🔴خلاصه کتاب هنر شفاف اندیشیدن
✅در زندگی روزمره، چون موفقیت بیش از ناکامی به چشم میآید، تو دائماً شانس موفقیت خود را بیش از اندازه تخمین میزنی.
خطای بقا، یعنی افراد دائماً احتمال موفقیت خود را بیش از حد تخمین بزنند.
✅هر گاه ما عوامل انتخاب را با نتایج آن اشتباه میگیریم، طعمهی چیزی میشویم که نسیم طالب (نویسنده کتاب قوی سیاه) به آن توهم بدن شناگر میگوید.
منظور از توهم بدن شناگر آن است که شناگران حرفهای به این خاطر که با شدت تمرین میکنند بدنهایشان زیبا نمیشود، بلکه به خاطر اندام مناسبشان است که شناگران خوبی میشوند.
✅آیا تا به حال یک صورت را در بین ابرها دیدهای یا شکل کلی حیوانات را در یک سنگ مشاهده کردهای؟ البته. کاملاً هم طبیعی است. مغز انسان به دنبال الگوها و قوانین است. در واقع، آن را به یک قدم به جلو میبرد: اگر هیچ الگوی خاصی پیدا نکند، از خودش یکی ابداع میکند (خطای دستهبندی).
✅تأئید اجتماعی که گاهی سختگیرانه از آن به عنوان غریزهی جمعگرایی یاد میشود، تأکید میکند افراد وقتی مثل بقیه عمل میکنند احساس میکنند رفتارشان درست است. به عبارت دیگر، هر چه تعداد بیشتری از مردم عقیدهی خاصی را دنبال کنند، ما آن عقیده را بهتر (درستتر) میپنداریم. و هر چه تعداد افرادی که رفتار خاصی را بروز میدهند بیشتر باشد، این رفتار از سوی دیگران مناسبتر ارزیابی میشود. البته که این امر مضحک است. سامرست موام میگوید: «اگر پنجاه میلیون نفر چیز احمقانهای بگویند، آن چیز کماکان احمقانه است.»
✅خطرناکترین حالت خطای هزینهی هدررفته وقتی است که زمان، پول، انرژی یا عشق زیادی صرف چیزی کرده باشیم. این هزینه کردن دلیلی میشود برای ادامه دادن، حتی اگر با موضوعی محکوم به شکست سر و کار داشته باشیم. هر چه بیشتر سرمایهگذاری کنیم، هزینهی هدررفته بیشتر میشود و بیشتر مجبور میشویم ادامه دهیم.
✅خطای تأئید مادر همهی تصورهای غلط است. چنین چیزی تمایل به تفسیر اطلاعات جدید به گونهای است که با تئوریهای موجود، باورها و اعتقادات ما هماهنگ باشد. به بیان دیگر، هر اطلاعات جدیدی را که با نظرهای کنونی ما تناقض داشته باشند فیلتر میکنیم (شواهد متضاد). این یک عادت خطرناک است.
✅اثر مقایسهای را به طور خلاصه اینگونه میتوان تعریف کرد: اگر ما خود چیزی داشته باشیم که زشت، ارزان یا کوچک باشد، یک چیز دیگر را زیبا، گرانبها یا بزرگ در نظر میگیریم ما در واقع با قضاوتهای مطلق مشکل داریم.
✅خطای بازنگری از متداولترین خطاهاست. میتوان آن را به درستی پدیدهی «من به تو گفته بودم» نامید: وقتی به گذشته نگاه میکنیم، همه چیز واضح و اجتنابناپذیر به نظر میرسد. چرا خطای بازنگری خطرناک است؟ خب، به خاطر این که منجر به آن میشود که ما توانایی پیشبینی خود را دست بالا بگیریم و این باعث میشود بیش از حد به دانش خود اعتماد کنیم و در نتیجه ریسکهای زیادی را بپذیریم.
✅هرگز یک تصمیم را صرفاً براساس نتیجهاش ارزیابی نکن، به خصوص زمانی که تصادفی بودن یا «عوامل خارجی» در آن نقش داشته باشند. یک نتیجهی بد لزوماً نشاندهندهی یک تصمیم بد نیست و برعکس.
✅انتخابهای زیاد، منجر به نارضایتی میشوند. چگونه میتوانی مطمئن باشی از بین دویست گزینهای که احاطه و سردرگمت کردهاند گزینهی درست را انتخاب میکنی؟ پاسخ این است: نمیتوانی. هر چه گزینههای بیشتری داشته باشی، نامطمئنتر خواهی بود و متعاقبش ناراضیتر. خب چه میتوانی بکنی؟ قبل از آن که پیشنهادهای موجود را بررسی کنیم، به دقت فکر کن چه میخواهی. معیارهایت را بنویس و جداً به آنها پایبند باش. همچنین درک کن هرگز نمیتوانی تصمیم کاملی بگیری. با توجه به سیلاب احتمالات، داشتن چنین هدفی نوعی «کمالگرایی غیرمنطقی» محسوب میشود. در عوض، یاد بگیر یک تصمیم «خوب» را دوست داشته باشی. بله، حتی در مورد شریک زندگی. آیا فقط باید به دنبال بهترینها بود؟ در عصر تنوع نامحدود، عکس آن صدق میکند. حالت بهینه در شرایط جدید چنین است: خوب بودن به اندازهی کافی.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
✅در زندگی روزمره، چون موفقیت بیش از ناکامی به چشم میآید، تو دائماً شانس موفقیت خود را بیش از اندازه تخمین میزنی.
خطای بقا، یعنی افراد دائماً احتمال موفقیت خود را بیش از حد تخمین بزنند.
✅هر گاه ما عوامل انتخاب را با نتایج آن اشتباه میگیریم، طعمهی چیزی میشویم که نسیم طالب (نویسنده کتاب قوی سیاه) به آن توهم بدن شناگر میگوید.
منظور از توهم بدن شناگر آن است که شناگران حرفهای به این خاطر که با شدت تمرین میکنند بدنهایشان زیبا نمیشود، بلکه به خاطر اندام مناسبشان است که شناگران خوبی میشوند.
✅آیا تا به حال یک صورت را در بین ابرها دیدهای یا شکل کلی حیوانات را در یک سنگ مشاهده کردهای؟ البته. کاملاً هم طبیعی است. مغز انسان به دنبال الگوها و قوانین است. در واقع، آن را به یک قدم به جلو میبرد: اگر هیچ الگوی خاصی پیدا نکند، از خودش یکی ابداع میکند (خطای دستهبندی).
✅تأئید اجتماعی که گاهی سختگیرانه از آن به عنوان غریزهی جمعگرایی یاد میشود، تأکید میکند افراد وقتی مثل بقیه عمل میکنند احساس میکنند رفتارشان درست است. به عبارت دیگر، هر چه تعداد بیشتری از مردم عقیدهی خاصی را دنبال کنند، ما آن عقیده را بهتر (درستتر) میپنداریم. و هر چه تعداد افرادی که رفتار خاصی را بروز میدهند بیشتر باشد، این رفتار از سوی دیگران مناسبتر ارزیابی میشود. البته که این امر مضحک است. سامرست موام میگوید: «اگر پنجاه میلیون نفر چیز احمقانهای بگویند، آن چیز کماکان احمقانه است.»
✅خطرناکترین حالت خطای هزینهی هدررفته وقتی است که زمان، پول، انرژی یا عشق زیادی صرف چیزی کرده باشیم. این هزینه کردن دلیلی میشود برای ادامه دادن، حتی اگر با موضوعی محکوم به شکست سر و کار داشته باشیم. هر چه بیشتر سرمایهگذاری کنیم، هزینهی هدررفته بیشتر میشود و بیشتر مجبور میشویم ادامه دهیم.
✅خطای تأئید مادر همهی تصورهای غلط است. چنین چیزی تمایل به تفسیر اطلاعات جدید به گونهای است که با تئوریهای موجود، باورها و اعتقادات ما هماهنگ باشد. به بیان دیگر، هر اطلاعات جدیدی را که با نظرهای کنونی ما تناقض داشته باشند فیلتر میکنیم (شواهد متضاد). این یک عادت خطرناک است.
✅اثر مقایسهای را به طور خلاصه اینگونه میتوان تعریف کرد: اگر ما خود چیزی داشته باشیم که زشت، ارزان یا کوچک باشد، یک چیز دیگر را زیبا، گرانبها یا بزرگ در نظر میگیریم ما در واقع با قضاوتهای مطلق مشکل داریم.
✅خطای بازنگری از متداولترین خطاهاست. میتوان آن را به درستی پدیدهی «من به تو گفته بودم» نامید: وقتی به گذشته نگاه میکنیم، همه چیز واضح و اجتنابناپذیر به نظر میرسد. چرا خطای بازنگری خطرناک است؟ خب، به خاطر این که منجر به آن میشود که ما توانایی پیشبینی خود را دست بالا بگیریم و این باعث میشود بیش از حد به دانش خود اعتماد کنیم و در نتیجه ریسکهای زیادی را بپذیریم.
✅هرگز یک تصمیم را صرفاً براساس نتیجهاش ارزیابی نکن، به خصوص زمانی که تصادفی بودن یا «عوامل خارجی» در آن نقش داشته باشند. یک نتیجهی بد لزوماً نشاندهندهی یک تصمیم بد نیست و برعکس.
