(Competent Managers) مدیران شایسته
1.77K subscribers
3.4K photos
2.13K videos
340 files
1.67K links
کانال «مدیران شایسته» باهدف اشتراک گذاری دانش مدیریت، خاصه مدیریت منابع انسانی با تمرکز برحوزه ارزیابی و توسعه شایستگی های مدیران, در تلگرام ایجاد شده است. با ما در ارتباط باشید.
@Competentmanagers
www.instagram.com/Dr.kashefi
Download Telegram
🔷اصول درست تصمیم گیری چیست؟

علی‌رغم اینکه ما از لحاظ فکری پیشرفته‌ترین موجودات این سیاره هستیم، تصمیم گیری همواره برای ما مشکل است. مردم اغلب بیان می‌کنند که تصمیم گیری برایشان بسیار سخت است. خوشبختانه یا متأسفانه همه‌ی ما همواره مجبوریم تصمیماتی بگیریم، از مسائل جزئی مانند اینکه ناهار چی بخوریم، تا تصمیم‌های بزرگی که زندگی‌مان را تغییر می‌دهند، مانند اینکه در چه رشته‌­ای و کجا درس بخوانیم یا با چه کسی ازدواج کنیم

در ساده‌ترین شکل، تصمیم گیری، به معنی انتخاب کردن بین دو یا چند اقدام مختلف است.
در فرایند گسترده‌تر حلِ مسئله، تصمیم گیری شامل انتخاب بین راه‌حل‌های ممکنِ یک مسئله می‌شود. ممکن است تصمیم گیری با روندی شهودی یا استدلالی یا ترکیبی از این دو، انجام شود

🔷روش تصمیم گیری صحیح

تحقیقاتی که در مجله PLOSone منتشر شده، نشان داده اند حتی یک مکث کوچک قبل از تصمیم گرفتن هم باعث می شود تصمیم بهتری گرفته شود! بعضی از تصمیم ها هم نیاز به چند روز فکرکردن دارند و یک لحظه مکث برای شان کافی نیست و این شما هستید که باید فوریت و اهمیت این تصمیمات را درک کرده و برای شان برنامه ریزی کنید. یکی دیگر از نتایج جالب تحقیقات انجام شده در زمینه تصمیم گیری هم خوابیدن است!

 بعضی وقت ها و درست زمانی که هیچ ایده ای ندارید باید چه کار کنید، یک چرت کوتاه هم می تواند باعث بازشدن دریچه های تازه ای به سمت ذهن شما شود و به گرفتن تصمیم بهتری بینجامد! پس دفعه بعد که قرار شد یک تصمیم اساسی بگیرید به جای اینکه سریع بگیویید نه یا بله، خوب گوش کنید، خوب فکر کنید و خوب مکث کنید و برای خودتان زمان بخرید.

🔷از بیرون نگاه کنید

مجله علم روان شناسی نتایج تحقیق قابل توجهی را منتشر کرده که یکی دیگر از روش های تصمیم گیری مناسب را به ما یاد می دهد. در این تحقیق از زوجها خواسته شد دو وضعیت را تصور کنند؛ اولی، وضعیتی بود که باید فکر می کردند شریک زندگی شان به آنها خیانت کرده و وضعیت دوم، شرایطی بود که باید دوست صمیمی شان را در حالی تصور می کردند که همسرش به او خیانت کرده، بعد هم مجموعه سوالاتی راجع به تصمیم گیری در این دو وضعیت از شرکت کننده ها پرسیده شد.

نکته جالب اینجاست که افراد، زمانی که پای خیانت همسر دوست شان در میان بود، نسبت به زمانی که پای خیانت شریک زندگی خودشان وسط بود، تصمیم های عاقلانه تری می گرفتند. پژوهشگران از همین جا نتیجه گرفتند که بهتر است موقع تصمی گیری در مورد مسائل مختلف و به خصوص مسائل عاطفی و خانوادگی از دید یک فرد بیرونی به قضیه نگاه کنید تا بتوانید ابعاد مختلف ماجرا را بهتر ببینید و تصمیم بهتری بگیرید. اگر فکر می کنید نمی توانید چنین کار کنید، می توانید نظر دوستان صمیمی و قابل اعتمادتان را در مورد مسائلی که در آنها نیاز به تصمیم گیری دارید، جویا شوید و از دید آنها هم به مشکل تان نگاهی تازه بیندازید. 

راهکارهای تصمیم‌گیری درست و منطقی:

1- در تصمیم‌گیری بهتر است با افراد آگاه، متخصص و با تجربه مشورت نماییم.

2- در مورد تصمیمات گروهی یا خانوادگی بهتر است نظر تمامی افراد گروه را نیز جویا شویم.

3- برای این که تصمیم گیرنده‌ی خوبی باشیم، سعی کنیم خود آگاهی خود را افزایش دهیم.

4- در مورد مسائل شخصی با حفظ و تقویت اعتماد به نفس، اجازه ندهیم دیگران برای ما تصمیم بگیرند.

5- مسئولیت پیامدهای تصمیم خود را شخصاً برعهده بگیریم.

6- با مدیریت و کنترل هیجان‌های خود تصمیمات منطقی‌تری بگیریم. همان طور که حضرت علی‌(ع) فرمودند: «هنگام خشم، نه تصمیم، نه تنبیه، نه دستور».

7- در تصمیم‌گیری‌های خود به تمام جوانب موضوع توجّه کنیم.

8- سعی کنیم قبل از اجرای تصمیم خود پیامدهای مثبت و منفی آن را بررسی کنیم و امتیاز بدهیم.

9- نگاه مثبت، توأم با تفکّر و شناخت باعث می‌شود که تصمیم‌های درست‌تر و منطقی‌تر بگیریم.

10- فرصت تصمیم‌گیری را از دیگران به ویژه فرزندانمان دریغ نکنیم و به آن‌ها اجازه دهیم در مسائل مربوط به خودشان تمرین تصمیم‌گیری داشته باشند.

11- شهامت تصمیم‌گیری را در خود و دیگران تقویت کنیم.

12- به عوامل موثر در تصمیم‌گیری مانند اطلاعات درست، تأثیر فشار گروه‌ها و دوستان، هنجارهای (جامعه، فرهنگ، مذهب)، رسانه‌های جمعی و ... توجّه نماییم.

13- به منظور جلب توجّه فرزندان به پیامدهای هر تصمیم‌گیری در مورد برخی از مخاطره آمیزترین تصمیم‌های دوره‌ی نوجوانی با آن‌ها گفتگو کنیم.

14- هدف‌گذاری در زندگی، مقدّمه‌ی تصمیم‌گیری است. به عبارت دیگر افرادی که اهداف کوتاه و بلند مدّت خود را در کلیه‌ی شئونات زندگی مشخص کرده باشند، راحت‌تر و مناسب‌تر تصمیم‌ می‌گیرند.

