۷ کار ممنوع برای #مدیران
نویسنده: سوجان پاتل
۱. قرار دادن کارهای غیرضروری در فهرست کارهای روزانه
آیا کار مشخصی وجود دارد که مدتهاست از انجام دادنش طفره میروید؟ اومار پرچینگ، بنیانگذار شرکت Any.do اینطور استدلال میکند که شاید اصلا دلیلی برای انجام آن کار نداشته باشید: «زمانی که میبینید دارید به طور مداوم کاری را به تعویق میاندازید، باید از خودتان بپرسید که آیا اصلا انجام دادن آن کار برایتان ضروری است یا خیر. افراد واقعا موفق میدانند چطور باید روی اولویتهای خود متمرکز شوند، پس خیلی راحت میتوانند کارهایی را که خیلی اهمیت ندارند یا به حیطه کاریشان مرتبط نیستند حذف کنند.
۲. #برنامهریزی قرارهای ملاقات
دیگر نیازی نیست با تقویم کلنجار بروید تا روز و ساعت مناسبی را برای جلسات و قرارهای ملاقات بعدیتان پیدا کنید. این کار را به مسئول دفترتان واگذار کنید. از جمله دیگر کارهایی که باید به مسئول دفتر، بخش مالی یا بخش فروش و بازاریابی شرکت خود واگذار کنید، میتوان به کتابداری، مرتب کردن مدارک و پوشهها، پرداخت حقوق کارمندان و پیگیری پیشنهادهای فروش اشاره کرد.
۳. شرکت کردن در جلسات بیفایده و غیرضروری
همچنین قبل از اینکه جلسهای را ترتیب دهید یا در آن شرکت کنید، از خودتان بپرسید که آیا واقعا این جلسه ضروری است یا حالت تشریفاتی دارد. به زمان خود و دیگران احترام بگذارید و اینگونه جلسات غیرضروری و اغلب بیفایده را در فهرست کارهایی قرار دهید که نباید انجامش دهید.
۴. اختصاص ندادن وقت کافی به #تیم کاریتان
به سادگی ممکن است آنقدر در سمت مدیریت غرق کار شوید که فراموش کنید برای تیمتان وقت بگذارید. شما پروژههایی دارید که باید انجام شوند، اما باید به کارمندان خود نیز برسید. اگر شما برایشان وقت نگذارید، آنها چطور بدانند که باید چه کاری انجام دهند و در صورت بروز مشکل، چطور آن را رفعورجوع کنند؟
در برنامه کاریتان زمانی را صرفا به امور کارمندانتان اختصاص دهید و سعی کنید به شکل فعالی به حرفهایشان گوش دهید. هوش احساسی خود را افزیش دهید تا بتوانید نسبت به اعضای تیم و نیازهایشان آگاهی بیشتری به دست آورید. بازه زمانیای را در طول روز مشخص و به کارمندان خود اعلام کنید که میتوانند در آن بازه زمانی به شما مراجعه کرده و حرفشان را بزنند.
۵. #رفتار بیش از حد دوستانه نداشته باشید
بیشتر ما دوست داریم فردی با رفتار دوستانه و مهربان به نظر برسیم. بالاخره مردم با روسای مهربان و خوشرفتار بهتر کار میکنند. با این حال گاهی باید تصمیمات دشواری در مورد با برخی از افراد تیمتان بگیرید: چرا که عدهای به محض دیدن رفتار خوش شما وسوسه میشوند که تا حد امکان از زیر کار در بروند.
البته این بدین معنا نیست که با کارمندان خود گرم نگیرید و خوشاخلاق نباشید. اما باید تعادل را سرلوحه خود قرار داده و بین رفتار رئیسمابانه و دوستانه تعادل برقرار کنید.
۶. ضعف در تعیین #هدف
وقتی که کارمندانتان اهداف مشخصی نداشته باشند، وقت کاریشان را هدر خواهند داد. اگر آنها دلیل و هدفی برای کار نداشته باشند، نمیتوانند بازدهی بالایی از خود نشان دهند. همچنین ممکن است این ناکارآمدی در تعیین اولویتها نیز رخ دهند و پروژهها به ترتیب نادرستی آماده شوند.
باید یاد بگیرید که برای تیم کاریتان اهداف هوشمندانه تعیین کنید. با استفاده از جدول و نمودار سعی کنید مسیر کاری را به درستی شرح داده و به درستی اهداف تیم را با ماموریت شرکت همسو کنید.
۷. #استخدام عجولانه
وقتی حجم کاریتان به شدت افزایش پیدا میکند، بدیهی است که به فکر افزایش نیروی کار باشید، اما پر کردن عجولانه جایگاههای شغلی خالی نیز اشتباهی فاجعهبار خواهد بود.
استخدام عجولانه میتواند به استخدام افراد نادرستی برای شرکت بینجامد. آنها به دلیل ناکارآمدی و نداشتن صلاحیت کافی باعث ایجاد وقفه و کاهش سرعت انجام کارها میشوند. همچنین وقت با ارزش و منابعی که صرف آموزش آنها میکنید نیز به هدر خواهد رفت. کارمند نامناسب تاثیر بدی نیز بر دیگر کارمندان خواهد گذاشت.
💎 با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
نویسنده: سوجان پاتل
۱. قرار دادن کارهای غیرضروری در فهرست کارهای روزانه
آیا کار مشخصی وجود دارد که مدتهاست از انجام دادنش طفره میروید؟ اومار پرچینگ، بنیانگذار شرکت Any.do اینطور استدلال میکند که شاید اصلا دلیلی برای انجام آن کار نداشته باشید: «زمانی که میبینید دارید به طور مداوم کاری را به تعویق میاندازید، باید از خودتان بپرسید که آیا اصلا انجام دادن آن کار برایتان ضروری است یا خیر. افراد واقعا موفق میدانند چطور باید روی اولویتهای خود متمرکز شوند، پس خیلی راحت میتوانند کارهایی را که خیلی اهمیت ندارند یا به حیطه کاریشان مرتبط نیستند حذف کنند.
۲. #برنامهریزی قرارهای ملاقات
دیگر نیازی نیست با تقویم کلنجار بروید تا روز و ساعت مناسبی را برای جلسات و قرارهای ملاقات بعدیتان پیدا کنید. این کار را به مسئول دفترتان واگذار کنید. از جمله دیگر کارهایی که باید به مسئول دفتر، بخش مالی یا بخش فروش و بازاریابی شرکت خود واگذار کنید، میتوان به کتابداری، مرتب کردن مدارک و پوشهها، پرداخت حقوق کارمندان و پیگیری پیشنهادهای فروش اشاره کرد.
۳. شرکت کردن در جلسات بیفایده و غیرضروری
همچنین قبل از اینکه جلسهای را ترتیب دهید یا در آن شرکت کنید، از خودتان بپرسید که آیا واقعا این جلسه ضروری است یا حالت تشریفاتی دارد. به زمان خود و دیگران احترام بگذارید و اینگونه جلسات غیرضروری و اغلب بیفایده را در فهرست کارهایی قرار دهید که نباید انجامش دهید.
۴. اختصاص ندادن وقت کافی به #تیم کاریتان
به سادگی ممکن است آنقدر در سمت مدیریت غرق کار شوید که فراموش کنید برای تیمتان وقت بگذارید. شما پروژههایی دارید که باید انجام شوند، اما باید به کارمندان خود نیز برسید. اگر شما برایشان وقت نگذارید، آنها چطور بدانند که باید چه کاری انجام دهند و در صورت بروز مشکل، چطور آن را رفعورجوع کنند؟
در برنامه کاریتان زمانی را صرفا به امور کارمندانتان اختصاص دهید و سعی کنید به شکل فعالی به حرفهایشان گوش دهید. هوش احساسی خود را افزیش دهید تا بتوانید نسبت به اعضای تیم و نیازهایشان آگاهی بیشتری به دست آورید. بازه زمانیای را در طول روز مشخص و به کارمندان خود اعلام کنید که میتوانند در آن بازه زمانی به شما مراجعه کرده و حرفشان را بزنند.
۵. #رفتار بیش از حد دوستانه نداشته باشید
بیشتر ما دوست داریم فردی با رفتار دوستانه و مهربان به نظر برسیم. بالاخره مردم با روسای مهربان و خوشرفتار بهتر کار میکنند. با این حال گاهی باید تصمیمات دشواری در مورد با برخی از افراد تیمتان بگیرید: چرا که عدهای به محض دیدن رفتار خوش شما وسوسه میشوند که تا حد امکان از زیر کار در بروند.
البته این بدین معنا نیست که با کارمندان خود گرم نگیرید و خوشاخلاق نباشید. اما باید تعادل را سرلوحه خود قرار داده و بین رفتار رئیسمابانه و دوستانه تعادل برقرار کنید.
۶. ضعف در تعیین #هدف
وقتی که کارمندانتان اهداف مشخصی نداشته باشند، وقت کاریشان را هدر خواهند داد. اگر آنها دلیل و هدفی برای کار نداشته باشند، نمیتوانند بازدهی بالایی از خود نشان دهند. همچنین ممکن است این ناکارآمدی در تعیین اولویتها نیز رخ دهند و پروژهها به ترتیب نادرستی آماده شوند.
باید یاد بگیرید که برای تیم کاریتان اهداف هوشمندانه تعیین کنید. با استفاده از جدول و نمودار سعی کنید مسیر کاری را به درستی شرح داده و به درستی اهداف تیم را با ماموریت شرکت همسو کنید.
۷. #استخدام عجولانه
وقتی حجم کاریتان به شدت افزایش پیدا میکند، بدیهی است که به فکر افزایش نیروی کار باشید، اما پر کردن عجولانه جایگاههای شغلی خالی نیز اشتباهی فاجعهبار خواهد بود.
استخدام عجولانه میتواند به استخدام افراد نادرستی برای شرکت بینجامد. آنها به دلیل ناکارآمدی و نداشتن صلاحیت کافی باعث ایجاد وقفه و کاهش سرعت انجام کارها میشوند. همچنین وقت با ارزش و منابعی که صرف آموزش آنها میکنید نیز به هدر خواهد رفت. کارمند نامناسب تاثیر بدی نیز بر دیگر کارمندان خواهد گذاشت.
💎 با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
👍1
Forwarded from (Competent Managers) مدیران شایسته (Mh_kashefi)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌹ای صبح آرزو که دمیدی زِ روی یار
برعاشقان به لطف زِ بارانِ مهر بار
🌹 برلب نشانِ خنده ای ازجنس آفتاب
بنشان که تاشکوفه بخیزد زنو بهار
🌸سلام بر همه شماخوبان ارجمند
صبحتان بخیر و نیکی باد.
🌷با ما باشید در کانال مدیران شایسته:
@CompetentManagers
برعاشقان به لطف زِ بارانِ مهر بار
🌹 برلب نشانِ خنده ای ازجنس آفتاب
بنشان که تاشکوفه بخیزد زنو بهار
🌸سلام بر همه شماخوبان ارجمند
صبحتان بخیر و نیکی باد.
