Forwarded from (Competent Managers) مدیران شایسته (Mh_Kashefi)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🟪 یاران و همراهان مهربان ! در این شبهای رحمت و مغفرت التماس دعا دارم🙏🙏
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Forwarded from (Competent Managers) مدیران شایسته (Mh_kashefi)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from (Competent Managers) مدیران شایسته (Mh_kashefi)
(Competent Managers) مدیران شایسته
Video
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ (?)
وَ ما أَدْراکَ ما لَيْلَةُ الْقَدْرِ (?)
لَيْلَةُ الْقَدْرِ خَيْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ (?)
تَنَزَّلُ الْمَلائِکَةُ وَ الرُّوحُ فِيها بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ کُلِّ أَمْرٍ (?)
سَلامٌ هِيَ حَتَّي مَطْلَعِ الْفَجْرِ (?)
با توجه به آيات سوره قدر ميتوان به فضيلتهاي شب قدر پي برد:
?. قرآن در آن نازل شده است.
?. عبادت و احياي آن معادل بيش از هزار ماه است.
?. خيرات و برکات الهي در آن شب نازل ميشود.
?. رحمت خاص خدا شامل حال بندگان ميگردد.
?. فرشتگان و روح در آن شب نازل ميگردند.
شب قدر از شبهاي مقدس و متبرک اسلامي است. خداوند در قرآن مجيد از آن به بزرگي ياد کرده و سورهاي نيز به نام «سوره قدر» نازل فرموده است. در تمام سال، شبي به خوبي و فضيلت شب قدر نميرسد. اين شب، شب نزول قرآن، شب فرود آمدن ملائکه و روح نيز نام گرفته است. عبادت در شب قدر برتر از عبادت هزار ماه است. در اين شب، مقدرات يک سال انسانها و روزيها، عمرها و امور ديگر مشخص ميشود. ملائکه در اين شب بر زمين فرود ميآيند، نزد امام زمان(عج) ميروند و آنچه را براي بندگان مقدر شده بر ايشان عرضه ميدارند. شبزندهداري و تلاوت قرآن و مناجات و عبادت در اين شب، بسيار توصيه و تأکيد شده است.
عظمت و فضيلت اين شب بر ساير شبها را از اين امور ميتوان به دست آورد:
?) آمرزش گناهان: پيامبر خدا(ص) در تفسير سوره «قدر» فرمودند:
«هر کس شب قدر را احيا بدارد و مؤمن باشد و به روز جزا اعتقاد داشته باشد، تمامي گناهانش آمرزيده ميشود.»
?) قلب رمضان: امام صادق(ع) فرمودند:
«از کتاب خدا استفاده ميشود که شماره ماههاي سال نزد خداوند، دوازده ماه است و سرآمد ماهها ماه رمضان است و قلب ماه رمضان ليلة القدر است.»
?) نزول قرآن: طبق روايات، مجموع قرآن در شب قدر دفعي و يکباره بر پيامبر (ص) نازل شده است. اين نزول دفعي و يکباره قرآن است، اما نزول تدريجي قرآن طي 23 سال دوران نبوت پيامبر گرامي(ص) به صورت الفاظ نازل شده است.
?) برتر از هزار ماه: نزول همهي ملائکه و روح در شب قدر بر زمين و سلام دادن بر بندگان خدا نشانه شرافت آن بر هزار ماه است. امام باقر(ع) فرمودند:
«عمل صالح در شب قدر از قبيل نماز، زکات و کارهاي نيک ديگر بهتر است از عمل در هزار ماهي که در آن شب قدر نباشد.»
فرصت شب قدر را غنيمت بدانيم
شب قدر فرصتي است زرين و طلايي براي شستشوي آينه دل. اين شب بهترين فرصت است تا خوبيها را جايگزين بديها، صلح و صفا را جايگزين اختلاف و تفرقه، احسان و نيکي را جايگزين ظلم و ستم، احسان به والدين را جايگزين عاق والدين و صله رحم را جايگزين قطع رحم نماييم. نيکو و شايسته است با صدقات قدمي در جهت آباداني خانه آخرت برداريم و با اعمال نيک و خير، ثواب دو چندان ببريم.
إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ (?)
وَ ما أَدْراکَ ما لَيْلَةُ الْقَدْرِ (?)
لَيْلَةُ الْقَدْرِ خَيْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ (?)
تَنَزَّلُ الْمَلائِکَةُ وَ الرُّوحُ فِيها بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ کُلِّ أَمْرٍ (?)
سَلامٌ هِيَ حَتَّي مَطْلَعِ الْفَجْرِ (?)
با توجه به آيات سوره قدر ميتوان به فضيلتهاي شب قدر پي برد:
?. قرآن در آن نازل شده است.
?. عبادت و احياي آن معادل بيش از هزار ماه است.
?. خيرات و برکات الهي در آن شب نازل ميشود.
?. رحمت خاص خدا شامل حال بندگان ميگردد.
?. فرشتگان و روح در آن شب نازل ميگردند.
شب قدر از شبهاي مقدس و متبرک اسلامي است. خداوند در قرآن مجيد از آن به بزرگي ياد کرده و سورهاي نيز به نام «سوره قدر» نازل فرموده است. در تمام سال، شبي به خوبي و فضيلت شب قدر نميرسد. اين شب، شب نزول قرآن، شب فرود آمدن ملائکه و روح نيز نام گرفته است. عبادت در شب قدر برتر از عبادت هزار ماه است. در اين شب، مقدرات يک سال انسانها و روزيها، عمرها و امور ديگر مشخص ميشود. ملائکه در اين شب بر زمين فرود ميآيند، نزد امام زمان(عج) ميروند و آنچه را براي بندگان مقدر شده بر ايشان عرضه ميدارند. شبزندهداري و تلاوت قرآن و مناجات و عبادت در اين شب، بسيار توصيه و تأکيد شده است.
عظمت و فضيلت اين شب بر ساير شبها را از اين امور ميتوان به دست آورد:
?) آمرزش گناهان: پيامبر خدا(ص) در تفسير سوره «قدر» فرمودند:
«هر کس شب قدر را احيا بدارد و مؤمن باشد و به روز جزا اعتقاد داشته باشد، تمامي گناهانش آمرزيده ميشود.»
?) قلب رمضان: امام صادق(ع) فرمودند:
«از کتاب خدا استفاده ميشود که شماره ماههاي سال نزد خداوند، دوازده ماه است و سرآمد ماهها ماه رمضان است و قلب ماه رمضان ليلة القدر است.»
?) نزول قرآن: طبق روايات، مجموع قرآن در شب قدر دفعي و يکباره بر پيامبر (ص) نازل شده است. اين نزول دفعي و يکباره قرآن است، اما نزول تدريجي قرآن طي 23 سال دوران نبوت پيامبر گرامي(ص) به صورت الفاظ نازل شده است.
?) برتر از هزار ماه: نزول همهي ملائکه و روح در شب قدر بر زمين و سلام دادن بر بندگان خدا نشانه شرافت آن بر هزار ماه است. امام باقر(ع) فرمودند:
«عمل صالح در شب قدر از قبيل نماز، زکات و کارهاي نيک ديگر بهتر است از عمل در هزار ماهي که در آن شب قدر نباشد.»
فرصت شب قدر را غنيمت بدانيم
شب قدر فرصتي است زرين و طلايي براي شستشوي آينه دل. اين شب بهترين فرصت است تا خوبيها را جايگزين بديها، صلح و صفا را جايگزين اختلاف و تفرقه، احسان و نيکي را جايگزين ظلم و ستم، احسان به والدين را جايگزين عاق والدين و صله رحم را جايگزين قطع رحم نماييم. نيکو و شايسته است با صدقات قدمي در جهت آباداني خانه آخرت برداريم و با اعمال نيک و خير، ثواب دو چندان ببريم.
Forwarded from (Competent Managers) مدیران شایسته (Mh_Kashefi_Cm)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔰تصنیف زیبای وقت سحر – شب قدر محمد اصفهانی
🔰ضمن آرزوی قبولی طاعات و عبادات شما عزیزان و همراهان گرامی در شب های پر فضیلت قدر، تصنیف زیبای وقت سحر از دکتر محمد اصفهانی تقدیم حضور میگردد . انشاالله که بعد از این شبها مصداق بارز این شعر زیبا قرار گیرید.
🔹دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند
وندران ظلمت شب آب حیاتم دادند.
🔹چه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبی
آن شب قدر که این تازه براتم دادند.
🔹من اگر کامروا گشتم و خوشدل چه عجب
مستحق بودم و اینها به زکاتم دادند.
🔹هاتف آنروز بمن مژده ی این دولت داد
که بدان جور و جفا صبر و ثباتم دادند.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔰ضمن آرزوی قبولی طاعات و عبادات شما عزیزان و همراهان گرامی در شب های پر فضیلت قدر، تصنیف زیبای وقت سحر از دکتر محمد اصفهانی تقدیم حضور میگردد . انشاالله که بعد از این شبها مصداق بارز این شعر زیبا قرار گیرید.
🔹دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند
وندران ظلمت شب آب حیاتم دادند.
🔹چه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبی
آن شب قدر که این تازه براتم دادند.
🔹من اگر کامروا گشتم و خوشدل چه عجب
مستحق بودم و اینها به زکاتم دادند.
🔹هاتف آنروز بمن مژده ی این دولت داد
که بدان جور و جفا صبر و ثباتم دادند.
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
@sokhanranihaa
@sokhanranihaa
#شب قدر/فیلسوف متالّه، استاد دینانی
Forwarded from وبسایت فرهنگی صدانت
☘️ چرا نخبه ها می روند و نمی آیند ؛ به جای اینکه بروند و بیایند
متن ویراستۀ گفتگوی ساسان آقایی با #مقصود_فراستخواه
✅ جامعه ما نخبهپرور که نیست، نخبه ستیز هم هست. البته لازم است میان نخبه گرایی و نخبه پروری تفکیکی داشته بشیم. در جامعه ما نخبه پروری نیست ولی نخبه گرایی بر آن غالب است. زمینه های نخبه گرایی و نخبه سالاری سنتی از دیر باز در ایران وجود داشت ودر دورۀ معاصر هم که گرفتار نخبه گرایی پوپولیستی شده ایم. ما از ملت هایی هستیم که متأسفانه همچنان نیاز به قهرمان داریم و بیشتر وقتها این قهرمان نماها هستند که سوار بر امواج می شوند و پوپولیسم راه می اندازند. اما هرگز ما نخبه پرور نبودهایم.
✅ تا آنجا که بنده پیگیری کردم، متوسط ضریب هوشی ایران را حدود 84 براورد می کنند. این البته در حد گمانه ای است که باید مورد بررسی ومداقّه قرار بگیرد اما بنابر پاره ای داده ها ،رتبه ایران در 185 کشور جهان 97 بوده است. روشن است که اینجانب به ژنوم قومی خاصی به آن مفهوم ذاتباورانه قائل نیستم ودیدگاه نژادپرستانه را موجه نمی دانم ، اینکه بیاییم بگوییم برای نمونه نژاد "ژرمن" یا نژاد دیگر بهرۀ هوشی بیشتر و برتری دارد. تحقیقات زیادی هست که عوامل ساختی و کارکردی مانند فقر غذایی وضعف نهادهای آموزشی، متوسط هوش مردم را پایین می آورد و خود این میتواند بیانگر تاثیر ساختار های اقتصادی وفرهنگی در نخبهپروری باشد. در کشورهای توسعهیافته و یا پیشرو مانند آمریکا و انگلیس تا ژاپن، کره جنوبی، تایوان و هنگکنگ، بهرۀ هوشی به طور متوسط بین 100 تا 105 است، در کشورهای در حال توسعه مانند ترکیه و اینها ، حدود 80 تا 90 گفته شده است و درکشورهای محروم و مشکلدار مثلا در آفریقا، بهرۀ هوشی پایین تر از 75 است.میبینید که هم در سطح فردی ، تفاوتهای قابل لمسی هست و هم در سطح جوامع و درمیان کشورها. برمبنای برخی مطالعات علمی، میانگین متوسط هوشی ایرانیان در چند سال اخیر افت آشکاری داشته است! البته هیچ کدام از اینها در حکم «امر پیشین» نیستند بلکه «امر پسینی» به شمار میروند وباید به صورت تجربی بررسی وتحقیق وتبیین بشوند.
