؛ اما افراد درجه دو و پایینتر، با نگرانی از دست دادن جایگاه خود، افرادی از خود پایینتر را استخدام می کنند و همینطور نفرات ردههای پایینتر نیز همین چرخه باطل را ادامه میدهند (چون مسلماً آنها هم نفرات درجه یک نیستند)
لذا پس از مدتی با موجی فراگیر از افراد ضعیف و ناتوان در ساختار سازمان مواجه میشوید که معدود افراد توانمند را نیز ناامید و فلج می کنند
چه میشود هنگامی که فردی غیرمتخصص و بیتجربه در مصدر مدیریت قرار میگیرد ؟
با یک نگاه میتوان این پیامدها را تصور کرد :
🔻 نمایش ، ظاهرسازی و دروغهای پیدرپی برای وارونه نشان دادن واقعیتها
🔻 سقوط کارآمدی و به هدر رفتن منابع
🔻 به حاشیه راندن افراد متخصص و مجرب و استفاده زیرمجموعه بیتجربه و ناکارآمد
🔻 لذت پنهان استفاده از امکانات مالی توسط افرادی ناشایست که لیاقت جایگاهشان را ندارند
معمولا افراد توانا ـ که در چهارچوب اصولی مستحکم کار و زندگی میکنند خودشان را تبلیغ نمیکنند چون نیازی به این کار ندارند ... برای نمونه کارخانه بنز فقط شرایط خرید اتومبیل خود را تبلیغ میکند و دیگر نیازی به تبلیغ کیفیت و استحکام فرآوردهاش ندارد در حالی که پراید باید تا آخرین روزهای عمر خود در حال دفاع کردن از این محصول بیکیفیت باشد تا شاید مورد توجه قرار گیرد
جامعه سالم و جامعه اخلاقی ، جامعهایست که باسوادترینها ، سیرترینها ، متخصصترینها و با اصالتترینها در آن بر مصدر امور باشند تا حتی در خلوت نیز اصول و آداب اخلاقی را رعایت کنند و اینگونه برای جامعه الگو باشند . یک روحانی برجسته ، یک مهندس متبحر ، یک نویسندۀ موفق ، یک صنعتگر زبده و یک سیاستمدار باهوش نیازمند هیاهو ، دروغگویی و تخریب دیگران نیست تا پایدار باقی بماند و این افراد ضعیف و نادان هستند که همواره باید نمایش دهند تا مورد توجه قرار گیرند و از هر آنچه در مخزن حیلههای بشریست برای حفظ خود بهره گیرند که این مخزن حیله از ظاهر تا جملات و رفتار را شامل میشود
ریشۀ اصلی تشدید بیاخلاقی در سالهای اخیر ، کنار گذاشتن افراد متخصص و رشد قارچوار افرادیست که سوابق روشن تخصصی ، علمی ، اجرایی و تجربی ندارند . افراد بزرگ هرگز دنبال کوتولهها نمیروند و بزرگی خود را با انتخاب افراد بزرگ در زیرمجموعۀ خود اثبات میکنند ولی افراد درجه دو و ناتوان به دلیل نگرانی از دست دادن جایگاه مدیریتیشان همواره در پی افرادی ناتوانتر از خود هستند و نفرات ردههای پایینتر نیز همین چرخه باطل را ادامه میدهند و این همان پدیدهای است که استیو_جابز از آن به عنوان انفجار_نادانی یاد میکرد و از آنجا که بسیاری از مدیران کشور ما به واسطه ارتباطات در جایگاه خود قرار گرفتهاند مرتب در حال تبلیغ ، چاپلوسی و تخریب دیگران هستند
وقتی ساختاری ، اولویت را به افراد کمتجربه و کمدانش میدهد به طور طبیعی باید انتظار عملکردهای ضعیف ، قضاوتهای بیپایه ، دانش محدود ، تصمیمگیری اشتباه ، سخنان نسنجیده و پیامدهای منفی آنرا داشته باشد ، انتصاب یک سفیر که در طول عمر خود دو کتاب هم نخوانده به حقوق انسانهای دیگر و مصلحت عمومی لطمه میزند و حریمهای اجتماعی را مخدوش میکند . تخصص پیدا کردن دستکم نتیجه بیست سال زحمت است ولی پنهان ماندن در پشت مواضع سیاسی برای دستیابی به پول , امکانات و ریاست چندان انرژی نمیخواهد .