15- مطالعه‌ی زندگی‌نامه‌ی انسان‌های موفّق در عرصه‌ی علم و ادب و اقتصاد و جامعه ... می‌تواند زمینه‌ی تصمیم‌گیری‌های مناسب‌تر را در فرد مهیا سازد.

🔸با مدیران شایسته همراه باشید

♦️@Competentmanagers
🔰چرا نمی‌توانیم درست تصمیم بگیریم؟

بیشتر ما در تصمیم گیری دچار مشکل می‌شویم. حتی گاهی بدون آنکه خود متوجه این موضوع شده باشیم. دلیل این قضیه چیست؟ در این متن دو دلیل جالب (برگرفته از کتاب ایده عالی مستدام) که بسیاری از اوقات برای اکثر ما رخ می‌دهد را معرفی می‌کنیم. دلایلی که با مرور آن‌ها به طور قطع متوجه می‌شوید بارها دچار چنین موضوعی شده‌اید و نفهمیده‌اید.

1⃣-اصل عدم قطعیت

فرض کنید که دانشجو هستید و دو روز دیگر امتحان بسیار حیاتی ومهمی دارید، همین امروز از یک بلیط بسیار ارزان قیمت به منطقه‌ای توریستی و جذاب مطلع می‌شوید و فرصت خرید آن تنها همین امروز است، در غیر این صورت، در روزهای آینده بلیط را  باید گرانتر بخرید. چنین شرایطی بر روی عده‌ای از دانشجویان مورد آزمایش قرار گرفته‌است. این دانشجویان را به سه دسته تقسیم کرده‌اند.

به دسته اول دانشجوها گفته می‌شود که هماهنگی های لازم با دانشگاه صورت گرفته است و شما در هر صورت نمره قبولی خواهید گرفت. ۵۷ درصد از این دسته بلیط راهمان روز خریداری می‌کنند. این خریداری مسلما با انگیزه‌ای شادی و جشن خواهد بود.

به دسته دوم گفته می‌شود طبق هماهنگی صورت گرفته، شما به هیچ وجه امکان دریافت نمره قبولی در آزمون دو روز بعد را نخواهید داشت. ۵۴ درصد از این دسته هم بلیط را همان روز می‌خرند. با حس رها کردن یک اتفاق تلخ و تجدید روحیه.

به دسته سوم در مورد نتیجه آزمون چیزی گفته نمی‌شود و آن ها باید بعد از آزمون از نتیجه خبردارشوند. ۶۰ درصد از این دسته بلیط را نخریدند.

یک بار دیگر مرور کنید. چه نتیجه آزمون بد باشد چه نتیجه آزمون خوب باشد، بیشتر آدم‌ها بعد از آن (با انگیزه متفاوت) تمایل دارند به سفر مورد علاقه خود که خرج کمی هم داشته باشد بروند. پس نتیجه آزمون نباید تاثیری در خرید بلیط داشته باشد. اما بسیاری از دانشجوها وقتی نتیجه آزمون را نمی‌دانند بلیط را نمی‌خرند. این موضوع اصلا منطقی نیست اما بیشتر ما دچار چنین اختلالی در تصمیم‌گیری می‌شویم. کافی است زندگی خود را مرور کنیم تا بارها موارد مشابه را به یاد آوریم. برای همین بد نیست که وقتی در اثر یک موضوع جانبی دچار شک در یک موضوع دیگر می‌شوید، نتیجه موضوع جانبی و تاثیر آن روی تصمیم اصلی را یک بار مرور کنید. در بسیاری موارد اگر از نتیجه آگاه باشید خواهید دید در هر صورت با هر نتیجه‌ای، تصمیم شما ثابت است. با آگاهی از این قضیه حواستان باشد که از این به بعد نگذارید موضوعاتی که در نهایت نتیجه آن‌ها هیچ تاثیری بر تصمیم‌گیری ندارند، روی تصمیم‌گیری شما تاثیر بگذارند.

2⃣- این همه هم خوب شدن خوب نیست!

شما چند روز دیگر یک ارائه مهم در شرکت خود دارید. برای تهیه محتوای ارائه خود نه وقت خیلی کمی دارید نه وقت خیلی زیاد. به هر حال باید آماده شوید. در حال همین کار هم هستید. امروز متوجه می‌شوید که کنسرت خواننده محبوب شما است و می‌توانید به این کنسرت بروید. (فرض کنید هیچ مشکلی از قبیل هزینه و امثال آن ندارید). به احتمال خیلی بالا به کنسرت خواهید رفت و سعی می‌کنید با تلاش بیشتر در روزهای باقی مانده مطلب ارائه را تهیه کنید. حال شرایط را کمی تغییر دهیم:

شما باید برای ارائه (با همان شرایط قبل) آماده شوید. کنسرت خواننده محبوب شما نیز هست و می‌توانید بروید. متوجه می‌شوید امروز  خواننده بسیار محبوبتان هم که او را دوست دارید سخنرانی و دیدار عمومی دارد. همچنین فیلم مورد علاقه شما هم روی پرده سینما آمده است. چه خواهید کرد؟ احتمال خیلی زیاد جایی نخواهید رفت و ارائه خود را آماده می‌کنید. جالب نیست؟ این موضوع هم خیلی اوقات برای تمامی ما اتفاق می‌افتد. خیلی وقت‌ها ما در شرایطی هستیم که باید کاری را انجام دهیم چون نتیجه آن برای ما و زندگی ما مهم است. اما این کار جذابیتی از جنس تفریح ندارد و اشتیاق انگیز نیست ( مانند آماده کردن ارائه). اگر در کنار این شرایط گزینه جذابی که برای ما اشتیاق‌آور است قرار گیرد. به احتمال زیاد (درصورت مهیا بودن شرایط) گزینه جذاب را انتخاب خواهیم کرد و از آن لذت خواهیم برد. اما اگر گزینه جذاب تبدیل به چندین گزینه جذاب شود. ما به سرعت دچار تشویش ذهنی خواهیم شد و سعی خواهیم کرد به هیچ‌کدام از آن‌ها فکر نکرده و کار مهم و بدون جذابیت (آماده کردن ارائه) را انجام دهیم. در صورتی که اگر هرکدام از سایر گزینه‌ها را انتخاب کنیم، لذت خواهیم برد.

این دو نکته تنها مربوط عدم توانایی در مورد انتخاب و تصمیم‌گیری بود. اما حتی اگر در شرایطی بتوانیم بدون اختلال انتخاب کنیم و از پس تصمیم‌گیری برآییم. بعد از انتخاب، نوبت به برنامه‌ریزی برای انجام انتخاب‌های صورت گرفته و اهداف تعیین شده می‌رسد. آیا در مرحله برنامه‌ریزی و تنظیم زمان، بدون اختلال و ساده عمل خواهیم کرد؟ جواب این پرسش را همه می‌دانیم.

