📌 یک پزشک، معمار مالزی مدرن
تا ۶۵ سال پیش کشور مستقلی به نام مالزی در میان کشورهای عضو سازمان ملل متحد وجود نداشت. تیرماه ۱۳۴۲ مالزی که مجموعهای از جزایر با اقوام مختلف است اعلام استقلال از استعمارگران کرد و دارای پرچم و سرود ملی شد.
سه سال بعد در سال ۱۹۶۵ سنگاپور از این کشور جدا شد و چندی بعد سلطاننشین برونئی هم اعلام استقلال کرد.
کشور ۳۳ میلیونی مالزی دارای سلطان و فرمانداران نیمه مستقل محلی است ولی نخست وزیر قدرت بیشتری دارد. اوست که سکان رهبری کشور را به عهده میگیرد. با وجود نژادها و اقوام و ادیان متفاوت، مالزی امروز نماد و نمودی از همزیستی مسالمت آمیز است و قوم گرایی در این کشور کمترین تنش را دارد. شعار ملیشان « قدرتمندی در یکپارچگی است» ثبت شده است.
دو سال از انقلاب ۱۳۵۷ ایران میگذشت که مهاتیر محمد معمار مالزی مدرن به نخست وزیری رسید و این کشور را نه تنها از فقر و فلاکت نجات داد بلکه اکنون یکی از کشورهای پیشرفته در میان کشورهای آسیای شرقی است.
سرزمینی که تا صد سال پیش مستعمره بوده و کشورهای زیادی این سرزمین را استعمار و استثمار کردهاند. از پرتغالیها گرفته تا هلندیها و انگلیسیها و این اواخر ژاپنیها نیز این کشور را تحت سلطه خود داشتند. همانطور که گفته شد حدود شصت و اندی سال پیش در عرصه جهانی مالزی به عنوان یک کشور اعلام استقلال کرد.
دکتر مهاتیر محمد از سال ۱۹۸۱ تا ۲۰۰۲ به طور مداوم نخست وزیر بود و توانست پایههای توسعه و پیشرفت کشورش را ریلگذاری کند. طوری که الان هر ایرانی که به مالزی میرود انگشت به دهان میماند که این کشور چگونه از آن کشور مفلوک به این پایه از توسعه رسیده است؟
به تعبیر مهاتیر محمد تا چند دهه قبل مردم کشورش روی درخت زندگی میکردند اما الان دانشگاههای معتبر دارد و صادرکنندهی تکنولوژی به بسیاری از کشورهاست.
دکتر مهاتیر محمد، ژاپن پس از جنگ جهانی دوم را الگوی توسعه خود قرار داد و بنا را براین گذاشت که به یک کشور صادرکننده تکنولوژی تبدیل شود. لذا این کشور چون به لحاظ منابع و متخصص داخلی نمیتوانست چنین گامهایی بردارد از شرکتهای خارجی بویژه کشورهای غربی و صنعتی خواست تا در این کشور سرمایهگذاری کنند تا ضمن ایجاد اشتغال و رونق اقتصادی، محصولات از مالزی به سایر کشورها صادر شود.
این کشور صرفا نگاه به شرق نداشت زیرا همه جوامع تجربه کرده و میدانند که هیچ کشوری نیست که با تکیه صرف به شرق (چین و روسیه) پیشرفت کرده باشند. بلکه بر عکس، هر کشوری که فقط به چین و روسیه تکیه کرده، روز به روز در مرداب فلاکت و عقبماندگی غوطهور شده است.
کشورهای جهان سوم سابق که امروز توسعه یافته و پیشرفت کردهاند یا صرفا به کشورهای سرمایه داری صنعتی تکیه کردهاند و یا از هر دو جهان شرق و غرب سود بردهاند.
مهاتیر محمد با الگوبرداری از نظریه نوسازی، همچون ژاپن با تکیه بر کشورهای صنعتی و سرمایهداری توانست اقتصاد مالزی را در مدار پیشرفت و ترقی قرار دهد و نام خود را در تاریخ جهان به عنوان رهبری توانمند به یادگار بگذارد. آن هم در زمانهای که رهبران بسیاری از کشورهای جهان سوم فقط و فقط به قدرت اندیشیدهاند و کشور خود را در سیاهی و تباهی و فقر و عقبماندگی باقی گذاشتهاند و لعنت ابدی مردمشان را برای خود خریدهاند.
مهاتیر محمد اگر چه از یک خانواده پر جمعیت ۹ نفره برخاست، اما با کوشش و تلاش در سنگاپور پزشکی خواند. ضمن طبیب بودن، به روزنامهنگاری و سیاست علاقهمند شد و حزب تشکیل داد و وارد مجلس قانونگذاری شد. او بعدها نخستوزیر نامداری شد و توانست کشورش را نوسازی کند
لازم به ذکر نیست که انتقادهایی هم به دوران نخستوزیری ۲۰ ساله وی وارد است. حتی خود اذعان میکند که اولویت او اقتصاد بوده و سایر ابعاد مثل آزادیهای سیاسی در مرحله دوم اهمیت قرار داشت. ولی بهرحال او حزب داشت و با یک نظام انتخاباتی حزبی روی کار آمد و حکومت کرد. وی الان ۹۹ ساله است و مورد تحسین بیشتر جهانیان قرار گرفته و بی شک بعد مرگش از او بیشتر و بیشتر سخن خواهند گفت و خواهند نوشت.
مهاتیر محمد، ایران را به خاطر مقاومت در مقابل تحریم های آمریکا و غربیها تحسین می کند اما به خاطر منافع ملی، اجازه نمیدهد بانکهای این کشور با ایران همکاری کنند و تحریم ها را خنثی کنند! زیرا منافع ملی و اقتصاد کشورش به خطر می افتد.
این هم از عجایب دنیای حسابگر و عقلانی امروز است. اگر پیامد تحریم فقر و فلاکتی هست برای دیگران (ایران) باشد و آنها فقط تحسیناش میکنند. اما حاضر نیستند اقتصاد کشور را به خاطر ایران و یا هر کشور دیگری به خطر بیاندازند. برای او فقط مردمش مهم هستند. او پزشک دردها و رنجهای مردم خویش است.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
تا ۶۵ سال پیش کشور مستقلی به نام مالزی در میان کشورهای عضو سازمان ملل متحد وجود نداشت. تیرماه ۱۳۴۲ مالزی که مجموعهای از جزایر با اقوام مختلف است اعلام استقلال از استعمارگران کرد و دارای پرچم و سرود ملی شد.
سه سال بعد در سال ۱۹۶۵ سنگاپور از این کشور جدا شد و چندی بعد سلطاننشین برونئی هم اعلام استقلال کرد.
کشور ۳۳ میلیونی مالزی دارای سلطان و فرمانداران نیمه مستقل محلی است ولی نخست وزیر قدرت بیشتری دارد. اوست که سکان رهبری کشور را به عهده میگیرد. با وجود نژادها و اقوام و ادیان متفاوت، مالزی امروز نماد و نمودی از همزیستی مسالمت آمیز است و قوم گرایی در این کشور کمترین تنش را دارد. شعار ملیشان « قدرتمندی در یکپارچگی است» ثبت شده است.
دو سال از انقلاب ۱۳۵۷ ایران میگذشت که مهاتیر محمد معمار مالزی مدرن به نخست وزیری رسید و این کشور را نه تنها از فقر و فلاکت نجات داد بلکه اکنون یکی از کشورهای پیشرفته در میان کشورهای آسیای شرقی است.
سرزمینی که تا صد سال پیش مستعمره بوده و کشورهای زیادی این سرزمین را استعمار و استثمار کردهاند. از پرتغالیها گرفته تا هلندیها و انگلیسیها و این اواخر ژاپنیها نیز این کشور را تحت سلطه خود داشتند. همانطور که گفته شد حدود شصت و اندی سال پیش در عرصه جهانی مالزی به عنوان یک کشور اعلام استقلال کرد.
دکتر مهاتیر محمد از سال ۱۹۸۱ تا ۲۰۰۲ به طور مداوم نخست وزیر بود و توانست پایههای توسعه و پیشرفت کشورش را ریلگذاری کند. طوری که الان هر ایرانی که به مالزی میرود انگشت به دهان میماند که این کشور چگونه از آن کشور مفلوک به این پایه از توسعه رسیده است؟
به تعبیر مهاتیر محمد تا چند دهه قبل مردم کشورش روی درخت زندگی میکردند اما الان دانشگاههای معتبر دارد و صادرکنندهی تکنولوژی به بسیاری از کشورهاست.
دکتر مهاتیر محمد، ژاپن پس از جنگ جهانی دوم را الگوی توسعه خود قرار داد و بنا را براین گذاشت که به یک کشور صادرکننده تکنولوژی تبدیل شود. لذا این کشور چون به لحاظ منابع و متخصص داخلی نمیتوانست چنین گامهایی بردارد از شرکتهای خارجی بویژه کشورهای غربی و صنعتی خواست تا در این کشور سرمایهگذاری کنند تا ضمن ایجاد اشتغال و رونق اقتصادی، محصولات از مالزی به سایر کشورها صادر شود.
این کشور صرفا نگاه به شرق نداشت زیرا همه جوامع تجربه کرده و میدانند که هیچ کشوری نیست که با تکیه صرف به شرق (چین و روسیه) پیشرفت کرده باشند. بلکه بر عکس، هر کشوری که فقط به چین و روسیه تکیه کرده، روز به روز در مرداب فلاکت و عقبماندگی غوطهور شده است.
کشورهای جهان سوم سابق که امروز توسعه یافته و پیشرفت کردهاند یا صرفا به کشورهای سرمایه داری صنعتی تکیه کردهاند و یا از هر دو جهان شرق و غرب سود بردهاند.
مهاتیر محمد با الگوبرداری از نظریه نوسازی، همچون ژاپن با تکیه بر کشورهای صنعتی و سرمایهداری توانست اقتصاد مالزی را در مدار پیشرفت و ترقی قرار دهد و نام خود را در تاریخ جهان به عنوان رهبری توانمند به یادگار بگذارد. آن هم در زمانهای که رهبران بسیاری از کشورهای جهان سوم فقط و فقط به قدرت اندیشیدهاند و کشور خود را در سیاهی و تباهی و فقر و عقبماندگی باقی گذاشتهاند و لعنت ابدی مردمشان را برای خود خریدهاند.
مهاتیر محمد اگر چه از یک خانواده پر جمعیت ۹ نفره برخاست، اما با کوشش و تلاش در سنگاپور پزشکی خواند. ضمن طبیب بودن، به روزنامهنگاری و سیاست علاقهمند شد و حزب تشکیل داد و وارد مجلس قانونگذاری شد. او بعدها نخستوزیر نامداری شد و توانست کشورش را نوسازی کند
لازم به ذکر نیست که انتقادهایی هم به دوران نخستوزیری ۲۰ ساله وی وارد است. حتی خود اذعان میکند که اولویت او اقتصاد بوده و سایر ابعاد مثل آزادیهای سیاسی در مرحله دوم اهمیت قرار داشت. ولی بهرحال او حزب داشت و با یک نظام انتخاباتی حزبی روی کار آمد و حکومت کرد. وی الان ۹۹ ساله است و مورد تحسین بیشتر جهانیان قرار گرفته و بی شک بعد مرگش از او بیشتر و بیشتر سخن خواهند گفت و خواهند نوشت.
مهاتیر محمد، ایران را به خاطر مقاومت در مقابل تحریم های آمریکا و غربیها تحسین می کند اما به خاطر منافع ملی، اجازه نمیدهد بانکهای این کشور با ایران همکاری کنند و تحریم ها را خنثی کنند! زیرا منافع ملی و اقتصاد کشورش به خطر می افتد.
این هم از عجایب دنیای حسابگر و عقلانی امروز است. اگر پیامد تحریم فقر و فلاکتی هست برای دیگران (ایران) باشد و آنها فقط تحسیناش میکنند. اما حاضر نیستند اقتصاد کشور را به خاطر ایران و یا هر کشور دیگری به خطر بیاندازند. برای او فقط مردمش مهم هستند. او پزشک دردها و رنجهای مردم خویش است.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
نیایش صبحگاهی
وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي
تَحَبَّبَ إلَيَّ وَ هُوَ غَنِيٌّ عَنِّي..
قربون اون خدایی
که با من مهربونی میکنه
بهم محبت میکنه
با اینکه از من بی نیازه...
چراغ امیدتون روشن
وجودتون سلامت
غم از احوالتون دور
لبخند کُنج لباتون
و دعای خیر همه
در این هفته همراه زندگیتون
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي
تَحَبَّبَ إلَيَّ وَ هُوَ غَنِيٌّ عَنِّي..
قربون اون خدایی
که با من مهربونی میکنه
بهم محبت میکنه
با اینکه از من بی نیازه...
چراغ امیدتون روشن
وجودتون سلامت
غم از احوالتون دور
لبخند کُنج لباتون
و دعای خیر همه
در این هفته همراه زندگیتون
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
❤1
Forwarded from موسسه مطالعات دین و اقتصاد
🔴 اولین نامه سرگشاده مومنی و راغفر به پزشکیان؛ وامدار ملتید و پاسخگوی مطالبات آنها باشید
📝 به گزارش جماران؛ دکتر فرشاد مومنی و دکتر حسین راغفر، دو عضو هیات علمی دانشگاه و اقتصاددان برجسته حوزه عدالت اجتماعی و اقتصادی در نخستین نامه سرگشاده خود به پزشکیان تاکید کردند: راه نجات کشور برخورداری از یک برنامه با کیفیت و دقیق توسعه است که متاسفانه برنامه هفتم نسبت بسیار ناچیزی با چنین برنامه ای دارد.
👈 پیشنهاد میکنیم که فوریترین اقدام خود را بسیج ظرفیتهای دانایی ملی برای اصلاح، تکمیل و طراحی چنین برنامه هفتم قرار دهید و لوازم آن را نیز چنانچه وعده داده اید فراهم کنید که مهمترین آنها شفاف سازی فرایندهای تصمیمگیری و تخصص منابع، بسیج ظرفیت های دانایی ملی در مسیر جلب مشارکت مولد آحاد مردم در سرنوشت اقتصادی خویش همراه با حفظ عزت نفس برای ساختن زندگی مطلوب خود است.
👈در بخشی از این نامه که در اختیار جماران قرار گرفته، آمده است:
⭕️ 1- این پیروزی چه در مرحله نخست و چه در مرحله دوم پیروزی مردم بود و اگرچه هنوز اعتماد نیمی از مردم به صندوق رای احیاء نشده است، امید است عملکرد جنابعالی و کل نظام سیاسی کشور به تدریج به احیای اعتماد از دست رفته این نیمه دیگر- و آنهایی که تنها از سر نفی گزینه دیگر به جنابعالی رای دادند- و مشارکت در حیات اجتماعی سیاسی منجر شود و شاهد تقویت انسجام اجتماعی و وحدت ملی باشیم.
⭕️ 2 - عمدهترین علت فرسایش انسجام اجتماعی را باید در سیاستهای اقتصادی سی و پنج سال گذشته جستجو کرد.
⭕️ 3 - از کف رفتن امید به آینده منشاء اَشکال مختلف اعتراض و طغیان است؛ آنگونه که طغیان مدنی کنونی منجر به عدم شرکت 60 درصد در انتخابات ریاست جمهور در دور نخست و 50 درصد در دور دوم شد.
⭕️ 4 - فساد، محصول نابسامانیها است که در اثر نابرابریهای ساختاری، فقر گسترده و عمیق ناشی از آن بروز کرده است و باید توجه داشت که فساد خود موجب زایش فساد میشود. راه مبارزه با فساد توسعه تولید صنعتی در کشور و فراهم آوردن اشتغال کامل و شایسته است.
⭕️ 5 - نابرابری های بیسابقه، فقر گسترده و فساد فراگیر همه محصول سیاستهای اقتصادی سی و پنج سال گذشته هستند و بدیهی است که تداوم آنها منتفعینی دارد که اصلیترین موانع هرنوع اصلاح به نفع مردم هستند.
⭕️ 6 - فراموش نفرمایید که تا یک ماه پیش بسیاری از کسانی که دیروز به مسعود پزشکیان رای دادند هیچ شناختی از ایشان نداشتند اما او امروز رئیس جمهور منتخب مردم است و رای مردم شما را در این موقعیت قرار داده است. امروز مسعود پزشکیان محصول شرایط تاریخی جامعهای است که مصیبتهای گوناگونی راتجربه کرده است و جنابعالی وامدار ملت و پاسخگوی مطالبات آنها هستید.
⭕️ 7 - راه نجات کشور برخورداری از یک برنامه با کیفیت و دقیق توسعه است که متاسفانه برنامه هفتم نسبت بسیار ناچیزی با چنین برنامه ای دارد. پیشنهاد میکنیم که فوریترین اقدام خود را بسیج ظرفیتهای دانایی ملی برای اصلاح، تکمیل و طراحی چنین برنامه هفتم قرار دهید.
