This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نوحه معروف «خواهر من» با شعر سید جواد عینالملک و صدای فراموش نشدنی حاج حسین فخری
بسیار نوستالوژیک است. آدمی را به سال هایی پرتاب می کند که سرشار از خاطرات مشترک ایران زمینیان است. در آن سال ها یک داستان مشترک خلق شد. بلکه صدها داستان.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
بسیار نوستالوژیک است. آدمی را به سال هایی پرتاب می کند که سرشار از خاطرات مشترک ایران زمینیان است. در آن سال ها یک داستان مشترک خلق شد. بلکه صدها داستان.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Forwarded from (Competent Managers) مدیران شایسته
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌺🍃🍁🍃🍂🍃🍁🍃🍂
🍃
سقراط میگفت من داناترین فردِ عالمم چون تنها کسی هستم که میدانم نمیدانم، درحالیکه دیگران هنوز به نادانیِ خودنیز آگاه نیستند.
این جهلِ سقراطی که بعدها نیکلاس کوزایی آن را "جهلِ فرهیخته" نامید درست همان چیزیست که برای تفکر و کتابخوانی نیاز داریم. چراکه نخستین گام در تلاش برای دانایی، غلبه بر توهم داناییست.
در همين راستا ابن سينا میگويد:
"ایاک و فطانة بتراء"
"بترس از زرنگی ابتر"
🍃
🌺🍃
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🍃
سقراط میگفت من داناترین فردِ عالمم چون تنها کسی هستم که میدانم نمیدانم، درحالیکه دیگران هنوز به نادانیِ خودنیز آگاه نیستند.
این جهلِ سقراطی که بعدها نیکلاس کوزایی آن را "جهلِ فرهیخته" نامید درست همان چیزیست که برای تفکر و کتابخوانی نیاز داریم. چراکه نخستین گام در تلاش برای دانایی، غلبه بر توهم داناییست.
در همين راستا ابن سينا میگويد:
"ایاک و فطانة بتراء"
"بترس از زرنگی ابتر"
🍃
🌺🍃
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔰کسی که فقط چکُش در اختیار دارد، همه دنیا را میخ میبیند !
🔷تماشای مداومِ یک رسانه یا شبکه ی خبری خاص،
🔷مطالعه ی پیوسته ی کتابها یا نشریات خاص،
🔷گوش کردنِ مداومِ یک سخنرانیِ خاص
شرکت کردنِ مداوم در یک گروه سیاسی یا فکری یا مذهبیِ خاص
🔷و به تعبیر بهتر، مسدود کردن ورودیهای مغز به روی تنوعات فکریِ عالَم و فقط یک مَجرا را برای طرز فکر خاصی باز گذاشتن،
🔷به تدریج و چهبسا ناخواسته و نادانسته، فرد را به یک رُباتِ برنامهریزی شده توسط دیگران (به ویژه صاحبان زَر و زور) تبدیل میکند.
🔷زندگیِ انسانی، یعنی باز کردنِ مجراهای مختلف در ذهن
🔷و مواجه ی آگاهانه و فعالانه و نقادانه با طرز تفکرات مختلف ...🔸آبراهام مازلو
🟪در تشریح این موضوع به دو مطلب زیر اشاره میکنم.
🔰 اول اینکه؛ متاسفانه امروزه برخی رسانه های خبری به علت عدم استقلال مالی و حرفه ایی و یا نداشتن کارشناسان متخصص و مجرب در حوزه های مختلف، در نشر و تحلیل اخبار و رویدادها، بی طرفانه عمل نمی کنند. جانب انصاف را رعایت نمی کنند. و مسایل مختلف را به صورت کانالیزه شده صرفا در مسیر بسط اهداف فکری جناح فکری خودشان تحلیل و منعکس میکنند. و به خورد مردم می دهند . عموما در این نوع رسانه ها به ویژه در جوامع چند قطبی همچون جامعه ما، رویداد ها خبری، حتی انواع اطلاعات و آگاهی های علمی و اجتماعی و سیاسی، آغشته به برخی ناراستی ها و نادرستی ها می باشند. به خاطر همین مسایل ما بایستی در بکارگیری و استفاده از اون اطلاعات جانب احتیاط را رعایت کنیم. و بیش از پیش به یک منبع خبری اکتفا نکنیم ، برای ابهام زدایی از مسایل و رسیدن به واقعیت، به یک رسانه خاص، با یک طرز فکر و نگرش خاص، که خواسته و یا ندانسته، به تدریج ما را به یک ربات برنامه ریزی شده خودشان تبدیل میکنند، اکتفا نکنیم. ما باید مطالب منعکس شده آنها را یک امر متقن و غیر قابل تردید تصور نکنیم و همواره آنها را با دیگر رسانه ها، مخصوصا با کتاب ها و مقالات علمی و نظریات کارشناسان و متخصص آن حوزه ها تطبیق دهیم.
🔰دوم اینکه: پیشفرضهای ما در زندگی، اغلب نقش همان چکش را بازی میکنند. مثلا من دوست دارم فلان چیز، همان طوری بشود که من دوست دارم آن طور باشد. این یک پیش فرض است که باعث میشود ما واقعاً در آن شخص یا آن رویداد همان چیزی را ببینیم که آرزو داریم. فلذا برای اثبات درستی آن چیز صرفا به دنبال منابع خبری خاص که تایید کننده ما باشند می رویم . اغلب گمانها و قضاوتهای ما این گونهاند. وقتی مثلاً من قضاوت را به مثابه همان چکش به دست میگیرم، رویدادها حکم همان میخ را پیدا میکنند یعنی رویدادها و حوادث تناسبی با آن قضاوت–چکش– مییابند و به اندازه چکش من تنزل پیدا میکنند به میخ شدن.
🔰 در اغلب رویدادها در واقع تماس ما با واقعیت– آن چیزی که واقعاً هست– قاطع است. ما وقتی به کسی گوش میدهیم ناخواسته میخواهیم آن چیزهایی را بشنویم که میخواهیم آنگونه باشد، نه آن چیزهایی که واقعاً مطرح میشود! به خاطر همین است که این همه تفسیر و تعبیر به وجود میآید، چون هر کسی چکش خودش را دارد و میخ خود را شکل میدهد.
🔰 اینکه اولیا و بزرگان دینی ما از خداوند میخواستهاند که؛ پروردگار من! واقعیت امور را آنگونه که هست ببینم– اللهم ارنی الاشیا کماهی- ناظر به همین است، یعنی تمایلات، غرضها و پیش فرضهای من باعث نشود که من در حقیقت گرفتار توهمات و خیالهای خودم بشوم و آنها را با واقعیت یکی بپندارم.
🔰 از این زاویه در واقع هر کسی که گرفتار اوهام درونی، خیالبافیها و حجابهای درون است به واقع چکش به دست است و واقعاً چیزی را که میخ نیست میخ میبیند. این چنین فردی در حقیقت در اتاق تاریک درون خود پرسه میزند و، چون فیل- واقعیت- را نمیبیند بنابراین با گمانها–دست سودنها و لمس کردنها– پیش میرود، بنابراین در فیل، بادبزن میبیند، چون ارتباط روشنی با آن ندارد.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔷تماشای مداومِ یک رسانه یا شبکه ی خبری خاص،
🔷مطالعه ی پیوسته ی کتابها یا نشریات خاص،
🔷گوش کردنِ مداومِ یک سخنرانیِ خاص
شرکت کردنِ مداوم در یک گروه سیاسی یا فکری یا مذهبیِ خاص
🔷و به تعبیر بهتر، مسدود کردن ورودیهای مغز به روی تنوعات فکریِ عالَم و فقط یک مَجرا را برای طرز فکر خاصی باز گذاشتن،
🔷به تدریج و چهبسا ناخواسته و نادانسته، فرد را به یک رُباتِ برنامهریزی شده توسط دیگران (به ویژه صاحبان زَر و زور) تبدیل میکند.
🔷زندگیِ انسانی، یعنی باز کردنِ مجراهای مختلف در ذهن
🔷و مواجه ی آگاهانه و فعالانه و نقادانه با طرز تفکرات مختلف ...🔸آبراهام مازلو
🟪در تشریح این موضوع به دو مطلب زیر اشاره میکنم.
