📙 چرا کتاب خوانها بهترین آدمهایی هستند که میتوان عاشقشان شد؟
📘چندی پیش، مقالهای در مجله تایم منتشرشد که نویسندهاش ادعا میکرد، آنچه «مطالعه عمیق» نامیده میشود، بهزودی ازبینخواهدرفت؛ چرا که میزان مطالعه عمیق میان آدمها کمترشده و این روزها دیگر آدمها سرسری کتاب میخوانند و با وجود مطالب خلاصهشده اینترنتی، تعداد خوانندههای کتابها روز به روز تقلیل پیدا میکند.
✅نکته اینجاست که مطالعات ثابتکرده، کتابخوانها در قیاس با افراد عادی آدمهای خوبتر، مهربانتر وباهوشتری هستند و شاید تنها آدمهایی روی این کره خاکی باشند که ارزش عاشقشدن را داشتهباشند
📘بر پایه مطالعاتی که روانشناسان در سالهای ۲۰۰۶ و ۲۰۰۹ انجامدادهاند، کسانی که رمان میخوانند، میان انسانها بیشترین قدرت همدلی با دیگران را دارند و قابلیتی دارند با عنوان «تئوری ذهن» که در کنار آنچه خود به آن اعتقاددارند، میتوانند عقاید، نظر و علائق دیگری را مدنظر قراردهند و درباره آن قضاوتکنند
🟢آنها میتوانند بدون اینکه عقاید دیگران را رد کنند یا از عقیده خودشان دستبردارند، از شنیدن عقاید دیگران لذت ببرند.
✅تعجبی هم ندارد که کتابخوانها آدمهای بهتری باشند.
کتابخواندن، تجربهکردن زندگی دیگران با چشم غیرواقعی است؛ یادگرفتن این نکته که چطور بدون اینکه خودت در ماجرایی دخیل باشی، بتوانی دنیا را در چارچوب دیگری ببینی.
📙کتابخوانها به روح هزاران آدم و خرد جمعی همه این آدمها دسترسی دارند. آنها چیزهایی دیدهاند که غیرکتاب خوانها امکان ندارد از آن سردربیاورند و مرگ انسانهایی را تجربهکردهاند که شما هرگز آنها را نمیشناسید.
✅آنها یادگرفتهاند که زن بودن چیست و مرد بودن یعنی چه. فهمیدهاند که تماشای رنج دیگران یعنی چه. کتابخوانها بسیار از سنشان عاقلترند.
🔴تحقیق دیگری در سال ۲۰۱۰ ثابتکرده که هرچهقدر بیشتر برای کودکان کتاب بخوانیم، «تئوری ذهن» در آنها قویتر میشود و در نهایت باعثمیشود این بچهها واقعاً عاقلتر شوند، با محیطشان بیشتر انطباق پیداکنند و قدرت درکشان بالاتر برود.
🟣تجربههای قهرمانهای داستانها تبدیل به تجربههای خود خوانندهها میشود. هر درد و رنجی که شخصیت داستان میکشد، تبدیل به باری میشود که خواننده باید تحملکند. خوانندههای کتابها هزارانبار زندگیمیکنند و از هرکدام از این تجربهها، چیزی یادمیگیرند.
🟣اگر دنبال کسی هستید که شما را تکمیلکند و فضای خالی قلبتان را پُرکند، میتوانید این کتابخوانها را در کافیشاپها، پارکها، متروها و... پیداکنید. چند دقیقه که صحبتکنید، آنها را به جا خواهید آورد.
کتابخوانها با شما حرف نمیزنند، با شما رابطه برقرار میکنند.
آنها در نامهها یا پیامهایشان انگار برایتان شعر مینویسند. صرفاً به سوالاتتان جوابنمیدهند یا بیانیه صادرنمیکنند، بلکه با عمیقترین فکرها و تئوریها پاسخ شما را میدهند. انها #شما را با دانش بالای کلمات و ایدههایشان مسحور خواهندکرد.
تحقیقات دیگری در دانشگاه برکلی نشانداده، کتابخواندن برای کودکان باعث میشود آنها کلماتی را یادبگیرند که هرگز در مدرسه به آنها یادنمیدهند.
به خودتان لطفکنید و با کسی قرار بگذارید که میداند چطور از زبانش استفادهکند.
آنها فقط شما را نمیفهمند، درکتانمیکنند.
آدمها فقط باید عاشق کسی شوند که بتواند روحشان را ببیند. این آدم باید کسی باشد که به روح شما نفوذمیکند و به بخشهایی از روح شما دسترسی پیدامیکند که هیچکس دیگر قبلاً کشفش نکردهاست.
بهترین کاری که خواندن داستانها با آدمها میکند، این است که کاملنبودن شخصیتها باعث میشود ذهن شما سعیکند از ذهن دیگران سردربیاورد. اینجور آدمها توانایی هم دلی پیدامیکنند. ممکن است همیشه با شما موافق نباشند، اما سعیمیکنند ماجراها را از زاویه دید شما ببینند.
آنها نهتنها باهوشند، که عاقل هم هستند.
باهوشبودن همیشه هم خوشایند نیست، اما عاقلبودن آدمها را تحریکمیکند. همیشه مقاومت در برابر آدمهایی که میشود چیزی ازشان یادگرفت، کمی سخت است. عاشق یک آدم کتابخوان شدن نهتنها کیفیت گفتوگو را بالا میبرد، بلکه باعث میشود سطح گفتوگو بالا برود.
برپایه تحقیقات، کتابخوانها به دلیل دایره وسیع واژگانشان و مهارتهای حافظه، آدمهای باهوشتری هستند. ذهن آنها در قیاس با آدمی معمولی که کتاب نمیخواند، توانایی درک بالاتری دارد و راحتتر و به شکل موثرتری میتوانند با دیگران ارتباط برقرارکنند.
قرار و مدارگذاشتن با آدم اهل کتاب، به قرارگذاشتن با هزاران نفر میماند. انگار که تجربهای را که او با خواندن زندگی همه این آدمها بهدستآورده، در اختیار شما قراردهد، انگار با یک کاشف قرار گذاشتهباشید.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
📘چندی پیش، مقالهای در مجله تایم منتشرشد که نویسندهاش ادعا میکرد، آنچه «مطالعه عمیق» نامیده میشود، بهزودی ازبینخواهدرفت؛ چرا که میزان مطالعه عمیق میان آدمها کمترشده و این روزها دیگر آدمها سرسری کتاب میخوانند و با وجود مطالب خلاصهشده اینترنتی، تعداد خوانندههای کتابها روز به روز تقلیل پیدا میکند.
✅نکته اینجاست که مطالعات ثابتکرده، کتابخوانها در قیاس با افراد عادی آدمهای خوبتر، مهربانتر وباهوشتری هستند و شاید تنها آدمهایی روی این کره خاکی باشند که ارزش عاشقشدن را داشتهباشند
📘بر پایه مطالعاتی که روانشناسان در سالهای ۲۰۰۶ و ۲۰۰۹ انجامدادهاند، کسانی که رمان میخوانند، میان انسانها بیشترین قدرت همدلی با دیگران را دارند و قابلیتی دارند با عنوان «تئوری ذهن» که در کنار آنچه خود به آن اعتقاددارند، میتوانند عقاید، نظر و علائق دیگری را مدنظر قراردهند و درباره آن قضاوتکنند
🟢آنها میتوانند بدون اینکه عقاید دیگران را رد کنند یا از عقیده خودشان دستبردارند، از شنیدن عقاید دیگران لذت ببرند.
✅تعجبی هم ندارد که کتابخوانها آدمهای بهتری باشند.
کتابخواندن، تجربهکردن زندگی دیگران با چشم غیرواقعی است؛ یادگرفتن این نکته که چطور بدون اینکه خودت در ماجرایی دخیل باشی، بتوانی دنیا را در چارچوب دیگری ببینی.
📙کتابخوانها به روح هزاران آدم و خرد جمعی همه این آدمها دسترسی دارند. آنها چیزهایی دیدهاند که غیرکتاب خوانها امکان ندارد از آن سردربیاورند و مرگ انسانهایی را تجربهکردهاند که شما هرگز آنها را نمیشناسید.
✅آنها یادگرفتهاند که زن بودن چیست و مرد بودن یعنی چه. فهمیدهاند که تماشای رنج دیگران یعنی چه. کتابخوانها بسیار از سنشان عاقلترند.
🔴تحقیق دیگری در سال ۲۰۱۰ ثابتکرده که هرچهقدر بیشتر برای کودکان کتاب بخوانیم، «تئوری ذهن» در آنها قویتر میشود و در نهایت باعثمیشود این بچهها واقعاً عاقلتر شوند، با محیطشان بیشتر انطباق پیداکنند و قدرت درکشان بالاتر برود.
🟣تجربههای قهرمانهای داستانها تبدیل به تجربههای خود خوانندهها میشود. هر درد و رنجی که شخصیت داستان میکشد، تبدیل به باری میشود که خواننده باید تحملکند. خوانندههای کتابها هزارانبار زندگیمیکنند و از هرکدام از این تجربهها، چیزی یادمیگیرند.
🟣اگر دنبال کسی هستید که شما را تکمیلکند و فضای خالی قلبتان را پُرکند، میتوانید این کتابخوانها را در کافیشاپها، پارکها، متروها و... پیداکنید. چند دقیقه که صحبتکنید، آنها را به جا خواهید آورد.
کتابخوانها با شما حرف نمیزنند، با شما رابطه برقرار میکنند.