🌷با ما باشید در کانال مدیران شایسته:
@CompetentManagers
Forwarded from AbdollahAzamat
همه چیزدانان نادان ،سواد مصنوعی، الگوی جدید نادانی( از دکتر مجتبی لشکر بلوکی )
روزانه فقط در تلگرام بیش از ۳ میلیون مطلب منتشر می شود. این میزان تولید محتوا ، در شبکه های اجتماعی شگفت آور است و منجر به پدیده جالبی شده: «همه ما» راجع به «همه چیز» می دانیم اما با ويژگی هایی خاص. در حالیکه نمی دانیم که همچنان نمی دانیم. کارل تارو ژورنالیست معروف ژاپنی می گوید: هر وقت هر کسی از هر چیزی سخن میگوید ما وانمود می کنیم که دربارۀ آن میدانیم. همکارانمان دربارۀ فیلم، کتاب، قیمت ارز، حمله نظامی آمریکا صحبت میکنند سرمان را بالا و پایین می بریم یعنی من هم دربارۀ آن می دانم.
این درصورتی است که آن ها دربارۀ آن موضوع فقط نظرات کس دیگری را در یک شبکه اجتماعی خوانده اند و آن را بازگو می کنند همان گونه که ما نیز چنین می کنیم. ما به شکلی خطرناک به نوعی کپی برداری از دانایی نزدیک میشویم، که در واقع الگوی جدید نادانی است. ما با سواد مصنوعی روبرو هستیم. محیط اطراف ما پر است از اخبار مغشوش، اعداد و ارقام گول زننده و حرف های جهتدار. سه مساله این موضوع را تشدید می کند:
۱_ حجم بالای اخبار و تحلیل ها. اطلاعات بیشتر یعنی فرصت کمتر برای بررسی دقیق تر آن ها.
۲_ سبک زندگی شتابان: زندگی امروزی نسبت به ۲۰۰ سال پیش بسیار چگال تر شده است. یعنی میزان رخدادهای کاری و ارتباطاتی در واحد زمان بیشتر شده است.
۳_ سواد مصنوعی: نظرات ما از پرسهزدن در شبکههای اجتماعی سرچشمه میگیرند، نه مطالعۀ کتابها! این کپی برداری از دانایی، در واقع الگوی جدید نادانی است.
به همین خاطر است که اخبار درست و غلط و شایعه و حقیقت در فضای مجازی تقریبا هم ارزشاند. چرا؟ چون ما فرصت نمی کنیم که درستی آن چه را که دریافت می کنیم، بررسی کنیم. بلافاصله آن را می خوانیم و احتمالا آن را برای دیگران فوروارد (ارسال) می کنیم و در گفتگوهای خانوادگی یا دوستانه یا کاری مان از آن اطلاعات استفاده می کنیم که نشان دهیم از زمانه عقب نیستیم.
اما ، اما ، اما چه می توان کرد؟
۱__ تعلیق قضاوت.
نه باور کنید و نه رد کنید.
زمانی که استدلال به نفع یا علیه آن گفته یا نوشته ندارید، نه باور و نه ردش کنید، قضاوت خود را معلق کنید تا زمان دریافت اطلاعات کافی برای قضاوت.
۲__ عدم قضاوت در حالت مستی
دو روانشناس آمریکایی در مطالعات خود نشان دادند زمانی که افراد از آرامش فکری بیشتری برخورداند، کیفیت قضاوتهای حرفه ای شان افزایش پیدا می کند. مطالعات نشان داده زمانی که شتابزده، هیجانی، خسته و پریشان هستیم، {که در این روزگار اکثرا چنین هستیم } کیفیت قضاوت های ما افت می کند و قضاوتی که در زمان شتابزدگی می کنیم به اندازه قضاوت یک فرد مست، غیرقابل اتکاست.
۳__ حساسیت به ساختارهای مجهول
جملاتی که با فعل مجهول و بدون فاعل ساخته شدهاند مانند «گفته میشود» یا «شنیدهها حاکی از آن است که» و «یا بر اساس اخبار منتشر شده» روشی برای پیچاندن شما هستند. در این ساختارها خبر وجود دارد. اما منبع خبر وجود ندارد.
۴__ پرسشگر و مشکوک باشید.
برای هر چه می خوانید یا می شنوید از خودتان بپرسید:
الف) آیا از منبع خبر/گزارش مطمئن هستم؟
ب) آیا شواهد تاییدکننده یا استدلال های قانع کننده آورده شده یا اینکه یک حرف به زبان های مختلف تکرار شده؟
ج) آیا بین مقدمه و اطلاعات ارایه شده و نتایج رابطه منطقی وجود دارد؟
د) آیا تمام واقعیت بیان شده یا بخشی از واقعیت؟
۵__ از چرا و کلمات هم خانواده استفاده کنید.
آدم های دقیق دائم می پرسند چرا؟ چرا کاندیدای ریاست جمهوری شما بهتر است؟ چه چیز باعث می شود که فکر کنید قیمت ارز بالا می رود؟ چطور به این نتیجه رسیدید؟
۶__ با مغالطات آشنا شوید.
در منطق، فصلی وجود دارد به نام مغالطات. برای تقویت تفکر سنجشگرانه (انتقادی) بخش مغالطات را بخوانید با بیش از ۷۰ نوع مغالطه (=دامگاه اشتباه ذهنی) آشنا شوید.
۷__ کتاب های آگاهی بخش بخوانید.
حضور در شبکه های اجتماعی مفید است. جریان آزاد اطلاعات در آن بسیار جذاب، مفید و غنیمت است. اما فراموش نکنیم که آن ها نمی توانند جایگزین کتاب و تفکر عمیق شوند.
https://t.me/masir_inst
روزانه فقط در تلگرام بیش از ۳ میلیون مطلب منتشر می شود. این میزان تولید محتوا ، در شبکه های اجتماعی شگفت آور است و منجر به پدیده جالبی شده: «همه ما» راجع به «همه چیز» می دانیم اما با ويژگی هایی خاص. در حالیکه نمی دانیم که همچنان نمی دانیم. کارل تارو ژورنالیست معروف ژاپنی می گوید: هر وقت هر کسی از هر چیزی سخن میگوید ما وانمود می کنیم که دربارۀ آن میدانیم. همکارانمان دربارۀ فیلم، کتاب، قیمت ارز، حمله نظامی آمریکا صحبت میکنند سرمان را بالا و پایین می بریم یعنی من هم دربارۀ آن می دانم.
این درصورتی است که آن ها دربارۀ آن موضوع فقط نظرات کس دیگری را در یک شبکه اجتماعی خوانده اند و آن را بازگو می کنند همان گونه که ما نیز چنین می کنیم. ما به شکلی خطرناک به نوعی کپی برداری از دانایی نزدیک میشویم، که در واقع الگوی جدید نادانی است. ما با سواد مصنوعی روبرو هستیم. محیط اطراف ما پر است از اخبار مغشوش، اعداد و ارقام گول زننده و حرف های جهتدار. سه مساله این موضوع را تشدید می کند:
۱_ حجم بالای اخبار و تحلیل ها. اطلاعات بیشتر یعنی فرصت کمتر برای بررسی دقیق تر آن ها.
۲_ سبک زندگی شتابان: زندگی امروزی نسبت به ۲۰۰ سال پیش بسیار چگال تر شده است. یعنی میزان رخدادهای کاری و ارتباطاتی در واحد زمان بیشتر شده است.
۳_ سواد مصنوعی: نظرات ما از پرسهزدن در شبکههای اجتماعی سرچشمه میگیرند، نه مطالعۀ کتابها! این کپی برداری از دانایی، در واقع الگوی جدید نادانی است.
به همین خاطر است که اخبار درست و غلط و شایعه و حقیقت در فضای مجازی تقریبا هم ارزشاند. چرا؟ چون ما فرصت نمی کنیم که درستی آن چه را که دریافت می کنیم، بررسی کنیم. بلافاصله آن را می خوانیم و احتمالا آن را برای دیگران فوروارد (ارسال) می کنیم و در گفتگوهای خانوادگی یا دوستانه یا کاری مان از آن اطلاعات استفاده می کنیم که نشان دهیم از زمانه عقب نیستیم.
اما ، اما ، اما چه می توان کرد؟
۱__ تعلیق قضاوت.
نه باور کنید و نه رد کنید.
زمانی که استدلال به نفع یا علیه آن گفته یا نوشته ندارید، نه باور و نه ردش کنید، قضاوت خود را معلق کنید تا زمان دریافت اطلاعات کافی برای قضاوت.
۲__ عدم قضاوت در حالت مستی
دو روانشناس آمریکایی در مطالعات خود نشان دادند زمانی که افراد از آرامش فکری بیشتری برخورداند، کیفیت قضاوتهای حرفه ای شان افزایش پیدا می کند. مطالعات نشان داده زمانی که شتابزده، هیجانی، خسته و پریشان هستیم، {که در این روزگار اکثرا چنین هستیم } کیفیت قضاوت های ما افت می کند و قضاوتی که در زمان شتابزدگی می کنیم به اندازه قضاوت یک فرد مست، غیرقابل اتکاست.
۳__ حساسیت به ساختارهای مجهول
جملاتی که با فعل مجهول و بدون فاعل ساخته شدهاند مانند «گفته میشود» یا «شنیدهها حاکی از آن است که» و «یا بر اساس اخبار منتشر شده» روشی برای پیچاندن شما هستند. در این ساختارها خبر وجود دارد. اما منبع خبر وجود ندارد.
۴__ پرسشگر و مشکوک باشید.
برای هر چه می خوانید یا می شنوید از خودتان بپرسید:
الف) آیا از منبع خبر/گزارش مطمئن هستم؟
ب) آیا شواهد تاییدکننده یا استدلال های قانع کننده آورده شده یا اینکه یک حرف به زبان های مختلف تکرار شده؟
ج) آیا بین مقدمه و اطلاعات ارایه شده و نتایج رابطه منطقی وجود دارد؟
د) آیا تمام واقعیت بیان شده یا بخشی از واقعیت؟
۵__ از چرا و کلمات هم خانواده استفاده کنید.
آدم های دقیق دائم می پرسند چرا؟ چرا کاندیدای ریاست جمهوری شما بهتر است؟ چه چیز باعث می شود که فکر کنید قیمت ارز بالا می رود؟ چطور به این نتیجه رسیدید؟
۶__ با مغالطات آشنا شوید.
در منطق، فصلی وجود دارد به نام مغالطات. برای تقویت تفکر سنجشگرانه (انتقادی) بخش مغالطات را بخوانید با بیش از ۷۰ نوع مغالطه (=دامگاه اشتباه ذهنی) آشنا شوید.
۷__ کتاب های آگاهی بخش بخوانید.
حضور در شبکه های اجتماعی مفید است. جریان آزاد اطلاعات در آن بسیار جذاب، مفید و غنیمت است. اما فراموش نکنیم که آن ها نمی توانند جایگزین کتاب و تفکر عمیق شوند.
https://t.me/masir_inst
Telegram
موسسه سیستم های یارا رهنمود
موسسه سیستم های یارا رهنمود با بهره گیری از متخصصین حوزههای مختلف در انجام مشاوره و آموزش منابع انسانی و تعالی سازمانی همراه شماست
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
صبح آمده دفتر اين زندگى را باز کن
زيستن را با سلام تازه اى آغاز کن
گل بخند و گل شنو در گلشن اين بوستان
زندگی را با عشق تازه ای آغاز کن
درود... صبحتان بخیر 🙋♀🙋🏻♂
حال دلتون خوب
وجودتون سبز و سلامت
زندگیتون غرق در خوشبختی
روزتون پر از شادی و انرژی مثبت
روزگارتون بهترین باد 🙏☺️☘
💎 با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
زيستن را با سلام تازه اى آغاز کن
گل بخند و گل شنو در گلشن اين بوستان
زندگی را با عشق تازه ای آغاز کن
درود... صبحتان بخیر 🙋♀🙋🏻♂
حال دلتون خوب
وجودتون سبز و سلامت
زندگیتون غرق در خوشبختی
روزتون پر از شادی و انرژی مثبت
روزگارتون بهترین باد 🙏☺️☘
💎 با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
💢 تفاوت بین خستگی، استرس و فرسودگی
خستگی (tiredness)
خستگی صرفاً کمبود انرژی جسمی یا ذهنی است که اغلب به دلیل کمبود خواب یا تلاش زیاد ایجاد میشود. خستگی معمولاً موقتی است و به راحتی با استراحت برطرف میشود. خستگی معمولاً پس از یک خواب خوب شبانه یا یک آخر هفته آرام از بین میرود.
