(Competent Managers) مدیران شایسته
Photo
🔰مشکل شماره ۱، ۲، ۳ کشور ما کدامند؟
(بخش اول)
✍ دکتر سریع القلم
🔰در روش شناسی علوم انسانی، هنگامی که بخواهیم مشکلی را ریشه یابی کنیم، نامعقول و غیر علمی است که در نهایت ۲۴۵ علت اشاره کنیم!!.
طی ۳۵۰ سال گذشته، در علم اقتصاد، علم سیاست و علم روابط بینالملل، حدود بیست و دو هزار کتاب درسی نوشته شده که عموما به این استنتاج دست یافته اند که باید درخت علت و معلولی مشکلات را ترسیم کرد. از این منظر علمی، درخت علت و معلولی مشکلات ایران را به چه صورت باید ترسیم کرد؟
❎مشکل ۱ و ۲ و ۳ کشور کدامند؟
طبعاً نمیتوان گفت کشور ۲۴۵ مشکل دارد زیرا که مجموعه مشکلات در یک شبکه علت و معلولی معنا پیدا میکنند.
✅ نمیتوان در سایه هرجومرج اولویتها، پیشرفتی به دست آورد. علتها و مشکلات با هم مساوی نیستند. اکثریت معلولاند.
✅نمیتوان در هر سخنرانی، مشکل یک کشور را تغییر داد و یا به تناسب مخاطبان، اولویتهای جامعه را تنظیم نمود.
✅منطقی نخواهد بود که بعضی معلولها را مشکلات اصلی بدانیم و یا ۳۰ اولویت مساوی داشته باشیم.
✅ حکمرانی مطلوب به یک نظام فهم دقیق مسایل، علتها و معلولها، هرم مشکلات و طراحی درخت اولویتها نیاز دارد.
✅اتاق فکر بررسی ماتریس مسایل کشور کجاست؟
✅بخشی دیدن مسایل کشور، غرق شدن در حل و فصل مسایل یک سازمان و یا قفل شدن بر روی اشخاص و چهره ها، نادیدهگرفتن کل سیستم اجتماعی ـ سیاسی ـ اقتصادی ـ فرهنگی ـ خارجی، ما را همچنان مشغول بحثهای بدیهی، کلی با حواشی فراوان کرده و خواهد کرد.
اگر با نگاه سیستمی و منظومهوار به کل مسایل ایران ننگریم، نمیتوانیم مشکلات را و ۱ و ۲ و ۳ کشور را تشخیص دهیم.
✅اگر مجموعه مشکلات کشور را یکجا ببینیم، و نگرش سیستمی به مسایل و مشکلات داشته باشیم، بنظر میرسد کانون ماهوی این مسایل در ناکارآمدی است.
✅از خرابشدن آسفالت یک هفته پس از تکمیل گرفته تا تأخیر پروازها، از نرخ دو رقمی تورم گرفته تا اول بودن ایران در فرار مغزها، از گسترش نزاع های خیابانی تا وجود بیش از پانزده میلیون پرونده قضایی در کشور، از کشته شدن ۲۲ هزار نفر در جادهها گرفته تا وضعیت دریاچه ارومیه و سایر تالاب ها و رودخانه ها از رتبه بسیار پایین فضای کسب و کار در ایران گرفته تا بیکاری ۶۵ درصد از زنان تحصیلکرده، از سقوط مکرر هواپیماها گرفته تا تعداد محدود روزهای هوای پاک در شهرها،
✅ مجدداً تکرار میکنم: اتاق فکر بررسی ماتریس مسایل کشور کجاست؟ آیا ما در مدیریت کشور به تئوری سیستمها قائل هستیم؟ هر چند تمامی خلقت تابع تئوری سیستمهاست./ ادامه دارد ...
🔶با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🔺CompetentManagers
(بخش اول)
✍ دکتر سریع القلم
🔰در روش شناسی علوم انسانی، هنگامی که بخواهیم مشکلی را ریشه یابی کنیم، نامعقول و غیر علمی است که در نهایت ۲۴۵ علت اشاره کنیم!!.
طی ۳۵۰ سال گذشته، در علم اقتصاد، علم سیاست و علم روابط بینالملل، حدود بیست و دو هزار کتاب درسی نوشته شده که عموما به این استنتاج دست یافته اند که باید درخت علت و معلولی مشکلات را ترسیم کرد. از این منظر علمی، درخت علت و معلولی مشکلات ایران را به چه صورت باید ترسیم کرد؟
❎مشکل ۱ و ۲ و ۳ کشور کدامند؟
طبعاً نمیتوان گفت کشور ۲۴۵ مشکل دارد زیرا که مجموعه مشکلات در یک شبکه علت و معلولی معنا پیدا میکنند.
✅ نمیتوان در سایه هرجومرج اولویتها، پیشرفتی به دست آورد. علتها و مشکلات با هم مساوی نیستند. اکثریت معلولاند.
✅نمیتوان در هر سخنرانی، مشکل یک کشور را تغییر داد و یا به تناسب مخاطبان، اولویتهای جامعه را تنظیم نمود.
✅منطقی نخواهد بود که بعضی معلولها را مشکلات اصلی بدانیم و یا ۳۰ اولویت مساوی داشته باشیم.
✅ حکمرانی مطلوب به یک نظام فهم دقیق مسایل، علتها و معلولها، هرم مشکلات و طراحی درخت اولویتها نیاز دارد.
✅اتاق فکر بررسی ماتریس مسایل کشور کجاست؟
✅بخشی دیدن مسایل کشور، غرق شدن در حل و فصل مسایل یک سازمان و یا قفل شدن بر روی اشخاص و چهره ها، نادیدهگرفتن کل سیستم اجتماعی ـ سیاسی ـ اقتصادی ـ فرهنگی ـ خارجی، ما را همچنان مشغول بحثهای بدیهی، کلی با حواشی فراوان کرده و خواهد کرد.
اگر با نگاه سیستمی و منظومهوار به کل مسایل ایران ننگریم، نمیتوانیم مشکلات را و ۱ و ۲ و ۳ کشور را تشخیص دهیم.
✅اگر مجموعه مشکلات کشور را یکجا ببینیم، و نگرش سیستمی به مسایل و مشکلات داشته باشیم، بنظر میرسد کانون ماهوی این مسایل در ناکارآمدی است.
✅از خرابشدن آسفالت یک هفته پس از تکمیل گرفته تا تأخیر پروازها، از نرخ دو رقمی تورم گرفته تا اول بودن ایران در فرار مغزها، از گسترش نزاع های خیابانی تا وجود بیش از پانزده میلیون پرونده قضایی در کشور، از کشته شدن ۲۲ هزار نفر در جادهها گرفته تا وضعیت دریاچه ارومیه و سایر تالاب ها و رودخانه ها از رتبه بسیار پایین فضای کسب و کار در ایران گرفته تا بیکاری ۶۵ درصد از زنان تحصیلکرده، از سقوط مکرر هواپیماها گرفته تا تعداد محدود روزهای هوای پاک در شهرها،
✅ مجدداً تکرار میکنم: اتاق فکر بررسی ماتریس مسایل کشور کجاست؟ آیا ما در مدیریت کشور به تئوری سیستمها قائل هستیم؟ هر چند تمامی خلقت تابع تئوری سیستمهاست./ ادامه دارد ...
🔶با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🔺CompetentManagers
(Competent Managers) مدیران شایسته
Photo
(بخش دوم)
🔷ادامه پست بخش اول
✅ نمیتوان در سایه هرجومرج اولویتها، پیشرفتی بهدست آورد. بی تردید علتها و مشکلات با هم مساوی نیستند. اکثریت معلولاند. ممکن است یک، دو، سه یا یک فرد، یک بنگاه، یک نهاد در زمانهای مختلف تغییر کند بر اساس همین منطق، اگر ریشه مشکلات را در ناکارآمدی بدانیم که صدها مصداق میتوانیم برای آن مطرح کنیم، پس باید بپرسیم علتالعلل ناکارآمدی ایران در کدام عنصر و عامل قابل جستجوست؟
✅علمی و منطقی است که در اتاق فکر کانونی کشور، پاسخهای متعددی به این سئوال داده شود. طی ۲۶ سال گذشته، به یک پاسخ در رابطه با این سئوال، پایبندی علمی و استدلالی داشتهام:
⛔️علتالعلل ناکارآمدی در ایران، فقدان ارتباطات بینالمللی است.⛔️
✅اگر ما در حد ترکیه با جهان ارتباط داشتیم، تخصص را گرامی میداشتیم و به یک نفر، بیش از ده حکم اجرایی نمیدادیم.
✅اگر ارتباطات جدی بینالمللی داشتیم، سریع آلودگی هوای تهران، ایمنی جادهها، ترافیک شهری، نظام اداری و دهها مورد را مجبور میشدیم حل و فصل کنیم اگر ارتباطات وسیع بینالمللی داشتیم، نمیتوانستیم نرخ دو رقمی تورم را برای دههها حفظ کنیم.
✅اگر بینالمللی بودیم، در دانشگاههای ما، از اساتید کره ای و ژاپنی گرفته تا محققان مصری و برزیلی حضور پیدا میکردند، تدریس میکردند، آموزش میدادند و میآموختند و افراد دانشگاهی در داخل کشور، خود را محک میزدند.