آنها در نامهها یا پیامهایشان انگار برایتان شعر مینویسند. صرفاً به سوالاتتان جوابنمیدهند یا بیانیه صادرنمیکنند، بلکه با عمیقترین فکرها و تئوریها پاسخ شما را میدهند. انها #شما را با دانش بالای کلمات و ایدههایشان مسحور خواهندکرد.
تحقیقات دیگری در دانشگاه برکلی نشانداده، کتابخواندن برای کودکان باعث میشود آنها کلماتی را یادبگیرند که هرگز در مدرسه به آنها یادنمیدهند.
به خودتان لطفکنید و با کسی قرار بگذارید که میداند چطور از زبانش استفادهکند.
آنها فقط شما را نمیفهمند، درکتانمیکنند.
آدمها فقط باید عاشق کسی شوند که بتواند روحشان را ببیند. این آدم باید کسی باشد که به روح شما نفوذمیکند و به بخشهایی از روح شما دسترسی پیدامیکند که هیچکس دیگر قبلاً کشفش نکردهاست.
بهترین کاری که خواندن داستانها با آدمها میکند، این است که کاملنبودن شخصیتها باعث میشود ذهن شما سعیکند از ذهن دیگران سردربیاورد. اینجور آدمها توانایی هم دلی پیدامیکنند. ممکن است همیشه با شما موافق نباشند، اما سعیمیکنند ماجراها را از زاویه دید شما ببینند.
آنها نهتنها باهوشند، که عاقل هم هستند.
باهوشبودن همیشه هم خوشایند نیست، اما عاقلبودن آدمها را تحریکمیکند. همیشه مقاومت در برابر آدمهایی که میشود چیزی ازشان یادگرفت، کمی سخت است. عاشق یک آدم کتابخوان شدن نهتنها کیفیت گفتوگو را بالا میبرد، بلکه باعث میشود سطح گفتوگو بالا برود.
برپایه تحقیقات، کتابخوانها به دلیل دایره وسیع واژگانشان و مهارتهای حافظه، آدمهای باهوشتری هستند. ذهن آنها در قیاس با آدمی معمولی که کتاب نمیخواند، توانایی درک بالاتری دارد و راحتتر و به شکل موثرتری میتوانند با دیگران ارتباط برقرارکنند.
قرار و مدارگذاشتن با آدم اهل کتاب، به قرارگذاشتن با هزاران نفر میماند. انگار که تجربهای را که او با خواندن زندگی همه این آدمها بهدستآورده، در اختیار شما قراردهد، انگار با یک کاشف قرار گذاشتهباشید.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
✅👌 چرا پیشرفت نمی کنیم؟ (بخش اول)
🔸همیشه در برخورد با مشکلات متعددی که در کشور وجود دارد از خود می پرسیم چرا ما با بسیاری از کشورهای در حال توسعه فاصله فراوان داریم و این فاصله روز به روز بیشتر می شود، در حالی که پتانسیل های بسیار زیادی در همه زمینه ها داریم مثلاً امنیت نسبی که در ایران وجود دارد یا موقعیت ژئوپولتیک خاص ایران، توریسم، نفت و گاز، معادن، یا امکان ترانزیت و یا حتی علیرغم تربیت نیروی انسانی متخصص فراوان در زمینه های صنعتی، پزشکی و علوم انسانی! ولی باز پیشرفت نمی کنیم که در ادامه به برخی از اهم دلایل آن اشاره می گردد:
✅ ۱- وجود شکاف و بی اعتمادی بین مردم و دولت.
🔸یکی از مهمترین رویدادی که در سالهای اخیر به اعتماد عمومی مردم و دولت و حاکمیت لطمه زده است وجود فسادها اختلاس های گسترده در روند امور اداره کشور بوده است یکی از بارزترین نمونه این بی اعتمادی عدم همراهی مردم با اجرای فاز دوم هدفمندی( انصراف از دریافت یارانه نقدی) بود که علیرغم در خواست شفاف و تبلیغات گسترده دولت، مردم دولت را همراهی نکردند. متاسفانه موضوع بی اعتمادی در حال افزایش است و ظهور فسادهای گسترده این امر را تشدید کرده و می کند. لذا باید در این باب چاره اندیشی شود در غیر این صورت دولت در همه طرح های خود که همراهی مردم را می طلبد شکست خواهد خورد.
✅ ۲- وابستگی و اتکاء حرکت اقتصاد کشور به درآمدهای فروش نفت خام. این موضوع تفکر، خلاقیت و نوآوری را هم در بین دولتمردان و مردم از بین برده و نوعی تن پروری و تنبلی را در جامعه ترویج داده واین روند در حال حاضر نیز ادامه دارد.
✅ ۳- سیاست زدگی در امور اجرایی و تصمیم گیریهادرسطوح میانی کشور.این مقوله باعث شده افرادی که از شایستگی، کارایی و تخصص کافی برخوردار نیستند در راس امور قرار بگیرند. دراین شرایط مدیران فقط ماشین امضاء هستند و تفکر و ذهنیات رؤسای سیاسی خود را در سیستم تحت مدیریت خود القاء می کننداز نمونه بارز آن می توان به دخالت نمایندگان مجلس شورای اسلامی در عزل و نصب مدیران استانی و حتی در سطوح شهرستانی اشاره کرد که چه بلایی بر سر رشد و توسعه اقتصاد استان ها می آورند ودرنتیجه شایسته سالاری حلقه گمشده ای درعزل ونصب مدیران می باشد.
✅ ۴- عدم حرکت دولت ها در یک مسیر از قبل تعریف شده برای نیل به توسعه و پیشرفت کشور، متأسفانه هر دولتی که روی کار می آید ضمن انتقاد از برنامه ها و عملکرد دولت گذشته، کلیه اقدامات دولت قبل از خود را کنار گذاشته و برای خود برنامه و طرح های جدید طراحی نموده و تلاش می کند که در فرصت ۴ ساله به هر قیمت آنها را اجرا کند هر چند که در مدت ۴ سال از لحاظ کارشناسی قابل اجرا نباشد. همانند طرح مسکن مهر، سهام عدالت، پروژه های عمرانی، طرح مسکن اجتماعی، قانون مشاغل خانگی، پرداخت یارانه و غیره که اثرات منفی آن ها سالها طول می کشد از کشور رخت بر بندد.
✅ ۵- جدا شدن دانشگاه های کشور از هدف اصلی خود یعنی تولید علم و تربیت نیروهای متخصص به عنوان کاتالیزور رشد و توسعه کشور، باعث گردیده دانشگاه به عنوان یک مدرسه بزرگ تلقی گردد. لذا شاهد هستیم که اکثر فارغ التحصیلان دانشگاهی هیجگونه نقشی در تولید ارزش افزوده جامعه خود ندارند و گسترش کمی دانشگاه ها و مؤسسات غیر دولتی در سال های اخیرنیز این موضوع را بحرانی کرده است./ ادامه دارد ...
🔰با کانال مدیران شایسته همراه شوید
📘@CompetentManagers
🔸همیشه در برخورد با مشکلات متعددی که در کشور وجود دارد از خود می پرسیم چرا ما با بسیاری از کشورهای در حال توسعه فاصله فراوان داریم و این فاصله روز به روز بیشتر می شود، در حالی که پتانسیل های بسیار زیادی در همه زمینه ها داریم مثلاً امنیت نسبی که در ایران وجود دارد یا موقعیت ژئوپولتیک خاص ایران، توریسم، نفت و گاز، معادن، یا امکان ترانزیت و یا حتی علیرغم تربیت نیروی انسانی متخصص فراوان در زمینه های صنعتی، پزشکی و علوم انسانی! ولی باز پیشرفت نمی کنیم که در ادامه به برخی از اهم دلایل آن اشاره می گردد:
✅ ۱- وجود شکاف و بی اعتمادی بین مردم و دولت.
🔸یکی از مهمترین رویدادی که در سالهای اخیر به اعتماد عمومی مردم و دولت و حاکمیت لطمه زده است وجود فسادها اختلاس های گسترده در روند امور اداره کشور بوده است یکی از بارزترین نمونه این بی اعتمادی عدم همراهی مردم با اجرای فاز دوم هدفمندی( انصراف از دریافت یارانه نقدی) بود که علیرغم در خواست شفاف و تبلیغات گسترده دولت، مردم دولت را همراهی نکردند. متاسفانه موضوع بی اعتمادی در حال افزایش است و ظهور فسادهای گسترده این امر را تشدید کرده و می کند. لذا باید در این باب چاره اندیشی شود در غیر این صورت دولت در همه طرح های خود که همراهی مردم را می طلبد شکست خواهد خورد.
✅ ۲- وابستگی و اتکاء حرکت اقتصاد کشور به درآمدهای فروش نفت خام. این موضوع تفکر، خلاقیت و نوآوری را هم در بین دولتمردان و مردم از بین برده و نوعی تن پروری و تنبلی را در جامعه ترویج داده واین روند در حال حاضر نیز ادامه دارد.
✅ ۳- سیاست زدگی در امور اجرایی و تصمیم گیریهادرسطوح میانی کشور.این مقوله باعث شده افرادی که از شایستگی، کارایی و تخصص کافی برخوردار نیستند در راس امور قرار بگیرند. دراین شرایط مدیران فقط ماشین امضاء هستند و تفکر و ذهنیات رؤسای سیاسی خود را در سیستم تحت مدیریت خود القاء می کننداز نمونه بارز آن می توان به دخالت نمایندگان مجلس شورای اسلامی در عزل و نصب مدیران استانی و حتی در سطوح شهرستانی اشاره کرد که چه بلایی بر سر رشد و توسعه اقتصاد استان ها می آورند ودرنتیجه شایسته سالاری حلقه گمشده ای درعزل ونصب مدیران می باشد.