⭕️ 8 - فرامین امام علی(ع) را در عمل به کار گیرید که فرمود "به خاطر داری که خودت اخبار حاکمان را گوش میدادی، گروهی را میستودی و برخی را نکوهش میکردی؟ اینک بهزودی مردم درباره چگونگی حکمرانی تو سخن خواهند گفت، برحذر باش که بر تو خرده گرفته نشود و نکوهیده نشوی، آنچنان که خودت کسانی را که سزاوار نکوهش بودند، عیب و نکوهش میکردی"./ جماران
📝 متن کامل این نامه را در جماران بخوانید:
https://www.jamaran.news/fa/tiny/news-1636649
◼️ @jamarannews
📝 به گزارش جماران؛ دکتر فرشاد مومنی و دکتر حسین راغفر، دو عضو هیات علمی دانشگاه و اقتصاددان برجسته حوزه عدالت اجتماعی و اقتصادی در نخستین نامه سرگشاده خود به پزشکیان تاکید کردند: راه نجات کشور برخورداری از یک برنامه با کیفیت و دقیق توسعه است که متاسفانه برنامه هفتم نسبت بسیار ناچیزی با چنین برنامه ای دارد.
👈 پیشنهاد میکنیم که فوریترین اقدام خود را بسیج ظرفیتهای دانایی ملی برای اصلاح، تکمیل و طراحی چنین برنامه هفتم قرار دهید و لوازم آن را نیز چنانچه وعده داده اید فراهم کنید که مهمترین آنها شفاف سازی فرایندهای تصمیمگیری و تخصص منابع، بسیج ظرفیت های دانایی ملی در مسیر جلب مشارکت مولد آحاد مردم در سرنوشت اقتصادی خویش همراه با حفظ عزت نفس برای ساختن زندگی مطلوب خود است.
👈در بخشی از این نامه که در اختیار جماران قرار گرفته، آمده است:
⭕️ 1- این پیروزی چه در مرحله نخست و چه در مرحله دوم پیروزی مردم بود و اگرچه هنوز اعتماد نیمی از مردم به صندوق رای احیاء نشده است، امید است عملکرد جنابعالی و کل نظام سیاسی کشور به تدریج به احیای اعتماد از دست رفته این نیمه دیگر- و آنهایی که تنها از سر نفی گزینه دیگر به جنابعالی رای دادند- و مشارکت در حیات اجتماعی سیاسی منجر شود و شاهد تقویت انسجام اجتماعی و وحدت ملی باشیم.
⭕️ 2 - عمدهترین علت فرسایش انسجام اجتماعی را باید در سیاستهای اقتصادی سی و پنج سال گذشته جستجو کرد.
⭕️ 3 - از کف رفتن امید به آینده منشاء اَشکال مختلف اعتراض و طغیان است؛ آنگونه که طغیان مدنی کنونی منجر به عدم شرکت 60 درصد در انتخابات ریاست جمهور در دور نخست و 50 درصد در دور دوم شد.
⭕️ 4 - فساد، محصول نابسامانیها است که در اثر نابرابریهای ساختاری، فقر گسترده و عمیق ناشی از آن بروز کرده است و باید توجه داشت که فساد خود موجب زایش فساد میشود. راه مبارزه با فساد توسعه تولید صنعتی در کشور و فراهم آوردن اشتغال کامل و شایسته است.
⭕️ 5 - نابرابری های بیسابقه، فقر گسترده و فساد فراگیر همه محصول سیاستهای اقتصادی سی و پنج سال گذشته هستند و بدیهی است که تداوم آنها منتفعینی دارد که اصلیترین موانع هرنوع اصلاح به نفع مردم هستند.
⭕️ 6 - فراموش نفرمایید که تا یک ماه پیش بسیاری از کسانی که دیروز به مسعود پزشکیان رای دادند هیچ شناختی از ایشان نداشتند اما او امروز رئیس جمهور منتخب مردم است و رای مردم شما را در این موقعیت قرار داده است. امروز مسعود پزشکیان محصول شرایط تاریخی جامعهای است که مصیبتهای گوناگونی راتجربه کرده است و جنابعالی وامدار ملت و پاسخگوی مطالبات آنها هستید.
⭕️ 7 - راه نجات کشور برخورداری از یک برنامه با کیفیت و دقیق توسعه است که متاسفانه برنامه هفتم نسبت بسیار ناچیزی با چنین برنامه ای دارد. پیشنهاد میکنیم که فوریترین اقدام خود را بسیج ظرفیتهای دانایی ملی برای اصلاح، تکمیل و طراحی چنین برنامه هفتم قرار دهید.
⭕️ 8 - فرامین امام علی(ع) را در عمل به کار گیرید که فرمود "به خاطر داری که خودت اخبار حاکمان را گوش میدادی، گروهی را میستودی و برخی را نکوهش میکردی؟ اینک بهزودی مردم درباره چگونگی حکمرانی تو سخن خواهند گفت، برحذر باش که بر تو خرده گرفته نشود و نکوهیده نشوی، آنچنان که خودت کسانی را که سزاوار نکوهش بودند، عیب و نکوهش میکردی"./ جماران
📝 متن کامل این نامه را در جماران بخوانید:
https://www.jamaran.news/fa/tiny/news-1636649
◼️ @jamarannews
برای اولین بار معرکه انتخاب وزرا به سبکی نه چندان ظریف اما بغایت بدیع به راه افتاده است. از ناشیگریها، آشفتگیها و بی نظمیها و چالش ها و بگو نگو های ناگزیر نباید نگران شد. کاری بزرگ و مسیری ناپیموده است. بوته ای بسیار ارزشمند برای خودسنجی ملی از ظرفیت های مدیریتی، اخلاق حرفه ای، میهن دوستی و هزاران ادعای بدون کنتور دیگر است. مسیر ناپیموده ای است زیرا که تا بحال در فقدان سیستم حزبی یا فرآیندهای شایسته گزینی بر اساس امتیازهای تخصصی، افراد معمولا ازطریق محافل و حلقه های رفاقتی و با انواع رانت های مادی و معنوی انتخاب می شدند. لذا تا امروز فقط شانس آورده ایم اگر گزینه های توانا و شایسته ای از این طریق بالا آمده است. حالا شانس بزرگتری داریم: هم برای انتخاب گزینه های بهتر با ضریب اطمینان بالاتر، هم برای نهادینه کردن روشی اصولی برای شایسته گزینی بدون بده بستانهای محفلی. به هیچ قیمتی نباید این شانس بزرگ را از دست بدهیم. طبیعی است در این مسیرِ ناپیموده گاه دور شویم، گاه نزدیک. مهم این است رو به مقصد حرکت کنیم و مرتب به مسیر درست برگردیم تا این عادت جدید در باور جمعی ما بنشیند، ماندگار شود و تعالی یابد. اما دور شدن چه علامت هایی دارد؟ به یکی از علامت های آن اشاره میکنم امیدوارم صاحب نظران علامتهای دقیق تری را بازگو کنند:
به یاد بیاوریم در خلوت خود یا طی گپ و گفت های صمیمانه با دوستان و همکاران یا در کوچه و بازار و تاکسی و ... درباره مشکلات ساختاری یا خدمات مورد انتظار از دستگاههای دولتی از چه کاستی هایی حرف میزدیم؟ از رواج پارتی بازی برای دریافت ساده ترین خدمات، از نیاز به داشتن آشنا و سفارش و توصیه در همه امور، از آمار سازی و گزارش های خلاف واقع، از نمایش های ملال آور افتتاح طرح های ساده در قالب پروژه ای فاخر! از جلسات متعدد بدون خروجی کارساز، از انبوه مصوبات اجرانشده و بایگانی شده، از استخدام افراد بر اساس حمایت اشخاص با نفود بدون شایستگی، از نداشتن جرات تصمیمگیری و مخالفت با سفارشات و توقعاتِ غیر قانونیِ افراد ویژه ، از مقایسه کشورمان باکشورهای همسایه یا سایر کشورهای توسعه یافته، از...از...از... و سرانجام ناامیدی از درست شدن اوضاع...
دور شدن یعنی برای تصاحب پست و جایگاه در دولت جدید، شیوه هایی را بکار بگیریم که خود از رواج آنها آزرده و گله مندیم! دور شدن یعنی بین گپ و گفت های صادقانه و صمیمانه ما با اعلام مواضع رسمی ما تفاوت فاحش وجود داشته باشد. حرفهای صادقانه را در تریبون رسمی و در جلسات رسمی نزنیم و رفتاری نمایشی داشته باشیم. برای بازگشت به مسیر باید فورا به خودمان رجوع کنیم و مطمئن شویم که با خودمان صادق و یکدستیم. آنگاه به مسیر بازگشته ایم. به همین روشنی!
دولت چهاردهم با شعار انصاف، صداقت و عدالت، آخرین امیدهای ما را "برای ایران" فراخوانده است. این فراخوان ، نباید پاسخی از دروغ و بی انصافی و نابرابری دریافت کند. هر حرکت بر مبنای عدم صداقت بویژه در پوشش سنت خدمتگزاری، رفتاری ریاکارانه و علامت دور شدن است و به سرعت باید به صداقت و یکدستی بازگردیم.
کمی درنگ کنیم. آیا تصمیم داریم به فراخوان ایران، پاسخی سطحی و سرسری بدهیم و فعلا به سهم و جایگاهی برسیم که می دانیم در باره اش ایده و برنامه تحولی نداریم و یا به برنامه های خود باور نداریم. می دانیم شهامت و استقلال رأی کافی برای تصمیمات سخت و حل مسئله های انباشته نداریم؟ چگونه خود را به این تصمیم راضی خواهیم کرد؟
مهم ترین تصمیم برای خدمت به ایران، عزم و عهد و استقامت بر روراستی و صداقت است. باور کنیم از این پس راه این است.
با حرکت های صادقانه به کارگروههای انتخاب وزرای دولت جناب پزشکیان کمک کنیم تا کارشان را سریع تر و با نتایج درخشان تر و امیدآفرین تر به سرانجام برسانند.
این مطالبه و درخواست متوجه اعضای شورای راهبری و کمیته ها نیز میشود. انشالله امید مردم را نا امید نمی کنند و پیشنهادهایی که جلوی رئیس جمهور می گذارند کار ایران را سخت نخواهد کرد.
#فروغ فاریابی
#ایرانجدید
#دولتمدرن
به یاد بیاوریم در خلوت خود یا طی گپ و گفت های صمیمانه با دوستان و همکاران یا در کوچه و بازار و تاکسی و ... درباره مشکلات ساختاری یا خدمات مورد انتظار از دستگاههای دولتی از چه کاستی هایی حرف میزدیم؟ از رواج پارتی بازی برای دریافت ساده ترین خدمات، از نیاز به داشتن آشنا و سفارش و توصیه در همه امور، از آمار سازی و گزارش های خلاف واقع، از نمایش های ملال آور افتتاح طرح های ساده در قالب پروژه ای فاخر! از جلسات متعدد بدون خروجی کارساز، از انبوه مصوبات اجرانشده و بایگانی شده، از استخدام افراد بر اساس حمایت اشخاص با نفود بدون شایستگی، از نداشتن جرات تصمیمگیری و مخالفت با سفارشات و توقعاتِ غیر قانونیِ افراد ویژه ، از مقایسه کشورمان باکشورهای همسایه یا سایر کشورهای توسعه یافته، از...از...از... و سرانجام ناامیدی از درست شدن اوضاع...
دور شدن یعنی برای تصاحب پست و جایگاه در دولت جدید، شیوه هایی را بکار بگیریم که خود از رواج آنها آزرده و گله مندیم! دور شدن یعنی بین گپ و گفت های صادقانه و صمیمانه ما با اعلام مواضع رسمی ما تفاوت فاحش وجود داشته باشد. حرفهای صادقانه را در تریبون رسمی و در جلسات رسمی نزنیم و رفتاری نمایشی داشته باشیم. برای بازگشت به مسیر باید فورا به خودمان رجوع کنیم و مطمئن شویم که با خودمان صادق و یکدستیم. آنگاه به مسیر بازگشته ایم. به همین روشنی!
دولت چهاردهم با شعار انصاف، صداقت و عدالت، آخرین امیدهای ما را "برای ایران" فراخوانده است. این فراخوان ، نباید پاسخی از دروغ و بی انصافی و نابرابری دریافت کند. هر حرکت بر مبنای عدم صداقت بویژه در پوشش سنت خدمتگزاری، رفتاری ریاکارانه و علامت دور شدن است و به سرعت باید به صداقت و یکدستی بازگردیم.
کمی درنگ کنیم. آیا تصمیم داریم به فراخوان ایران، پاسخی سطحی و سرسری بدهیم و فعلا به سهم و جایگاهی برسیم که می دانیم در باره اش ایده و برنامه تحولی نداریم و یا به برنامه های خود باور نداریم. می دانیم شهامت و استقلال رأی کافی برای تصمیمات سخت و حل مسئله های انباشته نداریم؟ چگونه خود را به این تصمیم راضی خواهیم کرد؟
مهم ترین تصمیم برای خدمت به ایران، عزم و عهد و استقامت بر روراستی و صداقت است. باور کنیم از این پس راه این است.
با حرکت های صادقانه به کارگروههای انتخاب وزرای دولت جناب پزشکیان کمک کنیم تا کارشان را سریع تر و با نتایج درخشان تر و امیدآفرین تر به سرانجام برسانند.
این مطالبه و درخواست متوجه اعضای شورای راهبری و کمیته ها نیز میشود. انشالله امید مردم را نا امید نمی کنند و پیشنهادهایی که جلوی رئیس جمهور می گذارند کار ایران را سخت نخواهد کرد.
#فروغ فاریابی
#ایرانجدید
#دولتمدرن
Forwarded from ♡ི𝐀ི•ི•ི𝐏ི♡
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
وطنپرستی به سبک محمدجواد ظریف
🔹سخنان تقطیع شده ظریف را پخش میکنند و مردم را بر علیه کسی که سعی میکند بهترین هارا برای اداره مملکت بسیج کند، تحریک میکنند. ظریف این روزها هم یکتنه دارد برای ایران میجنگد و هم یکتنه آماج همهی حملهها و هجمهها قرار میگیرد.
🔹مردم باید با زیرکی و بصیرت، گول جریان های انحرافی را نخورند، جریانهایی که میخواهند جلوی پیشرفت ایران را بگیرند. کاش حالا که فرصتی برای رشد و بهبود فضای کشور پیدا شده است، تندروها و معاندان جلوی آن را نگیرند.
🔹این چند دقیقه را تماشا کنید تا لذت ببرید چگونه رگ گردن یک وطنپرست واقعی برای دفاع از ایران و ایرانی متورم میشود.
🔹سخنان تقطیع شده ظریف را پخش میکنند و مردم را بر علیه کسی که سعی میکند بهترین هارا برای اداره مملکت بسیج کند، تحریک میکنند. ظریف این روزها هم یکتنه دارد برای ایران میجنگد و هم یکتنه آماج همهی حملهها و هجمهها قرار میگیرد.
🔹مردم باید با زیرکی و بصیرت، گول جریان های انحرافی را نخورند، جریانهایی که میخواهند جلوی پیشرفت ایران را بگیرند. کاش حالا که فرصتی برای رشد و بهبود فضای کشور پیدا شده است، تندروها و معاندان جلوی آن را نگیرند.
🔹این چند دقیقه را تماشا کنید تا لذت ببرید چگونه رگ گردن یک وطنپرست واقعی برای دفاع از ایران و ایرانی متورم میشود.
Forwarded from (Competent Managers) مدیران شایسته (Mh_kashefi)
🔵🔴 حکمرانی یک تخصص است مثل پزشکی
✍ دکتر محمود سریعالقلم
🟡 چرا ما در ریشه یابی مشکلات داخلی به دنبال عوامل خارجی هستیم؟ آیا اماراتیها، گرجستانیها و مردم ترکیه، پول و سرمایه خود را به بانکهای ایرانی منتقل میکنند؟ یا برعکس؟ چرا شهروندان به این فکر میافتند که داراییهای خود را به ارز تبدیل کرده و در خارج مستغلات بخرند؟ این سوال و دهها سوال مرتبط، به اصول ثابت حکمرانی بر میگردد.
🟡 اگر شخصی روزی چهار پاکت سیگار مصرف کند و نیم کیلو چربی وارد بدن خود کند و با هر چای دوازده حبه قند بخورد، نمیتواند وقتی در CCU بستری شد، روزگار و اطرافیان خود را سرزنش کند. حکمرانی مانند سلامتی جسم انسان، اصول دارد و اگر آن اصولِ جهان شمول رعایت نشوند، کارآمدی دچار اختلال میشود.