استرس (stress)
استرس در واقع می تواند اثرات مثبتی داشته باشد، مانند انگیزه دادن به ما برای عملکرد بهتر و کمک به سازگاری و غلبه بر موانع. اما همچنین می تواند اثرات منفی بر سلامت ما داشته باشد.
استرس معمولاً توسط عوامل خارجی کوتاهمدت مانند حجم کاری سنگین، ضربالاجلهای نزدیک یا انتظارات بالا ایجاد میشود. در حالی که استرس ناخوشایند است، عموماً با مکانیسم های مقابلهای سالم مانند استراحت، تکنیکهای آرامش یا رفع موقعیت استرسزا قابل کنترل است. با این حال، استرس مزمن یا شدید میتواند منجر به اضطراب، عصبانیت یا خستگی شود.
فرسودگی (burnout)
فرسودگی حالتی از تخلیه جسمی، عاطفی و ذهنی است که در اثر استرس طولانیمدت یا بیش از حد ایجاد میشود. برخلاف استرس که موقتی است، فرسودگی شغلی یک وضعیت مزمن است که ناشی از احساس خستگی و ناتوانی در برآورده کردن انتظارات بالای کاری است. فرسودگی منجر به کاهش بهره وری، کاهش کیفیت کار و از دست دادن علاقه یا اشتیاق به شغل شما میشود.
فرسودگی شغلی اغلب با عواملی مانند فقدان کنترل یا حمایت مرتبط است و برای غلبه بر آن نیاز به تغییرات قابل توجهی در سبک زندگی، نگرش یا محیط کاری شما دارد. اگر فرسودگی شغلی کنترل نشود، میتواند سلامت جسمی و روانی شما را تخریب کند.
💎 با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
خستگی (tiredness)
خستگی صرفاً کمبود انرژی جسمی یا ذهنی است که اغلب به دلیل کمبود خواب یا تلاش زیاد ایجاد میشود. خستگی معمولاً موقتی است و به راحتی با استراحت برطرف میشود. خستگی معمولاً پس از یک خواب خوب شبانه یا یک آخر هفته آرام از بین میرود.
استرس (stress)
استرس در واقع می تواند اثرات مثبتی داشته باشد، مانند انگیزه دادن به ما برای عملکرد بهتر و کمک به سازگاری و غلبه بر موانع. اما همچنین می تواند اثرات منفی بر سلامت ما داشته باشد.
استرس معمولاً توسط عوامل خارجی کوتاهمدت مانند حجم کاری سنگین، ضربالاجلهای نزدیک یا انتظارات بالا ایجاد میشود. در حالی که استرس ناخوشایند است، عموماً با مکانیسم های مقابلهای سالم مانند استراحت، تکنیکهای آرامش یا رفع موقعیت استرسزا قابل کنترل است. با این حال، استرس مزمن یا شدید میتواند منجر به اضطراب، عصبانیت یا خستگی شود.
فرسودگی (burnout)
فرسودگی حالتی از تخلیه جسمی، عاطفی و ذهنی است که در اثر استرس طولانیمدت یا بیش از حد ایجاد میشود. برخلاف استرس که موقتی است، فرسودگی شغلی یک وضعیت مزمن است که ناشی از احساس خستگی و ناتوانی در برآورده کردن انتظارات بالای کاری است. فرسودگی منجر به کاهش بهره وری، کاهش کیفیت کار و از دست دادن علاقه یا اشتیاق به شغل شما میشود.
فرسودگی شغلی اغلب با عواملی مانند فقدان کنترل یا حمایت مرتبط است و برای غلبه بر آن نیاز به تغییرات قابل توجهی در سبک زندگی، نگرش یا محیط کاری شما دارد. اگر فرسودگی شغلی کنترل نشود، میتواند سلامت جسمی و روانی شما را تخریب کند.
💎 با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
💢پنج فاکتور تعلق شغلی بر مبنای الگوی MAGIC :
▪️معنادار بودن (Meaning) :
آیا کارکنان معنا و هدف خود را در شغل خود پیدا می کنند؟
آیا کار آنها برای دیگران متفاوت است؟
این فاکتور میزان تمایل فرد به هدفمند بودن شغل و این اینکه آیا شغل او برایش مهم و دارای ارزش افزوده برای سازمان هست را می سنجد. همچنین میزان الهام بخش بودن یعنی موجب بروز نوآوری درکار و اهمیت به آن می گردد نیز میشود. گاهاً این تصور برای افراد به وجود می آید که شغل شان بی معناست و اهمیتی ندارد، ممکن است افراد در مشاغلی که فعالیت می کنند مناسب با روحیه آنها نباشد و اصطلاحاً خوشحال نباشند.
▪️آزادی عمل(Autonomy) :
آیا کارکنان آزادی عمل در شغل مربوطه را دارند، چقدر می توانند توانایی خودشان را در نحوه انجام وظایف بروز دهند؟
این فاکتور میزان تمایل فرد به منظور ایجاد توانایی برای اداره امور خود در چارچوب وظایف کاری و داشتن آزادی عمل و عدم علاقه به کنترل ذره بینی توسط مدیر را بسنجد و اینکه این امر چقدر می تواند در بهتر انجام شدن کارها موثر باشد. همچنین سپردن عنان امور به دست خود کارکنان و دادن مسئولیت های جدید در چارچوب حیطه شغلی می تواند افراد را رضایتمندتر و مشارکت طلب تر نماید.
▪️رشد (Growth) :
آیا کارکنان فرصت های توسعه و رشد را در کار خود فراهم می کنند. آیا کار چالشی است؟ آیا به رشد و بهبود آنها کمک میکند؟
این فاکتور نیز میزان تمایل فرد به چالشی بودن شغل که موجب پیشرفت شخصی و حرفه ای می شود را مورد بررسی قرار دهد.
▪️تاثیرگذاری (Impact) :
آیا کارکنان احساس می کنند که در کارشان موفق هستند؟ آیا آنها می بینند که تلاش هایشان دیده شده و باعث ایجاد تفاوت و کمک به موفقیت سازمان می شود؟
این فاکتور میزان تمایل فرد از مشاهده نتایج کاری خود و اینکه شغل تا چه حدی ارزشمند می باشد و عملکرد وی تاثیر مثبتی در سازمان دارد را مورد بررسی قرار دهد.
▪️ارتباطات (Connection) :
آیا کارکنان ارتباط خوبی با افرادی که با آنها کار می کنند دارند؟
آیا ارتباط خوبی با رئیس و سایر همکاران خود و محیط های اجتماعی دارند؟
این فاکتور میزان حس تعلق فرد به سایر افراد در محیط کار را میسنجد
از پاسخگویی به این پرسش ها می توان دریافت که فرد در کدام یک از این فاکتورها دارای احساس تعلق و درگیری کمتری نسبت به سایر فاکتورها است و میتوان برنامه ریزی های لازم در قالب آموزش و بهبود فرآیندها و رفتارها جهت افزایش و تقویت و بهسازی فرد نمود.
💎 با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
▪️معنادار بودن (Meaning) :
آیا کارکنان معنا و هدف خود را در شغل خود پیدا می کنند؟
آیا کار آنها برای دیگران متفاوت است؟
این فاکتور میزان تمایل فرد به هدفمند بودن شغل و این اینکه آیا شغل او برایش مهم و دارای ارزش افزوده برای سازمان هست را می سنجد. همچنین میزان الهام بخش بودن یعنی موجب بروز نوآوری درکار و اهمیت به آن می گردد نیز میشود. گاهاً این تصور برای افراد به وجود می آید که شغل شان بی معناست و اهمیتی ندارد، ممکن است افراد در مشاغلی که فعالیت می کنند مناسب با روحیه آنها نباشد و اصطلاحاً خوشحال نباشند.
▪️آزادی عمل(Autonomy) :
آیا کارکنان آزادی عمل در شغل مربوطه را دارند، چقدر می توانند توانایی خودشان را در نحوه انجام وظایف بروز دهند؟
این فاکتور میزان تمایل فرد به منظور ایجاد توانایی برای اداره امور خود در چارچوب وظایف کاری و داشتن آزادی عمل و عدم علاقه به کنترل ذره بینی توسط مدیر را بسنجد و اینکه این امر چقدر می تواند در بهتر انجام شدن کارها موثر باشد. همچنین سپردن عنان امور به دست خود کارکنان و دادن مسئولیت های جدید در چارچوب حیطه شغلی می تواند افراد را رضایتمندتر و مشارکت طلب تر نماید.
▪️رشد (Growth) :
آیا کارکنان فرصت های توسعه و رشد را در کار خود فراهم می کنند. آیا کار چالشی است؟ آیا به رشد و بهبود آنها کمک میکند؟
این فاکتور نیز میزان تمایل فرد به چالشی بودن شغل که موجب پیشرفت شخصی و حرفه ای می شود را مورد بررسی قرار دهد.
▪️تاثیرگذاری (Impact) :
آیا کارکنان احساس می کنند که در کارشان موفق هستند؟ آیا آنها می بینند که تلاش هایشان دیده شده و باعث ایجاد تفاوت و کمک به موفقیت سازمان می شود؟
این فاکتور میزان تمایل فرد از مشاهده نتایج کاری خود و اینکه شغل تا چه حدی ارزشمند می باشد و عملکرد وی تاثیر مثبتی در سازمان دارد را مورد بررسی قرار دهد.
▪️ارتباطات (Connection) :
آیا کارکنان ارتباط خوبی با افرادی که با آنها کار می کنند دارند؟
آیا ارتباط خوبی با رئیس و سایر همکاران خود و محیط های اجتماعی دارند؟
این فاکتور میزان حس تعلق فرد به سایر افراد در محیط کار را میسنجد
از پاسخگویی به این پرسش ها می توان دریافت که فرد در کدام یک از این فاکتورها دارای احساس تعلق و درگیری کمتری نسبت به سایر فاکتورها است و میتوان برنامه ریزی های لازم در قالب آموزش و بهبود فرآیندها و رفتارها جهت افزایش و تقویت و بهسازی فرد نمود.
💎 با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
شخصیت سهگانه تاریک
شخصیت سهگانه تاریک به مجموعهای از سه ویژگی شخصیتی متمایز اما مرتبط اشاره دارد:
1. ماکیاولیسم: این ویژگی با دستکاری، فریب و تمرکز بر منافع شخصی مشخص میشود. افرادی که در این Trait نمره بالایی دارند معمولاً عملگرا و استراتژیک هستند و غالباً منافع شخصی را بر اخلاقیات ترجیح میدهند.
2. نارسیسیسم: این ویژگی با احساس بزرگمنشی، نیاز شدید به تحسین و کمبود همدلی برای دیگران مشخص میشود. افراد نارسیسی معمولاً به دنبال تأیید هستند و ممکن است در شناسایی یا درک احساسات دیگران مشکل داشته باشند.
