Forwarded from (Competent Managers) مدیران شایسته (Mh_Kasefi_Cm)
📕آگاهی بزرگترین راز هستی است.
🔷همراهان نیک اندیش!
🔸برایتان خرد و دانایی
🔸روز افزون خواستارم .
🔺با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🔰@Competentmanagers
🔷همراهان نیک اندیش!
🔸برایتان خرد و دانایی
🔸روز افزون خواستارم .
🔺با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🔰@Competentmanagers
Forwarded from Dr.kashefi
📕 پوپولیستهای کوچک
این مطلب در ۳ بخش تقدیم حضور میگردد
🔴 پوپولیستهای کوچک -۱
پوپولیسم یا عوامگرایی یا عوامفریبی یعنی تحریک و تهییج تودهی مردم و جلب رأی و نظر آنها با استفاده از هر ابزار ممکن، صرفنظر از منطقی یا اخلاقی بودن آن ابزار.
پوپولیستها چه میکنند؟
کلیگویی: پوپولیستها حرفهای کلی میزنند. تا جایی که بتوانند سعی میکنند وارد جزئیات نشوند و در سطح کلیات باقی بمانند. کلیگویی ویژگی مشترک همهی روشهایی است که پوپولیستها برای جلب توجه به کار میبرند. مثلاً: «ما میتوانیم تمام مشکلات شما را حل کنیم». گفته نمیشود که دقیقاً کدام مشکلات را و از چه طریقی و با چه طرح و برنامه و امکاناتی قرار است حل کنند. یا: «اقتصاد ما دچار بحران است و راه حل آن کار و تلاش فراوان است». معلوم نیست اقتصاد دچار چه مشکلی است، علت های آن مشکلات چیست، منظور از کار و تلاش فراوان چیست، و کار و تلاش در چه جهتی و برای انجام چه کاری.
شلوغ کاری: عوامفریبها سروصدای زیادی به پا میکنند. شلوغاش میکنند تا تمرکزها را به هم بزنند و مردم امکان و فرصت حساب و کتاب کردن و کنار هم گذاشتن حرفها و دیدن تناقضها را نداشته باشند. کارشان از جنس هیجان است نه از جنس فکر. حتا خودشان هم از کار خودشان هیجانزده میشوند و سروصدا را بیش تر می کنند.
وعده ی بیحساب: وعده ی بی حساب یکی از تکنیکهای پوپولیست برای هیجانزده کردن مردم است. وعده، هرچه بزرگتر، هیجاناش بیشتر. هیتلر یکی از عوامفریبهای بزرگ تاریخ بود. که با هیجانزده کردن مردم، خیل عظیم آلمانیها را شیفتهی خود کرد. عوامفریبهای بزرگ، وعدههای بزرگ میدهند و عوامفریبهای کوچک وعدههای کوچک. هیتلر یک پوپولیست بزرگ بود. به مردماش وعدهی تسخیر جهان داد و کرهی زمین را چهار سال به خاک و خونی کشید که تا سالها بعد بدبختیهایاش برجا بود. یک پوپولیست کوچک ممکن است به مردماش وعدهی 200 هزار تومان پول بدهد و یک ملت را برای چهار سال به بازیای بگیرد که جبراناش سالها زمان ببرد. شوربختانه، وعدهها، هر اندازه بیربط و غیرمنطقی، باز کسان زیادی هستند که باور کنند و به هیجان آیند.
طرح مشکلات غیرواقعی یا معرفی مقصرهای ساختگی: برای جلب نظرها، مشکلات خیالی طرح می کنند یا مشکلات کوچک را بزرگ جلوه می دهند. برای آن مشکلات، مقصرهای خیالی می سازند. برای حل مشکلات ساختگی یا بزرگ نمایی شده، راه حل های خیالی می دهند و از این طریق خود را به عنوان ناجی مردم و قهرمان حل مشکلات معرفی می کنند.
انکار پیشینه: عوامفریبها به راحتی پیشینهی خود را انکار میکنند. به راحتی علیه آن پیشینه موضع میگیرند. رنگ عوض کردن برای عوامفریب اصلاً معنای بدی ندارد. این بخشی از خصوصیت اهمیت ندادن به ناسازگاری و تناقض است. جلب نظر، نیازمند جذابیت است و جذابیت وابسته به مد روز است. عوام فریب تابع مد روز است، حتا در تیپ و آرایش ظاهری. ممکن است زمانی کهنه پوش باشند، روزی شیک پوش شوند و روز دیگر دوباره به کهنه پوشی برگردند.
✍️ دکتر محمد رضا کلاهی ، جامعه شناسی علامه
💎 با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
این مطلب در ۳ بخش تقدیم حضور میگردد
🔴 پوپولیستهای کوچک -۱
پوپولیسم یا عوامگرایی یا عوامفریبی یعنی تحریک و تهییج تودهی مردم و جلب رأی و نظر آنها با استفاده از هر ابزار ممکن، صرفنظر از منطقی یا اخلاقی بودن آن ابزار.
پوپولیستها چه میکنند؟
کلیگویی: پوپولیستها حرفهای کلی میزنند. تا جایی که بتوانند سعی میکنند وارد جزئیات نشوند و در سطح کلیات باقی بمانند. کلیگویی ویژگی مشترک همهی روشهایی است که پوپولیستها برای جلب توجه به کار میبرند. مثلاً: «ما میتوانیم تمام مشکلات شما را حل کنیم». گفته نمیشود که دقیقاً کدام مشکلات را و از چه طریقی و با چه طرح و برنامه و امکاناتی قرار است حل کنند. یا: «اقتصاد ما دچار بحران است و راه حل آن کار و تلاش فراوان است». معلوم نیست اقتصاد دچار چه مشکلی است، علت های آن مشکلات چیست، منظور از کار و تلاش فراوان چیست، و کار و تلاش در چه جهتی و برای انجام چه کاری.
شلوغ کاری: عوامفریبها سروصدای زیادی به پا میکنند. شلوغاش میکنند تا تمرکزها را به هم بزنند و مردم امکان و فرصت حساب و کتاب کردن و کنار هم گذاشتن حرفها و دیدن تناقضها را نداشته باشند. کارشان از جنس هیجان است نه از جنس فکر. حتا خودشان هم از کار خودشان هیجانزده میشوند و سروصدا را بیش تر می کنند.
وعده ی بیحساب: وعده ی بی حساب یکی از تکنیکهای پوپولیست برای هیجانزده کردن مردم است. وعده، هرچه بزرگتر، هیجاناش بیشتر. هیتلر یکی از عوامفریبهای بزرگ تاریخ بود. که با هیجانزده کردن مردم، خیل عظیم آلمانیها را شیفتهی خود کرد. عوامفریبهای بزرگ، وعدههای بزرگ میدهند و عوامفریبهای کوچک وعدههای کوچک. هیتلر یک پوپولیست بزرگ بود. به مردماش وعدهی تسخیر جهان داد و کرهی زمین را چهار سال به خاک و خونی کشید که تا سالها بعد بدبختیهایاش برجا بود. یک پوپولیست کوچک ممکن است به مردماش وعدهی 200 هزار تومان پول بدهد و یک ملت را برای چهار سال به بازیای بگیرد که جبراناش سالها زمان ببرد. شوربختانه، وعدهها، هر اندازه بیربط و غیرمنطقی، باز کسان زیادی هستند که باور کنند و به هیجان آیند.
طرح مشکلات غیرواقعی یا معرفی مقصرهای ساختگی: برای جلب نظرها، مشکلات خیالی طرح می کنند یا مشکلات کوچک را بزرگ جلوه می دهند. برای آن مشکلات، مقصرهای خیالی می سازند. برای حل مشکلات ساختگی یا بزرگ نمایی شده، راه حل های خیالی می دهند و از این طریق خود را به عنوان ناجی مردم و قهرمان حل مشکلات معرفی می کنند.
انکار پیشینه: عوامفریبها به راحتی پیشینهی خود را انکار میکنند. به راحتی علیه آن پیشینه موضع میگیرند. رنگ عوض کردن برای عوامفریب اصلاً معنای بدی ندارد. این بخشی از خصوصیت اهمیت ندادن به ناسازگاری و تناقض است. جلب نظر، نیازمند جذابیت است و جذابیت وابسته به مد روز است. عوام فریب تابع مد روز است، حتا در تیپ و آرایش ظاهری. ممکن است زمانی کهنه پوش باشند، روزی شیک پوش شوند و روز دیگر دوباره به کهنه پوشی برگردند.
✍️ دکتر محمد رضا کلاهی ، جامعه شناسی علامه
💎 با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
✅ پوپولیستهای کوچک - ۲
پوپولیسم یا عوام فریبی، جلب رأی و نظر مردم است با هر ابزاری صرفنظر از منطقی یا اخلاقی بودن آن.
پوپولیستها چه می کنند؟
تمجید از توده: تمجید از توده ترجیع بند حرف های پوپولیست ها است. آن ها دائم از اقشار و گروه های مختلف مردم تعریف و تمجید می کنند بدون آن که معلوم باشد مشخصاً نظرشان به چه کسی است. و جالب آن که هم زمان، از مخالفان مردم صحبت می کنند باز هم بدون این که معلوم باشد نظرشان دقیقاً به چه کسانی است. در نهایت، دوگانه ی «مردم-مخالفان» مردم می سازند و خود را در جانب مردم و مدافع آن ها دربرابر مخالفان شان معرفی می کنند.
وعده های جذاب: عوامفریبها هر چیز قشنگ و جذابی که به ذهنشان بیاید میگویند بدون هیچ گونه نگرانی. نگران آن نسیتند که آن چه وعده می دهند امکان پذیر است یا نیست. نگران آن هم نیستند که آنچه میگویند با خط فکریشان همخوان است یا نه. عوامفریبها اصلاً خط فکری ندارند. نگران نیستند که ادعاهای شان با واقعیت سازگار باشد. آن ها فقط ادعا می کنند. عامل محرکِ ادعاها، جذابیت برای جلب نظر است نه واقعی بودن. آنها حتا نگران نیستند که وعدههایشان با هم سازگاری منطقی هم داشته باشد. آنها مجموعه مشاورانی دارند که کارشان کشف چیزهای جذاب است. به محض این که کشف شد، فقط میماند رنگ و لعاب دادن و منتشر کردن. آن ها نگران بازخواست شدن هم نیستند. نگران آن هم نیستند که زمانی، پوچ بودن وعده های شان روشن شود؛ اصولاً منطق پوپولیسم چنین جنس از نگرانی هایی را درون خود جا نمی دهد چرا که همان طور که ادعاها، از همان ابتدا قرار نیست سازگاریِ منطقی داشته باشد، در انتها نیز قرار نیست به نتیجه ی منتطقی دست یابند. به این ترتیب در مواجهه با انتقادها و بازخواست ها، در مواجهه با کسی که تناقض های منطقی درون ادعاهای شان را نشان می دهد، باز در پاسخ ادعای دیگری طرح می کنند به همان اندازه غیرواقعی و غیرمنطقی و ناسازگار و این دور هم چنان ادامه دارد.
بیچارگی مردم سرمایهی پوپولیستها است. مردمان سروسامان دار و توانا، نیازی به باورکردن وعده های پوپولست ها ندارند. پوپولیست ها دنبال گرفتارهایی می گردند تا بتوانند به آن ها وعده ی رفع گرفتاری بدهند. یک بیمارِ سختمرض را درنظر بگیرید که درد اماناش را بریده و ناچار، دستمزدهای گزاف به هر ناپزشک بی انصافی می پردازد که به او وعده ی بهبودی سریع بدهد.
پوپولیست مقلد است. دست دوم است. اصالت ندارد. چیزی از خودش ندارد که خرج کند. همان طور که بر گرده ی بی چارگی مردم تکیه زند، از کیسه ی بزرگی و توانایی نخبگان واقعی هم خرج می کند.
✍️ دکتر محمد رضا کلاهی ، جامعه شناسی علامه
💎 با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
پوپولیسم یا عوام فریبی، جلب رأی و نظر مردم است با هر ابزاری صرفنظر از منطقی یا اخلاقی بودن آن.
پوپولیستها چه می کنند؟
تمجید از توده: تمجید از توده ترجیع بند حرف های پوپولیست ها است. آن ها دائم از اقشار و گروه های مختلف مردم تعریف و تمجید می کنند بدون آن که معلوم باشد مشخصاً نظرشان به چه کسی است. و جالب آن که هم زمان، از مخالفان مردم صحبت می کنند باز هم بدون این که معلوم باشد نظرشان دقیقاً به چه کسانی است. در نهایت، دوگانه ی «مردم-مخالفان» مردم می سازند و خود را در جانب مردم و مدافع آن ها دربرابر مخالفان شان معرفی می کنند.
وعده های جذاب: عوامفریبها هر چیز قشنگ و جذابی که به ذهنشان بیاید میگویند بدون هیچ گونه نگرانی. نگران آن نسیتند که آن چه وعده می دهند امکان پذیر است یا نیست. نگران آن هم نیستند که آنچه میگویند با خط فکریشان همخوان است یا نه. عوامفریبها اصلاً خط فکری ندارند. نگران نیستند که ادعاهای شان با واقعیت سازگار باشد. آن ها فقط ادعا می کنند. عامل محرکِ ادعاها، جذابیت برای جلب نظر است نه واقعی بودن. آنها حتا نگران نیستند که وعدههایشان با هم سازگاری منطقی هم داشته باشد. آنها مجموعه مشاورانی دارند که کارشان کشف چیزهای جذاب است. به محض این که کشف شد، فقط میماند رنگ و لعاب دادن و منتشر کردن. آن ها نگران بازخواست شدن هم نیستند. نگران آن هم نیستند که زمانی، پوچ بودن وعده های شان روشن شود؛ اصولاً منطق پوپولیسم چنین جنس از نگرانی هایی را درون خود جا نمی دهد چرا که همان طور که ادعاها، از همان ابتدا قرار نیست سازگاریِ منطقی داشته باشد، در انتها نیز قرار نیست به نتیجه ی منتطقی دست یابند. به این ترتیب در مواجهه با انتقادها و بازخواست ها، در مواجهه با کسی که تناقض های منطقی درون ادعاهای شان را نشان می دهد، باز در پاسخ ادعای دیگری طرح می کنند به همان اندازه غیرواقعی و غیرمنطقی و ناسازگار و این دور هم چنان ادامه دارد.
