🅱آنچه هر رهبری باید در مورد انگیزش افراد بداند
بیشتر رهبران کسبوکار در مورد آبراهام مازلو و هرم زیبای او شنیدهاند.مازلو عوامل انگیزشی برای انسان را شرح میدهد و با وجود اینکه کار او در مورد نقدهای بسیار زیادش از مقولههای مختلف، همواره با انتقاد روبهرو بوده است، یک منطق قوی و جذاب در نظریهی او وجود دارد. متأسفانه این نظریه آنطور که باید، برای رهبران در انگیزه دادن به افراد در کارهای روزمره کمک کننده نیست.
یک واقعیت: همهی افراد در سازمان شما انگیزه به دست میآورند.
سؤال بزرگ این است که آیا آنها برای انجام کاری که شما به عنوان رهبرشان از آنها خواستهاید ترغیب میشوند؟
اگر کاری که شما از آنها خواستهاید را انجام نمیدهند، به این معنا نیست که هیچ کاری انجام نمیدهند، بلکه میتوانند بهسادگی برای انجام کار دیگری انگیزه پیدا کنند. سه عادت ساده وجود دارند که شما بهعنوان یک رهبر میتوانید بهمنظور انگیزه بخشیدن به افراد، به نمایش بگذارید تا بهصورت داوطلبانه از شما پیروی کنند:
📍قدردانی خود را نشان دهید:
این کار به افراد انگیزه میدهد که تلاشهایی شایستهی تقدیر داشته باشند. قدردانی صرفاً به معنای ‘پرداخت’ نیست، بلکه به معنای توجه و نظر دادن دربارهی کار افراد است. نیازی نیست که یک کارنمایشی بزرگ انجام دهید یا یک پاداش خاص یا جایزهی با ارزشی در نظر بگیرید، تنها یک ‘متشکرم’ ساده که شخصاً بیان میکنید، کافی است.
📍به افراد خود کمک کنید تا در مهارتهای خود به تسلط برسند:
کشف زمینههای ناشناخته و یادگیری از آنها را در میان بخشها و تیمهای خود تشویق کنید. جابجایی شغلی یا شبیهسازی شغلی به افراد کمک خواهد کرد که درک بیشتری از سازمان کسب کرده و دید جدیدی نسبت به مشکلات و روشهای قدیمی به دست آورند. به جای استخدام مشاور برای بهبود کارایی و فرآیندها، کارمندان خود را تشویق کنید تا خودشان این کار را انجام دهند. هنگامی که پیشنهادی ارائه میدهند از آنها قدردانی کرده و در صورت امکان به آنها عمل کنید. اجازه دهید تا افرادتان قضاوت کنند که چهکاری جواب میدهد و چهکاری نه.
📍 “یادگیری غیررسمی” را تشویق کنید:
فراد و تیمها را تشویق کنید تا به دنبال بازخورد عملکرد خود و تجزیه و تحلیل و یادگیری از تجارب خوب و بد خود باشند. (این امر کمی چالشبرانگیز است، تجزیهوتحلیل تجارب بد میتواند اغلب شبیه ترتیب دادن جلسات انتقادی و سرزنشآمیز باشد، تجزیهوتحلیل تجارب خوب نیز چیزی شبیه تلف کردن وقت به نظر خواهد رسید… “این کار که بهخوبی پیش رفته است، چرا باید تجزیهوتحلیل شود؟”
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
بیشتر رهبران کسبوکار در مورد آبراهام مازلو و هرم زیبای او شنیدهاند.مازلو عوامل انگیزشی برای انسان را شرح میدهد و با وجود اینکه کار او در مورد نقدهای بسیار زیادش از مقولههای مختلف، همواره با انتقاد روبهرو بوده است، یک منطق قوی و جذاب در نظریهی او وجود دارد. متأسفانه این نظریه آنطور که باید، برای رهبران در انگیزه دادن به افراد در کارهای روزمره کمک کننده نیست.
یک واقعیت: همهی افراد در سازمان شما انگیزه به دست میآورند.
سؤال بزرگ این است که آیا آنها برای انجام کاری که شما به عنوان رهبرشان از آنها خواستهاید ترغیب میشوند؟
اگر کاری که شما از آنها خواستهاید را انجام نمیدهند، به این معنا نیست که هیچ کاری انجام نمیدهند، بلکه میتوانند بهسادگی برای انجام کار دیگری انگیزه پیدا کنند. سه عادت ساده وجود دارند که شما بهعنوان یک رهبر میتوانید بهمنظور انگیزه بخشیدن به افراد، به نمایش بگذارید تا بهصورت داوطلبانه از شما پیروی کنند:
📍قدردانی خود را نشان دهید:
این کار به افراد انگیزه میدهد که تلاشهایی شایستهی تقدیر داشته باشند. قدردانی صرفاً به معنای ‘پرداخت’ نیست، بلکه به معنای توجه و نظر دادن دربارهی کار افراد است. نیازی نیست که یک کارنمایشی بزرگ انجام دهید یا یک پاداش خاص یا جایزهی با ارزشی در نظر بگیرید، تنها یک ‘متشکرم’ ساده که شخصاً بیان میکنید، کافی است.
📍به افراد خود کمک کنید تا در مهارتهای خود به تسلط برسند:
کشف زمینههای ناشناخته و یادگیری از آنها را در میان بخشها و تیمهای خود تشویق کنید. جابجایی شغلی یا شبیهسازی شغلی به افراد کمک خواهد کرد که درک بیشتری از سازمان کسب کرده و دید جدیدی نسبت به مشکلات و روشهای قدیمی به دست آورند. به جای استخدام مشاور برای بهبود کارایی و فرآیندها، کارمندان خود را تشویق کنید تا خودشان این کار را انجام دهند. هنگامی که پیشنهادی ارائه میدهند از آنها قدردانی کرده و در صورت امکان به آنها عمل کنید. اجازه دهید تا افرادتان قضاوت کنند که چهکاری جواب میدهد و چهکاری نه.
📍 “یادگیری غیررسمی” را تشویق کنید:
فراد و تیمها را تشویق کنید تا به دنبال بازخورد عملکرد خود و تجزیه و تحلیل و یادگیری از تجارب خوب و بد خود باشند. (این امر کمی چالشبرانگیز است، تجزیهوتحلیل تجارب بد میتواند اغلب شبیه ترتیب دادن جلسات انتقادی و سرزنشآمیز باشد، تجزیهوتحلیل تجارب خوب نیز چیزی شبیه تلف کردن وقت به نظر خواهد رسید… “این کار که بهخوبی پیش رفته است، چرا باید تجزیهوتحلیل شود؟”
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
💢اثر تماشاگر
⬛«اثر تماشاگر» (bystander effect) موضوعی در روانشناسی اجتماعی است مبنی بر اینکه افراد هنگام حضور افراد دیگر کمتر به قربانی حادثه کمک میکنند و هر چه تعداد تماشاچیان بیشتر باشد، احتمال اینکه یکی از آنها کمک کند کمتر است. عوامل اندکی همچون ابهام، انسجام گروهی، و انتشار مسئولیت میتوانند بر اثر تماشاگر تأثیرگذار باشند و از شدت آن بکاهند.
⬜معروفترین نمونه اثر تماشاگر در روانشناسی، قتل زنی جوان به نام کاترین ژنووسه است. کاترین در ورودی آپارتمانش هنگام بازگشت از محل کار در روز جمعه، ۱۳ مارس ۱۹۶۴ مورد حمله قرار گرفت. مهاجم او را با چاقو مجروح کرد و کاترین چندین بار برای کمک فریاد زد. با این حال، هیچ یک از دهها نفری که در آپارتمان مجاور صدای ناله و فریاد او را شنیدند با پلیس تماس نگرفتند تا بیدرنگ حادثه را گزارش دهند. حمله حدود ساعت ۳:۲۰ بامداد بود، اما درست نیم ساعت بعد یعنی ۳:۵۰ بامداد بود که سرانجام فردی با پلیس تماس گرفت.
⚫از داستان کاترین میتوان دریافت که اکثر شاهدان آنطور که باید ماجرا را گزارش ندادند، زیرا میدانستند شاهدان دیگری نیز در اطراف هستند که هیچ اقدامی در این باره انجام ندادهاند.
برای درک بهتر اثر تماشاگر مثال زیر را در نظر بگیرید. فرض کنید صبح زود در جادهای خلوت در حال رانندگی هستید. در کنار جاده ماشینی حامل یک خانواده را میبینید که از جاده خارج و واژگون شده است و به نظر میرسد که سرنشینان نیاز به کمک فوری دارند. چقدر احتمال دارد که به آنها کمک کنید یا با گروههای امداد تماس بگیرید؟
⚪حالا فرض کنید همین اتفاق در طول روز و در جادهای شلوغ و پرترافیک بیفتد. این بار واکنش شما چیست؟ آیا باز هم به کمک میشتابید و با گروههای امدادی تماس میگیرید؟ یا با خودتان میگویید: «بالاخره در میان کسانی که از اینجا عبور میکنند، کسی هست که بایستد و کمک کند!».
⬛به نظر میرسد با زیاد شدن تعداد تماشاگران، احتمال و انگیزه کمک کردن کاهش مییابد. این همان چیزی است که بهعنوان اثر تماشاگر شناخته میشود. در بیشتر مواقع هنگامی که هرج و مرج وجود دارد، مردم تمایل دارند به اطرافیان خود نگاه کنند و وقتی میبینند هیچ کس دیگری واکنش نشان نمیدهد، معتقدند که هیچ اقدامی لازم نیست.
⬜در تیمسازی، هنگام واگذاری مسئولیتها یا وظایف به اعضای تیم، اثر تماشاگر ظاهر میشود و خود را نشان میدهد. برای رهبران تیم یا مدیران بسیار مهم است که وظایف را بهوضوح به اعضای تیم خود اختصاص دهند. نباید جایی برای ابهام و انتشار مسئولیت وجود داشته باشد. میتوانیم از مثال کاترین در بالا استنباط کنیم که «مسئولیتِ همه، مسئولیتِ هیچکس نیست».
⚫رهبران تیمی که بهدنبال ایجاد تیمهای دارای عملکرد بالا هستند، باید همیشه اطمینان حاصل کنند که به هر یک از اعضای تیم مسئولیت خود را بهروشنی بیان کردهاند. اما وقتی تقسیم وظیفه در تیم بهخوبی انجام نمیشود، شکل سادهتر و سبکتر اثر تماشاگر را میتوان در کار تیمی هم مشاهده کرد.
⚪کار تیمی به این معنا نیست که همه افراد همزمان مسئول همه کارها هستند و تقسیم وظایف و سلسلهمراتب وجود ندارد. اگر کار تیمی را با کار گلهای اشتباه بگیریم و به دلیل ملاحظات، دوستیها، رودربایستیها، یا درک نادرست از مفهوم تیم از تقسیم و تعیین دقیق وظایف و مسئولیتها طفره رویم، بعید نیست ما هم اثر تماشاگر را تجربه کنیم. به این معنی که وقتی مشکلات و بحرانها و چالشها در مسیر دستیابی به هدف بهوجود میآیند، هر کسی منتظر باشد که دیگری در این باره حرف بزند و برای حل مسئله اقدام کند.
⬛موارد زیر نکاتی هستند که رهبران تیم میتوانند هنگام تعیین مسئولیت از آنها استفاده کنند. این نکات به از بین بردن اثر تماشاگر، جلوگیری از هیجانهای غیرضروری، و در نهایت دستیابی به یک تیم با عملکرد بالا کمک میکنند.
▪️صریح باشید و تا حد امکان شفاف صحبت کنید.
▪️کار را به شکلی داوطلبانه واگذاری کنید. با این حال، در مواردی که هیچ کس داوطلب نیست، پیش بروید و وظایف را مشخص کنید.
▪️تکالیف را به افراد و نه به گروهها بسپارید.
▪️مهلتهای معقول تعیین کنید.
▪️همواره مهلتهای مقرر را پیگیری کنید.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
⬛«اثر تماشاگر» (bystander effect) موضوعی در روانشناسی اجتماعی است مبنی بر اینکه افراد هنگام حضور افراد دیگر کمتر به قربانی حادثه کمک میکنند و هر چه تعداد تماشاچیان بیشتر باشد، احتمال اینکه یکی از آنها کمک کند کمتر است. عوامل اندکی همچون ابهام، انسجام گروهی، و انتشار مسئولیت میتوانند بر اثر تماشاگر تأثیرگذار باشند و از شدت آن بکاهند.
⬜معروفترین نمونه اثر تماشاگر در روانشناسی، قتل زنی جوان به نام کاترین ژنووسه است. کاترین در ورودی آپارتمانش هنگام بازگشت از محل کار در روز جمعه، ۱۳ مارس ۱۹۶۴ مورد حمله قرار گرفت. مهاجم او را با چاقو مجروح کرد و کاترین چندین بار برای کمک فریاد زد. با این حال، هیچ یک از دهها نفری که در آپارتمان مجاور صدای ناله و فریاد او را شنیدند با پلیس تماس نگرفتند تا بیدرنگ حادثه را گزارش دهند. حمله حدود ساعت ۳:۲۰ بامداد بود، اما درست نیم ساعت بعد یعنی ۳:۵۰ بامداد بود که سرانجام فردی با پلیس تماس گرفت.
⚫از داستان کاترین میتوان دریافت که اکثر شاهدان آنطور که باید ماجرا را گزارش ندادند، زیرا میدانستند شاهدان دیگری نیز در اطراف هستند که هیچ اقدامی در این باره انجام ندادهاند.
برای درک بهتر اثر تماشاگر مثال زیر را در نظر بگیرید. فرض کنید صبح زود در جادهای خلوت در حال رانندگی هستید. در کنار جاده ماشینی حامل یک خانواده را میبینید که از جاده خارج و واژگون شده است و به نظر میرسد که سرنشینان نیاز به کمک فوری دارند. چقدر احتمال دارد که به آنها کمک کنید یا با گروههای امداد تماس بگیرید؟
⚪حالا فرض کنید همین اتفاق در طول روز و در جادهای شلوغ و پرترافیک بیفتد. این بار واکنش شما چیست؟ آیا باز هم به کمک میشتابید و با گروههای امدادی تماس میگیرید؟ یا با خودتان میگویید: «بالاخره در میان کسانی که از اینجا عبور میکنند، کسی هست که بایستد و کمک کند!».
⬛به نظر میرسد با زیاد شدن تعداد تماشاگران، احتمال و انگیزه کمک کردن کاهش مییابد. این همان چیزی است که بهعنوان اثر تماشاگر شناخته میشود. در بیشتر مواقع هنگامی که هرج و مرج وجود دارد، مردم تمایل دارند به اطرافیان خود نگاه کنند و وقتی میبینند هیچ کس دیگری واکنش نشان نمیدهد، معتقدند که هیچ اقدامی لازم نیست.
⬜در تیمسازی، هنگام واگذاری مسئولیتها یا وظایف به اعضای تیم، اثر تماشاگر ظاهر میشود و خود را نشان میدهد. برای رهبران تیم یا مدیران بسیار مهم است که وظایف را بهوضوح به اعضای تیم خود اختصاص دهند. نباید جایی برای ابهام و انتشار مسئولیت وجود داشته باشد. میتوانیم از مثال کاترین در بالا استنباط کنیم که «مسئولیتِ همه، مسئولیتِ هیچکس نیست».