✅انتخابهای زیاد، منجر به نارضایتی میشوند. چگونه میتوانی مطمئن باشی از بین دویست گزینهای که احاطه و سردرگمت کردهاند گزینهی درست را انتخاب میکنی؟ پاسخ این است: نمیتوانی. هر چه گزینههای بیشتری داشته باشی، نامطمئنتر خواهی بود و متعاقبش ناراضیتر. خب چه میتوانی بکنی؟ قبل از آن که پیشنهادهای موجود را بررسی کنیم، به دقت فکر کن چه میخواهی. معیارهایت را بنویس و جداً به آنها پایبند باش. همچنین درک کن هرگز نمیتوانی تصمیم کاملی بگیری. با توجه به سیلاب احتمالات، داشتن چنین هدفی نوعی «کمالگرایی غیرمنطقی» محسوب میشود. در عوض، یاد بگیر یک تصمیم «خوب» را دوست داشته باشی. بله، حتی در مورد شریک زندگی. آیا فقط باید به دنبال بهترینها بود؟ در عصر تنوع نامحدود، عکس آن صدق میکند. حالت بهینه در شرایط جدید چنین است: خوب بودن به اندازهی کافی.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Forwarded from (Competent Managers) مدیران شایسته (Mh_Kashefi_Cm)
Honare-Shafaf-Andishidan.pdf
952.4 KB
📕خلاصه کتاب هنر شفاف اندیشیدن از رولف دوبلی
🔸هنر شفاف اندیشیدن -رولف دوبلی، متولد سال 1966 ، نویسنده، رمان نویس و کار آفرین سویسی است.
🔸او فارغ التحصیل ام بی ای و دکتری فلسفه اقتصاد از دانشگاه سنت گالن سویس است.
🔷کتاب هنر شفاف اندیشیدن توسط عادل فردوسی پور، بهزاد توکلی و علی شهروز ترجمه شده است.
🔺آیا تا به حال زمان صرف چیزی کرده ای که در آینده احساس کنی ارزشش را نداشته؟
🔺به انجام کاری که می دانی برایت مضر است اصرار کرده ای؟
🔺سهام خود را خیلی زود یا خیلی دیر فروخته ای؟
🔺موفقیت را نتیجه ی کار خود و شکست را نتیجه ی تاثیر عوامل بیرونی دانسته ای؟
🔺این ها نمونه هایی اند از خطاهایی که همه ی ما در تفکر روزمره ی خود دچارشان می شویم.
🔸اما با شناخت چیستی آن ها و دانستن نحوه ی شناسایی شان، می توانیم از آن ها دوری کنیم و تصمیم های هوشمندانه تری بگیریم.
✳️ با کانال مدیران شایسته همراه شوید.
🔰@competentmanagers
🔸هنر شفاف اندیشیدن -رولف دوبلی، متولد سال 1966 ، نویسنده، رمان نویس و کار آفرین سویسی است.
🔸او فارغ التحصیل ام بی ای و دکتری فلسفه اقتصاد از دانشگاه سنت گالن سویس است.
🔷کتاب هنر شفاف اندیشیدن توسط عادل فردوسی پور، بهزاد توکلی و علی شهروز ترجمه شده است.
🔺آیا تا به حال زمان صرف چیزی کرده ای که در آینده احساس کنی ارزشش را نداشته؟
🔺به انجام کاری که می دانی برایت مضر است اصرار کرده ای؟
🔺سهام خود را خیلی زود یا خیلی دیر فروخته ای؟
🔺موفقیت را نتیجه ی کار خود و شکست را نتیجه ی تاثیر عوامل بیرونی دانسته ای؟
🔺این ها نمونه هایی اند از خطاهایی که همه ی ما در تفکر روزمره ی خود دچارشان می شویم.
🔸اما با شناخت چیستی آن ها و دانستن نحوه ی شناسایی شان، می توانیم از آن ها دوری کنیم و تصمیم های هوشمندانه تری بگیریم.
✳️ با کانال مدیران شایسته همراه شوید.
🔰@competentmanagers
Forwarded from (Competent Managers) مدیران شایسته (Mh_kashefi)
Forwarded from (Competent Managers) مدیران شایسته (Mh_kashefi)
📚#معرفی_کتاب
📖کتاب: هنر_شفاف_اندیشیدن
✍️نویسنده: رولف_دوبلی
🪧موضوع: خطاهای_شناختی
🔸تفکر و اندیشه همواره نقش مهمی در موفقیتها و شکستهای ما داشتهاند. زندگی امروز هر کدام از ما، حاصل جمع انتخابهای ماست. ما هر روزه صدهابار به کمک فکر و اندیشهمان دست به انتخاب و تصمیمگیری میزنیم برخی از این تصمیمگیریها درست از آب درمیآیند برخی هم غلط. موارد متعددی باعث میشوند که بتوانیم تصمیمات درستی بگیریم، یکی از مهم ترین این موارد شناختن خطاهای ذهن و فکرمان است. اگر بتوانیم بزرگترین خطاهای فکری را بشناسیم و از آنها در زندگی شخصی و شغلی پرهیز کنیم، میتوانیم شاهد جهشی در موفقیت خود باشیم. نیازی به طرحهای نوین، ابزارهای غیرضروری و کارهای طاقتفرسا نیست؛ تمام آنچه بدان نیاز داریم پرهیز از بیخردی است.
🔸حال اگر بخواهیم مجموعه کاملی از انواع خطاهای ذهنی و فکری را در دست داشته باشیم و هر کدام از این خطاها را با زبان ساده و مثال های کاربردی بیاموزیم. بهترین کار تهیه و خواندن کتاب هنر شفاف اندیشیدن است. کتاب هنر شفاف اندیشیدن (The art of thinking clearly) نوشته رولف دوبلی، کتابی در زمینه تصمیمگیری و خطاهای شناختی است. اين کتاب لیست جامعی از خطاهای شناختی را پیش روی ما قرار داده و ذهنمان را از خطاهای کرده و ناکردهاش آگاه میکند. علیت نادرست، رشد تصاعدی و توهم بدن شناگر تنها تعداد معدودی از خطاهای شناختی است که در این کتاب مطرح شده است. این کتاب برای تمام کسانی است که می خواهند انتخابهای بهتری در زندگی داشته باشند.
💬✏️ آیا این کتاب را خواندهاید؟ نظرتان درباره این کتاب چیست؟ شما چه کتابی را برای یادگیری موضوع خطاهای شناختی ضروری میدانید؟
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
📖کتاب: هنر_شفاف_اندیشیدن
✍️نویسنده: رولف_دوبلی
🪧موضوع: خطاهای_شناختی
🔸تفکر و اندیشه همواره نقش مهمی در موفقیتها و شکستهای ما داشتهاند. زندگی امروز هر کدام از ما، حاصل جمع انتخابهای ماست. ما هر روزه صدهابار به کمک فکر و اندیشهمان دست به انتخاب و تصمیمگیری میزنیم برخی از این تصمیمگیریها درست از آب درمیآیند برخی هم غلط. موارد متعددی باعث میشوند که بتوانیم تصمیمات درستی بگیریم، یکی از مهم ترین این موارد شناختن خطاهای ذهن و فکرمان است. اگر بتوانیم بزرگترین خطاهای فکری را بشناسیم و از آنها در زندگی شخصی و شغلی پرهیز کنیم، میتوانیم شاهد جهشی در موفقیت خود باشیم. نیازی به طرحهای نوین، ابزارهای غیرضروری و کارهای طاقتفرسا نیست؛ تمام آنچه بدان نیاز داریم پرهیز از بیخردی است.
🔸حال اگر بخواهیم مجموعه کاملی از انواع خطاهای ذهنی و فکری را در دست داشته باشیم و هر کدام از این خطاها را با زبان ساده و مثال های کاربردی بیاموزیم. بهترین کار تهیه و خواندن کتاب هنر شفاف اندیشیدن است. کتاب هنر شفاف اندیشیدن (The art of thinking clearly) نوشته رولف دوبلی، کتابی در زمینه تصمیمگیری و خطاهای شناختی است. اين کتاب لیست جامعی از خطاهای شناختی را پیش روی ما قرار داده و ذهنمان را از خطاهای کرده و ناکردهاش آگاه میکند. علیت نادرست، رشد تصاعدی و توهم بدن شناگر تنها تعداد معدودی از خطاهای شناختی است که در این کتاب مطرح شده است. این کتاب برای تمام کسانی است که می خواهند انتخابهای بهتری در زندگی داشته باشند.
💬✏️ آیا این کتاب را خواندهاید؟ نظرتان درباره این کتاب چیست؟ شما چه کتابی را برای یادگیری موضوع خطاهای شناختی ضروری میدانید؟
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔵 خلاصه کتاب « هنر شفاف اندیشیدن»
💡نویسنده رولف دوبلی، ترجمه عادل فردوسیپور
✔️ خطای تأیید اجتماعی
اگه پنجاهمیلیون نفر چیز احمقانهای بگویند، آن چیز کماکان احمقانه است. عنوانی که خوندم، جملهای از آناتول فرانس (Anatole France) است که مشخصاً به بحث تأیید اجتماعی میپردازه. تأیید اجتماعی به بیان ساده یعنی دنبالهروی آدمها از انتخاب سایر آدمها، به شکلی که هرچی این انتخابها در سطح و اندازۀ بزرگتری صورت بگیره، تمایل ما به انتخاب اون انتخاب بیشتر میشه و ناخوداگاه جنبۀ اشتباهش رو نادیده میگیریم. ساده بخوام بگم اینکه باید به راهی که اکثریت میرن شک کنیم و نظر جمعی آدمها رو بهصورت پیشفرض درست در نظر نگیریم و سعی کنیم با سؤالپیچکردن و بررسی جوابها تصمیم بگیریم.