🟡 اولین شرط حکمرانی، ایجاد امنیت فکری، شغلی، مدنی و اقتصادی است. بعد از این که سطح قابل توجهی از این امنیت فردی تحقق پیدا کرد، حفظ هویت و تعلق خاطر اهمیت پیدا میکند.
🟡 اگر شهروندان یک کشور صبح از خواب بیدار شوند و متوجه شوند چهل درصد ارزش داراییهای آنها از بین رفته است به طور طبیعی در پی چارهاندیشی نخواهند بود؟
🟡 اکثریت مطلق مردم اتحادیه اروپا که ۵۰۸ میلیون نفر جمعیت دارد زندگی بسیار معمولی دارند: یک آپارتمان بسیار کوچک، یک دوچرخه، یک کارت مترو و قطار و یک شغل معمولی. اما بسیار راضی و خوشحال هستند، چون امنیت روانی دارند و در جوامعی با ثبات زندگی میکنند. نرخ تورم حدود ۲ درصد است و به همان میزان درآمد آنها در سال افزایش پیدا میکند و بنابراین احساس ثبات میکنند.
🟡 وقتی عوارض خروج از کشور یک دفعه ۳۰۰ درصد (بار اول) و ۴۲۰ درصد (برای بار دوم) افزایش مییابد، خودبخود تنظیم روانی مسافرین را به هم میریزد. اگر در سال، عوارض خروج از کشور ۵ درصد و حتی ۱۰ درصد افزایش یابد با روان و انتظارات انسانها تطابق میکند ولی افزایش ناگهانی ۴۲۰ درصدی، حاکی از فقدان آشنایی با روانشناسی انسان در حوزه ثبات، امنیت و انتظارات معقول است.
🟡 حکمرانی مانند پزشکی، مهندسی و معماری یک تخصص است: متونی در حد چند هزار کتاب دارد. محتاج تجربه و یادگیری است. به چارچوبی فکری به نام قرارداد اجتماعی میان مجریان نیاز دارد و از همه مهم تر تابع یک سیستم با ثبات است.
🟡 آیا آمریکا، روسیه، انگلستان، آلمان و چین می توانند نروژهراسی به راه اندازند؟
نمیتوانند! چون نروژ ثبات دارد.
با پنج میلیون و دویست هزار نفر جمعیت، ۳۷۱ میلیارد دلار تولید ناخالص داخلی دارد. با ۱.۲ درصد نرخ تورم، مردم این کشور ۷.۳ درصد از درآمد خود را پسانداز میکنند، این در شرایطی است که دستمزدها در سال ۴.۶ درصد افزایش پیدا می کنند. درآمد حاصل از نفت فقط به «صندوق نفت» رفته و در صدها شرکت سرمایهگذاری میشود و تنها ۴ درصد از سود سرمایهگذاری در بودجه جاری به کار گرفته می شود. صندوق نفت نروژ حدود یک تریلیون دلار است. اصل و سود آن برای نسل های آتی است. درآمد سرانه در این کشور ۶۲۵۱۰ دلار است. با این آرامش، ثبات، امنیت، توزیع امکانات و آینده نگری، کدام کشور خارجی میتواند در نروژ نارضایتی ایجاد کند؟!
🟡 حکمرانی یک تخصص است. با تغییر وزرای اقتصادی اتفاق خاصی نمیافتد؛ باید اندیشههای حکمرانی را اصلاح کرد.
🟡 وقتی شهروند به این نتیجه برسد حکومت برای رای و نظر او و همچنین برای خود او ارزشی قائل نیست، با حکومت هم همکاری نمیکند. ریشهی عموم نارضایتیها در نادیدهشدن و بنابراین در ناکارآمدی است.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
✍ دکتر محمود سریعالقلم
🟡 چرا ما در ریشه یابی مشکلات داخلی به دنبال عوامل خارجی هستیم؟ آیا اماراتیها، گرجستانیها و مردم ترکیه، پول و سرمایه خود را به بانکهای ایرانی منتقل میکنند؟ یا برعکس؟ چرا شهروندان به این فکر میافتند که داراییهای خود را به ارز تبدیل کرده و در خارج مستغلات بخرند؟ این سوال و دهها سوال مرتبط، به اصول ثابت حکمرانی بر میگردد.
🟡 اگر شخصی روزی چهار پاکت سیگار مصرف کند و نیم کیلو چربی وارد بدن خود کند و با هر چای دوازده حبه قند بخورد، نمیتواند وقتی در CCU بستری شد، روزگار و اطرافیان خود را سرزنش کند. حکمرانی مانند سلامتی جسم انسان، اصول دارد و اگر آن اصولِ جهان شمول رعایت نشوند، کارآمدی دچار اختلال میشود.
🟡 اولین شرط حکمرانی، ایجاد امنیت فکری، شغلی، مدنی و اقتصادی است. بعد از این که سطح قابل توجهی از این امنیت فردی تحقق پیدا کرد، حفظ هویت و تعلق خاطر اهمیت پیدا میکند.
🟡 اگر شهروندان یک کشور صبح از خواب بیدار شوند و متوجه شوند چهل درصد ارزش داراییهای آنها از بین رفته است به طور طبیعی در پی چارهاندیشی نخواهند بود؟
🟡 اکثریت مطلق مردم اتحادیه اروپا که ۵۰۸ میلیون نفر جمعیت دارد زندگی بسیار معمولی دارند: یک آپارتمان بسیار کوچک، یک دوچرخه، یک کارت مترو و قطار و یک شغل معمولی. اما بسیار راضی و خوشحال هستند، چون امنیت روانی دارند و در جوامعی با ثبات زندگی میکنند. نرخ تورم حدود ۲ درصد است و به همان میزان درآمد آنها در سال افزایش پیدا میکند و بنابراین احساس ثبات میکنند.
🟡 وقتی عوارض خروج از کشور یک دفعه ۳۰۰ درصد (بار اول) و ۴۲۰ درصد (برای بار دوم) افزایش مییابد، خودبخود تنظیم روانی مسافرین را به هم میریزد. اگر در سال، عوارض خروج از کشور ۵ درصد و حتی ۱۰ درصد افزایش یابد با روان و انتظارات انسانها تطابق میکند ولی افزایش ناگهانی ۴۲۰ درصدی، حاکی از فقدان آشنایی با روانشناسی انسان در حوزه ثبات، امنیت و انتظارات معقول است.
🟡 حکمرانی مانند پزشکی، مهندسی و معماری یک تخصص است: متونی در حد چند هزار کتاب دارد. محتاج تجربه و یادگیری است. به چارچوبی فکری به نام قرارداد اجتماعی میان مجریان نیاز دارد و از همه مهم تر تابع یک سیستم با ثبات است.
🟡 آیا آمریکا، روسیه، انگلستان، آلمان و چین می توانند نروژهراسی به راه اندازند؟
نمیتوانند! چون نروژ ثبات دارد.
با پنج میلیون و دویست هزار نفر جمعیت، ۳۷۱ میلیارد دلار تولید ناخالص داخلی دارد. با ۱.۲ درصد نرخ تورم، مردم این کشور ۷.۳ درصد از درآمد خود را پسانداز میکنند، این در شرایطی است که دستمزدها در سال ۴.۶ درصد افزایش پیدا می کنند. درآمد حاصل از نفت فقط به «صندوق نفت» رفته و در صدها شرکت سرمایهگذاری میشود و تنها ۴ درصد از سود سرمایهگذاری در بودجه جاری به کار گرفته می شود. صندوق نفت نروژ حدود یک تریلیون دلار است. اصل و سود آن برای نسل های آتی است. درآمد سرانه در این کشور ۶۲۵۱۰ دلار است. با این آرامش، ثبات، امنیت، توزیع امکانات و آینده نگری، کدام کشور خارجی میتواند در نروژ نارضایتی ایجاد کند؟!
🟡 حکمرانی یک تخصص است. با تغییر وزرای اقتصادی اتفاق خاصی نمیافتد؛ باید اندیشههای حکمرانی را اصلاح کرد.
🟡 وقتی شهروند به این نتیجه برسد حکومت برای رای و نظر او و همچنین برای خود او ارزشی قائل نیست، با حکومت هم همکاری نمیکند. ریشهی عموم نارضایتیها در نادیدهشدن و بنابراین در ناکارآمدی است.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔴"ما نمی توانیم مسایل و مشکلاتمان را با همان تفکری حل کنیم که با استفاده از آن، آنها را به وجود آورده ایم."/ آلبرت انیشتین
🔴"مشکلات امروز ما همان راه حل های گذشته ماست. برای حل مشکلات امروزی بایستی تفکری نو و اندیشه ایی خلاق داشته باشیم" / پیتر دراکر
🔰دنیا تغییر کرده اما ما تغییر نکرده ایم. برای زیستن در این دنیای متحول، ما هم باید تغییر کنیم.
🔰اگر به علم و تخصص باور داشته باشیم، در دنیای امروز همه علوم بشر تخصصی تر شده و به رشته ها و شاخه های متنوع و متعددی تقسیم شده اند. در این دوره زمانه هیچ کس نمیتواند در همه علوم بشری، با همه زیر شاخه های آن، مسلط و صاحب نظر شود. دیگر گذشت آن زمانی که مجبور بودیم در یک روستا همه سوالات و ابهامات خود را از هر مقوله ایی که باشند صرفا از کدخدای ده بپرسیم.
❇️ همچنان که یاد گرفته ایم، وقتی در مسایل سلامت و پزشکی، سوال، ابهام، مساله و مشکلی داشته باشیم، آن را از پزشکان و متخصصان مربوطه که شامل طیف گسترده ایی از تخصص ها؛ (ارتوپدی، چشم پزشکی، گوارش، قلب، عفونی، انکولوژی، اورولوژی، روماتولوژی ، دندانپزشکی و....) بپرسیم،
❇️ همچنان که یا گرفته ایم وقتی که کار ساختمانی انجام میدهیم، کارها، مسایل و مشکلات آن را از متخصصان مربوط به ساختمان که شامل؛ (مهندس ساختمان، بنا، نجار، برق کار، کابینت ساز، گچ کار، کاشی کار، لوله کش، آهن کش، عایق کار، میلگرد گار ، نقاش، پارکت کار ، و... ) حل و فصل کنیم،
❇️ همچنان که یاد گرفته ایم، وقتی که در مسایل فنی مهندسی سوال، ابهام یا مشکلی داشته باشیم، آن را از مهندسین و متخصصان مربوطه به خود بپرسیم،
❇️ همچنان که یاد گرفته ایم زمانیکه ماشین و خودروی ما نیاز به تعمیر و رفع مشکل و یا یک مساله خاص داشت آن را با مراجعه به متخصصین مربوط با آن که شامل؛ (مکانیک، صافکار، تعویض روغن ، باطری ساز، تراشکار، و... ) حل و فصل کنیم،
❇️ و بسیاری دیگر از مسایل .....
📗ای کاش یاد بگیریم، اگر چنانکه سوال یا ابهامی در مسایل اقتصادی داشته باشیم، آن را از متخصصین علوم اقتصادی بپرسیم، نه افراد فاقد صلاحیت که تخصصی در این حوزه ندارند.
📕ای کاش یاد بگیریم، اگر چنانکه سوال یا ابهامی در مسایل سیاسی داشته باشیم، آن را از متخصصین علوم سیاسی بپرسیم. نه افراد فاقد صلاحیت در این حوزه.
📘ای کاش یاد بگیریم اگر چنانکه سوال یا ابهامی در خصوص مسایل اجتماعی داشته باشیم، آن را از متخصصین علوم اجتماعی بپرسیم، و نه افراد فاقد صلاحیت ..
📗 ای کاش یاد بگیریم اگر چنانکه در مسایل روابط بین الملل و سیاست خارجی، سوال و یا ابهامی داشته باشیم آن را از متخصصین روابط بین الملل بپرسیم، و نه .....
📕ای کاش یاد بگیریم، اگر چنانکه در مسایل فقهی و مذهبی سوال یا ابهامی داشته باشیم، آن را از متخصصین فقهی و مذهبی بپرسیم. نه افراد فاقد صلاحیت ...
📘ای کاش یاد بگیریم، اگر چنانکه در مسایل فرهنگی سوال یا ابهامی داشته باشیم، آن را از متخصصین فرهنگی بپرسیم. نه از ....
📕ای کاش یاد بگیریم اگر چنانکه در مسایل مالی و حسابداری سوال و ابهامی داشته باشیم، آن را از متخصصین حسابداری و یا امور مالی بپرسیم. و نه ...
📘ای کاش یاد بگیریم اگر چنانکه در مسایل تاریخی و گذشته مان سوال و ابهامی داشته باشیم، آن را از متخصصین تاریخ بپرسیم. و نه ...
📕ای کاش یاد بگیریم، اگر چنانکه در مسایل مربوط به سلول های بنیادی سوال و ابهامی داشته باشیم آن را از متخصصین علوم ژنتیک و یا زیست شناسی بپرسیم. نه ...
📘ای کاش یاد بگیریم، اگر چنانکه در مسایل مربوط به مدیریت دولتی، بازرگانی، صنعتی و .... سوال و ابهامی داشته باشیم، آن را از متخصصین علوم مربوطه بپرسیم. و نه ...
📕ای کاش یاد بگیریم، اگر چنانکه در مورد مسایل روانی و روان شناسی فردی سوال و یا ابهامی داشته باشیم آن را از متخصصین روان شناسی بپرسیم. و نه ...
📘ای کاش یاد بگیریم اگر چنانکه در مسایل حقوقی و قانونی سوال یا ابهامی داشته باشیم آن را از متخصصین حقوق بپرسیم.
📗ای کاش یاد بگیریم اگر چنانکه در مسایل مربوط به سیاستگذاری و علوم حکمرانی، سوال و یا ابهامی داشته باشیم از متخصصین مربوطه بپرسیم.
📕 ای کاش یاد بگیریم که اگر در مورد مسایل مربوط به انرژی هستهای سوال و ابهامی داشته باشیم از متخصصین مربوط به فیزیک هسته ایی بپرسیم.
📘 و ای کاش یاد بگیریم که ....
📚 و بسیاری از مسایل دیگر..... ای کاش در همه زمینه ها و هم پدیده ها به جای اینکه صرفا به تراوشات ذهنی و استنباط های شخصی خود بسنده کنیم، و یا اینکه به حرفها و سخنان افراد غیر متخصص و فاقد صلاحیت که هیچ تخصصی در حوزه مربوطه ندارند اکتفا کنیم، به متخصص مربوطه به آن حوزه مراجعه کرده و قدری بیشتر بیندیشیم.
🆔@CompetentManagers
🔴"مشکلات امروز ما همان راه حل های گذشته ماست. برای حل مشکلات امروزی بایستی تفکری نو و اندیشه ایی خلاق داشته باشیم" / پیتر دراکر
🔰دنیا تغییر کرده اما ما تغییر نکرده ایم. برای زیستن در این دنیای متحول، ما هم باید تغییر کنیم.
🔰اگر به علم و تخصص باور داشته باشیم، در دنیای امروز همه علوم بشر تخصصی تر شده و به رشته ها و شاخه های متنوع و متعددی تقسیم شده اند. در این دوره زمانه هیچ کس نمیتواند در همه علوم بشری، با همه زیر شاخه های آن، مسلط و صاحب نظر شود. دیگر گذشت آن زمانی که مجبور بودیم در یک روستا همه سوالات و ابهامات خود را از هر مقوله ایی که باشند صرفا از کدخدای ده بپرسیم.
❇️ همچنان که یاد گرفته ایم، وقتی در مسایل سلامت و پزشکی، سوال، ابهام، مساله و مشکلی داشته باشیم، آن را از پزشکان و متخصصان مربوطه که شامل طیف گسترده ایی از تخصص ها؛ (ارتوپدی، چشم پزشکی، گوارش، قلب، عفونی، انکولوژی، اورولوژی، روماتولوژی ، دندانپزشکی و....) بپرسیم،
❇️ همچنان که یا گرفته ایم وقتی که کار ساختمانی انجام میدهیم، کارها، مسایل و مشکلات آن را از متخصصان مربوط به ساختمان که شامل؛ (مهندس ساختمان، بنا، نجار، برق کار، کابینت ساز، گچ کار، کاشی کار، لوله کش، آهن کش، عایق کار، میلگرد گار ، نقاش، پارکت کار ، و... ) حل و فصل کنیم،
❇️ همچنان که یاد گرفته ایم، وقتی که در مسایل فنی مهندسی سوال، ابهام یا مشکلی داشته باشیم، آن را از مهندسین و متخصصان مربوطه به خود بپرسیم،
❇️ همچنان که یاد گرفته ایم زمانیکه ماشین و خودروی ما نیاز به تعمیر و رفع مشکل و یا یک مساله خاص داشت آن را با مراجعه به متخصصین مربوط با آن که شامل؛ (مکانیک، صافکار، تعویض روغن ، باطری ساز، تراشکار، و... ) حل و فصل کنیم،
❇️ و بسیاری دیگر از مسایل .....