بیچارگی مردم سرمایهی پوپولیستها است. مردمان سروسامان دار و توانا، نیازی به باورکردن وعده های پوپولست ها ندارند. پوپولیست ها دنبال گرفتارهایی می گردند تا بتوانند به آن ها وعده ی رفع گرفتاری بدهند. یک بیمارِ سختمرض را درنظر بگیرید که درد اماناش را بریده و ناچار، دستمزدهای گزاف به هر ناپزشک بی انصافی می پردازد که به او وعده ی بهبودی سریع بدهد.
پوپولیست مقلد است. دست دوم است. اصالت ندارد. چیزی از خودش ندارد که خرج کند. همان طور که بر گرده ی بی چارگی مردم تکیه زند، از کیسه ی بزرگی و توانایی نخبگان واقعی هم خرج می کند.
✍️ دکتر محمد رضا کلاهی ، جامعه شناسی علامه
💎 با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
✅ پوپولیستهای کوچک - ۳
پوپولیسم تحت چه شرایطی ممکن میشود؟
پوپولیسم سطوح متفاوتی دارد. نازلترین و سادهترین سطح آن در جامعهی تودهای امکانپذیر است. جامعهی تودهای در برابر جامعهی سازمان یافته قرار دارد. یکی از ویژگیهای جامعهی سازمان یافته وجود گروهبندیها و دستهبندیهای اجتماعی از قبیل احزاب سیاسی، صنفهای شغلی و NGOها است. در درون چنین گروهبندیهایی، افراد به طور نظاممند با نخبگان و با یکدیگر در ارتباط قرار میگیرند. هر ادعایی در چهارچوب این گروهبندیها مورد بحث و نقد قرار میگیرد. ادعاها به راحتی پذیرفته نمیشوند. در یک ساختار گروهبندی شده، ادعاهای هیجانیِ پوپولیستها به راحتی کارگر نخواهد افتاد.
ویژگی دیگر جامعهی سازمان یافته، استقلال حوزههای مختلف اجتماعی از یک دیگر و از هر مرکز قدرتی است. حوزهی قضایی، حوزهی قانونگذاری، حوزهی اجرایی، حوزهی هنرها، حوزهی علم و آموزش، حوزهی رسانه و مطبوعات و هر حوزهی دیگری استقلال درونی دارد و بر اساس منطق درونی خود عمل میکند. هنر، به هنرمندان واگذار میشود؛ علم به عالمان؛ دانشگاه به دانشگاهیان؛ مطبوعات به روزنامهنگاران؛ تجارت به بازرگانان؛ صنعت به صنعتگران و هر چیزی به اهلاش. انجمنهای صنفی که هیأت مدیرههای آن ها توسط خودِ اهالیِ آن صنف انتخاب میشوند، برای آن صنف تصمیم میگیرند. در چنین وضعی، هیچ کس نمیتواند در هیچ حوزهای ادعای بیربط طرح کند چرا که فقط اهالی همان حوزه در آن حق و توان تصمیمگیری و اجرا دارند. در چنین جامعهای، با تغییر یک رئیس جمهور، همه چیز از صدر تا ذیل عوض نمیشود. چرا که در هر حوزهای نه رأس قدرت سیاسی ، که متخصصان همان حوزه تصمیمگیر هستند. فقدان این استقلالِ حوزهها، فضا را برای پوپولست باز میکند تا دربارهی هر چیزی اظهار نظر کند.
با پوپولیست چه باید کرد؟
پوپولیسم، به معنایی که در این یادداشت مورد نظر بوده است، یک گروه یا حزب سیاسی نیست. حتا یک رویکرد و عقیده هم نیست. صفتی است که در ادعاهای مختلف به میزانهای مختلف وجود دارد. یا روشی است افراد مختلف به میزانهای مختلف ممکن است از آن استفاده کنند، برخی کمتر و برخی بیشتر. اما مقداری از آن در راه و روش هر کسی که تلاش میکند دیگران را اقناع یا نظر آنها را جلب کند وجود دارد.
استدلال و توضیح منطقی علیه عوامفریبی کارایی ندارد. در سروصدایی که پوپولیست به پا میکند، صدای ملایم منطق به گوش نمیرسد. در هیجانی که او راه انداخته، آرامشی برای تمرکز بر استدلالها باقی نمانده. دربرابر عوامفریبی نمیتوان استدلال کرد. عوامفریبی را فقط باید افشا کرد.
روش عوام فریبی را باید افشا کرد نه محتوای سخنان عوام فریبانه را. نشان دادن جزئیاتِ تناقض در انبوه حرفهای پراکندهای که عوامفریب تند و تند به اطراف میپراکَنَد، تمرکزی میخواهد که جایاش در کلاس درس است نه در تریبون و تلویزیون و پوستر تبلیغاتی. به همین دلیل به محتوای گفتههای عوامفریب نمیتوان پرداخت. باید به خود او اشاره کرد. مستقیماً باید خودش را هدف گرفت. باید شیوه و منشاش را افشا کرد.
✍️ دکتر محمد رضا کلاهی ، جامعه شناسی علامه
💎 با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
پوپولیسم تحت چه شرایطی ممکن میشود؟
پوپولیسم سطوح متفاوتی دارد. نازلترین و سادهترین سطح آن در جامعهی تودهای امکانپذیر است. جامعهی تودهای در برابر جامعهی سازمان یافته قرار دارد. یکی از ویژگیهای جامعهی سازمان یافته وجود گروهبندیها و دستهبندیهای اجتماعی از قبیل احزاب سیاسی، صنفهای شغلی و NGOها است. در درون چنین گروهبندیهایی، افراد به طور نظاممند با نخبگان و با یکدیگر در ارتباط قرار میگیرند. هر ادعایی در چهارچوب این گروهبندیها مورد بحث و نقد قرار میگیرد. ادعاها به راحتی پذیرفته نمیشوند. در یک ساختار گروهبندی شده، ادعاهای هیجانیِ پوپولیستها به راحتی کارگر نخواهد افتاد.
ویژگی دیگر جامعهی سازمان یافته، استقلال حوزههای مختلف اجتماعی از یک دیگر و از هر مرکز قدرتی است. حوزهی قضایی، حوزهی قانونگذاری، حوزهی اجرایی، حوزهی هنرها، حوزهی علم و آموزش، حوزهی رسانه و مطبوعات و هر حوزهی دیگری استقلال درونی دارد و بر اساس منطق درونی خود عمل میکند. هنر، به هنرمندان واگذار میشود؛ علم به عالمان؛ دانشگاه به دانشگاهیان؛ مطبوعات به روزنامهنگاران؛ تجارت به بازرگانان؛ صنعت به صنعتگران و هر چیزی به اهلاش. انجمنهای صنفی که هیأت مدیرههای آن ها توسط خودِ اهالیِ آن صنف انتخاب میشوند، برای آن صنف تصمیم میگیرند. در چنین وضعی، هیچ کس نمیتواند در هیچ حوزهای ادعای بیربط طرح کند چرا که فقط اهالی همان حوزه در آن حق و توان تصمیمگیری و اجرا دارند. در چنین جامعهای، با تغییر یک رئیس جمهور، همه چیز از صدر تا ذیل عوض نمیشود. چرا که در هر حوزهای نه رأس قدرت سیاسی ، که متخصصان همان حوزه تصمیمگیر هستند. فقدان این استقلالِ حوزهها، فضا را برای پوپولست باز میکند تا دربارهی هر چیزی اظهار نظر کند.
با پوپولیست چه باید کرد؟
پوپولیسم، به معنایی که در این یادداشت مورد نظر بوده است، یک گروه یا حزب سیاسی نیست. حتا یک رویکرد و عقیده هم نیست. صفتی است که در ادعاهای مختلف به میزانهای مختلف وجود دارد. یا روشی است افراد مختلف به میزانهای مختلف ممکن است از آن استفاده کنند، برخی کمتر و برخی بیشتر. اما مقداری از آن در راه و روش هر کسی که تلاش میکند دیگران را اقناع یا نظر آنها را جلب کند وجود دارد.
استدلال و توضیح منطقی علیه عوامفریبی کارایی ندارد. در سروصدایی که پوپولیست به پا میکند، صدای ملایم منطق به گوش نمیرسد. در هیجانی که او راه انداخته، آرامشی برای تمرکز بر استدلالها باقی نمانده. دربرابر عوامفریبی نمیتوان استدلال کرد. عوامفریبی را فقط باید افشا کرد.
روش عوام فریبی را باید افشا کرد نه محتوای سخنان عوام فریبانه را. نشان دادن جزئیاتِ تناقض در انبوه حرفهای پراکندهای که عوامفریب تند و تند به اطراف میپراکَنَد، تمرکزی میخواهد که جایاش در کلاس درس است نه در تریبون و تلویزیون و پوستر تبلیغاتی. به همین دلیل به محتوای گفتههای عوامفریب نمیتوان پرداخت. باید به خود او اشاره کرد. مستقیماً باید خودش را هدف گرفت. باید شیوه و منشاش را افشا کرد.
✍️ دکتر محمد رضا کلاهی ، جامعه شناسی علامه
💎 با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Forwarded from انگاره | رسانه علوم اجتماعی و سیاستگذاری اجتماعی
✅ پوپولیسم (عوامگرایی) چیست؟
🖋 ترجمه: علی رضا چمن زار
📍 پوپولیسم نوعی فلسفه سیاسی است که خیلی از مکاتب سیاسی، از راست تا چپ تعریفی از آن برای خود دارند. از جمله میتوان از دموکراسی، سوسیالیسم، احزاب کارگری، آزادیخواهان (لیبرتانیسم) و حتی اشکالی از فاشیسم نام برد.
در سادهترین تعریف، در پوپولیسم (عوامگرایی) اعتقاد بر این است که سیاستهای دولتی باید به جای این که توسط گروهی از نخبگان (elite) مشخص شود، بدون واسطه توسطه اراده تودهها تصمیمگیری شود. دموکراسی مسلما نزدیکترین فلسفه را به پوپولیسم خالص دارد. با اینحال، پوپولیسم به معنای مخالفت-اغلب اپوزیسیون انقلابی- با اقلیت نخبه در هر ملتی است که بیشترین قدرت اقتصادی یا سیاسی را در یک کشور دارند. در ادبیات مرسوم، معمولا پوپولیست را به نخبگانی میگویند که از تودهها سوءاستفاده میکنند، حقوق آنها را زیر پا میگذارند و صدای آنها را نادیده میگیرند. پوپولیسم به وضوح مخالف آریستوکراسی (اشرافگرایی)، پلوتوکراسی (نخبهسالاری) و الیتیسم (نخبهگرایی) است.
در حالی که پوپولیستهای جناح چپ عموماً مخالف قدرت ثروتمندان، تاجران بزرگ، سرمایهداری و اقتدار مذهبی هستند، پوپولیستهای جناح راست نیز مدعی مخالفت با آنچه که به عنوان یک نخبه روشنفکر چپ میبینند ، نشان میدهند....
🔸 ادامه نوشته را در انگاره بخوانید 🔻
📎 https://engare.net/?p=7257
🔸اگر نوشته دوست داشتید، لطفا به اشتراک بگذارید
🔶 انگاره: رسانه جامعه و جامعهخوانها
🔷 @EngareNet
🖋 ترجمه: علی رضا چمن زار
📍 پوپولیسم نوعی فلسفه سیاسی است که خیلی از مکاتب سیاسی، از راست تا چپ تعریفی از آن برای خود دارند. از جمله میتوان از دموکراسی، سوسیالیسم، احزاب کارگری، آزادیخواهان (لیبرتانیسم) و حتی اشکالی از فاشیسم نام برد.
در سادهترین تعریف، در پوپولیسم (عوامگرایی) اعتقاد بر این است که سیاستهای دولتی باید به جای این که توسط گروهی از نخبگان (elite) مشخص شود، بدون واسطه توسطه اراده تودهها تصمیمگیری شود. دموکراسی مسلما نزدیکترین فلسفه را به پوپولیسم خالص دارد. با اینحال، پوپولیسم به معنای مخالفت-اغلب اپوزیسیون انقلابی- با اقلیت نخبه در هر ملتی است که بیشترین قدرت اقتصادی یا سیاسی را در یک کشور دارند. در ادبیات مرسوم، معمولا پوپولیست را به نخبگانی میگویند که از تودهها سوءاستفاده میکنند، حقوق آنها را زیر پا میگذارند و صدای آنها را نادیده میگیرند. پوپولیسم به وضوح مخالف آریستوکراسی (اشرافگرایی)، پلوتوکراسی (نخبهسالاری) و الیتیسم (نخبهگرایی) است.
در حالی که پوپولیستهای جناح چپ عموماً مخالف قدرت ثروتمندان، تاجران بزرگ، سرمایهداری و اقتدار مذهبی هستند، پوپولیستهای جناح راست نیز مدعی مخالفت با آنچه که به عنوان یک نخبه روشنفکر چپ میبینند ، نشان میدهند....