3. پسیکوپاتی: این ویژگی شامل عدم پشیمانی، رفتارهای تکانشی و بیتوجهی به هنجارهای اجتماعی و احساسات دیگران است. افرادی با ویژگیهای پسیکوپاتیک ممکن است جذابیت سطحی داشته باشند اما غالباً به رفتارهای پرخطر یا مضر بدون توجه به عواقب آن میپردازند.
این سه ویژگی میتوانند در روابط شخصی و حرفهای چالشهایی ایجاد کنند، زیرا اغلب منجر به رفتارهای دستکاریکننده یا بهرهبردارانه میشوند. درک شخصیت سهگانه تاریک میتواند به مدیریت دینامیکهای تیم و ایجاد یک محیط کاری سالمتر کمک کند.
DTPQ-2
مدیران میتوانند از پرسشنامه شخصیت سهگانه تاریک (DTPQ-2) به چندین دلیل کلیدی استفاده کنند:
1. تقویت دینامیکهای تیم: شناسایی افراد با ویژگیهای سهگانه تاریک میتواند به مدیران کمک کند تا منابع بالقوه تنش و اختلال در تیمها را درک کنند و مداخلات پیشگیرانه انجام دهند.
2. بهبود فرآیندهای استخدام: DTPQ-2 میتواند به فرایند استخدام اضافه شود تا نامزدهایی که ممکن است به انسجام تیم و فرهنگ سازمان آسیب بزنند شناسایی شوند.
3. ترویج یک محیط کار مثبت: آگاهی از این ویژگیها به مدیران کمک میکند تا فرهنگی از شفافیت و همکاری را ترویج کنند و تأثیرات منفی را کاهش دهند.
4. حمایت از توسعه کارمندان: با شناسایی ویژگیهای شخصیتی، مدیران میتوانند برنامههای توسعهای را طراحی کنند که به چالشهای بینفردی رسیدگی کند و کارایی تیم را افزایش دهد.
5. حل تعارض: درک ویژگیهای سهگانه تاریک میتواند به حل تعارضات کمک کند و بینشهایی در مورد انگیزهها و رفتارهای زیرین ارائه دهد.
6. تقویت مدیریت عملکرد: نتایج میتوانند به ارزیابی عملکرد کمک کنند و به مدیران در تشخیص بین افراد با عملکرد بالا و کسانی که ممکن است بر روحیه تیم تأثیر منفی بگذارند، یاری رسانند.
7. رهبری اخلاقی: استفاده از DTPQ-2 تصمیمگیری اخلاقی و مسئولیتپذیری را تشویق میکند و به فرهنگ سازمانی سالمتری کمک میکند.
8. کوچینگ و بازخورد هدفمند: مدیران میتوانند با درک شخصیتهای فردی و تأثیر آنها بر تعاملات تیمی، کوچینگ مؤثرتری ارائه دهند.
با گنجاندن DTPQ-2 در شیوههای مدیریتی خود، رهبران میتوانند تصمیمات آگاهانهای اتخاذ کنند که منجر به یک محیط کار سالمتر و پربارتر شود.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
شخصیت سهگانه تاریک به مجموعهای از سه ویژگی شخصیتی متمایز اما مرتبط اشاره دارد:
1. ماکیاولیسم: این ویژگی با دستکاری، فریب و تمرکز بر منافع شخصی مشخص میشود. افرادی که در این Trait نمره بالایی دارند معمولاً عملگرا و استراتژیک هستند و غالباً منافع شخصی را بر اخلاقیات ترجیح میدهند.
2. نارسیسیسم: این ویژگی با احساس بزرگمنشی، نیاز شدید به تحسین و کمبود همدلی برای دیگران مشخص میشود. افراد نارسیسی معمولاً به دنبال تأیید هستند و ممکن است در شناسایی یا درک احساسات دیگران مشکل داشته باشند.
3. پسیکوپاتی: این ویژگی شامل عدم پشیمانی، رفتارهای تکانشی و بیتوجهی به هنجارهای اجتماعی و احساسات دیگران است. افرادی با ویژگیهای پسیکوپاتیک ممکن است جذابیت سطحی داشته باشند اما غالباً به رفتارهای پرخطر یا مضر بدون توجه به عواقب آن میپردازند.
این سه ویژگی میتوانند در روابط شخصی و حرفهای چالشهایی ایجاد کنند، زیرا اغلب منجر به رفتارهای دستکاریکننده یا بهرهبردارانه میشوند. درک شخصیت سهگانه تاریک میتواند به مدیریت دینامیکهای تیم و ایجاد یک محیط کاری سالمتر کمک کند.
DTPQ-2
مدیران میتوانند از پرسشنامه شخصیت سهگانه تاریک (DTPQ-2) به چندین دلیل کلیدی استفاده کنند:
1. تقویت دینامیکهای تیم: شناسایی افراد با ویژگیهای سهگانه تاریک میتواند به مدیران کمک کند تا منابع بالقوه تنش و اختلال در تیمها را درک کنند و مداخلات پیشگیرانه انجام دهند.
2. بهبود فرآیندهای استخدام: DTPQ-2 میتواند به فرایند استخدام اضافه شود تا نامزدهایی که ممکن است به انسجام تیم و فرهنگ سازمان آسیب بزنند شناسایی شوند.
3. ترویج یک محیط کار مثبت: آگاهی از این ویژگیها به مدیران کمک میکند تا فرهنگی از شفافیت و همکاری را ترویج کنند و تأثیرات منفی را کاهش دهند.
4. حمایت از توسعه کارمندان: با شناسایی ویژگیهای شخصیتی، مدیران میتوانند برنامههای توسعهای را طراحی کنند که به چالشهای بینفردی رسیدگی کند و کارایی تیم را افزایش دهد.
5. حل تعارض: درک ویژگیهای سهگانه تاریک میتواند به حل تعارضات کمک کند و بینشهایی در مورد انگیزهها و رفتارهای زیرین ارائه دهد.
6. تقویت مدیریت عملکرد: نتایج میتوانند به ارزیابی عملکرد کمک کنند و به مدیران در تشخیص بین افراد با عملکرد بالا و کسانی که ممکن است بر روحیه تیم تأثیر منفی بگذارند، یاری رسانند.
7. رهبری اخلاقی: استفاده از DTPQ-2 تصمیمگیری اخلاقی و مسئولیتپذیری را تشویق میکند و به فرهنگ سازمانی سالمتری کمک میکند.
8. کوچینگ و بازخورد هدفمند: مدیران میتوانند با درک شخصیتهای فردی و تأثیر آنها بر تعاملات تیمی، کوچینگ مؤثرتری ارائه دهند.
با گنجاندن DTPQ-2 در شیوههای مدیریتی خود، رهبران میتوانند تصمیمات آگاهانهای اتخاذ کنند که منجر به یک محیط کار سالمتر و پربارتر شود.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
❤1
🟠 سلام و عرض ادب خدمت شریف همراهان گرامی.🌺🙏
🟢 لوگوی جدید «کانال تلگرامی مدیران شایسته» تقدیم حضور میگردد.
🟣 از این به بعد، مطالب «کانال مدیران شایسته» با این لوگوی جدید که در پروفایل جایگذاری شده است، تقدیم خواهد گردید.
💎 با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🟢 لوگوی جدید «کانال تلگرامی مدیران شایسته» تقدیم حضور میگردد.
🟣 از این به بعد، مطالب «کانال مدیران شایسته» با این لوگوی جدید که در پروفایل جایگذاری شده است، تقدیم خواهد گردید.
💎 با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
💢رهبران باید حامی فرهنگ سازمانی باشند
مسئولیت ایجاد فرهنگ مناسب در هر سازمانی، بر عهده رهبران تیم و مدیران است. بهعنوانمثال اگر شرکتی، رسیدگی به ارزش خاصی را در اولویت خود قرار داده باشد و تیم رهبری آنها را نادیده بگیرد (یا برخلاف آن عمل کند)، تلاش سایر کارکنان تضعیف شده و اهداف شرکت با شکست روبرو میشود.
مدیران و رهبران تیم، باید از طریق تعیین اولویتهای فرهنگ سازمانی خود، رفتار و منش کارکنان را جهت داده و از تلاش آنها برای بهکارگیری این اولویتها حمایت کنند. همچنین باید دائماً با آنها درباره ارزشها و فرهنگهای سازمان، بهطور واضح و شفاف صحبت کرده و بازخورد کارکنان را در تصمیمات خود لحاظ کنند. دیدگاه کارکنان لازمهی تشخیص فرهنگ مناسب است.
💢برخی از مهارتهای رهبری که بسیاری از مدیران ندارند
۱. دریافت دیدگاهها و نقطهنظرات دیگران:
بسیاری از مدیران نمیتوانند دنیا را از نگاه ذینفعان مختلف سازمان همچون مشتریان، هیات مدیره، کارکنان و نهادهای قانونگذار ببینند.
۲. کنترل هیجانات و احساسات:
مدیران موفق، زمانی که در موقعیت ناراحتکننده یا خوشحالکنندهای قرار میگیرند، نفسی عمیق کشیده و هیجانات خویش را کنترل مینمایند.
۳. کنجکاوی مفهومی:
مدیران موفق زمانی که در برابر ایدهای جدید قرار میگیرند، دوست دارند بیشتر در مورد آن بدانند، اما مدیران ضعیف معمولا" با گفتن جملههایی همچون "سیاست شرکت، اجازه چنین کاری را نمیدهد" و یا اینکه "این تصمیم به شما ربطی ندارد"، کنجکاوی خاصی در برابر ایدههای جدید از خود نشان نمیدهند.
۴. تفکر انتقادی:
تفکر انتقادی برای همه مهم است، اما اهمیت آن قطعا" برای افرادی که گروهی از مردم را مدیریت میکنند، بیشتر است.
۵. تفکر سیستمی:
مدیران ضعیف، توانایی دیدن رابطه و وابستگی میان مسائل مختلف و حل یکپارچه آنها را ندارند، در نتیجه، بیشتر به دنبال حل یک مساله در فضای ایزوله هستند. چنین راهحلهایی، معمولا" پایدار نخواهند ماند.
۶. فروتنی:
مدیران قوی اغلب باور دارند که پاسخ همه مسائل را نمیدانند و به عقلجمعی و مشورت، محتاج هستند. آنها خود را خردمندتر و باهوشتر از سایرین نمیدانند.
۷. مربیگری:
مربیگری، هنر گوشدادن و همدلی است. مدیران ضعیف، اغلب بر دستورات مدیریتی و قوه قهریه تکیه دارند تا انجام فرایند مربیگری.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
مسئولیت ایجاد فرهنگ مناسب در هر سازمانی، بر عهده رهبران تیم و مدیران است. بهعنوانمثال اگر شرکتی، رسیدگی به ارزش خاصی را در اولویت خود قرار داده باشد و تیم رهبری آنها را نادیده بگیرد (یا برخلاف آن عمل کند)، تلاش سایر کارکنان تضعیف شده و اهداف شرکت با شکست روبرو میشود.
مدیران و رهبران تیم، باید از طریق تعیین اولویتهای فرهنگ سازمانی خود، رفتار و منش کارکنان را جهت داده و از تلاش آنها برای بهکارگیری این اولویتها حمایت کنند. همچنین باید دائماً با آنها درباره ارزشها و فرهنگهای سازمان، بهطور واضح و شفاف صحبت کرده و بازخورد کارکنان را در تصمیمات خود لحاظ کنند. دیدگاه کارکنان لازمهی تشخیص فرهنگ مناسب است.