✅ ۴- عدم حرکت دولت ها در یک مسیر از قبل تعریف شده برای نیل به توسعه و پیشرفت کشور، متأسفانه هر دولتی که روی کار می آید ضمن انتقاد از برنامه ها و عملکرد دولت گذشته، کلیه اقدامات دولت قبل از خود را کنار گذاشته و برای خود برنامه و طرح های جدید طراحی نموده و تلاش می کند که در فرصت ۴ ساله به هر قیمت آنها را اجرا کند هر چند که در مدت ۴ سال از لحاظ کارشناسی قابل اجرا نباشد. همانند طرح مسکن مهر، سهام عدالت، پروژه های عمرانی، طرح مسکن اجتماعی، قانون مشاغل خانگی، پرداخت یارانه و غیره که اثرات منفی آن ها سالها طول می کشد از کشور رخت بر بندد.
✅ ۵- جدا شدن دانشگاه های کشور از هدف اصلی خود یعنی تولید علم و تربیت نیروهای متخصص به عنوان کاتالیزور رشد و توسعه کشور، باعث گردیده دانشگاه به عنوان یک مدرسه بزرگ تلقی گردد. لذا شاهد هستیم که اکثر فارغ التحصیلان دانشگاهی هیجگونه نقشی در تولید ارزش افزوده جامعه خود ندارند و گسترش کمی دانشگاه ها و مؤسسات غیر دولتی در سال های اخیرنیز این موضوع را بحرانی کرده است./ ادامه دارد ...
🔰با کانال مدیران شایسته همراه شوید
📘@CompetentManagers
✅👌 چرا پیشرفت نمی کنیم؟ (بخش دوم)
✅ ۶- تلاش در جهت واگذاری مالکیت های غیرحاکمیتی به بخش خصوصی، غافل از اینکه در کشور هنوز بخش خصوصی جایگاهی قوی و مقتدر ندارد. بنابراین واگذاری های صورت گرفته تاکنون نتیجه بخش نبوده و حتی باعث ایجاد رانت و فساد نیز شده است. داشتن بخش خصوصی قوی، نیازمند داشتن سیستم آموزش کارآفرین، خانواده کارآفرین و نهایتاً دولت کارآفرین می باشد.
✅ ۷- ازدیاد قوانین در کشور خود باعث کندی امور می باشد. در کشور قوانینی وجود دارد که بعد از تصویب به صورت موقت اجرا شده و بعد از آن به دست فراموشی سپرده شده و کسی از آن سراغی نمی گیرد. از مهمترین مشکلات حوزه قانون گذاری،تمایل به تصویب قانون های جدید و گاهاً مغایر با قوانین قبلی و عدم نظارت بر نحوه اجرا و ارزیابی اثرات مثبت و منفی آن ها در پیشبرد امور اجرایی کشور می باشد.
✅ ۸- باید قبول کنیم که تولیدات داخلی، نیاز به عرضه و صادرات دارند و با اتکاء به ظرفیت های داخل نمی توان پیشرفت کرد. بنابراین باید در سیاست و روابط بین الملل با حفظ کرامت ملت ، نظام و منافع ملی ،تغییرات اساسی ایجاد شود. در شرایط فعلی امکان پیشرفت و توسعه کشور سخت به نظر میرسد.
✅ ۹- همتراز بودن علم مدیریت با دستور دادن و مچ گیری به ویژه در میان مدیران اجرایی کشور، باعث شده بدون توجه به نظرات کارشناسی، تصمیمات اشتباه و غلط اتخاذ گردد که جزء هزینه تراشی و اتلاف منابع، سودی به حال کشور ندارد.
✅ ۱۰- در حال حاضر خود دولت گران اداره می شود و به قولی بیشترین رقم بودجه کشور همه ساله صرف پرداخت حقوق به کارمندان می گردد و علیرغم وجود قوانینی مبنی بر کوچک سازی بدنه دولت باز هم شاهد ورودی های جدید به بدنه نظام اداری هستیم که جز افزایش هزینه برای دولت هیچ گونه بهره وری نداشته و نخواهند داشت. جالب اینکه همه کارشناسان و اقتصاد دانان براین موضوع اذعان داشته و دارند ولی تاکنون تصمیم و اقدام عملی از سوی دولت ها در این باب دیده نشده است.
✅ ۱۱- باید قبول کنیم که اکثریت شهروندان درکشور به حقوق شهروندی خود آگاهی ندارند و این عدم آگاهی باعث شده که در مطالبات بر حق و قانونی خود از مسیرهای دیگری وارد شوند. برای داشتن کشور توسعه یافته در تمامی حوزه ها داشتن شهروندانی که بدانند دولت نسبت به آنها چه وظایفی دارد و آنها نیز در مقابل دولت چه وظایفی دارند جزء الزامات می باشد و تا این ارتباط دو سویه برقرار نگردد، رشد اجتماعی، فرهنگی واقتصادی امکان پذیر نخواهد بود./✍ بخش تعاملی سایت الف-اصغر مناف زاده
🔰با کانال مدیران شایسته همراه شوید
📘@CompetentManagers
✅ ۶- تلاش در جهت واگذاری مالکیت های غیرحاکمیتی به بخش خصوصی، غافل از اینکه در کشور هنوز بخش خصوصی جایگاهی قوی و مقتدر ندارد. بنابراین واگذاری های صورت گرفته تاکنون نتیجه بخش نبوده و حتی باعث ایجاد رانت و فساد نیز شده است. داشتن بخش خصوصی قوی، نیازمند داشتن سیستم آموزش کارآفرین، خانواده کارآفرین و نهایتاً دولت کارآفرین می باشد.
✅ ۷- ازدیاد قوانین در کشور خود باعث کندی امور می باشد. در کشور قوانینی وجود دارد که بعد از تصویب به صورت موقت اجرا شده و بعد از آن به دست فراموشی سپرده شده و کسی از آن سراغی نمی گیرد. از مهمترین مشکلات حوزه قانون گذاری،تمایل به تصویب قانون های جدید و گاهاً مغایر با قوانین قبلی و عدم نظارت بر نحوه اجرا و ارزیابی اثرات مثبت و منفی آن ها در پیشبرد امور اجرایی کشور می باشد.
✅ ۸- باید قبول کنیم که تولیدات داخلی، نیاز به عرضه و صادرات دارند و با اتکاء به ظرفیت های داخل نمی توان پیشرفت کرد. بنابراین باید در سیاست و روابط بین الملل با حفظ کرامت ملت ، نظام و منافع ملی ،تغییرات اساسی ایجاد شود. در شرایط فعلی امکان پیشرفت و توسعه کشور سخت به نظر میرسد.
✅ ۹- همتراز بودن علم مدیریت با دستور دادن و مچ گیری به ویژه در میان مدیران اجرایی کشور، باعث شده بدون توجه به نظرات کارشناسی، تصمیمات اشتباه و غلط اتخاذ گردد که جزء هزینه تراشی و اتلاف منابع، سودی به حال کشور ندارد.
✅ ۱۰- در حال حاضر خود دولت گران اداره می شود و به قولی بیشترین رقم بودجه کشور همه ساله صرف پرداخت حقوق به کارمندان می گردد و علیرغم وجود قوانینی مبنی بر کوچک سازی بدنه دولت باز هم شاهد ورودی های جدید به بدنه نظام اداری هستیم که جز افزایش هزینه برای دولت هیچ گونه بهره وری نداشته و نخواهند داشت. جالب اینکه همه کارشناسان و اقتصاد دانان براین موضوع اذعان داشته و دارند ولی تاکنون تصمیم و اقدام عملی از سوی دولت ها در این باب دیده نشده است.
✅ ۱۱- باید قبول کنیم که اکثریت شهروندان درکشور به حقوق شهروندی خود آگاهی ندارند و این عدم آگاهی باعث شده که در مطالبات بر حق و قانونی خود از مسیرهای دیگری وارد شوند. برای داشتن کشور توسعه یافته در تمامی حوزه ها داشتن شهروندانی که بدانند دولت نسبت به آنها چه وظایفی دارد و آنها نیز در مقابل دولت چه وظایفی دارند جزء الزامات می باشد و تا این ارتباط دو سویه برقرار نگردد، رشد اجتماعی، فرهنگی واقتصادی امکان پذیر نخواهد بود./✍ بخش تعاملی سایت الف-اصغر مناف زاده
🔰با کانال مدیران شایسته همراه شوید
📘@CompetentManagers
✅👌 چرا پیشرفت نمی کنیم؟ (بخش دوم)
✅ ۶- تلاش در جهت واگذاری مالکیت های غیرحاکمیتی به بخش خصوصی، غافل از اینکه در کشور هنوز بخش خصوصی جایگاهی قوی و مقتدر ندارد. بنابراین واگذاری های صورت گرفته تاکنون نتیجه بخش نبوده و حتی باعث ایجاد رانت و فساد نیز شده است. داشتن بخش خصوصی قوی، نیازمند داشتن سیستم آموزش کارآفرین، خانواده کارآفرین و نهایتاً دولت کارآفرین می باشد.