🔸 ادامه نوشته را در انگاره بخوانید 🔻
📎 https://engare.net/?p=7257
🔸اگر نوشته دوست داشتید، لطفا به اشتراک بگذارید
🔶 انگاره: رسانه جامعه و جامعهخوانها
🔷 @EngareNet
Forwarded from انتشارات روزنه
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📚نقد و بررسی کتاب فراز و فرود ملتها
با حضور:
دکتر فرهاد نیلی
دکتر جعفر خیرخواهان
تهیه شده در رسانۀ تصویری "فردای اقتصاد"
کتاب "فراز و فرود ملتها" اثر منسر اولسون، اقتصاددان برجستۀ آمریکایی است که به تحلیل علل پیشرفت و پسرفت جوامع در طول تاریخ میپردازد. اولسون با بررسی عوامل اقتصادی، سیاسی و اجتماعی، الگویی جامع برای درک فرآیند توسعۀ ملتها ارائه میدهد. یکی از ایدههای محوری او در این کتاب، نظریۀ «شکلگیری گروههای منافع خاص» است. به باور اولسون با گذر زمان، گروههای ذینفع قدرتمندی شکل میگیرند که به دنبال کسب امتیازات ویژه برای خود هستند و موجب کندی رشد اقتصادی، افزایش نابرابری و در نهایت، زوال جوامع میشوند.
🎥ویدئوی کامل این برنامه در وبسایت فردای اقتصاد
🎙نسخه صوتی برنامه
نام کتاب: فراز و فرود ملتها
نویسنده: منسر اولسون
مترجمان: محمد فاضلی، جعفر خیرخواهان
قطع: رقعی
چاپ: چهارم
تعداد صفحات: ۳۵۲
🛒خرید اینترنتی کتاب با ۲۰٪ تخفیف
📖مطالعۀ ۲۰ صفحۀ نخست کتاب
▫️تلگرام نشر روزنه
▫️اینستاگرام روزنه
▫️تلگرام دکتر محمد فاضلی
▫️تلگرام دکتر جعفر خیرخواهان
☎️ 02188721514
با حضور:
دکتر فرهاد نیلی
دکتر جعفر خیرخواهان
تهیه شده در رسانۀ تصویری "فردای اقتصاد"
کتاب "فراز و فرود ملتها" اثر منسر اولسون، اقتصاددان برجستۀ آمریکایی است که به تحلیل علل پیشرفت و پسرفت جوامع در طول تاریخ میپردازد. اولسون با بررسی عوامل اقتصادی، سیاسی و اجتماعی، الگویی جامع برای درک فرآیند توسعۀ ملتها ارائه میدهد. یکی از ایدههای محوری او در این کتاب، نظریۀ «شکلگیری گروههای منافع خاص» است. به باور اولسون با گذر زمان، گروههای ذینفع قدرتمندی شکل میگیرند که به دنبال کسب امتیازات ویژه برای خود هستند و موجب کندی رشد اقتصادی، افزایش نابرابری و در نهایت، زوال جوامع میشوند.
🎥ویدئوی کامل این برنامه در وبسایت فردای اقتصاد
🎙نسخه صوتی برنامه
نام کتاب: فراز و فرود ملتها
نویسنده: منسر اولسون
مترجمان: محمد فاضلی، جعفر خیرخواهان
قطع: رقعی
چاپ: چهارم
تعداد صفحات: ۳۵۲
🛒خرید اینترنتی کتاب با ۲۰٪ تخفیف
📖مطالعۀ ۲۰ صفحۀ نخست کتاب
▫️تلگرام نشر روزنه
▫️اینستاگرام روزنه
▫️تلگرام دکتر محمد فاضلی
▫️تلگرام دکتر جعفر خیرخواهان
☎️ 02188721514
❤1
Forwarded from (Competent Managers) مدیران شایسته (Mh_Kashefi_Cm)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🟥 good governance
✳️ حکمرانیِ خوب به زبان ساده!
🟥 هشت ویژگی «حکمرانی خوب»
🟥 وقتی راجع به حکومت خوب حرف میزنیم، دقیقا درباره چه چیزی صحبت میکنیم ؟
✅ ۱- اثربخشی
✅ ۲- برابری و عدالت
✅ ۳- بینش استراتژیک
✅ ۴- شفافیت
✅ ۵- پاسخگویی
✅ ۶- مشارکت
✅ ۷- رویکرد توافق محور
✅ ۸- اعتماد
🟥 اگر میپسندیم ، همرسانی کنیم 👇
🟥 💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
✳️ حکمرانیِ خوب به زبان ساده!
🟥 هشت ویژگی «حکمرانی خوب»
🟥 وقتی راجع به حکومت خوب حرف میزنیم، دقیقا درباره چه چیزی صحبت میکنیم ؟
✅ ۱- اثربخشی
✅ ۲- برابری و عدالت
✅ ۳- بینش استراتژیک
✅ ۴- شفافیت
✅ ۵- پاسخگویی
✅ ۶- مشارکت
✅ ۷- رویکرد توافق محور
✅ ۸- اعتماد
🟥 اگر میپسندیم ، همرسانی کنیم 👇
🟥 💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔰ویژگیهای حکمرانی خوب از منظرکمیسیون اقتصادی و اجتماعی ملل متحد:
حکمرانی خوب تضمین کننده کمینه شدن فساد، احترام به نطر اقلیتها و اقشار آسیب پذیر در انجام تصمیم گیری است، همچنین حکمرانی خوب در قبال نیازهای کنونی و آینده جامعه مسئول است. اکنون به بررسی تک تک اجزای آن می پردازیم .
1-مشارکت Participation
مشارکت سنگ بنای اصلی حکمرانی خوب به شمار می رود . مشارکت مردم می تواند بصورت مستقیم و یا از طریق نهادهای مشروع واسط میان دولت و آنها یا نمایندگان منتخبشان باشد . البته باید دقت کرد که ایجاد دموکراسی الزاما" به معنای دخیل ساختن توقعات و انتطارات اقشار آسیب پذیر در اتخاذ سیاستها نیست ک بلکه مشارکت باید سازماندهی شده باشد و از طریق ابزارهای تعریف شده محقق می گردد .
2-حاکمیت قانون Rule of low
حکمرانی خوب نیازمند چارچوب های قانونی بی طرفانه ایست که غیر مغرضانه اجرا شوند . خصوصا" باید حقوق بشر و در راس آن حقوق اقلیتها حفط گردد . اجرای بی طرفانه قانون تنها با وجود سیستم قضایی مستقل و نیروی پلیس سالم انجام پذیر است.
3-شفافیت Transparency
شفافیت به معنای اتخاذ تصمیمات و اجرای آنها مطابق قوانین و مقررات است همچنین به معنای دسترسی آزاد مردم به اطلاعاتی است که می تواند بر زندگی آنها تاثیر گذار باشد . در این راستا باید اطلاعات کافی تهیه گردد و به صورت قابل فهم در اختیار عموم قرار داده شود.
4-مسئولیت پذیری Responsiveness
در حکمرانی خوب سازمانها و نهادها باید در خدمت ذینفعان باشند و در قبال وظایف محوله مسئول باشند . هر مشکل یا بحران در سطح جامعه می بایست توسط ساطمان و بخش مربوط مدیریت شود و هیچ معظلی وجود نداشته باشد که کسی خئد را در قبال آن مسئول نداند . فرافکنی و توهم توطده از جمله مواردی هستند که همواره برای فرار از مسئولیت بکار گرفته شده اند.
5-اجماع محوری Consensus oriented
در سطح جامعه کنشگران زیادی با نقطه نظرات مختلف حضور دارند . حکمرانی خوب می بایست منافع متفاوت گروههای گوناگون را با دستیابی به یک اجماع گسترده فراهم نمایند . تصمیم گیری مبتنی بر اجماع فرایندی است که در آن قدرت شخص و کنترل اطلاعات تابع بحث باز و صادقانه پیرامون موضوعات است . اجماع محوری نیازمند درک درستی از دورنمای بلند مدت توسعه انسانی پایدار و شیوه رسیدن به اهداف در این نوع از توسعه است.
6-تساوی حقوق و جامعیت inclusiveness
رفاه و سلامت در یک جامعه زمانی بوجود می آید که تمام اعضای آن احساس کنند در جریان تحولات آن قرار دارند و به این موضوع جز با ایجاد فرصت برای اقشار آسیب پذیر جهت بهبود وضعیت رفاه و آسایش خود میسر نمی شود و بدین ترتیب افراد جامعه نوعی خود را عضو تاثیر گذار پندارند.
7-پاسخگویی Accountability
پاسخگویی یک نیاز کلیدی برای حکمرانی خوب بشمار می رود . نه تنها نهادهای دولتی ، بلکه بخش خصوصی و سازمانهای غیر انتفاعی و غیر دولتی نیز باید به عموم مردم ، خاصه ذینفعان خود ، پاسخگو باشند . اینکه گاسخگویی از طرف چه کسی و به چه فردی است برحسب نوع تصمیمات و فعالیتهای ساطمانها و افراد متغیر است . در حالت کلی هر سازمانی در قبال کسانی که بوسیله کارهای انجام شده توسط سازمان تاثیر می پذیرند ، پاسخگو ست . نکته مهم اینجاست که پاسخگویی تنها از طریق اعمال شفافیت و حاکمیت قانون اجرایی می شود.
8-کارآیی و اثر بخشی Efficiency&Effectiveness
حکمرانی خوب به معنای آنست که فرآیند ها و نهادها در راستای نیازجامعه عمل کنند و بهترین استفاده را از منابع بنمایند . مفهوم کار آیی در زمینه حکمرانی خوب در برگیرنده استفاده صحیح از منابع طبیعی در جهت توسعه پایدار حفاظت از محیط زیست نیز هست و فقط به معنای فنی کار آیی نیست, un-Habitat (2006)
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
حکمرانی خوب تضمین کننده کمینه شدن فساد، احترام به نطر اقلیتها و اقشار آسیب پذیر در انجام تصمیم گیری است، همچنین حکمرانی خوب در قبال نیازهای کنونی و آینده جامعه مسئول است. اکنون به بررسی تک تک اجزای آن می پردازیم .
1-مشارکت Participation
مشارکت سنگ بنای اصلی حکمرانی خوب به شمار می رود . مشارکت مردم می تواند بصورت مستقیم و یا از طریق نهادهای مشروع واسط میان دولت و آنها یا نمایندگان منتخبشان باشد . البته باید دقت کرد که ایجاد دموکراسی الزاما" به معنای دخیل ساختن توقعات و انتطارات اقشار آسیب پذیر در اتخاذ سیاستها نیست ک بلکه مشارکت باید سازماندهی شده باشد و از طریق ابزارهای تعریف شده محقق می گردد .
2-حاکمیت قانون Rule of low
حکمرانی خوب نیازمند چارچوب های قانونی بی طرفانه ایست که غیر مغرضانه اجرا شوند . خصوصا" باید حقوق بشر و در راس آن حقوق اقلیتها حفط گردد . اجرای بی طرفانه قانون تنها با وجود سیستم قضایی مستقل و نیروی پلیس سالم انجام پذیر است.
3-شفافیت Transparency
شفافیت به معنای اتخاذ تصمیمات و اجرای آنها مطابق قوانین و مقررات است همچنین به معنای دسترسی آزاد مردم به اطلاعاتی است که می تواند بر زندگی آنها تاثیر گذار باشد . در این راستا باید اطلاعات کافی تهیه گردد و به صورت قابل فهم در اختیار عموم قرار داده شود.
4-مسئولیت پذیری Responsiveness
در حکمرانی خوب سازمانها و نهادها باید در خدمت ذینفعان باشند و در قبال وظایف محوله مسئول باشند . هر مشکل یا بحران در سطح جامعه می بایست توسط ساطمان و بخش مربوط مدیریت شود و هیچ معظلی وجود نداشته باشد که کسی خئد را در قبال آن مسئول نداند . فرافکنی و توهم توطده از جمله مواردی هستند که همواره برای فرار از مسئولیت بکار گرفته شده اند.
5-اجماع محوری Consensus oriented
در سطح جامعه کنشگران زیادی با نقطه نظرات مختلف حضور دارند . حکمرانی خوب می بایست منافع متفاوت گروههای گوناگون را با دستیابی به یک اجماع گسترده فراهم نمایند . تصمیم گیری مبتنی بر اجماع فرایندی است که در آن قدرت شخص و کنترل اطلاعات تابع بحث باز و صادقانه پیرامون موضوعات است . اجماع محوری نیازمند درک درستی از دورنمای بلند مدت توسعه انسانی پایدار و شیوه رسیدن به اهداف در این نوع از توسعه است.
6-تساوی حقوق و جامعیت inclusiveness
رفاه و سلامت در یک جامعه زمانی بوجود می آید که تمام اعضای آن احساس کنند در جریان تحولات آن قرار دارند و به این موضوع جز با ایجاد فرصت برای اقشار آسیب پذیر جهت بهبود وضعیت رفاه و آسایش خود میسر نمی شود و بدین ترتیب افراد جامعه نوعی خود را عضو تاثیر گذار پندارند.
7-پاسخگویی Accountability
پاسخگویی یک نیاز کلیدی برای حکمرانی خوب بشمار می رود . نه تنها نهادهای دولتی ، بلکه بخش خصوصی و سازمانهای غیر انتفاعی و غیر دولتی نیز باید به عموم مردم ، خاصه ذینفعان خود ، پاسخگو باشند . اینکه گاسخگویی از طرف چه کسی و به چه فردی است برحسب نوع تصمیمات و فعالیتهای ساطمانها و افراد متغیر است . در حالت کلی هر سازمانی در قبال کسانی که بوسیله کارهای انجام شده توسط سازمان تاثیر می پذیرند ، پاسخگو ست . نکته مهم اینجاست که پاسخگویی تنها از طریق اعمال شفافیت و حاکمیت قانون اجرایی می شود.
8-کارآیی و اثر بخشی Efficiency&Effectiveness
حکمرانی خوب به معنای آنست که فرآیند ها و نهادها در راستای نیازجامعه عمل کنند و بهترین استفاده را از منابع بنمایند . مفهوم کار آیی در زمینه حکمرانی خوب در برگیرنده استفاده صحیح از منابع طبیعی در جهت توسعه پایدار حفاظت از محیط زیست نیز هست و فقط به معنای فنی کار آیی نیست, un-Habitat (2006)
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
احترام به
جنسیت،
قومیت،
ملیت،
نژاد،
زبان
و دین و مذهب
همه پسندیده است؛
ولی احترام رهبران به نفس انسانها و انسانیت، اصل همه فضیلتهای رهبری است.