💢برخی از مهارتهای رهبری که بسیاری از مدیران ندارند
۱. دریافت دیدگاهها و نقطهنظرات دیگران:
بسیاری از مدیران نمیتوانند دنیا را از نگاه ذینفعان مختلف سازمان همچون مشتریان، هیات مدیره، کارکنان و نهادهای قانونگذار ببینند.
۲. کنترل هیجانات و احساسات:
مدیران موفق، زمانی که در موقعیت ناراحتکننده یا خوشحالکنندهای قرار میگیرند، نفسی عمیق کشیده و هیجانات خویش را کنترل مینمایند.
۳. کنجکاوی مفهومی:
مدیران موفق زمانی که در برابر ایدهای جدید قرار میگیرند، دوست دارند بیشتر در مورد آن بدانند، اما مدیران ضعیف معمولا" با گفتن جملههایی همچون "سیاست شرکت، اجازه چنین کاری را نمیدهد" و یا اینکه "این تصمیم به شما ربطی ندارد"، کنجکاوی خاصی در برابر ایدههای جدید از خود نشان نمیدهند.
۴. تفکر انتقادی:
تفکر انتقادی برای همه مهم است، اما اهمیت آن قطعا" برای افرادی که گروهی از مردم را مدیریت میکنند، بیشتر است.
۵. تفکر سیستمی:
مدیران ضعیف، توانایی دیدن رابطه و وابستگی میان مسائل مختلف و حل یکپارچه آنها را ندارند، در نتیجه، بیشتر به دنبال حل یک مساله در فضای ایزوله هستند. چنین راهحلهایی، معمولا" پایدار نخواهند ماند.
۶. فروتنی:
مدیران قوی اغلب باور دارند که پاسخ همه مسائل را نمیدانند و به عقلجمعی و مشورت، محتاج هستند. آنها خود را خردمندتر و باهوشتر از سایرین نمیدانند.
۷. مربیگری:
مربیگری، هنر گوشدادن و همدلی است. مدیران ضعیف، اغلب بر دستورات مدیریتی و قوه قهریه تکیه دارند تا انجام فرایند مربیگری.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🟢هوش اجتماعی یکی از مهارتهای کلیدی است که به ما کمک میکند تا با دیگران به خوبی ارتباط برقرار کنیم و روابط مؤثر و کاراتری بسازیم.
1. حل مسائل با ملایمت نسبت به افراد و سختگیری نسبت به خود مشکلات برای حل سریع مسائل، روی مشکل متمرکز شوید نه فرد. این رویکرد باعث میشود تا افراد احساس تهدید نکند و به جای مقاومت، همکاری کند.
2. تصور کنید همه برای آموزش شما فرستاده شدهاند با این دیدگاه، از هر تعامل اجتماعی میتوانید چیزی بیاموزید و تجربه کسب کنید.
3. مکث در صحبت + تماس چشمی = اعتماد به نفس تماس چشمی و مکثهای کوچک در حین صحبت نشاندهنده اعتماد به نفس و تسلط بر وضعیت است.
4. استفاده از روش SHR: دیده شدن، شنیده شدن و به یاد ماندن به افراد احساس اهمیت بدهید. وقتی افراد احساس کنند که دیده و شنیده میشوند و به یاد میمانند، رابطه قویتری با شما برقرار خواهند کرد.
5. به خاطر سپردن نام افراد
6. تعریف در جمع، انتقاد در خلوت
این جمله از وارن بافت نشاندهنده اهمیت برخورد مناسب با افراد است. تعریف کردن در جمع باعث تقویت روحیه میشود و انتقاد در خلوت از آسیب به عزت نفس افراد جلوگیری میکند.
7. ایجاد حس اهمیت قبل از ارائه بازخورد
8. انتظارات نامشخص و محو، منبع رنجشهای از پیش تعیینشده هستند
همیشه انتظارات خود را به وضوح بیان کنید تا از سوءتفاهم و رنجشهای احتمالی جلوگیری کنید. بیان شفاف انتظارات باعث ایجاد روابط شفافتر و سالمتر میشود.
9. بهترین استراتژی شبکهسازی، کمک به دیگران است
با کمک به دیگران، شبکهای قوی و حمایتی بسازید. این استراتژی نه تنها روابط شما را تقویت میکند، بلکه اعتماد و احترام دیگران را نیز جلب میکند.
10. تنهایی یک پاندمی یا همهگیری خاموش است
همیشه فرض کنید افراد دوست دارند شما را ملاقات کنند. این طرز فکر به شما کمک میکند تا با افراد جدید با اعتماد به نفس بیشتری برخورد کنید و روابط جدیدی بسازید.
11. تمرین معرفی خود
با تمرین معرفی خود به دیگران، میتوانید ارتباطات اولیه قویتری برقرار کنید. مثلاً بگویید: «سلام، من بن هستم.»
12. عادت به پاسخگویی با «بله، و»
این عادت به شما کمک میکند تا ایدههای دیگران را تقویت کرده و پیش ببرید. پاسخگویی با “بله، و” باعث پیشرفت مکالمات و همکاری بهتر میشود.
13. اجتناب از شکایت و غیبت
14. داستانگویی به عنوان یک ابزار قدرت
از ساختارهای مانند مقدمه، تنش و پایان برای ایجاد داستانهای جذاب استفاده کنید.
15. هر کسی روز خوب و بد دارد و باید درک شود
با درک این نکته، میتوانیم نسبت به دیگران صبورتر و فهمیدهتر باشیم.
16. کیفیت روابط شما تعیینکننده کیفیت زندگی شماست
این جمله از E. Perel نشان میدهد که روابط خوب باعث بهبود کیفیت زندگی میشوند. سرمایهگذاری در روابط مثبت میتواند زندگی شما را بهبود بخشد.
17. کشف نقاط کور با ایجاد یک دایره نزدیک
18. عادیسازی جواب “هنوز نمیدانم”
این پاسخ به عنوان یک پاسخ موفقیتآمیز به ما کمک میکند تا با پذیرش نادانی، به یادگیری و رشد ادامه دهیم. گفتن “هنوز نمیدانم” نشانهای از توانایی و تمایل به یادگیری است.
19. ضبط و بررسی صحبتهای خود
مثل یک ورزشکار که فیلم بازی خود را تماشا میکند، صحبتهای خود را ضبط و بررسی کنید تا نقاط قوت و ضعف خود را بشناسید و بهبود بخشید.
20. رهبران بزرگ رهبران بیشتری ایجاد میکنند، نه پیروان
💎 با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
1. حل مسائل با ملایمت نسبت به افراد و سختگیری نسبت به خود مشکلات برای حل سریع مسائل، روی مشکل متمرکز شوید نه فرد. این رویکرد باعث میشود تا افراد احساس تهدید نکند و به جای مقاومت، همکاری کند.
2. تصور کنید همه برای آموزش شما فرستاده شدهاند با این دیدگاه، از هر تعامل اجتماعی میتوانید چیزی بیاموزید و تجربه کسب کنید.
3. مکث در صحبت + تماس چشمی = اعتماد به نفس تماس چشمی و مکثهای کوچک در حین صحبت نشاندهنده اعتماد به نفس و تسلط بر وضعیت است.
4. استفاده از روش SHR: دیده شدن، شنیده شدن و به یاد ماندن به افراد احساس اهمیت بدهید. وقتی افراد احساس کنند که دیده و شنیده میشوند و به یاد میمانند، رابطه قویتری با شما برقرار خواهند کرد.
5. به خاطر سپردن نام افراد
6. تعریف در جمع، انتقاد در خلوت
این جمله از وارن بافت نشاندهنده اهمیت برخورد مناسب با افراد است. تعریف کردن در جمع باعث تقویت روحیه میشود و انتقاد در خلوت از آسیب به عزت نفس افراد جلوگیری میکند.
7. ایجاد حس اهمیت قبل از ارائه بازخورد
8. انتظارات نامشخص و محو، منبع رنجشهای از پیش تعیینشده هستند
همیشه انتظارات خود را به وضوح بیان کنید تا از سوءتفاهم و رنجشهای احتمالی جلوگیری کنید. بیان شفاف انتظارات باعث ایجاد روابط شفافتر و سالمتر میشود.
9. بهترین استراتژی شبکهسازی، کمک به دیگران است
با کمک به دیگران، شبکهای قوی و حمایتی بسازید. این استراتژی نه تنها روابط شما را تقویت میکند، بلکه اعتماد و احترام دیگران را نیز جلب میکند.
10. تنهایی یک پاندمی یا همهگیری خاموش است
همیشه فرض کنید افراد دوست دارند شما را ملاقات کنند. این طرز فکر به شما کمک میکند تا با افراد جدید با اعتماد به نفس بیشتری برخورد کنید و روابط جدیدی بسازید.
11. تمرین معرفی خود
با تمرین معرفی خود به دیگران، میتوانید ارتباطات اولیه قویتری برقرار کنید. مثلاً بگویید: «سلام، من بن هستم.»
12. عادت به پاسخگویی با «بله، و»
این عادت به شما کمک میکند تا ایدههای دیگران را تقویت کرده و پیش ببرید. پاسخگویی با “بله، و” باعث پیشرفت مکالمات و همکاری بهتر میشود.
13. اجتناب از شکایت و غیبت
14. داستانگویی به عنوان یک ابزار قدرت
از ساختارهای مانند مقدمه، تنش و پایان برای ایجاد داستانهای جذاب استفاده کنید.
15. هر کسی روز خوب و بد دارد و باید درک شود
با درک این نکته، میتوانیم نسبت به دیگران صبورتر و فهمیدهتر باشیم.
16. کیفیت روابط شما تعیینکننده کیفیت زندگی شماست
این جمله از E. Perel نشان میدهد که روابط خوب باعث بهبود کیفیت زندگی میشوند. سرمایهگذاری در روابط مثبت میتواند زندگی شما را بهبود بخشد.
17. کشف نقاط کور با ایجاد یک دایره نزدیک
18. عادیسازی جواب “هنوز نمیدانم”
این پاسخ به عنوان یک پاسخ موفقیتآمیز به ما کمک میکند تا با پذیرش نادانی، به یادگیری و رشد ادامه دهیم. گفتن “هنوز نمیدانم” نشانهای از توانایی و تمایل به یادگیری است.
19. ضبط و بررسی صحبتهای خود
مثل یک ورزشکار که فیلم بازی خود را تماشا میکند، صحبتهای خود را ضبط و بررسی کنید تا نقاط قوت و ضعف خود را بشناسید و بهبود بخشید.
20. رهبران بزرگ رهبران بیشتری ایجاد میکنند، نه پیروان
💎 با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
❤1👍1
✅ شکست از نظر رابرت کیوساکی :
🔸 در زندگی شخصی خودم متوجه شده ام که پیروزی ، همیشه به دنبال یک باخت می آید. پیش از اینکه کاملا دوچرخه سواری را یاد بگیرم ، بارها و بارها زمین خوردم . هرگز پولداری را ندیده ام که در زندگی مالی ، شکست نخورده باشد.
🔸 پس ، برای بیشتر مردم ، علت عدم برد مالی در زندگی ، این است که در نظرشان ، اندوه ناشی از ضرر مالی ، از شادی به پول رسیدن ، بزرگتر است .
🔸همه مردم آرزوی پولدار شدن دارند ، لیکن از زیان مالی می ترسند . مانند کسانی که دوست دارند به بهشت بروند ولی از مردن می ترسند.
🔸شکست ، برانگیزنده برندگان است .
این بزرگترین راز برندگان است . همان رازی که بازندگان از آن بی خبرند .