✔️خطای هزینۀ هدررفته: چرا باید گذشته را فراموش کنی؟
قیمت خرید سهام چیزی نباید مبنای تصمیمگیری ما برای فروشش باشه. باید شاخص منطقیتری داشته باشیم؛ مثلاً توجه به اینکه آیندۀ اون سهام چی میتونه باشه. این موضوع به شکل خیلی دیوونهواری صادقه که هرچی کالا ضرر بیشتری بده، سرمایهگذارها تمایل بیشتری برای نگهداشتن سهام اون کالا دارند. انگار دلشون نمیاد که رهاش کنند بره. مثلاً خود ما وقتی تو سینما هستیم و وسط فیلم متوجه میشیم که اون فیلم رو دوست نداریم، واسه اینکه احساس نکنیم پولمون هدر رفته میشینم و تا آخر فیلم رو میبینیم که البته اینجوری بدتر هم هست؛ چون اینجوری زمانمون هم داره هدر میره. خلاصه اینکه میرسیم به همون ضربالمثل قدیمی که میگه: «جلوی ضرر رو از هرجا بگیریم منفعته.»
✔️ خطای مرجعیت: تسلیم مرجعیت نشو
مراجع مسئول همواره به دنبال جلب توجهاند و همیشه راهی پیدا میکنند تا وجهۀ خود رو تقویت کنند. پزشکان و محققان روپوش سفید میپوشند. مدیران بانکی کت و شلوار و کراوات به تن میکنند. پادشاهان تاج بر سر میگذارند. مرجعیتها مانند مد لباس متغیرند و جامعه هم به همون میزان از اونها تبعیت میکنه. در نتیجه، هروقت میخوای تصمیم بگیری، به این فکر کن چه مراجعی ممکنه بر استدلالهات اثر گذاشته باشند. وقتی به یکی از اونها در واقعیت برخوردی، تمام تلاشت رو بکن که در برابرش مقاومت کنی.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
💡نویسنده رولف دوبلی، ترجمه عادل فردوسیپور
✔️ خطای تأیید اجتماعی
اگه پنجاهمیلیون نفر چیز احمقانهای بگویند، آن چیز کماکان احمقانه است. عنوانی که خوندم، جملهای از آناتول فرانس (Anatole France) است که مشخصاً به بحث تأیید اجتماعی میپردازه. تأیید اجتماعی به بیان ساده یعنی دنبالهروی آدمها از انتخاب سایر آدمها، به شکلی که هرچی این انتخابها در سطح و اندازۀ بزرگتری صورت بگیره، تمایل ما به انتخاب اون انتخاب بیشتر میشه و ناخوداگاه جنبۀ اشتباهش رو نادیده میگیریم. ساده بخوام بگم اینکه باید به راهی که اکثریت میرن شک کنیم و نظر جمعی آدمها رو بهصورت پیشفرض درست در نظر نگیریم و سعی کنیم با سؤالپیچکردن و بررسی جوابها تصمیم بگیریم.
✔️خطای هزینۀ هدررفته: چرا باید گذشته را فراموش کنی؟
قیمت خرید سهام چیزی نباید مبنای تصمیمگیری ما برای فروشش باشه. باید شاخص منطقیتری داشته باشیم؛ مثلاً توجه به اینکه آیندۀ اون سهام چی میتونه باشه. این موضوع به شکل خیلی دیوونهواری صادقه که هرچی کالا ضرر بیشتری بده، سرمایهگذارها تمایل بیشتری برای نگهداشتن سهام اون کالا دارند. انگار دلشون نمیاد که رهاش کنند بره. مثلاً خود ما وقتی تو سینما هستیم و وسط فیلم متوجه میشیم که اون فیلم رو دوست نداریم، واسه اینکه احساس نکنیم پولمون هدر رفته میشینم و تا آخر فیلم رو میبینیم که البته اینجوری بدتر هم هست؛ چون اینجوری زمانمون هم داره هدر میره. خلاصه اینکه میرسیم به همون ضربالمثل قدیمی که میگه: «جلوی ضرر رو از هرجا بگیریم منفعته.»
✔️ خطای مرجعیت: تسلیم مرجعیت نشو
مراجع مسئول همواره به دنبال جلب توجهاند و همیشه راهی پیدا میکنند تا وجهۀ خود رو تقویت کنند. پزشکان و محققان روپوش سفید میپوشند. مدیران بانکی کت و شلوار و کراوات به تن میکنند. پادشاهان تاج بر سر میگذارند. مرجعیتها مانند مد لباس متغیرند و جامعه هم به همون میزان از اونها تبعیت میکنه. در نتیجه، هروقت میخوای تصمیم بگیری، به این فکر کن چه مراجعی ممکنه بر استدلالهات اثر گذاشته باشند. وقتی به یکی از اونها در واقعیت برخوردی، تمام تلاشت رو بکن که در برابرش مقاومت کنی.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
#سلام_ایران 💐
#برای_ایران💐
#دکتر_پزشکیان🌺
🌺از شما دعوت میکنیم به ابر گروه کشوری حامیان دکتر پزشکیان ملحق بشد. 🙏
https://t.me/tabibeiran_pezeshkian
#برای_ایران💐
#دکتر_پزشکیان🌺
🌺از شما دعوت میکنیم به ابر گروه کشوری حامیان دکتر پزشکیان ملحق بشد. 🙏
https://t.me/tabibeiran_pezeshkian
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 وطن: کاری از وحید تاج
(طبیبی فهمیده باید دست بر درمان زند)
زنده باد آن کس که هست از جان هوادار وطن
هم وطن غمخوار او هم اوست غمخوار وطن
هرکه دور از میهن خود در دیار غربت است
از برایش سرمه چشم است دیدار وطن
به که در فکر وطن باشیم و فکر کار او
پیش از آن کز دستها بیرون رود کار وطن
طبیبی فهمیده باید دست بر درمان زند
تا ز نو بهبود یابد حال بیمار وطن
زنده باد آن کس که هست از جان هوادار وطن ..
#برای_ایران
#دکتر_پزشکیان
💎 با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
(طبیبی فهمیده باید دست بر درمان زند)
زنده باد آن کس که هست از جان هوادار وطن
هم وطن غمخوار او هم اوست غمخوار وطن
هرکه دور از میهن خود در دیار غربت است
از برایش سرمه چشم است دیدار وطن
به که در فکر وطن باشیم و فکر کار او
پیش از آن کز دستها بیرون رود کار وطن
طبیبی فهمیده باید دست بر درمان زند
تا ز نو بهبود یابد حال بیمار وطن
زنده باد آن کس که هست از جان هوادار وطن ..
#برای_ایران
#دکتر_پزشکیان
💎 با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✅ داشتن صداقت و درستکاری یکی از مهمترین ویژگیهای رهبران و مدیران بزرگ است
✅ مدیران و رهبران موفق هرگز با تقلب صداقتشان را زیر پا نمیگذارند
✅ مدیران موفق سر قولشان هستند. آنها هروقت تعهد و قول دادند آنرا پیگیری و به انجام میرسانند. و همیشه حقیقت را میگویند.
✅ مدیران باصداقت از رودرو شدن با حقیقت ابایی ندارند. این اصل به نام اصل حقیقتبینی مشهور است، این موضوع از مهمترین اصول مدیریت است زیرا نشاندهنده حقگویی و صداقت است.
✅صداقت یعنی گفتن حقیقت هر چند آن حقیقت تلخ و زشت باشد. صادق بودن بهتر از فریب دادن دیگران است، چون با این کار خودتان را هم فریب میدهید.
✅مدیران باصداقت همیشه جانب انصاف را می گیرند. خصوصاً وقتی که با افراد بیانصاف طرف هستند. همواره منصفانه رفتار میکنند و منصف هستند
🔷به قول وارن بافت ؛
💢 وقتی در جستجوی مدیران برای استخدام هستید، سه ویژگی را مد نظر قرار دهید :
۱- صداقت
۲- هوش
۳- انرژی
♦️ اگر اولی را نداشت با دو تای دیگر شما را نابود میکند.
✅اگر "راستی" بکارید، اعتماد برداشت خواهید کرد.
#برای_ایران
#دکتر_پزشکیان
💎 با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
✅ مدیران و رهبران موفق هرگز با تقلب صداقتشان را زیر پا نمیگذارند
✅ مدیران موفق سر قولشان هستند. آنها هروقت تعهد و قول دادند آنرا پیگیری و به انجام میرسانند. و همیشه حقیقت را میگویند.
✅ مدیران باصداقت از رودرو شدن با حقیقت ابایی ندارند. این اصل به نام اصل حقیقتبینی مشهور است، این موضوع از مهمترین اصول مدیریت است زیرا نشاندهنده حقگویی و صداقت است.
✅صداقت یعنی گفتن حقیقت هر چند آن حقیقت تلخ و زشت باشد. صادق بودن بهتر از فریب دادن دیگران است، چون با این کار خودتان را هم فریب میدهید.
✅مدیران باصداقت همیشه جانب انصاف را می گیرند. خصوصاً وقتی که با افراد بیانصاف طرف هستند. همواره منصفانه رفتار میکنند و منصف هستند
🔷به قول وارن بافت ؛
💢 وقتی در جستجوی مدیران برای استخدام هستید، سه ویژگی را مد نظر قرار دهید :
۱- صداقت
۲- هوش
۳- انرژی
♦️ اگر اولی را نداشت با دو تای دیگر شما را نابود میکند.