آکادمی سیمرغ
مرکز توسعه رهبری (متر)
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
جنسیت،
قومیت،
ملیت،
نژاد،
زبان
و دین و مذهب
همه پسندیده است؛
ولی احترام رهبران به نفس انسانها و انسانیت، اصل همه فضیلتهای رهبری است.
آکادمی سیمرغ
مرکز توسعه رهبری (متر)
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
❤1
اولین گام موفقیت،
این است که بتوانی موفقیت دیگران را تحمل کنی!
دومین گام موفقیت،
این است که بتوانی موفقیت دیگران را تحسین کنی!
سومین گام موفقیت،
این است که بتوانی موفقیت دیگران را تقلید کنی!
و آخرین گام موفقیت
این است که بتوانی به شیوه خودت موفق شوی....!
لس بروان
💎 با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
این است که بتوانی موفقیت دیگران را تحمل کنی!
دومین گام موفقیت،
این است که بتوانی موفقیت دیگران را تحسین کنی!
سومین گام موفقیت،
این است که بتوانی موفقیت دیگران را تقلید کنی!
و آخرین گام موفقیت
این است که بتوانی به شیوه خودت موفق شوی....!
لس بروان
💎 با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
📌 یک پزشک، معمار مالزی مدرن
تا ۶۵ سال پیش کشور مستقلی به نام مالزی در میان کشورهای عضو سازمان ملل متحد وجود نداشت. تیرماه ۱۳۴۲ مالزی که مجموعهای از جزایر با اقوام مختلف است اعلام استقلال از استعمارگران کرد و دارای پرچم و سرود ملی شد.
سه سال بعد در سال ۱۹۶۵ سنگاپور از این کشور جدا شد و چندی بعد سلطاننشین برونئی هم اعلام استقلال کرد.
کشور ۳۳ میلیونی مالزی دارای سلطان و فرمانداران نیمه مستقل محلی است ولی نخست وزیر قدرت بیشتری دارد. اوست که سکان رهبری کشور را به عهده میگیرد. با وجود نژادها و اقوام و ادیان متفاوت، مالزی امروز نماد و نمودی از همزیستی مسالمت آمیز است و قوم گرایی در این کشور کمترین تنش را دارد. شعار ملیشان « قدرتمندی در یکپارچگی است» ثبت شده است.
دو سال از انقلاب ۱۳۵۷ ایران میگذشت که مهاتیر محمد معمار مالزی مدرن به نخست وزیری رسید و این کشور را نه تنها از فقر و فلاکت نجات داد بلکه اکنون یکی از کشورهای پیشرفته در میان کشورهای آسیای شرقی است.
سرزمینی که تا صد سال پیش مستعمره بوده و کشورهای زیادی این سرزمین را استعمار و استثمار کردهاند. از پرتغالیها گرفته تا هلندیها و انگلیسیها و این اواخر ژاپنیها نیز این کشور را تحت سلطه خود داشتند. همانطور که گفته شد حدود شصت و اندی سال پیش در عرصه جهانی مالزی به عنوان یک کشور اعلام استقلال کرد.
دکتر مهاتیر محمد از سال ۱۹۸۱ تا ۲۰۰۲ به طور مداوم نخست وزیر بود و توانست پایههای توسعه و پیشرفت کشورش را ریلگذاری کند. طوری که الان هر ایرانی که به مالزی میرود انگشت به دهان میماند که این کشور چگونه از آن کشور مفلوک به این پایه از توسعه رسیده است؟
به تعبیر مهاتیر محمد تا چند دهه قبل مردم کشورش روی درخت زندگی میکردند اما الان دانشگاههای معتبر دارد و صادرکنندهی تکنولوژی به بسیاری از کشورهاست.
دکتر مهاتیر محمد، ژاپن پس از جنگ جهانی دوم را الگوی توسعه خود قرار داد و بنا را براین گذاشت که به یک کشور صادرکننده تکنولوژی تبدیل شود. لذا این کشور چون به لحاظ منابع و متخصص داخلی نمیتوانست چنین گامهایی بردارد از شرکتهای خارجی بویژه کشورهای غربی و صنعتی خواست تا در این کشور سرمایهگذاری کنند تا ضمن ایجاد اشتغال و رونق اقتصادی، محصولات از مالزی به سایر کشورها صادر شود.
این کشور صرفا نگاه به شرق نداشت زیرا همه جوامع تجربه کرده و میدانند که هیچ کشوری نیست که با تکیه صرف به شرق (چین و روسیه) پیشرفت کرده باشند. بلکه بر عکس، هر کشوری که فقط به چین و روسیه تکیه کرده، روز به روز در مرداب فلاکت و عقبماندگی غوطهور شده است.
کشورهای جهان سوم سابق که امروز توسعه یافته و پیشرفت کردهاند یا صرفا به کشورهای سرمایه داری صنعتی تکیه کردهاند و یا از هر دو جهان شرق و غرب سود بردهاند.
مهاتیر محمد با الگوبرداری از نظریه نوسازی، همچون ژاپن با تکیه بر کشورهای صنعتی و سرمایهداری توانست اقتصاد مالزی را در مدار پیشرفت و ترقی قرار دهد و نام خود را در تاریخ جهان به عنوان رهبری توانمند به یادگار بگذارد. آن هم در زمانهای که رهبران بسیاری از کشورهای جهان سوم فقط و فقط به قدرت اندیشیدهاند و کشور خود را در سیاهی و تباهی و فقر و عقبماندگی باقی گذاشتهاند و لعنت ابدی مردمشان را برای خود خریدهاند.
مهاتیر محمد اگر چه از یک خانواده پر جمعیت ۹ نفره برخاست، اما با کوشش و تلاش در سنگاپور پزشکی خواند. ضمن طبیب بودن، به روزنامهنگاری و سیاست علاقهمند شد و حزب تشکیل داد و وارد مجلس قانونگذاری شد. او بعدها نخستوزیر نامداری شد و توانست کشورش را نوسازی کند
لازم به ذکر نیست که انتقادهایی هم به دوران نخستوزیری ۲۰ ساله وی وارد است. حتی خود اذعان میکند که اولویت او اقتصاد بوده و سایر ابعاد مثل آزادیهای سیاسی در مرحله دوم اهمیت قرار داشت. ولی بهرحال او حزب داشت و با یک نظام انتخاباتی حزبی روی کار آمد و حکومت کرد. وی الان ۹۹ ساله است و مورد تحسین بیشتر جهانیان قرار گرفته و بی شک بعد مرگش از او بیشتر و بیشتر سخن خواهند گفت و خواهند نوشت.
مهاتیر محمد، ایران را به خاطر مقاومت در مقابل تحریم های آمریکا و غربیها تحسین می کند اما به خاطر منافع ملی، اجازه نمیدهد بانکهای این کشور با ایران همکاری کنند و تحریم ها را خنثی کنند! زیرا منافع ملی و اقتصاد کشورش به خطر می افتد.
این هم از عجایب دنیای حسابگر و عقلانی امروز است. اگر پیامد تحریم فقر و فلاکتی هست برای دیگران (ایران) باشد و آنها فقط تحسیناش میکنند. اما حاضر نیستند اقتصاد کشور را به خاطر ایران و یا هر کشور دیگری به خطر بیاندازند. برای او فقط مردمش مهم هستند. او پزشک دردها و رنجهای مردم خویش است.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
تا ۶۵ سال پیش کشور مستقلی به نام مالزی در میان کشورهای عضو سازمان ملل متحد وجود نداشت. تیرماه ۱۳۴۲ مالزی که مجموعهای از جزایر با اقوام مختلف است اعلام استقلال از استعمارگران کرد و دارای پرچم و سرود ملی شد.
سه سال بعد در سال ۱۹۶۵ سنگاپور از این کشور جدا شد و چندی بعد سلطاننشین برونئی هم اعلام استقلال کرد.
کشور ۳۳ میلیونی مالزی دارای سلطان و فرمانداران نیمه مستقل محلی است ولی نخست وزیر قدرت بیشتری دارد. اوست که سکان رهبری کشور را به عهده میگیرد. با وجود نژادها و اقوام و ادیان متفاوت، مالزی امروز نماد و نمودی از همزیستی مسالمت آمیز است و قوم گرایی در این کشور کمترین تنش را دارد. شعار ملیشان « قدرتمندی در یکپارچگی است» ثبت شده است.
دو سال از انقلاب ۱۳۵۷ ایران میگذشت که مهاتیر محمد معمار مالزی مدرن به نخست وزیری رسید و این کشور را نه تنها از فقر و فلاکت نجات داد بلکه اکنون یکی از کشورهای پیشرفته در میان کشورهای آسیای شرقی است.
سرزمینی که تا صد سال پیش مستعمره بوده و کشورهای زیادی این سرزمین را استعمار و استثمار کردهاند. از پرتغالیها گرفته تا هلندیها و انگلیسیها و این اواخر ژاپنیها نیز این کشور را تحت سلطه خود داشتند. همانطور که گفته شد حدود شصت و اندی سال پیش در عرصه جهانی مالزی به عنوان یک کشور اعلام استقلال کرد.
دکتر مهاتیر محمد از سال ۱۹۸۱ تا ۲۰۰۲ به طور مداوم نخست وزیر بود و توانست پایههای توسعه و پیشرفت کشورش را ریلگذاری کند. طوری که الان هر ایرانی که به مالزی میرود انگشت به دهان میماند که این کشور چگونه از آن کشور مفلوک به این پایه از توسعه رسیده است؟
به تعبیر مهاتیر محمد تا چند دهه قبل مردم کشورش روی درخت زندگی میکردند اما الان دانشگاههای معتبر دارد و صادرکنندهی تکنولوژی به بسیاری از کشورهاست.
دکتر مهاتیر محمد، ژاپن پس از جنگ جهانی دوم را الگوی توسعه خود قرار داد و بنا را براین گذاشت که به یک کشور صادرکننده تکنولوژی تبدیل شود. لذا این کشور چون به لحاظ منابع و متخصص داخلی نمیتوانست چنین گامهایی بردارد از شرکتهای خارجی بویژه کشورهای غربی و صنعتی خواست تا در این کشور سرمایهگذاری کنند تا ضمن ایجاد اشتغال و رونق اقتصادی، محصولات از مالزی به سایر کشورها صادر شود.
این کشور صرفا نگاه به شرق نداشت زیرا همه جوامع تجربه کرده و میدانند که هیچ کشوری نیست که با تکیه صرف به شرق (چین و روسیه) پیشرفت کرده باشند. بلکه بر عکس، هر کشوری که فقط به چین و روسیه تکیه کرده، روز به روز در مرداب فلاکت و عقبماندگی غوطهور شده است.
کشورهای جهان سوم سابق که امروز توسعه یافته و پیشرفت کردهاند یا صرفا به کشورهای سرمایه داری صنعتی تکیه کردهاند و یا از هر دو جهان شرق و غرب سود بردهاند.
مهاتیر محمد با الگوبرداری از نظریه نوسازی، همچون ژاپن با تکیه بر کشورهای صنعتی و سرمایهداری توانست اقتصاد مالزی را در مدار پیشرفت و ترقی قرار دهد و نام خود را در تاریخ جهان به عنوان رهبری توانمند به یادگار بگذارد. آن هم در زمانهای که رهبران بسیاری از کشورهای جهان سوم فقط و فقط به قدرت اندیشیدهاند و کشور خود را در سیاهی و تباهی و فقر و عقبماندگی باقی گذاشتهاند و لعنت ابدی مردمشان را برای خود خریدهاند.
مهاتیر محمد اگر چه از یک خانواده پر جمعیت ۹ نفره برخاست، اما با کوشش و تلاش در سنگاپور پزشکی خواند. ضمن طبیب بودن، به روزنامهنگاری و سیاست علاقهمند شد و حزب تشکیل داد و وارد مجلس قانونگذاری شد. او بعدها نخستوزیر نامداری شد و توانست کشورش را نوسازی کند
لازم به ذکر نیست که انتقادهایی هم به دوران نخستوزیری ۲۰ ساله وی وارد است. حتی خود اذعان میکند که اولویت او اقتصاد بوده و سایر ابعاد مثل آزادیهای سیاسی در مرحله دوم اهمیت قرار داشت. ولی بهرحال او حزب داشت و با یک نظام انتخاباتی حزبی روی کار آمد و حکومت کرد. وی الان ۹۹ ساله است و مورد تحسین بیشتر جهانیان قرار گرفته و بی شک بعد مرگش از او بیشتر و بیشتر سخن خواهند گفت و خواهند نوشت.
مهاتیر محمد، ایران را به خاطر مقاومت در مقابل تحریم های آمریکا و غربیها تحسین می کند اما به خاطر منافع ملی، اجازه نمیدهد بانکهای این کشور با ایران همکاری کنند و تحریم ها را خنثی کنند! زیرا منافع ملی و اقتصاد کشورش به خطر می افتد.
این هم از عجایب دنیای حسابگر و عقلانی امروز است. اگر پیامد تحریم فقر و فلاکتی هست برای دیگران (ایران) باشد و آنها فقط تحسیناش میکنند. اما حاضر نیستند اقتصاد کشور را به خاطر ایران و یا هر کشور دیگری به خطر بیاندازند. برای او فقط مردمش مهم هستند. او پزشک دردها و رنجهای مردم خویش است.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
نیایش صبحگاهی
وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي
تَحَبَّبَ إلَيَّ وَ هُوَ غَنِيٌّ عَنِّي..
قربون اون خدایی
که با من مهربونی میکنه
بهم محبت میکنه
با اینکه از من بی نیازه...