🔰 اول اینکه؛ متاسفانه امروزه برخی رسانه های خبری به علت عدم استقلال مالی و حرفه ایی و یا نداشتن کارشناسان متخصص و مجرب در حوزه های مختلف، در نشر و تحلیل اخبار و رویدادها، بی طرفانه عمل نمی کنند. جانب انصاف را رعایت نمی کنند. و مسایل مختلف را به صورت کانالیزه شده صرفا در مسیر بسط اهداف فکری جناح فکری خودشان تحلیل و منعکس میکنند. و به خورد مردم می دهند . عموما در این نوع رسانه ها به ویژه در جوامع چند قطبی همچون جامعه ما، رویداد ها خبری، حتی انواع اطلاعات و آگاهی های علمی و اجتماعی و سیاسی، آغشته به برخی ناراستی ها و نادرستی ها می باشند. به خاطر همین مسایل ما بایستی در بکارگیری و استفاده از اون اطلاعات جانب احتیاط را رعایت کنیم. و بیش از پیش به یک منبع خبری اکتفا نکنیم ، برای ابهام زدایی از مسایل و رسیدن به واقعیت، به یک رسانه خاص، با یک طرز فکر و نگرش خاص، که خواسته و یا ندانسته، به تدریج ما را به یک ربات برنامه ریزی شده خودشان تبدیل میکنند، اکتفا نکنیم. ما باید مطالب منعکس شده آنها را یک امر متقن و غیر قابل تردید تصور نکنیم و همواره آنها را با دیگر رسانه ها، مخصوصا با کتاب ها و مقالات علمی و نظریات کارشناسان و متخصص آن حوزه ها تطبیق دهیم.
🔰دوم اینکه: پیشفرضهای ما در زندگی، اغلب نقش همان چکش را بازی میکنند. مثلا من دوست دارم فلان چیز، همان طوری بشود که من دوست دارم آن طور باشد. این یک پیش فرض است که باعث میشود ما واقعاً در آن شخص یا آن رویداد همان چیزی را ببینیم که آرزو داریم. فلذا برای اثبات درستی آن چیز صرفا به دنبال منابع خبری خاص که تایید کننده ما باشند می رویم . اغلب گمانها و قضاوتهای ما این گونهاند. وقتی مثلاً من قضاوت را به مثابه همان چکش به دست میگیرم، رویدادها حکم همان میخ را پیدا میکنند یعنی رویدادها و حوادث تناسبی با آن قضاوت–چکش– مییابند و به اندازه چکش من تنزل پیدا میکنند به میخ شدن.
🔰 در اغلب رویدادها در واقع تماس ما با واقعیت– آن چیزی که واقعاً هست– قاطع است. ما وقتی به کسی گوش میدهیم ناخواسته میخواهیم آن چیزهایی را بشنویم که میخواهیم آنگونه باشد، نه آن چیزهایی که واقعاً مطرح میشود! به خاطر همین است که این همه تفسیر و تعبیر به وجود میآید، چون هر کسی چکش خودش را دارد و میخ خود را شکل میدهد.
🔰 اینکه اولیا و بزرگان دینی ما از خداوند میخواستهاند که؛ پروردگار من! واقعیت امور را آنگونه که هست ببینم– اللهم ارنی الاشیا کماهی- ناظر به همین است، یعنی تمایلات، غرضها و پیش فرضهای من باعث نشود که من در حقیقت گرفتار توهمات و خیالهای خودم بشوم و آنها را با واقعیت یکی بپندارم.
🔰 از این زاویه در واقع هر کسی که گرفتار اوهام درونی، خیالبافیها و حجابهای درون است به واقع چکش به دست است و واقعاً چیزی را که میخ نیست میخ میبیند. این چنین فردی در حقیقت در اتاق تاریک درون خود پرسه میزند و، چون فیل- واقعیت- را نمیبیند بنابراین با گمانها–دست سودنها و لمس کردنها– پیش میرود، بنابراین در فیل، بادبزن میبیند، چون ارتباط روشنی با آن ندارد.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
👍1
Forwarded from (Competent Managers) مدیران شایسته (Mh_kashefi)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔰شبیه سازی جالب و سوزناک صحنه عاشورا
⚫️⚫️ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یااَباعَبْدِاللَّهِ وَعَلَى الاَْرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِناَّئِکَ عَلَیْکَ مِنّى سَلامُ اللَّهِ [اَبَداً] ما بَقیتُ وَبَقِىَ اللَّیْلُ وَالنَّهارُ وَلاجَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّى لِزِیارَتِکُمْ اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ-
⚫️⚫️ بار دیگر فرا رسیدن ایام حزن و اندوه محرم را که یادآور رشادتها و مظلومیتهای سرور آزادگان جهان، حضرت امام حسین علیه السلام، و یاران با وفایشان است، را خدمت همه شما عزیزان و سروان گرامی، دوستان فرهیخته و گرانقدر و عموم فالور های معزز و بزرگوارم تسلیت و تعزیت عرض میکنم .-
♥ارادتمند همه شما خوبان ارجمند؛ کاشفی ادمین کانال تلگرامی «مدیران شایسته»
💎 با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
⚫️⚫️ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یااَباعَبْدِاللَّهِ وَعَلَى الاَْرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِناَّئِکَ عَلَیْکَ مِنّى سَلامُ اللَّهِ [اَبَداً] ما بَقیتُ وَبَقِىَ اللَّیْلُ وَالنَّهارُ وَلاجَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّى لِزِیارَتِکُمْ اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ-
⚫️⚫️ بار دیگر فرا رسیدن ایام حزن و اندوه محرم را که یادآور رشادتها و مظلومیتهای سرور آزادگان جهان، حضرت امام حسین علیه السلام، و یاران با وفایشان است، را خدمت همه شما عزیزان و سروان گرامی، دوستان فرهیخته و گرانقدر و عموم فالور های معزز و بزرگوارم تسلیت و تعزیت عرض میکنم .-
♥ارادتمند همه شما خوبان ارجمند؛ کاشفی ادمین کانال تلگرامی «مدیران شایسته»
💎 با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Forwarded from (Competent Managers) مدیران شایسته (Mh_Kashefi_Cm)
📚معنای واقعی احترام چیست؟
🔰 یکی از مهمترین مشکلات در کشورهای جهان سوم این است که در ناخود آگاه مردمش تمایلی عجیبی به یکسانسازی افکار بوده و به شدت علاقه مندند که همه افراد جامعه در یک قالب فکری قرار گرفته و همه مثل هم فکر کنند.
🔰 در واقع در این جوامع مردم با نگاههای متناقض و متفاوت مشکل دارند و نمی توانند عقاید مخالف را تحمل کنند فلذا سعی در یکسان سازی فکر و اندیشه همه افراد جامعه دارند.
✳ از مشخصه های یک ذهن فرهیخته آن است که در عین مخالفت با عقاید و تفکرات متفاوت در سطح جامعه به آنها احترام بگذارند و ضمن تحمل، آنها را به رسمیت بشناسند.
🔰 در کشورهای جهان سوم اکثر مردم سعی دارند عقاید خود را به دیگران تحمیل کنند و نه تنها حاضر نیستند به عقاید مخالف خود احترام بگذارند، بلکه با هر قیمتی و با هر ابزاری از جمله توهین، تهمت و حتی آسیبهای فیزیکی، سعی در سرکوب آنها دارند.
🔰در این گونه کشورها آستانه تحمل برای پذیرش عقاید مخالف پایین است. مردم در اینگونه کشورها تصورشان این است که “نپذیرفتن عقیده” مترادف است با “بی احترامی.” در صورتی که می توان با عقیده کسی مخالف بود ولی در عین حال به او احترام گذاشت.
🔰 یکی از مهمترین مشکلات در کشورهای جهان سوم این است که در ناخود آگاه مردمش تمایلی عجیبی به یکسانسازی افکار بوده و به شدت علاقه مندند که همه افراد جامعه در یک قالب فکری قرار گرفته و همه مثل هم فکر کنند.
🔰 در واقع در این جوامع مردم با نگاههای متناقض و متفاوت مشکل دارند و نمی توانند عقاید مخالف را تحمل کنند فلذا سعی در یکسان سازی فکر و اندیشه همه افراد جامعه دارند.
✳ از مشخصه های یک ذهن فرهیخته آن است که در عین مخالفت با عقاید و تفکرات متفاوت در سطح جامعه به آنها احترام بگذارند و ضمن تحمل، آنها را به رسمیت بشناسند.
🔰 در کشورهای جهان سوم اکثر مردم سعی دارند عقاید خود را به دیگران تحمیل کنند و نه تنها حاضر نیستند به عقاید مخالف خود احترام بگذارند، بلکه با هر قیمتی و با هر ابزاری از جمله توهین، تهمت و حتی آسیبهای فیزیکی، سعی در سرکوب آنها دارند.
🔰در این گونه کشورها آستانه تحمل برای پذیرش عقاید مخالف پایین است. مردم در اینگونه کشورها تصورشان این است که “نپذیرفتن عقیده” مترادف است با “بی احترامی.” در صورتی که می توان با عقیده کسی مخالف بود ولی در عین حال به او احترام گذاشت.
🔰ما را چه شده است؟
📕برید فضای گفتگو ها و بحثها را چه در دانشگاه ها و نشست ها، وچه در فضای های مجازی؛ در تلگرام، در واتساپ، در اینستاگرام و.... ببینید!! این همه فحش و ناسزا، این همه پرده دری و بی اخلاقی، این همه تهمت و افترا، .... که نثار هم می کنیم برای چیست؟؟!!