⚫رهبران تیمی که بهدنبال ایجاد تیمهای دارای عملکرد بالا هستند، باید همیشه اطمینان حاصل کنند که به هر یک از اعضای تیم مسئولیت خود را بهروشنی بیان کردهاند. اما وقتی تقسیم وظیفه در تیم بهخوبی انجام نمیشود، شکل سادهتر و سبکتر اثر تماشاگر را میتوان در کار تیمی هم مشاهده کرد.
⚪کار تیمی به این معنا نیست که همه افراد همزمان مسئول همه کارها هستند و تقسیم وظایف و سلسلهمراتب وجود ندارد. اگر کار تیمی را با کار گلهای اشتباه بگیریم و به دلیل ملاحظات، دوستیها، رودربایستیها، یا درک نادرست از مفهوم تیم از تقسیم و تعیین دقیق وظایف و مسئولیتها طفره رویم، بعید نیست ما هم اثر تماشاگر را تجربه کنیم. به این معنی که وقتی مشکلات و بحرانها و چالشها در مسیر دستیابی به هدف بهوجود میآیند، هر کسی منتظر باشد که دیگری در این باره حرف بزند و برای حل مسئله اقدام کند.
⬛موارد زیر نکاتی هستند که رهبران تیم میتوانند هنگام تعیین مسئولیت از آنها استفاده کنند. این نکات به از بین بردن اثر تماشاگر، جلوگیری از هیجانهای غیرضروری، و در نهایت دستیابی به یک تیم با عملکرد بالا کمک میکنند.
▪️صریح باشید و تا حد امکان شفاف صحبت کنید.
▪️کار را به شکلی داوطلبانه واگذاری کنید. با این حال، در مواردی که هیچ کس داوطلب نیست، پیش بروید و وظایف را مشخص کنید.
▪️تکالیف را به افراد و نه به گروهها بسپارید.
▪️مهلتهای معقول تعیین کنید.
▪️همواره مهلتهای مقرر را پیگیری کنید.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
دکتر غفاری:
اسرار کار -کتابی نوشته معاون ارشد سرمایه انسانی گوگل
شفافیت از سنگ بناهای فرهنگ گوگل می باشد. آنها جلسات همگانی و هفتگی برگزار می کنندکه مدیران ارشد میزبان تمام کارکنان شرکت هستند و خبرهای جدید در مورد کارهای هفته پیش و نمایش محصولات را اعلام می کنند، به نیروهای جدید خوش آمد می گویند و از همه مهم تر سی دقیقه به پرسش های مطرح شده از طرف هر کارمندی درباره هر موضوعی پاسخ می دهند.هزاران نفر از کارکنان به طور شخصی و از طریق ویدیو در این جلسات شرکت می کنند و ده ها هزار نفر هم بازنشر آن را به صورت آنلاین مشاهده می کنند لزلو باک نویسنده کتاب می گوید: در گوگل مساله ی «غیبت و بدگویی» را اینگونه حل میکنند که اگر یک ایمیل تند و زننده در مورد کسی بنویسند از اینکه آن فرد به این زنجیره ایمیل ها اضافه شود نباید تعجب کنند. او از اولین تجربه خود در گوگل می گوید که برای بار نخست از یکی از همکارانش شکایت کرده بود، مدیرش بلافاصله آن ایمیل را برای آن شخص کپی کرد که این مساله مجبورشان کرد تا به سرعت مشکل به وجود آمده را حل کنند.
اسرارکار.لزلو باک(معاون ارشد سرمایه های انسانی گوگل)
🆔@Competentmanagers
اسرار کار -کتابی نوشته معاون ارشد سرمایه انسانی گوگل
شفافیت از سنگ بناهای فرهنگ گوگل می باشد. آنها جلسات همگانی و هفتگی برگزار می کنندکه مدیران ارشد میزبان تمام کارکنان شرکت هستند و خبرهای جدید در مورد کارهای هفته پیش و نمایش محصولات را اعلام می کنند، به نیروهای جدید خوش آمد می گویند و از همه مهم تر سی دقیقه به پرسش های مطرح شده از طرف هر کارمندی درباره هر موضوعی پاسخ می دهند.هزاران نفر از کارکنان به طور شخصی و از طریق ویدیو در این جلسات شرکت می کنند و ده ها هزار نفر هم بازنشر آن را به صورت آنلاین مشاهده می کنند لزلو باک نویسنده کتاب می گوید: در گوگل مساله ی «غیبت و بدگویی» را اینگونه حل میکنند که اگر یک ایمیل تند و زننده در مورد کسی بنویسند از اینکه آن فرد به این زنجیره ایمیل ها اضافه شود نباید تعجب کنند. او از اولین تجربه خود در گوگل می گوید که برای بار نخست از یکی از همکارانش شکایت کرده بود، مدیرش بلافاصله آن ایمیل را برای آن شخص کپی کرد که این مساله مجبورشان کرد تا به سرعت مشکل به وجود آمده را حل کنند.
اسرارکار.لزلو باک(معاون ارشد سرمایه های انسانی گوگل)
🆔@Competentmanagers
💎به عزیزی گفتم:صبح به خیر
در پاسخم گفت: فرجامت نیک ...
به وجد آمدم از پاسخش
چه دعایی...!
من برای او خیری خواستم به کوتاهی یک صبح،
و او خیری برای من خواست به بلندای یک سرنوشت...
دوستان "نیک فرجام باشید" *
زندگی زیباست ...
یک روز ... یک ساعت ... یک دقیقه ... "هرگز باز نمیگردد"
🌺🌸🌺🌸🌺🌸
سلاااااام دوست عزیزم
صبحتان بخیر. . .
فرجامتان نیک. . .
🙋🏼♂️🌺🌺🌺🌺✋🏻
💎 با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
در پاسخم گفت: فرجامت نیک ...
به وجد آمدم از پاسخش
چه دعایی...!
من برای او خیری خواستم به کوتاهی یک صبح،
و او خیری برای من خواست به بلندای یک سرنوشت...
دوستان "نیک فرجام باشید" *
زندگی زیباست ...
یک روز ... یک ساعت ... یک دقیقه ... "هرگز باز نمیگردد"
🌺🌸🌺🌸🌺🌸
سلاااااام دوست عزیزم
صبحتان بخیر. . .
فرجامتان نیک. . .
🙋🏼♂️🌺🌺🌺🌺✋🏻
💎 با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
💢اصل حد بی کفایتی پیتر
👤دکتر علی محمد مصدق راد
🔴اصل حد بیکفایتی پیتر The Peter Principle توسط لارنس پیتر Laurence Peter معلم و جامعه شناس کانادایی در سال ۱۹۶۹ میلادی بیان شد. او بر اساس مطالعات خود به این نتیجه رسید که کارکنان تا حد بیکفایتی خود در سازمان پیشرفت میکنند.
🟢کارکنان وقتی در یک پست شغلی موفق میشوند، فکر میکنند که شایسته ارتقا به پست بالاتر با حقوق و دستمزد بیشتر هستند. مدیران هم فکر میکنند که موفق بودن کارمند در پست قبلی، شاخص پیشبینی کننده خوبی برای عملکرد او در موقعیت شغلی جدید است. بنابراین، در سازمان برای ارتقای فرد به یک موقعیت جدید، به جای ارزشیابی شایستگیها و توانمندیهای او برای پست جدید، به توانمندیها، شایستگیها و دستاوردهای او در موقعیت قبلی توجه میشود. در حالیکه، کارمند ممکن است در شغل جدید شایستگیهای لازم را نداشته باشد و در آن موقعیت شغلی در جا بزند و باقی بماند.
🔵به عبارتی، کارمند در این وضعیت ناشایستگی متوقف خواهد شد و ارتقا نمییابد. کارمند با قبول این واقعیت که شایستگیهای لازم را برای آن پست مدیریتی ندارد، برای جلوگیری از شکست احتمالی، محتاطانهتر عمل میکند و اهداف ملایمتری را انتخاب میکند و در نتیجه، پیشرفت چندانی نخواهد داشت. در حقیقت، با افزایش سن کارمند، او انگیزه کمتری برای انجام کارهای چالشی خواهد داشت.
🟤از طرف دیگر، با دریافت نکردن آموزشهای لازم، توانمندیها و عملکرد او کاهش مییابد و در آن موقعیت شغلی امکان رشد و ترقی نخواهد داشت. پیتر این اصل را یکی از دلایل ناکارآمدی سازمانهای بوروکراتیک دولتی بیان کرده است.
🟠اصل حد بیکفایتی در سازمان و مدیریت در استخدام و ارتقای کارکنان کاربرد دارد. کارکنان وقتی در انجام وظایف شغلی خود خوب کار می کنند، به دلیل نشان دادن شایستگیهای خود، به شغل بالاتر ارتقا مییابند. در آنجا نیز اگر با انگیزه باشند و خوب کار کنند، بعد از مدتی به شغل بالاتر ارتقا مییابند. این روند تا جایی ادامه پیدا میکند که کارمند به حد بیکفایتی در شغل میرسد و همان جا باقی میماند و دیگر ارتقا نمییابد.
🟡ارتقای کارکنان انگیزاننده شغلی خوبی است؛ ولی، باید به درستی بکار گرفته شود. مدیران باید آگاه باشند که بهترین کارمند فروش، لزوماً بهترین مدیر فروش نیست؛ بهترین آشپز، لزوماً مدیر رستوران خوبی نیست؛ بهترین بازیکن فوتبال، لزوماً بهترین مربی فوتبال نیست؛ بهترین خلبان، لزوماً بهترین راننده نیست؛ بهترین معلم مدرسه، لزوماً مدیر مدرسه خوبی نیست؛ بهترین جراح، بهترین مدیر بیمارستان نیست؛ بهترین معاون دانشکده، لزوماً معاون خوبی برای دانشگاه نیست، و بهترین استاد دانشگاه لزوماً بهترین رئیس دانشگاه نیست.
🟣در نتیجه، در سازمانها با مدیرانی روبهرو هستیم که شایستگی جایگاه شغلی خود را ندارند. آنها در سطحی بالاتر از توانمندیهای خود باقی ماندهاند و در جا میزنند. یک مدیر بیکفایت در آخرین موقعیت قبلی خود شایسته بود.
⚫️مدیران برای پیشگیری از بروز این مشکل باید شرایط احراز شغل را ملاک انتخاب فرد قرار دهند و به موفقیت او در موقعیت شغلی قبلی فقط توجه نکند. علاوهبر این، برگزاری دورههای آموزشی و توانمندسازی قبل و بعد از ارتقای شغلی منجر به بهبود شایستگیهای شغلی کارمند برای انجام بهتر وظایف مربوطه میشود. آموزش سطح کفایت کارکنان را بهبود میبخشد.
⚪️مدیران نباید اجازه دهند که کارکنان به حد بیکفایتی برسند. مدیران از روش تنزل مقام هم میتوانند استفاده کنند و کارمندی که ارتقا یافته، ولی، عملکرد خوبی در شغل جدید ندارد را به موقعیت شغلی قبلی تنزل مقام دهند. کارکنان هم نباید موقعیتهای شغلی بالاتر که شایستگیهای لازم احراز آن را ندارند، بپذیرند، اگرچه مدیران ارشد به آنها پیشنهاد دهند. آنها در صورت قبول ارتقای شغلی و شکست در آن موقعیت شغلی با چالشهای زیادی مواجه خواهند شد و آینده شغلی خود را به خطر میاندازند و حتی ممکن است که اخراج شوند.
🔴مدیران برای استفاده درست از اصل حد بیکفایتی پیتر باید:
۱. شرح وظایف شغل را مشخص و شرایط احراز شاغل را تدوین کنند.
۲. کارمند را قبل از ارتقاء به موقعیت شغلی بالاتر با استفاده از معیارهای عینی شرایط احراز شغل ارزیابی کنند تا مطمئن شوند که او از عهده کار جدید بر میآید.
۳. برنامه جانشین پروری داشته باشند و کارکنان را قبل از پیشنهاد پست جدید، آموزش دهند.
۴. اهدافی چالشی برای کارکنان در نظر بگیرند و عملکرد آنها را مستمر ارزشیابی کنند و به آنها بازخوردهای لازم برای بهبود عملکرد بدهند.
🟢مطالعه کتاب «اصل پیتر» The Peter Principle نوشته لارنس پیتر را به اساتید، دانشجویان، مدیران و کارکنان پیشنهاد میکنم.
💎 با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
👤دکتر علی محمد مصدق راد
🔴اصل حد بیکفایتی پیتر The Peter Principle توسط لارنس پیتر Laurence Peter معلم و جامعه شناس کانادایی در سال ۱۹۶۹ میلادی بیان شد. او بر اساس مطالعات خود به این نتیجه رسید که کارکنان تا حد بیکفایتی خود در سازمان پیشرفت میکنند.
🟢کارکنان وقتی در یک پست شغلی موفق میشوند، فکر میکنند که شایسته ارتقا به پست بالاتر با حقوق و دستمزد بیشتر هستند. مدیران هم فکر میکنند که موفق بودن کارمند در پست قبلی، شاخص پیشبینی کننده خوبی برای عملکرد او در موقعیت شغلی جدید است. بنابراین، در سازمان برای ارتقای فرد به یک موقعیت جدید، به جای ارزشیابی شایستگیها و توانمندیهای او برای پست جدید، به توانمندیها، شایستگیها و دستاوردهای او در موقعیت قبلی توجه میشود. در حالیکه، کارمند ممکن است در شغل جدید شایستگیهای لازم را نداشته باشد و در آن موقعیت شغلی در جا بزند و باقی بماند.
🔵به عبارتی، کارمند در این وضعیت ناشایستگی متوقف خواهد شد و ارتقا نمییابد. کارمند با قبول این واقعیت که شایستگیهای لازم را برای آن پست مدیریتی ندارد، برای جلوگیری از شکست احتمالی، محتاطانهتر عمل میکند و اهداف ملایمتری را انتخاب میکند و در نتیجه، پیشرفت چندانی نخواهد داشت. در حقیقت، با افزایش سن کارمند، او انگیزه کمتری برای انجام کارهای چالشی خواهد داشت.
🟤از طرف دیگر، با دریافت نکردن آموزشهای لازم، توانمندیها و عملکرد او کاهش مییابد و در آن موقعیت شغلی امکان رشد و ترقی نخواهد داشت. پیتر این اصل را یکی از دلایل ناکارآمدی سازمانهای بوروکراتیک دولتی بیان کرده است.
🟠اصل حد بیکفایتی در سازمان و مدیریت در استخدام و ارتقای کارکنان کاربرد دارد. کارکنان وقتی در انجام وظایف شغلی خود خوب کار می کنند، به دلیل نشان دادن شایستگیهای خود، به شغل بالاتر ارتقا مییابند. در آنجا نیز اگر با انگیزه باشند و خوب کار کنند، بعد از مدتی به شغل بالاتر ارتقا مییابند. این روند تا جایی ادامه پیدا میکند که کارمند به حد بیکفایتی در شغل میرسد و همان جا باقی میماند و دیگر ارتقا نمییابد.