✅اگر بینالمللی بودیم، قبول نمیکردیم درصد قابل توجهی از مردم ایران از اتومبیل پراید استفاده کنند.
✅اگر بینالمللی عمل میکردیم، روبروی شاخص ارزی ایران در صرافیهای خارجی، معادل های بسیار ضعیف را نمیدیدیم.
✅منظور از بینالمللیشدن چیست؟ سه اصل است:
1⃣ رقابت
2⃣کیفیت
3⃣ استاندارد.
تصور نکنید که مقصود تعامل صرفاً با غرب است. یکی از بهترین مصادیق برای فهم بینالمللیشدن، کشور کره جنوبی است. هم پیشرفت خارقالعادهای کردهاند و بدون منابع طبیعی نزدیک به یک تریلیون دلار تولید ناخالص داخلی دارند. هم زبان و فرهنگ و ادبیات خود را حفظ کردهاند و هم میتوانند با سیستمی رقابتی و جهانی که بپا کردهاند، همسایه شمالی خود را تهدید اقتصادی کنند. کره شمالی نگران بازشدن است چون تضادهای درونی آن برملا میشود و نظمی که ایجاد کردهاند را متزلزل میکند.
✅آیا من و شما میتوانیم سه نفر از مقامات کره جنوبی را نام ببریم. احتمالاً خیر. چون کره جنوبی سیستم است و نه فرد. اما همین که در جهان گفته میشد ونزوئلا یا لیبی، همه میدانستند نام کدام افراد را باید مطرح کنند.
✅اول شرط توسعهیافتگی این است که همه بپذیرند، سیستمسازی مبنای تحول است و افراد صرفاً سیستم را مدیریت میکنند. مبانی پیشرفت و فرآیند های تحول کیفی در حد عمومی و سهل الوصول شدهاند و مصادیق آن در آسیا و آمریکای لاتین پیدا میشود
🔶با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🔰@CompetentManagers
🔷ادامه پست بخش اول
✅ نمیتوان در سایه هرجومرج اولویتها، پیشرفتی بهدست آورد. بی تردید علتها و مشکلات با هم مساوی نیستند. اکثریت معلولاند. ممکن است یک، دو، سه یا یک فرد، یک بنگاه، یک نهاد در زمانهای مختلف تغییر کند بر اساس همین منطق، اگر ریشه مشکلات را در ناکارآمدی بدانیم که صدها مصداق میتوانیم برای آن مطرح کنیم، پس باید بپرسیم علتالعلل ناکارآمدی ایران در کدام عنصر و عامل قابل جستجوست؟
✅علمی و منطقی است که در اتاق فکر کانونی کشور، پاسخهای متعددی به این سئوال داده شود. طی ۲۶ سال گذشته، به یک پاسخ در رابطه با این سئوال، پایبندی علمی و استدلالی داشتهام:
⛔️علتالعلل ناکارآمدی در ایران، فقدان ارتباطات بینالمللی است.⛔️
✅اگر ما در حد ترکیه با جهان ارتباط داشتیم، تخصص را گرامی میداشتیم و به یک نفر، بیش از ده حکم اجرایی نمیدادیم.
✅اگر ارتباطات جدی بینالمللی داشتیم، سریع آلودگی هوای تهران، ایمنی جادهها، ترافیک شهری، نظام اداری و دهها مورد را مجبور میشدیم حل و فصل کنیم اگر ارتباطات وسیع بینالمللی داشتیم، نمیتوانستیم نرخ دو رقمی تورم را برای دههها حفظ کنیم.
✅اگر بینالمللی بودیم، در دانشگاههای ما، از اساتید کره ای و ژاپنی گرفته تا محققان مصری و برزیلی حضور پیدا میکردند، تدریس میکردند، آموزش میدادند و میآموختند و افراد دانشگاهی در داخل کشور، خود را محک میزدند.
✅اگر بینالمللی بودیم، قبول نمیکردیم درصد قابل توجهی از مردم ایران از اتومبیل پراید استفاده کنند.
✅اگر بینالمللی عمل میکردیم، روبروی شاخص ارزی ایران در صرافیهای خارجی، معادل های بسیار ضعیف را نمیدیدیم.
✅منظور از بینالمللیشدن چیست؟ سه اصل است:
1⃣ رقابت
2⃣کیفیت
3⃣ استاندارد.
تصور نکنید که مقصود تعامل صرفاً با غرب است. یکی از بهترین مصادیق برای فهم بینالمللیشدن، کشور کره جنوبی است. هم پیشرفت خارقالعادهای کردهاند و بدون منابع طبیعی نزدیک به یک تریلیون دلار تولید ناخالص داخلی دارند. هم زبان و فرهنگ و ادبیات خود را حفظ کردهاند و هم میتوانند با سیستمی رقابتی و جهانی که بپا کردهاند، همسایه شمالی خود را تهدید اقتصادی کنند. کره شمالی نگران بازشدن است چون تضادهای درونی آن برملا میشود و نظمی که ایجاد کردهاند را متزلزل میکند.
✅آیا من و شما میتوانیم سه نفر از مقامات کره جنوبی را نام ببریم. احتمالاً خیر. چون کره جنوبی سیستم است و نه فرد. اما همین که در جهان گفته میشد ونزوئلا یا لیبی، همه میدانستند نام کدام افراد را باید مطرح کنند.
✅اول شرط توسعهیافتگی این است که همه بپذیرند، سیستمسازی مبنای تحول است و افراد صرفاً سیستم را مدیریت میکنند. مبانی پیشرفت و فرآیند های تحول کیفی در حد عمومی و سهل الوصول شدهاند و مصادیق آن در آسیا و آمریکای لاتین پیدا میشود
🔶با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🔰@CompetentManagers
(بخش دوم)
🔷ادامه پست بخش اول
✅ نمیتوان در سایه هرجومرج اولویتها، پیشرفتی به دست آورد. بی تردید علتها و مشکلات با هم مساوی نیستند. اکثریت معلولاند. ممکن است یک، دو، سه یا یک فرد، یک بنگاه، یک نهاد در زمانهای مختلف تغییر کند بر اساس همین منطق، اگر ریشه مشکلات را در ناکارآمدی بدانیم که صدها مصداق میتوانیم برای آن مطرح کنیم، پس باید بپرسیم علتالعلل ناکارآمدی ایران در کدام عنصر و عامل قابل جستجوست؟
✅علمی و منطقی است که در اتاق فکر کانونی کشور، پاسخهای متعددی به این سئوال داده شود. طی ۲۶ سال گذشته، به یک پاسخ در رابطه با این سئوال، پایبندی علمی و استدلالی داشتهام:
⛔️علتالعلل ناکارآمدی در ایران، فقدان ارتباطات بینالمللی است.⛔️
✅اگر ما در حد ترکیه با جهان ارتباط داشتیم، تخصص را گرامی میداشتیم و به یک نفر، بیش از ده حکم اجرایی نمیدادیم.
✅اگر ارتباطات جدی بینالمللی داشتیم، سریع آلودگی هوای تهران، ایمنی جادهها، ترافیک شهری، نظام اداری و دهها مورد را مجبور میشدیم حل و فصل کنیم اگر ارتباطات وسیع بینالمللی داشتیم، نمیتوانستیم نرخ دو رقمی تورم را برای دههها حفظ کنیم.
✅اگر بینالمللی بودیم، در دانشگاههای ما، از اساتید کره ای و ژاپنی گرفته تا محققان مصری و برزیلی حضور پیدا میکردند، تدریس میکردند، آموزش میدادند و میآموختند و افراد دانشگاهی در داخل کشور، خود را محک میزدند.
✅اگر بینالمللی بودیم، قبول نمیکردیم درصد قابل توجهی از مردم ایران از اتومبیل پراید استفاده کنند.
✅اگر بینالمللی عمل میکردیم، روبروی شاخص ارزی ایران در صرافیهای خارجی، معادل های بسیار ضعیف را نمیدیدیم.
✅منظور از بینالمللیشدن چیست؟ سه اصل است:
1⃣ رقابت
2⃣کیفیت
3⃣ استاندارد.
تصور نکنید که مقصود تعامل صرفاً با غرب است. یکی از بهترین مصادیق برای فهم بینالمللیشدن، کشور کره جنوبی است. هم پیشرفت خارق العادهای کردهاند و بدون منابع طبیعی نزدیک به یک تریلیون دلار تولید ناخالص داخلی دارند. هم زبان و فرهنگ و ادبیات خود را حفظ کردهاند و هم میتوانند با سیستمی رقابتی و جهانی که بپا کردهاند، همسایه شمالی خود را تهدید اقتصادی کنند. کره شمالی نگران بازشدن است چون تضادهای درونی آن برملا میشود و نظمی که ایجاد کردهاند را متزلزل میکند.
✅آیا من و شما میتوانیم سه نفر از مقامات کره جنوبی را نام ببریم. احتمالاً خیر. چون کره جنوبی سیستم است و نه فرد. اما همین که در جهان گفته میشد ونزوئلا یا لیبی، همه میدانستند نام کدام افراد را باید مطرح کنند.