✅اگر "راستی" بکارید، اعتماد برداشت خواهید کرد.
#برای_ایران
#دکتر_پزشکیان
💎 با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
👍1
Forwarded from (Competent Managers) مدیران شایسته
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎯 صداقت
اگر "راستی" بکارید، اعتماد برداشت خواهید کرد.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
اگر "راستی" بکارید، اعتماد برداشت خواهید کرد.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Forwarded from اتچ بات
🔰مدیران چه موقع و چقدر اجازه دارند دروغ بگویند!؟
✍ دکتر بهزاد ابوالعلایی
🔷سوار هواپیمائی بودیم که بنا بود ما را به یزد ببرد. صبح بود و صرف صبحانه اجازه نمی داد که اغلب مسافران متوجه تغییر مسیر هواپیما شوند. چند دقیقه بعد خلبان با آرامش و ملایمت برای ما توضیح داد که به دلیل وجود مشکلاتی در سیستم های ناوبری فرودگاه یزد، به تهران برمی گردیم و اطمینان داد که مشکل مربوط به فرودگاه است و ربطی به هواپیما ندارد.
🔷وقتی خلبان موضوع را توضیح داد یکی از مسافران که در ردیف جلوی من نشسته بود به همسفرش می گفت: "باور نکن، دروغ می گه، مشکل از هواپیماست! و من به اینکه چرا ما به گفته های مسئولین اعتماد نداریم، آنها را باور نمی کنیم و این اندازه بدبین و شکاک هستیم فکر می کردم و غصه می خوردم.
🔷بلافاصله بعد از نشستن هواپیما در فرودگاه مهرآباد، خلبان دوباره شروع به صحبت کرد و توضیح داد که مشکل مربوط به هواپیما بوده و او برای اینکه ما را نگران و مضطرب نکند دروغ مصلحت آمیز گفته است!
🔷من ضمن آنکه، ذوق و شوق مسافر محترمی که پیش بینی اش درست از آب درآمده بود را می دیدم به این موضوع هم فکر می کردم که اگر دوباره از یک خلبان بشنوم که مشکل برگشت به مبداء، به هواپیما ربطی ندارد و مربوط به بدی هوا یا شرایط فرودگاه مقصد است، چرا و چقدر باید این حرف را باور کنم؟
🔷صداقت و شفافیت پایه اصلی اعتماد است و اعتماد المثنی ندارد. اگر کارکنان به مدیران اعتماد نداشته باشند ، کار سازمان و مدیران آن زار است. به نظرم ارزش های سازمان ، بویژه صداقت و راستگوئی، به هیچ وجه قابل معامله و مصالحه نیست. اعتماد سخت به دست می آید و راحت از دست می رود.
🔷اعتماد همانند چسبی است که اعضای هر سازمانی را به هم پیوند میزند. فعالیت گروهی و سازمانی موفق بدون وجود اعتماد، اساسا قابل تصور نیست؛ مدیران باید اعتماد کنند و مورد اعتماد قرار گیرند. اگر مدیران به کارکنان خود اعتماد نکنند، از تفویض اختیار و توانمند سازی خبری نخواهد بود و اگر از سوی کارکنان، مورد اعتماد قرار نگیرند، کسی از آنها پیروی نخواهد کرد.
🔷فلذا در پاسخ به سوال؛ «مدیران چه موقع و چقدر اجازه دارند دروغ بگویند!؟»
♦️ بایستی بگم؛ هیچ وقت
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔰مدیران چه موقع و چقدر اجازه دارند دروغ بگویند!؟
✍ دکتر بهزاد ابوالعلایی
🔷سوار هواپیمائی بودیم که بنا بود ما را به یزد ببرد. صبح بود و صرف صبحانه اجازه نمی داد که اغلب مسافران متوجه تغییر مسیر هواپیما شوند. چند دقیقه بعد خلبان با آرامش و ملایمت برای ما توضیح داد که به دلیل وجود مشکلاتی در سیستم های ناوبری فرودگاه یزد، به تهران برمی گردیم و اطمینان داد که مشکل مربوط به فرودگاه است و ربطی به هواپیما ندارد.
🔷وقتی خلبان موضوع را توضیح داد یکی از مسافران که در ردیف جلوی من نشسته بود به همسفرش می گفت: "باور نکن، دروغ می گه، مشکل از هواپیماست! و من به اینکه چرا ما به گفته های مسئولین اعتماد نداریم، آنها را باور نمی کنیم و این اندازه بدبین و شکاک هستیم فکر می کردم و غصه می خوردم.
🔷بلافاصله بعد از نشستن هواپیما در فرودگاه مهرآباد، خلبان دوباره شروع به صحبت کرد و توضیح داد که مشکل مربوط به هواپیما بوده و او برای اینکه ما را نگران و مضطرب نکند دروغ مصلحت آمیز گفته است!
🔷من ضمن آنکه، ذوق و شوق مسافر محترمی که پیش بینی اش درست از آب درآمده بود را می دیدم به این موضوع هم فکر می کردم که اگر دوباره از یک خلبان بشنوم که مشکل برگشت به مبداء، به هواپیما ربطی ندارد و مربوط به بدی هوا یا شرایط فرودگاه مقصد است، چرا و چقدر باید این حرف را باور کنم؟
🔷صداقت و شفافیت پایه اصلی اعتماد است و اعتماد المثنی ندارد. اگر کارکنان به مدیران اعتماد نداشته باشند ، کار سازمان و مدیران آن زار است. به نظرم ارزش های سازمان ، بویژه صداقت و راستگوئی، به هیچ وجه قابل معامله و مصالحه نیست. اعتماد سخت به دست می آید و راحت از دست می رود.
🔷اعتماد همانند چسبی است که اعضای هر سازمانی را به هم پیوند میزند. فعالیت گروهی و سازمانی موفق بدون وجود اعتماد، اساسا قابل تصور نیست؛ مدیران باید اعتماد کنند و مورد اعتماد قرار گیرند. اگر مدیران به کارکنان خود اعتماد نکنند، از تفویض اختیار و توانمند سازی خبری نخواهد بود و اگر از سوی کارکنان، مورد اعتماد قرار نگیرند، کسی از آنها پیروی نخواهد کرد.
🔷فلذا در پاسخ به سوال؛ «مدیران چه موقع و چقدر اجازه دارند دروغ بگویند!؟»
♦️ بایستی بگم؛ هیچ وقت
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Telegram
attach 📎
✅چارچوب اخلاق جهانی
✍️مصطفی ملکیان
🔹من معتقدم کل اخلاق جهانی بر این سه اصل مبتنی است: «صداقت و تواضع و احسان»
صداقت: منظورم از صداقت این است که پنج ساحت وجود شما باید بر یکدیگر انطباق داشته باشند.
تواضع: یعنی هر وقت نقطه قوت و نکته مثبتی در وجودت بود و هستی یا هر کسی نعمتی به تو داده بود، تو خودت را در این جهت دیگری بینگار؛ خود را دیگری انگاشتن در نقاط قوت. یعنی اگر شما جایزه نوبل ببرید، من چقدر شاد میشوم؟ همانقدر شاد میشوم که یکی از دوستان و هموطن من جایزه نوبل برده است. حالا اگر روزی خودم این جایزه را بردم فقط به همان مقدار شاد شوم که وقتی شما جایزه را برده بودید شاد شدم
احسان: احسان درست عکس این است. اینجا در باب نقاط قوت خودت را دیگری بینگار،در احسان، در نقاط ضعف، دیگری را خودت بینگار. یعنی اگر خودم مریض میشدم چطور تبوتاب و اضطراب و تشویش داشتم که خودم را به بیمارستان برسانم و پیش بهترین جراح جراحی شوم و مراقبتهای بعد از جراحی روی من اعمال شود، حالا اگر روزی شما بیمار شدید من همین تبوتاب را داشته باشم
➖سه فرزند احسان
از درون احسان سه فضیلت اخلاقی بیرون میآید. اگر بخواهم نسبت به شما احسان داشته باشم، نتیجهاش سه رفتار با شما است:
اولا نسبت به شما با عدالت،
ثانیا با شفقت
و ثالثا با عشق باید رفتار کنم.
عدالت: یعنی سر سوزنی حق شما را نمیخورم و به شما هم این اجازه را نمیدهم که سر سوزنی حق من را بخورید. این کمترین حد احسان است.
شفقت: رتبه دوم احسان شفقت است. در شفقت سر سوزنی حق شما را ضایع نمیکنم، اما در عین حال بخشی از حق خودم را به شما میبخشم.
عشق: مرحله سوم احسان عشق است. در عشق اصلا با شما احساس دوگانگی نمیکنم که بگویم از خودم چیزی به شما بخشیدم.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
✍️مصطفی ملکیان
🔹من معتقدم کل اخلاق جهانی بر این سه اصل مبتنی است: «صداقت و تواضع و احسان»
صداقت: منظورم از صداقت این است که پنج ساحت وجود شما باید بر یکدیگر انطباق داشته باشند.
تواضع: یعنی هر وقت نقطه قوت و نکته مثبتی در وجودت بود و هستی یا هر کسی نعمتی به تو داده بود، تو خودت را در این جهت دیگری بینگار؛ خود را دیگری انگاشتن در نقاط قوت. یعنی اگر شما جایزه نوبل ببرید، من چقدر شاد میشوم؟ همانقدر شاد میشوم که یکی از دوستان و هموطن من جایزه نوبل برده است. حالا اگر روزی خودم این جایزه را بردم فقط به همان مقدار شاد شوم که وقتی شما جایزه را برده بودید شاد شدم
احسان: احسان درست عکس این است. اینجا در باب نقاط قوت خودت را دیگری بینگار،در احسان، در نقاط ضعف، دیگری را خودت بینگار. یعنی اگر خودم مریض میشدم چطور تبوتاب و اضطراب و تشویش داشتم که خودم را به بیمارستان برسانم و پیش بهترین جراح جراحی شوم و مراقبتهای بعد از جراحی روی من اعمال شود، حالا اگر روزی شما بیمار شدید من همین تبوتاب را داشته باشم
➖سه فرزند احسان
از درون احسان سه فضیلت اخلاقی بیرون میآید. اگر بخواهم نسبت به شما احسان داشته باشم، نتیجهاش سه رفتار با شما است:
اولا نسبت به شما با عدالت،
ثانیا با شفقت
و ثالثا با عشق باید رفتار کنم.
عدالت: یعنی سر سوزنی حق شما را نمیخورم و به شما هم این اجازه را نمیدهم که سر سوزنی حق من را بخورید. این کمترین حد احسان است.
شفقت: رتبه دوم احسان شفقت است. در شفقت سر سوزنی حق شما را ضایع نمیکنم، اما در عین حال بخشی از حق خودم را به شما میبخشم.
عشق: مرحله سوم احسان عشق است. در عشق اصلا با شما احساس دوگانگی نمیکنم که بگویم از خودم چیزی به شما بخشیدم.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
💠یادتان هست سعدی در گلستان میگفت:
"دو کس رنج بیهوده بردند و سعی بی فایده کردند:
یکی آن که اندوخت و نخورد،
و دیگر آن که آموخت و نکرد".
🌱حالا یونسکو هم در جدیدترین تعریفش از سواد همان حرف سعدی را زده است.
🌱 شاید برایتان جالب باشد که بدانید مفهوم سواد در قرن گذشته، تغییرات بسیاری کرده است و این چهارمین تعریف سواد است که توسط یونسکو به صورت رسمی اعلام میشود.
🌱به طور خلاصه و طبق این تعریف، باسواد کسی است که بتواند از خواندهها و دانستههای خود تغییری در زندگی خود ایجاد کند.
🌱با تعریف جدیدی که یونسکو ارایه داده باسوادی، توانایی «تغییر» (Change) است و باسواد کسی است که بتواند با آموختههایش، تغییری در زندگی خود ایجاد کند.
🌱در ادامه و بعد از مروری کوتاه بر تعاریف سواد از ابتدا تا امروز، نکاتی درباره ایجاد تغییر در زندگی بر اساس دانستهها و راهکارهای دستیابی به این مهم، مطرح خواهیم کرد.
🍃اولین تعریف
توانایی خواندن و نوشتن
اولین تعریفی که از سواد در اوایل قرن بیستم ارائه شد، صرفا به توانایی خواندن و نوشتن زبان مادری معطوف بود.
طبق این تعریف، فردی با سواد محسوب میشد که توانایی خواندن و نوشتن زبان مادری خود را داشته باشد.
🍃دومین تعریف
اضافه شدن یاد گرفتن رایانه و یک زبان خارجی در اواخر قرن بیستم، سازمان ملل تعریف دومی از سواد را ارائه کرد.
در این تعریف جدید، علاوه بر توانایی خواندن و نوشتن زبان مادری، توانایی استفاده از رایانه و دانستن یک زبان خارجی هم اضافه شد.
بدین ترتیب به افرادی که توان خواندن و نوشتن، استفاده از رایانه و صحبت و درک مطلب به یک زبان خارجی را داشتند، باسواد گفته شد.
قاعدتا طبق این تعریف بسیاری از دانشجویان و دانشآموختگان دانشگاهی کشور ما بیسواد محسوب میشوند چون دانش زبان خارجی بیشتر افراد کم است.
🍃سومین تعریف
اضافه شدن ۱۲ نوع سواد
سازمان ملل در دهه دوم قرن ۲۱، باز هم در مفهوم سواد تغییر ایجاد کرد.
در این تعریف سوم کلا ماهیت سواد تغییر یافت.
🌱مهارتهایی اعلام شد که داشتن این تواناییها و مهارتها مصداق باسواد بودن قرار گرفت.
بدین ترتیب شخصی که در یک رشته دانشگاهی موفق به دریافت مدرک دکترا میشود، حدود ۵ درصد با سواد است.
🔰این مهارتها عبارت اند از:
۱- سواد عاطفی :
توانایی برقراری روابط عاطفی با خانواده و دوستان
۲- سواد ارتباطی :
توانایی برقراری ارتباط مناسب با دیگران و دانستن آداب اجتماعی
۳- سواد مالی :
توانایی مدیریت مالی خانواده، دانستن روشهای پسانداز و توازن دخل و خرج
۴- سواد رسانهای :
این که فرد بداند کدام رسانه معتبر و کدام نامعتبر است
۵- سواد تربیتی :
توانایی تربیت فرزندان به نحو شایسته
۶- سواد رایانهای :
دانستن مهارتهای راهبری رایانه
۷- سواد سلامتی :
دانستن اطلاعات مهم درباره تغذیه سالم و کنترل بیماریها.
۸- سواد نژادی و قومی : شناخت نژادها و قومیتها بر اساس احترام و تبعیض نگذاشتن.
۹- سواد بوم شناختی :
دانستن راههای حفاظت از محیط زیست.
۱۱- سواد تحلیلی :
توانایی شناخت، ارزیابی و تحلیل نظریههای مختلف و ایجاد استدلالهای منطقی بدون تعصب و پیش فرض.
۱۱- سواد انرژی :
توانایی مدیریت مصرف انرژی.
۱۲- سواد علمی :
علاوه بر سواد دانشگاهی، توانایی بحث یا حل و فصل مسائل با راهکارهای علمی و عقلانی مناسب.
از آن جا که با سواد بودن به یادگیری این مهارتها وابسته شد، قاعدتا سیستم آموزشی کشورها هم باید متناسب با این مهارتها تغییر رویه میداد که متاسفانه فعلا سیستم آموزشی کشور ما، هنوز هیچ تغییری در زمینه آموزش مهارتهای فوق نکرده است.
🍃چهارمین و جدیدترین تعریف
علم با عمل معنا میشود
با این حال و به تازگی «یونسکو» یک بار دیگر در تعریف سواد تغییر ایجاد کرد.
در این تعریف جدید، توانایی ایجاد تغییر، ملاک با سوادی قرار گرفته است، یعنی
🌱شخصی با سواد تلقی میشود که بتواند با استفاده از خواندهها و آموختههای خود، تغییری در زندگی خود ایجاد کند.
در واقع، این تعریف مکمل تعریف قبلی است؛ چراکه، صرفا دانستن یک موضوع به معنای عمل به آن نیست.
در صورتیکه مهارتها و دانش آموخته شده باعث ایجاد تغییر معنادار در زندگی شود، آن گاه می توان گفت این فرد، انسانی با سواد است.🍃🍃🍃🌷🌷🌷
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
"دو کس رنج بیهوده بردند و سعی بی فایده کردند:
یکی آن که اندوخت و نخورد،
و دیگر آن که آموخت و نکرد".
🌱حالا یونسکو هم در جدیدترین تعریفش از سواد همان حرف سعدی را زده است.
🌱 شاید برایتان جالب باشد که بدانید مفهوم سواد در قرن گذشته، تغییرات بسیاری کرده است و این چهارمین تعریف سواد است که توسط یونسکو به صورت رسمی اعلام میشود.
🌱به طور خلاصه و طبق این تعریف، باسواد کسی است که بتواند از خواندهها و دانستههای خود تغییری در زندگی خود ایجاد کند.
🌱با تعریف جدیدی که یونسکو ارایه داده باسوادی، توانایی «تغییر» (Change) است و باسواد کسی است که بتواند با آموختههایش، تغییری در زندگی خود ایجاد کند.
🌱در ادامه و بعد از مروری کوتاه بر تعاریف سواد از ابتدا تا امروز، نکاتی درباره ایجاد تغییر در زندگی بر اساس دانستهها و راهکارهای دستیابی به این مهم، مطرح خواهیم کرد.
🍃اولین تعریف
توانایی خواندن و نوشتن
اولین تعریفی که از سواد در اوایل قرن بیستم ارائه شد، صرفا به توانایی خواندن و نوشتن زبان مادری معطوف بود.
طبق این تعریف، فردی با سواد محسوب میشد که توانایی خواندن و نوشتن زبان مادری خود را داشته باشد.
🍃دومین تعریف
اضافه شدن یاد گرفتن رایانه و یک زبان خارجی در اواخر قرن بیستم، سازمان ملل تعریف دومی از سواد را ارائه کرد.
در این تعریف جدید، علاوه بر توانایی خواندن و نوشتن زبان مادری، توانایی استفاده از رایانه و دانستن یک زبان خارجی هم اضافه شد.
بدین ترتیب به افرادی که توان خواندن و نوشتن، استفاده از رایانه و صحبت و درک مطلب به یک زبان خارجی را داشتند، باسواد گفته شد.
قاعدتا طبق این تعریف بسیاری از دانشجویان و دانشآموختگان دانشگاهی کشور ما بیسواد محسوب میشوند چون دانش زبان خارجی بیشتر افراد کم است.
🍃سومین تعریف
اضافه شدن ۱۲ نوع سواد
سازمان ملل در دهه دوم قرن ۲۱، باز هم در مفهوم سواد تغییر ایجاد کرد.