🔰با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🌸@Competentmanagers
Telegram
attach 📎
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌺سلام و عرض ادب
🌺صبحتان به خیر و نیکی باد
🌺ایامتان بکام و
🌺فرجامتان نیک باد
♦️با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🔰@competentmanagers
🌺صبحتان به خیر و نیکی باد
🌺ایامتان بکام و
🌺فرجامتان نیک باد
♦️با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🔰@competentmanagers
✅ روزهای بد یک ملت | مقصود فراستخواه*
آزموده را آزمودن خطا است
«حکمروایی خوب» با «بلوغ سیاسی جامعه» دو روی یک امرند و تنها از رهگذر این زوج واژه است که یک ملت-دولت پا می گیرد و یک کشور به عقلانیت و پایداری می رسد. آزموده را آزمودن خطاست…
1⃣ خشونت، بد و زیانبار است؛ چه خشونتی به نام اعتراض در شهر و چه بویژه خشونت های ساختاری و نمادین در نحوه سیاستگذاری و تصمیم گیری و ادارۀ کشور اعم از امور داخله و خارجه.
2⃣ شکاف ملت–دولت، درد مزمن ماست و بار کجی است که به منزل نمی رسد؛ به بیگانگی و شقاق و سوء تفاهم می انجامد، چنانکه به هر بهانه ای ثبات سیاسی برهم می خورد، بدخواهانی از داخل و خارج موج سواری می کنند، از آب گل آلود ماهی می گیرند و کشور از وحدت سرزمینی و همبستگی اجتماعی، پیشرفت و توسعه بازمی ماند.
3⃣ ناگفته پیداست که شهروندان باید بتوانند نقدها و اعتراضات خود را دربارۀ همه امور و دربارۀ سرنوشت خویش به صورت قانونی و علنی و سیستماتیک ابراز کنند و الّا نه تنها حقوق و نفوس و حیثیات انسانی و عدالت اجتماعی له می شود بلکه فساد سیستماتیک به راه می افتد، بستری برای رادیکالیسم فراهم می آید و سیکل های معیوبی شکل می گیرد.
4⃣ «حکمروایی خوب» با «بلوغ سیاسی جامعه» دو روی یک امرند و تنها از رهگذر این زوج واژه است که یک ملت-دولت پا می گیرد و یک کشور به عقلانیت و پایداری می رسد. آزموده را آزمودن خطاست.
5⃣ بزرگترین «سرمایۀ اجتماعی» برای بقای ملک و ملت، اعتماد جامعه به نهادهای تصمیم گیری و حکمروایی است. بی اعتمادی همواره زمینه ساز سوء تفاهمات سیاسی و تعارضات بنیان برانداز می شود. اما اعتماد را به بهانه ندهند بلکه حکومتیان اند که باید اسباب تدبیر و بزرگی فراهم بیاورند.
6⃣ برای اینکه در یک کشور، تعارضات بموقع رفع شوند و اختلافات به نحو رضایت بخشی حل شوند و کارها به اینجا که هستیم نکشد، چه باید کرد و چه باید می کرد؟ تنها راه آزموده شده این است: وجود نهادمندِ سازمانهای اجتماعی و محلی و مدنی و سمنیِ آزاد و قوی و مستقل، و رسانه ها و تریبون های شهری و ساز و کارهای همه پرسی که حوضچه های آرامشی باشند برای تجمیع و تقطیر مطالبات، و انتقال سازمان یافته و نافذ و مؤثر آنها به بدنۀ مدیریتی و حکومتی کشور و احقاق حقوق حقۀ مردمان: جامعه ای قوی و فعال و دولتی خوب و پاسخگو./ منبع ایران آنلاین.