📕ما را چه شده است؟ چرا به چنین حال نزار افتاده ایم؟ چرا تحمل عقیده مخالف اینقدر برای مان سخت شده است؟ چرا تحمل همدیگر را نداریم؟ چرا کوچکترین سخن مغایر با افکار خود را بر نمی تابیم؟ چرا نمیتوانم همدیگر را تحمل کنیم؟ چرا خشونت های فیزیکی، درگیری های لفظی و لسانی روز به روز در حال افزایش است؟
📕بنده خدایی میگفت؛ که ما ایرانیان آزادیخواه نیستیم ما تنها توهم آزادی داریم !! و راست میگفت خیلی زیاد، چون ما آزادی را تنها برای شخص خودمان میخواهیم نه برای دیگران و مخالفان، هیچ فرقی ندارد چه کسی روبرویمان ایستاده اگر حرف او مخالف عقیدهیمان باشد به سرعت نور مخالفت خواهیم کرد و صدایش را در نطفه خاموش میکنیم. چه بسا اگر روزی در جایگاه قدرت قرار بگیریم همانقدر زورگوییم که دیگران بودهاند ولی امروز چون باتوم نداشتیم، با چماق بلاک و آنفالو خفهاش میکنیم.
📕هیچوقت حاضر نیستیم بپذیریم که هر انسان و هر پدیده ، ترکیبی از صفات مختلف است که شاید بعضی از آنها خوب باشد و بعضی دیگر بد ... یا صفر یا صد ، یا باید مطلق سفید باشد یا مطلق سیاه ، یا مطلق خوب باشد یا مطلق بد ، یا رهبران سیاسیمان را پرستش میکنیم یا از آنها نفرت داریم ، حتی تاریخ را هم به سفید و سیاه تقسیم کردهایم و درست به همین دلیل هنوز نتوانستهایم دربارۀ افرادی که در تاریخ پیشین و پسین ما نقش آفرینی کرده اند به قضاوتی عادلانه بنشینیم و عموما قضاوت های ما در دو سر خط نفرت یا پرستش شکل می گیرد.
📕 پس چه شد آن جامعه آرمانی که می خواست ما را به مقام انسانیت برساند؟چه شده آن جامعه اخلاقی قول داده شده؟ چه شد گذشت؟ چه شد مهربانی؟ چه شد ایثار؟ چه شد فداکاری؟
📕چرا جامعه به هیچ صراطی مستقیم نیست؟ چرا جامعه از هیچ کس حرف شنوی ندارد؟ چرا جامعه حرف و سخن هیچ دلسوزی، هیچ شخصیتی، هیچ سیاست مداری و هیچ مسئولی را قبول ندارد؟
📕چرا همه سرمایه های اجتماعی کشور را به همین راحتی سوزاندیم؟ چرا در کوچکترین مساله، مردم ما اینگونه مقابل هم صف آرایی میکنند؟ چرا به راحتی برادر در مقابل برادر، خواهر ، در مقابل خواهر، پدر در مقابل فرزند و.... و بالعکس ... قرار میگیرند؟ چرا اینقدر خشم و نفرت و کینه و کدورت روز به روز در جامعه در حال افزایش است؟
📕چرا اینقدر همدلی و همزبانی در جامعه روز به روز کمتر و کمتر میشود؟ چرا جامعه ما شقه شقه و پاره پاره شده است؟ چرا بی تفاوتی ها، بی مهری ها، نا مهربانی ها، اینقدر فزونی یافته است؟ با این اوصاف و با این وضعیت ما کجا میرویم؟ در آینده نزدیک چه سرنوشتی خواهیم داشت، جامعه ما چه خواهد شد؟
📕آیا اصولا با این اوصاف میتوان نام ملت برا این جامعه نهاد؟ آیا جامعه شناسان قادرند علل و عوامل این گسست ها و این نارسایی ها را شناسی کرده و برای بهبود آن نسخه جامعه شناسانه بپیچند؟؟؟!!!
🔰با کانال مدیران شایسته همراه شوید
📘@CompetentManagers
📕برید فضای گفتگو ها و بحثها را چه در دانشگاه ها و نشست ها، وچه در فضای های مجازی؛ در تلگرام، در واتساپ، در اینستاگرام و.... ببینید!! این همه فحش و ناسزا، این همه پرده دری و بی اخلاقی، این همه تهمت و افترا، .... که نثار هم می کنیم برای چیست؟؟!!
📕ما را چه شده است؟ چرا به چنین حال نزار افتاده ایم؟ چرا تحمل عقیده مخالف اینقدر برای مان سخت شده است؟ چرا تحمل همدیگر را نداریم؟ چرا کوچکترین سخن مغایر با افکار خود را بر نمی تابیم؟ چرا نمیتوانم همدیگر را تحمل کنیم؟ چرا خشونت های فیزیکی، درگیری های لفظی و لسانی روز به روز در حال افزایش است؟
📕بنده خدایی میگفت؛ که ما ایرانیان آزادیخواه نیستیم ما تنها توهم آزادی داریم !! و راست میگفت خیلی زیاد، چون ما آزادی را تنها برای شخص خودمان میخواهیم نه برای دیگران و مخالفان، هیچ فرقی ندارد چه کسی روبرویمان ایستاده اگر حرف او مخالف عقیدهیمان باشد به سرعت نور مخالفت خواهیم کرد و صدایش را در نطفه خاموش میکنیم. چه بسا اگر روزی در جایگاه قدرت قرار بگیریم همانقدر زورگوییم که دیگران بودهاند ولی امروز چون باتوم نداشتیم، با چماق بلاک و آنفالو خفهاش میکنیم.
📕هیچوقت حاضر نیستیم بپذیریم که هر انسان و هر پدیده ، ترکیبی از صفات مختلف است که شاید بعضی از آنها خوب باشد و بعضی دیگر بد ... یا صفر یا صد ، یا باید مطلق سفید باشد یا مطلق سیاه ، یا مطلق خوب باشد یا مطلق بد ، یا رهبران سیاسیمان را پرستش میکنیم یا از آنها نفرت داریم ، حتی تاریخ را هم به سفید و سیاه تقسیم کردهایم و درست به همین دلیل هنوز نتوانستهایم دربارۀ افرادی که در تاریخ پیشین و پسین ما نقش آفرینی کرده اند به قضاوتی عادلانه بنشینیم و عموما قضاوت های ما در دو سر خط نفرت یا پرستش شکل می گیرد.
📕 پس چه شد آن جامعه آرمانی که می خواست ما را به مقام انسانیت برساند؟چه شده آن جامعه اخلاقی قول داده شده؟ چه شد گذشت؟ چه شد مهربانی؟ چه شد ایثار؟ چه شد فداکاری؟
📕چرا جامعه به هیچ صراطی مستقیم نیست؟ چرا جامعه از هیچ کس حرف شنوی ندارد؟ چرا جامعه حرف و سخن هیچ دلسوزی، هیچ شخصیتی، هیچ سیاست مداری و هیچ مسئولی را قبول ندارد؟
📕چرا همه سرمایه های اجتماعی کشور را به همین راحتی سوزاندیم؟ چرا در کوچکترین مساله، مردم ما اینگونه مقابل هم صف آرایی میکنند؟ چرا به راحتی برادر در مقابل برادر، خواهر ، در مقابل خواهر، پدر در مقابل فرزند و.... و بالعکس ... قرار میگیرند؟ چرا اینقدر خشم و نفرت و کینه و کدورت روز به روز در جامعه در حال افزایش است؟
📕چرا اینقدر همدلی و همزبانی در جامعه روز به روز کمتر و کمتر میشود؟ چرا جامعه ما شقه شقه و پاره پاره شده است؟ چرا بی تفاوتی ها، بی مهری ها، نا مهربانی ها، اینقدر فزونی یافته است؟ با این اوصاف و با این وضعیت ما کجا میرویم؟ در آینده نزدیک چه سرنوشتی خواهیم داشت، جامعه ما چه خواهد شد؟
📕آیا اصولا با این اوصاف میتوان نام ملت برا این جامعه نهاد؟ آیا جامعه شناسان قادرند علل و عوامل این گسست ها و این نارسایی ها را شناسی کرده و برای بهبود آن نسخه جامعه شناسانه بپیچند؟؟؟!!!
🔰با کانال مدیران شایسته همراه شوید
📘@CompetentManagers
🔴✅چرا همدیگر را قبول نداریم ؟
🔰در فرهنگ شرق آسیا، مفاهیمی مانند: ما، جمع، عامه، عموم و مردم بسیار مقدس هستند و به همین دلیل ال جی ، سامسونگ، تویوتا، پاناسونیک
شکل می گیرند. زیمنس و بنز بر اساس تفکرات لیبرالی شکل گرفته اند اما پاناسونیک و سامسونگ بر اساس تفکرات کنفوسیوسی به وجود آمده اند. هم آلمانی ها و هم ژاپنی ها، در رعایت کردن حدود و حقوق یکدیگر، تجربه مثبت کسب می کنند و می آموزند که همدیگر را قبول کنند و اعتماد کنند. آن قدر افراد رعایت هم را می کنند که حذف و انحصار بی معنا می شوند.