✅ ۷- ازدیاد قوانین در کشور خود باعث کندی امور می باشد. در کشور قوانینی وجود دارد که بعد از تصویب به صورت موقت اجرا شده و بعد از آن به دست فراموشی سپرده شده و کسی از آن سراغی نمی گیرد. از مهمترین مشکلات حوزه قانون گذاری،تمایل به تصویب قانون های جدید و گاهاً مغایر با قوانین قبلی و عدم نظارت بر نحوه اجرا و ارزیابی اثرات مثبت و منفی آن ها در پیشبرد امور اجرایی کشور می باشد.
✅ ۸- باید قبول کنیم که تولیدات داخلی، نیاز به عرضه و صادرات دارند و با اتکاء به ظرفیت های داخل نمی توان پیشرفت کرد. بنابراین باید در سیاست و روابط بین الملل با حفظ کرامت ملت ، نظام و منافع ملی ،تغییرات اساسی ایجاد شود. در شرایط فعلی امکان پیشرفت و توسعه کشور سخت به نظر میرسد.
✅ ۹- همتراز بودن علم مدیریت با دستور دادن و مچ گیری به ویژه در میان مدیران اجرایی کشور، باعث شده بدون توجه به نظرات کارشناسی، تصمیمات اشتباه و غلط اتخاذ گردد که جزء هزینه تراشی و اتلاف منابع، سودی به حال کشور ندارد.
✅ ۱۰- در حال حاضر خود دولت گران اداره می شود و به قولی بیشترین رقم بودجه کشور همه ساله صرف پرداخت حقوق به کارمندان می گردد و علیرغم وجود قوانینی مبنی بر کوچک سازی بدنه دولت باز هم شاهد ورودی های جدید به بدنه نظام اداری هستیم که جز افزایش هزینه برای دولت هیچ گونه بهره وری نداشته و نخواهند داشت. جالب اینکه همه کارشناسان و اقتصاد دانان براین موضوع اذعان داشته و دارند ولی تاکنون تصمیم و اقدام عملی از سوی دولت ها در این باب دیده نشده است.
✅ ۱۱- باید قبول کنیم که اکثریت شهروندان درکشور به حقوق شهروندی خود آگاهی ندارند و این عدم آگاهی باعث شده که در مطالبات بر حق و قانونی خود از مسیرهای دیگری وارد شوند. برای داشتن کشور توسعه یافته در تمامی حوزه ها داشتن شهروندانی که بدانند دولت نسبت به آنها چه وظایفی دارد و آنها نیز در مقابل دولت چه وظایفی دارند جزء الزامات می باشد و تا این ارتباط دو سویه برقرار نگردد، رشد اجتماعی، فرهنگی واقتصادی امکان پذیر نخواهد بود./✍ بخش تعاملی سایت الف-اصغر مناف زاده
🔰با کانال مدیران شایسته همراه شوید
📘@CompetentManagers
✅ ۶- تلاش در جهت واگذاری مالکیت های غیرحاکمیتی به بخش خصوصی، غافل از اینکه در کشور هنوز بخش خصوصی جایگاهی قوی و مقتدر ندارد. بنابراین واگذاری های صورت گرفته تاکنون نتیجه بخش نبوده و حتی باعث ایجاد رانت و فساد نیز شده است. داشتن بخش خصوصی قوی، نیازمند داشتن سیستم آموزش کارآفرین، خانواده کارآفرین و نهایتاً دولت کارآفرین می باشد.
✅ ۷- ازدیاد قوانین در کشور خود باعث کندی امور می باشد. در کشور قوانینی وجود دارد که بعد از تصویب به صورت موقت اجرا شده و بعد از آن به دست فراموشی سپرده شده و کسی از آن سراغی نمی گیرد. از مهمترین مشکلات حوزه قانون گذاری،تمایل به تصویب قانون های جدید و گاهاً مغایر با قوانین قبلی و عدم نظارت بر نحوه اجرا و ارزیابی اثرات مثبت و منفی آن ها در پیشبرد امور اجرایی کشور می باشد.
✅ ۸- باید قبول کنیم که تولیدات داخلی، نیاز به عرضه و صادرات دارند و با اتکاء به ظرفیت های داخل نمی توان پیشرفت کرد. بنابراین باید در سیاست و روابط بین الملل با حفظ کرامت ملت ، نظام و منافع ملی ،تغییرات اساسی ایجاد شود. در شرایط فعلی امکان پیشرفت و توسعه کشور سخت به نظر میرسد.
✅ ۹- همتراز بودن علم مدیریت با دستور دادن و مچ گیری به ویژه در میان مدیران اجرایی کشور، باعث شده بدون توجه به نظرات کارشناسی، تصمیمات اشتباه و غلط اتخاذ گردد که جزء هزینه تراشی و اتلاف منابع، سودی به حال کشور ندارد.
✅ ۱۰- در حال حاضر خود دولت گران اداره می شود و به قولی بیشترین رقم بودجه کشور همه ساله صرف پرداخت حقوق به کارمندان می گردد و علیرغم وجود قوانینی مبنی بر کوچک سازی بدنه دولت باز هم شاهد ورودی های جدید به بدنه نظام اداری هستیم که جز افزایش هزینه برای دولت هیچ گونه بهره وری نداشته و نخواهند داشت. جالب اینکه همه کارشناسان و اقتصاد دانان براین موضوع اذعان داشته و دارند ولی تاکنون تصمیم و اقدام عملی از سوی دولت ها در این باب دیده نشده است.
✅ ۱۱- باید قبول کنیم که اکثریت شهروندان درکشور به حقوق شهروندی خود آگاهی ندارند و این عدم آگاهی باعث شده که در مطالبات بر حق و قانونی خود از مسیرهای دیگری وارد شوند. برای داشتن کشور توسعه یافته در تمامی حوزه ها داشتن شهروندانی که بدانند دولت نسبت به آنها چه وظایفی دارد و آنها نیز در مقابل دولت چه وظایفی دارند جزء الزامات می باشد و تا این ارتباط دو سویه برقرار نگردد، رشد اجتماعی، فرهنگی واقتصادی امکان پذیر نخواهد بود./✍ بخش تعاملی سایت الف-اصغر مناف زاده
🔰با کانال مدیران شایسته همراه شوید
📘@CompetentManagers
Forwarded from جوانان اصلاح طلب مراغه
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
⚫️ شیعیان دیگر هوای نینوا دارد حسین
شعر و دکلمه از استاد شهریار
آواز استاد سلیم موذن زاده
@javanan_eslahtalab_maragheh
شعر و دکلمه از استاد شهریار
آواز استاد سلیم موذن زاده
@javanan_eslahtalab_maragheh
Forwarded from اصلاحات نیوز - رسانه
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📢 پزشکیان: حرف هایی که به شما زدم برای گرفتن رای و پست نبود
🗣️ مسعود پزشکیان در جمع اعضای ستاد انتخاباتی استان تهران:
◀️ خدمت گذار و خاک پای همه ایرانیان هستم.
◀️ حرف هایی که به شما زدم برای گرفتن رای و پست نبود.
◀️ انشاالله با هم و به کمک هم باورها و اعتقاد خودمان را با قدرت در جامعه پیگیری خواهیم کرد.
◀️ ما از نسلی نیستیم که تصور کنید دروغ خواهیم گفت راه امام حسین و انسان های آزاده و ظلم ستیز را ادامه خواهیم داد.
_
اصلاحات نیوز
✅ @Eslahatnews
🔗 Eslahatnews.com
🗣️ مسعود پزشکیان در جمع اعضای ستاد انتخاباتی استان تهران:
◀️ خدمت گذار و خاک پای همه ایرانیان هستم.
◀️ حرف هایی که به شما زدم برای گرفتن رای و پست نبود.
◀️ انشاالله با هم و به کمک هم باورها و اعتقاد خودمان را با قدرت در جامعه پیگیری خواهیم کرد.
◀️ ما از نسلی نیستیم که تصور کنید دروغ خواهیم گفت راه امام حسین و انسان های آزاده و ظلم ستیز را ادامه خواهیم داد.
_
اصلاحات نیوز
✅ @Eslahatnews
🔗 Eslahatnews.com
👍1
Forwarded from ربات حذف ✂️
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 اجازه ندادن پزشکیان برای برداشتن کفشهایش در هیات سوژه کاربران شده است
🔹 کاربران او را برای رفتار های مردمی تحسین کردند
🔹 کاربران او را برای رفتار های مردمی تحسین کردند
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نوحه معروف «خواهر من» با شعر سید جواد عینالملک و صدای فراموش نشدنی حاج حسین فخری
بسیار نوستالوژیک است. آدمی را به سال هایی پرتاب می کند که سرشار از خاطرات مشترک ایران زمینیان است. در آن سال ها یک داستان مشترک خلق شد. بلکه صدها داستان.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
بسیار نوستالوژیک است. آدمی را به سال هایی پرتاب می کند که سرشار از خاطرات مشترک ایران زمینیان است. در آن سال ها یک داستان مشترک خلق شد. بلکه صدها داستان.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Forwarded from (Competent Managers) مدیران شایسته
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌺🍃🍁🍃🍂🍃🍁🍃🍂
🍃
سقراط میگفت من داناترین فردِ عالمم چون تنها کسی هستم که میدانم نمیدانم، درحالیکه دیگران هنوز به نادانیِ خودنیز آگاه نیستند.
این جهلِ سقراطی که بعدها نیکلاس کوزایی آن را "جهلِ فرهیخته" نامید درست همان چیزیست که برای تفکر و کتابخوانی نیاز داریم. چراکه نخستین گام در تلاش برای دانایی، غلبه بر توهم داناییست.