✅اول شرط توسعهیافتگی این است که همه بپذیرند، سیستمسازی مبنای تحول است و افراد صرفاً سیستم را مدیریت میکنند. مبانی پیشرفت و فرآیند های تحول کیفی در حد عمومی و سهل الوصول شدهاند و مصادیق آن در آسیا و آمریکای لاتین پیدا میشود
🔶با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🔰@CompetentManagers
🔷ادامه پست بخش اول
✅ نمیتوان در سایه هرجومرج اولویتها، پیشرفتی به دست آورد. بی تردید علتها و مشکلات با هم مساوی نیستند. اکثریت معلولاند. ممکن است یک، دو، سه یا یک فرد، یک بنگاه، یک نهاد در زمانهای مختلف تغییر کند بر اساس همین منطق، اگر ریشه مشکلات را در ناکارآمدی بدانیم که صدها مصداق میتوانیم برای آن مطرح کنیم، پس باید بپرسیم علتالعلل ناکارآمدی ایران در کدام عنصر و عامل قابل جستجوست؟
✅علمی و منطقی است که در اتاق فکر کانونی کشور، پاسخهای متعددی به این سئوال داده شود. طی ۲۶ سال گذشته، به یک پاسخ در رابطه با این سئوال، پایبندی علمی و استدلالی داشتهام:
⛔️علتالعلل ناکارآمدی در ایران، فقدان ارتباطات بینالمللی است.⛔️
✅اگر ما در حد ترکیه با جهان ارتباط داشتیم، تخصص را گرامی میداشتیم و به یک نفر، بیش از ده حکم اجرایی نمیدادیم.
✅اگر ارتباطات جدی بینالمللی داشتیم، سریع آلودگی هوای تهران، ایمنی جادهها، ترافیک شهری، نظام اداری و دهها مورد را مجبور میشدیم حل و فصل کنیم اگر ارتباطات وسیع بینالمللی داشتیم، نمیتوانستیم نرخ دو رقمی تورم را برای دههها حفظ کنیم.
✅اگر بینالمللی بودیم، در دانشگاههای ما، از اساتید کره ای و ژاپنی گرفته تا محققان مصری و برزیلی حضور پیدا میکردند، تدریس میکردند، آموزش میدادند و میآموختند و افراد دانشگاهی در داخل کشور، خود را محک میزدند.
✅اگر بینالمللی بودیم، قبول نمیکردیم درصد قابل توجهی از مردم ایران از اتومبیل پراید استفاده کنند.
✅اگر بینالمللی عمل میکردیم، روبروی شاخص ارزی ایران در صرافیهای خارجی، معادل های بسیار ضعیف را نمیدیدیم.
✅منظور از بینالمللیشدن چیست؟ سه اصل است:
1⃣ رقابت
2⃣کیفیت
3⃣ استاندارد.
تصور نکنید که مقصود تعامل صرفاً با غرب است. یکی از بهترین مصادیق برای فهم بینالمللیشدن، کشور کره جنوبی است. هم پیشرفت خارق العادهای کردهاند و بدون منابع طبیعی نزدیک به یک تریلیون دلار تولید ناخالص داخلی دارند. هم زبان و فرهنگ و ادبیات خود را حفظ کردهاند و هم میتوانند با سیستمی رقابتی و جهانی که بپا کردهاند، همسایه شمالی خود را تهدید اقتصادی کنند. کره شمالی نگران بازشدن است چون تضادهای درونی آن برملا میشود و نظمی که ایجاد کردهاند را متزلزل میکند.
✅آیا من و شما میتوانیم سه نفر از مقامات کره جنوبی را نام ببریم. احتمالاً خیر. چون کره جنوبی سیستم است و نه فرد. اما همین که در جهان گفته میشد ونزوئلا یا لیبی، همه میدانستند نام کدام افراد را باید مطرح کنند.
✅اول شرط توسعهیافتگی این است که همه بپذیرند، سیستمسازی مبنای تحول است و افراد صرفاً سیستم را مدیریت میکنند. مبانی پیشرفت و فرآیند های تحول کیفی در حد عمومی و سهل الوصول شدهاند و مصادیق آن در آسیا و آمریکای لاتین پیدا میشود
🔶با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🔰@CompetentManagers
Forwarded from Dr.kashefi
🔰چین، ویتنام و کره شمالی:
🔶چین ، ویتنام و کرهشمالی ٣ کشور آسیای شرقی بودند که پس از ظهور کمونیست در شوروی به این جبهه پیوستند و حکومتهایی را براساس همان الگو طراحی کردند: حزب واحد ، دولت مقتدر, برنامهریزی متمرکز، دشمنی با آمریکا و نبود دموکراسی
🔺جنگ ویتنام و آمریکا در سال ۱۹۷۳ با تصمیم به عقبنشینی نیروهای ایالات متحده از خاک ویتنام به پایان رسید و بعد از اتمام جنگ تا سال ۱۹۷۵ رهبران حزب کمونیست ویتنام سرمست از پیروزی نظامی خود اسیر همان توهمات پیشین بودند تا اینکه کشور به مانند (برادر بزرگتر _ چین کمونیست) در ورطه فقر تدریجی افتاد
🔺در چین بعد از مرگ مائو اقتصاد در حال از هم پاشیدن بود و میلیونها انسان از گرسنگی جان خود را از دست دادند تا آنکا شیائو پینگ با معرفی ایدۀ «فکر نو» که تلفیقی از اقتصاد رقابتی و استقبال از سرمایهگذاری خارجی و تعامل با دنیای خارج به رهبری حزب کمونیست حاکم بود نه تنها توانست پرجمعیتترین کشور جهان را در مسیر تازهای قرار دهد بلکه الگویی برای سایر کشورهای کمونیست بخصوص ویتنام نیز شد و هشت سال بعد از معرفی «فکر نو» در چین کمونیست ، ویتنام که آنروزها تورم ۷۰۰ درصد و خطر فروپاشی کامل اقتصادی را تجربه میکرد همان روش را مبتنی بر ارتباط با نظام بین الملل و جلب سرمایههای خارجی در پیش گرفت
🔺ویتنام امروز علارغم حفظ پوسته خارجی کمونیستی خود از انزوای سیاسی خارج شده، مشمول تحریمهای جهانی نیست، اقتصاد خود را به بازارهای جهانی پیوند داده و با تضمین رفاه مردم یکی از کشورهای سریعاً رو به رشد در شرق آسیا محسوب میشود که با جلب ۱۶ میلیون گردشگر خارجی در سال یکی از کشورهای بسیار مستعد برای جلب سرمایههای خارجی به شمار میرود
🔺اما کره شمالی که همچنان به عقیدهگرایی کمونیستی دوران استالین و مائو پایبند مانده بود با وجود برخورداری بیشتر از میراث باقیمانده از دوران تسلط ژاپنیها در زمینۀ وجود زیرساختهای شهری و صنعتی عملا" در حال درجا زدن و عقب ماندن از سایر کشورهاست و شاید هیچ حکومت دیگری در جهان مثل کرهشمالی مردمان خود را به یک چنین شیوه وحشیانهای در جو هراس، سرکوب و گرسنگی گرفتار نکرده و با وجود انواع تحریمها نه تنها تغییری در رفتار رژیم نسبت به مردم خود پیونگ یانگ رخ نداده بلکه سران این کشور در نهایت تصمیم گرفتند با سرمایه گذاری عظیم در سلاح های نظامی و ساخت انواع بمب هستهای، به کل سرزمین خود را از دنیای بیرونی جدا کنند و گویی سران کشور ما هم قرار است کمکم به مانند الگوی کره شمالی دور تا دور ایران را دیوار بکشند و موجب بدبختی ملت شوند!!