⭕️دلیل یک؛ به نظر می رسد افراد از طریق تجربه یاد می گیرند که برای بسیاری از کارهای مثبتی که انجام می دهند، جواب مناسبی دریافت نکنند، آنها در نوجوانی و جوانی به تدریج می آموزند که کارهای زیر، خیلی فایده و عاقبتی ندارند:
🎯خوبی کردن، رعایت کردن، ملاحظه کردن، منصف بودن، جبران کردن، احترام گذاشتن، جا باز کردن برای دیگران، توانایی دیگران را تقدیر کردن، سهم برای دیگران قایل شدن، انجام وظیفه نسبت به دیگران، نوبت را رعایت کردن و صدها کار مثبت دیگر.
✍️وقتی افراد از همسایه، دوست، همکار، محیط کار و دستگاه های اجرایی در برابر کارهای مثبتی که انجام می دهند، جواب شایسته نمی گیرند راه خود را می روند. و سپس به تدریج از خود می پرسند: چرا باید رعایت کنم و وقت بگذارم وقتی از طرف مقابل برخوردِ مثبتی نمی بینم. نتیجه آنکه، جامعه مدنی شکل نمی گیرد و افراد به گروه های بسیار کوچک رو می آورند؛ آنچه جامعه شناسان بدان، ذره ذره شدن جامعه می گوین: جبران کردن و انتظار جبران داشتن، جزیی از طبع بشر است.
⭕️ دلیل دو. ساختارهای بسیار قدیمی، دو خصلت نسبتاً پایداری را در افراد شکل داده اند: حذف و انحصار. چون افراد رعایت یکدیگر را نمی کنند و مرتب حریم ها را می شکنند، دو خصلتِ، حذف دیگران و ایجاد انحصار جایگزین رفتار معقول و تعامل معقول می شوند. افراد در درون و ناخودآگاه به خود می گویند: شخصی را قبول کنم که برای "من" فایده ای داشته باشد. حذف و انحصار باعث می شود تا "ما" شکل نگیرد و ارتباطات اجتماعی خلاصه شود در: من و دوستان من!
🎯وقتی فرد، اولویت داشته باشد، قهرمان شدن و خودنمایی نیز رشد می کنند. خودخواهی و Ego همه جا سایه می افکنند. وقتی درک دیگران، فهم دیگران و رعایت دیگران اهمیت نداشته باشند، خود بزرگ بینی و خود بزرگ پنداری ناخواسته پرورش پیدا می کنند.
⭕️ دلیل سه. افراد اگر یکدیگر را قبول کنند، مجبور می شوند در کار و پیشبرد کار شییر کنند و شریک پیدا کنند. شییر کردن یعنی جمعی فکر کردن. جمعی کاری را انجام دادن. جمعی مشکلی را حل کردن. این از ابهت و شوکت افراد می کاهد. نمی توانند قهرمان شوند و خودنمایی و خودبزرگ پنداری را به نمایش بگذارند
(Self-obsession).
✍️ در چنین شرایطی، فرد خیلی مهم تر از جمع است و خیلی جلوتر از جمع حرکت می کند. کار، حل موضوع، سازمان، جامعه و کشور خیلی اهمیت ندارند؛ فرد و عظمت فرد مهم است. این فرهنگ به مریدپروری منجر می شود. شییر کردن یعنی نفی فرد و اهمیت جمع. شییر کردن و خصلت تسهیم کردن در جوامعی یافت می شود که جمع مقدم بر فرد باشد و حقوق اکثریت، مقدم بر خودخواهی های فردی باشد؛
⭕️ دلیل چهار. در جاهایی افراد یکدیگر را قبول ندارند که تفاوت میان نظر و تخصص را نمی دانند. همه انسان ها حق دارند نظر بدهند و از مطالعات و تجربیات و مشاهدات خود استفاده کنند. ولی تصمیم سازی و تصمیم گیری صرفاً در دایره افراد متخصص انجام می پذیرد.
👈 داشتن مدرک با متخصص شدن متفاوت است. دانشگاه و محل تحصیل، سطح دانش اساتیدی که یک فرد تحصیل کرده در معرض آنها قرار گرفته تعیین کننده هستند. هر فردی که مدرک دکتری داشت دلیل بر تخصص او نیست.
🤔وقتی مدرک داران ده ها برابر تحصیل کرده ها می شوند و هرم تخصص و دانش و کیفیت تحصیل اصالت خود را از دست میدهند، شرایط به گونه ای شکل میگیرد که همه خود را حداقل در داشتن دکتری مساوی می دانند. در کشوری که راحت دکتری می دهند، به تدریج تخصص از بین می رود.
🔵دو راه حل و راهبرد قابل طرح است:
یکی تخصصی شدن تصمیم سازی ها و تصمیم گیری ها و خروج از مرید پروری، فرهنگ حذف و حلقه های انحصار و دوم، تشخیص، اجرا و پرورش فرهنگ مدنی. آموزش گسترده مدنیت برای رعایت حقوق یکدیگر، حساس بودن به قول، وفای بعهد و جا باز کردن برای یکدیگر. تحقق این امور، سهل نیستند. صرفاً با سخنرانی هم بوجود نمی آیند
📝هیچ کشوری نمی تواند بدون تئوری پیشرفت کند. مبنای این تئوری، ایجاد سرمایه های اجتماعی، فرهنگی هستند: تعامل، اعتماد، همکاری، برای یکدیگر جا باز کردن و رعایت حدود یکدیگر. سپس با این زیربنا میتوان به شاخص های رشد و توسعه اقتصادی و سپس آزادی دست یافت. مسئولیت این تشخیص و تغییر نزد نخبگان سیاسی است.
🔰@CompetentManagers
🔰در فرهنگ شرق آسیا، مفاهیمی مانند: ما، جمع، عامه، عموم و مردم بسیار مقدس هستند و به همین دلیل ال جی ، سامسونگ، تویوتا، پاناسونیک
شکل می گیرند. زیمنس و بنز بر اساس تفکرات لیبرالی شکل گرفته اند اما پاناسونیک و سامسونگ بر اساس تفکرات کنفوسیوسی به وجود آمده اند. هم آلمانی ها و هم ژاپنی ها، در رعایت کردن حدود و حقوق یکدیگر، تجربه مثبت کسب می کنند و می آموزند که همدیگر را قبول کنند و اعتماد کنند. آن قدر افراد رعایت هم را می کنند که حذف و انحصار بی معنا می شوند.
⭕️دلیل یک؛ به نظر می رسد افراد از طریق تجربه یاد می گیرند که برای بسیاری از کارهای مثبتی که انجام می دهند، جواب مناسبی دریافت نکنند، آنها در نوجوانی و جوانی به تدریج می آموزند که کارهای زیر، خیلی فایده و عاقبتی ندارند:
🎯خوبی کردن، رعایت کردن، ملاحظه کردن، منصف بودن، جبران کردن، احترام گذاشتن، جا باز کردن برای دیگران، توانایی دیگران را تقدیر کردن، سهم برای دیگران قایل شدن، انجام وظیفه نسبت به دیگران، نوبت را رعایت کردن و صدها کار مثبت دیگر.
✍️وقتی افراد از همسایه، دوست، همکار، محیط کار و دستگاه های اجرایی در برابر کارهای مثبتی که انجام می دهند، جواب شایسته نمی گیرند راه خود را می روند. و سپس به تدریج از خود می پرسند: چرا باید رعایت کنم و وقت بگذارم وقتی از طرف مقابل برخوردِ مثبتی نمی بینم. نتیجه آنکه، جامعه مدنی شکل نمی گیرد و افراد به گروه های بسیار کوچک رو می آورند؛ آنچه جامعه شناسان بدان، ذره ذره شدن جامعه می گوین: جبران کردن و انتظار جبران داشتن، جزیی از طبع بشر است.
⭕️ دلیل دو. ساختارهای بسیار قدیمی، دو خصلت نسبتاً پایداری را در افراد شکل داده اند: حذف و انحصار. چون افراد رعایت یکدیگر را نمی کنند و مرتب حریم ها را می شکنند، دو خصلتِ، حذف دیگران و ایجاد انحصار جایگزین رفتار معقول و تعامل معقول می شوند. افراد در درون و ناخودآگاه به خود می گویند: شخصی را قبول کنم که برای "من" فایده ای داشته باشد. حذف و انحصار باعث می شود تا "ما" شکل نگیرد و ارتباطات اجتماعی خلاصه شود در: من و دوستان من!
🎯وقتی فرد، اولویت داشته باشد، قهرمان شدن و خودنمایی نیز رشد می کنند. خودخواهی و Ego همه جا سایه می افکنند. وقتی درک دیگران، فهم دیگران و رعایت دیگران اهمیت نداشته باشند، خود بزرگ بینی و خود بزرگ پنداری ناخواسته پرورش پیدا می کنند.