🟡ارتقای کارکنان انگیزاننده شغلی خوبی است؛ ولی، باید به درستی بکار گرفته شود. مدیران باید آگاه باشند که بهترین کارمند فروش، لزوماً بهترین مدیر فروش نیست؛ بهترین آشپز، لزوماً مدیر رستوران خوبی نیست؛ بهترین بازیکن فوتبال، لزوماً بهترین مربی فوتبال نیست؛ بهترین خلبان، لزوماً بهترین راننده نیست؛ بهترین معلم مدرسه، لزوماً مدیر مدرسه خوبی نیست؛ بهترین جراح، بهترین مدیر بیمارستان نیست؛ بهترین معاون دانشکده، لزوماً معاون خوبی برای دانشگاه نیست، و بهترین استاد دانشگاه لزوماً بهترین رئیس دانشگاه نیست.
🟣در نتیجه، در سازمانها با مدیرانی روبهرو هستیم که شایستگی جایگاه شغلی خود را ندارند. آنها در سطحی بالاتر از توانمندیهای خود باقی ماندهاند و در جا میزنند. یک مدیر بیکفایت در آخرین موقعیت قبلی خود شایسته بود.
⚫️مدیران برای پیشگیری از بروز این مشکل باید شرایط احراز شغل را ملاک انتخاب فرد قرار دهند و به موفقیت او در موقعیت شغلی قبلی فقط توجه نکند. علاوهبر این، برگزاری دورههای آموزشی و توانمندسازی قبل و بعد از ارتقای شغلی منجر به بهبود شایستگیهای شغلی کارمند برای انجام بهتر وظایف مربوطه میشود. آموزش سطح کفایت کارکنان را بهبود میبخشد.
⚪️مدیران نباید اجازه دهند که کارکنان به حد بیکفایتی برسند. مدیران از روش تنزل مقام هم میتوانند استفاده کنند و کارمندی که ارتقا یافته، ولی، عملکرد خوبی در شغل جدید ندارد را به موقعیت شغلی قبلی تنزل مقام دهند. کارکنان هم نباید موقعیتهای شغلی بالاتر که شایستگیهای لازم احراز آن را ندارند، بپذیرند، اگرچه مدیران ارشد به آنها پیشنهاد دهند. آنها در صورت قبول ارتقای شغلی و شکست در آن موقعیت شغلی با چالشهای زیادی مواجه خواهند شد و آینده شغلی خود را به خطر میاندازند و حتی ممکن است که اخراج شوند.
🔴مدیران برای استفاده درست از اصل حد بیکفایتی پیتر باید:
۱. شرح وظایف شغل را مشخص و شرایط احراز شاغل را تدوین کنند.
۲. کارمند را قبل از ارتقاء به موقعیت شغلی بالاتر با استفاده از معیارهای عینی شرایط احراز شغل ارزیابی کنند تا مطمئن شوند که او از عهده کار جدید بر میآید.
۳. برنامه جانشین پروری داشته باشند و کارکنان را قبل از پیشنهاد پست جدید، آموزش دهند.
۴. اهدافی چالشی برای کارکنان در نظر بگیرند و عملکرد آنها را مستمر ارزشیابی کنند و به آنها بازخوردهای لازم برای بهبود عملکرد بدهند.
🟢مطالعه کتاب «اصل پیتر» The Peter Principle نوشته لارنس پیتر را به اساتید، دانشجویان، مدیران و کارکنان پیشنهاد میکنم.
💎 با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔳⭕️ افراد شاد، موفقترینها در محیط کار هستند
شاد بودن نه تنها مراحل زندگی هر فرد را تحت تاثیرات مثبت قرار میدهد، بلکه در محیط کار نیز همین شاد بودن در بهتر انجام شدن کار نقش بسزایی دارد. بطوری که انرژی مثبتی که از یک فرد شاد انتقال مییابد اثرات معجزه آسایی دارد:
🔺افراد شاد، بهتر از دیگران کار میکنند
افراد شاد، حامل پیامها و رفتارهای شادی بخش هستند و در محیط کار، روابط خوبی با همکاران دارند. در نتیجه:
• در کار گروهی، همکاری بهتری خواهند داشت.
• اگر مدیر باشند، روابط خوبی با کارکنان دارند.
• اگر در مشاغل اداری و خدماتی باشند، مشتریان راضیتر خواهند بود.
• اگر در بخش فروش باشند، میزان فروش بیشتری خواهند داشت.
🔺افراد شاد، خلاقترند
از نظر فرآیند شناختی، افراد شاد به لحاظ روانی، منعطف و گشودهذهن بوده و تفکر خلاق دارند.
🔺افراد شاد، به جای آن که مرتب شکایت کنند مشکلات را حل میکنند
وقتی شغل خود را دوست نداشته باشید، هر کپه خاک به نظر یک کوه میآید. دشوار است بتوانید هر مشکلی را بدون تلاش و فقط با نقزدن حل کنید. شاد بودن موجب میشود که به مشکلات، از جنبههای مختلف بنگرید.
🔺افراد شاد، انرژی بیشتری دارند
افراد شاد، از انرژی بیشتری برخوردارند و بهتر میتوانند از عهده کارها برآیند.
🔺افراد شاد، خوشبینترند
دکتر "مارتین سیلگمن" خوشبینی را روشی برای موفقیت و بهرهوری بیشتر میداند.
🔺افراد شاد، با انگیزهترند
انگیزهی کم بهمعنی بهره وری پایین است. یکی از روشهای مطمئن افزایش انگیزش در افراد، تقویت روحیه شادابی در آنان است.
🔺افراد شاد، کمتر بیمار میشوند
افراد غمگین، بیشتر مستعد افسردگیهای شغلی هستند. نتایج مطالعهای که در زمینهی تأثیر فشارهای شغلی بر سلامت در میان بیش از ۲۰۰۰ نفر از پرستاران در "آمریکا" صورت گرفت، نشان داد پرستارانی که شغل خود را دوست ندارند، بیش از دیگران در معرض ابتلا به سایر بیماریها هستند و سلامت جسمی و روانی آنان، بیشتر از کمتحرکی و سیگارکشیدن، در معرض خطر میباشد.
🔺افراد شاد، آموزشپذیرترند
وقتی شاد و در کمال آرامش هستید، ذهنتان برای یادگیری مطالب جدید، آمادهتر است؛ درنتیجه بهرهوری افزایش مییابد.
🔺افراد شاد، کمتر نگران خطا کردن هستند؛ در نتیجه کمتر مرتکب خطا میشوند
وقتی در محیط کار، شاد هستید، خطاهای تصادفی، کمتر شما را دچار هراس میکند؛ به خودتان مسلط میشوید و از این خطا پند میآموزید و به کارتان ادامه میدهید، مسؤولیت خطا را پذیرفته، عذرخواهی کرده و آن را جبران میکنید. این نگرش همراه با آرامش، بدین معنی است که احتمال بروز خطا را کم کردهاید.
🔺افراد شاد، بهتر تصمیم میگیرند
روشهای کاری افراد غمگین، حادثهساز است چون تمرکز حواس کافی ندارند و احتمال اینکه آنی تصمیم بگیرند زیاد است؛ برعکس، افراد شاد تصمیمات منطقیتری میگیرند و در کارشان همیشه اولویتبندی وجود دارد.
شاد بودن نه تنها مراحل زندگی هر فرد را تحت تاثیرات مثبت قرار میدهد، بلکه در محیط کار نیز همین شاد بودن در بهتر انجام شدن کار نقش بسزایی دارد. بطوری که انرژی مثبتی که از یک فرد شاد انتقال مییابد اثرات معجزه آسایی دارد:
🔺افراد شاد، بهتر از دیگران کار میکنند
افراد شاد، حامل پیامها و رفتارهای شادی بخش هستند و در محیط کار، روابط خوبی با همکاران دارند. در نتیجه:
• در کار گروهی، همکاری بهتری خواهند داشت.
• اگر مدیر باشند، روابط خوبی با کارکنان دارند.
• اگر در مشاغل اداری و خدماتی باشند، مشتریان راضیتر خواهند بود.
• اگر در بخش فروش باشند، میزان فروش بیشتری خواهند داشت.
🔺افراد شاد، خلاقترند
از نظر فرآیند شناختی، افراد شاد به لحاظ روانی، منعطف و گشودهذهن بوده و تفکر خلاق دارند.
🔺افراد شاد، به جای آن که مرتب شکایت کنند مشکلات را حل میکنند
وقتی شغل خود را دوست نداشته باشید، هر کپه خاک به نظر یک کوه میآید. دشوار است بتوانید هر مشکلی را بدون تلاش و فقط با نقزدن حل کنید. شاد بودن موجب میشود که به مشکلات، از جنبههای مختلف بنگرید.
🔺افراد شاد، انرژی بیشتری دارند
افراد شاد، از انرژی بیشتری برخوردارند و بهتر میتوانند از عهده کارها برآیند.
🔺افراد شاد، خوشبینترند
دکتر "مارتین سیلگمن" خوشبینی را روشی برای موفقیت و بهرهوری بیشتر میداند.
🔺افراد شاد، با انگیزهترند
انگیزهی کم بهمعنی بهره وری پایین است. یکی از روشهای مطمئن افزایش انگیزش در افراد، تقویت روحیه شادابی در آنان است.
🔺افراد شاد، کمتر بیمار میشوند
افراد غمگین، بیشتر مستعد افسردگیهای شغلی هستند. نتایج مطالعهای که در زمینهی تأثیر فشارهای شغلی بر سلامت در میان بیش از ۲۰۰۰ نفر از پرستاران در "آمریکا" صورت گرفت، نشان داد پرستارانی که شغل خود را دوست ندارند، بیش از دیگران در معرض ابتلا به سایر بیماریها هستند و سلامت جسمی و روانی آنان، بیشتر از کمتحرکی و سیگارکشیدن، در معرض خطر میباشد.
🔺افراد شاد، آموزشپذیرترند
وقتی شاد و در کمال آرامش هستید، ذهنتان برای یادگیری مطالب جدید، آمادهتر است؛ درنتیجه بهرهوری افزایش مییابد.
🔺افراد شاد، کمتر نگران خطا کردن هستند؛ در نتیجه کمتر مرتکب خطا میشوند
وقتی در محیط کار، شاد هستید، خطاهای تصادفی، کمتر شما را دچار هراس میکند؛ به خودتان مسلط میشوید و از این خطا پند میآموزید و به کارتان ادامه میدهید، مسؤولیت خطا را پذیرفته، عذرخواهی کرده و آن را جبران میکنید. این نگرش همراه با آرامش، بدین معنی است که احتمال بروز خطا را کم کردهاید.
🔺افراد شاد، بهتر تصمیم میگیرند
روشهای کاری افراد غمگین، حادثهساز است چون تمرکز حواس کافی ندارند و احتمال اینکه آنی تصمیم بگیرند زیاد است؛ برعکس، افراد شاد تصمیمات منطقیتری میگیرند و در کارشان همیشه اولویتبندی وجود دارد.
🔳⭕️هفت توصیه مدیریتی برتر
نویسنده: اریک بارکر
🔴توصیه اول: به لیست کارهای روزمره خود کاملا پایبند باشید
بزرگترین خطاها از کوچکترین غفلتها آغاز میشود و به همین دلیل هم هست که سرمنشا تمام بی نظمیها و اشتباهات در تیمهای کاری از بی توجهی اعضای تیم و در راس آنها رهبر تیم نسبت به کارها و فعالیتهایی آغاز میشود که از قبل برنامهریزی شدهاند و ما از آنها با عنوان لیست کارهای روزمره یاد میکنیم.
🔴توصیه دوم: نگرانی و تردید را متوقف کنید
آنچه به شدت از قابلیتها و پتانسیلهای یک مدیر میکاهد، وجود حس تردید و بدبینی او نسبت به دیگران و مهمتر از آن در مورد آینده است. بنابراین همیشه به همان چیزی فکر کنید که دوست دارید اتفاق بیفتد. نگرانی و تردید یک مدیر مانند سم مهلکی است که به تمام کارکنان سرایت میکند و آنها را از کار موثر باز میدارد.
🔴توصیه سوم: ارزشها را بر کمیتها مقدم بدارید
تحقیقات نشان داده انجام همزمان چندین پروژه و فعالیت به نتایج درخشان و مطلوبی منتهی نخواهد شد و کیفیت نهایی کارها را به شدت تنزل میبخشد. البته این به آن معنا نیست که حتما خود را صرفا به انجام یک فعالیت یا اجرای یک پروژه محدود کنید، چراکه این کار باعث کند شدن سرعت پیشرفت امور میشود. بهترین راهبرد در این میان عبارت است از تمرکز بر اولویتهای موثر و کلیدی و انجام دادن همزمان دو یا سه پروژهای که شما را تا حد زیادی به هدف نهاییتان نزدیکتر میکنند.
🔴توصیه چهارم: با خودتان جلسات منظمی برگزار کنید!
یکی از بهترین و در عین حال عجیبترین عادات مدیران و رهبران بزرگ این است که با خود جلسات منظمی برگزار میکنند و به اصطلاح «با خود خلوت میکنند». بنابراین توصیه میشود تمام مدیران حداقل هفتهای یک بار با خود جلسه بگذارند و در جریان این جلسات هم عملکرد پیشین و نقاط قوت و ضعف شان را بررسی کنند و هم برای انجام پروژههای آتی برنامهریزی کنند.
🔴توصیه پنجم: به هیچ عنوان در برابر تغییر دادن خود مقاومت نکنید
یکی از بدترین رفتارهایی که از یک مدیر یا رهبر ممکن است سر بزند مقاومت و خیرهسری او در برابر تغییر دادن خود است. تغییر مثبت و سازنده برای هر فرد و سازمانی واجب است. کافی است نگاهی به اطراف خود بیندازید و ببینید که همکاران و اطرافیان شما چگونه با تغییر دادن خود به موفقیتهای فردی و سازمانی بزرگی دست پیدا کردهاند، پس شما هم میتوانید با تغییر دادن خود و محیط اطرافتان به موفقیت دست یابید.
🔴توصیه ششم: خودتان را اخراج کنید!
شوکهای مدیریتی و نهیب زدن از بالا برای کارکنان اثر معجزهآسایی دارد، چه رسد به خود مدیران. بنابراین اگر میخواهید از دستاوردها و موفقیتهای قبلی خود مغرور نشوید یا دچار روزمرگی و سستی در کار نشوید، حتما به خودتان نهیب بزنید.
🔴توصیه هفتم: مدیر تک بعدی نباشید
بعضی از مدیران صرفا مدیرانی کاریزماتیک و پرنفوذ هستند، اما فاقد کارآیی و بهرهوری کافی در کار هستند، درحالیکه برخی دیگر از مدیران پربازده و مولد از فقدان قدرت تحلیل یا نفوذ بر افرادشان رنج میبرند. در دنیای پرتکاپو و مملو از رقابت امروز لازم است مدیران و رهبران از کلیه توانمندیها و پیش نیازهای مدیریتی برخوردار باشند و اگر چنین نیستند در راستای به دست آوردن آنها گام بردارند.