در همين راستا ابن سينا میگويد:
"ایاک و فطانة بتراء"
"بترس از زرنگی ابتر"
🍃
🌺🍃
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🍃
سقراط میگفت من داناترین فردِ عالمم چون تنها کسی هستم که میدانم نمیدانم، درحالیکه دیگران هنوز به نادانیِ خودنیز آگاه نیستند.
این جهلِ سقراطی که بعدها نیکلاس کوزایی آن را "جهلِ فرهیخته" نامید درست همان چیزیست که برای تفکر و کتابخوانی نیاز داریم. چراکه نخستین گام در تلاش برای دانایی، غلبه بر توهم داناییست.
در همين راستا ابن سينا میگويد:
"ایاک و فطانة بتراء"
"بترس از زرنگی ابتر"
🍃
🌺🍃
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔰کسی که فقط چکُش در اختیار دارد، همه دنیا را میخ میبیند !
🔷تماشای مداومِ یک رسانه یا شبکه ی خبری خاص،
🔷مطالعه ی پیوسته ی کتابها یا نشریات خاص،
🔷گوش کردنِ مداومِ یک سخنرانیِ خاص
شرکت کردنِ مداوم در یک گروه سیاسی یا فکری یا مذهبیِ خاص
🔷و به تعبیر بهتر، مسدود کردن ورودیهای مغز به روی تنوعات فکریِ عالَم و فقط یک مَجرا را برای طرز فکر خاصی باز گذاشتن،
🔷به تدریج و چهبسا ناخواسته و نادانسته، فرد را به یک رُباتِ برنامهریزی شده توسط دیگران (به ویژه صاحبان زَر و زور) تبدیل میکند.
🔷زندگیِ انسانی، یعنی باز کردنِ مجراهای مختلف در ذهن
🔷و مواجه ی آگاهانه و فعالانه و نقادانه با طرز تفکرات مختلف ...🔸آبراهام مازلو
🟪در تشریح این موضوع به دو مطلب زیر اشاره میکنم.
🔰 اول اینکه؛ متاسفانه امروزه برخی رسانه های خبری به علت عدم استقلال مالی و حرفه ایی و یا نداشتن کارشناسان متخصص و مجرب در حوزه های مختلف، در نشر و تحلیل اخبار و رویدادها، بی طرفانه عمل نمی کنند. جانب انصاف را رعایت نمی کنند. و مسایل مختلف را به صورت کانالیزه شده صرفا در مسیر بسط اهداف فکری جناح فکری خودشان تحلیل و منعکس میکنند. و به خورد مردم می دهند . عموما در این نوع رسانه ها به ویژه در جوامع چند قطبی همچون جامعه ما، رویداد ها خبری، حتی انواع اطلاعات و آگاهی های علمی و اجتماعی و سیاسی، آغشته به برخی ناراستی ها و نادرستی ها می باشند. به خاطر همین مسایل ما بایستی در بکارگیری و استفاده از اون اطلاعات جانب احتیاط را رعایت کنیم. و بیش از پیش به یک منبع خبری اکتفا نکنیم ، برای ابهام زدایی از مسایل و رسیدن به واقعیت، به یک رسانه خاص، با یک طرز فکر و نگرش خاص، که خواسته و یا ندانسته، به تدریج ما را به یک ربات برنامه ریزی شده خودشان تبدیل میکنند، اکتفا نکنیم. ما باید مطالب منعکس شده آنها را یک امر متقن و غیر قابل تردید تصور نکنیم و همواره آنها را با دیگر رسانه ها، مخصوصا با کتاب ها و مقالات علمی و نظریات کارشناسان و متخصص آن حوزه ها تطبیق دهیم.
🔰دوم اینکه: پیشفرضهای ما در زندگی، اغلب نقش همان چکش را بازی میکنند. مثلا من دوست دارم فلان چیز، همان طوری بشود که من دوست دارم آن طور باشد. این یک پیش فرض است که باعث میشود ما واقعاً در آن شخص یا آن رویداد همان چیزی را ببینیم که آرزو داریم. فلذا برای اثبات درستی آن چیز صرفا به دنبال منابع خبری خاص که تایید کننده ما باشند می رویم . اغلب گمانها و قضاوتهای ما این گونهاند. وقتی مثلاً من قضاوت را به مثابه همان چکش به دست میگیرم، رویدادها حکم همان میخ را پیدا میکنند یعنی رویدادها و حوادث تناسبی با آن قضاوت–چکش– مییابند و به اندازه چکش من تنزل پیدا میکنند به میخ شدن.
🔰 در اغلب رویدادها در واقع تماس ما با واقعیت– آن چیزی که واقعاً هست– قاطع است. ما وقتی به کسی گوش میدهیم ناخواسته میخواهیم آن چیزهایی را بشنویم که میخواهیم آنگونه باشد، نه آن چیزهایی که واقعاً مطرح میشود! به خاطر همین است که این همه تفسیر و تعبیر به وجود میآید، چون هر کسی چکش خودش را دارد و میخ خود را شکل میدهد.
🔰 اینکه اولیا و بزرگان دینی ما از خداوند میخواستهاند که؛ پروردگار من! واقعیت امور را آنگونه که هست ببینم– اللهم ارنی الاشیا کماهی- ناظر به همین است، یعنی تمایلات، غرضها و پیش فرضهای من باعث نشود که من در حقیقت گرفتار توهمات و خیالهای خودم بشوم و آنها را با واقعیت یکی بپندارم.
🔰 از این زاویه در واقع هر کسی که گرفتار اوهام درونی، خیالبافیها و حجابهای درون است به واقع چکش به دست است و واقعاً چیزی را که میخ نیست میخ میبیند. این چنین فردی در حقیقت در اتاق تاریک درون خود پرسه میزند و، چون فیل- واقعیت- را نمیبیند بنابراین با گمانها–دست سودنها و لمس کردنها– پیش میرود، بنابراین در فیل، بادبزن میبیند، چون ارتباط روشنی با آن ندارد.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔷تماشای مداومِ یک رسانه یا شبکه ی خبری خاص،
🔷مطالعه ی پیوسته ی کتابها یا نشریات خاص،
🔷گوش کردنِ مداومِ یک سخنرانیِ خاص
شرکت کردنِ مداوم در یک گروه سیاسی یا فکری یا مذهبیِ خاص
🔷و به تعبیر بهتر، مسدود کردن ورودیهای مغز به روی تنوعات فکریِ عالَم و فقط یک مَجرا را برای طرز فکر خاصی باز گذاشتن،
🔷به تدریج و چهبسا ناخواسته و نادانسته، فرد را به یک رُباتِ برنامهریزی شده توسط دیگران (به ویژه صاحبان زَر و زور) تبدیل میکند.
🔷زندگیِ انسانی، یعنی باز کردنِ مجراهای مختلف در ذهن
🔷و مواجه ی آگاهانه و فعالانه و نقادانه با طرز تفکرات مختلف ...🔸آبراهام مازلو
🟪در تشریح این موضوع به دو مطلب زیر اشاره میکنم.
🔰 اول اینکه؛ متاسفانه امروزه برخی رسانه های خبری به علت عدم استقلال مالی و حرفه ایی و یا نداشتن کارشناسان متخصص و مجرب در حوزه های مختلف، در نشر و تحلیل اخبار و رویدادها، بی طرفانه عمل نمی کنند. جانب انصاف را رعایت نمی کنند. و مسایل مختلف را به صورت کانالیزه شده صرفا در مسیر بسط اهداف فکری جناح فکری خودشان تحلیل و منعکس میکنند. و به خورد مردم می دهند . عموما در این نوع رسانه ها به ویژه در جوامع چند قطبی همچون جامعه ما، رویداد ها خبری، حتی انواع اطلاعات و آگاهی های علمی و اجتماعی و سیاسی، آغشته به برخی ناراستی ها و نادرستی ها می باشند. به خاطر همین مسایل ما بایستی در بکارگیری و استفاده از اون اطلاعات جانب احتیاط را رعایت کنیم. و بیش از پیش به یک منبع خبری اکتفا نکنیم ، برای ابهام زدایی از مسایل و رسیدن به واقعیت، به یک رسانه خاص، با یک طرز فکر و نگرش خاص، که خواسته و یا ندانسته، به تدریج ما را به یک ربات برنامه ریزی شده خودشان تبدیل میکنند، اکتفا نکنیم. ما باید مطالب منعکس شده آنها را یک امر متقن و غیر قابل تردید تصور نکنیم و همواره آنها را با دیگر رسانه ها، مخصوصا با کتاب ها و مقالات علمی و نظریات کارشناسان و متخصص آن حوزه ها تطبیق دهیم.
🔰دوم اینکه: پیشفرضهای ما در زندگی، اغلب نقش همان چکش را بازی میکنند. مثلا من دوست دارم فلان چیز، همان طوری بشود که من دوست دارم آن طور باشد. این یک پیش فرض است که باعث میشود ما واقعاً در آن شخص یا آن رویداد همان چیزی را ببینیم که آرزو داریم. فلذا برای اثبات درستی آن چیز صرفا به دنبال منابع خبری خاص که تایید کننده ما باشند می رویم . اغلب گمانها و قضاوتهای ما این گونهاند. وقتی مثلاً من قضاوت را به مثابه همان چکش به دست میگیرم، رویدادها حکم همان میخ را پیدا میکنند یعنی رویدادها و حوادث تناسبی با آن قضاوت–چکش– مییابند و به اندازه چکش من تنزل پیدا میکنند به میخ شدن.