⭕️ دلیل سه. افراد اگر یکدیگر را قبول کنند، مجبور می شوند در کار و پیشبرد کار شییر کنند و شریک پیدا کنند. شییر کردن یعنی جمعی فکر کردن. جمعی کاری را انجام دادن. جمعی مشکلی را حل کردن. این از ابهت و شوکت افراد می کاهد. نمی توانند قهرمان شوند و خودنمایی و خودبزرگ پنداری را به نمایش بگذارند
(Self-obsession).
✍️ در چنین شرایطی، فرد خیلی مهم تر از جمع است و خیلی جلوتر از جمع حرکت می کند. کار، حل موضوع، سازمان، جامعه و کشور خیلی اهمیت ندارند؛ فرد و عظمت فرد مهم است. این فرهنگ به مریدپروری منجر می شود. شییر کردن یعنی نفی فرد و اهمیت جمع. شییر کردن و خصلت تسهیم کردن در جوامعی یافت می شود که جمع مقدم بر فرد باشد و حقوق اکثریت، مقدم بر خودخواهی های فردی باشد؛
⭕️ دلیل چهار. در جاهایی افراد یکدیگر را قبول ندارند که تفاوت میان نظر و تخصص را نمی دانند. همه انسان ها حق دارند نظر بدهند و از مطالعات و تجربیات و مشاهدات خود استفاده کنند. ولی تصمیم سازی و تصمیم گیری صرفاً در دایره افراد متخصص انجام می پذیرد.
👈 داشتن مدرک با متخصص شدن متفاوت است. دانشگاه و محل تحصیل، سطح دانش اساتیدی که یک فرد تحصیل کرده در معرض آنها قرار گرفته تعیین کننده هستند. هر فردی که مدرک دکتری داشت دلیل بر تخصص او نیست.
🤔وقتی مدرک داران ده ها برابر تحصیل کرده ها می شوند و هرم تخصص و دانش و کیفیت تحصیل اصالت خود را از دست میدهند، شرایط به گونه ای شکل میگیرد که همه خود را حداقل در داشتن دکتری مساوی می دانند. در کشوری که راحت دکتری می دهند، به تدریج تخصص از بین می رود.
🔵دو راه حل و راهبرد قابل طرح است:
یکی تخصصی شدن تصمیم سازی ها و تصمیم گیری ها و خروج از مرید پروری، فرهنگ حذف و حلقه های انحصار و دوم، تشخیص، اجرا و پرورش فرهنگ مدنی. آموزش گسترده مدنیت برای رعایت حقوق یکدیگر، حساس بودن به قول، وفای بعهد و جا باز کردن برای یکدیگر. تحقق این امور، سهل نیستند. صرفاً با سخنرانی هم بوجود نمی آیند
📝هیچ کشوری نمی تواند بدون تئوری پیشرفت کند. مبنای این تئوری، ایجاد سرمایه های اجتماعی، فرهنگی هستند: تعامل، اعتماد، همکاری، برای یکدیگر جا باز کردن و رعایت حدود یکدیگر. سپس با این زیربنا میتوان به شاخص های رشد و توسعه اقتصادی و سپس آزادی دست یافت. مسئولیت این تشخیص و تغییر نزد نخبگان سیاسی است.
🔰@CompetentManagers
Forwarded from Saf Kian
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💥 خبری تاسف برانگیز
که در هیاهوی انتخاباتی گم شد!
📚دنیای کتاب📚
که در هیاهوی انتخاباتی گم شد!
📚دنیای کتاب📚
مشارکت استانها در دور دوم انتخابات
🆔@Competentmanagers
🆔@Competentmanagers
* مولانا چه زیبا گفت:
* گر در طلب گوهر کانی،، کانی
* گر در هوس لقمه نانی،، نانی
*این نکته رمز اگر بدانی،، دانی
*هر چیز که در جستن آنی،، آنی✌️
💎 با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
* گر در طلب گوهر کانی،، کانی
* گر در هوس لقمه نانی،، نانی
*این نکته رمز اگر بدانی،، دانی
*هر چیز که در جستن آنی،، آنی✌️
💎 با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🟣🧿معیار واقعی ارزش انسان چقدر است ؟
* مولانا چه زیبا گفت:
* گر در طلب گوهر کانی،، کانی
* گر در هوس لقمه نانی،، نانی
*این نکته رمز اگر بدانی،، دانی
*هر چیز که در جستن آنی،، آنی
💎 با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
* مولانا چه زیبا گفت:
* گر در طلب گوهر کانی،، کانی
* گر در هوس لقمه نانی،، نانی
*این نکته رمز اگر بدانی،، دانی
*هر چیز که در جستن آنی،، آنی
💎 با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Forwarded from سخنرانیها
✍️ محمد فاضلی
🖊 این سخنرانی شایسته میلیونها بار شنیدهشدن است.
✅ محرم هر سال متون بسیاری درباره عاشورا میخوانیم و سخنرانیهای بسیاری میشنویم؛ اما معدودی از آنها آدمی را به فکر فرو میبرند، و در اندکی از آنها شعور، شجاعت و دانش موج میزند.
@sokhanranihaa
✅ سخنرانیهای بسیار کمتری هستند که به غیر از شیعیان و علاقمندان به امام حسین، بتوانند از آن بیاموزند و حادثهای اسلامی-شیعی را در بستر نظریههای علوم اجتماعی، و در چارچوبی مفید برای کل بشریت تحلیل کنند.
✅ سخنرانی دکتر داود فیرحی، محقق و استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران، با عنوان عاشورا و بحران خلافت از آن معدود سخنرانیهاست که علیرغم کوتاه بودن، توضیحی عمیق از شرایط اجتماعی و سیاسی منجر به پیدایش حادثه عاشورا ارائه میکند. چند خصیصه این سخنرانی، آنرا به محتوایی ارزشمند برای شنیدن بدل میکند.
✅ بهکار گرفتن نظریات علوم سیاسی و جامعهشناسی برای توضیح شرایط اجتماعی منجر به پیدایش واقعه عاشورا
🔹تبیین سازوکارهای پیدایش فساد سیستماتیک در جامعه
🔹تبیین نسبت جامعه رانتی و کردار و اخلاق حاکمان
🔹فراتر بردن حادثه عاشورا از چارچوبی اسلامی-شیعی، و قرار دادن آن در چارچوب دولتپژوهی و شناختهای علوم انسانی و اجتماعی
🔹ذکر سخنانی از حسین بن علی بالاخص در آخرین فراز سخنرانی که در آن امام حسین، منطق خود برای پا نهادن به میدان عاشورا را تشریح میکند.
🔊 فایل صوتی
سخنرانی داود فیرحی
عاشورا و بحران خلافت
فساد سیستماتیک در دارالخلافه معاویه و بغض فروخورده مردم
متن و خلاصه این سخنرانی اینجا
🆔 @sokhanranihaa
🆑کانال سخنرانی ها
🌹
🖊 این سخنرانی شایسته میلیونها بار شنیدهشدن است.
✅ محرم هر سال متون بسیاری درباره عاشورا میخوانیم و سخنرانیهای بسیاری میشنویم؛ اما معدودی از آنها آدمی را به فکر فرو میبرند، و در اندکی از آنها شعور، شجاعت و دانش موج میزند.
@sokhanranihaa
✅ سخنرانیهای بسیار کمتری هستند که به غیر از شیعیان و علاقمندان به امام حسین، بتوانند از آن بیاموزند و حادثهای اسلامی-شیعی را در بستر نظریههای علوم اجتماعی، و در چارچوبی مفید برای کل بشریت تحلیل کنند.
✅ سخنرانی دکتر داود فیرحی، محقق و استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران، با عنوان عاشورا و بحران خلافت از آن معدود سخنرانیهاست که علیرغم کوتاه بودن، توضیحی عمیق از شرایط اجتماعی و سیاسی منجر به پیدایش حادثه عاشورا ارائه میکند. چند خصیصه این سخنرانی، آنرا به محتوایی ارزشمند برای شنیدن بدل میکند.
✅ بهکار گرفتن نظریات علوم سیاسی و جامعهشناسی برای توضیح شرایط اجتماعی منجر به پیدایش واقعه عاشورا
🔹تبیین سازوکارهای پیدایش فساد سیستماتیک در جامعه
🔹تبیین نسبت جامعه رانتی و کردار و اخلاق حاکمان
🔹فراتر بردن حادثه عاشورا از چارچوبی اسلامی-شیعی، و قرار دادن آن در چارچوب دولتپژوهی و شناختهای علوم انسانی و اجتماعی
🔹ذکر سخنانی از حسین بن علی بالاخص در آخرین فراز سخنرانی که در آن امام حسین، منطق خود برای پا نهادن به میدان عاشورا را تشریح میکند.