تفاوت زیادی بین ترسیدن از شکست و تنفر از آن وجود دارد . بسیاری از مردم ، به دلیل ترس شدیدشان از شکست، می بازند . به همین دلیل سعی در نباختن دارند . حال آنکه ، هیچگاه تلاش نکرده اند برنده باشند.
💎 با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔸 در زندگی شخصی خودم متوجه شده ام که پیروزی ، همیشه به دنبال یک باخت می آید. پیش از اینکه کاملا دوچرخه سواری را یاد بگیرم ، بارها و بارها زمین خوردم . هرگز پولداری را ندیده ام که در زندگی مالی ، شکست نخورده باشد.
🔸 پس ، برای بیشتر مردم ، علت عدم برد مالی در زندگی ، این است که در نظرشان ، اندوه ناشی از ضرر مالی ، از شادی به پول رسیدن ، بزرگتر است .
🔸همه مردم آرزوی پولدار شدن دارند ، لیکن از زیان مالی می ترسند . مانند کسانی که دوست دارند به بهشت بروند ولی از مردن می ترسند.
🔸شکست ، برانگیزنده برندگان است .
این بزرگترین راز برندگان است . همان رازی که بازندگان از آن بی خبرند .
تفاوت زیادی بین ترسیدن از شکست و تنفر از آن وجود دارد . بسیاری از مردم ، به دلیل ترس شدیدشان از شکست، می بازند . به همین دلیل سعی در نباختن دارند . حال آنکه ، هیچگاه تلاش نکرده اند برنده باشند.
💎 با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
❤1
Forwarded from AbdollahAzamat
🔳⭕️ افراد شاد، موفقترینها در محیط کار هستند
شاد بودن نه تنها مراحل زندگی هر فرد را تحت تاثیرات مثبت قرار میدهد، بلکه در محیط کار نیز همین شاد بودن در بهتر انجام شدن کار نقش بسزایی دارد. بطوری که انرژی مثبتی که از یک فرد شاد انتقال مییابد اثرات معجزه آسایی دارد:
🔺افراد شاد، بهتر از دیگران کار میکنند
افراد شاد، حامل پیامها و رفتارهای شادی بخش هستند و در محیط کار، روابط خوبی با همکاران دارند. در نتیجه:
• در کار گروهی، همکاری بهتری خواهند داشت.
• اگر مدیر باشند، روابط خوبی با کارکنان دارند.
• اگر در مشاغل اداری و خدماتی باشند، مشتریان راضیتر خواهند بود.
• اگر در بخش فروش باشند، میزان فروش بیشتری خواهند داشت.
🔺افراد شاد، خلاقترند
از نظر فرآیند شناختی، افراد شاد به لحاظ روانی، منعطف و گشودهذهن بوده و تفکر خلاق دارند.
🔺افراد شاد، به جای آن که مرتب شکایت کنند مشکلات را حل میکنند
وقتی شغل خود را دوست نداشته باشید، هر کپه خاک به نظر یک کوه میآید. دشوار است بتوانید هر مشکلی را بدون تلاش و فقط با نقزدن حل کنید. شاد بودن موجب میشود که به مشکلات، از جنبههای مختلف بنگرید.
🔺افراد شاد، انرژی بیشتری دارند
افراد شاد، از انرژی بیشتری برخوردارند و بهتر میتوانند از عهده کارها برآیند.
🔺افراد شاد، خوشبینترند
دکتر "مارتین سیلگمن" خوشبینی را روشی برای موفقیت و بهرهوری بیشتر میداند.
🔺افراد شاد، با انگیزهترند
انگیزهی کم بهمعنی بهره وری پایین است. یکی از روشهای مطمئن افزایش انگیزش در افراد، تقویت روحیه شادابی در آنان است.
🔺افراد شاد، کمتر بیمار میشوند
افراد غمگین، بیشتر مستعد افسردگیهای شغلی هستند. نتایج مطالعهای که در زمینهی تأثیر فشارهای شغلی بر سلامت در میان بیش از ۲۰۰۰ نفر از پرستاران در "آمریکا" صورت گرفت، نشان داد پرستارانی که شغل خود را دوست ندارند، بیش از دیگران در معرض ابتلا به سایر بیماریها هستند و سلامت جسمی و روانی آنان، بیشتر از کمتحرکی و سیگارکشیدن، در معرض خطر میباشد.
🔺افراد شاد، آموزشپذیرترند
وقتی شاد و در کمال آرامش هستید، ذهنتان برای یادگیری مطالب جدید، آمادهتر است؛ درنتیجه بهرهوری افزایش مییابد.
🔺افراد شاد، کمتر نگران خطا کردن هستند؛ در نتیجه کمتر مرتکب خطا میشوند
وقتی در محیط کار، شاد هستید، خطاهای تصادفی، کمتر شما را دچار هراس میکند؛ به خودتان مسلط میشوید و از این خطا پند میآموزید و به کارتان ادامه میدهید، مسؤولیت خطا را پذیرفته، عذرخواهی کرده و آن را جبران میکنید. این نگرش همراه با آرامش، بدین معنی است که احتمال بروز خطا را کم کردهاید.
🔺افراد شاد، بهتر تصمیم میگیرند
روشهای کاری افراد غمگین، حادثهساز است چون تمرکز حواس کافی ندارند و احتمال اینکه آنی تصمیم بگیرند زیاد است؛ برعکس، افراد شاد تصمیمات منطقیتری میگیرند و در کارشان همیشه اولویتبندی وجود دارد.
🔹با ما همراه باشید در:
🌐گروه مؤسسه مسیر
https://t.me/masir_inst
https://zil.ink/masir.inst
شاد بودن نه تنها مراحل زندگی هر فرد را تحت تاثیرات مثبت قرار میدهد، بلکه در محیط کار نیز همین شاد بودن در بهتر انجام شدن کار نقش بسزایی دارد. بطوری که انرژی مثبتی که از یک فرد شاد انتقال مییابد اثرات معجزه آسایی دارد:
🔺افراد شاد، بهتر از دیگران کار میکنند
افراد شاد، حامل پیامها و رفتارهای شادی بخش هستند و در محیط کار، روابط خوبی با همکاران دارند. در نتیجه:
• در کار گروهی، همکاری بهتری خواهند داشت.
• اگر مدیر باشند، روابط خوبی با کارکنان دارند.
• اگر در مشاغل اداری و خدماتی باشند، مشتریان راضیتر خواهند بود.
• اگر در بخش فروش باشند، میزان فروش بیشتری خواهند داشت.
🔺افراد شاد، خلاقترند
از نظر فرآیند شناختی، افراد شاد به لحاظ روانی، منعطف و گشودهذهن بوده و تفکر خلاق دارند.
🔺افراد شاد، به جای آن که مرتب شکایت کنند مشکلات را حل میکنند
وقتی شغل خود را دوست نداشته باشید، هر کپه خاک به نظر یک کوه میآید. دشوار است بتوانید هر مشکلی را بدون تلاش و فقط با نقزدن حل کنید. شاد بودن موجب میشود که به مشکلات، از جنبههای مختلف بنگرید.
🔺افراد شاد، انرژی بیشتری دارند
افراد شاد، از انرژی بیشتری برخوردارند و بهتر میتوانند از عهده کارها برآیند.
🔺افراد شاد، خوشبینترند
دکتر "مارتین سیلگمن" خوشبینی را روشی برای موفقیت و بهرهوری بیشتر میداند.
🔺افراد شاد، با انگیزهترند
انگیزهی کم بهمعنی بهره وری پایین است. یکی از روشهای مطمئن افزایش انگیزش در افراد، تقویت روحیه شادابی در آنان است.
🔺افراد شاد، کمتر بیمار میشوند
افراد غمگین، بیشتر مستعد افسردگیهای شغلی هستند. نتایج مطالعهای که در زمینهی تأثیر فشارهای شغلی بر سلامت در میان بیش از ۲۰۰۰ نفر از پرستاران در "آمریکا" صورت گرفت، نشان داد پرستارانی که شغل خود را دوست ندارند، بیش از دیگران در معرض ابتلا به سایر بیماریها هستند و سلامت جسمی و روانی آنان، بیشتر از کمتحرکی و سیگارکشیدن، در معرض خطر میباشد.
🔺افراد شاد، آموزشپذیرترند
وقتی شاد و در کمال آرامش هستید، ذهنتان برای یادگیری مطالب جدید، آمادهتر است؛ درنتیجه بهرهوری افزایش مییابد.
🔺افراد شاد، کمتر نگران خطا کردن هستند؛ در نتیجه کمتر مرتکب خطا میشوند
وقتی در محیط کار، شاد هستید، خطاهای تصادفی، کمتر شما را دچار هراس میکند؛ به خودتان مسلط میشوید و از این خطا پند میآموزید و به کارتان ادامه میدهید، مسؤولیت خطا را پذیرفته، عذرخواهی کرده و آن را جبران میکنید. این نگرش همراه با آرامش، بدین معنی است که احتمال بروز خطا را کم کردهاید.
🔺افراد شاد، بهتر تصمیم میگیرند
روشهای کاری افراد غمگین، حادثهساز است چون تمرکز حواس کافی ندارند و احتمال اینکه آنی تصمیم بگیرند زیاد است؛ برعکس، افراد شاد تصمیمات منطقیتری میگیرند و در کارشان همیشه اولویتبندی وجود دارد.
🔹با ما همراه باشید در:
🌐گروه مؤسسه مسیر
https://t.me/masir_inst
https://zil.ink/masir.inst
❤1
✳️ ۴ ویژگی شرکت های مورد علاقه کارکنان، که فراهم کردنشان هزینه چندانی ندارد
✅ یکی از نهادهای ذیصلاح برای شناسایی ۱۰۰ شرکت برتر از دیدگاه کارمندان، میان شرکتهای بزرگ امریکا نظرسنجی گستردهای انجام داد. دو سوم نظرسنجی مذکور حول محور اعتماد میچرخید و به سنجش نگرش کارکنان نسبت به کارمندان بیشترین علاقه را به کار کردن در آن دارند چه ویژگیهایی دارد؟
🔺با توجه به نتایج نظرسنجی مذکور، ۴ ویژگی زیر از جمله مواردی هستند که شرکت ها را محل بهتری برای کار کردن می کنند و در عین حال هزینه چندانی هم در بر ندارند.
1⃣ فراهم کردن فرصت رشد برای کارکنان
نیاز به شکوفایی یکی از نیازهای اساسی انسانها است. به این ترتیب هرچه شرکت فرصتهای بیشتری برای بهبود فردی در اختیار کارکنانش قرار دهد بهتر است. فرصت با خودش اختیار می آورد، چرا که هرچه افراد آزادی بیشتری داشته باشند، تصمیماتی که می گیرند معنای بیشتری برای خود و شرکتشان خواهد داشت. این، لااقل در حالت ایده آل، به معنای آن است که انگیزه آنها برای بهتر کار کردن نیز بیشتر خواهد شد.
2⃣ شنیده شدن نظرات و دغدغهها
هر کسی دوست دارد صدایش شنیده شود. برای آنکه حمایت دیگران را برای شروع طرح یا پروژهای جدید بر انگیزید، به آنها اجازه دهید حرفهایشان را بزنند. یعنی هنگامی که از دغدغههای خود برای شما می گویند به صحبتهایشان گوش کنید.
اینکه نقطه نظرات آنها تا چه حد مفید واقع می شود چندان اهمیت ندارد. آنچه که بیش از هر چیز دیگری اهمیت دارد این است که حرفهایشان شنیده شود، چون گوش کردن این پیام را برای آنها در بر دارد که به مشارکتشان ارج نهاده می شود. حتی ده دقیقه گوش کردن به صحبت های یک نفر، می تواند معجزه کند.
3⃣ برخورداری از یک هدف مشخص و تأثیرگذار
سیمون سینک می گوید: «اگر برای دیگران توضیح دهید چه کار می خواهید بکنید، در مقایسه با اینکه صرفاً تقاضا یا دستور خود را مطرح کرده باشید، بلافاصله اعتماد آنان را جلب خواهید کرد، حتی شده برای مدتی کوتاه».
با این حال، شفافیت برای ایجاد حس رضایت یا ترغیب کارکنان به اقدامی عملی کافی نیست. هدف باید از لحاظ احساسی، با یک نیاز شخصی که با ارزشها و چشم انداز افراد همخوانی دارد هماهنگی داشته باشد.
4⃣ تشویق کار تیمی
شرکت هایی که کارمندان خود را به کار تیمی تشویق و حس «ما» بودن را در میان آنان تقویت می کنند، مشارکت بسیار بیشتری از جانب کارکنان خود دریافت می کنند. اما فقط کار کردن در کنار یک تیم نیست که نقش محرک کار تیمی را در این میان بازی می کند، محیط فراهم شده توسط این شرکت ها نیز کنار هم بودن و کار گروهی را تسهیل می کند.
شرکت ها برای تطبیق خود با تیپ های شخصیتی درونگرا و برونگرا، باید هم فضای کاری بسته داشته باشند و هم فضای کاری باز، تا افراد بتوانند محیط کار خود را با هدف به حداکثر رساندن برونداد حرفه ایِ خود انتخاب کنند.
💎 با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
✅ یکی از نهادهای ذیصلاح برای شناسایی ۱۰۰ شرکت برتر از دیدگاه کارمندان، میان شرکتهای بزرگ امریکا نظرسنجی گستردهای انجام داد. دو سوم نظرسنجی مذکور حول محور اعتماد میچرخید و به سنجش نگرش کارکنان نسبت به کارمندان بیشترین علاقه را به کار کردن در آن دارند چه ویژگیهایی دارد؟
🔺با توجه به نتایج نظرسنجی مذکور، ۴ ویژگی زیر از جمله مواردی هستند که شرکت ها را محل بهتری برای کار کردن می کنند و در عین حال هزینه چندانی هم در بر ندارند.
1⃣ فراهم کردن فرصت رشد برای کارکنان
نیاز به شکوفایی یکی از نیازهای اساسی انسانها است. به این ترتیب هرچه شرکت فرصتهای بیشتری برای بهبود فردی در اختیار کارکنانش قرار دهد بهتر است. فرصت با خودش اختیار می آورد، چرا که هرچه افراد آزادی بیشتری داشته باشند، تصمیماتی که می گیرند معنای بیشتری برای خود و شرکتشان خواهد داشت. این، لااقل در حالت ایده آل، به معنای آن است که انگیزه آنها برای بهتر کار کردن نیز بیشتر خواهد شد.
2⃣ شنیده شدن نظرات و دغدغهها
هر کسی دوست دارد صدایش شنیده شود. برای آنکه حمایت دیگران را برای شروع طرح یا پروژهای جدید بر انگیزید، به آنها اجازه دهید حرفهایشان را بزنند. یعنی هنگامی که از دغدغههای خود برای شما می گویند به صحبتهایشان گوش کنید.
اینکه نقطه نظرات آنها تا چه حد مفید واقع می شود چندان اهمیت ندارد. آنچه که بیش از هر چیز دیگری اهمیت دارد این است که حرفهایشان شنیده شود، چون گوش کردن این پیام را برای آنها در بر دارد که به مشارکتشان ارج نهاده می شود. حتی ده دقیقه گوش کردن به صحبت های یک نفر، می تواند معجزه کند.
3⃣ برخورداری از یک هدف مشخص و تأثیرگذار
سیمون سینک می گوید: «اگر برای دیگران توضیح دهید چه کار می خواهید بکنید، در مقایسه با اینکه صرفاً تقاضا یا دستور خود را مطرح کرده باشید، بلافاصله اعتماد آنان را جلب خواهید کرد، حتی شده برای مدتی کوتاه».
با این حال، شفافیت برای ایجاد حس رضایت یا ترغیب کارکنان به اقدامی عملی کافی نیست. هدف باید از لحاظ احساسی، با یک نیاز شخصی که با ارزشها و چشم انداز افراد همخوانی دارد هماهنگی داشته باشد.
4⃣ تشویق کار تیمی
شرکت هایی که کارمندان خود را به کار تیمی تشویق و حس «ما» بودن را در میان آنان تقویت می کنند، مشارکت بسیار بیشتری از جانب کارکنان خود دریافت می کنند. اما فقط کار کردن در کنار یک تیم نیست که نقش محرک کار تیمی را در این میان بازی می کند، محیط فراهم شده توسط این شرکت ها نیز کنار هم بودن و کار گروهی را تسهیل می کند.
شرکت ها برای تطبیق خود با تیپ های شخصیتی درونگرا و برونگرا، باید هم فضای کاری بسته داشته باشند و هم فضای کاری باز، تا افراد بتوانند محیط کار خود را با هدف به حداکثر رساندن برونداد حرفه ایِ خود انتخاب کنند.
💎 با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
خلاصه ۴۵ کتاب مدیریت در ۴۰ جمله :
1-اجرا بزرگترین مساله مطرح نشده در مدیریت امروز است و نبود آن بزرگترین مانع موفقیت و بیشتر ناکامیهایی است که به اشتباه به گردن علل دیگر گذاشته میشود.
۲- شرکتهایی که برای کارهای درست وقف شدهاند و برای مسوولیتهای اجتماعی خود تعهدنامهای دارند که براساس آن کار کنند سودآورتر از آنهایی هستند که این کارها را نمیکنند.
۳-به جای پرداختن به برنامهء استراتژیک, به تفکر و ایدههای استراتژیک روی آورید.
۴-در بازاریابی نوین (بازاردانی)به جای داشتن سبد محصولات باید به داشتن سبد مشتریان توجه داشت.
۵- رمز برد و پیروزی روشن است: بکوشیم تا در یک زمینه دوبار بازنده نشویم.
۶- انسان در بازی گاهی میبرد و گاهی چیز یاد میگیرد.
۷- هنر بازاریابی امروز ,فروش یخچال به اسکیمو نیست, بلکه اسکیمو را به عنوان یک مشتری خشنود همواره در کنار داشتن است.
۸- مشتریان زبان گویایی دارند, اگر بیواسطه با آنها در ارتباط بوده و گوشی شنوا داشته باشیم میتوان از ایشان چیزهای زیادی یاد گرفت.
۹- مسیر ناهموار تحول باید بهکوشش خود مدیر پیموده شود, زیرا تحول چیزی نیست که مدیر فرمان دهد و دیگران اجرا کنند.
۱۰- به جای شغل, در پی مشتری باشید, اگر انسان بتواند محصولی عرضه کند که خواهان داشته باشد, از بیکاری نجاتیافته است.
۱۱- دنیا را دوگونه میتوان تغییر داد: با قلم(کاربست اندیشه) و با شمشیر (کاربست زور)
۱۲- میتوان مدیر مردم نبود ولی آنان را دوست داشت,اما بدون عشق به مردم نمیتوان آنها را مدیریت کرد.
۱۳- مدیریت یعنی هنر جلب پیروی داوطلبانهء دیگران.
۱۴- موفقیت اغلب باعث غرور شده و غرور باعث شکست میشود.
۱۵- برای پیروزی ابلیس, کافی است آدمهای خوب دست روی دست بگذارند.
۱۶- هزینهء به دست آوردن یک مشتری تازه, حداقل پنج برابر هزینه خشنود نگهداشتن مشتریان کنونی است.
۱۷- هر کس میتواند سررشته کار خویش را به دست گرفته و آن را به مسیر دلخواه ببرد.
۱۸- مدیریت هنر گوش دادن به دیگران است. چنانچه به سخنان کسی خوب گوش فراندهید, نمیتوانید درون او را بشناسید.
۱۹- توان یادگیری و به کار بستن با شتاب آموختهها, بزرگترین امتیاز رقابتی را در اختیار سازمان میگذارد.
۲۰- اولین روش برآورد هوش یک فرمانروا این است که به آنهایی که در اطرافش گرد آمدهاند بنگریم.
۲۱- اگر بتوانید همهء کارکنان یک سازمان را به سوی یک هدف مشترک بسیج کنید, در هر رشته و در هر بازار و در برابر هر رقیبی, در هر زمانی موفق خواهید شد.
۲۲- بیشتر انسانها ترجیح میدهند بمیرند اما فکر نکنند, خیلیها هم فکر کردن را بر مرگ ترجیح میدهند.
۲۳- مدیر عامل آگاه کسی است که به جای رویینتن شدن, به همکاران خود اعتماد کند.
۲۴- تمایز یک محصول باید در راستای ذهنیت مصرفکننده صورت گیرد, نه مخالف آن.
۲۵- در طول تاریخ بیشتر کامیابی در دستیابی به منابع طبیعی مانند زمین, طلا و نفت بوده است, اما اکنون ناگهان ورق برگشته و دانش به جای آن نشسته است.
۲۶- در بیشتر موارد, کشورهای فقیر از نظر داراییها ، ثروتمند اما از نظر سرمایه فقیرند, دارایی را نمیتوان تبدیل به سرمایه کرد مگر آن که قانون حاکم باشد.
۲۷- آنهایی که از جای خود میجنبند, گاهی میبازند و آنهایی که نمیجنبند, همیشه میبازند.
۲۸- اگر همه چیز مهم باشد, پس بدان که هیچ چیز مهم نیست.
۲۹- مدیران پیروزمند دنیای امروز, رمز پیروزی سازمان خود را بهرهمندی از انسانها فرهیخته میدانند.
۳۰- حداکثر شادی و خشنودی انسانها زمانی به دست میآید که در شغل هم راستا با شخصیت (هوشمندی)خود, به کار گمارده شوند.
۳۱- نقش مدیر این است که به درون فرد نفوذ کند و هوشمندی بیهمتای او را کشف کند و به عملکرد تبدیل نماید.
۳۲- مدیران برجسته نه تنها تفاوت کارکنان را میپذیرند, بلکه بر این تفاوتها سرمایهگذاری میکنند. شاگرد تنبل, احمق یا ضعیف وجود ندارد, تنها چیزی که وجود دارد معلم خوب یا ضعیف است.
۳۴- زندگی ارزشمندتر از آن است که تنها به امید فرارسیدن دوران بازنشستگی کار کنیم.
۳۵- نه پیروزی پایدار است و نه شکست مرگآور.
۳۶- به کارکنانتان بگویید هیچگاه اجازه ندهند قربانی واقع شوند; امت اگر چنین احساسی دارند بهتر است بروند جای دیگری کارکنند.
۳۷- صدای کردار, از صدای گفتار بلندتر است.
۳۸- هرگاه در بازی شطرنج در حال باختن هستم, به طور پیوسته از جای خود بلند شده و سعی میکنم صفحه را از پشت سر رقیبم نگاه کنم, آن گاه به حرکتهای احمقانهای که انجام دادهام پی میبرم.
۳۹- دانستن کافی نیست, باید اقدام کرد. خواستن کافی نیست, باید کاری کرد.