در این تعریف سوم کلا ماهیت سواد تغییر یافت.
🌱مهارتهایی اعلام شد که داشتن این تواناییها و مهارتها مصداق باسواد بودن قرار گرفت.
بدین ترتیب شخصی که در یک رشته دانشگاهی موفق به دریافت مدرک دکترا میشود، حدود ۵ درصد با سواد است.
🔰این مهارتها عبارت اند از:
۱- سواد عاطفی :
توانایی برقراری روابط عاطفی با خانواده و دوستان
۲- سواد ارتباطی :
توانایی برقراری ارتباط مناسب با دیگران و دانستن آداب اجتماعی
۳- سواد مالی :
توانایی مدیریت مالی خانواده، دانستن روشهای پسانداز و توازن دخل و خرج
۴- سواد رسانهای :
این که فرد بداند کدام رسانه معتبر و کدام نامعتبر است
۵- سواد تربیتی :
توانایی تربیت فرزندان به نحو شایسته
۶- سواد رایانهای :
دانستن مهارتهای راهبری رایانه
۷- سواد سلامتی :
دانستن اطلاعات مهم درباره تغذیه سالم و کنترل بیماریها.
۸- سواد نژادی و قومی : شناخت نژادها و قومیتها بر اساس احترام و تبعیض نگذاشتن.
۹- سواد بوم شناختی :
دانستن راههای حفاظت از محیط زیست.
۱۱- سواد تحلیلی :
توانایی شناخت، ارزیابی و تحلیل نظریههای مختلف و ایجاد استدلالهای منطقی بدون تعصب و پیش فرض.
۱۱- سواد انرژی :
توانایی مدیریت مصرف انرژی.
۱۲- سواد علمی :
علاوه بر سواد دانشگاهی، توانایی بحث یا حل و فصل مسائل با راهکارهای علمی و عقلانی مناسب.
از آن جا که با سواد بودن به یادگیری این مهارتها وابسته شد، قاعدتا سیستم آموزشی کشورها هم باید متناسب با این مهارتها تغییر رویه میداد که متاسفانه فعلا سیستم آموزشی کشور ما، هنوز هیچ تغییری در زمینه آموزش مهارتهای فوق نکرده است.
🍃چهارمین و جدیدترین تعریف
علم با عمل معنا میشود
با این حال و به تازگی «یونسکو» یک بار دیگر در تعریف سواد تغییر ایجاد کرد.
در این تعریف جدید، توانایی ایجاد تغییر، ملاک با سوادی قرار گرفته است، یعنی
🌱شخصی با سواد تلقی میشود که بتواند با استفاده از خواندهها و آموختههای خود، تغییری در زندگی خود ایجاد کند.
در واقع، این تعریف مکمل تعریف قبلی است؛ چراکه، صرفا دانستن یک موضوع به معنای عمل به آن نیست.
در صورتیکه مهارتها و دانش آموخته شده باعث ایجاد تغییر معنادار در زندگی شود، آن گاه می توان گفت این فرد، انسانی با سواد است.🍃🍃🍃🌷🌷🌷
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Forwarded from (Competent Managers) مدیران شایسته (Mh_Kashefi_Cm)
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔰تصنیف زیبا و خاطره انگیز : از نگاه یاران
🔰 خواننده: صدیق تعریف
🔰 آهنگ ساز ؛ استاد ذوالفنون
🔷با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔰 خواننده: صدیق تعریف
🔰 آهنگ ساز ؛ استاد ذوالفنون
🔷با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Forwarded from Deleted Account
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🗓 ۱۴۰۳/۳/۲۵
☀️درود بر شما 🌹 صبحبخیر
🍎خدای خوبم ،تو را شکر میکنم، که امروز چشم من فقط به توست و تنها هدایت تورا میطلبم.در قانون تو،از دست دادن وجود ندارد، موضوع از یاد رفته و شیء گمشده به صورت بهتر به زندگی من باز میگردانی. خدایا رویایم را برآورده کن، نیکی و برکت بیکرانت را به زندگی من وارد کن، تو بی حساب میبخشی.
☀️درود بر شما 🌹 صبحبخیر
🍎خدای خوبم ،تو را شکر میکنم، که امروز چشم من فقط به توست و تنها هدایت تورا میطلبم.در قانون تو،از دست دادن وجود ندارد، موضوع از یاد رفته و شیء گمشده به صورت بهتر به زندگی من باز میگردانی. خدایا رویایم را برآورده کن، نیکی و برکت بیکرانت را به زندگی من وارد کن، تو بی حساب میبخشی.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#سلام_ایران 💐
#برای_ایران💐
#دکتر_پزشکیان🌺
🌺از شما دعوت میکنیم به ابر گروه کشوری حامیان دکتر پزشکیان ملحق بشید. 🙏
https://t.me/tabibeiran_pezeshkian
💎 با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
#برای_ایران💐
#دکتر_پزشکیان🌺
🌺از شما دعوت میکنیم به ابر گروه کشوری حامیان دکتر پزشکیان ملحق بشید. 🙏
https://t.me/tabibeiran_pezeshkian
💎 با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Forwarded from سیدعلی هاشمی
🌴﷽🌴
سلام دوستان مهربانم🍃🌷
صبح یکشنبه تون بخیر
ای عزیز دل من بر تو سلام🍃🌷
سبزی ناب چمن برتوسلام
صبح زیبای خزان آمده است🍃🌷
چشم آهوی ختن بر تو سلام/ه
🌈 🌼 روزتـــون
🕊✨پر از خیر و برکت
🗓 امروز یکشنبه ↶
☀️ 27 خرداد ١۴٠۳ ه . ش
🌙 9 ذی الحجه ١۴۴۵ ه . ق
🎄 16 ژوئن ٢٠٢۴ میلادی
🌿✨↯/ه ذڪر روز ؛
🤲✨ 《 یا ذَالْجَلالِ وَالْاِكْرام 》
🌷روز عرفه التماس دعا 🙏
🍃💐🍃
سلام دوستان مهربانم🍃🌷
صبح یکشنبه تون بخیر
ای عزیز دل من بر تو سلام🍃🌷
سبزی ناب چمن برتوسلام
صبح زیبای خزان آمده است🍃🌷
چشم آهوی ختن بر تو سلام/ه
🌈 🌼 روزتـــون
🕊✨پر از خیر و برکت
🗓 امروز یکشنبه ↶
☀️ 27 خرداد ١۴٠۳ ه . ش
🌙 9 ذی الحجه ١۴۴۵ ه . ق
🎄 16 ژوئن ٢٠٢۴ میلادی
🌿✨↯/ه ذڪر روز ؛
🤲✨ 《 یا ذَالْجَلالِ وَالْاِكْرام 》
🌷روز عرفه التماس دعا 🙏
🍃💐🍃
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🟣از نظر مباحث مدیریتی این رویکرد و این نگرش و گفتار دکتر پزشکیان را بایستی با طلا نوشت؛
🟢 پزشکیان: مشکلات جامعه زائده آن است که آدم های درست را در جای درست قرار ندادیم.( مبحث شایسته سالاری )
🟢مغزها میروند چون در اجرا به آنها نیاز نداریم( مبحث مدیریت استعدادها و نگه داشت نیروی انسانی خبره) / به یک عده نیاز داریم که با رابطه بالا میآیند
💎 با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🟢 پزشکیان: مشکلات جامعه زائده آن است که آدم های درست را در جای درست قرار ندادیم.( مبحث شایسته سالاری )
🟢مغزها میروند چون در اجرا به آنها نیاز نداریم( مبحث مدیریت استعدادها و نگه داشت نیروی انسانی خبره) / به یک عده نیاز داریم که با رابطه بالا میآیند
💎 با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
❤1👍1
🗺 *هیچ کشوری نمی تواند به توسعه برسد مگر آن که "گفتمان غالب مردم آن کشور، " توسعه" باشد.*
▪️جعفر محمدی، می نویسد:
ایران امروز ما نیز برای توسعه، نیازمند *ادبیات توسعه* است.
*جریان ضد توسعه* در ایران، به طرز هوشمندانه ای مباحث توسعه را به حاشیه *فرعیات* برده است.
🧷در ایران امروز کسی نمی پرسد که چرا *درآمد سرانه* ما از آن عدد به این عدد رسید،
🧷کسی درگیر *کاهش نسبت جنگل ها به کل مساحت* نیست!
🧷هیچگاه بحث مدام و منجر به نتیجه ای درباره *اصلاح ساختاری نظام آموزشی* در نمی گیرد،
🧷مسوولان برای کاهش فاحش *سهم صادرات ایران در بازار جهانی*، نگران نمی شوند،
🧷 *تقویت ناوگان هوایی و ریلی* مطالبه عمومی نیست!
🧷و صدها موضوع دیگری که اگر هم بدان ها پرداخته شود، *مقطعی و سیاسی و تبیلغاتی* است.
🚫 که ایران ما را از عرصه جهانی *رقابت بر سر توسعه* دور می کنند.
➕️ *و این گونه است که نوعی "سِر شدن" در برابر توسعه نیافتگی ایجاد می شود*
♦️در همین رابطه محمود سریع القلم اشاره می کند:
*رشد و توسعه اقتصادی، علم است مانند علم پزشکی*
اگر پزشکانی از کشورهای نیجریه، کانادا، بنگلادش یا فنلاند در یک جا جمع شوند، و در رابطه با بنیان های سلامت انسان صحبت کنند، احتمالا ۹۰ درصد صحبتهای آنها یکی است. چرا؟ چون پزشکی علم است.