@Competentmanagers
🔰 چگونه هم مقتدر باشید هم مهربان؟
✏️منبع: Strategic Management

🔷سبک مدیریتی مبتنی بر اقتدار همراه با مهربانی دارای ابعاد کاربردی و آموزنده‌ای برای مدیران و روسایی است که با تنوع نژادی، مذهبی و فرهنگی گسترده‌ای در سازمان خود مواجهند و همین مساله برقراری رابطه موثر و پرعطوفت با کارمندان را برای آنها با مشکل روبه رو می‌سازد چرا که باید با افرادی با تفاوت‌های فرهنگی، زبانی، مذهبی و فکری چشمگیری رو در رو شده و اقتدار همراه با مهربانی را برای تمام آنها به اجرا درآورد.

راهبردهایی بر‌ای ایجاد یک فرهنگ سازمانی مبتنی بر اقتدار همراه با مهربانی در سازمان یا تیم تحت رهبری شما:

🔷• در انتقال تجربیات خود به دیگران قاطع باشید:
شما به‌عنوان یک مدیر باید اصول اقتدار همراه با مهربانی را با صراحت و شفافیت تمام با اعضای تیم خود در میان بگذارید تا آنها هم از این اصول آگاهی یابند.تجربه ثابت کرده که انتقال مفاهیم و ایده‌های مدیریتی به کارمندان از طریق روایت داستان‌های خودتان یا دیگران، بسیار بهتر و بیشتر از بیان تئوری‌های مدیریتی بر کارکنان و اعضای تیم تاثیرگذار خواهد بود.

🔷• از کارکنانتان بخواهید از شما انتقاد کنند:
از اعضای تیم خود بخواهید انتقاد از شما را شروع کنند و این اطمینان را به آنها بدهید که نه تنها از این انتقادها و به چالش کشیده شدن‌ها، ناراحت نمی‌شوید بلکه از آن استقبال می‌کنید.

🔷• به گفت‌وگوهای شغلی اهمیت بدهید:
سعی کنید به بهانه‌های مختلف با کارکنان گفت‌وگوهای شغلی مفیدی داشته باشید و می‌توانید این کار را با پرسابقه ترین و قدیمی ترین کارمندان خود شروع کنید.

🔷• کارکنانتان را به مشاوران صادق خود تبدیل کنید:
شما باید در همه جا و همه حال به یاد داشته باشید که در هر شرایطی به مشاوره و کمک‌های فکری دیگران به ویژه کارکنانتان نیازمندید تا آنها بتوانند نکات کلیدی و توصیه‌های کاربردی زیادی را به شما گوشزد کنند. ا

🔷• اجازه ندهید کارکنان تان از هم بدگویی کنند:
اگر مدیری نتواند یا نخواهد جلوی غیبت و بدگویی اعضای تیم خود در مورد یکدیگر را بگیرد و اجازه دهد تا هر کدام از کارکنان، دیگران را متهم به کم‌کاری و ضعف عملکردی کند، آن گاه مجبور خواهد شد جلسات متعددی را برای حل اختلافات به وجود آمده در درون تیم برگزار کند که این امر، زمان و انرژی زیادی را تلف خواهد کرد. ب

🔷• همیشه زمانی را برای خلوت کردن با خود اختصاص دهید:
همیشه به یاد داشته باشید مدیری که سرش را بیش از حد شلوغ کرده لزوما مدیر پربازده‌ای نیست چرا که هر مدیری نیاز دارد در هر روز کاری دقایقی را صرف اندیشیدن و تامل در شرایط و موقعیت‌های کاری کند تا در نتیجه بتواند برنامه‌های بهتری را تدوین کرده و تصمیمات مناسب‌تری را اتخاذ کند. واگذاری پاره‌ای تصمیم‌گیری‌ها و اقدامات به زیردستان مورد اعتماد می‌تواند به مدیران برای اجتناب از تبدیل شدن به مدیرانی پرمشغله و گرفتار کمک کنند.

🔷• به فکر ارتقای کارکنانتان نیز باشید:
یک مدیر مقتدر و مهربان نباید فقط به فکر منافع و ارتقای خودش باشد و لذا برنامه ریزی برای آینده تیم‌های کاری و نوشتن یک برنامه مدیریت رشد برای هر کدام از اعضای تیم از جمله وظایف کلیدی و آینده‌ساز مدیران محسوب می‌شود.

💎 با کانال مدیران شایسته همراه شوید
‌
🆔@Competentmanagers
🔰الگوی مدیریتی بر خاسته از محبت

🔷حضرت امیر علیه السلام در مورد رسیدگی مسئول به وضع افراد سازمانش می فرماید: از حال آنان جویا باشد، آنچنان که پدر و مادر از فرزندانشان تفقد می کنند.

🔷باید بدانیم که خوش‌رفتاری و محبت عامل جذب دیگران است; البته این محبت و خوش رفتاری باید ظهور و بروز بیرونی هم داشته باشد . یک مدیر و مسئول وقتی مورد اعتماد کارکنان قرار می گیرد و آنها او را ملجا و حامی خود می داند که محبت و خیرخواهی او را به واقع مطلب باور کرده باشند. محبت و احسان به دیگران اقتضا می کند که مسئول در اختیار افراد باشد تا بتوانند با او ارتباط برقرار کنند: من تالف الناس احبوه ; «هرکس با مردم انس و الفت داشته باشد، دوستش می دارند .»

🔷در الگوی ارائه شده، زمانی رابطه تعاملی بین محبت و معرفت در نیل به کمال وجود دارد که برگرفته از ایمان و تقوی باشد. اگر انسان به حلقه محاسبه و مراقبه در این الگو توجه کند، می تواند مسیر خود را در یک ساختار مدیریت اسلامی بیابد.

🔰الگوی تعاملی رفتارهای برخاسته از محبت و معرفت

🔷معرفت نیز از مقوله محبت است. اگر مدیر خود را متصل به دریای حق می داند، باید در مقام عمل زیردستان خود را به عنوان تجلی حق بنگرد; ابتدا با اهرم جذب و محبت اعمال مدیریت کند و سپس بر قلوب آنان حکومت کند; زیرا عشق و محبت قبل از قوانین حاکم بر روابط انسانی و در واقع ضامن اجرای قوانین هستند. تنها ارتباطاتی که با محبت آمیخته و خیر خواهی و سود رسانی برای دیگران باشد، می تواند به بالاترین سطح اثربخشی دست یابد. ارتباطات مبتنی بر محبت بطور طبیعی رفتار محبت آمیز را به گیرنده پیام و مجریان قانون القا کرده رفتاری محبت آمیز در او ایجاد می کند که ارزشی الهی دارد.