📗ای کاش یاد بگیریم، اگر چنانکه سوال یا ابهامی در مسایل اقتصادی داشته باشیم، آن را از متخصصین علوم اقتصادی بپرسیم، نه افراد فاقد صلاحیت که تخصصی در این حوزه ندارند.
📕ای کاش یاد بگیریم، اگر چنانکه سوال یا ابهامی در مسایل سیاسی داشته باشیم، آن را از متخصصین علوم سیاسی بپرسیم. نه افراد فاقد صلاحیت در این حوزه.
📘ای کاش یاد بگیریم اگر چنانکه سوال یا ابهامی در خصوص مسایل اجتماعی داشته باشیم، آن را از متخصصین علوم اجتماعی بپرسیم، و نه افراد فاقد صلاحیت ..
📗 ای کاش یاد بگیریم اگر چنانکه در مسایل روابط بین الملل و سیاست خارجی، سوال و یا ابهامی داشته باشیم آن را از متخصصین روابط بین الملل بپرسیم، و نه .....
📕ای کاش یاد بگیریم، اگر چنانکه در مسایل فقهی و مذهبی سوال یا ابهامی داشته باشیم، آن را از متخصصین فقهی و مذهبی بپرسیم. نه افراد فاقد صلاحیت ...
📘ای کاش یاد بگیریم، اگر چنانکه در مسایل فرهنگی سوال یا ابهامی داشته باشیم، آن را از متخصصین فرهنگی بپرسیم. نه از ....
📕ای کاش یاد بگیریم اگر چنانکه در مسایل مالی و حسابداری سوال و ابهامی داشته باشیم، آن را از متخصصین حسابداری و یا امور مالی بپرسیم. و نه ...
📘ای کاش یاد بگیریم اگر چنانکه در مسایل تاریخی و گذشته مان سوال و ابهامی داشته باشیم، آن را از متخصصین تاریخ بپرسیم. و نه ...
📕ای کاش یاد بگیریم، اگر چنانکه در مسایل مربوط به سلول های بنیادی سوال و ابهامی داشته باشیم آن را از متخصصین علوم ژنتیک و یا زیست شناسی بپرسیم. نه ...
📘ای کاش یاد بگیریم، اگر چنانکه در مسایل مربوط به مدیریت دولتی، بازرگانی، صنعتی و .... سوال و ابهامی داشته باشیم، آن را از متخصصین علوم مربوطه بپرسیم. و نه ...
📕ای کاش یاد بگیریم، اگر چنانکه در مورد مسایل روانی و روان شناسی فردی سوال و یا ابهامی داشته باشیم آن را از متخصصین روان شناسی بپرسیم. و نه ...
📘ای کاش یاد بگیریم اگر چنانکه در مسایل حقوقی و قانونی سوال یا ابهامی داشته باشیم آن را از متخصصین حقوق بپرسیم.
📗ای کاش یاد بگیریم اگر چنانکه در مسایل مربوط به سیاستگذاری و علوم حکمرانی، سوال و یا ابهامی داشته باشیم از متخصصین مربوطه بپرسیم.
📕 ای کاش یاد بگیریم که اگر در مورد مسایل مربوط به انرژی هستهای سوال و ابهامی داشته باشیم از متخصصین مربوط به فیزیک هسته ایی بپرسیم.
📘 و ای کاش یاد بگیریم که ....
📚 و بسیاری از مسایل دیگر..... ای کاش در همه زمینه ها و هم پدیده ها به جای اینکه صرفا به تراوشات ذهنی و استنباط های شخصی خود بسنده کنیم، و یا اینکه به حرفها و سخنان افراد غیر متخصص و فاقد صلاحیت که هیچ تخصصی در حوزه مربوطه ندارند اکتفا کنیم، به متخصص مربوطه به آن حوزه مراجعه کرده و قدری بیشتر بیندیشیم.
🆔@CompetentManagers
Forwarded from Dr.mo
Ⓜ️ اقتصاد سیاسی تورم در ایران
❗️لودویک فون میزس، اقتصاددان نامدار مکتب اتریشی، زمانی گفته بود، نکته مهمی که در مورد تورم باید به خاطر داشته باشیم این است که دلیل آن قضا و قدر نیست و مثل فلان بیماری یا فاجعه طبیعی از آسمان نازل نمیشود، بلکه در واقع نوعی «سیاست» (policy) است؛ «سیاستی» که اهالی دولتها بنا به دلایل بهظاهر موجه به شهروندان تحمیل میکنند.
❗️ریچارد کانتیلون، اقتصاددان ایرلندی-فرانسوی، به ما آموخته است که افزایش حجم پول در اقتصاد (یا همان تورم) باعث اثرات متفاوتی در بخشهای مختلف اقتصاد میشود. در واقع آنهایی که زودتر پول جدید را دریافت میکنند، از جیب آنهایی که در آخر پول به آنها میرسد سود میبرند. به عبارتی چیزی به ثروت جامعه اضافه نمیشود؛ ولی جیب آنهایی که اول صف دریافت پول جدید ایستادهاند، پرتر و جیب تهصفیها خالیتر میشود. شاید پیامد افزایش عرضه پول در کوتاهمدت، افزایش سطح عمومی قیمتها نباشد، ولی بههمخوردن محاسبه عاملان اقتصادی و مخدوششدن تخصیص منابع در اقتصاد و «سرمایهسوزی» پیامد ناگزیر آن است.طبیعی است پدیدهای که چنین تاثیر گستردهای بر کل اقتصاد دارد و شیوه توزیع منابع را تغییر میدهد و جامعه را به برندگان و بازندگان تقسیم میکند، نمیتواند «سیاسی» نباشد. تورم یا همان افزایش حجم (عرضه) پول در اقتصاد را باید از منظر سیاسی و مناسبات قدرت نیز بررسی کرد.
❗️سوال اینجاست که چرا با تورم مزمن چند دههای در کشورمان روبهرو هستیم؟ باید گفت مناسبات سیاسی-اقتصادی باعث استمرار تورم شده است. روشن است که نزدیکی به دولت و بانکها (خلقکنندگان پول در سیستم دستوری رایج در جهان) میتواند قدرتی بیبدیل در اختیار افراد و گروهها قرار دهد تا منافع خود را دنبال کنند. امکان استفاده از اعتبار ارزان بانکی یا حتی تاسیس بانک (همان «بانکزدن») را باید شیوهای معرکه دانست تا گروههای ذینفع با خیال راحت بتوانند منابع لازم برای پیگیری اهدافشان را از جیب بقیه تامین کنند.
❗️ائتلاف میان گروههای ذینفع و مقامات رسمی برای دریافت «اعتبار ارزان بانکی» تجربه غریبی نیست؛ ماجرای تسهیلات تکلیفی و تصویب فلان ماده و تبصره برای آنکه وام ارزان شامل حال برخی شود را همه میدانیم. هرجا منبع قدرتی باشد، رقابتها، چانهزنیها و همکاریها برای دسترسی به آن شکل بگیرد و در اینجا هم قضیه متفاوت نیست؛ شبکههای ذینفع اقتصادی-سیاسی قدرتمند پیرامون بانکها شکل میگیرد که هر روز قدرت بیشتری میگیرند. اگر هم مشکلی به وجود آمد میتوان به مداخله بانکمرکزی امیدوار بود.
❗️از ماهیت تورمزای پول دستوری (دولتی) بگذریم که کم و بیش همهجای دنیا حاصلی جز تورم ندارد، بهاصطلاح «قرارداد اجتماعی» میان شهروندان و دولت در ایران منطق تورم را با شدت بیشتری بازتولید میکند. کاری به موفقیت دولتهای ایران در انجام وظایفشان نداریم؛ ولی دولتی که براساس متن قانون اساسی باید مسکن، خوراک، پوشاک، بهداشت، درمان، آموزش و پروش و امکانات تشکیل خانواده را فراهم سازد و برای همه مردم ایجاد اشتغال کند طبیعی است که دولتی بزرگ و پرخرج خواهد بود. روشن است که این دولتها برای تامین مخارج خود بهسراغ سیاستهای تورمی خواهند رفت و برای این دولتها حتی بودجه زیاد هم کم است.
❗️دولتها برای کسب محبوبیت سیاسی سراغ جذب نیروی انسانی بیش از حد نیاز، تعریف پروژههای عمرانی سیاسی-نمایشی در کشور و البته پخش پول (بخوانید اعانهدادن) بین مردم میروند. بوروکراتهای دولتی گذشته از اجرای سیاست کلی دولت خود بازیگری مهم به حساب میآیند که سعی میکنند در راستای رشد و بهبود جایگاه شغلی و افزایش ابتکار عمل خود فعالیت کنند که بر کسری بودجه دولتی و به دنبال آن تورم خواهد افزود.
❗️اهالی پارلمان هم برای رایآوردن در انتخابات چهارساله به سراغ فشار آوردن بر دولت و بانکها میروند و طبیعی است که بخواهند با تخصیص اعتبار به پروژهها و بخشهای خاص نشان دهند که میخواهند استاندارد زندگی مردم حوزه انتخابیه خود را بهبود بخشند. وانگهی وقتی اهالی مجلس برای کسب محبوبیت سیاسی، قوانینی در مورد حمایت از فعالان فلان بخش یا امهال بدهی آنها یا بازخرید فلان محصولات وضع میکنند حاصل چیزی جز فشار بر بانکمرکزی و سیستم بانکی نخواهد بود و خود را در تورم نشان خواهد داد. همه این موارد را کنار ایده اقتصاد اتریشی بگذاریم که بانکهای مرکزی با بحران ذاتی دانش و انگیزه روبهرو هستند و حتی در بهترین حالت با بانکداری مرکزی مصلحتسنجانه نمیتوان به ثبات اقتصادی و اشتغال و... رسید. تغییر این وضعیت نیازمند ایجاد تحول اساسی در قرارداد اجتماعی میان مردم و دولت است؛ امیدی که متاسفانه این روزها دورتر از هر وقت دیگری به نظر میرسد. والله اعلم.
📝 دکتر امیرحسین خالقی +++
🛄 @zistboommedia || مدرسه علوم انسانی
❗️لودویک فون میزس، اقتصاددان نامدار مکتب اتریشی، زمانی گفته بود، نکته مهمی که در مورد تورم باید به خاطر داشته باشیم این است که دلیل آن قضا و قدر نیست و مثل فلان بیماری یا فاجعه طبیعی از آسمان نازل نمیشود، بلکه در واقع نوعی «سیاست» (policy) است؛ «سیاستی» که اهالی دولتها بنا به دلایل بهظاهر موجه به شهروندان تحمیل میکنند.
❗️ریچارد کانتیلون، اقتصاددان ایرلندی-فرانسوی، به ما آموخته است که افزایش حجم پول در اقتصاد (یا همان تورم) باعث اثرات متفاوتی در بخشهای مختلف اقتصاد میشود. در واقع آنهایی که زودتر پول جدید را دریافت میکنند، از جیب آنهایی که در آخر پول به آنها میرسد سود میبرند. به عبارتی چیزی به ثروت جامعه اضافه نمیشود؛ ولی جیب آنهایی که اول صف دریافت پول جدید ایستادهاند، پرتر و جیب تهصفیها خالیتر میشود. شاید پیامد افزایش عرضه پول در کوتاهمدت، افزایش سطح عمومی قیمتها نباشد، ولی بههمخوردن محاسبه عاملان اقتصادی و مخدوششدن تخصیص منابع در اقتصاد و «سرمایهسوزی» پیامد ناگزیر آن است.طبیعی است پدیدهای که چنین تاثیر گستردهای بر کل اقتصاد دارد و شیوه توزیع منابع را تغییر میدهد و جامعه را به برندگان و بازندگان تقسیم میکند، نمیتواند «سیاسی» نباشد. تورم یا همان افزایش حجم (عرضه) پول در اقتصاد را باید از منظر سیاسی و مناسبات قدرت نیز بررسی کرد.
❗️سوال اینجاست که چرا با تورم مزمن چند دههای در کشورمان روبهرو هستیم؟ باید گفت مناسبات سیاسی-اقتصادی باعث استمرار تورم شده است. روشن است که نزدیکی به دولت و بانکها (خلقکنندگان پول در سیستم دستوری رایج در جهان) میتواند قدرتی بیبدیل در اختیار افراد و گروهها قرار دهد تا منافع خود را دنبال کنند. امکان استفاده از اعتبار ارزان بانکی یا حتی تاسیس بانک (همان «بانکزدن») را باید شیوهای معرکه دانست تا گروههای ذینفع با خیال راحت بتوانند منابع لازم برای پیگیری اهدافشان را از جیب بقیه تامین کنند.
❗️ائتلاف میان گروههای ذینفع و مقامات رسمی برای دریافت «اعتبار ارزان بانکی» تجربه غریبی نیست؛ ماجرای تسهیلات تکلیفی و تصویب فلان ماده و تبصره برای آنکه وام ارزان شامل حال برخی شود را همه میدانیم. هرجا منبع قدرتی باشد، رقابتها، چانهزنیها و همکاریها برای دسترسی به آن شکل بگیرد و در اینجا هم قضیه متفاوت نیست؛ شبکههای ذینفع اقتصادی-سیاسی قدرتمند پیرامون بانکها شکل میگیرد که هر روز قدرت بیشتری میگیرند. اگر هم مشکلی به وجود آمد میتوان به مداخله بانکمرکزی امیدوار بود.
❗️از ماهیت تورمزای پول دستوری (دولتی) بگذریم که کم و بیش همهجای دنیا حاصلی جز تورم ندارد، بهاصطلاح «قرارداد اجتماعی» میان شهروندان و دولت در ایران منطق تورم را با شدت بیشتری بازتولید میکند. کاری به موفقیت دولتهای ایران در انجام وظایفشان نداریم؛ ولی دولتی که براساس متن قانون اساسی باید مسکن، خوراک، پوشاک، بهداشت، درمان، آموزش و پروش و امکانات تشکیل خانواده را فراهم سازد و برای همه مردم ایجاد اشتغال کند طبیعی است که دولتی بزرگ و پرخرج خواهد بود. روشن است که این دولتها برای تامین مخارج خود بهسراغ سیاستهای تورمی خواهند رفت و برای این دولتها حتی بودجه زیاد هم کم است.
❗️دولتها برای کسب محبوبیت سیاسی سراغ جذب نیروی انسانی بیش از حد نیاز، تعریف پروژههای عمرانی سیاسی-نمایشی در کشور و البته پخش پول (بخوانید اعانهدادن) بین مردم میروند. بوروکراتهای دولتی گذشته از اجرای سیاست کلی دولت خود بازیگری مهم به حساب میآیند که سعی میکنند در راستای رشد و بهبود جایگاه شغلی و افزایش ابتکار عمل خود فعالیت کنند که بر کسری بودجه دولتی و به دنبال آن تورم خواهد افزود.
❗️اهالی پارلمان هم برای رایآوردن در انتخابات چهارساله به سراغ فشار آوردن بر دولت و بانکها میروند و طبیعی است که بخواهند با تخصیص اعتبار به پروژهها و بخشهای خاص نشان دهند که میخواهند استاندارد زندگی مردم حوزه انتخابیه خود را بهبود بخشند. وانگهی وقتی اهالی مجلس برای کسب محبوبیت سیاسی، قوانینی در مورد حمایت از فعالان فلان بخش یا امهال بدهی آنها یا بازخرید فلان محصولات وضع میکنند حاصل چیزی جز فشار بر بانکمرکزی و سیستم بانکی نخواهد بود و خود را در تورم نشان خواهد داد. همه این موارد را کنار ایده اقتصاد اتریشی بگذاریم که بانکهای مرکزی با بحران ذاتی دانش و انگیزه روبهرو هستند و حتی در بهترین حالت با بانکداری مرکزی مصلحتسنجانه نمیتوان به ثبات اقتصادی و اشتغال و... رسید. تغییر این وضعیت نیازمند ایجاد تحول اساسی در قرارداد اجتماعی میان مردم و دولت است؛ امیدی که متاسفانه این روزها دورتر از هر وقت دیگری به نظر میرسد. والله اعلم.
📝 دکتر امیرحسین خالقی +++
🛄 @zistboommedia || مدرسه علوم انسانی
Telegram
مدرسه علوم انسانی
🔹من یک معلم هستم.
🔹️شنونده ی خوبی باشیم.
🔹خوب زندگی کردن به آموزش نیاز دارد.
🔹علوم انسانی را برای بهتر زیستن بیاموزیم.
🔹️من کامل نیستم، همه ی حقیقت هم در نزد من نیست.
🔹مطالب منتشر شده فقط جهت تبادل اندیشه و تفکر است والزاماً نظر بنده نیست.