🔰 در اغلب رویدادها در واقع تماس ما با واقعیت– آن چیزی که واقعاً هست– قاطع است. ما وقتی به کسی گوش میدهیم ناخواسته میخواهیم آن چیزهایی را بشنویم که میخواهیم آنگونه باشد، نه آن چیزهایی که واقعاً مطرح میشود! به خاطر همین است که این همه تفسیر و تعبیر به وجود میآید، چون هر کسی چکش خودش را دارد و میخ خود را شکل میدهد.
🔰 اینکه اولیا و بزرگان دینی ما از خداوند میخواستهاند که؛ پروردگار من! واقعیت امور را آنگونه که هست ببینم– اللهم ارنی الاشیا کماهی- ناظر به همین است، یعنی تمایلات، غرضها و پیش فرضهای من باعث نشود که من در حقیقت گرفتار توهمات و خیالهای خودم بشوم و آنها را با واقعیت یکی بپندارم.
🔰 از این زاویه در واقع هر کسی که گرفتار اوهام درونی، خیالبافیها و حجابهای درون است به واقع چکش به دست است و واقعاً چیزی را که میخ نیست میخ میبیند. این چنین فردی در حقیقت در اتاق تاریک درون خود پرسه میزند و، چون فیل- واقعیت- را نمیبیند بنابراین با گمانها–دست سودنها و لمس کردنها– پیش میرود، بنابراین در فیل، بادبزن میبیند، چون ارتباط روشنی با آن ندارد.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
👍1
Forwarded from (Competent Managers) مدیران شایسته (Mh_kashefi)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔰شبیه سازی جالب و سوزناک صحنه عاشورا
⚫️⚫️ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یااَباعَبْدِاللَّهِ وَعَلَى الاَْرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِناَّئِکَ عَلَیْکَ مِنّى سَلامُ اللَّهِ [اَبَداً] ما بَقیتُ وَبَقِىَ اللَّیْلُ وَالنَّهارُ وَلاجَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّى لِزِیارَتِکُمْ اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ-
⚫️⚫️ بار دیگر فرا رسیدن ایام حزن و اندوه محرم را که یادآور رشادتها و مظلومیتهای سرور آزادگان جهان، حضرت امام حسین علیه السلام، و یاران با وفایشان است، را خدمت همه شما عزیزان و سروان گرامی، دوستان فرهیخته و گرانقدر و عموم فالور های معزز و بزرگوارم تسلیت و تعزیت عرض میکنم .-
♥ارادتمند همه شما خوبان ارجمند؛ کاشفی ادمین کانال تلگرامی «مدیران شایسته»
💎 با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
⚫️⚫️ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یااَباعَبْدِاللَّهِ وَعَلَى الاَْرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِناَّئِکَ عَلَیْکَ مِنّى سَلامُ اللَّهِ [اَبَداً] ما بَقیتُ وَبَقِىَ اللَّیْلُ وَالنَّهارُ وَلاجَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّى لِزِیارَتِکُمْ اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ-
⚫️⚫️ بار دیگر فرا رسیدن ایام حزن و اندوه محرم را که یادآور رشادتها و مظلومیتهای سرور آزادگان جهان، حضرت امام حسین علیه السلام، و یاران با وفایشان است، را خدمت همه شما عزیزان و سروان گرامی، دوستان فرهیخته و گرانقدر و عموم فالور های معزز و بزرگوارم تسلیت و تعزیت عرض میکنم .-
♥ارادتمند همه شما خوبان ارجمند؛ کاشفی ادمین کانال تلگرامی «مدیران شایسته»
💎 با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Forwarded from (Competent Managers) مدیران شایسته (Mh_Kashefi_Cm)
📚معنای واقعی احترام چیست؟
🔰 یکی از مهمترین مشکلات در کشورهای جهان سوم این است که در ناخود آگاه مردمش تمایلی عجیبی به یکسانسازی افکار بوده و به شدت علاقه مندند که همه افراد جامعه در یک قالب فکری قرار گرفته و همه مثل هم فکر کنند.
🔰 در واقع در این جوامع مردم با نگاههای متناقض و متفاوت مشکل دارند و نمی توانند عقاید مخالف را تحمل کنند فلذا سعی در یکسان سازی فکر و اندیشه همه افراد جامعه دارند.
✳ از مشخصه های یک ذهن فرهیخته آن است که در عین مخالفت با عقاید و تفکرات متفاوت در سطح جامعه به آنها احترام بگذارند و ضمن تحمل، آنها را به رسمیت بشناسند.
🔰 در کشورهای جهان سوم اکثر مردم سعی دارند عقاید خود را به دیگران تحمیل کنند و نه تنها حاضر نیستند به عقاید مخالف خود احترام بگذارند، بلکه با هر قیمتی و با هر ابزاری از جمله توهین، تهمت و حتی آسیبهای فیزیکی، سعی در سرکوب آنها دارند.
🔰در این گونه کشورها آستانه تحمل برای پذیرش عقاید مخالف پایین است. مردم در اینگونه کشورها تصورشان این است که “نپذیرفتن عقیده” مترادف است با “بی احترامی.” در صورتی که می توان با عقیده کسی مخالف بود ولی در عین حال به او احترام گذاشت.
🔰 یکی از مهمترین مشکلات در کشورهای جهان سوم این است که در ناخود آگاه مردمش تمایلی عجیبی به یکسانسازی افکار بوده و به شدت علاقه مندند که همه افراد جامعه در یک قالب فکری قرار گرفته و همه مثل هم فکر کنند.
🔰 در واقع در این جوامع مردم با نگاههای متناقض و متفاوت مشکل دارند و نمی توانند عقاید مخالف را تحمل کنند فلذا سعی در یکسان سازی فکر و اندیشه همه افراد جامعه دارند.
✳ از مشخصه های یک ذهن فرهیخته آن است که در عین مخالفت با عقاید و تفکرات متفاوت در سطح جامعه به آنها احترام بگذارند و ضمن تحمل، آنها را به رسمیت بشناسند.
🔰 در کشورهای جهان سوم اکثر مردم سعی دارند عقاید خود را به دیگران تحمیل کنند و نه تنها حاضر نیستند به عقاید مخالف خود احترام بگذارند، بلکه با هر قیمتی و با هر ابزاری از جمله توهین، تهمت و حتی آسیبهای فیزیکی، سعی در سرکوب آنها دارند.
🔰در این گونه کشورها آستانه تحمل برای پذیرش عقاید مخالف پایین است. مردم در اینگونه کشورها تصورشان این است که “نپذیرفتن عقیده” مترادف است با “بی احترامی.” در صورتی که می توان با عقیده کسی مخالف بود ولی در عین حال به او احترام گذاشت.
🔰ما را چه شده است؟
📕برید فضای گفتگو ها و بحثها را چه در دانشگاه ها و نشست ها، وچه در فضای های مجازی؛ در تلگرام، در واتساپ، در اینستاگرام و.... ببینید!! این همه فحش و ناسزا، این همه پرده دری و بی اخلاقی، این همه تهمت و افترا، .... که نثار هم می کنیم برای چیست؟؟!!
📕ما را چه شده است؟ چرا به چنین حال نزار افتاده ایم؟ چرا تحمل عقیده مخالف اینقدر برای مان سخت شده است؟ چرا تحمل همدیگر را نداریم؟ چرا کوچکترین سخن مغایر با افکار خود را بر نمی تابیم؟ چرا نمیتوانم همدیگر را تحمل کنیم؟ چرا خشونت های فیزیکی، درگیری های لفظی و لسانی روز به روز در حال افزایش است؟
📕بنده خدایی میگفت؛ که ما ایرانیان آزادیخواه نیستیم ما تنها توهم آزادی داریم !! و راست میگفت خیلی زیاد، چون ما آزادی را تنها برای شخص خودمان میخواهیم نه برای دیگران و مخالفان، هیچ فرقی ندارد چه کسی روبرویمان ایستاده اگر حرف او مخالف عقیدهیمان باشد به سرعت نور مخالفت خواهیم کرد و صدایش را در نطفه خاموش میکنیم. چه بسا اگر روزی در جایگاه قدرت قرار بگیریم همانقدر زورگوییم که دیگران بودهاند ولی امروز چون باتوم نداشتیم، با چماق بلاک و آنفالو خفهاش میکنیم.
📕هیچوقت حاضر نیستیم بپذیریم که هر انسان و هر پدیده ، ترکیبی از صفات مختلف است که شاید بعضی از آنها خوب باشد و بعضی دیگر بد ... یا صفر یا صد ، یا باید مطلق سفید باشد یا مطلق سیاه ، یا مطلق خوب باشد یا مطلق بد ، یا رهبران سیاسیمان را پرستش میکنیم یا از آنها نفرت داریم ، حتی تاریخ را هم به سفید و سیاه تقسیم کردهایم و درست به همین دلیل هنوز نتوانستهایم دربارۀ افرادی که در تاریخ پیشین و پسین ما نقش آفرینی کرده اند به قضاوتی عادلانه بنشینیم و عموما قضاوت های ما در دو سر خط نفرت یا پرستش شکل می گیرد.