چراغ امیدتون روشن
وجودتون سلامت
غم از احوالتون دور
لبخند کُنج لباتون
و دعای خیر همه
در این هفته همراه زندگیتون
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي
تَحَبَّبَ إلَيَّ وَ هُوَ غَنِيٌّ عَنِّي..
قربون اون خدایی
که با من مهربونی میکنه
بهم محبت میکنه
با اینکه از من بی نیازه...
چراغ امیدتون روشن
وجودتون سلامت
غم از احوالتون دور
لبخند کُنج لباتون
و دعای خیر همه
در این هفته همراه زندگیتون
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
❤1
Forwarded from موسسه مطالعات دین و اقتصاد
🔴 اولین نامه سرگشاده مومنی و راغفر به پزشکیان؛ وامدار ملتید و پاسخگوی مطالبات آنها باشید
📝 به گزارش جماران؛ دکتر فرشاد مومنی و دکتر حسین راغفر، دو عضو هیات علمی دانشگاه و اقتصاددان برجسته حوزه عدالت اجتماعی و اقتصادی در نخستین نامه سرگشاده خود به پزشکیان تاکید کردند: راه نجات کشور برخورداری از یک برنامه با کیفیت و دقیق توسعه است که متاسفانه برنامه هفتم نسبت بسیار ناچیزی با چنین برنامه ای دارد.
👈 پیشنهاد میکنیم که فوریترین اقدام خود را بسیج ظرفیتهای دانایی ملی برای اصلاح، تکمیل و طراحی چنین برنامه هفتم قرار دهید و لوازم آن را نیز چنانچه وعده داده اید فراهم کنید که مهمترین آنها شفاف سازی فرایندهای تصمیمگیری و تخصص منابع، بسیج ظرفیت های دانایی ملی در مسیر جلب مشارکت مولد آحاد مردم در سرنوشت اقتصادی خویش همراه با حفظ عزت نفس برای ساختن زندگی مطلوب خود است.
👈در بخشی از این نامه که در اختیار جماران قرار گرفته، آمده است:
⭕️ 1- این پیروزی چه در مرحله نخست و چه در مرحله دوم پیروزی مردم بود و اگرچه هنوز اعتماد نیمی از مردم به صندوق رای احیاء نشده است، امید است عملکرد جنابعالی و کل نظام سیاسی کشور به تدریج به احیای اعتماد از دست رفته این نیمه دیگر- و آنهایی که تنها از سر نفی گزینه دیگر به جنابعالی رای دادند- و مشارکت در حیات اجتماعی سیاسی منجر شود و شاهد تقویت انسجام اجتماعی و وحدت ملی باشیم.
⭕️ 2 - عمدهترین علت فرسایش انسجام اجتماعی را باید در سیاستهای اقتصادی سی و پنج سال گذشته جستجو کرد.
⭕️ 3 - از کف رفتن امید به آینده منشاء اَشکال مختلف اعتراض و طغیان است؛ آنگونه که طغیان مدنی کنونی منجر به عدم شرکت 60 درصد در انتخابات ریاست جمهور در دور نخست و 50 درصد در دور دوم شد.
⭕️ 4 - فساد، محصول نابسامانیها است که در اثر نابرابریهای ساختاری، فقر گسترده و عمیق ناشی از آن بروز کرده است و باید توجه داشت که فساد خود موجب زایش فساد میشود. راه مبارزه با فساد توسعه تولید صنعتی در کشور و فراهم آوردن اشتغال کامل و شایسته است.
⭕️ 5 - نابرابری های بیسابقه، فقر گسترده و فساد فراگیر همه محصول سیاستهای اقتصادی سی و پنج سال گذشته هستند و بدیهی است که تداوم آنها منتفعینی دارد که اصلیترین موانع هرنوع اصلاح به نفع مردم هستند.
⭕️ 6 - فراموش نفرمایید که تا یک ماه پیش بسیاری از کسانی که دیروز به مسعود پزشکیان رای دادند هیچ شناختی از ایشان نداشتند اما او امروز رئیس جمهور منتخب مردم است و رای مردم شما را در این موقعیت قرار داده است. امروز مسعود پزشکیان محصول شرایط تاریخی جامعهای است که مصیبتهای گوناگونی راتجربه کرده است و جنابعالی وامدار ملت و پاسخگوی مطالبات آنها هستید.
⭕️ 7 - راه نجات کشور برخورداری از یک برنامه با کیفیت و دقیق توسعه است که متاسفانه برنامه هفتم نسبت بسیار ناچیزی با چنین برنامه ای دارد. پیشنهاد میکنیم که فوریترین اقدام خود را بسیج ظرفیتهای دانایی ملی برای اصلاح، تکمیل و طراحی چنین برنامه هفتم قرار دهید.
⭕️ 8 - فرامین امام علی(ع) را در عمل به کار گیرید که فرمود "به خاطر داری که خودت اخبار حاکمان را گوش میدادی، گروهی را میستودی و برخی را نکوهش میکردی؟ اینک بهزودی مردم درباره چگونگی حکمرانی تو سخن خواهند گفت، برحذر باش که بر تو خرده گرفته نشود و نکوهیده نشوی، آنچنان که خودت کسانی را که سزاوار نکوهش بودند، عیب و نکوهش میکردی"./ جماران
📝 متن کامل این نامه را در جماران بخوانید:
https://www.jamaran.news/fa/tiny/news-1636649
◼️ @jamarannews
📝 به گزارش جماران؛ دکتر فرشاد مومنی و دکتر حسین راغفر، دو عضو هیات علمی دانشگاه و اقتصاددان برجسته حوزه عدالت اجتماعی و اقتصادی در نخستین نامه سرگشاده خود به پزشکیان تاکید کردند: راه نجات کشور برخورداری از یک برنامه با کیفیت و دقیق توسعه است که متاسفانه برنامه هفتم نسبت بسیار ناچیزی با چنین برنامه ای دارد.
👈 پیشنهاد میکنیم که فوریترین اقدام خود را بسیج ظرفیتهای دانایی ملی برای اصلاح، تکمیل و طراحی چنین برنامه هفتم قرار دهید و لوازم آن را نیز چنانچه وعده داده اید فراهم کنید که مهمترین آنها شفاف سازی فرایندهای تصمیمگیری و تخصص منابع، بسیج ظرفیت های دانایی ملی در مسیر جلب مشارکت مولد آحاد مردم در سرنوشت اقتصادی خویش همراه با حفظ عزت نفس برای ساختن زندگی مطلوب خود است.
👈در بخشی از این نامه که در اختیار جماران قرار گرفته، آمده است:
⭕️ 1- این پیروزی چه در مرحله نخست و چه در مرحله دوم پیروزی مردم بود و اگرچه هنوز اعتماد نیمی از مردم به صندوق رای احیاء نشده است، امید است عملکرد جنابعالی و کل نظام سیاسی کشور به تدریج به احیای اعتماد از دست رفته این نیمه دیگر- و آنهایی که تنها از سر نفی گزینه دیگر به جنابعالی رای دادند- و مشارکت در حیات اجتماعی سیاسی منجر شود و شاهد تقویت انسجام اجتماعی و وحدت ملی باشیم.
⭕️ 2 - عمدهترین علت فرسایش انسجام اجتماعی را باید در سیاستهای اقتصادی سی و پنج سال گذشته جستجو کرد.
⭕️ 3 - از کف رفتن امید به آینده منشاء اَشکال مختلف اعتراض و طغیان است؛ آنگونه که طغیان مدنی کنونی منجر به عدم شرکت 60 درصد در انتخابات ریاست جمهور در دور نخست و 50 درصد در دور دوم شد.
⭕️ 4 - فساد، محصول نابسامانیها است که در اثر نابرابریهای ساختاری، فقر گسترده و عمیق ناشی از آن بروز کرده است و باید توجه داشت که فساد خود موجب زایش فساد میشود. راه مبارزه با فساد توسعه تولید صنعتی در کشور و فراهم آوردن اشتغال کامل و شایسته است.
⭕️ 5 - نابرابری های بیسابقه، فقر گسترده و فساد فراگیر همه محصول سیاستهای اقتصادی سی و پنج سال گذشته هستند و بدیهی است که تداوم آنها منتفعینی دارد که اصلیترین موانع هرنوع اصلاح به نفع مردم هستند.
⭕️ 6 - فراموش نفرمایید که تا یک ماه پیش بسیاری از کسانی که دیروز به مسعود پزشکیان رای دادند هیچ شناختی از ایشان نداشتند اما او امروز رئیس جمهور منتخب مردم است و رای مردم شما را در این موقعیت قرار داده است. امروز مسعود پزشکیان محصول شرایط تاریخی جامعهای است که مصیبتهای گوناگونی راتجربه کرده است و جنابعالی وامدار ملت و پاسخگوی مطالبات آنها هستید.
⭕️ 7 - راه نجات کشور برخورداری از یک برنامه با کیفیت و دقیق توسعه است که متاسفانه برنامه هفتم نسبت بسیار ناچیزی با چنین برنامه ای دارد. پیشنهاد میکنیم که فوریترین اقدام خود را بسیج ظرفیتهای دانایی ملی برای اصلاح، تکمیل و طراحی چنین برنامه هفتم قرار دهید.
⭕️ 8 - فرامین امام علی(ع) را در عمل به کار گیرید که فرمود "به خاطر داری که خودت اخبار حاکمان را گوش میدادی، گروهی را میستودی و برخی را نکوهش میکردی؟ اینک بهزودی مردم درباره چگونگی حکمرانی تو سخن خواهند گفت، برحذر باش که بر تو خرده گرفته نشود و نکوهیده نشوی، آنچنان که خودت کسانی را که سزاوار نکوهش بودند، عیب و نکوهش میکردی"./ جماران
📝 متن کامل این نامه را در جماران بخوانید:
https://www.jamaran.news/fa/tiny/news-1636649
◼️ @jamarannews
برای اولین بار معرکه انتخاب وزرا به سبکی نه چندان ظریف اما بغایت بدیع به راه افتاده است. از ناشیگریها، آشفتگیها و بی نظمیها و چالش ها و بگو نگو های ناگزیر نباید نگران شد. کاری بزرگ و مسیری ناپیموده است. بوته ای بسیار ارزشمند برای خودسنجی ملی از ظرفیت های مدیریتی، اخلاق حرفه ای، میهن دوستی و هزاران ادعای بدون کنتور دیگر است. مسیر ناپیموده ای است زیرا که تا بحال در فقدان سیستم حزبی یا فرآیندهای شایسته گزینی بر اساس امتیازهای تخصصی، افراد معمولا ازطریق محافل و حلقه های رفاقتی و با انواع رانت های مادی و معنوی انتخاب می شدند. لذا تا امروز فقط شانس آورده ایم اگر گزینه های توانا و شایسته ای از این طریق بالا آمده است. حالا شانس بزرگتری داریم: هم برای انتخاب گزینه های بهتر با ضریب اطمینان بالاتر، هم برای نهادینه کردن روشی اصولی برای شایسته گزینی بدون بده بستانهای محفلی. به هیچ قیمتی نباید این شانس بزرگ را از دست بدهیم. طبیعی است در این مسیرِ ناپیموده گاه دور شویم، گاه نزدیک. مهم این است رو به مقصد حرکت کنیم و مرتب به مسیر درست برگردیم تا این عادت جدید در باور جمعی ما بنشیند، ماندگار شود و تعالی یابد. اما دور شدن چه علامت هایی دارد؟ به یکی از علامت های آن اشاره میکنم امیدوارم صاحب نظران علامتهای دقیق تری را بازگو کنند:
به یاد بیاوریم در خلوت خود یا طی گپ و گفت های صمیمانه با دوستان و همکاران یا در کوچه و بازار و تاکسی و ... درباره مشکلات ساختاری یا خدمات مورد انتظار از دستگاههای دولتی از چه کاستی هایی حرف میزدیم؟ از رواج پارتی بازی برای دریافت ساده ترین خدمات، از نیاز به داشتن آشنا و سفارش و توصیه در همه امور، از آمار سازی و گزارش های خلاف واقع، از نمایش های ملال آور افتتاح طرح های ساده در قالب پروژه ای فاخر! از جلسات متعدد بدون خروجی کارساز، از انبوه مصوبات اجرانشده و بایگانی شده، از استخدام افراد بر اساس حمایت اشخاص با نفود بدون شایستگی، از نداشتن جرات تصمیمگیری و مخالفت با سفارشات و توقعاتِ غیر قانونیِ افراد ویژه ، از مقایسه کشورمان باکشورهای همسایه یا سایر کشورهای توسعه یافته، از...از...از... و سرانجام ناامیدی از درست شدن اوضاع...
دور شدن یعنی برای تصاحب پست و جایگاه در دولت جدید، شیوه هایی را بکار بگیریم که خود از رواج آنها آزرده و گله مندیم! دور شدن یعنی بین گپ و گفت های صادقانه و صمیمانه ما با اعلام مواضع رسمی ما تفاوت فاحش وجود داشته باشد. حرفهای صادقانه را در تریبون رسمی و در جلسات رسمی نزنیم و رفتاری نمایشی داشته باشیم. برای بازگشت به مسیر باید فورا به خودمان رجوع کنیم و مطمئن شویم که با خودمان صادق و یکدستیم. آنگاه به مسیر بازگشته ایم. به همین روشنی!
دولت چهاردهم با شعار انصاف، صداقت و عدالت، آخرین امیدهای ما را "برای ایران" فراخوانده است. این فراخوان ، نباید پاسخی از دروغ و بی انصافی و نابرابری دریافت کند. هر حرکت بر مبنای عدم صداقت بویژه در پوشش سنت خدمتگزاری، رفتاری ریاکارانه و علامت دور شدن است و به سرعت باید به صداقت و یکدستی بازگردیم.