🔹️شنونده ی خوبی باشیم.
🔹خوب زندگی کردن به آموزش نیاز دارد.
🔹علوم انسانی را برای بهتر زیستن بیاموزیم.
🔹️من کامل نیستم، همه ی حقیقت هم در نزد من نیست.
🔹مطالب منتشر شده فقط جهت تبادل اندیشه و تفکر است والزاماً نظر بنده نیست.
Forwarded from Dr.mo
Ⓜ️ نظم و انظباط
📌اغلب ما دو اصطلاح نظم و انضباط را کنار هم و با هم به کار میبریم و به تفاوت آنها توجه نداریم. در حالیکه دو اصطلاح نظم (order) و انضباط (discipline) معنای متفاوتی دارند.نظم، بیش از هر چیز، به ترتیب و چیدمان اشاره دارد. نظم به زبان ساده یعنی هر چیزی سر جای خود و متناسب با جا و جایگاه خود باشد. مثال:
➕۱. نظم در قرار گرفتن اشیاء
میز منظم میزی است که وسایل روی آن مرتب است و هر چیزی سر جای خودش قرار گرفته است. نظم در کمد لباس هم به این معناست که هر لباسی سر جای خود باشد و به سادگی پیدا شود.
➕۲. نظم در زمان و وقتشناسی
اگر کسی هر روز در ساعت مشخص و تعیینشده در محل کار خود حاضر شود، او را فردی منظم میدانیم.
➕۳. نظم در سلسله مراتب
وقتی از نظم سازمانی یا نظم در ساختار قدرت حرف میزنیم، منظورمان این است که جای هر فرد، واحد، دپارتمان و نهاد مشخص است و معلوم است که چه وظایفی بر عهده دارد و چه افراد و بخشها و نهادها و واحدهایی بالاتر از آن، همردهٔ آن، یا پایینتر از آن قرار دارند.
📌انضباط به معنای تعهد به قواعد و قوانین و چارچوبهاست. کلمات ضابطه و ضوابط هم که از عربی وارد فارسی شده و جا افتادهاند، با انضباط خویشاوندند و معنای مشابهی دارند.وقتی کسی در سازمانی میگوید ما برخلاف ضوابط کاری انجام نمیدهیم، منظورش این است که قواعد و چارچوبهایی وجود دارد که ما به رعایت آنها متعهدیم.
📌پس بهخاطر داشته باشید که معمولاً وقتی اصطلاح انضباط را بهکار میبریم، منظورمان توجه به قواعد و قوانین و تعهداتی است که از بیرون برای ما تعیین شده (و حتی شاید تحمیل شده) استم مثال:
➕۱. انضباط حرفهای
به این معنا که هر کس در هر حرفهای هست، قواعد و چارچوبها و ضوابطی را که برای آن حرفه تعریف و تعیین شده، رعایت کند. بخشی از این ضوابط را دولتها تعیین کرده و بخش دیگری را هم انجمنهای صنفی و تخصصی مشخص میکنند. علاوه بر اینها، معمولاً جامعه هم انتظارات عمومی دیگری دارد که در چارچوب اخلاق و عرف میگنجند و فردی که انضباط حرفهای دارد، آنها را رعایت میکند.
➕۲. انضباط در محیط آموزشی
یعنی قواعد و ضوابطی که در یک محیط آموزشی تعریف شده، رعایت شود. چه قواعدی که مستقیماً به درسها و یادگیری و محتوای آموزشی مربوط است و چه ضوابط و چارچوبهایی که برای حضور در محیط تعریف میشود.
➕۳. انضباط مالی
به شیوهٔ استفاده از منابع مالی و روش تخصیص آنها توجه شده و تمام قواعد و ضوابط سازمان و قوانین مرتبط در سطح کشور در تعاملات مالی رعایت شود.
📌انضباط شخصی
انضباط شخصی (self-discipline) همان معنای عمومی انضباط را در خود دارد؛ یعنی تعهد به قواعد و قوانین و چارچوبها. با این تفاوت این که قواعد و قوانین، از بیرون تعریف و تحمیل نشده است. بلکه خود فرد برای خودش چارچوبهایی را تعریف کرده و خود را به رعایت آنها مقید میداند. مثال:
➕۱. فروشندهای که با خود قرار گذاشته که تحت هیچ شرایطی دربارهٔ محصولی که میفروشد دروغ نگوید.
➕۲. کسی که چند ماه پیش تصمیم گرفته مطالعهٔ سی صفحه کتاب را در برنامه روزانه خود بگنجاند و تقریباً به این تصمیم وفادار مانده است.
➕۳. کسی که تصمیم میگیرد پای کتابهایش بنشیند و بدون دست زدن به گوشی موبایل، سه ساعت درس بخواند.
📌همچنین با این توضیح، احتمالاً برایتان واضح است که یکی از ریشه های اهمال کاری را باید در ضعف در انضباط شخصی جستجو کرد.
📌انضباط شخصی میتواند بر بسیاری از جنبههای زندگی تأثیر بگذارد؛ از رعایت رژیم غذایی و حفظ سلامت، تا تمرینهای منظم ورزشی و تغییر سبک زندگی. از کتابخوانی و یادگیری تا پشتکار در پیگیری پروژههای کاری و سرسختی در مواجهه با موانع زندگی.مدیریت زمان هم یکی از همین جنبههاست. چون بسیاری از مشکلاتی که ما در مدیریت زمان داریم، به نوعی از ضعف در انضباط شخصی نشئت میگیرند. ضعف در انضباط شخصی باعث میشود:
🔻به برنامه های روزانه و هفتگی و سالانه خود متعهد نمانیم.
🔻لذت و آسایش امروز را به دستاوردهای ارزشمند فردا ترجیح دهیم.
🔻اولویتها را تشخیص نداده و یا حتی بهرغم تشخیص اولویتها آنها را جدی نگیریم.
🔻در برابر وسوسههای احساسی تسلیم شده و گزینههای منطقی را کنار بگذاریم.
🔻همهٔ این موارد، مستقیم و غیرمستقیم به از بین رفتن توان و انرژی ما، بیثمر ماندن تلاشها و برنامهریزیهای ما، و در نهایت آشفته بودن زندگی ما منجر میشوند.
📝 محمدرضا شعبانعلی +++
🛄 @zistboommedia || مدرسه علوم انسانی
📌اغلب ما دو اصطلاح نظم و انضباط را کنار هم و با هم به کار میبریم و به تفاوت آنها توجه نداریم. در حالیکه دو اصطلاح نظم (order) و انضباط (discipline) معنای متفاوتی دارند.نظم، بیش از هر چیز، به ترتیب و چیدمان اشاره دارد. نظم به زبان ساده یعنی هر چیزی سر جای خود و متناسب با جا و جایگاه خود باشد. مثال:
➕۱. نظم در قرار گرفتن اشیاء
میز منظم میزی است که وسایل روی آن مرتب است و هر چیزی سر جای خودش قرار گرفته است. نظم در کمد لباس هم به این معناست که هر لباسی سر جای خود باشد و به سادگی پیدا شود.
➕۲. نظم در زمان و وقتشناسی
اگر کسی هر روز در ساعت مشخص و تعیینشده در محل کار خود حاضر شود، او را فردی منظم میدانیم.
➕۳. نظم در سلسله مراتب
وقتی از نظم سازمانی یا نظم در ساختار قدرت حرف میزنیم، منظورمان این است که جای هر فرد، واحد، دپارتمان و نهاد مشخص است و معلوم است که چه وظایفی بر عهده دارد و چه افراد و بخشها و نهادها و واحدهایی بالاتر از آن، همردهٔ آن، یا پایینتر از آن قرار دارند.
📌انضباط به معنای تعهد به قواعد و قوانین و چارچوبهاست. کلمات ضابطه و ضوابط هم که از عربی وارد فارسی شده و جا افتادهاند، با انضباط خویشاوندند و معنای مشابهی دارند.وقتی کسی در سازمانی میگوید ما برخلاف ضوابط کاری انجام نمیدهیم، منظورش این است که قواعد و چارچوبهایی وجود دارد که ما به رعایت آنها متعهدیم.
📌پس بهخاطر داشته باشید که معمولاً وقتی اصطلاح انضباط را بهکار میبریم، منظورمان توجه به قواعد و قوانین و تعهداتی است که از بیرون برای ما تعیین شده (و حتی شاید تحمیل شده) استم مثال:
➕۱. انضباط حرفهای
به این معنا که هر کس در هر حرفهای هست، قواعد و چارچوبها و ضوابطی را که برای آن حرفه تعریف و تعیین شده، رعایت کند. بخشی از این ضوابط را دولتها تعیین کرده و بخش دیگری را هم انجمنهای صنفی و تخصصی مشخص میکنند. علاوه بر اینها، معمولاً جامعه هم انتظارات عمومی دیگری دارد که در چارچوب اخلاق و عرف میگنجند و فردی که انضباط حرفهای دارد، آنها را رعایت میکند.
➕۲. انضباط در محیط آموزشی
یعنی قواعد و ضوابطی که در یک محیط آموزشی تعریف شده، رعایت شود. چه قواعدی که مستقیماً به درسها و یادگیری و محتوای آموزشی مربوط است و چه ضوابط و چارچوبهایی که برای حضور در محیط تعریف میشود.
➕۳. انضباط مالی
به شیوهٔ استفاده از منابع مالی و روش تخصیص آنها توجه شده و تمام قواعد و ضوابط سازمان و قوانین مرتبط در سطح کشور در تعاملات مالی رعایت شود.
📌انضباط شخصی
انضباط شخصی (self-discipline) همان معنای عمومی انضباط را در خود دارد؛ یعنی تعهد به قواعد و قوانین و چارچوبها. با این تفاوت این که قواعد و قوانین، از بیرون تعریف و تحمیل نشده است. بلکه خود فرد برای خودش چارچوبهایی را تعریف کرده و خود را به رعایت آنها مقید میداند. مثال:
➕۱. فروشندهای که با خود قرار گذاشته که تحت هیچ شرایطی دربارهٔ محصولی که میفروشد دروغ نگوید.
➕۲. کسی که چند ماه پیش تصمیم گرفته مطالعهٔ سی صفحه کتاب را در برنامه روزانه خود بگنجاند و تقریباً به این تصمیم وفادار مانده است.
➕۳. کسی که تصمیم میگیرد پای کتابهایش بنشیند و بدون دست زدن به گوشی موبایل، سه ساعت درس بخواند.
📌همچنین با این توضیح، احتمالاً برایتان واضح است که یکی از ریشه های اهمال کاری را باید در ضعف در انضباط شخصی جستجو کرد.
📌انضباط شخصی میتواند بر بسیاری از جنبههای زندگی تأثیر بگذارد؛ از رعایت رژیم غذایی و حفظ سلامت، تا تمرینهای منظم ورزشی و تغییر سبک زندگی. از کتابخوانی و یادگیری تا پشتکار در پیگیری پروژههای کاری و سرسختی در مواجهه با موانع زندگی.مدیریت زمان هم یکی از همین جنبههاست. چون بسیاری از مشکلاتی که ما در مدیریت زمان داریم، به نوعی از ضعف در انضباط شخصی نشئت میگیرند. ضعف در انضباط شخصی باعث میشود:
🔻به برنامه های روزانه و هفتگی و سالانه خود متعهد نمانیم.
🔻لذت و آسایش امروز را به دستاوردهای ارزشمند فردا ترجیح دهیم.
🔻اولویتها را تشخیص نداده و یا حتی بهرغم تشخیص اولویتها آنها را جدی نگیریم.
🔻در برابر وسوسههای احساسی تسلیم شده و گزینههای منطقی را کنار بگذاریم.
🔻همهٔ این موارد، مستقیم و غیرمستقیم به از بین رفتن توان و انرژی ما، بیثمر ماندن تلاشها و برنامهریزیهای ما، و در نهایت آشفته بودن زندگی ما منجر میشوند.
📝 محمدرضا شعبانعلی +++
🛄 @zistboommedia || مدرسه علوم انسانی
Telegram
مدرسه علوم انسانی
🔹من یک معلم هستم.
🔹️شنونده ی خوبی باشیم.
🔹خوب زندگی کردن به آموزش نیاز دارد.
🔹علوم انسانی را برای بهتر زیستن بیاموزیم.
🔹️من کامل نیستم، همه ی حقیقت هم در نزد من نیست.
🔹مطالب منتشر شده فقط جهت تبادل اندیشه و تفکر است والزاماً نظر بنده نیست.
🔹️شنونده ی خوبی باشیم.
🔹خوب زندگی کردن به آموزش نیاز دارد.
🔹علوم انسانی را برای بهتر زیستن بیاموزیم.
🔹️من کامل نیستم، همه ی حقیقت هم در نزد من نیست.
🔹مطالب منتشر شده فقط جهت تبادل اندیشه و تفکر است والزاماً نظر بنده نیست.
Forwarded from مجتبی لشکربلوکی
🔲⭕️سه کانال برای آنکه انسان بهتر و باشعورتری باشیم!
مجتبی لشکربلوکی
هر کدام از ما در یک حوزه متخصص است، یکی در حوزه اقتصاد و سرمایه گذاری است دیگری در حوزه مهندسی و دیگری دامپزشک است. اما در هر صورت همه ما احتیاج داریم که در برخی حوزه ها، اطلاعات خوبی داشته باشیم که انسان بهتری شویم و فهم عمیق تری نسبت به انسان و جهان داشته باشیم و در یک کلام باشعورتر باشیم. به همین خاطر تصمیم گرفتم سه کانال خوبی که بر من تاثیر گذاشته اند را با شما به اشتراک بگذارم.
معرفی سه کانال از بین صدها کانال خوب، واقعا واقعا کار سختی است. می توانستم تعداد بسیار بیشتری را ارایه کنم اما ترجیح دادم که کمتر باشد تا اثرگذارتر باشد.
◾️کانال اول در حوزه انسان شناسی، روانشناسی و علوم شناختی یکی از بهترین هاست.
همیشه در حوزه روانشناسی ما دو مشکل داریم. از یک طرف برخی مطالب منتسب به روانشناسی بسیار جذاب است اما مشکل این است که روانشناسی زرد و غیرعلمی است و از طرفی مطالب علمی، درست است اما خشک است و غیرجذاب.
در این کانال دکتر آذرخش مکری، روانپزشک معروف ایرانی به زبانی شیرین و جذاب عمیق ترین مطالب علمی را منتقل می کند. روحیه جستجوگری، تشنگی برای فهم عمیق انسان و جهان در بیان ایشان موج می زند. سبک ایشان این است که بهترین کتاب های عملی در حوزه انسان شناسی، روان شناسی و علوم شناختی را نه تنها روایت که نقد و بررسی و تطبیق می کند.
دکتر آذرخش مکری در اینستاگرام فعال هستند اما کامل ترین مطالب را در تلگرام خواهید یافت. لینک کانال دکتر آذرخش مکری
◾️کانال دوم: این کانال در مورد چیزی است که این روزها به آن سخت نیازمندیم. معنویت و اخلاق برای انسان معاصر
در روزگاری که بسیاری از ما نیاز داریم برای آنکه انسان بهتری باشیم پنجره ای از معنویت به روی ما گشوده باشد این کانال، همان پنجره است. نامش آکادمی جام است. چرا جام؟ اول کلمات جستجوی آگاهی و معنا می شود جام.
این کانال دو ویژگی منحصر به فرد دارد:
اول اینکه بسیار گزیده کار می کند. در هفته یک یا دو مطلب می زند اما مطالبش کاربردی و راهگشاست.
دوم اینکه خود را محدود به یک جغرافیا و یک مکتب فکری نکرده است در این کانال هم از ویلیام مکاسکیل استادیار فلسفه از دانشگاه آکسفورد مطلب می خوانید و هم از ابن عربی! هم از دانیل واگنر، استاد روانشناسی دانشگاه هاروارد از سهراب سپهری.
دو کانال دیگر در لینکدین نیستند ولی این کانال در لینکدین و اینستاگرام و بله هم صفحه فعال دارد احتمال دارد که در شبکه های دیگر هم باشد که خودتان جستجو کنید. این هم لینک کانال تلگرام آکادمی جام
◾️کانال سوم سخنرانی های منتخب در حوزه علوم انسانی است.
در این کانال، شما می توانید دستچینی از بهترین مطالب مرتبط با فلسفه غرب و اسلامی، عرفان، روانشناسی، جامعه شناسی و سیاست و اقتصاد را خواهید شنید. اداره کننده (یا شاید هم اداره کنندگان) این کانال را نمی شناسم. اما انتخاب های ایشان سه ویژگی دارد:
اول اینکه پا به پای جامعه جلو می آید و مطالبی که انتخاب می کند خیلی به مسائل روزانه ما مرتبط است. بارها شده است که وقتی دغدغه ای ذهنم را آزار می داد این کانال را نگاه کردم و یک مطلب روشنگرانه در مورد دغدغه آن روزهایم خواندم یا شنیدم.
دوم اینکه هیچگاه مطالب غیرمحترمانه، نژادپرستانه، اقلیت ستیزانه، دین ستیزانه، امیدستیزانه و افراطی در آن ندیدم (دست کم بنده در آن ندیدم).
سوم اینکه جامعیت خوبی دارد. از تمام حوزه های علوم انسانی و اجتماعی و اندیشه ای در آن مطالب خوبی خواهید یافت از تفاوت اقتصاد اتریشی با اقتصاد کلاسیک تا تفاوت عرفان مسیحی و عرفان بودایی.
شعار این کانال چنین است: به جای لعنت بر تاریکی شمعی روشن کن. به نظرم این کانال شمعی است روشن در روزگار تاریک ما. لینک کانال سخنرانی ها
بدیهی است که معرفی و تعریف از یک کانال به معنای تایید محتوای تک تک مطالب آن و همچنین تایید مدیران و صاحبان آن کانال نیست.
https://t.me/Dr_Lashkarbolouki
مجتبی لشکربلوکی
هر کدام از ما در یک حوزه متخصص است، یکی در حوزه اقتصاد و سرمایه گذاری است دیگری در حوزه مهندسی و دیگری دامپزشک است. اما در هر صورت همه ما احتیاج داریم که در برخی حوزه ها، اطلاعات خوبی داشته باشیم که انسان بهتری شویم و فهم عمیق تری نسبت به انسان و جهان داشته باشیم و در یک کلام باشعورتر باشیم. به همین خاطر تصمیم گرفتم سه کانال خوبی که بر من تاثیر گذاشته اند را با شما به اشتراک بگذارم.
معرفی سه کانال از بین صدها کانال خوب، واقعا واقعا کار سختی است. می توانستم تعداد بسیار بیشتری را ارایه کنم اما ترجیح دادم که کمتر باشد تا اثرگذارتر باشد.
◾️کانال اول در حوزه انسان شناسی، روانشناسی و علوم شناختی یکی از بهترین هاست.
همیشه در حوزه روانشناسی ما دو مشکل داریم. از یک طرف برخی مطالب منتسب به روانشناسی بسیار جذاب است اما مشکل این است که روانشناسی زرد و غیرعلمی است و از طرفی مطالب علمی، درست است اما خشک است و غیرجذاب.
در این کانال دکتر آذرخش مکری، روانپزشک معروف ایرانی به زبانی شیرین و جذاب عمیق ترین مطالب علمی را منتقل می کند. روحیه جستجوگری، تشنگی برای فهم عمیق انسان و جهان در بیان ایشان موج می زند. سبک ایشان این است که بهترین کتاب های عملی در حوزه انسان شناسی، روان شناسی و علوم شناختی را نه تنها روایت که نقد و بررسی و تطبیق می کند.
دکتر آذرخش مکری در اینستاگرام فعال هستند اما کامل ترین مطالب را در تلگرام خواهید یافت. لینک کانال دکتر آذرخش مکری
◾️کانال دوم: این کانال در مورد چیزی است که این روزها به آن سخت نیازمندیم. معنویت و اخلاق برای انسان معاصر
در روزگاری که بسیاری از ما نیاز داریم برای آنکه انسان بهتری باشیم پنجره ای از معنویت به روی ما گشوده باشد این کانال، همان پنجره است. نامش آکادمی جام است. چرا جام؟ اول کلمات جستجوی آگاهی و معنا می شود جام.
این کانال دو ویژگی منحصر به فرد دارد:
اول اینکه بسیار گزیده کار می کند. در هفته یک یا دو مطلب می زند اما مطالبش کاربردی و راهگشاست.
دوم اینکه خود را محدود به یک جغرافیا و یک مکتب فکری نکرده است در این کانال هم از ویلیام مکاسکیل استادیار فلسفه از دانشگاه آکسفورد مطلب می خوانید و هم از ابن عربی! هم از دانیل واگنر، استاد روانشناسی دانشگاه هاروارد از سهراب سپهری.
دو کانال دیگر در لینکدین نیستند ولی این کانال در لینکدین و اینستاگرام و بله هم صفحه فعال دارد احتمال دارد که در شبکه های دیگر هم باشد که خودتان جستجو کنید. این هم لینک کانال تلگرام آکادمی جام
◾️کانال سوم سخنرانی های منتخب در حوزه علوم انسانی است.
در این کانال، شما می توانید دستچینی از بهترین مطالب مرتبط با فلسفه غرب و اسلامی، عرفان، روانشناسی، جامعه شناسی و سیاست و اقتصاد را خواهید شنید. اداره کننده (یا شاید هم اداره کنندگان) این کانال را نمی شناسم. اما انتخاب های ایشان سه ویژگی دارد:
اول اینکه پا به پای جامعه جلو می آید و مطالبی که انتخاب می کند خیلی به مسائل روزانه ما مرتبط است. بارها شده است که وقتی دغدغه ای ذهنم را آزار می داد این کانال را نگاه کردم و یک مطلب روشنگرانه در مورد دغدغه آن روزهایم خواندم یا شنیدم.
دوم اینکه هیچگاه مطالب غیرمحترمانه، نژادپرستانه، اقلیت ستیزانه، دین ستیزانه، امیدستیزانه و افراطی در آن ندیدم (دست کم بنده در آن ندیدم).
سوم اینکه جامعیت خوبی دارد. از تمام حوزه های علوم انسانی و اجتماعی و اندیشه ای در آن مطالب خوبی خواهید یافت از تفاوت اقتصاد اتریشی با اقتصاد کلاسیک تا تفاوت عرفان مسیحی و عرفان بودایی.
شعار این کانال چنین است: به جای لعنت بر تاریکی شمعی روشن کن. به نظرم این کانال شمعی است روشن در روزگار تاریک ما. لینک کانال سخنرانی ها
بدیهی است که معرفی و تعریف از یک کانال به معنای تایید محتوای تک تک مطالب آن و همچنین تایید مدیران و صاحبان آن کانال نیست.
https://t.me/Dr_Lashkarbolouki
Forwarded from مجتبی لشکربلوکی
🔲⭕️از نخبه کشی تا پخمه پروری
مجتبی لشکربلوکی
جملاتی با این مفهوم را بسیار شنیده ام و خوانده ام احتمالا شما هم: ما توسعه پیدا نمی کنیم چون مدیران ما بی سوادند! باندبازند! فاسدند! دنبال منافع شخصی اند. مشکل اصلی مملکت سوء مدیریت است! اینجوری که نگاه می کنی فرمول توسعه خیلی ساده است: مدیران را عوض کنید همه چیز درست می شود. اصولا ما دنبال جواب های آسان هستیم. وقتی با یک پدیده روبرو می شویم که نمی فهمیمش، حفره ای در مغز ما ایجاد می شود و تا این حفره را پر نکنیم آرام نمی شویم. و چون تعداد سوالات زیاد است و پیدا کردن پاسخ های درست هم دشوار است، بلافاصله دنبال جواب های آسان دم دستی کار را بنداز می گردیم. و چه چیزی بهتر از اینکه مشهودترین قسمت ماجرا یعنی آدم ها را پیدا می کنیم و تمام! و سپس آرام می گیریم.
کافیست در گوگل کلمه مدیران ناکارآمد را جستجو کنید. من چنین کردم 178 هزار نتیجه در یک چهارم ثانیه! و مدیریت ناکارآمد 69 هزار نتیجه در همان زمان! جالب نیست؟!
اما دقیقا سوال اینجاست که اگر جواب توسعه نیافتگی ما این است ما یک سوال ساده اما بنیادی دیگر، باید بپرسیم چه می شود که نخبگان سر کار نمی آیند، چرا نخبگان له می شوند. چرا پخمگان می آیند و می مانند. (البته تاکید کنم بسیاری از مدیران دولتی که با آنان تعامل کرده ام هم باهوشند و هم فرهیخته)
استاد رضا قلی، نویسنده کتاب جامعه شناسی نخبه کشی در اواخر عمرش مصاحبه ای کرده و چند نکته جالب گفته: نخبگان مصلح در این کشور بسیار تنهایند. نه اینکه وطنپرستی در این کشور وجود نداشته باشد بلکه شرایط بهگونهای است که [نخبگان] قادر به عملی نیستند. نخبگان مصلح معمولا در مواجهه با انبوهی از افراد قرار میگیرند که منافع شخصی را به منافع ملی ترجیح میدهند. بنابراین مصلحان یا همان نخبگان مصلح، نمیتوانند کاری از پیش ببرند و عرصه برای آنها تنگ خواهد شد. همین تعارضات بود که قائممقام [و امیرکبیر] را در روزگاری از بین برد؛ و به قول میرزاتقیخان امیرکبیر برای نخبه اصلاحگر «ز منجنیق فلک سنگ فتنه میبارد.»
جواب را باید در ریشه ها جست. بنا به مشاهدات عینی و کاملا مبتنی بر تجربیات از نزدیک عرض می کنم که:
1) بسیاری افراد قدرتمند تمایلی ندارند در دولت کار کنند. چرا؟ کار کردن در دولت مختصات روانی خاصی می طلبد که هر کسی نمی تواند خود را با آن تطبیق دهد.
2) افراد بنا به ملاحظات غیرفنی دعوت نمی شوند یا کنار گذاشته می شوند: یکی به دلایل خانوادگی، دیگری به دلایل مذهبی، دیگری به دلایل امنیتی یا دعوت نمی شود یا کنار گذاشته می شود.
3) افراد مثله می شوند: فرض کنید که طرف از فیلتر اول (عدم تمایل) و دوم (عدم دعوت) رد شد، سازوکارهای بروکراتیک دولتی مانند ناظم سخت گیری است که هر مدیر خلاق تحول خواهی را بعد از مدتی ادب می کند و تبدیل می کند به ماشین عطف و پیرو (توضیح بیشتر برای آن ها که کار اداری نکرده اند که هر نامه ای که می آید را یا پاسخ می دهیم بدون کنش واقعی یا پیگیری می کنیم بدون کنشی)
4) افراد زود به زود عوض می شوند. فرض کنید که طرف وارد دولت شد، رشد هم کرد، پرونده برایش ایجاد نشد، خلاقیت و نشاطش را هم حفظ کرد در دام بعدی می افتد: تغییرات پیاپی مدیریتی. مثلا آموزش و پرورش هر سال یک وزیر عوض کرده! این یعنی تا آن پایین همه در معرض تلاطم قرار می گیرند.
5) افرادغیر فنی و غیرنخبه (بهترین متضاد نخبه فکر می کنم پخمه باشد) وارد می شوند: به مصیبت های فوق ورود افراد غیرفنی را هم اضافه کنید. طرف تا حالا یک روز در حوزه ایکس کار نکرده، بدون طی مراحل کارشناسی و تجربی، وزیر و وکیل و مدیر می شود.
کشتن نخبگان فقط حذف فیزیکی آنان نیست. نخبگانی که به دولت راه پیدا نمی کنند. نخبگانی که به خاطر بروکراسی دولتی، تعویض های پیاپی خلاقیت و جسارت خود را از دست می دهند. نخبگانی که مجبورند زیر دست پخمگان کار کنند، کشته می شوند حتی اگر نفس بکشند و پشت میزشان هم باشند. تبدیل می شوند به ماشین های باکلاس عطف و پیرو!
☑️⭕️تجویز راهبردی
بارها نوشته و خواندهایم که در کشورمان، مشکل مدیریت، ضعف مدیریت و سوءمدیریت وجود دارد. اما این اصل ماجرا نیست. این آدرس غلط است! مساله نظام نامطلوب حکمرانی؛ نهادهای کژکارکرد و از ریخت افتاده انتخابات و انتصابات است. اگر می خواهیم کشور توسعه پیدا کند، ما (یعنی جامعه) باید روی سازوکارها، سیستم ها و قواعدی پافشاری، تمرکز و مطالبه گری کنیم که؛
◻اولا: بهترین ها (نخبگان) را برای امر کشورداری جذب کند (مثل سنگاپور)
◻دوم اینکه: نظام پاداش ها کشورداران را به درستی طراحی کنیم تا بهترین ها بمانند و انگیزه داشته باشند (مثل کره جنوبی)
◻سوم اینکه: رسانه های آزاد بیشترین نظارت ها را بر کشورداران انجام دهد (مانند کشورهای اسکاندیناوی)
t.me/Dr_Lashkarbolouki
مجتبی لشکربلوکی
جملاتی با این مفهوم را بسیار شنیده ام و خوانده ام احتمالا شما هم: ما توسعه پیدا نمی کنیم چون مدیران ما بی سوادند! باندبازند! فاسدند! دنبال منافع شخصی اند. مشکل اصلی مملکت سوء مدیریت است! اینجوری که نگاه می کنی فرمول توسعه خیلی ساده است: مدیران را عوض کنید همه چیز درست می شود. اصولا ما دنبال جواب های آسان هستیم. وقتی با یک پدیده روبرو می شویم که نمی فهمیمش، حفره ای در مغز ما ایجاد می شود و تا این حفره را پر نکنیم آرام نمی شویم. و چون تعداد سوالات زیاد است و پیدا کردن پاسخ های درست هم دشوار است، بلافاصله دنبال جواب های آسان دم دستی کار را بنداز می گردیم. و چه چیزی بهتر از اینکه مشهودترین قسمت ماجرا یعنی آدم ها را پیدا می کنیم و تمام! و سپس آرام می گیریم.
کافیست در گوگل کلمه مدیران ناکارآمد را جستجو کنید. من چنین کردم 178 هزار نتیجه در یک چهارم ثانیه! و مدیریت ناکارآمد 69 هزار نتیجه در همان زمان! جالب نیست؟!
اما دقیقا سوال اینجاست که اگر جواب توسعه نیافتگی ما این است ما یک سوال ساده اما بنیادی دیگر، باید بپرسیم چه می شود که نخبگان سر کار نمی آیند، چرا نخبگان له می شوند. چرا پخمگان می آیند و می مانند. (البته تاکید کنم بسیاری از مدیران دولتی که با آنان تعامل کرده ام هم باهوشند و هم فرهیخته)
استاد رضا قلی، نویسنده کتاب جامعه شناسی نخبه کشی در اواخر عمرش مصاحبه ای کرده و چند نکته جالب گفته: نخبگان مصلح در این کشور بسیار تنهایند. نه اینکه وطنپرستی در این کشور وجود نداشته باشد بلکه شرایط بهگونهای است که [نخبگان] قادر به عملی نیستند. نخبگان مصلح معمولا در مواجهه با انبوهی از افراد قرار میگیرند که منافع شخصی را به منافع ملی ترجیح میدهند. بنابراین مصلحان یا همان نخبگان مصلح، نمیتوانند کاری از پیش ببرند و عرصه برای آنها تنگ خواهد شد. همین تعارضات بود که قائممقام [و امیرکبیر] را در روزگاری از بین برد؛ و به قول میرزاتقیخان امیرکبیر برای نخبه اصلاحگر «ز منجنیق فلک سنگ فتنه میبارد.»
جواب را باید در ریشه ها جست. بنا به مشاهدات عینی و کاملا مبتنی بر تجربیات از نزدیک عرض می کنم که:
1) بسیاری افراد قدرتمند تمایلی ندارند در دولت کار کنند. چرا؟ کار کردن در دولت مختصات روانی خاصی می طلبد که هر کسی نمی تواند خود را با آن تطبیق دهد.
2) افراد بنا به ملاحظات غیرفنی دعوت نمی شوند یا کنار گذاشته می شوند: یکی به دلایل خانوادگی، دیگری به دلایل مذهبی، دیگری به دلایل امنیتی یا دعوت نمی شود یا کنار گذاشته می شود.
3) افراد مثله می شوند: فرض کنید که طرف از فیلتر اول (عدم تمایل) و دوم (عدم دعوت) رد شد، سازوکارهای بروکراتیک دولتی مانند ناظم سخت گیری است که هر مدیر خلاق تحول خواهی را بعد از مدتی ادب می کند و تبدیل می کند به ماشین عطف و پیرو (توضیح بیشتر برای آن ها که کار اداری نکرده اند که هر نامه ای که می آید را یا پاسخ می دهیم بدون کنش واقعی یا پیگیری می کنیم بدون کنشی)
4) افراد زود به زود عوض می شوند. فرض کنید که طرف وارد دولت شد، رشد هم کرد، پرونده برایش ایجاد نشد، خلاقیت و نشاطش را هم حفظ کرد در دام بعدی می افتد: تغییرات پیاپی مدیریتی. مثلا آموزش و پرورش هر سال یک وزیر عوض کرده! این یعنی تا آن پایین همه در معرض تلاطم قرار می گیرند.