🔊 فایل صوتی
سخنرانی داود فیرحی
عاشورا و بحران خلافت
فساد سیستماتیک در دارالخلافه معاویه و بغض فروخورده مردم
متن و خلاصه این سخنرانی اینجا
🆔 @sokhanranihaa
🆑کانال سخنرانی ها
🌹
Telegram
attach 📎
👍1
Forwarded from (Competent Managers) مدیران شایسته
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
♣ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یااَباعَبْدِاللَّهِ وَعَلَى الاَْرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِناَّئِکَ عَلَیْکَ مِنّى سَلامُ اللَّهِ [اَبَداً] ما بَقیتُ وَبَقِىَ اللَّیْلُ وَالنَّهارُ وَلاجَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّى لِزِیارَتِکُمْ اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ-
☑ فرا رسیدن ایام اندوه و ماتم. ماه محرم را خدمت همه آزادمردان جهان و همه شیعیان به ویژه خدمت با سعادت همه دوستان و همراهان گرامی تسلیت و تعزیت عرض میکنم.
💎 با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
☑ فرا رسیدن ایام اندوه و ماتم. ماه محرم را خدمت همه آزادمردان جهان و همه شیعیان به ویژه خدمت با سعادت همه دوستان و همراهان گرامی تسلیت و تعزیت عرض میکنم.
💎 با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Forwarded from اتچ بات
🔰دو اخلاق از امام حسین که کمتر به آن میپردازیم؛(بخش اول)
✍ مرحوم دکتر رضا بابایی(با تلخیص)
🔺این مطلب در دو بخش متوالی تقدیم میگردد.
🔷در طول داستان عاشورا، از زمانی که امام حسین(ع) از مدینه به سمت مکه و سپس به سمت کوفه و عراق حرکت کردند، دو اخلاق را در رفتار، گفتار و منش خود به منصه ظهور رسانیدند که متأسفانه ما معمولاً به این دو نوع اخلاق کمتر میپردازیم؛ اخلاق جوانمردی و اخلاق خردمندی. که از قضا در جامعه ما امروز بسیار به این اخلاقها نیازمندیم.
📕۱- اخلاق جوانمردی:
ما در اخلاق امام حسین و در مواجهه با دشمن نوعی مروت و فتوت میبینیم چون اخلاق زمانی جوهر و گوهر خود را آشکار میکند که شما با مخالف و منتقد خودتان مواجه میشوید و گرنه انسان میتواند هر اخلاقی را با دوستانش، همدلانش و خویشانش اجرا کند، به عنوان مثال شما میتوانید با اعضای خانواده خود مهربان باشید، حمل بر صحت کنید، کارهای آنها را تا آنجایی که ممکن است، بپوشانید، اما حمل بر صحت کردن، رازپوشی یا پرهیز از عیبجویی در مواجهه با دشمن، منتقد و مخالف است که ارزشمندتر هست.
🔷قرآن در سوره مائده میفرماید: «لا یَجرِمَنَّکُم شَنَآنُ قَومٍ عَلی أَلّا تَعدِلُوا اعدِلوا هُوَ أَقرَبُ لِلتَّقوی؛ تقوا این است که شما وقتی با دشمنانتان مواجه میشوید آنجا هم عدالت را مراعات کنید نه اینکه چشمتان را ببندید، دهانتان را باز کنید و هرچیزی که دوست دارید درباره کسانی که دوستشان ندارید، بگویید».
🔷اخلاق قرآنی و جوانمردی این است که ما مروت و فتوت و همه اصول اخلاقی را با کسانی که نسبت به آنها هیچگونه گرایش یا نسبتی نداریم، مراعات کنیم، امام حسین(ع) در مواجهه با حر و سپاهیان ابن سعد که آب در دست آنها بود، بدون اتمام حجت دست به شمشیر نبرد و تا توانست سعی و کوشش کرد که از خونریزی جلوگیری کند، این اصول در اخلاق جوانمردی میگنجد. امام حسین(ع) لحظهای هم که مجبور شد به میدان بیاید و جنگ کند، باز هم یکسری اصول را رعایت کرد، اصولی که امروز نام آن را «قوانین جنگی» میگذاریم و همه آنها را رعایت میکنیم و من یقین دارم که اگر امام حسین(ع) بر آنها دست مییافت، تمام اصول جوانمردی و مروت را در حق مغلوبین رعایت میکرد
🔷در ماجرای جناب حر. اگر امام علی(ع) و امام حسین این اخلاقیات را رعایت نمیکردند حتی اگر در جنگ پیروز میشدند، باز هم مغلوب بودند؛ چرا ما همچنان نام این بزرگان را زنده نگه میداریم؟ چون اخلاق جوانمردی را رعایت کردند؛ امام علی(ع) میگوید: «الْغَالِبُ بِالشَّرِّ مَغْلُوبٌ؛ کسی که از طریق شر غالب میشود، در واقع غالب نشده، مغلوب شده است»؛ در حقیقت پیروزی و شکست مهم، پیروزی و شکست اخلاقی است. اینکه بعد از عاشورا توابین به میدان آمدند، بنیعباس به بهانه خونخواهی امام حسین(ع) بنیامیه را برانداخت، همگی به این معناست که عاشورا به لحاظ اخلاقی پیروزی بود، گرچه به لحاظ ظواهر و از منظر حکومت، امام حسین(ع) شکست خورد، اما این شکست اهمیتی در مقابل پیروزی اخلاقی ندارد. ممکن است شما بتوانید همه دشمنانتان را بکشید یا ساکت کنید، اما اگر در این سکوت و شکست دشمنانتان، سر سوزنی از اخلاق فاصله بگیرید در واقع شکست خوردید و زمینههای شکست خود را در زمانی نزدیک فراهم کردید.
🔷اصولاً اسلام، از طریق اخلاق پیروز شد؛ مردم نه به دلیل معجزات بلکه به دلیل اخلاق و امین بودن پیامبر به ایشان ایمان آوردند؛ در حال حاضر در دنیای معاصر اگر برای برخی از انسانها صد معجزه هم بیاورید از عقیدهشان برنمیگردند و قانع نمیشوند، اما اگر رفتار نیک و خلقوخوی جوانمردانه ببینند، دلشان و سپس عقلشان به این سمت مایل میشود؛ در حال حاضر هم معتقدم اگر در مواجهه با مخالفین و کسانی که با آنها همدلی نداریم، انصاف را رعایت کنیم، بسیار مؤثرتر است. بر فرض هم مؤثر نباشد، ما وظیفه نداریم از هر راهی پیروز شویم.
📕۲- اخلاق خردمندی :
🔷اخلاق خردمندی یک نوع اولویت بخشی به اخلاقیات و فضائل است؛ ممکن است از منظر ما یک جامعهای، یا حکومتی، یا مردمی دچار بیاخلاقیها و یا ناهنجاری هایی در رفتارشان باشد و ما آنها را نپذیریم، اما اینکه شما در اصلاح آن جامعه یا نظام از کجا شروع کنید، نیاز به خردمندی دارد. / ادامه دارد....
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
✍ مرحوم دکتر رضا بابایی(با تلخیص)
🔺این مطلب در دو بخش متوالی تقدیم میگردد.
🔷در طول داستان عاشورا، از زمانی که امام حسین(ع) از مدینه به سمت مکه و سپس به سمت کوفه و عراق حرکت کردند، دو اخلاق را در رفتار، گفتار و منش خود به منصه ظهور رسانیدند که متأسفانه ما معمولاً به این دو نوع اخلاق کمتر میپردازیم؛ اخلاق جوانمردی و اخلاق خردمندی. که از قضا در جامعه ما امروز بسیار به این اخلاقها نیازمندیم.
📕۱- اخلاق جوانمردی:
ما در اخلاق امام حسین و در مواجهه با دشمن نوعی مروت و فتوت میبینیم چون اخلاق زمانی جوهر و گوهر خود را آشکار میکند که شما با مخالف و منتقد خودتان مواجه میشوید و گرنه انسان میتواند هر اخلاقی را با دوستانش، همدلانش و خویشانش اجرا کند، به عنوان مثال شما میتوانید با اعضای خانواده خود مهربان باشید، حمل بر صحت کنید، کارهای آنها را تا آنجایی که ممکن است، بپوشانید، اما حمل بر صحت کردن، رازپوشی یا پرهیز از عیبجویی در مواجهه با دشمن، منتقد و مخالف است که ارزشمندتر هست.
🔷قرآن در سوره مائده میفرماید: «لا یَجرِمَنَّکُم شَنَآنُ قَومٍ عَلی أَلّا تَعدِلُوا اعدِلوا هُوَ أَقرَبُ لِلتَّقوی؛ تقوا این است که شما وقتی با دشمنانتان مواجه میشوید آنجا هم عدالت را مراعات کنید نه اینکه چشمتان را ببندید، دهانتان را باز کنید و هرچیزی که دوست دارید درباره کسانی که دوستشان ندارید، بگویید».