🔺خلل پذیر بود هر بنا که می بینی
🔺بجز بنای محبت که خالی از خلل است
  (سعدی)

🔷سخن آخر اینکه مبنا و پایه مدیریت دینی و اسلامی مبتنی بر آمیختگی معرفت و محبت است; به یقین مدیری لایق و تواناست که بتواند با رسوخ در قلب کارکنان خود آنها را به تلاش و کوشش پیگیر وادار نماید; زیرا محبت و ایجاد علاقه در انسانها از ارکان حیات طبیعی جوامع انسانی است و می تواند به عنوان یکی از عوامل افزایش دهنده کیفی در سطح یک سازمان و اداره باشد. با ایجاد عشق و باورهای قلبی، انسان با تمام وجودش به کار دل می بندد و در راه رسیدن به اهداف تلاش می کند. در واقع باید گفت روح حاکم بر سازمان و مجموعه قوانین، عشق و محبت و باورهای قلبی است که هدایتگر و ضامن اجرای قوانین است.

💎 با مدیران شایسته همراه شوید
‌
🆔@Competentmanagers
Dr. M - H.  Kashefi

T: 09149959369

Mhkashefi5632@gmail.com

https://t.me/CompetentManagers

Www.instagram.com/Dr.kashefi

Bright future, with competent managers.
🔰‍چگونه ویژگی‌های شخصیتی می‌تواند بر میزان درآمد تاثیرگذار باشد؟
 
✍️الهام حمیدی 
زمانی این باور وجود داشت که درآمد افراد نتیجه میزان تحصیلات آنها، مهارت‌ها و تجربه کاری‌شان است. ویژگی شخصیتی هرگز در مطالعات درآمدی گنجانده نمی‌شد، شاید فقط نقش هوش بر درآمد را بررسی می‌کردند، آن ‌هم به این دلیل که هوش را تنها ویژگی ذهنی می‌دانستند که به طور مستقیم می‌تواند بر بازدهی افراد اثرگذار باشد. ولی این دیدگاه به‌سرعت تغییر کرد و به‌تدریج نقش عوامل روانی، رفتاری و ویژگی‌های شخصیتی و نقش آنها در موفقیت افراد در بازار کار مورد توجه قرار گرفت و این‌گونه نتیجه‌گیری شد که اگرچه تحصیلات، تجربه و مهارت در موفقیت‌های کاری و درآمد افراد تاثیرگذار است، اما عوامل دیگری هم وجود دارند که می‌تواند همه معادلات از پیش تعیین‌شده را برهم بزند.

برای مثال، اقتصاددان شناخته‌شده آمریکایی، دکتر جیمز هکمن و همکارانش، در مطالعه‌ای در سال ۲۰۰۶ نشان دادند که چگونه سماجت، انگیزه و جذابیت می‌تواند در موفقیت افراد و افزایش درآمد آنها نقش داشته باشد. این یعنی اگر از درآمدتان، که نسبت به همکاران مشابه پایین‌تر است، ناراضی هستید نیم‌نگاهی هم به ویژگی‌های شخصیتی خودتان بیندازید. ویژگی‌هایی که با آنها متولد شده‌اید، بیش از آنچه انتظارش را دارید میزان درآمد شما را تعیین می‌کنند.

حتی گاهی همان خصوصیات مثبت که همیشه به آن افتخار کرده‌اید به مانع اصلی پیشرفت شما در محیط‌های کاری تبدیل می‌شوند. دلسوزی و انعطاف‌پذیری را در نظر بگیرید؛ بر اساس پژوهش‌های انجام‌شده اگر یک کارمند رفتار دلسوزانه‌ای داشته باشد و حس همکاری و انعطاف‌پذیری زیادی از خود نشان دهد، درآمد او در بلندمدت بسیار پایین‌تر از کارمندی با دلسوزی کمتر خواهد بود.

سازگاری تا این اندازه می‌تواند مخرب باشد که درآمد یک کارمند سازگار با شرایط به‌اندازه کارمندی که از نظر عاطفی ناپایدار است پایین بیاید. ولی برون‌گرایی و علاقه‌مندی‌تان به کسب تجربه‌های جدید به طور قطع می‌تواند یک قدم شما را در کسب درآمد از همکار درون‌گرا و محافظه‌کارتان جلو بیندازد.
 
نتایج مطالعات مختلف نشان داده است، کسانی که پذیرای تجربه‌های جدید هستند نسبت به افراد محتاط و محافظه‌کار که نسبت به تجربه‌های نو مقاومت نشان می‌دهند، به درآمدهای بالاتری دست پیدا می‌کنند. نتایج مشابه برای افرادی که وظیفه‌شناس‌تر و مسئولیت‌پذیرتر هستند نیز صدق می‌کند، درآمد آنها نسبت به همکاران کمتر مسئولیت‌پذیرشان بالاتر است که نتیجه‌ای دور از انتظار نیست.

علاوه بر آن ثابت شده است، افرادی که نوسانات خلقی ندارند و از ثبات عاطفی بیشتر برخوردارند، نسبت به افراد روان‌رنجور که تغییرات خلق‌وخوی آنها زیاد است، در زندگی کاری خود به میانگین درآمد بالاتری می‌رسند.

تفاوت برون‌گراها و درون‌گراها هم در میانگین درآمدشان قابل توجه است. در دنیایی که «کسانی که می‌شناسید» بسیار تعیین‌کننده‌تر از «آنچه می‌دانید» است، درآمد برون‌گراها هم به طور میانگین از درآمد همکاران درون‌گرای خود بیشتر می‌شود. ولی افراد انعطاف‌پذیر، مهربان و با روحیه همکاری بالا آنچنان که سزاوارش هستند درآمد بیشتری از سایر همکاران خود ندارند. این ویژگی‌ها در بلندمدت می‌توانند مانع از پیشرفت و افزایش درآمد شوند.

در بازار کار هرچه خودخواه‌تر، سمج‌تر و انعطاف‌‌ناپذیرتر باشید، درآمدتان بیشتر است، شاید به این دلیل که افرادی با این خصلت‌های ناخوشایند، بهتر می‌توانند بر خواسته‌های خود برای افزایش حقوق، دریافت مزایا یا ارتقای شغلی پافشاری کنند. ولی آیا روحیه همکاری و انعطاف‌پذیری همان ویژگی‌های ارزش‌آفرین برای یک شرکت نیست؟ آیا همه ما دوست نداریم که یک همکار یا یک کارمند ازخودگذشته و سازگار داشته باشیم؟ شاید این‌طور به نظر بیاید، ولی همان‌طور که یکی از پژوهشگران در مقاله خود به آن اشاره می‌کند، «مهربانی پول نمی‌شود» (هاینک، ۲۰۰۷).