🔷 با کانال مدیران شایسته همراه شوید
📚@CompetentManagers
🔶چین ، ویتنام و کرهشمالی ٣ کشور آسیای شرقی بودند که پس از ظهور کمونیست در شوروی به این جبهه پیوستند و حکومتهایی را براساس همان الگو طراحی کردند: حزب واحد ، دولت مقتدر, برنامهریزی متمرکز، دشمنی با آمریکا و نبود دموکراسی
🔺جنگ ویتنام و آمریکا در سال ۱۹۷۳ با تصمیم به عقبنشینی نیروهای ایالات متحده از خاک ویتنام به پایان رسید و بعد از اتمام جنگ تا سال ۱۹۷۵ رهبران حزب کمونیست ویتنام سرمست از پیروزی نظامی خود اسیر همان توهمات پیشین بودند تا اینکه کشور به مانند (برادر بزرگتر _ چین کمونیست) در ورطه فقر تدریجی افتاد
🔺در چین بعد از مرگ مائو اقتصاد در حال از هم پاشیدن بود و میلیونها انسان از گرسنگی جان خود را از دست دادند تا آنکا شیائو پینگ با معرفی ایدۀ «فکر نو» که تلفیقی از اقتصاد رقابتی و استقبال از سرمایهگذاری خارجی و تعامل با دنیای خارج به رهبری حزب کمونیست حاکم بود نه تنها توانست پرجمعیتترین کشور جهان را در مسیر تازهای قرار دهد بلکه الگویی برای سایر کشورهای کمونیست بخصوص ویتنام نیز شد و هشت سال بعد از معرفی «فکر نو» در چین کمونیست ، ویتنام که آنروزها تورم ۷۰۰ درصد و خطر فروپاشی کامل اقتصادی را تجربه میکرد همان روش را مبتنی بر ارتباط با نظام بین الملل و جلب سرمایههای خارجی در پیش گرفت
🔺ویتنام امروز علارغم حفظ پوسته خارجی کمونیستی خود از انزوای سیاسی خارج شده، مشمول تحریمهای جهانی نیست، اقتصاد خود را به بازارهای جهانی پیوند داده و با تضمین رفاه مردم یکی از کشورهای سریعاً رو به رشد در شرق آسیا محسوب میشود که با جلب ۱۶ میلیون گردشگر خارجی در سال یکی از کشورهای بسیار مستعد برای جلب سرمایههای خارجی به شمار میرود
🔺اما کره شمالی که همچنان به عقیدهگرایی کمونیستی دوران استالین و مائو پایبند مانده بود با وجود برخورداری بیشتر از میراث باقیمانده از دوران تسلط ژاپنیها در زمینۀ وجود زیرساختهای شهری و صنعتی عملا" در حال درجا زدن و عقب ماندن از سایر کشورهاست و شاید هیچ حکومت دیگری در جهان مثل کرهشمالی مردمان خود را به یک چنین شیوه وحشیانهای در جو هراس، سرکوب و گرسنگی گرفتار نکرده و با وجود انواع تحریمها نه تنها تغییری در رفتار رژیم نسبت به مردم خود پیونگ یانگ رخ نداده بلکه سران این کشور در نهایت تصمیم گرفتند با سرمایه گذاری عظیم در سلاح های نظامی و ساخت انواع بمب هستهای، به کل سرزمین خود را از دنیای بیرونی جدا کنند و گویی سران کشور ما هم قرار است کمکم به مانند الگوی کره شمالی دور تا دور ایران را دیوار بکشند و موجب بدبختی ملت شوند!!
🔷 با کانال مدیران شایسته همراه شوید
📚@CompetentManagers
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔰سلام ؛
💐صبح تان به خیر و نیکی باد
📚چند نکته پند آموز از زندگی یوسف پیامبر
🔵با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🔶@CompetentManagers
💐صبح تان به خیر و نیکی باد
📚چند نکته پند آموز از زندگی یوسف پیامبر
🔵با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🔶@CompetentManagers
🔰راه حل مشکلات کنونی چیست؟
✍️مصطفی ملکیان
❓برای حل مشکلات چه راهی پیشرویمان است؟
🔹من به طور کلی هنوز هم به اصالت فرهنگ قائلم؛ نه به اصالت سیاست و نه به اصالت اقتصاد.
هنوز هم معتقدم بهترین کاری که یک انسان، چه برای خودش و چه برای شهروندان و چه اساسا برای همنوعانش میتواند انجام دهد، آگاهیبخشی تام و تمام است.
شما هر مغالطهای را که در سخن آدمی فریبکار کشف کنید و آن را به اطلاع همراهانتان برسانید، اقدامی عقلانی کردهاید؛ تعقل در جامعه این است.
کارهای فرهنگی یعنی من باورهای کاذب را از مردم بگیرم و باورهای صادق را وارد ذهنشان کنم. احساسات و عواطف نابجا را از مردم بگیرم و احساسات و عواطف بجا را در ذهن و ضمیرشان بکارم. خواستههای نامعقول را از آنها بگیرم و به آنها خواستههای معقول بدهم. البته این راه، راهی است طولانی و تدریجی که چهبسا خیلیها را ناامید میکند، اما من فکر میکنم این یگانه راه است.
وقتی راه، یگانه باشد، یعنی دیگر چارهای جز این نیست. اگر از شهری به شهری دیگر، پنج جاده وجود داشته باشد، البته ما باید کوتاهترین، مطمئنترین و بیعواقبترین جاده را انتخاب کنیم. اما اگر از شهری به شهر دیگر فقط یک جاده وجود داشته باشد و ما واقعا بخواهیم از این شهر به شهر دیگر برسیم، باید این جاده را در پیش بگیریم. هر چقدر هم این جاده طولانی باشد، هر چقدر هم که سنگلاخی باشد و هر چقدر هم عواقب داشته باشد.
من معتقدم یگانه راه، راه تحول فرهنگی است. با اینکه میدانم انسان در این راه باید خون جگر بخورد، اما میگویم راه دیگری وجود ندارد. بنابراین ما باید راه تحول فرهنگی را برویم، یعنی باورها، عواطف، احساسات و خواستههای مردم را به خودشان نشان بدهیم و بگوییم که مشکلتان به علت این باورهای خطایی است که باید از ذهنتان بیرون بریزید، سپس باور صادق و صواب را به جای آن بنشانیم. باید به آنها بگوییم که مشکلتان به علت این احساسات، عواطف و هیجانات نابجاست؛ آنها را باید با احساسات، عواطف و هیجانات بجا عوض کنید و درنهایت به آنها بگوییم که مشکلتان این خواستههای نامعقول است؛ خواستههایتان را معقول کنید.
❓این تعریف از تحول فرهنگی ما را میرساند به تحول درونی. مقصودتان همین است؟
🔹بله. تحول فرهنگی به معنای تحول درونی است و تحول درونی هم همین سه مورد است؛ تصحیح باورها، تصحیح احساسات، عواطف و هیجانات و تصحیح خواستههایمان. تا ما هستیم و همین باورها، همین احساسات و عواطف و همین خواستهها، وضع ما همین است؛ مادامی که فرهنگ ما همین فرهنگ باشد، حکومتهای خوب را هم به دست خودمان به حکومتهای بد تبدیل میکنیم و این دور باطل و تسلسل ادامه دارد.
🔰مصاحبه استاد ملکیان با روزنامه شهروند «ریشه اعتراضات»
@CompetentManagers
✍️مصطفی ملکیان
❓برای حل مشکلات چه راهی پیشرویمان است؟
🔹من به طور کلی هنوز هم به اصالت فرهنگ قائلم؛ نه به اصالت سیاست و نه به اصالت اقتصاد.
هنوز هم معتقدم بهترین کاری که یک انسان، چه برای خودش و چه برای شهروندان و چه اساسا برای همنوعانش میتواند انجام دهد، آگاهیبخشی تام و تمام است.
شما هر مغالطهای را که در سخن آدمی فریبکار کشف کنید و آن را به اطلاع همراهانتان برسانید، اقدامی عقلانی کردهاید؛ تعقل در جامعه این است.
کارهای فرهنگی یعنی من باورهای کاذب را از مردم بگیرم و باورهای صادق را وارد ذهنشان کنم. احساسات و عواطف نابجا را از مردم بگیرم و احساسات و عواطف بجا را در ذهن و ضمیرشان بکارم. خواستههای نامعقول را از آنها بگیرم و به آنها خواستههای معقول بدهم. البته این راه، راهی است طولانی و تدریجی که چهبسا خیلیها را ناامید میکند، اما من فکر میکنم این یگانه راه است.
وقتی راه، یگانه باشد، یعنی دیگر چارهای جز این نیست. اگر از شهری به شهری دیگر، پنج جاده وجود داشته باشد، البته ما باید کوتاهترین، مطمئنترین و بیعواقبترین جاده را انتخاب کنیم. اما اگر از شهری به شهر دیگر فقط یک جاده وجود داشته باشد و ما واقعا بخواهیم از این شهر به شهر دیگر برسیم، باید این جاده را در پیش بگیریم. هر چقدر هم این جاده طولانی باشد، هر چقدر هم که سنگلاخی باشد و هر چقدر هم عواقب داشته باشد.
من معتقدم یگانه راه، راه تحول فرهنگی است. با اینکه میدانم انسان در این راه باید خون جگر بخورد، اما میگویم راه دیگری وجود ندارد. بنابراین ما باید راه تحول فرهنگی را برویم، یعنی باورها، عواطف، احساسات و خواستههای مردم را به خودشان نشان بدهیم و بگوییم که مشکلتان به علت این باورهای خطایی است که باید از ذهنتان بیرون بریزید، سپس باور صادق و صواب را به جای آن بنشانیم. باید به آنها بگوییم که مشکلتان به علت این احساسات، عواطف و هیجانات نابجاست؛ آنها را باید با احساسات، عواطف و هیجانات بجا عوض کنید و درنهایت به آنها بگوییم که مشکلتان این خواستههای نامعقول است؛ خواستههایتان را معقول کنید.
❓این تعریف از تحول فرهنگی ما را میرساند به تحول درونی. مقصودتان همین است؟
🔹بله. تحول فرهنگی به معنای تحول درونی است و تحول درونی هم همین سه مورد است؛ تصحیح باورها، تصحیح احساسات، عواطف و هیجانات و تصحیح خواستههایمان. تا ما هستیم و همین باورها، همین احساسات و عواطف و همین خواستهها، وضع ما همین است؛ مادامی که فرهنگ ما همین فرهنگ باشد، حکومتهای خوب را هم به دست خودمان به حکومتهای بد تبدیل میکنیم و این دور باطل و تسلسل ادامه دارد.