🔷اخلاق قرآنی و جوانمردی این است که ما مروت و فتوت و همه اصول اخلاقی را با کسانی که نسبت به آنها هیچگونه گرایش یا نسبتی نداریم، مراعات کنیم، امام حسین(ع) در مواجهه با حر و سپاهیان ابن سعد که آب در دست آنها بود، بدون اتمام حجت دست به شمشیر نبرد و تا توانست سعی و کوشش کرد که از خونریزی جلوگیری کند، این اصول در اخلاق جوانمردی میگنجد. امام حسین(ع) لحظهای هم که مجبور شد به میدان بیاید و جنگ کند، باز هم یکسری اصول را رعایت کرد، اصولی که امروز نام آن را «قوانین جنگی» میگذاریم و همه آنها را رعایت میکنیم و من یقین دارم که اگر امام حسین(ع) بر آنها دست مییافت، تمام اصول جوانمردی و مروت را در حق مغلوبین رعایت میکرد
🔷در ماجرای جناب حر. اگر امام علی(ع) و امام حسین این اخلاقیات را رعایت نمیکردند حتی اگر در جنگ پیروز میشدند، باز هم مغلوب بودند؛ چرا ما همچنان نام این بزرگان را زنده نگه میداریم؟ چون اخلاق جوانمردی را رعایت کردند؛ امام علی(ع) میگوید: «الْغَالِبُ بِالشَّرِّ مَغْلُوبٌ؛ کسی که از طریق شر غالب میشود، در واقع غالب نشده، مغلوب شده است»؛ در حقیقت پیروزی و شکست مهم، پیروزی و شکست اخلاقی است. اینکه بعد از عاشورا توابین به میدان آمدند، بنیعباس به بهانه خونخواهی امام حسین(ع) بنیامیه را برانداخت، همگی به این معناست که عاشورا به لحاظ اخلاقی پیروزی بود، گرچه به لحاظ ظواهر و از منظر حکومت، امام حسین(ع) شکست خورد، اما این شکست اهمیتی در مقابل پیروزی اخلاقی ندارد. ممکن است شما بتوانید همه دشمنانتان را بکشید یا ساکت کنید، اما اگر در این سکوت و شکست دشمنانتان، سر سوزنی از اخلاق فاصله بگیرید در واقع شکست خوردید و زمینههای شکست خود را در زمانی نزدیک فراهم کردید.
🔷اصولاً اسلام، از طریق اخلاق پیروز شد؛ مردم نه به دلیل معجزات بلکه به دلیل اخلاق و امین بودن پیامبر به ایشان ایمان آوردند؛ در حال حاضر در دنیای معاصر اگر برای برخی از انسانها صد معجزه هم بیاورید از عقیدهشان برنمیگردند و قانع نمیشوند، اما اگر رفتار نیک و خلقوخوی جوانمردانه ببینند، دلشان و سپس عقلشان به این سمت مایل میشود؛ در حال حاضر هم معتقدم اگر در مواجهه با مخالفین و کسانی که با آنها همدلی نداریم، انصاف را رعایت کنیم، بسیار مؤثرتر است. بر فرض هم مؤثر نباشد، ما وظیفه نداریم از هر راهی پیروز شویم.
📕۲- اخلاق خردمندی :
🔷اخلاق خردمندی یک نوع اولویت بخشی به اخلاقیات و فضائل است؛ ممکن است از منظر ما یک جامعهای، یا حکومتی، یا مردمی دچار بیاخلاقیها و یا ناهنجاری هایی در رفتارشان باشد و ما آنها را نپذیریم، اما اینکه شما در اصلاح آن جامعه یا نظام از کجا شروع کنید، نیاز به خردمندی دارد. / ادامه دارد....
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Telegram
attach 📎
🔰دو اخلاق از امام حسین که کمتر به آن میپردازیم؛(بخش دوم)
🔷 اینکه شما چه رذیلتهایی را در اولویت قرار دهید، چه رذیلتهایی را بزرگ کنید یا کوچک شمارید، نیاز به تفکر و اندیشه دارد. انتقادهایی که امام حسین(ع) در عاشورا از یزید میکند، مقداری با جنس انتقادهای ما تفاوت دارد. امام حسین(ع) مراتب فضائل اخلاقی را مراعات کرده، مثلاً به ظلم بنیامیه، بیاهلی و خلف وعده بنیامیه اشاره میکند که خلاف عهدنامه عمل کردند. معاویه و امام حسن مجتبی(ع) در صلحنامه پذیرفته بودند که معاویه ولیعهد تعیین نکند. امام حسین(ع) میفرماید: این به ناحق است و بی شرمی است که شما خلاف وعدهتان عمل میکنید؛ چرا که قرار این بود که بعد از معاویه امت در مورد خلیفه تصمیم بگیرند نه معاویه ولیعهد تعیین کند. ما این اولویتها را در اخلاق امام حسین(ع) میبینیم، اما امروز که میخواهیم در مورد یزید، ابن زیاد و ابن سعد گفتوگو کنیم، مسایل دیگری را برجسته میکنیم مثلاً صحبت از میمونبازی و شرابخواری آنها میکنیم؛ این نوع صحبتها، در کلام ائمه ما کم است یا اصلاً نیست چون رذیلتهای بسیار بزرگتری در میان آنها بود که امام آنها را در اولویت میگذاشت و با آنها میجنگید، مانند اینکه میگفتند: «تو حق و صلاحیت حکومت بر این امت را نداری».
🔷اکنون جامعه ما هم دچار چنین مشکلی است. ما با یکسری رذایل، ناهنجاریها، نامردمیها و بیمرامیها مواجه هستیم، اما نمیدانیم باید از کجا شروع کنیم، بهجای اینکه به سرچشمه ها بپردازیم، به شاخ و برگ میپردازیم. به عنوان مثال هیچکسی موافق دزدی، دروغگویی و دیگر رفتارها و ناهنجاریها اجتماعی نیست و باید توجه داشته باشیم که هر جامعهای که مبتلا به شماری از ناهنجاریها میشود، زمینه و علتی در آن جامعه هست، ما به جای اینکه به دنبال علتها باشیم، با معلولها برخورد میکنیم. در جامعهای که قانون حکمفرما نیست، قانون فصلالخطاب نیست، قانون محترم و مقدس نیست و هر کس که زور بیشتری دارد، بیشتر ظلم میکند، برخورد شدید با بزهکاریهای کوچک، دور از اخلاق خرمندی است. اخلاق خردمندی به ما میگوید سراغ منشاءها و علت العلل ها بروید و امام حسین اینگونه بود. نوع انتقادهای امام حسین(ع) به خلافت بنیامیه از همین دست است، مثلاً ظلم و نااهلی و اینکه مردم در تعیین خلیفه حقی ندارند، از جمله مسایلی بود که امام را برآشفته کرد.
🔷در ذهن شمر و امثال شمر مسایلی بود که اخلاق را کمرنگ میکرد و آنان بر این اساس به این نتیجه رسیده بودند که این دستگاه خلافت باید حفظ شود و برای حفظ این دستگاه انجام هر کاری را مجاز میدانستند. فلذا بسیاری از کسانی که به جنگ امام حسین(ع) آمده بودند، اعتقاد و باوری به خلیفه و دستگاه خلافت داشتند که آن عقیده آنها را به بی اخلاقی وادار میکرد. باور آنان این بود که حیات دین وابسته به حیات خلافت است و اکنون خلافت از آنها این امر را خواسته است.
🔷بعد از ماجرای عاشورا شخصی نقل میکند که روزی شمر را دیدم که کنار خانه خدا مناجات میکند، به او گفتم: ای ملعون با خدا مناجات میکنی در حالی که چندی پیش فرزند رسول پیامبر(ص) را آنگونه کشتی. شمر به او گفت: وای بر تو! من از این خران آبکش کمتر بودم اگر فرمان خلیفه را اجرا نمیکردم. در ذهن افرادی مانند شمر این بود که در این عالم مسایلی هست که از اخلاق مهمتر است؛ این همان چیزی است که ما باید با آن مبارزه کنیم. در این دنیا هیچ چیز مهمتر از اخلاق، انصاف، حفظ حیات و آبروی بشر نیست و هیچ چیز نمیتواند ظلم و بیاخلاقی را توجیه کند حتی بقای نسل بشر. ممکن است هر فرد و گروهی باورهایی داشته باشد، مثلاً یک کمونیست بگوید حیات بشر بر روی این کره خاکی ممکن نیست مگر با روی کار آمدن حکومت کارگری. اگر یک کمونیست این گونه بیندیشد و این باورش را برای رسیدن به این مقصود بپذیرد، هر وسیلهای را موجه میداند چون آنقدر هدف خود را میپرستد که از هر وسیله ای برای رسیدن به آن استفاده میکند. اسلام اینگونه نیست. اسلام همان قدر که به هدف می اندیشد به وسیله ها هم می اندیشد، ما اجازه نداریم با هر وسیله ای به هر هدفی برسیم و این درس بزرگ عاشورا بود که هیچ هدفی در جهان آنقدر مهم و مقدس نیست که بتواند هر وسیلهای را توجیه کند.