اگر شما دارای خصلت‌های شخصیتی هستید که بسیار فراتر از نیاز کاری است که انجام می‌دهید، نه‌تنها نباید انتظار درآمد بیشتر داشته باشید، بلکه همین موضوع می‌تواند به‌تنهایی میزان درآمد شما را کاهش دهد. برای مثال افراد به‌شدت وظیفه‌شناس که در مشاغلی مشغول هستند که الزامی به آن حد از وظیفه‌شناسی در آنها نیست، درآمد کمتری نسبت به افرادی وظیفه‌نشناس و آسان‌گیر داشتند که در مشاغل حساس مشغول به کار بودند. این بدان معناست که ویژگی‌های مثبت لزوماً در همه شرایط نمی‌تواند نفع اقتصادی به همراه داشته باشد.
تجارت فردا/ کانال اقتصاد بازار


💎 با مدیران شایسته همراه شوید
‌
🆔@Competentmanagers
🔰"رشد واقعی از جایی شروع می‌شود که از منطقه راحتی خارج شویم."

عدم قطعیت همه‌جا هست—
از تغییر شغل گرفته تا نوسانات بازار.
بیشتر ما به طور غریزی به سمت امنیت و راحتی پناه می‌بریم.

چرا؟
علم اعصاب می‌گوید این ویژگی در مغز ما برنامه‌ریزی شده است.
ذهن ما طوری طراحی شده که از خطر دوری کند.

🧠 نگاهی به علم اعصاب: تقابل ترس و رشد
در مواجهه با عدم قطعیت، "مرکز ترس" مغز ما فعال می‌شود.
این فعال‌سازی، حالت "جنگ یا گریز" را به راه می‌اندازد.
این سازوکاری محافظتی است که برای حفظ ما طراحی شده.
اما گاهی همین سازوکار مانع پیشرفت‌مان می‌شود.
اما خبر خوب چیست؟
مغز ما قابلیت تغییر دارد.
با تمرین می‌توانیم آن را طوری بازآموزی کنیم که چالش‌ها را فرصت ببیند.

🧠 روش‌های تقویت تاب‌آوری مغز:

1. ترس را نشانه بدانید:
ترس دشمن شما نیست.
نشانه‌ای است که در آستانه رشد قرار دارید.

2. گام‌های کوچک بردارید:
حتی کارهای کوچک هم اعتماد به نفس می‌سازند.
هر گام، مغز را برای تاب‌آوری آماده می‌کند.

3. موانع را بپذیرید:
موانع شکست نیستند؛ آنها اطلاعات هستند.
به ما می‌آموزند در آینده چه چیزی را تغییر دهیم.

4. هدف را محور قرار دهید:
هدف به ما جهت می‌دهد.
داشتن یک "چرای" روشن، انگیزه حرکت در سختی‌هاست.

5. نگاهتان را تغییر دهید:
به جای "اگر شکست بخورم چه می‌شود؟" بگویید "اگر موفق شوم چه می‌شود؟"
این تغییر ساده، واکنش مغز را دگرگون می‌کند.

6. از منطقه امن خارج شوید:
رشد بیرون از منطقه امن اتفاق می‌افتد.
همواره به دنبال چالش‌های جدید باشید.

7. ریسک‌های سنجیده کنید:
ریسک‌های حساب شده، مغز را برای سازگاری آماده می‌کنند.
این کار مسیرهای عصبی تاب‌آوری را تقویت می‌کند.

8. پرسش‌های سازنده بپرسید:
به جای "چرا من؟" بپرسید "از این موقعیت چه می‌توانم بیاموزم؟"
این نگرش، مغز را برای حل مسئله فعال می‌کند.

9. با خود مهربان باشید:
مهربانی با خود، استقامت می‌آفریند.
به کنترل ترس کمک می‌کند و شما را به جلو می‌راند.

10. موفقیت را تجسم کنید:
بهترین نتیجه ممکن را در ذهن ببینید.
این کار مغز را برای اقدامات مثبت آماده می‌سازد.

11. پیشرفت‌ها را جشن بگیرید:
موفقیت‌های کوچک انگیزه ایجاد می‌کنند.
هر موفقیت، مرکز پاداش مغز را تقویت می‌کند.
12. خود را با شرایط وفق دهید:
منتظر قطعیت نمانید.

حرکت کنید و در مسیر خود را تطبیق دهید.
عدم قطعیت بخشی از زندگی ماست.
اما می‌توانیم واکنش خود را انتخاب کنیم.
این فرصت‌های رشد را از دست ندهید.
از همین امروز تغییر را آغاز کنید./ گفتمان منابع انسانی

💎 با مدیران شایسته همراه شوید
‌
🆔@Competentmanagers
💢اینکه در کدام ناحیه مشغول به فعالیت هستیم، آینده ما را می سازد

1⃣ ناحیه راحتی

2⃣ ناحیه ترس

3⃣ ناحیه یادگیری

4⃣ ناحیه رشد


🖋 کانال مدیران شایسته

🆔@Competentmanagers
🔮 ناحیه راحتی یا منطقه امن ذهنی چیست؟

📍 راه عملی رسیدن به شخصیت محکم و قوی

🏮آیا می دانید منطقه امن ذهنی چیست؟ و راه عملی رسیدن به شخصیت محکم و قوی کدام است؟ منطقه امن ذهنی، فضایی در ذهن شما است که خودتان آن را ایجاد کرده اید و در آن احساس امنیت دارید و حاضر نیستید ریسک کنید و از این فضای امن خارج شوید و فرصت هایی که در انتظار شما هستند را تجربه کرده و شخصیت محکم، مستقل و قوی را برای خود بسازید.

✴️ مثال
برای درک این مفهوم فرض کنید در اتاقی هستید که همه چیز نسبتاً مناسب است و شما در آن احساس امن دارید ولی در عین حال اتاق‌های دیگری نیز وجود دارند که شما می‌توانید به سراغ آن‌ها بروید و درها را بگشایید و ببینید چه شرایطی منتظر شما است. حال با رفتن به سراغ اتاق‌های دیگر دو حالت برای شما پیش می‌آید:
🔹 اول آنکه ممکن است، اتاق جدید از همه نظر بهتر از اتاقی باشد که شما در آن بودید.
🔹 دوم آنکه امکان دارد در اتاق جدید شرایط مناسب‌تری نسبت به اتاقی که در آن بودید وجود نداشته باشد.

🔍 از منطقه امن خود‌خارج شوید❗️

زمانی که شما هدف و رویای بزرگی در ذهن دارید و به معنای واقعی کلمه قصد دارید که به آن دست یابید، باید یاد بگیرید که منطقه امن ذهنی خود را از بین برده، آن را نادیده بگیرید و فردی با شخصیت مستقل بسازید. بنابراین اگر به دنبال آن هستید که رویای ذهنی خود را هر آنچه که هست محقق کنید باید از دایره امن ذهنی خود خارج شوید، مطمئن باشید که رویا و هدف شما خارج از این منطقه امن است. پس باید از آن رها شوید، با دنیای بیرون ذهنتان آشنا گردید و فرصت‌هایی که در انتظارتان هستند را از دست ندهید. درست است که این اقدام ممکن است برای شما دارای ریسک و خطر باشد ولی کسی که هدف و رویای بزرگی دارد، پای خود را از این منطقه امن بیرون می‌گذارد و تمام تلاش خود را برای ساخت شخصیت قوی و محکم به کار می‌گیرد.