⏸با کانال مدیران شایسته همراه شوید
⏺ @Competentmanagers
آزموده را آزمودن خطا است
«حکمروایی خوب» با «بلوغ سیاسی جامعه» دو روی یک امرند و تنها از رهگذر این زوج واژه است که یک ملت-دولت پا می گیرد و یک کشور به عقلانیت و پایداری می رسد. آزموده را آزمودن خطاست…
1⃣ خشونت، بد و زیانبار است؛ چه خشونتی به نام اعتراض در شهر و چه بویژه خشونت های ساختاری و نمادین در نحوه سیاستگذاری و تصمیم گیری و ادارۀ کشور اعم از امور داخله و خارجه.
2⃣ شکاف ملت–دولت، درد مزمن ماست و بار کجی است که به منزل نمی رسد؛ به بیگانگی و شقاق و سوء تفاهم می انجامد، چنانکه به هر بهانه ای ثبات سیاسی برهم می خورد، بدخواهانی از داخل و خارج موج سواری می کنند، از آب گل آلود ماهی می گیرند و کشور از وحدت سرزمینی و همبستگی اجتماعی، پیشرفت و توسعه بازمی ماند.
3⃣ ناگفته پیداست که شهروندان باید بتوانند نقدها و اعتراضات خود را دربارۀ همه امور و دربارۀ سرنوشت خویش به صورت قانونی و علنی و سیستماتیک ابراز کنند و الّا نه تنها حقوق و نفوس و حیثیات انسانی و عدالت اجتماعی له می شود بلکه فساد سیستماتیک به راه می افتد، بستری برای رادیکالیسم فراهم می آید و سیکل های معیوبی شکل می گیرد.
4⃣ «حکمروایی خوب» با «بلوغ سیاسی جامعه» دو روی یک امرند و تنها از رهگذر این زوج واژه است که یک ملت-دولت پا می گیرد و یک کشور به عقلانیت و پایداری می رسد. آزموده را آزمودن خطاست.
5⃣ بزرگترین «سرمایۀ اجتماعی» برای بقای ملک و ملت، اعتماد جامعه به نهادهای تصمیم گیری و حکمروایی است. بی اعتمادی همواره زمینه ساز سوء تفاهمات سیاسی و تعارضات بنیان برانداز می شود. اما اعتماد را به بهانه ندهند بلکه حکومتیان اند که باید اسباب تدبیر و بزرگی فراهم بیاورند.
6⃣ برای اینکه در یک کشور، تعارضات بموقع رفع شوند و اختلافات به نحو رضایت بخشی حل شوند و کارها به اینجا که هستیم نکشد، چه باید کرد و چه باید می کرد؟ تنها راه آزموده شده این است: وجود نهادمندِ سازمانهای اجتماعی و محلی و مدنی و سمنیِ آزاد و قوی و مستقل، و رسانه ها و تریبون های شهری و ساز و کارهای همه پرسی که حوضچه های آرامشی باشند برای تجمیع و تقطیر مطالبات، و انتقال سازمان یافته و نافذ و مؤثر آنها به بدنۀ مدیریتی و حکومتی کشور و احقاق حقوق حقۀ مردمان: جامعه ای قوی و فعال و دولتی خوب و پاسخگو./ منبع ایران آنلاین.
⏸با کانال مدیران شایسته همراه شوید
⏺ @Competentmanagers
Forwarded from (Competent Managers) مدیران شایسته (Mh_Kasefi_Cm)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌺سلام و عرض ادب
🌺صبحتان به خیر و نیکی باد
🌺ایامتان بکام و
🌺فرجامتان نیک باد
♦️با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🔰@competentmanagers
🌺صبحتان به خیر و نیکی باد
🌺ایامتان بکام و
🌺فرجامتان نیک باد
♦️با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🔰@competentmanagers