💎 با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
نویسنده: اریک بارکر
🔴توصیه اول: به لیست کارهای روزمره خود کاملا پایبند باشید
بزرگترین خطاها از کوچکترین غفلتها آغاز میشود و به همین دلیل هم هست که سرمنشا تمام بی نظمیها و اشتباهات در تیمهای کاری از بی توجهی اعضای تیم و در راس آنها رهبر تیم نسبت به کارها و فعالیتهایی آغاز میشود که از قبل برنامهریزی شدهاند و ما از آنها با عنوان لیست کارهای روزمره یاد میکنیم.
🔴توصیه دوم: نگرانی و تردید را متوقف کنید
آنچه به شدت از قابلیتها و پتانسیلهای یک مدیر میکاهد، وجود حس تردید و بدبینی او نسبت به دیگران و مهمتر از آن در مورد آینده است. بنابراین همیشه به همان چیزی فکر کنید که دوست دارید اتفاق بیفتد. نگرانی و تردید یک مدیر مانند سم مهلکی است که به تمام کارکنان سرایت میکند و آنها را از کار موثر باز میدارد.
🔴توصیه سوم: ارزشها را بر کمیتها مقدم بدارید
تحقیقات نشان داده انجام همزمان چندین پروژه و فعالیت به نتایج درخشان و مطلوبی منتهی نخواهد شد و کیفیت نهایی کارها را به شدت تنزل میبخشد. البته این به آن معنا نیست که حتما خود را صرفا به انجام یک فعالیت یا اجرای یک پروژه محدود کنید، چراکه این کار باعث کند شدن سرعت پیشرفت امور میشود. بهترین راهبرد در این میان عبارت است از تمرکز بر اولویتهای موثر و کلیدی و انجام دادن همزمان دو یا سه پروژهای که شما را تا حد زیادی به هدف نهاییتان نزدیکتر میکنند.
🔴توصیه چهارم: با خودتان جلسات منظمی برگزار کنید!
یکی از بهترین و در عین حال عجیبترین عادات مدیران و رهبران بزرگ این است که با خود جلسات منظمی برگزار میکنند و به اصطلاح «با خود خلوت میکنند». بنابراین توصیه میشود تمام مدیران حداقل هفتهای یک بار با خود جلسه بگذارند و در جریان این جلسات هم عملکرد پیشین و نقاط قوت و ضعف شان را بررسی کنند و هم برای انجام پروژههای آتی برنامهریزی کنند.
🔴توصیه پنجم: به هیچ عنوان در برابر تغییر دادن خود مقاومت نکنید
یکی از بدترین رفتارهایی که از یک مدیر یا رهبر ممکن است سر بزند مقاومت و خیرهسری او در برابر تغییر دادن خود است. تغییر مثبت و سازنده برای هر فرد و سازمانی واجب است. کافی است نگاهی به اطراف خود بیندازید و ببینید که همکاران و اطرافیان شما چگونه با تغییر دادن خود به موفقیتهای فردی و سازمانی بزرگی دست پیدا کردهاند، پس شما هم میتوانید با تغییر دادن خود و محیط اطرافتان به موفقیت دست یابید.
🔴توصیه ششم: خودتان را اخراج کنید!
شوکهای مدیریتی و نهیب زدن از بالا برای کارکنان اثر معجزهآسایی دارد، چه رسد به خود مدیران. بنابراین اگر میخواهید از دستاوردها و موفقیتهای قبلی خود مغرور نشوید یا دچار روزمرگی و سستی در کار نشوید، حتما به خودتان نهیب بزنید.
🔴توصیه هفتم: مدیر تک بعدی نباشید
بعضی از مدیران صرفا مدیرانی کاریزماتیک و پرنفوذ هستند، اما فاقد کارآیی و بهرهوری کافی در کار هستند، درحالیکه برخی دیگر از مدیران پربازده و مولد از فقدان قدرت تحلیل یا نفوذ بر افرادشان رنج میبرند. در دنیای پرتکاپو و مملو از رقابت امروز لازم است مدیران و رهبران از کلیه توانمندیها و پیش نیازهای مدیریتی برخوردار باشند و اگر چنین نیستند در راستای به دست آوردن آنها گام بردارند.
💎 با کانال مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔘فرصتهای شغلیتان را ارزیابی کنید.
🔸ما برای کسانی که فارغالتحصیل میشوند، توصیههای خیرخواهانه زیادی داریم. «برو و رویاهایت را دنبال کن! کاری را انجام بده که عاشقش هستی! دنیا را تغییر بده!». اوه! راستی! برای اینها باید پول داشته باشی! این توصیهها اشتباهند.
🔸بهجای اینکه بهدنبال شغل رویاهایتان بگردید، این سوال را از خودتان بپرسید: «در آینده نزدیک چه کاری میتوانم انجام دهم که کمک کند تا به مرور زمان بتوانم کار مورد علاقهام را پیدا کنم که در آن مهارت دارم؟»
🔸وقت آن رسیده که نگرش خود را تغییر دهید. بهجای آنکه سطح انتظارات خود را پایین بیاورید یا از رویاهایتان دست بکشید، افق دید خود را گسترده کنید. فشار این فرآیند را کمتر کنید و قبول کنید که در «هر شغلی» که مشغول به کار شوید، به هر حال چیزهایی یاد خواهید گرفت. فرصتها را ارزیابی کنید. نه بر اساس اینکه با اهداف بلندمدتتان «متناسب» هستند. فقط از خودتان بپرسید «آیا چیزی به من اضافه میکند که بعدا بهدردم بخورد یا نه؟»
🔸سه معیار را در نظر بگیرید: آیا شغل مربوطه، یکی از این سه مورد را ارائه میدهد؟ تجربه، اعتبار یا درآمد.
🔘 تجربه
تمرکز کردن روی «بهترین» شغل یا شرکت، میتواند وسوسهانگیز باشد اما گاهی با کار کردن در هر شرکت یا شغلی، میتوانید کلی چیز یاد بگیرید. از خودتان بپرسید: «دوست دارم چه چیزهایی یاد بگیرم؟»
🔘 اعتبار
البته در بعضی حوزهها، پرستیژ مهم است. مثلا برای کسی که میخواهد در عرصه بازاریابی و مدیریت برند، حرفی برای گفتن داشته باشد، قطعا کار کردن در شرکتی مثل «P&G»، در هر جایگاهی، یک موفقیت بزرگ است. اگر بهدنبال اعتبار هستید، پس کار کردن در یک شرکت معتبر، به نفعتان خواهد بود.
🔘 درآمد
هرگز قدرت درآمد را دستکم نگیرید. تقریبا تمام کسانی که میشناسم، یک زمانی گارسون بودهاند، در کافیشاپها کار کرده یا کارآموزی کردهاند، آنهم با درآمدهای کم. طی مدت زمانی که بهدنبال شغل «مناسب» هستید، هر کاری که از دستتان برمیآید انجام دهید که درآمد داشته باشید.
◀️ تجدید مهارتها
کارکنان با هر سن و سالی اگر بخواهند ارتقا پیدا کنند، باید دائما در حال یادگیری مهارتهای جدید باشند. تجدید و کسب مهارتها برای همه سنین، مهم است اما برای کسانی که تازه فارغالتحصیل شدهاند، حیاتی است.
با این اوصاف، فارغالتحصیلان جوان چه باید بکنند؟ ابتدا به مهارتهایی که الان دارید و شغلی که ۱۸ ماه بعد میخواهید داشته باشید فکر کنید. سپس:
▪️مهارتهای نرم کلیدی را شناسایی کنید، چه آنهایی که دارید و چه آنهایی که نیاز دارید. سپس ببینید کجاها شکاف وجود دارد و برای پر کردن آن شکافها، اهداف یادگیری برای خودتان را تعیین کنید.
▪️آن دسته از مهارتهای فنیای که دارید و تقاضا برایشان زیاد خواهد ماند را شناسایی کنید، مثل تحلیل دادهها، سپس مسیر خود را بر اساس این مهارتها بسازید.
▪️روی مهارتهای همراه تمرکز کنید، یعنی مهارتهایی که همیشه به کارتان میآیند، صرفنظر از حوزه کاری و جایگاهتان.
▪️یک لیست از یادگیریهای گذشته و آیندهتان تهیه کنید. این کمک میکند که بتوانید در مصاحبهها و در حین انجام کار، بهتر از مهارتهایتان صحبت کنید.
▪️آموزهها را کشف، غربال و استفاده کنید. از تکنولوژی به صورت بهینه استفاده کنید تا مطالب مورد نظرتان را پیدا کنید و مهارتهای موردنیازتان را شناسایی کنید.
▪️از همان روز اول، خودتان را برای تصمیمگیری آماده کنید. خود-راهبری و استقلالعمل را هم در حین یادگیری و هم در حین کار، یاد بگیرید.
خیلی از فارغالتحصیلان، محل کار آینده خود را بر این اساس انتخاب میکنند که بتوانند در حین کار، یاد بگیرند و رشد کنند.
بنابراین کارفرمایانی که اهل پیشرفت هستند هم میتوانند از این فرصت استفاده کنند:
▫️بدانید که همین حالا، کارفرمایانی هستند که افراد تازه فارغالتحصیل را جذب میکنند و به آنها فرصت رهبری، یادگیری و رشد در حین کار را میدهند و تعداد این کارفرمایان رو به افزایش است.
▫️بهجای کنترل یادگیری، کاری کنید که یادگیری آسان شود و سرعت بگیرد. منابع با کیفیت را در اختیار نیروهای جدید بگذارید.
▫️کارکنان خود را تشویق کنید که از همکاران خود یاد بگیرند. برای یادگیری، حتما لازم نیست کلاس تشکیل شود.
▫️کنجکاوی و یادگیری باید یکی از معیارهای انتخاب نیرو باشد. در مصاحبه از متقاضی بپرسید که طی هفته یا ماه گذشته، چه چیزهایی یاد گرفته است.
▫️محیطی فراهم کنید که کارکنان بهراحتی یاد بگیرند و یادگیری، جزئی از روند کارشان باشد. یادگیری باید به یک عادت روزانه تبدیل شود.
▫️بدانید که تجدید و ارتقای مهارتهای نیروهای فعلی، بسیار کارآمدتر از جذب نیروی جدید است. طبق تحقیقات، هزینه تجدید مهارتها بسیار کمتر است.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔸ما برای کسانی که فارغالتحصیل میشوند، توصیههای خیرخواهانه زیادی داریم. «برو و رویاهایت را دنبال کن! کاری را انجام بده که عاشقش هستی! دنیا را تغییر بده!». اوه! راستی! برای اینها باید پول داشته باشی! این توصیهها اشتباهند.
🔸بهجای اینکه بهدنبال شغل رویاهایتان بگردید، این سوال را از خودتان بپرسید: «در آینده نزدیک چه کاری میتوانم انجام دهم که کمک کند تا به مرور زمان بتوانم کار مورد علاقهام را پیدا کنم که در آن مهارت دارم؟»
🔸وقت آن رسیده که نگرش خود را تغییر دهید. بهجای آنکه سطح انتظارات خود را پایین بیاورید یا از رویاهایتان دست بکشید، افق دید خود را گسترده کنید. فشار این فرآیند را کمتر کنید و قبول کنید که در «هر شغلی» که مشغول به کار شوید، به هر حال چیزهایی یاد خواهید گرفت. فرصتها را ارزیابی کنید. نه بر اساس اینکه با اهداف بلندمدتتان «متناسب» هستند. فقط از خودتان بپرسید «آیا چیزی به من اضافه میکند که بعدا بهدردم بخورد یا نه؟»
🔸سه معیار را در نظر بگیرید: آیا شغل مربوطه، یکی از این سه مورد را ارائه میدهد؟ تجربه، اعتبار یا درآمد.
🔘 تجربه
تمرکز کردن روی «بهترین» شغل یا شرکت، میتواند وسوسهانگیز باشد اما گاهی با کار کردن در هر شرکت یا شغلی، میتوانید کلی چیز یاد بگیرید. از خودتان بپرسید: «دوست دارم چه چیزهایی یاد بگیرم؟»
🔘 اعتبار
البته در بعضی حوزهها، پرستیژ مهم است. مثلا برای کسی که میخواهد در عرصه بازاریابی و مدیریت برند، حرفی برای گفتن داشته باشد، قطعا کار کردن در شرکتی مثل «P&G»، در هر جایگاهی، یک موفقیت بزرگ است. اگر بهدنبال اعتبار هستید، پس کار کردن در یک شرکت معتبر، به نفعتان خواهد بود.
🔘 درآمد
هرگز قدرت درآمد را دستکم نگیرید. تقریبا تمام کسانی که میشناسم، یک زمانی گارسون بودهاند، در کافیشاپها کار کرده یا کارآموزی کردهاند، آنهم با درآمدهای کم. طی مدت زمانی که بهدنبال شغل «مناسب» هستید، هر کاری که از دستتان برمیآید انجام دهید که درآمد داشته باشید.
◀️ تجدید مهارتها
کارکنان با هر سن و سالی اگر بخواهند ارتقا پیدا کنند، باید دائما در حال یادگیری مهارتهای جدید باشند. تجدید و کسب مهارتها برای همه سنین، مهم است اما برای کسانی که تازه فارغالتحصیل شدهاند، حیاتی است.
با این اوصاف، فارغالتحصیلان جوان چه باید بکنند؟ ابتدا به مهارتهایی که الان دارید و شغلی که ۱۸ ماه بعد میخواهید داشته باشید فکر کنید. سپس:
▪️مهارتهای نرم کلیدی را شناسایی کنید، چه آنهایی که دارید و چه آنهایی که نیاز دارید. سپس ببینید کجاها شکاف وجود دارد و برای پر کردن آن شکافها، اهداف یادگیری برای خودتان را تعیین کنید.
▪️آن دسته از مهارتهای فنیای که دارید و تقاضا برایشان زیاد خواهد ماند را شناسایی کنید، مثل تحلیل دادهها، سپس مسیر خود را بر اساس این مهارتها بسازید.
▪️روی مهارتهای همراه تمرکز کنید، یعنی مهارتهایی که همیشه به کارتان میآیند، صرفنظر از حوزه کاری و جایگاهتان.
▪️یک لیست از یادگیریهای گذشته و آیندهتان تهیه کنید. این کمک میکند که بتوانید در مصاحبهها و در حین انجام کار، بهتر از مهارتهایتان صحبت کنید.
▪️آموزهها را کشف، غربال و استفاده کنید. از تکنولوژی به صورت بهینه استفاده کنید تا مطالب مورد نظرتان را پیدا کنید و مهارتهای موردنیازتان را شناسایی کنید.
▪️از همان روز اول، خودتان را برای تصمیمگیری آماده کنید. خود-راهبری و استقلالعمل را هم در حین یادگیری و هم در حین کار، یاد بگیرید.
خیلی از فارغالتحصیلان، محل کار آینده خود را بر این اساس انتخاب میکنند که بتوانند در حین کار، یاد بگیرند و رشد کنند.
بنابراین کارفرمایانی که اهل پیشرفت هستند هم میتوانند از این فرصت استفاده کنند:
▫️بدانید که همین حالا، کارفرمایانی هستند که افراد تازه فارغالتحصیل را جذب میکنند و به آنها فرصت رهبری، یادگیری و رشد در حین کار را میدهند و تعداد این کارفرمایان رو به افزایش است.
▫️بهجای کنترل یادگیری، کاری کنید که یادگیری آسان شود و سرعت بگیرد. منابع با کیفیت را در اختیار نیروهای جدید بگذارید.
▫️کارکنان خود را تشویق کنید که از همکاران خود یاد بگیرند. برای یادگیری، حتما لازم نیست کلاس تشکیل شود.
▫️کنجکاوی و یادگیری باید یکی از معیارهای انتخاب نیرو باشد. در مصاحبه از متقاضی بپرسید که طی هفته یا ماه گذشته، چه چیزهایی یاد گرفته است.
▫️محیطی فراهم کنید که کارکنان بهراحتی یاد بگیرند و یادگیری، جزئی از روند کارشان باشد. یادگیری باید به یک عادت روزانه تبدیل شود.
▫️بدانید که تجدید و ارتقای مهارتهای نیروهای فعلی، بسیار کارآمدتر از جذب نیروی جدید است. طبق تحقیقات، هزینه تجدید مهارتها بسیار کمتر است.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
* إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعُونَ 🖤🖤🖤
شهادت رئیس جمهور ایران و آیت الله آلهاشم امام جمعه تبریز و دکتر رحمتی، استاندار آذربایجان شرقی و وزير امور خارجه کشورمان و دیگر همراهان حاضر در بالگرد را به مردم عزیز ایران تسلیت عرض میکنیم*
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
شهادت رئیس جمهور ایران و آیت الله آلهاشم امام جمعه تبریز و دکتر رحمتی، استاندار آذربایجان شرقی و وزير امور خارجه کشورمان و دیگر همراهان حاضر در بالگرد را به مردم عزیز ایران تسلیت عرض میکنیم*
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
💢مهمترین مهارتهای مدیران در شرکت گوگل
لطفا این مطلب را با دقت و عمیقا مطالعه بفرمایید.
طی پژوهشی که پروفسور دوید گاروین استاد مدرسه کسب و کار هاروارد در قالب پروژه ای به نام اکسیژن(با هدف بررسی عملکرد مدیریتی مهندسان) در شرکت گوگل انجام داده است ، مهارت کوچینگ به عنوان اولین و مهمترین مهارت مدیران خوب از سوی کارکنان این شرکت بیان شده است.
♦️آنچه به طور محسوس دراین بررسی مشخص شد این است که مدیران برجسته در گوگل بر مهارت های مربیگری مسلط هستند و به خوبی می دانند چگونه به کارکنان بازخورد موثر دهند.
✅نکته اصلی این است که مدیران خوب در این بررسی به مدیرانی گفته می شود که میزان ترک خدمت حداقل کارکنان ، کارکنان شادتر و با رضایت بیشتری دارند ، تیم های تحت نظر آنها عملکرد بهتر ،درجه بالاتری از نوآوری دارند و اینکه کارکنان آنها تعادل بیشتری بین کار و زندگی خود دارند
✳️شاید جالب باشد که بدانید با بررسی داده ها از نظرسنجی های کارکنان شرکت گوگل(37000 کارمند) ، مصاحبه ها و بررسی عملکرد تیم تحلیلی افراد در گوگل در این پروژه انجام شده است، هشت رفتار اصلی توسط مؤثرترین مدیران در گوگل شناسایی شده است.
⭕️یک مدیر خوب در گوگل:
1. یک کوچ قوی برای کارکنان است.
2. تیم را توانمند می کند و در جزئیات ورود نمی کند
3. نسبت به موفقیت و احساس خوشبختی افراد تیم خود دغدغه دارد
4. پیش برنده کارها و نتیجه گرا است
5. یک کانال ارتباطی عالیاست. به خوبی می شنود و اطلاعات را به اشتراک می گذارد
6. به پیشرفت شغلی کمک می کند
7. چشم انداز و استراتژی مشخصی برای تیم خود دارد.
8. دارای مهارت های فنی کلیدی است و از آن برای کمک به تیم خود استفاده می کند.
آنچه حایز اهمیت است ارزیابی سالیانه این رفتارها در مدیران است و چنانچه هر یکی از این ویژگی ها نمره کمتری را کسب کند به پیگیری ویژه برای بازآموزی آنها وقت اختصاص می دهند.
🔅شرکت گوگل برای آموزش کوچینگ به عنوان اولین و مهم ترین مهارت برای مدیران و رهبران خود برنامه ای اختصاصی دارد و آن را در اولویت قرار داده است.
✏️منبع : HBR
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
💢مهمترین مهارتهای مدیران در شرکت گوگل
لطفا این مطلب را با دقت و عمیقا مطالعه بفرمایید.
طی پژوهشی که پروفسور دوید گاروین استاد مدرسه کسب و کار هاروارد در قالب پروژه ای به نام اکسیژن(با هدف بررسی عملکرد مدیریتی مهندسان) در شرکت گوگل انجام داده است ، مهارت کوچینگ به عنوان اولین و مهمترین مهارت مدیران خوب از سوی کارکنان این شرکت بیان شده است.
♦️آنچه به طور محسوس دراین بررسی مشخص شد این است که مدیران برجسته در گوگل بر مهارت های مربیگری مسلط هستند و به خوبی می دانند چگونه به کارکنان بازخورد موثر دهند.
✅نکته اصلی این است که مدیران خوب در این بررسی به مدیرانی گفته می شود که میزان ترک خدمت حداقل کارکنان ، کارکنان شادتر و با رضایت بیشتری دارند ، تیم های تحت نظر آنها عملکرد بهتر ،درجه بالاتری از نوآوری دارند و اینکه کارکنان آنها تعادل بیشتری بین کار و زندگی خود دارند
✳️شاید جالب باشد که بدانید با بررسی داده ها از نظرسنجی های کارکنان شرکت گوگل(37000 کارمند) ، مصاحبه ها و بررسی عملکرد تیم تحلیلی افراد در گوگل در این پروژه انجام شده است، هشت رفتار اصلی توسط مؤثرترین مدیران در گوگل شناسایی شده است.
⭕️یک مدیر خوب در گوگل:
1. یک کوچ قوی برای کارکنان است.
2. تیم را توانمند می کند و در جزئیات ورود نمی کند
3. نسبت به موفقیت و احساس خوشبختی افراد تیم خود دغدغه دارد
4. پیش برنده کارها و نتیجه گرا است
5. یک کانال ارتباطی عالیاست. به خوبی می شنود و اطلاعات را به اشتراک می گذارد
6. به پیشرفت شغلی کمک می کند
7. چشم انداز و استراتژی مشخصی برای تیم خود دارد.
8. دارای مهارت های فنی کلیدی است و از آن برای کمک به تیم خود استفاده می کند.
آنچه حایز اهمیت است ارزیابی سالیانه این رفتارها در مدیران است و چنانچه هر یکی از این ویژگی ها نمره کمتری را کسب کند به پیگیری ویژه برای بازآموزی آنها وقت اختصاص می دهند.
🔅شرکت گوگل برای آموزش کوچینگ به عنوان اولین و مهم ترین مهارت برای مدیران و رهبران خود برنامه ای اختصاصی دارد و آن را در اولویت قرار داده است.
✏️منبع : HBR
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
مدیران بزرگ چگونه بازخورد نشان میدهند؟
مدیران بزرگ از هر تکنیکی برای نشان دادن بازخورد بهره ببرند، در نهایت بهگونهای عمل میکنند که گویی آیینهای تمامنما در برابر دیدگان کارکنان قرار میدهند تا خود و نقاط قوتشان را بهتر و شفافتر ببینند و بدانند که چه اثری بر جهان پیرامونشان گذاشته و میگذارند.
تحقیقات موسسه گالوپ نشان داده که رویکردهای مورد استفاده مدیران بزرگ دارای سه ویژگی مشترک است که در این مطلب به آنها اشاره خواهد شد:
🔸اول اینکه بازخوردهای آنها دائمی و پیوسته است و با توجه به نیاز کارمندان و شرایط موجود دامنه آن تغییر پیدا میکند. آنها حتی برای چند دقیقه هم شده در طول هر ماه جلساتی با کارمندان برگزار میکنند و به آنها بازخورد نشان میدهند.
حال ممکن است پرسیده شود که اگر تعداد کارمندان زیرمجموعه یک مدیر آنقدر زیاد باشد که امکان صرف چهار ساعت در سال برای هر کدام از آنها وجود نداشته باشد، تکلیف چیست؟ در پاسخ به این سوال باید گفت، اگر مدیر نتواند چنین کند به این معناست که بر افرادی بیش از حد مجاز مدیریت میکند و باید مسوولیت مدیریت تعدادی از آنها را به دیگران واگذار کند تا وقت کافی برای چهار سگالوپ
ی سال برای بازخورد به همه افرادش داشته باشد.
🔸دومین ویژگی این تکنیکها آن است که هر کدام از جلسات بازخورد با مروری سریع و کوتاه بر عملکرد گذشته آغاز میشود. البته منظور از این کار به هیچ عنوان بازخواست کارکنان نیست و مدیران نباید در این جلسات به دنبال مچگیری یا سنجش عملکردها باشند، بلکه باید تمرکزشان را بر رفع موانع و بهبود شرایط قرار دهند.
این جلسات باید با هدف کمک به کارکنان برای اندیشیدن به جزئیات سبک کاری و همچنین کشاندن بحث به سمت صحبت راجع به استعداد و تواناییشان صورت پذیرد.
پس از این بررسیهای اجمالی، نوبت به صحبت درباره آینده و تغییرات مثبت و لازم در سبک کاری افراد میرسد که طی آن میتوان راجع به موضوعاتی مانند انتخاب راههایی برای رسیدن به اهداف که با کمترین مقاومت از سوی کارمندان روبهرو شود و راههای جدید همیاری بحث و تبادل نظر کرد.
🔸مدیران بزرگ به شدت از نشان دادن بازخوردهای عملکردی برای هر کارمند در برابر دیگران پرهیز میکنند و همیشه این کار را در خلوت و به صورت خصوصی انجام میدهند. چرا که معتقدند هدف از نشان دادن بازخورد چیزی نیست مگر کمک به هر کدام از افراد برای درک بهتر شرایط و شناسایی نقاط قوت طبیعیاش که این کار به صورت عمومی و جمعی فاقد کارآیی و توجیه است.
منبع: گالوپ
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
مدیران بزرگ از هر تکنیکی برای نشان دادن بازخورد بهره ببرند، در نهایت بهگونهای عمل میکنند که گویی آیینهای تمامنما در برابر دیدگان کارکنان قرار میدهند تا خود و نقاط قوتشان را بهتر و شفافتر ببینند و بدانند که چه اثری بر جهان پیرامونشان گذاشته و میگذارند.
تحقیقات موسسه گالوپ نشان داده که رویکردهای مورد استفاده مدیران بزرگ دارای سه ویژگی مشترک است که در این مطلب به آنها اشاره خواهد شد:
🔸اول اینکه بازخوردهای آنها دائمی و پیوسته است و با توجه به نیاز کارمندان و شرایط موجود دامنه آن تغییر پیدا میکند. آنها حتی برای چند دقیقه هم شده در طول هر ماه جلساتی با کارمندان برگزار میکنند و به آنها بازخورد نشان میدهند.
حال ممکن است پرسیده شود که اگر تعداد کارمندان زیرمجموعه یک مدیر آنقدر زیاد باشد که امکان صرف چهار ساعت در سال برای هر کدام از آنها وجود نداشته باشد، تکلیف چیست؟ در پاسخ به این سوال باید گفت، اگر مدیر نتواند چنین کند به این معناست که بر افرادی بیش از حد مجاز مدیریت میکند و باید مسوولیت مدیریت تعدادی از آنها را به دیگران واگذار کند تا وقت کافی برای چهار سگالوپ
ی سال برای بازخورد به همه افرادش داشته باشد.
🔸دومین ویژگی این تکنیکها آن است که هر کدام از جلسات بازخورد با مروری سریع و کوتاه بر عملکرد گذشته آغاز میشود. البته منظور از این کار به هیچ عنوان بازخواست کارکنان نیست و مدیران نباید در این جلسات به دنبال مچگیری یا سنجش عملکردها باشند، بلکه باید تمرکزشان را بر رفع موانع و بهبود شرایط قرار دهند.
این جلسات باید با هدف کمک به کارکنان برای اندیشیدن به جزئیات سبک کاری و همچنین کشاندن بحث به سمت صحبت راجع به استعداد و تواناییشان صورت پذیرد.
پس از این بررسیهای اجمالی، نوبت به صحبت درباره آینده و تغییرات مثبت و لازم در سبک کاری افراد میرسد که طی آن میتوان راجع به موضوعاتی مانند انتخاب راههایی برای رسیدن به اهداف که با کمترین مقاومت از سوی کارمندان روبهرو شود و راههای جدید همیاری بحث و تبادل نظر کرد.
🔸مدیران بزرگ به شدت از نشان دادن بازخوردهای عملکردی برای هر کارمند در برابر دیگران پرهیز میکنند و همیشه این کار را در خلوت و به صورت خصوصی انجام میدهند. چرا که معتقدند هدف از نشان دادن بازخورد چیزی نیست مگر کمک به هر کدام از افراد برای درک بهتر شرایط و شناسایی نقاط قوت طبیعیاش که این کار به صورت عمومی و جمعی فاقد کارآیی و توجیه است.
منبع: گالوپ
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
⭕️ حفظ نیروی انسانی
▪️اقدامی که شرکتهای موفق برای حفظ نیروهای مستعد خود انجام میدهند:
پس از آنکه شما هزینه و زمان زیادی را صرف استخدام نیروهای مستعد و متخصص نمودید،لازم است سیاست هایی درپیش بگیرید که این نیروها را حفظ نماید.
حقوق،برنامه های بازنشستگی و تعطیلات مناسب،در صدر لیست گزینه های شما برای جذب نیروهای متخصص است،اما این گزینه ها برای نگهداشت طولانی مدت این نیروها کافی نیست.
📈رضایت شغلی،نرخ ماندگاری نیروهای شما را افزایش خواهد داد،در ادامه برخی استراتژیها که میتواند به حفظ نیروهای مستعد شما کمک کند ارایه شده است.
1⃣در محیط کاری فضایی ایجاد کنید که نیروی انسانی احساس کند یکی از مهمترین سرمایه های شرکت شماست.به گونه ای رفتار نکنید که حس هزینه بودن به آنها دست دهد.اجازه دهید احساس امنیت شغلی داشته باشند.آنها را با نام کوچک تشویق کنید،بگذارید آنها بدانند که شما از نقش و مشارکت آنها در اهداف شرکت مطلع هستید.نظرات آنها در مورد قوانین و تغییرات را در نظر بگیرید.
2⃣انتظارات و اهداف شرکت را روشن و شفاف سازید،مطمئن شوید که شرح شغل های شما به کارمندان میگوید از آنها چه انتظار میرود.اگر قرار است که تغییراتی رخ دهد انتظار نداشته باشید که کارمندان خودبخود متوجه آن تغییرات شوند.شما باید بصورت مستقیم و شفاف در مورد این تغییرات با کارمندان صحبت کنید. کارمندان خوب تمایل دارند که خواسته های شما را انجام دهند به شرط آنکه کاملا دقیق بدانند که چه باید بکنند.
3⃣محیط کاری باز و صادق ایجاد کنید.در مورد کارایی امور انجام شده به کارمندانتان بازخورد بدهید و برای شنیدن دلایل پرسنل خود مشتاق و حاضر باشید.نسبت به ایده های جدید مشتاق و شنوا باشید. پیشنهادات ارایه شده برای حل مسائل را بپذیرید.هر زمانی که همکاران شما تقاضای راهنمایی کردند،حاضر و همراه باشید.
4⃣فرصت رشد و یادگیری ایجاد کنید و اجازه دهید پرسنل تان بدانند که در شرکت شما برای پیشرفت راهی وجود دارد،در ادامه دوره های آکادمیک دوره های یادگیری ایجاد کنید.کارهای چالشی و پیچیده ایجاد کنید.محیطی آرام بسازید که در آن بتوانند زمان و انرژی خود را بر روی کارهایی بگذارند که از آن لذت ببرند.
5⃣کار خوب را ببینید و تشویق کنید. پاداش های ماهیانه خوب است اما تشخیص یک کار خوب،احساس مثبت و وفاداری ایجاد میکند که برای مدتها باقی میماند.دیده شدن رفتار مثبت باید خاص باشد. به منظور حفظ نیروهای مستعد، آنها باید احساس قدردانی، احترام و ارزشمندی داشته باشند.
🔺مهم تر از همه آنچه در بالا آمد،اتخاذ یک سیاست درست در جذب افراد مناسب برای سازمان است،تلاش کنید تا افرادی را بیابید که همزمان با شغل و سازمان شما منطبق میشوند.پاداش شما نه تنها بهبود نرخ ماندگاری نیروی انسانی مستعد خواهد بود بلکه مجموعه ای از کارمندان وفادار خواهید داشت که در تمامی موفقیت های شرکت مشارکت خواهند نمود.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
▪️اقدامی که شرکتهای موفق برای حفظ نیروهای مستعد خود انجام میدهند:
پس از آنکه شما هزینه و زمان زیادی را صرف استخدام نیروهای مستعد و متخصص نمودید،لازم است سیاست هایی درپیش بگیرید که این نیروها را حفظ نماید.
حقوق،برنامه های بازنشستگی و تعطیلات مناسب،در صدر لیست گزینه های شما برای جذب نیروهای متخصص است،اما این گزینه ها برای نگهداشت طولانی مدت این نیروها کافی نیست.
📈رضایت شغلی،نرخ ماندگاری نیروهای شما را افزایش خواهد داد،در ادامه برخی استراتژیها که میتواند به حفظ نیروهای مستعد شما کمک کند ارایه شده است.
1⃣در محیط کاری فضایی ایجاد کنید که نیروی انسانی احساس کند یکی از مهمترین سرمایه های شرکت شماست.به گونه ای رفتار نکنید که حس هزینه بودن به آنها دست دهد.اجازه دهید احساس امنیت شغلی داشته باشند.آنها را با نام کوچک تشویق کنید،بگذارید آنها بدانند که شما از نقش و مشارکت آنها در اهداف شرکت مطلع هستید.نظرات آنها در مورد قوانین و تغییرات را در نظر بگیرید.
2⃣انتظارات و اهداف شرکت را روشن و شفاف سازید،مطمئن شوید که شرح شغل های شما به کارمندان میگوید از آنها چه انتظار میرود.اگر قرار است که تغییراتی رخ دهد انتظار نداشته باشید که کارمندان خودبخود متوجه آن تغییرات شوند.شما باید بصورت مستقیم و شفاف در مورد این تغییرات با کارمندان صحبت کنید. کارمندان خوب تمایل دارند که خواسته های شما را انجام دهند به شرط آنکه کاملا دقیق بدانند که چه باید بکنند.
3⃣محیط کاری باز و صادق ایجاد کنید.در مورد کارایی امور انجام شده به کارمندانتان بازخورد بدهید و برای شنیدن دلایل پرسنل خود مشتاق و حاضر باشید.نسبت به ایده های جدید مشتاق و شنوا باشید. پیشنهادات ارایه شده برای حل مسائل را بپذیرید.هر زمانی که همکاران شما تقاضای راهنمایی کردند،حاضر و همراه باشید.
4⃣فرصت رشد و یادگیری ایجاد کنید و اجازه دهید پرسنل تان بدانند که در شرکت شما برای پیشرفت راهی وجود دارد،در ادامه دوره های آکادمیک دوره های یادگیری ایجاد کنید.کارهای چالشی و پیچیده ایجاد کنید.محیطی آرام بسازید که در آن بتوانند زمان و انرژی خود را بر روی کارهایی بگذارند که از آن لذت ببرند.
5⃣کار خوب را ببینید و تشویق کنید. پاداش های ماهیانه خوب است اما تشخیص یک کار خوب،احساس مثبت و وفاداری ایجاد میکند که برای مدتها باقی میماند.دیده شدن رفتار مثبت باید خاص باشد. به منظور حفظ نیروهای مستعد، آنها باید احساس قدردانی، احترام و ارزشمندی داشته باشند.
🔺مهم تر از همه آنچه در بالا آمد،اتخاذ یک سیاست درست در جذب افراد مناسب برای سازمان است،تلاش کنید تا افرادی را بیابید که همزمان با شغل و سازمان شما منطبق میشوند.پاداش شما نه تنها بهبود نرخ ماندگاری نیروی انسانی مستعد خواهد بود بلکه مجموعه ای از کارمندان وفادار خواهید داشت که در تمامی موفقیت های شرکت مشارکت خواهند نمود.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
مدل "ABCD" در اعتماد و اعتماد سازی
به عنوان یک مدیر باید مورد اعتماد کارکنان باشیم تا از ما و دستورات مان پیروی کنند، به عنوان یک کارمند و کارشناس باید مورد اعتماد باشیم تا به ما اختیار و آزادی عمل بدهند و از ما مشورت بگیرند.
اعتماد بر اساس روابط تجربی و در بلند مدت و به سختی ساخته می شود ولی می تواند با سرعت و سهولت نابود شود.برای کسب و حفظ اعتماد دیگران باید پایبند ارزش ها و اخلاقیات باشیم، راست بگوئیم، اطلاعات مورد نیاز دیگران را از آنها پنهان نکنیم، به قول و قرار هایمان وفادار باشیم، قابل پیش بینی باشیم، از موفقیت دیگران خوشحال شویم ، اشتباهات و انتقادات را بپذیریم و راز دار باشیم .
بلانچارد مدل جالبی برای "اعتماد" پیشنهاد کرده است.
در مدل او کسی که می خواهد مورد اعتماد واقع شود باید 4 ویژگی داشته باشد:
▪️او باید تجربه و شایستگی حل مساله داشته باشد.او باید دستاوردهای موفق داشته باشد تا دیگران او را "کاربلد" ارزیابی کنند.(Able)
▪️او باید رازدار و صریح و صادق باشد.پشت سر دیگران حرف نزند و مسئولیت اشتباهاتش را بپذیرد. (Believable)
▪️او باید همدلی کند، عضو خوبی برای کارهای گروهی و گروه های کاری باشد،به دیگران علاقه داشته باشد ، دیگران را خوب بشنود و به جا و بموقع تحسین کند.(Connected)
▪️او باید منظم و پیگیر و پاسخگو باشد، روی قول و قرارش بایستد، سر وقت باشد ،دارای ثبات رویه بوده و دمدمی مزاج نباشد (Dependable)
قدر سرمايه اعتمادی که دیگران به ما دارند را بدانیم، از این سرمایه محافظت کنیم و مراقب باشیم که از دست نرود چون دوباره و به آسانی به دست نمي آيد
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
به عنوان یک مدیر باید مورد اعتماد کارکنان باشیم تا از ما و دستورات مان پیروی کنند، به عنوان یک کارمند و کارشناس باید مورد اعتماد باشیم تا به ما اختیار و آزادی عمل بدهند و از ما مشورت بگیرند.
اعتماد بر اساس روابط تجربی و در بلند مدت و به سختی ساخته می شود ولی می تواند با سرعت و سهولت نابود شود.برای کسب و حفظ اعتماد دیگران باید پایبند ارزش ها و اخلاقیات باشیم، راست بگوئیم، اطلاعات مورد نیاز دیگران را از آنها پنهان نکنیم، به قول و قرار هایمان وفادار باشیم، قابل پیش بینی باشیم، از موفقیت دیگران خوشحال شویم ، اشتباهات و انتقادات را بپذیریم و راز دار باشیم .
بلانچارد مدل جالبی برای "اعتماد" پیشنهاد کرده است.
در مدل او کسی که می خواهد مورد اعتماد واقع شود باید 4 ویژگی داشته باشد:
▪️او باید تجربه و شایستگی حل مساله داشته باشد.او باید دستاوردهای موفق داشته باشد تا دیگران او را "کاربلد" ارزیابی کنند.(Able)
▪️او باید رازدار و صریح و صادق باشد.پشت سر دیگران حرف نزند و مسئولیت اشتباهاتش را بپذیرد. (Believable)
▪️او باید همدلی کند، عضو خوبی برای کارهای گروهی و گروه های کاری باشد،به دیگران علاقه داشته باشد ، دیگران را خوب بشنود و به جا و بموقع تحسین کند.(Connected)
▪️او باید منظم و پیگیر و پاسخگو باشد، روی قول و قرارش بایستد، سر وقت باشد ،دارای ثبات رویه بوده و دمدمی مزاج نباشد (Dependable)
قدر سرمايه اعتمادی که دیگران به ما دارند را بدانیم، از این سرمایه محافظت کنیم و مراقب باشیم که از دست نرود چون دوباره و به آسانی به دست نمي آيد
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
👍1
Forwarded from (Competent Managers) مدیران شایسته
✅ اصول بیست گانه مدیریت در کایزن
👈 نگویید چرا این کار انجام نمی شود. فکر کنید چگونه می توانید آن را انجام دهید.
👈 در مورد مشکل به وجود آمده نگرانی به خود راه ندهید. همین الان برای رفع آن اقدام نمایید.
👈از وضعیت موجود راضی نباشید. باور داشته باشید که همیشه راه بهتری هم وجود دارد.
👈 اگر مرتکب اشتباه شدید ، بلافاصله در صدد رفع اشتباه برآیید.
👈 برای تحقق هدف به دنبال کمال مطلوب نگردید.اگر60%از تحقق هدف اطمینان دارید دست بکار شوید.
👈 برای پی بردن به ریشه مشکلات 5 بار بپرسید چرا؟
👈 گمبا محل واقعی رویداد خطاست . سعی نکنید از دفتر کار خود مشکلات محیط را حل کنید.
👈 همیشه برای حل مشکل از داده و اطلاعات کمی و به روز استفاده کنید.
👈برای حل مشکل بلافاصله به دنبال هزینه کردن نباشید. بلکه از خرد خود استفاده کنید. اگر عقلتان به جایی نمی رسد، آن را در همکارانتان بجویید و از خرد جمعی استفاده کنید.
👈 هیچ وقت جزئیات و نکات ریز مسئله را فراموش نکنید. ریشه بسیاری از مشکلات در نکات ریز است.
👈 حمایت مدیریت ارشد منحصر به قول و کلام نیست. مدیریت باید حضور ملموس داشته باشد.
👈 برای حل مسائل هر جا که امکان آن وجود دارد از واگذاری اختیار به زیردستان ابا نکنید.
👈 هیچ وقت به دنبال مقصر نگردید. هیچ گاه عجولانه قضاوت نکنید.
👈 مدیریت دیداری و انتقال اطلاعات بهترین ابزار برای حل مسئله به صورت گروهی است.
👈 ارتباط یک طرفه دستوری از بالا به پایین مشکلات سازمان را پیچیده تر میکند. مدیریت ارشد باید با لایه های پایین تر سازمان ارتباط دو جانبه داشته باشد.
👈انسانها توانایی های فراوانی دارند. از الگوهای چند مهارتی و غنی سازی شغلی برای شکوفا شدن آنها استفاده کنید.
👈 تنها فعالیت هایی را انجام دهید که برای سازمان شما ارزش افزوده ایجاد می کنند.
👈فراموش نکنید که 5S ، پایه و بنیان ایجاد محصولی با کیفیت است.
👈 بر اساس الگوهای کار گروهی ، مسائل محیط کارتان را حل کنید.
👈 حذف مودا ( اتلاف) فرآیندی پایان ناپذیر است. هیچ وقت از این کار خسته نشوید.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
👈 نگویید چرا این کار انجام نمی شود. فکر کنید چگونه می توانید آن را انجام دهید.
👈 در مورد مشکل به وجود آمده نگرانی به خود راه ندهید. همین الان برای رفع آن اقدام نمایید.
👈از وضعیت موجود راضی نباشید. باور داشته باشید که همیشه راه بهتری هم وجود دارد.
👈 اگر مرتکب اشتباه شدید ، بلافاصله در صدد رفع اشتباه برآیید.
👈 برای تحقق هدف به دنبال کمال مطلوب نگردید.اگر60%از تحقق هدف اطمینان دارید دست بکار شوید.
👈 برای پی بردن به ریشه مشکلات 5 بار بپرسید چرا؟
👈 گمبا محل واقعی رویداد خطاست . سعی نکنید از دفتر کار خود مشکلات محیط را حل کنید.
👈 همیشه برای حل مشکل از داده و اطلاعات کمی و به روز استفاده کنید.
👈برای حل مشکل بلافاصله به دنبال هزینه کردن نباشید. بلکه از خرد خود استفاده کنید. اگر عقلتان به جایی نمی رسد، آن را در همکارانتان بجویید و از خرد جمعی استفاده کنید.
👈 هیچ وقت جزئیات و نکات ریز مسئله را فراموش نکنید. ریشه بسیاری از مشکلات در نکات ریز است.
👈 حمایت مدیریت ارشد منحصر به قول و کلام نیست. مدیریت باید حضور ملموس داشته باشد.
👈 برای حل مسائل هر جا که امکان آن وجود دارد از واگذاری اختیار به زیردستان ابا نکنید.
👈 هیچ وقت به دنبال مقصر نگردید. هیچ گاه عجولانه قضاوت نکنید.
👈 مدیریت دیداری و انتقال اطلاعات بهترین ابزار برای حل مسئله به صورت گروهی است.
👈 ارتباط یک طرفه دستوری از بالا به پایین مشکلات سازمان را پیچیده تر میکند. مدیریت ارشد باید با لایه های پایین تر سازمان ارتباط دو جانبه داشته باشد.
👈انسانها توانایی های فراوانی دارند. از الگوهای چند مهارتی و غنی سازی شغلی برای شکوفا شدن آنها استفاده کنید.
👈 تنها فعالیت هایی را انجام دهید که برای سازمان شما ارزش افزوده ایجاد می کنند.
👈فراموش نکنید که 5S ، پایه و بنیان ایجاد محصولی با کیفیت است.
👈 بر اساس الگوهای کار گروهی ، مسائل محیط کارتان را حل کنید.
👈 حذف مودا ( اتلاف) فرآیندی پایان ناپذیر است. هیچ وقت از این کار خسته نشوید.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
💎 *کایزن چیست؟*
🔰مدیریت ژاپنی
🔰بهبود مستمر
کایزن یک تکنیک ژاپنی است که روی حرکت پیوسته و آرام به سمت هدف تمرکز دارد.
تکنیک کایزن به ژاپنی ها کمک کرد بتوانند خیلی سریع پیشرفت کنند و تبدیل به کشوری متمدن و به روز شوند.
اما چگونه کایزن توانست اصل صنعت ژاپنی ها را تغییر دهد؟
این تکنیک روی شش اصل اساسی عمل می کند.
تمام این اصول روی یک کلمه تاکید دارند و آن ”کوچک” است.
1⃣ *پرسیدن سوالات کوچک*
سوالات کوچک کایزن، راهی قدرتمند برای برنامه ریزی ذهن ارائه می دهند.
بر خلاف سوالات بزرگ تر که ممکن است منجر به واکنش تهدید آمیز شوند، سوالات کوچک اغلب می توانند جالب باشند.
اگر هدفتان خیلی بزرگ یا دلهره آور باشد خیلی ساده از خود بپرسید:
*چه گام کوچک و ساده ای هست که می توانم برای رسیدن به این هدف بردارم؟*
2⃣ *فکر کردن به افکار کوچک*
حالا که سوال خود را پاسخ داده اید، زمان آن رسیده که خود را در حال انجامش تصور کنید.
اصل مجسم سازی ذهن می گوید که مغز، پیشرفت های کوچک را بهتر از دوزهای بالا می آموزد.
اگر یک وظیفه را که از آن می ترسید و یا باعث ناراحتی تان می شود را جدا کنید و سپس به آرامی خود را در حال شروع به کار روی آن تصور کنید، با گذشت زمان نگرش ذهن شما به یک وظیفه سنگین تغییر خواهد کرد.
3⃣ *انجام کارهای کوچک*
سوالات کوچک و افکار کوچک نهایتا مستلزم اعمال کوچک هستند.
*معمولا کارفرماها به عوامل اجرایی خود، کارهایی بزرگ می سپارند و انتظارهایی غیر معقول را نیز همراهش می کنند. این شیوه هر دو طرف را ناامید و شکست خورده می کند.*
پیشرفت در کار باید به مرور و آرام آرام انجام شود. این امر در دیگر موارد نیز کاربرد دارد.
مثلا قصد دارید رژیم بگیرید اما اگر با خود بگویید از فردا روزی یک ساعت ورزش می کنم و کالری دریافتیم را به شدت کاهش می دهم، مطمئنا چیزی جز شکست انتظارتان را نمی کشد.
آرام آرام پیش بروید، مثلا می توانید هفته ای 5 دقیقه به ورزش خود اضافه کنید.
4⃣ *حل مشکلات کوچک*
به ندرت پیش می آید که کسی موفق شود با منفی صحبت کردن، خود را قانع به ایجاد تغییر کند.
به خود بگویید هر اشتباهی که کرده اید بخشی از یک مشکل بزرگ تر است.
اگر بتوانید خطایتان را به مشکلی بزرگ تر بچسبانید، به خود انگیزه بیشتری برای کار کردن روی آن می دهید.
5⃣ *دادن پاداش های کوچک*
بیشتر عاداتی که درگیرشان هستیم، در اصل با نوعی پاداش تحریک می شوند.
باید مناسب با هدفی که دارید برای تغییرات کوچکی که انجام می دهید، پاداش هایی کوچک نیز در نظر بگیرید.
با اینکه شاید به نظر درست نیاید اما ...
*پاداش های کوچک معمولا منابع انگیزه قوی تری از پاداش های بزرگ هستند.*
6⃣ *لحظات کوچک را شناسایی کنید.*
گاهی چیزهای کوچک می توانند معنای زیادی داشته باشند.
گاهی افراد متوجه می شوند چیزهایی که به نظر جزئیاتی بی اهمیت بوده اند منجر به نتایجی بزرگ می شوند.
برای مثال یکی از مشتریانم کارگرانی داشت که به خاطر عدم دسترسی به رئیسشان ناراحت بودند.
آنها شکایت می کردند که هرگز نمی فهمند رئیسشان چه زمانی داخل دفترش است و اگر هم بخواهند با او صحبت کنند ابتدا باید از یک لایه امنیتی عبور کنند.
ما متوجه شدیم رئیس کارخانه برای رفتن به دفترش از یک ورودی مجزا استفاده می کند.
این کار باعث می شد خیلی سریع تر به محل کارش برسد اما باعث شده بود تبدیل به شبحی برای کارگران شود.
ما به او پیشنهاد کردیم از مسیری که همه وارد کارخانه می شوند استفاده کند و این مقدار اضافی را بپیماید.
همین تغییر کوچک تاثیری بزرگ داشت.
هر روز با خوشامد گویی دلپذیر و صورت هایی خندان همراه بود.
رئیس کارخانه هر روز در مسیر رفتن به دفترش می توانست مشکلات کوچک را حل کند و توصیه هایی نیز بکند.
شاید مسیر قبلی باعث میشد که کمتر راه برود و زودتر برسد، اما تاثیر بدی روی سطح رضایت کارگران داشت.
شما هم با کمی دقت می توانید بسیاری از موارد کوچک را در زندگی و کارهای خود شناسایی کنید.
📌 *رمز موفقیت روش کایزن این است که در سطحی پایین تر از رادار واکنش به تهدید مغز عمل می کند.*
*یک سطح گرم را لمس می کنید و انگشتانتان حرارت را حس می کند اما واکنشی شدید از خود نشان نمی دهید.*
*اما اگر سطحی که از داغی قرمز شده را لمس کنید، طوری ناگهانی و بی اختیار واکنش نشان می دهید که خودتان هم نمی فهمید چه اتفاقی افتاده است.*
*کایزن مانند یک سطح گرم عمل می کند نه یک سطح داغ و قرمز، مانند یک زمزمه نه فریاد.*
*کارهایی که انجام می دهید بسیار کوچک هستند و به ظاهر بی اهمیت اما همین یک گام کوچک می تواند زندگی تان را تغییر دهد.*
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔰مدیریت ژاپنی
🔰بهبود مستمر
کایزن یک تکنیک ژاپنی است که روی حرکت پیوسته و آرام به سمت هدف تمرکز دارد.
تکنیک کایزن به ژاپنی ها کمک کرد بتوانند خیلی سریع پیشرفت کنند و تبدیل به کشوری متمدن و به روز شوند.
اما چگونه کایزن توانست اصل صنعت ژاپنی ها را تغییر دهد؟
این تکنیک روی شش اصل اساسی عمل می کند.
تمام این اصول روی یک کلمه تاکید دارند و آن ”کوچک” است.
1⃣ *پرسیدن سوالات کوچک*
سوالات کوچک کایزن، راهی قدرتمند برای برنامه ریزی ذهن ارائه می دهند.
بر خلاف سوالات بزرگ تر که ممکن است منجر به واکنش تهدید آمیز شوند، سوالات کوچک اغلب می توانند جالب باشند.
اگر هدفتان خیلی بزرگ یا دلهره آور باشد خیلی ساده از خود بپرسید:
*چه گام کوچک و ساده ای هست که می توانم برای رسیدن به این هدف بردارم؟*
2⃣ *فکر کردن به افکار کوچک*
حالا که سوال خود را پاسخ داده اید، زمان آن رسیده که خود را در حال انجامش تصور کنید.
اصل مجسم سازی ذهن می گوید که مغز، پیشرفت های کوچک را بهتر از دوزهای بالا می آموزد.
اگر یک وظیفه را که از آن می ترسید و یا باعث ناراحتی تان می شود را جدا کنید و سپس به آرامی خود را در حال شروع به کار روی آن تصور کنید، با گذشت زمان نگرش ذهن شما به یک وظیفه سنگین تغییر خواهد کرد.
3⃣ *انجام کارهای کوچک*
سوالات کوچک و افکار کوچک نهایتا مستلزم اعمال کوچک هستند.
*معمولا کارفرماها به عوامل اجرایی خود، کارهایی بزرگ می سپارند و انتظارهایی غیر معقول را نیز همراهش می کنند. این شیوه هر دو طرف را ناامید و شکست خورده می کند.*
پیشرفت در کار باید به مرور و آرام آرام انجام شود. این امر در دیگر موارد نیز کاربرد دارد.
مثلا قصد دارید رژیم بگیرید اما اگر با خود بگویید از فردا روزی یک ساعت ورزش می کنم و کالری دریافتیم را به شدت کاهش می دهم، مطمئنا چیزی جز شکست انتظارتان را نمی کشد.
آرام آرام پیش بروید، مثلا می توانید هفته ای 5 دقیقه به ورزش خود اضافه کنید.
4⃣ *حل مشکلات کوچک*
به ندرت پیش می آید که کسی موفق شود با منفی صحبت کردن، خود را قانع به ایجاد تغییر کند.
به خود بگویید هر اشتباهی که کرده اید بخشی از یک مشکل بزرگ تر است.
اگر بتوانید خطایتان را به مشکلی بزرگ تر بچسبانید، به خود انگیزه بیشتری برای کار کردن روی آن می دهید.
5⃣ *دادن پاداش های کوچک*
بیشتر عاداتی که درگیرشان هستیم، در اصل با نوعی پاداش تحریک می شوند.
باید مناسب با هدفی که دارید برای تغییرات کوچکی که انجام می دهید، پاداش هایی کوچک نیز در نظر بگیرید.
با اینکه شاید به نظر درست نیاید اما ...
*پاداش های کوچک معمولا منابع انگیزه قوی تری از پاداش های بزرگ هستند.*
6⃣ *لحظات کوچک را شناسایی کنید.*
گاهی چیزهای کوچک می توانند معنای زیادی داشته باشند.
گاهی افراد متوجه می شوند چیزهایی که به نظر جزئیاتی بی اهمیت بوده اند منجر به نتایجی بزرگ می شوند.
برای مثال یکی از مشتریانم کارگرانی داشت که به خاطر عدم دسترسی به رئیسشان ناراحت بودند.
آنها شکایت می کردند که هرگز نمی فهمند رئیسشان چه زمانی داخل دفترش است و اگر هم بخواهند با او صحبت کنند ابتدا باید از یک لایه امنیتی عبور کنند.
ما متوجه شدیم رئیس کارخانه برای رفتن به دفترش از یک ورودی مجزا استفاده می کند.
این کار باعث می شد خیلی سریع تر به محل کارش برسد اما باعث شده بود تبدیل به شبحی برای کارگران شود.
ما به او پیشنهاد کردیم از مسیری که همه وارد کارخانه می شوند استفاده کند و این مقدار اضافی را بپیماید.
همین تغییر کوچک تاثیری بزرگ داشت.
هر روز با خوشامد گویی دلپذیر و صورت هایی خندان همراه بود.
رئیس کارخانه هر روز در مسیر رفتن به دفترش می توانست مشکلات کوچک را حل کند و توصیه هایی نیز بکند.
شاید مسیر قبلی باعث میشد که کمتر راه برود و زودتر برسد، اما تاثیر بدی روی سطح رضایت کارگران داشت.
شما هم با کمی دقت می توانید بسیاری از موارد کوچک را در زندگی و کارهای خود شناسایی کنید.
📌 *رمز موفقیت روش کایزن این است که در سطحی پایین تر از رادار واکنش به تهدید مغز عمل می کند.*
*یک سطح گرم را لمس می کنید و انگشتانتان حرارت را حس می کند اما واکنشی شدید از خود نشان نمی دهید.*
*اما اگر سطحی که از داغی قرمز شده را لمس کنید، طوری ناگهانی و بی اختیار واکنش نشان می دهید که خودتان هم نمی فهمید چه اتفاقی افتاده است.*
*کایزن مانند یک سطح گرم عمل می کند نه یک سطح داغ و قرمز، مانند یک زمزمه نه فریاد.*
*کارهایی که انجام می دهید بسیار کوچک هستند و به ظاهر بی اهمیت اما همین یک گام کوچک می تواند زندگی تان را تغییر دهد.*
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
✳️فرمول و ضرایب فوق العاده خاص کارکنان وزارت بهداشت
🔻مطابق بند ۱۶ ماده ۵۴ آیین نامه اداری و استخدامی اعضاء غیرهیأت علمی دانشگاههای علوم پزشکی عنوان شده است موسسه مجاز است پس از تصویب هیأت امناء، فوق العاده خاصی را تحت عنوان خاص هیأت امناء ، بر اساس عواملی نظیر مدرك تحصیلی، سابقه خدمت، شغل، مناطق کمتر توسعه یافته و… به کارمندان موسسه پرداخت نماید.
🔺نکنه: در آیین نامه حرفی از اینکه فوق العاده خاص مشمول کسور بازنشستگی است یا خیر، زده نشده است.
🔻نحوه محاسبه: فوق العاده خاص بر مبنای مجموع ریالی حق شغل و حق شاغل در عدد ثابتی که از سوی هیأت امناء اعلام می شود، ضرب میگردد.
🔸فوق العاده خاص هیأت امناء = K × (حق شغل + حق شاغل)
♦️بهعنوان مثال اگر k و یا همان ضریب برابر با یک باشد، مبلغ ریالی خاص دقیقا همان مجموع حق شغل و شاغل خواهد بود و در صورتی که ضریب نیم باشد، نصف مجموع حق شغل و شاغل
الف: بودجه فوق العاده خاص ده همت برابر با ده هزار میلیارد تومان خواهد بود.
🔰برخی نکات خاص درپرداخت فوق العاده خاص
1️⃣پیشنهاد تعیین ضرایب با توجه به بودجه اختصاصیافته و دایره شمول کارکنان بهرهمند از این فوق العاده بر عهده وزارت بهداشت است
2️⃣با توجه به اینکه هنوز متن کامل مصوبه منتشر نشده است، در مورد دایره شمول کارکنان بهرهمند به طور قطعی نمیتوان نظر داد اما همانطور که بالاتر آورده شد، صحبت از کادر درمان (با تأکید بر پرستاران) است.
🔺نکته: در ابتدا و بر اساس مواضع بخشی از وزارت گفته می شد که در سال اول به بخش اعظمی از بدنه فوق العاده خاص پرداخت و در سال آینده تلاش می گردد با کسب بودجه از سرانه علاوه بر بودجه داخلی، تمامی بدنه از مزایای فوق العاده خاص بهره مند شوند که البته در ادامه معاونت توسعه وزارت با انتشار یک پست به خاص برای ” همه ” اشاره کردند
3️⃣ ضرایب می تواند برای تمامی گروه ها یکسان باشد و یا بر اساس مناطق محروم، بالین، بهداشت، اداری و پشتیبانی با ضریب متفاوتی پرداخت گردد. در صورت غیر یکسان بودن، شاید مناطق محروم بالاترین ضریب و گروه های دیگر از ضرایب متفاوتی برخوردار شوند◻️◽️▫️
⭕️تازه های اداری واستخدامی درکانال کارگزینی
🔻مطابق بند ۱۶ ماده ۵۴ آیین نامه اداری و استخدامی اعضاء غیرهیأت علمی دانشگاههای علوم پزشکی عنوان شده است موسسه مجاز است پس از تصویب هیأت امناء، فوق العاده خاصی را تحت عنوان خاص هیأت امناء ، بر اساس عواملی نظیر مدرك تحصیلی، سابقه خدمت، شغل، مناطق کمتر توسعه یافته و… به کارمندان موسسه پرداخت نماید.