💢 یکی از موانع مهم خروج از منطقه امن همان سندروم ترس از دست دادن میباشد.

⭕️ سه گام موثر برای رهایی از منطقه امن ذهنی

1⃣ بازیابی انگیزه
🔻همیشه سعی کنید انگیزه ای قوی برای رسیدن به رویا داشته باشید و شجاعت ریسک پذیری را در خودتان تقویت کنید. افراد موفق و بزرگ که توانسته اند ردپای موفقیتشان را در این کره خاکی برجا بگذارند همواره انگیزه هایی قوی داشته اند.

2⃣ افزایش مهارت‌های یادگیری خود
🔻نیاز دارید که قدرت یادگیری خود را افزایش دهید، آن را در ذهن خود ثبت کنید، شخصیت خود را بسازید و خود را برای ورود به فصل جدیدی از زندگیتان آماده کنید. یکی از عواملی که ممکن است سرعت شما را در این مسیر کاهش دهد، ترس ‌های شما است.

3⃣ تمرکز روی هدف:
🔻باید تعریف مشخصی از شخصیت و جایگاهی که تمایل دارید به آن برسید، داشته باشید و گام به گام در مسیر دست یابی به آن پیش بروید و آگاه باشید که هیچ چیز و هیچ فردی از اول کامل و فوق العاده نبوده است و برای ساخته شدن و با کیفیت شدن پروسه‌ای را طی کرده است. یکی دیگر از تمرین هایی که شما را در این زمینه یاری می‌کند این است که شخصیت ۲۰ سال آینده خود را تصور کنید، با آن روبرو شوید و بررسی کنید که دوست دارید شخصیت ۲۰ سال آینده خود را از نظر مالی، سلامتی، ارتباطات و... در کدام جایگاه و موقعیت ببینید؟ اگر خوب به این موضوع فکر کنید می‌توانید نسبت به خیلی از مواردی که لازم است در مسیر موفقیت و ساخت شخصیت محکم و قوی انجام دهید، تا به نتیجه بهتری برسید، آگاه شده و قهرمان زندگی خود شوید.

📛 کمال‌ گرایی و ناحیه راحتی

افراد کمال‌گرا معمولاً دنبال چالش نمی‌روند و در همان مناطق امنشان پناه می‌گیرند. کمال‌ گرایی در هر موضوعی تأثیر دارد و افرادی که کمال‌گرا هستند به مشکلات زیادی می‌خورند.
ترس از شکست یکی از دلایلی است که آن‌ها نمی‌خواهند از منطقه امنشان بیرون روند. اما این نکته را باید به خاطر داشت:

♨️"۲۰ سال بعد برای کارهایی که انجام نداده‌ای بیشتر حسرت می‌خوری تا کارهایی که انجام دادی"

👤 مارک تواین

🖋 یکی از مواردی که کمک می‌کند که از منطقه امن خارج شد این است که برای خود یک کوچ و یا منتور داشت. به خصوص، بحث کوچینگ می‌تواند در این زمینه خیلی کمک کند و فرد را متقاعد کند که باید حتماً از مناطق امن خود خارج شود. با استفاده از کوچینگ و پیگیری‌ها مختلف، افراد تصمیم می‌گیرند که از منطقه امن خود خارج شوند و بعداً متوجه می‌شوند که چه قدر زندگی خارج از منطقه امن زیباتر است!

📝 کانال مدیران شایسته

🆔@Competentmanagers
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📕تصنیف دل مجنون

🔰مرحوم استاد شجریان

💎 با مدیران شایسته همراه شوید
‌
🆔@Competentmanagers
🤩 مدیران محترم! به آینه نگاه کنید...

برخی مدیران که تعدادشان هم زیاد است، فکر می‌کنند داشتن رفتار بد با دیگران مسیری به سوی موفقیت شخصی است. بسیاری از کارشناسان هم این مدیران را تحسین می‌کنند.
مدیران قلدر به افراد و سازمان‌ها آسیب می‌زنند. تحقیقات مختلف نشان می‌دهد افرادی که با بی‌ادبی، توهین و تحقیر مواجه می‌شوند، عملکردشان تحت‌تاثیر قرار می‌گیرد؛ از جمله مهارت‌های تصمیم‌گیری، بهره‌وری، خلاقیت و تمایل به سختکوشی و کمک به همکاران.

🔸هرچقدر جایگاه شما در سازمان بالاتر رود، ریسک بی‌احساس بودن نسبت به دیگران افزایش می‌یابد. تحقیقات زیادی نشان می‌دهند قدرتمند بودن و احساس قدرت داشتن باعث می‌شود افراد بیشتر بر خواسته‌های خودشان متمرکز شوند و نسبت به نیازها و احساسات دیگران بی‌توجه باشند.

🔸انسان‌ میل شدیدی به انکار و فریب دارد. اغلب ما اطلاعی در مورد نقص‌های خودمان نداریم و حتی وقتی به کمبودها اعتراف می‌کنیم، شدت و اثرات منفی آن را دست‌کم می‌گیریم.
دنیل کانمن، برنده جایزه نوبل، معتقد است مشکل اعتمادبه‌نفس بیش از حد، مخرب‌ترین سوگیری بشر است. در این حالت، افراد دوست دارند تصویری تحریف شده و بیش از حد مثبت از خود به نمایش بگذارند و اطلاعات منفی در مورد خودشان را انکار کنند. بیشتر ما اگر می‌خواهیم بدانیم چه زمانی به افراد آسیب‌زننده تبدیل می‌شویم، باید بر جانبداری‌های‌مان غلبه کنیم. 

🔸اوضاع زمانی بدتر می‌شود که مدیران نخواهند واقعیت را بشنوند. اگر سعی کنید واقعیت را بشنوید، ریسک داشتن رفتار بد با دیگران را کم می‌کنید.
هرقدر شکاف بین دیدی که نسبت به خودمان داریم و دیدی که دیگران نسبت به ما دارند بیشتر شود، روابط بدتر خواهد شد. بنابراین پذیرفتن اینکه نظر دیگران نسبت به ما چیست، دستاورد خوبی محسوب می‌شود.