۴۰- اگر میخواهید دلیل خوب کار نکردن کارکنانتان را بدانید, کنار آینه بروید و دزدانه بدان نگاه کنید.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
1-اجرا بزرگترین مساله مطرح نشده در مدیریت امروز است و نبود آن بزرگترین مانع موفقیت و بیشتر ناکامیهایی است که به اشتباه به گردن علل دیگر گذاشته میشود.
۲- شرکتهایی که برای کارهای درست وقف شدهاند و برای مسوولیتهای اجتماعی خود تعهدنامهای دارند که براساس آن کار کنند سودآورتر از آنهایی هستند که این کارها را نمیکنند.
۳-به جای پرداختن به برنامهء استراتژیک, به تفکر و ایدههای استراتژیک روی آورید.
۴-در بازاریابی نوین (بازاردانی)به جای داشتن سبد محصولات باید به داشتن سبد مشتریان توجه داشت.
۵- رمز برد و پیروزی روشن است: بکوشیم تا در یک زمینه دوبار بازنده نشویم.
۶- انسان در بازی گاهی میبرد و گاهی چیز یاد میگیرد.
۷- هنر بازاریابی امروز ,فروش یخچال به اسکیمو نیست, بلکه اسکیمو را به عنوان یک مشتری خشنود همواره در کنار داشتن است.
۸- مشتریان زبان گویایی دارند, اگر بیواسطه با آنها در ارتباط بوده و گوشی شنوا داشته باشیم میتوان از ایشان چیزهای زیادی یاد گرفت.
۹- مسیر ناهموار تحول باید بهکوشش خود مدیر پیموده شود, زیرا تحول چیزی نیست که مدیر فرمان دهد و دیگران اجرا کنند.
۱۰- به جای شغل, در پی مشتری باشید, اگر انسان بتواند محصولی عرضه کند که خواهان داشته باشد, از بیکاری نجاتیافته است.
۱۱- دنیا را دوگونه میتوان تغییر داد: با قلم(کاربست اندیشه) و با شمشیر (کاربست زور)
۱۲- میتوان مدیر مردم نبود ولی آنان را دوست داشت,اما بدون عشق به مردم نمیتوان آنها را مدیریت کرد.
۱۳- مدیریت یعنی هنر جلب پیروی داوطلبانهء دیگران.
۱۴- موفقیت اغلب باعث غرور شده و غرور باعث شکست میشود.
۱۵- برای پیروزی ابلیس, کافی است آدمهای خوب دست روی دست بگذارند.
۱۶- هزینهء به دست آوردن یک مشتری تازه, حداقل پنج برابر هزینه خشنود نگهداشتن مشتریان کنونی است.
۱۷- هر کس میتواند سررشته کار خویش را به دست گرفته و آن را به مسیر دلخواه ببرد.
۱۸- مدیریت هنر گوش دادن به دیگران است. چنانچه به سخنان کسی خوب گوش فراندهید, نمیتوانید درون او را بشناسید.
۱۹- توان یادگیری و به کار بستن با شتاب آموختهها, بزرگترین امتیاز رقابتی را در اختیار سازمان میگذارد.
۲۰- اولین روش برآورد هوش یک فرمانروا این است که به آنهایی که در اطرافش گرد آمدهاند بنگریم.
۲۱- اگر بتوانید همهء کارکنان یک سازمان را به سوی یک هدف مشترک بسیج کنید, در هر رشته و در هر بازار و در برابر هر رقیبی, در هر زمانی موفق خواهید شد.
۲۲- بیشتر انسانها ترجیح میدهند بمیرند اما فکر نکنند, خیلیها هم فکر کردن را بر مرگ ترجیح میدهند.
۲۳- مدیر عامل آگاه کسی است که به جای رویینتن شدن, به همکاران خود اعتماد کند.
۲۴- تمایز یک محصول باید در راستای ذهنیت مصرفکننده صورت گیرد, نه مخالف آن.
۲۵- در طول تاریخ بیشتر کامیابی در دستیابی به منابع طبیعی مانند زمین, طلا و نفت بوده است, اما اکنون ناگهان ورق برگشته و دانش به جای آن نشسته است.
۲۶- در بیشتر موارد, کشورهای فقیر از نظر داراییها ، ثروتمند اما از نظر سرمایه فقیرند, دارایی را نمیتوان تبدیل به سرمایه کرد مگر آن که قانون حاکم باشد.
۲۷- آنهایی که از جای خود میجنبند, گاهی میبازند و آنهایی که نمیجنبند, همیشه میبازند.
۲۸- اگر همه چیز مهم باشد, پس بدان که هیچ چیز مهم نیست.
۲۹- مدیران پیروزمند دنیای امروز, رمز پیروزی سازمان خود را بهرهمندی از انسانها فرهیخته میدانند.
۳۰- حداکثر شادی و خشنودی انسانها زمانی به دست میآید که در شغل هم راستا با شخصیت (هوشمندی)خود, به کار گمارده شوند.
۳۱- نقش مدیر این است که به درون فرد نفوذ کند و هوشمندی بیهمتای او را کشف کند و به عملکرد تبدیل نماید.
۳۲- مدیران برجسته نه تنها تفاوت کارکنان را میپذیرند, بلکه بر این تفاوتها سرمایهگذاری میکنند. شاگرد تنبل, احمق یا ضعیف وجود ندارد, تنها چیزی که وجود دارد معلم خوب یا ضعیف است.
۳۴- زندگی ارزشمندتر از آن است که تنها به امید فرارسیدن دوران بازنشستگی کار کنیم.
۳۵- نه پیروزی پایدار است و نه شکست مرگآور.
۳۶- به کارکنانتان بگویید هیچگاه اجازه ندهند قربانی واقع شوند; امت اگر چنین احساسی دارند بهتر است بروند جای دیگری کارکنند.
۳۷- صدای کردار, از صدای گفتار بلندتر است.
۳۸- هرگاه در بازی شطرنج در حال باختن هستم, به طور پیوسته از جای خود بلند شده و سعی میکنم صفحه را از پشت سر رقیبم نگاه کنم, آن گاه به حرکتهای احمقانهای که انجام دادهام پی میبرم.
۳۹- دانستن کافی نیست, باید اقدام کرد. خواستن کافی نیست, باید کاری کرد.
۴۰- اگر میخواهید دلیل خوب کار نکردن کارکنانتان را بدانید, کنار آینه بروید و دزدانه بدان نگاه کنید.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
👍1
📕معرفی کتاب درباره رهبری از سری کتاب های هاروارد بیزینس
🔰نکات مهم رهبری از دیدگاه
Harvard Business Review
✅مهارتهای رهبری ديروز در جهان شتابان و دائماً در حال تغییر کنونی از کارایی لازم و کافی برخوردار نیستند. در شرایط جدید، فقط رهبران خلاقی که آیندهنگر (بصير) هستند و با کارکنان خود همدلی میکنند، موفق خواهند شد. توجه به پنج راهکار زیر نقش مهمی در موفقیت رهبران خلاق دارد:
🟣به جای آن که نقش فرمانده را ایفا کنید و به اعضای تیم خود دستور دهید، مانند یک مربی آنها و سازمان را به سوی موفقیت هدایت کنید.
🟣به جای اعمال مديريت و کنترل کارکنان و اطرافیان خود، فرایند پیشبرد امور آنها را تسهیل کنید. اغلب، دانش تخصصي، تجربه و راهکارها وجود دارند، به کارکنانتان کمک کنيد تا آنها را کشف کنند و به کار گیرند.
🟣با احترام گذاشتن به کارکنان، احترام گذاشتن متقابل آنها را کسب کنید. احترام با اجبار و زور به دست نمیآید.
🟣روشهای مدیریت سازمان را تنها در زمان موفقیت بلکه در هنگام شکست نيز بشناسيد و به کار گيريد.
🟣بزرگوار باشید. در صورت موفقیت فروتنی خود را حفظ کنید و در صورت امکان فرصت درخشش و بزرگ شدن را در اختیار دیگران نیز قرار دهید.
🔰معرفی کتاب درباره رهبری اثر هاروارد بیزینس ریویو
✅اگر تاکنون هیچ مطالعه ای در زمینه رهبری نداشته اید، این 10 مقاله بی بدیل هاروارد را از دست ندهید.
🔷مجموعه پیش رو حاصل گزینش بهترین مقالاتی است که هاروارد از میان صدها مقاله منتشر شده خود انتخاب کرده تا به شما در به حداکثر رساندن عملکرد خود و سازمان تان کمک کند. این کتاب به شما کمک می کند: به دیگران انگیزه بدهید عملکردی عالی داشته باشند. در تیم تان خودباوری ایجاد کنید. تغییرات مثبت را رقم بزنید. مسیر سازمان را تعیین کنید. افراد را به خطرپذیری هوشمندانه تشویق کنید. از طریق همدلی و بدون دلسوزی مدیریت کنید. دیگران را در موفقیت خود شریک کنید. خود آگاهیتان را افزایش دهید. از مشکلات قدرت بگیرید.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔰نکات مهم رهبری از دیدگاه
Harvard Business Review
✅مهارتهای رهبری ديروز در جهان شتابان و دائماً در حال تغییر کنونی از کارایی لازم و کافی برخوردار نیستند. در شرایط جدید، فقط رهبران خلاقی که آیندهنگر (بصير) هستند و با کارکنان خود همدلی میکنند، موفق خواهند شد. توجه به پنج راهکار زیر نقش مهمی در موفقیت رهبران خلاق دارد:
🟣به جای آن که نقش فرمانده را ایفا کنید و به اعضای تیم خود دستور دهید، مانند یک مربی آنها و سازمان را به سوی موفقیت هدایت کنید.
🟣به جای اعمال مديريت و کنترل کارکنان و اطرافیان خود، فرایند پیشبرد امور آنها را تسهیل کنید. اغلب، دانش تخصصي، تجربه و راهکارها وجود دارند، به کارکنانتان کمک کنيد تا آنها را کشف کنند و به کار گیرند.
🟣با احترام گذاشتن به کارکنان، احترام گذاشتن متقابل آنها را کسب کنید. احترام با اجبار و زور به دست نمیآید.
🟣روشهای مدیریت سازمان را تنها در زمان موفقیت بلکه در هنگام شکست نيز بشناسيد و به کار گيريد.
🟣بزرگوار باشید. در صورت موفقیت فروتنی خود را حفظ کنید و در صورت امکان فرصت درخشش و بزرگ شدن را در اختیار دیگران نیز قرار دهید.
🔰معرفی کتاب درباره رهبری اثر هاروارد بیزینس ریویو
✅اگر تاکنون هیچ مطالعه ای در زمینه رهبری نداشته اید، این 10 مقاله بی بدیل هاروارد را از دست ندهید.
🔷مجموعه پیش رو حاصل گزینش بهترین مقالاتی است که هاروارد از میان صدها مقاله منتشر شده خود انتخاب کرده تا به شما در به حداکثر رساندن عملکرد خود و سازمان تان کمک کند. این کتاب به شما کمک می کند: به دیگران انگیزه بدهید عملکردی عالی داشته باشند. در تیم تان خودباوری ایجاد کنید. تغییرات مثبت را رقم بزنید. مسیر سازمان را تعیین کنید. افراد را به خطرپذیری هوشمندانه تشویق کنید. از طریق همدلی و بدون دلسوزی مدیریت کنید. دیگران را در موفقیت خود شریک کنید. خود آگاهیتان را افزایش دهید. از مشکلات قدرت بگیرید.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔰 یک مدیر بد میتواند یک کارمند خوب را به کلی نابود کند، همچنین باعث شود همه کارمندان، تمام انگیزه شان را از دست بدهند ....
💎 با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
💎 با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