کمی درنگ کنیم. آیا تصمیم داریم به فراخوان ایران، پاسخی سطحی و سرسری بدهیم و فعلا به سهم و جایگاهی برسیم که می دانیم در باره اش ایده و برنامه تحولی نداریم و یا به برنامه های خود باور نداریم. می دانیم شهامت و استقلال رأی کافی برای تصمیمات سخت و حل مسئله های انباشته نداریم؟ چگونه خود را به این تصمیم راضی خواهیم کرد؟
مهم ترین تصمیم برای خدمت به ایران، عزم و عهد و استقامت بر روراستی و صداقت است. باور کنیم از این پس راه این است.
با حرکت های صادقانه به کارگروههای انتخاب وزرای دولت جناب پزشکیان کمک کنیم تا کارشان را سریع تر و با نتایج درخشان تر و امیدآفرین تر به سرانجام برسانند.
این مطالبه و درخواست متوجه اعضای شورای راهبری و کمیته ها نیز میشود. انشالله امید مردم را نا امید نمی کنند و پیشنهادهایی که جلوی رئیس جمهور می گذارند کار ایران را سخت نخواهد کرد.
#فروغ فاریابی
#ایرانجدید
#دولتمدرن
به یاد بیاوریم در خلوت خود یا طی گپ و گفت های صمیمانه با دوستان و همکاران یا در کوچه و بازار و تاکسی و ... درباره مشکلات ساختاری یا خدمات مورد انتظار از دستگاههای دولتی از چه کاستی هایی حرف میزدیم؟ از رواج پارتی بازی برای دریافت ساده ترین خدمات، از نیاز به داشتن آشنا و سفارش و توصیه در همه امور، از آمار سازی و گزارش های خلاف واقع، از نمایش های ملال آور افتتاح طرح های ساده در قالب پروژه ای فاخر! از جلسات متعدد بدون خروجی کارساز، از انبوه مصوبات اجرانشده و بایگانی شده، از استخدام افراد بر اساس حمایت اشخاص با نفود بدون شایستگی، از نداشتن جرات تصمیمگیری و مخالفت با سفارشات و توقعاتِ غیر قانونیِ افراد ویژه ، از مقایسه کشورمان باکشورهای همسایه یا سایر کشورهای توسعه یافته، از...از...از... و سرانجام ناامیدی از درست شدن اوضاع...
دور شدن یعنی برای تصاحب پست و جایگاه در دولت جدید، شیوه هایی را بکار بگیریم که خود از رواج آنها آزرده و گله مندیم! دور شدن یعنی بین گپ و گفت های صادقانه و صمیمانه ما با اعلام مواضع رسمی ما تفاوت فاحش وجود داشته باشد. حرفهای صادقانه را در تریبون رسمی و در جلسات رسمی نزنیم و رفتاری نمایشی داشته باشیم. برای بازگشت به مسیر باید فورا به خودمان رجوع کنیم و مطمئن شویم که با خودمان صادق و یکدستیم. آنگاه به مسیر بازگشته ایم. به همین روشنی!
دولت چهاردهم با شعار انصاف، صداقت و عدالت، آخرین امیدهای ما را "برای ایران" فراخوانده است. این فراخوان ، نباید پاسخی از دروغ و بی انصافی و نابرابری دریافت کند. هر حرکت بر مبنای عدم صداقت بویژه در پوشش سنت خدمتگزاری، رفتاری ریاکارانه و علامت دور شدن است و به سرعت باید به صداقت و یکدستی بازگردیم.
کمی درنگ کنیم. آیا تصمیم داریم به فراخوان ایران، پاسخی سطحی و سرسری بدهیم و فعلا به سهم و جایگاهی برسیم که می دانیم در باره اش ایده و برنامه تحولی نداریم و یا به برنامه های خود باور نداریم. می دانیم شهامت و استقلال رأی کافی برای تصمیمات سخت و حل مسئله های انباشته نداریم؟ چگونه خود را به این تصمیم راضی خواهیم کرد؟
مهم ترین تصمیم برای خدمت به ایران، عزم و عهد و استقامت بر روراستی و صداقت است. باور کنیم از این پس راه این است.
با حرکت های صادقانه به کارگروههای انتخاب وزرای دولت جناب پزشکیان کمک کنیم تا کارشان را سریع تر و با نتایج درخشان تر و امیدآفرین تر به سرانجام برسانند.
این مطالبه و درخواست متوجه اعضای شورای راهبری و کمیته ها نیز میشود. انشالله امید مردم را نا امید نمی کنند و پیشنهادهایی که جلوی رئیس جمهور می گذارند کار ایران را سخت نخواهد کرد.
#فروغ فاریابی
#ایرانجدید
#دولتمدرن
Forwarded from ♡ི𝐀ི•ི•ི𝐏ི♡
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
وطنپرستی به سبک محمدجواد ظریف
🔹سخنان تقطیع شده ظریف را پخش میکنند و مردم را بر علیه کسی که سعی میکند بهترین هارا برای اداره مملکت بسیج کند، تحریک میکنند. ظریف این روزها هم یکتنه دارد برای ایران میجنگد و هم یکتنه آماج همهی حملهها و هجمهها قرار میگیرد.
🔹مردم باید با زیرکی و بصیرت، گول جریان های انحرافی را نخورند، جریانهایی که میخواهند جلوی پیشرفت ایران را بگیرند. کاش حالا که فرصتی برای رشد و بهبود فضای کشور پیدا شده است، تندروها و معاندان جلوی آن را نگیرند.
🔹این چند دقیقه را تماشا کنید تا لذت ببرید چگونه رگ گردن یک وطنپرست واقعی برای دفاع از ایران و ایرانی متورم میشود.
🔹سخنان تقطیع شده ظریف را پخش میکنند و مردم را بر علیه کسی که سعی میکند بهترین هارا برای اداره مملکت بسیج کند، تحریک میکنند. ظریف این روزها هم یکتنه دارد برای ایران میجنگد و هم یکتنه آماج همهی حملهها و هجمهها قرار میگیرد.
🔹مردم باید با زیرکی و بصیرت، گول جریان های انحرافی را نخورند، جریانهایی که میخواهند جلوی پیشرفت ایران را بگیرند. کاش حالا که فرصتی برای رشد و بهبود فضای کشور پیدا شده است، تندروها و معاندان جلوی آن را نگیرند.
🔹این چند دقیقه را تماشا کنید تا لذت ببرید چگونه رگ گردن یک وطنپرست واقعی برای دفاع از ایران و ایرانی متورم میشود.
Forwarded from (Competent Managers) مدیران شایسته (Mh_kashefi)
🔵🔴 حکمرانی یک تخصص است مثل پزشکی
✍ دکتر محمود سریعالقلم
🟡 چرا ما در ریشه یابی مشکلات داخلی به دنبال عوامل خارجی هستیم؟ آیا اماراتیها، گرجستانیها و مردم ترکیه، پول و سرمایه خود را به بانکهای ایرانی منتقل میکنند؟ یا برعکس؟ چرا شهروندان به این فکر میافتند که داراییهای خود را به ارز تبدیل کرده و در خارج مستغلات بخرند؟ این سوال و دهها سوال مرتبط، به اصول ثابت حکمرانی بر میگردد.
🟡 اگر شخصی روزی چهار پاکت سیگار مصرف کند و نیم کیلو چربی وارد بدن خود کند و با هر چای دوازده حبه قند بخورد، نمیتواند وقتی در CCU بستری شد، روزگار و اطرافیان خود را سرزنش کند. حکمرانی مانند سلامتی جسم انسان، اصول دارد و اگر آن اصولِ جهان شمول رعایت نشوند، کارآمدی دچار اختلال میشود.
🟡 اولین شرط حکمرانی، ایجاد امنیت فکری، شغلی، مدنی و اقتصادی است. بعد از این که سطح قابل توجهی از این امنیت فردی تحقق پیدا کرد، حفظ هویت و تعلق خاطر اهمیت پیدا میکند.
🟡 اگر شهروندان یک کشور صبح از خواب بیدار شوند و متوجه شوند چهل درصد ارزش داراییهای آنها از بین رفته است به طور طبیعی در پی چارهاندیشی نخواهند بود؟
🟡 اکثریت مطلق مردم اتحادیه اروپا که ۵۰۸ میلیون نفر جمعیت دارد زندگی بسیار معمولی دارند: یک آپارتمان بسیار کوچک، یک دوچرخه، یک کارت مترو و قطار و یک شغل معمولی. اما بسیار راضی و خوشحال هستند، چون امنیت روانی دارند و در جوامعی با ثبات زندگی میکنند. نرخ تورم حدود ۲ درصد است و به همان میزان درآمد آنها در سال افزایش پیدا میکند و بنابراین احساس ثبات میکنند.
🟡 وقتی عوارض خروج از کشور یک دفعه ۳۰۰ درصد (بار اول) و ۴۲۰ درصد (برای بار دوم) افزایش مییابد، خودبخود تنظیم روانی مسافرین را به هم میریزد. اگر در سال، عوارض خروج از کشور ۵ درصد و حتی ۱۰ درصد افزایش یابد با روان و انتظارات انسانها تطابق میکند ولی افزایش ناگهانی ۴۲۰ درصدی، حاکی از فقدان آشنایی با روانشناسی انسان در حوزه ثبات، امنیت و انتظارات معقول است.
🟡 حکمرانی مانند پزشکی، مهندسی و معماری یک تخصص است: متونی در حد چند هزار کتاب دارد. محتاج تجربه و یادگیری است. به چارچوبی فکری به نام قرارداد اجتماعی میان مجریان نیاز دارد و از همه مهم تر تابع یک سیستم با ثبات است.
🟡 آیا آمریکا، روسیه، انگلستان، آلمان و چین می توانند نروژهراسی به راه اندازند؟
نمیتوانند! چون نروژ ثبات دارد.
با پنج میلیون و دویست هزار نفر جمعیت، ۳۷۱ میلیارد دلار تولید ناخالص داخلی دارد. با ۱.۲ درصد نرخ تورم، مردم این کشور ۷.۳ درصد از درآمد خود را پسانداز میکنند، این در شرایطی است که دستمزدها در سال ۴.۶ درصد افزایش پیدا می کنند. درآمد حاصل از نفت فقط به «صندوق نفت» رفته و در صدها شرکت سرمایهگذاری میشود و تنها ۴ درصد از سود سرمایهگذاری در بودجه جاری به کار گرفته می شود. صندوق نفت نروژ حدود یک تریلیون دلار است. اصل و سود آن برای نسل های آتی است. درآمد سرانه در این کشور ۶۲۵۱۰ دلار است. با این آرامش، ثبات، امنیت، توزیع امکانات و آینده نگری، کدام کشور خارجی میتواند در نروژ نارضایتی ایجاد کند؟!
🟡 حکمرانی یک تخصص است. با تغییر وزرای اقتصادی اتفاق خاصی نمیافتد؛ باید اندیشههای حکمرانی را اصلاح کرد.
🟡 وقتی شهروند به این نتیجه برسد حکومت برای رای و نظر او و همچنین برای خود او ارزشی قائل نیست، با حکومت هم همکاری نمیکند. ریشهی عموم نارضایتیها در نادیدهشدن و بنابراین در ناکارآمدی است.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
✍ دکتر محمود سریعالقلم
🟡 چرا ما در ریشه یابی مشکلات داخلی به دنبال عوامل خارجی هستیم؟ آیا اماراتیها، گرجستانیها و مردم ترکیه، پول و سرمایه خود را به بانکهای ایرانی منتقل میکنند؟ یا برعکس؟ چرا شهروندان به این فکر میافتند که داراییهای خود را به ارز تبدیل کرده و در خارج مستغلات بخرند؟ این سوال و دهها سوال مرتبط، به اصول ثابت حکمرانی بر میگردد.
🟡 اگر شخصی روزی چهار پاکت سیگار مصرف کند و نیم کیلو چربی وارد بدن خود کند و با هر چای دوازده حبه قند بخورد، نمیتواند وقتی در CCU بستری شد، روزگار و اطرافیان خود را سرزنش کند. حکمرانی مانند سلامتی جسم انسان، اصول دارد و اگر آن اصولِ جهان شمول رعایت نشوند، کارآمدی دچار اختلال میشود.
🟡 اولین شرط حکمرانی، ایجاد امنیت فکری، شغلی، مدنی و اقتصادی است. بعد از این که سطح قابل توجهی از این امنیت فردی تحقق پیدا کرد، حفظ هویت و تعلق خاطر اهمیت پیدا میکند.
🟡 اگر شهروندان یک کشور صبح از خواب بیدار شوند و متوجه شوند چهل درصد ارزش داراییهای آنها از بین رفته است به طور طبیعی در پی چارهاندیشی نخواهند بود؟
🟡 اکثریت مطلق مردم اتحادیه اروپا که ۵۰۸ میلیون نفر جمعیت دارد زندگی بسیار معمولی دارند: یک آپارتمان بسیار کوچک، یک دوچرخه، یک کارت مترو و قطار و یک شغل معمولی. اما بسیار راضی و خوشحال هستند، چون امنیت روانی دارند و در جوامعی با ثبات زندگی میکنند. نرخ تورم حدود ۲ درصد است و به همان میزان درآمد آنها در سال افزایش پیدا میکند و بنابراین احساس ثبات میکنند.
🟡 وقتی عوارض خروج از کشور یک دفعه ۳۰۰ درصد (بار اول) و ۴۲۰ درصد (برای بار دوم) افزایش مییابد، خودبخود تنظیم روانی مسافرین را به هم میریزد. اگر در سال، عوارض خروج از کشور ۵ درصد و حتی ۱۰ درصد افزایش یابد با روان و انتظارات انسانها تطابق میکند ولی افزایش ناگهانی ۴۲۰ درصدی، حاکی از فقدان آشنایی با روانشناسی انسان در حوزه ثبات، امنیت و انتظارات معقول است.