◀️ به هر حال، برای اینکه به چنین دستاوردی برسید، به افرادی نیاز دارید که شما را بشناسند و واقعیت را از شما پنهان نکنند؛ افرادی که هر بازخوردی را از آنها بپذیرید. اگر موضوع بدی را در موردتان می‌گویند، تشکر کنید و جبهه نگیرید./ آکادمی مدیریت منابع انسانی
نویسنده: Robert I. Sutton

💎 با مدیران شایسته همراه شوید
‌
🆔@Competentmanagers
💎 با کانال مدیران شایسته همراه شوید
‌
🆔@Competentmanagers
Forwarded from (Competent Managers) مدیران شایسته (Mh_Kashefi_Cm)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌺فرخنده میلاد با سعادت حضرت زینب سلام الله و روز پرستار را خدمت همه شما همراهان گرامی به ویژه عموم پرستاران عزیز و تمام ایثارگران نجیب و شریف نظام سلامت کشورمان تبریک و تهنیت عرض می نمایم.

💎 با مدیران شایسته همراه شوید

‌🆔@Competentmanagers
❤1
Forwarded from (Competent Managers) مدیران شایسته (Mh_Kashefi_Cm)
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📕🌺هفته پرستار را خدمت فرشتگان زمینی تبریک عرض میکنم.

🔰از آسمان پرسیدم پرستار کیست؟ گفت: وسیع تر از من است.

🔰 از کوه پرسیدم پرستار کیست؟ گفت: مقاوم تر از من است.

🔰از آینه پرسیدم پرستار کیست؟ گفت: پاک تر از من است.

🔰از آب پرسیدم پرستار کیست؟ گفت: زلال تر از من است.

🔰از مادر پرسیدم پرستار کیست؟ گفت: مهربانتر از من است.

🔰و بالاخره از پرستار پرسیدم پرستار کیست؟ گفت:

💐 نمیشه گفت پرستاری یه شغله، پرستاری را باید زندگی کرد. 💐

🧿تقدیم به همه پزشکان و پرستاران و تمام کادر نازنین نظام سلامت کشور.

💎 با مدیران شایسته همراه شوید
‌
🆔@Competentmanagers
❤1
🔰نظریه “اسب مرده” (Dead Horse Theory)

به رویکردهایی اشاره دارد که سازمان‌ها و شرکتها به رغم شکست یک پروژه، به دلیل تعصب، ترس از تغییر یا فقدان تجزیه و تحلیل صحیح، همچنان به ادامه آن می‌پردازند. این در حالی است که در دنیای بیزنس، تغییرات سریع و نیاز به نوآوری امری ضروری است و ادامه دادن به پروژه‌های ناموفق یا استفاده از تکنولوژی‌های قدیمی می‌تواند باعث هدررفت منابع و از دست دادن فرصت‌ها شود.

مثال‌هایی از “اسب مرده” در صنعت و بیزنس:

1. استفاده از نرم‌افزارهای قدیمی (Legacy Systems)
یکی از رایج‌ترین مثال‌ها در صنعت IT، استفاده از سیستم‌های نرم‌افزاری قدیمی است که به دلایل مختلف، به ویژه عدم تطابق با نیازهای جدید کسب‌وکار، به شدت ناکارآمد شده‌اند. بسیاری از سازمان‌ها با وجود مشکلات جدی در کارایی و امنیت این سیستم‌ها، همچنان به استفاده از آن‌ها ادامه می‌دهند به این امید که بتوانند آن‌ها را بهبود بخشند یا به دلایل مختلف هزینه‌های مهاجرت به سیستم‌های جدید را نادیده می‌گیرند. این رویکرد مانند تلاش برای “حرکت دادن اسب مرده” است، زیرا این سیستم‌ها در نهایت قادر به رقابت با فناوری‌های نوین نیستند و منابع زیادی برای حفظ آن‌ها مصرف می‌شود.

2. پروژه‌های شکست‌خورده و ادامه دادن به آن‌ها
در بسیاری از پروژه‌های بیزنس ، ممکن است یک پروژه به دلایلی مانند ضعف در برنامه‌ریزی، مدیریت ضعیف، یا انتخاب اشتباه فناوری با شکست مواجه شود. با این حال، تیم‌ها یا مدیران ممکن است همچنان به تلاش برای تکمیل پروژه ادامه دهند، به این امید که مشکلات به مرور زمان حل شوند. به جای توقف و ارزیابی مجدد، ممکن است تیم همچنان به رفع مشکلات جزیی پروژه بپردازد که عملاً دیگر از لحاظ تجاری یا فنی فایده‌ای ندارد. این دقیقاً مصداق “اسب مرده” است.

3. زحمت برای تعمیر تجهیزات:
در برخی موارد، ممکن است سازمان‌ها به جای ارتقاء یا جایگزینی تجهیزات قدیمی، صرفاً تلاش کنند آن‌ها را تعمیر کنند یا مشکلات جزئی آن‌ها را حل کنند. این نوع رویکرد به خصوص در شرکتهای بزرگ که بسیاری از تجهیزات و سیستم‌ها به طور عمیق به یکدیگر متصل هستند، رایج است. اما در نهایت این تعمیرات جزئی نمی‌توانند جلوی مشکلات عمده را بگیرند و در نتیجه هزینه‌های زیادی به سازمان تحمیل می‌شود. این مانند تلاش برای “حرکت دادن اسب مرده” است.

چرا این اتفاقات در صنعت و بیزنس رخ می‌دهند؟

1. هزینه‌های بالا برای تغییر: بسیاری از شرکت‌ها در اثر سرمایه‌گذاری‌های سنگینی که در پروژه‌ها یا زیرساخت‌های موجود انجام داده‌اند، ممکن است از تغییرات بزرگ اجتناب کنند. تحول و تغییر به تکنولوژی‌های جدید یا به‌روزرسانی سیستم‌ها به طور معمول هزینه‌های بالایی دارد که بسیاری از سازمان‌ها ترجیح می‌دهند آن را نادیده بگیرند.

2. ترس از شکست یا عدم موفقیت: در بعضی از مواقع، مدیران بیزنس از تغییرات عمده می‌ترسند زیرا ممکن است به نظر برسد که پروژه‌های جدید موفق نخواهند شد یا سرمایه‌گذاری‌ها به هدر می‌روند. به همین دلیل ممکن است تصمیم بگیرند که به پروژه‌های قدیمی ادامه دهند حتی اگر شواهد نشان دهد که آن‌ها دیگر کارآمد نیستند.

3. نداشتن توانایی یا دانش کافی برای تغییر: در بسیاری از سازمان‌ها، به‌ویژه در سازمان‌های بزرگ، گاهی اوقات منابع یا مهارت‌های لازم برای تحول به تکنولوژی‌های جدید وجود ندارد. این مشکل می‌تواند ناشی از کمبود نیروی متخصص یا ناآگاهی از روندهای جدید صنعت و بیزنس باشد.