🔷کسانی که در مقابل امام حسین، آن قساوت بی مانند را نشان دادند، تفکرشان بر این بود که حیات اسلام موقوف به حفظ حیات خلافت است؛ چون به این نتیجه رسیده بودند که اسلام باید بماند و ماندن اسلام به حفظ بقای خلافت است، دیگر به هیچ چیز فکر نمی کردند. میگفتند هر کس را که در این مسیر قرار گرفت، باید از میان برداشت، ولو با قساوت و ظلم به او.این تفکر که من باید امارت و حکومت را از هر طریقی حفظ کنم، شیوه مردان خدا نیست.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔷 اینکه شما چه رذیلتهایی را در اولویت قرار دهید، چه رذیلتهایی را بزرگ کنید یا کوچک شمارید، نیاز به تفکر و اندیشه دارد. انتقادهایی که امام حسین(ع) در عاشورا از یزید میکند، مقداری با جنس انتقادهای ما تفاوت دارد. امام حسین(ع) مراتب فضائل اخلاقی را مراعات کرده، مثلاً به ظلم بنیامیه، بیاهلی و خلف وعده بنیامیه اشاره میکند که خلاف عهدنامه عمل کردند. معاویه و امام حسن مجتبی(ع) در صلحنامه پذیرفته بودند که معاویه ولیعهد تعیین نکند. امام حسین(ع) میفرماید: این به ناحق است و بی شرمی است که شما خلاف وعدهتان عمل میکنید؛ چرا که قرار این بود که بعد از معاویه امت در مورد خلیفه تصمیم بگیرند نه معاویه ولیعهد تعیین کند. ما این اولویتها را در اخلاق امام حسین(ع) میبینیم، اما امروز که میخواهیم در مورد یزید، ابن زیاد و ابن سعد گفتوگو کنیم، مسایل دیگری را برجسته میکنیم مثلاً صحبت از میمونبازی و شرابخواری آنها میکنیم؛ این نوع صحبتها، در کلام ائمه ما کم است یا اصلاً نیست چون رذیلتهای بسیار بزرگتری در میان آنها بود که امام آنها را در اولویت میگذاشت و با آنها میجنگید، مانند اینکه میگفتند: «تو حق و صلاحیت حکومت بر این امت را نداری».
🔷اکنون جامعه ما هم دچار چنین مشکلی است. ما با یکسری رذایل، ناهنجاریها، نامردمیها و بیمرامیها مواجه هستیم، اما نمیدانیم باید از کجا شروع کنیم، بهجای اینکه به سرچشمه ها بپردازیم، به شاخ و برگ میپردازیم. به عنوان مثال هیچکسی موافق دزدی، دروغگویی و دیگر رفتارها و ناهنجاریها اجتماعی نیست و باید توجه داشته باشیم که هر جامعهای که مبتلا به شماری از ناهنجاریها میشود، زمینه و علتی در آن جامعه هست، ما به جای اینکه به دنبال علتها باشیم، با معلولها برخورد میکنیم. در جامعهای که قانون حکمفرما نیست، قانون فصلالخطاب نیست، قانون محترم و مقدس نیست و هر کس که زور بیشتری دارد، بیشتر ظلم میکند، برخورد شدید با بزهکاریهای کوچک، دور از اخلاق خرمندی است. اخلاق خردمندی به ما میگوید سراغ منشاءها و علت العلل ها بروید و امام حسین اینگونه بود. نوع انتقادهای امام حسین(ع) به خلافت بنیامیه از همین دست است، مثلاً ظلم و نااهلی و اینکه مردم در تعیین خلیفه حقی ندارند، از جمله مسایلی بود که امام را برآشفته کرد.
🔷در ذهن شمر و امثال شمر مسایلی بود که اخلاق را کمرنگ میکرد و آنان بر این اساس به این نتیجه رسیده بودند که این دستگاه خلافت باید حفظ شود و برای حفظ این دستگاه انجام هر کاری را مجاز میدانستند. فلذا بسیاری از کسانی که به جنگ امام حسین(ع) آمده بودند، اعتقاد و باوری به خلیفه و دستگاه خلافت داشتند که آن عقیده آنها را به بی اخلاقی وادار میکرد. باور آنان این بود که حیات دین وابسته به حیات خلافت است و اکنون خلافت از آنها این امر را خواسته است.
🔷بعد از ماجرای عاشورا شخصی نقل میکند که روزی شمر را دیدم که کنار خانه خدا مناجات میکند، به او گفتم: ای ملعون با خدا مناجات میکنی در حالی که چندی پیش فرزند رسول پیامبر(ص) را آنگونه کشتی. شمر به او گفت: وای بر تو! من از این خران آبکش کمتر بودم اگر فرمان خلیفه را اجرا نمیکردم. در ذهن افرادی مانند شمر این بود که در این عالم مسایلی هست که از اخلاق مهمتر است؛ این همان چیزی است که ما باید با آن مبارزه کنیم. در این دنیا هیچ چیز مهمتر از اخلاق، انصاف، حفظ حیات و آبروی بشر نیست و هیچ چیز نمیتواند ظلم و بیاخلاقی را توجیه کند حتی بقای نسل بشر. ممکن است هر فرد و گروهی باورهایی داشته باشد، مثلاً یک کمونیست بگوید حیات بشر بر روی این کره خاکی ممکن نیست مگر با روی کار آمدن حکومت کارگری. اگر یک کمونیست این گونه بیندیشد و این باورش را برای رسیدن به این مقصود بپذیرد، هر وسیلهای را موجه میداند چون آنقدر هدف خود را میپرستد که از هر وسیله ای برای رسیدن به آن استفاده میکند. اسلام اینگونه نیست. اسلام همان قدر که به هدف می اندیشد به وسیله ها هم می اندیشد، ما اجازه نداریم با هر وسیله ای به هر هدفی برسیم و این درس بزرگ عاشورا بود که هیچ هدفی در جهان آنقدر مهم و مقدس نیست که بتواند هر وسیلهای را توجیه کند.
🔷کسانی که در مقابل امام حسین، آن قساوت بی مانند را نشان دادند، تفکرشان بر این بود که حیات اسلام موقوف به حفظ حیات خلافت است؛ چون به این نتیجه رسیده بودند که اسلام باید بماند و ماندن اسلام به حفظ بقای خلافت است، دیگر به هیچ چیز فکر نمی کردند. میگفتند هر کس را که در این مسیر قرار گرفت، باید از میان برداشت، ولو با قساوت و ظلم به او.این تفکر که من باید امارت و حکومت را از هر طریقی حفظ کنم، شیوه مردان خدا نیست.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Forwarded from ˙·٠•●♥سیدعباس دینی♥●•٠·˙
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✅ فیلم/ پزشکیان، رئیس جمهور منتخب: وقتی با من جوری برخورد میکنند که انگار کسی شدهام از خودم میترسم
🔸به پیر و پیغمبر من مثل شما هستم؛ همون آدمم؛ هیچ اتفاقی نیفتاده!
🔹اگر راه درست را رفتم و به این حرفها پایبند بودم قبولم کنید؛ اگر نه، انذارم کنید!
🔸اگر بیخودی از من تعریف کنید تصور میکنم کسی شدهام؛ این شما هستید که من را تبدیل به یک آدم غیرمتعارف می کنید!
🔸به پیر و پیغمبر من مثل شما هستم؛ همون آدمم؛ هیچ اتفاقی نیفتاده!
🔹اگر راه درست را رفتم و به این حرفها پایبند بودم قبولم کنید؛ اگر نه، انذارم کنید!
🔸اگر بیخودی از من تعریف کنید تصور میکنم کسی شدهام؛ این شما هستید که من را تبدیل به یک آدم غیرمتعارف می کنید!
Forwarded from (Competent Managers) مدیران شایسته (Mh_Kashefi_Cm)
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
♣ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یااَباعَبْدِاللَّهِ وَعَلَى الاَْرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِناَّئِکَ عَلَیْکَ مِنّى سَلامُ اللَّهِ [اَبَداً] ما بَقیتُ وَبَقِىَ اللَّیْلُ وَالنَّهارُ وَلاجَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّى لِزِیارَتِکُمْ اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ-
♣ بار دیگر فرا رسیدن ایام سوگواری سید و سرور آزادگان عالم حضرت سید الشهدا (ع ) و یاران باوفایشان را خدمت همه شما عزیزان و سروان گرامی، دوستان فرهیخته و گرانقدر و عموم فالور های معزز و بزرگوارم تسلیت و تعزیت عرض میکنم .-
♥ارادتمند همه شما خوبان ارجمند؛ کاشفی ادمین کانال تلگرامی «مدیران شایسته»
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
♣ بار دیگر فرا رسیدن ایام سوگواری سید و سرور آزادگان عالم حضرت سید الشهدا (ع ) و یاران باوفایشان را خدمت همه شما عزیزان و سروان گرامی، دوستان فرهیخته و گرانقدر و عموم فالور های معزز و بزرگوارم تسلیت و تعزیت عرض میکنم .-
♥ارادتمند همه شما خوبان ارجمند؛ کاشفی ادمین کانال تلگرامی «مدیران شایسته»
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
❤1