5) افرادغیر فنی و غیرنخبه (بهترین متضاد نخبه فکر می کنم پخمه باشد) وارد می شوند: به مصیبت های فوق ورود افراد غیرفنی را هم اضافه کنید. طرف تا حالا یک روز در حوزه ایکس کار نکرده، بدون طی مراحل کارشناسی و تجربی، وزیر و وکیل و مدیر می شود.
کشتن نخبگان فقط حذف فیزیکی آنان نیست. نخبگانی که به دولت راه پیدا نمی کنند. نخبگانی که به خاطر بروکراسی دولتی، تعویض های پیاپی خلاقیت و جسارت خود را از دست می دهند. نخبگانی که مجبورند زیر دست پخمگان کار کنند، کشته می شوند حتی اگر نفس بکشند و پشت میزشان هم باشند. تبدیل می شوند به ماشین های باکلاس عطف و پیرو!
☑️⭕️تجویز راهبردی
بارها نوشته و خواندهایم که در کشورمان، مشکل مدیریت، ضعف مدیریت و سوءمدیریت وجود دارد. اما این اصل ماجرا نیست. این آدرس غلط است! مساله نظام نامطلوب حکمرانی؛ نهادهای کژکارکرد و از ریخت افتاده انتخابات و انتصابات است. اگر می خواهیم کشور توسعه پیدا کند، ما (یعنی جامعه) باید روی سازوکارها، سیستم ها و قواعدی پافشاری، تمرکز و مطالبه گری کنیم که؛
◻اولا: بهترین ها (نخبگان) را برای امر کشورداری جذب کند (مثل سنگاپور)
◻دوم اینکه: نظام پاداش ها کشورداران را به درستی طراحی کنیم تا بهترین ها بمانند و انگیزه داشته باشند (مثل کره جنوبی)
◻سوم اینکه: رسانه های آزاد بیشترین نظارت ها را بر کشورداران انجام دهد (مانند کشورهای اسکاندیناوی)
t.me/Dr_Lashkarbolouki
«خوب بودن» به جای «بهترین بودن»
🔺در سال ۱۹۹۷، وقتی به فرودگاه مونترال پای گذاشتم، "استوارت گرینر" را دیدم. او در آن زمان در حال نگارش کتابی با عنوان راهنمای مدیریت بود. با او گفتوگویی کردم. استوارت معتقد بود محتوای راهنما باید بر مبنای مفهوم رقابت در کسب و کار نوشته شود و حتی خود راهنما نیز باید در مقایسه با دیگر راهنماها مزیت رقابتی داشته باشد.
🔺اما من پاسخ دادم: به هیچ وجه خود من که هرگز در زندگیام به دنبال رقابت با دیگران نبودهام. من هیچ وقت برای بهترین بودن برنامهریزی نکردهام؛ این نوع برنامهریزی استانداردی سطح پایین است.
من فقط به دنبال آن بوده ام که خوب باشم؛ بهترین کار این است که هر فرد با خودش رقابت کند نه با دیگران، و سعی کند بهترینِ خودش باشد.
🔺اصلا "بهترین بودن" یعنی چه؟ آیا چایکوفسکی از بتهوون بهتر بود؟ آیا ادیت پیاف بهترین بازیگر و خواننده بود؟ من که به خود اجازه قضاوت نمی دهم، اما حداقل چیزی که میتوانم بگویم این است که او همیشه خوب بود و بهترین خودش بود.
🔺"سيليو برنیر" در بازی های المپیک ۱۹۸۴ برنده مدال طلای شیرجه شده بود. یک روز از او پرسیدم: «نقطه اصلی و متمایز کننده ورزشکارانی مانند تو که به چنین افتخاراتی دست مییابند چیست؟» او پاسخ داد: «من در آن سالها بهترین کاری را انجام میدادم که از دستم برمیآمد و آن رقابت با خودم بود.»
◀️ پس شاید وقت آن رسیده باشد که وسواسمان برای بهترین بودن در مقایسه با دیگران» را رها کنیم؛ در عوض، تمام تلاشمان را صرف این کنیم که تا حد ممکن خوب باشیم و برای رسیدن به آن، هر کاری از دستمان برمیآید انجام دهیم.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔺در سال ۱۹۹۷، وقتی به فرودگاه مونترال پای گذاشتم، "استوارت گرینر" را دیدم. او در آن زمان در حال نگارش کتابی با عنوان راهنمای مدیریت بود. با او گفتوگویی کردم. استوارت معتقد بود محتوای راهنما باید بر مبنای مفهوم رقابت در کسب و کار نوشته شود و حتی خود راهنما نیز باید در مقایسه با دیگر راهنماها مزیت رقابتی داشته باشد.
🔺اما من پاسخ دادم: به هیچ وجه خود من که هرگز در زندگیام به دنبال رقابت با دیگران نبودهام. من هیچ وقت برای بهترین بودن برنامهریزی نکردهام؛ این نوع برنامهریزی استانداردی سطح پایین است.
من فقط به دنبال آن بوده ام که خوب باشم؛ بهترین کار این است که هر فرد با خودش رقابت کند نه با دیگران، و سعی کند بهترینِ خودش باشد.
🔺اصلا "بهترین بودن" یعنی چه؟ آیا چایکوفسکی از بتهوون بهتر بود؟ آیا ادیت پیاف بهترین بازیگر و خواننده بود؟ من که به خود اجازه قضاوت نمی دهم، اما حداقل چیزی که میتوانم بگویم این است که او همیشه خوب بود و بهترین خودش بود.
🔺"سيليو برنیر" در بازی های المپیک ۱۹۸۴ برنده مدال طلای شیرجه شده بود. یک روز از او پرسیدم: «نقطه اصلی و متمایز کننده ورزشکارانی مانند تو که به چنین افتخاراتی دست مییابند چیست؟» او پاسخ داد: «من در آن سالها بهترین کاری را انجام میدادم که از دستم برمیآمد و آن رقابت با خودم بود.»
◀️ پس شاید وقت آن رسیده باشد که وسواسمان برای بهترین بودن در مقایسه با دیگران» را رها کنیم؛ در عوض، تمام تلاشمان را صرف این کنیم که تا حد ممکن خوب باشیم و برای رسیدن به آن، هر کاری از دستمان برمیآید انجام دهیم.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Forwarded from (Competent Managers) مدیران شایسته (Mh_kashefi)
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔰اساسی ترین مسائل کشور؟!
🔷لطفا به عناوینِ این ۱۰ مسالهی کلانِ اساسی کشور توجه کنید. این مسائل بهخوبی نشان میدهند که «وضعیتِ حکمرانی کشور» طی سالها و دهههای گذشته چگونه بوده است.
ایران به معنای واقعی کلمه، نیازمندِ تحولِ جدی و تغییرِ ریلِ حکمرانی است. برای چنین تحولی به مردم نیاز داریم. بدونِ ترمیمِ اعتمادِ مردم و تقویتِ سرمایه اجتماعی، اوضاع روز به روز بدتر خواهد شد.
🔷گام اول شاید این باشد که بیتوجهی و بیاهمیت اِنگاشتنِ خواستههای مردم و دخالت حداکثری در سبکِ زندگی آنها را خاتمه دهید. خودتان هم خوب میدانید که این موضوع اغلبِ مردم را بیشتر از قبل «کلافه» و «خشمگین» کرده است.
🔷به عنوانِ یک هموطن از شما خواهش میکنم «لجاجت» با مردم را کنار بگذارید. لطفا کمتر «تحقیر»شان کنید. اینقدر آنها را با بر چسب های مختلف آماجِ «تهمت» قرار ندهید. لطفا دست از «خودی» و «غیرخودی» کردن بردارید. لطفا نگرانِ مهاجرتِ «استعداد»های این کشور باشید. لطفا نگرانِ حالِ بدِ اقتصادی و روانی مردم باشید.
🔷ما چیز زیادی نمیخواهیم. ما فقط آرزو داریم این وطن، آباد و آزاد باشد. بیشتر از این ناامیدمان نکنید.
✍دکتر شامی زنجانی
🔷لطفا به عناوینِ این ۱۰ مسالهی کلانِ اساسی کشور توجه کنید. این مسائل بهخوبی نشان میدهند که «وضعیتِ حکمرانی کشور» طی سالها و دهههای گذشته چگونه بوده است.
ایران به معنای واقعی کلمه، نیازمندِ تحولِ جدی و تغییرِ ریلِ حکمرانی است. برای چنین تحولی به مردم نیاز داریم. بدونِ ترمیمِ اعتمادِ مردم و تقویتِ سرمایه اجتماعی، اوضاع روز به روز بدتر خواهد شد.
🔷گام اول شاید این باشد که بیتوجهی و بیاهمیت اِنگاشتنِ خواستههای مردم و دخالت حداکثری در سبکِ زندگی آنها را خاتمه دهید. خودتان هم خوب میدانید که این موضوع اغلبِ مردم را بیشتر از قبل «کلافه» و «خشمگین» کرده است.
🔷به عنوانِ یک هموطن از شما خواهش میکنم «لجاجت» با مردم را کنار بگذارید. لطفا کمتر «تحقیر»شان کنید. اینقدر آنها را با بر چسب های مختلف آماجِ «تهمت» قرار ندهید. لطفا دست از «خودی» و «غیرخودی» کردن بردارید. لطفا نگرانِ مهاجرتِ «استعداد»های این کشور باشید. لطفا نگرانِ حالِ بدِ اقتصادی و روانی مردم باشید.
🔷ما چیز زیادی نمیخواهیم. ما فقط آرزو داریم این وطن، آباد و آزاد باشد. بیشتر از این ناامیدمان نکنید.
✍دکتر شامی زنجانی
👍1
Forwarded from alikhani HRD1973
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یکی از مدیران ارشد سنگاپور در چهار دقیقه راز پیشرفت و موفقیت و تحول در کشورش را به زیبایی تمام بیان می کند! این سخنان ناب به اندازه سالها مطالعه در علوم جامعه شناسی، اقتصاد و مدیریت ارزشمند و آموزنده است!
شفاف و دقیق و عمیق
آموزنده و بسیار کاربردی
برای حکمرانی و مدیریت در همه کشورها و سازمانها
#مریتوکراسی، انتصابات شایسته
# اصالت نتیجه و عملگرایی
# صداقت و پاکدستی مدیران
شفاف و دقیق و عمیق
آموزنده و بسیار کاربردی
برای حکمرانی و مدیریت در همه کشورها و سازمانها
#مریتوکراسی، انتصابات شایسته
# اصالت نتیجه و عملگرایی
# صداقت و پاکدستی مدیران
Forwarded from (Competent Managers) مدیران شایسته
🔴سنگاپور مدرن؛ میراثی که «لی» بر جای گذاشت
"لی کوان یو" که به درستی معمار بزرگ "دولت شهر سنگاپور" لقب گرفته و سیمای این کشور کوچک آسیای جنوب شرقی را با سیاست های ابتکاری خود دگرگون ساخت در آغاز سال 1394 و در 91 سالگی درگذشت.
" لی" از سال 1959 تا سال 1990 در مقام نخست وزیر این کشور را به «واحه ای جهان اولی در منطقه ای جهان سومی» بدل کرد به گونه ای که سنگاپور در سال 1984 به "سازمان همکاری اقتصادی و توسعه" یا همان باشگاه کشورهای توسعه یافته جهان پیوست تا ثابت شود در مدت زمانی کوتاه از یک کشور توسعه نیافته به در حال توسعه و سپس توسعه یافته تبدیل شده و معجره ای رخ داده است.
معجزه به این خاطر که کشوری که فاقد منابع طبیعی که حتی برای تامین آب به مالزی نیازمند بود بود و با فقر و تهدید داخلی و تهاجم خارجی دست و پنجه نرم می کرد در مدار توسعه یافته ترین ها قرار گرفت.
بسیاری از رهبران و دست اندر کاران سیاست و اقتصاد جهان نه تنها از "لی کوان یو" با عنوان طراح و معمار سنگاپور مدرن یاد می کنند بلکه وی را به لحاظ فکری نیز "حکیم" ی می دانند که با اراده ای استوار در عین تاکید بر نظامی مقتدرانه، شکوفایی این " دولت شهر" را نیز به ارمغان آورد.
💎مدیران کارآمد و ثروتمند، دولت پاک
نکته قابل توجه دیگر درباره او این است که هر چند دانش آموخته رشته حقوق از دانشگاه های طراز اول کمبریج و لندن (دانشکده اقتصاد و علوم سیاسی) بود اما به نظام سیاسی حاکم در غرب از منظر کوتاه مدت بودن دولت ها و تغییرات پی درپی و تولید رهبران بعضا ناکارآمد و ضعف و تعلل در اجرای سیاست ها به واسطه انتقادهای بیش از حد رسانه ها اعتقاد نداشت و سر درگمی ایجاد شده را در جهت مخالف منافع ملی می دانست.
"لی کوان یو" به دولت کوچک باور داشت و آن را بهترین و کارآمدترین می دانست -خاصه هنگامی که با مدیران اقتصادی اداره می شود- و از این رو با پرداخت بالاترین حقوق و دستمزد به آنها و حتی بیشتر از بخش خصوصی مبرزترین مدیران را برای هدایت کشور بر می گزید.
اکنون حقوق یک مدیر دولتی در سنگاپور با بالاترین حقوق مدیران شرکت های چند ملیتی جهان برابری می کند و دستمزد نخست وزیر این کشور سر به دویست و پنجاه هزار دلار در سال می زند و در زمره بالاترین ها در دنیا به شمار می رود. " لی" بر این عقیده بود که چنانچه مدیران از تمکن مالی قابل توجه برخوردار باشند دیگر هیچ وسوسه ای در آنها کارگر نخواهد افتاد.
"لی کوان یو" که برخی معتقدند وی مشوق اصلی هم قطارش " دنگ شیا ئو پینگ" – معمار چین نو – است ، اقتصاد را "پایه اولیه رسیدن به شکوفایی همه جانبه" می دانست و در تحقق این هدف بر "شایسته سالاری" به عنوان کلید موفقیت اصرار می ورزید.
بر این اساس بود که "لی" بر انتصاب بهترین ها برای مدیریت کشور تاکید داشت و می کوشید دولت را از هر گونه فساد با پرداخت حقوق و مزایای عالی که حتی بیشتر از مزایای پرداختی در بخش خصوصی است مبرا سازد و نظام دولتی پاک و منزه را اجرا کند. شخص "لی" به گفته دوستان و دشمنان خود شخصیتی غیر قابل نفوذ در زمینه فساد بوده و چنین الگویی را برای "دولت جزیره"ای که در زمره کشورهای پیشرفته جهان به شمار می رود برای همکاران خود به ارث گذاشت.
به همین دلیل است که سنگاپور با مدیرانی عاری از فساد مالی شناخته می شود . ضمن این که تاکید بر مقررات ساده ،شفاف و کارآمد و اجرای آنها در این" دولت شهر" چنان است که بانک جهانی غالبا این کشور را در صدر درجه بندی های خود از لحاظ " آسانی و روان بودن مقررات و قوانین" در میان کشورهای جهان قرار می دهد و به عنوان یکی از ده کشور پاک می شناسد.
💵اقتصاد حساب شده
از دیگر ویژگی های حکومت " لی" بهره گیری از قدرت رقابتی در کشور و ورود در حوزه هایی بود که در آنها از توان و شایستگی بزرگ برخوردار بود. سنگاپور همچنین از ویژگی برخورداری از امکانات "بندر داری" (انتره پوت) برخوردار است که از قرن چهاردهم میلادی به عنوان مزیت اصلی این جزیره موفقیت تجاری و اقتصادی را برای سنگاپور به ارمغان آورده است. (چهل در صد تجارت دریایی جهان از"تنگه مالاکا" می گذرد).
این "دولت شهر" هیچ گاه وارد حوزه هایی مانند خودروسازی نمی شود که در آنها قدرت رقابتی ندارد حال آن که در هر بخش که در آن مزیت داشته باشد (مانند حوزه الکترونیک) با قوت و قدرت حاضر می شود.
منبع: مدیران نامدار ایران
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
"لی کوان یو" که به درستی معمار بزرگ "دولت شهر سنگاپور" لقب گرفته و سیمای این کشور کوچک آسیای جنوب شرقی را با سیاست های ابتکاری خود دگرگون ساخت در آغاز سال 1394 و در 91 سالگی درگذشت.
" لی" از سال 1959 تا سال 1990 در مقام نخست وزیر این کشور را به «واحه ای جهان اولی در منطقه ای جهان سومی» بدل کرد به گونه ای که سنگاپور در سال 1984 به "سازمان همکاری اقتصادی و توسعه" یا همان باشگاه کشورهای توسعه یافته جهان پیوست تا ثابت شود در مدت زمانی کوتاه از یک کشور توسعه نیافته به در حال توسعه و سپس توسعه یافته تبدیل شده و معجره ای رخ داده است.
معجزه به این خاطر که کشوری که فاقد منابع طبیعی که حتی برای تامین آب به مالزی نیازمند بود بود و با فقر و تهدید داخلی و تهاجم خارجی دست و پنجه نرم می کرد در مدار توسعه یافته ترین ها قرار گرفت.
بسیاری از رهبران و دست اندر کاران سیاست و اقتصاد جهان نه تنها از "لی کوان یو" با عنوان طراح و معمار سنگاپور مدرن یاد می کنند بلکه وی را به لحاظ فکری نیز "حکیم" ی می دانند که با اراده ای استوار در عین تاکید بر نظامی مقتدرانه، شکوفایی این " دولت شهر" را نیز به ارمغان آورد.
💎مدیران کارآمد و ثروتمند، دولت پاک
نکته قابل توجه دیگر درباره او این است که هر چند دانش آموخته رشته حقوق از دانشگاه های طراز اول کمبریج و لندن (دانشکده اقتصاد و علوم سیاسی) بود اما به نظام سیاسی حاکم در غرب از منظر کوتاه مدت بودن دولت ها و تغییرات پی درپی و تولید رهبران بعضا ناکارآمد و ضعف و تعلل در اجرای سیاست ها به واسطه انتقادهای بیش از حد رسانه ها اعتقاد نداشت و سر درگمی ایجاد شده را در جهت مخالف منافع ملی می دانست.
"لی کوان یو" به دولت کوچک باور داشت و آن را بهترین و کارآمدترین می دانست -خاصه هنگامی که با مدیران اقتصادی اداره می شود- و از این رو با پرداخت بالاترین حقوق و دستمزد به آنها و حتی بیشتر از بخش خصوصی مبرزترین مدیران را برای هدایت کشور بر می گزید.
اکنون حقوق یک مدیر دولتی در سنگاپور با بالاترین حقوق مدیران شرکت های چند ملیتی جهان برابری می کند و دستمزد نخست وزیر این کشور سر به دویست و پنجاه هزار دلار در سال می زند و در زمره بالاترین ها در دنیا به شمار می رود. " لی" بر این عقیده بود که چنانچه مدیران از تمکن مالی قابل توجه برخوردار باشند دیگر هیچ وسوسه ای در آنها کارگر نخواهد افتاد.
"لی کوان یو" که برخی معتقدند وی مشوق اصلی هم قطارش " دنگ شیا ئو پینگ" – معمار چین نو – است ، اقتصاد را "پایه اولیه رسیدن به شکوفایی همه جانبه" می دانست و در تحقق این هدف بر "شایسته سالاری" به عنوان کلید موفقیت اصرار می ورزید.
بر این اساس بود که "لی" بر انتصاب بهترین ها برای مدیریت کشور تاکید داشت و می کوشید دولت را از هر گونه فساد با پرداخت حقوق و مزایای عالی که حتی بیشتر از مزایای پرداختی در بخش خصوصی است مبرا سازد و نظام دولتی پاک و منزه را اجرا کند. شخص "لی" به گفته دوستان و دشمنان خود شخصیتی غیر قابل نفوذ در زمینه فساد بوده و چنین الگویی را برای "دولت جزیره"ای که در زمره کشورهای پیشرفته جهان به شمار می رود برای همکاران خود به ارث گذاشت.
به همین دلیل است که سنگاپور با مدیرانی عاری از فساد مالی شناخته می شود . ضمن این که تاکید بر مقررات ساده ،شفاف و کارآمد و اجرای آنها در این" دولت شهر" چنان است که بانک جهانی غالبا این کشور را در صدر درجه بندی های خود از لحاظ " آسانی و روان بودن مقررات و قوانین" در میان کشورهای جهان قرار می دهد و به عنوان یکی از ده کشور پاک می شناسد.
💵اقتصاد حساب شده
از دیگر ویژگی های حکومت " لی" بهره گیری از قدرت رقابتی در کشور و ورود در حوزه هایی بود که در آنها از توان و شایستگی بزرگ برخوردار بود. سنگاپور همچنین از ویژگی برخورداری از امکانات "بندر داری" (انتره پوت) برخوردار است که از قرن چهاردهم میلادی به عنوان مزیت اصلی این جزیره موفقیت تجاری و اقتصادی را برای سنگاپور به ارمغان آورده است. (چهل در صد تجارت دریایی جهان از"تنگه مالاکا" می گذرد).
این "دولت شهر" هیچ گاه وارد حوزه هایی مانند خودروسازی نمی شود که در آنها قدرت رقابتی ندارد حال آن که در هر بخش که در آن مزیت داشته باشد (مانند حوزه الکترونیک) با قوت و قدرت حاضر می شود.
منبع: مدیران نامدار ایران
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Forwarded from (Competent Managers) مدیران شایسته
🌸گویند سلام طلائی ترین کلید برای صعود به تالار آشنایی هاست. پس صمیمی ترین سلام تقدیم شما عزیزانم باد. دوستان و یاران همراه خوش آمدید.
✳امیدوارم. بتوانیم با به اشتراک گذاری مطالب مفید در حوزه های مربوط به دانش مدیریت که یک علم چند وجهی و چند بعدی است، قدمی هر چند کوچک در تحقق اهداف تعالی و رشد و بالندگی سازمان های کشورمان برداشته و در امر کاربردی کردن این دانش در سطح فردی، سازمانی و ملی کمک حال مجموعه مدیریتی سازمان های کشورمان باشیم.
🔰 انبوه مطالب متنوع این کانال در حوزه مدیریت همچون کتابخانه ایی رایگان به صورت آنلاین برای همیشه عمر در اختیار شما عزیزان باقی خواهد ماند، باشد که مفید و موثر باشد.
با تقدیم احترام :💐 کاشفی🙏
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
✳امیدوارم. بتوانیم با به اشتراک گذاری مطالب مفید در حوزه های مربوط به دانش مدیریت که یک علم چند وجهی و چند بعدی است، قدمی هر چند کوچک در تحقق اهداف تعالی و رشد و بالندگی سازمان های کشورمان برداشته و در امر کاربردی کردن این دانش در سطح فردی، سازمانی و ملی کمک حال مجموعه مدیریتی سازمان های کشورمان باشیم.
🔰 انبوه مطالب متنوع این کانال در حوزه مدیریت همچون کتابخانه ایی رایگان به صورت آنلاین برای همیشه عمر در اختیار شما عزیزان باقی خواهد ماند، باشد که مفید و موثر باشد.
با تقدیم احترام :💐 کاشفی🙏
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Forwarded from (Competent Managers) مدیران شایسته
🔰ما به سه طريق مىآموزيم:
🟢اول "انديشه" كه اصيلترين است.
🔵دوم "تقليد" كه آسانترين است.
🔴سوم "تجربه" كه تلخترين است.
👤 كنفوسيوس
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🟢اول "انديشه" كه اصيلترين است.
🔵دوم "تقليد" كه آسانترين است.
🔴سوم "تجربه" كه تلخترين است.
👤 كنفوسيوس
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
👍1
Forwarded from (Competent Managers) مدیران شایسته
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌺🍃🍁🍃🍂🍃🍁🍃🍂
🍃
سقراط میگفت من داناترین فردِ عالمم چون تنها کسی هستم که میدانم نمیدانم، درحالیکه دیگران هنوز به نادانیِ خودنیز آگاه نیستند.
این جهلِ سقراطی که بعدها نیکلاس کوزایی آن را "جهلِ فرهیخته" نامید درست همان چیزیست که برای تفکر و کتابخوانی نیاز داریم. چراکه نخستین گام در تلاش برای دانایی، غلبه بر توهم داناییست.
در همين راستا ابن سينا میگويد:
"ایاک و فطانة بتراء"
"بترس از زرنگی ابتر"
🍃
🌺🍃
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🍃
سقراط میگفت من داناترین فردِ عالمم چون تنها کسی هستم که میدانم نمیدانم، درحالیکه دیگران هنوز به نادانیِ خودنیز آگاه نیستند.
این جهلِ سقراطی که بعدها نیکلاس کوزایی آن را "جهلِ فرهیخته" نامید درست همان چیزیست که برای تفکر و کتابخوانی نیاز داریم. چراکه نخستین گام در تلاش برای دانایی، غلبه بر توهم داناییست.
در همين راستا ابن سينا میگويد:
"ایاک و فطانة بتراء"
"بترس از زرنگی ابتر"
🍃
🌺🍃
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔰امام علی (ع): لا یُدْرَكُ العِلْمُ بِراحَةِ الجِسْمِ.
✅ دانش با تنآسایی به دست نمیآید.
⭕️اين مطلب كمك حال كساني است كه حوصله خوندن و مطالعه را ندارند.
✅یکی از الزامات توسعه و پیشرفت هر کشوری گسترش آگاهی و بالا رفتن سطوح تحلیل افراد آن جامعه می باشد، و شرط لازم برای نیل به این امر مهم، نهادینه شدن فرهنگ مطالعه می باشد. استمرار و دوام افراد در فرهنگ مطالعه ضامن توسعه فرهنگ آن جامعه است .که علیرغم توصیه و تاکید بزرگان دینی و مذهبی کشور مان بر لزوم نهادینه سازی این امر، فرهنگ مطالعه در کشور ما وضعیت خوشایندی ندارد. علیالقاعده کسب آگاهی و معرفت در حوزه های مختلف نیاز به مطالعه مستمر و مداوم دارد. نیاز به صرف وقت و انرژی دارد..کسب دانش و آگاهی با تن آسایی به دست نمی اید .
🔹 جامعهیی که در آن هیچکس صبر و حوصله و شکیبایی لازم برای به دست آوردن علم و آگاهی و معرفت اندوزی را ندارد، ولی در عین حال، حرص و عطش عجیبی برای قضاوت در مورد هر چیز و هر مطلب و هر حوزه ایی داشته باشد، جامعه ایی رو به پیشرفت نخواهد بود.
🔹جامعهیی که همه چیز راساندویچی میخواهد، در مطالعه, فقط سه خط هر مطلب برایش بس است!.
🔶 چنین جامعهی مبتلا به :
🔴 «فرهنگِ سهخطی»! شده است.
🔹فرهنگِ سهخطی به ما میگوید اگر نوشتهیی بیشتر از سه سطر شد، نخوان!
🔹فرهنگِ سهخطی به ما میگوید راهِ رسیدن به هدف چون طولانی است, پس یا بیخیالاش بشو یا سراغِ میانبُر بگرد، یا قانون را دور بزن!
.
🔹فرهنگِ سهخطی است که؛ نزولخوری دارد، اختلاس دارد، دزدی دارد، بیسوادی دارد، رشوه دارد، تنفروشی دارد، حقخوری و هزار جور دردِ بیدرمانِ دیگر دارد.
🔹فرهنگِ سهخطی است که این همه آدمِ بیکار دارد. آدمهای بیکاری که توقع دارند یک ساعت در روز کار کنند و ماهی چند میلیون درآمد داشته باشند!
🔹فرهنگ سه خطی است که این همه مدرک به دستان بی سوادی دارد که حال و حوصله حداقل نیم ساعت مطالعه در شبانه روز را ندارند.
🔹برای درکِ عمقِ فاجعهیی که بر سرِ فرهنگِ ما آمده، نیازی نیست خیلی جای دوری برویم. به همین فیسبوک یا تلگرام یا واتساب که نگاه کنیم، همه چیز دستمان میآید.
♨وقتی کسی یک مطلب نیم صفحه ایی را در این فضا ها می بیند با بی طاقتی و بی حوصله گی مینویسد:
❗«اوه! طولانی بود، نخوندم!»
❗«سرسری یه نیگاه انداختم,
❗« نخوندم اما با کلیّتش موافقم!»
❗«چه حوصلهیی بابا !»
❗«لایک کردم، ولی نخوندم!»
🔹 در چنین جامعه ایی یک پُلی در جایی از مسیرِ فرهنگِ ما شکسته است که هیچ رفتنی به هدف نمیرسد.
✅ و آن پُل، همان "فرهنگِ شکیبایی" است.
🔹فرهنگِ سهخطی به من اجازه میدهد چیزی را نخوانده، بپسندم.
🔹موضوعی را نفهمیده، تحلیل کنم.
🔹راهی را نرفته، پیشنهاد بدهم.
🔹دارویی را نخورده، تجویز نمایم.
🔹نظری را ندانسته، نقد کنم...
🔹فرهنگِ سهخطی به من اجازه میدهد به هر وسیلهیی برای رسیدن به هدفام متوسل شوم.
چون حوصلهی راههای درست را "که طولانیتر هم هست" ندارم.!
♥ با کانال مدیران شایسته همراه شوید؛
@CompetentManagers
✅ دانش با تنآسایی به دست نمیآید.
⭕️اين مطلب كمك حال كساني است كه حوصله خوندن و مطالعه را ندارند.
✅یکی از الزامات توسعه و پیشرفت هر کشوری گسترش آگاهی و بالا رفتن سطوح تحلیل افراد آن جامعه می باشد، و شرط لازم برای نیل به این امر مهم، نهادینه شدن فرهنگ مطالعه می باشد. استمرار و دوام افراد در فرهنگ مطالعه ضامن توسعه فرهنگ آن جامعه است .که علیرغم توصیه و تاکید بزرگان دینی و مذهبی کشور مان بر لزوم نهادینه سازی این امر، فرهنگ مطالعه در کشور ما وضعیت خوشایندی ندارد. علیالقاعده کسب آگاهی و معرفت در حوزه های مختلف نیاز به مطالعه مستمر و مداوم دارد. نیاز به صرف وقت و انرژی دارد..کسب دانش و آگاهی با تن آسایی به دست نمی اید .
🔹 جامعهیی که در آن هیچکس صبر و حوصله و شکیبایی لازم برای به دست آوردن علم و آگاهی و معرفت اندوزی را ندارد، ولی در عین حال، حرص و عطش عجیبی برای قضاوت در مورد هر چیز و هر مطلب و هر حوزه ایی داشته باشد، جامعه ایی رو به پیشرفت نخواهد بود.
🔹جامعهیی که همه چیز راساندویچی میخواهد، در مطالعه, فقط سه خط هر مطلب برایش بس است!.
🔶 چنین جامعهی مبتلا به :
🔴 «فرهنگِ سهخطی»! شده است.
🔹فرهنگِ سهخطی به ما میگوید اگر نوشتهیی بیشتر از سه سطر شد، نخوان!
🔹فرهنگِ سهخطی به ما میگوید راهِ رسیدن به هدف چون طولانی است, پس یا بیخیالاش بشو یا سراغِ میانبُر بگرد، یا قانون را دور بزن!
.
🔹فرهنگِ سهخطی است که؛ نزولخوری دارد، اختلاس دارد، دزدی دارد، بیسوادی دارد، رشوه دارد، تنفروشی دارد، حقخوری و هزار جور دردِ بیدرمانِ دیگر دارد.
🔹فرهنگِ سهخطی است که این همه آدمِ بیکار دارد. آدمهای بیکاری که توقع دارند یک ساعت در روز کار کنند و ماهی چند میلیون درآمد داشته باشند!
🔹فرهنگ سه خطی است که این همه مدرک به دستان بی سوادی دارد که حال و حوصله حداقل نیم ساعت مطالعه در شبانه روز را ندارند.
🔹برای درکِ عمقِ فاجعهیی که بر سرِ فرهنگِ ما آمده، نیازی نیست خیلی جای دوری برویم. به همین فیسبوک یا تلگرام یا واتساب که نگاه کنیم، همه چیز دستمان میآید.
♨وقتی کسی یک مطلب نیم صفحه ایی را در این فضا ها می بیند با بی طاقتی و بی حوصله گی مینویسد:
❗«اوه! طولانی بود، نخوندم!»
❗«سرسری یه نیگاه انداختم,
❗« نخوندم اما با کلیّتش موافقم!»
❗«چه حوصلهیی بابا !»
❗«لایک کردم، ولی نخوندم!»
🔹 در چنین جامعه ایی یک پُلی در جایی از مسیرِ فرهنگِ ما شکسته است که هیچ رفتنی به هدف نمیرسد.
✅ و آن پُل، همان "فرهنگِ شکیبایی" است.
🔹فرهنگِ سهخطی به من اجازه میدهد چیزی را نخوانده، بپسندم.
🔹موضوعی را نفهمیده، تحلیل کنم.
🔹راهی را نرفته، پیشنهاد بدهم.
🔹دارویی را نخورده، تجویز نمایم.
🔹نظری را ندانسته، نقد کنم...
🔹فرهنگِ سهخطی به من اجازه میدهد به هر وسیلهیی برای رسیدن به هدفام متوسل شوم.
چون حوصلهی راههای درست را "که طولانیتر هم هست" ندارم.!
♥ با کانال مدیران شایسته همراه شوید؛
@CompetentManagers
👍4