راه‌حل‌ها و استراتژی‌ها:

1. تجزیه و تحلیل ROI (بازگشت سرمایه): قبل از ادامه دادن به پروژه‌های قدیمی یا فناوری‌های شکست‌خورده، باید بازگشت سرمایه (ROI) پروژه‌ها یا فناوری‌ها تجزیه و تحلیل شود. اگر هزینه‌های نگهداری یا تغییرات ادامه‌دار بیشتر از مزایای استفاده از آن باشد، باید آن‌ها را کنار گذاشت و به راه‌حل‌های جدیدتر روی آورد.

2. استفاده از رویکردهای Agile و DevOps: رویکردهای چابک (Agile) و DevOps می‌توانند به سازمان‌ها کمک کنند تا به جای تلاش برای اصلاح پروژه‌های بزرگ و پیچیده، به تدریج سیستم‌ها را بهبود دهند و به سمت تکنولوژی‌های نوین پیش روند.

3. آموزش و توسعه نیروی انسانی: سرمایه‌گذاری در آموزش نیروی انسانی و تقویت مهارت‌های جدید می‌تواند به تیم‌ها کمک کند تا با تکنولوژی‌های جدید آشنا شوند و بتوانند به راحتی سیستم‌های قدیمی را به سیستم‌های نوین منتقل کنند.

4. بازنگری در استراتژی‌های فناوری: سازمان‌ها باید به طور مرتب استراتژی‌های فناوری خود را بازنگری کنند و از هم‌راستایی با روندهای روز دنیا مطمئن شوند. این شامل مهاجرت به فناوری‌های مدرن مانند محاسبات ابری، استفاده از هوش مصنوعی و تحلیل داده‌های بزرگ است.
👍1
نتیجه‌گیری:
نظریه “اسب مرده” در صنعت و بیزنس به شرکت‌ها هشدار می‌دهد که در صورت مشاهده ناکامی یا عدم کارایی در پروژه‌ها یا فناوری‌های خود، باید آماده باشند که تغییرات لازم را ایجاد کنند. ادامه دادن به پروژه‌های شکست‌خورده یا استفاده از فناوری‌های قدیمی فقط باعث هدر رفت منابع و کاهش رقابت‌پذیری می‌شود. پذیرش تغییر و نوآوری از ضروریات موفقیت در صنعت و بیزنس است.

💎 با کانال مدیران شایسته همراه شوید
‌
🆔@Competentmanagers
راهنمای جامع برای رهبران استثنایی
چگونه بازخورد بدهیم

### ۴ مدل برای بازخورد و بهبود

#### مدل SBI
- وضعیت (Situation): موقعیتی که در آن رفتار رخ داده را توضیح دهید.
- مثال: در جلسه تیمی دیروز.
- رفتار (Behavior): رفتار مورد نظر را توصیف کنید.
- مثال: شما چند بار حرف دیگران را قطع کردید.
- تأثیر (Impact): تأثیر این رفتار را بیان کنید.
- مثال: این باعث شد همکارانتان احساس ناراحتی کنند.

#### مدل COIN
- ارتباط (Connect): ابتدا ارتباط خود را تقویت کنید.
- مثال: می‌خواهم به رشد و موفقیت شما کمک کنم.
- مشاهده (Observe): رفتار را با جزئیات شرح دهید.
- مثال: متوجه شدم که در پروژه تاخیر داشتیم.
- تأثیر (Impact): اثر رفتار را توضیح دهید.
- مثال: این باعث شده تا برنامه‌ها به تأخیر بیفتند.
- مرحله بعدی (Next Step): روی گام‌های بعدی توافق کنید.
- مثال: چگونه می‌توانیم برای مدیریت بهتر زمان تلاش کنیم؟

#### مدل GROW
- هدف (Goal): هدف مورد نظر را مشخص کنید.
- مثال: هدف این است که تیم ما زمان را بهتر مدیریت کند.
- واقعیت (Reality): وضعیت فعلی را بررسی کنید.
- مثال: در حال حاضر، جلسات بیش از حد طولانی می‌شوند.
- گزینه‌ها (Options): گزینه‌های موجود برای بهبود را بررسی کنید.
- مثال: چگونه می‌توانیم مدت جلسات را کاهش دهیم؟
- راه‌حل (Way Forward): تصمیم بگیرید که چه کاری باید انجام شود.
- مثال: اجازه دهید از این پس، جلسات را به ۳۰ دقیقه محدود کنیم.

#### مدل CEDAR
- زمینه (Context): مکانی و زمانی که رفتار رخ داده را توضیح دهید.
- مثال: در حال کار روی پروژه X بودید.
- مثال (Example): نمونه‌ای از رفتار خاص را بیاورید.
- مثال: زمان زیادی را برای بازبینی اطلاعات صرف کردید.
- تشخیص (Diagnosis): برداشت خود از وضعیت را بیان کنید.
- مثال: به نظر می‌رسد دقت بالا برایتان اهمیت زیادی دارد.
- اقدام (Action): توضیح دهید که چه تغییری باید انجام شود.
- مثال: بیایید سرعت کار را با حفظ دقت افزایش دهیم.
- بازبینی (Review): نحوه پیگیری را مشخص کنید.
- مثال: طی ماه آینده پیشرفت شما را بررسی می‌کنیم.

---

### ۵ نکته برتر دانشگاه هاروارد برای ارائه بازخورد مؤثر

1. با همدلی رهبری کنید
خود را جای آن‌ها بگذارید و دیدگاه‌ها و چالش‌هایشان را درک کنید.
این کار باعث ایجاد اعتماد و حمایت واقعی می‌شود.

2. آمادگی کامل داشته باشید
قبل از ارائه بازخورد، برنامه‌ریزی کنید و به عملکرد، واکنش‌ها و نشانه‌های دریافتی توجه کنید.

3. مشخص و دقیق باشید
بر رفتارها و اقدامات خاص تمرکز کنید. بازخورد مشخص به شفافیت بیشتر کمک می‌کند.

4. گفت‌وگوی متقابل را تشویق کنید
با پرسش سؤالات عمق بیشتری به بازخورد بدهید و فضایی برای گفت‌وگو ایجاد کنید.

5. یک ذهنیت رو به جلو و حمایتی پرورش دهید
پس از ارائه بازخورد، به آینده تمرکز کنید و از تکرار اشتباهات گذشته دوری کنید.

---

### چگونه در جلسات بازخورد بدهیم

- جلسه را به آن‌ها اختصاص دهید، نه خودتان
- محیطی بدون حواس‌پرتی فراهم کنید
- با حضور کامل گوش دهید
- قبل از شروع جلسه اعتماد ایجاد کنید
- نیازهایشان را شناسایی کنید
- بازخورد خاص و قابل اجرا ارائه دهید
- انتقاد سازنده را با قدردانی ترکیب کنید
- اهداف مشترک و معنادار تعریف کنید

---
با این اصلاحات، ترجمه کمی روان‌تر شده و احتمالاً برای خواننده فارسی‌زبان راحت‌تر قابل درک است.

💎 با کانال مدیران شایسته همراه شوید
‌
🆔@Competentmanagers