🟡 حکمرانی مانند پزشکی، مهندسی و معماری یک تخصص است: متونی در حد چند هزار کتاب دارد. محتاج تجربه و یادگیری است. به چارچوبی فکری به نام قرارداد اجتماعی میان مجریان نیاز دارد و از همه مهم تر تابع یک سیستم با ثبات است.
🟡 آیا آمریکا، روسیه، انگلستان، آلمان و چین می توانند نروژهراسی به راه اندازند؟
نمیتوانند! چون نروژ ثبات دارد.
با پنج میلیون و دویست هزار نفر جمعیت، ۳۷۱ میلیارد دلار تولید ناخالص داخلی دارد. با ۱.۲ درصد نرخ تورم، مردم این کشور ۷.۳ درصد از درآمد خود را پسانداز میکنند، این در شرایطی است که دستمزدها در سال ۴.۶ درصد افزایش پیدا می کنند. درآمد حاصل از نفت فقط به «صندوق نفت» رفته و در صدها شرکت سرمایهگذاری میشود و تنها ۴ درصد از سود سرمایهگذاری در بودجه جاری به کار گرفته می شود. صندوق نفت نروژ حدود یک تریلیون دلار است. اصل و سود آن برای نسل های آتی است. درآمد سرانه در این کشور ۶۲۵۱۰ دلار است. با این آرامش، ثبات، امنیت، توزیع امکانات و آینده نگری، کدام کشور خارجی میتواند در نروژ نارضایتی ایجاد کند؟!
🟡 حکمرانی یک تخصص است. با تغییر وزرای اقتصادی اتفاق خاصی نمیافتد؛ باید اندیشههای حکمرانی را اصلاح کرد.
🟡 وقتی شهروند به این نتیجه برسد حکومت برای رای و نظر او و همچنین برای خود او ارزشی قائل نیست، با حکومت هم همکاری نمیکند. ریشهی عموم نارضایتیها در نادیدهشدن و بنابراین در ناکارآمدی است.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔴"ما نمی توانیم مسایل و مشکلاتمان را با همان تفکری حل کنیم که با استفاده از آن، آنها را به وجود آورده ایم."/ آلبرت انیشتین
🔴"مشکلات امروز ما همان راه حل های گذشته ماست. برای حل مشکلات امروزی بایستی تفکری نو و اندیشه ایی خلاق داشته باشیم" / پیتر دراکر
🔰دنیا تغییر کرده اما ما تغییر نکرده ایم. برای زیستن در این دنیای متحول، ما هم باید تغییر کنیم.
🔰اگر به علم و تخصص باور داشته باشیم، در دنیای امروز همه علوم بشر تخصصی تر شده و به رشته ها و شاخه های متنوع و متعددی تقسیم شده اند. در این دوره زمانه هیچ کس نمیتواند در همه علوم بشری، با همه زیر شاخه های آن، مسلط و صاحب نظر شود. دیگر گذشت آن زمانی که مجبور بودیم در یک روستا همه سوالات و ابهامات خود را از هر مقوله ایی که باشند صرفا از کدخدای ده بپرسیم.
❇️ همچنان که یاد گرفته ایم، وقتی در مسایل سلامت و پزشکی، سوال، ابهام، مساله و مشکلی داشته باشیم، آن را از پزشکان و متخصصان مربوطه که شامل طیف گسترده ایی از تخصص ها؛ (ارتوپدی، چشم پزشکی، گوارش، قلب، عفونی، انکولوژی، اورولوژی، روماتولوژی ، دندانپزشکی و....) بپرسیم،
❇️ همچنان که یا گرفته ایم وقتی که کار ساختمانی انجام میدهیم، کارها، مسایل و مشکلات آن را از متخصصان مربوط به ساختمان که شامل؛ (مهندس ساختمان، بنا، نجار، برق کار، کابینت ساز، گچ کار، کاشی کار، لوله کش، آهن کش، عایق کار، میلگرد گار ، نقاش، پارکت کار ، و... ) حل و فصل کنیم،
❇️ همچنان که یاد گرفته ایم، وقتی که در مسایل فنی مهندسی سوال، ابهام یا مشکلی داشته باشیم، آن را از مهندسین و متخصصان مربوطه به خود بپرسیم،
❇️ همچنان که یاد گرفته ایم زمانیکه ماشین و خودروی ما نیاز به تعمیر و رفع مشکل و یا یک مساله خاص داشت آن را با مراجعه به متخصصین مربوط با آن که شامل؛ (مکانیک، صافکار، تعویض روغن ، باطری ساز، تراشکار، و... ) حل و فصل کنیم،
❇️ و بسیاری دیگر از مسایل .....
📗ای کاش یاد بگیریم، اگر چنانکه سوال یا ابهامی در مسایل اقتصادی داشته باشیم، آن را از متخصصین علوم اقتصادی بپرسیم، نه افراد فاقد صلاحیت که تخصصی در این حوزه ندارند.
📕ای کاش یاد بگیریم، اگر چنانکه سوال یا ابهامی در مسایل سیاسی داشته باشیم، آن را از متخصصین علوم سیاسی بپرسیم. نه افراد فاقد صلاحیت در این حوزه.
📘ای کاش یاد بگیریم اگر چنانکه سوال یا ابهامی در خصوص مسایل اجتماعی داشته باشیم، آن را از متخصصین علوم اجتماعی بپرسیم، و نه افراد فاقد صلاحیت ..
📗 ای کاش یاد بگیریم اگر چنانکه در مسایل روابط بین الملل و سیاست خارجی، سوال و یا ابهامی داشته باشیم آن را از متخصصین روابط بین الملل بپرسیم، و نه .....
📕ای کاش یاد بگیریم، اگر چنانکه در مسایل فقهی و مذهبی سوال یا ابهامی داشته باشیم، آن را از متخصصین فقهی و مذهبی بپرسیم. نه افراد فاقد صلاحیت ...
📘ای کاش یاد بگیریم، اگر چنانکه در مسایل فرهنگی سوال یا ابهامی داشته باشیم، آن را از متخصصین فرهنگی بپرسیم. نه از ....
📕ای کاش یاد بگیریم اگر چنانکه در مسایل مالی و حسابداری سوال و ابهامی داشته باشیم، آن را از متخصصین حسابداری و یا امور مالی بپرسیم. و نه ...
📘ای کاش یاد بگیریم اگر چنانکه در مسایل تاریخی و گذشته مان سوال و ابهامی داشته باشیم، آن را از متخصصین تاریخ بپرسیم. و نه ...
📕ای کاش یاد بگیریم، اگر چنانکه در مسایل مربوط به سلول های بنیادی سوال و ابهامی داشته باشیم آن را از متخصصین علوم ژنتیک و یا زیست شناسی بپرسیم. نه ...
📘ای کاش یاد بگیریم، اگر چنانکه در مسایل مربوط به مدیریت دولتی، بازرگانی، صنعتی و .... سوال و ابهامی داشته باشیم، آن را از متخصصین علوم مربوطه بپرسیم. و نه ...
📕ای کاش یاد بگیریم، اگر چنانکه در مورد مسایل روانی و روان شناسی فردی سوال و یا ابهامی داشته باشیم آن را از متخصصین روان شناسی بپرسیم. و نه ...
📘ای کاش یاد بگیریم اگر چنانکه در مسایل حقوقی و قانونی سوال یا ابهامی داشته باشیم آن را از متخصصین حقوق بپرسیم.
📗ای کاش یاد بگیریم اگر چنانکه در مسایل مربوط به سیاستگذاری و علوم حکمرانی، سوال و یا ابهامی داشته باشیم از متخصصین مربوطه بپرسیم.
📕 ای کاش یاد بگیریم که اگر در مورد مسایل مربوط به انرژی هستهای سوال و ابهامی داشته باشیم از متخصصین مربوط به فیزیک هسته ایی بپرسیم.
📘 و ای کاش یاد بگیریم که ....
📚 و بسیاری از مسایل دیگر..... ای کاش در همه زمینه ها و هم پدیده ها به جای اینکه صرفا به تراوشات ذهنی و استنباط های شخصی خود بسنده کنیم، و یا اینکه به حرفها و سخنان افراد غیر متخصص و فاقد صلاحیت که هیچ تخصصی در حوزه مربوطه ندارند اکتفا کنیم، به متخصص مربوطه به آن حوزه مراجعه کرده و قدری بیشتر بیندیشیم.
🆔@CompetentManagers
🔴"مشکلات امروز ما همان راه حل های گذشته ماست. برای حل مشکلات امروزی بایستی تفکری نو و اندیشه ایی خلاق داشته باشیم" / پیتر دراکر
🔰دنیا تغییر کرده اما ما تغییر نکرده ایم. برای زیستن در این دنیای متحول، ما هم باید تغییر کنیم.
🔰اگر به علم و تخصص باور داشته باشیم، در دنیای امروز همه علوم بشر تخصصی تر شده و به رشته ها و شاخه های متنوع و متعددی تقسیم شده اند. در این دوره زمانه هیچ کس نمیتواند در همه علوم بشری، با همه زیر شاخه های آن، مسلط و صاحب نظر شود. دیگر گذشت آن زمانی که مجبور بودیم در یک روستا همه سوالات و ابهامات خود را از هر مقوله ایی که باشند صرفا از کدخدای ده بپرسیم.
❇️ همچنان که یاد گرفته ایم، وقتی در مسایل سلامت و پزشکی، سوال، ابهام، مساله و مشکلی داشته باشیم، آن را از پزشکان و متخصصان مربوطه که شامل طیف گسترده ایی از تخصص ها؛ (ارتوپدی، چشم پزشکی، گوارش، قلب، عفونی، انکولوژی، اورولوژی، روماتولوژی ، دندانپزشکی و....) بپرسیم،
❇️ همچنان که یا گرفته ایم وقتی که کار ساختمانی انجام میدهیم، کارها، مسایل و مشکلات آن را از متخصصان مربوط به ساختمان که شامل؛ (مهندس ساختمان، بنا، نجار، برق کار، کابینت ساز، گچ کار، کاشی کار، لوله کش، آهن کش، عایق کار، میلگرد گار ، نقاش، پارکت کار ، و... ) حل و فصل کنیم،
❇️ همچنان که یاد گرفته ایم، وقتی که در مسایل فنی مهندسی سوال، ابهام یا مشکلی داشته باشیم، آن را از مهندسین و متخصصان مربوطه به خود بپرسیم،
❇️ همچنان که یاد گرفته ایم زمانیکه ماشین و خودروی ما نیاز به تعمیر و رفع مشکل و یا یک مساله خاص داشت آن را با مراجعه به متخصصین مربوط با آن که شامل؛ (مکانیک، صافکار، تعویض روغن ، باطری ساز، تراشکار، و... ) حل و فصل کنیم،
❇️ و بسیاری دیگر از مسایل .....
📗ای کاش یاد بگیریم، اگر چنانکه سوال یا ابهامی در مسایل اقتصادی داشته باشیم، آن را از متخصصین علوم اقتصادی بپرسیم، نه افراد فاقد صلاحیت که تخصصی در این حوزه ندارند.
📕ای کاش یاد بگیریم، اگر چنانکه سوال یا ابهامی در مسایل سیاسی داشته باشیم، آن را از متخصصین علوم سیاسی بپرسیم. نه افراد فاقد صلاحیت در این حوزه.
📘ای کاش یاد بگیریم اگر چنانکه سوال یا ابهامی در خصوص مسایل اجتماعی داشته باشیم، آن را از متخصصین علوم اجتماعی بپرسیم، و نه افراد فاقد صلاحیت ..
📗 ای کاش یاد بگیریم اگر چنانکه در مسایل روابط بین الملل و سیاست خارجی، سوال و یا ابهامی داشته باشیم آن را از متخصصین روابط بین الملل بپرسیم، و نه .....
📕ای کاش یاد بگیریم، اگر چنانکه در مسایل فقهی و مذهبی سوال یا ابهامی داشته باشیم، آن را از متخصصین فقهی و مذهبی بپرسیم. نه افراد فاقد صلاحیت ...
📘ای کاش یاد بگیریم، اگر چنانکه در مسایل فرهنگی سوال یا ابهامی داشته باشیم، آن را از متخصصین فرهنگی بپرسیم. نه از ....
📕ای کاش یاد بگیریم اگر چنانکه در مسایل مالی و حسابداری سوال و ابهامی داشته باشیم، آن را از متخصصین حسابداری و یا امور مالی بپرسیم. و نه ...
📘ای کاش یاد بگیریم اگر چنانکه در مسایل تاریخی و گذشته مان سوال و ابهامی داشته باشیم، آن را از متخصصین تاریخ بپرسیم. و نه ...
📕ای کاش یاد بگیریم، اگر چنانکه در مسایل مربوط به سلول های بنیادی سوال و ابهامی داشته باشیم آن را از متخصصین علوم ژنتیک و یا زیست شناسی بپرسیم. نه ...
📘ای کاش یاد بگیریم، اگر چنانکه در مسایل مربوط به مدیریت دولتی، بازرگانی، صنعتی و .... سوال و ابهامی داشته باشیم، آن را از متخصصین علوم مربوطه بپرسیم. و نه ...
📕ای کاش یاد بگیریم، اگر چنانکه در مورد مسایل روانی و روان شناسی فردی سوال و یا ابهامی داشته باشیم آن را از متخصصین روان شناسی بپرسیم. و نه ...
📘ای کاش یاد بگیریم اگر چنانکه در مسایل حقوقی و قانونی سوال یا ابهامی داشته باشیم آن را از متخصصین حقوق بپرسیم.
📗ای کاش یاد بگیریم اگر چنانکه در مسایل مربوط به سیاستگذاری و علوم حکمرانی، سوال و یا ابهامی داشته باشیم از متخصصین مربوطه بپرسیم.
📕 ای کاش یاد بگیریم که اگر در مورد مسایل مربوط به انرژی هستهای سوال و ابهامی داشته باشیم از متخصصین مربوط به فیزیک هسته ایی بپرسیم.