📕 پس چه شد آن جامعه آرمانی که می خواست ما را به مقام انسانیت برساند؟چه شده آن جامعه اخلاقی قول داده شده؟ چه شد گذشت؟ چه شد مهربانی؟ چه شد ایثار؟ چه شد فداکاری؟
📕چرا جامعه به هیچ صراطی مستقیم نیست؟ چرا جامعه از هیچ کس حرف شنوی ندارد؟ چرا جامعه حرف و سخن هیچ دلسوزی، هیچ شخصیتی، هیچ سیاست مداری و هیچ مسئولی را قبول ندارد؟
📕چرا همه سرمایه های اجتماعی کشور را به همین راحتی سوزاندیم؟ چرا در کوچکترین مساله، مردم ما اینگونه مقابل هم صف آرایی میکنند؟ چرا به راحتی برادر در مقابل برادر، خواهر ، در مقابل خواهر، پدر در مقابل فرزند و.... و بالعکس ... قرار میگیرند؟ چرا اینقدر خشم و نفرت و کینه و کدورت روز به روز در جامعه در حال افزایش است؟
📕چرا اینقدر همدلی و همزبانی در جامعه روز به روز کمتر و کمتر میشود؟ چرا جامعه ما شقه شقه و پاره پاره شده است؟ چرا بی تفاوتی ها، بی مهری ها، نا مهربانی ها، اینقدر فزونی یافته است؟ با این اوصاف و با این وضعیت ما کجا میرویم؟ در آینده نزدیک چه سرنوشتی خواهیم داشت، جامعه ما چه خواهد شد؟
📕آیا اصولا با این اوصاف میتوان نام ملت برا این جامعه نهاد؟ آیا جامعه شناسان قادرند علل و عوامل این گسست ها و این نارسایی ها را شناسی کرده و برای بهبود آن نسخه جامعه شناسانه بپیچند؟؟؟!!!
🔰با کانال مدیران شایسته همراه شوید
📘@CompetentManagers
📕برید فضای گفتگو ها و بحثها را چه در دانشگاه ها و نشست ها، وچه در فضای های مجازی؛ در تلگرام، در واتساپ، در اینستاگرام و.... ببینید!! این همه فحش و ناسزا، این همه پرده دری و بی اخلاقی، این همه تهمت و افترا، .... که نثار هم می کنیم برای چیست؟؟!!
📕ما را چه شده است؟ چرا به چنین حال نزار افتاده ایم؟ چرا تحمل عقیده مخالف اینقدر برای مان سخت شده است؟ چرا تحمل همدیگر را نداریم؟ چرا کوچکترین سخن مغایر با افکار خود را بر نمی تابیم؟ چرا نمیتوانم همدیگر را تحمل کنیم؟ چرا خشونت های فیزیکی، درگیری های لفظی و لسانی روز به روز در حال افزایش است؟
📕بنده خدایی میگفت؛ که ما ایرانیان آزادیخواه نیستیم ما تنها توهم آزادی داریم !! و راست میگفت خیلی زیاد، چون ما آزادی را تنها برای شخص خودمان میخواهیم نه برای دیگران و مخالفان، هیچ فرقی ندارد چه کسی روبرویمان ایستاده اگر حرف او مخالف عقیدهیمان باشد به سرعت نور مخالفت خواهیم کرد و صدایش را در نطفه خاموش میکنیم. چه بسا اگر روزی در جایگاه قدرت قرار بگیریم همانقدر زورگوییم که دیگران بودهاند ولی امروز چون باتوم نداشتیم، با چماق بلاک و آنفالو خفهاش میکنیم.
📕هیچوقت حاضر نیستیم بپذیریم که هر انسان و هر پدیده ، ترکیبی از صفات مختلف است که شاید بعضی از آنها خوب باشد و بعضی دیگر بد ... یا صفر یا صد ، یا باید مطلق سفید باشد یا مطلق سیاه ، یا مطلق خوب باشد یا مطلق بد ، یا رهبران سیاسیمان را پرستش میکنیم یا از آنها نفرت داریم ، حتی تاریخ را هم به سفید و سیاه تقسیم کردهایم و درست به همین دلیل هنوز نتوانستهایم دربارۀ افرادی که در تاریخ پیشین و پسین ما نقش آفرینی کرده اند به قضاوتی عادلانه بنشینیم و عموما قضاوت های ما در دو سر خط نفرت یا پرستش شکل می گیرد.
📕 پس چه شد آن جامعه آرمانی که می خواست ما را به مقام انسانیت برساند؟چه شده آن جامعه اخلاقی قول داده شده؟ چه شد گذشت؟ چه شد مهربانی؟ چه شد ایثار؟ چه شد فداکاری؟
📕چرا جامعه به هیچ صراطی مستقیم نیست؟ چرا جامعه از هیچ کس حرف شنوی ندارد؟ چرا جامعه حرف و سخن هیچ دلسوزی، هیچ شخصیتی، هیچ سیاست مداری و هیچ مسئولی را قبول ندارد؟
📕چرا همه سرمایه های اجتماعی کشور را به همین راحتی سوزاندیم؟ چرا در کوچکترین مساله، مردم ما اینگونه مقابل هم صف آرایی میکنند؟ چرا به راحتی برادر در مقابل برادر، خواهر ، در مقابل خواهر، پدر در مقابل فرزند و.... و بالعکس ... قرار میگیرند؟ چرا اینقدر خشم و نفرت و کینه و کدورت روز به روز در جامعه در حال افزایش است؟
📕چرا اینقدر همدلی و همزبانی در جامعه روز به روز کمتر و کمتر میشود؟ چرا جامعه ما شقه شقه و پاره پاره شده است؟ چرا بی تفاوتی ها، بی مهری ها، نا مهربانی ها، اینقدر فزونی یافته است؟ با این اوصاف و با این وضعیت ما کجا میرویم؟ در آینده نزدیک چه سرنوشتی خواهیم داشت، جامعه ما چه خواهد شد؟
📕آیا اصولا با این اوصاف میتوان نام ملت برا این جامعه نهاد؟ آیا جامعه شناسان قادرند علل و عوامل این گسست ها و این نارسایی ها را شناسی کرده و برای بهبود آن نسخه جامعه شناسانه بپیچند؟؟؟!!!
🔰با کانال مدیران شایسته همراه شوید
📘@CompetentManagers
🔴✅چرا همدیگر را قبول نداریم ؟
🔰در فرهنگ شرق آسیا، مفاهیمی مانند: ما، جمع، عامه، عموم و مردم بسیار مقدس هستند و به همین دلیل ال جی ، سامسونگ، تویوتا، پاناسونیک
شکل می گیرند. زیمنس و بنز بر اساس تفکرات لیبرالی شکل گرفته اند اما پاناسونیک و سامسونگ بر اساس تفکرات کنفوسیوسی به وجود آمده اند. هم آلمانی ها و هم ژاپنی ها، در رعایت کردن حدود و حقوق یکدیگر، تجربه مثبت کسب می کنند و می آموزند که همدیگر را قبول کنند و اعتماد کنند. آن قدر افراد رعایت هم را می کنند که حذف و انحصار بی معنا می شوند.
⭕️دلیل یک؛ به نظر می رسد افراد از طریق تجربه یاد می گیرند که برای بسیاری از کارهای مثبتی که انجام می دهند، جواب مناسبی دریافت نکنند، آنها در نوجوانی و جوانی به تدریج می آموزند که کارهای زیر، خیلی فایده و عاقبتی ندارند:
🎯خوبی کردن، رعایت کردن، ملاحظه کردن، منصف بودن، جبران کردن، احترام گذاشتن، جا باز کردن برای دیگران، توانایی دیگران را تقدیر کردن، سهم برای دیگران قایل شدن، انجام وظیفه نسبت به دیگران، نوبت را رعایت کردن و صدها کار مثبت دیگر.
✍️وقتی افراد از همسایه، دوست، همکار، محیط کار و دستگاه های اجرایی در برابر کارهای مثبتی که انجام می دهند، جواب شایسته نمی گیرند راه خود را می روند. و سپس به تدریج از خود می پرسند: چرا باید رعایت کنم و وقت بگذارم وقتی از طرف مقابل برخوردِ مثبتی نمی بینم. نتیجه آنکه، جامعه مدنی شکل نمی گیرد و افراد به گروه های بسیار کوچک رو می آورند؛ آنچه جامعه شناسان بدان، ذره ذره شدن جامعه می گوین: جبران کردن و انتظار جبران داشتن، جزیی از طبع بشر است.
⭕️ دلیل دو. ساختارهای بسیار قدیمی، دو خصلت نسبتاً پایداری را در افراد شکل داده اند: حذف و انحصار. چون افراد رعایت یکدیگر را نمی کنند و مرتب حریم ها را می شکنند، دو خصلتِ، حذف دیگران و ایجاد انحصار جایگزین رفتار معقول و تعامل معقول می شوند. افراد در درون و ناخودآگاه به خود می گویند: شخصی را قبول کنم که برای "من" فایده ای داشته باشد. حذف و انحصار باعث می شود تا "ما" شکل نگیرد و ارتباطات اجتماعی خلاصه شود در: من و دوستان من!
🎯وقتی فرد، اولویت داشته باشد، قهرمان شدن و خودنمایی نیز رشد می کنند. خودخواهی و Ego همه جا سایه می افکنند. وقتی درک دیگران، فهم دیگران و رعایت دیگران اهمیت نداشته باشند، خود بزرگ بینی و خود بزرگ پنداری ناخواسته پرورش پیدا می کنند.
⭕️ دلیل سه. افراد اگر یکدیگر را قبول کنند، مجبور می شوند در کار و پیشبرد کار شییر کنند و شریک پیدا کنند. شییر کردن یعنی جمعی فکر کردن. جمعی کاری را انجام دادن. جمعی مشکلی را حل کردن. این از ابهت و شوکت افراد می کاهد. نمی توانند قهرمان شوند و خودنمایی و خودبزرگ پنداری را به نمایش بگذارند
(Self-obsession).