✅ بر اساس آمارهای منتشر شده ما 4 تا 5 میلیون مهاجر ایرانی در 32 کشور جهان داریم که آمریکا بیشترین سهم را از آن دارد و یک میلیون ایرانی به آنجا مهاجرت کرده اند. بیش از یک چهارم ایرانیتبارهای آمریکا دارای مدارک فوق لیسانس و دکترا هستند که در 67 گروه نژادی آمریکا، این بالاترین شاخص تحصیلات است. ایرانیان مقیم خارج از کشور، دستکم سرمایه ای بالغ بر 800 میلیارد دلار دارا هستند (برابر با بیش از یک دهه پول فروش نفت کشور) حالا این 800 میلیارد دلار به کنار. سرمایه فکری و سرمایه انسانی ما نیز علاوه بر این سرمایه اقتصادی، در خارج از کشورگردش می کند وخیر آن به سیستمهای فراملی می رسد. امروز بیش از 500 پروفسور ایرانی در ایالتهای متحد آمریکا وجود دارد که در ام آی تی یا استنفورد یا دیگر مراکزعلمی ودانشگاهی آمریکا تاثیرگذار هستند و این رقم برابر با یک پنجم کل استادان ما در داخل کشور است.
کل تعداد استادان در داخل کشور در سال89-90 برابر با 2560 نفر بوده است اما هماکنون تنها 500 استاد ایرانی در استانداردهای سطح بالای جهانی در آمریکا مشغول به کارند، آیا می توانید عمق ماجرا را تصور بکنید؟ تنها در آمریکا و نه در تمامی کشورهای دنیا، یک پنجم استادان در داخل، استاد ایرانی داریم!
همچنین متخصصان ایرانی در کشورهای عضو سازمان همکاری اقتصادی و توسعه برابر با یک چهارم کل متخصصان ما در داخل هستند. بنا بر آمار خود آقایان مسوول، تنها نیم تا دو درصد از این ایرانیان مهاجرت کرده به خارج، فعالیت سیاسی دارند و مخالف سیاسی فعال نظام محسوب می شوند. میبینید که مسالهی ما فقط این نیست که نتوانستهایم اپوزوسیون را در داخل نگه داریم و با آن در یک تعامل سازنده باشیم تا کشور در مسیر پیشرفت حرکت بکند، چون اپوزوسیون در دنیای آزاد،سبب پیشرفت جوامع است،ما نهتنها از این ظرفیت استفاده نکردهایم بلکه کل نخبگانمان را هم داریم از دست میدهیم. وقتی خودشان میگویند نیم تا دو درصد اینها نیروی مخالف هستند، به این معنی است که دستکم ۹۸ درصد دیگر از این نخبگانی که رفتند، به سبب وضعیت و ناکارآمدی ساختار است که میروند و نمیتوانند اینجا بمانند و این حقیقتا یک فاجعه است.
✅ چندی پیش سازمان توسعه ملل متحد گزارشی را منتشر کرد و در آن آشکار شد که ایران رکورددار مهاجرت نیروی متخصص است، با 150 تا 180 هزار نفر خروجی در سال. براساس معادلههای اقتصادی، خروج سالانهی این میزان نیروی متخصص برابر است با خروج 50 میلیارد دلار سرمایه در هر سال.
متن کامل این مصاحبه 👇
✨ → 3danet.ir/lMRX2
🌾 @sedanet | @mfarasatkhah
متن ویراستۀ گفتگوی ساسان آقایی با #مقصود_فراستخواه
✅ جامعه ما نخبهپرور که نیست، نخبه ستیز هم هست. البته لازم است میان نخبه گرایی و نخبه پروری تفکیکی داشته بشیم. در جامعه ما نخبه پروری نیست ولی نخبه گرایی بر آن غالب است. زمینه های نخبه گرایی و نخبه سالاری سنتی از دیر باز در ایران وجود داشت ودر دورۀ معاصر هم که گرفتار نخبه گرایی پوپولیستی شده ایم. ما از ملت هایی هستیم که متأسفانه همچنان نیاز به قهرمان داریم و بیشتر وقتها این قهرمان نماها هستند که سوار بر امواج می شوند و پوپولیسم راه می اندازند. اما هرگز ما نخبه پرور نبودهایم.
✅ تا آنجا که بنده پیگیری کردم، متوسط ضریب هوشی ایران را حدود 84 براورد می کنند. این البته در حد گمانه ای است که باید مورد بررسی ومداقّه قرار بگیرد اما بنابر پاره ای داده ها ،رتبه ایران در 185 کشور جهان 97 بوده است. روشن است که اینجانب به ژنوم قومی خاصی به آن مفهوم ذاتباورانه قائل نیستم ودیدگاه نژادپرستانه را موجه نمی دانم ، اینکه بیاییم بگوییم برای نمونه نژاد "ژرمن" یا نژاد دیگر بهرۀ هوشی بیشتر و برتری دارد. تحقیقات زیادی هست که عوامل ساختی و کارکردی مانند فقر غذایی وضعف نهادهای آموزشی، متوسط هوش مردم را پایین می آورد و خود این میتواند بیانگر تاثیر ساختار های اقتصادی وفرهنگی در نخبهپروری باشد. در کشورهای توسعهیافته و یا پیشرو مانند آمریکا و انگلیس تا ژاپن، کره جنوبی، تایوان و هنگکنگ، بهرۀ هوشی به طور متوسط بین 100 تا 105 است، در کشورهای در حال توسعه مانند ترکیه و اینها ، حدود 80 تا 90 گفته شده است و درکشورهای محروم و مشکلدار مثلا در آفریقا، بهرۀ هوشی پایین تر از 75 است.میبینید که هم در سطح فردی ، تفاوتهای قابل لمسی هست و هم در سطح جوامع و درمیان کشورها. برمبنای برخی مطالعات علمی، میانگین متوسط هوشی ایرانیان در چند سال اخیر افت آشکاری داشته است! البته هیچ کدام از اینها در حکم «امر پیشین» نیستند بلکه «امر پسینی» به شمار میروند وباید به صورت تجربی بررسی وتحقیق وتبیین بشوند.
✅ بر اساس آمارهای منتشر شده ما 4 تا 5 میلیون مهاجر ایرانی در 32 کشور جهان داریم که آمریکا بیشترین سهم را از آن دارد و یک میلیون ایرانی به آنجا مهاجرت کرده اند. بیش از یک چهارم ایرانیتبارهای آمریکا دارای مدارک فوق لیسانس و دکترا هستند که در 67 گروه نژادی آمریکا، این بالاترین شاخص تحصیلات است. ایرانیان مقیم خارج از کشور، دستکم سرمایه ای بالغ بر 800 میلیارد دلار دارا هستند (برابر با بیش از یک دهه پول فروش نفت کشور) حالا این 800 میلیارد دلار به کنار. سرمایه فکری و سرمایه انسانی ما نیز علاوه بر این سرمایه اقتصادی، در خارج از کشورگردش می کند وخیر آن به سیستمهای فراملی می رسد. امروز بیش از 500 پروفسور ایرانی در ایالتهای متحد آمریکا وجود دارد که در ام آی تی یا استنفورد یا دیگر مراکزعلمی ودانشگاهی آمریکا تاثیرگذار هستند و این رقم برابر با یک پنجم کل استادان ما در داخل کشور است.
کل تعداد استادان در داخل کشور در سال89-90 برابر با 2560 نفر بوده است اما هماکنون تنها 500 استاد ایرانی در استانداردهای سطح بالای جهانی در آمریکا مشغول به کارند، آیا می توانید عمق ماجرا را تصور بکنید؟ تنها در آمریکا و نه در تمامی کشورهای دنیا، یک پنجم استادان در داخل، استاد ایرانی داریم!
همچنین متخصصان ایرانی در کشورهای عضو سازمان همکاری اقتصادی و توسعه برابر با یک چهارم کل متخصصان ما در داخل هستند. بنا بر آمار خود آقایان مسوول، تنها نیم تا دو درصد از این ایرانیان مهاجرت کرده به خارج، فعالیت سیاسی دارند و مخالف سیاسی فعال نظام محسوب می شوند. میبینید که مسالهی ما فقط این نیست که نتوانستهایم اپوزوسیون را در داخل نگه داریم و با آن در یک تعامل سازنده باشیم تا کشور در مسیر پیشرفت حرکت بکند، چون اپوزوسیون در دنیای آزاد،سبب پیشرفت جوامع است،ما نهتنها از این ظرفیت استفاده نکردهایم بلکه کل نخبگانمان را هم داریم از دست میدهیم. وقتی خودشان میگویند نیم تا دو درصد اینها نیروی مخالف هستند، به این معنی است که دستکم ۹۸ درصد دیگر از این نخبگانی که رفتند، به سبب وضعیت و ناکارآمدی ساختار است که میروند و نمیتوانند اینجا بمانند و این حقیقتا یک فاجعه است.
✅ چندی پیش سازمان توسعه ملل متحد گزارشی را منتشر کرد و در آن آشکار شد که ایران رکورددار مهاجرت نیروی متخصص است، با 150 تا 180 هزار نفر خروجی در سال. براساس معادلههای اقتصادی، خروج سالانهی این میزان نیروی متخصص برابر است با خروج 50 میلیارد دلار سرمایه در هر سال.
متن کامل این مصاحبه 👇
✨ → 3danet.ir/lMRX2
🌾 @sedanet | @mfarasatkhah
Forwarded from اتچ بات
📘در کشوری چون ایران که یک درصد جمعیت دنیا را داشته و از طرفی دارای ۹ درصد از منابع دنیا است اما...📙چند درصد مردم ان به مهاجرت می اندیشند؟!
✅بدون شک یکی از ارزشمند ترین هنرها نزد حاکمان یک کشور، هنر حکمرانی شایسته است، هنری است که حاکمان با به خدمت گیری علم و دانش و تخصص، امورات مختلف کشور را به دور از هرگونه شعار و آرمانهای دست نیافتنی، مدیریت کرده و امکانات و شرایطی را بوجود بیاورند، تا همه مردم و همه افراد جامعه به زیستن در کشور خود خرسند باشند و در آن احساس آرامش و سعادت مندی داشته باشند......و از آن مهاجرت نکنند واگر هم بسته به شرایط خاص همچون کسب علم و دانش گریزی از مهاجرت نشد، بعد از اتمام تحصیلات و یا ماموریت محوله، با شور و اشتیاق دوباره به کشور خود باز گردند.......
♦️به راستی چرا نخبگان از ایران مهاجرت می کنند؟
🔷اخیرا مقام رهبری در خصوص مهاجرت نخبگان به کشورهای بیگانه تصریح کردهاند: "هرکس که نخبگان کشور را تشویق به خروج از کشور و اقامت در کشورهای دیگر نماید، مرتکب خیانت شده است."
حال که مقام معظم رهبری به پدیده مهاجرت نخبگان ورود کرده است، بایستی درباره برخی از عوامل فرار مغزها به کشورهای دیگر جهان سخن بگوییم.
🔷اولین دلیل خروج سیلآسای نخبگان در هر سال که حدود ۳۸۰۰۰ نفر تحصیلکرده نخبه در دورههای کارشناسی ارشد و دکترا میباشد، قطعا عدم امید به چشمانداز روشن در آینده است که جوانان ممتاز ما را روانه ینگه دنیا میکند. امید به آیندهی روشن، پارامتری است که باید حاکمیت در این مقوله مسئولیت بپذیرد و با طراحی توسعه پایدار در کشور افق روشنی را بویژه برای جوانان این مرز و بوم رقم زند.
🔷دومین دلیل فرار نخبگان از کشور دایره گردش مدیران در ایران است که در طول چهل سال گذشته از یک مجموعه محدود چند هزار نفری تجاوز نمیکند و هرگز نوبت مدیریت به یک نخبهی بدونرابطه و پارتی نخواهد رسید.این دایره اخیرا با وسیعتر شدن به دامادسالاری رسیده و دامنهی بزرگی از اقوام سببی و نسبی مدیران نسل اول انقلاب را در بر گرفته است. برای یک نخبهی بیپناه و بدون ثروت و پارتی بهترین مسیر، خروج از کشور و آزمودن بخت خویش در کشورهایی است که مهاجرپذیر هستند و فرصتهای اعتلای شغلی را به بهترین استعدادها میدهند.
🔷دلیل دیگر مهاجرت فارغ التحصیلان ایرانی، تعداد جمعیت تحصیلکرده بیکارکشور است که طبق آخرین نمودار مرکز آمار کشور به ده میلیون نفر میرسد که درعین حال تعداد کثیری از آنان مهارتی جز محفوظات ذهنی ندارند. با این چشمانداز طبیعی است، جوانان ارزشمند ما وقتی دو دهه به تحصیل علم مبادرت میورزند، حداقل مطالبه آنها از دولت و متولیان کشور دستیابی به شغلی مناسب و در خور شأن خویش است!
در برهه کنونی در اکثر خانوارهای ایرانی شاهد حضور یک یا چند جوان بیکار و فارغ التحصیل هستیم که بعد از فراغت از درس و تحصیلات ممتاز دانشگاهی باید خانه نشین شده و تحت سرپرستی پدران و مادران بازنشسته قرار گیرند و ارتزاق کنند!
🔷طبیعی است که جوانان تحصیلکرده بیکار وقتی بعد از کسب مدارج فوق لیسانس و دکترا ناگزیر به خانهنشینی شوند دچار افسردگی میگردند!
اکنون سوال ما از مقامات ارشد نظام تدبیر کشور این است که مسبب پیدایش جمعیت ده میلیون نفری بیکار در کشور چه کسانی هستند؟ آیا عدم پیشبینی امروز، سیاستگذاری غلط و بیبرنامگی مدیران امری قابل چشم پوشی است؟
🔷دلیل دیگر مهاجرت از کشور عدم امنیت شغلی نخبگان و تحصیلکردههای داخل است. زیرا اگر در مجموعهای مشغول شوند لاعلاج بصورت قرار دادی شاغل میگردند و همین عدم امنیت شغلی جوانان شایسته و تحصیل کرده ایرانی را به سوی غرب و بویژه اروپا و آمریکا میکشاند!
نگارنده معتقد است مخاطب اصلی رهبری در تشویق نخبگان به خروج از کشور مسئولان بیکفایتی هستند که اقتصاد مضمحل کشور ارمغان مدیریت نا کارآمد آنهاست!
🟪برای حفظ نخبگان ایرانی هرگز با شعار درمانی نمیتوان این معضل بزرگ را حل کرد، بلکه باید کشور به سمت اصلاحات ساختاری حرکت کند تا توسعه پایدار در کشور ریلگذاری شود. در این صورت ما میتوانیم با حفظ سرمایههای اجتماعی بهعنوان سنگ بنای توسعه پایدار کشور حرکت کنیم.
در غیر این صورت ما همچنان تولید کننده استعدادهای درخشان برای اقتصاد و صنعت غربیها خواهیم بود و سالیانه دهها هزار مغز متفکر کشور را مفت و مجانی به جهان اول تقدیم میکنیم. ✍️ با اندکی تعدیلات علی نظری سردبیر روزنامه مستقل
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
✅بدون شک یکی از ارزشمند ترین هنرها نزد حاکمان یک کشور، هنر حکمرانی شایسته است، هنری است که حاکمان با به خدمت گیری علم و دانش و تخصص، امورات مختلف کشور را به دور از هرگونه شعار و آرمانهای دست نیافتنی، مدیریت کرده و امکانات و شرایطی را بوجود بیاورند، تا همه مردم و همه افراد جامعه به زیستن در کشور خود خرسند باشند و در آن احساس آرامش و سعادت مندی داشته باشند......و از آن مهاجرت نکنند واگر هم بسته به شرایط خاص همچون کسب علم و دانش گریزی از مهاجرت نشد، بعد از اتمام تحصیلات و یا ماموریت محوله، با شور و اشتیاق دوباره به کشور خود باز گردند.......
♦️به راستی چرا نخبگان از ایران مهاجرت می کنند؟
🔷اخیرا مقام رهبری در خصوص مهاجرت نخبگان به کشورهای بیگانه تصریح کردهاند: "هرکس که نخبگان کشور را تشویق به خروج از کشور و اقامت در کشورهای دیگر نماید، مرتکب خیانت شده است."
حال که مقام معظم رهبری به پدیده مهاجرت نخبگان ورود کرده است، بایستی درباره برخی از عوامل فرار مغزها به کشورهای دیگر جهان سخن بگوییم.
🔷اولین دلیل خروج سیلآسای نخبگان در هر سال که حدود ۳۸۰۰۰ نفر تحصیلکرده نخبه در دورههای کارشناسی ارشد و دکترا میباشد، قطعا عدم امید به چشمانداز روشن در آینده است که جوانان ممتاز ما را روانه ینگه دنیا میکند. امید به آیندهی روشن، پارامتری است که باید حاکمیت در این مقوله مسئولیت بپذیرد و با طراحی توسعه پایدار در کشور افق روشنی را بویژه برای جوانان این مرز و بوم رقم زند.
🔷دومین دلیل فرار نخبگان از کشور دایره گردش مدیران در ایران است که در طول چهل سال گذشته از یک مجموعه محدود چند هزار نفری تجاوز نمیکند و هرگز نوبت مدیریت به یک نخبهی بدونرابطه و پارتی نخواهد رسید.این دایره اخیرا با وسیعتر شدن به دامادسالاری رسیده و دامنهی بزرگی از اقوام سببی و نسبی مدیران نسل اول انقلاب را در بر گرفته است. برای یک نخبهی بیپناه و بدون ثروت و پارتی بهترین مسیر، خروج از کشور و آزمودن بخت خویش در کشورهایی است که مهاجرپذیر هستند و فرصتهای اعتلای شغلی را به بهترین استعدادها میدهند.
🔷دلیل دیگر مهاجرت فارغ التحصیلان ایرانی، تعداد جمعیت تحصیلکرده بیکارکشور است که طبق آخرین نمودار مرکز آمار کشور به ده میلیون نفر میرسد که درعین حال تعداد کثیری از آنان مهارتی جز محفوظات ذهنی ندارند. با این چشمانداز طبیعی است، جوانان ارزشمند ما وقتی دو دهه به تحصیل علم مبادرت میورزند، حداقل مطالبه آنها از دولت و متولیان کشور دستیابی به شغلی مناسب و در خور شأن خویش است!
در برهه کنونی در اکثر خانوارهای ایرانی شاهد حضور یک یا چند جوان بیکار و فارغ التحصیل هستیم که بعد از فراغت از درس و تحصیلات ممتاز دانشگاهی باید خانه نشین شده و تحت سرپرستی پدران و مادران بازنشسته قرار گیرند و ارتزاق کنند!
🔷طبیعی است که جوانان تحصیلکرده بیکار وقتی بعد از کسب مدارج فوق لیسانس و دکترا ناگزیر به خانهنشینی شوند دچار افسردگی میگردند!
اکنون سوال ما از مقامات ارشد نظام تدبیر کشور این است که مسبب پیدایش جمعیت ده میلیون نفری بیکار در کشور چه کسانی هستند؟ آیا عدم پیشبینی امروز، سیاستگذاری غلط و بیبرنامگی مدیران امری قابل چشم پوشی است؟
🔷دلیل دیگر مهاجرت از کشور عدم امنیت شغلی نخبگان و تحصیلکردههای داخل است. زیرا اگر در مجموعهای مشغول شوند لاعلاج بصورت قرار دادی شاغل میگردند و همین عدم امنیت شغلی جوانان شایسته و تحصیل کرده ایرانی را به سوی غرب و بویژه اروپا و آمریکا میکشاند!
نگارنده معتقد است مخاطب اصلی رهبری در تشویق نخبگان به خروج از کشور مسئولان بیکفایتی هستند که اقتصاد مضمحل کشور ارمغان مدیریت نا کارآمد آنهاست!
🟪برای حفظ نخبگان ایرانی هرگز با شعار درمانی نمیتوان این معضل بزرگ را حل کرد، بلکه باید کشور به سمت اصلاحات ساختاری حرکت کند تا توسعه پایدار در کشور ریلگذاری شود. در این صورت ما میتوانیم با حفظ سرمایههای اجتماعی بهعنوان سنگ بنای توسعه پایدار کشور حرکت کنیم.
در غیر این صورت ما همچنان تولید کننده استعدادهای درخشان برای اقتصاد و صنعت غربیها خواهیم بود و سالیانه دهها هزار مغز متفکر کشور را مفت و مجانی به جهان اول تقدیم میکنیم. ✍️ با اندکی تعدیلات علی نظری سردبیر روزنامه مستقل
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Telegram
attach 📎
Forwarded from (Competent Managers) مدیران شایسته (Mh_kashefi)
🔵 کتاب نمیخوانیم زیرا نادانی، شرمندهمان نمیکند
📕 اندر حکایت کتاب نخوانی ما
✅ 1. آمارها میگویند ما ساکنان ایران، کم و بلکه بسیار کم کتاب میخوانیم. به نحوی که سرانهی مطالعه به بیست دقیقه هم نمیرسد. برخی همین بیست دقیقه را نیز قبول ندارند و برخی دیگر، البته نگرش مثبتی به جامعه دارند. اگر آمار سرانهی پایین مطالعه را نمیپذیرید، از آمارها میگذرم و شما را به مشاهدات خودتان و اصلا به خودتان دعوت میکنم تا معلوم شود وضعیت کتابنخوانی چگونه است.
وقتی مشغول خواندن این متن هستید، از خودتان بپرسید و صادقانه به خودتان پاسخ دهید که:
در یک سال اخیر چند جلد کتاب خواندهاید؟ در ماه اخیر چند کتاب خواندهاید و یا در هفتهای که در ساعات پایانیاش هستیم، کدام کتاب را شروع کردهاید؟ از خودتان بگذرید. حالا شما را به مشاهداتتان دعوت میکنم. از حافظهتان کمک بگیرید و به این پرسش پاسخ دهید که: آیا در پارکها، مترو، اتوبوس، و یا فضای عمومی دیگر، کسانی را دیدهاید که مشغول کتاب خواندن باشند؟ چند نفر؟ و باز به یاد بیاورید، در رفت و آمدهایتان به منزل دوستان و اقوام، آیا قفسهی کتاب دیدهاید؟ چند درصد از خانههایی که را ملاحظه کردهاید، واجد قفسهی کتاب بودهاند؟
و پرسش آخر: به نشستهای غیررسمی دوستان و خویشاوندی و ... فکر کنید. در این نشستها آیا به یاد دارید که حاضران، از آخرین کتابی که خواندهاند، سخنی گفته باشد؟ اصلا از کتاب، نامی به میان میآید؟ آیا به خاطر میآورید در یک جمع خانوادگی و دوستانه، گفتگویی در بارهی کتابی در گرفته باشد؟ آخرین بار، چند وقت پیش بوده است؟
بعد از پاسخ به پرسشهایی که مطرح شد، حالا نظرتان در بارهی میزان کتابخوانی و سرانهی مطالعه چیست؟ آیا سرانهی روزانهی ده دقیقه مطالعه را مقرون به صحت نمییابید؟
✅ 2. بر مثال قول مشهور، "درخت را به میوهاش میشناسند"، مردمانی که با کتاب سر آشتی دارند و دوستان همخانهاند، ملتی که کتاب میخواند، انتظار این است که دریافتهایشان از کتاب در کلام و گفتارشان، در افکار و ایدههای شان و در رفتار و اعمالشان مشاهده کنیم. به تعبیری دیگر، کتاب، در زندگی آنها جریان یابد. به زبان روزمره در ارتباطات اجتماعی توجه کنید، و به این که زبانِ کاربردی، آیا به چه میزان سرشار از مفاهیم و واژگان متنوع و فاخر است. به این بیندیشید که در گفتار جاری و آن چه به صورت روزمره میشنوید، در چه سطح و حجمی از گنجینهی پربهای مفاهیم بهره برده است؟. زبان جامعه، بدون کتاب، لاغر و فرسوده میشود. وقتی زبان، خالی از مفاهیم شد، اندیشیدن و تفکر نزول خواهد کرد. چرا که زبان فربه، شرط لازم و مقدمهای ضروری برای رشد تفکر و خرد است. مفاهیم، سوخت موتور تفکر محسوب میشوند.
از محتوا و شیوهی بیانی، نحوهی گفتار و استدلال و ساختار زبانی جامعه میتوان فهمید که کتاب در این وادی، غریبهای است که به ساکنان، به خانه راهش نمیدهند. کتابخوانی اگر بازار گرمی داشت، خودش را در زبان روزمره و استدلال کردنها نشان میداد. شما ردپایی از کتاب در زبان جامعه میبینید؟ چند نفر را دیدهاید که در وقت بیان افکار و احساس و ایدههاشان، از سخنان متفکران مدد بجویند و دست کم گاهی، از یکی از آنان یاد کنند؟ چند نفر را میشناسید که بتوانند حتی مسئلهشان را به روشنی و شفافی بیان کنند؟
از جملهی نتایج کتابخوانی، کمک به حل مسئلههای زندگی است. کتابخوانی قدرت فهم و بصیرت را افزایش میدهد. از این طریق است که آدمی بهتر میتواند مسئلههایش را بشناسد، ابعادش را دریابد و راه حلهایی برای مشکلاتاش پیدا نماید. و این در حالی است که بسیاری حتی در فهم مسئلههای خود عاجزند.
خواندن کتاب، کاری عقلانی و اخلاقی است. و ترک آن غیرعقلانی و غیراخلاقی. غیرعقلانی است زیرا به مهارت فهم، اندیشیدن و بهینهسازی عقلی محتاجیم تا زندگی بهتری داشته باشیم. وقتی کتاب نمیخوانیم، عقل ما در دورهی طفولیت خود باقی میماند و پرورش نمییابد. غیراخلاقی است زیرا یک از وظایف آدمی، بهبود نفس، فربهی اندیشه و کمال یافتن است.
✅ ۳. اما چرا کتاب نمیخوانیم؟
یکی از علتهای آن شاید این باشد که در جامعهی اکنون ایران، اگر کتاب نخوانیم هیچ چیزی کم نداریم. نگران نمیشویم اگر نتوانیم حتی از عهدهی یک استدلال ساده هم برآییم. اگر کتاب نخوانیم، از منظر امتیازات، فرصتها و از نگاه و نگرش اجتماعی، تفاوتی نخواهد کرد. "اگر کتاب نخوانیم، نخواندهایم، مگر آنان که خواندهاند به کجا رسیدهاند جز این که برای خودشان دردسر درست کردهاند و نظام سیاسی با روشنفکر خواندنشان، محدودشان کرده است. (جملهی آخر، پاسخ دوستی بود که از او پرسیدم چرا کتاب نمیخوانی).
کتاب نمیخوانیم زیرا نادانی، شرمندهمان نمیکند.
✍️ علی زمانیان.......
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
📕 اندر حکایت کتاب نخوانی ما
✅ 1. آمارها میگویند ما ساکنان ایران، کم و بلکه بسیار کم کتاب میخوانیم. به نحوی که سرانهی مطالعه به بیست دقیقه هم نمیرسد. برخی همین بیست دقیقه را نیز قبول ندارند و برخی دیگر، البته نگرش مثبتی به جامعه دارند. اگر آمار سرانهی پایین مطالعه را نمیپذیرید، از آمارها میگذرم و شما را به مشاهدات خودتان و اصلا به خودتان دعوت میکنم تا معلوم شود وضعیت کتابنخوانی چگونه است.
وقتی مشغول خواندن این متن هستید، از خودتان بپرسید و صادقانه به خودتان پاسخ دهید که:
در یک سال اخیر چند جلد کتاب خواندهاید؟ در ماه اخیر چند کتاب خواندهاید و یا در هفتهای که در ساعات پایانیاش هستیم، کدام کتاب را شروع کردهاید؟ از خودتان بگذرید. حالا شما را به مشاهداتتان دعوت میکنم. از حافظهتان کمک بگیرید و به این پرسش پاسخ دهید که: آیا در پارکها، مترو، اتوبوس، و یا فضای عمومی دیگر، کسانی را دیدهاید که مشغول کتاب خواندن باشند؟ چند نفر؟ و باز به یاد بیاورید، در رفت و آمدهایتان به منزل دوستان و اقوام، آیا قفسهی کتاب دیدهاید؟ چند درصد از خانههایی که را ملاحظه کردهاید، واجد قفسهی کتاب بودهاند؟
و پرسش آخر: به نشستهای غیررسمی دوستان و خویشاوندی و ... فکر کنید. در این نشستها آیا به یاد دارید که حاضران، از آخرین کتابی که خواندهاند، سخنی گفته باشد؟ اصلا از کتاب، نامی به میان میآید؟ آیا به خاطر میآورید در یک جمع خانوادگی و دوستانه، گفتگویی در بارهی کتابی در گرفته باشد؟ آخرین بار، چند وقت پیش بوده است؟
بعد از پاسخ به پرسشهایی که مطرح شد، حالا نظرتان در بارهی میزان کتابخوانی و سرانهی مطالعه چیست؟ آیا سرانهی روزانهی ده دقیقه مطالعه را مقرون به صحت نمییابید؟
✅ 2. بر مثال قول مشهور، "درخت را به میوهاش میشناسند"، مردمانی که با کتاب سر آشتی دارند و دوستان همخانهاند، ملتی که کتاب میخواند، انتظار این است که دریافتهایشان از کتاب در کلام و گفتارشان، در افکار و ایدههای شان و در رفتار و اعمالشان مشاهده کنیم. به تعبیری دیگر، کتاب، در زندگی آنها جریان یابد. به زبان روزمره در ارتباطات اجتماعی توجه کنید، و به این که زبانِ کاربردی، آیا به چه میزان سرشار از مفاهیم و واژگان متنوع و فاخر است. به این بیندیشید که در گفتار جاری و آن چه به صورت روزمره میشنوید، در چه سطح و حجمی از گنجینهی پربهای مفاهیم بهره برده است؟. زبان جامعه، بدون کتاب، لاغر و فرسوده میشود. وقتی زبان، خالی از مفاهیم شد، اندیشیدن و تفکر نزول خواهد کرد. چرا که زبان فربه، شرط لازم و مقدمهای ضروری برای رشد تفکر و خرد است. مفاهیم، سوخت موتور تفکر محسوب میشوند.
از محتوا و شیوهی بیانی، نحوهی گفتار و استدلال و ساختار زبانی جامعه میتوان فهمید که کتاب در این وادی، غریبهای است که به ساکنان، به خانه راهش نمیدهند. کتابخوانی اگر بازار گرمی داشت، خودش را در زبان روزمره و استدلال کردنها نشان میداد. شما ردپایی از کتاب در زبان جامعه میبینید؟ چند نفر را دیدهاید که در وقت بیان افکار و احساس و ایدههاشان، از سخنان متفکران مدد بجویند و دست کم گاهی، از یکی از آنان یاد کنند؟ چند نفر را میشناسید که بتوانند حتی مسئلهشان را به روشنی و شفافی بیان کنند؟
از جملهی نتایج کتابخوانی، کمک به حل مسئلههای زندگی است. کتابخوانی قدرت فهم و بصیرت را افزایش میدهد. از این طریق است که آدمی بهتر میتواند مسئلههایش را بشناسد، ابعادش را دریابد و راه حلهایی برای مشکلاتاش پیدا نماید. و این در حالی است که بسیاری حتی در فهم مسئلههای خود عاجزند.
خواندن کتاب، کاری عقلانی و اخلاقی است. و ترک آن غیرعقلانی و غیراخلاقی. غیرعقلانی است زیرا به مهارت فهم، اندیشیدن و بهینهسازی عقلی محتاجیم تا زندگی بهتری داشته باشیم. وقتی کتاب نمیخوانیم، عقل ما در دورهی طفولیت خود باقی میماند و پرورش نمییابد. غیراخلاقی است زیرا یک از وظایف آدمی، بهبود نفس، فربهی اندیشه و کمال یافتن است.
✅ ۳. اما چرا کتاب نمیخوانیم؟
یکی از علتهای آن شاید این باشد که در جامعهی اکنون ایران، اگر کتاب نخوانیم هیچ چیزی کم نداریم. نگران نمیشویم اگر نتوانیم حتی از عهدهی یک استدلال ساده هم برآییم. اگر کتاب نخوانیم، از منظر امتیازات، فرصتها و از نگاه و نگرش اجتماعی، تفاوتی نخواهد کرد. "اگر کتاب نخوانیم، نخواندهایم، مگر آنان که خواندهاند به کجا رسیدهاند جز این که برای خودشان دردسر درست کردهاند و نظام سیاسی با روشنفکر خواندنشان، محدودشان کرده است. (جملهی آخر، پاسخ دوستی بود که از او پرسیدم چرا کتاب نمیخوانی).
کتاب نمیخوانیم زیرا نادانی، شرمندهمان نمیکند.
✍️ علی زمانیان.......
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔰چرا کتاب نمی خوانیم؟
🔴جویا جهانبخش برخی از موانعِ کتاب خواندن را بر میشمرد و آن را مقبول نمیداند
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔴جویا جهانبخش برخی از موانعِ کتاب خواندن را بر میشمرد و آن را مقبول نمیداند
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Forwarded from تیتر تجارت
♦️افزایش حقوق کارمندان در فیشهای فروردین اعمال میشود
🔹بخشنامه اجرایی افزایش حقوق بر اساس تصویبنامه هیات وزیران امروز پنجشنبه ۱۶ فروردین به تمامی دستگاههای اجرایی ابلاغ شد تا برای دومین سال متوالی بدون تاخیر، افزایش حقوق کارکنان دولت در فیش حقوقی فروردینماه منظور شود.
@titretejarat
🔹بخشنامه اجرایی افزایش حقوق بر اساس تصویبنامه هیات وزیران امروز پنجشنبه ۱۶ فروردین به تمامی دستگاههای اجرایی ابلاغ شد تا برای دومین سال متوالی بدون تاخیر، افزایش حقوق کارکنان دولت در فیش حقوقی فروردینماه منظور شود.
@titretejarat
⚫نحوه محاسبه احکام کارگزینی کارمندان مشمول قانون مدیریت خدمات کشوری در سال ۱۴۰۳ :
🔰با توجه به دریافتی های مختلف در سازمانها،این فرمول برای تمامی ادارات غیر قابل تسری است♦️
1⃣ ابتدا امتیاز مقابل اقلام ذیل را در عدد [۴۸۲۹] ضرب نمائید :
✓ حق شغل.
✓ حق شاغل.•
✓ فوق العاده مدیریت.
✓ فوق العاده ایثارگری بند (۲) ماده (۶۸)
✓ فوق العاده سختی کار.
✓ فوق العاده شغل.
🔻درضمن بابت [سنوات خدمت] و [تجربه] در یکسال گذشته بر حسب مدرک تحصیلی و همچنین ساعات دوره های آموزشی طی شده به امتیازات حق شاغل افزوده خواهد شد.
2⃣ تفاوت تطبیق موضوع ماده (۷۸) قانون مدیریت خدمات کشوری و بندهای موصوف به دوقلو در حکم، [بدون تغییر] باقی میماند.
3⃣ [۳۰۰۰] امتیاز ترمیم حقوق، صرفا در عدد (۴۸۲۹) ضرب شده و در یک ردیف مستقل درج میشود و همچنین در محاسبه سایر اقلام پرداختی محاسبه نمیشود.
4⃣ فوق العاده مناطق کمتر توسعه یافته و بدی آب و هوا نیز بر اساس ضریب محرومیت و درجه بدی آب و هوای محل خدمت بر مبنای
[حقوق ثابت] محاسبه خواهد شد.
5⃣ نحوه محاسبه فوق العاده ویژه موضوع بند (۱۰) ماده (۶۸) قانون مدیریت خدمات کشوری :
«حقوق ثابت[حق شغل+فوق العاده مدیریت+حق شاغل] + فوق العاده ایثارگری+ فوق العاده سختی کار+فوق العاده شغل»ضربدر درصد تعیین شده توسط دستگاه متبوع.
6⃣ نحوه محاسبه فوق العاده رتبه بندی معلمان :
مجموع امتیازات شغل، شاغل و فوق العاده شغل مندرج در حکم کارگزینی ضربدر درصد رتبه مربوطه
✓ آموزشیار معلم ۴۵٪
✓ مربی معلم ۵۵٪
✓ استادیارمعلم ۶۵٪
✓ دانشیارمعلم ۷۵٪
✓ استاد معلم ۹۰٪
7⃣ امتیاز کمک هزینه عائله مندی و حق اولاد موضوع بند (۴) ماده (۶۸) قانون مدیریت کشوری برای شاغلان مشمول ماده (۱۶) قانون حمایت از خانواده و جوانی جمعیت به ترتیب ۲۹۰۰ و ۱۷۸۰ و معادل ریالی امتیاز مذکور برای بازنشستگان و سایر مشمولان ماده مذکور تعیین میگردد :
۲۹۰۰×۴۸۲۹=[۱۴۰۰۴۱۰۰]
۱۷۸۰×۴۸۲۹=[۸۵۹۵۶۲۰]
🔸برای فرزند سوم و بیشتر به این ضرایب سی واحد درصد اضافه میشود :
۲۹۰۰×٪۳۰=۳۷۷۰×۴۸۲۹=[۱۸۲۰۵۳۳۰]
۱۷۸۰×٪۳۰=۲۳۱۴×۴۸۲۹=[۱۱۱۷۴۳۰۶]
8⃣ حداقل مبلغ مندرج در حکم کارگزینی و قرارداد منعقده ماهانه حقوق بگیران به میزان
[صد میلیون ریال] تعیین میشود.
و در صورت نرسیدن مجموع مبلغ مندرج در حکم کارگزینی و قرارداد حقوق بگیران به رقم مذکور، مابه التفاوت آن تا مبلغ (صدمیلیون ریال) با عنوان «تفاوت تطبیق موضوع جزء (۱-۲-) بند (الف) تبصره (۱۵) قانون بودجه سال ۱۴۰۳» در احکام درج میشود. این میزان ثابت نبوده و با هر گونه تغییر در حکم کارگزینی مشمولین، مجدداً محاسبه میشود.
❗️در ضمن بندهای موصوف به دوقلو در محاسبه پرداختی که[حقوق ثابت] مبنای محاسبه آنها میباشد، نظیر فوق العاده اضافه کار، فوق العاده ویژه، پاداش پایان خدمت و... احتساب خواهد شد.
کارگزین آنلاین
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
🔰با توجه به دریافتی های مختلف در سازمانها،این فرمول برای تمامی ادارات غیر قابل تسری است♦️
1⃣ ابتدا امتیاز مقابل اقلام ذیل را در عدد [۴۸۲۹] ضرب نمائید :
✓ حق شغل.
✓ حق شاغل.•
✓ فوق العاده مدیریت.
✓ فوق العاده ایثارگری بند (۲) ماده (۶۸)
✓ فوق العاده سختی کار.
✓ فوق العاده شغل.
🔻درضمن بابت [سنوات خدمت] و [تجربه] در یکسال گذشته بر حسب مدرک تحصیلی و همچنین ساعات دوره های آموزشی طی شده به امتیازات حق شاغل افزوده خواهد شد.
2⃣ تفاوت تطبیق موضوع ماده (۷۸) قانون مدیریت خدمات کشوری و بندهای موصوف به دوقلو در حکم، [بدون تغییر] باقی میماند.
3⃣ [۳۰۰۰] امتیاز ترمیم حقوق، صرفا در عدد (۴۸۲۹) ضرب شده و در یک ردیف مستقل درج میشود و همچنین در محاسبه سایر اقلام پرداختی محاسبه نمیشود.
4⃣ فوق العاده مناطق کمتر توسعه یافته و بدی آب و هوا نیز بر اساس ضریب محرومیت و درجه بدی آب و هوای محل خدمت بر مبنای
[حقوق ثابت] محاسبه خواهد شد.
5⃣ نحوه محاسبه فوق العاده ویژه موضوع بند (۱۰) ماده (۶۸) قانون مدیریت خدمات کشوری :
«حقوق ثابت[حق شغل+فوق العاده مدیریت+حق شاغل] + فوق العاده ایثارگری+ فوق العاده سختی کار+فوق العاده شغل»ضربدر درصد تعیین شده توسط دستگاه متبوع.
6⃣ نحوه محاسبه فوق العاده رتبه بندی معلمان :
مجموع امتیازات شغل، شاغل و فوق العاده شغل مندرج در حکم کارگزینی ضربدر درصد رتبه مربوطه
✓ آموزشیار معلم ۴۵٪
✓ مربی معلم ۵۵٪
✓ استادیارمعلم ۶۵٪
✓ دانشیارمعلم ۷۵٪
✓ استاد معلم ۹۰٪
7⃣ امتیاز کمک هزینه عائله مندی و حق اولاد موضوع بند (۴) ماده (۶۸) قانون مدیریت کشوری برای شاغلان مشمول ماده (۱۶) قانون حمایت از خانواده و جوانی جمعیت به ترتیب ۲۹۰۰ و ۱۷۸۰ و معادل ریالی امتیاز مذکور برای بازنشستگان و سایر مشمولان ماده مذکور تعیین میگردد :
۲۹۰۰×۴۸۲۹=[۱۴۰۰۴۱۰۰]
۱۷۸۰×۴۸۲۹=[۸۵۹۵۶۲۰]
🔸برای فرزند سوم و بیشتر به این ضرایب سی واحد درصد اضافه میشود :
۲۹۰۰×٪۳۰=۳۷۷۰×۴۸۲۹=[۱۸۲۰۵۳۳۰]
۱۷۸۰×٪۳۰=۲۳۱۴×۴۸۲۹=[۱۱۱۷۴۳۰۶]
8⃣ حداقل مبلغ مندرج در حکم کارگزینی و قرارداد منعقده ماهانه حقوق بگیران به میزان
[صد میلیون ریال] تعیین میشود.
و در صورت نرسیدن مجموع مبلغ مندرج در حکم کارگزینی و قرارداد حقوق بگیران به رقم مذکور، مابه التفاوت آن تا مبلغ (صدمیلیون ریال) با عنوان «تفاوت تطبیق موضوع جزء (۱-۲-) بند (الف) تبصره (۱۵) قانون بودجه سال ۱۴۰۳» در احکام درج میشود. این میزان ثابت نبوده و با هر گونه تغییر در حکم کارگزینی مشمولین، مجدداً محاسبه میشود.
❗️در ضمن بندهای موصوف به دوقلو در محاسبه پرداختی که[حقوق ثابت] مبنای محاسبه آنها میباشد، نظیر فوق العاده اضافه کار، فوق العاده ویژه، پاداش پایان خدمت و... احتساب خواهد شد.
کارگزین آنلاین
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
💢 تفاوت جذب و استخدام
✅ تعاریف
اولین تفاوتی که میتوان برای جذب و استخدام بیان کرد، معانی آنها است که استخدام به معنای جایگزین کردن استعداد جدید برای یک موقعیت شغلی خالی ایجاد شده است. در حالی که جذب، استراتژی بلندمدتی است که با کمک آن، سازمان از طریق مدیران منابع انسانی خود لیستی از افراد با استعداد و مهارت خاص تهیه کرده و از بین آنها استخدام را انجام میدهند.
✅ زمان اجرا
فرایند استخدام زمانی انجام میشود که یک موقعیت شغلی به دلایل مختلف از جمله استعفا کارمند قبلی، اخراج، ترک کار و… در سازمان ایجاد شود. این در حالی است که جذب طی یک برنامهریزی بلندمدت قبل از به وجود آمدن موقعیت شغلی خالی انجام میگیرد تا لیستی از بهترین داوطلبان تهیه شود.
✅ دستیابی به اهداف
استخدام معمولاً شامل حال کارمندان ردههای پایینتر میشود که نیازی به تخصص و مهارت خاصی ندارند از این رو در صورتی که فرد اشتباهی جایگزین شده باشد، زیان کمتری به سازمان وارد خواهد شد و با توجه به خزانه استعداد تهیه شده میتوان در فرصت کم نفر بعدی را جایگزین کرد. اما از آنجایی که فرایند جذب شامل موقعیتهای حساس و مهم سازمانی است، به کارگیری نیروی اشتباهی موجب وارد شدن خسارات مالی و ضرر و زیانهای جبرانناپذیر به سازمان خواهد شد.
✅ معایب
یکی از اصلیترین معایب فرایند استخدام این است که هرگاه یک فرصت شغلی خالی ایجاد شود و سازمان به نیرو نیاز داشته باشد، انجام میشود. این در برخی موارد موجب وارد شدن فشار به تیم مدیریت منابع انسانی برای پیدا کردن نیروی مناسب خواهد شد. از معایب فرایند جذب نیز میتوان به سرمایهگذاری بر روی زمان و امور مالی اشاره کرد. یکی از دلایل عمده این کار، بلندمدت بودن استراتژی انجام کار است./کانال مدیریت منابع انسانی
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
✅ تعاریف
اولین تفاوتی که میتوان برای جذب و استخدام بیان کرد، معانی آنها است که استخدام به معنای جایگزین کردن استعداد جدید برای یک موقعیت شغلی خالی ایجاد شده است. در حالی که جذب، استراتژی بلندمدتی است که با کمک آن، سازمان از طریق مدیران منابع انسانی خود لیستی از افراد با استعداد و مهارت خاص تهیه کرده و از بین آنها استخدام را انجام میدهند.
✅ زمان اجرا
فرایند استخدام زمانی انجام میشود که یک موقعیت شغلی به دلایل مختلف از جمله استعفا کارمند قبلی، اخراج، ترک کار و… در سازمان ایجاد شود. این در حالی است که جذب طی یک برنامهریزی بلندمدت قبل از به وجود آمدن موقعیت شغلی خالی انجام میگیرد تا لیستی از بهترین داوطلبان تهیه شود.
✅ دستیابی به اهداف
استخدام معمولاً شامل حال کارمندان ردههای پایینتر میشود که نیازی به تخصص و مهارت خاصی ندارند از این رو در صورتی که فرد اشتباهی جایگزین شده باشد، زیان کمتری به سازمان وارد خواهد شد و با توجه به خزانه استعداد تهیه شده میتوان در فرصت کم نفر بعدی را جایگزین کرد. اما از آنجایی که فرایند جذب شامل موقعیتهای حساس و مهم سازمانی است، به کارگیری نیروی اشتباهی موجب وارد شدن خسارات مالی و ضرر و زیانهای جبرانناپذیر به سازمان خواهد شد.
✅ معایب
یکی از اصلیترین معایب فرایند استخدام این است که هرگاه یک فرصت شغلی خالی ایجاد شود و سازمان به نیرو نیاز داشته باشد، انجام میشود. این در برخی موارد موجب وارد شدن فشار به تیم مدیریت منابع انسانی برای پیدا کردن نیروی مناسب خواهد شد. از معایب فرایند جذب نیز میتوان به سرمایهگذاری بر روی زمان و امور مالی اشاره کرد. یکی از دلایل عمده این کار، بلندمدت بودن استراتژی انجام کار است./کانال مدیریت منابع انسانی
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
👍1
ﺳﻂﺢ ﺷﻌﻮﺭ اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ
تصور کنید، مردی که همسرش به شدت بیمار است و چیزی به مرگش نمانده. تنها راه نجات یک داروی بسیار گران قیمت است که در شهر فقط یک نفر هست که آن را می فروشد. مرد فقیر داستان ما، هیچ پولی ندارد، هیچ آشنایی هم برای قرض گرفتن ندارد. به سراغ دارو فروش می رود و التماس می کند. به دست و پایش می افتد و عاجزانه خواهش می کند آن دارو را برای همسر بیمارش به عنوان وام یا قرض به او بدهد. دارو فروش به هیچ وجه راضی نمی شود. به هیچ وجه. حالا مرد ما دو راه دارد. یا دارو را بدزدد و یا نظاره گر مرگ همسرش باشد. مرد دارو را شبانه می دزدد و همسرش را از مرگ نجات می دهد. پلیس شهر او را دستگیر می کند.
کلبرگ، روانشناس و نظریه پرداز بزرگ قرن بیستم، با طرح این داستان از مردم خواست به دو سوال جواب دهند:
1- آیا کار آن مرد درست بود؟
2- آیا برای این دزدی، مرد باید مجازات شود؟ چرا؟
داستان معروف کلبرگ تمام بزرگان دنیا را به چالش کشید. وی پس از طرح آن گفت از روی جوابی که می توانید به این سوال بدهید من می توانم میزان هوش و شعور اجتماعی شما را تشخیص دهم و مهمترین قسمت این سنجش، پاسخ به سوال "چرا" در سوال دوم بود. هر کس جواب متفاوتی می داد. حتی سیاستمداران بزرگ دنیا به این سوال پاسخ دادند:
-آری، باید مجازات شود، دزدی به هر حال دزدی است.
- زیر پا گذاشتن مقررات، به هر حال گناه است. فارغ از بیماری همسرش.
- کار آن مرد درست نبود اما مجازات هم نشود. زیرا فقیر است و راهی نداشته.
اما هنگامی که از گاندی این سوال را پرسیدند، پاسخ عجیبی داد. گاندی گفت کار آن مرد درست بوده است و آن مرد نباید مجازات شود. چرا؟ زیرا قانون از آسمان نیامده است. ما انسان ها قانون را وضع می کنیم تا راحت تر زندگی کنیم. تا بتوانیم در زندگی اجتماعی کنار هم تاب بیاوریم. اما هنگامی که قانون منافی جان یک انسان بی گناه باشد، دیگر قانون نیست. جان انسان ها در اولویت است. آن قانون باید عوض شود. گاندی گفت انسان بر قانون مقدم است.
کلبرگ پس از شنیدن سخنان گاندی گفت بالاترین نمره ای که می توان به یک مغز داد همین است.
گاندی: "مغز ششم"
(بالاترین سطح شعور اجتماعی)
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
تصور کنید، مردی که همسرش به شدت بیمار است و چیزی به مرگش نمانده. تنها راه نجات یک داروی بسیار گران قیمت است که در شهر فقط یک نفر هست که آن را می فروشد. مرد فقیر داستان ما، هیچ پولی ندارد، هیچ آشنایی هم برای قرض گرفتن ندارد. به سراغ دارو فروش می رود و التماس می کند. به دست و پایش می افتد و عاجزانه خواهش می کند آن دارو را برای همسر بیمارش به عنوان وام یا قرض به او بدهد. دارو فروش به هیچ وجه راضی نمی شود. به هیچ وجه. حالا مرد ما دو راه دارد. یا دارو را بدزدد و یا نظاره گر مرگ همسرش باشد. مرد دارو را شبانه می دزدد و همسرش را از مرگ نجات می دهد. پلیس شهر او را دستگیر می کند.
کلبرگ، روانشناس و نظریه پرداز بزرگ قرن بیستم، با طرح این داستان از مردم خواست به دو سوال جواب دهند:
1- آیا کار آن مرد درست بود؟
2- آیا برای این دزدی، مرد باید مجازات شود؟ چرا؟
داستان معروف کلبرگ تمام بزرگان دنیا را به چالش کشید. وی پس از طرح آن گفت از روی جوابی که می توانید به این سوال بدهید من می توانم میزان هوش و شعور اجتماعی شما را تشخیص دهم و مهمترین قسمت این سنجش، پاسخ به سوال "چرا" در سوال دوم بود. هر کس جواب متفاوتی می داد. حتی سیاستمداران بزرگ دنیا به این سوال پاسخ دادند:
-آری، باید مجازات شود، دزدی به هر حال دزدی است.
- زیر پا گذاشتن مقررات، به هر حال گناه است. فارغ از بیماری همسرش.
- کار آن مرد درست نبود اما مجازات هم نشود. زیرا فقیر است و راهی نداشته.
اما هنگامی که از گاندی این سوال را پرسیدند، پاسخ عجیبی داد. گاندی گفت کار آن مرد درست بوده است و آن مرد نباید مجازات شود. چرا؟ زیرا قانون از آسمان نیامده است. ما انسان ها قانون را وضع می کنیم تا راحت تر زندگی کنیم. تا بتوانیم در زندگی اجتماعی کنار هم تاب بیاوریم. اما هنگامی که قانون منافی جان یک انسان بی گناه باشد، دیگر قانون نیست. جان انسان ها در اولویت است. آن قانون باید عوض شود. گاندی گفت انسان بر قانون مقدم است.
کلبرگ پس از شنیدن سخنان گاندی گفت بالاترین نمره ای که می توان به یک مغز داد همین است.
گاندی: "مغز ششم"
(بالاترین سطح شعور اجتماعی)
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
👍1
Forwarded from مسعود نیلی Masoud Nili
اصلاحات جامع اقتصادی در قاب بزرگ نظام حکمرانی
در مقالۀ حاضر به این موضوع پرداخته میشود که اصلاحات جامع اقتصادی در چه ظرفی از سیاست خارجی، سیاست داخلی و کیفیت تکنوکراسی شانس اجرای موفقیتآمیز را دارد و به این منظور، به رابطۀ متوالیِ بین سیاست خارجی، سیاست اقتصادی، سیاست داخلی و کیفیت تکنوکراسی پرداخته شده و نشان داده میشود که در سیاست خارجیِ «تعارضمحور» در مقابلِ سیاست خارجیِ «تعاملمحور»، نقش حکمرانیِ اقتصادی، از توسعۀ اقتصادی به توزیع رانت تنزّل پیدا میکند. هرچه شدت تنشهای خارجی بیشتر میشود، ابعاد شوکهای خارجی نیز بزرگتر شده و با بزرگترشدن تعداد و ابعاد شوکهای هزینهزای خارجی، رانتِ متّصل به حکمرانی اقتصادی هم افزایش پیدا میکند. با بزرگترشدن ابعاد رانت، آنانی که از قدرت بیشتر برخوردارند تلاش میکنند تا بهمنظور اطمینان بیشتر از عدم تغییر ریل سیاست خارجی به تعاملمحوری، رقبای بالفعل و بالقوۀ خود را در حکمرانی از میدان به در کنند و همین باعث میشود که سیاست داخلی به سمت مشارکت کمتر در حکمرانی حرکت کند. با کمترشدن مشارکت سیاسی، از یکطرف بهطور طبیعی، کیفیت تکنوکراسی دچار افت میشود و با تداوم افت کیفیت تکنوکراسی، خطاهای تصمیمگیری افزایش پیدا میکند و از طرف دیگر اصلاحات اقتصادی که در ذات خود، هدف رفع رانت و جایگزین کردن آن با کارایی را دنبال میکند غیرمحتملتر میشود. در این چرخۀ مخرّب، تنها پنجرۀ امید، واکنشهای طبیعی اقتصاد به عدمتعادلهای فزاینده و میزان آگاهی عمومی است.
در ادامه، مقاله بهصورت چند پرسش و پاسخ فرضی تهیه شده است؛ با این هدف که شاید از این طریق بتواند خواننده را با کارآیی بیشتر وارد مبحث اصلی کند.
در مقالۀ حاضر به این موضوع پرداخته میشود که اصلاحات جامع اقتصادی در چه ظرفی از سیاست خارجی، سیاست داخلی و کیفیت تکنوکراسی شانس اجرای موفقیتآمیز را دارد و به این منظور، به رابطۀ متوالیِ بین سیاست خارجی، سیاست اقتصادی، سیاست داخلی و کیفیت تکنوکراسی پرداخته شده و نشان داده میشود که در سیاست خارجیِ «تعارضمحور» در مقابلِ سیاست خارجیِ «تعاملمحور»، نقش حکمرانیِ اقتصادی، از توسعۀ اقتصادی به توزیع رانت تنزّل پیدا میکند. هرچه شدت تنشهای خارجی بیشتر میشود، ابعاد شوکهای خارجی نیز بزرگتر شده و با بزرگترشدن تعداد و ابعاد شوکهای هزینهزای خارجی، رانتِ متّصل به حکمرانی اقتصادی هم افزایش پیدا میکند. با بزرگترشدن ابعاد رانت، آنانی که از قدرت بیشتر برخوردارند تلاش میکنند تا بهمنظور اطمینان بیشتر از عدم تغییر ریل سیاست خارجی به تعاملمحوری، رقبای بالفعل و بالقوۀ خود را در حکمرانی از میدان به در کنند و همین باعث میشود که سیاست داخلی به سمت مشارکت کمتر در حکمرانی حرکت کند. با کمترشدن مشارکت سیاسی، از یکطرف بهطور طبیعی، کیفیت تکنوکراسی دچار افت میشود و با تداوم افت کیفیت تکنوکراسی، خطاهای تصمیمگیری افزایش پیدا میکند و از طرف دیگر اصلاحات اقتصادی که در ذات خود، هدف رفع رانت و جایگزین کردن آن با کارایی را دنبال میکند غیرمحتملتر میشود. در این چرخۀ مخرّب، تنها پنجرۀ امید، واکنشهای طبیعی اقتصاد به عدمتعادلهای فزاینده و میزان آگاهی عمومی است.
در ادامه، مقاله بهصورت چند پرسش و پاسخ فرضی تهیه شده است؛ با این هدف که شاید از این طریق بتواند خواننده را با کارآیی بیشتر وارد مبحث اصلی کند.
Telegraph
اصلاحات جامع اقتصادی در قاب بزرگ نظام حکمرانی
سؤال: آیا اصلاحات جامع اقتصادی برای همۀ کشورها موضوعیت دارد؟ پاسخ: خیر. اصلاحات اقتصادی فقط در کشورهایی موضوعیت پیدا میکند که در آنها، «مجموعهای» از «سیاستهای نادرست اقتصادی» بهصورت «سیستماتیک» و «بهطور مستمر» به اجرا درآمده است. سؤال: اساساً چرا سیاستهایی…
🌹ﺩﺭ ﯾﮏ ﺩﻫﮑﺪﻩﯼ ﮐﻮﭼﮏ ﻣﻌﻠﻢ ﻣﺪﺭﺳﻪ ﺍﺯ ﺩﺍﻧﺶ ﺁﻣﻮﺯﺍﻥ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﺗﺎ ﺗﺼﻮﯾﺮﯼ ﺍﺯ ﭼﯿﺰی که ﺑﺮﺍﯾﺸﺎﻥ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺑﺎ ﺍﺭﺯﺵ ﺍﺳﺖ ﺭﺍ ﺑﮑﺸﻨﺪ.🌺
ﺍﻭ ﺑﺎ ﺧﻮﺩ ﻓﮑﺮ میکرد ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﺑﭽﻪﻫﺎﯼ ﻓﻘﯿﺮ ﺣﺘﻤﺎ ﺗﺼﻮﯾﺮ ﺑﻮﻗﻠﻤﻮﻥ ﻭ ﻣﯿﺰ ﭘﺮ ﺍﺯ ﻏﺬﺍ ﺭﺍ میکشند. ﻭﻟﯽ ﻭﻗﺘﯽ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺑﭽﻪﻫﺎ ﻧﻘﺎﺷﯽ ﺳﺎﺩﻩ ﻭ ﮐﻮﺩﮐﺎﻧﻪی ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺗﺤﻮﯾﻞ ﺩﺍﺩ، ﻣﻌﻠﻢ ﺷﻮﮐﻪ ﺷﺪ.
ﺍﻭ ﺗﺼﻮﯾﺮ ﯾﮏ ﺩﺳﺖ ﺭﺍ ﮐﺸﯿﺪﻩ ﺑﻮﺩ. ﻭﻟﯽ ﺍﯾﻦ ﺩﺳﺖ ﭼﻪ ﮐﺴﯽ ﺑﻮﺩ؟ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺑﭽﻪﻫﺎ ﮔﻔﺖ ﻣﻦ ﻓﮑﺮ میکنم ﺍﯾﻦ ﺩﺳﺖ ﺧﺪﺍﺳﺖ ﮐﻪ به ما ﻏﺬﺍ میرﺳﺎﻧﺪ. ﺩﯾﮕﺮﯼ ﮔﻔﺖ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﺩﺳﺖ ﮐﺸﺎﻭﺭﺯﯼ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﮔﻨﺪﻡ میکارد. ﻣﻌﻠﻢ ﺑﺎﻻﯼ ﺳﺮ ﺁﻥ ﮐﻮﺩﮎ ﺭﻓﺖ ﻭ ﺍﺯ ﺍﻭ ﭘﺮﺳﯿﺪ ﺍﯾﻦ ﺩﺳﺖ ﭼﻪ ﮐﺴﯽ ﺍﺳﺖ؟ ﮐﻮﺩﮎ ﺩﺭ ﺣﺎلی که ﺧﺠﺎﻟﺖ میکشید گفت: خانم این دست شماست.
ﻣﻌﻠﻢ به یاﺩ ﺁﻭﺭﺩ ﮐﻪ ﺍﺯ ﻭﻗﺘﯽ ﺍﯾﻦ ﮐﻮﺩﮎ ﭘﺪﺭ ﻭ ﻣﺎﺩﺭﺵ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺩﻩ ﺑﻮﺩ ﺑﻪ ﺑﻬﺎﻧﻪﻫﺎﯼ ﻣﺨﺘﻠﻒ ﭘﯿﺶ ﺍﻭ میآمد ﺗﺎ ﺧﺎﻧﻢ ﻣﻌﻠﻢ ﺩﺳﺖ ﻧﻮﺍﺯﺷﯽ ﺑﺮ ﺳﺮ ﺍﻭ ﺑﮑﺸﺪ ویکتور هوگو میگوید: ﺍﯾﻤﺎﻥ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺵ ﮐﻪ ﮐﻮﭼکترﯾﻦ محبتها ﺍﺯ ضعیفترﯾﻦ ﺣﺎﻓﻈﻪﻫﺎ ﭘﺎﮎ نمیشوﺩ . .
ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺫﺭﻩی ﻛﺎهی است، ﻛﻪ ﻛﻮﻫﺶ ﻛﺮﺩﯾﻢ
ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻧﺎﻡ ﻧﮑﻮﯾﯽ اﺳﺖ ﻛﻪ ﺧوﺎﺭﺵ ﻛﺮﺩﯾﻢ
ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻧﯿﺴﺖ بجز ﻧﻢ ﻧﻢ ﺑﺎﺭﺍﻥ ﺑﻬﺎﺭ،
ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻧﯿﺴﺖ ﺑﺠﺰ ﺩﯾﺪﻥ ﯾﺎﺭ،
ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻧﯿﺴﺖ ﺑﺠﺰ ﻋﺸﻖ،
ﺑﺠﺰ ﺣﺮﻑ ﻣﺤﺒﺖ ﺑﻪ ﻛﺴﯽ
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
ﺍﻭ ﺑﺎ ﺧﻮﺩ ﻓﮑﺮ میکرد ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﺑﭽﻪﻫﺎﯼ ﻓﻘﯿﺮ ﺣﺘﻤﺎ ﺗﺼﻮﯾﺮ ﺑﻮﻗﻠﻤﻮﻥ ﻭ ﻣﯿﺰ ﭘﺮ ﺍﺯ ﻏﺬﺍ ﺭﺍ میکشند. ﻭﻟﯽ ﻭﻗﺘﯽ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺑﭽﻪﻫﺎ ﻧﻘﺎﺷﯽ ﺳﺎﺩﻩ ﻭ ﮐﻮﺩﮐﺎﻧﻪی ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺗﺤﻮﯾﻞ ﺩﺍﺩ، ﻣﻌﻠﻢ ﺷﻮﮐﻪ ﺷﺪ.
ﺍﻭ ﺗﺼﻮﯾﺮ ﯾﮏ ﺩﺳﺖ ﺭﺍ ﮐﺸﯿﺪﻩ ﺑﻮﺩ. ﻭﻟﯽ ﺍﯾﻦ ﺩﺳﺖ ﭼﻪ ﮐﺴﯽ ﺑﻮﺩ؟ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺑﭽﻪﻫﺎ ﮔﻔﺖ ﻣﻦ ﻓﮑﺮ میکنم ﺍﯾﻦ ﺩﺳﺖ ﺧﺪﺍﺳﺖ ﮐﻪ به ما ﻏﺬﺍ میرﺳﺎﻧﺪ. ﺩﯾﮕﺮﯼ ﮔﻔﺖ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﺩﺳﺖ ﮐﺸﺎﻭﺭﺯﯼ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﮔﻨﺪﻡ میکارد. ﻣﻌﻠﻢ ﺑﺎﻻﯼ ﺳﺮ ﺁﻥ ﮐﻮﺩﮎ ﺭﻓﺖ ﻭ ﺍﺯ ﺍﻭ ﭘﺮﺳﯿﺪ ﺍﯾﻦ ﺩﺳﺖ ﭼﻪ ﮐﺴﯽ ﺍﺳﺖ؟ ﮐﻮﺩﮎ ﺩﺭ ﺣﺎلی که ﺧﺠﺎﻟﺖ میکشید گفت: خانم این دست شماست.
ﻣﻌﻠﻢ به یاﺩ ﺁﻭﺭﺩ ﮐﻪ ﺍﺯ ﻭﻗﺘﯽ ﺍﯾﻦ ﮐﻮﺩﮎ ﭘﺪﺭ ﻭ ﻣﺎﺩﺭﺵ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺩﻩ ﺑﻮﺩ ﺑﻪ ﺑﻬﺎﻧﻪﻫﺎﯼ ﻣﺨﺘﻠﻒ ﭘﯿﺶ ﺍﻭ میآمد ﺗﺎ ﺧﺎﻧﻢ ﻣﻌﻠﻢ ﺩﺳﺖ ﻧﻮﺍﺯﺷﯽ ﺑﺮ ﺳﺮ ﺍﻭ ﺑﮑﺸﺪ ویکتور هوگو میگوید: ﺍﯾﻤﺎﻥ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺵ ﮐﻪ ﮐﻮﭼکترﯾﻦ محبتها ﺍﺯ ضعیفترﯾﻦ ﺣﺎﻓﻈﻪﻫﺎ ﭘﺎﮎ نمیشوﺩ . .
ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺫﺭﻩی ﻛﺎهی است، ﻛﻪ ﻛﻮﻫﺶ ﻛﺮﺩﯾﻢ
ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻧﺎﻡ ﻧﮑﻮﯾﯽ اﺳﺖ ﻛﻪ ﺧوﺎﺭﺵ ﻛﺮﺩﯾﻢ
ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻧﯿﺴﺖ بجز ﻧﻢ ﻧﻢ ﺑﺎﺭﺍﻥ ﺑﻬﺎﺭ،
ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻧﯿﺴﺖ ﺑﺠﺰ ﺩﯾﺪﻥ ﯾﺎﺭ،
ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻧﯿﺴﺖ ﺑﺠﺰ ﻋﺸﻖ،
ﺑﺠﺰ ﺣﺮﻑ ﻣﺤﺒﺖ ﺑﻪ ﻛﺴﯽ
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
💢 در تصمیم گیری، کوتاه مدت بیندیشیم یا بلندمدت؟
زمانی در انگلستان قانونی تصویب شد که کلینیک های ناباروری را ملزم می کرد تا نرخ موفقیت فعالیت هایشان را به صورت شفاف گزارش کنند تا مشتریان بتوانند با چشمان باز تصمیم بگیرند.
در پاسخ به این تغییر قانونی، برخی از کلینیک ها یک فرآیند پالایش و انتخاب مشتری تعریف کردند که در آن تنها بیمارانی که مشکل آن ها روتین و شناخته شده بود، و با احتمال بالایی درمان می شدند، را پذیرش می کردند. بدین ترتیب این کلینیک های انگلیسی کارنامه ی خود را با پذیرش مورد های سختی که ممکن است درمان نشود لکه دار نمی کردند.
اما نتیجه چه بود؟ آن ها با پذیرش موردهایی که به درمان آنها اطمینان داشتند نرخ موفقیت درمانی خود را افزایش دادند و کارنامه ی موفق تری برای خود دست و پا کردند و متعاقب آن مشتریان بیشتری به آن ها جذب شدند و نتیجه، موفقیت مالی آن ها در چند سالِ اولِ پس از تغییر قانون بود.
اما پس از گذشت پنج سال اول، اوضاع برای این کلینیک های زرنگ کم کم تغییر کرد. به دلیلی که آن ها از آن سر در نمی آوردند، وضع کلینیک های دسته ی دوم (آن دسته ای که همه ی بیماران مراجعه کننده را پذیرش می کردند) روز به روز بهتر می شد اما عملکرد آن ها افت می کرد. کلینیک های زرنگ نهایتا به اساتید دانشکده ی مدیریت لندن (LBS) مراجعه کردند بلکه آن ها بتوانند چشم آن ها را به آنچه اتفاق افتاده بود باز کنند.
وقتی که «فریک ورمیولن»، یکی از اساتید LBS، شرایط آن ها را بررسی کرد به آن گفت که دوای درد شما «تئوری نوآوری» است:
در احوال سازمان های موفقِ نوآور داریم که آن ها تعادلی بین «بهره برداری اثربخش از داشته های فعلی» و «اکتشاف برای خلق توانمندی های آینده» برقرار می کنند. هرچیزی که در بلند مدت تعادل بین «بهره برداری» و «اکتشاف» را بر هم بزند سازمان را از توسعه ی توانمندی های جدید و نوآوری باز می دارد.
چیزی که این کلینیک های «زرنگ» متوجه نبودند این بود که پزشکان از تلاش برای درمان مورد های دشوار درس های زیادی یاد می گیرند. یافته ها «ورمیولن» نشان داد که یادگیری ها و برکات حاصل از تلاش برای درمان مورد های دشوار آنقدر زیاد بود که پس از چند سال این کلینیک ها از نظر فرآیند ها و تکنیک های درمانی و آزمایشگاهی کاملا سرآمد و برتر شدند و توانستند دسته ی اول را که با زرنگی تصمیم گرفته بودند تنها مورد های ساده را پذیرش کنند پشت سر بگذارند.
در طول زمان، آن ها علی رغم اینکه مورد های سخت و غیر قابل درمان را نیز می پذیرفتند نرخ موفقیت بیشتری کسب کردند! کلینیک های دسته ی اول در حقیقت بدون آنکه خود متوجه شوند با بر هم زدن تعادل بین «بهره برداری» و «اکتشاف» در طولانی مدت خودزنی کرده بودند.
مشکل اینجا است که «بدون دانستن تئوری»، کلینیک های دسته ی اول حتی نمی فهمند که چه بلایی بر سرشان آمده است. بعلاوه موفقیت چند سال اول باعث شده بود که «پذیرش بیماران ساده» آخرین جایی باشد که آن ها به عنوان ریشه ی مشکل به آن مشکوک می شوند. از دید آن ها ماجرا اینطور بود که: آن ها با هوشیاری و فرصت شناسی یک رویه ی خوب را به کار گرفتند و همه چیز خوب پیش می رفت تا اینکه عاملی ناشناخته به یکباره همه چیز را بر هم زد. جالب تر اینکه در این میان موفقیت ابتدایی آن ها باعث شده بود تا چندین کلینیک دیگر هم از آن ها تقلید کنند.
دنیای کسب و کار جای پیچیده ای است و بعضی اقدامات، آثار کوتاه مدت و بلند مدت متفاوت و کاملا متضادی دارند. بدون تئوری، حتی ممکن است نفهمی چه بلایی بر سرت آمده است.✍دکتردانشفرد
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
زمانی در انگلستان قانونی تصویب شد که کلینیک های ناباروری را ملزم می کرد تا نرخ موفقیت فعالیت هایشان را به صورت شفاف گزارش کنند تا مشتریان بتوانند با چشمان باز تصمیم بگیرند.
در پاسخ به این تغییر قانونی، برخی از کلینیک ها یک فرآیند پالایش و انتخاب مشتری تعریف کردند که در آن تنها بیمارانی که مشکل آن ها روتین و شناخته شده بود، و با احتمال بالایی درمان می شدند، را پذیرش می کردند. بدین ترتیب این کلینیک های انگلیسی کارنامه ی خود را با پذیرش مورد های سختی که ممکن است درمان نشود لکه دار نمی کردند.
اما نتیجه چه بود؟ آن ها با پذیرش موردهایی که به درمان آنها اطمینان داشتند نرخ موفقیت درمانی خود را افزایش دادند و کارنامه ی موفق تری برای خود دست و پا کردند و متعاقب آن مشتریان بیشتری به آن ها جذب شدند و نتیجه، موفقیت مالی آن ها در چند سالِ اولِ پس از تغییر قانون بود.
اما پس از گذشت پنج سال اول، اوضاع برای این کلینیک های زرنگ کم کم تغییر کرد. به دلیلی که آن ها از آن سر در نمی آوردند، وضع کلینیک های دسته ی دوم (آن دسته ای که همه ی بیماران مراجعه کننده را پذیرش می کردند) روز به روز بهتر می شد اما عملکرد آن ها افت می کرد. کلینیک های زرنگ نهایتا به اساتید دانشکده ی مدیریت لندن (LBS) مراجعه کردند بلکه آن ها بتوانند چشم آن ها را به آنچه اتفاق افتاده بود باز کنند.
وقتی که «فریک ورمیولن»، یکی از اساتید LBS، شرایط آن ها را بررسی کرد به آن گفت که دوای درد شما «تئوری نوآوری» است:
در احوال سازمان های موفقِ نوآور داریم که آن ها تعادلی بین «بهره برداری اثربخش از داشته های فعلی» و «اکتشاف برای خلق توانمندی های آینده» برقرار می کنند. هرچیزی که در بلند مدت تعادل بین «بهره برداری» و «اکتشاف» را بر هم بزند سازمان را از توسعه ی توانمندی های جدید و نوآوری باز می دارد.
چیزی که این کلینیک های «زرنگ» متوجه نبودند این بود که پزشکان از تلاش برای درمان مورد های دشوار درس های زیادی یاد می گیرند. یافته ها «ورمیولن» نشان داد که یادگیری ها و برکات حاصل از تلاش برای درمان مورد های دشوار آنقدر زیاد بود که پس از چند سال این کلینیک ها از نظر فرآیند ها و تکنیک های درمانی و آزمایشگاهی کاملا سرآمد و برتر شدند و توانستند دسته ی اول را که با زرنگی تصمیم گرفته بودند تنها مورد های ساده را پذیرش کنند پشت سر بگذارند.
در طول زمان، آن ها علی رغم اینکه مورد های سخت و غیر قابل درمان را نیز می پذیرفتند نرخ موفقیت بیشتری کسب کردند! کلینیک های دسته ی اول در حقیقت بدون آنکه خود متوجه شوند با بر هم زدن تعادل بین «بهره برداری» و «اکتشاف» در طولانی مدت خودزنی کرده بودند.
مشکل اینجا است که «بدون دانستن تئوری»، کلینیک های دسته ی اول حتی نمی فهمند که چه بلایی بر سرشان آمده است. بعلاوه موفقیت چند سال اول باعث شده بود که «پذیرش بیماران ساده» آخرین جایی باشد که آن ها به عنوان ریشه ی مشکل به آن مشکوک می شوند. از دید آن ها ماجرا اینطور بود که: آن ها با هوشیاری و فرصت شناسی یک رویه ی خوب را به کار گرفتند و همه چیز خوب پیش می رفت تا اینکه عاملی ناشناخته به یکباره همه چیز را بر هم زد. جالب تر اینکه در این میان موفقیت ابتدایی آن ها باعث شده بود تا چندین کلینیک دیگر هم از آن ها تقلید کنند.
دنیای کسب و کار جای پیچیده ای است و بعضی اقدامات، آثار کوتاه مدت و بلند مدت متفاوت و کاملا متضادی دارند. بدون تئوری، حتی ممکن است نفهمی چه بلایی بر سرت آمده است.✍دکتردانشفرد
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Forwarded from Proxy MTProto | پروکسی (|•𝓗𝓸𝓼𝓼𝓮𝓲𝓷🥀•|)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مسیر موفقیت این شکلیه دوستان.
بالا و پایین داره
پروکسی | پروکسی | پروکسی | پروکسی |
پروکسی | پروکسی | پروکسی | پروکسی |
پروکسی | پروکسی | پروکسی | پروکسی |
ایرانسل | پروکسی | پروکسی | پروکسی |
پروکسی | پروکسی | پروکسی | پروکسی |
همراه | همراه | همراه | همراه | همراه |
ربات پروكسي | همراه | ایرانسل | پروکسی
_
🥀 @iProxy
بالا و پایین داره
پروکسی | پروکسی | پروکسی | پروکسی |
پروکسی | پروکسی | پروکسی | پروکسی |
پروکسی | پروکسی | پروکسی | پروکسی |
ایرانسل | پروکسی | پروکسی | پروکسی |
پروکسی | پروکسی | پروکسی | پروکسی |
همراه | همراه | همراه | همراه | همراه |
ربات پروكسي | همراه | ایرانسل | پروکسی
_
🥀 @iProxy
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تاوان فهم، درده..... نمیشه که هم بفهمی و هم درد نکشی..
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
💎 با مدیران شایسته همراه شوید
🆔@Competentmanagers
Forwarded from سیدجعفر حسینی
می رود قافله ی عمر،چه ها می ماند؟
هر که غفلت کند از قافله جا می ماند
شیشه عمر چه زیباست ولی حساس است
که به رویش اثر لکه و "ها" می ماند
باید از شیشه خود لکه زدایی بکنی
خوب و بد در پس این شیشه به جا می ماند
هر که نیکی کند و دست کسی را گیرد
دست او یک سره در دست خدا می ماند
هر که یک ذره در این حادثه ظالم باشد
آخر قصــــه گرفتـــــــار بلا می مانـــد
هر که غفلت کند از قافله جا می ماند
شیشه عمر چه زیباست ولی حساس است
که به رویش اثر لکه و "ها" می ماند
باید از شیشه خود لکه زدایی بکنی
خوب و بد در پس این شیشه به جا می ماند
هر که نیکی کند و دست کسی را گیرد
دست او یک سره در دست خدا می ماند
هر که یک ذره در این حادثه ظالم باشد
آخر قصــــه گرفتـــــــار بلا می مانـــد
Forwarded from HR 34000 (Samane Hajiasgari)
۲۵ فروردین
روز ملی منابع انسانی مبارک
توسعه انسان، منشا توسعه جهان است.
۱۴۰۳۰۱۲۵
سیزدهمین سال
نکوداشت روز ملی منابع انسانی
لینک ثبت نام وبینار:
https://simorghacademy.org/hrday
شرکت در این مراسم آنلاین بوده و هزینه ای دربرندارد، ولی ثبت نام ضرورت دارد.
روز ملی منابع انسانی مبارک
توسعه انسان، منشا توسعه جهان است.
۱۴۰۳۰۱۲۵
سیزدهمین سال
نکوداشت روز ملی منابع انسانی
لینک ثبت نام وبینار:
https://simorghacademy.org/hrday
شرکت در این مراسم آنلاین بوده و هزینه ای دربرندارد، ولی ثبت نام ضرورت دارد.