🔰مصاحبه استاد ملکیان با روزنامه شهروند «ریشه اعتراضات»
@CompetentManagers
🔰سیستم قطارهای سریع السیر ژاپن (موسوم به شینکانسن) بیش از ۵۰ ساله که مشغول به کار هستند و در این مدت بیش از ۵/۳ میلیارد مسافر را جابجا کردهاند! اما دریغ از یک مرگ و حتی یک مورد جراحت و زخمی شدن مسافرین!
🔸امنیت این شکلیه.
منبع: https://t.co/ErO3tva0E8
🔸با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🔶@CompetentManagers
🔸امنیت این شکلیه.
منبع: https://t.co/ErO3tva0E8
🔸با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🔶@CompetentManagers
✍️نگویید معلم، بگویید مدیر یادگیری!
✳️۲۱ نکته ای که مدیر یادگیری باید بداند
۱. در دنیای جدید معلم رفته و مدیریادگیری جای آن نشسسته است. (معلمی به معنای انتقال یکطرفه و منفعلانه اطلاعات و متکلم وحده جای خود را به مدیریت یادگیری به معنای چرخش فعال و منتقدانه و پرسش محور اندیشه).
۲. مدیر یادگیری بیش از گفتن باید بشنود.
۳. مدیر یادگیری پرسش محور مباحث را پیش می برد. خود می پرسد و مدام مقدمات پرسشهای قدرتمند را فراهم می کند.
۴. مدیر یادگیری دانش آموز را ظرف اطلاعات نمی بیند و او را ابژه نمی کند.
۵. مدیر یادگیری در مدیریت یاددهی-یادگیری پیش از هر چیز به دنبال خلق شوق و نشاط است.
۶. مدیر یادگیری با دانش اموز هم اندیشی می کند و از او می آموزد و به پرسش هایش بها می دهد و پرسشگر و پرسشگری را ارج می نهد و بر صدر می نشاند.
۷. مدیر یادگیری هم به زبان دانش اموز بها می دهد و هم به زبان بدنش توجه دارد و خود هم هر دو زبان خویش را برای مدیریت یادگیری بکار می گیرد.
۸. مدیر یادگیری از چشمان دانش اموز پیامهای زیادی دریافت می کند؛ پیامهایی مبنی بر تلقی به قبول شدن یا پذیرفته نشدن! پیامهای هشدار دهنده درباره جذاب و مفید نبودن درس یا نفهمیدن ان یا پیامهای امیدوار کننده و همه این پیامها در جهت گیری های بعدی مدیر یادگیری نقش دارد.
۹.مدیر یادگیری، شعار دارد و شعارش بسته به اینکه دانش آموزش چه کسانی اند و در چه مدرسه و منطقه ای اموزش می دهد متفاوت است.
۱۰. مدیر یادگیری برای تحقق شعارش برنامه دارد.
۱۱. مدیر یادگیری هم زیاد "نمی دانم" را به کار می برد و هم تلاش میکند این جمله باشکوه در ذهن و زبان دانش آموز نقش بندد. تا به رسمیت بشناسند مرز جهالت و دانایی را.
۱۲. مدیر یادگیری سعی می کند مسئولانه از بازتولید و تکثیر ضرب المثل ها و تعابیر ضد توسعه جلوگیری کند؛ تعابیری مثل " دیواری کوتاهتر از من نیست که.." ؛ " مشکل خودته"؛ "به من چه؟"؛ "فکر خودت باش که..(با دلالت فقط به فکر خود باش)"....
۱۳.مدیریادگیری در راستای تحقق پایدار و حداکثر نواوری به تفاوتهای دانش اموزان توجه دارد و آن را به رسمیت می شناسد.
۱۴. مدیر یادگیری، عقل کل نیست و نه در برابر دانش آموزان که در کنار و همراه آنهاست.
۱۵. مدیر یادگیری، صرفا به مغز و عقل دانش اموز نظر ندارد بلکه افزون بر ساحت ذهن به عواطف، هیجانات، احساسات، خیال، و بالاخره همه ساحات وجودی و کنش های او توجه دارد.
۱۶. مدیر یادگیری تکلیف نمی دهد بلکه حاصل شوق دانش آموز را بطور داوطلبانه در قاب پژوهش و پرسش و پرسشگری به نظاره می نشیند.
۱۷.مدیر یادگیری زندگی کردن را با دانش اموز زندگی می کند و در دل این زندگی ریاضی و علوم و.. آموزش می دهد.
۱۸. مدیر یادگیری اموزش را به و مدرسه و مدرسه را به کلاس تقلیل نمی دهد بلکه محیط آموزشی برای او بزرگتر از کلاس و مدرسه است.
۱۹. مدیر یادگیری چراغ عقل را روشن نگه می دارد تا راه دین به درستی و در ریل بصیرت و به دور از افراطی گری پیموده شود و حیات طیبه را در حیات دینی جستجو می کند و عطش این حیات را در دانش اموز خلق می کند.
۲۰. مدیر یادگیری دانش آموز را عضوی از خانواده خود می داند و چونان مادر دانش اموز را می پروراند و لحظه لحظه نگران و پیگیر رشد دانایی اوست.
۲۱. مدیر یادگیری در کنار مشروعیت دغدغه مقبولیت هم دارد؛ مشروعیتش را مدرک و گواهی هایش و از همه مهمتر دانش و تخصص و مهارتش تامین میکند اما مقبولیتش گره خورده به: جذابیتش، تکنیک های بروزش، پیگیری و هدایت یادگیری، شنیدن و گفتگو، لبخندهای امیدبخشش، دلسوزیش، تصمیم های موقعیت محور او.
🔺با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🆔 @CompetentManagers
✳️۲۱ نکته ای که مدیر یادگیری باید بداند
۱. در دنیای جدید معلم رفته و مدیریادگیری جای آن نشسسته است. (معلمی به معنای انتقال یکطرفه و منفعلانه اطلاعات و متکلم وحده جای خود را به مدیریت یادگیری به معنای چرخش فعال و منتقدانه و پرسش محور اندیشه).
۲. مدیر یادگیری بیش از گفتن باید بشنود.
۳. مدیر یادگیری پرسش محور مباحث را پیش می برد. خود می پرسد و مدام مقدمات پرسشهای قدرتمند را فراهم می کند.
۴. مدیر یادگیری دانش آموز را ظرف اطلاعات نمی بیند و او را ابژه نمی کند.
۵. مدیر یادگیری در مدیریت یاددهی-یادگیری پیش از هر چیز به دنبال خلق شوق و نشاط است.
۶. مدیر یادگیری با دانش اموز هم اندیشی می کند و از او می آموزد و به پرسش هایش بها می دهد و پرسشگر و پرسشگری را ارج می نهد و بر صدر می نشاند.
۷. مدیر یادگیری هم به زبان دانش اموز بها می دهد و هم به زبان بدنش توجه دارد و خود هم هر دو زبان خویش را برای مدیریت یادگیری بکار می گیرد.
۸. مدیر یادگیری از چشمان دانش اموز پیامهای زیادی دریافت می کند؛ پیامهایی مبنی بر تلقی به قبول شدن یا پذیرفته نشدن! پیامهای هشدار دهنده درباره جذاب و مفید نبودن درس یا نفهمیدن ان یا پیامهای امیدوار کننده و همه این پیامها در جهت گیری های بعدی مدیر یادگیری نقش دارد.
۹.مدیر یادگیری، شعار دارد و شعارش بسته به اینکه دانش آموزش چه کسانی اند و در چه مدرسه و منطقه ای اموزش می دهد متفاوت است.
۱۰. مدیر یادگیری برای تحقق شعارش برنامه دارد.
۱۱. مدیر یادگیری هم زیاد "نمی دانم" را به کار می برد و هم تلاش میکند این جمله باشکوه در ذهن و زبان دانش آموز نقش بندد. تا به رسمیت بشناسند مرز جهالت و دانایی را.
۱۲. مدیر یادگیری سعی می کند مسئولانه از بازتولید و تکثیر ضرب المثل ها و تعابیر ضد توسعه جلوگیری کند؛ تعابیری مثل " دیواری کوتاهتر از من نیست که.." ؛ " مشکل خودته"؛ "به من چه؟"؛ "فکر خودت باش که..(با دلالت فقط به فکر خود باش)"....
۱۳.مدیریادگیری در راستای تحقق پایدار و حداکثر نواوری به تفاوتهای دانش اموزان توجه دارد و آن را به رسمیت می شناسد.
۱۴. مدیر یادگیری، عقل کل نیست و نه در برابر دانش آموزان که در کنار و همراه آنهاست.
۱۵. مدیر یادگیری، صرفا به مغز و عقل دانش اموز نظر ندارد بلکه افزون بر ساحت ذهن به عواطف، هیجانات، احساسات، خیال، و بالاخره همه ساحات وجودی و کنش های او توجه دارد.
۱۶. مدیر یادگیری تکلیف نمی دهد بلکه حاصل شوق دانش آموز را بطور داوطلبانه در قاب پژوهش و پرسش و پرسشگری به نظاره می نشیند.
۱۷.مدیر یادگیری زندگی کردن را با دانش اموز زندگی می کند و در دل این زندگی ریاضی و علوم و.. آموزش می دهد.