✍️ در چنین شرایطی، فرد خیلی مهم تر از جمع است و خیلی جلوتر از جمع حرکت می کند. کار، حل موضوع، سازمان، جامعه و کشور خیلی اهمیت ندارند؛ فرد و عظمت فرد مهم است. این فرهنگ به مریدپروری منجر می شود. شییر کردن یعنی نفی فرد و اهمیت جمع. شییر کردن و خصلت تسهیم کردن در جوامعی یافت می شود که جمع مقدم بر فرد باشد و حقوق اکثریت، مقدم بر خودخواهی های فردی باشد؛
⭕️ دلیل چهار. در جاهایی افراد یکدیگر را قبول ندارند که تفاوت میان نظر و تخصص را نمی دانند. همه انسان ها حق دارند نظر بدهند و از مطالعات و تجربیات و مشاهدات خود استفاده کنند. ولی تصمیم سازی و تصمیم گیری صرفاً در دایره افراد متخصص انجام می پذیرد.
👈 داشتن مدرک با متخصص شدن متفاوت است. دانشگاه و محل تحصیل، سطح دانش اساتیدی که یک فرد تحصیل کرده در معرض آنها قرار گرفته تعیین کننده هستند. هر فردی که مدرک دکتری داشت دلیل بر تخصص او نیست.
🤔وقتی مدرک داران ده ها برابر تحصیل کرده ها می شوند و هرم تخصص و دانش و کیفیت تحصیل اصالت خود را از دست میدهند، شرایط به گونه ای شکل میگیرد که همه خود را حداقل در داشتن دکتری مساوی می دانند. در کشوری که راحت دکتری می دهند، به تدریج تخصص از بین می رود.
🔵دو راه حل و راهبرد قابل طرح است:
یکی تخصصی شدن تصمیم سازی ها و تصمیم گیری ها و خروج از مرید پروری، فرهنگ حذف و حلقه های انحصار و دوم، تشخیص، اجرا و پرورش فرهنگ مدنی. آموزش گسترده مدنیت برای رعایت حقوق یکدیگر، حساس بودن به قول، وفای بعهد و جا باز کردن برای یکدیگر. تحقق این امور، سهل نیستند. صرفاً با سخنرانی هم بوجود نمی آیند
📝هیچ کشوری نمی تواند بدون تئوری پیشرفت کند. مبنای این تئوری، ایجاد سرمایه های اجتماعی، فرهنگی هستند: تعامل، اعتماد، همکاری، برای یکدیگر جا باز کردن و رعایت حدود یکدیگر. سپس با این زیربنا میتوان به شاخص های رشد و توسعه اقتصادی و سپس آزادی دست یافت. مسئولیت این تشخیص و تغییر نزد نخبگان سیاسی است.
🔰@CompetentManagers
🔰در فرهنگ شرق آسیا، مفاهیمی مانند: ما، جمع، عامه، عموم و مردم بسیار مقدس هستند و به همین دلیل ال جی ، سامسونگ، تویوتا، پاناسونیک
شکل می گیرند. زیمنس و بنز بر اساس تفکرات لیبرالی شکل گرفته اند اما پاناسونیک و سامسونگ بر اساس تفکرات کنفوسیوسی به وجود آمده اند. هم آلمانی ها و هم ژاپنی ها، در رعایت کردن حدود و حقوق یکدیگر، تجربه مثبت کسب می کنند و می آموزند که همدیگر را قبول کنند و اعتماد کنند. آن قدر افراد رعایت هم را می کنند که حذف و انحصار بی معنا می شوند.
⭕️دلیل یک؛ به نظر می رسد افراد از طریق تجربه یاد می گیرند که برای بسیاری از کارهای مثبتی که انجام می دهند، جواب مناسبی دریافت نکنند، آنها در نوجوانی و جوانی به تدریج می آموزند که کارهای زیر، خیلی فایده و عاقبتی ندارند:
🎯خوبی کردن، رعایت کردن، ملاحظه کردن، منصف بودن، جبران کردن، احترام گذاشتن، جا باز کردن برای دیگران، توانایی دیگران را تقدیر کردن، سهم برای دیگران قایل شدن، انجام وظیفه نسبت به دیگران، نوبت را رعایت کردن و صدها کار مثبت دیگر.
✍️وقتی افراد از همسایه، دوست، همکار، محیط کار و دستگاه های اجرایی در برابر کارهای مثبتی که انجام می دهند، جواب شایسته نمی گیرند راه خود را می روند. و سپس به تدریج از خود می پرسند: چرا باید رعایت کنم و وقت بگذارم وقتی از طرف مقابل برخوردِ مثبتی نمی بینم. نتیجه آنکه، جامعه مدنی شکل نمی گیرد و افراد به گروه های بسیار کوچک رو می آورند؛ آنچه جامعه شناسان بدان، ذره ذره شدن جامعه می گوین: جبران کردن و انتظار جبران داشتن، جزیی از طبع بشر است.
⭕️ دلیل دو. ساختارهای بسیار قدیمی، دو خصلت نسبتاً پایداری را در افراد شکل داده اند: حذف و انحصار. چون افراد رعایت یکدیگر را نمی کنند و مرتب حریم ها را می شکنند، دو خصلتِ، حذف دیگران و ایجاد انحصار جایگزین رفتار معقول و تعامل معقول می شوند. افراد در درون و ناخودآگاه به خود می گویند: شخصی را قبول کنم که برای "من" فایده ای داشته باشد. حذف و انحصار باعث می شود تا "ما" شکل نگیرد و ارتباطات اجتماعی خلاصه شود در: من و دوستان من!
🎯وقتی فرد، اولویت داشته باشد، قهرمان شدن و خودنمایی نیز رشد می کنند. خودخواهی و Ego همه جا سایه می افکنند. وقتی درک دیگران، فهم دیگران و رعایت دیگران اهمیت نداشته باشند، خود بزرگ بینی و خود بزرگ پنداری ناخواسته پرورش پیدا می کنند.
⭕️ دلیل سه. افراد اگر یکدیگر را قبول کنند، مجبور می شوند در کار و پیشبرد کار شییر کنند و شریک پیدا کنند. شییر کردن یعنی جمعی فکر کردن. جمعی کاری را انجام دادن. جمعی مشکلی را حل کردن. این از ابهت و شوکت افراد می کاهد. نمی توانند قهرمان شوند و خودنمایی و خودبزرگ پنداری را به نمایش بگذارند
(Self-obsession).
✍️ در چنین شرایطی، فرد خیلی مهم تر از جمع است و خیلی جلوتر از جمع حرکت می کند. کار، حل موضوع، سازمان، جامعه و کشور خیلی اهمیت ندارند؛ فرد و عظمت فرد مهم است. این فرهنگ به مریدپروری منجر می شود. شییر کردن یعنی نفی فرد و اهمیت جمع. شییر کردن و خصلت تسهیم کردن در جوامعی یافت می شود که جمع مقدم بر فرد باشد و حقوق اکثریت، مقدم بر خودخواهی های فردی باشد؛
⭕️ دلیل چهار. در جاهایی افراد یکدیگر را قبول ندارند که تفاوت میان نظر و تخصص را نمی دانند. همه انسان ها حق دارند نظر بدهند و از مطالعات و تجربیات و مشاهدات خود استفاده کنند. ولی تصمیم سازی و تصمیم گیری صرفاً در دایره افراد متخصص انجام می پذیرد.
👈 داشتن مدرک با متخصص شدن متفاوت است. دانشگاه و محل تحصیل، سطح دانش اساتیدی که یک فرد تحصیل کرده در معرض آنها قرار گرفته تعیین کننده هستند. هر فردی که مدرک دکتری داشت دلیل بر تخصص او نیست.
🤔وقتی مدرک داران ده ها برابر تحصیل کرده ها می شوند و هرم تخصص و دانش و کیفیت تحصیل اصالت خود را از دست میدهند، شرایط به گونه ای شکل میگیرد که همه خود را حداقل در داشتن دکتری مساوی می دانند. در کشوری که راحت دکتری می دهند، به تدریج تخصص از بین می رود.
🔵دو راه حل و راهبرد قابل طرح است:
یکی تخصصی شدن تصمیم سازی ها و تصمیم گیری ها و خروج از مرید پروری، فرهنگ حذف و حلقه های انحصار و دوم، تشخیص، اجرا و پرورش فرهنگ مدنی. آموزش گسترده مدنیت برای رعایت حقوق یکدیگر، حساس بودن به قول، وفای بعهد و جا باز کردن برای یکدیگر. تحقق این امور، سهل نیستند. صرفاً با سخنرانی هم بوجود نمی آیند
📝هیچ کشوری نمی تواند بدون تئوری پیشرفت کند. مبنای این تئوری، ایجاد سرمایه های اجتماعی، فرهنگی هستند: تعامل، اعتماد، همکاری، برای یکدیگر جا باز کردن و رعایت حدود یکدیگر. سپس با این زیربنا میتوان به شاخص های رشد و توسعه اقتصادی و سپس آزادی دست یافت. مسئولیت این تشخیص و تغییر نزد نخبگان سیاسی است.
🔰@CompetentManagers
Forwarded from Saf Kian
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💥 خبری تاسف برانگیز
که در هیاهوی انتخاباتی گم شد!
📚دنیای کتاب📚
که در هیاهوی انتخاباتی گم شد!
📚دنیای کتاب📚