📘 و ای کاش یاد بگیریم که ....
📚 و بسیاری از مسایل دیگر..... ای کاش در همه زمینه ها و هم پدیده ها به جای اینکه صرفا به تراوشات ذهنی و استنباط های شخصی خود بسنده کنیم، و یا اینکه به حرفها و سخنان افراد غیر متخصص و فاقد صلاحیت که هیچ تخصصی در حوزه مربوطه ندارند اکتفا کنیم، به متخصص مربوطه به آن حوزه مراجعه کرده و قدری بیشتر بیندیشیم.
🆔@CompetentManagers
Forwarded from Dr.mo
Ⓜ️ اقتصاد سیاسی تورم در ایران
❗️لودویک فون میزس، اقتصاددان نامدار مکتب اتریشی، زمانی گفته بود، نکته مهمی که در مورد تورم باید به خاطر داشته باشیم این است که دلیل آن قضا و قدر نیست و مثل فلان بیماری یا فاجعه طبیعی از آسمان نازل نمیشود، بلکه در واقع نوعی «سیاست» (policy) است؛ «سیاستی» که اهالی دولتها بنا به دلایل بهظاهر موجه به شهروندان تحمیل میکنند.
❗️ریچارد کانتیلون، اقتصاددان ایرلندی-فرانسوی، به ما آموخته است که افزایش حجم پول در اقتصاد (یا همان تورم) باعث اثرات متفاوتی در بخشهای مختلف اقتصاد میشود. در واقع آنهایی که زودتر پول جدید را دریافت میکنند، از جیب آنهایی که در آخر پول به آنها میرسد سود میبرند. به عبارتی چیزی به ثروت جامعه اضافه نمیشود؛ ولی جیب آنهایی که اول صف دریافت پول جدید ایستادهاند، پرتر و جیب تهصفیها خالیتر میشود. شاید پیامد افزایش عرضه پول در کوتاهمدت، افزایش سطح عمومی قیمتها نباشد، ولی بههمخوردن محاسبه عاملان اقتصادی و مخدوششدن تخصیص منابع در اقتصاد و «سرمایهسوزی» پیامد ناگزیر آن است.طبیعی است پدیدهای که چنین تاثیر گستردهای بر کل اقتصاد دارد و شیوه توزیع منابع را تغییر میدهد و جامعه را به برندگان و بازندگان تقسیم میکند، نمیتواند «سیاسی» نباشد. تورم یا همان افزایش حجم (عرضه) پول در اقتصاد را باید از منظر سیاسی و مناسبات قدرت نیز بررسی کرد.
❗️سوال اینجاست که چرا با تورم مزمن چند دههای در کشورمان روبهرو هستیم؟ باید گفت مناسبات سیاسی-اقتصادی باعث استمرار تورم شده است. روشن است که نزدیکی به دولت و بانکها (خلقکنندگان پول در سیستم دستوری رایج در جهان) میتواند قدرتی بیبدیل در اختیار افراد و گروهها قرار دهد تا منافع خود را دنبال کنند. امکان استفاده از اعتبار ارزان بانکی یا حتی تاسیس بانک (همان «بانکزدن») را باید شیوهای معرکه دانست تا گروههای ذینفع با خیال راحت بتوانند منابع لازم برای پیگیری اهدافشان را از جیب بقیه تامین کنند.
❗️ائتلاف میان گروههای ذینفع و مقامات رسمی برای دریافت «اعتبار ارزان بانکی» تجربه غریبی نیست؛ ماجرای تسهیلات تکلیفی و تصویب فلان ماده و تبصره برای آنکه وام ارزان شامل حال برخی شود را همه میدانیم. هرجا منبع قدرتی باشد، رقابتها، چانهزنیها و همکاریها برای دسترسی به آن شکل بگیرد و در اینجا هم قضیه متفاوت نیست؛ شبکههای ذینفع اقتصادی-سیاسی قدرتمند پیرامون بانکها شکل میگیرد که هر روز قدرت بیشتری میگیرند. اگر هم مشکلی به وجود آمد میتوان به مداخله بانکمرکزی امیدوار بود.
❗️از ماهیت تورمزای پول دستوری (دولتی) بگذریم که کم و بیش همهجای دنیا حاصلی جز تورم ندارد، بهاصطلاح «قرارداد اجتماعی» میان شهروندان و دولت در ایران منطق تورم را با شدت بیشتری بازتولید میکند. کاری به موفقیت دولتهای ایران در انجام وظایفشان نداریم؛ ولی دولتی که براساس متن قانون اساسی باید مسکن، خوراک، پوشاک، بهداشت، درمان، آموزش و پروش و امکانات تشکیل خانواده را فراهم سازد و برای همه مردم ایجاد اشتغال کند طبیعی است که دولتی بزرگ و پرخرج خواهد بود. روشن است که این دولتها برای تامین مخارج خود بهسراغ سیاستهای تورمی خواهند رفت و برای این دولتها حتی بودجه زیاد هم کم است.
❗️دولتها برای کسب محبوبیت سیاسی سراغ جذب نیروی انسانی بیش از حد نیاز، تعریف پروژههای عمرانی سیاسی-نمایشی در کشور و البته پخش پول (بخوانید اعانهدادن) بین مردم میروند. بوروکراتهای دولتی گذشته از اجرای سیاست کلی دولت خود بازیگری مهم به حساب میآیند که سعی میکنند در راستای رشد و بهبود جایگاه شغلی و افزایش ابتکار عمل خود فعالیت کنند که بر کسری بودجه دولتی و به دنبال آن تورم خواهد افزود.
❗️اهالی پارلمان هم برای رایآوردن در انتخابات چهارساله به سراغ فشار آوردن بر دولت و بانکها میروند و طبیعی است که بخواهند با تخصیص اعتبار به پروژهها و بخشهای خاص نشان دهند که میخواهند استاندارد زندگی مردم حوزه انتخابیه خود را بهبود بخشند. وانگهی وقتی اهالی مجلس برای کسب محبوبیت سیاسی، قوانینی در مورد حمایت از فعالان فلان بخش یا امهال بدهی آنها یا بازخرید فلان محصولات وضع میکنند حاصل چیزی جز فشار بر بانکمرکزی و سیستم بانکی نخواهد بود و خود را در تورم نشان خواهد داد. همه این موارد را کنار ایده اقتصاد اتریشی بگذاریم که بانکهای مرکزی با بحران ذاتی دانش و انگیزه روبهرو هستند و حتی در بهترین حالت با بانکداری مرکزی مصلحتسنجانه نمیتوان به ثبات اقتصادی و اشتغال و... رسید. تغییر این وضعیت نیازمند ایجاد تحول اساسی در قرارداد اجتماعی میان مردم و دولت است؛ امیدی که متاسفانه این روزها دورتر از هر وقت دیگری به نظر میرسد. والله اعلم.
📝 دکتر امیرحسین خالقی +++
🛄 @zistboommedia || مدرسه علوم انسانی
❗️لودویک فون میزس، اقتصاددان نامدار مکتب اتریشی، زمانی گفته بود، نکته مهمی که در مورد تورم باید به خاطر داشته باشیم این است که دلیل آن قضا و قدر نیست و مثل فلان بیماری یا فاجعه طبیعی از آسمان نازل نمیشود، بلکه در واقع نوعی «سیاست» (policy) است؛ «سیاستی» که اهالی دولتها بنا به دلایل بهظاهر موجه به شهروندان تحمیل میکنند.
❗️ریچارد کانتیلون، اقتصاددان ایرلندی-فرانسوی، به ما آموخته است که افزایش حجم پول در اقتصاد (یا همان تورم) باعث اثرات متفاوتی در بخشهای مختلف اقتصاد میشود. در واقع آنهایی که زودتر پول جدید را دریافت میکنند، از جیب آنهایی که در آخر پول به آنها میرسد سود میبرند. به عبارتی چیزی به ثروت جامعه اضافه نمیشود؛ ولی جیب آنهایی که اول صف دریافت پول جدید ایستادهاند، پرتر و جیب تهصفیها خالیتر میشود. شاید پیامد افزایش عرضه پول در کوتاهمدت، افزایش سطح عمومی قیمتها نباشد، ولی بههمخوردن محاسبه عاملان اقتصادی و مخدوششدن تخصیص منابع در اقتصاد و «سرمایهسوزی» پیامد ناگزیر آن است.طبیعی است پدیدهای که چنین تاثیر گستردهای بر کل اقتصاد دارد و شیوه توزیع منابع را تغییر میدهد و جامعه را به برندگان و بازندگان تقسیم میکند، نمیتواند «سیاسی» نباشد. تورم یا همان افزایش حجم (عرضه) پول در اقتصاد را باید از منظر سیاسی و مناسبات قدرت نیز بررسی کرد.
❗️سوال اینجاست که چرا با تورم مزمن چند دههای در کشورمان روبهرو هستیم؟ باید گفت مناسبات سیاسی-اقتصادی باعث استمرار تورم شده است. روشن است که نزدیکی به دولت و بانکها (خلقکنندگان پول در سیستم دستوری رایج در جهان) میتواند قدرتی بیبدیل در اختیار افراد و گروهها قرار دهد تا منافع خود را دنبال کنند. امکان استفاده از اعتبار ارزان بانکی یا حتی تاسیس بانک (همان «بانکزدن») را باید شیوهای معرکه دانست تا گروههای ذینفع با خیال راحت بتوانند منابع لازم برای پیگیری اهدافشان را از جیب بقیه تامین کنند.
❗️ائتلاف میان گروههای ذینفع و مقامات رسمی برای دریافت «اعتبار ارزان بانکی» تجربه غریبی نیست؛ ماجرای تسهیلات تکلیفی و تصویب فلان ماده و تبصره برای آنکه وام ارزان شامل حال برخی شود را همه میدانیم. هرجا منبع قدرتی باشد، رقابتها، چانهزنیها و همکاریها برای دسترسی به آن شکل بگیرد و در اینجا هم قضیه متفاوت نیست؛ شبکههای ذینفع اقتصادی-سیاسی قدرتمند پیرامون بانکها شکل میگیرد که هر روز قدرت بیشتری میگیرند. اگر هم مشکلی به وجود آمد میتوان به مداخله بانکمرکزی امیدوار بود.
❗️از ماهیت تورمزای پول دستوری (دولتی) بگذریم که کم و بیش همهجای دنیا حاصلی جز تورم ندارد، بهاصطلاح «قرارداد اجتماعی» میان شهروندان و دولت در ایران منطق تورم را با شدت بیشتری بازتولید میکند. کاری به موفقیت دولتهای ایران در انجام وظایفشان نداریم؛ ولی دولتی که براساس متن قانون اساسی باید مسکن، خوراک، پوشاک، بهداشت، درمان، آموزش و پروش و امکانات تشکیل خانواده را فراهم سازد و برای همه مردم ایجاد اشتغال کند طبیعی است که دولتی بزرگ و پرخرج خواهد بود. روشن است که این دولتها برای تامین مخارج خود بهسراغ سیاستهای تورمی خواهند رفت و برای این دولتها حتی بودجه زیاد هم کم است.
❗️دولتها برای کسب محبوبیت سیاسی سراغ جذب نیروی انسانی بیش از حد نیاز، تعریف پروژههای عمرانی سیاسی-نمایشی در کشور و البته پخش پول (بخوانید اعانهدادن) بین مردم میروند. بوروکراتهای دولتی گذشته از اجرای سیاست کلی دولت خود بازیگری مهم به حساب میآیند که سعی میکنند در راستای رشد و بهبود جایگاه شغلی و افزایش ابتکار عمل خود فعالیت کنند که بر کسری بودجه دولتی و به دنبال آن تورم خواهد افزود.
❗️اهالی پارلمان هم برای رایآوردن در انتخابات چهارساله به سراغ فشار آوردن بر دولت و بانکها میروند و طبیعی است که بخواهند با تخصیص اعتبار به پروژهها و بخشهای خاص نشان دهند که میخواهند استاندارد زندگی مردم حوزه انتخابیه خود را بهبود بخشند. وانگهی وقتی اهالی مجلس برای کسب محبوبیت سیاسی، قوانینی در مورد حمایت از فعالان فلان بخش یا امهال بدهی آنها یا بازخرید فلان محصولات وضع میکنند حاصل چیزی جز فشار بر بانکمرکزی و سیستم بانکی نخواهد بود و خود را در تورم نشان خواهد داد. همه این موارد را کنار ایده اقتصاد اتریشی بگذاریم که بانکهای مرکزی با بحران ذاتی دانش و انگیزه روبهرو هستند و حتی در بهترین حالت با بانکداری مرکزی مصلحتسنجانه نمیتوان به ثبات اقتصادی و اشتغال و... رسید. تغییر این وضعیت نیازمند ایجاد تحول اساسی در قرارداد اجتماعی میان مردم و دولت است؛ امیدی که متاسفانه این روزها دورتر از هر وقت دیگری به نظر میرسد. والله اعلم.
📝 دکتر امیرحسین خالقی +++
🛄 @zistboommedia || مدرسه علوم انسانی
Telegram
مدرسه علوم انسانی
🔹من یک معلم هستم.
🔹️شنونده ی خوبی باشیم.
🔹خوب زندگی کردن به آموزش نیاز دارد.
🔹علوم انسانی را برای بهتر زیستن بیاموزیم.
🔹️من کامل نیستم، همه ی حقیقت هم در نزد من نیست.
🔹مطالب منتشر شده فقط جهت تبادل اندیشه و تفکر است والزاماً نظر بنده نیست.
🔹️شنونده ی خوبی باشیم.
🔹خوب زندگی کردن به آموزش نیاز دارد.
🔹علوم انسانی را برای بهتر زیستن بیاموزیم.
🔹️من کامل نیستم، همه ی حقیقت هم در نزد من نیست.
🔹مطالب منتشر شده فقط جهت تبادل اندیشه و تفکر است والزاماً نظر بنده نیست.