۱۸. مدیر یادگیری اموزش را به و مدرسه و مدرسه را به کلاس تقلیل نمی دهد بلکه محیط آموزشی برای او بزرگتر از کلاس و مدرسه است.
۱۹. مدیر یادگیری چراغ عقل را روشن نگه می دارد تا راه دین به درستی و در ریل بصیرت و به دور از افراطی گری پیموده شود و حیات طیبه را در حیات دینی جستجو می کند و عطش این حیات را در دانش اموز خلق می کند.
۲۰. مدیر یادگیری دانش آموز را عضوی از خانواده خود می داند و چونان مادر دانش اموز را می پروراند و لحظه لحظه نگران و پیگیر رشد دانایی اوست.
۲۱. مدیر یادگیری در کنار مشروعیت دغدغه مقبولیت هم دارد؛ مشروعیتش را مدرک و گواهی هایش و از همه مهمتر دانش و تخصص و مهارتش تامین میکند اما مقبولیتش گره خورده به: جذابیتش، تکنیک های بروزش، پیگیری و هدایت یادگیری، شنیدن و گفتگو، لبخندهای امیدبخشش، دلسوزیش، تصمیم های موقعیت محور او.
🔺با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🆔 @CompetentManagers
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔰حلیمه یعقوب:
📚تنها زن فقیر در جهان که کشورش را سرشار از ثروت کرد!!.
🔺با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🔷@CompetentManagers
📚تنها زن فقیر در جهان که کشورش را سرشار از ثروت کرد!!.
🔺با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🔷@CompetentManagers
Forwarded from اتچ بات
🔰شهری که 200 سال پیش وجود نداشت
🔺خیلی سخت است که باور کنیم کوالالامپور 200 سال پیش وجود نداشته است! تاریخچه این شهر به طرز شگفت انگیزی کوتاه می باشد و موجودیتش از اواخر دهه 1850 آغاز شد. زمانیکه گروهی از جستجوگران چینی به دنبال معدن قلع، در محل تلاقی رودخانه های کِلانگ و گُمبک سکنی گزیدند. وجود این معادن باعث پیشرفت به سمت تجاری و تبدیل شدن منطقه به شهری مرزی شد.
🔺از سال 1981 به بعد، شهر حتی سریعتر از قبل توسعه یافت و این امر تا حدی به دلیل کارهای نخست وزیر وقت، دکتر ماهاتیر بود. با چشم انداز وی از سال 2020، او مالزی را به کشوری مدرن تبدیل کرد و کوالالامپور به شهری مدرن تر تبدیل شد. برج های دوقلوی پتروناس به نماد کوالالامپور تبدیل شدند و طراحی مدرن اما سنتی این برج ها نشان داد که یک کشور اسلامی هنوز می تواند نقشی در توسعه های مدرن دنیایی که به سرعت در حال رشد است، داشته باشد. امروزه کوالالامپور یک کلان شهر واقعی است.
🔺کوالالامپور به عنوان یک جامعه چند فرهنگی شناخته می شود. مالزیایی ها، چینی ها و هندوها نژادهای اصلی ساكنان این كشور ملیتی تشكیل می دهند. این تنوع قومی و نژادی به وضوح در آداب مختلف فرهنگی ، اعتقادات مذهبی ، زبان ، غذا و معماری شهر نیز مشهود است.
🔺كوالالامپور در میان اهالی با نام KL مشهور است. كوالالامپور بهترین مثال از شهری است كه با مدیریت صحیح در حفظ ارزشمندترین میراث فرهنگی خویش، آن را جهت ارایه تجربه ای كاملا منحصر به فرد و خاطره برانگیز به بازدیدكنندگان و توریست ها با تسهیلات مدرن روز تلفیق كرده است.
🔺با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🆔 @CompetentManagers
🔺خیلی سخت است که باور کنیم کوالالامپور 200 سال پیش وجود نداشته است! تاریخچه این شهر به طرز شگفت انگیزی کوتاه می باشد و موجودیتش از اواخر دهه 1850 آغاز شد. زمانیکه گروهی از جستجوگران چینی به دنبال معدن قلع، در محل تلاقی رودخانه های کِلانگ و گُمبک سکنی گزیدند. وجود این معادن باعث پیشرفت به سمت تجاری و تبدیل شدن منطقه به شهری مرزی شد.
🔺از سال 1981 به بعد، شهر حتی سریعتر از قبل توسعه یافت و این امر تا حدی به دلیل کارهای نخست وزیر وقت، دکتر ماهاتیر بود. با چشم انداز وی از سال 2020، او مالزی را به کشوری مدرن تبدیل کرد و کوالالامپور به شهری مدرن تر تبدیل شد. برج های دوقلوی پتروناس به نماد کوالالامپور تبدیل شدند و طراحی مدرن اما سنتی این برج ها نشان داد که یک کشور اسلامی هنوز می تواند نقشی در توسعه های مدرن دنیایی که به سرعت در حال رشد است، داشته باشد. امروزه کوالالامپور یک کلان شهر واقعی است.
🔺کوالالامپور به عنوان یک جامعه چند فرهنگی شناخته می شود. مالزیایی ها، چینی ها و هندوها نژادهای اصلی ساكنان این كشور ملیتی تشكیل می دهند. این تنوع قومی و نژادی به وضوح در آداب مختلف فرهنگی ، اعتقادات مذهبی ، زبان ، غذا و معماری شهر نیز مشهود است.
🔺كوالالامپور در میان اهالی با نام KL مشهور است. كوالالامپور بهترین مثال از شهری است كه با مدیریت صحیح در حفظ ارزشمندترین میراث فرهنگی خویش، آن را جهت ارایه تجربه ای كاملا منحصر به فرد و خاطره برانگیز به بازدیدكنندگان و توریست ها با تسهیلات مدرن روز تلفیق كرده است.
🔺با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🆔 @CompetentManagers
Telegram
attach 📎
🔰تفسیر داستایوفسکی از آزادی
🔸همه ملت ها سقف آزادی دارند؛
سقف آزادی رابطه مستقیم با قامت فکری مردمان دارد، با همت بلند مردمان سقف بلند میشود، در جامعه ای که قامت تفکر و همت مردم کوتاه باشد سقف آزادی هم به همان نسبت کوتاه میشود.
🔸وقتی سقف آزادی کوتاه باشد، آدمهای بزرگ سرشان آنقدر به سقف میخورد که حذف میشوند، آدمهای کوتوله اما راحت جولان میدهند، بعضی از آدمهای بزرگ هم برای بقا آنقدر سرشان را خم می کنند که کوتوله میشوند.
🔸آن وقت سقف ها هی پایین تر و پایین تر می آید و مردم هی بیشتر و بیشتر قوز میکنند
🔸تا اینکه تا کمر خم میشوند و دیگر نمیتوانند قد راست کنند.
🔸مردم نیز آزادی شان میشود یواشکی و زندگی شان میشود جهنم...!
📚کانال مدیران شایسته
🔶@competentmanagers
🔸همه ملت ها سقف آزادی دارند؛
سقف آزادی رابطه مستقیم با قامت فکری مردمان دارد، با همت بلند مردمان سقف بلند میشود، در جامعه ای که قامت تفکر و همت مردم کوتاه باشد سقف آزادی هم به همان نسبت کوتاه میشود.
🔸وقتی سقف آزادی کوتاه باشد، آدمهای بزرگ سرشان آنقدر به سقف میخورد که حذف میشوند، آدمهای کوتوله اما راحت جولان میدهند، بعضی از آدمهای بزرگ هم برای بقا آنقدر سرشان را خم می کنند که کوتوله میشوند.
🔸آن وقت سقف ها هی پایین تر و پایین تر می آید و مردم هی بیشتر و بیشتر قوز میکنند
🔸تا اینکه تا کمر خم میشوند و دیگر نمیتوانند قد راست کنند.
🔸مردم نیز آزادی شان میشود یواشکی و زندگی شان میشود جهنم...!
📚کانال مدیران شایسته
🔶@competentmanagers
کشورها جهان به دو گروه اصلی؛ کشورهای در حال توسعه و توسعه یافته تقسیم می شود.
این تقسیم بندی توسط سازمان ملل صورت گرفته است.
این طبقه بندی براساس وضعیت اقتصادی کشورها مانند GDP، GNO، درآمد، صنعت سازی، استاندارد زندگی شهروندان و غیره می باشد.
کشورهای توسعه یافته معمولا دارای اقتصاد پیشرفته با رفاه عمومی بالاتر و کیفیت زندگی بهتر و دارای زیربنای فناوری عالی در مقایسه با سایر کشورها بوده و فضایی سالم، آزاد و امن را برای شهروندان خود عرضه می دارند.
در مقابل، کشورهایی با نرخ صنعت سازی پایین، شاخص پیشرفت انسانی پایین، و کیفیت زندگی پایین، به عنوان کشورهای در حال توسعه در جهان شناخته می شوند.
درکشورهای در حال توسعه، فقر، نرخ بیکاری، نرخ مرگ و میر نوزادان، نرخ تولد و امید به زندگی در سطح پایینی قرار دارد. اما در مقابل، در کشور های توسعه یافته این نرخها و شاخصها در سطح بالایی قرار دارد.
در کشورهای توسعه یافته سطح استاندارد زندگی شهروندان معمولا بالا بوده و تقسیم در آمد در بین شهروندان تقریبا مساوی است
🔺کانال مدیران شایسته
🔰@CompetentManagers
این تقسیم بندی توسط سازمان ملل صورت گرفته است.
این طبقه بندی براساس وضعیت اقتصادی کشورها مانند GDP، GNO، درآمد، صنعت سازی، استاندارد زندگی شهروندان و غیره می باشد.
کشورهای توسعه یافته معمولا دارای اقتصاد پیشرفته با رفاه عمومی بالاتر و کیفیت زندگی بهتر و دارای زیربنای فناوری عالی در مقایسه با سایر کشورها بوده و فضایی سالم، آزاد و امن را برای شهروندان خود عرضه می دارند.
در مقابل، کشورهایی با نرخ صنعت سازی پایین، شاخص پیشرفت انسانی پایین، و کیفیت زندگی پایین، به عنوان کشورهای در حال توسعه در جهان شناخته می شوند.
درکشورهای در حال توسعه، فقر، نرخ بیکاری، نرخ مرگ و میر نوزادان، نرخ تولد و امید به زندگی در سطح پایینی قرار دارد. اما در مقابل، در کشور های توسعه یافته این نرخها و شاخصها در سطح بالایی قرار دارد.
در کشورهای توسعه یافته سطح استاندارد زندگی شهروندان معمولا بالا بوده و تقسیم در آمد در بین شهروندان تقریبا مساوی است
🔺کانال مدیران شایسته
🔰@CompetentManagers
Forwarded from اتچ بات
✍ دکتر محمود سریع القلم
✅ یکی از مهمترین دلایل عقب ماندگی کشور این است که تا حالا نتوانسته ایم با جهان ارتباط مناسب ایجاد کنیم و بین المللی شویم .
✏️اگر ما در حد تركيه با جهان ارتباط داشتيم، تخصص را گرامي ميداشتيم و به يك نفر، بیش از ده حكم اجرايي نميداديم.
✏️اگر ارتباطات جدي بينالمللي داشتيم، سريع آلودگي هواي تهران، ايمني جادهها، ترافيك شهري، نظام اداري و دهها مورد را مجبور ميشديم حلوفصل كنيم.
✏️اگر ارتباطات وسيع بينالمللي داشتيم، نميتوانستيم نرخ دورقمی تورم را براي چندین دهه حفظ كنيم.
✏️اگر بينالمللي بوديم، در دانشگاههای ما، از اساتید کرهای و ژاپنی اروپایی گرفته تا محققان مصری و برزیلی حضور پيدا ميكردند، تدريس ميكردند، آموزش ميدادند و ميآموختند و افراد دانشگاهی در داخل کشور، خود را محك ميزدند.
✏️اگر بينالمللي بوديم، قبول نميكرديم درصد قابلتوجهی از مردم ايران از اتومبيل پرايد استفاده كنند.
✏️اگر بينالمللي عمل ميكرديم، روبروي شاخص ارزي ايران در صرافيهاي خارجي، معادلهای بسیار ضعیف را نميديديم.
✅مسئله ما ناکارآمدی است و راهحل آن بینالمللیشدن است. سیستم، ترتب، تخصص، کیفیت، رقابت و استاندارد منحصراً در سایه روابط گسترده بینالمللی قابل تحقق است.
✏️منظور از بینالمللی شدن چيست؟ سه اصل است: رقابت، كيفيت و استاندارد. تصور نكنيد كه مقصود تعامل صرفاً با غرب است. يكي از بهترين مصاديق براي فهم بینالمللی شدن، كشور كره جنوبي است. هم پيشرفت خارقالعادهاي كردهاند و بدون منابع طبيعي نزديك به يك تريليون دلار توليد ناخالص داخلي دارند. همزبان و فرهنگ و ادبيات خود را حفظ كردهاند و هم ميتوانند با سيستمي رقابتي و جهاني كه بپا كردهاند، همسایه شمالي خود را تهديد اقتصادي كنند. كرة شمالي نگران باز شدن است چون تضادهاي دروني آن برملا ميشود و نظمي كه ايجاد كردهاند را متزلزل ميكند.
✏️آيا من و شما ميتوانيم سه نفر از مقامات كره جنوبي را نام ببريم. احتمالاً خير. چون كره جنوبي سيستم است و نه فرد. اما همینکه در جهان گفته ميشد ونزوئلا يا ليبي، همه ميدانستند نام كدام افراد را بايد مطرح كنند. اول شرط توسعهيافتگي اين است كه همه بپذيرند، سيستمسازي مبناي تحول است و افراد صرفاً سيستم را مديريت ميكنند.
✏️ در جهان سوم تعهد جايگاهى ندارد، آدمها بين ساعت يك ربع به هفت، هفت، و هفت و ده دقيقه فرقى قائل نيستند، وقتی با تأخیر سر قرار میرسند بجای عذرخواهی میگویند: اِ ؟ خیلی وقته اومدی ؟! بنابراینا ارزش كسى كه هر روز سر ساعت هفت در محل كار حاضر است الزاما حفظ نميشود، بلكه كسيكه گستاخ تر است و روى بيشترى دارد حرف اول را ميزند، كارمندى كه كارش را درست انجام ميدهد هميشه تحت فشار است بى آنكه رشد كند، در مقابل كارمندى كه از زير كار در ميرود راحت تر است، جواب خيلى از سؤالها اين است: حالا مگه چى شده ؟! در كشورهاى پيشرفته مردم آگاهى و بينش بهترى دارند، آنها ميدانند كه كسيكه متعهدتر است قابل اعتماد و البته قابل احترام است، جامعه به افراد سخت كوش نياز دارد و اين افراد رشد ميكنند ! و این است که بسیاری که مهاجرت میکنند در کشورهای دیگر موفق هستند ! در خاورميانه عمدتا ارزشها جابجا شده، تو اگر آدم سخت كوشى باشى بايد كل سيستم را به جلو هل دهى و البته نخواهى توانست، کسیکه کار نمیکند راحت تر زندگی میکند و فشار کمتری متحمل است ! يكروز تعطيل رسمى است، روز بعد بين التعطيل و بعدش جمعه، و شنبه هم هنوز عده اى مرخصى هستند و كارها انجام نميشود، يكروز آفتابى ساعت نه صبح ميروى به ادارات و كارمندى داد ميزند سيستم قطعه ! و تو هيچ حرفى براى گفتن ندارى، هيچكس پاسخگو نيست،
✏️در این جامعه است که این ضرب المثل همچنان تیشه به ریشه تمام اقتصاد و فرهنگ و ادب و انسانیت و مدنیت میزند:
خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو.
🔹با کانال مدیران شایسته همراه شوید
📘@CompetentManagers
✅ یکی از مهمترین دلایل عقب ماندگی کشور این است که تا حالا نتوانسته ایم با جهان ارتباط مناسب ایجاد کنیم و بین المللی شویم .
✏️اگر ما در حد تركيه با جهان ارتباط داشتيم، تخصص را گرامي ميداشتيم و به يك نفر، بیش از ده حكم اجرايي نميداديم.
✏️اگر ارتباطات جدي بينالمللي داشتيم، سريع آلودگي هواي تهران، ايمني جادهها، ترافيك شهري، نظام اداري و دهها مورد را مجبور ميشديم حلوفصل كنيم.
✏️اگر ارتباطات وسيع بينالمللي داشتيم، نميتوانستيم نرخ دورقمی تورم را براي چندین دهه حفظ كنيم.
✏️اگر بينالمللي بوديم، در دانشگاههای ما، از اساتید کرهای و ژاپنی اروپایی گرفته تا محققان مصری و برزیلی حضور پيدا ميكردند، تدريس ميكردند، آموزش ميدادند و ميآموختند و افراد دانشگاهی در داخل کشور، خود را محك ميزدند.
✏️اگر بينالمللي بوديم، قبول نميكرديم درصد قابلتوجهی از مردم ايران از اتومبيل پرايد استفاده كنند.
✏️اگر بينالمللي عمل ميكرديم، روبروي شاخص ارزي ايران در صرافيهاي خارجي، معادلهای بسیار ضعیف را نميديديم.
✅مسئله ما ناکارآمدی است و راهحل آن بینالمللیشدن است. سیستم، ترتب، تخصص، کیفیت، رقابت و استاندارد منحصراً در سایه روابط گسترده بینالمللی قابل تحقق است.
✏️منظور از بینالمللی شدن چيست؟ سه اصل است: رقابت، كيفيت و استاندارد. تصور نكنيد كه مقصود تعامل صرفاً با غرب است. يكي از بهترين مصاديق براي فهم بینالمللی شدن، كشور كره جنوبي است. هم پيشرفت خارقالعادهاي كردهاند و بدون منابع طبيعي نزديك به يك تريليون دلار توليد ناخالص داخلي دارند. همزبان و فرهنگ و ادبيات خود را حفظ كردهاند و هم ميتوانند با سيستمي رقابتي و جهاني كه بپا كردهاند، همسایه شمالي خود را تهديد اقتصادي كنند. كرة شمالي نگران باز شدن است چون تضادهاي دروني آن برملا ميشود و نظمي كه ايجاد كردهاند را متزلزل ميكند.
✏️آيا من و شما ميتوانيم سه نفر از مقامات كره جنوبي را نام ببريم. احتمالاً خير. چون كره جنوبي سيستم است و نه فرد. اما همینکه در جهان گفته ميشد ونزوئلا يا ليبي، همه ميدانستند نام كدام افراد را بايد مطرح كنند. اول شرط توسعهيافتگي اين است كه همه بپذيرند، سيستمسازي مبناي تحول است و افراد صرفاً سيستم را مديريت ميكنند.
✏️ در جهان سوم تعهد جايگاهى ندارد، آدمها بين ساعت يك ربع به هفت، هفت، و هفت و ده دقيقه فرقى قائل نيستند، وقتی با تأخیر سر قرار میرسند بجای عذرخواهی میگویند: اِ ؟ خیلی وقته اومدی ؟! بنابراینا ارزش كسى كه هر روز سر ساعت هفت در محل كار حاضر است الزاما حفظ نميشود، بلكه كسيكه گستاخ تر است و روى بيشترى دارد حرف اول را ميزند، كارمندى كه كارش را درست انجام ميدهد هميشه تحت فشار است بى آنكه رشد كند، در مقابل كارمندى كه از زير كار در ميرود راحت تر است، جواب خيلى از سؤالها اين است: حالا مگه چى شده ؟! در كشورهاى پيشرفته مردم آگاهى و بينش بهترى دارند، آنها ميدانند كه كسيكه متعهدتر است قابل اعتماد و البته قابل احترام است، جامعه به افراد سخت كوش نياز دارد و اين افراد رشد ميكنند ! و این است که بسیاری که مهاجرت میکنند در کشورهای دیگر موفق هستند ! در خاورميانه عمدتا ارزشها جابجا شده، تو اگر آدم سخت كوشى باشى بايد كل سيستم را به جلو هل دهى و البته نخواهى توانست، کسیکه کار نمیکند راحت تر زندگی میکند و فشار کمتری متحمل است ! يكروز تعطيل رسمى است، روز بعد بين التعطيل و بعدش جمعه، و شنبه هم هنوز عده اى مرخصى هستند و كارها انجام نميشود، يكروز آفتابى ساعت نه صبح ميروى به ادارات و كارمندى داد ميزند سيستم قطعه ! و تو هيچ حرفى براى گفتن ندارى، هيچكس پاسخگو نيست،
✏️در این جامعه است که این ضرب المثل همچنان تیشه به ریشه تمام اقتصاد و فرهنگ و ادب و انسانیت و مدنیت میزند:
خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو.
🔹با کانال مدیران شایسته همراه شوید
📘@CompetentManagers
Telegram
attach 📎
Forwarded from اتچ بات
🌐سی مزیت کار با جهان
✍ دکتر سریعالقلم
🔰مهمترین مسئله ما ناکارآمدی است و راهحل آن، ارتباط گسترده با نظام بینالملل است. و تا زمانی که نتوانیم با نظام بین الملل، ارتباط مناسب ایجاد کنیم، پیشرفتی در کار نخواهد بود.
🔷سیستم سازی، ترتب، تخصص، کیفیت، رقابت واستاندارد، منحصراً در سایه روابط گسترده بینالمللی قابل تحقق است.
🔰در زیر به سی مزیت ارتباط با نظام بینالملل ذکر میگردد.
۱- شهروندان، فرصت مقایسه پیدا میکنند؛
۲- چون مقایسه میکنند، بیشتر فکر کرده و دقیقتر تحلیل میکنند؛
۳- حرف زدن، مسئولیت ایجاد میکند؛
۴- تاریخ مهلت، قداست پیدا میکند؛
۵- دولت مجبور میشود سراغ متخصص برود؛
۶- فکر جای عصبانیت را میگیرد؛
۷- تخصص جای توصیه را میگیرد؛
۸- گفتار درمانی، دوام نمیآورد؛
۹- کیفیت صادرات و تولید داخلی سریع اصلاح میشود؛
۱۰- خبرنگاران حرفهای رشد میکنند و منبع فکری میشوند؛
۱۱- سیستم سازی جای مدیریت فردی را میگیرد؛
۱۲- جامعه به سخن دروغ سریعتر پی میبرد؛
۱۳- نگهداری از محیط زیست برای همه واجب میشود؛
۱۴- با به روز شدن، مشکلات سریعتر حل میشوند؛
۱۵- افراد و بنگاههایی که میتوانند رقابت کنند، پایدارتر میمانند؛
۱۶- چون رقابت و تولید اولویت پیدا میکنند، حکمرانی با توسعه مساوی میشود؛
۱۷- تملّق، کاربرد خود را از دست میدهد
۱۸-فکت جای نمایش مدیران را میگیرد؛
۱۹- زحمت بیشتر، جای حسادت را میگیرد؛
۲۰- به واسطۀ کار و تلاشی که افراد میکنند، وقت تخریب دیگران را پیدا نمیکنند؛
۲۱- کسانی که حرف نو نمیزنند، از صحنه خارج میشوند؛
۲۲- رسانهها نمیگذارند مدیران عوام فریبی کنند؛
۲۳- شهروندان، تفاوت تحلیل از پروپاگاندا تشخیص میدهند؛
۲۴- جامعه متوجه میشود کار جمعی تعیین کنندهاست؛
۲۵- چون رقابت و یادگیری افزایش پیدا میکنند، ثروت تولید میشود؛
۲۶- دیگر نمیتوان هم زمان ۱۵ شغل داشت؛
۲۷- مدیران مجبور میشوند مشکلات را حل کنند و نه مدیریت؛
۲۸- افراد Showman، نمیتوانند طولانی فیلم بازی کنند؛
۲۹- حرف ناپسند زدن، هزینه پیدا میکند؛
۳۰- نمیتوان طولانی مدت، اطلاعات و تحلیل غلط ارائه داد.
🔺با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🔰@CompetentManagers
✍ دکتر سریعالقلم
🔰مهمترین مسئله ما ناکارآمدی است و راهحل آن، ارتباط گسترده با نظام بینالملل است. و تا زمانی که نتوانیم با نظام بین الملل، ارتباط مناسب ایجاد کنیم، پیشرفتی در کار نخواهد بود.
🔷سیستم سازی، ترتب، تخصص، کیفیت، رقابت واستاندارد، منحصراً در سایه روابط گسترده بینالمللی قابل تحقق است.
🔰در زیر به سی مزیت ارتباط با نظام بینالملل ذکر میگردد.
۱- شهروندان، فرصت مقایسه پیدا میکنند؛
۲- چون مقایسه میکنند، بیشتر فکر کرده و دقیقتر تحلیل میکنند؛
۳- حرف زدن، مسئولیت ایجاد میکند؛
۴- تاریخ مهلت، قداست پیدا میکند؛
۵- دولت مجبور میشود سراغ متخصص برود؛
۶- فکر جای عصبانیت را میگیرد؛
۷- تخصص جای توصیه را میگیرد؛
۸- گفتار درمانی، دوام نمیآورد؛
۹- کیفیت صادرات و تولید داخلی سریع اصلاح میشود؛
۱۰- خبرنگاران حرفهای رشد میکنند و منبع فکری میشوند؛
۱۱- سیستم سازی جای مدیریت فردی را میگیرد؛
۱۲- جامعه به سخن دروغ سریعتر پی میبرد؛
۱۳- نگهداری از محیط زیست برای همه واجب میشود؛
۱۴- با به روز شدن، مشکلات سریعتر حل میشوند؛
۱۵- افراد و بنگاههایی که میتوانند رقابت کنند، پایدارتر میمانند؛
۱۶- چون رقابت و تولید اولویت پیدا میکنند، حکمرانی با توسعه مساوی میشود؛
۱۷- تملّق، کاربرد خود را از دست میدهد
۱۸-فکت جای نمایش مدیران را میگیرد؛
۱۹- زحمت بیشتر، جای حسادت را میگیرد؛
۲۰- به واسطۀ کار و تلاشی که افراد میکنند، وقت تخریب دیگران را پیدا نمیکنند؛
۲۱- کسانی که حرف نو نمیزنند، از صحنه خارج میشوند؛
۲۲- رسانهها نمیگذارند مدیران عوام فریبی کنند؛
۲۳- شهروندان، تفاوت تحلیل از پروپاگاندا تشخیص میدهند؛
۲۴- جامعه متوجه میشود کار جمعی تعیین کنندهاست؛
۲۵- چون رقابت و یادگیری افزایش پیدا میکنند، ثروت تولید میشود؛
۲۶- دیگر نمیتوان هم زمان ۱۵ شغل داشت؛
۲۷- مدیران مجبور میشوند مشکلات را حل کنند و نه مدیریت؛
۲۸- افراد Showman، نمیتوانند طولانی فیلم بازی کنند؛
۲۹- حرف ناپسند زدن، هزینه پیدا میکند؛
۳۰- نمیتوان طولانی مدت، اطلاعات و تحلیل غلط ارائه داد.
🔺با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🔰@CompetentManagers
Telegram
attach 📎