📌بنابراین اگرکشوری، یا جامعه ای تصمیم به توسعه بگیرد، *باید کارهایی را انجام دهد، که اگر آن کارها به انجام نرسد، توسعه پیدا نمی کند*
*ویتنام یک کشور کمونیستی، امارات یک کشور پادشاهی، اندونزی نیمه دمکراتیک، و سنگاپور اقتدارگراست، اما همه درحال پیشرفت هستند.*
🔰در نهایت در مییابیم، از نظر علمی، *رشد و توسعه اقتصادی خیلی ارتباطی با ماهیت یک نظام سیاسی ندارد*، ماهیت نظام سیاسی، هر حالتی می تواند داشته باشد، آنچه مهم است و باید بررسی شود این است که؛
آیا *تصمیم گیریهای نخبگان یک کشور در راستای افزایش ثروت ملی هست یا نه؟*
🔴اما در برابر این سوال مهم روش *گفتمان* نقش اساسی پیدا کرده ، بدین منظور که "گفتمان"به معنای گفت و گو نیست!
*بلکه گفت و گو، تنها یکی از برون دادهای گفتمان است*.
✨️در نتیجه "گفتمان" تا حدی توانایی ترسیم آینده را دارد، و با بررسی گفتمان غالب جوامع در کشورهای مختلف نیز می توان نمایی نسبی از آینده آنها را به دست آورد.
💢جعفر محمدی تشریح می کند؛ در آلمان شکست خورده و فرو ریخته بعد از جنگ جهانی دوم، *گفتمان غالب، بازسازی و تجدید شکوه آلمان، آن هم نه مبتنی بر توهمات نژادی که بر پایه "واقعیت های اقتصادی و اجتماعی و سیاسی" بود* بنابراین نتیجه این گفتمان نیز شکل گیری کشوری شد که اینک برترین قدرت اروپا به شمار می رود.
✅️ *پس اساس توسعه ، سوق دادن گفتمان غالب جامعه! "بسوی توسعه" است*!
◀️جامعه ای که گفتمان غالب آن توسعه باشد، *هیچ مسوولی نمی تواند و اساساً جرأت ندارد خارج از این گفتمان عرض اندام کند و با "شعار گویی" و "کلی گویی" و "پمپاژ هیجان، " مردم را مشغول و سرگرم نماید*
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
▪️جعفر محمدی، می نویسد:
ایران امروز ما نیز برای توسعه، نیازمند *ادبیات توسعه* است.
*جریان ضد توسعه* در ایران، به طرز هوشمندانه ای مباحث توسعه را به حاشیه *فرعیات* برده است.
🧷در ایران امروز کسی نمی پرسد که چرا *درآمد سرانه* ما از آن عدد به این عدد رسید،
🧷کسی درگیر *کاهش نسبت جنگل ها به کل مساحت* نیست!
🧷هیچگاه بحث مدام و منجر به نتیجه ای درباره *اصلاح ساختاری نظام آموزشی* در نمی گیرد،
🧷مسوولان برای کاهش فاحش *سهم صادرات ایران در بازار جهانی*، نگران نمی شوند،
🧷 *تقویت ناوگان هوایی و ریلی* مطالبه عمومی نیست!
🧷و صدها موضوع دیگری که اگر هم بدان ها پرداخته شود، *مقطعی و سیاسی و تبیلغاتی* است.
🚫 که ایران ما را از عرصه جهانی *رقابت بر سر توسعه* دور می کنند.
➕️ *و این گونه است که نوعی "سِر شدن" در برابر توسعه نیافتگی ایجاد می شود*
♦️در همین رابطه محمود سریع القلم اشاره می کند:
*رشد و توسعه اقتصادی، علم است مانند علم پزشکی*
اگر پزشکانی از کشورهای نیجریه، کانادا، بنگلادش یا فنلاند در یک جا جمع شوند، و در رابطه با بنیان های سلامت انسان صحبت کنند، احتمالا ۹۰ درصد صحبتهای آنها یکی است. چرا؟ چون پزشکی علم است.
📌بنابراین اگرکشوری، یا جامعه ای تصمیم به توسعه بگیرد، *باید کارهایی را انجام دهد، که اگر آن کارها به انجام نرسد، توسعه پیدا نمی کند*
*ویتنام یک کشور کمونیستی، امارات یک کشور پادشاهی، اندونزی نیمه دمکراتیک، و سنگاپور اقتدارگراست، اما همه درحال پیشرفت هستند.*
🔰در نهایت در مییابیم، از نظر علمی، *رشد و توسعه اقتصادی خیلی ارتباطی با ماهیت یک نظام سیاسی ندارد*، ماهیت نظام سیاسی، هر حالتی می تواند داشته باشد، آنچه مهم است و باید بررسی شود این است که؛
آیا *تصمیم گیریهای نخبگان یک کشور در راستای افزایش ثروت ملی هست یا نه؟*
🔴اما در برابر این سوال مهم روش *گفتمان* نقش اساسی پیدا کرده ، بدین منظور که "گفتمان"به معنای گفت و گو نیست!
*بلکه گفت و گو، تنها یکی از برون دادهای گفتمان است*.
✨️در نتیجه "گفتمان" تا حدی توانایی ترسیم آینده را دارد، و با بررسی گفتمان غالب جوامع در کشورهای مختلف نیز می توان نمایی نسبی از آینده آنها را به دست آورد.
💢جعفر محمدی تشریح می کند؛ در آلمان شکست خورده و فرو ریخته بعد از جنگ جهانی دوم، *گفتمان غالب، بازسازی و تجدید شکوه آلمان، آن هم نه مبتنی بر توهمات نژادی که بر پایه "واقعیت های اقتصادی و اجتماعی و سیاسی" بود* بنابراین نتیجه این گفتمان نیز شکل گیری کشوری شد که اینک برترین قدرت اروپا به شمار می رود.
✅️ *پس اساس توسعه ، سوق دادن گفتمان غالب جامعه! "بسوی توسعه" است*!
◀️جامعه ای که گفتمان غالب آن توسعه باشد، *هیچ مسوولی نمی تواند و اساساً جرأت ندارد خارج از این گفتمان عرض اندام کند و با "شعار گویی" و "کلی گویی" و "پمپاژ هیجان، " مردم را مشغول و سرگرم نماید*
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
❎آنچه برای توسعه کشور لازم است:
چرا برخی کشورها توسعه می یابند و برخی دیگر درجا می زنند یا حتی عقبگرد می کنند؟
قطعاً توسعه یک امر اتفاقی نیست، بلکه لوازمی دارد که با وجود آنها توسعه میسر بوده و بی آنها، محال است.
در این نوشتار، 6 اصل لازمه توسعه جوامع را آورده ام ، هر چند که ادعایی برای کامل بودن این فهرست ندارم ولی بر این باورم که آنچه در پی می آید، شش ضلعی حداقلی توسعه است که بدون آنها، توسعه ای در کار نخواهد بود.
هر کدام از این موارد را نیز می توان مستقلاً مورد بررسی قرار داد و مصداق و عدد و رقم برایشان آورد ولی در این نوشتار، صرفاً کلیات را مطرح می کنم.
1⃣مدیریت علمی
حرف اول را در دنیای امروز علم می زند. وقتی پذیرفته ایم برای مربیگری یک تیم فوتبال، به دانش روز فوتبال نیاز است یا برای درمان یک سرماخوردگی ساده باید سراغ دانش پزشکی رفت یا نگهداری از ماهیان داخل آکواریوم دانش خاص خود را می طلبد، چگونه می توان برای اداره یک کشور، بی نیاز از علم و مدیریت علمی بود؟!
لازمه بهره مندی از مدیریت علمی نیز این است که اولاً حکومتگران به مدیریت علمی و اصل تخصص حکمرانی باور داشته باشند و ثانیاً از مدیران دانش گرا برای اداره کشور بهره بگیرند.
کشوری که مدیریت علمی نداشته باشد، ناچار باید درگیر آزمون و خطا شود یا چیزهای دیگری را جایگزین علم نماید، مانند شعارگرایی، هیجان های کاذب و مرید پروری؛ بدیهی است که با این جایگزین ها نمی توان روی توسعه را دید.
2⃣ تطابق
"تطابق خواست های مردم و سیاست های حکومت"، نکته کلیدی در موفقیت جوامع است.
تطابق، دایره بسیار وسیعی را شامل می شود. از طرز لباس پوشیدن تا سیاست خارجی.
مردم باید خودشان را در حکومتگران و کارهای آنان شریک ببینند. اگر در جامعه ای باورهای غالب، سبک زندگی، معیشت، موسیقی، سفر، لباس و تفریحاتِ عموم مردم به گونه ای باشد ولی حکومتگران جور دیگری دیکته کنند ، آن جامعه فاقد تطابق است. مثال ساده "عدم تطابق" این است که اکثر مردم در خانه ها و خودروهای شان، نوع خاصی از موسیقی را گوش می کنند که در تلویزیون ملی شان، ممنوع است یا مردم کشوری درباره نوع روابط خارجی، یک رأی داشته باشند ولی حکومتگران خلاف آن عمل کنند.
نتیجه عدم تطابق، "اصطکاک" است و نتیجه اصطکاک نیز، کندی حرکت، بالا رفتن تب و نهایتاً آتش سوزی است.
3⃣ اعتماد
"اعتماد" نیز از لوازم پایداری و توسعه جوامع است: اعتماد مردم به یکدیگر، اعتماد مردم به حکومت و حاکمان و اعتماد حکومتگران به مردم. مهمترین عامل ایجاد اعتماد عمومی عملکرد خود حاکمیت در حکمرانی است که با ایجاد ساختارها و سیاست های واقع گرایانه و عمل به آنها میتواند اعتماد عمومی را افزایش دهد .
وقتی اعتماد نباشد، "بدبینی" جای آن را پر می کند. در جامعه بدبین، همکاری شکل نمی گیرد و جامعه بدون همکاری رشد نمی کند.
در چنین جامعه ای، شایعه، جای خبر را می گیرد و هر اتهامی اعم از روا یا ناروا به ویژه علیه شخصیتها و حکومتگران، باور پذیر می شود و گسترش می یابد و بی اعتمادی را تشدید می کند.
4⃣ امید
لازمه دیگر توسعه جوامع، وجود "امید" در جامعه است. جامعه خالی از امید، مُرده متحرک است و از مرده نمی توان انتظار امید داشت.
مردم باید به فردای خود و فرزندان شان امیدوار باشند که اگر نباشند، کارهایشان معطوف به آینده نخواهد بود بلکه همه درگیر امروز و نان امشب شان هستند.
جامعه ناامید، میدان جنگ عمومی برای بقا خواهد شد و تمام توان افراد جامعه، صرف دست اندازی به دیگران و دفاع از خود در برابر حملات آنها می شود.
در چنین جامعه ای، مهاجرت اپیدمی می شود و هر که بتواند خود و نسل اش را نجات دهد، از کشور خارج می شود.
5⃣ مشارکت
"مشارکت در اداره امور کشور" نیز از لوازم اصلی توسعه پایدار است. مردم باید خود را در تصمیم گیری ها و اداره امور کشور، سهیم و مؤثر بدانند و این مشارکت را با تمام وجود حس کنند.
مردم باید یقین داشته باشند که اگر نظری دارند، می توانند آن را در قالب های مدنی مانند احزابی که خودشان تشکیل می دهند، پیگیری کنند و در نهایت، آنچه امروز در ذهن شان می گذرد را بتوانند با دیگران به اشتراک بگذارند و در زمانی معقول در کشورشان، عملیاتی کنند نه این که آراء و دیدگاه های مردم، در حکم آرزوهای محال باشد.
فقدان مشارکت، به انزوا و بی تفاوتی مردم می انجامد و کشوری که مردمانش منزوی و بی تفاوت باشند، هرگز روی توسعه نخواهد دید.
6⃣شفافیت
"شفافیت" نیز از لوازم دائمی یک جامعه بالنده و توسعه گراست. جریان آزاد اطلاعات، دسترسی عمومی و آسان به اطلاعات و پاسخگویی قابل راستی آزمایی، بسترهای اجتناب ناپذیر شفافیت هستند.
جامعه غیرشفاف، مانند خودرویی است که شیشه های آن گل آلود و کدر شده اند؛ سرنوشت این خودرو، حادثه و واژگونی است./ دکتر جعفر محمدی
با کانال مدیران شایسته همراه شوید،
🆔@CompetentManagers
چرا برخی کشورها توسعه می یابند و برخی دیگر درجا می زنند یا حتی عقبگرد می کنند؟
قطعاً توسعه یک امر اتفاقی نیست، بلکه لوازمی دارد که با وجود آنها توسعه میسر بوده و بی آنها، محال است.
در این نوشتار، 6 اصل لازمه توسعه جوامع را آورده ام ، هر چند که ادعایی برای کامل بودن این فهرست ندارم ولی بر این باورم که آنچه در پی می آید، شش ضلعی حداقلی توسعه است که بدون آنها، توسعه ای در کار نخواهد بود.
هر کدام از این موارد را نیز می توان مستقلاً مورد بررسی قرار داد و مصداق و عدد و رقم برایشان آورد ولی در این نوشتار، صرفاً کلیات را مطرح می کنم.
1⃣مدیریت علمی
حرف اول را در دنیای امروز علم می زند. وقتی پذیرفته ایم برای مربیگری یک تیم فوتبال، به دانش روز فوتبال نیاز است یا برای درمان یک سرماخوردگی ساده باید سراغ دانش پزشکی رفت یا نگهداری از ماهیان داخل آکواریوم دانش خاص خود را می طلبد، چگونه می توان برای اداره یک کشور، بی نیاز از علم و مدیریت علمی بود؟!
لازمه بهره مندی از مدیریت علمی نیز این است که اولاً حکومتگران به مدیریت علمی و اصل تخصص حکمرانی باور داشته باشند و ثانیاً از مدیران دانش گرا برای اداره کشور بهره بگیرند.
کشوری که مدیریت علمی نداشته باشد، ناچار باید درگیر آزمون و خطا شود یا چیزهای دیگری را جایگزین علم نماید، مانند شعارگرایی، هیجان های کاذب و مرید پروری؛ بدیهی است که با این جایگزین ها نمی توان روی توسعه را دید.
2⃣ تطابق
"تطابق خواست های مردم و سیاست های حکومت"، نکته کلیدی در موفقیت جوامع است.
تطابق، دایره بسیار وسیعی را شامل می شود. از طرز لباس پوشیدن تا سیاست خارجی.
مردم باید خودشان را در حکومتگران و کارهای آنان شریک ببینند. اگر در جامعه ای باورهای غالب، سبک زندگی، معیشت، موسیقی، سفر، لباس و تفریحاتِ عموم مردم به گونه ای باشد ولی حکومتگران جور دیگری دیکته کنند ، آن جامعه فاقد تطابق است. مثال ساده "عدم تطابق" این است که اکثر مردم در خانه ها و خودروهای شان، نوع خاصی از موسیقی را گوش می کنند که در تلویزیون ملی شان، ممنوع است یا مردم کشوری درباره نوع روابط خارجی، یک رأی داشته باشند ولی حکومتگران خلاف آن عمل کنند.
نتیجه عدم تطابق، "اصطکاک" است و نتیجه اصطکاک نیز، کندی حرکت، بالا رفتن تب و نهایتاً آتش سوزی است.
3⃣ اعتماد
"اعتماد" نیز از لوازم پایداری و توسعه جوامع است: اعتماد مردم به یکدیگر، اعتماد مردم به حکومت و حاکمان و اعتماد حکومتگران به مردم. مهمترین عامل ایجاد اعتماد عمومی عملکرد خود حاکمیت در حکمرانی است که با ایجاد ساختارها و سیاست های واقع گرایانه و عمل به آنها میتواند اعتماد عمومی را افزایش دهد .
وقتی اعتماد نباشد، "بدبینی" جای آن را پر می کند. در جامعه بدبین، همکاری شکل نمی گیرد و جامعه بدون همکاری رشد نمی کند.
در چنین جامعه ای، شایعه، جای خبر را می گیرد و هر اتهامی اعم از روا یا ناروا به ویژه علیه شخصیتها و حکومتگران، باور پذیر می شود و گسترش می یابد و بی اعتمادی را تشدید می کند.
4⃣ امید
لازمه دیگر توسعه جوامع، وجود "امید" در جامعه است. جامعه خالی از امید، مُرده متحرک است و از مرده نمی توان انتظار امید داشت.
مردم باید به فردای خود و فرزندان شان امیدوار باشند که اگر نباشند، کارهایشان معطوف به آینده نخواهد بود بلکه همه درگیر امروز و نان امشب شان هستند.
جامعه ناامید، میدان جنگ عمومی برای بقا خواهد شد و تمام توان افراد جامعه، صرف دست اندازی به دیگران و دفاع از خود در برابر حملات آنها می شود.
در چنین جامعه ای، مهاجرت اپیدمی می شود و هر که بتواند خود و نسل اش را نجات دهد، از کشور خارج می شود.
5⃣ مشارکت
"مشارکت در اداره امور کشور" نیز از لوازم اصلی توسعه پایدار است. مردم باید خود را در تصمیم گیری ها و اداره امور کشور، سهیم و مؤثر بدانند و این مشارکت را با تمام وجود حس کنند.
مردم باید یقین داشته باشند که اگر نظری دارند، می توانند آن را در قالب های مدنی مانند احزابی که خودشان تشکیل می دهند، پیگیری کنند و در نهایت، آنچه امروز در ذهن شان می گذرد را بتوانند با دیگران به اشتراک بگذارند و در زمانی معقول در کشورشان، عملیاتی کنند نه این که آراء و دیدگاه های مردم، در حکم آرزوهای محال باشد.
فقدان مشارکت، به انزوا و بی تفاوتی مردم می انجامد و کشوری که مردمانش منزوی و بی تفاوت باشند، هرگز روی توسعه نخواهد دید.
6⃣شفافیت
"شفافیت" نیز از لوازم دائمی یک جامعه بالنده و توسعه گراست. جریان آزاد اطلاعات، دسترسی عمومی و آسان به اطلاعات و پاسخگویی قابل راستی آزمایی، بسترهای اجتناب ناپذیر شفافیت هستند.
جامعه غیرشفاف، مانند خودرویی است که شیشه های آن گل آلود و کدر شده اند؛ سرنوشت این خودرو، حادثه و واژگونی است./ دکتر جعفر محمدی
با کانال مدیران شایسته همراه شوید،
🆔@CompetentManagers
Forwarded from (Competent Managers) مدیران شایسته (Mh_kashefi)
🌺🔰عید قربان، پرشکوهترین ایثار و زیباترین جلوهی تعبد در برابر خالق یکتا بر شما مبارک
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers