🔰کره شمالی یا جنوبی
⏺ وضعیت امروز شبه جزیره کره مثال خوبی است برای افرادی که می گویند سیاست کثیف است و من از سیاست بیزارم و نمی خواهند دامن پاک خود را به این شبیه کریه المنظر بیالایند.
کره شمالی و جنوبی دارای فرهنگ، نژاد، اعتقادات و تاریخ مشترک هستند اما از حدود شصت و پنج سال قبل «سیاست» مرزهای این کشور را به دو قسمت شمالی و جنوبی تقسیم کرده است.
⏺ قسمتی از شبه جزیره دل در گرو خوانشی جهان سومی از مارکس دنبال آرمانشهر رفت و بمب های خود را با توان تخریبی بالا ساخت و قسمتی دیگر بدون توجه به شعارهای جهانشمول و یوتوپویایی مسیر توسعه اقتصادی را در پیش گرفت.
حالا پس از چندین دهه کره جنوبی با سامسونگ و ال جی و بسیاری برندهای معروف صنعتی شناخته می شود و به یکی از کشورهای ثروتمند آسیا تبدیل شده است. کره جنوبی در رقابت های علمی و ورزشی نامی برای خود دست و پا کرده و در کارنامه خود برگزاری مسابقات ورزشی المپیک و جام جهانی را می بیند.
⏺ رژیم های سیاسی حاکم در هر دو کشور سوژه های خاص گفتمان خود را پرورش داده اند. کره شمالی با تاکید بر دو گانه "ما" و "دشمنان ما" از رهبران خود قدیس هایی در حد پرستش تولید کرده که «خلق و توده ها» آنها را ناجی خود می بینند. این گفتمان از طریق رسانه ها، کتب درسی و سایر ابزارهایش به افراد از بدو تولد آموزش می دهد که جهان را آنگونه ببینند که سیستم از آنها طلب می کند. خشونت، غیر ستیزی و احترام و سرسپردگی به سلسله مراتب ویژگی اصلی سوژه هایی است که در این کشور رشد می کنند.( بی جهت نیست که جوانان کره شمالی حتی در ورزش های سخت و طاقت فرسایی مانند وزنه برداری می توانند در المپیک مدال کسب کنند)
⏺ در مقابل نطام حاکم کره جنوبی از طریق همان ابزارهای خود (رسانه،کتب آموزشی و..) سوژه هایی قانون مدار، سخت کوش و مسئولیت پذیر را پرورش می دهد. سوژه هایی که یاد می گیرند خود را در قالب ملتی به نام کره جنوبی ببینند و موفقیت خود را به صورت جمعی تجربه نمایند. در کره جنوبی سیاست مداران برعکس کره شمالی نه تنها مورد پرستش نیستند بلکه مدام مورد مواخذه قرار می گیرند و با کوچکترین تخلف و اشتباهی مجبور به استعفا و عذر خواهی می شوند.
⏺ کره جنوبی به مانند بچه درسخوان ردیف اول کلاس رفتار کرد که همیشه سعی کرد بدون حاشیه نت برداری هایش را کرده و درس های خود را بخواند و در نهایت به رشته و شغل مورد نظر خود دست یابد در مقابل کره شمالی مانند دانش آموز شلوغ آخر کلاس است که در نهایت از مدرسه اخراج شده است و حالا هر از چند گاهی با مشتی سنگ به سمت مدرسه آمده و مدیر و معاونان را به شکستن تمام شیشه ها و اذیت دانش آموزان تهدید می کند. کره شمالی مانند فرزند کوچک و معتاد خانواده ای است که علیه اقتدار پدر شورش کرده و مدام با تهدید کردن و ترساندن باج می گیرد.
⏺ امروزه نام کره شمالی با گرسنگی، قحطی، فقر و گاهی آزمایش بمب و موشک در جهان مخابره می شود و نام کره جنوبی با صادرات کالاهای صنعتی ، صعود راحت به جام جهانی فوتبال، بالاترین سرعت اینترنت در جهان خود را به گوش جهانیان می خورد.
⏺ مقایسه این دو کشور نشان می دهد، سیستم حاکم و نحوه نگاه مردم به سیاست چه تاثیر بزرگی بر زندگی آنها دارد.
به قول برتولت برشت « بدترین بیسواد، بیسواد سیاسی است...
وی کور و کر است، درک سیاسی ندارد و نمیداند که هزینههای زندگی از قبیل قیمت نان، مسکن، دارو و درمان همگی وابسته به تصمیمات سیاسی هستند. او حتی به جهالت سیاسی خود افتخار کرده، سینه جلو میاندازد و میگوید که: "از سیاست بیزار است".
چنین آدم سبکمغزی نمیفهمد که بیتوجهی به سیاست است که زنان فاحشه و کودکان خیابانی میسازد، قتل و غارت را زیاد میکند و از همه بدتر بر فساد صاحبان قدرت میافزاید» ✍فرهاد قنبری
🔶کانال مدیران شایسته
🔷@CompetentManagers
⏺ وضعیت امروز شبه جزیره کره مثال خوبی است برای افرادی که می گویند سیاست کثیف است و من از سیاست بیزارم و نمی خواهند دامن پاک خود را به این شبیه کریه المنظر بیالایند.
کره شمالی و جنوبی دارای فرهنگ، نژاد، اعتقادات و تاریخ مشترک هستند اما از حدود شصت و پنج سال قبل «سیاست» مرزهای این کشور را به دو قسمت شمالی و جنوبی تقسیم کرده است.
⏺ قسمتی از شبه جزیره دل در گرو خوانشی جهان سومی از مارکس دنبال آرمانشهر رفت و بمب های خود را با توان تخریبی بالا ساخت و قسمتی دیگر بدون توجه به شعارهای جهانشمول و یوتوپویایی مسیر توسعه اقتصادی را در پیش گرفت.
حالا پس از چندین دهه کره جنوبی با سامسونگ و ال جی و بسیاری برندهای معروف صنعتی شناخته می شود و به یکی از کشورهای ثروتمند آسیا تبدیل شده است. کره جنوبی در رقابت های علمی و ورزشی نامی برای خود دست و پا کرده و در کارنامه خود برگزاری مسابقات ورزشی المپیک و جام جهانی را می بیند.
⏺ رژیم های سیاسی حاکم در هر دو کشور سوژه های خاص گفتمان خود را پرورش داده اند. کره شمالی با تاکید بر دو گانه "ما" و "دشمنان ما" از رهبران خود قدیس هایی در حد پرستش تولید کرده که «خلق و توده ها» آنها را ناجی خود می بینند. این گفتمان از طریق رسانه ها، کتب درسی و سایر ابزارهایش به افراد از بدو تولد آموزش می دهد که جهان را آنگونه ببینند که سیستم از آنها طلب می کند. خشونت، غیر ستیزی و احترام و سرسپردگی به سلسله مراتب ویژگی اصلی سوژه هایی است که در این کشور رشد می کنند.( بی جهت نیست که جوانان کره شمالی حتی در ورزش های سخت و طاقت فرسایی مانند وزنه برداری می توانند در المپیک مدال کسب کنند)
⏺ در مقابل نطام حاکم کره جنوبی از طریق همان ابزارهای خود (رسانه،کتب آموزشی و..) سوژه هایی قانون مدار، سخت کوش و مسئولیت پذیر را پرورش می دهد. سوژه هایی که یاد می گیرند خود را در قالب ملتی به نام کره جنوبی ببینند و موفقیت خود را به صورت جمعی تجربه نمایند. در کره جنوبی سیاست مداران برعکس کره شمالی نه تنها مورد پرستش نیستند بلکه مدام مورد مواخذه قرار می گیرند و با کوچکترین تخلف و اشتباهی مجبور به استعفا و عذر خواهی می شوند.
⏺ کره جنوبی به مانند بچه درسخوان ردیف اول کلاس رفتار کرد که همیشه سعی کرد بدون حاشیه نت برداری هایش را کرده و درس های خود را بخواند و در نهایت به رشته و شغل مورد نظر خود دست یابد در مقابل کره شمالی مانند دانش آموز شلوغ آخر کلاس است که در نهایت از مدرسه اخراج شده است و حالا هر از چند گاهی با مشتی سنگ به سمت مدرسه آمده و مدیر و معاونان را به شکستن تمام شیشه ها و اذیت دانش آموزان تهدید می کند. کره شمالی مانند فرزند کوچک و معتاد خانواده ای است که علیه اقتدار پدر شورش کرده و مدام با تهدید کردن و ترساندن باج می گیرد.
⏺ امروزه نام کره شمالی با گرسنگی، قحطی، فقر و گاهی آزمایش بمب و موشک در جهان مخابره می شود و نام کره جنوبی با صادرات کالاهای صنعتی ، صعود راحت به جام جهانی فوتبال، بالاترین سرعت اینترنت در جهان خود را به گوش جهانیان می خورد.
⏺ مقایسه این دو کشور نشان می دهد، سیستم حاکم و نحوه نگاه مردم به سیاست چه تاثیر بزرگی بر زندگی آنها دارد.
به قول برتولت برشت « بدترین بیسواد، بیسواد سیاسی است...
وی کور و کر است، درک سیاسی ندارد و نمیداند که هزینههای زندگی از قبیل قیمت نان، مسکن، دارو و درمان همگی وابسته به تصمیمات سیاسی هستند. او حتی به جهالت سیاسی خود افتخار کرده، سینه جلو میاندازد و میگوید که: "از سیاست بیزار است".
چنین آدم سبکمغزی نمیفهمد که بیتوجهی به سیاست است که زنان فاحشه و کودکان خیابانی میسازد، قتل و غارت را زیاد میکند و از همه بدتر بر فساد صاحبان قدرت میافزاید» ✍فرهاد قنبری
🔶کانال مدیران شایسته
🔷@CompetentManagers
Telegram
🖇 attach
✅ حکومتداری بیاموزیم
✍️ دکتر محمد فاضلی
📌 امروز باواسطه (از فردی موثق) شنیدم که از دفتر نخستوزیر کانادا با خانواده یکی از قربانیان تماس تلفنی گرفتهاند و احوالشان را پرسیدهاند، تسلیت گفتهاند، پیشنهاد زندگی در کانادا دادهاند و پرسیدهاند آیا نمیخواهید به کانادا سفر کنید و خانه و زندگی عزیز از دست رفته را مشاهده کنید.
📌 دو سه ساعت بعد تصادفاً به تلویزیون نگاه کردم و دریغ از یک نوار سیاه که نشان عزا باشد. امروز هیچ خبری از دیدار تسلیبخش مقامات با خانواده قربانیان نبود.
📌 ما اگر نخوردهایم نان گندم، دیدهایم دست مردم. دیدهایم که تلویزیونهای دنیا برای یکدهم رخداد سقوط هواپیما برنامههای عادیشان را قطع میکنند، با خانواده قربانیان تماس میگیرند و میکوشند مرجع جامعه شوند.
📌 سؤالاتم اینهاست:
☑️ چرا از یک نوار سیاه بر گوشه تلویزیون دریغ میشود؟
☑️ چرا یک هلیکوپتر در مراسمی رسمی، با حضور گروه موزیک نظامی، با حضور مقامات ارشد، در ادای احترام به قربانیان حادثه، محل سقوط هواپیما را گلباران نمیکند؟
☑️ چرا مقامات رسمی در مراسم شمع روشن کردن برای قربانیان شرکت نمیکنند؟
☑️ چرا با چهرههای مورد قبول مردم، با آنها که اندکی به مردم آرامش میبخشند، گفتوگو نمیشود؟
☑️ چرا شورای شهر یا هر نهادی که اختیار دارد، برای ساختن بنای یادبود، یک مرکز تحقیقات ایمنی پرواز یا تحقیقات درباره هر چیز دیگری، در محل سقوط هواپیما که اتفاقا منطقهای توسعهنیافته از استان تهران هم هست، دست به بررسی نمیزند؟
☑️ چرا کسی به کاناداییها، به همان دانشگاههایی که نخبگان ایرانی در آن تحصیل میکردند پیشنهاد نمیکند به یاد قربانیان حادثه، با همراهی اوکراینیها، یک مرکز تحقیقات صلح در محل حادثه ساخته شود؟
☑️ واقعاً چرا در سرزمین سوگ و در فرهنگی که تراژدی از رستم و سهراب تا به امروز سنتی غنی دارد، این قدر ذهنهای تصمیمساز و تصمیمگیر بسته و غریبه با «گفتمان زندگی» است؟ چه کسی مسئول بازگرداندن این مردم از مرگزیستی به زندگی است؟
☑️ چرا صد ایده دیگر روی میز نمیگذارید برای بزرگداشت زندگی؟ برای همدردی برای با هم بودن؟
📌 چرا تعجب میکنید که کثیری از این مردم در رؤیای کانادا به سر میبرند؟ نخستوزیرش را میبینند که خانواده قربانیان را در بر گرفته است، و دیر یا زود خبر دلداریها و مردمنوازیهایشان را میشنوند.
📌 مرگ، اتفاق، تلخی، اشتباه و سوگ همیشه و همه جا هست؛ آنچه همه جا نیست، ظرائف و درایت حکمرانی است.
🔺کانال مدیران شایسته
🔶@CompetentManagers
✍️ دکتر محمد فاضلی
📌 امروز باواسطه (از فردی موثق) شنیدم که از دفتر نخستوزیر کانادا با خانواده یکی از قربانیان تماس تلفنی گرفتهاند و احوالشان را پرسیدهاند، تسلیت گفتهاند، پیشنهاد زندگی در کانادا دادهاند و پرسیدهاند آیا نمیخواهید به کانادا سفر کنید و خانه و زندگی عزیز از دست رفته را مشاهده کنید.
📌 دو سه ساعت بعد تصادفاً به تلویزیون نگاه کردم و دریغ از یک نوار سیاه که نشان عزا باشد. امروز هیچ خبری از دیدار تسلیبخش مقامات با خانواده قربانیان نبود.
📌 ما اگر نخوردهایم نان گندم، دیدهایم دست مردم. دیدهایم که تلویزیونهای دنیا برای یکدهم رخداد سقوط هواپیما برنامههای عادیشان را قطع میکنند، با خانواده قربانیان تماس میگیرند و میکوشند مرجع جامعه شوند.
📌 سؤالاتم اینهاست:
☑️ چرا از یک نوار سیاه بر گوشه تلویزیون دریغ میشود؟
☑️ چرا یک هلیکوپتر در مراسمی رسمی، با حضور گروه موزیک نظامی، با حضور مقامات ارشد، در ادای احترام به قربانیان حادثه، محل سقوط هواپیما را گلباران نمیکند؟
☑️ چرا مقامات رسمی در مراسم شمع روشن کردن برای قربانیان شرکت نمیکنند؟
☑️ چرا با چهرههای مورد قبول مردم، با آنها که اندکی به مردم آرامش میبخشند، گفتوگو نمیشود؟
☑️ چرا شورای شهر یا هر نهادی که اختیار دارد، برای ساختن بنای یادبود، یک مرکز تحقیقات ایمنی پرواز یا تحقیقات درباره هر چیز دیگری، در محل سقوط هواپیما که اتفاقا منطقهای توسعهنیافته از استان تهران هم هست، دست به بررسی نمیزند؟
☑️ چرا کسی به کاناداییها، به همان دانشگاههایی که نخبگان ایرانی در آن تحصیل میکردند پیشنهاد نمیکند به یاد قربانیان حادثه، با همراهی اوکراینیها، یک مرکز تحقیقات صلح در محل حادثه ساخته شود؟
☑️ واقعاً چرا در سرزمین سوگ و در فرهنگی که تراژدی از رستم و سهراب تا به امروز سنتی غنی دارد، این قدر ذهنهای تصمیمساز و تصمیمگیر بسته و غریبه با «گفتمان زندگی» است؟ چه کسی مسئول بازگرداندن این مردم از مرگزیستی به زندگی است؟
☑️ چرا صد ایده دیگر روی میز نمیگذارید برای بزرگداشت زندگی؟ برای همدردی برای با هم بودن؟
📌 چرا تعجب میکنید که کثیری از این مردم در رؤیای کانادا به سر میبرند؟ نخستوزیرش را میبینند که خانواده قربانیان را در بر گرفته است، و دیر یا زود خبر دلداریها و مردمنوازیهایشان را میشنوند.
📌 مرگ، اتفاق، تلخی، اشتباه و سوگ همیشه و همه جا هست؛ آنچه همه جا نیست، ظرائف و درایت حکمرانی است.
🔺کانال مدیران شایسته
🔶@CompetentManagers
Telegram
🖇 attach
✅از تفکر شخص-محور، تا تفکر سیستم-محور
اصولا ️در سیستمهای خوب، آدمهای بد هم خوب عمل میکنند و در سیستم های بد آدمهای خوب هم بد عمل میکنند.-
🔻به این جملات دقت کنید:
«همهاش تقصیر فلانیه»
«باید فلانی مسئول بشه تا مشکلات برطرف بشه»
«باید یک نفر پاک دست و پاکدامن بیاد تا مشکلات حل بشه» «باید به فکر کسی باشیم که بتونه شهرداری رو خوب مدیریت کنه»
«از وقتی اون اومده تو جمع ما همه چیز خراب شده، وجودش نحسه»
«این دوره دیگه به لیست امید رأی نمیدم(میدم)»
«رئیس جمهور دیگری باید انتخاب میکردیم»
«علت فساد، بیتقوایی مفسدان است»-
▫️متأسفانه بسیاری از ما وقتی صحبت از اصلاح و یا بهبود در سیستمهای انسانی میشود اولین چیزی که به ذهنمان خطور میکند این است که اگر کسانی بجای افراد فعلی بودند شرایط متفاوت میشد. و خوب این جمله درستی است. اما نمیشود از آن نتیجه گرفت که برای بهبودِ اوضاع صرفا کافی باشد آنها را عوض کنیم! بلکه نوع روابط (مکانیزم) بین عناصر سیستم هم باید تغییر کند. به عنوان مثال اگر ترکیب جمعیتی در ایران کاملا با اروپاییان عوض شود، اما این جابجائی با سرعت به اندازه کافی پائین باشد به طوری که افرادی که از اروپا به ایران میآیند مناسبات اجتماعی ایرانی را به خوبی فرابگیرند و در جامعه هضم بشوند، حتی بعد از اینکه همه ترکیب جمعیتی اروپائی شدند، باز سیستم شما همان سیستم ایرانی اصل باقی خواهد ماند!-
▫️در نظریه سیستمها دو مفهوم را داریم:
1- مدیریت سیستم
2- طراحی سیستم
مدیریت سیستم به مثابه رانندگی کردن با یک ماشین است، اما طراحی سیستم به مثابه طراحی و ساخت ماشین. اینکه به موقع گاز بدهید و ترمز بگیرید، اینکه به موقع بنزین بزنید و یا آب و روغن ماشین و باد تایرها را تنظیم کنید همه جزء مدیریت سیستم هستند. اما اگر موتورِ آن را دستکاری کردید و یا ظرفیت باک آن را تغییر دادید، در طراحی سیستم تغییر ایجاد کردهاید-
▫️در سیستمهای انسانی هم چنین تقسیمبندیای درست است. در یک خانواده، در یک سازمان، در یک کشور و... نیز چنین است. اگر ماشین مستهلک باشد و یا اشکالاتی بنیادی داشته باشد شما اگر بهترین راننده(مدیر) را هم برای آن به کار بگیرید، نهایتا میتواند تا زمانی که خودش حضور دارد خوب عمل کند و به محض اینکه راننده(مدیر) دیگری روی کار بیاید دوباره عیبهای سیستم رومیافتد-
▫️ممکن است بگویید این اشخاص هستند که باید طراحی سیستم را اصلاح کنند، اما مسئله این است که تا زمانی که مطالبه ما از آن اشخاص بازطراحی و اصلاح سیستم نباشد او چنین کاری را نمیکند و یا انگیزهای برای این باز طراحی ندارد.
🔺کانال مدیران شایسته
🔰@CompetentManagers
اصولا ️در سیستمهای خوب، آدمهای بد هم خوب عمل میکنند و در سیستم های بد آدمهای خوب هم بد عمل میکنند.-
🔻به این جملات دقت کنید:
«همهاش تقصیر فلانیه»
«باید فلانی مسئول بشه تا مشکلات برطرف بشه»
«باید یک نفر پاک دست و پاکدامن بیاد تا مشکلات حل بشه» «باید به فکر کسی باشیم که بتونه شهرداری رو خوب مدیریت کنه»
«از وقتی اون اومده تو جمع ما همه چیز خراب شده، وجودش نحسه»
«این دوره دیگه به لیست امید رأی نمیدم(میدم)»
«رئیس جمهور دیگری باید انتخاب میکردیم»
«علت فساد، بیتقوایی مفسدان است»-
▫️متأسفانه بسیاری از ما وقتی صحبت از اصلاح و یا بهبود در سیستمهای انسانی میشود اولین چیزی که به ذهنمان خطور میکند این است که اگر کسانی بجای افراد فعلی بودند شرایط متفاوت میشد. و خوب این جمله درستی است. اما نمیشود از آن نتیجه گرفت که برای بهبودِ اوضاع صرفا کافی باشد آنها را عوض کنیم! بلکه نوع روابط (مکانیزم) بین عناصر سیستم هم باید تغییر کند. به عنوان مثال اگر ترکیب جمعیتی در ایران کاملا با اروپاییان عوض شود، اما این جابجائی با سرعت به اندازه کافی پائین باشد به طوری که افرادی که از اروپا به ایران میآیند مناسبات اجتماعی ایرانی را به خوبی فرابگیرند و در جامعه هضم بشوند، حتی بعد از اینکه همه ترکیب جمعیتی اروپائی شدند، باز سیستم شما همان سیستم ایرانی اصل باقی خواهد ماند!-
▫️در نظریه سیستمها دو مفهوم را داریم:
1- مدیریت سیستم
2- طراحی سیستم
مدیریت سیستم به مثابه رانندگی کردن با یک ماشین است، اما طراحی سیستم به مثابه طراحی و ساخت ماشین. اینکه به موقع گاز بدهید و ترمز بگیرید، اینکه به موقع بنزین بزنید و یا آب و روغن ماشین و باد تایرها را تنظیم کنید همه جزء مدیریت سیستم هستند. اما اگر موتورِ آن را دستکاری کردید و یا ظرفیت باک آن را تغییر دادید، در طراحی سیستم تغییر ایجاد کردهاید-
▫️در سیستمهای انسانی هم چنین تقسیمبندیای درست است. در یک خانواده، در یک سازمان، در یک کشور و... نیز چنین است. اگر ماشین مستهلک باشد و یا اشکالاتی بنیادی داشته باشد شما اگر بهترین راننده(مدیر) را هم برای آن به کار بگیرید، نهایتا میتواند تا زمانی که خودش حضور دارد خوب عمل کند و به محض اینکه راننده(مدیر) دیگری روی کار بیاید دوباره عیبهای سیستم رومیافتد-
▫️ممکن است بگویید این اشخاص هستند که باید طراحی سیستم را اصلاح کنند، اما مسئله این است که تا زمانی که مطالبه ما از آن اشخاص بازطراحی و اصلاح سیستم نباشد او چنین کاری را نمیکند و یا انگیزهای برای این باز طراحی ندارد.
🔺کانال مدیران شایسته
🔰@CompetentManagers
🌎 به دو دلیل ایران عقب ماند و کره جنوبی پیش رفت
📚 ما با هم شروع کردیم؛ حدود شصت سال پیش! اما کره جنوبی اکنون جزو قدرت های اقتصادی جهان و دارای کیفیت زندگی بالاتری است. این در حالی است که ایران با وجود داشتن منابع غنی تر و شرایط مناسب تر عقب ماند! شاید بلافاصله چالشهای خاص پیش روی ایران را برشمریم که از کنترل ما خارج بود. اما مشکلات پیش روی کره اگر از ما بیشتر نبود کمتر هم نبود.
📚 کره جنوبی در عرض کمتر از بیست سال چهار بحران را تجربه کرد: استقلال از ژاپن، جنگ کره جنوبی و شمالی، انقلاب آوریل 1960 و کودتای نظامی. پس از جنگ دو کره و در نهایت جدایی این دو از یکدیگر، نود درصد برق شبه جزیره و هشتاد درصد تولیدات معدنی و شیمیایی و فلزی در بخش شمالی قرار گرفت و کره جنوبی از این امکانات محروم شد و خروج تکنسینهای ژاپنی نیز بر وخامت اوضاع افزود.
حاصل این جنگ خانمانسوز چیزی جز کشته شدن پنج میلیون نفر کره نبود! اوضاع اقتصادی بسیار اسفبار بود. فقر کره جنوبی در زمینه منابع طبیعی باعث شد که تأمین غذای مردم نیز با دشواری همراه باشد. درآمد سرانه اهالی این کشور در دهه ١٩٦٠ حدود هفتاد دلار بود یعنی کمتر از درآمد سرانه کشورهایی مانند هاییتی و اتیوپی. یعنی فقر مطلق!
اما چگونه کشوری اینچنین به درآمد سرانه ملی سی هزار دلار رسید؟ برای پیشرفت کره ریشه های متعددی برشمرده اند. در این نوشته کوتاه فقط می خواهم روی دو نکته تاکید کنم و برای ایران آینده درس بیاموزيم.
تحلیل و تجویز راهبردی
1⃣- جلب اعتماد عمیق ملی و همگام سازی ملت
هنر حاکمیت کره جنوبی آن بود که مردم را همراه خود کرد و مناسبات ملی را به گونه ای چید که مردم، حاکمیت را باور کردند و همراه او شدند و در زمان های حساس نه در برابر و نه در کنار که در پشت حاکمیت ایستادند. بگذارید چند مثال کوچک بزنم:
دولت کره برای گرفتن وام های بین المللی به شدت در مخمصه افتاده بود. آمریکا آنان را پس زده بود. دولت کره هزاران کارگر معدن و پرستار به سوی آلمان غربی اعزام کرد. مزیت کارگران کرهای این بود که آنها از همه ملیتها با سوادتر بودند. این کارگران درآمدهای خود را به کره میفرستادند و دولت کره با وجود کم بودن مقدار آن، با وثیقه گذاشتن این درآمدها به اخذ وام از بانکهای خارجی از جمله دویچه بانک آلمان موفق شد.
طی بحران مالی 1997 ارزش پول کره سقوط کرد و قیمت طلا سیر صعودی سرسامآوری را آغاز کرد. در پاسخ به این اوضاع، مردم کره در کمپین ملی طلا با بخشیدن داوطلبانه طلا به دولت جهت فائق آمدن بر بحران جهان را شگفتزده کردند!
با شیوع آنفلوآنزای خوکی از مکزیک در سال 2009، کارکنان شرکتهای کره ای در مکزیک با پوشیدن ماسک به کار خود ادامه دادند که نتیجه آن افزایش نفوذ شرکتهای کره ای در آن بازار بود. این در حالی بود که کارکنان سایر ملتها ترجیح دادند که برای حفظ سلامتی خود مکزیک را ترک کنند.
2⃣- مهارت تبدیل کردن بحرانهای مالی به سکوهای پیشرفت
دومین متغیری که دوست دارم آن را برجسته کنم، مهارت تبدیل بحران به سکوی پرش است. چند مثال فشرده را با هم مرور کنیم:
سال 1973 میلادی جنگی بین اعراب و اسرائیل شروع شد و قیمت نفت بیش از سه برابر شد! این ضربه مهلکی بود به اقتصاد کره که یک قطره نفت نداشت و تازه شروع به سرمایهگذاری در صنایع مربوطه آن کرده بود. اما دولت کره یک تصمیم استراتژیک گرفت: تمرکز روی فرصت رشد بالای ساخت و ساز در خاورمیانه (به خاطر بالا رفتن قیمت نفت) و اعزام کارگران خود به منطقه و احداث پروژههایی به ارزش سالیانه 10 میلیارد دلار.
📚حدود سال 1997 بحران مالی آسیا از تایلند آغاز شد و کشورهای آسیای شرقی را فرا گرفت. شش شرکت از ده شرکت بزرگ کره ای تا مرز سقوط رفتند. دولت کره تا مرز ورشکستگی پیش رفت و زیر بار بزرگ ترین وام (قرض) تاریخ رفت. کره این وضعیت را به یک فرصت اصلاحات عمیق تبدیل کرد: شرکت های ورشکسته بسته و یا ادغام شدند و شرکت های بزرگ دست به تجدید ساختار زدند. دولت کره این تحولات را با قاطعیت عملیاتی کرد. نتیجه اصلاحات فوق العاده بود: ذخایر ارزی کره از چهار میلیارد دلار، به صد میلیارد رسید و کره سه سال زودتر وامش را پس داد! (برگرفته از نوشته آقای دکتر زینت بخش)
📚فقط این دو عامل باعث پیشرفت کره نیست! در تحلیل پیشرفت کره به عوامل مختلفی از جمله تعامل پذیری بین المللی (دوستی با جهان)، فرهنگ سخت کوشی و انضباط و نگرش استراتژیک (انتخاب بخش بسیار محدودی از صنایع به عنوان صنایع راهبردی و حمایت ويژه از آنان در هر مقطع زمانی) و اجماع ملی را بر شمرده اند. اگر چرخ را از نو اختراع نکنیم و عصاره موفقیت های جهانی را با تجربیات بومی ترکیب کنیم و واقعا به آن پایبند باشیم، آنگاه ایران نیز می تواند راه شادکامی و پیشرفت را سریع تر طی کند./کانال عصر دانائی و توسعه ایران
♻@CompetentManagers
📚 ما با هم شروع کردیم؛ حدود شصت سال پیش! اما کره جنوبی اکنون جزو قدرت های اقتصادی جهان و دارای کیفیت زندگی بالاتری است. این در حالی است که ایران با وجود داشتن منابع غنی تر و شرایط مناسب تر عقب ماند! شاید بلافاصله چالشهای خاص پیش روی ایران را برشمریم که از کنترل ما خارج بود. اما مشکلات پیش روی کره اگر از ما بیشتر نبود کمتر هم نبود.
📚 کره جنوبی در عرض کمتر از بیست سال چهار بحران را تجربه کرد: استقلال از ژاپن، جنگ کره جنوبی و شمالی، انقلاب آوریل 1960 و کودتای نظامی. پس از جنگ دو کره و در نهایت جدایی این دو از یکدیگر، نود درصد برق شبه جزیره و هشتاد درصد تولیدات معدنی و شیمیایی و فلزی در بخش شمالی قرار گرفت و کره جنوبی از این امکانات محروم شد و خروج تکنسینهای ژاپنی نیز بر وخامت اوضاع افزود.
حاصل این جنگ خانمانسوز چیزی جز کشته شدن پنج میلیون نفر کره نبود! اوضاع اقتصادی بسیار اسفبار بود. فقر کره جنوبی در زمینه منابع طبیعی باعث شد که تأمین غذای مردم نیز با دشواری همراه باشد. درآمد سرانه اهالی این کشور در دهه ١٩٦٠ حدود هفتاد دلار بود یعنی کمتر از درآمد سرانه کشورهایی مانند هاییتی و اتیوپی. یعنی فقر مطلق!
اما چگونه کشوری اینچنین به درآمد سرانه ملی سی هزار دلار رسید؟ برای پیشرفت کره ریشه های متعددی برشمرده اند. در این نوشته کوتاه فقط می خواهم روی دو نکته تاکید کنم و برای ایران آینده درس بیاموزيم.
تحلیل و تجویز راهبردی
1⃣- جلب اعتماد عمیق ملی و همگام سازی ملت
هنر حاکمیت کره جنوبی آن بود که مردم را همراه خود کرد و مناسبات ملی را به گونه ای چید که مردم، حاکمیت را باور کردند و همراه او شدند و در زمان های حساس نه در برابر و نه در کنار که در پشت حاکمیت ایستادند. بگذارید چند مثال کوچک بزنم:
دولت کره برای گرفتن وام های بین المللی به شدت در مخمصه افتاده بود. آمریکا آنان را پس زده بود. دولت کره هزاران کارگر معدن و پرستار به سوی آلمان غربی اعزام کرد. مزیت کارگران کرهای این بود که آنها از همه ملیتها با سوادتر بودند. این کارگران درآمدهای خود را به کره میفرستادند و دولت کره با وجود کم بودن مقدار آن، با وثیقه گذاشتن این درآمدها به اخذ وام از بانکهای خارجی از جمله دویچه بانک آلمان موفق شد.
طی بحران مالی 1997 ارزش پول کره سقوط کرد و قیمت طلا سیر صعودی سرسامآوری را آغاز کرد. در پاسخ به این اوضاع، مردم کره در کمپین ملی طلا با بخشیدن داوطلبانه طلا به دولت جهت فائق آمدن بر بحران جهان را شگفتزده کردند!
با شیوع آنفلوآنزای خوکی از مکزیک در سال 2009، کارکنان شرکتهای کره ای در مکزیک با پوشیدن ماسک به کار خود ادامه دادند که نتیجه آن افزایش نفوذ شرکتهای کره ای در آن بازار بود. این در حالی بود که کارکنان سایر ملتها ترجیح دادند که برای حفظ سلامتی خود مکزیک را ترک کنند.
2⃣- مهارت تبدیل کردن بحرانهای مالی به سکوهای پیشرفت
دومین متغیری که دوست دارم آن را برجسته کنم، مهارت تبدیل بحران به سکوی پرش است. چند مثال فشرده را با هم مرور کنیم:
سال 1973 میلادی جنگی بین اعراب و اسرائیل شروع شد و قیمت نفت بیش از سه برابر شد! این ضربه مهلکی بود به اقتصاد کره که یک قطره نفت نداشت و تازه شروع به سرمایهگذاری در صنایع مربوطه آن کرده بود. اما دولت کره یک تصمیم استراتژیک گرفت: تمرکز روی فرصت رشد بالای ساخت و ساز در خاورمیانه (به خاطر بالا رفتن قیمت نفت) و اعزام کارگران خود به منطقه و احداث پروژههایی به ارزش سالیانه 10 میلیارد دلار.
📚حدود سال 1997 بحران مالی آسیا از تایلند آغاز شد و کشورهای آسیای شرقی را فرا گرفت. شش شرکت از ده شرکت بزرگ کره ای تا مرز سقوط رفتند. دولت کره تا مرز ورشکستگی پیش رفت و زیر بار بزرگ ترین وام (قرض) تاریخ رفت. کره این وضعیت را به یک فرصت اصلاحات عمیق تبدیل کرد: شرکت های ورشکسته بسته و یا ادغام شدند و شرکت های بزرگ دست به تجدید ساختار زدند. دولت کره این تحولات را با قاطعیت عملیاتی کرد. نتیجه اصلاحات فوق العاده بود: ذخایر ارزی کره از چهار میلیارد دلار، به صد میلیارد رسید و کره سه سال زودتر وامش را پس داد! (برگرفته از نوشته آقای دکتر زینت بخش)
📚فقط این دو عامل باعث پیشرفت کره نیست! در تحلیل پیشرفت کره به عوامل مختلفی از جمله تعامل پذیری بین المللی (دوستی با جهان)، فرهنگ سخت کوشی و انضباط و نگرش استراتژیک (انتخاب بخش بسیار محدودی از صنایع به عنوان صنایع راهبردی و حمایت ويژه از آنان در هر مقطع زمانی) و اجماع ملی را بر شمرده اند. اگر چرخ را از نو اختراع نکنیم و عصاره موفقیت های جهانی را با تجربیات بومی ترکیب کنیم و واقعا به آن پایبند باشیم، آنگاه ایران نیز می تواند راه شادکامی و پیشرفت را سریع تر طی کند./کانال عصر دانائی و توسعه ایران
♻@CompetentManagers
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔰در پاسخ به مجری سابق شبکه افق( زینب ابوطالب)
که گفته بود؛ " هر کس با ما هم عقیده نیست، جمع کند از ایران برود !!!"
من اینجا ریشه در خاکم
من اینجا عاشق این خاک اگر آلوده یا پاکم
من اینجا تا نفس باقیست می مانم
من از اینجا چه می خواهم نمیدانم
امید روشنایی گرچه در این تیرگیها نیست
من اینجا باز در این دشتِ خشکِ تشنه میرانم
من اینجا روزی آخر از دل این خاک با دست تهی گل برمیافشانم
من اینجا روزی آخر از ستیغ کوه چون خورشید سرود فتح میخوانم
و میدانم تو روزی باز خواهی گشت.
فریدون مشیری
♥لطفا با ما همراه باشید در کانال "مدیران شایسته"
@CompetentManagers
که گفته بود؛ " هر کس با ما هم عقیده نیست، جمع کند از ایران برود !!!"
من اینجا ریشه در خاکم
من اینجا عاشق این خاک اگر آلوده یا پاکم
من اینجا تا نفس باقیست می مانم
من از اینجا چه می خواهم نمیدانم
امید روشنایی گرچه در این تیرگیها نیست
من اینجا باز در این دشتِ خشکِ تشنه میرانم
من اینجا روزی آخر از دل این خاک با دست تهی گل برمیافشانم
من اینجا روزی آخر از ستیغ کوه چون خورشید سرود فتح میخوانم
و میدانم تو روزی باز خواهی گشت.
فریدون مشیری
♥لطفا با ما همراه باشید در کانال "مدیران شایسته"
@CompetentManagers
🥀🌼☘❤️
سلام؛ صبحتان به خیر و نیکی باد.
انعکاس چیزی باش ،
که میخواهی در دیگران ببینی !
اگر عشق میخواهی، عشق بورز
اگر صداقت میخواهی، راستگو باش
و اگر احترام میخواهی، احترام بگذار
مهاتما گاندی
🔶 با کانال مدیران شایسته همراه شوید.
🔰@CompetentManagers
سلام؛ صبحتان به خیر و نیکی باد.
انعکاس چیزی باش ،
که میخواهی در دیگران ببینی !
اگر عشق میخواهی، عشق بورز
اگر صداقت میخواهی، راستگو باش
و اگر احترام میخواهی، احترام بگذار
مهاتما گاندی
🔶 با کانال مدیران شایسته همراه شوید.
🔰@CompetentManagers
(Competent Managers) مدیران شایسته
Photo
🔰مشکل شماره ۱، ۲، ۳ کشور ما کدامند؟
(بخش اول)
✍ دکتر سریع القلم
🔰در روش شناسی علوم انسانی، هنگامی که بخواهیم مشکلی را ریشه یابی کنیم، نامعقول و غیر علمی است که در نهایت ۲۴۵ علت اشاره کنیم!!.
طی ۳۵۰ سال گذشته، در علم اقتصاد، علم سیاست و علم روابط بینالملل، حدود بیست و دو هزار کتاب درسی نوشته شده که عموما به این استنتاج دست یافته اند که باید درخت علت و معلولی مشکلات را ترسیم کرد. از این منظر علمی، درخت علت و معلولی مشکلات ایران را به چه صورت باید ترسیم کرد؟
❎مشکل ۱ و ۲ و ۳ کشور کدامند؟
طبعاً نمیتوان گفت کشور ۲۴۵ مشکل دارد زیرا که مجموعه مشکلات در یک شبکه علت و معلولی معنا پیدا میکنند.
✅ نمیتوان در سایه هرجومرج اولویتها، پیشرفتی به دست آورد. علتها و مشکلات با هم مساوی نیستند. اکثریت معلولاند.
✅نمیتوان در هر سخنرانی، مشکل یک کشور را تغییر داد و یا به تناسب مخاطبان، اولویتهای جامعه را تنظیم نمود.
✅منطقی نخواهد بود که بعضی معلولها را مشکلات اصلی بدانیم و یا ۳۰ اولویت مساوی داشته باشیم.
✅ حکمرانی مطلوب به یک نظام فهم دقیق مسایل، علتها و معلولها، هرم مشکلات و طراحی درخت اولویتها نیاز دارد.
✅اتاق فکر بررسی ماتریس مسایل کشور کجاست؟
✅بخشی دیدن مسایل کشور، غرق شدن در حل و فصل مسایل یک سازمان و یا قفل شدن بر روی اشخاص و چهره ها، نادیدهگرفتن کل سیستم اجتماعی ـ سیاسی ـ اقتصادی ـ فرهنگی ـ خارجی، ما را همچنان مشغول بحثهای بدیهی، کلی با حواشی فراوان کرده و خواهد کرد.
اگر با نگاه سیستمی و منظومهوار به کل مسایل ایران ننگریم، نمیتوانیم مشکلات را و ۱ و ۲ و ۳ کشور را تشخیص دهیم.
✅اگر مجموعه مشکلات کشور را یکجا ببینیم، و نگرش سیستمی به مسایل و مشکلات داشته باشیم، بنظر میرسد کانون ماهوی این مسایل در ناکارآمدی است.
✅از خرابشدن آسفالت یک هفته پس از تکمیل گرفته تا تأخیر پروازها، از نرخ دو رقمی تورم گرفته تا اول بودن ایران در فرار مغزها، از گسترش نزاع های خیابانی تا وجود بیش از پانزده میلیون پرونده قضایی در کشور، از کشته شدن ۲۲ هزار نفر در جادهها گرفته تا وضعیت دریاچه ارومیه و سایر تالاب ها و رودخانه ها از رتبه بسیار پایین فضای کسب و کار در ایران گرفته تا بیکاری ۶۵ درصد از زنان تحصیلکرده، از سقوط مکرر هواپیماها گرفته تا تعداد محدود روزهای هوای پاک در شهرها،
✅ مجدداً تکرار میکنم: اتاق فکر بررسی ماتریس مسایل کشور کجاست؟ آیا ما در مدیریت کشور به تئوری سیستمها قائل هستیم؟ هر چند تمامی خلقت تابع تئوری سیستمهاست./ ادامه دارد ...
🔶با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🔺CompetentManagers
(بخش اول)
✍ دکتر سریع القلم
🔰در روش شناسی علوم انسانی، هنگامی که بخواهیم مشکلی را ریشه یابی کنیم، نامعقول و غیر علمی است که در نهایت ۲۴۵ علت اشاره کنیم!!.
طی ۳۵۰ سال گذشته، در علم اقتصاد، علم سیاست و علم روابط بینالملل، حدود بیست و دو هزار کتاب درسی نوشته شده که عموما به این استنتاج دست یافته اند که باید درخت علت و معلولی مشکلات را ترسیم کرد. از این منظر علمی، درخت علت و معلولی مشکلات ایران را به چه صورت باید ترسیم کرد؟
❎مشکل ۱ و ۲ و ۳ کشور کدامند؟
طبعاً نمیتوان گفت کشور ۲۴۵ مشکل دارد زیرا که مجموعه مشکلات در یک شبکه علت و معلولی معنا پیدا میکنند.
✅ نمیتوان در سایه هرجومرج اولویتها، پیشرفتی به دست آورد. علتها و مشکلات با هم مساوی نیستند. اکثریت معلولاند.
✅نمیتوان در هر سخنرانی، مشکل یک کشور را تغییر داد و یا به تناسب مخاطبان، اولویتهای جامعه را تنظیم نمود.
✅منطقی نخواهد بود که بعضی معلولها را مشکلات اصلی بدانیم و یا ۳۰ اولویت مساوی داشته باشیم.
✅ حکمرانی مطلوب به یک نظام فهم دقیق مسایل، علتها و معلولها، هرم مشکلات و طراحی درخت اولویتها نیاز دارد.
✅اتاق فکر بررسی ماتریس مسایل کشور کجاست؟
✅بخشی دیدن مسایل کشور، غرق شدن در حل و فصل مسایل یک سازمان و یا قفل شدن بر روی اشخاص و چهره ها، نادیدهگرفتن کل سیستم اجتماعی ـ سیاسی ـ اقتصادی ـ فرهنگی ـ خارجی، ما را همچنان مشغول بحثهای بدیهی، کلی با حواشی فراوان کرده و خواهد کرد.
اگر با نگاه سیستمی و منظومهوار به کل مسایل ایران ننگریم، نمیتوانیم مشکلات را و ۱ و ۲ و ۳ کشور را تشخیص دهیم.
✅اگر مجموعه مشکلات کشور را یکجا ببینیم، و نگرش سیستمی به مسایل و مشکلات داشته باشیم، بنظر میرسد کانون ماهوی این مسایل در ناکارآمدی است.
✅از خرابشدن آسفالت یک هفته پس از تکمیل گرفته تا تأخیر پروازها، از نرخ دو رقمی تورم گرفته تا اول بودن ایران در فرار مغزها، از گسترش نزاع های خیابانی تا وجود بیش از پانزده میلیون پرونده قضایی در کشور، از کشته شدن ۲۲ هزار نفر در جادهها گرفته تا وضعیت دریاچه ارومیه و سایر تالاب ها و رودخانه ها از رتبه بسیار پایین فضای کسب و کار در ایران گرفته تا بیکاری ۶۵ درصد از زنان تحصیلکرده، از سقوط مکرر هواپیماها گرفته تا تعداد محدود روزهای هوای پاک در شهرها،
✅ مجدداً تکرار میکنم: اتاق فکر بررسی ماتریس مسایل کشور کجاست؟ آیا ما در مدیریت کشور به تئوری سیستمها قائل هستیم؟ هر چند تمامی خلقت تابع تئوری سیستمهاست./ ادامه دارد ...
🔶با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🔺CompetentManagers
(Competent Managers) مدیران شایسته
Photo
(بخش دوم)
🔷ادامه پست بخش اول
✅ نمیتوان در سایه هرجومرج اولویتها، پیشرفتی بهدست آورد. بی تردید علتها و مشکلات با هم مساوی نیستند. اکثریت معلولاند. ممکن است یک، دو، سه یا یک فرد، یک بنگاه، یک نهاد در زمانهای مختلف تغییر کند بر اساس همین منطق، اگر ریشه مشکلات را در ناکارآمدی بدانیم که صدها مصداق میتوانیم برای آن مطرح کنیم، پس باید بپرسیم علتالعلل ناکارآمدی ایران در کدام عنصر و عامل قابل جستجوست؟
✅علمی و منطقی است که در اتاق فکر کانونی کشور، پاسخهای متعددی به این سئوال داده شود. طی ۲۶ سال گذشته، به یک پاسخ در رابطه با این سئوال، پایبندی علمی و استدلالی داشتهام:
⛔️علتالعلل ناکارآمدی در ایران، فقدان ارتباطات بینالمللی است.⛔️
✅اگر ما در حد ترکیه با جهان ارتباط داشتیم، تخصص را گرامی میداشتیم و به یک نفر، بیش از ده حکم اجرایی نمیدادیم.
✅اگر ارتباطات جدی بینالمللی داشتیم، سریع آلودگی هوای تهران، ایمنی جادهها، ترافیک شهری، نظام اداری و دهها مورد را مجبور میشدیم حل و فصل کنیم اگر ارتباطات وسیع بینالمللی داشتیم، نمیتوانستیم نرخ دو رقمی تورم را برای دههها حفظ کنیم.
✅اگر بینالمللی بودیم، در دانشگاههای ما، از اساتید کره ای و ژاپنی گرفته تا محققان مصری و برزیلی حضور پیدا میکردند، تدریس میکردند، آموزش میدادند و میآموختند و افراد دانشگاهی در داخل کشور، خود را محک میزدند.
✅اگر بینالمللی بودیم، قبول نمیکردیم درصد قابل توجهی از مردم ایران از اتومبیل پراید استفاده کنند.
✅اگر بینالمللی عمل میکردیم، روبروی شاخص ارزی ایران در صرافیهای خارجی، معادل های بسیار ضعیف را نمیدیدیم.
✅منظور از بینالمللیشدن چیست؟ سه اصل است:
1⃣ رقابت
2⃣کیفیت
3⃣ استاندارد.
تصور نکنید که مقصود تعامل صرفاً با غرب است. یکی از بهترین مصادیق برای فهم بینالمللیشدن، کشور کره جنوبی است. هم پیشرفت خارقالعادهای کردهاند و بدون منابع طبیعی نزدیک به یک تریلیون دلار تولید ناخالص داخلی دارند. هم زبان و فرهنگ و ادبیات خود را حفظ کردهاند و هم میتوانند با سیستمی رقابتی و جهانی که بپا کردهاند، همسایه شمالی خود را تهدید اقتصادی کنند. کره شمالی نگران بازشدن است چون تضادهای درونی آن برملا میشود و نظمی که ایجاد کردهاند را متزلزل میکند.
✅آیا من و شما میتوانیم سه نفر از مقامات کره جنوبی را نام ببریم. احتمالاً خیر. چون کره جنوبی سیستم است و نه فرد. اما همین که در جهان گفته میشد ونزوئلا یا لیبی، همه میدانستند نام کدام افراد را باید مطرح کنند.
✅اول شرط توسعهیافتگی این است که همه بپذیرند، سیستمسازی مبنای تحول است و افراد صرفاً سیستم را مدیریت میکنند. مبانی پیشرفت و فرآیند های تحول کیفی در حد عمومی و سهل الوصول شدهاند و مصادیق آن در آسیا و آمریکای لاتین پیدا میشود
🔶با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🔰@CompetentManagers
🔷ادامه پست بخش اول
✅ نمیتوان در سایه هرجومرج اولویتها، پیشرفتی بهدست آورد. بی تردید علتها و مشکلات با هم مساوی نیستند. اکثریت معلولاند. ممکن است یک، دو، سه یا یک فرد، یک بنگاه، یک نهاد در زمانهای مختلف تغییر کند بر اساس همین منطق، اگر ریشه مشکلات را در ناکارآمدی بدانیم که صدها مصداق میتوانیم برای آن مطرح کنیم، پس باید بپرسیم علتالعلل ناکارآمدی ایران در کدام عنصر و عامل قابل جستجوست؟
✅علمی و منطقی است که در اتاق فکر کانونی کشور، پاسخهای متعددی به این سئوال داده شود. طی ۲۶ سال گذشته، به یک پاسخ در رابطه با این سئوال، پایبندی علمی و استدلالی داشتهام:
⛔️علتالعلل ناکارآمدی در ایران، فقدان ارتباطات بینالمللی است.⛔️
✅اگر ما در حد ترکیه با جهان ارتباط داشتیم، تخصص را گرامی میداشتیم و به یک نفر، بیش از ده حکم اجرایی نمیدادیم.
✅اگر ارتباطات جدی بینالمللی داشتیم، سریع آلودگی هوای تهران، ایمنی جادهها، ترافیک شهری، نظام اداری و دهها مورد را مجبور میشدیم حل و فصل کنیم اگر ارتباطات وسیع بینالمللی داشتیم، نمیتوانستیم نرخ دو رقمی تورم را برای دههها حفظ کنیم.
✅اگر بینالمللی بودیم، در دانشگاههای ما، از اساتید کره ای و ژاپنی گرفته تا محققان مصری و برزیلی حضور پیدا میکردند، تدریس میکردند، آموزش میدادند و میآموختند و افراد دانشگاهی در داخل کشور، خود را محک میزدند.
✅اگر بینالمللی بودیم، قبول نمیکردیم درصد قابل توجهی از مردم ایران از اتومبیل پراید استفاده کنند.
✅اگر بینالمللی عمل میکردیم، روبروی شاخص ارزی ایران در صرافیهای خارجی، معادل های بسیار ضعیف را نمیدیدیم.
✅منظور از بینالمللیشدن چیست؟ سه اصل است:
1⃣ رقابت
2⃣کیفیت
3⃣ استاندارد.
تصور نکنید که مقصود تعامل صرفاً با غرب است. یکی از بهترین مصادیق برای فهم بینالمللیشدن، کشور کره جنوبی است. هم پیشرفت خارقالعادهای کردهاند و بدون منابع طبیعی نزدیک به یک تریلیون دلار تولید ناخالص داخلی دارند. هم زبان و فرهنگ و ادبیات خود را حفظ کردهاند و هم میتوانند با سیستمی رقابتی و جهانی که بپا کردهاند، همسایه شمالی خود را تهدید اقتصادی کنند. کره شمالی نگران بازشدن است چون تضادهای درونی آن برملا میشود و نظمی که ایجاد کردهاند را متزلزل میکند.
✅آیا من و شما میتوانیم سه نفر از مقامات کره جنوبی را نام ببریم. احتمالاً خیر. چون کره جنوبی سیستم است و نه فرد. اما همین که در جهان گفته میشد ونزوئلا یا لیبی، همه میدانستند نام کدام افراد را باید مطرح کنند.
✅اول شرط توسعهیافتگی این است که همه بپذیرند، سیستمسازی مبنای تحول است و افراد صرفاً سیستم را مدیریت میکنند. مبانی پیشرفت و فرآیند های تحول کیفی در حد عمومی و سهل الوصول شدهاند و مصادیق آن در آسیا و آمریکای لاتین پیدا میشود
🔶با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🔰@CompetentManagers
(بخش دوم)
🔷ادامه پست بخش اول
✅ نمیتوان در سایه هرجومرج اولویتها، پیشرفتی به دست آورد. بی تردید علتها و مشکلات با هم مساوی نیستند. اکثریت معلولاند. ممکن است یک، دو، سه یا یک فرد، یک بنگاه، یک نهاد در زمانهای مختلف تغییر کند بر اساس همین منطق، اگر ریشه مشکلات را در ناکارآمدی بدانیم که صدها مصداق میتوانیم برای آن مطرح کنیم، پس باید بپرسیم علتالعلل ناکارآمدی ایران در کدام عنصر و عامل قابل جستجوست؟
✅علمی و منطقی است که در اتاق فکر کانونی کشور، پاسخهای متعددی به این سئوال داده شود. طی ۲۶ سال گذشته، به یک پاسخ در رابطه با این سئوال، پایبندی علمی و استدلالی داشتهام:
⛔️علتالعلل ناکارآمدی در ایران، فقدان ارتباطات بینالمللی است.⛔️
✅اگر ما در حد ترکیه با جهان ارتباط داشتیم، تخصص را گرامی میداشتیم و به یک نفر، بیش از ده حکم اجرایی نمیدادیم.
✅اگر ارتباطات جدی بینالمللی داشتیم، سریع آلودگی هوای تهران، ایمنی جادهها، ترافیک شهری، نظام اداری و دهها مورد را مجبور میشدیم حل و فصل کنیم اگر ارتباطات وسیع بینالمللی داشتیم، نمیتوانستیم نرخ دو رقمی تورم را برای دههها حفظ کنیم.
✅اگر بینالمللی بودیم، در دانشگاههای ما، از اساتید کره ای و ژاپنی گرفته تا محققان مصری و برزیلی حضور پیدا میکردند، تدریس میکردند، آموزش میدادند و میآموختند و افراد دانشگاهی در داخل کشور، خود را محک میزدند.
✅اگر بینالمللی بودیم، قبول نمیکردیم درصد قابل توجهی از مردم ایران از اتومبیل پراید استفاده کنند.
✅اگر بینالمللی عمل میکردیم، روبروی شاخص ارزی ایران در صرافیهای خارجی، معادل های بسیار ضعیف را نمیدیدیم.
✅منظور از بینالمللیشدن چیست؟ سه اصل است:
1⃣ رقابت
2⃣کیفیت
3⃣ استاندارد.
تصور نکنید که مقصود تعامل صرفاً با غرب است. یکی از بهترین مصادیق برای فهم بینالمللیشدن، کشور کره جنوبی است. هم پیشرفت خارق العادهای کردهاند و بدون منابع طبیعی نزدیک به یک تریلیون دلار تولید ناخالص داخلی دارند. هم زبان و فرهنگ و ادبیات خود را حفظ کردهاند و هم میتوانند با سیستمی رقابتی و جهانی که بپا کردهاند، همسایه شمالی خود را تهدید اقتصادی کنند. کره شمالی نگران بازشدن است چون تضادهای درونی آن برملا میشود و نظمی که ایجاد کردهاند را متزلزل میکند.
✅آیا من و شما میتوانیم سه نفر از مقامات کره جنوبی را نام ببریم. احتمالاً خیر. چون کره جنوبی سیستم است و نه فرد. اما همین که در جهان گفته میشد ونزوئلا یا لیبی، همه میدانستند نام کدام افراد را باید مطرح کنند.
✅اول شرط توسعهیافتگی این است که همه بپذیرند، سیستمسازی مبنای تحول است و افراد صرفاً سیستم را مدیریت میکنند. مبانی پیشرفت و فرآیند های تحول کیفی در حد عمومی و سهل الوصول شدهاند و مصادیق آن در آسیا و آمریکای لاتین پیدا میشود
🔶با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🔰@CompetentManagers
🔷ادامه پست بخش اول
✅ نمیتوان در سایه هرجومرج اولویتها، پیشرفتی به دست آورد. بی تردید علتها و مشکلات با هم مساوی نیستند. اکثریت معلولاند. ممکن است یک، دو، سه یا یک فرد، یک بنگاه، یک نهاد در زمانهای مختلف تغییر کند بر اساس همین منطق، اگر ریشه مشکلات را در ناکارآمدی بدانیم که صدها مصداق میتوانیم برای آن مطرح کنیم، پس باید بپرسیم علتالعلل ناکارآمدی ایران در کدام عنصر و عامل قابل جستجوست؟
✅علمی و منطقی است که در اتاق فکر کانونی کشور، پاسخهای متعددی به این سئوال داده شود. طی ۲۶ سال گذشته، به یک پاسخ در رابطه با این سئوال، پایبندی علمی و استدلالی داشتهام:
⛔️علتالعلل ناکارآمدی در ایران، فقدان ارتباطات بینالمللی است.⛔️
✅اگر ما در حد ترکیه با جهان ارتباط داشتیم، تخصص را گرامی میداشتیم و به یک نفر، بیش از ده حکم اجرایی نمیدادیم.
✅اگر ارتباطات جدی بینالمللی داشتیم، سریع آلودگی هوای تهران، ایمنی جادهها، ترافیک شهری، نظام اداری و دهها مورد را مجبور میشدیم حل و فصل کنیم اگر ارتباطات وسیع بینالمللی داشتیم، نمیتوانستیم نرخ دو رقمی تورم را برای دههها حفظ کنیم.
✅اگر بینالمللی بودیم، در دانشگاههای ما، از اساتید کره ای و ژاپنی گرفته تا محققان مصری و برزیلی حضور پیدا میکردند، تدریس میکردند، آموزش میدادند و میآموختند و افراد دانشگاهی در داخل کشور، خود را محک میزدند.
✅اگر بینالمللی بودیم، قبول نمیکردیم درصد قابل توجهی از مردم ایران از اتومبیل پراید استفاده کنند.
✅اگر بینالمللی عمل میکردیم، روبروی شاخص ارزی ایران در صرافیهای خارجی، معادل های بسیار ضعیف را نمیدیدیم.
✅منظور از بینالمللیشدن چیست؟ سه اصل است:
1⃣ رقابت
2⃣کیفیت
3⃣ استاندارد.
تصور نکنید که مقصود تعامل صرفاً با غرب است. یکی از بهترین مصادیق برای فهم بینالمللیشدن، کشور کره جنوبی است. هم پیشرفت خارق العادهای کردهاند و بدون منابع طبیعی نزدیک به یک تریلیون دلار تولید ناخالص داخلی دارند. هم زبان و فرهنگ و ادبیات خود را حفظ کردهاند و هم میتوانند با سیستمی رقابتی و جهانی که بپا کردهاند، همسایه شمالی خود را تهدید اقتصادی کنند. کره شمالی نگران بازشدن است چون تضادهای درونی آن برملا میشود و نظمی که ایجاد کردهاند را متزلزل میکند.
✅آیا من و شما میتوانیم سه نفر از مقامات کره جنوبی را نام ببریم. احتمالاً خیر. چون کره جنوبی سیستم است و نه فرد. اما همین که در جهان گفته میشد ونزوئلا یا لیبی، همه میدانستند نام کدام افراد را باید مطرح کنند.
✅اول شرط توسعهیافتگی این است که همه بپذیرند، سیستمسازی مبنای تحول است و افراد صرفاً سیستم را مدیریت میکنند. مبانی پیشرفت و فرآیند های تحول کیفی در حد عمومی و سهل الوصول شدهاند و مصادیق آن در آسیا و آمریکای لاتین پیدا میشود
🔶با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🔰@CompetentManagers
Forwarded from Dr.kashefi
🔰چین، ویتنام و کره شمالی:
🔶چین ، ویتنام و کرهشمالی ٣ کشور آسیای شرقی بودند که پس از ظهور کمونیست در شوروی به این جبهه پیوستند و حکومتهایی را براساس همان الگو طراحی کردند: حزب واحد ، دولت مقتدر, برنامهریزی متمرکز، دشمنی با آمریکا و نبود دموکراسی
🔺جنگ ویتنام و آمریکا در سال ۱۹۷۳ با تصمیم به عقبنشینی نیروهای ایالات متحده از خاک ویتنام به پایان رسید و بعد از اتمام جنگ تا سال ۱۹۷۵ رهبران حزب کمونیست ویتنام سرمست از پیروزی نظامی خود اسیر همان توهمات پیشین بودند تا اینکه کشور به مانند (برادر بزرگتر _ چین کمونیست) در ورطه فقر تدریجی افتاد
🔺در چین بعد از مرگ مائو اقتصاد در حال از هم پاشیدن بود و میلیونها انسان از گرسنگی جان خود را از دست دادند تا آنکا شیائو پینگ با معرفی ایدۀ «فکر نو» که تلفیقی از اقتصاد رقابتی و استقبال از سرمایهگذاری خارجی و تعامل با دنیای خارج به رهبری حزب کمونیست حاکم بود نه تنها توانست پرجمعیتترین کشور جهان را در مسیر تازهای قرار دهد بلکه الگویی برای سایر کشورهای کمونیست بخصوص ویتنام نیز شد و هشت سال بعد از معرفی «فکر نو» در چین کمونیست ، ویتنام که آنروزها تورم ۷۰۰ درصد و خطر فروپاشی کامل اقتصادی را تجربه میکرد همان روش را مبتنی بر ارتباط با نظام بین الملل و جلب سرمایههای خارجی در پیش گرفت
🔺ویتنام امروز علارغم حفظ پوسته خارجی کمونیستی خود از انزوای سیاسی خارج شده، مشمول تحریمهای جهانی نیست، اقتصاد خود را به بازارهای جهانی پیوند داده و با تضمین رفاه مردم یکی از کشورهای سریعاً رو به رشد در شرق آسیا محسوب میشود که با جلب ۱۶ میلیون گردشگر خارجی در سال یکی از کشورهای بسیار مستعد برای جلب سرمایههای خارجی به شمار میرود
🔺اما کره شمالی که همچنان به عقیدهگرایی کمونیستی دوران استالین و مائو پایبند مانده بود با وجود برخورداری بیشتر از میراث باقیمانده از دوران تسلط ژاپنیها در زمینۀ وجود زیرساختهای شهری و صنعتی عملا" در حال درجا زدن و عقب ماندن از سایر کشورهاست و شاید هیچ حکومت دیگری در جهان مثل کرهشمالی مردمان خود را به یک چنین شیوه وحشیانهای در جو هراس، سرکوب و گرسنگی گرفتار نکرده و با وجود انواع تحریمها نه تنها تغییری در رفتار رژیم نسبت به مردم خود پیونگ یانگ رخ نداده بلکه سران این کشور در نهایت تصمیم گرفتند با سرمایه گذاری عظیم در سلاح های نظامی و ساخت انواع بمب هستهای، به کل سرزمین خود را از دنیای بیرونی جدا کنند و گویی سران کشور ما هم قرار است کمکم به مانند الگوی کره شمالی دور تا دور ایران را دیوار بکشند و موجب بدبختی ملت شوند!!
🔷 با کانال مدیران شایسته همراه شوید
📚@CompetentManagers
🔶چین ، ویتنام و کرهشمالی ٣ کشور آسیای شرقی بودند که پس از ظهور کمونیست در شوروی به این جبهه پیوستند و حکومتهایی را براساس همان الگو طراحی کردند: حزب واحد ، دولت مقتدر, برنامهریزی متمرکز، دشمنی با آمریکا و نبود دموکراسی
🔺جنگ ویتنام و آمریکا در سال ۱۹۷۳ با تصمیم به عقبنشینی نیروهای ایالات متحده از خاک ویتنام به پایان رسید و بعد از اتمام جنگ تا سال ۱۹۷۵ رهبران حزب کمونیست ویتنام سرمست از پیروزی نظامی خود اسیر همان توهمات پیشین بودند تا اینکه کشور به مانند (برادر بزرگتر _ چین کمونیست) در ورطه فقر تدریجی افتاد
🔺در چین بعد از مرگ مائو اقتصاد در حال از هم پاشیدن بود و میلیونها انسان از گرسنگی جان خود را از دست دادند تا آنکا شیائو پینگ با معرفی ایدۀ «فکر نو» که تلفیقی از اقتصاد رقابتی و استقبال از سرمایهگذاری خارجی و تعامل با دنیای خارج به رهبری حزب کمونیست حاکم بود نه تنها توانست پرجمعیتترین کشور جهان را در مسیر تازهای قرار دهد بلکه الگویی برای سایر کشورهای کمونیست بخصوص ویتنام نیز شد و هشت سال بعد از معرفی «فکر نو» در چین کمونیست ، ویتنام که آنروزها تورم ۷۰۰ درصد و خطر فروپاشی کامل اقتصادی را تجربه میکرد همان روش را مبتنی بر ارتباط با نظام بین الملل و جلب سرمایههای خارجی در پیش گرفت
🔺ویتنام امروز علارغم حفظ پوسته خارجی کمونیستی خود از انزوای سیاسی خارج شده، مشمول تحریمهای جهانی نیست، اقتصاد خود را به بازارهای جهانی پیوند داده و با تضمین رفاه مردم یکی از کشورهای سریعاً رو به رشد در شرق آسیا محسوب میشود که با جلب ۱۶ میلیون گردشگر خارجی در سال یکی از کشورهای بسیار مستعد برای جلب سرمایههای خارجی به شمار میرود
🔺اما کره شمالی که همچنان به عقیدهگرایی کمونیستی دوران استالین و مائو پایبند مانده بود با وجود برخورداری بیشتر از میراث باقیمانده از دوران تسلط ژاپنیها در زمینۀ وجود زیرساختهای شهری و صنعتی عملا" در حال درجا زدن و عقب ماندن از سایر کشورهاست و شاید هیچ حکومت دیگری در جهان مثل کرهشمالی مردمان خود را به یک چنین شیوه وحشیانهای در جو هراس، سرکوب و گرسنگی گرفتار نکرده و با وجود انواع تحریمها نه تنها تغییری در رفتار رژیم نسبت به مردم خود پیونگ یانگ رخ نداده بلکه سران این کشور در نهایت تصمیم گرفتند با سرمایه گذاری عظیم در سلاح های نظامی و ساخت انواع بمب هستهای، به کل سرزمین خود را از دنیای بیرونی جدا کنند و گویی سران کشور ما هم قرار است کمکم به مانند الگوی کره شمالی دور تا دور ایران را دیوار بکشند و موجب بدبختی ملت شوند!!
🔷 با کانال مدیران شایسته همراه شوید
📚@CompetentManagers
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔰سلام ؛
💐صبح تان به خیر و نیکی باد
📚چند نکته پند آموز از زندگی یوسف پیامبر
🔵با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🔶@CompetentManagers
💐صبح تان به خیر و نیکی باد
📚چند نکته پند آموز از زندگی یوسف پیامبر
🔵با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🔶@CompetentManagers
🔰راه حل مشکلات کنونی چیست؟
✍️مصطفی ملکیان
❓برای حل مشکلات چه راهی پیشرویمان است؟
🔹من به طور کلی هنوز هم به اصالت فرهنگ قائلم؛ نه به اصالت سیاست و نه به اصالت اقتصاد.
هنوز هم معتقدم بهترین کاری که یک انسان، چه برای خودش و چه برای شهروندان و چه اساسا برای همنوعانش میتواند انجام دهد، آگاهیبخشی تام و تمام است.
شما هر مغالطهای را که در سخن آدمی فریبکار کشف کنید و آن را به اطلاع همراهانتان برسانید، اقدامی عقلانی کردهاید؛ تعقل در جامعه این است.
کارهای فرهنگی یعنی من باورهای کاذب را از مردم بگیرم و باورهای صادق را وارد ذهنشان کنم. احساسات و عواطف نابجا را از مردم بگیرم و احساسات و عواطف بجا را در ذهن و ضمیرشان بکارم. خواستههای نامعقول را از آنها بگیرم و به آنها خواستههای معقول بدهم. البته این راه، راهی است طولانی و تدریجی که چهبسا خیلیها را ناامید میکند، اما من فکر میکنم این یگانه راه است.
وقتی راه، یگانه باشد، یعنی دیگر چارهای جز این نیست. اگر از شهری به شهری دیگر، پنج جاده وجود داشته باشد، البته ما باید کوتاهترین، مطمئنترین و بیعواقبترین جاده را انتخاب کنیم. اما اگر از شهری به شهر دیگر فقط یک جاده وجود داشته باشد و ما واقعا بخواهیم از این شهر به شهر دیگر برسیم، باید این جاده را در پیش بگیریم. هر چقدر هم این جاده طولانی باشد، هر چقدر هم که سنگلاخی باشد و هر چقدر هم عواقب داشته باشد.
من معتقدم یگانه راه، راه تحول فرهنگی است. با اینکه میدانم انسان در این راه باید خون جگر بخورد، اما میگویم راه دیگری وجود ندارد. بنابراین ما باید راه تحول فرهنگی را برویم، یعنی باورها، عواطف، احساسات و خواستههای مردم را به خودشان نشان بدهیم و بگوییم که مشکلتان به علت این باورهای خطایی است که باید از ذهنتان بیرون بریزید، سپس باور صادق و صواب را به جای آن بنشانیم. باید به آنها بگوییم که مشکلتان به علت این احساسات، عواطف و هیجانات نابجاست؛ آنها را باید با احساسات، عواطف و هیجانات بجا عوض کنید و درنهایت به آنها بگوییم که مشکلتان این خواستههای نامعقول است؛ خواستههایتان را معقول کنید.
❓این تعریف از تحول فرهنگی ما را میرساند به تحول درونی. مقصودتان همین است؟
🔹بله. تحول فرهنگی به معنای تحول درونی است و تحول درونی هم همین سه مورد است؛ تصحیح باورها، تصحیح احساسات، عواطف و هیجانات و تصحیح خواستههایمان. تا ما هستیم و همین باورها، همین احساسات و عواطف و همین خواستهها، وضع ما همین است؛ مادامی که فرهنگ ما همین فرهنگ باشد، حکومتهای خوب را هم به دست خودمان به حکومتهای بد تبدیل میکنیم و این دور باطل و تسلسل ادامه دارد.
🔰مصاحبه استاد ملکیان با روزنامه شهروند «ریشه اعتراضات»
@CompetentManagers
✍️مصطفی ملکیان
❓برای حل مشکلات چه راهی پیشرویمان است؟
🔹من به طور کلی هنوز هم به اصالت فرهنگ قائلم؛ نه به اصالت سیاست و نه به اصالت اقتصاد.
هنوز هم معتقدم بهترین کاری که یک انسان، چه برای خودش و چه برای شهروندان و چه اساسا برای همنوعانش میتواند انجام دهد، آگاهیبخشی تام و تمام است.
شما هر مغالطهای را که در سخن آدمی فریبکار کشف کنید و آن را به اطلاع همراهانتان برسانید، اقدامی عقلانی کردهاید؛ تعقل در جامعه این است.
کارهای فرهنگی یعنی من باورهای کاذب را از مردم بگیرم و باورهای صادق را وارد ذهنشان کنم. احساسات و عواطف نابجا را از مردم بگیرم و احساسات و عواطف بجا را در ذهن و ضمیرشان بکارم. خواستههای نامعقول را از آنها بگیرم و به آنها خواستههای معقول بدهم. البته این راه، راهی است طولانی و تدریجی که چهبسا خیلیها را ناامید میکند، اما من فکر میکنم این یگانه راه است.
وقتی راه، یگانه باشد، یعنی دیگر چارهای جز این نیست. اگر از شهری به شهری دیگر، پنج جاده وجود داشته باشد، البته ما باید کوتاهترین، مطمئنترین و بیعواقبترین جاده را انتخاب کنیم. اما اگر از شهری به شهر دیگر فقط یک جاده وجود داشته باشد و ما واقعا بخواهیم از این شهر به شهر دیگر برسیم، باید این جاده را در پیش بگیریم. هر چقدر هم این جاده طولانی باشد، هر چقدر هم که سنگلاخی باشد و هر چقدر هم عواقب داشته باشد.
من معتقدم یگانه راه، راه تحول فرهنگی است. با اینکه میدانم انسان در این راه باید خون جگر بخورد، اما میگویم راه دیگری وجود ندارد. بنابراین ما باید راه تحول فرهنگی را برویم، یعنی باورها، عواطف، احساسات و خواستههای مردم را به خودشان نشان بدهیم و بگوییم که مشکلتان به علت این باورهای خطایی است که باید از ذهنتان بیرون بریزید، سپس باور صادق و صواب را به جای آن بنشانیم. باید به آنها بگوییم که مشکلتان به علت این احساسات، عواطف و هیجانات نابجاست؛ آنها را باید با احساسات، عواطف و هیجانات بجا عوض کنید و درنهایت به آنها بگوییم که مشکلتان این خواستههای نامعقول است؛ خواستههایتان را معقول کنید.
❓این تعریف از تحول فرهنگی ما را میرساند به تحول درونی. مقصودتان همین است؟
🔹بله. تحول فرهنگی به معنای تحول درونی است و تحول درونی هم همین سه مورد است؛ تصحیح باورها، تصحیح احساسات، عواطف و هیجانات و تصحیح خواستههایمان. تا ما هستیم و همین باورها، همین احساسات و عواطف و همین خواستهها، وضع ما همین است؛ مادامی که فرهنگ ما همین فرهنگ باشد، حکومتهای خوب را هم به دست خودمان به حکومتهای بد تبدیل میکنیم و این دور باطل و تسلسل ادامه دارد.
🔰مصاحبه استاد ملکیان با روزنامه شهروند «ریشه اعتراضات»
@CompetentManagers
🔰سیستم قطارهای سریع السیر ژاپن (موسوم به شینکانسن) بیش از ۵۰ ساله که مشغول به کار هستند و در این مدت بیش از ۵/۳ میلیارد مسافر را جابجا کردهاند! اما دریغ از یک مرگ و حتی یک مورد جراحت و زخمی شدن مسافرین!
🔸امنیت این شکلیه.
منبع: https://t.co/ErO3tva0E8
🔸با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🔶@CompetentManagers
🔸امنیت این شکلیه.
منبع: https://t.co/ErO3tva0E8
🔸با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🔶@CompetentManagers
✍️نگویید معلم، بگویید مدیر یادگیری!
✳️۲۱ نکته ای که مدیر یادگیری باید بداند
۱. در دنیای جدید معلم رفته و مدیریادگیری جای آن نشسسته است. (معلمی به معنای انتقال یکطرفه و منفعلانه اطلاعات و متکلم وحده جای خود را به مدیریت یادگیری به معنای چرخش فعال و منتقدانه و پرسش محور اندیشه).
۲. مدیر یادگیری بیش از گفتن باید بشنود.
۳. مدیر یادگیری پرسش محور مباحث را پیش می برد. خود می پرسد و مدام مقدمات پرسشهای قدرتمند را فراهم می کند.
۴. مدیر یادگیری دانش آموز را ظرف اطلاعات نمی بیند و او را ابژه نمی کند.
۵. مدیر یادگیری در مدیریت یاددهی-یادگیری پیش از هر چیز به دنبال خلق شوق و نشاط است.
۶. مدیر یادگیری با دانش اموز هم اندیشی می کند و از او می آموزد و به پرسش هایش بها می دهد و پرسشگر و پرسشگری را ارج می نهد و بر صدر می نشاند.
۷. مدیر یادگیری هم به زبان دانش اموز بها می دهد و هم به زبان بدنش توجه دارد و خود هم هر دو زبان خویش را برای مدیریت یادگیری بکار می گیرد.
۸. مدیر یادگیری از چشمان دانش اموز پیامهای زیادی دریافت می کند؛ پیامهایی مبنی بر تلقی به قبول شدن یا پذیرفته نشدن! پیامهای هشدار دهنده درباره جذاب و مفید نبودن درس یا نفهمیدن ان یا پیامهای امیدوار کننده و همه این پیامها در جهت گیری های بعدی مدیر یادگیری نقش دارد.
۹.مدیر یادگیری، شعار دارد و شعارش بسته به اینکه دانش آموزش چه کسانی اند و در چه مدرسه و منطقه ای اموزش می دهد متفاوت است.
۱۰. مدیر یادگیری برای تحقق شعارش برنامه دارد.
۱۱. مدیر یادگیری هم زیاد "نمی دانم" را به کار می برد و هم تلاش میکند این جمله باشکوه در ذهن و زبان دانش آموز نقش بندد. تا به رسمیت بشناسند مرز جهالت و دانایی را.
۱۲. مدیر یادگیری سعی می کند مسئولانه از بازتولید و تکثیر ضرب المثل ها و تعابیر ضد توسعه جلوگیری کند؛ تعابیری مثل " دیواری کوتاهتر از من نیست که.." ؛ " مشکل خودته"؛ "به من چه؟"؛ "فکر خودت باش که..(با دلالت فقط به فکر خود باش)"....
۱۳.مدیریادگیری در راستای تحقق پایدار و حداکثر نواوری به تفاوتهای دانش اموزان توجه دارد و آن را به رسمیت می شناسد.
۱۴. مدیر یادگیری، عقل کل نیست و نه در برابر دانش آموزان که در کنار و همراه آنهاست.
۱۵. مدیر یادگیری، صرفا به مغز و عقل دانش اموز نظر ندارد بلکه افزون بر ساحت ذهن به عواطف، هیجانات، احساسات، خیال، و بالاخره همه ساحات وجودی و کنش های او توجه دارد.
۱۶. مدیر یادگیری تکلیف نمی دهد بلکه حاصل شوق دانش آموز را بطور داوطلبانه در قاب پژوهش و پرسش و پرسشگری به نظاره می نشیند.
۱۷.مدیر یادگیری زندگی کردن را با دانش اموز زندگی می کند و در دل این زندگی ریاضی و علوم و.. آموزش می دهد.
۱۸. مدیر یادگیری اموزش را به و مدرسه و مدرسه را به کلاس تقلیل نمی دهد بلکه محیط آموزشی برای او بزرگتر از کلاس و مدرسه است.
۱۹. مدیر یادگیری چراغ عقل را روشن نگه می دارد تا راه دین به درستی و در ریل بصیرت و به دور از افراطی گری پیموده شود و حیات طیبه را در حیات دینی جستجو می کند و عطش این حیات را در دانش اموز خلق می کند.
۲۰. مدیر یادگیری دانش آموز را عضوی از خانواده خود می داند و چونان مادر دانش اموز را می پروراند و لحظه لحظه نگران و پیگیر رشد دانایی اوست.
۲۱. مدیر یادگیری در کنار مشروعیت دغدغه مقبولیت هم دارد؛ مشروعیتش را مدرک و گواهی هایش و از همه مهمتر دانش و تخصص و مهارتش تامین میکند اما مقبولیتش گره خورده به: جذابیتش، تکنیک های بروزش، پیگیری و هدایت یادگیری، شنیدن و گفتگو، لبخندهای امیدبخشش، دلسوزیش، تصمیم های موقعیت محور او.
🔺با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🆔 @CompetentManagers
✳️۲۱ نکته ای که مدیر یادگیری باید بداند
۱. در دنیای جدید معلم رفته و مدیریادگیری جای آن نشسسته است. (معلمی به معنای انتقال یکطرفه و منفعلانه اطلاعات و متکلم وحده جای خود را به مدیریت یادگیری به معنای چرخش فعال و منتقدانه و پرسش محور اندیشه).
۲. مدیر یادگیری بیش از گفتن باید بشنود.
۳. مدیر یادگیری پرسش محور مباحث را پیش می برد. خود می پرسد و مدام مقدمات پرسشهای قدرتمند را فراهم می کند.
۴. مدیر یادگیری دانش آموز را ظرف اطلاعات نمی بیند و او را ابژه نمی کند.
۵. مدیر یادگیری در مدیریت یاددهی-یادگیری پیش از هر چیز به دنبال خلق شوق و نشاط است.
۶. مدیر یادگیری با دانش اموز هم اندیشی می کند و از او می آموزد و به پرسش هایش بها می دهد و پرسشگر و پرسشگری را ارج می نهد و بر صدر می نشاند.
۷. مدیر یادگیری هم به زبان دانش اموز بها می دهد و هم به زبان بدنش توجه دارد و خود هم هر دو زبان خویش را برای مدیریت یادگیری بکار می گیرد.
۸. مدیر یادگیری از چشمان دانش اموز پیامهای زیادی دریافت می کند؛ پیامهایی مبنی بر تلقی به قبول شدن یا پذیرفته نشدن! پیامهای هشدار دهنده درباره جذاب و مفید نبودن درس یا نفهمیدن ان یا پیامهای امیدوار کننده و همه این پیامها در جهت گیری های بعدی مدیر یادگیری نقش دارد.
۹.مدیر یادگیری، شعار دارد و شعارش بسته به اینکه دانش آموزش چه کسانی اند و در چه مدرسه و منطقه ای اموزش می دهد متفاوت است.
۱۰. مدیر یادگیری برای تحقق شعارش برنامه دارد.
۱۱. مدیر یادگیری هم زیاد "نمی دانم" را به کار می برد و هم تلاش میکند این جمله باشکوه در ذهن و زبان دانش آموز نقش بندد. تا به رسمیت بشناسند مرز جهالت و دانایی را.
۱۲. مدیر یادگیری سعی می کند مسئولانه از بازتولید و تکثیر ضرب المثل ها و تعابیر ضد توسعه جلوگیری کند؛ تعابیری مثل " دیواری کوتاهتر از من نیست که.." ؛ " مشکل خودته"؛ "به من چه؟"؛ "فکر خودت باش که..(با دلالت فقط به فکر خود باش)"....
۱۳.مدیریادگیری در راستای تحقق پایدار و حداکثر نواوری به تفاوتهای دانش اموزان توجه دارد و آن را به رسمیت می شناسد.
۱۴. مدیر یادگیری، عقل کل نیست و نه در برابر دانش آموزان که در کنار و همراه آنهاست.
۱۵. مدیر یادگیری، صرفا به مغز و عقل دانش اموز نظر ندارد بلکه افزون بر ساحت ذهن به عواطف، هیجانات، احساسات، خیال، و بالاخره همه ساحات وجودی و کنش های او توجه دارد.
۱۶. مدیر یادگیری تکلیف نمی دهد بلکه حاصل شوق دانش آموز را بطور داوطلبانه در قاب پژوهش و پرسش و پرسشگری به نظاره می نشیند.
۱۷.مدیر یادگیری زندگی کردن را با دانش اموز زندگی می کند و در دل این زندگی ریاضی و علوم و.. آموزش می دهد.
۱۸. مدیر یادگیری اموزش را به و مدرسه و مدرسه را به کلاس تقلیل نمی دهد بلکه محیط آموزشی برای او بزرگتر از کلاس و مدرسه است.
۱۹. مدیر یادگیری چراغ عقل را روشن نگه می دارد تا راه دین به درستی و در ریل بصیرت و به دور از افراطی گری پیموده شود و حیات طیبه را در حیات دینی جستجو می کند و عطش این حیات را در دانش اموز خلق می کند.
۲۰. مدیر یادگیری دانش آموز را عضوی از خانواده خود می داند و چونان مادر دانش اموز را می پروراند و لحظه لحظه نگران و پیگیر رشد دانایی اوست.
۲۱. مدیر یادگیری در کنار مشروعیت دغدغه مقبولیت هم دارد؛ مشروعیتش را مدرک و گواهی هایش و از همه مهمتر دانش و تخصص و مهارتش تامین میکند اما مقبولیتش گره خورده به: جذابیتش، تکنیک های بروزش، پیگیری و هدایت یادگیری، شنیدن و گفتگو، لبخندهای امیدبخشش، دلسوزیش، تصمیم های موقعیت محور او.
🔺با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🆔 @CompetentManagers
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔰حلیمه یعقوب:
📚تنها زن فقیر در جهان که کشورش را سرشار از ثروت کرد!!.
🔺با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🔷@CompetentManagers
📚تنها زن فقیر در جهان که کشورش را سرشار از ثروت کرد!!.
🔺با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🔷@CompetentManagers
Forwarded from اتچ بات
🔰شهری که 200 سال پیش وجود نداشت
🔺خیلی سخت است که باور کنیم کوالالامپور 200 سال پیش وجود نداشته است! تاریخچه این شهر به طرز شگفت انگیزی کوتاه می باشد و موجودیتش از اواخر دهه 1850 آغاز شد. زمانیکه گروهی از جستجوگران چینی به دنبال معدن قلع، در محل تلاقی رودخانه های کِلانگ و گُمبک سکنی گزیدند. وجود این معادن باعث پیشرفت به سمت تجاری و تبدیل شدن منطقه به شهری مرزی شد.
🔺از سال 1981 به بعد، شهر حتی سریعتر از قبل توسعه یافت و این امر تا حدی به دلیل کارهای نخست وزیر وقت، دکتر ماهاتیر بود. با چشم انداز وی از سال 2020، او مالزی را به کشوری مدرن تبدیل کرد و کوالالامپور به شهری مدرن تر تبدیل شد. برج های دوقلوی پتروناس به نماد کوالالامپور تبدیل شدند و طراحی مدرن اما سنتی این برج ها نشان داد که یک کشور اسلامی هنوز می تواند نقشی در توسعه های مدرن دنیایی که به سرعت در حال رشد است، داشته باشد. امروزه کوالالامپور یک کلان شهر واقعی است.
🔺کوالالامپور به عنوان یک جامعه چند فرهنگی شناخته می شود. مالزیایی ها، چینی ها و هندوها نژادهای اصلی ساكنان این كشور ملیتی تشكیل می دهند. این تنوع قومی و نژادی به وضوح در آداب مختلف فرهنگی ، اعتقادات مذهبی ، زبان ، غذا و معماری شهر نیز مشهود است.
🔺كوالالامپور در میان اهالی با نام KL مشهور است. كوالالامپور بهترین مثال از شهری است كه با مدیریت صحیح در حفظ ارزشمندترین میراث فرهنگی خویش، آن را جهت ارایه تجربه ای كاملا منحصر به فرد و خاطره برانگیز به بازدیدكنندگان و توریست ها با تسهیلات مدرن روز تلفیق كرده است.
🔺با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🆔 @CompetentManagers
🔺خیلی سخت است که باور کنیم کوالالامپور 200 سال پیش وجود نداشته است! تاریخچه این شهر به طرز شگفت انگیزی کوتاه می باشد و موجودیتش از اواخر دهه 1850 آغاز شد. زمانیکه گروهی از جستجوگران چینی به دنبال معدن قلع، در محل تلاقی رودخانه های کِلانگ و گُمبک سکنی گزیدند. وجود این معادن باعث پیشرفت به سمت تجاری و تبدیل شدن منطقه به شهری مرزی شد.
🔺از سال 1981 به بعد، شهر حتی سریعتر از قبل توسعه یافت و این امر تا حدی به دلیل کارهای نخست وزیر وقت، دکتر ماهاتیر بود. با چشم انداز وی از سال 2020، او مالزی را به کشوری مدرن تبدیل کرد و کوالالامپور به شهری مدرن تر تبدیل شد. برج های دوقلوی پتروناس به نماد کوالالامپور تبدیل شدند و طراحی مدرن اما سنتی این برج ها نشان داد که یک کشور اسلامی هنوز می تواند نقشی در توسعه های مدرن دنیایی که به سرعت در حال رشد است، داشته باشد. امروزه کوالالامپور یک کلان شهر واقعی است.
🔺کوالالامپور به عنوان یک جامعه چند فرهنگی شناخته می شود. مالزیایی ها، چینی ها و هندوها نژادهای اصلی ساكنان این كشور ملیتی تشكیل می دهند. این تنوع قومی و نژادی به وضوح در آداب مختلف فرهنگی ، اعتقادات مذهبی ، زبان ، غذا و معماری شهر نیز مشهود است.
🔺كوالالامپور در میان اهالی با نام KL مشهور است. كوالالامپور بهترین مثال از شهری است كه با مدیریت صحیح در حفظ ارزشمندترین میراث فرهنگی خویش، آن را جهت ارایه تجربه ای كاملا منحصر به فرد و خاطره برانگیز به بازدیدكنندگان و توریست ها با تسهیلات مدرن روز تلفیق كرده است.
🔺با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🆔 @CompetentManagers
Telegram
attach 📎