🔺نکنه: در آیین نامه حرفی از اینکه فوق العاده خاص مشمول کسور بازنشستگی است یا خیر، زده نشده است.
🔻نحوه محاسبه: فوق العاده خاص بر مبنای مجموع ریالی حق شغل و حق شاغل در عدد ثابتی که از سوی هیأت امناء اعلام می شود، ضرب میگردد.
🔸فوق العاده خاص هیأت امناء = K × (حق شغل + حق شاغل)
♦️بهعنوان مثال اگر k و یا همان ضریب برابر با یک باشد، مبلغ ریالی خاص دقیقا همان مجموع حق شغل و شاغل خواهد بود و در صورتی که ضریب نیم باشد، نصف مجموع حق شغل و شاغل
الف: بودجه فوق العاده خاص ده همت برابر با ده هزار میلیارد تومان خواهد بود.
🔰برخی نکات خاص درپرداخت فوق العاده خاص
1️⃣پیشنهاد تعیین ضرایب با توجه به بودجه اختصاصیافته و دایره شمول کارکنان بهرهمند از این فوق العاده بر عهده وزارت بهداشت است
2️⃣با توجه به اینکه هنوز متن کامل مصوبه منتشر نشده است، در مورد دایره شمول کارکنان بهرهمند به طور قطعی نمیتوان نظر داد اما همانطور که بالاتر آورده شد، صحبت از کادر درمان (با تأکید بر پرستاران) است.
🔺نکته: در ابتدا و بر اساس مواضع بخشی از وزارت گفته می شد که در سال اول به بخش اعظمی از بدنه فوق العاده خاص پرداخت و در سال آینده تلاش می گردد با کسب بودجه از سرانه علاوه بر بودجه داخلی، تمامی بدنه از مزایای فوق العاده خاص بهره مند شوند که البته در ادامه معاونت توسعه وزارت با انتشار یک پست به خاص برای ” همه ” اشاره کردند
3️⃣ ضرایب می تواند برای تمامی گروه ها یکسان باشد و یا بر اساس مناطق محروم، بالین، بهداشت، اداری و پشتیبانی با ضریب متفاوتی پرداخت گردد. در صورت غیر یکسان بودن، شاید مناطق محروم بالاترین ضریب و گروه های دیگر از ضرایب متفاوتی برخوردار شوند◻️◽️▫️
⭕️تازه های اداری واستخدامی درکانال کارگزینی
اهمیت مهربانی در رهبری منابع انسانی
قدرتی در اعتماد، مهربانی و شفقت وجود دارد که جهان دوباره در حال کشف آن است
رهبری موفق به طور سنتی با ویژگی هایی مانند تصمیم گیری، مسئولیت پذیری، برنامه ریزی استراتژیک و صداقت همراه است. به عنوان یک جامعه، ما اغلب فراموش می کنیم که ویژگی های همدلانه بیشتری را ذکر کنیم که به همان اندازه برای مدیریت کارآمد بسیار مهم هستند.
یک تحقیق در سال 2013 نشان داد که همدلی مهمترین شایستگی برای رهبری خوب است. علاوه بر این، بهره وری و توانایی مذاکره را بهبود می بخشد ، که برای یک تجارت پایدار بسیار مهم هستند.
اینجاست که چرا مهربانی در رهبری منابع انسانی اهمیت دارد.
1. رهبری مهربان دیگران را در اولویت قرار می دهد
بسیاری از رهبران فراموش می کنند که اگر دیگران را در اولویت قرار دهند، کسب و کار خود را نادیده نمی گیرند یا به خطر نمی اندازند. اندیشیدن به نیازهای کارگران زیادهروی یا اضافی نیست. این ضروری است.
شرکتهایی که اطمینان میدهند کارکنانشان ابزارهای لازم برای کار را دارند و در عین حال رضایت و رفاه آنها را پرورش میدهند، آنهایی هستند که موفقیت و حفظ و مشارکت کارکنان را تقویت میکنند.
رهبری مهربان از کارگران خود مراقبت می کند و از آنها می پرسد که چگونه هستند. آنها به نشانه های ظریف توجه می کنند و تلاش و دستاوردهای هر کارمند را تصدیق می کنند. هنگامی که استخدام کنندگان می بینند که مدیران آنها کار آنها را تشخیص می دهند، پنج برابر بیشتر احتمال دارد که در شرکت بمانند .
2. رهبران همدل از ارتباط نادرست جلوگیری می کنند
مدیران و مدیرانی که همدلی محور هستند، برای شناخت کارکنان و توانایی های آنها وقت صرف می کنند. به همین دلیل است که معمولاً می دانند از هر یک از آنها چه انتظاری داشته باشند و چگونه پتانسیل خود را پرورش دهند. این به آنها اجازه می دهد که انتظارات روشنی داشته باشند و به طور مؤثر تفویض اختیار کنند.
رهبران مهربان وظایف غیرواقعی نمیدهند یا چیزی را نمیخواهند که کارمندانشان انجام دهند. به لطف آن، آنها می توانند از سوء تفاهم و سوء تفاهم جلوگیری کنند. این رهبران ارتباطات شفاف را تقویت می کنند و به کارگران کمک می کنند تا نقاط قوت خود را بهبود بخشند و در نقش های شغلی خود بهتر شوند.
3. رهبری متفکر باعث رشد کارکنان می شود
این رهبران با تعیین انتظارات روشن، مسئولیتهایی را بر اساس نحوه ارائه وظایفی که به رشد آنها کمک میکند به هر کارمند واگذار میکنند. رهبری مهربان میداند که موفقیت در کسبوکار از ایجاد یک محیط کاری شاد با کارگرانی حاصل میشود که بهترین کار را انجام میدهند.
آنها آگاهند که چگونه پتانسیل خود را به حداکثر برسانند و پیشرفت حرفه ای خود را تشویق کنند. علاوه بر این، رهبران مهربان میدانند که اگر کارمندان فرصتهایی برای رشد پیدا نکنند، دچار رکود خواهند شد و در این فرآیند، شرکت نیز دچار رکود خواهد شد. اما متأسفانه، تنها 29 درصد از استخدامشدگان از فرصتهای پیشرفت شغلی بسیار راضی هستند.
4. رهبران مهربان تنوع، شمولیت و برابری را پرورش می دهند
دنیا باید در جایی باشد که نیازی به توضیح مزایای تنوع نباشد. با این حال، شرکتها هنوز میخواهند بدانند چه سودی برای کسبوکارشان دارد. از این رو، آنها باید بدانند که تنوع نژادی بالا درآمد و فروش آنها را 15 درصد افزایش می دهد . تیم های متنوع 35 درصد عملکرد بهتری نسبت به رقبای خود دارند.
اما رهبران مهربان می دانند که چرا تنوع، شمول و برابری اهمیت دارد و از برابری در محل کار دفاع می کنند. آنها با همه کارکنان بر اساس فداکاری، کار و رفتارشان منصفانه رفتار می کنند. کلیشهها، تعصبات و بیعدالتیها جایی در شرکتهایشان ندارند و به همین دلیل محیطی سالم و امن برای هر کارمندی ایجاد میکنند
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
قدرتی در اعتماد، مهربانی و شفقت وجود دارد که جهان دوباره در حال کشف آن است
رهبری موفق به طور سنتی با ویژگی هایی مانند تصمیم گیری، مسئولیت پذیری، برنامه ریزی استراتژیک و صداقت همراه است. به عنوان یک جامعه، ما اغلب فراموش می کنیم که ویژگی های همدلانه بیشتری را ذکر کنیم که به همان اندازه برای مدیریت کارآمد بسیار مهم هستند.
یک تحقیق در سال 2013 نشان داد که همدلی مهمترین شایستگی برای رهبری خوب است. علاوه بر این، بهره وری و توانایی مذاکره را بهبود می بخشد ، که برای یک تجارت پایدار بسیار مهم هستند.
اینجاست که چرا مهربانی در رهبری منابع انسانی اهمیت دارد.
1. رهبری مهربان دیگران را در اولویت قرار می دهد
بسیاری از رهبران فراموش می کنند که اگر دیگران را در اولویت قرار دهند، کسب و کار خود را نادیده نمی گیرند یا به خطر نمی اندازند. اندیشیدن به نیازهای کارگران زیادهروی یا اضافی نیست. این ضروری است.
شرکتهایی که اطمینان میدهند کارکنانشان ابزارهای لازم برای کار را دارند و در عین حال رضایت و رفاه آنها را پرورش میدهند، آنهایی هستند که موفقیت و حفظ و مشارکت کارکنان را تقویت میکنند.
رهبری مهربان از کارگران خود مراقبت می کند و از آنها می پرسد که چگونه هستند. آنها به نشانه های ظریف توجه می کنند و تلاش و دستاوردهای هر کارمند را تصدیق می کنند. هنگامی که استخدام کنندگان می بینند که مدیران آنها کار آنها را تشخیص می دهند، پنج برابر بیشتر احتمال دارد که در شرکت بمانند .
2. رهبران همدل از ارتباط نادرست جلوگیری می کنند
مدیران و مدیرانی که همدلی محور هستند، برای شناخت کارکنان و توانایی های آنها وقت صرف می کنند. به همین دلیل است که معمولاً می دانند از هر یک از آنها چه انتظاری داشته باشند و چگونه پتانسیل خود را پرورش دهند. این به آنها اجازه می دهد که انتظارات روشنی داشته باشند و به طور مؤثر تفویض اختیار کنند.
رهبران مهربان وظایف غیرواقعی نمیدهند یا چیزی را نمیخواهند که کارمندانشان انجام دهند. به لطف آن، آنها می توانند از سوء تفاهم و سوء تفاهم جلوگیری کنند. این رهبران ارتباطات شفاف را تقویت می کنند و به کارگران کمک می کنند تا نقاط قوت خود را بهبود بخشند و در نقش های شغلی خود بهتر شوند.
3. رهبری متفکر باعث رشد کارکنان می شود
این رهبران با تعیین انتظارات روشن، مسئولیتهایی را بر اساس نحوه ارائه وظایفی که به رشد آنها کمک میکند به هر کارمند واگذار میکنند. رهبری مهربان میداند که موفقیت در کسبوکار از ایجاد یک محیط کاری شاد با کارگرانی حاصل میشود که بهترین کار را انجام میدهند.
آنها آگاهند که چگونه پتانسیل خود را به حداکثر برسانند و پیشرفت حرفه ای خود را تشویق کنند. علاوه بر این، رهبران مهربان میدانند که اگر کارمندان فرصتهایی برای رشد پیدا نکنند، دچار رکود خواهند شد و در این فرآیند، شرکت نیز دچار رکود خواهد شد. اما متأسفانه، تنها 29 درصد از استخدامشدگان از فرصتهای پیشرفت شغلی بسیار راضی هستند.
4. رهبران مهربان تنوع، شمولیت و برابری را پرورش می دهند
دنیا باید در جایی باشد که نیازی به توضیح مزایای تنوع نباشد. با این حال، شرکتها هنوز میخواهند بدانند چه سودی برای کسبوکارشان دارد. از این رو، آنها باید بدانند که تنوع نژادی بالا درآمد و فروش آنها را 15 درصد افزایش می دهد . تیم های متنوع 35 درصد عملکرد بهتری نسبت به رقبای خود دارند.
اما رهبران مهربان می دانند که چرا تنوع، شمول و برابری اهمیت دارد و از برابری در محل کار دفاع می کنند. آنها با همه کارکنان بر اساس فداکاری، کار و رفتارشان منصفانه رفتار می کنند. کلیشهها، تعصبات و بیعدالتیها جایی در شرکتهایشان ندارند و به همین دلیل محیطی سالم و امن برای هر کارمندی ایجاد میکنند
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔰ویژگی های ارتباطی شخصیت ها
♦️ افراد درونگرا(introversion)
از تنهایی انرژی میگیرند
نمیخواهند کانون توجه باشند
شنونده های خوبی هستند
♦️ افراد برونگرا(extraversion)
از تعامل با دیگران لذت میبرند
بیش از انکه گوش بدهند حرف میزنند
دوست دارند کانون توجه باشند
♦️ افراد حسی(sensing)
تمرکز بر دریافت اطلاعاتشان با حواس پنجگانه است
به زمان حال توجه دارند
از تکرار یک مهارت خسته نمی شوند
♦️ ویژگی شهودی(Intuition)
به الهام و دریافت قلبی معتقدند
از تکرار یک مهارت خسته می شوند
برای نوآوری و تخیل ارزش زیادی قائلند
♦️ ویژگی افراد احساسی(feeling)
به همدلی و درک دیگران اهمیت میدهند
به راحتی از دیگران تشکر می کنند
از طرف دیگران بیش از اندازه عاطفی ارزیابی میشوند
♦️ ویژگی افراد منطقی(Thinking)
بیش از حد برای منطق و عدالت بها قائل اند
از طرف دیگران خشک و بی انعطاف ارزیابی می شوند.
بزرگترین انگیزه ی آنها در کار موفق شدن است
♦️ ویژگی افراد قضاوت کننده(judging)
معتقدند اول کار بعد تفریح
زمان را منبع تمام شدنی می دانند
نتیجه گرا هستند
♦️ویژگی افراد دریافت کننده(perciving)
اول تفریح بعد کار
زمان را منبع تجدید شدنی می دانند
نتیجه گرا نیستند
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
♦️ افراد درونگرا(introversion)
از تنهایی انرژی میگیرند
نمیخواهند کانون توجه باشند
شنونده های خوبی هستند
♦️ افراد برونگرا(extraversion)
از تعامل با دیگران لذت میبرند
بیش از انکه گوش بدهند حرف میزنند
دوست دارند کانون توجه باشند
♦️ افراد حسی(sensing)
تمرکز بر دریافت اطلاعاتشان با حواس پنجگانه است
به زمان حال توجه دارند
از تکرار یک مهارت خسته نمی شوند
♦️ ویژگی شهودی(Intuition)
به الهام و دریافت قلبی معتقدند
از تکرار یک مهارت خسته می شوند
برای نوآوری و تخیل ارزش زیادی قائلند
♦️ ویژگی افراد احساسی(feeling)
به همدلی و درک دیگران اهمیت میدهند
به راحتی از دیگران تشکر می کنند
از طرف دیگران بیش از اندازه عاطفی ارزیابی میشوند
♦️ ویژگی افراد منطقی(Thinking)
بیش از حد برای منطق و عدالت بها قائل اند
از طرف دیگران خشک و بی انعطاف ارزیابی می شوند.
بزرگترین انگیزه ی آنها در کار موفق شدن است
♦️ ویژگی افراد قضاوت کننده(judging)
معتقدند اول کار بعد تفریح
زمان را منبع تمام شدنی می دانند
نتیجه گرا هستند
♦️ویژگی افراد دریافت کننده(perciving)
اول تفریح بعد کار
زمان را منبع تجدید شدنی می دانند
نتیجه گرا نیستند
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers